WEBVTT

00:00.464 --> 00:10.101
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:12.458 --> 00:13.458
‫نامه داری.

00:21.208 --> 00:22.333
‫الکس عزیز

00:22.416 --> 00:24.541
‫آدرس مکانی که موقتاً توش
‫هستیم رو برات می‌نویسم

00:24.625 --> 00:26.250
‫خونۀ پدرم رابرت.

00:26.333 --> 00:29.041
‫من و گاس اینجا هستیم،
.چون مامان زندانـه

00:30.166 --> 00:34.583
‫گاس داره دوباره نقاشی می‌کشـه، یجورایی
نقاشی می‌کشـه که بزنیم روی سوراخ‌های دیوار

00:34.666 --> 00:36.500
‫اما همه‌شون یجورایی عجیبـن.

00:36.583 --> 00:39.000
‫دیروز یه نقاشی از من با موهای قرمز کشید

00:39.083 --> 00:42.041
‫که توش دارم از اون مغازه مرغ فروشی
بزرگ و قرمز ‫توی خیابون بَرت میام بیرون

00:42.125 --> 00:44.250
‫اسمـش رو گذاشته
".بهتر قرمزی باشی تا این که بمیری"

00:45.750 --> 00:48.666
‫و الان هم داره داستان آشنایی مادرم
‫با پدرم رو نقاشی می‌کنـه.

00:48.750 --> 00:52.250
‫اون هیچ‌وقت بهمون نگفت که چی
‫باعث شده اونطوری خونه رو ول کنـه و بره.

00:52.916 --> 00:56.291
‫اما خب به هر دلیلی، اون یه روزی
میاد بیرون و ‫به سمت شمال میره.

00:56.875 --> 01:00.625
‫بیرون شهر تاونزویل که بوده، یه آدم روانی
‫اون رو به زور سوار ماشینـش کرده

01:00.708 --> 01:03.541
‫و رفته به سمت مزرعه‌های نیشکر

01:05.166 --> 01:07.666
‫که یهو بر می‌خورن به یه قسمت درحال تعمیر،
‫واسه همین مجبور میشه وایسه

01:08.166 --> 01:09.875
‫صدات در نیاد

01:11.000 --> 01:12.000
‫لعنت بهش!

01:13.791 --> 01:16.666
‫و مامانـم همونجا از داخل ماشین
‫شیرجه می‌زنه روی آسفالت‌ها

01:17.833 --> 01:18.833
‫لعنت!

01:26.875 --> 01:28.166
‫هی، یواش!

01:29.958 --> 01:32.500
‫چیزی نیست، عزیزم. هوات رو دارم.
‫تو خوبی. خوبی.

01:33.625 --> 01:34.625
‫یا مسیح.

01:36.000 --> 01:37.000
‫ممنون.

01:42.583 --> 01:46.416
‫اونجا مامانـم زل می‌زنه به چشای
‫آبی و نافذ مردی که نجاتـش داده.

01:47.125 --> 01:49.041
‫و اون مرد رابرت بل بود...

01:49.125 --> 01:50.125
‫روز خوش.

01:50.166 --> 01:51.166
‫پدرم.

01:52.166 --> 01:55.125
« پسری که جهان را قورت داد »

01:55.208 --> 02:00.083
« قسمت چهارم: پسری که پدرش را از دست می‌دهد »

02:13.875 --> 02:17.416
[معروف‌ترین فرارها از زندان های استرالیا]

02:20.250 --> 02:21.833
‫آه...

02:41.625 --> 02:42.625
‫لعنت بهش.

02:42.958 --> 02:44.416
‫آه...

02:46.000 --> 02:47.000
‫سلام علیکـم.

02:52.083 --> 02:54.375
‫آه...

03:43.916 --> 03:44.916
‫آه، آره.

03:45.458 --> 03:46.625
‫اهمم.

03:48.958 --> 03:50.166
‫هم...

03:50.916 --> 03:51.916
‫اوه، لعنت.
‫لعنت.

03:51.958 --> 03:53.500
‫اوه لعنتی!
‫گندش بزنن!

03:55.041 --> 03:55.875
‫کمک! کمک!

03:55.958 --> 03:58.708
‫اوه! اوه!

03:58.791 --> 04:00.541
‫آه!

04:01.125 --> 04:02.333
‫کمک! کمک!
‫کمک!

04:02.416 --> 04:03.776
‫- پدر، این دیگه...
‫- یا خدا.

04:09.916 --> 04:11.333
‫اوه!

04:11.416 --> 04:13.416
‫این چه کاری بود کردی؟

04:13.500 --> 04:16.666
‫- شلوارت داشت می‌سوخت‌ها.
‫- خب درش آورده بودم، کله‌پوک.

04:18.625 --> 04:20.125
‫همه‌چی مرتبه، رابرت؟

04:23.125 --> 04:24.833
‫خیلی خب رفقا، نمایش تموم شد.

04:25.458 --> 04:26.875
‫- خیلی خب.
‫- ممنون.

04:28.375 --> 04:30.541
‫- بیا بریم.
‫- عینک‌هام کجان؟

04:32.750 --> 04:34.541
‫عینک‌هام کجان رفقا؟

04:38.708 --> 04:40.625
‫بوی گند روغن تربانتین میاد.

04:43.708 --> 04:44.708
‫چی شد؟

04:46.375 --> 04:48.000
‫فقط داشتم سعی می‌کردم یه مشروبی بزنم.

04:48.083 --> 04:49.723
‫شاید بهتر باشه دفعه بعد
‫بری عرق فروشی.

04:49.750 --> 04:54.416
‫شما هم شاید باید دیگه پول‌هایی که از
‫حمایت از کودکان بهم میدن رو خرج رنگ و اینا نکنید.

04:54.500 --> 04:56.541
‫شایدم تو باید ما رو ببری مادرمون رو ببینیم.

04:56.625 --> 04:58.333
‫اسمـش آگورافوبیا هست، ایلای.

04:58.416 --> 05:02.166
‫آگورافوبیا. یعنی ترس از مکان‌های عمومی
‫که کلی آدم داخل آنها است.

05:02.250 --> 05:04.208
‫این تعریف دیکشنری آکسفورده.

05:04.291 --> 05:06.583
‫- به یکی دیگه بگید ببرتتون.
‫- کی مثلاً؟

05:06.666 --> 05:08.875
‫خب، من چمی‌دونم.
‫شاید رفیق پیرتون اسلیم هالیدی

05:08.958 --> 05:10.125
‫اسلیم حتی نزدیک اونجا هم نمیشه.

05:10.208 --> 05:11.666
‫قبلاً ازش خواستیم.

05:11.750 --> 05:14.500
‫جواب نده. حفاظت از کودکانـه.

05:14.583 --> 05:16.833
‫باید قبل از این که ببرنتون پرورشگاه

05:16.916 --> 05:18.356
‫پاشید خبر مرگتون برید مدرسه.

05:18.416 --> 05:20.791
‫اینطوری نگام نکن، ایلای بل!

05:20.875 --> 05:24.208
‫به من چه پدرخوندۀ کوفتی‌تون
‫رو یه کوسه خورده.

05:30.083 --> 05:31.875
‫اوه، شرمنده.

05:32.958 --> 05:36.250
‫خب ببنید، عصری میرم حق بیمه بیکاریـم رو می‌گیرم

05:36.333 --> 05:40.291
‫بعدش می‌تونید برید برای شام
‫مرغ و سیب زمینی سرخ کرده بگیرید، خب؟

05:41.208 --> 05:42.333
‫شام خانوادگی.

05:43.291 --> 05:44.291
‫آره؟

05:45.666 --> 05:48.583
‫مرغ، سیب زمینی سرخ کرده.
‫فردا حالـم بهتر میشه.

05:49.791 --> 05:51.000
‫آه...

05:53.416 --> 05:54.416
‫شرمنده رفیق.

06:14.333 --> 06:17.250
[دپارتمان سلامتی و رفاۀ کوئینزلند]

06:37.166 --> 06:38.541
[جناب هالیدی عزیز]

06:38.625 --> 06:41.208
[درخواست داریم جهت نمونه برداری از غدۀ لنفاوی]

06:41.291 --> 06:44.541
[فوراً به بیمارستان سلطنتی بریزبن مراجعه کنید]

07:13.916 --> 07:14.916
‫پری‌ کوچولو.

07:16.833 --> 07:19.458
‫راسته برادرت با تبر زده
انگشتت رو قطع کرده؟

07:19.541 --> 07:20.666
‫تصادفی بود.

07:23.291 --> 07:24.708
‫می‌خوای حقش رو بزاریم کف دستـش؟

07:25.333 --> 07:28.458
‫باید از حق خودت دفاع کنی رفیق،
‫وگرنه هر روز بدتر میشه.

07:29.333 --> 07:31.958
‫دفعه بعد ممکنـه کیرت رو قطع کنـه.

07:32.041 --> 07:35.333
‫- ما داریم یه گنگ راه می‌ندازیم، می‌خوای ملحق شی؟
‫- فکر می‌کردم توی دار و دستۀ "دارن" باشید

07:35.416 --> 07:37.896
‫دارن مدرسه رو ول کرد که به مامانـش
‫توی کسب و کارش کمک کنـه.

