WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:06.521 --> 00:09.021
‫برت؟ ‫برت!

00:09.021 --> 00:12.021
‫برت، برت، این...

00:12.021 --> 00:13.521
‫- این چیه؟
‫- پرچم نروژته.

00:13.781 --> 00:15.911
‫عمراً اگه من همچین چیزی خواسته باشم.

00:15.911 --> 00:18.791
‫نه، مهمون‌مونه، گرفتی؟
‫چون واقعاً روی خونه‌ست.

00:18.821 --> 00:21.531
‫شوخی کردم.
‫پولش رو ازت میگیرم.

00:21.561 --> 00:22.991
‫نه، ولی دارن به همه یکی میدن.

00:23.031 --> 00:24.831
‫چرا؟ ‫مگه ما رو یه نروژ واگذار کردن؟

00:24.871 --> 00:26.271
‫وقت برای توضیح نیست، دکتر.

00:26.271 --> 00:28.041
‫کلی پرچم باید تحویل بدم.

00:28.141 --> 00:29.881
‫صبح بخیر، دکتر بِست.

00:33.151 --> 00:35.391
‫آه، خوش اومدی.

00:35.491 --> 00:39.491
‫حالا میتونم نروژی رو هم به لیست لهجه‌ هایی
‫که برای تست مجدد جولیارد بلدم اضافه کنم.

00:39.531 --> 00:42.171
‫البته به فرض اینکه دعوتم کنن،
‫که خب معلومه میکنن.

00:42.271 --> 00:44.301
‫دیگه چه لهجه ‌هایی بلدی؟

00:44.401 --> 00:45.671
‫لطفاً نذار شروع کنه.

00:45.671 --> 00:51.151
‫اوه، آقای دکتر فرایندها
‫دراما رو درک نمیکنن!

00:51.151 --> 00:52.551
‫آه، آفرین.

00:52.551 --> 00:54.661
‫جدی؟ فقط داره یه «آ»
‫به آخر کلمه ‌ها اضافه می‌کنه.

00:54.691 --> 00:56.901
‫صبحِ عالی متعالی!

00:56.931 --> 00:58.471
‫روز خوش، رفیق!

00:58.571 --> 01:00.541
‫وجیمایت روی نون تست
‫برای صبحونه میخوری؟

01:00.571 --> 01:02.771
‫- آه.
‫- چطوره به وظیفت...

01:02.871 --> 01:04.011
‫به عنوان دستیار اداری عمل کنی؟

01:04.041 --> 01:06.151
‫نظرت چیه؟

01:07.221 --> 01:09.091
‫قربونش برم.

01:11.061 --> 01:12.391
‫ظرف آبش رو پر کردم.

01:12.431 --> 01:14.331
‫سگ‌‌ها بعد از پیاده‌ روی نیاز به آب دارن.

01:14.431 --> 01:15.631
‫اون ظرف آبش نیست.

01:15.631 --> 01:16.641
‫اون ظرف غلاتمه.

01:16.741 --> 01:19.141
‫اوه، ببخشید، اشتباه کردم.

01:19.171 --> 01:24.321
‫میخواستم بپرسم میتونی امروز بعد از ظهر
‫برای ارائه‌م در مورد نروژ توی مدرسه بیای؟

01:24.321 --> 01:27.321
‫مامانم باید بره سر کار
و بابام ‫توی نیوم پشایر زندگی می‌کنه.

01:27.421 --> 01:31.631
‫اوه، امروز بعد از ظهر، کاش میتونستم،
‫ولی فکر نکنم بشه، متأسفم.

01:31.671 --> 01:34.811
‫دکتر، لوئیزا الان زنگ زد
‫و پرسید که میتونی به تالار لژیون بیای؟

01:34.811 --> 01:35.811
‫میگه وضعیت اضطراریه.

01:35.911 --> 01:37.981
‫- لوئیزا؟
‫- آره.

01:38.081 --> 01:40.681
‫ببخشید، پیتر.

01:46.461 --> 01:47.901
‫چی شده؟
‫چه وضعیت اضطراری ‌ایه؟

01:47.931 --> 01:49.641
‫- اوه!
‫- اوه، اِم...

01:49.741 --> 01:53.681
‫موضوع پزشکی نیست.
‫یه موردِ اضطراریِ شهریه.

01:55.881 --> 01:58.921
‫واضحه که هنوز به‌ خاطرِ
‫شنیدنِ اون خبر شوکه ایم...

01:58.951 --> 02:02.261
‫که بزرگِ محبوبِ شهرمون
‫و همکارمون توی شورا اگنس کلوف...

02:02.361 --> 02:05.831
‫خودش رو از صخره پرت کرد،
‫ولی ترجیح میدیم ازش حرف نزنیم.

02:05.871 --> 02:07.241
‫پس چرا داریم ازش حرف میزنیم؟

02:07.341 --> 02:10.211
‫چون نه تنها وجهه‌ خوبی نداره...

02:10.241 --> 02:14.381
‫بلکه هنوز جایگزینی هم برای شورای شهر
‫انتخاب نکردیم و نروژی ‌ها امروز میان.

02:14.481 --> 02:16.221
‫قضیه‌ این نروژی ‌ها چیه؟

02:16.251 --> 02:19.761
‫مگه نشنیدی؟
‫قراره شهرمون خواهر خوانده پیدا کنه.

02:19.761 --> 02:23.101
‫اِم، جنیوا و فرانکلین ده ساله که
‫دارن برای این کار تلاش میکنن.

02:23.201 --> 02:25.241
‫پورت ‌ون توی ایالت مِین
‫۵ تا شهر خواهر خوانده داره.

02:25.341 --> 02:26.611
‫- ۵ تا؟
‫- آره، شنیدم چی گفتی.

02:26.641 --> 02:28.241
‫در حالی که پورت ‌ون خودمون...

02:28.241 --> 02:29.951
‫سال ‌هاست توی لیست انتظارِ
‫پیدا کردنِ خواهر خوانده مونده.

02:30.051 --> 02:35.791
‫و بالاخره یه شهر ساحلی کوچیک توی
‫نروژ برای این کار ابراز تمایل کرد.

02:35.891 --> 02:44.881
‫و هیئت نروژی امروز میان تا هم بازدید کنن
و هم ‫یه قراردادِ رسمیِ خواهر خواندگی رو امضا کنن.

02:44.911 --> 02:46.181
‫مسخره‌ست.

02:46.281 --> 02:49.721
‫چرا باید این همه راه رو فقط برای یه کارِ
‫کاملاً تشریفاتی تا اینجا پرواز کنن؟

02:49.721 --> 02:51.121
‫این یه تبادل فرهنگیه‌.

02:51.121 --> 02:53.531
‫و برای پورت ‌ون خیلی عالی میشه.

02:53.561 --> 02:59.111
‫دوست‌‌های مکاتبه‌ ای برای دانش ‌آموزها
‫و اشتراک‌ گذاریِ سنت ‌ها و بهترین تجربه‌ ها.

02:59.141 --> 03:00.881
‫منظورم اینه که همه،
‫همه واقعاً ذوق ‌زده‌ن.

03:00.981 --> 03:02.411
‫- آره، همه.
‫- و با اینکه...

03:02.511 --> 03:07.561
‫همکارمون توی شورا، آقای گلندون،
‫به ‌شدت با این کار مخالف بود.

03:07.561 --> 03:10.701
‫ما سه نفر، رأیش رو رد کردیم
‫و رأی دادیم که تو باید...

03:10.731 --> 03:12.301
‫جای اگنس رو توی شورای شهر بگیری.

03:12.401 --> 03:13.901
‫- چی؟ نه، نه.
‫- اوه، بیخیال.

03:13.941 --> 03:15.171
‫بیخیال، این موقتیه.

03:15.211 --> 03:18.851
‫و طبق اساسنامه‌ پورت وِن باید تعدادمون
‫فرد باشه و زود به یه نفر نیاز داریم...

03:18.851 --> 03:21.891
‫چون گلندون همین الآن هم توی فرودگاهه
‫تا دنبال نروژی‌‌ها بره پس...

03:23.151 --> 03:24.791
‫- ولی چرا من؟
‫- خب...

03:24.831 --> 03:28.431
‫ما به یه آدم لایق و برجسته نیاز داشتیم.

03:28.431 --> 03:31.341
‫و میدونستیم که تو کت ‌و شلوار پوشیدی.

03:36.851 --> 03:43.191
‫به‌ عنوان رئیس شورای شهر پورت ‌ون مایلم
‫به سیگرید و لودویگ یوهانسن خوش آمد بگم.

03:43.191 --> 03:46.331
‫اهلِ... چجوری تلفظش میکنید؟
‫فـ... فیورد...

03:46.371 --> 03:47.871
‫- فیورد هاون.
‫- فیورد هاون.

03:47.971 --> 03:53.221
‫«ج» مثل «ی» تلفظ میشه.
‫پس چرا اصلاً «ج» گذاشتن؟

03:55.451 --> 03:57.191
‫عاشق این شوخیه.

03:57.291 --> 04:01.201
‫اوه، شهرمون خیلی کوچیکه،
‫ولی خیلی قشنگه.

04:01.201 --> 04:03.471
‫فیورد هاون در واقع پورت ‌ونِ نروژه.

04:03.471 --> 04:06.011
‫اوم، امیدوارم منتظر رونق گردشگری نباشن.

04:06.011 --> 04:11.381
‫ما خیلی خوشحال و مفتخریم که
‫شما این همه راه رو تا اینجا اومدید.

04:11.481 --> 04:12.491
‫در واقع، سه نفر.

04:12.591 --> 04:14.221
‫- آره.
‫- اوه، آره.

04:14.261 --> 04:15.761
‫اصلاً باید اینجا باشید؟

04:15.761 --> 04:17.261
‫آره، منم میتونم همین رو ازت بپرسم.

04:17.361 --> 04:18.371
‫منظورم سفر کردنه.

04:18.471 --> 04:24.441
‫اوه، این چهارمین بچه‌مونه،
‫پس این اولین نمایشِ اسبم نیست.

04:25.281 --> 04:27.251
‫اوه.

04:27.281 --> 04:28.651
‫منظورت اولین تجربه‌ت نیست.

04:28.751 --> 04:33.191
‫آره، من چقدر گیجم!
‫انگلیسیم زیاد خوب نیست.

04:33.191 --> 04:39.371
‫و حالا با کمال خوشحالی،
‫به نمایندگی از پورت‌ ون برای امضای...

04:39.471 --> 04:45.391
‫توافق نامه‌ رسمی خواهر خواندگیمون
‫با فیورد هاون در خدمت‌تونم.

04:51.801 --> 04:54.501
‫- وقت عکاسیه.
‫- کلانتر مارک، میتونی...

04:54.541 --> 04:56.641
‫با گوشیم چند تا عکس ازم بگیری؟

04:56.741 --> 04:58.781
‫- مارک؟
‫- آره، خوش اومدید، چی؟

04:58.811 --> 05:01.351
‫داشتم می‌پرسیدم میتونی
‫برام چند تا عکس بگیری؟

05:01.381 --> 05:04.021
‫آره، حتماً، در خدمتم.

