WEBVTT

00:10.168 --> 00:11.282
‫خیلی‌خب، مدی.

00:11.617 --> 00:13.628
‫همون الگو، این دفعه با یورتمه.

00:14.629 --> 00:16.486
‫واقعا؟
...اوه، خواهش می‌کنم بچه

00:16.511 --> 00:19.181
‫مامانت وقتی کلاس سوم
.بود هم همین کارا رو می‌کرد

00:19.206 --> 00:20.782
‫آره، ولی...
.حالا برو دیگه

00:22.042 --> 00:23.919
‫آفرین، دختر خوب.

00:23.944 --> 00:25.111
‫خوبه...

00:25.569 --> 00:27.914
‫یادت نره با ساق پات فشار بیاری
.تا یه افسار خوب بهت بده

00:28.424 --> 00:30.593
‫تا جایی که می‌تونی نزدیک، خوبه.

00:30.618 --> 00:32.151
‫حالا برو برای سومی.

00:34.263 --> 00:36.307
‫و بیارش خونه!

00:38.925 --> 00:40.178
‫هوی پسر.

00:40.203 --> 00:42.448
‫ این، عزیزم، عالی بود.

00:43.555 --> 00:44.814
‫هورا...

00:45.360 --> 00:46.403
‫نظرت چی بود؟

00:46.878 --> 00:48.310
‫فکر می‌کنم تو فوق‌العاده‌ای!

00:48.335 --> 00:51.317
‫خوشحالم در حالی که هر ‫دختر، پسر
شانزده ساله دلش می‌خواد ‫رانندگی یاد بگیره،

00:51.342 --> 00:52.966
‫تو دلت می‌خواد اسب‌سواری ‫یاد بگیری.

00:52.991 --> 00:55.775
‫خیلی خنده‌داره. ‫ولی این دلیل
نمی‌شه ‫که گواهینامه‌مو نگیرم.

00:55.800 --> 00:57.218
‫خب، امتحانش ضرر نداشت...

00:58.947 --> 01:01.032
.اصل و نسب داره

01:01.989 --> 01:03.667
‫آره، چه اسب قشنگیه...

01:03.692 --> 01:06.142
‫دخترت رو می‌گم، کله‌شق.

01:06.167 --> 01:07.218
‫نه اسبه رو.

01:09.968 --> 01:12.068
‫ممکنه از الی هم بهتر بشه.

01:12.093 --> 01:13.904
‫می‌دونی، وقتی الی همسن اون بود،

01:13.929 --> 01:16.966
دیدم که بیشتر از حق خودش
.بیشتر از 30 تا کمربند قهرمانی جایزه برد

01:16.991 --> 01:20.536
‫ولی مدی یه چیزی داره
...که نمی‌شه بهش یاد بدی

01:21.352 --> 01:22.447
.اونم ترسه

01:22.895 --> 01:24.381
‫اونو از من به ارث برده.

01:25.147 --> 01:26.250
‫و فروتنی.

01:28.181 --> 01:29.641
‫خب... اون واقعا عاشق این کاره.

01:30.116 --> 01:31.266
‫به لطف تو.

01:33.989 --> 01:35.454
‫خب... کلانتر...

01:36.659 --> 01:40.162
‫نگهداری این مزرعه کار خیلی سختیه.

01:40.953 --> 01:42.944
‫و منم که دیگه جوون‌ نمی‌شم.

01:44.092 --> 01:46.055
‫این حرفا بوی بازنشستگی می‌ده.

01:46.080 --> 01:47.232
‫چون هست.

01:48.613 --> 01:51.036
‫خیلی فکر کردم و به نظرم وقتشه ‫که

01:51.061 --> 01:54.108
مزرعه بانینگ رو بسپارم دست یه نفر دیگه

01:54.990 --> 01:57.179
‫می‌خوای همین‌جوری بری و محو بشی؟

01:57.204 --> 01:58.372
‫عمرا.

01:58.397 --> 02:01.496
‫غروب آفتاب رو
از بالکن آپارتمانی ‫که می‌خوام

02:01.521 --> 02:04.833
.تو سنت سایمونز بخرم تماشا می‌کنم

02:05.619 --> 02:07.577
‫معلومه که همه چی رو حساب کردی.

02:08.458 --> 02:11.086
‫اینکه بعد از مزرعه چیکار کنم آسونه.

02:11.111 --> 02:14.069
‫اینکه با خود مزرعه چیکار کنم شبها
‫خواب رو از چشمم می‌گیره.

02:14.094 --> 02:15.929
‫مزرعه بزرگه، تصمیم بزرگی هم می‌خواد.

02:15.958 --> 02:17.596
‫به طرف خاصی تمایل داری؟

02:18.872 --> 02:20.325
‫فکر می‌کردم دارم.

02:20.747 --> 02:22.325
‫ولی الان دیگه مطمئن نیستم.

02:23.961 --> 02:25.457
‫یه جوری حلش می‌کنی.

02:38.320 --> 02:39.639
.اینم از این

02:45.880 --> 02:47.192
‫خوبی پسر، هوم؟

02:52.735 --> 02:55.112
‫پسرا امشب بهت به اندازه کافی غذا ندادن؟

03:02.879 --> 03:03.978
‫الو؟

03:11.587 --> 03:13.542
‫میسون، چارلی؟

03:16.555 --> 03:19.681
‫می‌دونین، اگه شماها همونقدر که
‫سعی می‌کنین سر به سر من بذارین،

03:19.706 --> 03:23.168
...واسه کارتون وقت می‌ذاشتین بهتر بود

03:30.792 --> 03:36.916
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

03:37.377 --> 03:43.451
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:56.727 --> 03:59.804
"بلـو ریـچ"

04:14.395 --> 04:15.610
.متاسفم، رئیس

04:16.164 --> 04:17.569
.رئبس
.باشه

04:28.810 --> 04:31.870
‫خشکی بدن تا دست‌ها و پاهاش رسیده،

04:32.514 --> 04:34.686
‫بنابراین تخمین می‌زنم ‫زمان مرگش

04:35.166 --> 04:36.595
.بین ساعت ده تا یازده شب باشه

04:37.709 --> 04:39.379
‫تیم بررسی صحنه جرم داره میاد.

04:41.776 --> 04:43.090
‫جسد رو کی پیدا کرد؟

04:43.415 --> 04:45.417
‫شیلا... خدمتکار خونه.

04:50.243 --> 04:53.497
‫اون برای صبحونه نیومد پایین،
‫که خیلی کم پیش میاد.

04:53.522 --> 04:56.494
‫برای همین رفتم تو اتاقش که
.حالشو بپرسم، دیدم تختش هنوز مرتبه

04:57.335 --> 04:58.842
‫این کارش غیرعادی بود؟

04:59.550 --> 05:01.807
‫خانم بانینگ اینجا خیلی کارا می‌کرد،

05:02.548 --> 05:04.275
‫ولی مرتب کردن تخت جزو کاراش نبود.

05:06.289 --> 05:09.021
‫کسی رو می‌شناسی که بخواد

05:09.690 --> 05:10.831
بهش آسیب بزنه؟

05:11.049 --> 05:12.411
‫همه دوسِش داشتن.

05:12.671 --> 05:15.257
‫هیچ اتفاق غیرعادی‌ای نیفتاده بود؟

05:15.442 --> 05:16.738
‫هیچ بحثی؟

05:17.744 --> 05:20.522
‫چند هفته پیش اوک میلر
اومده بود اینجا ‫و با هم دعواشون شد.

05:21.175 --> 05:23.440
‫داد و بیداد، فحش و فحش‌کاری.

05:23.465 --> 05:24.611
‫اونا با هم صمیمی‌ان.

05:24.636 --> 05:26.933
‫بودن...
‫این رفتار از هردوشون بعید بود.

05:27.695 --> 05:30.049
‫چیز دیگه‌ای هم هست که به ذهنت برسه؟

05:30.074 --> 05:32.326
‫اون ایستون بی‌مصرف رو هم اخراج کرد.

05:32.728 --> 05:34.345
‫مچشو گرفت، داشت تو میز کارش می‌گشت.

05:34.370 --> 05:35.495
‫ چطور باهاش برخورد کرد؟

05:35.520 --> 05:36.870
‫شروع کرد سرش داد زدن.

05:36.895 --> 05:38.932
‫گفت که هنوز آخرین حقوقش رو بهش بدهکاره.

05:38.957 --> 05:41.570
‫خانم بانینگ بهش گفت
که یه قرون دیگه بهش نمیده

05:41.595 --> 05:43.129
.مگه از رو جنازه‌اش رد بشه

05:44.573 --> 05:47.301
‫مکس، باید بری
.سراغ وسایل شخصی باربارا

05:47.326 --> 05:48.707
‫هر چیزی که به نظرت مهم میاد.

05:48.732 --> 05:51.721
‫قبض‌های کارت اعتباری
...رسیدها، دفترچه خاطرات و غیره

05:51.746 --> 05:54.234
‫زاویه خاصی تو ذهنته؟
‫‫اون قرار بود بازنشسته بشه.

05:54.259 --> 05:57.002
‫داشت فکر می‌کرد با مزرعه چیکار کنه.
‫ممکنه به هم مربوط باشن.