07:38.416 --> 07:40.416
‫چی؟ داره به "بیک" کمک می‌کنـه
‫رستوران رو بگردونـه؟

07:40.500 --> 07:42.041
‫نه اون یکی کاسبیش، احمق.

07:43.333 --> 07:46.583
‫- چیزی درموردش نمی‌دونم.
‫- معلومـه نمی‌دونی.

07:46.666 --> 07:48.833
‫شنیدم مامانـت سه چهار سالی
‫باید بخاطر مواد آب خنک بخوره.

07:48.916 --> 07:51.833
‫اوضاعش توی زندان بوگو روود ردیفـه؟
‫نکنـه هنوز نرفتی اونجا؟

07:52.583 --> 07:55.125
‫شنیدم اونجا همه‌شون لزبین هستن
‫اونا هم که نیستن باید به زندانبان‌ها بدن.

07:57.375 --> 08:00.583
‫اگه می‌خوای بری ملاقات، قبلـش باید
‫یه تیپ اساسی بزنی.

08:01.083 --> 08:02.833
‫یه شامپوی خوب هم باید بزنی به موهات.

08:05.583 --> 08:08.125
‫- گرفتمـش! گرفتمـش! یکی کمک کنـه.
‫- نه!

08:09.833 --> 08:11.791
‫- خیلی خب، دست‌هاش رو باز کنید.
‫- آروم باش رفیق.

08:11.875 --> 08:13.958
‫یالا. ولـم کن بابی.

08:15.583 --> 08:17.791
‫- بیخیال بچه‌ها! ولـم کنید!
‫- حال میده؟

08:17.875 --> 08:21.000
‫همه‌جا بمال. به ریشه
‫موها هم بزنیم که قوی بشن.

08:22.291 --> 08:23.875
‫- خوبـه.
‫- ولـم کنید!

08:24.583 --> 08:25.750
‫چه حسی داره، ایلای؟

08:30.625 --> 08:32.000
‫ویدئو رو گرفتی؟

08:35.916 --> 08:36.916
‫هی، ایلای.

08:47.583 --> 08:48.583
‫چی شده؟

08:50.875 --> 08:54.916
‫سس گوجه‌ست. بابی لینیت
‫و رفیق‌هاش خفتـم کردن.

08:59.541 --> 09:01.208
‫- می‌خوای دخلشون رو بیارم؟
‫- نه.

09:01.291 --> 09:03.458
‫باید یادم بگیرم خودم حریفشون بشم.

09:04.458 --> 09:06.208
‫قرمزی بودن بهتر از مرده بودنـه، درسته؟

09:17.791 --> 09:18.791
‫بهتر میشه.

09:19.833 --> 09:20.666
‫چی؟

09:20.750 --> 09:21.833
‫این زندگی.

09:22.750 --> 09:25.250
‫انقد خوب که یادت بره یه زمانی بد بوده.

09:29.958 --> 09:30.958
‫حتماً

09:31.958 --> 09:33.625
‫چطوری اون وقت؟

09:35.250 --> 09:36.250
‫میشه دیگه.

09:37.083 --> 09:38.250
‫من قبلاً اینجا بودم.

09:40.541 --> 09:42.708
‫چی داری میگی، گاس؟

09:42.791 --> 09:44.625
‫ما یک زندگی رو بارها و بارها زندگی می‌کنیم.

09:45.416 --> 09:49.250
‫وقتی که بمیری، برمی‌گردی
‫و دوباره زندگی می‌کنی، همون رو به شکل دیگه‌ای.

09:49.833 --> 09:52.583
‫اسلیم نظریه متفاوتی داشت.

09:52.666 --> 09:54.166
‫این یه نظریه نیست.

09:54.958 --> 09:57.000
‫من و تو قبلاً هم یک بار مردیم، یادتـه؟

09:57.083 --> 09:58.208
‫و دوباره برگشتیم.

10:05.250 --> 10:08.416
‫هردفعه تلاش می‌کنیم و اشتباهاتی
‫که کردیم رو تصور می‌کنم

10:08.500 --> 10:10.041
‫اینطوری می‌فهمم چطوری باید درستشون کنم.

10:11.583 --> 10:14.250
‫جسته گریخته یه چیزایی به ذهنـم میاد

10:14.333 --> 10:16.833
‫آینده اینطوری با آدم صحبت می‌کنـه.

10:23.166 --> 10:25.206
‫اون صدای پشت تلفن قرمز رو یادتـه، درسته؟

10:25.250 --> 10:26.291
‫آره.

10:26.375 --> 10:28.333
‫یادت هست چطوری فکر کردی
‫که می‌شناسیش؟

10:29.500 --> 10:30.750
‫فکر می‌کنم اون من بودم.

10:33.666 --> 10:35.791
‫داشتم از آینده باهات صحبت می‌کردم.

10:43.625 --> 10:44.625
‫ببین.

10:45.208 --> 10:47.583
‫گاس، خوبه که الان داریم صحبت می‌کنیم، اما...

10:49.500 --> 10:52.041
‫خواهش می‌کنم روانی نشو.

10:53.583 --> 10:55.041
‫زندگی همینطوریـش هم به اندازه کافی سختـه.

11:35.666 --> 11:36.666
‫کمک!

12:05.916 --> 12:07.875
‫هی.
‫هی، نگهبان!

12:11.833 --> 12:15.000
‫فرانکی، میشه انقد رو مخ نری.
‫این دفعه دیگه چیـه؟

12:15.083 --> 12:17.708
‫من هنوز هم منتظرم که بتونم
‫با بچه‌هام ارتباط برقرار کنم.

12:17.791 --> 12:22.166
‫- تلفن که داریم. تو شماره داری؟
‫- آره، شماره همسر سابقـم هست و جواب نمیده

12:22.250 --> 12:24.916
‫- پس براشون نامه بنویس.
‫- آره، نوشتـم. جواب ندادن.

12:25.000 --> 12:26.958
‫خب پس دوباره بنویس.

12:28.166 --> 12:29.458
‫من می‌دونم اینجا چه خبره.

12:30.458 --> 12:32.833
‫بگو خب. چه خبره؟

12:32.916 --> 12:36.250
‫تیم کاتن کوفتی نمی‌خواد من
‫با خانواده‌ام صحبت کنـم.

12:37.000 --> 12:39.875
‫- اصلاً نمی‌فهمم چی داری میگی.
‫- از کاراگاه کاتن بپرس.

12:40.375 --> 12:44.458
‫من فقط واقعاً دلـم نمی‌خواد مثل بقیه
‫با خانواده‌ام صحبت کنـم.

12:44.541 --> 12:46.666
‫میشه این رو بهش بگی؟
‫خواهش می‌کنم.

12:47.208 --> 12:50.833
‫فرانکی عزیزم، بزار بریم
‫غذای مردم رو بدیم تو رو به خدا.

12:51.333 --> 12:54.416
‫اگه پیغامی برای مقامات بالاتر داری،
‫باید بندازیـش توی صندوق اعتراضات.

13:32.333 --> 13:33.333
‫می‌خوای امتحان کنی؟

13:34.791 --> 13:35.791
‫نه.

13:36.666 --> 13:37.833
‫نه، ممنون.

13:38.583 --> 13:39.833
‫زمان می‌خوام که فکر کنم.

13:39.916 --> 13:42.583
‫صـحـیـح.

13:42.666 --> 13:45.583
‫جای درستی اومدی پس.

14:06.250 --> 14:08.875
‫[اسلیم هالیدی]
[داستان‌های فرارهای استادانۀ او حقیقت دارند]

14:08.958 --> 14:13.375
[این فرد معروف به جادوگر زندان بوگو روود است]
[دو فرار از ده فرار او، موفقیت آمیز بودند]

14:13.458 --> 14:14.833
[جهش هالیدی]
[چطوری؟]

14:16.041 --> 14:18.250
‫لعنتی.

14:19.541 --> 14:22.208
‫بیا، یه نگاه بهش بندازید.
‫نگاهش کنید پسرا.

14:22.291 --> 14:24.916
‫باید خیلی سریع برگردید به مدرسه.

14:25.458 --> 14:27.166
[فوری]
[موضوع: غیبت از مدرسه]

14:27.750 --> 14:29.625
‫وقتی ببری‌مون مادرمون رو ببینیم، میریم مدرسه.

14:29.708 --> 14:32.750
‫باشه، خیلی خب. پس از اینجا می‌برنتون

14:32.833 --> 14:34.541
‫می‌رید به یه پرورشگاه

14:34.625 --> 14:36.583
‫بعد دیگه مثل اون رفیق پیرتون

14:36.666 --> 14:38.916
‫اسلیم هالیدی تبدیل می‌شید به جنایتکار.

14:39.708 --> 14:41.458
‫اینطوری مامان فکر می‌کنـه فراموشش کردیم.

14:41.541 --> 14:44.458
‫ببین، نمی‌خوام واقعاً اذیتتون بکنم.

14:44.541 --> 14:46.458
‫فقط دارم سعی می‌کنم ازتون مراقبت کنم.

