WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.051 --> 00:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.051 --> 00:17.021
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

01:40.902 --> 01:42.898
"شهر "کلنست مینستر
"خیابان "آرچ‌انجل

01:54.305 --> 01:55.798
‫از این سبک‌تر نمیشم که!

01:55.979 --> 01:57.006
‫ها ها!

02:28.181 --> 02:29.468
‫خیلی وقته گذشته.

02:30.791 --> 02:32.004
‫یک، پنج، هشت.

02:32.353 --> 02:33.581
‫همونجاست، عزیزم.

02:35.128 --> 02:36.128
‫مرسی.

03:08.013 --> 03:09.400
‫اوه، بابا، میشه لطفاً؟

03:15.480 --> 03:16.684
‫نظرت در موردش چیه؟

03:18.608 --> 03:20.154
‫به نظر قدیمی میاد.
.همینطوره

03:20.179 --> 03:21.676
‫یه سبک خاص از دوره ژاکوبینه.

03:21.701 --> 03:24.412
‫با صحافی از پوست گوساله، یه پولی می‌ارزه.

03:25.607 --> 03:27.359
‫این لکه‌های قهوه‌ای روی صفحه‌ها چیه؟

03:28.244 --> 03:31.653
...‫صاف میری سر اصل مطلب، آقای
.جک

03:32.359 --> 03:33.544
‫فقط بگو جک.

03:34.483 --> 03:35.758
‫به این میگن «زنگار کتاب».

03:35.783 --> 03:36.969
‫جک، فقط جک.

03:37.441 --> 03:39.115
‫این کاریه که زمان با کتاب‌ها می‌کنه...

03:39.803 --> 03:40.922
.با همه‌مون

03:41.519 --> 03:43.320
‫تو این حرفه می‌گیم کتاب یه کم «زنگار» زده.

03:43.345 --> 03:44.345
علاقه‌مندی؟

03:46.309 --> 03:47.589
‫می‌دونی، یه اشتباهی اینجا هست.

03:48.676 --> 03:49.676
‫اشتباه؟

03:50.877 --> 03:52.019
‫خب، نیست؟

03:52.926 --> 03:54.485
‫بالای در، روی تابلو.

03:54.510 --> 03:55.594
‫تابلو چشه؟

03:56.507 --> 03:57.809
‫اشتباهه، اینطور نیست؟

03:58.866 --> 04:00.332
‫کلمه‌ی «بوکز» آپاستروف نداره.

04:00.357 --> 04:01.618
‫چرا، داره.
‫نه، نداره.

04:01.643 --> 04:03.598
‫داره.
‫نداره.

04:03.623 --> 04:06.598
‫مگه اینکه اسمت «بوک» باشه و
.مغازه مال خودت باشه که اتفاقاً هست

04:06.623 --> 04:07.607
‫اسمم «بوک»ـه.

04:07.632 --> 04:08.708
کتاب‌فروشی‫ «بوکز»

04:08.733 --> 04:09.972
‫می‌دونم گیج‌کننده‌ست.

04:09.997 --> 04:11.135
‫یا شایدم به درد بخوره؟

04:11.160 --> 04:12.495
‫هیچوقت نتونستم تصمیم بگیرم.

04:12.520 --> 04:14.418
‫به هر حال، «بوک» هستم
.و یه کتاب‌فروشی دارم

04:14.443 --> 04:16.688
.معلومه دیگه
‫تو هم حتماً برای آگهی کار اومدی.

04:17.158 --> 04:18.158
‫چای؟

04:33.987 --> 04:35.586
‫اوه، چه جای ساکتیه.

04:38.538 --> 04:40.403
‫سعی می‌کنم بیسکویت زنجبیلی درست کنم.

04:41.740 --> 04:42.966
‫چقدر بریزم؟

04:42.991 --> 04:44.243
‫ کدوم دهاتی بزرگ شدی؟

04:44.268 --> 04:46.373
‫یه قاشق برای هر نفر،
.یکی هم برای خود قوری

04:50.213 --> 04:51.213
‫آها.

04:53.343 --> 04:55.628
‫خب، باید معرفیت کنم، جک، فقط جک.

04:55.653 --> 04:57.131
‫اینم «داگ»ـه.

04:58.036 --> 05:00.736
‫بوک. داگ. کار.

05:01.029 --> 05:02.976
‫کنار این کار یه سرگرمی کوچیک هم دارم.

05:03.001 --> 05:05.700
‫می‌بینم که داره روز به روز
.بیشتر از مغازه دورم می‌کنه

05:05.725 --> 05:08.221
‫واسه همین، به یه دستیار احتیاج دارم.

05:19.043 --> 05:20.115
‫اوه،

05:20.600 --> 05:21.679
.خدای من

05:24.103 --> 05:25.526
‫آخی، بهتر شد.

05:26.018 --> 05:27.433
‫من حتماً باید چای بخورم.

05:27.458 --> 05:30.229
‫بدون چای، یه مُشت خاکِ بی‌جونم.

05:36.138 --> 05:37.924
‫ببین، اینجا خیلی به من نمی‌خوره.

05:38.642 --> 05:41.314
‫یعنی، فکر می‌کردم شاید
.منو بفرستن یه کارخونه‌ای، جایی

05:41.339 --> 05:42.339
‫اونا؟

05:44.026 --> 05:46.030
‫می‌دونی که از کجا اومدم، مگه نه؟

05:47.203 --> 05:49.870
‫می‌دونی که توی...
.لازم نیست دوباره بهش اشاره کنی

05:50.530 --> 05:52.349
‫حالا که کار رو گرفتی، دنبال چی هستی؟

05:52.373 --> 05:53.487
‫جک، فقط جک.

05:53.769 --> 05:55.917
‫می‌خوام سرم به کار خودم باشه، می‌دونی؟

05:56.406 --> 05:57.726
‫سعی کنم به زندگی عادی برگردم.

05:57.751 --> 05:59.028
‫صبر کن ببینم، کار رو گرفتم؟

05:59.350 --> 06:00.918
‫تعارف زیادی چیز بی‌خودیه.

06:00.943 --> 06:02.461
‫آره، کار رو گرفتی.

06:02.947 --> 06:04.072
‫اگه بخوایش.

06:04.913 --> 06:07.113
‫عزیزم، باید با ما بیای بیرون.

06:08.377 --> 06:10.388
‫اوه.
‫آم، تراتی، ایشون جک هستن.

06:10.413 --> 06:11.435
‫فقط جک.

06:11.460 --> 06:13.229
‫جک، ایشون هم تراتی، همسرم.

06:14.153 --> 06:15.153
‫سلام.

06:16.153 --> 06:17.153
‫سلام.

06:17.178 --> 06:19.007
‫خب، چی شده؟
.اونجا بمب افتاده بود

06:19.032 --> 06:21.589
‫کارگرایی که اونجا رو پاکسازی می‌کنن...
‫می‌دونی خیابون «انکام» سابق کجا بود؟

06:21.613 --> 06:23.070
‫آره، می‌شناسمش. خب که چی؟

06:23.095 --> 06:24.831
‫خب، یه چیزی پیدا کردن.

06:25.371 --> 06:28.413
‫اونم تو شرایط مشکوک.

06:29.687 --> 06:31.827
‫ شرایط مورد علاقه‌ی من.

07:39.687 --> 07:41.529
"قسمت اول"

08:02.028 --> 08:03.748
‫داشتم فکر می‌کردم پیداتون میشه یا نه.

08:03.957 --> 08:05.498
‫مثل موی دماغ، گروهبان.

08:05.523 --> 08:06.838
‫خب، نظر منو که می‌دونی.

08:06.863 --> 08:08.456
‫بله، خیلی واضح و شفاف نشونش دادیم.

08:08.481 --> 08:11.720
‫ولی بذار یه چیزی بگم.
‫یه نامه‌ی مخصوص از خود چرچیل دارم.

08:11.745 --> 08:12.745
‫بله...

08:17.013 --> 08:18.013
‫باشه.

08:19.633 --> 08:20.885
‫اوه، سلام، بوک.

08:20.910 --> 08:22.058
‫آقای بازرس.

08:22.083 --> 08:23.329
‫فکر کردم این خوراک خودته.

08:23.354 --> 08:24.388
‫اوه، اتفاقاً هست.

08:24.413 --> 08:26.471
‫از اول شروع کن، بازرس،
.و هیچی رو از قلم ننداز

08:26.496 --> 08:29.094
‫مخصوصاً اگه چندش‌آور یا
.یه جورایی رسوایی‌ باشه

08:29.119 --> 08:30.388
‫یه کم معماگونه‌ست.

08:30.413 --> 08:32.443
‫ آقای باسارت، چند روز پیش داشته آوار رو

08:32.468 --> 08:34.413
‫از زیرزمین بمب‌خورده‌اش تمیز می‌کرده.

08:34.438 --> 08:37.261
‫خیابون انکام سال 44 بمب خورد، می‌دونستی؟

08:37.286 --> 08:38.262
‫بله، قربان.

08:38.287 --> 08:39.539
‫بمباران وحشتناکی بود.

08:39.564 --> 08:41.248
‫اون حمله رو یادتونه، قربان؟

08:41.273 --> 08:42.358
‫مگه میشه یادم بره؟

08:42.383 --> 08:44.977
‫من و تراتی چپیدیم تو پناهگاه اندرسون،

08:45.001 --> 08:47.814
‫چسبیده بودیم به یه مَرده
.از شرکت بیمه‌ی پرودنشال

08:47.839 --> 08:49.678
‫ناخن‌های خیلی قشنگی داشت.

08:49.703 --> 08:51.141
‫ولی نفسش افتضاح بود.

