WEBVTT

00:01.520 --> 00:07.784
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.732 --> 00:16.299
[ سامورایی چشم‌آبی ]
« فصل اوّل: قسمت پنجم »

00:33.458 --> 00:37.416
‫هیچ انسانی به‌تنهایی، قادر به
‫شکست یک سپاه عظیم نیست،

00:38.125 --> 00:40.875
‫گرچه که آن را موجودی والا باشد.

00:41.958 --> 00:44.333
‫حالا این موجود والا،
‫چگونه قدم به خلقت نهاد؟

00:46.708 --> 00:51.791
‫مدت‌ها قبل از این‌که «شوگان» طلوعِ
‫خورشید زرین را در هستی فرو افروزد،

00:54.083 --> 00:56.750
‫«رونین»ـی معشیت می‌پنداشت.

01:04.291 --> 01:08.000
‫روزی که استاد‌ش توسط قبلیه‌ای که

01:09.125 --> 01:12.625
‫نـماد آن‌ها ققنوس افسانه‌ای بود به قتل رسید،

01:13.541 --> 01:16.583
‫آتش انتقام در رونین قصه ما
‫شعله‌ور شد.

01:25.666 --> 01:26.666
‫آن روز،

01:27.500 --> 01:30.833
‫هل‌هله‌ای درون‌ش شتابت یافت.

01:30.916 --> 01:34.375
‫طوفانی مُخرب!

01:57.250 --> 01:59.541
‫همه رو بُکشید؛
‫روستا رو هم آتیش بزنید.

02:04.125 --> 02:09.500
‫نفرتی که از اعماق‌ قلب‌ش
‫نشات می‌گرفت

02:11.125 --> 02:13.250
‫و با شمشیرش آبدیده می‌شد.

02:37.666 --> 02:38.666
‫استاد؟

02:38.750 --> 02:40.375
‫همه رو ببرید زیرزمین.

02:40.458 --> 02:43.500
‫همه‌مون رو به کُشتن دادی!

02:44.500 --> 02:46.541
‫رینگو، حواست به‌شون باشه.

02:46.625 --> 02:48.208
‫من‌که اسلحه ندارم!

02:49.875 --> 02:51.500
‫این چـاقوی آشپزی رو بگیر.

03:02.791 --> 03:04.625
‫زودباشین.
‫از این سمت، از این سمت.

03:08.500 --> 03:15.500
‫تــرجمه از «آیــــدا»
‫:::. Ayda.NDR .:::

03:21.250 --> 03:23.708
‫پس از مدتی،
‫ رونین به روستای مادری‌ش برگشت...

03:27.333 --> 03:30.875
‫جایی خانواده‌اش از او درخواست کردند
‫زندگی جدیدی را برپـا کند.

03:32.958 --> 03:35.666
‫اما نفرت، همچـو گِردباد است.

03:42.958 --> 03:45.125
‫<i>از نسیمی کم‌عاد که توسط تاریکی بلعیده شده</i>

04:00.375 --> 04:01.375
‫مامان؟

04:03.875 --> 04:05.875
‫هیچ‌کس نمی‌تونه
‫پیدامون کنه.

04:07.416 --> 04:09.833
‫در دریایی آرام شروع می‌شود.

04:09.916 --> 04:12.166
‫آدم‌ بدها افتادن دنبالت میـزو!

04:12.250 --> 04:13.333
‫دنبالِ یه دختر.

04:13.416 --> 04:17.541
‫باید شبیه پسرها باشی،
‫همیشه!

04:17.625 --> 04:20.166
‫کـم کـم بزرگ‌تر می‌شه،
‫قوی‌تر می‌شه.

04:28.833 --> 04:31.875
‫انتقام‌مون رو می‌گیرم مامان
‫قسم می‌خورم!

04:32.583 --> 04:35.416
‫به چیزی تبدیل می‌شه که
‫انگار نه انگار روزی نسیم بوده.

04:36.708 --> 04:39.625
‫به‌سرعت و چَرخان چَرخان...

04:39.708 --> 04:43.250
‫تا زمانی که برای حمله نهایی آماده شود.

04:45.875 --> 04:47.666
‫رونین ماموریت خود را آغاز کرد،

04:47.750 --> 04:50.875
‫با خود عهد بست هر زمین و کَس و ناکسی
‫که زیر پرچمِ ققنوس آرامیده را،

04:50.958 --> 04:52.458
‫با خاک یکسان کند.