05:57.027 --> 05:58.530
بفهمم هفته‌ی آخرش چیکار می‌کرده؟

05:58.555 --> 06:00.214
‫چهل و هشت ساعت گذشته.
.فهمیدم

06:00.745 --> 06:03.733
‫باید با همه کارگرهای مزرعه مصاحبه کنی.
،ببین اون موقع‌ کجا بودن

06:03.758 --> 06:05.815
‫ببین دیشب چیزی دیدن یا شنیدن.

06:05.840 --> 06:07.628
،یه کارگر مزرعه به اسم ایستون

06:07.653 --> 06:08.938
‫باید پیداش کنی.

06:08.963 --> 06:10.008
‫بله قربان.

06:10.711 --> 06:11.788
‫امروز...

06:31.954 --> 06:34.505
‫این بیشتر شبیه یه خبر ناگوار می‌مونه
‫تا یه دیدار دوستانه.

06:34.530 --> 06:35.601
نه ‫نیست...

06:35.958 --> 06:37.031
‫نشنیدی؟

06:39.117 --> 06:40.187
‫درباره چی؟

06:40.212 --> 06:41.318
‫باربارا...

06:42.714 --> 06:43.859
.اون مُرده

06:49.053 --> 06:50.280
‫اون همسایه‌ام بود...

06:50.546 --> 06:53.225
‫سال‌ها با هم دوست بودیم.

06:54.281 --> 06:55.644
‫مثل خانواده بود.

06:56.270 --> 06:58.689
‫درباره آخرین گفتگویی که با هم داشتین بگو.

06:58.714 --> 07:01.517
‫از برنامه‌اش برای بازنشستگی خبر داشتی؟

07:02.106 --> 07:03.433
‫دیروز بهم گفت.

07:03.766 --> 07:05.447
‫خب، به منم گفت.

07:05.472 --> 07:06.624
...گفت می‌خواد

07:07.588 --> 07:11.066
مزرعه‌اش رو به این
‫شرکت بزرگ کشاورزی بفروشه.

07:11.326 --> 07:13.303
‫از این کارش خوشت نیومد؟
.نه

07:13.328 --> 07:15.732
‫نه، همه اون شرکت‌ها فقط به سود

07:15.748 --> 07:18.000
‫سهامداراشون اهمیت می‌دن.

07:18.577 --> 07:21.645
‫اولین کاری که می‌کنن اینه که اون
‫مزرعه قشنگش رو می‌گیرن

07:21.670 --> 07:24.337
‫و تبدیلش می‌کنن به یه مزرعه صنعتی.

07:25.121 --> 07:26.456
‫خب، تو بهش چی گفتی؟

07:26.481 --> 07:27.524
‫خب من گفتم

07:27.549 --> 07:30.750
‫پدرش و پدربزرگش
‫تو همین زمین دفن شدن.

07:31.187 --> 07:34.279
‫اگه می‌دونستن چه تصمیمی گرفته،
‫تو قبرشون می‌لرزیدن.

07:34.304 --> 07:35.507
‫اون چی گفت؟

07:37.215 --> 07:39.288
‫آه، اون گفت که به من ربطی نداره.

07:39.683 --> 07:42.357
‫گفت فقط از روی ادب بهم گفته.

07:42.382 --> 07:44.776
‫خب، بالاخره باید می‌فروختش به یه نفر، اوک.

07:44.801 --> 07:45.840
‫آره،

07:47.589 --> 07:49.435
‫واسه همین پیشنهاد دادم که بخرمش.

07:50.805 --> 07:51.820
تو؟

07:53.368 --> 07:55.120
‫ همچین پولی داری؟
‫‫نه.

07:55.145 --> 07:56.166
،نه

07:56.831 --> 07:58.564
.به اندازه پیشنهاد اونا که نه

07:58.874 --> 08:02.075
‫ولی به اندازه‌ای که بتونه ‫تو جورجیا
،یه زندگی برای خودش دست و پا کنه

08:02.899 --> 08:05.421
‫و یه مقدار پول هم
.برای اون برادرزاده‌اش بذاره

08:06.988 --> 08:08.060
‫برادرزاده؟

08:09.501 --> 08:11.157
‫نمی‌دونستم هیچ فامیلی داره.

08:11.784 --> 08:13.827
‫آره، فقط کنی رو داره.

08:15.413 --> 08:17.402
‫خب، چرا مزرعه رو برای اون نذاشت؟

08:18.221 --> 08:19.560
‫تو خانواده نگهش داره؟

08:19.853 --> 08:22.463
‫خب، یه زمانی قرار بود همین کارو بکنه.

08:23.010 --> 08:24.154
‫چی عوض شد؟

08:25.044 --> 08:26.320
.برادرزادهه عوض نشد

08:26.345 --> 08:29.796
‫اون پسره یه قمارباز بدبخته
.و یه دروغگوی مریض

08:29.821 --> 08:32.049
‫و همیشه دقیقا می‌دونست

08:32.074 --> 08:35.468
‫چطوری عمه بارب مهربونش رو دست بندازه.

08:36.078 --> 08:38.998
‫اون کسی بود که
.اصرار داشت به بالاترین قیمت بفروشه

08:40.928 --> 08:42.964
‫نظرش درباره پیشنهاد تو چی بود؟

08:46.856 --> 08:50.123
‫منو متهم کرد که
می‌خوام عذاب وجدان بگیره

08:50.148 --> 08:53.220
‫تا بتونم با قیمت پایین ازش بخرم
‫و به نفع خودم تمومش کنم.

08:54.263 --> 08:56.369
‫آخرین چیزی که بهش گفتم این بود ‫که

08:57.162 --> 08:58.999
کاری که داره می‌کنه ‫مثل اینه که

08:59.341 --> 09:01.551
.یه مادیون پیر رو بفرسته کارخونه چسب

09:02.363 --> 09:05.792
‫اینکه تمام این سال‌ها اشتباه فکر می‌کردم.

09:07.859 --> 09:10.722
‫مطمئنم می‌دونسته
ناراحت بودی ‫و منظوری نداشتی.

09:13.599 --> 09:14.770
‫نه قربان...

09:16.891 --> 09:18.935
‫مطمئن نیستم که فهمیده باشه.

09:22.624 --> 09:23.991
‫جناب کلانتر؟

09:24.905 --> 09:27.066
‫یه پیک از اولد اولستین؟

09:27.767 --> 09:28.920
‫فعلا نه.

09:29.769 --> 09:31.328
‫این سه نفر دیشب اینجا بودن؟

09:32.509 --> 09:33.531
‫آره...

09:33.556 --> 09:34.793
‫تمام شب.

09:36.179 --> 09:38.854
‫این موضوع ربطی به اتفاقی که
‫برای باربارا بانینگ افتاده داره؟

09:39.539 --> 09:40.916
‫نمی‌تونم بگم، جارمیا.

09:41.351 --> 09:42.774
‫حیف شد که این اتفاق افتاد.

09:43.478 --> 09:44.813
‫زن قوی‌ای بود.

09:45.331 --> 09:46.665
‫زمینش هم خیلی قشنگ بود.

09:46.690 --> 09:48.619
‫خانواده‌اش هم
...به قدمت خانواده ما اینجا بودن

09:50.777 --> 09:53.363
‫به کلانتر بگو، اگه تو این مورد
...به کمک ما نیاز داشت

09:55.365 --> 09:56.627
‫ما پشتش هستیم.

10:15.116 --> 10:16.399
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

10:16.424 --> 10:17.431
.نه ممنون

10:19.153 --> 10:20.179
‫شما کی هستین؟

10:22.163 --> 10:23.222
‫کنی.

10:23.518 --> 10:24.936
‫برادرزاده عمه بارب.

10:24.961 --> 10:26.296
‫خبر رو شنیدم و از شارلوت اومدم.

10:26.688 --> 10:27.910
‫خیلی غم‌انگیز بود.

10:30.505 --> 10:31.976
‫کنی؟
.بله

10:32.595 --> 10:36.777
‫دلیلی داره ‫که داری ‫تو صحنه جرم
فعال، به مدارک احتمالی دست می‌زنی؟

10:38.533 --> 10:39.667
‫اوه...

10:40.761 --> 10:42.439
‫فکر کردم چون اون بیرون کشته شده...

10:42.464 --> 10:43.492
‫نه.

10:46.213 --> 10:47.271
‫امم.

10:48.225 --> 10:51.002
‫فقط باید یه نگاهی به چند تا
‫مدرک بندازم تا مطمئن شم

10:51.027 --> 10:52.559
کارها ‫بدون مشکل پیش می‌ره.

10:54.376 --> 10:56.962
‫من همه مدارک مهم رو
از روی میزش جمع کردم

10:57.626 --> 10:59.987
‫پس بهتره یه کم برای عزاداری وقت بذاری

11:00.012 --> 11:01.400
.تا تحقیقاتمون رو انجام بدیم

11:02.641 --> 11:03.673
‫هوم.

11:04.312 --> 11:08.517
‫فکر کنم بتونم یه نگاه سریع
‫به اون جعبه بندازم، عزیزم؟

11:09.998 --> 11:12.175
وقتی یه چیزی تو این جعبه باشه
‫دیگه مدرک رسمیه.

11:12.937 --> 11:14.461
‫ منم معاون کلانترم.

11:14.794 --> 11:15.977
‫خیلی‌خب، معاون.