08:51.166 --> 08:53.348
‫اون پناهگاه‌ها رو
.برای شریک شدن نساخته بودن

08:53.373 --> 08:55.508
‫جنگ تموم شده، آقای باسارت.

08:55.533 --> 08:58.501
‫کاملاً درسته، قربان، ولی هنوزم
.دوست دارم مسیرم رو گشتی بزنم

08:58.890 --> 09:00.190
‫به یاد قدیما.

09:00.472 --> 09:02.660
‫و اینکه حواسم به همه چی باشه.

09:02.685 --> 09:04.487
‫با این نورافکن قابل اعتمادم.

09:05.290 --> 09:08.174
‫خلاصه، اینجا داشته آوار رو
...تمیز می‌کرده که ناگهان

09:08.199 --> 09:09.248
‫چی پیدا می‌کنه؟

09:09.273 --> 09:10.687
‫ناگهان...
‫چی؟

09:19.583 --> 09:20.855
!وا مصیبتا

09:21.888 --> 09:24.618
‫مثل سالاد اسکلت ریختن رو هم.
‫چند نفرن؟

09:24.643 --> 09:26.718
‫سخته بگیم،
.چون همه‌شون قاطی پاتی شدن

09:26.743 --> 09:28.078
‫ولی میگم، 10 یا 12 تایی هستن.

09:28.103 --> 09:31.587
‫اینکه چرا آقای باسارت
،فوراً کشفش رو به مقامات اطلاع نداده

09:31.612 --> 09:32.735
‫  یه بحث دیگه‌ست.

09:32.760 --> 09:33.695
‫اطلاع نداده؟

09:33.720 --> 09:35.922
‫نه. ‫چند تا بچه که اینجا
.بازی می‌کردن بهمون دادن

09:35.947 --> 09:38.296
‫همونطور که می‌گفتم، من یه نظریه دارم.

09:38.321 --> 09:41.356
‫خب، معلومه دیگه، تو همون
حمله هوایی کشته شدن، مگه نه؟

09:41.855 --> 09:43.220
‫تو چی فکر می‌کنی، جک؟

09:43.930 --> 09:45.408
‫من؟
‫تو.

09:50.596 --> 09:52.168
‫آره، حتماً همین اتفاق افتاده.

09:53.243 --> 09:54.532
‫حمله‌ی هوایی کشتشون.

09:55.618 --> 09:59.258
‫دو سال پیش مردن،
.و الان هم که پوسیدن رفتن

09:59.283 --> 10:01.119
‫این یه فرض منطقی می‌تونه باشه.

10:01.144 --> 10:02.301
‫ولی اینم هست.

10:02.854 --> 10:04.938
‫پس فکر می‌کنین تو حمله‌ی هوایی نمردن؟

10:04.963 --> 10:08.532
‫اگه یادتون باشه، خیابون انکام اون موقع
دیگه خالی بود، اینطور نیست آقای باسارت؟

10:08.557 --> 10:10.236
‫قرار بود تخریب بشه.

10:10.261 --> 10:12.705
‫پس کسی اینجا زندگی نمی‌کرده،
...که در این صورت

10:12.730 --> 10:13.932
‫اینا کی هستن؟

10:13.957 --> 10:15.708
‫خب، هر کسی می‌تونه باشه، قاعدتاً.

10:16.183 --> 10:19.493
‫هر کسی می‌تونسته برای فرار از بمباران به
.یکی از این خونه‌های خالی پناه آورده باشه

10:19.518 --> 10:20.490
‫دوازده نفرشون؟

10:20.515 --> 10:21.644
‫لباساشون چی؟

10:21.669 --> 10:22.553
‫لباسا...

10:22.578 --> 10:24.309
‫آدمیزاد مثل علفه.

10:24.334 --> 10:26.246
‫حمله هوایی مال همین دو سال پیشه.

10:26.271 --> 10:29.454
‫حتی اگه جسدها پوسیده باشن،
.لباس‌هاشون باید سالم مونده باشه

10:29.479 --> 10:31.877
...فکر کنم من و آقای باسارت داریم به

10:32.952 --> 10:34.466
.به یه چیز مشابه فکر می‌کنیم

10:43.092 --> 10:44.259
‫نه.

10:45.201 --> 10:46.921
‫این دیگه تیر خلاصه.

10:47.317 --> 10:48.470
‫نظرت چیه؟

10:51.699 --> 10:54.379
‫ بی‌برو برگرد سر شاه چارلز دومه.

10:54.404 --> 10:56.213
‫اوه، تاریخ هم داره؟

10:57.737 --> 11:00.303
‫1665.

11:01.059 --> 11:02.300
‫گور دسته‌جمعی طاعون، آره.

11:02.983 --> 11:04.285
‫اینطور به نظر میاد.

11:04.651 --> 11:05.724
‫اوه، چیه؟

11:05.749 --> 11:07.073
‫گور دسته‌جمعی.

11:07.098 --> 11:08.390
‫طاعون بزرگ.

11:08.696 --> 11:12.570
‫قبرستونای لندن پر شده بود،
برای همین این گودال‌های گنده رو کندن

11:12.594 --> 11:15.447
‫و همه‌ی جنازه‌ها رو ریختن توش.

11:15.661 --> 11:16.879
،آه، راستش

11:16.903 --> 11:19.134
‫من یه جورایی باستان‌شناسم.

11:19.159 --> 11:22.403
‫البته کنار کار اصلیم،
کاملاً آماتور، متوجهین که؟

11:22.428 --> 11:24.909
‫پس چرا وقتی پیداشون کردی
فوراً بهمون نگفتی؟

11:25.577 --> 11:28.772
‫خب، می‌دونستم
.دیگه همچین فرصتی گیرم نمیاد

11:29.504 --> 11:32.215
‫می‌خواستم یه کم وقت داشته باشم
.تا خودم حفاری‌شون کنم

11:33.211 --> 11:34.996
‫چیزای خیلی جالبی‌ان.

11:37.224 --> 11:39.772
‫واقعاً خیلی متأسفم، بازرس.

11:40.121 --> 11:42.538
‫بله، خب، فکر کنم مشکلی پیش نیومده.

11:42.563 --> 11:43.915
‫من که خیلی مطمئن نیستم.

11:43.940 --> 11:46.300
‫این اسکلت‌ها ممکنه هنوز زنده باشن.

11:46.325 --> 11:48.638
‫یعنی میگی هنوز واگیر داره؟

11:48.663 --> 11:50.860
‫هنوز که معلوم نیست.

11:50.885 --> 11:52.464
‫ولی به نظرم خیلی بعیده.

11:52.489 --> 11:54.127
‫اشکالی نداره این پیش من بمونه؟

11:54.152 --> 11:55.292
‫مال خودت.

11:55.317 --> 11:56.498
‫خب، آقای بوک.

11:56.523 --> 11:57.837
‫اوه، سلام، نورا.

11:57.862 --> 12:00.008
‫خب، تعجبی نداره اینجا می‌بینمت.

12:00.033 --> 12:04.240
‫می‌دونستی اون وقتا، از
منجنیق‌های بزرگ استفاده می‌کردن

12:04.264 --> 12:09.143
‫تا جنازه‌های طاعونی رو پرت کنن تو شهرهای
محاصره شده تا عمداً مردم رو آلوده کنن؟

12:09.168 --> 12:10.772
‫این وحشتناکه، نورا.

12:10.797 --> 12:11.818
‫می‌دونم.

12:11.843 --> 12:14.421
‫و اون اشتباه دستوری، از اونم وحشتناک‌تره.

12:17.916 --> 12:19.321
‫به زحمتش می‌ارزید.

12:21.393 --> 12:25.443
‫گروهبان، سریع بهشون رسیدگی کن، باشه؟

12:25.468 --> 12:26.626
‫با احتیاط؟

12:27.200 --> 12:28.722
‫کجا ببرمشون؟

12:28.747 --> 12:30.147
‫فکر کنم سردخونه.

12:30.172 --> 12:32.373
‫میگیم دکتر گلدِرت یه نگاهی بهشون بندازه.

12:32.398 --> 12:34.287
‫ببینه هنوز احتمال واگیرشون هست یا نه.

12:34.312 --> 12:35.387
‫قربان؟

12:35.412 --> 12:36.678
‫ممنونم، بوک.

12:36.703 --> 12:37.932
‫خواهش می‌کنم، بازرس.

12:40.325 --> 12:41.516
‫گروهبان!

12:43.193 --> 12:45.638
‫چرا مثل آدمای عادی
کلکسیون تمبر جمع نمی‌کنه؟

12:54.593 --> 12:55.593
‫اوه، خدایا.

13:14.960 --> 13:16.194
‫حالت خوبه؟

13:16.789 --> 13:17.960
‫آره.

13:19.685 --> 13:21.045
‫فقط یه کم...

13:22.483 --> 13:23.780
‫به خاطر پلیس‌هاست.

13:25.263 --> 13:27.543
‫آخه یه مدتی دور بودم.

13:27.568 --> 13:28.801
‫آره، منم بودم.

13:28.826 --> 13:29.826
‫می‌دونم.

13:29.851 --> 13:31.421
‫حتماً جای خیلی خوبی نبوده.

13:31.446 --> 13:33.753
‫هر وقت آماده بودی،
.همه چیز رو برام تعریف کن

13:33.778 --> 13:34.997
‫هی، بده من اینو.

13:35.022 --> 13:36.698
‫خب، باید پیش ما بمونی، مگه نه؟

13:36.723 --> 13:38.044
‫حالا که کار رو هم گرفتی.

13:38.069 --> 13:39.932
‫من مغازه‌ی بغلی رو دارم.

