WEBVTT

00:17.815 --> 00:20.581
‫[سال 2014]

01:03.583 --> 01:06.583
‫خب دیزی، چرا می‌خوای تو
‫شرکتی مثل شرکت ما کار کنی؟

01:06.666 --> 01:10.166
‫اوم، خب، من آگهی‌تون
‫رو تو روزنامه دیدم،

01:10.250 --> 01:13.583
‫و دیدم که دنبال یه
‫مترجم می‌گردید، و، اوم،

01:14.625 --> 01:17.958
‫من می‌تونم ترجمه کنم، پس...

01:18.541 --> 01:21.000
‫رزومه‌ت یه کم ناقصه. چند تا
‫فاصله زمانی بزرگ توش هست

01:21.083 --> 01:24.416
‫آره، اوم، من بیشتر ده سال
‫گذشته رو خارج از کشور بودم

01:24.500 --> 01:26.291
‫از وقتی 18 سالت بود. پس
‫واسه همینه که زبان بلدی

01:26.375 --> 01:28.500
‫فرانسوی، آلمانی و
‫روسی. خیلی تأثیرگذاره

01:29.000 --> 01:32.625
‫البته ما معمولاً از متقاضی‌ها می‌خوایم
‫تا سطح دانشگاه تحصیل کرده باشن

01:32.708 --> 01:35.375
‫هرچند، می‌بینم که از
‫کمبریج پذیرش داشتی

01:37.125 --> 01:38.541
‫اوه، اون... چطور می‌دونید...؟

01:38.625 --> 01:40.750
‫اوه، همیشه سوابق این چیزا هست،

01:40.833 --> 01:42.750
‫هر چقدر هم که آدم سعی کنه قایمشون کنه

01:42.833 --> 01:44.916
‫تو دانشجو خیلی استثنایی بودی

01:45.000 --> 01:47.708
‫فکر کنم واسه همین
‫بهت بورسیه پیشنهاد دادن

01:47.791 --> 01:50.208
‫جز اینکه... ردش کردی

01:50.708 --> 01:53.458
‫تا ده سال از کشور بری بیرون

01:55.250 --> 01:56.666
‫ولی من این رو دوست دارم

01:57.458 --> 01:58.666
‫نشون میده شجاعی

01:59.708 --> 02:02.291
‫مادر فوت شده. محل اقامت پدر نامعلوم

02:02.375 --> 02:04.095
‫وقتی ازت پرسیدن
‫خواهر و برادر داری یا نه،

02:04.166 --> 02:05.750
‫نوشتی که نداری

02:05.833 --> 02:08.250
‫درباره زنی به اسم بانی
‫ویر چی می‌تونی بهمون بگی؟

02:11.083 --> 02:12.083
‫اوم...

02:12.916 --> 02:15.458
‫اون، اوم، خواهر ناتنی من بود

02:15.541 --> 02:18.583
‫برای، اوم... سه سال وقتی نوجوون بودیم

02:19.166 --> 02:21.708
‫مادرم با پدرش ازدواج کرد، ولی، یعنی...

02:21.791 --> 02:24.125
‫- ...زیاد دووم نیاورد. مامانم، اون، اوم...
‫- فوت کرد

02:26.750 --> 02:29.500
‫و برای همین... بان...

02:32.166 --> 02:35.583
‫خب، بانی دیگه خواهر
‫ناتنی من نبود. اون فقط، اوم...

02:36.625 --> 02:38.416
‫من... یعنی، نمی‌دونم اسمش چیه،

02:38.500 --> 02:40.000
‫اصلاً اگه اسمی براش وجود داشته باشه

02:40.083 --> 02:43.375
‫اگه یه خواهر ناتنی داشته
‫باشی، و بعد مادرت فوت کنه،

02:43.458 --> 02:45.875
‫و دیگه با پدر خواهر
‫ناتنیت ازدواج نکرده باشه؟

02:45.958 --> 02:47.125
‫آره

02:47.208 --> 02:49.125
‫بهش میگن هنوز خواهر ناتنی داشتن

02:51.916 --> 02:52.916
‫درسته

02:53.541 --> 02:55.916
‫باشه، خب، من... من
‫نمی‌دونستم وقتی که...

02:56.000 --> 02:57.458
‫می‌دونی بانی الان کجاست؟

03:00.083 --> 03:01.458
‫زندان اچ‌ام‌پی برانزفیلد

03:01.541 --> 03:06.500
‫داره حبس ابد می‌کشه به خاطر
‫قتل پدر بیولوژیکیش، یعنی ناپدری تو

03:07.791 --> 03:09.875
‫شاید در واقع دیگه
‫خواهر ناتنی هم نباشید

03:10.458 --> 03:13.541
‫الان حدود نه سال و نیمه که
‫داره حکمش رو می‌گذرونه، درسته؟

03:13.625 --> 03:17.333
‫درست قبل از اینکه تو با این عجله
‫از کشور بری، فرستادنش زندان

03:22.541 --> 03:24.583
‫دیزی، ما یه سیاست شرکتی داریم

03:25.083 --> 03:28.666
‫ما کسی رو با این جور مشکلات
‫خانوادگی استخدام نمی‌کنیم

03:31.000 --> 03:32.000
‫باشه

03:32.375 --> 03:36.041
‫اوم... ممنون از فرصتی که بهم
‫دادید، و ببخشید که وقتتون رو گرفتم

03:36.125 --> 03:36.958
‫نگرفتی

03:48.083 --> 03:50.375
‫وقتی رسیدی خونه، با
‫این شماره تماس بگیر

03:51.333 --> 03:53.833
‫وصلت می‌کنن به یه خانمی به اسم رید

03:53.916 --> 03:55.541
‫بهش بگو که من گفتم باهاش تماس بگیری

03:56.500 --> 03:58.833
‫بهش بگو که من گفتم فکر
‫می‌کنم یکی رو پیدا کردم

03:59.750 --> 04:00.750
‫یکی چی رو پیدا کردی؟

04:01.791 --> 04:03.125
‫یه کبوتر سیاه کوچولو

04:29.375 --> 04:31.500
‫یه کبوتر سیاه کوچولو

04:50.666 --> 04:52.500
‫- عصر بخیر
‫- سلام

04:54.875 --> 04:56.291
‫دیزی، درسته؟

04:57.333 --> 04:58.333
‫بله

04:58.708 --> 05:02.083
‫تو برای کار پادویی تو یه شرکت
‫راه‌حل‌های بین‌المللی درخواست دادی

05:02.166 --> 05:03.646
‫من برای مترجمی درخواست دادم

05:03.708 --> 05:05.125
‫و اونا قبولت نکردن

05:05.208 --> 05:07.083
‫به خاطر ارتباطات نزدیک خانواده‌ت

05:07.166 --> 05:08.958
‫با خدمات زندان علیاحضرت

05:09.041 --> 05:10.750
‫- بله.
‫- خب، خوش به حالت

05:10.833 --> 05:13.666
‫یه در بسته میشه، یه پنجره
‫باز میشه، همیشه همین رو میگم

05:13.750 --> 05:16.416
‫- پس فرانسوی، آلمانی و روسی بلدی؟
‫- بله

05:16.500 --> 05:19.333
‫- تو همه‌شون روونی؟
‫- آلمانیم یه کم بیشتر در حد مکالمه‌ست

05:19.416 --> 05:22.458
‫اوه، بله، آلمانی‌های
‫معروف به خوش‌صحبتی

05:22.541 --> 05:24.916
‫تا حالا سعی کردی
‫زبون‌های دیگه‌ای یاد بگیری؟

05:25.000 --> 05:27.500
‫- مثلاً چی؟
‫- ماندارین، کره‌ای، فارسی؟

05:27.583 --> 05:28.750
‫- نه.
‫- چرا نه؟

05:29.583 --> 05:30.783
‫کار میخونه‌ای تو ایران زیاد نیست

05:30.833 --> 05:33.166
‫اوه، من بعضی از بهترین
‫شب‌های عمرم رو اونجا داشتم

05:33.250 --> 05:34.958
‫دوباره جوون بودن تو تهران...

05:35.041 --> 05:37.166
‫شما... شما دنبال یه مترجم می‌گردید؟

05:37.250 --> 05:38.250
‫نه

05:39.916 --> 05:40.750
‫خانم (دوشیزه) رید

05:40.833 --> 05:42.099
‫خانم رید

05:43.916 --> 05:44.916
‫خانم رید

05:46.750 --> 05:49.916
‫من نمی‌دونم شما کی هستید یا چیکار
‫می‌کنید یا حتی کجا انجامش میدید،

05:50.416 --> 05:53.208
‫ولی اگه دنبال استخدام کسی نیستید...