11:16.547 --> 11:17.651
...ببین، قضیه اینه

11:18.240 --> 11:19.996
من به‌عنوان نزدیک‌ترین فامیلش حق دارم

11:20.021 --> 11:23.602
‫ به وصیت‌نامه‌اش و سند این مزرعه
دسترسی داشته باشم. ‫فهمیدی؟

11:24.438 --> 11:27.155
‫مطمئنم وکیلش
.با کمال میل در اختیارت می‌ذاره

11:27.619 --> 11:29.493
‫چون این حق توئه.

11:31.437 --> 11:32.530
‫واضح بود؟

11:33.590 --> 11:34.590
‫کاملا.

11:42.090 --> 11:43.163
‫چی پیدا کردی؟

11:43.188 --> 11:45.482
‫همه کارگرهای مزرعه
.برای خودشون شاهد دارن

11:45.809 --> 11:47.269
‫اون یارو ایستون چی؟

11:47.294 --> 11:50.157
هیچ‌کدومشون ازش خوششون نمیاد
‫اهل مواد، دعوا و دزدیه.

11:50.182 --> 11:51.725
‫کلا خبرای خوبی ازش نمی‌رسه.

11:52.580 --> 11:54.983
‫چرا باربارا باید
یه همچین آدمی رو استخدام می‌کرد؟

11:55.342 --> 11:59.020
‫ظاهرا تنها دلیل اینکه بهش کار داده
این بوده که ‫برادرزاده‌اش اصرار کرده.

11:59.884 --> 12:01.383
‫می‌دونی الان کجا زندگی می‌کنه؟

12:01.408 --> 12:02.869
‫نه، دقیق نمی‌دونم کجا زندگی می‌کنه.

12:02.894 --> 12:04.856
ولی یه آدرس گیر آوردیم
‫شاید بتونیم پیداش کنیم.

12:11.460 --> 12:13.336
‫خبری از پرونده بانینگ نشد؟

12:13.361 --> 12:15.339
‫هنوز نه خانم، ولی داریم روش کار می‌کنیم.

12:15.364 --> 12:17.700
‫باربارا یکی از ستون‌های این جامعه بود.

12:18.049 --> 12:20.685
‫فقط مطمئن شو
کلانترتون بدونه این موضوع چقدر مهمه

12:32.856 --> 12:33.964
‫بابا.

12:38.528 --> 12:39.863
‫اون می‌دونه خانم...

12:42.398 --> 12:43.510
‫اون می‌دونه.

12:47.688 --> 12:48.887
‫از پشت برید.

13:03.756 --> 13:04.964
‫پلیس!!

13:05.463 --> 13:07.298
‫دنبال ایستون کلاین می‌گردیم.

13:07.824 --> 13:08.825
‫پلیس!

13:08.850 --> 13:10.010
‫در رو باز کن!!

13:20.092 --> 13:21.218
‫کدوم یکی ایستونه؟

13:21.530 --> 13:22.531
‫یکیشو انتخاب کن!

13:27.744 --> 13:28.802
‫ایست!!!

13:36.098 --> 13:37.598
‫پلیس، تکون نخور!

13:39.063 --> 13:40.148
‫تو ایستون کلاینی؟

13:40.173 --> 13:41.529
‫نه.
‫اون کجاست؟

13:42.441 --> 13:44.094
‫پشت سرتونه.
‫چه تلاش خوبی.

14:15.378 --> 14:16.883
‫آه باشه، باشه.

14:16.908 --> 14:18.010
‫خیلی‌خب.

14:20.156 --> 14:21.856
‫ببین مرد، من اصلا نمی‌دونستم اون مُرده.

14:21.881 --> 14:23.195
‫پس چرا فرار کردی؟

14:23.758 --> 14:25.586
‫اسممو شنیدم مرد، فکر کردم شاید

14:25.611 --> 14:27.536
‫می‌خوای منو به‌خاطر یه چیز دیگه بگیری.

14:27.561 --> 14:29.715
برای همین به یه افسر پلیس حمله کردی؟

14:30.381 --> 14:32.508
‫شاید یه ماده‌ای مصرف کردم که معروفه

14:32.533 --> 14:34.201
‫و باعث افزایش خشونت می‌شه.

14:34.899 --> 14:35.961
‫ظاهرا.

14:35.986 --> 14:39.015
‫خب، ظاهرا بازداشتگاه شهرستان
‫باید جای خوبیه برای ترک باشه.

14:39.816 --> 14:40.924
‫بابا بی‌خیال.

14:41.427 --> 14:43.966
ببین، من دو تا سابقه دارم
‫نمی‌تونم سومی رو داشته باشم.

14:43.991 --> 14:46.625
‫خیلی‌خب،
‫بهتره همکاری کنی و حرف بزنی.

14:48.837 --> 14:50.370
‫کنی!
‫کنی؟

14:50.395 --> 14:51.935
‫برادرزاده خانم بی، کنی.

14:51.960 --> 14:53.586
‫حتما اونو کشته مرد.

14:53.611 --> 14:55.574
‫همین الان گفتی که
.اصلا نمی‌دونستی اون مُرده

14:55.599 --> 14:57.399
‫یه دفعه‌ای فهمیدی قاتل کیه؟

14:57.424 --> 15:00.538
‫ببین، اون 500 دلار بهم داد
تا یواشکی برم تو دفترش

15:00.563 --> 15:04.608
‫و پیش نویس سند
.تغییر یافته مزرعه‌اش رو پیدا کنم

15:04.633 --> 15:05.967
‫پیداش کردی؟

15:05.992 --> 15:07.297
‫آره، آره، آره...

15:07.322 --> 15:08.757
‫و وصیت‌نامه جدیدش.

15:08.782 --> 15:10.848
‫عکساش دقیقا تو گوشیمه مرد.

15:10.873 --> 15:12.148
‫ببین، جیب پشتی.

15:14.168 --> 15:15.331
‫رمز چیه؟

15:16.175 --> 15:18.686
‫1-2-3-4.

15:19.405 --> 15:21.378
‫شاید بد نباشه
.یکی دو تا کاراکتر خاص اضافه کنی

15:21.816 --> 15:24.359
‫اگه کسی می‌خواد
.هویت منو بدزده، نوش جونش

15:25.265 --> 15:28.485
‫پس باربارا می‌خواسته
‫کل ملک رو به خیریه بده؟

15:29.321 --> 15:31.242
‫هی رفیق وقتی فهمید که اون می‌خواد

15:31.267 --> 15:33.678
‫همه پولاشو خرج اسب‌های پیر کنه
.قاطی کرد

15:33.703 --> 15:34.923
‫"قاطی کرد" رو تعریف کن.

15:35.517 --> 15:38.465
همه شیشه‌های ماشین قراضه‌شو شکوند

15:38.490 --> 15:39.884
.در حالی که عاشق ماشینش بود

15:39.909 --> 15:41.545
‫دلیل نمی‌شه که اونو کشته باشه.

15:41.943 --> 15:44.782
‫خب، بعدا برگشت گفت پولشو می‌خواد.

15:45.395 --> 15:47.855
‫می‌خواست پنج هزار دلار جور کنه برای...

15:48.593 --> 15:50.512
‫حل کردن یه مشکل با عمه‌اش.

15:50.919 --> 15:53.281
‫و فکر می‌کنی برای استخدام قاتل بوده.

15:53.306 --> 15:56.434
‫همه می‌دونن
.قیمت یه آدمکش پنج هزار دلاره

15:57.711 --> 15:58.921
‫ظاهرا.

15:59.447 --> 16:00.603
‫ظاهرا.

16:02.008 --> 16:04.170
‫درباره وصیتنامه باربارا.

16:04.509 --> 16:06.963
‫نسخه اصلی که توش
.برادرزاده‌اش مزرعه رو به ارث می‌بره

16:07.237 --> 16:09.422
‫و یه نسخه بازبینی‌شده که هنوز نهایی نشده.

16:10.102 --> 16:11.173
‫تو این یکی،

16:12.163 --> 16:14.051
‫ملک به یه پناهگاه اسب اهدا شده

16:14.076 --> 16:15.579
‫تو حومه شارلوت.

16:15.604 --> 16:17.450
‫ با وکیلش یه جلسه داشته

16:17.475 --> 16:20.584
که وصیت‌نامه جدید رو نهایی کنه
‫و سند مزرعه رو هم دوشنبه امضا کنه.

16:20.609 --> 16:22.986
‫پس اگه باربارا آخر هفته رو زنده می‌موند،

16:23.743 --> 16:25.347
‫کنی همه چیز رو از دست می‌داد؟

16:25.372 --> 16:26.373
‫دقیقا.

16:26.398 --> 16:28.108
‫به نظرم انگیزه قوی‌ای میاد.

16:28.133 --> 16:29.989
‫چهل و هشت ساعت آخرش چی؟

16:31.223 --> 16:33.943
‫باربارا قدیمی‌پسند بود
.هنوز داره روش کار می‌شه

16:33.968 --> 16:36.637
اوه، ولی فهمیدم که
دیروز سه تا تماس تلفنی داشته

16:36.850 --> 16:38.041
‫اولیش با وکیلش.

16:38.066 --> 16:39.626
‫یکی دیگه با کلیف ساندرز...

16:39.651 --> 16:41.276
‫که صاحب همون پناهگاه اسب‌هاست.