04:56.375 --> 04:57.916
‫اما اون خبر نداشت که...

04:58.000 --> 05:01.541
‫راه انتقام، راه آسونی نیست.

05:42.375 --> 05:44.208
‫می‌خوای خودت رو به کشتن بدی؟

05:51.875 --> 05:53.875
‫حالا باید از رو جنازه دوتامون رد بشن.

05:55.083 --> 05:57.583
‫تو شجاع‌ترین شاهدختی
‫هستی که به‌عمرم دیدم.

05:57.666 --> 05:59.000
‫من شجاع نیستم.

05:59.708 --> 06:01.875
‫تمام زندگی‌ام به‌اسارات گذشته!

06:01.958 --> 06:04.291
‫اگه امروز بمیرم، بلاخره آزاد می‌شم.

06:44.125 --> 06:45.125
‫ببخشید.

06:46.625 --> 06:49.166
‫به من گفتن این‌جا می‌تونم
‫تریاک غربی گیر بیارم.

06:49.250 --> 06:52.000
‫دنبال مردِ سفیدپوستی‌ می‌گردم که
‫تریاک می‌فروشه.

06:53.375 --> 06:56.250
‫دنبال دردسر نیستم،
‫فقط می‌خوام بدونم کجاست.

07:02.875 --> 07:05.041
‫به قیافت می‌خوره
‫دنبال دردسر باشی!

07:07.875 --> 07:10.625
‫نه، فقط می‌خواستم بپرسم...

07:13.291 --> 07:16.125
‫مرتیکه‌ی حروم‌زاده به‌دردنخور!

07:39.875 --> 07:43.916
‫روح رونین خسته شده بود
‫و بیمار شد.

07:53.041 --> 07:54.416
‫از مرگ نمی‌ترسید،

07:55.458 --> 07:58.875
‫از این می‌ترسید که
‫بدونِ وفای به عهد، از دنیا بره.

08:00.458 --> 08:02.166
‫کمکم کنید!

08:02.875 --> 08:05.500
‫خواهش می‌کنم.
‫باید برم پیش دکتر.

08:07.750 --> 08:10.041
‫کاملاً نااُمید شده بود،

08:10.750 --> 08:11.583
‫تا زمانی که...

08:19.291 --> 08:23.000
‫رونین قصه ما، پا به مسیری تازه گشود
‫که توسط خدایان مقدر شده بود.

08:42.708 --> 08:43.708
‫کمکم کنید.

08:46.208 --> 08:47.708
‫آقا، با ما بیاین.

08:57.583 --> 09:00.500
‫چندتا سکه بده تا
‫راه بهشت رو بهت نشون بدیم.

09:01.166 --> 09:02.625
‫می‌شه کمکم کنین؟

09:10.833 --> 09:14.416
‫مامان تو...
‫زنده‌ای!

09:15.000 --> 09:16.000
‫میزو!

09:26.625 --> 09:30.208
‫زن زیبارو، رونین با خودش به خانه برد.

09:31.375 --> 09:34.416
‫و برای اولین بـار پس از ماه‌ها،

09:35.250 --> 09:37.916
‫رونین با چشم آسوده
‫به استراحت پرداخت.

09:48.208 --> 09:50.458
‫مامان تو زنده‌ای!

09:50.958 --> 09:52.250
‫چطور ممکنه؟

09:57.666 --> 09:59.875
‫سردرد رو خوب می‌کنه!

10:05.916 --> 10:07.000
‫خب پس.

10:09.208 --> 10:11.708
‫بیا یه‌چیزی بخور،
‫من باید برم سرکار.

10:17.583 --> 10:21.916
‫نیازی نیست کار کنی!
‫من پول در آوردم، خیلی زیاد!

10:22.000 --> 10:25.916
‫وای. چه آقایی شدی!

10:30.875 --> 10:34.041
‫می‌دونم واقعاً سخت بود که
‫فکر کنی من زنده نیستم،

10:34.125 --> 10:35.958
‫اما به نفع هر دوتامون بود.

10:37.250 --> 10:39.833
‫آدمی که رو پای خودش بایسته،
‫مثل آب می‌مونه.

10:40.791 --> 10:42.333
‫دست‌نیافتنی!

10:43.750 --> 10:46.166
‫الان دیگه خدایان تو رو به من برگردوندن.