05:53.291 --> 05:54.916
‫اوه، من دنبال استخدام یه نفرم

05:56.083 --> 05:58.625
‫فقط نه برای کاری که تو
‫براش درخواست داده بودی

06:00.041 --> 06:02.375
‫باشه، پس کار چیه؟ کبوترهای سیاه کی‌ان؟

06:03.875 --> 06:06.000
‫ما تهیه‌کننده‌ایم. برداشت‌کننده

06:06.083 --> 06:09.583
‫ما با ارز اطلاعات معامله می‌کنیم
‫جمع‌آوریش می‌کنیم و می‌فروشیمش

06:09.666 --> 06:10.500
‫شما جاسوسید؟

06:10.583 --> 06:11.791
‫آره

06:13.708 --> 06:14.833
‫برای ما؟ برای بریتانیا؟

06:14.916 --> 06:17.958
‫ما یه سازمان سرمایه‌داری
‫هستیم، نه ایدئولوژیک

06:18.041 --> 06:20.125
‫خب، سرمایه‌داری هم یه ایدئولوژیه

06:20.208 --> 06:23.875
‫اوه، خب، اون مدرک آکسبریجی
‫که نگرفتی داره به کارت میاد

06:26.375 --> 06:30.791
‫پس شما... شما اطلاعات جمع
‫می‌کنید و می‌فروشیدش به...؟

06:30.875 --> 06:32.041
‫بالاترین پیشنهاددهنده

06:32.125 --> 06:33.958
‫چین؟ روسیه؟ ایران؟

06:34.041 --> 06:35.208
‫بالاترین پیشنهاددهنده

06:38.625 --> 06:40.708
‫- من قانون رو زیر پا می‌ذارم؟
‫- آره

06:40.791 --> 06:42.541
‫- تو خطر می‌افتم؟
‫- آره

06:44.541 --> 06:46.250
‫به کشورم خیانت می‌کنم؟

06:46.333 --> 06:47.893
‫بعضی وقت‌ها، داری کمکش می‌کنی

06:47.958 --> 06:48.958
‫و بقیه وقت‌ها؟

06:49.000 --> 06:52.875
‫اوه، تو فقط یه دست کوچیک دیگه روی
‫چرخ و فلکی، که داره می‌چرخونتش

07:01.458 --> 07:03.916
‫چی باعث شده فکر کنید من
‫می‌خوام همچین کاری بکنم؟

07:04.000 --> 07:06.750
‫چون تو یه ریسک‌کننده خیلی باهوشی

07:06.833 --> 07:08.208
‫چون تو یه بقاپذیری

07:08.291 --> 07:10.131
‫چون یه اتفاقی با ناپدریت اُفتاده

07:10.166 --> 07:11.875
‫و تو تونستی ده سال غیب بشی

07:11.958 --> 07:14.708
‫و چون وقتی اکثر مردم بهت
‫نگاه می‌کنن، یه زن زیبا می‌بینن

07:14.791 --> 07:15.791
‫ولی من،

07:16.250 --> 07:17.625
‫یه فنر جمع شده می‌بینم

07:17.708 --> 07:18.750
‫یه سلاح می‌بینم

07:20.875 --> 07:22.958
‫همون لحظه که اومدی
‫پیشم، برانداز کردی منو

07:23.041 --> 07:24.791
‫یه نقشه فرار تو ذهنت داری

07:24.875 --> 07:26.041
‫می‌دونی راه‌های خروج کجان

07:26.125 --> 07:28.208
‫می‌دونی که من کفش‌های دویدن پام نیست

07:28.291 --> 07:30.541
‫شرط می‌بندم پلاک ماشینم یادت مونده

07:30.625 --> 07:33.333
‫جی 174 اس‌ای‌پی

07:35.833 --> 07:38.473
‫فکر نکن نمی‌دونم دستت
‫رو تو جیبت مشت کردی

07:38.541 --> 07:40.583
‫و آماده‌ای بزنی، دختر جون

07:41.083 --> 07:42.791
‫دیزی اسم واقعیت نیست، درسته؟

07:44.291 --> 07:46.340
‫دوست داری یه اسم جدید داشته باشی؟

08:03.375 --> 08:05.250
‫پتانسیل کشور ما عظیمه

08:05.750 --> 08:09.708
‫و وظیفه ماست که با عقل ازش استفاده کنیم

08:10.458 --> 08:14.250
‫پس بذارید به عمل‌گرایی‌مون معروف
‫بشیم، توانایی‌مون در پیدا کردن نقطه مشترک،

08:14.333 --> 08:20.041
‫و تعهدمون به ساختن یه،
‫اوم، جامعه قوی‌تر و منسجم‌تر

08:22.750 --> 08:23.750
‫اوم...

08:25.583 --> 08:26.875
‫ببخشید، فقط، اوم...

08:27.416 --> 08:31.208
‫آه بله. وقتشه که نیرویی
‫برای تغییر مثبت باشیم

08:31.291 --> 08:34.708
‫که عزم راسخ داشته باشیم تا
‫به جاهای بالاتر و دورتر برسیم

08:34.791 --> 08:38.708
‫و این چیزیه که من برای موکلینم
‫فراهم می‌کنم، خانم‌ها و آقایون

08:38.791 --> 08:42.875
‫و این چیزیه که می‌دونم مردم
‫خونه، مردم عادی، رأی‌دهنده‌های ما،

08:43.541 --> 08:45.250
‫بیشتر از همه براشون مهمه

08:58.250 --> 09:00.333
‫سلام. یه تکیلا با یخ لطفاً

09:01.375 --> 09:02.625
‫روز طولانی‌ای بوده

09:02.708 --> 09:04.083
‫آره. همین‌طوره، نه؟

09:06.458 --> 09:07.708
‫دیدم یه‌کم پیش سخنرانی می‌کردی

09:08.583 --> 09:09.833
‫عه آره؟ نظرت چی بود؟

09:11.583 --> 09:13.166
‫فکر می‌کنم باید بهترش کنی

09:14.625 --> 09:15.625
‫آخ

09:15.958 --> 09:16.875
‫خب، من فقط...

09:16.958 --> 09:18.684
‫ببخشید. منظورم ارائه‌ش بود

09:18.708 --> 09:21.333
‫فقط در مورد ارتباط چشمی
‫می‌دونی، درگیر کردن مخاطب

09:21.416 --> 09:22.708
‫یه کت و شلوار درست و حسابی بپوش

09:23.958 --> 09:25.666
‫چه... کت و شلوارم مگه چشه؟

09:25.750 --> 09:28.500
‫به جز اندازه، رنگ و جنسش؟ نه، هیچی

09:28.583 --> 09:30.000
‫- باشه
‫- تکیلا

09:30.083 --> 09:31.125
‫- ممنون
‫- اوکی

09:31.208 --> 09:34.583
‫نظری درباره، اوم...
‫محتوای سخنرانی داری؟

09:34.666 --> 09:36.708
‫می‌دونی، کلمات واقعی که گفتم؟

09:36.791 --> 09:40.333
‫خب، من... فکر می‌کنم هیچ‌کس به
‫چیزهای قشنگی که می‌خوای بگی گوش نمیده

09:40.416 --> 09:42.333
‫اگه روی نحوه ارائه‌ت کار نکنی

09:42.416 --> 09:44.375
‫- آه، تو شکاکی. باشه
‫- زدی تو خال

09:44.458 --> 09:45.875
‫- منصفانه‌ست
‫- اوهوم

09:45.958 --> 09:47.625
‫ولی ببین. رازش اینه

09:47.708 --> 09:50.125
‫من واقعاً منظورم چیزی
‫بود که گفتم. جدی میگم

09:50.208 --> 09:51.541
‫- واقعاً؟
‫- آره، جدی میگم

09:52.333 --> 09:53.166
‫تو یه آرمان‌گرایی

09:53.250 --> 09:56.750
‫خب، اگه رویا نداشته باشی، چطوری
‫می‌خوای رویات به حقیقت بپیونده؟

