WEBVTT

00:00.915 --> 00:10.725
!جدیدترین عناوین روز را بدون محدودیت از والا مووی دانلود کن
ValaMovieZ.fun

00:37.411 --> 00:40.534
‫الین، میدونستی وقتی گفتم ساعت هشت اینجا باش،
‫منظورم هشت صبح بود، مگه نه؟

00:40.534 --> 00:42.456
‫مجبور بودم برم خرید.

00:42.456 --> 00:44.168
‫نمیتونستی اون رو
‫بعد از کار انجام بدی؟

00:44.168 --> 00:46.510
‫اوه، مراقب لحنت باش،
‫چون اینا برای توئه.

00:46.510 --> 00:48.262
‫چرا برای من خرید کردی؟
‫چیکار کردی؟

00:48.262 --> 00:50.104
‫من نخریدمشون.
‫از کارت تو استفاده کردم.

00:50.104 --> 00:53.227
‫من احمق نیستم.
‫بابت کیت ‌کت ‌ها ممنون.

00:53.227 --> 00:55.649
‫و همینطور گریپ ‌فروت.
‫و سوشی.

00:55.649 --> 00:58.612
‫گوش کن، اوم، تو نمیتونی
‫این آخر هفته بری بیرون.

00:58.612 --> 00:59.824
‫چرا؟
‫تنبیه شدم؟

00:59.824 --> 01:02.286
‫هی، دکتر، برای یه کارِ خیلی سریع
‫به کمکت احتیاج دارم.

01:02.286 --> 01:04.168
‫میدونی چقدر دوستت دارم
‫و بهت احترام میذارم.

01:04.168 --> 01:06.260
‫- این واقعی به نظر میاد؟
‫- نه، مارک! نه، نه.

01:06.260 --> 01:08.092
‫نه، ‫برو بیرون

01:08.092 --> 01:10.094
‫ولی از این یکی ‫خوشم اومد

01:10.094 --> 01:11.095
‫دکتر ریس همیشه ‫بهم کمک میکرد

01:11.105 --> 01:12.306
‫اون شبیه دکتر ریسه؟

01:12.306 --> 01:13.517
‫یه ذره دورِ چشم هاش، ‫آره

01:13.517 --> 01:15.069
‫- اوه، سلام، قند عسلم.
‫- سلام مامان.

01:16.941 --> 01:18.783
‫بیا، این هم ‫روپوش آزمایشگاهت

01:20.324 --> 01:21.495
‫بابت بو معذرت میخوام.

01:21.495 --> 01:25.129
‫اون اواخر، دکتر ریس واقعاً
‫بوی تند و متفاوتی میداد.

01:25.129 --> 01:26.921
‫اوم، اون قرار نیست هیچکدوم
‫از این کارها رو انجام بده.

01:26.921 --> 01:28.923
‫باز چه مراسم احمقانه ‌ای
‫داره برگزار میشه؟

01:28.923 --> 01:31.265
‫من دختر مدرسه ‌ای ‫قربانی هستم

01:31.265 --> 01:34.018
‫تو من رو از دست خون ‌آشام ‫نجات میدی

01:34.018 --> 01:35.479
‫- و کار ما اینجا تمومه.
‫- باشه.

01:35.479 --> 01:37.481
‫در واقع این یه سنته، ‫دکتر

01:37.491 --> 01:38.903
‫به عنوان یه مراسم خیریه ‫برای مدرسه

01:38.903 --> 01:42.747
‫هر سال ما اولین و بدترین رمانی رو
که ‫جرمی گدرکول تا الان نوشته

01:42.747 --> 01:45.669
‫- همون نویسنده رمان‌ های ترسناک؟
‫- خب، من بهش میگم جِر بِر.

01:45.669 --> 01:46.921
‫ولی اون داستان...

01:46.921 --> 01:48.712
‫- بمونه برای یه روز دیگه.
‫- بس کن!

01:48.712 --> 01:51.225
‫وقتی ۱۸ ساله‌ش بود،
‫توی پورت ون بستنی اسکوپی میفروخت.

01:51.225 --> 01:52.727
‫فقط بستنی اسکوپی ‫نمیفروخت

01:52.727 --> 01:55.439
‫و ماجرای اولین رمانش رو
‫از اینجا شروع کرد. واقعاً افتضاحه.

01:55.439 --> 02:00.745
‫در مورد عروسیِ بین این خون ‌آشام،
‫لرد گریم ‌شاو، و این دختر جذاب، یولالیه.

02:00.745 --> 02:02.496
‫همم. خیلی ممنون ‫که اومدید

02:02.496 --> 02:05.169
‫نه، ولی در واقع این یه تله
‫برای کشوندن مهمون هاست...

02:05.169 --> 02:08.672
‫تا اون دانشمند دیوونه بتونه
‫همه رو بکشه و خونه‌شون رو تخلیه کنه.

02:08.672 --> 02:10.174
‫خب، در مورد یه چیز ‫حق با توئه

02:10.174 --> 02:11.345
‫واقعاً افتضاح به نظر میاد.

02:11.345 --> 02:13.387
‫نه، خیلی باحاله!

02:13.387 --> 02:18.522
‫ما صحنه‌ های کتاب رو به صورت اجرای زنده ‫توی
انبار مدرسه اجرا میکنیم، مراسم اصلی فردا شبه

02:18.522 --> 02:20.614
‫مسئول درست کردنِ ‫همه خون‌ ها منم

02:20.614 --> 02:21.906
‫ببخشید؟

02:21.906 --> 02:23.958
‫کل آخر هفته.
‫کلی خون.

02:23.958 --> 02:25.459
‫اسم این کتاب چیه؟

02:25.459 --> 02:28.172
‫- کارخونه‌ خون.
‫- کارخونه‌ خون.

02:29.303 --> 02:31.305
‫آهان.
‫فهمیدم.