10:48.916 --> 10:51.000
‫رونین بهبود پیدا کرد،

10:51.083 --> 10:53.916
‫آماده بود تا سفرـش در پی انتقام رو ادامه بده.

10:55.416 --> 10:57.500
‫زن التماس کرد که بمونه...

11:01.416 --> 11:05.333
‫رونین ماجرای عهدی که بسته بود رو تعریف کرد،
‫این‌که نمی‌شه شکست‌ش!

11:06.250 --> 11:11.375
‫زن با نااُمـیدی، به ترفندی روی آورد
‫که مدت‌ها پیش یاد گرفته بود.

11:45.375 --> 11:46.458
‫پول نداریم.

11:47.083 --> 11:50.375
‫نگرانِ پول نباش،
‫نگران هیچی نباش.

11:50.458 --> 11:52.916
‫دوای تموم دردهامون پیش منه.

11:53.500 --> 11:55.791
‫برات شوهر پیدا کردم.

12:06.666 --> 12:09.333
‫یه مرد تبعیدی‌ـیه،
‫برای همین قیافه براش مهم نیست.

12:09.416 --> 12:13.250
‫داره پیر می‌شه و به‌ یه زن قوی
‫نیاز داره تا توی کارهاش بهش کمک کنه.

12:13.833 --> 12:16.541
‫غیرممکنه! من سر عهدم می‌مونم.

12:17.125 --> 12:19.833
‫کدوم زنی دوست نداره مرد بالا سرش باشه؟

12:20.416 --> 12:21.666
‫بالای سر مامانش باشه؟

12:22.291 --> 12:25.708
‫مردی که سال‌ها دنبالت بود فکر می‌کنه
‫توی آتیش‌سوزی فوت کردی.

12:25.791 --> 12:30.166
‫اگه کسی بفهمه زنده‌ای،
‫لـوت می‌دن تا جایزه‌ش رو بگیرن.

12:30.791 --> 12:33.333
‫مهم نیست.
‫من زنِ کسی نمی‌شم.

12:52.416 --> 12:53.625
‫دارم میرم سرکار.

12:54.541 --> 12:55.625
‫پول نیاز داریم.

12:58.833 --> 13:01.083
‫می‌بینی؛ من به‌خاطر تو
‫دست به هرکاری می‌زنم.

13:21.083 --> 13:23.083
‫مطمئنم عاشقِ کوهستان می‌شی.

13:23.166 --> 13:25.125
‫دست هیچ بنی‌بشری
‫هم بهت نمی‌رسه.

13:25.625 --> 13:27.291
‫البته باید حسابی کار کنی‌ها.

13:27.375 --> 13:30.083
‫آشپزی کنی، تمیزکاری کنی
‫به اسب‌ها برسی.

13:30.166 --> 13:33.875
‫باید لباس‌هات رو عوض کنی.
‫برای لُردها اسب پرورش می‌ده.

13:33.958 --> 13:38.000
‫میکیو یه سامورایی معروف بوده،
‫تا وقتی که از دستورات سرپیچی می‌کنه.

13:39.208 --> 13:40.208
‫از دستورات سرپیچی می‌کنه؟

13:40.291 --> 13:43.958
‫لُردها افرادشون رو با کوچک‌ترین
‫اشتباه طرد می‌کنن.

13:44.500 --> 13:46.750
‫جالبش اینجاست،
‫شما دوتاتون طردشده‌‌ایـن.

13:46.833 --> 13:50.708
‫حسابی پول‌داره و از این‌ها نیست که
‫راجع به قیافه آدم نظر بده.

13:50.791 --> 13:52.291
‫آرایش کن!

14:36.833 --> 14:39.333
‫اون‌قدری که فکر می‌کردم
‫زشت نیستی.

14:40.291 --> 14:42.333
‫ولی تو از چیزی که فکر می‌کردم پیر تری.

14:43.708 --> 14:46.250
‫بهتره این بحث رو تموم کنیم.

14:49.708 --> 14:53.791
‫وفاداری به عهد و ارباب کشته‌ شده‌اش...

14:57.000 --> 14:59.875
‫جاشون رو به وفای به همسر دادن.

15:09.208 --> 15:11.583
‫خیلی‌خب، من می‌رم سرکار.

15:17.041 --> 15:19.000
‫بیا بریم برای امشب آماده‌ت کنم.

15:34.541 --> 15:36.875
‫بعید می‌دونم میزو بتونه
‫جلوی همه‌شون رو بگیره!