13:39.957 --> 13:43.081
‫بوک کتاب‌هاش رو داره،
،منم کاغذدیواری‌هام رو

13:43.105 --> 13:45.358
‫یه اتاق زیرشیروونی کوچیک
.و دنج هم بین این دو تا هست

13:45.383 --> 13:46.934
‫چرا اینطوری بهم کمک می‌کنین؟

13:47.256 --> 13:48.279
‫چرا که نه؟

13:49.946 --> 13:51.684
‫خودم میارمش قربان.

13:52.858 --> 13:54.104
اینجا ‫چه خبره؟

13:54.723 --> 13:56.210
‫شنیدم خودکشی بوده.

13:56.572 --> 13:57.572
‫شنیدی؟

13:57.597 --> 13:59.259
‫از اون همکارتون شنیدم.

13:59.283 --> 14:01.452
‫اوه، اون زبون‌دراز رو ادب می‌کنم.

14:01.877 --> 14:04.158
‫این خلاف تمام قوانینه...
.باشه، گروهبان

14:04.183 --> 14:05.183
.خیلی‌خب

14:05.933 --> 14:09.298
‫همونطور که می‌دونی، همیشه از دانش
.و خرد آقای بوک استقبال می‌کنیم

14:09.323 --> 14:10.323
‫بله.

14:11.083 --> 14:12.176
‫بله.

14:14.208 --> 14:15.671
‫این پرونده خیلی چیز خاصی نیست.

14:15.696 --> 14:16.846
‫اه، لعنتی.

14:16.871 --> 14:17.955
‫نظرت راجع به این چیه؟

14:17.980 --> 14:19.518
‫قانون؟
‫گروهبان موریس یه حرفی زد.

14:19.543 --> 14:21.210
‫این یه خودکشی ساده و معمولیه.

14:21.239 --> 14:23.118
‫یعنی، خودت که می‌دونی،
.من آدم انعطاف‌پذیری‌ام

14:23.143 --> 14:24.819
‫اگه یه خورده پیچیده‌تر بود...

14:24.844 --> 14:28.157
‫یه چیز خاص، شیک بوده
با یه چیز تیز و کوچیک؟

14:29.378 --> 14:31.082
‫وقتی یه چیز غیرعادی ‫پیش بیاد،

14:31.107 --> 14:32.905
‫مثل همین دوستای قدیمی‌مون، اسکلت‌ها.

14:33.288 --> 14:35.427
‫یعنی این یه پرونده‌ی پیش پا افتاده‌ست.

14:35.452 --> 14:38.013
‫می‌دونی، من و گروهبان از پسش برمیایم...
کی پیداش کرده؟

14:38.695 --> 14:39.758
‫نظافتچی.

14:39.783 --> 14:40.982
‫اسمش «آدا درِج»ـه.

14:41.753 --> 14:42.948
‫بدجوری شوکه شده.

14:43.144 --> 14:44.172
‫درِج.

14:44.197 --> 14:45.538
‫این اسم یه کم آشناست.

14:45.563 --> 14:47.421
‫سالیان سال برای هارکاپ کار می‌کرده.

14:49.110 --> 14:50.259
.دِندار

14:50.867 --> 14:52.076
‫یادداشتی هم گذاشته؟

14:52.101 --> 14:53.096
‫نه، نه.

14:53.121 --> 14:54.476
‫چطوری این کار رو کرده؟

14:54.741 --> 14:56.153
با ‫اسید پروسیک.

14:57.646 --> 14:58.776
‫چه بد.
‫چه بد.

14:59.483 --> 15:01.517
‫و البته جالب، اینطور فکر نمی‌کنی؟

15:07.008 --> 15:08.168
‫آقای هارکاپ.

15:08.193 --> 15:09.193
‫سلام، قربان.

15:09.218 --> 15:10.372
‫به نظر میاد خودکشی بوده.

15:10.397 --> 15:11.829
‫اوه، وحشتناکه.

15:13.311 --> 15:14.724
‫خب، من دیگه بهتره برم.

15:14.749 --> 15:16.654
‫برای یه روز هیجان زیادی بود.

15:17.203 --> 15:19.325
‫جک، یه سر برمی‌گردی مغازه؟

15:19.676 --> 15:21.182
‫یه دسته روزنامه اونجاست.

15:21.207 --> 15:23.183
‫از در که میری تو، سومین دسته سمت راست.

15:23.208 --> 15:25.684
‫یه نسخه «چرینگ کراس دیسپچ»
زیر دو جلد کتاب درباره‌ی

15:25.708 --> 15:28.437
‫«النور کاستیا» و «ویلتینگ اسپادیسفر» هست.

15:29.503 --> 15:30.878
‫میشه اونا رو برام بیاری؟

15:34.833 --> 15:35.833
‫باشه.

15:35.858 --> 15:37.437
‫یه چای دیگه هم دم کن.

15:38.431 --> 15:39.893
‫قراره مهمون داشته باشیم.

15:55.558 --> 15:57.438
‫اوه، این چیه؟ مال اونه؟

15:57.463 --> 15:58.463
‫آره.

15:58.723 --> 16:02.261
‫آه، یه کیک قهوه و گردو
.برای آقای هارکاپ آورده بودم

16:02.971 --> 16:04.270
‫شما بردارینش دیگه.

16:05.302 --> 16:07.638
‫امروز روز نظافت همیشگی‌تون بود؟

16:07.663 --> 16:10.043
‫بله، هر هفته، مثل ساعت دقیق.

16:10.068 --> 16:13.318
‫ولی همین دیروز دیدمش،
یه سر اومدم چند تا باند ازش بگیرم

16:13.343 --> 16:14.343
‫باند؟

16:14.368 --> 16:16.946
‫آه، پسرم...
.اون تو جنگ زخمی شده

16:16.971 --> 16:19.021
‫به مراقبت دائم احتیاج داره.

16:19.618 --> 16:20.618
‫پانسمانش.

16:20.643 --> 16:22.443
‫چه ساعتی آقای هارکاپ رو دیدی؟

16:22.799 --> 16:24.181
‫اوه، شش.

16:24.521 --> 16:25.917
‫فکر کنم حدودای شش.

16:26.183 --> 16:28.037
‫اوه، اصلاً باورم نمیشه.

16:28.062 --> 16:31.103
‫یه لحظه آدم سرزنده و قبراقه و بعد...

16:32.873 --> 16:34.701
‫به همین راحتی، همه چی تموم میشه.

16:34.726 --> 16:36.158
‫خیلی خوب داری تحمل می‌کنی.

16:36.583 --> 16:37.808
‫و اون... بود؟

16:38.118 --> 16:39.278
‫چی بود؟

16:39.678 --> 16:40.678
‫سرزنده.

16:40.703 --> 16:42.844
‫یعنی وقتی دیدیش، روحیه‌ش خوب بود؟

16:43.526 --> 16:45.845
‫خب، راستش رو بخواین،
.یه کم گرفته به نظر می‌رسید

16:48.076 --> 16:50.898
‫ولی فکر نمی‌کردم بخواد
.همچین کار وحشتناکی بکنه

16:50.923 --> 16:52.401
‫هیچ عادت بدی نداشت؟

16:53.833 --> 16:55.047
‫عادت بد، قربان؟

16:55.389 --> 16:58.300
‫باید تمام زوایای پرونده رو
.بررسی کنیم، خانم محترم

16:58.325 --> 16:59.440
‫آها.

17:00.275 --> 17:01.923
‫آدمی با عادت‌های خیلی منظم بود.

17:01.948 --> 17:04.199
‫هر یکشنبه کلیسا می‌رفت.

17:04.613 --> 17:06.304
‫حساب کتابش خیلی مرتب و منظم بود.

17:06.329 --> 17:08.015
‫فکر کنم به خاطر روحیه‌ی سربازیش بود.

17:08.890 --> 17:10.614
‫دومینو هم بازی می‌کرد.

17:10.858 --> 17:11.858
‫دومینو؟

17:11.883 --> 17:14.437
‫هر دوشنبه و پنجشنبه شب.
‫تو کافه.

17:14.462 --> 17:16.214
‫با آقای باسارت و چند نفر دیگه.

17:16.833 --> 17:18.418
‫اینم عادت بد حساب میشه؟

17:18.443 --> 17:19.669
‫فکر نکنم.

17:19.999 --> 17:21.225
‫خانواده‌ای هم داشت؟

17:27.707 --> 17:29.454
‫مادرم همیشه می‌گفت، اگه نمی‌تونی چیز خوبی

17:29.478 --> 17:31.730
‫راجع به کسی بگی، اصلاً دهنت رو باز نکن.

17:32.275 --> 17:34.966
‫پس دلخوری بینشون بوده؟

17:36.749 --> 17:38.158
‫یه دختر داره، مگه نه؟

17:38.183 --> 17:40.175
‫یه جور... کدورتی بین‌شون بود؟

17:40.682 --> 17:42.077
‫نمی‌تونم چیزی بگم.

17:42.913 --> 17:44.299
‫کار درستی به نظر نمیاد.

17:45.418 --> 17:47.588
‫اونم وقتی که آقای «اچ»
‫هنوز کفنش خشک نشده.

17:47.613 --> 17:48.998
‫خدای من، این کیک...

17:49.023 --> 17:49.948
‫بله؟

17:49.973 --> 17:51.068
‫ فوق‌العاده‌ست.

17:51.093 --> 17:53.005
‫اوه، شما لطف دارین، قربان.

17:53.030 --> 17:55.125
‫البته منم انتظاری جز این نداشتم.

17:55.698 --> 17:57.288
‫اوه، چرا این حرف رو می‌زنین؟

17:57.313 --> 18:00.108
‫از برنده‌ی جایزه‌ی
لایِنز کرنر هاوس» سال 1921؟»

18:01.914 --> 18:04.073
‫اوه، شما از کجا اینو می‌دونین؟

18:04.543 --> 18:06.130
‫البته سال 1922 بود.