02:31.305 --> 02:33.137
‫نگران نباش دکتر،
‫نظرت رو عوض میکنم.

02:33.137 --> 02:35.890
‫دانشمند دیوونه؟
‫نقش خیلی خوبیه.

02:35.900 --> 02:39.523
‫به یه آدم خیلی خاص نیاز داره.
‫مامان، صبحونه؟

02:39.523 --> 02:41.235
‫آره، آره،
‫عزیزم!

02:43.447 --> 02:45.750
‫- مامان.
‫- برای همین خرید کردم.

02:45.750 --> 02:48.462
‫برای همینه که این آخر هفته
‫نمیتونی بری بیرون.

02:49.844 --> 02:52.847
‫خب، فکر کنم ‫باید ازت تشکر کنم

02:52.847 --> 02:53.848
‫قبلاً تشکر کردی.

02:53.848 --> 02:55.519
‫محصولات کاغذی ‫واقعاً گرونن

02:55.519 --> 02:57.441
‫میخوای برات ‫دستمال توالت هم بخرم؟

02:57.441 --> 02:59.734
‫نه، اون رو از همینجا ‫کش میرم

02:59.734 --> 03:00.985
‫مطب دکتر.

03:02.737 --> 03:04.118
‫چی؟

03:04.118 --> 03:05.499
‫باشه.

03:05.499 --> 03:07.832
‫آه، سرِ لیام توی مدرسه
‫خورده به یه جایی...

03:07.832 --> 03:10.084
‫- و میخوان که تو بیای.
‫- توی مدرسه. اونجا قراره...

03:10.084 --> 03:12.466
‫هنوز نه. زوده،
‫طوری نیست.

03:12.466 --> 03:15.179
‫اون میاد اونجا.
‫ممنون!

03:19.108 --> 03:21.651
‫نمیدونم.

03:24.864 --> 03:26.956
‫بازی ‌های فکری ‫این ‌طرفه، بِث

03:26.956 --> 03:28.498
‫عملیات!
‫بازی مورد علاقه‌م!

03:28.498 --> 03:31.921
‫آه، بیا دندونِ نیش رو روی
‫خون ‌آشام بزنیم و بیاریمش اینجا.

03:31.921 --> 03:33.883
‫آخه اینجا چه خبره؟

03:33.883 --> 03:38.648
‫اوه، سلام سارا، داریم یه مهمونی ‫کوچیکِ
کارخونه‌ خون برای کوچولوها میگیریم

03:38.648 --> 03:41.150
‫هیچ ‌وقت برای لذت بردن
‫از سنت‌ های پورت وِن زود نیست.

03:41.150 --> 03:44.323
‫کاملاً باهات موافقم.

03:44.323 --> 03:46.195
‫خب، میخواستی در مورد چی
‫باهام صحبت کنی؟

03:46.205 --> 03:49.789
‫خب، موضوع یکم حساسه،
‫برای همین...

03:49.789 --> 03:52.291
‫میدونم هنوز مجوز
صید خرچنگت رو ‫تمدید نکردی.

03:52.301 --> 03:55.214
‫آره، تمدید میکنم، حتماً میکنم.
‫فقط... فقط یکم دیگه زمان لازم دارم.

03:55.214 --> 03:59.479
‫میدونم، ولی کلاغه برام خبر آورده
که ‫بازرس هفته‌ دیگه داره میاد

03:59.479 --> 04:00.810
‫هفته‌ دیگه؟

04:02.482 --> 04:05.154
‫فکر میکنی واقعاً کار و کاسبیم رو تعطیل کنه؟

04:05.154 --> 04:07.036
‫بیل رو که میشناسی.
‫اون...

04:07.036 --> 04:09.709
‫اون آدم قانونمندیه.

04:09.709 --> 04:11.831
‫گوش کن سارا. اگه لازم داری
‫یکم بهت پول برسونم...

04:11.831 --> 04:14.133
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫خودم جورش میکنم!

04:14.133 --> 04:16.055
‫منظورم اینه که،
‫بعد از این آخر هفته.

04:16.055 --> 04:17.887
‫یه سفارش بزرگه،
‫میدونی، برای همین...

04:17.887 --> 04:19.679
‫- باشه.
‫- اوم...

04:19.689 --> 04:23.903
‫در ضمن، من... من همین الان دارم میرم دریا
‫پس... همه ‌چی درست میشه.

04:23.903 --> 04:25.525
‫- باشه، عالیه.
‫- ممنون، فرانک.

04:25.525 --> 04:27.326
‫هی، فرانکلین،
‫میخوای این رو کجا بذارم؟

04:27.326 --> 04:29.659
‫اِه، اسپاگتی و چشم‌ ها
‫توی آشپزخونه، دی ‌جی!

04:45.905 --> 04:48.197
‫- چه خوب.
‫- اوه...

04:48.197 --> 04:50.580
‫راه رو باز کنید دکتر داره میاد!
‫راه رو باز کنید دکتر داره میاد!

04:50.580 --> 04:52.211
‫- ببخشید!
‫- مارتین! مارتین!

04:52.211 --> 04:54.003
!مارتین، این طرف

04:57.507 --> 04:59.008
‫- اسمت چیه؟
‫- لیام.

04:59.008 --> 05:00.640
‫مثلاً فکر کردی ‫اسم خودم رو نمیدونم؟

05:00.640 --> 05:03.272
‫پس، خبری از ‫تغییر شخصیت نیست

05:04.654 --> 05:07.567
‫باشه. ضربه ‌مغزی نشده.
‫فقط یه ورمه.

05:07.577 --> 05:09.078
‫خوب میشی.
‫فقط همش روش یخ بذار.

05:12.872 --> 05:16.586
‫ببین، توی کارخونه خون یه صحنه‌ هست
‫که همه‌ مهمون‌ ها توی یه اتاق گیر افتادن...