14:47.583 --> 14:48.708
‫جواب ندید.

15:07.208 --> 15:09.208
‫این لایل اورلیک هست.

15:09.833 --> 15:13.000
‫یک موادفروش میان ردۀ اهل دارا
‫که طبق گزارشات فراریـه.

15:13.666 --> 15:18.041
‫همه می‌دونیم که واردات هروئین
‫توسط باندهایی از ویتنام انجام میشه.

15:19.208 --> 15:22.333
‫قطع کردن اعضای بدن به عنوان بازپرداخت
‫به نوعی امضاشون هست.

15:23.333 --> 15:26.208
‫پس داری میگی که واقعاً یک کوسه
‫به آقای اورلیک حمله نکرده؟

15:27.416 --> 15:31.958
‫"قطعی پا از مفصل زانو به شکلی
‫وحشیانه با دلیلی نا معلوم."

15:36.416 --> 15:38.250
‫و بررسی کردیم که فرانکی کیـه؟

15:39.208 --> 15:42.041
‫فرانکی بیل، همسر غیررسمی لایل اورلیک،

15:42.125 --> 15:45.333
‫مدتی پیش به دلیل خرید و فروش
.و در اختیار داشتن مواد مخدر بازداشت شده

15:45.416 --> 15:49.000
‫دوتا پسر 13 و 15 ساله داره
‫که در مدرسه گرین‌ویوو استیت ثبت نام شدن.

15:49.083 --> 15:51.958
ایلای، پسر کوچیکـه مدتی پیش

15:52.041 --> 15:55.000
‫با یه دست آسیب دیده اومده اینجا
‫و گفته آدم‌ بد‌ها ربطی به این قضیه دارن.

15:55.875 --> 15:57.875
‫- چجور آدم بدهایی؟
‫- نمی‌دونم.

15:58.458 --> 16:01.041
‫وقتی که سر و کلۀ پلیس پیدا شده
‫فرار کرده.

16:01.125 --> 16:02.833
‫تایتس برای یه جلسه رسیده بوده

16:02.916 --> 16:06.333
‫و ریموند لیری داشته سعی میکرده
‫که راه رو برای از در رو به روی باز کنـه.

16:07.208 --> 16:11.500
‫طبق گزارش بیمارستان، دست ایلای
‫طی یک حادثۀ خونگی صدمه دیده.

16:12.291 --> 16:14.791
‫گفته برادرش با یه تبر این کار رو کرده.

16:14.875 --> 16:16.333
‫همون 15 سالۀ؟

16:19.125 --> 16:22.041
‫خب برادر من هم وقتی 15 سالـم بود
‫زد با یه چنگک باغبونی ناکارم کرد.

16:22.125 --> 16:24.083
‫می‌خواستیم نبرد "ال سید" رو بازسازی کنیم.
‫[یک رهبر نظامی]

16:24.166 --> 16:27.541
‫مدرسه اطلاعات محل اقامتشون رو بهم نمیده،
‫و حتی مطمئن نیستم خودشون هم بدونن.

16:27.625 --> 16:30.708
‫چرا با رفیقـت تیم کاتن تماس نمی‌گیری؟
‫شاید اون بهمون یه سری اطلاعات بده.

16:30.791 --> 16:31.625
‫اون رفیق من نیست.

16:31.708 --> 16:34.583
‫نه، اما ازت خوشش میاد
‫که این هم عالیـه.

16:35.333 --> 16:36.666
‫بیخیال، اخم نکن.

16:37.291 --> 16:38.791
‫از استعداد‌هات استفاده کن!

16:39.416 --> 16:43.333
داستان رو برای خودت بکن
‫و اینا رو هم از روی میز من بردار.

17:08.791 --> 17:10.916
‫سلام... تیم.

17:11.583 --> 17:13.125
‫کایتلن؟
‫سلام.

17:13.750 --> 17:17.708
‫- اومدی اینجا مصاحبه کاری بدی؟
‫- فکر نمی‌کنم صلاحیتـش رو داشته باشم.

17:18.375 --> 17:21.208
‫بیخیال، فقط یه ماره.
‫مگه چقد سختـه؟

17:24.791 --> 17:27.458
‫- چی می‌خوری؟
‫- فقط آب.

17:28.416 --> 17:31.875
‫- باید حداقل پول یه کوکتل رو بدی که بتونی بشینی.
‫- اون با منـه، بانی.

17:32.916 --> 17:34.541
‫برو پی کارت.
‫خوشکلـه.

17:37.958 --> 17:40.041
‫- خب؟
‫- جنگ‌های مواد آسیایی‌ها.

17:40.125 --> 17:42.416
‫داشتم یه نگاه به پرونده‌های قتل‌های
‫انتقام جویانه قدیمی می‌کردم

17:42.500 --> 17:44.458
‫که مربوط می‌شن به بیش از 5 سال پیش.

17:44.541 --> 17:47.333
‫بیشترشون حمل کننده مواد بودن.
‫بیشترشون هم حل نشدن.

17:47.416 --> 17:49.875
‫خب، حل اینطور جنایت‌های بین ایالتی
‫کار سختیـه.

17:49.958 --> 17:52.208
‫پلیس‌های نیو ساوت ولز
‫خیلی فاسد هستن.

17:52.291 --> 17:53.811
‫چی؟
‫یعنی برعکس پلیس‌های کوینزلند؟

17:54.375 --> 17:57.416
‫امیدوارم منظورت از این حرف‌ها،
‫نقد معیارهای والای اخلاقی‌ ما نباشه.

18:03.750 --> 18:05.916
‫خب لایل اورلیک؟

18:06.000 --> 18:08.916
‫همونی که کوسه کشتـش؟
‫خب که چی؟

18:09.000 --> 18:12.000
‫بچه‌اش، ایلای بل، رفته توی دفترهای روزنامه

18:12.500 --> 18:13.541
‫یه انگشتـش هم قطع شده بوده.

18:13.625 --> 18:15.291
‫گفته که یه داستان داره.

18:16.458 --> 18:17.458
‫جدی؟

18:18.666 --> 18:20.875
‫- البته هنوز باهاش صحبت نکردم.
‫- نکن.

18:22.083 --> 18:24.333
‫ما داریم تحقیقاتمون رو انجام می‌دیم.

18:25.333 --> 18:27.083
‫اینی که میگم بین خودمون بمونـه

18:27.166 --> 18:29.750
‫داستین ونگ داره توسط ما رصد میشه.

18:29.833 --> 18:32.000
‫رهبر باند بی‌تی‌کی توی
سیندنی هست رو میگی؟

18:32.875 --> 18:35.791
‫پس تو فکر می‌کنی که مرگ لایل اورلیک
‫مرتبط با مواد بوده.

18:35.875 --> 18:39.375
‫ببین، ذره‌ای از این‌ اطلاعات
‫نباید به بیرون بره، متوجه‌ای؟

18:39.458 --> 18:40.833
‫چی؟ تا کی؟

18:40.916 --> 18:43.083
‫تا زمانی که چیزی برای ارائه
‫توی دادگاه داشته باشیم.

18:43.166 --> 18:45.250
‫نباید قاطی این یکی بشی.
‫جدی میگم.

18:45.333 --> 18:48.125
‫- و چقد قراره طول بکشه؟
‫- ماه‌ها.

18:48.708 --> 18:50.268
‫- سال‌ها.
‫- خب، پس داستان من همینجا تموم میشه.

18:50.333 --> 18:51.208
‫شرمنده کیتی.

18:51.291 --> 18:55.708
‫بهت قول میدم که وقتی نزدیک به چیزی شدیم،
‫تو اولین کسی خواهی بود که می‌فهمه.

18:56.208 --> 18:58.166
‫تا اون زمان، تنها کمک به ما

18:58.791 --> 19:02.416
‫تا اون زمان این هست که روی نیمکت دخیره بمونی.
‫البته اگه با همچین چیزی آشنایی داری.

19:02.500 --> 19:07.208
‫حتماً. زیاد پیش میاد این رو ازم می‌خوان.
‫واسه همین هم هست که از فوتبال متنفرم.

19:30.250 --> 19:31.250
‫آهای؟

19:35.250 --> 19:36.750
‫تو منتظر کسی هستی؟

19:39.000 --> 19:40.875
‫- آهای؟
‫- دارم میام.

19:51.666 --> 19:53.416
‫سلام خانم برکبک.

19:53.500 --> 19:55.458
‫سلام ایلای، بابات خونه‌ست؟

19:56.416 --> 19:57.625
‫آم...

19:57.708 --> 19:59.541
‫آره، اون شب کاره.

19:59.625 --> 20:02.416
‫واسه همین...
‫الان خوابه.

20:02.500 --> 20:03.750
‫میشه لطفاً بیدارش کنی؟

20:05.625 --> 20:06.500
‫خیلی خب.

20:12.041 --> 20:14.666
‫- بابا. بابا. بابا.
‫- چیـه؟ گمشو.

20:15.166 --> 20:17.750
‫پاپی برکبک با یه پلیس دم دره.