09:57.416 --> 09:59.000
‫و یه طرفدار راجرز و همرشتاین

10:00.291 --> 10:01.500
‫متأسفانه زدی تو خال

10:03.875 --> 10:05.106
‫اسمت چیه؟

10:08.208 --> 10:10.791
‫هلن داوسون. از آشناییت
‫خوشبختم، هلن داوسون

10:11.291 --> 10:12.708
‫منم از آشناییت خوشبختم، والاس وب

10:47.719 --> 10:49.652
‫[در حال کپی کردن فایل‌ها]

10:55.435 --> 10:56.135
‫[کپی کردن فایل‌ها به اتمام رسید]

11:09.875 --> 11:10.750
‫بیا

11:10.833 --> 11:11.833
‫عصر بخیر

11:12.291 --> 11:13.791
‫- چی؟
‫- عصر بخیر

11:15.541 --> 11:18.375
‫«حالت چطوره؟ اسمت چیه؟
‫خیلی ممنون که منتظر موندی»

11:18.458 --> 11:20.750
‫فقط چندتا جمله معمولی برای شروع مکالمه

11:20.833 --> 11:23.500
‫که وقتی... می‌دونی، وقتی برای اولین
‫بار با کسی آشنا میشی امتحان کنی

11:23.583 --> 11:25.083
‫الان جدی داری اینا رو میگی؟

11:25.166 --> 11:26.500
‫الان دارم مؤدب رفتار می‌کنم

11:27.625 --> 11:28.708
‫اسم من سَم‌ـه

11:28.791 --> 11:30.125
‫دیز... هلن

11:30.208 --> 11:34.500
‫آره، سعی کن قبل از معرفی
‫خودت نصف اسم قبلیت رو نگی

11:34.583 --> 11:36.541
‫احتمالاً این اصول اولیه جاسوسی‌ـه، نه؟

11:36.625 --> 11:38.958
‫تو کی هستی؟ یه کبوتر سیاهی؟

11:39.041 --> 11:40.041
‫نه

11:40.750 --> 11:41.750
‫نه، من جاسوس نیستم

11:41.833 --> 11:44.083
‫گاهی یه سری کارای
‫غیررسمی برای رید انجام میدم

11:44.166 --> 11:46.416
‫عالیه. پس تو آچار فرانسه‌ای، آره؟

11:47.750 --> 11:49.875
‫این جوری که من توصیفش نمی‌کنم

11:49.958 --> 11:53.000
‫خب، نه، تو... تو احتمالاً سعی
‫می‌کنی مهم‌ترش جلوه بدی، نه؟

11:59.833 --> 12:01.406
‫خب کارت امشب چطور بود؟

12:03.416 --> 12:05.958
‫- ببخشید، به من ربطی نداره
‫- نه، نداره

12:07.375 --> 12:09.056
‫خیلی چندش بود؟

12:09.708 --> 12:10.708
‫نه، اون...

12:12.208 --> 12:13.541
‫اون یه جنتلمن بود

12:13.625 --> 12:15.166
‫- یه جنتلمن؟
‫- اوهوم

12:15.708 --> 12:17.375
‫باشه

12:17.458 --> 12:20.416
‫- خب کجا برسونمت؟
‫- اوه، فقط منو دم ایستگاه پیاده کن

12:21.166 --> 12:22.416
‫تف‌توش

12:22.500 --> 12:24.500
‫- چی شده؟
‫- اوم، یه چیزی اون بالا جا گذاشتم

12:24.583 --> 12:25.958
‫- چی؟
‫- یه فندک

12:26.041 --> 12:28.291
‫-  یه دونه دیگه بخر
‫- نه، نمی‌تونم. اون مال مادرم بود

12:28.833 --> 12:32.166
‫می‌تونم یه نصیحت کوچولو
‫بهت بکنم، دیز... هلن؟

12:32.750 --> 12:34.958
‫اوم... احساساتی نشو

12:35.666 --> 12:37.466
‫آره، خب، خیلی عمیق بود. ممنون

12:37.500 --> 12:40.666
‫اوم، یه ضرب‌المثل هست
‫درباره برگشتن به صحنه جرم

12:40.750 --> 12:43.375
‫سعی دارم یادم بیاد، کار خوبیه یا نه؟

12:43.458 --> 12:45.666
‫می‌دونی، برای ساعت 3 صبح
‫خیلی داری بامزه بازی درمیاری

12:45.750 --> 12:47.875
‫دارم سعی می‌کنم جلوت رو
‫بگیرم که یه کار احمقانه نکنی

12:47.958 --> 12:50.142
‫- یکم دیر شده واسه این حرفا، نه؟
‫- باشه، گوش کن

12:50.166 --> 12:53.166
‫این کاریه که می‌کنیم
‫من اینجا منتظر می‌مونم

12:53.250 --> 12:54.750
‫می‌تونم اتاقت رو ببینم

12:54.833 --> 12:56.833
‫اگه بهم نیاز نداری، پرده‌ها رو بکش

12:56.916 --> 13:00.000
‫اگه پرده‌ها بسته نشد، تا
‫15 دقیقه دیگه میام بالا

13:00.083 --> 13:02.250
‫و با آمادگی کامل میام، و
‫از اونجا میارمت بیرون

13:03.500 --> 13:04.500
‫اولین کارته؟

13:05.416 --> 13:06.416
‫آره

13:08.208 --> 13:09.208
‫خوب بودی

13:11.791 --> 13:12.791
‫ممنون

13:15.191 --> 13:16.899
‫من همین‌جا منتظر می‌مونم

13:17.208 --> 13:18.208
‫باشه؟

13:29.833 --> 13:30.833
‫تو رفتی

13:32.083 --> 13:34.083
‫- بله.
‫- باشه

13:35.833 --> 13:37.250
‫ولی الان برگشتی؟

13:40.541 --> 13:41.541
‫بله

13:53.500 --> 13:55.500
‫داری چیکار می‌کنی؟

13:56.583 --> 13:57.583
‫کار می‌کنم

13:58.583 --> 14:00.541
‫- ساعت 3 صبح؟
‫- اوهوم

14:00.625 --> 14:02.708
‫خب، کار‌های زیادی هست که باید انجام بشه

14:04.791 --> 14:06.000
‫روی چی داری کار می‌کنی؟

14:08.166 --> 14:09.381
‫آینده

14:11.250 --> 14:13.333
‫چرا برگشتی؟

14:54.507 --> 15:03.515
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

15:03.540 --> 15:13.449
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali_Master

15:13.657 --> 15:17.340
‫«کبوترهای سیاه»

15:17.458 --> 15:18.583
‫این همونه

15:20.000 --> 15:22.583
‫«المور فیچ» به نظر
‫نمیاد اسم واقعی باشه

15:23.291 --> 15:24.791
‫تک‌تیرانداز سابق اس‌ای‌اس

15:24.875 --> 15:27.125
‫چهل و پنج کشته تأیید شده تو افغانستان

15:27.208 --> 15:30.250
‫سال 2015 برگشت به
‫زندگی غیرنظامی و مستقل شد

15:31.375 --> 15:34.875
‫- تا حالا باهاش روبرو شدی؟
‫- نه، ولی چیزایی شنیدم

15:34.958 --> 15:35.833
‫مثلاً چی؟

15:35.916 --> 15:39.166
‫مثلاً اینکه یه تک‌تیرانداز سابق اس‌ای‌اسه
‫با 45 کشته تأیید شده تو افغانستان

15:39.250 --> 15:40.125
‫از این جور چیزا

15:40.208 --> 15:43.625
‫چرا جیسون داشته با دختر
‫سفیر چین تماس می‌گرفته؟

15:44.125 --> 15:45.125
‫نمی‌دونم

15:45.666 --> 15:47.666
‫ولی اون دو تا زن قاتل تو آپارتمانش،

15:47.750 --> 15:50.166
‫گفتن دنبال یه زن جوون می‌گشتن

15:51.125 --> 15:54.041
‫و هنوز گمه؟ یعنی هیچ
‫جا نمی‌تونن پیداش کنن؟

15:54.125 --> 15:55.125
‫درسته

15:55.166 --> 15:57.750
‫و باباش از اوردوز مواد مرد؟

15:57.833 --> 16:00.708
‫خب، در واقع، چینی‌ها فکر
‫می‌کنن که از اوردوز مواد نمرده