05:16.586 --> 05:19.759
‫و همشون دارن ‫سم میخورن

05:19.759 --> 05:22.602
‫و بعد اونا،
‫همشون شروع میکنن به...

05:22.602 --> 05:24.814
‫- لوئیزا؟ لوئیزا؟
‫- هوم.

05:24.814 --> 05:27.697
‫- وایسا، لوئیزا...
‫- وای، خدای من.

05:31.040 --> 05:32.211
‫لوئیزا؟

05:47.727 --> 05:49.729
<i>[ بهترین درمان ]
[ فصل اول : قسمت هفتم ]</i>

05:59.639 --> 06:02.141
...اوه، ام

06:02.141 --> 06:03.763
‫اِم...

06:05.895 --> 06:07.316
‫اسمت چیه؟

06:07.316 --> 06:09.399
‫- لوئیزا گاوین.
‫- کجایی؟

06:09.409 --> 06:11.200
‫- توی مدرسه.
‫- و من کی ‌هستم؟

06:13.282 --> 06:14.704
‫مارتین.

06:16.756 --> 06:19.919
‫صبحونه خوردی؟
‫آب کافی خوردی؟

06:19.929 --> 06:21.431
‫نه.

06:21.431 --> 06:22.892
‫آخه... کارهای خیلی زیادی
‫برای انجام دادن هست.

06:22.892 --> 06:25.975
‫- آروم باش.
‫- قراره همدیگه رو ببوسید؟

06:25.975 --> 06:27.316
‫- لیام!
‫- ببخشید!

06:27.316 --> 06:28.898
‫آخه جوری به نظر میرسه ‫که
انگار میخواید هم رو ببوسید

06:29.989 --> 06:31.451
‫چند وقته که ‫اون سرفه رو داری؟

06:31.451 --> 06:33.202
‫اِم، ‫چند روزه

06:33.202 --> 06:34.494
‫و توی این مدت‫ از حال رفتی؟

06:34.494 --> 06:38.087
‫اِم، دوشنبه.
‫و چهارشنبه.

06:38.087 --> 06:39.839
‫دو بار توی این هفته؟
‫و این بار سومه؟

06:39.839 --> 06:42.382
‫- همین الان به یه معاینه کامل نیاز داری.
‫- نه، وقت ندارم.

06:42.382 --> 06:44.684
‫اصلاً جای بحث نداره.
‫میتونی بلند بشی؟

06:44.684 --> 06:46.516
‫- کمکت میکنم. یواش.
‫- واقعاً نمیتونم اینجا رو ول کنم!

06:46.516 --> 06:48.187
‫آخر هفته‌ کارخونه‌ خونه!

06:48.187 --> 06:49.278
‫فکر کنم شما دو تا
‫باید هم رو ببوسید.

06:49.278 --> 06:50.490
‫لیام!

06:50.490 --> 06:51.571
‫راستش، من رو ‫از اینجا ببر بیرون

06:51.571 --> 06:53.362
‫- با کمال میل.
‫- آره.

06:54.784 --> 06:57.206
‫- وای، خدای من، اوه!
‫- جا باز کنید بچه‌ ها.

06:57.206 --> 07:01.421
‫مگه شماها نباید ‫سرِ تمرینِ
غش کردنتون برگردید؟

07:01.421 --> 07:03.473
‫ولی واقعاً میخواستن
‫همدیگه رو ببوسن، مگه نه؟

07:03.473 --> 07:04.884
‫- اوه، حتماً.
‫- اوه، دقیقاً.

07:07.567 --> 07:09.439
‫این خیلی مسخره‌ست.
‫من کلاً غشی هستم.

07:09.439 --> 07:11.571
‫من از خانواده‌ ای میام
‫که همه توش غشی هستن.

07:11.571 --> 07:15.745
‫مادربزرگم توی سوپرمارکت داشت
‫به کوپن ‌هاش نگاه میکرد و بعد یهو...

07:15.745 --> 07:17.537
‫و وقتی استرس داشته باشم
‫که دیگه نگو!

07:17.537 --> 07:20.710
‫دو بار غش کردی
‫و به من نگفتی؟

07:20.710 --> 07:22.131
‫لوئیزا!
‫ما با هم هم ‌خونه ‌ایم!

07:22.131 --> 07:23.843
‫داشتم میگفتم که ‫چیزِ مهمی نیست

07:23.843 --> 07:25.975
‫خب، ‫چیز مهمی نیست؟

07:25.975 --> 07:28.808
‫لوئیزا، غش کردن میتونه نشونه‌
‫یه فاجعه‌ از مشکلات سلامتی باشه...

07:28.808 --> 07:33.362
‫پارگیِ دیواره‌ آئورت، یا... یا بیماریِ دریچه‌ قلب،
‫ممکن بود یه سکته‌ خفیف کرده باشی، یا تومور مغزی.

07:33.362 --> 07:34.744
‫اگه وقتی داشتی رانندگی میکردی
‫این اتفاق میفتاد چی؟

07:34.744 --> 07:35.995
‫خیلی خب،
‫این دیگه زیادیه.

07:35.995 --> 07:38.077
‫آره، از صحنه بیا پایین،
‫ملکه‌ درام.

07:39.338 --> 07:41.801
‫اوه.
‫اوه.

07:44.764 --> 07:48.187
‫باید ازت بخوام که دکمه ‌هایِ،
‫اوم، این رو...

07:48.187 --> 07:51.230
‫آره، تا بتونم آریتمی و تپش قلب رو
‫بررسی کنم، خب...

07:51.230 --> 07:53.823
‫درسته.
‫درسته.

07:53.823 --> 07:58.117
‫- حتماً.
‫- اون بثورات چیه؟

07:58.117 --> 08:00.790
‫اوه. این، ‫این فقط خشکی پوسته

08:00.790 --> 08:02.592
‫وقتی هوا عوض میشه ‫اینجوری میشم

08:02.592 --> 08:03.843
‫باید مرطوب ‌کننده بزنم.