16:41.301 --> 16:43.136
‫و سومی هم شماره‌اش ثبت نشده.

16:43.664 --> 16:45.731
‫سعی کردی باهاش تماس بگیری؟
‫آره، چند بار.

16:45.756 --> 16:47.637
‫هیچ‌کس جواب نداد
.پیغامگیر صوتی هم نداشت

16:47.662 --> 16:48.710
‫خیلی‌خب.

16:49.240 --> 16:50.987
‫آرپی، می‌خوام مطمئن بشی

16:51.012 --> 16:53.007
آر پی، باید از شاهد ایستون مطمئن بشی

16:53.032 --> 16:54.200
‫باشه، انجامش می‌دم.

16:54.225 --> 16:55.926
‫مکس، به کارت ادامه بده.

16:56.440 --> 16:58.572
‫راستی کنی رو بیار اینجا برای بازجویی.

16:58.597 --> 16:59.654
.حتما

16:59.680 --> 17:01.773
‫آدرس این پناهگاه اسب‌ها رو بهم بده.

17:01.798 --> 17:04.009
‫می‌خوام ببینم صاحبش چیزی می‌دونه یا نه.

17:05.899 --> 17:07.474
‫آفرین معاون.

17:14.079 --> 17:15.164
‫تو شوک بودم.

17:15.513 --> 17:16.788
‫هنوزم هستم.

17:19.283 --> 17:20.952
‫پس باربارا حامی بزرگی بود؟

17:20.977 --> 17:22.078
.آره

17:22.103 --> 17:23.636
‫بزرگترین حامی بود.

17:25.962 --> 17:28.626
‫می‌دونم اینجا زیاد
...جالب به نظر نمی‌رسه ولی

17:28.651 --> 17:31.588
‫بین این مکان و چند جای دیگه که داریم،

17:31.613 --> 17:34.191
‫فقط امسال تونستیم بیشتر از

17:34.216 --> 17:36.593
‫صد تا اسب رو از کشتارگاه نجات بدیم،

17:36.618 --> 17:37.658
‫به لطف بارب.

17:37.683 --> 17:39.016
...‫پس قرار بود

17:39.797 --> 17:41.918
‫به مزرعه بانینگ نقل مکان کنین؟

17:41.943 --> 17:43.036
‫نه.

17:43.061 --> 17:45.411
‫نه، برنامه اصلی این بود که می‌خواست

17:45.436 --> 17:48.155
‫مزرعه‌اش رو بفروشه
.و یه کمک مالی قابل توجه بکنه

17:48.920 --> 17:52.465
‫بعد یهویی، خدا رحمتش کنه،

17:53.046 --> 17:56.446
‫به فکرش رسید که کل ملکش رو اهدا کنه.

17:56.471 --> 17:58.139
‫پس دیروز باهاش حرف زدی؟

17:58.608 --> 17:59.880
‫اون تماس گرفت.

17:59.905 --> 18:03.053
‫می‌خواست قرار ملاقات
،دوشنبه‌مون رو ‫با وکیل‌هاش تایید کنه

18:03.535 --> 18:05.038
.تا همه چیز رسمی بشه

18:05.397 --> 18:07.273
‫نگران به نظر می‌رسی؟

18:07.861 --> 18:09.375
‫چیز غیرعادی‌ای بود؟

18:09.400 --> 18:11.612
‫بهم هشدار داد که مراقب برادرزاده‌اش باشم.

18:11.637 --> 18:12.786
‫کنی؟

18:13.363 --> 18:15.632
‫اون با تصمیم‌گیری‌هاش موافق نبود.

18:15.657 --> 18:18.368
‫ظاهرا مشکل عصبانیت داره

18:18.393 --> 18:20.520
‫یا یه جورایی خشنه.

18:21.276 --> 18:22.997
‫این حرف رو از قول من نقل نکنی.

18:23.533 --> 18:26.209
‫پس آخرین آرزوی باربارا برآورده نمی‌شه؟

18:28.002 --> 18:30.563
‫اینکه سازمان شما زمینش رو بگیره؟

18:31.225 --> 18:32.319
‫باید ببینیم.

18:32.344 --> 18:34.624
‫وکیلم می‌خواد اعتراض کنه به این دلیل که

18:34.649 --> 18:36.818
‫قصدش این بوده که اونو اهدا کنه.

18:37.938 --> 18:39.482
‫فکر می‌کنی شانسی داری؟

18:40.204 --> 18:42.785
‫گفت که این کار خیلی سخته که...

18:44.226 --> 18:45.478
‫اون کلمه چی بود؟

18:45.503 --> 18:48.166
.دستور لغو یک سند قانونی

18:48.661 --> 18:49.828
‫ولی تلاشمون رو می‌کنیم.

18:49.853 --> 18:51.229
‫پس به عبارت دیگه

18:51.622 --> 18:53.415
‫زمینش یه مدت طولانی درگیر می‌شه.

18:54.285 --> 18:56.531
‫حدس می‌زنم اوضاع حسابی بهم می‌ریزه.

18:57.203 --> 18:58.871
‫البته همین الان هم بهم ریخته.

19:02.800 --> 19:04.998
‫مرد منو از شارلوت برگردوندی.

19:05.023 --> 19:06.765
‫بعد حالا منو متهم به قتل می‌کنی؟!

19:06.790 --> 19:08.834
‫ما تو رو متهم به قتل نمی‌کنیم.

19:09.049 --> 19:10.503
‫رفیقت ایستون داره این کارو می‌کنه.

19:10.528 --> 19:12.223
‫باشه، ایستون داره دروغ می‌گه!

19:12.248 --> 19:14.083
‫آخرین بار کی با عمه‌ت حرف زدی؟

19:14.977 --> 19:16.150
‫یه هفته پیش.

19:16.175 --> 19:18.516
‫همون موقع از قصدش برای
اهدا کردن زمین بهت اطلاع داد‫؟

19:18.541 --> 19:20.547
من نمی‌دونستم چی تو سرش بوده

19:20.847 --> 19:22.782
‫تا اینکه امروز صبح با وکیلش صحبت کردم.

19:22.807 --> 19:24.684
‫به پیشنهاد خودتون.

19:24.709 --> 19:28.187
‫ایستون گفت ازش ‌خواستی
که ‫وصیت‌نامه جدید رو بدزده؟

19:28.212 --> 19:31.457
‫چرا باید ایستون اونو تو گوشیش داشته باشه
‫مگه اینکه ازش خواسته باشی این کارو بکنه؟

19:31.482 --> 19:32.629
‫نمی‌دونم، از خودش بپرس!

19:32.654 --> 19:33.852
‫ آدم کثیفیه، کارش همینه.

19:33.877 --> 19:37.979
‫اون گفت پنج ‫هزار دلار
خواستی بدی تا مشکل عمه‌ت رو حل کنه

19:38.448 --> 19:40.283
‫بازم می‌گم، داره دروغ می‌گه.

19:40.308 --> 19:43.966
.‫داره داستان می‌سازه...که خودشو تبرئه کنه

19:43.991 --> 19:45.791
‫اون کسیه که باید دنبالش بگردین.

19:45.816 --> 19:47.436
‫خب دیشب کجا بودی؟

19:48.444 --> 19:49.726
.من عذر موجه دارم

19:49.751 --> 19:50.942
‫این چیزی نبود که پرسیدم.

19:51.774 --> 19:52.813
.ولی بفرما

19:52.837 --> 19:54.743
‫عذر موجه‌ت چی بود؟
.پلیس شارلوت

19:54.768 --> 19:56.609
‫پس با یه افسر پلیس بودی؟

19:57.508 --> 19:59.302
‫رفته بودم چند تا نوشیدنی بزرگسال بخورم.

19:59.327 --> 20:02.477
‫شاید زیاده‌روی کردم
همون‌طور که معمولا می‌کنم و

20:03.003 --> 20:04.255
‫تهش سر از بازداشتگاه درآوردم.

20:04.280 --> 20:05.726
‫می‌تونین اینا رو باهاشون چک کنین.

20:05.751 --> 20:06.994
.اوه، مطمئن باش

20:07.019 --> 20:10.164
‫خب... ‫عمه‌ت قرار بود
.وکلا رو دوشنبه ملاقات کنه

20:10.438 --> 20:11.940
‫اگه اون سند رو امضا کنه...

20:11.965 --> 20:13.783
‫تو همه چی رو از دست می‌دی.

20:14.817 --> 20:16.652
‫به نظر می‌رسه برای اولین بار تو زندگیم

20:17.737 --> 20:18.978
‫زمان به نفع منه.

20:19.400 --> 20:21.056
‫شاید... شاید هم نه...

20:22.702 --> 20:25.049
‫وکلا همین الان دارن
.به وصیت‌نامه اعتراض می‌کنن

20:25.403 --> 20:27.138
‫اون هیچ‌وقت رسمی نشد، کلانتر.

20:27.163 --> 20:28.915
‫فکر می‌کنم برای آینده قابل پیش‌بینی

20:28.940 --> 20:30.729
ملک ‫درگیر مراحل قانونی می‌شه.

20:30.754 --> 20:31.970
‫کارمون تموم شد؟

20:31.995 --> 20:33.295
‫آره، گوشیتو روشن نگه‌دار.