16:00.791 --> 16:02.208
‫فکر می‌کنن که به قتل رسیده

16:02.708 --> 16:06.500
‫یه سفیر چینی احتمالاً به
‫قتل رسیده با یه دختر گمشده

16:06.583 --> 16:08.916
‫که داشته از یه کارمند
‫دولت تماس دریافت می‌کرده

16:09.000 --> 16:11.583
‫روزی که اون همراه دو نفر دیگه کشته شد

16:16.416 --> 16:19.250
‫این تارهایی که می‌تنیم،
‫خیلی پیچیده‌ن، نه؟

16:19.333 --> 16:21.125
‫- مشروب خوردی؟
‫- چی؟

16:21.875 --> 16:23.583
‫نفست بوی شراب میده

16:23.666 --> 16:25.083
‫اوم، سر شام بودم

16:26.000 --> 16:27.166
‫مستی؟

16:27.250 --> 16:31.041
‫فکر می‌کنم می‌تونم سه تا
‫گیلاس سوویون بلان بخورم

16:32.166 --> 16:33.458
‫و هنوز کارم رو درست انجام بدم

16:33.541 --> 16:35.833
‫- ممنون
‫- واقعاً سه تا گیلاس بود؟

16:36.875 --> 16:37.875
‫چهارتا

16:39.791 --> 16:41.291
‫پنج‌تا

16:41.375 --> 16:43.375
‫و یه خط از چیزی که فکر می‌کردم کوکائینه،

16:43.458 --> 16:46.916
‫ولی کم کم دارم شک
‫می‌کنم که... کتامین بوده

16:47.000 --> 16:50.625
‫اوه عالیه. خیلی خوب. پس، اوم، یه
‫بطری شراب و یه کم آرامبخش اسب

16:50.708 --> 16:53.833
‫چیز دیگه‌ای نبود؟ تو راه
‫اینجا زیر پل هروئین نزدی؟

16:53.916 --> 16:55.416
‫ببین، من الان از یه

16:55.500 --> 16:57.625
‫شب خیلی خوش با چند تا
‫دوست قدیمی اومدم بیرون

16:57.708 --> 16:59.916
‫تا بیام و یه قاتل اجاره‌ای رو برات بکشم

17:00.791 --> 17:03.406
‫پس بیا یکم از این قضاوت
‫کردنت کم کنیم، باشه؟

17:12.750 --> 17:13.750
‫باشه

17:14.833 --> 17:16.875
‫مردمک چشمات گشاد شده

17:16.958 --> 17:18.666
‫- من خوبم
‫- تو بگایی!

17:19.541 --> 17:21.041
‫همه‌مون بگاییم، عزیزم

18:11.333 --> 18:12.333
‫کیرتوش

18:13.500 --> 18:14.416
‫خب، اینجا نیست

18:14.500 --> 18:15.500
‫نه

18:15.833 --> 18:17.708
‫ای بابا

18:25.625 --> 18:27.125
‫خب اصلاً چطوری پیداش کردی؟

18:28.000 --> 18:30.291
‫اثر انگشتش رو از
‫روی پوکه گلوله برداشتم

18:30.375 --> 18:32.458
‫- هوم
‫- دقیقاً روبروی جایی که جیسون تیر خورد

18:35.625 --> 18:36.625
‫صحیح

18:40.583 --> 18:41.583
‫چیه؟

18:41.625 --> 18:43.791
‫نه، هیچی. فقط...

18:45.625 --> 18:47.500
‫خب، یه کم بی‌دقتی به نظر نمیاد؟

18:48.125 --> 18:50.458
‫برای یه آدمکش حرفه‌ای
‫که تو اس‌ای‌اس بوده

18:51.916 --> 18:56.000
‫که یه پوکه گلوله با
‫اثر انگشتش رو جا بذاره

18:56.083 --> 18:58.833
‫که مستقیم به آدرس خونه‌ش می‌رسه؟

19:07.041 --> 19:08.500
‫تف‌توش. بدو! بدو!

19:31.166 --> 19:32.958
‫وای خدای من!

19:33.791 --> 19:34.791
‫کیرتوش

19:35.375 --> 19:36.708
‫یالا. بریم

19:43.946 --> 19:44.958
‫تقصیر من بود

19:45.041 --> 19:45.958
‫نه، نبود

19:46.041 --> 19:49.625
‫چرا، بود. معلوم بود که تله‌ست
‫چه فکری پیش خودم کردم؟

19:49.708 --> 19:51.583
‫- اشکالی نداره
‫- اشکال داره!

19:51.666 --> 19:53.166
‫لعنتی. احمق لعنتی

19:53.250 --> 19:54.851
‫- میشه یه دقیقه وایسیم؟
‫- چرا؟

19:54.875 --> 19:58.041
‫چون وقتی از اون بالکن
‫کشیدیم پایین شونه‌م در رفت

19:59.208 --> 20:00.125
‫کیرم توش

20:00.358 --> 20:02.150
‫اینکارت تأثیربرانگیز بود

20:02.916 --> 20:05.684
‫باید می‌دیدی وقتی تو یه بعدازظهر
‫دو تا آدم رو از واژنم بیرون دادم

20:05.708 --> 20:06.708
‫چه حالی داشتم

20:06.750 --> 20:09.750
‫- فقط یه چهارشنبه معمولی برات بود، نه؟
‫- برو در کونتو بذار

20:17.666 --> 20:19.333
‫همه اتاق‌ها رو چک کن

20:19.416 --> 20:20.625
‫و وقتی خیالت راحت شد بهم پیام بده

20:22.041 --> 20:23.041
‫باشه

20:27.416 --> 20:29.356
‫خوب بخوابی، عزیزم

22:37.166 --> 22:39.541
‫نچ نچ نچ نچ نچ. هیس، هیس، هیس، هیس

22:40.125 --> 22:41.791
‫خانواده‌ت طبقه بالا خوابن

22:44.250 --> 22:45.250
‫زنده‌ن

22:46.125 --> 22:48.333
‫می‌تونن همین‌طور بمونن
‫فکر کنم همین رو می‌خوای

22:49.708 --> 22:52.000
‫باشه، پس بیا هدفمون این باشه، موافقی؟

22:52.083 --> 22:54.583
‫من اینجام چون کسایی
‫که براشون کار می‌کنم

22:54.666 --> 22:57.750
‫فکر می‌کنن ممکنه تو چیزی
‫رو داشته باشی که اونا می‌خوان

22:58.583 --> 23:01.041
‫اونا همچنین فکر می‌کنن ممکنه تو بدونی

23:01.125 --> 23:03.083
‫یه نفری که دنبالشن کجاست

23:03.166 --> 23:04.375
‫متوجه شدی؟

23:09.291 --> 23:12.833
‫چیزی که دنبالشن یه
‫دستگاه ضبط دیجیتاله

23:12.916 --> 23:15.750
‫یه دوربین مخفی کوچیک و سیاهه

23:16.333 --> 23:17.833
‫این دستگاه رو داری؟

23:19.916 --> 23:21.166
‫می‌دونی کجاست؟

23:24.291 --> 23:26.051
‫ممکنه اخیراً دست

23:26.125 --> 23:28.291
‫یه زن جوون به اسم کای‌مینگ چن بوده باشه

23:29.000 --> 23:30.125
‫این زن رو می‌شناسی؟

23:34.500 --> 23:36.666
‫می‌فهمی که دادن چیزی که دنبالشم

23:36.750 --> 23:39.666
‫فرق بین مرگ سریع و طولانی برای توئه،

23:40.291 --> 23:41.851
‫بین زندگی و مرگ برای خانواده‌ت؟

23:42.750 --> 23:46.833
‫الان دو بار از تهدید خشونت
‫علیه خانواده‌م استفاده کردی

23:48.125 --> 23:50.333
‫به خاطر سلامتی خودت،

23:50.416 --> 23:52.040
‫واقعاً دیگه این کار رو نکن

23:55.166 --> 23:56.666
‫تو المور فیچی، مگه نه؟

23:59.666 --> 24:00.708
‫آره

24:02.333 --> 24:06.166
‫دو شب پیش یه نفر رو تو ساوث بنک زدی

24:07.500 --> 24:08.500
‫کشتیش

24:09.041 --> 24:09.916
‫آره

24:10.000 --> 24:11.708
‫از این کارت پشیمون میشی

24:11.791 --> 24:14.875
‫- از کشتن هر کسی پشیمونم
‫- پس چرا انجامش میدی؟

24:15.458 --> 24:17.416
‫چرا پرنده آواز می‌خونه؟

24:17.500 --> 24:19.083
‫حالا شاعر شدی؟

24:24.416 --> 24:25.458
‫درباره من چی می‌دونی؟

24:26.041 --> 24:28.833
‫هلن وب، زن سیاستمدار،
‫خودش رو تو دردسر انداخته

24:28.916 --> 24:30.356
‫بهم نگفته بودن بلده بجنگه

24:31.708 --> 24:32.916
‫شاید نمی‌دونستن

24:56.416 --> 24:59.791
‫هیس...