08:03.843 --> 08:07.226
‫یا با توجه به سرفه و خستگی
‫ممکنه آر.اِس.وی یا کوکسیدیومیکوزیس باشه.

08:07.226 --> 08:09.018
‫- باز شروع شد.
‫- الین، ما به...

08:09.018 --> 08:10.810
‫یه نمونه ادرار احتیاج داریم،
‫و من باید...

08:10.810 --> 08:12.812
‫بقیه‌ اون بثورات رو ببینم
پس، ‫باید لباست رو در بیاری

08:12.822 --> 08:14.984
‫باید، باید لباس ‌هام رو ‫در بیارم؟

08:14.984 --> 08:17.537
‫منظورم اینه که...

08:17.537 --> 08:22.041
‫الین یه گان میاره و، اوم،
‫اون توی اتاق میمونه، موقع...

08:22.041 --> 08:23.212
.اوم، معاینه

08:25.214 --> 08:27.216
‫اوم، ‫اصلاً منصرف شدم

08:27.216 --> 08:29.308
‫میدونی، کی وقت داره؟
‫کلی کار دارم. باید برم.

08:29.308 --> 08:31.190
‫- با.. باید برم.
‫- چی؟

08:32.182 --> 08:34.524
‫لوئیزا، این فقط یه لحظه ‫طول میکشه

08:35.985 --> 08:40.110
‫خب، بچه جون...
‫اوضاع چطور پیش میره؟

08:41.201 --> 08:43.072
‫چی چطور پیش میره؟

08:43.083 --> 08:46.456
‫خودت میدونی...
‫همون دیگه.

08:46.456 --> 08:49.629
‫- چی؟
‫- خوبه، الین.

08:50.680 --> 08:53.353
‫- بابا.
‫- منظورم اینه که، فقط داشتم فکر میکردم.

08:53.353 --> 08:55.435
‫ا... این کارخونه خونه.

08:55.435 --> 08:57.527
‫آخر هفته بزرگی داریم.

08:57.527 --> 08:59.569
‫میتونی ازش بخوای ‫که باهات بیاد

08:59.569 --> 09:02.912
‫راستش، ممکنه امسال
خودم ‫توی برنامه باشم

09:02.912 --> 09:05.705
‫لوئیزا پرسید که نقش یکی از زوج نفرین ‌شده رو
‫بازی میکنم یا نه، برای همین...

09:05.705 --> 09:07.087
‫- اوه، واقعاً؟
‫- آره.

09:07.087 --> 09:11.301
‫خب به نظرت کی باید نقش
‫اون یکی دیگه رو بازی کنه؟

09:15.725 --> 09:17.977
‫یالا بچه جون،
‫باید دست به کار بشی.

09:21.741 --> 09:23.493
‫متأسفم، ولی ظرفیت ما ‫کاملاً تکمیله

09:23.493 --> 09:24.914
‫میتونم اسمت رو ‫توی لیست انتظار بذارم

09:24.914 --> 09:27.957
‫ببخشید دیر کردم!
‫امروز صبح صید خوبی داشتم.

09:27.957 --> 09:29.419
‫- هورا!
‫- سارا، واقعاً فکر میکنی...

09:29.419 --> 09:30.880
‫باید انقدر سخت کار کنی؟

09:30.880 --> 09:32.672
‫منظورم اینه که همین هفته پیش
‫بیمارستان بودی.

09:32.682 --> 09:34.634
‫محض رضای خدا،
‫میدونستم.

09:34.644 --> 09:37.607
‫یه اتفاق کوچیک و جزئی برام افتاد
و همه ‫جوری باهام رفتار میکنن که انگار زمین ‌گیر شدم

09:37.607 --> 09:40.690
‫خب، بهتره بیخودی
‫خودت رو خسته نکنی!

09:40.690 --> 09:45.115
‫با این‌ همه توریستی که دارن میان، و این‌ همه
‫ خرچنگی که برای ضیافت مغزها لازم دارن.

09:45.115 --> 09:48.128
‫این بهترین آخر هفته‌‫ سال برای منه

09:48.128 --> 09:50.880
‫اوه! تلفن یه بند داره ‫زنگ میخوره

09:50.880 --> 09:52.762
‫برای فردا شب همه‌ بلیط ‌ها ‫فروش میره

09:52.762 --> 09:56.636
‫کارخونه خون هم همینجوریه، منظورم اینه که هیچ ‌وقت
‫اینجوری ندیده بودمش، امسال قراره کلی پول جمع کنیم.

09:56.646 --> 09:58.768
‫اوه، به نظر میرسه که
‫به خرچنگ‌ های بیشتری احنیاج داریم!

09:58.768 --> 10:01.521
‫آره، همینطوره، ولی برام سواله که
‫این ‌همه تماس از کجا گرفته میشه؟

10:01.531 --> 10:04.284
‫فکر کنم خبرش پیچیده که
‫چقدر اینجا خوش میگذره!

10:04.284 --> 10:07.787
‫ای بابا، یه نفر مگه چقدر
میتونه ‫آب پرتقال بخوره؟

10:07.787 --> 10:09.789
‫میدونم!
‫اصلاً ازش سیر نمیشم...

10:09.789 --> 10:12.712
‫هوم.
‫هوم.

10:14.474 --> 10:16.636
‫سالتی بـریز.

10:16.636 --> 10:22.322
‫اصلاً خبر ندارم.

10:23.903 --> 10:26.826
‫گرگ.

10:26.826 --> 10:31.791
‫چرا اون مرد همین الان از من پرسید
‫جرمی گدرکول فردا شب، کی به سالتی بـریز میاد؟

10:31.791 --> 10:34.884
‫- نظری ندارم.
‫- هوم.

10:34.884 --> 10:38.057
‫ممکنه به روزنامه بار هاربر گزت ‫گفته باشم

10:38.057 --> 10:43.653
‫که ممکنه جرمی گدرکول فردا شب
‫قبل از رفتن به کارخونه خون اینجا شام بخوره.