18:06.155 --> 18:07.273
‫اشتباه از من بود.

18:07.298 --> 18:08.628
‫آخه چطوری ممکنه؟

18:08.653 --> 18:12.541
‫من از این اطلاعات ریزه میزه زیاد تو ذهنم
.نگه می‌دارم، اکثراً هم به دردنخورن

18:13.092 --> 18:15.628
‫حتماً تجربه‌ی خیلی خوبی بوده.

18:15.653 --> 18:16.822
‫اوه، بله.

18:16.847 --> 18:19.192
‫هیچوقت تو عمرم انقدر
.احساس خاص بودن نکرده بودم

18:19.673 --> 18:21.061
‫یه کلاه نو خریده بودم.

18:21.412 --> 18:23.575
‫شهردار هم بهم چشمک زد.

18:23.957 --> 18:24.957
‫چشمک زد.

18:24.982 --> 18:25.999
.باحاله

18:26.024 --> 18:28.887
‫سال‌ها اونجا کار کردم، تو اون کافه.

18:29.324 --> 18:31.256
‫برای همین تو کیک‌پزی ماهر شدم.

18:32.404 --> 18:34.959
‫آقای «اچ» عاشق
.کیک آناناس برگردون من بود

18:34.984 --> 18:38.644
‫می‌دونی، واقعاً خیلی کمک‌ می‌کنه
...اگه بدونیم چرا اون و دخترش

18:38.669 --> 18:39.811
‫سارا...

18:40.984 --> 18:42.358
...لوردمایر

18:42.383 --> 18:43.968
.مارولا
‫مارولا، درسته.

18:43.993 --> 18:46.868
‫چرا اون و مارولا با همدیگه
.آبشون تو یه جوب نمی‌رفت

18:48.608 --> 18:52.588
‫خب، حالا که انقدر لطف داشتین، قربان...
.واقعاً محبت داری

18:52.613 --> 18:54.077
‫دختره‌ی عفریته بود.

18:54.787 --> 18:58.447
‫یه عفریته‌ی به تمام معنا،
.وحشتناک و پول‌پرست

18:58.472 --> 18:59.511
‫متوجهم.

18:59.536 --> 19:02.765
‫بعد از اینکه زنش فوت کرد،
.دخترش نور چشمی‌ش بود

19:03.503 --> 19:06.958
‫ولی بلد بود چطور اونو
.دور انگشت کوچیکش بچرخونه

19:06.983 --> 19:09.420
‫هیچی برای
.شاهزاده خانوم کوچولوش زیاد نبود

19:09.445 --> 19:13.997
‫اوه، و بعدش با اون رویی که داشت،
.با اون پسره فرار کرد

19:14.022 --> 19:15.096
‫پسره؟

19:15.673 --> 19:16.673
‫میکی.

19:16.998 --> 19:18.073
‫میکی هال.

19:18.098 --> 19:19.463
‫یه آدم به دردنخور به تمام معنا.

19:19.488 --> 19:21.815
توی کارای خطرناک و عجیب و غریب بود
،می‌دونی چی می‌گم

19:21.840 --> 19:23.050
‫بازار سیاه.

19:23.587 --> 19:25.101
‫مکانیک ماشینه.

19:25.464 --> 19:27.669
.نزدیک ما یه گاراژ دارن

19:27.694 --> 19:29.189
.مارِندِ دوست‌داشتنی

19:29.973 --> 19:32.365
‫و حالا مارولا همه چیز رو به ارث می‌بره.

19:35.044 --> 19:36.423
‫درست به نظر نمیاد، نه؟

19:37.042 --> 19:38.396
‫نه اصلا...

19:39.301 --> 19:40.341
.به نظر نمیاد

19:40.797 --> 19:42.027
‫ممنون بابت کیک.

19:45.719 --> 19:47.319
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

19:47.783 --> 19:49.818
‫ دارم فضولی می‌کنم، گروهبان.

19:51.367 --> 19:53.267
‫فکر کنم شاهد شماست.

20:04.757 --> 20:06.541
‫دوباره سلام.
‫اوه، سلام بوک.

20:07.270 --> 20:11.131
‫داشتم فکر می‌کردم میشه قبل از
اینکه برم یه سرک کوچولو اینجا بزنم

20:11.678 --> 20:13.295
‫ببینم می‌تونم کمکی بکنم یا نه.

20:13.320 --> 20:14.438
‫بری؟

20:14.463 --> 20:16.574
‫اوه، من و خانم بوک
.داریم برای تفریح میریم بیرون

20:16.599 --> 20:18.221
‫پسر جدیده پرستاری می‌کنه.

20:18.746 --> 20:19.746
‫از سگه.

20:19.771 --> 20:20.788
‫داگ.

20:20.813 --> 20:22.149
‫حرف تعریف نداره.

20:22.491 --> 20:26.340
"‫داریم میریم سینما، فیلم "ساندرا داریک
.رو دوباره تو سینما ریالتی نمایش میدن

20:26.365 --> 20:27.365
‫اپرا.

20:27.712 --> 20:29.518
‫خانم‌های چاقی که آواز می‌خونن.

20:30.879 --> 20:32.839
‫حالا که حرفش شد، اجازه هست من...؟

20:37.386 --> 20:38.677
‫یه دختر داره.

20:38.702 --> 20:40.693
‫ولی خانم درِج میگه با هم نمی‌ساختن.

20:42.551 --> 20:43.893
‫منم همینو برداشت کردم.

20:44.132 --> 20:45.717
‫داریم سعی می‌کنیم ردش رو بگیریم.

20:46.829 --> 20:48.206
‫یه گاراژ داره.

20:48.592 --> 20:49.714
‫تو مایل‌اِند.

20:50.223 --> 20:51.223
‫اوه، درسته.

20:52.161 --> 20:53.161
.ممنون

21:11.783 --> 21:13.024
‫ولی یه چیز عجیبه.

21:14.308 --> 21:18.183
‫خانم بلیس هم از اینجور
.خرت و پرت‌های کوچیک خوشش میاد

21:18.208 --> 21:19.775
‫فکر نکنم دقیقاً مثل اینا باشه.

21:20.022 --> 21:21.203
‫این یشمه.

21:21.621 --> 21:22.855
‫خیلی هم مرغوبه.

21:24.926 --> 21:26.064
‫و این یکی.

21:32.497 --> 21:34.812
‫معلومه که آقای هارکاپ خبره بوده.

21:53.688 --> 21:55.198
‫فکر می‌کنی خودکشی بوده؟

21:55.561 --> 21:56.561
‫شک داری؟

21:56.874 --> 21:57.874
.آره

21:58.316 --> 21:59.438
‫نظریه‌ت چیه؟

21:59.847 --> 22:01.034
‫منظورتون اینه، آقا؟

22:01.059 --> 22:01.942
.آره

22:01.967 --> 22:02.927
‫اوه، اریک.

22:02.955 --> 22:04.628
"کتاب "بلک، لمب و گِری فالکن

22:04.653 --> 22:05.678
‫هی.

22:05.703 --> 22:07.146
‫اون کتاب برای شیلا، رسیده.

22:07.171 --> 22:08.337
‫اوه، عالیه.

22:08.362 --> 22:10.621
‫فردا میاد سراغش، باشه؟

22:10.646 --> 22:11.478
‫بفرمایید.

22:11.503 --> 22:12.848
‫اوه، ممنونم.

22:13.310 --> 22:15.420
‫خودم هیچوقت ازش خوشم نمیومد.

22:15.445 --> 22:16.554
‫هارکاپ؟

22:17.251 --> 22:18.515
‫البته سوءتفاهم نشه.

22:19.236 --> 22:20.496
‫یه جورایی هیتلر کوچولو بود.

22:20.521 --> 22:21.855
‫ولی بازم طفلکی.

22:21.880 --> 22:23.278
‫که اینطوری خودشو بکشه.

22:26.405 --> 22:27.611
‫خب، نظریه‌ت چیه؟

22:27.636 --> 22:29.579
‫صبر، بازرس، صبر.

22:30.082 --> 22:33.052
صبر و زمان
‫دو تا از قدرتمندترین سلاح‌هاست.

22:33.398 --> 22:35.855
هالتوی نتونست توش موفق بشه
.یکیش رو امتحان کرد

22:35.880 --> 22:38.821
میدونی، ‫همون که زنه آخرش
.خودشو میندازه جلوی قطار

22:38.846 --> 22:39.767
‫نه.

22:39.792 --> 22:40.792
‫نه.

22:41.450 --> 22:43.589
.ببین
.بازرس

23:17.678 --> 23:18.811
‫زیاده‌روی کردم؟

23:21.306 --> 23:22.728
‫نه، اصلاً.

23:22.753 --> 23:23.791
...یعنی

23:24.861 --> 23:26.141
.فوق‌العاده شدین

23:26.403 --> 23:27.629
‫منظورم دیوارها بود.

23:28.543 --> 23:29.543
‫اوه.

23:29.568 --> 23:32.863
‫بوک میگه این توهین به
.سلیقه‌ی خوبه، ولی نمی‌دونم

23:32.888 --> 23:34.908
‫به نظرم یه چیز خاصی داره، نه؟

23:35.642 --> 23:37.807
‫ تو سر هم کردن چیزا خوبم.

23:37.832 --> 23:39.132
‫همیشه بودم.

23:39.492 --> 23:42.621
‫کمد، رادیو، تخت.

23:42.981 --> 23:44.317
.تو نیروی زمینی بودم

23:44.342 --> 23:45.300
‫جین؟

23:45.325 --> 23:46.325
‫اوه.

23:47.008 --> 23:48.422
‫اوه، آره، لطفاً.

23:50.983 --> 23:52.501
‫پس دارین میرین بیرون؟

23:52.526 --> 23:54.457
‫پسر جون، ما همیشه بیرونیم.