25:03.375 --> 25:04.666
‫لعنتی

25:07.916 --> 25:09.583
‫چرا جیسون رو کشتی؟

25:13.666 --> 25:14.583
‫اون فقط یه کار بود

25:14.666 --> 25:16.833
‫اون فقط یه کار لعنتی
‫نبود. اون یه آدم بود

25:16.916 --> 25:19.500
‫اون مهم بود، و تو اونو گرفتی

25:19.583 --> 25:20.875
‫تو اونو از من گرفتی

25:21.500 --> 25:23.860
‫- و هیچ حقی نداشتی
‫- حق ربطی به این قضیه نداره

25:23.916 --> 25:25.791
‫- خودت اینو می‌دونی
‫- کی استخدامت کرد؟

25:27.375 --> 25:28.500
‫اوه

25:28.583 --> 25:31.000
‫یه رنده پنیر تو ماشین ظرفشویی دارم

25:32.291 --> 25:34.541
‫یه پوست‌کن دارم. سیخ دارم. کتری دارم

25:34.625 --> 25:36.000
‫یه نوتری‌بولت دارم

25:36.583 --> 25:39.666
‫و به خدا قسم، تیکه‌های
‫کوچیکت رو می‌ندازم توش

25:39.750 --> 25:44.916
‫و تبدیلت می‌کنم به یه اسموتی
‫لعنتی اگه شروع نکنی به حرف زدن

25:46.416 --> 25:49.166
‫نمی‌دونم کی استخدامم
‫کرد تا جیسون رو بکشم

25:49.250 --> 25:52.708
‫فقط می‌دونم که یه عکس
‫و یه اسم برام فرستادن

25:52.791 --> 25:54.791
‫و 24 ساعت وقت دادن تا کار رو تموم کنم

25:56.083 --> 25:57.916
‫بهم گفتن هر چقدر می‌خوام قیمت بذارم

25:59.833 --> 26:01.583
‫زندگیش برات چقدر می‌ارزید؟

26:04.250 --> 26:06.000
‫صد هزار پوند

26:07.583 --> 26:11.041
‫تو به خاطر جیسون و
‫تهدید بچه‌هام می‌میری

26:11.583 --> 26:14.125
‫بعدش می‌فهمم کی استخدامت کرده،

26:14.875 --> 26:16.250
‫و اونو می‌کشم

26:17.458 --> 26:19.416
‫خب، این دیگه کار خودته، نه؟

26:21.583 --> 26:22.583
‫حالا چی؟

26:24.000 --> 26:25.000
‫باغ

26:34.791 --> 26:35.791
‫بازش کن

26:45.041 --> 26:48.666
‫حتماً دوستت خیلی مهم
‫بوده، اگه منو استخدام کردن

26:50.291 --> 26:51.791
‫حتی نفهمید چی شد

26:53.291 --> 26:55.208
‫به زور متوجه شد که اتفاقی اُفتاده

26:58.291 --> 26:59.381
‫سریع تمومش کن

28:07.458 --> 28:09.208
‫می‌تونم یه رازی بهت بگم؟

28:10.416 --> 28:11.666
‫هر چی می‌خوای بگو

28:13.166 --> 28:14.958
‫ممکنه بعدش اونقدر دوستم نداشته باشی

28:15.708 --> 28:17.040
‫هر چی می‌خواد باشه

28:32.458 --> 28:33.458
‫صبح بخیر، ماری

28:33.541 --> 28:35.166
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

28:35.250 --> 28:36.970
‫دیشب برای چی بیدار شدی؟

28:37.000 --> 28:38.833
‫وای خدا. یادته گفتم قرار نوشیدنی دارم؟

28:38.916 --> 28:40.956
‫آه آره. صبح بخیر بچه‌ها. حالتون چطوره؟

28:41.000 --> 28:42.041
‫من رودولف رو گیرم اومد

28:42.125 --> 28:44.685
‫می‌دونستی رودولف در واقع
‫یه گوزن شمالی رسمی نیست؟

28:44.750 --> 28:47.416
‫- یه شرکت اسباب‌بازی ساختتش
‫- چی؟

28:47.500 --> 28:49.916
‫- خیلی خوبه
‫- من یه دونه برف گیرم اومد

28:50.000 --> 28:52.166
‫اون یه گوزن شمالی واقعیه!

28:52.250 --> 28:54.958
‫هیچ‌کدومشون گوزن
‫شمالی واقعی نیستن، عزیزم

28:55.041 --> 28:56.458
‫فراموش کن چی گفتم

28:56.541 --> 28:58.500
‫آره. همه‌مون رودولف
‫رو دوست داریم، مگه نه؟

28:58.583 --> 29:00.351
‫- آره.
‫- میشه لطفاً صبحونه‌تون رو بخورید؟

29:00.375 --> 29:01.625
‫امروز چیکار می‌کنی؟

29:01.708 --> 29:04.500
‫بعداً مراسم یادبود دارم. اون
‫کارمند دولت که کشته شد

29:04.583 --> 29:05.708
‫- جیمز
‫- جیسون

29:06.416 --> 29:08.708
‫وای خدا، آره. باید درست بگم، نه؟

29:08.791 --> 29:11.041
‫به هر حال، تو یه میخونه تو وست‌مینستره

29:11.125 --> 29:14.791
‫چند تا آدم مهم میان. حتی تونستن
‫استیون رو هم بکشونن اونجا

29:15.625 --> 29:16.833
‫- اوم...
‫- بله؟

29:16.916 --> 29:19.875
‫یادته درباره جور کردن یه کم
‫امنیت برای خونه حرف زدیم؟

29:19.958 --> 29:21.708
‫آره. من... با یکی حرف می‌زنم

29:21.791 --> 29:23.000
‫- ایده خوبیه
‫- هوم

29:23.083 --> 29:26.041
‫- اوم... نباید خیلی دیر کنم، باشه؟
‫- باشه

29:26.125 --> 29:27.875
‫خداحافظ بچه‌ها. بای

29:27.958 --> 29:29.625
‫- هی!
‫- اوه، ببین، گوزن شمالی شکلاتی

29:29.708 --> 29:31.333
‫ببین، واقعیه. اوه، خیلی خوبه

29:31.416 --> 29:33.000
‫- بهت گفتم
‫- دوستت دارم

29:43.036 --> 29:44.619
‫[جستجو برای کای‌مینگ
‫چن شدیدتر می‌شود]

29:44.750 --> 29:45.583
‫الو

29:45.666 --> 29:48.375
‫ساموئل، باید فوراً تو و هلن رو ببینم

29:48.458 --> 29:49.458
‫تو راهم

29:54.000 --> 29:55.375
‫سلام، لنی

29:55.458 --> 29:56.791
‫و ویلیامز

29:57.416 --> 30:00.333
‫تصور کن چقدر تعجب
‫کردم وقتی خبر رو شنیدم

30:00.416 --> 30:02.541
‫«سم برگشته»

30:03.125 --> 30:04.750
‫می‌خوای چیکار کنی؟

30:04.833 --> 30:07.208
‫- با کره منو بکشی؟
‫- زیر میز اسلحه داره

30:07.291 --> 30:08.708
‫- تو هم داری
‫- منم دارم

30:08.791 --> 30:13.250
‫خب، باشه، ما قرار نیست وسط
‫روز تو سوهو تیراندازی راه بندازیم

30:13.333 --> 30:15.833
‫من برای صبحونه میام اینجا، لعنتی!