20:18.416 --> 20:21.583
‫- یه دستبند به کمرش هست و...
‫- پاپی برکبک دیگه کدوم خریـه؟

20:21.666 --> 20:23.500
‫روانپزشک مدرسه ست.

20:23.583 --> 20:26.166
‫آه... اوه...

20:27.291 --> 20:28.750
‫پرده رو بکش.

20:28.833 --> 20:30.583
‫آه..

20:31.833 --> 20:33.208
‫اوه...

20:33.916 --> 20:35.000
‫اوه، ایلای.

20:35.583 --> 20:38.708
‫- خب، از زنـه خوشت میاد؟
‫- آدم خوبیـه.

20:38.791 --> 20:42.041
‫یعنی یکم فضول هست. و رو مخ.
‫اما آدم خوبیـه.

20:42.125 --> 20:44.583
‫بهش بگو یکم دیگه میام، خب؟

20:44.666 --> 20:45.708
‫- باشه.
‫- باشه.

20:47.791 --> 20:48.958
‫الان میاد.

20:49.500 --> 20:50.500
‫خیلی خب.

20:51.916 --> 20:53.416
‫من اینجام.
‫من اینجام.

20:57.583 --> 20:58.458
‫گاس.

20:58.541 --> 21:00.291
‫بیا اینجا. بیا اینجا.
‫بیا اینجا.

21:00.375 --> 21:04.916
‫بیا اینجا. این آت و آشغال‌ها رو جمع کن.
‫مهمون داریم، مهمون داریم.

21:05.583 --> 21:07.916
‫خرت و پرت‌ها رو جمع کن، باشه؟
‫ممنون.

21:12.583 --> 21:13.583
‫خیلی خب.

21:20.875 --> 21:23.041
‫سلام، من رابرت بل هستم.

21:23.125 --> 21:25.333
‫پاپی برکبک هستم، مشاور مدرسه.

21:25.416 --> 21:27.083
‫ایلای همیشه بهم

21:27.166 --> 21:31.125
‫درمورد مشاوره‌های معرکه‌ای که شما
‫بهش می‌دید میگه.

21:31.833 --> 21:32.958
‫تلاش خودمون رو می‌کنیم.

21:33.041 --> 21:34.916
‫همم...

21:35.000 --> 21:38.583
‫گاهی شناختن کودک درون مهم‌ترین
‫چیزی هست که یک مدرسه می‌تونه ارائه بده.

21:38.666 --> 21:40.250
‫حق. حق.

21:40.333 --> 21:43.000
‫آموزش مغز بدون آموزش قلب

21:43.083 --> 21:45.166
‫اصلاً آموزش نیست.

21:45.250 --> 21:47.875
‫قطعاً زندگیـم رو روی این حرف گذاشتم.

21:47.958 --> 21:49.083
‫از ارسطو هست.

21:49.166 --> 21:52.083
‫عجب مرد دوستانی‌ای هست این مرد یونانی.
‫عاشق قدم زدن هم بوده.

21:53.083 --> 21:55.250
‫ایشون افسر دلی هستند.

21:55.333 --> 21:58.125
‫بله، از آشنایی با شما خوشوقتم
‫افسر دلی.

21:58.208 --> 22:01.208
‫مسئله این هست، رابرت...
‫میشه رابرت صدات کنم؟

22:01.291 --> 22:02.833
‫بله پیپی.
‫پاپی.

22:03.416 --> 22:06.666
‫پسرها سه هفته‌ست که مدرسه نیومدن،
‫و این نگرانی وجود داره که...

22:06.750 --> 22:10.958
‫بله خب، ما هنوز داریم تلاش می‌کنیم
‫که با این موقعیت جدید

22:11.041 --> 22:13.916
‫که مادر اونا دیگه نیست سازگار بشیم.

22:14.000 --> 22:15.541
‫شنیدیم یک آتیش سوزی اتفاق افتاده.

22:16.708 --> 22:19.000
‫بخاطر سرخ کن بود.
‫پیش میاد دیگه.

22:19.083 --> 22:21.416
‫- کسی هم آسیب دیده؟
‫- نه، نه همه خوبیـم.

22:22.416 --> 22:25.166
‫ما همه... ما خوبیم.
‫همه خوبیم.

22:26.208 --> 22:28.833
‫- اشکالی نداره چند لحظه بیاییم داخل؟
‫- خیر.

22:30.208 --> 22:31.625
‫نه، معلومـه که نه.

22:39.583 --> 22:42.375
‫- داریم وارد اقامتگاه می‌شیم.
‫- دریافت شد. به گوشـم.

22:42.958 --> 22:46.791
‫داریم خونه تکونی انجام می‌دیم،
‫یخورده نا مرتبـه.

22:55.541 --> 22:58.000
‫گاس، ایلای، ایشون افسر دلی هستن.

22:58.083 --> 23:00.875
‫ایشون از دپارتمان محافظت از کودکان اومدن.

23:01.458 --> 23:02.458
‫حالتون چطوره؟

23:02.916 --> 23:05.375
‫آره. آره. خیلی خوبیم.
‫ آره.

23:05.875 --> 23:09.375
‫- بابت انگشتـت متاسفم ایلای.
‫- شنیدم یه حادثه با تبر بوده.

23:10.583 --> 23:14.791
‫آره، همینطوره. تقصیر خودم بود.
‫نباید این کار رو می‌کردم.

23:14.875 --> 23:16.595
‫گاسی بیچاره، حتماً خیلی داغون شده.

23:16.666 --> 23:22.083
‫نه حالا گاس همچین هم داغون نشده.
‫چرا نمی‌شینید پاپی.

23:23.583 --> 23:28.166
‫پسرا چرا نمی‌رید یچی آماده کنید
‫که ما هم اینجا بیشتر آشنا بشیم؟

23:28.250 --> 23:29.583
‫گپ بزنیم و...

23:30.458 --> 23:31.958
‫اینـم از این.
‫شرمنده.

23:32.666 --> 23:33.750
‫ممنون.

23:33.833 --> 23:36.166
‫برید یکم چایی و بیسکوئیت آماده کنید، هان؟

23:36.750 --> 23:40.208
‫- خوبه. پسرای خوب.
‫- زودباش ایلای.

23:45.625 --> 23:46.625
‫اوه!

23:48.041 --> 23:49.166
‫آه...

23:50.583 --> 23:52.183
‫درسته، خب..

23:53.291 --> 23:54.666
‫چای و بیسکوئیت؟

24:05.958 --> 24:08.708
‫حتماً خیلی خوبـه که پسرا پیشتون هستن.

24:08.791 --> 24:12.208
‫این یه نعمت بزرگ به همراه کلی مسئولیت هست.

24:13.208 --> 24:16.000
‫شما که درک می‌کنید نمی‌تونن
‫مدت زیادی رو از مدرسه دور بمونن؟

24:16.083 --> 24:18.416
‫خب من دارم دائم بهشون این رو میگم.
‫مگه نه، پسرا؟

24:18.500 --> 24:19.708
‫- بله.
‫- بله.

24:22.666 --> 24:23.916
‫واو!

24:24.000 --> 24:25.875
‫واو.
‫اوه!

24:25.958 --> 24:26.958
‫لعنتی.

24:29.625 --> 24:32.416
‫گزارشات ما نشون میدن که پسرها

24:32.500 --> 24:34.375
‫هنوز به مقالات مادرشون در زندان نرفتن.

24:34.458 --> 24:38.333
‫نه، این مدت سر همه مون خیلی شلوغ بوده.

24:41.208 --> 24:42.541
‫عجیب پرونده‌ای از ما دارید ها.

24:43.875 --> 24:44.958
‫داره بهش اضافه هم میشه.

24:46.541 --> 24:47.416
‫آره.

24:47.500 --> 24:52.208
‫واضحاً پسرها طی این سال‌ها
‫آسیب‌های روحی زیادی رو تجربه کردن.

24:53.416 --> 24:57.583
‫پایان ازدواج شما، فعالیت‌های غیرقانونی پدر خوانده

24:57.666 --> 24:59.666
‫و حالا هم رفتن مادرشون.

24:59.750 --> 25:00.750
‫بیا.

25:03.916 --> 25:04.916
‫خیلی خب.

25:05.291 --> 25:06.666
‫آم...

25:16.041 --> 25:17.666
‫ممنون گاس.

25:17.750 --> 25:19.750
‫یکم دیگه با تو و ایلای صحبت می کنیم.

25:20.666 --> 25:23.041
‫شاید بهتر باشه وسایل خودت
‫و برادرت رو جمع کنید.

25:23.125 --> 25:24.916
‫وایسا.
‫وایسا، چی؟

25:47.500 --> 25:50.375
‫رابرت، مسئله این هست که پسرهای شما

25:50.458 --> 25:52.500
‫بی اندازه برای کارکنان مدرسه مهم هستند.

25:52.583 --> 25:57.083
‫ما فکر می‌کنیم که اونا استثنایی هستند.
‫واقعاً استثنایی.

25:57.166 --> 25:59.083
‫پس قضیه این جمع کردن وسیله چیـه؟

25:59.166 --> 26:02.041
‫ما به این امید اینجا هستیم که شما

26:02.125 --> 26:03.541
‫ما رو قانع کنید که این کار رو انجام ندیم.