20:33.320 --> 20:34.588
‫ سوالای زیادی داریم.

20:34.613 --> 20:36.282
‫دفتر یادداشتتو بده ببینم.

20:39.752 --> 20:41.493
‫بهتره جواب بدی کنی،

20:42.648 --> 20:43.815
‫چون منم.

20:46.472 --> 20:49.202
‫این یه شماره دیگه‌ست
.شماره‌ای که بهش زنگ زدم تا بیارمش اینجا

20:50.465 --> 20:51.761
‫چرا دو تا گوشی داری؟

20:52.288 --> 20:53.414
‫همین‌جوری.

20:53.817 --> 20:54.999
‫مگه جرمه؟

20:55.024 --> 20:57.402
‫نه، ولی دروغ گفتن به مقامات جرمه.

20:57.427 --> 20:59.712
‫یه نفر دیروز صبح
.از اون گوشی به عمه‌ت زنگ زده

20:59.737 --> 21:02.530
‫تو گفتی یه هفته‌ست ‫با عمه‌ت حرف نزدی.

21:02.805 --> 21:04.085
.حدود پنج دقیقه

21:04.701 --> 21:06.035
.آره، درسته

21:06.060 --> 21:07.335
.از دهنم پرید

21:07.718 --> 21:09.838
‫راجع به شام یکشنبه حرف زدیم.

21:10.156 --> 21:12.583
‫سوال دیگه‌ای داشتین
.باهام تماس بگیرین

21:12.608 --> 21:13.959
‫شماره منو داری، درسته؟

21:14.273 --> 21:15.501
‫هر دوتاش رو.

21:19.530 --> 21:22.552
مشکل اینه، اگه جایی که میگه بوده
.بهونه محکم و خوبیه

21:23.056 --> 21:24.748
.آره
‫از قبل برنامه‌ریزی شده بوده.

21:25.136 --> 21:26.929
‫مثل اینکه یه نفر رو استخدام کرده باشی

21:26.954 --> 21:28.636
‫تا از طرف تو قتلی رو مرتکب بشه.

21:33.947 --> 21:35.104
‫مدی چطوره؟

21:36.992 --> 21:38.111
‫اون خوبه.

21:38.436 --> 21:39.519
‫اون قویه.

21:40.364 --> 21:41.569
‫حال خودت چطوره؟

21:42.820 --> 21:44.405
‫خب، باورم نمی‌شه.

21:47.218 --> 21:49.422
‫بارب خیلی مهربون بود، فقط نمی‌دونم...

21:50.079 --> 21:52.543
‫نمی‌دونم چرا کسی بخواد بهش آسیب بزنه.

21:59.112 --> 22:00.112
.رایان

22:02.448 --> 22:04.072
‫جواب بده.
‫بفرما.

22:04.719 --> 22:05.821
‫اشکالی نداره.

22:11.069 --> 22:12.500
‫نوبت توئه.

22:13.287 --> 22:14.728
‫ببخشید.
‫بفرما.

22:14.753 --> 22:15.963
‫کلانتر وایز.

22:16.422 --> 22:17.491
.کلانتر

22:18.025 --> 22:19.488
‫کلانتر، منم کلیف ساندرز.

22:20.484 --> 22:22.736
‫یادته گفتی اگه چیزی پیش اومد بهتون زنگ بزنم؟

22:23.734 --> 22:24.781
‫خب...

22:25.485 --> 22:26.715
‫یه چیزی پیش اومده.

22:27.913 --> 22:30.536
‫همین که راه افتادم،
یه نفر شروع کرد به تیراندازی به طرفم

22:30.561 --> 22:32.184
‫از تو جنگل درست همونجا.

22:33.580 --> 22:35.515
‫من منحرف شدم و خوردم به حصار،

22:35.800 --> 22:38.070
‫و از اون طرف پریدم بیرون درست همونجا

22:38.095 --> 22:39.777
‫و شروع کردم به تیراندازی متقابل.

22:39.802 --> 22:41.730
این کارو کردم
‫تیراندازی متوقف شد.

22:43.090 --> 22:45.961
‫یه دقیقه یا دو دقیقه بعد
.یه ماشین تو راهروی ورودی روشن شد

22:46.229 --> 22:48.856
‫صدای اگزوزش اونقدر بلند بود که
.از یکی دو مایلی هم شنیده می‌شد

22:49.306 --> 22:50.377
‫حالت خوبه؟

22:51.709 --> 22:53.836
‫یه کم تکون خوردم ولی خوب می‌شم.

22:53.861 --> 22:56.044
‫فکر می‌کنی این ربطی به برادرزاده‌اش داره؟

22:56.069 --> 22:57.709
‫نمی‌تونم در این مورد نظری بدم.

22:58.269 --> 23:00.355
‫ولی جای تو بودم اینو دم دستم نگه می‌داشتم.

23:03.079 --> 23:04.237
‫بله قربان.

23:08.378 --> 23:12.099
‫خب، تو کنی رو از این موضوع آگاه می‌کنی
‫که وصیت‌نامه مورد اعتراض قرار گرفته

23:12.124 --> 23:14.476
‫و چند ساعت بعد
کسی رو که اعتراض کرده می‌کشن؟

23:15.393 --> 23:17.284
‫قطعا انگیزه کم ندارن.

23:17.697 --> 23:19.449
‫آره خب، خیلی عجولانه به نظر می‌رسه.

23:19.474 --> 23:22.269
‫کنی به نظرم آدم متفکری نیست.

23:22.653 --> 23:24.830
‫شرط می‌بندم اگه یه روز تعقیبش کنیم

23:24.855 --> 23:27.242
‫اونقدر مدرک بهمون می‌ده
.که بتونیم دستگیرش کنیم

23:27.992 --> 23:29.037
‫چرا این کارو نکنیم؟

23:29.410 --> 23:32.241
‫اون خارج از شهرستان زندگی می‌کنه،
‫خارج از حوزه قضایی ما.

23:34.267 --> 23:35.361
‫مگه اینکه...

23:39.123 --> 23:41.154
شارلوت، کارولینای جنوبی

23:50.718 --> 23:51.784
‫هی، بث.

23:53.621 --> 23:54.719
‫جاستین؟!

23:55.219 --> 23:56.309
‫خیلی وقته.

23:57.159 --> 23:58.228
‫آره.

23:58.759 --> 24:00.845
‫آخرین بار کی همدیگه رو دیدیم؟

24:00.870 --> 24:03.661
‫آها آره، همون روزی بود که ترکم کردی.

24:10.686 --> 24:14.921
دیگه چی، نزدیک 20 سال گذشته
و حالا اومدی دنبال یه لطف؟

24:14.946 --> 24:17.114
‫اگه مهم نبود درخواست نمی‌کردم.

24:17.951 --> 24:20.487
‫اصلا نمی‌تونم تو این فرصت کم
.یه تیم در اختیارت بذارم

24:20.512 --> 24:21.888
‫من فقط به تو نیاز دارم.

24:21.913 --> 24:23.532
‫این حرف رو قبلا هم شنیدم.

24:25.111 --> 24:27.572
‫من به حوزه قضایی تو نیاز دارم.

24:28.141 --> 24:30.386
‫من فقط تو حوزه شهرستان خودم اختیار دارم،

24:30.411 --> 24:33.330
‫ولی اگه بخشی از یه نیروی
...ضربت مشترک با اف‌بی‌آی باشم، خب

24:33.355 --> 24:35.640
‫اون موقع نیاز به اجازه از مافوقم دارم،

24:35.665 --> 24:36.881
‫که بهم نمی‌دن.

24:37.408 --> 24:38.416
‫باشه،

24:39.214 --> 24:40.799
‫حداقل کاری که می‌تونی بکنی چیه؟

24:41.377 --> 24:42.669
‫رسمی؟ هیچی.

24:43.800 --> 24:44.980
‫غیر رسمی؟

24:45.434 --> 24:47.541
‫نزدیک بیست ساله، جاستین.

24:48.622 --> 24:49.803
‫این مسئله شخصیه.

24:50.462 --> 24:52.532
‫یه زن خیلی خوب جونش رو از دست داده.

24:55.348 --> 25:01.353
... :: تـرجـ‌مه از :  سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

25:02.013 --> 25:03.153
‫چشمت بهش هست؟

25:03.178 --> 25:04.224
‫آره.

25:04.249 --> 25:05.574
‫چطور پیش بریم؟

25:06.066 --> 25:07.586
‫خیلی‌خب. آرپی،

25:07.611 --> 25:09.904
اون هیچ‌وقت تو رو ندیده
‫برو یه آبجو بخر،

25:10.214 --> 25:11.465
‫و حواست بهش باشه.

25:11.490 --> 25:15.397
‫امروز تنها روزیه ‫که باید کنی رو
در حال انجام یه کار ‫مجرمانه بگیریم.

25:15.862 --> 25:17.649
‫مکس، پیش ماشین بمون.

25:17.674 --> 25:19.165
‫نذار از نظرت دور بشه.

25:19.190 --> 25:20.375
‫فهمیدم رئیس.

25:23.157 --> 25:24.241
‫یه آبجو.

25:34.415 --> 25:35.859
‫گفتی مسئله شخصیه؟

25:35.884 --> 25:36.968
‫آره.

25:37.314 --> 25:38.725
‫یکی از دوستای خانوادگیه.