16:34.833 --> 16:35.916
‫من آدم بدی نیستم.

16:57.000 --> 16:59.458
‫چه‌خبره این‌جا؟

16:59.541 --> 17:02.250
‫بقیه بچه‌ها به حساب سامورایی می‌رسن.

17:02.750 --> 17:05.166
‫بیا تا اون‌موقع یکم
‫ واسه خودمون عشق و حال کنیم.

17:27.333 --> 17:29.375
‫پسره‌ی حروم‌زاده!

17:39.791 --> 17:41.416
‫از این‌جا جم نخور.
‫حواست جمع باشه.

18:51.041 --> 18:52.750
‫هی!

18:52.833 --> 18:55.333
‫آروم باش. آروم باش.

18:55.416 --> 18:57.166
‫چیزی نیست،
‫چیزی نیست.

18:59.000 --> 19:00.000
‫من دوستتم.

19:04.833 --> 19:05.833
‫آروم.

19:11.458 --> 19:13.000
‫به اسب‌ها نزدیک نـشو!

19:57.041 --> 19:58.333
‫می‌رم سروقت بقیه کارها.

20:27.541 --> 20:28.541
‫این یکی اسمش چیه؟

20:30.250 --> 20:32.041
‫کای!

20:32.125 --> 20:34.333
‫خوشگله، اما خیلی شیطونه!

20:34.416 --> 20:37.291
‫ماه‌هاست دارم تلاش می‌کنم
‫رام‌ش کنم.

20:40.333 --> 20:42.125
‫نتیجه‌ش شده این...

20:44.458 --> 20:48.791
‫از وقتی که توسط لُردـم طرد شدم،
‫با خودم فکر می‌کنم...

20:48.875 --> 20:52.708
‫اگه یه اسبِ بی‌نظیر براش ببرم،
‫من رو می‌بخشه.

20:53.458 --> 20:54.958
‫مسخره‌ست.

20:58.833 --> 20:59.833
‫آره، همینطوره.

21:39.833 --> 21:40.916
‫می‌شه به کای غذا بدم؟

22:12.000 --> 22:13.000
‫بلدی اسب‌سواری کنی؟

22:29.750 --> 22:31.750
‫بیدار شو!
‫بیدار شو!

22:31.833 --> 22:33.833
‫زودباش!
‫یالا!

22:36.291 --> 22:38.333
‫برو! زودباش!

22:40.208 --> 22:43.458
‫سرعتت خیلی زیاده!
‫چقدر تند می‌ری!

22:44.583 --> 22:49.183
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

23:08.000 --> 23:09.416
‫الان یه‌دونه خوبش رو میارم خدمتت.

23:15.250 --> 23:16.375
‫ضربه خوبی بود.

23:17.666 --> 23:18.666
‫نوبت توئـه.

23:21.916 --> 23:24.625
‫بیا خودم بهت یاد می‌دم.
‫دستت رو می‌بری عقب.

23:25.875 --> 23:27.875
‫روی اون هدف‌گیری کن.

23:34.916 --> 23:36.333
‫واسه اولین بار بد نبود.

23:45.166 --> 23:47.833
‫زمان می‌گذشت و...

23:48.458 --> 23:51.541
‫رونین و همسرـش
‫از زندگی لذت می‌بردن.

23:51.625 --> 23:54.250
‫انگیزه انتقام درون رونین به‌کل
‫خاموش شده بود.

23:55.666 --> 23:59.375
‫البته گاهی اوقات که حواسش
‫پرت می‌شد،

24:00.000 --> 24:02.708
‫رونین آوای انتقام رو می‌شنید...

24:02.791 --> 24:05.708
‫که اون رو به سمت خودش فرا می‌خونه.

24:19.916 --> 24:22.708
‫مامان مطمئنی می‌تونی بری اون‌جا؟

24:22.791 --> 24:25.125
‫داروـم که به دستم برسه
‫حالم خوب می‌شه.

24:34.416 --> 24:37.166
‫ماه خال‌خالی هم بخر.
‫میزو دوست داره.

24:38.208 --> 24:40.666
‫این پول برای خرید داروهام کافی نیست.

24:40.750 --> 24:43.500
‫بهتره یه‌مدت بدون اون‌ها سَر کنی.

26:00.208 --> 26:01.208
‫آروم برو!

26:01.833 --> 26:02.833
‫بیا ببینم.