10:43.653 --> 10:44.904
‫ولی واقعیت داره؟

10:44.904 --> 10:46.656
‫بستگی داره منظورت
‫از واقعیت چی باشه.

10:46.656 --> 10:47.867
‫- پس دروغ گفتی.
‫- بستگی داره به...

10:47.867 --> 10:49.999
‫اینکه منظورت از ‫دروغ چی باشه

10:49.999 --> 10:51.831
‫- یعنی حقیقت رو نگفتن.
‫- آره. دروغ گفتم.

10:51.831 --> 10:53.293
‫- گرگ!
‫- فقط میخوام اسم...

10:53.293 --> 10:54.384
‫پورت وِن رو ‫سرِ زبون ‌ها بندازم

10:54.384 --> 10:55.465
‫و یه پولی هم به جیب بزنم.

10:55.465 --> 10:56.596
‫هیچ اشکالی هم نداره.

10:56.596 --> 10:58.308
‫منظورم اینه که ‫برای مدرسه هم خوبه

10:58.308 --> 11:00.560
‫دیدی؟
‫برای همه‌ ما خوبه.

11:00.560 --> 11:04.063
‫مشکوکه
وقتی بفهمن ‫اون نمیاد چی میشه؟

11:04.073 --> 11:06.116
‫میدونی طرفدارهای
ژانر وحشت ‫چقدر دیوونه‌ن

11:06.116 --> 11:07.907
‫اونا، ‫اونا روانی ‌ان

11:07.907 --> 11:09.829
‫اونا پاک زنجیری ‌ان.

11:11.291 --> 11:12.712
‫نه!

11:12.712 --> 11:14.174
‫- تو نابغه‌ ای.
‫- این یکی از همشون بهتر بود.

11:14.174 --> 11:16.005
‫- چند تا دیگه بگو، تأییدم کن!
‫- وای، خدای من!

11:16.005 --> 11:18.558
‫عالی میشه.

11:18.558 --> 11:19.769
.اوه، عاشقتم

11:19.769 --> 11:21.481
‫- منم عاشقتم، دروغگو.
‫- اوه...

11:26.406 --> 11:29.369
‫سلام! لوئیزا هستم،
‫پیغام بذارید.

11:29.369 --> 11:31.201
‫لوئیزا.

11:31.211 --> 11:33.963
‫دکتر بست... ‫هستم

11:33.963 --> 11:37.927
‫نمیتونم بفهمم چرا
‫اونجوری زدی بیرون.

11:37.927 --> 11:41.681
‫ولی باید بفهمیم ‫اون ضایعه پوستی

11:41.681 --> 11:48.408
‫که روی بخش جلویی بدنته، ‫چیه

11:49.949 --> 11:53.002
‫توی اولین فرصت برای گرفتن
‫وقت دوباره تماس بگیر.

11:53.002 --> 11:55.835
‫همین. ممنون...
‫بابت وقتی که گذاشتی.

11:55.835 --> 11:58.548
‫و خداحافظ.
‫دکتر بست.

12:06.776 --> 12:10.740
‫الین؟ باید وقت...
‫لوئیزا رو عوض کنیم.

12:10.740 --> 12:12.332
‫ایلین، ‫کدوم گوری هستی؟

12:12.332 --> 12:16.166
‫خب، این یه چونه‌ معمولی خون ‌آشامیه،
‫ولی برای جلوه‌ بیشتر، بسته رو بذارید توی دهنتون...

12:16.176 --> 12:18.338
‫- و بعد فقط دندون‌ هاتون رو فشار بدید.
‫- الین، داری با کی حرف میزنی؟

12:18.338 --> 12:20.720
‫خیلی ممنون که همراه شدید،
‫الین‌ بازها...

12:22.682 --> 12:25.985
‫ببخشید! قرار نبود این رو ببینی!
‫معذرت میخوام! ببخشید!

12:25.985 --> 12:28.988
‫دارم یه ویدیو آموزشی یوتیوب
‫در مورد گریم وحشت ضبط میکنم!

12:28.988 --> 12:30.410
‫وایسا.

12:30.410 --> 12:31.491
‫حدس بزن اسمش چیه.

12:31.491 --> 12:32.702
‫آزمایش خون؟

12:32.702 --> 12:34.084
‫ای لعنتی!

12:34.084 --> 12:35.665
‫- هی دکتر، وایسا، حالت خوبه؟
‫- اوهوم.

12:35.665 --> 12:36.876
‫- گوش کن، باید در مورد...
‫- آره.

12:36.876 --> 12:38.258
‫این قضیه‌ دانشمند دیوونه ‫حرف بزنیم، باشه؟

12:38.258 --> 12:40.590
‫اگه تو انجامش ندی،
‫مجبورم از گیلبرت بخوام...

12:40.590 --> 12:43.513
‫و اگه راستش رو بخوای،
‫اون عادت داره توی بازیگری زیاده روی کنه.

12:43.513 --> 12:45.725
‫هوم.

12:45.725 --> 12:47.437
‫اون سرفه.
‫دقیقاً مثل سرفه‌ لوئیزاست.

12:47.437 --> 12:51.361
‫و همینطور اون التهاب ‌ها.
‫همین الان بیا توی اتاقم! زود!

12:51.371 --> 12:54.033
وایسا دکتر؟
‫حالت خوبه؟

12:54.834 --> 12:57.046
‫الان میتونم بیام بیرون؟

12:57.046 --> 12:59.299
‫دندون ‌های نیشم رو
‫روی میزم جا گذاشتم.

13:01.877 --> 13:04.420
‫برای نقش دانشمند دیوونه؟
‫چی؟

13:04.420 --> 13:05.881
‫نقش خیلی خوبیه.