30:17.291 --> 30:18.291
‫این کیه؟

30:18.375 --> 30:19.684
‫- النور
‫- همکار جدیدمه

30:19.708 --> 30:22.791
‫یا خدا. چقدر زود. لیست انتظار داری مگه؟

30:22.875 --> 30:26.791
‫ببین، هر سفر کاری شبانه پیش اومد،
‫اصرار کن اتاق‌های هتل جدا باشه، باشه؟

30:26.875 --> 30:29.208
‫این یکی ظاهراً دست‌هاش مثل اختاپوسه

30:29.291 --> 30:31.083
‫- خب چی می‌خوای؟
‫- نمی‌دونم، سم

30:31.166 --> 30:34.958
‫چی می‌تونم از مردی بخوام که
‫هفت سال پیش ولم کرد و رفت؟

30:35.625 --> 30:38.458
‫می‌تونیم با یه عذرخواهی
‫شروع کنیم، بعد یه توضیح،

30:38.541 --> 30:40.750
‫و در نهایت به جبران برسیم

30:43.958 --> 30:46.000
‫همکارت فقط یه کار بود. اینو می‌دونی

30:46.083 --> 30:47.541
‫به این معنی نیست که نمی‌کشمت

30:47.625 --> 30:50.791
‫آره، ولی کشتن داریم تاکشتن. می‌فهمی؟

30:51.375 --> 30:53.708
‫اگه می‌خوای بیای سراغم و
‫مغزم رو بترکونی، می‌فهمم

30:53.791 --> 30:56.166
‫می‌خوام مطمئن شم یه روش طولانی‌تر

30:56.250 --> 30:57.333
‫برای تسویه حساب تو ذهنت نیست

30:57.416 --> 31:00.333
‫در مورد چیزی که تو ذهنمه،
‫ترجیح میدم پیش خودم نگه دارم،

31:00.416 --> 31:01.750
‫اگه برات فرقی نداره

31:01.833 --> 31:04.240
‫- می‌خوای کیرم رو ببری؟
‫- نه یهویی

31:05.791 --> 31:06.916
‫کی بهت گفت برگشتم؟

31:07.000 --> 31:09.875
‫من همه جای این شهر رو زیر
‫نظر دارم. اینو می‌دونی، سم

31:09.958 --> 31:12.333
‫فکر می‌کنی نمی‌فهمم اگه
‫یکی از تفنگدارهای سابقم

31:12.416 --> 31:14.833
‫داره تو منطقه کیری 1
‫لندن صبحونه سفارش میده؟

31:15.333 --> 31:17.693
‫- کی برت گردوند؟
‫- هیچی بهت نمیگم

31:17.750 --> 31:19.041
‫بابت هیچی عذرخواهی نمی‌کنم،

31:19.125 --> 31:21.250
‫و هیچی رو هم جبران نمی‌کنم

31:21.333 --> 31:23.708
‫من و تو دیگه هیچ ربطی به هم نداریم

31:23.791 --> 31:26.250
‫در مورد مسئله‌مون، فعلاً بذارش کنار

31:26.333 --> 31:28.208
‫باید بدونم اون شب کی استخدامت کرد

31:28.291 --> 31:30.125
‫ناشناس بود. سریع اومدم و رفتم

31:30.208 --> 31:32.541
‫- پول راحتی بود تا وقتی تو سر و کله‌ت پیدا شد
‫- برای چی اونجا بودی؟

31:32.625 --> 31:34.958
‫- به تو ربطی نداره. تو چی؟
‫- به تو ربطی نداره

31:35.041 --> 31:38.208
‫ببین، هر کار دیگه‌ای
‫که داری، فراموشش کن

31:38.291 --> 31:42.708
‫نباید برای کس دیگه‌ای کار کنی. نه
‫تو لندن. نه وقتی هنوز به من بدهکاری

31:42.791 --> 31:45.458
‫- چی بهت بدهکارم؟
‫- می‌دونی چی بهم بدهکاری، جقی!

31:46.125 --> 31:47.208
‫هکتور نیومن

31:54.916 --> 31:57.583
‫من اینجا نیستم تا... با
‫هکتور نیومن سر و کله بزنم

31:57.666 --> 32:00.916
‫نه، ولی، می‌بینی، دقیقاً
‫برای همین اینجایی

32:01.000 --> 32:03.416
‫چون وقتی ازت خواستم باهاش سر و کله نزدی

32:03.500 --> 32:06.208
‫و حالا اون یه مشکله. برای همه یه مشکله

32:06.291 --> 32:09.291
‫و همه می‌دونن که من اون عوضی‌ام که یه
‫عوضی رو فرستاد تا اون عوضی رو بکشه،

32:09.375 --> 32:10.375
‫و تو نکشتیش

32:11.500 --> 32:14.750
‫و این باعث شده یه لطمه
‫جدی به اعتبار حرفه‌ایم بخوره

32:14.833 --> 32:17.958
‫پس حالا قراره از تخصصت
‫به نفع من استفاده کنی

32:18.041 --> 32:20.625
‫تا زمانی که حس کنم به
‫اندازه کافی جبران شده

32:20.708 --> 32:22.625
‫برای گند کاری‌های قبلیت

32:24.125 --> 32:26.750
‫وگرنه این دو تا رو می‌ندازم به جونت

32:29.208 --> 32:31.309
‫اون می‌خواد منو بکشه چه
‫این کار رو برات بکنم چه نکنم

32:31.333 --> 32:32.333
‫آره،

32:32.416 --> 32:34.833
‫ولی من استخدامش نمی‌کنم که تو رو بکشه

32:34.916 --> 32:38.291
‫استخدامش می‌کنم که
‫بره سراغ پسرت، مایکل

32:38.375 --> 32:41.000
‫حالا، پیدا کردن اون خیلی آسون بود

32:41.083 --> 32:42.500
‫اون و دخترش

32:44.666 --> 32:45.666
‫چی، همسر سابقم؟

32:46.708 --> 32:47.791
‫این اهرم فشارته؟

32:50.583 --> 32:52.943
‫سال‌هاست ندیدمش. برام مهم نیست

32:53.458 --> 32:54.767
‫- داره دروغ میگه
‫- نمیگم

32:54.791 --> 32:57.226
‫- چرا چشمت داره می‌پره؟
‫- چرا دهنت داره تکون می‌خوره؟

32:57.250 --> 33:01.208
‫یا کار منو تموم می‌کنی یا
‫این دو تا میرن سراغ مایکل

33:01.291 --> 33:02.958
‫این معامله‌ست

33:03.041 --> 33:04.458
‫اوه

33:06.041 --> 33:07.666
‫الان این شکلیه

33:08.500 --> 33:11.250
‫یه انبار مواد کوچیک تو بریکستون داره

33:11.916 --> 33:14.291
‫محافظت میشه. نابودش کن

33:14.791 --> 33:15.791
‫لنی، نمی‌تونم

33:15.875 --> 33:16.791
‫گوش کن

33:16.875 --> 33:19.125
‫انتخابی نداری، عزیزم

33:20.041 --> 33:22.125
‫با این فکر خودتو آروم کن

33:32.125 --> 33:36.375
‫می‌دونی، کار مؤدبانه اینه که
‫بابت کشتن همکارم عذرخواهی کنی

33:36.458 --> 33:38.391
‫متأسفم که همکارت رو کشتم

33:39.406 --> 33:40.083
‫الان دوستیم؟

33:40.166 --> 33:43.333
‫نه. هنوزم می‌خوام دمار
‫از روزگارت در بیارم

33:43.416 --> 33:44.416
‫باشه

34:02.750 --> 34:04.166
‫لعنتی

34:10.833 --> 34:13.916
‫...هر اطلاعاتی که بتونه به
‫جستجو کمک کنه رو ارائه بدید

34:14.000 --> 34:16.458
‫برای پیدا کردن دختر سفیر فقید چین

34:16.958 --> 34:18.666
‫کای‌مینگ چن، 21 ساله،

34:18.750 --> 34:21.916
‫آخرین بار اوایل صبح چهارشنبه دیده شده

34:22.000 --> 34:25.500
‫این بعد از پیدا شدن جسد
‫پدرش تو آپارتمانش بوده

34:26.041 --> 34:28.625
‫چن، که تو صحنه پارتی‌های
‫لندن شناخته شده‌ست،

34:28.708 --> 34:31.875
‫اغلب موضوع گمانه‌زنی‌های
‫روزنامه‌های زرد بوده

34:31.958 --> 34:34.083
‫به خاطر ارتباطات سیاسیش...

34:34.166 --> 34:36.208
‫- هی، رئیس
‫- اون دختره از اون شب

34:36.291 --> 34:37.375
‫هنوز اونجاست؟

34:37.458 --> 34:39.333
‫آره، تو دفتر کلی‌ـه

34:39.416 --> 34:41.336
‫تصویر اتاق رو برامون پخش کن، باشه؟

34:41.375 --> 34:42.583
‫باشه، حتماً

34:42.666 --> 34:44.833
‫کارشناسان نگرانند که کای‌مینگ...