05:04.061 --> 05:10.241
‫خب، همگی با شماره سه،
‫یک... عالیه.

05:10.341 --> 05:12.211
‫بفرما رفیق، خیلی خوب شد.

05:12.241 --> 05:15.611
‫بفرمایید، حالا همگی از کانل ‌بولر میل کنید.

05:15.651 --> 05:20.261
‫این یه شیرینی سنتیِ نروژی
‫از بهترین قنادیِ فیورد هاونه.

05:20.361 --> 05:22.391
‫البته تنها قنادیِ فیورد هاون هم هست.

05:22.491 --> 05:25.001
‫ولی خیلی خوشمزه‌ست،
‫پس حتماً امتحان کنید.

05:25.101 --> 05:26.601
‫نیازی به گفتنِ دوباره نیست.

05:28.101 --> 05:30.681
‫خوش اومدید.
‫من ایلین هستم.

05:30.711 --> 05:32.681
‫من با دکتر بستِ خودمون کار میکنم.

05:32.711 --> 05:35.291
‫از دیدارت خوشبختم، ایلین.

05:35.391 --> 05:37.661
‫دکتر بست، باعث افتخاره.

05:37.761 --> 05:40.361
‫- تعریفت رو زیاد شنیدیم.
‫- آره.

05:40.401 --> 05:44.401
‫جراح معروفی که قهرمانانه وارد عمل شد،
‫وقتی پورت ون دکترش رو از دست داد.

05:44.501 --> 05:45.671
‫- تو یه افسانه ‌ای.
‫- هوم.

05:45.671 --> 05:47.041
‫فکر کنم دارید یکم اغراق میکنید.

05:47.081 --> 05:49.411
‫آره، بیشترِ مردم اینجا
‫زیاد ازش خوششون نمیاد.

05:51.851 --> 05:54.561
‫- اوه، نه.
‫- اوه، خیلی دوست داریم...

05:54.661 --> 05:56.031
‫- مطبت رو ببینیم.
‫- اوه، حتماً.

05:56.031 --> 05:57.901
‫توی خونه‌ته، درسته؟

05:58.001 --> 05:59.131
‫- اوهوم.
‫- اوه، چه بامزه.

05:59.231 --> 06:02.411
‫شاید بتونیم وسیله ‌ای که
‫لازم داری رو بهت هدیه بدیم.

06:02.441 --> 06:04.681
‫اوه، یه دستگاه اسپرسوساز
‫خیلی خوب میشه.

06:04.711 --> 06:10.821
‫نه، نه، یه چیزی خیلی بیشتر از اون،
‫مثلاً دستگاه رادیولوژی یا نوار قلب جدید.

06:10.821 --> 06:13.931
‫من تمام تجهیزات لازم رو
‫در اختیار دارم، ممنون.

06:13.961 --> 06:17.671
‫اینجا چند نفرِ بهتر هستن که باید شما رو...
‫بیاید بریم همین کار رو بکنیم.

06:19.571 --> 06:22.011
‫- اونا عالی نیستن؟
‫- نه واقعاً.

06:22.111 --> 06:25.451
‫خیلی اغراق شده به نظر میرسن.
‫چرا انقدر دارن تلاش میکنن؟

06:25.491 --> 06:30.501
‫میدونی، به عنوان یه عضو موقت شورای شهر،
‫شاید بتونی بیشتر سعی کنی که کمتر انرژی منفی باشی.

06:33.741 --> 06:37.211
‫سلام، اوه، ببخشید، ببخشید، ببخشید.

06:37.211 --> 06:39.481
‫امم، بینمون همه‌ چی رو به راهه؟

06:39.581 --> 06:41.621
‫منظورم اینه که، میدونم از وقتی که،
‫امم... حرف نزدیم.

06:41.621 --> 06:42.821
‫آره، مشکلی نیست.
‫همه‌ چی ردیفه.

06:42.851 --> 06:45.361
‫واقعاً؟
‫اوه، خب، خوشحالم.

06:45.461 --> 06:47.261
‫از اون نون ‌های کانل ‌بولر امتحان کردی.

06:47.301 --> 06:50.601
‫این سومیشه ولی میخوام
‫این یکی رو توی قهوه بزنم.

06:50.641 --> 06:51.871
‫- خب...
‫- چقدر میچسبه، مگه نه؟

06:51.911 --> 06:53.981
‫- مگه نه؟
‫- شاید بهتره اول قورتش بدی.

06:54.081 --> 06:56.581
‫اوم، میدونی که.

07:06.771 --> 07:08.501
‫- امم...
‫- حالت خوبه؟

07:08.541 --> 07:10.241
‫- آره، خوبم، خوبم.
‫- گرفتیش؟

07:10.281 --> 07:11.651
‫آره، حالم خوبه.
‫حالم خوبه.

07:11.651 --> 07:14.251
‫حالم خوبه.

07:15.791 --> 07:17.761
‫- خوبی؟
‫- فقط خسته‌م.

07:17.791 --> 07:19.491
‫این مدت درست نخوابیدم.

07:19.531 --> 07:22.901
‫- مارک، چاق شدی؟
‫- آره، چند کیلو.

07:22.931 --> 07:24.671
‫چرا؟‫ آخرین بار کی به باشگاه رفتی؟

07:24.771 --> 07:26.881
‫امم، فقط میگم با این
‫چاق شدن و بی ‌خوابی‌ ها...

07:26.911 --> 07:28.881
‫- شاید وقتشه یه چک ‌آپ بری.
‫- باشه.

07:28.911 --> 07:32.391
‫ولی هنوز نه رفیقمی
‫نه نماینده‌‌م توی شورا.

07:32.421 --> 07:34.021
‫حمایلِ مسخره.

07:51.021 --> 07:54.021
<i><b>[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت دوازدهم ]</b></i>

07:59.521 --> 08:02.411
‫- ممنون.
‫- همینجوریه.

08:02.451 --> 08:04.281
‫خیلی خب.

08:06.591 --> 08:08.831
‫خب، امشب می‌بینمت؟

08:08.861 --> 08:15.011
‫فکر کردی من اولین شام فرش قرمز
‫لابستر برای نروژی‌‌ها رو از دست میدم؟

08:15.041 --> 08:16.341
‫نچ.

08:16.371 --> 08:19.151
‫اونا توی سالتی بریز میمونن و سارا...

08:19.251 --> 08:22.851
‫هر دوشون معرکه‌ن!
‫عین خدایان نوردیک میمونن.

08:22.951 --> 08:26.561
‫یعنی باید براشون شام بیاریم،
‫یا فقط غذا رو جلو پاشون بذاریم؟

08:26.561 --> 08:31.711
‫خب، این لابسترها اونقدر تازه‌ن که
‫خانواده‌ هاشون هنوز نمیدونن غیب‌شون زده.

08:31.741 --> 08:34.811
‫چه دارک بود.
‫خوشم اومد.

08:34.841 --> 08:36.611
‫- امشب می‌بینمت.
‫- باشه.

08:36.711 --> 08:38.991
‫با این جونورها با احتیاط برون.

08:39.091 --> 08:41.791
‫آره، توی آب‌ جوش و کره‌ سیر،
‫حالشون جا میاد.

08:46.941 --> 08:49.211
‫آخ، اوه، اوه، اوه، اوه.

08:49.311 --> 08:51.951
‫- آخ.
‫- خوبی؟

08:51.951 --> 08:53.251
‫چی؟

08:55.051 --> 08:57.061
‫کی داره این رو میرونه؟

08:57.091 --> 08:59.791
‫هان؟ ‫کی این کار رو کرد؟

09:02.171 --> 09:04.641
‫دکتر.

09:04.741 --> 09:07.841
‫باید خصوصی باهات حرف بزنم.

09:07.881 --> 09:10.621
‫معمولاً پیش دکترها روال کار همینجوریه.

09:10.721 --> 09:12.021
‫مشکل چیه؟

09:12.051 --> 09:15.631
‫من، خب، نمیدونم چجوری بگم.

09:15.731 --> 09:17.031
‫احمقانه به نظر میرسه.

09:17.061 --> 09:18.931
‫بهت قول میدم قبلاً
‫همه ‌جورش رو شنیدم.

09:19.031 --> 09:23.371
‫راستش موضوع اینه که شکمم کار نکرده...

09:23.471 --> 09:26.011
‫- پنج روزه.
‫- یبوست داری.

09:26.051 --> 09:28.851
‫- خب، آره.
‫- کاملاً طبیعیه.

09:28.891 --> 09:30.291
‫اصلاً خجالت نداره.

09:30.291 --> 09:32.631
‫احتمالاً به خاطر کمبود فیبر...

09:32.661 --> 09:34.501
‫- مایعات یا ورزشه؟
‫- نه، نه.

09:34.601 --> 09:36.131
‫میدونم علتش چیه.

09:36.171 --> 09:41.211
‫میترسم برم چون پنج روز پیش
‫یه آدم کوچولو دفع کردم.

09:42.551 --> 09:45.251
‫من درست متوجه حرفت نمیشم.

09:46.251 --> 09:49.231
‫روی یه آدم کوچولو مدفوع کردی؟

09:49.261 --> 09:51.931
‫نه، یعنی مدفوعت...

09:52.031 --> 09:53.701
‫- شبیه یه آدم کوچولو بود؟
‫- نه.

09:53.801 --> 09:57.581
‫یه آدم کوچولو توی مدفوعم بود
و منم ‫هل شدم و با سیفون پایین فرستادمش.

09:57.681 --> 09:59.081
‫خیلی خب، فقط آروم باش.

09:59.081 --> 10:01.181
‫باشه؟ ‫فکر کنم یه خوابِ خیلی واضح دیدی.

10:01.221 --> 10:04.821
‫از اون خواب ‌هایی که اونقدر شدید و واقعی به نظر
‫میان که وقتی بیدار میشی فکر میکنی واقعی بوده.

10:04.921 --> 10:06.291
‫حتی مغزت هم باهاش مثل
‫یه خاطره رفتار می‌کنه.

10:06.391 --> 10:07.761
‫نه، وسطِ روز بود.

10:07.801 --> 10:09.831
‫امشب هم مهمونی شام بزرگمون
‫برای نروژی ‌هاست.

10:09.931 --> 10:12.771
‫الان اصلاً وقت خوبی نیست
‫که بخواد عقل از سرم بپره.

10:12.811 --> 10:16.811
‫گرگ، داروی جدیدی مصرف میکنی
‫که باعث بشه توهم بزنی؟

10:16.851 --> 10:18.651
‫توهم نبود.

10:19.651 --> 10:20.891
‫واقعاً اتفاق افتاد.

10:21.731 --> 10:25.201
‫من یه آدم کوچولو دفع کردم.

10:27.141 --> 10:30.981
‫اون آدم کوچولو چیزی هم گفت؟

10:30.981 --> 10:32.481
‫- اون یه آدم واقعی نبود.
‫- باشه، باشه.