23:55.338 --> 23:57.429
‫خب، آدم باید زندگی کنه، مگه نه؟

23:57.454 --> 23:59.755
‫مخصوصاً بعد از دورانی که همه‌مون گذروندیم.

23:59.780 --> 24:01.636
‫فکر کنم چند تا کتلت تو یخچال هست.

24:01.661 --> 24:04.025
‫اتاق تو هم اون بالاست.
‫هواش رو عوض کردم...

24:08.389 --> 24:10.468
‫شما... یعنی...

24:12.428 --> 24:13.428
‫ممنون.

24:21.897 --> 24:23.135
‫ برگشتم دیگه.

24:36.701 --> 24:37.701
‫خب...

24:38.261 --> 24:39.261
...خب

24:40.933 --> 24:42.724
‫ این نگاه رو می‌شناسم.

24:42.749 --> 24:44.323
‫به یه چیزایی رسیدی.

24:44.348 --> 24:47.335
‫قیافه‌م واقعاً
.قیافه‌ی یه مرد راضی و خوشبخته

24:47.360 --> 24:50.691
‫همسر دوست‌داشتنی، مغازه‌ی دوست‌داشتنی،
.و سگ دوست‌داشتنیم رو دارم

24:50.716 --> 24:52.776
‫یه مرد دیگه چی می‌تونه بخواد؟

24:53.066 --> 24:54.066
‫کتاب.

24:54.605 --> 24:55.697
‫پس سه تا چیز.

24:56.293 --> 25:00.468
‫آقای هارکاپ مجسمه‌های یشم چینی
با کیفیت استثنایی جمع می‌کرده

25:00.792 --> 25:03.575
ولی همونطور که یه نفر یه بار گفت
.گرد و غبار می‌تونه حرف بزنه

25:04.073 --> 25:05.447
‫گرد و غبار دروغ نمیگه.

25:06.142 --> 25:10.061
‫یکی از مجسمه‌ها با یه آشغال بی‌ارزش
.عوض شده، یه مهره‌ی شطرنج

25:10.488 --> 25:12.844
‫ولی ردِ بزرگترش هنوز واضح مونده.

25:13.657 --> 25:16.474
‫خانم درِج، برخلاف چیزی که گفت،
.مدتیه اینجا رو تمیز نکرده

25:16.499 --> 25:20.698
‫دوم اینکه، آقای هارکاپ
.یه برآمدگی کوچیک پشت سرش داره

25:21.343 --> 25:23.660
‫و فکر نمی‌کنم
.به خاطر افتادن ایجاد شده باشه

25:24.022 --> 25:26.634
‫بلکه احتمالاً به خاطر
.ضربه با یه جسم سنگین بوده

25:26.983 --> 25:29.173
‫جسم سنگینی که پوست رو پاره نکرده.

25:29.621 --> 25:32.541
‫و با این حال،
.پشت جمجمه‌ی آقای هارکاپ خون‌ه

25:33.043 --> 25:34.043
‫سوم.

25:35.251 --> 25:36.854
"در تاریکی، گوش فرا می‌دهم"

25:37.112 --> 25:40.873
"بارها و بارها عاشق مرگِ آسوده بوده‌ام"

25:41.594 --> 25:43.608
"با نام‌های لطیف صدایش زده‌ام"

25:43.858 --> 25:45.495
"در شعرهای خیال‌انگیز بسیار"

25:46.090 --> 25:48.428
"تا نفس آرامم را به هوا بسپارد"

25:49.843 --> 25:50.843
‫خدایا.

25:51.643 --> 25:55.324
‫چرا یه داروساز، با وجود این همه
،سم ملایم و شناخته شده تو مغازه‌اش

25:55.753 --> 25:59.879
‫باید خودشو با یه چیز
به وحشتناکی اسید پروسیک بکشه؟

26:03.109 --> 26:04.183
...خب، بوک

26:04.863 --> 26:06.238
‫پس که اینطور.

26:06.863 --> 26:08.016
‫بله، تراتی.

26:08.466 --> 26:09.600
‫قضیه اینه.

26:12.693 --> 26:13.922
‫این یه قتله.

26:41.576 --> 26:42.576
‫بوک.

26:42.602 --> 26:43.752
‫خانم بوک.

26:44.951 --> 26:46.205
‫مواظب باش.

27:42.851 --> 27:43.851
‫ترات.

27:46.753 --> 27:47.753
‫آه.

27:48.114 --> 27:49.114
‫صبح‌بخیر.

27:52.154 --> 27:53.315
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

27:53.353 --> 27:56.682
‫اوه.
‫خب، من... دنبال یه کتابم.

27:56.713 --> 27:58.571
‫جای خیلی درستی اومدین.

27:58.922 --> 28:00.079
‫نظرت چیه، جوون؟

28:00.103 --> 28:01.528
‫چی بیشتر به این خانم میاد؟

28:01.553 --> 28:04.266
‫دیکنز، ویلکی کالینز، هنری جیمز.

28:05.519 --> 28:07.491
‫کتاب جدید «جورجت هِیِر» رو دارین؟

28:08.013 --> 28:09.013
‫اوه.

28:09.391 --> 28:11.188
‫خب، همه‌ی کتابای دیگه‌اش رو خوندم.

28:11.213 --> 28:13.220
‫منم همینطور، واقعاً که کارش محشره.

28:13.245 --> 28:15.534
‫ولی اون یه کتاب جدیده، خانم...

28:15.559 --> 28:16.773
.گودوین

28:16.813 --> 28:18.101
‫خانم گودوین.

28:18.126 --> 28:19.481
‫جین.
‫جین.

28:19.506 --> 28:21.527
‫ما معمولاً از اینا نمیاریم، مگه نه؟

28:23.256 --> 28:24.802
‫باید بریم یه سر به «فویلز» بزنیم.

28:26.049 --> 28:27.302
‫راهش یه کم زیاده.

28:27.327 --> 28:28.965
‫با این پاهایی که من دارم.

28:28.990 --> 28:30.741
‫یه جایگزین عالی براش دارم.

28:30.766 --> 28:34.238
‫کسی که وقتی خانم هِیِر هنوز تو گهواره
.بود، داشت داستان‌های عاشقانه می‌نوشت

28:34.263 --> 28:35.338
‫احتمالاً.

28:35.363 --> 28:37.095
‫اوه، خب، اگه فکر می‌کنین...

28:37.340 --> 28:39.013
‫یعنی، اگه پیشنهاد می‌کنین...
.هییش

28:39.695 --> 28:41.401
‫ببخشید؟ ‫مطمئنم.

28:41.426 --> 28:42.564
‫ببخشید، دارم فکر می‌کنم.

28:42.589 --> 28:43.589
‫آه.

28:53.230 --> 28:54.338
‫اورتسی.

28:54.363 --> 28:55.578
‫اسمش رو نشنیدم.

28:55.603 --> 28:57.496
.یه ‫خانمه. ‫بارونس. محشره

28:58.279 --> 28:59.828
‫اسکارلت پیمپِرنل.

28:59.853 --> 29:01.276
‫این یکی رو حتماً شنیدی.

29:02.058 --> 29:03.423
‫انقلاب فرانسه.

29:03.448 --> 29:04.573
‫لذت‌بخشه.

29:04.598 --> 29:05.932
‫پشیمون نمی‌شین.

29:06.793 --> 29:09.648
‫وقتی تمومش کردین،
برگردین تا براتون ‫دنباله‌اش رو پیدا کنم.

29:09.673 --> 29:11.556
‫اوه، خیلی لطف می‌کنین.

29:11.581 --> 29:12.894
‫خب، چقدر تقدیم کنم؟

29:12.919 --> 29:14.230
‫اوه، بگیم یه شیلینگ.

29:14.255 --> 29:15.255
‫صبر کنین.

29:15.280 --> 29:16.344
پایین کتاب‌ها

29:16.369 --> 29:18.163
.پایین
.پایین

29:18.663 --> 29:19.663
‫آه.

29:20.471 --> 29:23.189
‫این... رایگانه.

29:23.878 --> 29:25.618
‫اوه، اصلاً امکان نداره قبول کنم.

29:25.643 --> 29:26.804
‫اوه، قابلی نداره.

29:26.829 --> 29:31.786
‫اینکه شما رو خوشحال و بدون میخچه‌ی بیشتر
.سوار اتوبوس کنم، ارزشش از یاقوت هم بیشتره

29:31.811 --> 29:33.003
‫موافق نیستین؟

29:33.028 --> 29:34.028
‫جین.

29:34.872 --> 29:35.872
‫ممنونم.

29:36.423 --> 29:37.572
‫خدانگهدار.

29:38.687 --> 29:39.936
‫یالا دیگه، خانم.

29:41.663 --> 29:43.759
‫اینجوری هیچوقت پول درنمیارم، نه؟

29:47.156 --> 29:48.242
‫سلام.

29:48.267 --> 29:49.660
‫خب، جک.

29:49.685 --> 29:51.501
‫برای شروع روز، هیجان‌زده‌ای؟

29:51.526 --> 29:54.021
‫اینجا یه دنیا دانش وجود داره.

29:54.743 --> 29:56.205
‫تمام زندگی بشریت.

29:56.230 --> 29:57.678
‫و یه کم هم غیربشری.

29:57.703 --> 29:59.077
‫اون سکه پیش توئه؟

29:59.102 --> 30:01.107
‫خب، آم، آره.

30:01.132 --> 30:02.098
‫آره، البته.

30:02.123 --> 30:03.123
‫خوبه.

30:04.894 --> 30:07.245
‫نمی‌خوام فضولی کنم، آقای بوک.