26:12.291 --> 26:15.208
‫لُرد عاشقِ این گروه دونفره‌مون می‌شه.

26:17.416 --> 26:19.833
‫مطمئم به‌کمک کای
‫به خواسته‌ات می‌رسی.

26:20.875 --> 26:22.625
‫کای نباید زیر دست لُردها باشه.

26:23.208 --> 26:25.791
‫کای...برای توئـه!

26:54.250 --> 26:58.125
‫بیدار شو! بیدار شو!
‫بیدار شو!

26:58.208 --> 26:59.208
‫یالا!

28:12.625 --> 28:16.041
‫آکمی، وقتی باهاشون درگیر شدم
‫فرار کن برو پیش بقیه!

28:16.125 --> 28:17.208
‫با کی‌ها؟

29:23.208 --> 29:25.208
‫یعنی می‌خواستی پسر باشی؟

29:25.291 --> 29:26.833
‫مجبور بودم.

29:27.333 --> 29:29.916
‫یعنی آدم‌هایی که دنبالت می‌گشتن
‫نفهمیدن دختری؟

29:30.416 --> 29:32.375
‫تا بتونم انتقامم رو از مردهایی که

29:33.041 --> 29:35.375
‫من رو به این سرنوشت
‫دچار کردن بگیرم.

29:36.041 --> 29:37.041
‫به این هیولا.

29:41.958 --> 29:43.458
‫می‌خوام خودِ واقعی‌ت باشی!

29:43.958 --> 29:46.458
‫نه اون کسی که مامانت می‌خواد.

29:47.083 --> 29:49.625
‫من تمام زندگی‌ام سرگرم تمرین با شمشیر بودم.

29:50.958 --> 29:51.958
‫نشونم بده.

29:56.000 --> 29:58.041
‫این اولین باریه که یه «ناگی‌ناتا» می‌بینم.

29:58.125 --> 29:59.416
‫یکم قدیمیه،

29:59.500 --> 30:02.175
‫اما وقتی تعداد دشمن‌ها ازت بیشتره،
‫از هر سلاحی بیشتر به‌کارـت میاد.

30:02.416 --> 30:04.750
‫نگران نباش، آروم آروم می‌ریم جلو.

30:10.916 --> 30:11.916
‫آماده‌ای؟

30:13.458 --> 30:14.833
‫نترسی‌ها!

30:26.916 --> 30:28.125
‫بد نبود.

30:36.875 --> 30:37.875
‫غلاف‌ش رو دربیار.

30:38.750 --> 30:39.958
‫بذار شمشیرت رو ببینم!

30:40.958 --> 30:42.458
‫نمی‌خوام بهت آسیب بزنم.

31:01.250 --> 31:02.291
‫اوه!

31:02.375 --> 31:04.208
‫خیلی‌خب،
‫کافیه دیگه.

31:04.291 --> 31:07.625
‫وقتی که عنوان‌ت رو ازت گرفتن
‫جرئت‌ـت رو هم از دست دادی؟

31:56.625 --> 31:58.375
‫تو یه هیولایی!

32:09.208 --> 32:12.291
‫بعد از مدت‌ها درخشش نور خوشبختی
‫که ابدی به‌نظر می‌رسید،

32:12.375 --> 32:16.458
‫یک‌روز آن آسمان، تاریک شد.

32:17.208 --> 32:20.541
‫باران سیل‌آسا، رنگ و رخسار
‫عروس رو شست و بُرد.

32:21.791 --> 32:27.000
‫و نشان ققنوس بر تن اون نمایان شد.

32:27.666 --> 32:30.166
‫در آن لحظه؛ رونین فهمید...

32:30.250 --> 32:33.500
‫همسرش از ایل و خون دشمن قسم‌خورده‌شه!

32:36.625 --> 32:40.708
‫عروس توضیح داد که هیچ ارتباطی با
‫قبیله پدرش نداره و ازشون فرار کرده.

32:40.791 --> 32:44.083
‫قسم خورد تنها به رونین وفاداره!

32:45.291 --> 32:47.916
‫اما پس از سال‌ها...

32:50.791 --> 32:56.958
‫رونین دوباره اون طوفان قدیمی
‫رو درون‌ش حس کرد!

33:08.333 --> 33:11.708
‫صبح زود رفت اسب‌ها رو
‫تحویل لُرد بده.

33:12.375 --> 33:13.666
‫همه‌ی اسب‌ها رو.