34:44.916 --> 34:47.083
‫ببرش طبقه بالا. نذار بره

34:47.166 --> 34:48.846
‫...اونو تو خطر شدیدی قرار میده

34:48.916 --> 34:50.416
‫- دارم میام اونجا.
‫- مشکلی نیست

34:50.500 --> 34:53.833
‫...یاریک درباره افزایش
‫خشونت تو شهر اظهار نظر کرد

34:53.916 --> 34:58.083
‫تو هفته نزدیک به کریسمس،
‫و گفت عمیقاً نگرانه

34:58.166 --> 34:59.166
‫او اظهار داشت،

34:59.208 --> 35:02.875
‫«این موقع سال باید دوره شادی و جشن باشه،

35:02.958 --> 35:06.291
‫اما ما شاهد افزایش نگران‌کننده‌ای
‫در فعالیت‌های مجرمانه هستیم»

35:06.916 --> 35:09.541
‫خب... چقدر خوش شانسیم ما!

35:13.625 --> 35:15.875
‫- بفرمایید، دوست من
‫- ممنون

35:17.916 --> 35:20.500
‫چینی‌ها دارن گزارش پزشکی
‫قانونی رو زیر سؤال می‌برن

35:20.583 --> 35:22.375
‫ولی این الان مشکل اصلی نیست

35:22.458 --> 35:24.898
‫مشکل اینه که چینی‌ها کی
‫رو متهم می‌کنن که دخیل بوده

35:24.958 --> 35:26.517
‫- متهم می‌کنن؟ مظنون دارن؟
‫- آره

35:26.541 --> 35:28.861
‫- نمیگن ما کردیم؟
‫- میگن آمریکایی‌ها کردن

35:29.291 --> 35:31.916
‫- اوه کیرتوش. این بدتره
‫- و میگن ما کمک کردیم لاپوشونیش کنیم

35:32.000 --> 35:33.916
‫- اوه، این خیلی بدتره
‫- آره

35:34.000 --> 35:35.291
‫آمریکایی‌ها چی میگن؟

35:35.375 --> 35:37.166
‫با شدیدترین لحن ممکن انکار می‌کنن

35:37.250 --> 35:40.583
‫می‌دونیم پکن قراره مدرک
‫واقعی از چیزی ارائه بده؟

35:40.666 --> 35:41.791
‫با نفس حبس شده منتظریم

35:41.875 --> 35:44.250
‫اوه، خب، عاشق اینم که با
‫نفس حبس شده منتظر بمونم

35:44.833 --> 35:47.291
‫- درباره دختره، کای‌مینگ، چی؟
‫- هنوز پیدا نشده

35:48.125 --> 35:50.458
‫گمونم باید این سؤال رو بپرسم

35:51.708 --> 35:53.916
‫اگه دارن حقیقت رو میگن چی، بیل؟

35:55.291 --> 35:57.416
‫اگه یانکی‌ها سفیر رو کشته باشن؟

35:57.500 --> 35:58.500
‫اوهوم

36:00.791 --> 36:02.208
‫شروع کن به کندن یه پناهگاه ضد بمب

36:04.708 --> 36:06.416
‫این یعنی کریسمس کنسله، نه؟

36:14.875 --> 36:16.041
‫چی شده؟

36:16.125 --> 36:18.666
‫المور فیچ دیشب تو خونه‌م بود

36:18.750 --> 36:21.166
‫چی؟ چه اتفاقی اُفتاد؟
‫بچه‌ها حالشون خوبه؟

36:21.250 --> 36:23.333
‫مرده. بهش شلیک کردم. تو انباریمه

36:24.041 --> 36:25.041
‫مرده؟

36:27.083 --> 36:28.083
‫تو انباریت؟

36:30.208 --> 36:31.958
‫خب چی؟ یعنی تموم شد؟

36:32.041 --> 36:33.416
‫نه، تموم نشده

36:33.500 --> 36:36.583
‫باید کسایی که اونو و بقیه
‫قاتل‌ها رو فرستادن پیدا کنیم

36:36.666 --> 36:38.500
‫اگه یه نفر رو فرستادن، بازم می‌فرستن

36:38.583 --> 36:41.791
‫خب، یه کار ناشناس بود. یعنی، فکر کنم

36:41.875 --> 36:43.541
‫پس فیچ دنبال یه دوربین می‌گشت؟

36:43.625 --> 36:45.166
‫آره، کنت و ویلیامز هم همین‌طور

36:45.250 --> 36:49.166
‫پس یه ویدیویی اون بیرون هست
‫که مردم سعی دارن بدستش بیارن؟

36:49.250 --> 36:50.625
‫این روزا همیشه همین‌طوره

36:50.708 --> 36:52.708
‫و فیچ دنبال کای‌مینگ هم می‌گشت

36:52.791 --> 36:54.500
‫اون کلید همه این ماجراست

36:54.583 --> 36:56.625
‫از سه نفری که اون شب به قتل رسیدن،

36:56.708 --> 36:59.291
‫مگی با کای‌مینگ چن هم‌مدرسه‌ای بود

36:59.375 --> 37:02.791
‫فیلیپ، تو یه دوره دو
‫ساله، 12 تا مقاله نسبتاً مبتذل

37:02.875 --> 37:05.750
‫درباره سبک زندگی پارتی‌وارش
‫برای روزنامه ویک‌دی نوشت

37:05.833 --> 37:07.250
‫و جیسون، خب...

37:08.125 --> 37:11.708
‫به جز اینکه جیسون قبل از
‫مرگش پنج بار بهش زنگ زد،

37:11.791 --> 37:16.000
‫نمی‌تونیم هیچ ارتباطی یا دلیلی
‫پیدا کنیم که چرا جیسون باید کای‌مینگ

37:16.083 --> 37:18.240
‫یا هر کدوم از مقتولین رو می‌شناخته

37:18.875 --> 37:20.416
‫پس دوباره ازت می‌پرسم، هلن

37:21.666 --> 37:24.000
‫تو چیزی به جیسون گفتی که نباید می‌گفتی؟

37:24.083 --> 37:26.875
‫- نه.
‫- و اون هیچ‌وقت ازت چیزی نپرسید؟

37:26.958 --> 37:30.666
‫چی مثلاً؟ «تو جاسوسی؟»
‫نه، عجیبه، ولی نپرسید

37:30.750 --> 37:32.916
‫ولی می‌دونی چیه، به
‫جای بازجویی کردن من،

37:33.000 --> 37:35.833
‫چرا یه کار مفید نمی‌کنی،
‫مثلاً پیدا کردن کای‌مینگ؟

37:42.125 --> 37:44.083
‫خب حالا می‌دونیم که اون یه هدفه

37:44.666 --> 37:47.833
‫می‌دونی، اگه یکی بکشتش،
‫خیلی بد روت تأثیر می‌ذاره

37:47.916 --> 37:50.125
‫پس امیدوارم تمام توجهت
‫رو به این قضیه بدی

37:50.208 --> 37:53.625
‫درباره کای‌مینگ حق با اونه.
‫باید پیداش کنیم و بفهمیم چی میدونه

37:53.708 --> 37:55.708
‫آره، ولی بیا با احتیاط عمل کنیم، باشه؟

37:56.416 --> 37:58.208
‫دخترهای سفرا منو مضطرب می‌کنن

37:58.291 --> 38:00.625
‫دوست دارم از ایجاد یه
‫حادثه دیپلماتیک اجتناب کنیم

38:00.708 --> 38:02.666
‫مخصوصاً که قرار نیست بابتش پولی بگیریم

38:02.750 --> 38:03.875
‫با احتیاط. فهمیدم

38:04.583 --> 38:06.375
‫گزارش پیشرفت کار رو می‌فرستم

38:07.083 --> 38:09.208
‫اوه، درباره جسد تو انباری هلن چی؟

38:10.000 --> 38:12.500
‫اوه. من تمیزش کنم، باشه؟

38:17.166 --> 38:18.166
‫مثل همیشه

39:15.333 --> 39:16.773
‫بعداً مراسم یادبود دارم

39:17.333 --> 39:19.625
‫ظاهراً حتی تونستن
‫استیون رو هم بکشونن اونجا

39:27.208 --> 39:29.875
‫می‌دونم. واقعاً خیلی غم‌انگیزه، نه؟

40:06.166 --> 40:07.366
‫- استیون
‫- والاس

40:13.416 --> 40:16.216
‫- آماده کریسمسی؟
‫- همه‌ش رو می‌سپرم به هلن

40:16.250 --> 40:18.666
‫- خیلی هم خوب می‌کنی. حالش چطوره؟
‫- آره، خوبه

40:18.750 --> 40:20.226
‫- بچه‌ها؟
‫- آره

40:31.375 --> 40:33.375
‫اوضاع تالارهای باشکوه
‫وست‌مینستر چطوره؟

40:33.916 --> 40:35.500
‫پر استرس، استیون

40:41.333 --> 40:43.791
‫دارم یه کم بالدرداش
‫بازی می‌کنم. خیلی خوبه

40:44.750 --> 40:46.791
‫آه، مال سال‌ها پیشه

40:46.875 --> 40:50.708
‫...این قضیه سفیر داره
‫از کنترل خارج میشه

40:50.791 --> 40:53.666
‫چینی‌ها می‌خوان به همه بگن
‫آمریکایی‌ها تو این قضیه دست داشتن