26:05.208 --> 26:08.041
‫دارید تهدید می‌کنید که پسرهام رو ازم می‌گیرید؟

26:08.750 --> 26:10.767
‫- ما هیچکس رو تهدید نمی‌کنیم.
‫- نه؟

26:10.791 --> 26:14.291
‫فکر می‌کنم اونقد تجربه دارم که بدونم
‫یه تهدید چه شکلیـه.

26:14.375 --> 26:15.375
‫رابرت.

26:15.458 --> 26:18.500
‫اولـش خیلی دوستانه رفتار می‌کنید

26:18.583 --> 26:21.000
‫و بعدش شروع می‌کنید به بازجویی کردن.

26:21.083 --> 26:24.833
‫آقای بل، در خونۀ شما یک آتیش سوزی رخ داده
‫و یکی از پسر ها به شدت آسیب دیده.

26:24.916 --> 26:26.583
‫کار ما این نیست که به شما احساس خوبی بدیم.

26:26.666 --> 26:29.541
‫خوب شد گفتی چون اصلاً دارید
‫همچین حسی بهم نمی‌دید.

26:29.625 --> 26:32.250
‫قضیه این هست که الان پسرها
‫در حضانت تک نفرۀ شما هستند.

26:32.333 --> 26:33.708
‫چون من پدرشونـم!

26:33.791 --> 26:37.458
‫شخص شما هم چنین پروندۀ پاکی ندارید.

26:37.541 --> 26:40.000
‫ببین، نمی‌خوام انکار کنم که

26:40.083 --> 26:43.583
‫که گهگاهی مشکل مصرف مشروب دارم،

26:43.666 --> 26:47.041
‫و همه می‌دونین این مشکل
‫چه مشکلاتی رو بهمراه میاره.

26:47.125 --> 26:50.541
‫مختل کردن آرامش، ضرب و شتم
‫منجر شده به صدمۀ فیزیکی.

26:50.625 --> 26:54.458
‫باید اضافه کنم که در بیشتر مواقع
‫این من بودم که آسیب فیزیکی دیده.

26:54.541 --> 26:55.666
‫هیچ وقت با پسرا درگیری داشتید؟

26:55.750 --> 26:59.416
‫هیچ وقت بیشتر از یه گوش پیچوندن
‫اونـم برای صلاح خودشون چیزی نبوده.

26:59.500 --> 27:00.916
‫چیز جدی‌تری نبوده؟

27:01.000 --> 27:04.101
‫ببین، متوجه نمیشم، دارید من رو
‫به چی متهم می‌کنید؟

27:04.125 --> 27:06.000
‫ما کسی رو متهم نمی‌کنیم،
‫فقط داریم سوال می‌پرسیم.

27:07.541 --> 27:10.000
‫میشه درمورد کار هنری گاس صحبت کنیم؟

27:10.083 --> 27:11.291
‫اره، من..، من...

27:11.916 --> 27:15.375
‫این خوبـه، پاپی.
‫بیایید درمورد هنر صحبت کنیم.

27:15.458 --> 27:18.000
‫نقاشی‌هاش، واقعاً خوب هستن.

27:18.500 --> 27:21.166
‫به عنوان یک پسر 15 ساله
‫نقاشی‌هاش استثنایی هستن.

27:22.250 --> 27:25.416
‫اما موضوعات انتخابیش مقداری
‫آزار دهنده هستند.

27:25.500 --> 27:28.166
‫تخیل فعال. خانوادگی اینطوری هستیم.

27:29.875 --> 27:32.625
‫یا خدا، چقد پرونده علیه
‫ما ردیف کردید؟

27:32.708 --> 27:35.250
‫این‌ها فقط نقاشی‌های گاس
‫برای مدرسه هستند.

27:35.333 --> 27:36.708
‫داشتم به افسر دلی می‌گفتم که

27:36.791 --> 27:40.083
‫برای یه مدت طولانی، گاس همیشه
‫نقاشی یک تصویر خاص رو می‌کشیده.

27:40.166 --> 27:42.583
‫خب این که غیرقانونی نیست، هست؟

27:43.333 --> 27:46.541
‫این نقاشیش برای رقابت علمی تخیلی بوده.

27:47.583 --> 27:49.125
‫خوبه، خوبه.

27:49.791 --> 27:51.916
‫و این هم پرتره خانوادگیـش هست.

27:59.458 --> 28:02.250
‫آره، این... قشنگـه.
‫قشنگـه.

28:02.333 --> 28:05.458
‫از سفر با ماشین خوشش میاد.
‫همیشه خوشش میومده.

28:05.541 --> 28:09.416
‫ایلای بهم گفت که گاس نقاشی‌هایی رو
‫می‌کشیده که خواب جفت پسرا بوده.

28:09.958 --> 28:12.833
‫اون خواب رو خیلی واضح و صریح توصیف می‌کنـه
[چرا این رو بهش گفتی؟]

28:12.916 --> 28:15.750
‫صدای موتور ماشین توی جاده

28:15.833 --> 28:17.458
‫با بوی روکش صندلی.

28:17.541 --> 28:19.375
‫آره، ایلای اینطوریـه.

28:19.458 --> 28:21.166
‫زیاد به جزئیات دقت می‌کنـه.

28:21.250 --> 28:24.708
‫مسئله این هست که این خواب
‫غیر قابل قبول نیست

28:24.791 --> 28:27.208
‫اما، خیلی غیرمعمولی هست.

28:27.291 --> 28:30.958
‫خب، فکر می‌کنم بهتر باشه بگیم

28:31.041 --> 28:34.083
.قضیه اصلی اون تصادف ماشین هست

28:35.250 --> 28:37.083
‫یک خاطره، نه خواب.

28:46.500 --> 28:49.791
‫دو روز بعد از این که همسرتون شما رو ترک کرد
‫یک حادثه رانندگی رخ داده، آقای بل.

28:52.041 --> 28:55.125
‫بیخیال. چرا پای این مسئله رو
‫پیش می‌کشید؟

28:55.625 --> 28:58.708
‫در اظهارات اولیه همسرتون که بعدش
‫پسشون گرفته، گفته که فکر می‌کنـه

28:58.791 --> 29:00.333
‫شما سعی داشتید بچه‌ها رو بکشید.

29:00.416 --> 29:01.416
‫مزخرفه.

29:02.375 --> 29:03.375
‫اون اظهارات رو پس گرفته.

29:04.041 --> 29:05.750
‫فقط از دستـم ناراحت بوده.

29:05.833 --> 29:08.291
‫- پس شما تلاش نکردید که اونا رو بکشید؟
‫- معلومـه که نه!

29:12.916 --> 29:14.458
‫شما عاشق این کار هستید.

29:14.541 --> 29:17.666
‫عاشقـش هستید، مگه نه؟
‫عاشقـش هستید.

29:17.750 --> 29:22.208
‫نه رابرت، ما با این نیت خیر به اینجا اومدیم
‫که روایت اتفاقات رو از دیدگاه تو بشنویم.

29:22.291 --> 29:24.833
‫مطمئن هستم که جفت‌مون
‫بهترین رو برای بچه‌ها می‌خوایم.

29:24.916 --> 29:27.958
‫و بهترین این هست که اونا
‫رو از من دور کنید؟

29:28.041 --> 29:29.291
‫هیچکس همچین چیزی نمیگه.

29:29.375 --> 29:32.166
‫جفت‌تون همین فکر رو می‌کنید، نه؟

29:32.666 --> 29:34.000
‫این قراره چطوری کمک کنـه؟

29:34.666 --> 29:35.750
‫این که از هم جداشون کنید.

29:35.833 --> 29:37.458
‫تنها چیزی که اونا دارن، همدیگه‌ست.

29:37.541 --> 29:41.083
‫اینکه ببریدشون پرورشگاه و بهشون
‫بگید که پدرشون یه هیولاست چه کمکی می‌کنـه.

29:45.125 --> 29:46.416
‫من عاشق پسرا هستم.

29:47.541 --> 29:48.791
‫اونا پسرای منن.

29:51.458 --> 29:53.708
‫وقتی اونا بچه بودن،
‫اونا...

29:54.833 --> 29:57.208
‫هیچ وقت بیشتر از اون موقع خوشبخت نبودم.

30:06.208 --> 30:08.208
‫شما شب با پیژامه

30:08.833 --> 30:11.208
‫بردیدشون بیرون از شهر

30:11.291 --> 30:14.750
‫و به شکلی هر سه تای شما
‫سر از ته دریاچه در آوردید.

30:16.541 --> 30:17.541
‫لعنتی.

30:24.833 --> 30:29.666
‫خیلی خب، بهتون میگم دقیقاً
‫چه اتفاقی افتاد.

30:43.500 --> 30:46.916
‫داشتم بچه‌ها رو می‌بردم به
‫سیدر کریک فالز

30:47.000 --> 30:48.250
‫برای کمپ زدن.

30:53.375 --> 30:56.291
‫بحث‌های بین من و مادرشون
‫اتفاق افتاده بود.

31:01.166 --> 31:03.750
‫اما پسرا، عاشق کمپ هستند.