33:14.208 --> 33:15.291
‫همچنین اسب تو!

33:16.750 --> 33:19.000
‫بهترین زندگی رو برات رقم زدم،

33:19.750 --> 33:21.500
‫لگد زدی به بخت خودت!

33:27.375 --> 33:30.375
‫برای این‌که کینه‌ی به‌دل‌گرفته
‫ شوهرش رو از بین ببره،

33:37.041 --> 33:40.416
‫تصمیم گرفت برای اون برقصه!

35:24.208 --> 35:25.750
‫چشم‌هاش!
‫خودشه...

35:26.291 --> 35:28.500
‫واسه کدوم شیطان سفید کار می‌کنین؟

35:29.041 --> 35:31.916
‫جز تو شیطان سفیدی این‌جا نداریم.

35:32.708 --> 35:34.083
‫بیاین سریع کارش رو یه‌سره کنیم.

35:34.166 --> 35:37.125
‫کی به‌تون گفت من اینجام؟ مادرم؟

35:37.666 --> 35:39.791
‫جایزه‌ای که برات گذاشتن
‫هر آدمی رو وسوسه می‌کنه.

35:45.916 --> 35:46.916
‫میکیو!

36:09.625 --> 36:11.833
‫عروس با مرگ‌ش چشم در چشم شد،

36:12.750 --> 36:14.833
‫اما این پایان او نبود.

36:15.458 --> 36:20.333
‫ درون بدن بی‌جانش، طوفانی
‫از نفرت به‌راه انداخته شد.

36:20.416 --> 36:25.166
‫خیانت و بی‌عدالتی روح‌ش رو تسخیر کرد!

36:25.250 --> 36:28.416
‫و اون به یه کابوس تبدیل شد!

36:28.916 --> 36:31.208
‫تبدیل به «اونـــریو»
‫[ اونریو روحی است توانائی بازگشت به جهان فیزیکی
‫به منظور دنبال کردن اهداف انتقامجویانه را دارد ]

38:49.666 --> 38:51.333
‫نه، نه، نه، نه!

39:03.416 --> 39:04.625
‫به‌خاطر «کینویو»

39:07.875 --> 39:10.875
‫تو از هر مردی که تا به حال دیدم شجاع‌تری!

39:24.416 --> 39:26.041
‫نه، نه، نه!

39:38.208 --> 39:39.208
‫اومدم کمکت کنم!

39:41.333 --> 39:44.708
‫ترسیدم اما برگشتم.
‫من رو ببخش!

39:45.208 --> 39:46.833
‫تو من رو لو دادی!

39:47.750 --> 39:48.791
‫من عمراً همچین کاری بکنم!

39:49.458 --> 39:50.458
‫کار مادرت بود.

39:51.583 --> 39:53.375
‫داشتی تریاک می‌کشیدی!

39:53.458 --> 39:55.708
‫پولش رو از کجا آوردی؟
‫تو لـوش دادی!

39:55.791 --> 39:57.458
‫- اعتراف کن!
‫- میزو من لـوت ندادم!

39:57.541 --> 40:00.000
‫توی شهر تن‌فروشی کردم!

40:00.083 --> 40:01.791
‫به داروـم نیاز داشتم.

40:02.500 --> 40:05.583
‫حتماً واسه این‌که دوباره بتونه
‫سامورایی باشه تو رو لـو داده!

40:06.458 --> 40:09.625
‫ناسلامتی من مادرتم! مادرت!

40:09.708 --> 40:10.541
‫میـزو!

40:10.625 --> 40:13.000
‫اون ولت کرد تا بُکشنت!

40:13.083 --> 40:14.833
‫مرتیکه بی‌شرف!

40:14.916 --> 40:15.750
‫ضعیف!

40:15.833 --> 40:17.833
‫دهنت رو ببند زنیکه دروغ‌گـو!

40:19.416 --> 40:22.125
‫داره اذیتم می‌کنه.

40:22.208 --> 40:23.958
‫میزو؟ میزو؟

40:24.583 --> 40:26.041
‫بسه!

40:35.050 --> 40:42.550
‫تــرجمه از «آیــــدا»
‫:::. Ayda.NDR .:::

40:43.916 --> 40:47.666
‫میزو! من دوستت دارم!
‫میزو! میزو!