40:53.750 --> 40:55.375
‫هیچ مدرکی ندارن

40:55.458 --> 40:57.458
‫نمی‌دونیم چی دارن، مگه نه؟

40:57.541 --> 41:00.375
‫من کاملاً رو این پرونده‌م، و
‫اونا قطعاً همچین چیزی ندارن

41:00.458 --> 41:01.333
‫نخست وزیر چطوره؟

41:01.416 --> 41:03.125
‫خب، اون... نگرانه

41:03.208 --> 41:06.541
‫- قرار نیست جنگ بشه
‫- ممکنه. ممکنه، خودتم می‌دونی

41:06.625 --> 41:09.585
‫اگه واقعاً فکر کنن آمریکایی‌ها
‫سفیرشون رو کشتن، وای خدا

41:10.791 --> 41:12.541
‫پس باید درباره فیلیپ بری حرف بزنیم،

41:12.625 --> 41:14.333
‫چون اون، اوم، با من تماس گرفت

41:14.416 --> 41:17.083
‫و گفت یه داستان و یه فیلم از تو داره

41:17.666 --> 41:21.083
‫- کاش بهم گفته بودی
‫- آره، ولی حالا اون مرده، استیون

41:22.916 --> 41:27.083
‫فیلیپ بری یه خبرنگار
‫لعنتی زرد نویسه، والاس

41:27.166 --> 41:30.416
‫هیچ ایده‌ای ندارم درباره چی حرف
‫می‌زنه یا فیلمش چی می‌تونه باشه

41:30.500 --> 41:34.000
‫ولی چینی‌ها میگن ما کمک کردیم
‫یه جرم لعنتی رو لاپوشونی کنیم

41:34.083 --> 41:35.916
‫- هیچ جرمی رخ نداده
‫- استیون

41:36.000 --> 41:37.166
‫داری چی ازم می‌پرسی؟

41:37.250 --> 41:38.625
‫من چی...؟

41:39.583 --> 41:42.833
‫فیلیپ بری میاد پیش من
‫میگه یه داستان درباره تو داره

41:42.916 --> 41:46.333
‫میگه به چین مربوطه، و حالا مرده

41:47.000 --> 41:50.208
‫تو تو مرگش دست داشتی؟

41:50.291 --> 41:54.083
‫- داری چیزی رو پنهان می‌کنی؟
‫- یا خدا، والاس

41:54.166 --> 41:56.541
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم چه خبره

41:56.625 --> 41:59.581
‫و همینه، والاس. داری
‫کورکورانه عمل می‌کنی

41:59.666 --> 42:01.291
‫- استیون
‫- ببین

42:01.375 --> 42:03.958
‫چینی‌ها می‌تونن هر چقدر
‫می‌خوان سر و صدا کنن،

42:04.041 --> 42:07.125
‫ولی افسرهای من مرگ
‫سفیر چن رو بررسی کردن

42:07.625 --> 42:08.875
‫هیچ جرمی رخ نداده

42:09.541 --> 42:12.125
‫هیچ ایده‌ای ندارم فیلیپ
‫بری درباره چی حرف میزد،

42:12.208 --> 42:14.291
‫و از هیچ فیلمی خبر ندارم

42:14.833 --> 42:17.041
‫باید یه کم استراحت کنی، والی

42:17.708 --> 42:18.708
‫به نظر خسته میای

42:46.458 --> 42:48.541
‫هوم

43:28.916 --> 43:30.500
‫می‌تونم یه رازی بهت بگم؟

43:31.000 --> 43:32.458
‫هر چی می‌خوای بگو

43:32.958 --> 43:35.125
‫ممکنه بعدش اونقدر دوستم نداشته باشی

43:35.708 --> 43:36.708
‫هر چی می‌خوای بگو

43:38.083 --> 43:39.541
‫من اونی نیستم که فکر می‌کنی

43:45.083 --> 43:46.083
‫پس کی هستی؟

43:50.666 --> 43:53.340
‫تا حالا اسم کبوتر سیاه به گوشت خورده؟

44:11.250 --> 44:13.208
‫من یه داستانم که به مردم میگم

44:33.458 --> 44:35.000
‫خب، چه صحنه شیرینی

44:36.833 --> 44:38.250
‫واقعاً دل آدم رو آب می‌کنه

44:39.125 --> 44:40.781
‫می‌خوای یه نصیحتی بهت بکنم؟

44:40.958 --> 44:42.083
‫احساساتی نشو

44:48.000 --> 44:50.458
‫فکر می‌کنی ممکنه یه
‫سایکوپت باشی، ویلیامز؟

44:50.958 --> 44:52.375
‫آره، گمونم ممکنه

44:52.958 --> 44:54.625
‫بعضی وقت‌ها نگرانم که شاید باشم

44:54.708 --> 44:57.583
‫سایکوپت‌ها بیرون خونه
‫دوست پسر سابقشون نمی‌ایستن،

44:57.666 --> 44:59.208
‫و مثل یه سگ کتک خورده زاری نمی‌کنن

45:01.333 --> 45:03.583
‫من کار لنی رو انجام
‫میدم، تو می‌تونی بری خونه

45:03.666 --> 45:06.708
‫نمی‌دونم. شاید یه کم اینجا بمونیم

45:06.791 --> 45:08.541
‫آره، شب خوبیه واسه موندن. آره

45:08.625 --> 45:11.250
‫آره. به هر حال موفق باشی با کارت

45:12.375 --> 45:15.291
‫آخرین باری که تو و هکتور نیومن با
‫هم درگیر شدین، واست خوب تموم نشد،

45:15.375 --> 45:18.875
‫پس... سعی کن بهش فکر نکنی، گمونم

45:40.750 --> 45:43.500
‫لنی، من الان دارم میرم اونجا

45:44.125 --> 45:46.541
‫هکتور کسب و کار کوچیک مواد مخدرش رو

45:46.625 --> 45:48.791
‫از طبقه دوم انبارش اداره می‌کنه

45:50.541 --> 45:52.000
‫محافظ خواهد داشت

45:53.458 --> 45:54.583
‫آماده باش

45:57.000 --> 45:58.000
‫گوش کن

46:00.166 --> 46:02.541
‫اگه می‌خوای از عزیزانت محافظت کنی...

46:05.708 --> 46:09.083
‫...این کار رو برام انجام
‫بده... و بی‌حساب می‌شیم

46:10.375 --> 46:11.750
‫وقتی تموم شد بهم زنگ بزن

46:13.666 --> 46:14.666
‫و، سم،

46:15.458 --> 46:17.916
‫این دفعه به من دروغ نگو

46:18.325 --> 46:35.058
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali_Master

49:19.375 --> 49:22.375
‫و سرنوشت، کای‌مینگ، تو رو اینجا آورده

49:23.375 --> 49:24.416
‫پس شروع کن به حرف زدن

49:25.166 --> 49:26.166
‫همین الان

49:28.375 --> 49:30.017
‫- هکتور!
‫- دارن میان!

49:30.041 --> 49:31.833
‫دارن میان! اینجان!

49:31.916 --> 49:33.375
‫همین الان ببرینش بیرون!

49:33.458 --> 49:36.375
‫- لعنتی، کلارک‌هان! باید از اینجا بریم.
‫- برو، برو، برو!

49:36.458 --> 49:39.000
‫ببرینش به کلاب! تکون بخورین!

49:57.791 --> 49:58.833
‫کیرتوش

49:58.858 --> 50:17.013
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