13:05.881 --> 13:07.713
‫میتونی کل شهر رو
‫با یه مسمومیت مرگبار از پا در بیاری.

13:07.723 --> 13:09.475
‫بهتره بهم ایده ندی.

13:09.475 --> 13:11.477
‫تو خیلی بامزه ‌ای.

13:15.071 --> 13:16.402
‫خب...

13:16.402 --> 13:19.745
‫- یه خبرهایی دارم.
‫- چی؟

13:19.745 --> 13:23.629
‫لوئیزا میخواد ما نقش زوج بخت ‌برگشته رو
‫فردا توی کارخونه خون بازی کنیم.

13:23.629 --> 13:27.253
‫منظورت همون زوجیه که لرد گریم‌ شاو
‫اسیرشون میکنه تا بچه ‌های خون ‌آشام بسازن؟

13:27.263 --> 13:28.674
‫آره.

13:28.674 --> 13:33.229
‫همون زوجی که کل شب رو با لباس ‌های خونی
و ‫خیلی جذاب، به هم بسته شدن؟

13:33.229 --> 13:34.810
‫آره. ‫خیلی جذاب

13:34.810 --> 13:38.284
‫همون نقش ‌هایی که کریستوفر
‫و آندریا شلیتز امسال نمیتونن بازی کنن...

13:38.284 --> 13:44.170
‫چون سرشون با مراقبت از دوقلوهاشون شلوغه،
‫همونایی که توی کارخونه خون پارسال باردار شدن؟

13:44.170 --> 13:46.342
‫آره. ‫همونا

13:48.554 --> 13:50.426
‫باشه.

13:50.426 --> 13:52.138
‫عالیه.

13:52.138 --> 13:54.940
‫- کتابخونه می‌بینمت؟
‫- آره، یکم دیگه اونجام.

13:59.575 --> 14:01.407
‫خنگ!

14:05.000 --> 14:07.173
‫دستت آزاده مارک،
‫یه بار امتحانش کن.

14:07.173 --> 14:08.634
‫آره، ولی اون ‌موقع ‫مثلاً یه

14:08.634 --> 14:11.177
‫دست خیلی چندش ‌آور دارم.

14:11.177 --> 14:14.770
‫تو و لوئیزا علائم مشابهی دارید،
‫شما دو تا این اواخر خیلی با هم وقت میگذرونید؟

14:14.770 --> 14:16.812
‫آره. خیلی زیاد.
‫با هم توی انبار بودیم.

14:16.812 --> 14:18.154
‫واقعاً خیلی خوب بود.

14:19.365 --> 14:22.408
‫اوه. واقعاً؟ توی انبار؟
‫چیکار میکردید؟

14:22.408 --> 14:25.371
‫- داشتیم روی کارخونه‌ خون کار میکردیم.
‫- اوه. درسته.

14:25.371 --> 14:30.005
‫و این آخر هفته، قراره نقش داماد و عروس رو
‫بازی کنیم، لرد گریم ‌شاو و لیدی اولالی.

14:30.005 --> 14:33.559
‫اون مرد مثلاً خیلی دیوونه ‌وار عاشقشه،
‫در حالی که اون زن اصلاً عاشقش نیست.

14:33.559 --> 14:35.391
‫آره. اصلاً ایده‌ بدی ‫به نظر نمیرسه

14:35.391 --> 14:37.143
‫نه بابا. هشت ساله که ‫داریم
این کار رو انجام میدیم

14:37.153 --> 14:39.195
‫باید به سنت ‌ها احترام گذاشت، ‫مگه نه؟

14:39.195 --> 14:42.578
‫هوم. سرفه، ‫حساسیت پوستی، خستگی

14:43.749 --> 14:44.950
‫اصلاً خبر داری،
‫خبر داری چقدر...

14:44.950 --> 14:46.202
‫سیستم تهویه‌ اون انبار ‫قدیمی شده؟

14:46.212 --> 14:48.334
‫خیلی قدیمی.

14:48.334 --> 14:52.348
‫یعنی وقتی سیستم گرمایشی راه میفته،
‫باعث میشه کل اونجا بوی ذرت بو داده‌ سوخته بده.

14:52.348 --> 14:54.260
‫هیچکس نمیتونه به تفاهم برسه
‫که این چیز خوبیه یا بد.

14:54.270 --> 14:56.021
‫ممکنه یه ‫لژیونلای جهش‌ یافته باشه

14:56.021 --> 14:57.233
‫اوه، دکتر، ‫بیخیال

14:57.233 --> 14:58.774
‫داشتم میمردم ‫که اون فیلم رو ببینم

14:58.774 --> 15:00.526
‫مگه با ربات ‌ها ‫شکستشون نمیدیم؟

15:01.777 --> 15:03.489
‫باید توی این تف کنی.

15:10.966 --> 15:15.141
‫جن ‌گیری که نیست، مارک.
‫فقط... تفه.

15:15.141 --> 15:18.274
‫ممنون.

15:18.274 --> 15:20.446
‫رنگش مایل به زرده.
‫ممکنه یه جور عفونت ریوی داشته باشی.

15:20.446 --> 15:23.199
‫- میفرستمش برای آزمایش.
‫- هوم.

15:23.199 --> 15:25.161
‫الین، ‫باید برگردم مدرسه

15:25.161 --> 15:26.702
‫- چرا؟
‫- باید چک کنم...

15:26.702 --> 15:28.504
‫- سیستم تهویه و لوئیزا رو.
‫- چی؟

15:28.504 --> 15:32.258
‫منظورم اینه، همه رو. آه، ما،
‫ما باید اوضاع همه رو چک کنیم.

15:32.258 --> 15:35.721
‫آه، دو نفر دارن علائمی از احتمال لژیونلا،
‫یا یه بیماری تنفسی دیگه نشون میدن.

15:35.721 --> 15:38.684
‫این یکم زیاده‌ روی به نظر میاد،
‫حتی برای خودِ تو.