40:57.000 --> 40:58.541
‫استاد؟ استاد؟

40:59.125 --> 41:02.125
‫تو شکست‌شون دادی! همه‌شون رو!
‫یه سـپاه کامل رو!

41:02.208 --> 41:06.500
‫من و آکمی هم کمک‌ت کردیم.
‫اون دو نفر رو کُشت، من یدونه.

41:07.083 --> 41:09.333
‫که بعدش یه‌حس خیلی بدی گرفتم.

41:10.208 --> 41:12.208
‫یه حس...تیره!

41:14.125 --> 41:17.666
‫می‌خوای مثل من باشی؟
‫از تیرگی فرار نکن.

41:21.000 --> 41:22.291
‫بازم آدم‌های هاماتا؟

41:30.083 --> 41:33.208
‫خودشه! شاهدخت «آکمی»
‫پیداش کردیم!

41:34.166 --> 41:36.333
‫به دستور لُرد «دایچی توکنوب»

41:36.833 --> 41:38.833
‫دخترشون باید با ما بیان.

41:43.416 --> 41:45.000
‫من هیچ‌جا نمیام!

41:45.916 --> 41:46.958
‫مگه نه میزو؟

41:47.041 --> 41:48.625
‫مشکلی هست؟

41:50.458 --> 41:51.458
‫جلوش رو بگیرین!

41:55.166 --> 41:56.166
‫ببریدش!

41:57.583 --> 42:02.250
‫ولم کنید! میـزو؟
‫ولم کنید!

42:02.333 --> 42:05.375
‫ولم کنید!
‫ولم کنید!

42:05.458 --> 42:07.291
‫میزو!

42:08.291 --> 42:10.208
‫میزو!

42:11.583 --> 42:13.916
‫استاد؟ چرا هیچ‌کاری نکردین؟

42:14.708 --> 42:15.916
‫این‌طوری به‌نفع‌شه.

42:21.750 --> 42:25.916
‫تو سامورایی نیستی!
‫یه‌ سامورایی هرگز شرف‌ش رو زیر پا نمی‌ذاره.

42:26.541 --> 42:28.375
‫من کِی گفتم سامورایی‌ام؟

42:28.458 --> 42:31.166
‫خودت سامورایی خطابم کردی.
‫من دنبال انتقامم هستم!

42:31.250 --> 42:35.375
‫توی راهم هم دوستی و عشق
‫ضعیف بودن هیچ جایی نداره.

42:37.333 --> 42:38.958
‫حالا هم باید برم یکی رو بکشم.

42:53.541 --> 42:56.166
‫چنین موجود وحشتناکی چطور به‌وجود آمد؟

42:56.666 --> 42:58.583
‫نفرت به‌تنهایی کافی نیست.

42:59.375 --> 43:01.208
‫چیزی پیچیده‌تر در کار بوده.

43:01.958 --> 43:05.500
‫برای تبدیل شدن به «اونریو»

43:07.041 --> 43:15.600
‫عشقِ خیانت‌چِشیده، خون‌ریزی بسیار
‫و غصه‌ی بی‌نهایت لازمه!

43:28.333 --> 43:30.208
‫از خیرخواه‌ترین وجودِ عالم...

43:30.750 --> 43:34.041
‫شوگان، تشکر می‌کنیم.

43:37.333 --> 43:39.125
‫داستان وحشتناکی بود.

43:40.375 --> 43:43.541
‫همون‌طور که قول داده بودیم در «ادو»
‫سرگرمی‌های زیادی براتون فراهم می‌کنیم.

43:44.041 --> 43:45.291
‫درسته آکمی؟

43:47.583 --> 43:48.583
‫بله سرورم.

43:51.125 --> 43:52.916
‫فقط یه‌چیزی توی داستان اشتباه بود.

43:53.666 --> 43:55.833
‫اوه. واقعاً؟

43:56.875 --> 43:58.041
‫بله.

43:58.125 --> 44:01.083
‫من یه‌بار با یه «اونریو» ملاقات کردم.

44:01.791 --> 44:02.791
‫اونریو واقعی!

44:03.833 --> 44:05.541
‫هیچ عشقی درونش نبود!

44:06.125 --> 44:08.416
‫توی چشمانش دنبال کوچیک‌ترین
‫اثری از عشق،

44:08.958 --> 44:10.750
‫رحمت، یا خوشی گشتم.

44:12.583 --> 44:14.333
‫چیزی جز «تیرگی» ندیدم!

44:15.792 --> 44:22.296
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