30:07.270 --> 30:08.496
...ولی، آم

30:09.727 --> 30:11.407
شما دقیقاً چیکار می‌کنین؟

30:11.743 --> 30:13.228
‫اوه، فکر می‌کردم واضحه.

30:13.630 --> 30:14.982
‫ کتاب می‌فروشم.

30:15.312 --> 30:16.930
‫آره، ولی فقط همین نیست، مگه نه؟

30:17.408 --> 30:20.164
‫دیروز، اونجا تو اون محل بمب‌گذاری.

30:20.746 --> 30:22.261
‫با اون خانم نظافتچی حرف زدین.

30:22.286 --> 30:24.103
‫بله.
‫خب، اون مثل...

30:25.083 --> 30:26.083
‫سرگرمی‌تونه؟

30:27.260 --> 30:31.893
‫یعنی، اونطوری که با اون پلیسا حرف می‌زدین،
،اینکه گذاشتن دور اون گودال بچرخین

30:31.918 --> 30:34.598
‫می‌دونین، انگار یه جور مشاورشون
.هستین یا یه چیزی تو همین مایه‌ها

30:34.623 --> 30:36.316
‫ چرا باید به حرف شما گوش بدن؟

30:36.341 --> 30:37.718
‫خیلی وقتا هم گوش نمیدن.

30:37.743 --> 30:38.940
‫از نادونی خودشونه.

30:39.813 --> 30:42.764
‫یه بار تو جنگ
.در حق بازرس یه لطفی کردم

30:42.789 --> 30:44.135
‫اونم یادش نرفته.

30:44.576 --> 30:46.338
‫تازه، من یه نامه‌ی مخصوص هم دارم.

30:46.363 --> 30:48.069
‫یه نامه از چرچیل، آره.

30:48.094 --> 30:49.501
‫پلیسه اینو گفت.

30:50.780 --> 30:52.133
‫نامه‌ای که چی میگه؟

30:54.110 --> 30:56.079
‫دنیا جای آشفته‌ایه، جک.

30:56.954 --> 30:58.261
‫من یه سیستم دارم.

30:58.643 --> 31:01.612
‫بعضی وقتا مردم دوست دارن
.در مورد مسائل نظر بدم

31:01.637 --> 31:03.861
‫یه نظم کوچیکی برقرار کنم، همین.

31:04.729 --> 31:08.644
‫آدم می‌تونه چیزای مختلفی رو بخونه،
.نه فقط کتاب‌ها رو

31:09.473 --> 31:10.473
...این

31:10.993 --> 31:13.472
‫این... سیستم شماست؟

31:13.497 --> 31:14.497
‫آره؟

31:15.134 --> 31:16.415
‫مگه چشه؟

31:17.162 --> 31:19.358
‫خب، اونا به هیچ ترتیبی چیده نشدن.

31:21.717 --> 31:23.508
‫«آب‌مرواریدهای دنایل».

31:25.499 --> 31:27.781
‫«بیماری‌های چشم و درمان آن‌ها».

31:28.443 --> 31:30.204
‫آب‌مروارید. ‫بیماری چشم.

31:30.229 --> 31:31.229
‫منطقیه.

31:32.063 --> 31:33.258
‫«گیوتین».

31:33.283 --> 31:34.455
‫« راهنمای عملی».

31:34.480 --> 31:37.134
‫«زندگی و مرگ آلفرد مارتینز، جنتلمن».

31:37.583 --> 31:38.789
‫«سکه‌های رایج مملکت».

31:38.814 --> 31:41.238
‫یعنی، هیچ سیستمی وجود نداره.
‫اصلاً سیستمی در کار نیست.

31:41.263 --> 31:42.717
‫همه‌اش اینجاست، مگه نه؟

31:43.003 --> 31:44.446
‫ترجیح میدم توضیح ندم.

31:45.315 --> 31:47.978
‫آلفرد مارتینز یه مجرم سابقه‌دار بود.

31:48.003 --> 31:50.843
‫ تو دوران خودش، تو دوران ملکه ویکتوریا،
.با موفقیت سکه جعل می‌کرد

31:50.868 --> 31:53.038
‫تو این کار فوق‌العاده بود، یه جاعل سکه.

31:53.063 --> 31:54.198
‫جاعل سکه.

31:54.223 --> 31:55.818
‫ولی شانسش تو پاریس تموم شد.

31:55.843 --> 31:59.118
‫و سرش رو زدن، برای همینه که
.همه‌ی اون کتاب‌ها کنار هم جمع شدن

31:59.143 --> 32:00.343
‫آره، ولی این...

32:02.462 --> 32:03.753
.خب این که مسخره‌ست

32:06.283 --> 32:07.526
‫بیخیال این شو.

32:09.637 --> 32:11.364
‫خب، من تو رو می‌سپارم به...

32:12.243 --> 32:13.414
‫مراقبت از اینجا.

32:31.273 --> 32:32.563
‫یه کم زنگار زده.

32:35.950 --> 32:37.781
‫یه کم زنگار زده.

32:39.313 --> 32:40.512
‫همین همه‌چیز رو میگه.

32:41.421 --> 32:43.021
«سکه‌های رایج مملکت»

33:08.814 --> 33:09.854
‫صبح‌بخیر.

33:09.879 --> 33:12.112
‫بله، آم... می‌تونم کمکتون کنم؟

33:12.658 --> 33:13.971
‫اومدم یه سفارش رو بگیرم.

33:14.430 --> 33:16.464
‫آم، به چه اسمی؟

33:16.908 --> 33:18.219
‫شیلا، خب عزیزم.

33:24.274 --> 33:25.274
‫سلام.

33:25.900 --> 33:27.537
‫جک.
‫بله.

33:27.562 --> 33:28.861
‫من نورا هستم.

33:28.886 --> 33:30.803
‫کلی حرف برای گفتن داریم.

33:33.287 --> 33:38.407
... :: تـرجـ‌مه از :  سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

33:45.463 --> 33:46.463
‫ممنونم، خانم.

33:46.488 --> 33:47.981
‫باز هم، تسلیت میگم.

33:48.006 --> 33:48.858
‫می‌تونم برم؟

33:48.883 --> 33:51.164
‫خب، اگه اشکالی نداره
.به چند تا سؤال جواب بدین

33:52.716 --> 33:55.508
‫آم، لطفاً با من بیاین، خانم.

33:56.299 --> 33:57.299
‫جالبه.

33:57.911 --> 33:59.661
‫کجا بهتر از یه جنگل

33:59.686 --> 34:01.117
‫برای قایم کردن یه برگ؟

34:01.708 --> 34:02.934
!اووه

34:03.152 --> 34:04.152
‫این علائم...

34:04.521 --> 34:05.521
‫دقیقاً.

34:06.101 --> 34:07.170
‫اوه.

34:07.195 --> 34:08.195
‫اوه، سلام.

34:08.544 --> 34:11.423
‫داشتم با دکتر کولی یه نگاهی
.به اون اسکلت‌ها می‌انداختم

34:11.448 --> 34:12.386
‫اوه، بله.

34:12.411 --> 34:13.709
‫هیچ خطر واگیری وجود داره؟

34:13.734 --> 34:16.434
‫از اون بابت کاملاً امنه، بازرس.
‫اما...

34:16.933 --> 34:19.752
‫به قول معروف، حرف، حرف میاره.

34:20.283 --> 34:22.234
‫نمی‌خوایم که غافلگیری رو خراب کنیم، نه؟

34:22.741 --> 34:23.963
‫غافلگیری.

34:24.766 --> 34:26.374
‫بیا، برگردیم سر پرونده‌ی خودمون.

34:26.399 --> 34:27.973
‫ایشون خانم مارولا هارکاپ هستن.

34:28.461 --> 34:30.941
‫اوه، دختر عزیزم، واقعاً متأسفم.

34:31.380 --> 34:32.982
‫گفتین فقط چند تا سؤال.

34:33.935 --> 34:35.967
‫اشکالی نداره... منم باشم؟

34:40.903 --> 34:42.700
‫اون آزمایش خون رو فراموش نکن.

34:43.458 --> 34:44.655
‫داره انجام میشه.

34:49.258 --> 34:50.348
‫ببخشید بابت...

34:51.474 --> 34:52.474
‫بفرمایید.

34:52.499 --> 34:54.422
"کتاب "بلک، لمب و گِری فالکن

34:55.092 --> 34:56.262
‫باید جالب باشه.

34:56.694 --> 34:57.794
‫مرسی.

35:04.017 --> 35:05.268
‫داری راه میفتی؟

35:05.293 --> 35:06.421
‫یواش یواش.

35:07.453 --> 35:08.855
‫خب، شما کی هستی؟

35:09.143 --> 35:12.687
‫نورا. خب، اونور خیابون
.تو رستوران ترکی زندگی می‌کنم

35:12.712 --> 35:14.532
‫بعضی وقتا تو مغازه کمک می‌کنم.

35:14.557 --> 35:17.283
‫پس، آم... خوب می‌شناسینشون؟

35:17.493 --> 35:18.772
‫آقا و خانم بوک؟

35:19.370 --> 35:20.370
‫آره.

35:21.004 --> 35:23.650
‫در مورد اون سرگرمی
کوچیکش هم می‌دونی؟

35:23.675 --> 35:24.732
‫لعنتی.

35:24.757 --> 35:25.828
‫آره.

35:25.853 --> 35:27.300
‫همه‌ش دارم به همون فکر می‌کنم.

35:28.845 --> 35:30.525
‫همه‌ی اینا، یعنی...

35:32.103 --> 35:33.701
‫ناسالم نیست؟

35:34.773 --> 35:36.128
‫فکر کنم همینطوره.

35:36.153 --> 35:37.428
‫مامان و بابات چی فکر می‌کنن؟

35:38.667 --> 35:39.793
‫ندارم.