25:38.750 --> 25:40.835
‫مربی سوارکاری دخترمه.

25:40.860 --> 25:42.441
...البته فامیل همسر سابقم

25:43.202 --> 25:44.454
‫اون قدیما.

25:44.725 --> 25:45.851
‫همسر سابق.

25:45.876 --> 25:46.898
‫اوه.

25:47.436 --> 25:48.896
تو و اِلی کِی از هم جدا شدین؟

25:48.921 --> 25:50.543
‫چند سال پیش.

25:51.682 --> 25:52.856
‫تقصیر من بود.

25:53.718 --> 25:54.834
‫حدس زدم.

25:56.653 --> 25:58.317
‫ازدواج کردی؟ بچه داری؟

25:58.598 --> 25:59.996
‫نه و قطعا نه.

26:00.021 --> 26:01.734
‫چی بگم؟ من یه جورایی

26:02.321 --> 26:03.572
‫کلیشه‌ام.

26:03.597 --> 26:04.966
‫با کارم ازدواج کردم.

26:05.858 --> 26:07.693
‫خب، می‌دونم که ما

26:07.918 --> 26:09.999
‫خیلی خوب از هم جدا نشدیم و...

26:10.024 --> 26:12.034
‫تو منو به خاطر یه زن دیگه

26:12.059 --> 26:13.783
‫تو روز تولدم ترکم کردی.

26:14.697 --> 26:16.061
‫خب، در دفاع از خودم بگم

26:16.086 --> 26:18.457
‫آخرش با همون زن ازدواج کردم.

26:18.980 --> 26:20.359
‫در دفاع از خودت.

26:21.212 --> 26:23.927
‫آره، منظورم اینه که
.همین‌جوری الکی ولت نکردم

26:25.228 --> 26:26.306
‫خب...

26:27.314 --> 26:28.355
‫متاسفم.

26:28.600 --> 26:30.849
.خودتو خیلی تحویل نگیر، کازانووا

26:30.874 --> 26:32.542
‫خیلی وقت پیش فراموشت کردم.

26:32.567 --> 26:34.957
‫فقط خواستم
.یه مدت حس بدی داشته باشی

26:34.982 --> 26:36.203
‫دارم.

26:36.228 --> 26:37.854
‫منظورم اینه که داشتم.

27:06.327 --> 27:07.365
‫ممنون.

27:09.139 --> 27:11.938
‫می‌خوای قبل ‫یا بعد از اینکه
روده‌هاتو درآوردم بگی کی هستی؟

27:13.519 --> 27:15.392
‫همون کسی که تو دعوای چاقو، اسلحه آورده.

27:15.417 --> 27:16.437
‫بندازش.

27:17.036 --> 27:18.230
‫گفتم بندازش!

27:19.369 --> 27:20.552
‫دست‌ها بالا رو دیوار.

27:25.526 --> 27:27.286
‫متهم داره فرار می‌کنه!
کدوم طرف؟

27:27.311 --> 27:29.063
‫شمال شرقی.
.شمال شرقی

27:29.088 --> 27:30.990
‫خیلی‌خب، سعی می‌کنیم جلوشو بگیریم.

27:45.236 --> 27:46.612
.تکون نخور

27:50.187 --> 27:51.483
‫بیا اینجا.

27:52.529 --> 27:53.763
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

27:53.788 --> 27:55.288
‫به نیروی کمکی نیاز داشتی.

27:55.313 --> 27:56.758
‫کی کنی رو زیر نظر داره؟

27:58.497 --> 27:59.886
‫کی کنی رو زیر نظر داره؟

28:00.689 --> 28:03.092
‫دیدم آرپی این یارو رو تعقیب می‌کنه
.و یه تصمیم آنی گرفتم

28:03.117 --> 28:04.863
‫تصمیم اشتباهی گرفتی. حالا برگرد،

28:04.888 --> 28:06.849
‫زود باشین، هر دوتون.
.من گرفتمش

28:09.500 --> 28:12.587
‫من کلانتر وایز هستم.
.اینم مامور ویژه ییتس از اف‌بی‌آ‌ی

28:12.612 --> 28:14.998
‫می‌خوایم در مورد
...معامله با کنی بانینگ صحبت کنیم

28:15.470 --> 28:17.537
‫ببین، اگه می‌خوای منو دستگیر کنی، بفرما.

28:17.562 --> 28:18.913
‫من چیزی برای گفتن ندارم.

28:19.705 --> 28:20.957
‫تو به جرم قتل دستگیر شدی.

28:20.982 --> 28:21.919
‫چی؟

28:22.307 --> 28:24.051
معاونم ‫دید که پول رد و بدل کردین

28:24.076 --> 28:26.036
‫برای خدماتت به‌عنوان یه آدمکش.

28:26.061 --> 28:27.724
‫چی؟ من آدمکش نیستم.

28:28.019 --> 28:30.281
‫پنج ثانیه فرصت داری
...منو متقاعد کنی که اشتباه می‌کنم

28:30.306 --> 28:31.793
‫چهار... سه... باشه، باشه.

28:31.818 --> 28:33.198
‫برای یه شرط‌بند کار می‌کنم.

28:33.454 --> 28:36.040
‫کنی اعتباری شرط بسته بود
.منم داشتم پولش رو وصول می‌کردم

28:36.311 --> 28:37.896
‫ چقدر پول می‌تونست برنده شده باشه؟

28:37.921 --> 28:39.092
‫پنج هزار دلار.

28:39.370 --> 28:40.532
‫پنج هزار دلار.

28:41.482 --> 28:43.454
‫اون یه مجرمه، فقط
.کسی نیست که دنبالش می‌گردیم

28:43.479 --> 28:44.584
‫خیلی‌خب، بریم.

28:49.115 --> 28:50.242
‫اون رفته!

28:50.267 --> 28:51.323
‫باید چیکار کنیم؟

28:52.564 --> 28:53.888
‫باید بریم دنبالش بگردیم.

29:03.019 --> 29:04.617
‫ماشین کنی برگشته خونه‌اش.

29:05.407 --> 29:06.556
‫اون تنهاست؟

29:07.140 --> 29:08.975
‫مطمئن نیستم، ولی ماشین دیگه‌ای نیست.

29:09.000 --> 29:10.311
‫با احتیاط پیش برید.

29:11.148 --> 29:12.177
‫بله قربان.

29:13.789 --> 29:15.131
‫متاسفم که از دستش دادم.

29:16.171 --> 29:17.260
‫اشکالی نداره.

29:17.979 --> 29:19.027
‫بریم پیداش کنیم.

29:47.493 --> 29:50.144
‫دارم می‌بینمش.
.رو صندلی نشسته و یه سوزن تو بازوشه

29:50.169 --> 29:52.178
مطمئن نیستم
.ولی فکر نکنم نفس بکشه

29:52.203 --> 29:53.205
‫باید چیکار کنم؟

29:56.703 --> 29:57.799
‫برو تو.

30:10.593 --> 30:11.677
‫اداره کلانتری!

30:11.702 --> 30:12.693
‫کنی!

30:35.517 --> 30:37.515
‫می‌دونم زمان‌بندی مشکوکه ولی

30:37.846 --> 30:41.099
‫متاسفانه، اووردوز
.یه اتفاق معمول تو این منطقه‌ست

30:41.315 --> 30:44.212
‫چقدر طول می‌کشه
تا جواب آزمایش سم‌شناسی بیاد؟

30:45.108 --> 30:47.318
‫به پزشکی قانونی می‌گم بذارنش تو اولویت.

30:47.343 --> 30:48.844
‫خب، خیلی عالی می‌شه.

30:49.113 --> 30:50.257
‫یکی بهت بدهکار شدم.

30:51.399 --> 30:53.401
‫خیلی بیشتر از یکی بهم بدهکاری، جاستین.

30:53.426 --> 30:55.720
قصد دارم دفعه بعد که
.اومدم کوهستان، پسش بگیرم

31:00.289 --> 31:01.489
‫این تقصیر تو نیست.

31:03.728 --> 31:05.311
‫یه تصمیم آنی گرفتی.

31:05.658 --> 31:07.321
‫خیلی بیشتر از اینا هم می‌گیری.

31:08.335 --> 31:09.461
‫بعضی‌هاشون درسته.

31:10.290 --> 31:11.516
‫بعضی‌هاشون نه.

31:16.822 --> 31:17.972
‫بریم خونه.

31:23.603 --> 31:28.632
... :: تـرجـ‌مه از :  سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

31:28.970 --> 31:29.971
‫خیلی‌خب.

31:30.240 --> 31:31.358
‫به نظر من...

31:32.025 --> 31:34.473
‫چهار تا سناریوی احتمالی وجود داره.

31:34.887 --> 31:37.439
‫یک... کنی تصادفا اوردوز کرده.

31:38.088 --> 31:40.710
‫که خیلی سوال‌ها برامون بی‌پاسخ می‌مونه.

31:41.186 --> 31:43.672
‫دو... اون می‌دونه که ما فهمیدیم

31:44.436 --> 31:46.391
‫واسه همین عمدا اوردوز کرده.

31:46.876 --> 31:50.225
‫سه... اون یه قاتل استخدام کرده
تا عمه‌اش و کلیف رو بکشه

31:50.688 --> 31:52.095
‫ولی پولشو نداده،

31:52.749 --> 31:55.111
‫واسه همین قاتل اون رو می‌کشه

31:55.136 --> 31:57.346
‫و کاری می‌کنه که به نظر برسه اوردوز کرده.