10:32.581 --> 10:36.961
‫خب، اصلاً مهم نیست چی دیدی
‫یا فکر میکنی دیدی قبل از هر چی...

10:36.991 --> 10:41.301
‫- باید فکری به حال این یبوست بکنیم.
‫- اوه، باشه.

10:41.401 --> 10:42.331
‫باشه.

10:43.971 --> 10:47.611
‫این یه نسخه برای داروهای ملینه،
‫برای وقتی که داروهای بدون نسخه جواب ندادن.

10:47.711 --> 10:51.381
‫باشه و در موردش به کسی چیزی نگو.

10:51.481 --> 10:54.421
‫باز هم میگم پیش دکترها
‫معمولاً روال همینه.

11:11.991 --> 11:17.471
‫♪ و مأمنِ دلیران ♪

11:21.781 --> 11:25.351
‫دخترِ خودمه، آفرین!

11:25.351 --> 11:27.361
‫اوه، دخترِ خودمه.

11:27.361 --> 11:28.491
‫ممنون، مالوری.

11:28.491 --> 11:32.631
‫خب و در آخر، ولی نه کم ‌اهمیت ‌ترین،
‫نوبت به پیتر کرونک میرسه.

11:32.731 --> 11:35.141
‫وقتِ خوابه.

11:35.241 --> 11:36.271
‫اوم، بس کن.

11:36.311 --> 11:38.781
‫من برای پروژه‌م یه تیکه
‫از چوب کاج سفید رو تراشیدم...

11:38.881 --> 11:43.091
‫و به شکل یه ماکت کوچیک
‫از کشتی وایکینگ ‌ها در آوردم چون...

11:46.431 --> 11:50.541
‫- چون پینوس استروبوس...
‫- الان گفتی پینس؟

11:50.641 --> 11:55.481
‫که بیشتر به اسم کاج سفید شرقی
‫ شناخته میشه و درخت ایالتی مِینه.

11:55.581 --> 11:59.951
‫پس این کشتی نشون ‌دهنده‌
‫پیوند فرهنگ ‌هامونه.

12:00.061 --> 12:05.261
‫لطفاً این هدیه رو به یادگار بگیرید تا یادتون باشه
‫اون طرف اقیانوس توی پورت ‌ون دوستی دارید.

12:05.261 --> 12:07.301
‫اوه، چقدر قشنگه.

12:07.341 --> 12:10.841
‫- آره.
‫- ممنون، ممنون، پیتر.

12:10.941 --> 12:13.681
‫و به این ترتیب ارائه‌‌مون برای
‫دوست هامون به پایان میرسه...

12:13.721 --> 12:14.821
‫دوست هایی از فیورد هیون.

12:14.821 --> 12:17.061
‫- فیورد هاون، فیورد هاون.
‫- فیو... فیورد هاون...

12:17.161 --> 12:19.091
‫- فیورد هاون، فیورد هاون.
‫- فیورد هاون.

12:19.191 --> 12:20.801
‫ممنون، مرسی که تشریف آوردید.

12:20.901 --> 12:22.431
‫اوه!

12:24.341 --> 12:28.211
‫چجوری ممکنه مدرسه‌ جواهری
‫مثل این رو تعطیل کنن؟

12:28.311 --> 12:31.691
‫- این یه فاجعه‌ست.
‫- آره، میدونم چی میگی.

12:31.691 --> 12:33.521
‫شروع نکن، داری اشکم رو در میاری.

12:33.561 --> 12:36.801
‫شهرتون، بچه‌... بچه‌ هاتون.

12:36.831 --> 12:40.271
‫این، این دلم رو میسوزونه.

12:40.301 --> 12:42.871
‫واقعاً تحت ‌تأثیر قرار گرفتم.

12:42.971 --> 12:45.281
‫سیگرید بیچاره، خیلی دل‌ نازکه.

12:45.311 --> 12:46.951
‫آخ، طفلکی بچه‌ ها.

12:48.751 --> 12:51.721
‫نمی‌بینی؟‌
‫اونا هم به اندازه‌مون به فکر این شهرن.

12:51.831 --> 12:54.501
‫وقتی کلاً سه ساعته که اینجان؟

12:54.501 --> 12:57.241
‫فکر میکردم اسکاندی ناویایی‌ ها
‫باید آدم ‌های توداری باشن.

12:57.341 --> 12:59.441
‫هیچ ‌وقت از اینجوری بودن خسته نمیشی؟

12:59.441 --> 13:02.111
‫- چجوری؟
‫- انقدر بدبین؟

13:02.211 --> 13:04.121
‫نمیدونم.
‫فکر کنم کلاً اخلاقم اینجوریه.

13:04.121 --> 13:06.451
‫خب، هیچ ‌وقت برای تغییر دیر نیست.

13:10.461 --> 13:11.961
‫اون باباته؟

13:12.731 --> 13:14.041
‫آره.

13:20.411 --> 13:26.361
‫یه زخم کوچیک روی سرش داشت،
‫ولی نگران نباش برات تمیزش کردم!

13:26.391 --> 13:32.841
‫اصلاً نمیفهمم چی بهت گفت،
‫ولی این کوفتی پسِ کله‌م خورد.

13:32.871 --> 13:34.411
‫انقدر محکم که نصف شد؟

13:34.441 --> 13:38.421
‫اوه نه، اون مال وقتی بود که روش
‫بالا و پایین پریدم ولی پوستم رو برید.

13:38.451 --> 13:42.531
‫یه قلمبه ‌ای باد کرده به بزرگیِ بار هاربر.

13:43.761 --> 13:46.631
‫فقط یه کمپرس سرد روش بذار، باشه؟

13:47.341 --> 13:48.501
‫بذار همونجا بمونه.

13:49.441 --> 13:52.681
‫لعنت به این دستگاه.
‫حریفم نمی‌شه.

13:52.711 --> 13:56.291
‫راستی، امشب به تالار لژیون برای شام
‫شهرهای خواهر خوانده میری؟

13:56.391 --> 13:57.991
‫مگه هنوز از اون آدم‌‌ها سیر نشدیم؟

13:58.021 --> 13:59.631
‫- آه...
‫- جدی میگم.

13:59.661 --> 14:01.301
‫نه ازشون خوشم میاد،
‫نه بهشون اعتماد دارم.

14:01.331 --> 14:03.331
‫اصلاً چرا اونا پورت وِن رو انتخاب کردن؟

14:03.431 --> 14:10.551
‫چون جای قشنگیه با مردمی گرم و دلسوز،
‫به جز یه دکترِ بدبین و مردم‌ گریز.

14:10.651 --> 14:12.191
‫واقعاً فکر میکنی انقدر منفی ‌بافم؟

14:12.221 --> 14:17.061
‫افتضاحی ولی خبر خوب اینه که
‫هیچ ‌وقت برای تغییر یا تلاش دیر نیست.

14:17.161 --> 14:19.331
‫- اینجوری شنیدم.
‫- شریک ها.

14:19.371 --> 14:22.341
‫یه کلانتر جدید توی شهره.
‫حقیقت اینه که همچین جدید هم نیست.

14:22.441 --> 14:25.211
‫مارکه ولی میخواد با سارا حرف بزنه.

14:25.211 --> 14:26.551
‫- خب، بفرستش داخل.
‫- معذرت میخوام.

14:26.651 --> 14:28.621
‫بیمار بعدیته؟

14:28.621 --> 14:32.291
‫سلام سارا، پیامت رو گرفتم.
‫سراغ ثبت اظهاراتت بریم.

14:32.391 --> 14:37.671
‫اظهاراتم اینه هر کسی که بودی و داشتی
‫اون اسباب ‌بازی لعنتی رو میروندی...

14:37.701 --> 14:41.911
‫خوراکِ خرچنگ‌‌ها میشی مگه اینکه
‫پیشم بیای و عذرخواهی کنی...

14:41.951 --> 14:44.721
‫به خاطر اینکه نزدیک بود من رو بکشی،
‫ای احمقِ نادون.

14:44.821 --> 14:48.321
‫بیشتر منظورم این بود که
‫چه ساعتی اتفاق افتاد؟

14:48.361 --> 14:51.531
‫- اوه، حدوداً ظهر بود.
‫- ظهر؟

14:51.561 --> 14:54.471
‫بی‌ شرف ‌ها، روزِ روشن؟

14:56.841 --> 14:58.881
‫خبری داری کی داشت
‫این رو هدایت میکرد؟

14:58.981 --> 15:03.291
‫اگه میدونستم الان اونا اینجا بودن
‫و نیاز به رسیدگی پزشکی داشتن.

15:03.391 --> 15:04.761
‫دی-اس-ای-ان.

15:04.791 --> 15:08.361
‫فکر کنم این فقط بخشی از یه کلمه باشه،
‫درست از جای شکستگی...

15:08.401 --> 15:10.971
‫ببخشید، کی تو رو واتسون کرد؟

15:13.471 --> 15:16.251
‫- و حالت چطوره، مارک؟
‫- خودت فکر میکنی حالم چطوره؟

15:16.281 --> 15:20.521
‫ما مهمون‌ هایی از نروژ داریم،
‫یکی از امن‌ ترین کشورهای دنیا...

15:20.621 --> 15:26.471
‫و من حتی نمیتونم از شهروندهامون
‫مقابل پهپادهای غیرقانونی محافظت کنم.

15:29.111 --> 15:32.611
‫مارک، همین الان موقع اشاره کردن
‫تعادلت رو از دست دادی؟

15:32.611 --> 15:35.851
‫نه، نمیدونم چی شد.

15:35.851 --> 15:37.991
‫این اواخر احساس سرگیجه داشتی؟

15:38.021 --> 15:41.131
‫آره، امروز صبح هم همین اتفاق افتاد.

15:41.231 --> 15:42.971
‫میدونی چیه؟
‫یه فرضیه جدید دارم.

15:43.901 --> 15:45.611
‫نه، اون نه.

15:45.641 --> 15:48.411
‫اوم، ممکنه سرگیجه داشته باشی.

15:48.411 --> 15:50.851
‫اوم، با علائمت همخونی داره.

15:50.881 --> 15:52.491
‫باید یه تست رومبرگِ سریع انجام بدیم.

15:52.521 --> 15:53.621
‫بهت که گفتم.

15:53.721 --> 15:55.021
‫من اصلاً مشروب نخوردم.

15:55.061 --> 15:57.561
‫آره ولی برای تشخیص سرگیجه هم،
‫ازش استفاده میشه.

15:57.561 --> 16:00.171
‫- یالا، پاهات رو جفت کن.
‫- بلدم چجوری انجامش بدم.

16:07.581 --> 16:10.521
‫الان داری تلو تلو میخوری، مارک.
‫پس ممکنه سرگیجه باشه.

16:10.561 --> 16:12.391
‫باید برای معاینات بیشتر همینجا بمونی.

16:12.431 --> 16:16.071
‫و میتونیم مانور دیکس هالپایک رو انجام بدیم
‫تا مجاری نیم‌ دایره‌ رو به حالت اول برگردونیم.