15:38.684 --> 15:42.068
‫فقط محض احتیاطه، منظورم اینه که
‫همه اهالی شهر فردا شب اونجان،‌ درسته؟

15:42.068 --> 15:44.240
‫آره، ‫با اینکه یه روز قبلشه

15:44.240 --> 15:46.372
‫- اوضاع میتونه حسابی خونی بشه.
‫- خون مصنوعی.

15:46.372 --> 15:48.044
‫زنده میمونم.
‫فرقشون رو میفهمم.

15:48.044 --> 15:51.006
‫بدو. عجله کن.
‫بیا بریم، وسایلت رو بردار.

15:51.006 --> 15:54.510
‫- اوه، اوه.
‫- سلام دکتر.

15:54.510 --> 15:56.642
‫به نظر نمیرسه واقعاً
‫فرقشون رو بدونی.

15:56.642 --> 15:59.065
‫اوه!
‫لعنتی!

15:59.065 --> 16:01.897
‫بیا.
‫این رو بپوش.

16:01.897 --> 16:04.030
‫مال دکتر ریس بود.

16:04.030 --> 16:05.321
‫محض احتیاط،
‫اگه مجبور شدی...

16:06.912 --> 16:09.375
‫- عجله کن.
‫- اوه!

16:10.796 --> 16:12.668
‫دختر، ‫حسابی غافلگیرم کردی

16:21.777 --> 16:24.280
‫اوه!
‫الان نه! نه!

16:24.280 --> 16:26.612
‫نه، نه!
‫الان نه!

16:26.612 --> 16:27.953
‫الان نه!

16:30.241 --> 16:32.623
‫و همه شنیدن...

16:32.623 --> 16:34.005
‫- این دیگه چه...
‫- اوه، اَل اونجاست.

16:34.005 --> 16:38.549
‫چرا؟
‫به روحم رحم کن!

16:38.549 --> 16:41.012
‫نذار اینجوری تموم بشه!

16:41.012 --> 16:43.935
‫نه، ‫خیلی تاریکه

16:43.935 --> 16:46.107
‫خیلی سرده!

16:46.107 --> 16:49.360
‫- اوه، هی، سلام بچه‌ ها!
‫- اوه! این دیگه چه کوفتیه؟

16:49.370 --> 16:52.123
‫اون کارخونه خون ‫اثر جرمی گترکوله

16:52.123 --> 16:53.875
‫فکر کردم گفتی اون
فردا شب ‫توی مدرسه‌ست

16:53.875 --> 16:55.456
‫همینطوره، اونا کتاب رو
‫یه روز قبلش میخونن...

16:55.466 --> 16:57.218
‫- تا همه برن توی حس و حالش.
‫- و این کتاب اونه؟

16:57.218 --> 16:59.180
‫- آره.
‫- خب، نگارشش افتضاحه.

16:59.180 --> 17:00.972
‫خب گِدِرکول این رو
‫وقتی دانشجو بود نوشت.

17:00.972 --> 17:03.144
‫کارهای بعدیش؟
‫خیلی ظریف ‌تر و دقیق ‌ترن.

17:03.144 --> 17:05.857
‫اَل، مثلاً، کتاب میخونه.
‫باحاله.

17:05.857 --> 17:08.950
‫میتونی وجود کپک توی ‫یه سیستم
تهویه قدیمی رو هم بررسی کنی؟

17:08.950 --> 17:10.782
‫- آره.
‫- خوبه. بزن بریم.

17:17.969 --> 17:20.631
‫هی، ممکنه اوضاع ‫اونجا بد باشه

17:20.641 --> 17:22.473
‫لطفاً لوئیزا رو ‫بیار اینجا. اَل

17:22.473 --> 17:23.975
‫- آره.
‫- م... من ازت میخوام بری داخل...

17:23.975 --> 17:26.647
‫و دنبال هر نشونه ‌ای از کپک
و آبِ راکد ‫توی سیستم تهویه بگردی

17:26.647 --> 17:28.109
‫باشه.
‫فهمیدم. آره.

17:32.163 --> 17:34.495
‫میتونم کمکت کنم،
‫بزرگ ‌ترین پزشک دنیا؟

17:41.803 --> 17:45.016
‫- آره. اِم. تف کن.
‫- چی؟

17:45.016 --> 17:48.689
‫تو و مارک هر دوتون علائمی از یه بیماریِ تنفسی رو
‫ نشون میدید، فقط دارم احتمالات رو رد میکنم.

17:48.689 --> 17:51.532
‫و حتماً باید همین الان کل این راه رو
‫تا اینجا میومدی که این کار رو بکنی؟

17:51.532 --> 17:54.996
‫اگه وقتی توی مطبم بودی میذاشتی معاینه‌ت کنم،
‫مجبور نبودم اینجا باشم، مگه نه؟

17:54.996 --> 17:56.747
‫خیلی خب!

18:02.263 --> 18:04.685
‫- زرد نیست.
‫- می‌بینی؟ حالم خوبه.

18:04.685 --> 18:06.898
‫ببخشید.

18:06.898 --> 18:08.399
‫خیلی میخاره...

18:08.399 --> 18:10.531
‫- مگه نه؟
‫- و... و... وایسا! بذار ببینمش!

18:10.531 --> 18:12.243
‫وای، خدای من،
‫باز داری عجیب و غریب میشی.

18:12.243 --> 18:13.905
‫سه تا جوش پوستی دیگه.

18:13.915 --> 18:15.076
‫- و سرفه.
‫- اونـ... اونـ... اونجا...

18:15.076 --> 18:17.168
‫دکتر، اونجا داره ‫آب جمع میشه

18:17.168 --> 18:19.881
‫خیلی خب! همه باید ‫توی
لیوان ‌ها تُف کنن! همین حالا

18:19.881 --> 18:20.922
‫- تُف؟
‫- تُف کن توی اون...