31:04.291 --> 31:05.666
‫زیر ستاره‌ها.

31:08.083 --> 31:11.458
‫من وقتی استرسی می‌شم،
‫حمله عصبی بهم دست میده

31:11.541 --> 31:14.041
‫از بچگی همینطوری بودم.

31:17.041 --> 31:18.250
‫لرز میوفته توی بدنـم.

31:19.250 --> 31:20.291
‫لرزهای بدجور.

31:22.041 --> 31:23.875
‫داشتم نزدیک یه پیج بدجور می‌شدم.

31:23.958 --> 31:25.666
‫نمی‌دیدم دارم کجا میرم

31:25.750 --> 31:28.791
‫و متوجه نبودم که سرعتـم چقد بالاست.

32:26.125 --> 32:27.125
‫بیا اینجا!

33:26.916 --> 33:27.916
‫ایلای.

33:37.875 --> 33:39.958
‫ایلای.
‫ایلای، زود باش.

33:40.541 --> 33:42.125
‫یا خدا، نرو.

33:44.291 --> 33:46.291
‫فکر کردم قراره ایلای رو از دست بدم.

33:47.375 --> 33:50.291
‫کمک!
‫خواهش می‌کنم یکی کمک کنـه!

33:50.833 --> 33:52.333
‫ایلای، هی.

33:52.416 --> 33:57.083
‫مردی که توی یه کلبه کنار سد
‫زندگی می‌کرد، زنگ زد کمک بیاد.

33:57.583 --> 34:00.458
‫خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم!

34:01.166 --> 34:02.375
‫داشتم تکونـش می‌دادم.

34:04.375 --> 34:08.666
‫التماس خدا می‌کردم که برش گردونـه.

34:13.500 --> 34:16.125
‫پسر قشنگـم.

34:17.916 --> 34:19.500
‫چیزی نیست. یالا.
‫زود باش.

34:19.583 --> 34:21.875
‫- آمبولانس داره میاد.
‫- ایلای.

34:23.333 --> 34:24.958
‫یا خدا، من رو ترسوندی.

34:38.583 --> 34:41.083
‫وقتی که آمبولانس رسید،

34:41.166 --> 34:43.875
‫گفتن که اولین کسایی نبودیم
‫که از اونجا افتادیم پایین.

34:46.291 --> 34:49.166
‫و این یه معجزه بوده که کسی
‫آسیب جدی ندیده.

34:51.833 --> 34:54.250
‫فکر می‌کنم خوش شانس بودیم.

34:57.250 --> 34:58.333
‫بابا.

34:58.416 --> 35:00.541
‫اوه، یکم بهمون وقت بدید پسرا.

35:00.625 --> 35:02.250
‫ما...
‫ما سرمون شلوغـه.

35:02.333 --> 35:03.666
‫برید، برید، گمشید.

35:03.750 --> 35:04.833
‫چی می‌خواید؟

35:10.041 --> 35:12.958
‫نزار ما رو ببرن، بابا.
‫ما نمی‌ریم.

35:13.041 --> 35:15.500
‫برامون مهم نیست قبلاً چی شده.

35:15.583 --> 35:19.125
‫من و گاس نمی‌خوایم هیچ جای دیگه
‫بجز اینجا زندگی کنیم.

35:26.333 --> 35:30.833
‫رابرت، اگه بتونی این اطمینان
‫رو بهم بدی که پسرا دوباره میرن مدرسه

35:31.916 --> 35:34.958
‫و می‌بریشون که مادرشون رو ببینن،
‫می‌تونن بمونن.

35:35.041 --> 35:38.083
‫ببین، می‌دونم که پدر خیلی بدی بودم.

35:38.666 --> 35:42.041
‫انجامـش میدم.
‫دوباره شروع می‌کنم.

35:43.500 --> 35:44.500
‫می‌بینید.

35:44.958 --> 35:46.166
‫می‌بینید پسرا.

35:51.000 --> 35:52.000
‫می‌بینم‌تون.

36:26.250 --> 36:27.791
‫اوه، بیخیال.

36:33.166 --> 36:35.000
‫خدا، چقد قیافه‌ات تخمیـه.

36:37.083 --> 36:39.458
‫احتمالاً اونـم همچین فکری
‫درمورد تو داره.

36:39.541 --> 36:42.875
‫یبار یکی رو گرفتیم که کون یکی
‫از اینا گذاشته بود.

36:43.375 --> 36:44.916
‫ماده‌هاشون خوشکلتر هستن، نه؟

36:46.041 --> 36:49.291
‫فکر نکنم قیافه برای کسی که
‫ترییب حیوون‌ها رو میده یه ویژگی باشه.

36:53.000 --> 36:54.083
‫اون برای چیـه؟

36:55.916 --> 36:57.583
‫برای قطع کردن دندون مبارزه‌اش.

36:59.083 --> 37:01.625
‫که دیگه نتونه به بقیه
‫نرها حمله کنـه.

37:05.208 --> 37:06.541
‫قضیه لایل اورلیک...

37:08.875 --> 37:09.875
‫حملۀ کوسه؟

37:10.750 --> 37:14.458
‫چند نفر شک دارن که اون یارو
‫هنوز زنده باشه.

37:14.541 --> 37:18.833
‫باید خیلی خوش شانس باشی
‫که با همچین جراحتی بازم زنده بمونی.

37:19.333 --> 37:21.541
‫به نظر تو آدم خوش شانسی بود؟

37:22.333 --> 37:24.916
‫از برداشت من اون اصلاً خوش شانس نبود.

37:26.750 --> 37:28.083
‫از اینا برای چی استفاده می‌کنی؟

37:29.583 --> 37:30.833
‫گرفتن ناخن‌های انگشت پا.

37:32.916 --> 37:36.500
‫به نظر میرسه پسرش توی یه
‫قضیه خانگی، انگشتـش رو از دست داده.

37:37.750 --> 37:39.375
‫دنیای خطرناکی شده.

37:41.500 --> 37:44.791
‫یه زنه رو از روزنامۀ کوریرمیل
‫می‌شناسم که داشت توی این قضیه سرک می‌کشید.

37:50.375 --> 37:54.208
‫با رئیس صحبت می‌کنم، ببینـم می‌خواد
‫کسی رو خفه کنـه یا نه.

37:54.291 --> 37:57.750
‫ببین، خفه کردن صداها چیزی هست
‫که بیشتر از همه چی نگرانشـم.

37:58.625 --> 38:01.875
‫- به شدت پیشنهاد می‌کنم...
‫- تیم، بزار یچیزی رو روشن کنم

38:02.500 --> 38:04.875
‫فقط در صورتی می‌تونی چیزی رو
‫شدیداً به ما پیشنهاد بدی

38:04.958 --> 38:07.875
‫که بهمون پول بدی.

38:07.958 --> 38:09.791
‫من طرف شمام، ایوان.

38:09.875 --> 38:12.791
‫دارم سعی می‌کنم این قضیۀ
‫حمله کوسه رو بخوابونـم.

38:13.375 --> 38:15.625
‫خب در این صورت پس شاید باید
‫سرت توی کار خودت باشه.

38:15.708 --> 38:17.541
‫اون بچه‌ها رو از خیابون حذف کن.

38:17.625 --> 38:21.458
‫و همینطور جلوی این روزنامه نگار رو بگیری
‫که دماغـش رو هر جایی نکنـه.

38:21.541 --> 38:23.750
‫- دارم روش کار می‌کنم.
‫- معلومه به اندازه کافی کار نمی‌کنی.

38:23.833 --> 38:25.583
‫فقط هیچ کار افراطی‌ای نکن، خب؟

38:25.666 --> 38:28.791
‫روزنامه نگاره می‌دونه که نباید خودش رو
‫قاطی کنـه و دارم مشکل پسرا رو هم حل می‌کنم.

38:28.875 --> 38:30.666
‫همین کار رو بکن.

38:32.125 --> 38:33.875
‫وگرنه خودم باید بجات انجامـش بدم.

38:59.833 --> 39:01.125
‫- مشکلی برات پیش نمیاد؟
‫- نه.

39:01.208 --> 39:03.375
‫رسیدن به خیر، پری کوچولو.
‫میشه یه آرزو بکنـم؟

39:08.083 --> 39:09.333
‫گاس و ایلای عزیز

39:10.291 --> 39:11.708
‫من دوست پیرتون اسلیم هستم.

39:12.416 --> 39:15.958
‫چندباری بهتون زنگ زدم، اما جواب ندادید

39:16.041 --> 39:18.208
‫پس فکر کنم سرتون شلوغـه.

39:22.291 --> 39:23.916
‫فقط می‌خواستم بگم که...

39:24.000 --> 39:26.708
‫فقط می‌خوام بگم که
‫خبر های بدی دارم.

39:28.000 --> 39:31.916
‫فقط می‌خواستم بگم که از این که دوریم متنفرم،
‫پس اگه دوست داشتی یه ماهیگیری...

39:43.000 --> 39:44.000
‫لعنتی.

39:47.458 --> 39:51.583
‫زودباش، بیا. می‌خوام ناهارت رو بدم.
‫بیا. زود.