16:16.171 --> 16:18.441
‫مجاری نیم ‌دایره‌ مینونن منتظر بمونن!

16:18.471 --> 16:21.781
‫بیرون غوغائه.
‫و من اون مرزِ باریکِ نظم و قانونم.

16:21.781 --> 16:23.311
‫البته نه به اون باریکی که قبلاً بودم.

16:23.351 --> 16:25.551
‫خیلی ممنون که این رو به رخم کشیدی.

16:25.591 --> 16:30.631
‫ولی الان، بیشتر از هر زمان دیگه ‌ای،
‫پورت ‌ون به کلانترش نیاز داره.

16:30.661 --> 16:32.531
‫و اون کلانتر منم.

16:35.541 --> 16:36.811
‫باشه.

16:37.811 --> 16:39.751
‫فشار خونت طبیعیه.

16:39.851 --> 16:42.621
‫اضافه‌ وزنِ بی‌ دلیلت یکم نگران ‌کننده‌ست.

16:42.651 --> 16:44.061
‫بی ‌دلیل نیست.

16:44.091 --> 16:46.931
‫تازگی ‌ها خیلی گرسنه‌م میشه.

16:46.931 --> 16:49.801
‫اشتهات زیاد شده و گفتی
‫احساس خستگی داری؟

16:49.901 --> 16:51.941
‫- اوهوم.
‫- هنوز آنتی ‌بیوتیک میخوری...

16:51.941 --> 16:53.341
‫برای اون جراحت؟

16:53.341 --> 16:54.981
‫آخرین دونه‌ش رو امروز صبح خوردم.

16:55.081 --> 16:56.381
‫موقع مصرفشون الکل هم خوردی؟

16:56.481 --> 16:59.691
‫معلومه که نه.
‫اونقدرها عقلم میرسه.

17:00.721 --> 17:08.071
‫خیلی خب، همه چی تقریباً عادی به نظر میاد،
‫ولی با توجه به مجموعه‌ علائمت...

17:08.101 --> 17:12.211
‫باز هم میخوام احتمالِ پر کاری تیروئید،
‫عدم تعادل انسولین و کم ‌خونی رو رد کنم.

17:12.251 --> 17:16.121
‫میگم ایلین ازت خون بگیره و وقتی
‫جواب آزمایش ‌ها اومد بهت زنگ میزنم.

17:16.221 --> 17:18.361
‫ولی نه به هیچ دلیل دیگه‌ ای.

17:18.391 --> 17:21.131
‫فقط برای گپ زدن و این حرف ‌ها زنگ نزن.

17:21.231 --> 17:23.971
‫چون اون دوران دیگه تموم شده.

17:24.071 --> 17:26.741
‫- بد اخلاقی.
‫- بد اخلاقی.

17:28.851 --> 17:31.221
‫چی شده؟

17:32.821 --> 17:34.621
‫- مارتین؟ سلام.
‫- اوه.

17:34.721 --> 17:36.391
‫سلام، آره، بفرما تو.

17:36.391 --> 17:39.171
‫من... من فقط یه لحظه... ام...

17:39.271 --> 17:44.011
‫ببین، موضوع اینه که به عنوان
‫عضو موقتِ شورای شهر...

17:44.011 --> 17:48.281
‫باید به مراسم فرش قرمزِ
‫رولِ خرچنگ امشب بیای.

17:48.321 --> 17:50.991
‫ام، و فکر کنم آخرین کاری باشه
‫که دلت بخواد انجام بدی.

17:51.091 --> 17:58.271
‫و برای اینکه جالب‌ ترش کنیم جنیوا میخواد
‫همه پلیور بپوشیم و این یکی مال توئه.

18:02.281 --> 18:07.691
‫آره، باشه، ام، من بهش میگم که
‫سرت خیلی شلوغ بوده باشه؟

18:07.721 --> 18:11.361
‫راستش، میدونی،
‫میخواستم بهت بگم، ام...

18:11.401 --> 18:12.531
‫بله.

18:12.571 --> 18:14.471
‫اون شب که به سالتی بریز اومدم...

18:14.571 --> 18:16.041
‫- تا در موردِ...
‫- آره، در موردِ...

18:16.141 --> 18:18.781
‫اون، و... و گفتی که میخوای...

18:18.881 --> 18:20.751
‫- آره.
‫- آره ولی...

18:20.851 --> 18:24.891
‫خب، اگه هنوز برای داشتنِ...
‫یه بچه... جدی هستی...

18:26.361 --> 18:27.301
‫خب؟

18:27.331 --> 18:30.701
‫- من، خب...
‫- چی؟

18:30.741 --> 18:34.911
‫من متخصصی رو میشناسم که
‫فکر کنم بخوای باهاش صحبت کنی.

18:35.011 --> 18:38.521
‫اوه، خب، یه متخصص.

18:38.621 --> 18:39.691
‫- اوم...
‫- آره.

18:39.721 --> 18:41.931
‫بیماری هموکروماتوزت
‫و تجمع آهن توی بدنت...

18:42.031 --> 18:43.631
‫- میتونه روی باروری اثر بذاره.
‫- اوه.

18:43.731 --> 18:45.871
‫و این موضوع کنار سن و سالت، من...

18:45.971 --> 18:48.971
‫آره، خب، منظورت اینه که من خیلی خوب
‫برای این موضوع برنامه‌ ریزی کردم.

18:50.211 --> 18:52.781
‫خب، تو یه متخصص میشناسی؟

18:52.881 --> 18:56.191
‫آره، متخصص باروری، یکی از بهترین‌ هاست.
‫ولی مطبش توی بوستونه.

18:56.221 --> 19:01.461
‫اوه، من خوشحال میشم به بوستون برم
‫تا یکی از بهترین‌‌ها رو ببینم...

19:01.461 --> 19:03.601
‫عالیه، خیلی خب، من...

19:03.601 --> 19:05.811
‫- بهش ایمیل میزنم، برای تو هم...
‫- باشه.

19:05.841 --> 19:08.041
‫اطلاعات تماسش رو میفرستم.

19:08.081 --> 19:09.411
‫- خب، ممنون، ممنون.
‫- آره.

19:09.511 --> 19:10.681
‫آره.

19:13.221 --> 19:15.061
‫لوئیزا.

19:15.091 --> 19:16.291
‫بله، مارتین؟

19:20.231 --> 19:24.511
‫وقتی تو و مارک با هم بودید هیچ ‌وقت
‫پیش اومد که به الکل یا مواد پناه ببره...

19:24.611 --> 19:26.581
‫موقعی که احساس استرس
‫یا افسردگی میکرد؟

19:26.581 --> 19:27.621
‫اصلاً، میدونی که.

19:27.651 --> 19:31.461
‫هر چند اگه راستش رو بخوای یادم نمیاد مارک
‫هیچ ‌وقت مضطرب یا افسرده بوده باشه.

19:31.491 --> 19:34.231
‫اون همیشه خیلی مثبت ‌گرا و شاد بود.

19:34.331 --> 19:38.441
‫باید بودن با کسی که همیشه
‫انقدر شاده لذت ‌بخش بوده باشه.

19:39.411 --> 19:40.981
‫در واقع، همینجوری بود.

19:43.411 --> 19:45.281
‫- اوه،
‫- ببخشید. دکتر...

19:45.381 --> 19:51.101
‫باید فوراً در مورد مراسم
‫امشب باهات صحبت کنم.

19:51.131 --> 19:52.731
‫قراره عالی بشه.

19:57.181 --> 20:00.451
‫ملین اثر کرد.
‫ولی دوباره تکرار شد.

20:00.551 --> 20:01.921
‫باز هم یه آدم کوچولو دفع کردم.

20:02.021 --> 20:03.221
‫داری شوخی میکنی دیگه.

20:03.251 --> 20:05.261
‫نکنه شروعش اینجوریه؟
‫اول کلیدهات رو گم میکنی...

20:05.291 --> 20:07.031
‫و بعد اسم‌‌ها یادت نمیمونه.

20:07.061 --> 20:09.801
‫و بعد هم شروع میکنی توی
‫مدفوعت آدم ‌کوچولو ببینی.

20:09.801 --> 20:13.141
‫گرگ، میدونم اون تویی.

20:13.141 --> 20:14.311
‫حالت خوبه؟

20:14.411 --> 20:16.551
‫آره، البته، چرا خوب نباشم؟

20:16.551 --> 20:19.751
‫رنگت پرید و بیرون اومدی،
‫و حالا هم توی مطب دکتری...

20:19.851 --> 20:21.361
‫و نمیذاری داخل بیام.

20:24.161 --> 20:26.931
‫تعقیبت کردم.

20:26.971 --> 20:29.841
‫ببخشید عزیزم،
‫ولی رفتارت خیلی عجیب شده.

20:29.841 --> 20:32.581
‫چیزی هست که بهم نگفته باشی؟

20:32.611 --> 20:34.921
‫- نمیتونم بلند بگم.
‫- هوم.

20:34.951 --> 20:36.591
‫باید بهش بگی.

20:36.691 --> 20:40.291
‫هر چی که هست،
‫با هم از پسش بر میایم.

20:40.291 --> 20:43.371
‫دکتر، رک و پوست ‌کنده بهم بگو.

20:44.741 --> 20:46.671
‫گرگ فکر می‌کنه داره
‫آدم ‌کوچولو دفع می‌کنه.

20:46.771 --> 20:47.841
‫چی؟

20:47.941 --> 20:50.751
‫دو بار پیش اومده، و خیالاتی هم نشدم.

20:50.851 --> 20:56.931
‫ممکنه چیزی بلعیده باشی،
‫مثلاً سرباز اسباب ‌بازی یا...

20:57.031 --> 20:59.571
‫نه، من یادداشت روزانه غذا دارم.

20:59.601 --> 21:01.841
‫فکر کنم یادم میموند
‫بنویسم سرباز اسباب‌ بازی.

21:01.871 --> 21:04.441
‫تازه، لباس سربازها رو هم نپوشیده بودن.

21:06.481 --> 21:09.191
‫چند تا آدم ‌کوچولو دفع کردی؟

21:09.291 --> 21:14.331
‫دو تا، یکی پنج روز پیش
‫و یکی هم امروز.

21:14.361 --> 21:20.741
‫میدونم احمقانه به نظر میاد،
‫ولی میتونم صورت‌شون رو ببینم.

21:20.841 --> 21:25.151
‫چشم ‌های کوچیک‌شون که
‫به من و جورجی زل زدن.

21:25.181 --> 21:29.361
‫- حس میکنم میشناسمشون.
‫- وایسا، وا... وایسا ببینم.

21:29.391 --> 21:32.431
‫این دو تا آدم ‌کوچولو تاکسیدو تنشون بود؟

21:36.241 --> 21:36.971
‫گرگ، خیلی چندشه.

21:40.621 --> 21:42.651
‫- اوه!
‫- هان؟ گرگ، چجوری تونستی؟

21:42.691 --> 21:46.691
‫من این کار رو نکردم، همچین کاری نمیکنم.
‫ من حتی یادم رفته بود که توی فریزر داریمش.