31:57.556 --> 31:58.932
‫یا چهار...

31:58.957 --> 32:00.864
‫یه نفر دیگه اون بیرون هست

32:02.564 --> 32:04.573
‫که انگیزه داره همه‌شون مُرده باشن.

32:05.139 --> 32:06.192
‫کی؟

32:07.454 --> 32:08.565
‫نمی‌دونم.

32:10.342 --> 32:12.164
‫بذارید نظر ایستون رو هم بپرسیم.

32:12.189 --> 32:13.280
‫آره. فهمیدم.

32:13.708 --> 32:14.891
‫و مکس...

32:15.399 --> 32:17.443
‫تو 48 ساعت آخر بارب رو بررسی کردی.

32:17.643 --> 32:20.324
‫صبح، دو هفته‌ی آخرش رو نگاه کن.

32:20.615 --> 32:21.669
‫بله قربان.

32:22.846 --> 32:24.028
‫ بریم بخوابیم.

32:26.921 --> 32:28.357
‫می‌خوای یه قهوه کوهستانی بگیریم؟

32:28.382 --> 32:29.470
‫نه، ممنون.

32:29.495 --> 32:30.923
‫فکر کنم بهتره برم بخوابم.

32:31.559 --> 32:32.716
.منم پشت سرت میام

32:33.357 --> 32:35.484
‫باشه. شب‌بخیر.
‫‫شب‌بخیر.

32:49.545 --> 32:52.047
‫سلام، معاون کاوینگتون تماس می‌گیره...

32:52.072 --> 32:53.080
‫دوباره.

32:53.711 --> 32:55.794
‫واقعا باید باهاتون
.درباره‌ی باربارا بانینگ صحبت کنم

32:55.819 --> 32:56.829
‫لطفا...

32:57.445 --> 32:58.988
‫خیلی واجبه که بهم زنگ بزنی.

32:59.013 --> 33:00.233
‫ شماره منو داری.

33:22.637 --> 33:24.523
به "کنتـاکی" خوش آمدیـد
زادگـاه ابـراهام لینـکن

33:28.424 --> 33:30.892
هشدار
منطقه ساخت و ساز

33:34.101 --> 33:36.243
مجتمع بازنشستگی سامر کانیون
‫این اصلا منطقی نیست، مرد.

33:37.317 --> 33:38.497
‫کنی اوردوز کرده؟

33:40.990 --> 33:43.636
‫یعنی، اون با بهترینشون هم
.مشروب می‌خورد، ولی دیگه نه

33:44.557 --> 33:45.612
‫مطمئنی؟

33:45.953 --> 33:47.931
‫آره، آره مرد. یارو...

33:48.506 --> 33:51.540
‫یعنی ام... ‫ در این مورد خیلی هم
،ادای آدمای مقدس رو در می‌آورد

33:51.565 --> 33:52.772
‫باور کن، امتحان کردم.

33:52.797 --> 33:54.112
‫خودکشی چی؟

33:56.404 --> 33:57.598
‫امکان نداره.

33:58.267 --> 34:00.477
‫یارو خیلی از خود راضی بود.

34:00.663 --> 34:03.377
‫نه، مخصوصا اگه
.شانسی برای پول درآوردن داشت

34:04.002 --> 34:06.046
‫دیروز مطمئن بودی کار خودشه.

34:06.306 --> 34:08.415
‫خب، دیروز جسابی نشئه بودم، مرد.

34:09.309 --> 34:11.728
‫باشه، برام مهم نیست.
چرا نظرت عوض شد؟

34:11.753 --> 34:12.791
‫کنی.

34:13.095 --> 34:15.170
‫ درست بعد از اینکه
.با کلانتر حرف زدم، بهم زنگ زد

34:15.195 --> 34:16.488
‫خیلی عصبی بود، می‌دونی؟

34:16.513 --> 34:18.306
‫می‌گفت اون پول برای آدمکش نبوده،

34:18.700 --> 34:20.063
‫برای وکیل می‌خواسته.

34:20.858 --> 34:21.858
‫‫برای چی؟

34:22.308 --> 34:24.562
‫می‌خواست ادعا کنه که
.خانم بی عقلش رو از دست داده

34:24.587 --> 34:26.637
‫می‌خواست با تغییرات وصیت‌نامه بجنگه.

34:27.079 --> 34:29.423
‫همون "مشکلی" بود
.که درباره‌اش حرف می‌زد

34:29.448 --> 34:30.620
‫ظاهرا.

34:32.111 --> 34:33.946
‫می‌تونم... می‌تونم الان برم، مرد؟

34:35.460 --> 34:36.618
‫آخرین خبر چیه؟

34:36.643 --> 34:38.824
معلوم شده ‫کنی
همون روز با یه وکیل تماس گرفته

34:38.849 --> 34:40.662
‫که یه نسخه از
.وصیت‌نامه عمه‌اش به دستش رسیده

34:40.687 --> 34:42.007
و مطمئن شدم که

34:42.622 --> 34:44.927
‫به کنی گفته که
.یه حق‌الوکاله‌ی پنج هزار دلاری گرفته

34:45.518 --> 34:47.053
‫پس برای آدمکش نبوده؟

34:47.643 --> 34:49.066
‫چرا کنی بهمون نگفت

34:49.091 --> 34:50.437
‫چرا به اون پول نیاز داشته؟

34:51.396 --> 34:53.273
‫یعنی، ادعا می‌کرد که ایستون دروغگوئه،

34:53.298 --> 34:55.780
‫و اینکه اصلا نمی‌دونسته
از وصیت‌نامه حذف شده، درسته؟

34:55.805 --> 34:58.099
‫شاید نمی‌خواسته تو یه دروغ گیر بیفته

34:58.124 --> 35:00.459
‫و خودشو گناهکارتر نشون بده
.در حالی که واقعا نیست

35:01.051 --> 35:04.313
‫پس احتمالا کنی به طور اتفاقی اوردوز کرده.

35:05.533 --> 35:06.876
‫ارزشش رو داشته باشه یا نه،

35:06.901 --> 35:09.218
‫ایستون مطمئنه که این کارو نکرده.

35:09.949 --> 35:13.202
‫چه کسی از قتل باربارا، کنی،

35:13.227 --> 35:15.290
‫و تقریبا کلیف سود می‌بره؟

35:16.695 --> 35:19.419
‫اگر هیچ‌کس ادعای قانونی روی اون زمین
نداشته باشه، چه اتفاقی میفته؟

35:21.040 --> 35:22.860
‫شهرستان اونو به حراج می‌ذاره.

35:24.781 --> 35:26.780
‫اون شرکت بزرگ کشاورزی چی؟

35:26.805 --> 35:29.229
‫می‌دونی، همونی که اوک گفت
اول ‫قرار بوده به اون بفروشه؟

35:30.153 --> 35:31.924
‫یا اوک، که می‌خواسته بخره؟

35:33.302 --> 35:34.937
‫واقعا که فکر نمی‌کنی...

35:38.370 --> 35:39.345
‫نمی‌دونم.

35:40.393 --> 35:42.218
‫من میرم پناهگاه اسب‌ها

35:43.252 --> 35:45.526
‫ببینم کلیف در این مورد چی میگه.

35:46.470 --> 35:47.534
‫مکس کجاست؟

35:47.559 --> 35:49.085
‫هیچ نمی‌دونم.
،همین الان بهم پیام داد

35:49.110 --> 35:50.528
‫گفت یکم دیر می‌رسه.

36:04.334 --> 36:05.418
‫کجا بودی؟

36:05.614 --> 36:06.736
‫لوییزویل.

36:07.245 --> 36:08.288
‫کنتاکی؟

36:08.470 --> 36:09.737
‫تمام شب رانندگی کردم.

36:10.415 --> 36:11.734
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

36:12.211 --> 36:14.307
...‫هوم... هیچی... فقط

36:15.253 --> 36:16.752
.دنبال حل پرونده‌مون

36:22.748 --> 36:25.524
‫  کارت کارآگاه ‌ای.‌جی تو وسایل باربارا.

36:26.063 --> 36:28.357
‫چند تا پیغام براش گذاشتم، ولی جواب نداد.

36:28.382 --> 36:29.924
‫معلوم شد دلیل موجهی داشته.

36:29.949 --> 36:31.951
‫چه دلیلی؟
‫‫مُرده.

36:33.243 --> 36:36.981
‫صبح روز بعد از قتل بارب
.تو خونه‌اش خفه شده

36:37.403 --> 36:40.114
‫امکان نداره این یه تصادف باشه.
‫نه، نبوده.

36:40.139 --> 36:41.777
‫طبق چیزایی که تونستم سر هم کنم،

36:41.802 --> 36:44.888
‫بارب می‌خواسته قبل از اینکه مزرعه‌اش
،رو ببخشه تحقیقات درست و حسابی بکنه

36:44.913 --> 36:47.562
‫برای همین کارآگاه خصوصی استخدام
.کرده تا درباره‌ی خیریه تحقیق کنه

36:47.587 --> 36:49.037
‫هیچ می‌دونی چی فهمیده؟

36:49.467 --> 36:51.686
‫اینکه کلیف ساندرز یه کلاهبرداره.