35:41.109 --> 35:42.109
‫منظورت چیه؟

35:42.708 --> 35:45.278
‫خب، جنگ بود دیگه، نه؟

35:46.659 --> 35:48.254
‫همه یه کسی رو از دست دادن.

35:49.030 --> 35:50.356
‫منم اونا رو از دست دادم.

35:51.334 --> 35:52.334
‫متأسفم.

35:54.328 --> 35:55.938
‫چه اتفاقی افتاد؟
...خب

35:56.844 --> 35:59.453
‫به هر حال با خانواده‌ی بوک چطوری؟

36:00.403 --> 36:01.895
‫آقا و خانم بوک...

36:03.981 --> 36:06.382
.اون چیزی نیست که انتظار داشتم

36:06.407 --> 36:08.574
‫راستی، اسم کوچیکش چیه؟

36:08.853 --> 36:10.036
‫به نظرت چیه؟

36:10.939 --> 36:13.884
.کوک‌بوک، اسکراپ‌بوک، ماکی‌بوک

36:14.949 --> 36:15.949
‫گابریل.

36:16.566 --> 36:17.566
‫آه.

36:18.723 --> 36:19.813
‫یه فرشته‌ست؟

36:19.839 --> 36:21.055
‫اوه، فرشته.

36:21.080 --> 36:22.295
‫خودت می‌فهمی.

36:22.770 --> 36:24.012
‫اونا مثل یه رؤیان.

36:24.037 --> 36:25.088
‫هر دوتاشون.

36:25.113 --> 36:26.557
‫خیلی دوست‌داشتنی‌ان.

36:28.397 --> 36:29.586
...خب

36:30.256 --> 36:31.541
‫ داستان تو چیه؟

36:36.876 --> 36:38.866
"پلیس"

36:46.126 --> 36:47.743
‫خیلی ساده‌ست، من آدم سرسختی‌ام.

36:48.330 --> 36:51.702
‫من از اونایی نیستم که اینجا
.راه بیفتم و گریه زاری کنم

36:53.561 --> 36:55.298
‫یعنی، ذاتم اینطوری نیست.

36:55.323 --> 36:56.323
‫همینه.

36:57.471 --> 36:58.471
‫پدرتون؟

36:59.582 --> 37:01.092
‫متأسفم که مرده.

37:01.838 --> 37:05.548
‫معلومه که هستم.
‫با وجود همه چیز، بابام بود.

37:08.494 --> 37:12.751
‫ولی دوست داشتنش رو آسون نمی‌کرد.

37:12.776 --> 37:15.264
‫هیچ دلیلی به ذهنتون میرسه
که چرا می‌خواسته خودشو بکشه؟

37:15.289 --> 37:16.289
‫هیچی.

37:16.314 --> 37:18.622
‫نه، وضعش با مغازه‌اش خوب بود و...

37:20.013 --> 37:22.860
‫خب، مامانم وقتی مُرد،
.یه پولی براش به ارث گذاشت

37:22.885 --> 37:25.028
‫فکر نمی‌کردین آدم عجیبی باشه؟

37:25.053 --> 37:26.072
‫نه.

37:26.097 --> 37:27.407
‫ربطی به اون نداره.

37:27.432 --> 37:29.582
‫از اونایی نبود که خیلی احساساتی بشه.

37:30.705 --> 37:32.552
‫شاید منم این اخلاق رو از اون به ارث بردم.

37:34.087 --> 37:39.869
‫یعنی، خیلی واضح نشون داد
.که با من و میکی موافق نیست

37:40.793 --> 37:44.082
‫ولی، آم، بعید بود به خاطر این موضوع
.از شدت ناراحتی بره خودشو بکشه

37:44.107 --> 37:46.021
‫همونطور که گفتم، ذاتش اینطوری نبود.

37:46.706 --> 37:48.118
‫در مورد میکی بهمون بگو.

37:51.503 --> 37:53.323
‫چی بگم؟
‫اون مرد منه.

37:55.370 --> 37:56.807
‫جنگش چطور بود؟

37:58.424 --> 37:59.718
‫چرا اینو می‌پرسین؟

37:59.743 --> 38:02.181
‫خب، ما می‌دونیم که پدرتون
چقدر برای نیروهای نظامی

38:02.206 --> 38:04.978
‫ارزش قائل بود و با افتخار
.مدال‌هاش رو به سینه‌اش می‌زد

38:05.003 --> 38:07.558
‫بله.
‫خب، میکی به خدمت فراخونده نشد.

38:07.583 --> 38:09.430
‫چشماش مشکل داشت.

38:11.469 --> 38:13.529
‫من که میگم برای همینه که گیر من افتاده.

38:14.273 --> 38:18.083
‫یعنی، با اون چشماش خیلی
.به درد جنگ با آلمان‌ها نمی‌خورد

38:18.783 --> 38:20.306
‫بابام از این خوشش نمیومد.

38:20.331 --> 38:21.844
‫فکر می‌کرد از زیر کار در روئه.

38:22.164 --> 38:23.398
‫شروع ماجرا از اینجا بود.

38:23.423 --> 38:24.669
‫پایانش چی بود؟

38:26.991 --> 38:29.542
‫خب، بابا مطمئن بود که
.میکی داره ازش دزدی می‌کنه

38:30.243 --> 38:31.243
‫چی می‌دزدید؟

38:32.083 --> 38:33.083
‫مورفین.

38:35.281 --> 38:39.078
‫میکی تو جنگ
.درگیر یه سری کارای خلاف بود

38:39.103 --> 38:41.333
‫ انبار کردن سیگار، چیزای کوچیک.

38:42.136 --> 38:45.620
‫بابام تو کله‌اش فرو کرده بود
.که میکی آدم بدیه

38:45.645 --> 38:47.676
‫و متوجه شده بود که مورفین گم شده؟

38:47.701 --> 38:48.859
‫بله.

38:49.581 --> 38:51.205
‫دیگه باهامون حرف نمی‌زد.

38:51.998 --> 38:53.726
‫شما یه خبرایی دارین، مگه نه؟

38:59.608 --> 39:02.608
‫فکر می‌کردم یه بچه شاید بتونه
.دوباره ما رو به هم نزدیک کنه

39:03.689 --> 39:04.823
‫همه‌ی اینا برای چیه؟

39:04.848 --> 39:10.029
‫چرا انقدر به میکی گیر دادین،
وقتی بابا رفته و خودشو کشته؟

39:16.613 --> 39:17.613
‫داستان.

39:17.638 --> 39:19.352
‫داستان‌های کارآگاهی.

39:19.797 --> 39:21.133
‫این چیزیه که می‌خوام بنویسم.

39:21.579 --> 39:23.261
‫کلی ایده دارم.

39:24.705 --> 39:27.629
.چه دنیای قشنگ و هیجان‌انگیزی اون بیرونه

39:28.755 --> 39:30.205
‫همه چی داغون شده.

39:30.230 --> 39:31.329
‫کل دنیا.

39:31.725 --> 39:33.317
‫دیگه هیچکس نمی‌دونه باید چیکار کنه.

39:33.342 --> 39:34.861
‫خب، من می‌دونم.

39:35.453 --> 39:37.437
‫جنگ همه چیز رو زیر و رو کرد.

39:37.462 --> 39:38.562
‫همه چیز رو تکون داد.

39:38.933 --> 39:40.037
‫این عالیه.

39:40.062 --> 39:42.123
‫دیگه راه برگشتی به گذشته نیست.

39:42.148 --> 39:43.382
‫حتی در مورد قتل‌ها.

39:43.407 --> 39:44.645
‫حتی در مورد قتل‌ها.

39:44.670 --> 39:49.718
‫و سربازای بریتانیایی با تپانچه‌هایی
.که از نازی‌ها دزدیدن برگشتن خونه

39:49.743 --> 39:51.450
‫کشور پر از این اسلحه‌هاست.

39:51.888 --> 39:52.888
‫خب که چی؟

39:52.913 --> 39:53.913
‫خب که چی؟

39:54.300 --> 39:57.828
‫ما تو این کشور به نظر متمدن میایم،
.چون در واقع نیستیم

39:57.853 --> 39:59.188
‫به تمام اون...

39:59.545 --> 40:02.647
‫شور و هیجان
.سرکوب‌شده‌ی حومه‌نشین‌ها فکر کن

40:03.133 --> 40:06.241
‫شوهرایی که با منشی‌هاشون رابطه دارن،

40:06.266 --> 40:09.026
‫خانومایی که با راننده‌هاشون رابطه دارن.

40:09.051 --> 40:12.716
‫همه‌ی اون وصیت‌نامه‌های
.مورد اختلاف و دعواهای خانوادگی

40:13.006 --> 40:18.001
‫مردم قبلاً با جوشوندن آرسنیک از
.کاغذدیواری‌هاشون همدیگه رو می‌کشتن

40:18.667 --> 40:20.981
‫حالا فقط کافیه دستشون رو
.دراز کنن و یه کُلت بردارن

40:22.830 --> 40:24.110
‫پاو پاو پاو!

40:30.749 --> 40:32.422
‫چه اتفاقی برای پدر و مادرت افتاد؟

40:34.031 --> 40:36.277
‫قرار بود تو داستان خودتو بگی.

40:39.629 --> 40:40.784
‫منم یتیمم.

40:42.651 --> 40:43.879
‫هیچوقت مادرمو نشناختم.

40:44.638 --> 40:45.927
‫از پدرم یه عکس دارم.

40:48.073 --> 40:49.073
‫همین.

40:51.040 --> 40:52.040
‫متأسفم.

40:54.191 --> 40:55.291
‫می‌دونی چیه؟

40:58.915 --> 41:00.994
‫از تو پرسیدم...
.آره

41:01.241 --> 41:02.338
‫از دیدنش خوشحال شدم.