21:46.731 --> 21:47.631
‫چی بود؟

21:47.731 --> 21:51.241
‫طبقه‌ بالای کیک عروسیمون.

21:51.271 --> 21:54.241
‫قرار بود توی اولین سالگردمون،
‫با هم بخوریمش.

21:54.341 --> 21:57.181
‫که هیچ ‌وقت نخوردیم چون
‫خب تو هم یادت رفته بود.

21:57.221 --> 21:59.651
‫ولی من بدون تو نخوردمش،
‫اون هم با مجسمه ‌های داماد.

21:59.751 --> 22:01.361
‫حتماً باید یه توضیح دیگه ‌ای داشته باشه.

22:01.391 --> 22:05.001
‫من مطلقاً هیچ خاطره‌ ای
‫از این موضوع ندارم.

22:05.031 --> 22:07.271
‫شاید توی خواب غذا میخوری.

22:07.371 --> 22:08.571
‫واقعاً همچین چیزی هست؟

22:08.671 --> 22:11.411
‫آره هست و میتونه خطرناک باشه.

22:11.441 --> 22:15.691
‫آدم ‌ها توی خواب گاهی از وسایل تیز استفاده میکنن،
‫یا چیزهای غیر خوراکی میخورن.

22:15.791 --> 22:18.631
‫عزیزم، توی تخت خرده ‌ریزه بوده.

22:18.661 --> 22:19.831
‫میخواستم ازت بپرسم.

22:19.931 --> 22:22.531
‫خیلی چندش ‌آور و خجالت ‌آوره.

22:22.631 --> 22:27.541
‫چجوری ممکنه از توی اتاق‌ خواب‌مون این‌
‫همه راه تا طبقه پایین برم و نه فقط کیک...

22:27.641 --> 22:31.581
‫بلکه مجسمه‌‌های روی کیک رو هم بخورم
‫و توی تخت برگردم و هیچی هم یادم نیاد؟

22:31.681 --> 22:34.291
‫نه، میتونی یه دوربین بذاری تا ببینی
‫واقعاً همین اتفاق میفته یا نه.

22:34.291 --> 22:38.401
‫اوه، حتماً.
‫ بذار این خفت و خواری کاملاً تکمیل بشه.

22:38.431 --> 22:39.931
‫من اصلاً نمیدونستم شما
‫با هم ازدواج کردید.

22:40.031 --> 22:43.571
‫آره، هیچکس نمیدونست ولی دیگه لو رفتیم.

22:43.571 --> 22:47.881
‫آخه نمیخواستیم شلوغش کنیم،
‫برای همین پنج سال پیش به محضر رفتیم.

22:47.981 --> 22:51.291
‫ولی جورجی باز هم میخواست یه کیک
‫عروسی بزرگ و خوشگل درست کنه...

22:51.291 --> 22:53.291
‫حتی اگه فقط خودمون دو نفر بودیم.

22:53.331 --> 22:56.431
‫بعد از پنج سال هنوز خوشمزه بود؟

22:56.431 --> 22:58.441
‫تا وقتی جرم ثابت نشه، بی‌‌ گناهم.

22:58.541 --> 23:01.181
‫مدرکش توی دستشویی معلوم میشه.

23:02.981 --> 23:05.521
‫- خب، خوب بود.
‫- اوه، اون...

23:08.221 --> 23:11.101
‫به نظرتون راز موفقیت رابطه‌تون چیه؟

23:11.131 --> 23:14.971
‫اوه، جورج واقعاً هم‌ صحبت خوبیه.

23:15.001 --> 23:19.211
‫گرگ هم همین‌طور.
‫همیشه خنده به لبم میاره.

23:19.311 --> 23:22.591
‫و خیلی هم بانمکه.

23:22.621 --> 23:24.761
‫تنهاتون میذارم.

23:24.861 --> 23:27.131
‫و من گفتم اون آدم‌ کوچولوها
‫تاکسیدو تنشون بود؟

23:27.231 --> 23:30.741
‫آره، خب، علاوه بر خوردن طبقه بالای...

23:30.841 --> 23:35.651
‫کیک عروسی‌مون که ۵ سال توی فریزرمون بود،
‫مجسمه ‌های روی کیک رو هم خورد.

23:35.751 --> 23:38.081
‫انگار اینجوریه.
‫هنوز مدرکی ندیدیم.

23:38.121 --> 23:42.491
‫وایسید، شما دو تا پنج سال پیش
‫ازدواج کردید و به کسی نگفتید؟

23:42.531 --> 23:44.531
‫نمیخواستیم باعث ناراحتی کسی بشیم.

23:44.631 --> 23:46.201
‫ناراحتی؟
‫اون هم برای عروسیتون؟

23:46.301 --> 23:50.411
‫این موضوع ممکنه برای خیلی‌ها حساس باشه،
‫آدم هیچ ‌وقت نمیدونه.

23:50.511 --> 23:53.181
‫شما دو نفر ستون‌‌های این شهرید.

23:53.181 --> 23:58.361
‫منظورم اینه که توی هر مراسم یا رسم و رسوم
‫مسخره ای اولین نفر پیش‌ قدم میشدید.

23:58.391 --> 24:00.231
‫منظورم اینه که به خودتون نگاه کنید،
‫خیلی مسخره شدید.

24:00.231 --> 24:01.361
‫- اشتباه میکنی.
‫- هی!

24:01.361 --> 24:04.641
‫من فقط... آخه چجوری میتونستید نگرانِ
‫پذیرفته نشدن، نگرانِ پذیرفته نشدن باشید؟

24:04.671 --> 24:09.611
‫میدونستیم احتمالاً مشکلی پیش نمیاد،
‫ولی چرا ریسک کنیم؟

24:09.651 --> 24:11.521
‫ام...

24:13.921 --> 24:17.061
‫- وقت رقص بیگده ‌دانسه!
‫- اوه.

24:17.061 --> 24:19.631
‫شنیدم که همتون حسابی تمرین کردید.

24:19.671 --> 24:26.911
‫ولی برای اونایی که تمرین نکردن،
‫این کار مثل آب خوردن ساده‌ست.

24:26.951 --> 24:29.521
‫قراره رقص ریل فرا فیورد هاون رو اجرا کنیم.

24:29.621 --> 24:35.431
‫ریل یه رقص محلی و سنتی نروژیه که
‫سه تا مرحله داره شامل دست زدن...

24:36.671 --> 24:40.111
‫بالا و پایین پریدن و تاختن.

24:40.141 --> 24:41.741
‫از همون پریدنش دیگه باهات نیستم.

24:44.851 --> 24:46.551
‫هیا!

24:50.431 --> 24:53.071
‫و حرکت.

24:53.101 --> 24:57.841
‫خب سارا، شنیدم مسئول خرچنگ های
‫خوشمزه ‌ای هستی که خوردیم.

24:57.941 --> 25:00.411
‫واقعاً همشون رو خودت صید کردی؟

25:00.451 --> 25:02.851
‫اوه، ممنون.
‫آره، کارِ مهمی نبود.

25:02.891 --> 25:05.291
‫فقط سه روزِ ۱۶ ساعته صیدِ خرچنگ بود.

25:05.321 --> 25:07.731
‫اوه، من عاشقِ زن ‌های سخت‌کوشم.

25:07.831 --> 25:09.801
‫توی نروژ، ما هم سرسخت بار اومدیم.

25:09.831 --> 25:11.471
‫ما تا ۹۰ سالگی ماهیگیری میکنیم.

25:11.571 --> 25:14.011
‫- اوه، خب.
‫- باعث افتخاره که باهات آشنا میشم.

25:14.111 --> 25:17.551
‫این رو به همه میگه.

25:17.581 --> 25:18.851
‫چِته؟

25:18.891 --> 25:21.221
‫نمیدونم فقط بهشون اعتماد ندارم.

25:21.321 --> 25:22.891
‫- به حساب غریزه بذارش.
‫- اوم...

25:22.991 --> 25:27.101
‫خب، دفعه‌ بعد که مهمون داشتیم،
‫چطوره ازشون بخوایم توی چشم‌مون تف کنن...

25:27.201 --> 25:28.341
‫و به ساق پامون لگد بزنن؟

25:28.441 --> 25:30.471
‫اینجوری خوشحال میشی، هان؟

25:30.511 --> 25:31.581
‫بهش فکر کن.

25:31.741 --> 25:36.251
‫میدونی که دوره‌ حضورت
‫توی شورا موقتیه؟

25:36.291 --> 25:41.521
‫بهت اطمینان میدم تنها کسی که بیشتر از تو
‫میخواد من از این شورای شهر برم خودمم.

25:47.311 --> 25:49.011
‫فردا صبح با اولین قطار به بوستون میرم...

25:49.051 --> 25:50.851
‫- تا با دکتر مونتگومری حرف بزنم.
‫- اوهوم.

25:50.881 --> 25:52.391
‫چی بهش گفتی که انقدر زود بهم وقت داد؟

25:52.491 --> 25:55.121
‫- هیچی.
‫- اوه، خب، ممنونم.

25:56.061 --> 25:59.601
‫- سلام!
‫- اوه، سلام، اوه، سلام!

26:03.511 --> 26:05.081
‫امشب مگه چقدر مشروب خوردی؟

26:05.181 --> 26:08.321
‫فقط یه جرعه آکوآویت.
‫اونا رول‌‌های خرچنگ‌مون رو تست کردن...

26:08.351 --> 26:10.891
‫ما هم آکوآویت اونا رو.
‫یه جور تبادل فرهنگیه.

26:10.921 --> 26:12.361
‫بوی الکل رو توی نفست حس میکنم.

26:12.461 --> 26:13.901
‫چی، یعنی الان داری بهم میگی دروغگو؟

26:13.931 --> 26:18.041
‫فقط نگرانتم، چرا نمیری یه ذره آب بخوری؟
‫مواظب باش.

26:18.141 --> 26:19.911
‫بیا بگیم یه نفر به خونه برسونتت.

26:20.011 --> 26:22.111
‫برای بار آخر میگم.
‫حالم خوبه، باشه؟

26:22.111 --> 26:24.481
‫فقط... فقط...

26:34.571 --> 26:37.811
‫- اوضاع خوبه؟
‫- عالیه.

26:37.911 --> 26:40.181
‫کاملاً موافقم.
‫فکر کنم عالی پیش میره.

26:40.211 --> 26:44.391
‫فکر کنم اونا دارن از وسط
‫دست‌مون غذا میخورن.

26:44.391 --> 26:46.291
‫اینجوری میگن؟

26:48.501 --> 26:51.071
‫مارک؟ ‫مارک؟

26:51.171 --> 26:54.111
‫هو!

26:56.821 --> 26:58.021
‫- خوبی؟
‫- آره.

27:01.791 --> 27:04.601
‫واقعاً معذرت میخوام!
‫خیلی متاسفم، حالتون خوبه؟

27:04.701 --> 27:06.371
‫مارک، همین الان باید تست الکل بدی.