36:53.730 --> 36:55.989
‫بارب این آدرس لکسینگتون رو نوشته بود.

36:56.014 --> 36:58.622
‫معلوم شد قراره اونجا
.یه مجتمع بازنشستگی ساخته بشه

36:59.160 --> 37:01.299
‫هنوزم نمی‌فهمم این چه ربطی به کلیف داره.

37:01.324 --> 37:03.064
‫اون زمین رو به اون سازنده فروخته.

37:04.150 --> 37:06.115
.‫در اصل، قبلش یه پناهگاه اسب بوده

37:06.140 --> 37:08.163
‫ولی طبق گفته‌ی کسی که
،باهاش تلفنی حرف زدم

37:08.188 --> 37:09.731
‫هیچ اسبی اونجا نبوده.

37:09.873 --> 37:10.982
‫باشه.

37:11.930 --> 37:16.795
‫خب، اون زمین چند سال قبل توسط
.یه پیرزن به خیریه‌اش اهدا شده بود

37:16.820 --> 37:19.709
‫و بعد از اینکه اون زن
،تحت شرایط مشکوکی فوت کرده

37:19.734 --> 37:21.174
‫ زمین رو میلیون‌ها دلار فروخته.

37:21.199 --> 37:23.304
‫چقدر شرط می‌بندی که اون تماس تلفنی

37:23.329 --> 37:24.925
‫که روز قتلش با کلیف داشته،

37:24.950 --> 37:26.912
‫هیچ ربطی به امضای سند نداشته.

37:27.734 --> 37:29.244
‫و قرار نبوده این اتفاق بیفته

37:29.269 --> 37:31.196
‫و اون می‌خواسته کلاهبرداریش رو رو کنه.

37:31.221 --> 37:34.672
‫پس هم اونو می‌کشه هم کارآگاه رو
،نه فقط برای اینکه ساکت بمونه

37:34.697 --> 37:36.603
‫بلکه برای اینکه
ادعاش رو نسبت به مزرعه حفظ کنه؟

37:36.628 --> 37:37.716
‫دقیقا.

37:38.519 --> 37:39.999
‫و شاید کنی رو هم کشته.

37:40.300 --> 37:42.088
‫کلانتر داره میره سمت پناهگاه.

37:42.739 --> 37:44.747
‫شاید الان اونجا باشه.
‫‫باید بهش بگیم!

37:44.772 --> 37:45.772
‫آره.

37:52.741 --> 37:53.741
...آه

37:54.413 --> 37:55.601
‫نمی‌فهمم.

37:56.625 --> 37:59.376
‫می‌دونی، آدم‌هایی مثل کنی
.همیشه اوردوز می‌کنن

38:00.313 --> 38:03.312
‫چی باعث شده انقدر مشکوک بشی
که این ممکنه یه پرونده قتل باشه؟

38:04.062 --> 38:05.147
‫زمان‌بندی.

38:05.802 --> 38:07.845
‫ولی امیدوارم گزارش سم‌شناسی

38:07.870 --> 38:09.410
‫یه کم روشنش کنه.

38:11.163 --> 38:13.968
‫خب، در ضمن من وینی رو
.نزدیک خودم نگه می‌دارم

38:14.542 --> 38:17.148
‫داشتن تنها ادعای قانونی نسبت به مزرعه

38:17.526 --> 38:19.463
‫احتمالا منو به یه هدف بزرگتر تبدیل کرده.

38:21.573 --> 38:22.591
‫درسته.

38:23.311 --> 38:25.563
‫تو تنها ادعای قانونی رو داری.

38:27.210 --> 38:30.213
‫تو گفتی آدم‌هایی مثل کنی
.همیشه اوردوز می‌کنن

38:30.238 --> 38:31.247
‫آره؟

38:32.632 --> 38:34.186
‫فکر کردم قبلا هیچ وقت ندیدیش.

38:34.919 --> 38:37.257
‫فقط دارم طبق چیزایی که بارب
.درباره‌اش بهم گفت، حرف می‌زنم

38:37.282 --> 38:39.512
‫اینکه چرا نمی‌خواست
.مزرعه‌اش رو برای اون بذاره

38:41.047 --> 38:42.133
‫ببخشید.

38:44.320 --> 38:45.414
‫هی، بث.

38:47.397 --> 38:48.542
‫چیزی گیر آوردی؟

38:49.567 --> 38:51.277
‫آره، آزمایش سم‌شناسی کنی.

38:51.302 --> 38:53.644
‫اون به‌خاطر دارویی به اسم زایلازین مُرده.

38:54.135 --> 38:56.378
‫اسم خیابونی هم داره؟
‫ترانک.

38:56.403 --> 38:57.898
‫آرام‌بخش اسب‌ه.

38:57.923 --> 39:00.048
‫راستش تو شهر
.داره تبدیل به یه مشکل واقعی میشه

39:00.238 --> 39:02.363
‫پس کنی به طور اتفاقی اوردوز کرده.

39:02.388 --> 39:03.472
‫بعیده.

39:03.497 --> 39:05.082
‫چرا اینو میگی؟

39:05.107 --> 39:07.973
‫اونقدر تو بدنش بوده که
.یه اسب واقعی رو هم بکشه

39:08.254 --> 39:10.108
‫این یا خودکشی بوده یا قتل.

39:12.861 --> 39:14.156
‫اسم بالینی‌اش چیه؟

39:14.555 --> 39:15.691
‫زایلازین.

39:18.892 --> 39:20.035
،‫پس مرگ کنی

39:20.822 --> 39:22.265
‫رسما یه حادثه‌ست.

39:22.864 --> 39:24.747
‫جاستین، همین الان گفتم که اینطور نیست.

39:24.772 --> 39:27.584
‫فقط خوشحالم که ربطی
.به اتفاقی که برای عمه‌اش افتاده نداشته

39:27.837 --> 39:30.738
‫چیزی هست که نمی‌تونی بلند بگی؟
‫آره.

39:31.300 --> 39:34.082
‫مطمئن شو همون چیزی که الان
.بهم گفتی رو به معاون‌هام هم بگی

39:34.107 --> 39:36.259
‫ممنون.
.اوه، اوه

39:43.247 --> 39:45.174
‫فکر نکنم بذاری جواب بدم.

39:46.480 --> 39:49.692
‫چرا اسلحه و گوشیت رو پرت نمی‌کنی طرف من؟

39:50.716 --> 39:52.369
‫کلیف، مجبور نیستی این کارو بکنی.

39:52.640 --> 39:53.682
‫اوه،

39:54.009 --> 39:55.598
‫فکر کنم هر دومون می‌دونیم که از اون

39:55.623 --> 39:57.843
‫نقطه‌ی بی‌بازگشت معروف رد شدم، کلانتر.

40:00.528 --> 40:01.680
‫چرا این کارو کردی؟

40:03.372 --> 40:05.241
‫یه سری چیزا درباره‌م پیدا کرده بود.

40:05.778 --> 40:07.925
‫پس واقعا کسی بهت شلیک نکرد، ها؟

40:09.109 --> 40:11.192
‫مجبور بودم حواست رو پرت کنم سمت کِنی

40:12.470 --> 40:16.119
‫راستش، خیلی شانسی بود که
.تونستم بدون اینکه منو بگیری، بکشمش

40:17.409 --> 40:19.140
.دیگه حرفمو تکرار نمی‌کنم

40:19.959 --> 40:21.291
.‫اسلحه رو بنداز طرفم

40:21.771 --> 40:22.845
‫و گوشی رو.

40:23.804 --> 40:25.420
‫معاون‌هام می‌دونن کجام.

40:26.562 --> 40:29.106
‫به راحتی می‌تونن
.این ماجرا رو کنار هم بذارن

40:32.273 --> 40:33.355
.در نهایت

40:34.449 --> 40:35.735
‫ولی نه قبل از اینکه من...

40:35.760 --> 40:37.571
‫تو یه ساحل قشنگ یه جایی

40:37.596 --> 40:39.439
‫تو یه کشور خیلی دور

40:39.828 --> 40:41.772
‫بدون معاهده استرداد باشم.

40:44.389 --> 40:46.725
‫امروز خیلی طرفدار پیدا کردی.

41:51.845 --> 41:53.021
‫آه!

42:03.349 --> 42:05.101
"برای هر چیز زمانی‌ست"

42:05.377 --> 42:08.307
".و برای هر مقصدی در زیر آسمان، وقتی"

42:09.412 --> 42:11.012
...زمانی برای تولد"

42:11.428 --> 42:12.873
".و زمانی برای مرگ

42:15.037 --> 42:18.827
زمانی برای کاشتن و زمانی"
" برای کندن ‫آنچه کاشته شده‌ست.

42:19.826 --> 42:21.257
"...زمانی برای کشتن"

42:21.492 --> 42:23.569
"و زمانی... برای التیام"

42:25.719 --> 42:27.394
‫اون عاشق بلو ریج بود.

42:27.873 --> 42:29.736
‫می‌خواست که ما شفا پیدا کنیم.

42:31.154 --> 42:32.703
‫تو براش عدالت رو آوردی.

42:36.860 --> 42:37.988
‫همه‌مون آوردیم.

42:44.501 --> 42:51.040
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:52.664 --> 42:58.230
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