40:02.500 --> 40:05.708
‫بابا، ما آماده‌ایم.
‫اتوبوس میره‌ها.

40:07.041 --> 40:08.791
‫ساعات ملاقات مامانـه.

40:12.333 --> 40:14.541
‫خیلی خب، ببینید پسرا...

40:17.541 --> 40:19.750
‫من نمی‌تونم.
‫شرمنده.

40:19.833 --> 40:22.416
‫یعنی چی بابا. تو قول دادی.
‫منطورت چیـه که نمی‌تونی؟

40:22.500 --> 40:26.333
‫آره، نمی‌دونم. نمی‌دونم.
‫اون هنوز هم ازم متنفره

40:26.416 --> 40:29.666
‫و من رو مقصر اون تصادف میدونه، این...

40:29.750 --> 40:33.416
‫چیزی نیست، ما بهش توضیح می‌دیم.
‫همونطور که تو به خانم برکبک توضیح دادی.

40:33.500 --> 40:35.684
‫اصلاً خوب نیست. اون باور نمیکنـه رفیق.

40:35.708 --> 40:37.666
‫- نه.
‫- شلوارش رو بیار.

40:38.333 --> 40:39.333
‫خیلی خب. باشه.

40:39.375 --> 40:43.000
‫بابا، بدون تو اجازه نمیدن مامان رو ببینیم.
‫توام میای.

40:43.083 --> 40:45.416
‫آره ببین، شرمنده رفیق.
‫شرمنده‌ام.

40:45.500 --> 40:46.833
‫- بگیرش.
‫- نه. چی؟

40:46.916 --> 40:48.916
‫- بگیرش و شلوارش رو پاش کن.
‫- نه.

40:49.416 --> 40:52.500
‫- نگهش دار گاس! نگهش دار.
‫- آگورافوبیا! آگورافوبیا!

40:52.583 --> 40:54.416
‫- نه، نه، نه!
‫- آره.

40:54.500 --> 40:56.166
‫- آره.
‫ وای خدا.

40:56.250 --> 40:58.083
‫وای خدا.
‫وای خدا.

40:58.166 --> 40:59.000
‫آه...

40:59.083 --> 41:00.791
‫دیگه چی شده؟

41:01.375 --> 41:03.125
‫قلبـم.
‫جدی میگم.

41:03.791 --> 41:05.500
‫- نه. بسه.
‫- زنگ بزن آمبولانس.

41:05.583 --> 41:09.541
‫- قلبـت هیچیش نیست.
‫- هست. زنگ بزنید آمبولانس.

41:10.333 --> 41:11.375
‫شوخی نمی‌کنم.

41:12.583 --> 41:15.500
‫زنگ بزنید سه صفر.
‫زنگ بزنید سه صفر.

41:42.333 --> 41:43.833
‫خب برید عقب، ما هواش رو داریم.

41:45.750 --> 41:48.166
‫خیلی خب رابرت.
‫نفس بکش.

41:48.250 --> 41:51.875
‫سرت رو بگیر بالا. حالت خوب میشه.
‫می‌بریمـت که یه چک آپ ازت بگیریم.

41:53.000 --> 41:55.333
‫- قبلاً هم اینطوری شده؟
‫- همیشه اینطوری میشه رفیق.

41:55.916 --> 41:57.375
‫حمله اضطراب.

41:57.458 --> 42:00.666
‫یه نوار قلب و آزمایش خون ازش می‌گیریم.
‫تا عصر برمی‌گرده پیشتون.

42:03.250 --> 42:04.250
‫سلام جیم.

42:04.750 --> 42:05.750
‫هی راب.

42:15.750 --> 42:18.166
‫- هی.
‫- شرمنده فرانکی، اونا نمیان.

42:19.708 --> 42:22.892
‫- منظورت چیـه که نمیان؟
‫- یه مسئله پزشکی برای پدرشون پیش اومده.

42:22.916 --> 42:26.000
‫تا اینجا اومدن ولی بدون پدرشون
‫نمی‌تونن تو رو ببینن.

42:26.083 --> 42:27.291
‫نه، گور باباشون.

42:27.875 --> 42:30.250
‫هی! فرانکی، بیخیال.
‫الم شنگه به پا نکن.

42:30.333 --> 42:31.708
‫می‌خوام پسرهام رو ببینم.

42:31.791 --> 42:33.583
‫- می‌خوام پسرهام رو ببینم.
‫- فرانکی!

42:33.666 --> 42:36.306
‫فرانکی، اگه درست رفتار نکنی
‫حق ملاقات رو ازت می‌گیریم.

42:36.333 --> 42:38.291
‫اونوقت دیگه نمی‌تونی کسی رو
‫قبل از کریسمس ببینی.

42:38.375 --> 42:40.000
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

42:40.583 --> 42:42.500
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

42:43.083 --> 42:49.291
‫می‌خوام پسر‌هام رو ببینم!

42:49.375 --> 42:51.375
‫مامان!

42:51.458 --> 42:52.458
‫مامان!

42:53.041 --> 42:54.375
‫مامان!

42:54.458 --> 42:55.458
‫مامان!

42:55.500 --> 42:56.500
‫مامان!

42:56.583 --> 43:00.208
‫هوی، شما دوتا. گمشید
‫وگرنه زنگ می‌زنم به پلیس.

43:25.833 --> 43:26.833
‫هممم...

43:27.333 --> 43:28.208
‫بده ببینم.

44:21.666 --> 44:22.666
‫هی شلی.

44:23.250 --> 44:24.250
‫هی گاس.

44:24.708 --> 44:25.708
‫اوه.

44:26.166 --> 44:27.166
‫ممنون.

44:29.083 --> 44:30.250
‫مامانت چطوره؟

44:30.750 --> 44:34.208
‫هنوز نمی‌دونم. پدرمون نبردمون
‫که ببینیمـش.

44:36.166 --> 44:38.541
‫از مامانـت خوشم میاد.
‫از طرف من بغلـش کن.

44:39.666 --> 44:42.541
‫فکر نمی‌کنم اجازه بدن توی
‫ملاقات زندان کسی رو بغل کنی.

44:42.625 --> 44:45.166
‫خب کسی که عصا داره رو هم
‫نمیشه بغل کرد، پس...

44:45.666 --> 44:47.083
‫درمان چطوری پیش میره؟

44:53.666 --> 44:54.833
‫درمانی نداره.

44:54.916 --> 44:56.291
‫تحلیل و فساد عضلانی.

44:57.500 --> 44:58.500
‫بدترین نوعش.

44:59.208 --> 45:01.541
‫تنها کاری که می‌تونی بکنی
‫این هست که شاهد بدتر شدنش باشی.

45:04.375 --> 45:06.916
‫بعد از یه مدت انقد ضعیفـت می‌کنـه
‫که نمی‌تونی از عصا استفاده کنی

45:07.000 --> 45:10.708
‫و بعدش میرم روی ویلچر، تا انقد
‫ضعیف بشم که نتونم نفس بکشم.

45:19.000 --> 45:20.583
‫اما معجزه هنوز هم اتفاق میوفته.

45:21.458 --> 45:22.541
‫تو دوباره داری حرف می‌زنی.

45:23.375 --> 45:24.458
‫گور بابای معجزه‌ها.

45:26.291 --> 45:27.458
‫بهم بگو چطوری می‌تونم کمکـت کنم.

45:33.208 --> 45:34.291
‫یه برگر می‌خوای؟

45:34.375 --> 45:36.000
‫هرچی باشه خوبـه.

46:10.375 --> 46:12.333
‫آره، گیل هستی؟

46:13.083 --> 46:15.458
.می‌خوام اسلیم هالیدی رو ببینم

46:16.291 --> 46:17.291
‫ایلای.

46:18.208 --> 46:19.416
‫یکی از دوستاش هستم.

46:20.375 --> 46:22.500
‫فقط چندتا نصیحت نیاز دارم.

46:50.083 --> 46:51.291
‫چیزی هم گرفتی؟

46:54.666 --> 46:56.000
‫چندتا کوچیک.

46:57.833 --> 46:58.958
‫داری از مدرسه برمی‌گردی؟

47:04.708 --> 47:05.625
‫اره.

47:07.000 --> 47:08.208
‫پلیس‌ها مجبورمون کردن که بریم مدرسه.

47:08.916 --> 47:12.541
‫- خوبـه. مامانتون رو دیدید؟
‫- حتی جواب نامه‌هامون رو هم نمیده.

47:14.000 --> 47:15.916
‫- شاید خجالت می‌کشه.
‫- از چی؟

47:16.000 --> 47:17.333
‫اون که کار اشتباهی نکرده.

47:17.416 --> 47:20.208
‫اره خب، اما زن‌ها گاهی
‫موجودات عجیبی هستند.

47:20.291 --> 47:22.833
‫فکر می‌کنم زندانبان‌ها نمی‌خوام
‫ما باهاش صحبت کنیم

47:22.916 --> 47:25.500
‫چون ممکنه موافقت کنیم که راز
‫لایل و ایوان کرول رو فاش کنیم.

47:25.583 --> 47:27.333
‫من مطمئنـم که دلـش براتون تنگ شده رفیق،
‫اما...