27:06.401 --> 27:09.441
‫چه مرگت شده؟
‫نزدیک بود ما رو به کشتن بدی.

27:16.321 --> 27:18.961
‫اوه، واقعاً مستم.

27:18.991 --> 27:22.061
‫منظورم اینه که طبق این دستگاه،
‫ولی این نمیتونه درست باشه.

27:22.101 --> 27:27.241
‫- چی نشون میده؟
‫- ۰.۱۶، در حالی که ۰.۰۸ حد قانونیه.

27:27.241 --> 27:30.281
‫ولی من فقط همون یه جرعه
‫آکواویت رو خوردم.

27:30.311 --> 27:31.451
‫شکمم هم کاملاً پر بود.

27:31.551 --> 27:35.221
‫سه تا ساندویچ خرچنگ خوردم
‫و یه عالمه از اون چیز نروژی‌ ها...

27:35.261 --> 27:38.861
‫همون کانلبولرها،
‫شیرینی ‌های نروژی که خوردم.

27:38.901 --> 27:41.271
‫دارم راستش رو میگم.
‫من مست نیستم.

27:41.301 --> 27:45.751
‫این دقیقاً همون چیزیه که مست ‌ها
‫وقتی جلوشون رو میگیرم میگن.

27:45.851 --> 27:51.921
‫انکار میکنن، بحث میکنن و التماس میکنن،
‫و من باز هم مجبورم براشون جریمه بنویسم.

27:55.871 --> 28:01.211
‫نشانم رو بگیر، کلیدهام رو بگیر.
‫من رو بگیر.

28:06.291 --> 28:09.261
‫مارک، واقعاً فکر نمیکنم
‫نیازی به این کار باشه.

28:09.361 --> 28:12.261
‫قانون، قانونه.

28:12.361 --> 28:14.041
‫با اینکه من مست نیستم.

28:14.071 --> 28:15.871
‫باید حرفم رو باور کنی، دکتر.

28:15.911 --> 28:18.911
‫دلم میخواد ولی همین الان
‫توی تست الکل سنج رد شدی.

28:18.911 --> 28:23.761
‫بوی تند الکل میدادی
‫و نزدیک بود ما رو زیر بگیری.

28:23.761 --> 28:26.861
‫مارک، اگه چیزی خوردی میتونی بهم بگی.

28:26.891 --> 28:32.171
‫شاید اونقدر زیاد میخورم که
‫حتی یادم نمیاد خورده باشم.

28:32.271 --> 28:34.911
‫دو ماه خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم.

28:34.941 --> 28:41.961
‫میدونی، مثلاً به هم خوردن نامزدی،
‫ماجرای اون میله، کلامیدیا...

28:42.061 --> 28:45.461
‫و از همه بدتر،
‫صمیمی‌ ترین رفیقم بهم خیانت کرد.

28:45.461 --> 28:47.671
‫اوه بیخیال اون میله
‫باید اولویت اول باشه.

28:47.671 --> 28:50.111
‫هی رفیق، اینا رو بگیر.

28:50.211 --> 28:52.411
‫تقصیر منه، بد پرتاب کردم.

28:52.411 --> 28:53.911
‫این رو هم به لیست اضافه کن.

28:53.951 --> 28:58.391
‫فقط بذار صبح بیرون برم،
‫وقتی که فرصت داشتم بخوابم تا بپره.

28:58.491 --> 28:59.831
‫و به کاری که کردم فکر کنم.

28:59.931 --> 29:00.931
‫مارک، این مسخره‌ست.

29:00.961 --> 29:02.231
‫بذار به خونه برسونمت.

29:02.331 --> 29:06.311
‫نه رفیق، راه نداره.
‫من توی هلفدونی میخوابم.

29:06.341 --> 29:10.051
‫حتی فکر فراری دادنم از اینجا رو هم نکن.

29:10.081 --> 29:11.981
‫خیلی خب، باشه.

29:12.081 --> 29:15.491
‫ولی کلیدهای سلول رو همینجا برات میذارم.

29:15.591 --> 29:23.341
‫باشه، راحت باش ولی نمیذارم خودم ازشون
‫استفاده کنم چون این بهترین نمایشم نیست.

29:24.481 --> 29:25.981
‫مارتین.

29:26.081 --> 29:28.891
‫مارتین، قبل از اینکه بری...

29:34.461 --> 29:37.941
‫میشه اون جعبه‌ دونات رو
‫از لای میله‌‌ها بهم بدی؟

29:41.111 --> 29:43.951
‫دکتر مونتگومری ممنون که
‫من رو توی برنامه‌ت جا دادی.

29:43.981 --> 29:46.391
‫خواهش میکنم، خب، راستش،
‫اونقدر هم بی ‌دردسر نبود.

29:46.421 --> 29:48.691
‫مجبور شدم کلی از کارهام رو جابجا کنم.

29:48.721 --> 29:51.001
‫واقعاً مارتین بست‌ تو رو معرفی کرده؟

29:51.101 --> 29:52.771
‫آره، چیز عجیبیه؟

29:52.871 --> 29:55.141
‫با توجه به اینکه چقدر یهویی
‫بوستون رو ترک کرد آره.

29:55.171 --> 29:57.341
‫و اون پزشکِ خانواده‌ته؟

29:57.371 --> 29:58.611
‫آره، اوم...

29:58.641 --> 30:01.021
‫- و لابد یه دوست.
‫- که اینطور.

30:01.121 --> 30:02.751
‫اون یه پزشک محلی توی پورت ونه.

30:02.791 --> 30:06.461
‫- ببخشید، پورتِ چی؟
‫- پورت ونِ ایالت مِین.

30:06.561 --> 30:09.731
‫آهان، جایی که بچگی ‌هاش
‫تابستون‌‌ها رو میگذروند.

30:09.771 --> 30:11.871
‫اوم، چجوری مارتین رو میشناسی؟

30:11.901 --> 30:13.971
‫ما قبلاً با هم بودیم.

30:14.011 --> 30:16.281
‫اوه.

30:16.281 --> 30:21.291
‫واقعاً خوب شد که پیشم اومدی،
‫چون پنجره‌ باروریت داره بسته میشه.

30:21.291 --> 30:26.901
‫ولی یعنی فقط در حد یه لایِ بازه،
‫یا هنوز میشه نسیمی رو حس کرد؟

30:26.931 --> 30:29.101
‫بامزه‌ ای.

30:30.341 --> 30:33.411
‫خب، همونجوری که می‌بینی
‫توی سونوگرافی مشخصه که...

30:33.451 --> 30:37.761
‫تعداد فولیکول‌‌های آنترالت پایینه،
‫که نشون ‌دهنده‌ کاهش ذخیره‌ تخمدانه.

30:37.791 --> 30:40.191
‫این برای زن ‌های همسنم طبیعیه؟

30:40.291 --> 30:45.101
‫کاهش‌ یافته یعنی توی مقایسه
‫با زن ‌های همسنت کمه.

30:45.201 --> 30:46.011
‫عالیه.

30:46.041 --> 30:51.051
‫خب، اگه جواب آزمایش خونت بیاد
‫و نشون بده که سطح FSH بالاست...

30:51.051 --> 30:53.151
‫آی‌ وی ‌اف بهترین گزینه‌ست.

30:53.191 --> 30:54.421
‫پارتنرت با آی‌ وی ‌اف موافقه؟

30:54.461 --> 31:00.331
‫راستش، در حال حاضر پارتنری ندارم،
‫ظاهراً برای همین هم بیش از حد منتظر موندم.

31:00.331 --> 31:03.811
‫خب، سحرخیز باش تا اسپرم نصیبت بشه.

31:03.911 --> 31:05.751
‫- شوخی میکنم، نه، شوخی نمیکنم.
‫- اوه.

31:05.781 --> 31:09.251
‫وقتی جواب‌‌ها بیاد،
‫همه چی قطعی ‌تر مشخص میشه.

31:09.351 --> 31:12.291
‫راستی، این مارتین، هنوز مجرده؟

31:12.391 --> 31:13.561
‫فکر کنم.

31:13.661 --> 31:14.701
‫- فکر کنم.
‫- اوهوم.

31:14.801 --> 31:17.301
‫اوم، چجوری با هم آشنا شدید؟

31:17.401 --> 31:18.341
‫- دانشکده پزشکی.
‫- اوه!

31:18.371 --> 31:20.311
‫- توی دانشکده با هم بودید؟
‫- آره.

31:20.341 --> 31:22.111
‫و بعدش هم تا چند سال.

31:22.211 --> 31:23.651
‫- چند سال، خب.
‫- ولی ما با...

31:23.751 --> 31:27.491
‫کارمون ازدواج کرده بودیم و فکر کنم
‫هیچ‌ وقت نتونست من رو فراموش کنه.

31:27.491 --> 31:30.801
‫- معلومه.
‫- آره، معلومه.

31:32.361 --> 31:33.841
‫پس دیگه باید شلوارم رو بپوشم.

31:33.871 --> 31:34.871
‫خیلی خب.

31:34.901 --> 31:38.441
‫خب، برای نتایج آزمایش
‫باهات تماس میگیرم.

31:38.541 --> 31:39.381
‫- باشه.
‫- باشه؟

31:39.381 --> 31:42.921
‫و لطفاً به مارتی از طرفم سلام برسون.

31:43.421 --> 31:44.561
‫حتماً.

31:46.461 --> 31:48.331
‫اوه، اومد.

31:48.431 --> 31:50.001
‫حالم از خودم به هم میخوره.

31:51.101 --> 31:54.311
‫من یه نئاندرتالِ لجنم که
‫توی خواب غذا میخورم.

31:54.411 --> 31:55.851
‫چجوری جلوش رو بگیرم؟

31:55.851 --> 31:59.851
‫خب، سؤال اینجاست که چرا اصلاً
‫شروع شد و چرا کیک عروسی؟

31:59.951 --> 32:03.391
‫خب، راستش تازگی ‌ها
‫۵ سال از ازدواجمون گذشت.

32:03.491 --> 32:08.001
‫و فکر کنم همیشه عذاب ‌وجدان داشتم
‫چون ازدواجمون رو مخفی کردیم.

32:08.001 --> 32:10.741
‫جورج به مامان و باباش گفت،
‫ولی من حتی این کار رو هم نکردم.

32:10.841 --> 32:12.281
‫- اممم.
‫- خب، شاید علتش همینه.

32:12.311 --> 32:15.521
‫حالا، گفتار درمانی میتونه کمک کنه.
‫ممکنه حالا که بقیه هم میدونن یکم آروم ‌تر بشی.

32:15.551 --> 32:19.261
‫فقط مطمئن بشو که شب ‌ها به ‌اندازه
‫غذا میخوری تا گرسنه نشی، باشه؟

32:19.361 --> 32:23.431
‫و توی بدترین حالت بعضی‌ ها
‫به درِ یخچالشون قفل میزنن.

32:23.471 --> 32:25.141
‫متأسفم، جورجی.

32:25.171 --> 32:27.541
‫تو برای این شرایط نیومده بودی.
‫من مایه‌ خجالتم.