41:02.363 --> 41:03.701
‫بمب آتش‌زا بود؟

41:05.951 --> 41:06.951
‫چی؟

41:10.383 --> 41:11.749
‫بمب آتش‌زا؟

41:13.471 --> 41:15.291
‫از اونایی که
تو بمباران‌ها سقف رو آتیش می‌زد؟

41:15.316 --> 41:16.316
.یه کم

41:18.973 --> 41:22.767
‫مامانم منو بیرون آورد و برگشت دنبال بابا.

41:25.406 --> 41:26.964
‫بعد سقف ریخت پایین.

41:27.923 --> 41:32.908
‫منم تو باغچه نشسته بودم و
.خونه رو نگاه می‌کردم

41:33.352 --> 41:34.440
‫فقط ...

41:36.045 --> 41:37.045
...خب

41:38.145 --> 41:39.479
‫یه جور بی‌حسی داشتم.

41:42.513 --> 41:44.320
‫مأمور پناهگاه پیدام کرد.

41:44.893 --> 41:47.741
‫بعدش... عموم منو پیش خودش برد.

41:47.766 --> 41:48.806
...برای همین

41:49.502 --> 41:53.166
.حالا باید... تو رستوران بهش کمک کنم

41:54.644 --> 41:56.012
‫ولی ترجیح میدی اینجا باشی.

41:58.774 --> 42:01.093
‫اینجا خیلی هیجان‌انگیزتره، مگه نه؟

42:26.413 --> 42:28.555
‫من برای ایام روزه، از لذت‌ها دست کشیدم.

42:31.378 --> 42:32.944
.‫من از خودِ ایام روزه دست کشیدم

42:34.433 --> 42:35.433
از ‫لذت.

42:41.817 --> 42:42.817
‫خب...

42:44.401 --> 42:45.603
‫جوابت چیه؟

42:46.937 --> 42:49.421
‫قبلاً هم گفتم، من فقط یه کتابفروشم.

42:50.223 --> 42:52.621
‫من کتاب می‌فروشم، درست مثل قبل از جنگ.

42:53.507 --> 42:54.838
‫این کار رو...

42:56.785 --> 42:58.198
‫به یاد قدیما انجام بده.

43:00.101 --> 43:01.881
‫ ما هم کمکت کردیم که...

43:02.763 --> 43:03.880
‫اون چیز مخفی رو پیدا کنی.

43:04.423 --> 43:05.661
‫خیلی لطف کردین.

43:07.901 --> 43:09.446
‫اوضاعش چطور پیش میره؟

43:10.559 --> 43:11.989
‫پیچیده‌ست.

43:13.520 --> 43:15.874
‫خب، بله، تصور می‌کنم...

43:17.050 --> 43:18.174
‫حساسه.

43:20.267 --> 43:22.467
‫و نمی‌خوایم که چیزی خراب بشه.

43:24.149 --> 43:25.149
‫می‌خوایم؟

43:34.167 --> 43:39.287
... :: تـرجـ‌مه از :  سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

44:25.779 --> 44:26.876
‫خب...

44:27.215 --> 44:28.990
‫نظرت در موردش چیه؟

44:29.015 --> 44:30.039
هوم؟

44:30.063 --> 44:32.446
‫جک رو گذاشتیم تو اتاق زیرشیروونی.

44:32.471 --> 44:34.046
‫مثل خانم روچستر.

44:34.587 --> 44:36.137
‫فقط یه کم مردونه‌تر.

44:36.162 --> 44:39.942
...تا حالا به خودت فکر کردی که یه
عاشق کتاب؟

44:39.967 --> 44:41.105
‫فقط به خاطر اسمت؟

44:41.795 --> 44:43.436
.تأثیر اسم روی سرنوشت

44:44.798 --> 44:51.214
‫یعنی، اگه اسمت قصاب بود، شاید الان
.داشتی بهترین تیکه‌های گوشت رو می‌بریدی

44:51.891 --> 44:54.379
.فلِنسینگ»، همینه که دنبالش بودم»
[ فلِنسینگ: جدا کردن ]

44:54.661 --> 44:57.891
‫جدا کردن چربی از لاشه،
.یکی از توصیفی‌ترین کلمه‌هاست

44:57.916 --> 45:00.718
فلِنسینگ، اتفاقا ‫دارم سعی می‌کنم
.دوباره این کلمه رو رایج کنم

45:00.743 --> 45:02.429
‫خب، امیدوارم موفق باشی.

45:02.705 --> 45:05.709
‫آره، تو هم می‌تونستی کتلت‌های بازار
.سیاه‌ت رو از زیر پیشخوان رد کنی

45:05.734 --> 45:07.051
آقای خوب و دوست‌داشتنی

45:07.076 --> 45:09.918
‫این روزا خیلی به درد بخورتر از کتابه.

45:09.943 --> 45:14.159
‫تو می‌تونستی کماندار باشی،
.یا نانوا، یا شمع‌ساز

45:15.213 --> 45:17.888
‫حالا که حرفش شد،
«بدرود، دلبر من»

45:17.913 --> 45:19.237
‫اوه، دوباره داری میری بیرون؟

45:19.489 --> 45:21.333
.انقدر تیزهوشی که خودت گیر می‌افتی

45:21.783 --> 45:23.269
‫داستان جنایی، آمریکایی.

45:23.294 --> 45:24.947
‫یه مشتری درخواست کرده بود.

45:24.972 --> 45:26.328
‫می‌دونم همین دور و براست.

45:26.353 --> 45:28.213
‫اخیراً «بانویی در دریاچه» رو دیدم.

45:28.238 --> 45:30.005
‫به هر حال، جک.

45:32.083 --> 45:34.261
‫آینده داره. آینده داره.

45:34.970 --> 45:37.047
‫سعی نکرد اون سکه رو بفروشه.

45:37.072 --> 45:39.636
‫پس زندان اونو برای همیشه
.به یه آدم خلافکار تبدیل نکرده

45:40.773 --> 45:41.910
‫بزنم به تخته.

45:45.209 --> 45:48.603
‫و اون... موضوع دیگه.

45:51.654 --> 45:53.244
‫هنوز برای گفتن بهش خیلی زوده.

46:21.335 --> 46:23.515
‫کتابت چه چیز خاصی داشت؟

46:24.303 --> 46:29.501
‫چیز خاصی نیست، فقط در مورد چند تا
.بچه مدرسه‌ایه که کریکت بازی می‌کنن

46:29.943 --> 46:31.598
‫و نظرت در مورد «کارل دالی» چیه؟

46:32.841 --> 46:33.966
‫خوندیش؟

46:33.991 --> 46:35.088
‫شروعش کردم.

46:35.113 --> 46:36.113
‫کِی؟

46:36.760 --> 46:39.286
‫بعد از اینکه
.از کوره‌ی زباله‌سوزی نجاتش دادم

46:43.568 --> 46:44.568
.بوک

46:44.882 --> 46:45.882
‫اسمت چیه؟

46:47.320 --> 46:48.320
‫باجیوا.

46:50.470 --> 46:51.730
‫اسم عجیبیه.

46:54.483 --> 46:55.599
‫ممنون.

46:58.905 --> 47:00.293
‫استراتفورد پری.

47:01.885 --> 47:03.798
‫ولی دوستام «جاتی» صدام می‌کنن.

47:05.011 --> 47:06.475
‫تو فوق‌العاده‌ای.

47:06.500 --> 47:07.691
‫تو بهم بدهکاری.

47:08.026 --> 47:09.026
‫همینطوره.

47:11.123 --> 47:13.964
‫پس، وقتی اینجا
به دردسر افتادم، کمکم می‌کنی؟

47:14.970 --> 47:17.166
‫بیا یه پیمان جدی ببندیم.

47:30.013 --> 47:33.398
‫«کارول، بازوهای قو‌ی‌ت رو دورم
«حلقه کن و یه کم بلندم کن

47:34.100 --> 47:35.853
‫«اینطوری بهتر می‌تونم حرف بزنم.»

47:40.203 --> 47:42.732
‫«کارول بدون هیچ حرفی
«سرش رو خم کرد و اونو بوسید

47:43.008 --> 47:45.197
‫«و اینگونه، دوستی‌شان محکم شد.»

47:54.253 --> 47:55.525
‫شب‌بخیر، خانم بوک.

47:56.064 --> 47:57.364
‫شب‌بخیر، آقای بوک.

48:02.508 --> 48:04.274
« ترکیبات شیمیایی و اثرات آنها »

48:14.038 --> 48:17.436
‫دختر، اون خلافکار، نظافتچی، نگهبان.

48:19.844 --> 48:21.364
‫کی به هارکاپ...

48:22.438 --> 48:24.022
‫اون زهر لعنتی رو داده؟

48:34.763 --> 48:36.169
.بسلامتی دوست صمیمی

49:16.695 --> 49:17.695
‫قربان،

49:17.720 --> 49:18.738
‫باورتون نمیشه.

49:18.763 --> 49:20.601
‫دیگه کمتر چیزی منو غافلگیر می‌کنه.

49:21.888 --> 49:22.998
‫خب، چیه؟

49:23.023 --> 49:25.103
‫وصیت‌نامه‌ی داروساز
.تازه به دستمون رسید، قربان

49:25.577 --> 49:27.070
‫به دختره هیچی نمی‌رسه.

49:27.095 --> 49:28.106
‫نه.

49:28.218 --> 49:29.218
‫نه.

49:29.243 --> 49:30.416
‫پس به کی می‌رسه؟

49:36.943 --> 49:37.943
‫اوه.

49:38.282 --> 49:39.380
‫نظافتچی.

49:40.423 --> 49:42.206
‫خانم آدا درِج.

50:01.246 --> 50:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:06.051 --> 50:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