47:28.250 --> 47:31.083
‫اون می‌خواد که شما دوتا همه چی رو فراموش کنید

47:31.166 --> 47:32.541
‫و برید سراغ زندگی خودتون.

47:32.625 --> 47:34.375
‫کریسمس براش پودینگ کشمش بفرستید.

47:34.458 --> 47:38.166
‫نمی‌رسه به دستش. جلوی چیزایی
‫که براش می‌فرستیم رو می‌گیرن

47:38.250 --> 47:39.500
‫آره، گاهی از این کارا می‌کنن.

47:39.583 --> 47:43.791
‫بجز این روش، راه های دیگه‌ای هم هست
‫که چیزی براش بفرستید.

47:43.875 --> 47:44.875
‫چی مثلاً؟

47:45.708 --> 47:46.708
‫یک لحظه صبر کن.

47:48.250 --> 47:49.166
‫ماهی گرفتی؟

47:49.250 --> 47:50.083
‫فقط گاز زدن.

47:50.166 --> 47:52.666
‫خب چه راه‌های دیگه‌ای؟

47:52.750 --> 47:54.541
‫خب، من یکی رو می‌شناسم.

47:54.625 --> 47:55.875
‫جرج مسومی.

47:57.333 --> 48:00.833
‫دوازده سال هست که داره برای
‫بوگو روود میوه می‌فرسته.

48:00.916 --> 48:01.916
‫نگهبان‌ها می‌شناسنـش

48:02.875 --> 48:05.583
‫و قبول کردن که کاری با
‫جعبه‌هایی که میوه نیستن نداشته باشن.

48:05.666 --> 48:07.250
‫چی قاچاق می‌کنـه؟

48:07.333 --> 48:09.625
‫هرچی بخوای. سیگار.
‫لباس زیر سکسی.

48:10.666 --> 48:12.791
‫آخه لباس زیر سکسی توی زندان به چه دردی می‌خوره؟

48:14.416 --> 48:16.666
‫این هم یکی دیگه از راز‌های زندگیـه.

48:16.750 --> 48:21.333
‫خب پس اگه بخوام یه بسته به دست مامان برسونـم

48:21.416 --> 48:24.333
‫فقط باید به جرج پول بدم.

48:24.416 --> 48:26.708
‫نه، لازم نیست بهش پول بدی.
‫سر قضیه محکومیت طولانی برادرش

48:26.791 --> 48:29.041
‫بهش کمک کردم، پس بهم مدیونـه.

48:30.083 --> 48:32.958
‫- چی می‌خوای براش بفرستی؟
‫- ابزار فرار.

48:33.041 --> 48:35.750
‫بیدار شو ایلای. اگه با اونا گیر بیوفته
‫محکومیتـش رو دو برابر می‌کنن.

48:35.833 --> 48:36.833
‫اما محکومیت تو رو که زیاد نکردن.

48:36.875 --> 48:39.375
‫آره، اما من چیزی برای باختن نداشتم.
‫من حبس ابد داشتم.

48:39.458 --> 48:42.375
‫- اون چهارتا کریسمس دیگه میاد بیرون.
‫- چهار سال کم نیست، اسلیم.

48:43.958 --> 48:45.125
‫اون موقع من 17 سال دارم.

48:50.375 --> 48:52.916
‫شرمنده. فقط خیلی دلـم
‫براش تنگ شده. می‌دونی؟

48:54.375 --> 48:56.041
‫الان هیچ بزرگتری ندارم.

48:56.875 --> 48:58.791
‫فقط تو و رابرت هستید.

48:59.375 --> 49:02.958
‫آره می‌دونم، اما روی هم رفته
‫چهارسال هیچی نیست.

49:03.625 --> 49:06.416
‫تازه برای رفتار خوب هم تخفیف می‌خوره.

49:07.666 --> 49:09.750
‫فقط تمرکز کن روی درس.
‫کاری کن بهت افتخار کنـه.

49:09.833 --> 49:12.666
‫وایسا.

49:14.083 --> 49:15.458
‫یکی دیگه گرفتی؟

49:15.541 --> 49:17.083
‫آره، یه ماهی سرخو حرا هست.

49:17.166 --> 49:19.458
‫حتماً ده کیلویی هست.

49:19.541 --> 49:21.625
‫از وقتی اومدم اینجا دنبالـشم.

49:21.708 --> 49:22.958
‫بی ناموس خیلی باهوشـه.

49:23.041 --> 49:26.166
‫خیلی زشت میشه اگه قبل از اون بمیرم.

49:27.250 --> 49:29.833
‫فکر می‌کنم هنوز یه چندسالی
‫وقت داری اسلیم.

49:30.875 --> 49:31.875
‫نه راستش.

49:33.125 --> 49:35.291
‫سرطان ریـه.
‫مرحله چهارمـش.

49:37.875 --> 49:39.125
‫چندتا مرحله داره؟

49:41.666 --> 49:42.666
‫چهارتا.

49:44.000 --> 49:47.125
‫خب چقدر دیگه وقت داری؟

49:50.291 --> 49:51.750
‫چند ماهی.

49:53.583 --> 49:55.083
‫چند ماهی؟

49:55.166 --> 49:57.083
‫نه، نه، اسلیم. اسلیم.
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

49:57.166 --> 49:58.851
‫می‌خواستم برات یه نامه بنویسم، اما...

49:58.875 --> 50:01.541
‫اما خیلی توی این کار ماهر نیستم.

50:04.833 --> 50:06.833
‫خواهش می‌کنم بگو تحت درمانی.

50:08.041 --> 50:10.333
‫من اون داروی‌های کوفتی رو نمی‌خورم.
‫راه های بهتری هم برای مردن هست.

50:10.416 --> 50:14.541
‫اما تو نمی‌تونی بمیری اسلیم.
‫تو الان دیگه تنها پدری هستی که داریم.

50:14.625 --> 50:15.708
‫رابرت پدر شماست.

50:16.333 --> 50:17.416
‫و اگه بخوام صادق باشم

50:18.041 --> 50:20.333
‫احتمالاً تا جایی که می‌تونستم
‫بهتون یاد دادم.

50:20.416 --> 50:22.291
‫باید تحت درمان قرار بگیری، اسلیم.

50:25.166 --> 50:26.708
‫من نیاز دارم که تو زنده بمونی.

50:27.625 --> 50:28.625
‫خواهش می‌کنم.

50:29.208 --> 50:33.083
‫بر لوح نشانِ بودنی‌ها بوده‌است

50:34.250 --> 50:36.791
‫پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده‌است؛

50:37.750 --> 50:40.250
‫در روز ازل هر آن‌چه بایست بداد،

50:41.000 --> 50:43.625
‫غم خوردن و کوشیدنِ ما بیهوده است.

50:44.625 --> 50:47.958
‫رباعیات عمر خیام.
‫بهترین شعریه که نوشته شده.

50:52.083 --> 50:53.791
‫چوب رو بکش!
‫چوب رو بکش!

50:53.875 --> 50:55.250
‫یه ماهی کوفتیـه!

50:55.333 --> 50:56.750
‫بکش!
‫چوب رو بکش!

50:57.625 --> 51:00.166
‫- آره. بکش بیرون. بکشش بیرون!
‫- یه کوسه ست؟

51:00.250 --> 51:03.416
‫نه، این همون ماهی گنده ست که گفتم.
‫حرومی رو بکش بیرون!

51:03.500 --> 51:05.416
‫زود باش، بگیرش.
‫زود باش.

51:05.500 --> 51:07.666
‫زودباش. یکم سیم رو باز کن.
‫سیم رو باز کن.

51:07.750 --> 51:11.041
‫بزار یکم بازی کنـه.
‫می‌دونی، کاری کن که مبارزه کنـه!

51:12.666 --> 51:13.583
‫قرقره رو ببند!

51:13.666 --> 51:15.833
‫قرقره رو ببند... قرقره...!

51:15.916 --> 51:18.625
‫لعنت! بزار...
‫ولـش نکن، فقط..

51:20.875 --> 51:23.583
‫وای خدای من! وای خدای من!
‫گرفتیمش، داره میاد.

51:27.375 --> 51:29.500
‫نه، نکن.
‫زود باش.

51:30.375 --> 51:32.125
‫وای خدای من.

51:32.708 --> 51:35.958
‫اسلیم، گرفتمـش!
‫اسلیم، گرفتمـش! گرفتمـش!

51:36.041 --> 51:37.333
‫سیم رو بکش، اسلیم.

51:43.875 --> 51:45.041
‫اسلیم، خواهش می‌کنم.

51:45.125 --> 51:46.416
‫باهام حرف بزن اسلیم.

51:47.500 --> 51:49.500
‫خواهش می‌کنم اسلیم.

51:50.375 --> 51:52.291
‫بیدارشو اسلیم.
‫خواهش می‌کنم.

51:53.500 --> 51:54.750
‫کمک!

51:56.500 --> 51:57.500
‫کمک!

51:57.958 --> 52:00.333
‫کمک، خواهش می‌کنم!

52:01.375 --> 52:02.416
‫کمک!

52:10.375 --> 52:17.416
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