32:27.641 --> 32:31.481
‫گوش کن، من برای توی
‫بیماری و سلامت بله گفتم.

32:31.521 --> 32:33.521
‫و عزیزم، این واقعاً یه بیماریه.

32:33.621 --> 32:35.491
‫وایسا، انگار هنوز ادامه داره.

32:35.491 --> 32:37.161
‫وایسا، این که تو نیستی.

32:37.161 --> 32:39.031
‫- اوه.
‫- این لودویگه.

32:39.031 --> 32:41.901
‫دوست نروژیمون توی
‫آشپزخونه‌ت چیکار می‌کنه...

32:41.901 --> 32:45.311
‫- اون هم ساعت ۳ صبح؟
‫- شب‌ خورها از همراه داشتن خوششون میاد.

32:45.311 --> 32:47.351
‫چرا توی اون یخچالِ بزرگ؟

32:47.451 --> 32:50.521
‫اوه، آره، چون ناراحت بود که
‫ما یخچال کوچیک نداریم...

32:50.561 --> 32:51.891
‫و باید داروهای سیگرید رو یه جا می‌ذاشت.

32:51.991 --> 32:53.431
‫برای همین بهش گفتم میتونه
‫از مال ما استفاده کنه.

32:53.531 --> 32:55.301
‫سیگرید بهم گفت که
‫به دارو اعتقادی نداره.

32:55.331 --> 32:56.901
‫این هم یه دلیل دیگه برای
‫اینکه ازش خوشت نیاد.

32:56.931 --> 32:58.741
‫- اوه.
‫- چجوری میتونی از سیگی خوشت نیاد؟

32:58.841 --> 33:02.181
‫- ما که کشته ‌مرده‌شیم.
‫- اون مثل باربیِ اسکاندیناویه...

33:02.211 --> 33:04.721
‫که از کِنِ اسکاندیناوی بارداره.

33:04.821 --> 33:07.561
‫زیادی جدی نگرفتید؟
‫ببینید یه لحظه هم وقت نداشتم.

33:07.591 --> 33:12.771
‫شنیدم سیگی داشت با لودویگ
‫عالی انگلیسی حرف میزد.

33:12.801 --> 33:19.251
‫اوهوم، آره، اصلاً خبری از این نبود که،
‫به همین سادگی، مثل آب خوردن.

33:19.351 --> 33:21.451
‫- فکر کردی اونقدر بد بود؟
‫- لهجه‌‌ت افتضاح بود.

33:21.551 --> 33:22.721
‫- باشه.
‫- ولش کنید.

33:22.751 --> 33:24.861
‫چرا دارن وانمود میکنن که
‫انگلیسیشون زیاد خوب نیست؟

33:24.891 --> 33:28.061
‫شاید این روششونه که
‫کمتر ترسناک به نظر بیان.

33:28.161 --> 33:31.041
‫چون از هر نظر جذاب و بی ‌نقص هستن.

33:32.341 --> 33:34.441
‫- الان داره بیرون میاد.
‫- ای کاش.

33:36.051 --> 33:37.551
‫باید ببینم توی انباریتون چی داری.

33:42.991 --> 33:47.231
‫خب، اینجا هیچ دارویی نمی‌بینم،
‫فقط یه ماست نروژیه.

33:47.231 --> 33:48.971
‫پس دیدی لودویگ دروغگوئه؟

33:49.001 --> 33:50.511
‫یا شاید هم فقط ماست دوست داره.

33:50.511 --> 33:52.141
‫حالا بدگویی از مهمون هامون تموم شد؟

33:52.241 --> 33:54.081
‫چون باید به سر کار بریم.

34:01.631 --> 34:03.231
‫احساس میکنم این نقض حریم خصوصیه.

34:03.231 --> 34:06.711
‫- اینجا آشپزخونه‌ خودته.
‫- شاید اونا داروهاش باشن.

34:06.711 --> 34:07.781
‫اینا دارو نیستن.

34:07.811 --> 34:11.851
‫اینا نمونه‌‌های آب هستن که
‫روشون تاریخ و زمان خورده.

34:11.851 --> 34:13.391
‫چرا باید به نمونه‌‌های آب نیاز داشته باشه؟

34:13.421 --> 34:15.561
‫- اون معلم علومه.
‫- خودش که اینجوری میگه.

34:15.661 --> 34:18.001
‫خیلی خب، دکتر، دیگه کافیه.

34:18.031 --> 34:20.371
‫انقدر بدبین نباش.
‫آدم‌‌های نازنینی هستن.

34:20.401 --> 34:23.311
‫جدی، چرا همیشه بدترین فکر رو میکنی؟

34:23.411 --> 34:28.151
‫البته، آدم‌‌های بد وجود دارن،
‫ولی دنیا پر از آدم ‌های خوب، مهربون...

34:28.251 --> 34:30.491
‫بخشنده و بزرگه.

34:30.521 --> 34:32.791
‫چرا باورش برات انقدر سخته؟

34:32.791 --> 34:35.001
‫چون نمیدونم.
‫تجربه‌‌م این نبوده.

34:35.031 --> 34:38.141
‫خب، هیچ‌ وقت برای تغییر دیر نیست.

34:38.171 --> 34:39.501
‫این شعارِ شهره؟

34:39.541 --> 34:41.141
‫تو سومین نفری که امروز...

34:41.141 --> 34:43.281
‫اوه، نتایج آزمایشگاه کلانتر مارک.

34:43.281 --> 34:44.551
‫من باید برم مارک رو ببینم.

34:44.581 --> 34:48.191
‫خب، شاید اون بتونه توی حلِ پرونده‌
‫اون ماستِ مشکوک بهت کمک کنه.

34:48.291 --> 34:49.431
‫سر جای اولش بذارش.

34:49.461 --> 34:50.891
‫- اون نمیدونه.
‫- گرگ، گرگ، گرگ.

34:50.891 --> 34:52.201
‫به خدا قسم.

34:55.271 --> 34:56.641
‫مارک.

35:05.291 --> 35:08.331
‫اوه، تو... تو، چی؟
‫اینجا چیکار میکنی؟

35:08.431 --> 35:09.871
‫- دنبال مارکم.
‫- منم همین‌طور.

35:09.971 --> 35:12.271
‫شنیدم دیشب اینجا خوابیده
‫و میخواستم ببینم...

35:12.301 --> 35:13.711
‫- حالش خوبه یا نه.
‫- نیست.

35:13.741 --> 35:16.751
‫نتایج آزمایش دیروز صبحش رو گرفتم.

35:16.851 --> 35:20.451
‫سطح الکل خونش همون موقع هم خیلی بالا بوده،
.و باید توی بیمارستان زیر سِرُم باشه

35:20.451 --> 35:21.591
‫اصلاً نمیدونم کجاست.

35:21.691 --> 35:24.291
‫خب، اوم، ماشینش که هنوز اینجاست.

35:24.331 --> 35:26.001
‫نباید زیاد دور شده باشه.
‫بذار، میدونی...

35:26.001 --> 35:28.801
‫جواب تلفنش رو نمیده،
‫بذار دوباره امتحان کنم.

35:41.061 --> 35:42.571
‫مارک!

35:42.601 --> 35:44.671
‫سَلی هم ازش خبری نداره.

35:45.741 --> 35:48.441
‫مارک، جای دیگه‌ ای هست
‫که مارک قبلاً میرفته...

35:48.481 --> 35:52.591
‫- وقتی حالش بد بوده؟
‫- اوم...

35:52.621 --> 35:55.091
‫یه جا هست.

35:55.121 --> 35:57.701
‫آره، درسته.

36:00.131 --> 36:01.471
‫- مارک!
‫- بالاخره.

36:01.501 --> 36:02.971
‫- وای، خدای من.
‫- عالی شد.

36:02.971 --> 36:05.381
‫آخرین کسایی که دلم میخواست ببینم.

36:05.381 --> 36:08.651
‫همینجوریش هم سال افتضاحی داشتم،
‫و حالا الکلی هم شدم.

36:08.651 --> 36:09.951
‫مارک، اونجا اصلاً امن به نظر نمیاد.

36:10.051 --> 36:11.391
‫- خواهش میکنم پایین بیا.
‫- لطفاً.

36:11.491 --> 36:13.961
‫نه، باید خودتون بالا بیاید.

36:14.661 --> 36:16.101
‫اوه، اوه...

36:18.641 --> 36:21.811
‫- خیلی خب، من نگه میدارم، نگه میدارم.
‫- باشه.

36:21.841 --> 36:23.881
‫آره.

36:23.911 --> 36:27.091
‫ببین مارک، من احتمالاً
‫بهتر از هر کی میشناسمت...

36:27.121 --> 36:32.731
‫و واقعاً، واقعاً فکر نمیکنم
‫که تو یه الکلی باشی.

36:32.771 --> 36:34.331
‫منم موافقم، مارک.

36:35.541 --> 36:40.681
‫ولی باید کلی میخوردی تا سطح
‫الکل خونت به اون حد برسه...

36:40.711 --> 36:43.851
‫- باید الان حالت خیلی بد می‌بود.
‫- آره.

36:43.961 --> 36:48.401
‫تراپیستم پرسید به ‌جای نوشیدنِ احساساتم،
‫اونا رو خوردم یا نه.

36:48.401 --> 36:54.141
‫تنها چیزی که عجیب بوده
‫حجم غذاییه که اون میخوره.

36:54.241 --> 36:57.551
‫منظورم اینه که خیلی
‫بیشتر از حد معمول بوده.

36:57.551 --> 36:59.621
‫خب، من احساسات زیادی دارم.

37:08.441 --> 37:09.741
‫سندرم خود تخمیری.

37:09.841 --> 37:12.911
‫نه، این کلمه‌ رمز نیست.

37:14.011 --> 37:18.391
‫بیماریت همینه، قند،
کربوهیدرات، درسته؟

37:18.421 --> 37:21.931
‫به اضافه‌ آنتی‌ بیوتیک ‌ها
‫و اون جراحت معده.

37:22.031 --> 37:26.711
‫روده‌ت داره مخمر رو تخمیر می‌کنه،
و معده‌ت ‫عملاً یه کارخونه‌ آبجوسازی راه انداخته.

37:26.811 --> 37:30.881
‫پس واقعاً توی بدنت الکل داری که باعث میشه
‫مثل یه آدمِ مستِ خطرناک رفتار کنی...

37:30.981 --> 37:34.991
‫چون داری تولیدش میکنی،
‫نه اینکه بخوریش.

37:35.021 --> 37:37.831
‫وایسا، پس من الکلی نیستم،
‫فقط یه کارخونه‌ آبجوسازی ام.

37:37.861 --> 37:40.301
‫- اوهوم.
‫- شنیدی چی گفت، لوئیزا؟

37:40.331 --> 37:42.341
‫شنیدم، شنیدم، ایول!

37:42.441 --> 37:44.781
‫آه!

37:44.881 --> 37:47.621
‫اوه، میشه لطفاً هر دوتون
‫الان پایین بیاید لطفاً؟

37:50.091 --> 37:52.591
‫- اوه، اومدید؟ آره.
‫- مواظب باش.

37:52.631 --> 37:54.461
‫شما دو تا واقعاً به فکرمید.

37:54.491 --> 37:55.731
‫آره، معلومه که هستیم، مارک.

37:55.831 --> 37:57.801
‫به‌ خاطرم از یه خونه ‌درختی بالا رفتی.

37:57.901 --> 37:59.811
‫رفتم ولی اصلاً بهم خوش نگذشت.

37:59.841 --> 38:01.211
‫دوست‌تون دارم.

38:01.241 --> 38:03.381
‫هر دوتون رو، به‌ عنوان دوست.

38:03.481 --> 38:05.081
‫- نه چیزی بیشتر.
‫- خب، آره.

38:06.351 --> 38:08.621
‫اوه، چه باحال!

38:08.621 --> 38:10.761
‫نه، باحال نیست، غیرقانونیه.

38:10.861 --> 38:14.101
‫باید به پلیس خبر بدیم.
‫وایسا، من که خودم پلیسم.

38:16.471 --> 38:18.211
‫وایسا، اون لودویگه؟

38:24.091 --> 38:28.031
‫ممنونم ایلین که آشغال ‌ها رو بیرون نمیریزی،
‫اون هم وقتی که ازت میخوام.

38:28.131 --> 38:31.171
‫باره هیگِلی.
‫یعنی قابلی نداره به نروژی.

38:31.171 --> 38:33.941
‫آل، فکر میکنی بتونی فیلم‌ های
‫این پهپاد رو استخراج کنی؟

38:34.781 --> 38:37.821
‫- شاید.
‫- سلام دکتر وست، حدس بزن چی شده؟

38:37.921 --> 38:41.791
‫من برای کوپرنیک یه ظرف
‫آب و غذا سفارش دادم...

38:41.791 --> 38:44.191
‫که اسمش روشونه.
‫هفته دیگه میرسن.

38:44.231 --> 38:50.141
‫عالیه، گوش کن پیتر،
‫تو نباید به بقیه بگی که من باباتم.

38:50.171 --> 38:52.711
‫- چرا نگم؟
‫- چون حقیقت نداره.

38:52.811 --> 38:55.021
‫ولی اگه دلم بخواد که
‫حقیقت داشته باشه چی؟

38:56.591 --> 38:58.261
‫چرا دلت میخواد من بابات باشم؟

38:58.361 --> 39:02.001
‫بدجنسی، مهربونی، و بهت اعتماد دارم.

39:02.031 --> 39:05.901
‫اوه، خب، تو تنها کسی هستی
‫که فکر نمی‌کنه باید عوض بشم.

39:06.001 --> 39:08.041
‫تو؟ ‫عمراً.

39:08.141 --> 39:09.851
‫اونجوری دیگه خودت نیستی.

39:12.521 --> 39:16.031
‫- ردیف شد دکتر.
‫- تونستی.

39:16.031 --> 39:17.601
‫وارد سیستم پهپاد شدی؟

39:17.701 --> 39:20.131
‫آره. با استفاده از کابل یو ‌اس‌ بی.

39:21.401 --> 39:24.441
‫چرا داره از خط ساحلی فیلم میگیره؟

39:24.471 --> 39:26.411
‫چون قشنگه؟

39:26.451 --> 39:27.921
‫وای.

39:28.981 --> 39:31.791
‫الان زیر آب رفت؟
‫خیلی عجیبه.

39:31.821 --> 39:34.831
‫عجیبه ولی چرا توی پورت ون
‫از زیر آب فیلم میگیره؟

39:34.861 --> 39:37.171
‫اینجا که به صخره‌ های
‫مرجانیش معروف نیست.

39:38.871 --> 39:42.181
‫مگه اینکه به همون دلیلی باشه که
‫میخواستن آب رو آزمایش کنی.

39:43.711 --> 39:47.091
‫اموال صنایع هاواردسن.

39:48.221 --> 39:51.101
‫ال، صنایع هاواردسن رو توی گوگل سرچ کن.

39:51.201 --> 39:56.971
‫- هـ-ا-و-ا-ر...
‫- د-س-ن.

40:01.251 --> 40:04.691
‫صنایع هاواردسن یکی از بزرگ ترین
‫غول ‌های صنایع دریایی جهانه...

40:04.721 --> 40:07.731
‫که درآمد سالانه‌ش تقریباً ۷.۵ میلیارد دلاره...

40:07.831 --> 40:11.001
‫و توی غذاهای دریایی منجمد،
‫کنسروی و تازه تخصص داره.

40:11.001 --> 40:16.881
‫توی نروژه و متعلق به بیورن هاواردسنه،
‫که دخترش سیگرید آماده‌ست...

40:16.981 --> 40:18.781
‫تا طی پنج سال آینده مدیریت
‫شرکت رو به عهده بگیره.

40:18.881 --> 40:20.921
‫بیست دلار شرط می‌بندم این
‫همون سیگریدِ خودمونه.

40:25.771 --> 40:27.531
‫معلومه که اون هم توی
‫این ماجرا دست داره.

40:27.641 --> 40:28.871
‫توی چه ماجرایی؟

40:28.901 --> 40:31.641
‫هنوز معلوم نیست ولی اصلاً خوب نیست.

40:31.741 --> 40:35.221
‫وایسا دکتر، این شهرِ خواهر خوانده‌مه.

40:35.251 --> 40:36.521
‫من قبلاً یه خواهرم رو از دست دادم.

40:36.521 --> 40:38.221
‫این حرف‌‌ها واقعاً آزار دهنده‌ست.

40:46.241 --> 40:48.741
‫اوه.

40:48.781 --> 40:50.381
‫لودویگ و سیگرید کجان؟

40:50.411 --> 40:52.381
‫با گلندون به گشت‌ و گذار رفتن.

40:52.481 --> 40:55.791
‫چرا، باز میخوای دردسر درست کنی؟

40:55.891 --> 40:58.031
‫با اون آدم‌‌های محترم بد رفتاری نکن.

40:58.061 --> 41:01.301
‫- آدم محترم؟ زِکی!
‫- خیلی خب مارتین، بس کن.

41:01.401 --> 41:03.371
‫در ضمن عمه سارا، لودویگ بود...

41:03.411 --> 41:05.841
‫- که با پهپاد بهت زد.
‫- اوه، وای!

41:05.951 --> 41:08.051
‫- حالا دیگه عصبانی ام.
‫- آره و...

41:08.081 --> 41:10.121
‫اصلاً اونا با گلندون چیکار دارن؟

41:13.191 --> 41:17.631
‫اوه، پس داشتید گشت میزدید، مگه نه؟
‫لابد اطراف بندر؟

41:17.671 --> 41:20.771
‫آره، ببخشید، اوه.
‫میخواستی باهامون بیای؟

41:20.811 --> 41:24.411
‫نه، میخوام مردمِ پورت ون بدونن
‫حقیقت در مورد مهمون ‌هامون چیه.

41:24.411 --> 41:26.951
‫چی؟
‫اینکه آدم ‌های نازنینی هستن؟

41:27.051 --> 41:30.831
‫نه، اینکه خانواده‌ سیگرید صاحب
‫یه کنسرسیوم بزرگ محصولات دریایی ‌هستن...

41:30.931 --> 41:33.731
‫و لودویگ داشته اینجا
‫خلیجمون رو بررسی میکرده.

41:33.831 --> 41:39.311
‫الآن به عنوان عضو موقت شورای شهر،
‫میخوام دلیل واقعیِ اومدنتون رو بدونم.

41:42.321 --> 41:47.691
‫یه مزرعه نوردیک پرورش سالمون توی دریا،
‫یکی از بزرگ‌ ترین‌‌ها توی سواحل شرقی.

41:47.801 --> 41:52.101
‫ما طرح ‌هامون رو به شهر ارائه میدیم،
و معتقدیم ‫همگی قراره از این پیشنهاد خیلی راضی بشید.

41:52.101 --> 41:54.981
‫- مزرعه پرورش سالمون؟
‫- توی خلیج قشنگ‌مون؟

41:54.981 --> 41:59.121
‫شاید منظره رو خراب کنه،
‫ولی برای همتون خیلی سودآوره.

41:59.121 --> 42:01.421
‫حتی ممکنه باعث رونق گردشگری بشه.

42:01.461 --> 42:03.591
‫- بچه ‌ها عاشق مزارع سالمونن.
‫- اِمم.

42:03.631 --> 42:06.601
‫ولی هنوز هم میخواید
خواهر ‫خوانده‌مون باشید، درسته؟

42:06.631 --> 42:08.901
‫اونا هیچ‌ وقت نمیخواستن که
‫خواهر خوانده‌مون باشن، مگه نه؟

42:09.001 --> 42:11.041
‫ما میخواستیم شریک تجاری‌تون باشیم.

42:11.141 --> 42:13.781
‫- این خیلی پرمعناتره.
‫- واقعاً؟

42:13.881 --> 42:17.761
‫درک این حرف ‌ها برام سخته،
‫چون پهپادت توی سرم خورد.

42:17.861 --> 42:20.461
‫و تو تمام این مدت از این موضوع
‫خبر داشتی مگه نه، گلندن؟

42:20.561 --> 42:24.571
‫میدونستم مردم این شهر برای ملاقات با هیئت
‫شهر خواهر خوانده خیلی مشتاق‌ تر هستن...

42:24.601 --> 42:27.841
‫تا یه سرمایه‌ گذار و سازنده‌ احتمالی،
‫ولی اونا هنوز همون آدم هایی هستن...

42:27.881 --> 42:32.121
‫که شناختید و بهشون علاقه دارید،
‫و دارن به همه‌‌مون یه فرصت عالی پیشنهاد میدن.

42:32.151 --> 42:34.961
‫پس تمام این مدت حق با مارتین بوده...

42:35.061 --> 42:36.161
‫در مورد کل این قضیه.

42:36.161 --> 42:39.131
‫می‌بینید، همه‌ اینا به صلاحمونه.

42:39.161 --> 42:45.211
‫خب، قبل از اینکه چیزی رو امضا کنیم،
‫باید همه‌ چی رو با جزئیات بررسی کنیم گلندن...

42:45.951 --> 42:49.481
‫- جنیوا قبلاً امضا کرده.
‫- چی؟

42:49.521 --> 42:55.031
‫یه بندِ توسعه‌ اقتصادی توی
‫توافق ‌نامه‌ خواهر خواندگی بود.

42:55.061 --> 42:56.901
‫همیشه باید متن کامل قرارداد رو بخونی.

42:57.021 --> 43:00.021
‫اوه، تو گفتی که اون فقط یه متنِ روتینه.

43:00.021 --> 43:04.021
‫خب، همینجوری بود، برای حق ماهیگیری.

43:05.021 --> 43:10.021
<b>°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○</b>

43:10.021 --> 43:15.021
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.

43:18.021 --> 43:20.021
[ ادامه دارد ]