18:20.922 --> 18:22.343
‫- ظرف کوچیک کچاپ.
‫- این...

18:22.343 --> 18:25.186
‫لیام، این فقط برای کچاپ نیست،
‫برای نمونه ‌برداری هم هست!

18:25.726 --> 18:26.808
‫باشه، ‫بی ‌ادب

18:28.189 --> 18:30.321
‫هی، ‫کارلا

18:31.532 --> 18:33.034
‫یکم یخ میخوام.

18:33.034 --> 18:35.616
‫اوه، اون کمر درد قدیمیت ‫دوباره زده بالا؟

18:35.616 --> 18:37.999
‫به کی میگی پیر؟

18:37.999 --> 18:39.250
‫ای بابا.

18:39.250 --> 18:41.502
‫خب، ‫عجب منظره‌ ایه

18:43.054 --> 18:47.939
‫ببین کی از توی سطل طعمه ‌ها خزیده بیرون،
‫ادی مک ‌کروی، تا چشم هام کار میکنه خودشه.

18:47.939 --> 18:49.400
‫سارا، ‫داره اذیتت میکنه؟

18:49.400 --> 18:51.823
‫نه، نه، از پسش بر میام.
‫ولی ممنون.

18:54.745 --> 18:55.787
‫خب...

18:58.369 --> 19:01.382
‫- پیامم بهت رسید؟
‫- آره، رسید.

19:01.382 --> 19:02.964
‫میدونستم نمیتونی ‫از فکر من بیای بیرون

19:02.964 --> 19:04.505
‫تند نرو.

19:04.515 --> 19:07.268
‫آخر هفته‌ شلوغی دارم.
‫برای اون صید به کمک نیاز دارم.

19:07.268 --> 19:08.599
‫هوم. ‫کمک میکنم

19:08.599 --> 19:10.691
‫خوشحالم که فهمیدی ‫بهم نیاز داری

19:10.691 --> 19:13.074
‫نیاز کلمه‌ سنگینیه.
‫این یه معامله‌ کاریه.

19:13.074 --> 19:14.195
‫ده درصد بهت میدم.

19:14.195 --> 19:15.827
‫- شصت درصد.
‫- بیست درصد.

19:15.827 --> 19:18.579
‫هیچی.
‫در عوض میذاری ببرمت شام.

19:18.579 --> 19:22.173
‫عمراً اگه با یه پرنده سر یه سفره بشینم

19:22.173 --> 19:25.346
‫منظورم دارکوبه،
‫خودت هم خوب میدونی.

19:25.346 --> 19:29.270
‫بیست درصد.
‫این پیشنهاد آخرمه.

19:29.270 --> 19:31.312
‫یا قبول کن یا ‫سراغ یکی دیگه میرم

19:31.312 --> 19:33.775
‫خیلی خب...
‫قبوله.

19:33.775 --> 19:34.866
‫هوم.

19:36.197 --> 19:39.080
‫بزنید بریم دارکوب‌ ها!

19:43.254 --> 19:44.715
‫اون یخ رو بهم بده!

19:48.729 --> 19:50.181
‫ببخشید!

19:50.181 --> 19:51.602
‫معذرت میخوام.

19:51.602 --> 19:53.985
‫من برای این کار دستمزد
‫یک و نیم برابر میگیرم.

19:53.985 --> 19:56.778
‫نصف این نمونه ‌های خلط،
‫متمایل به زرد هستن.

19:58.449 --> 20:01.462
‫خب، دیگه تمومه، من دارم کارخونه خون رو
‫تعطیل میکنم تا وقتی که بتونیم تعیین کنیم...

20:01.462 --> 20:02.874
‫- که لژیونلا نیست.
‫- چی؟

20:02.874 --> 20:04.425
‫- نمیتونی این کار رو بکنی.
‫- متاسفم. شنیدی چی گفتم.

20:04.425 --> 20:05.887
‫- چاره دیگه ‌ای ندارم.
‫- معذرت میخوام. معذرت میخوام.

20:05.887 --> 20:07.799
‫شرمنده‌م. ابداً نه!
‫نه، این دفعه نه.

20:07.809 --> 20:09.771
‫ببخشید؟
داری برخلاف ‫دستور پزشک عمل میکنی؟

20:09.771 --> 20:13.104
‫ما در مورد شام لوبیا پخته به حرفت گوش دادیم
‫و همینطور سولتی بریز، ولی این یکی رو نه.

20:13.104 --> 20:16.868
‫نمیذارم بزرگ ترین برنامه خیریه سال‌ ما رو
‫فقط به‌ خاطر یه حدس و گمان تعطیل کنی.

20:16.868 --> 20:19.620
‫یه حدس؟ اصلاً یه نگاه به این
‫کلونی جذامی ‌های اینجا انداختی؟

20:19.620 --> 20:21.332
‫این توهین به ‫جامعه جذامی‌ هاست

20:21.332 --> 20:23.214
‫لوئیزا، ‫تو سه بار غش کردی

20:23.214 --> 20:25.376
‫- این خیلی نگران ‌کننده‌ست.
‫- برای کی؟ نه برای من.

20:25.386 --> 20:26.427
‫به این چهره نگاه کن،
‫من نگران نیستم.

20:26.427 --> 20:27.588
‫برای من!
‫به عنوان دکترت!

20:27.598 --> 20:32.273
‫خب، تو دیگه، ت... تو دیگه دکتر من نیستی.
‫نظرت، نظرت در مورد این چیه؟

20:32.273 --> 20:34.605
‫تو، ‫تو اخراجی

20:34.605 --> 20:36.447
‫چی؟
‫این خیلی...

20:36.447 --> 20:38.029
‫- چی؟ چی؟ نه، نیست.
‫- غیر مسئولانه‌ست.

20:38.029 --> 20:39.700
‫میرم پیش یه دکتر ‫توی بار هاربر

20:39.700 --> 20:45.256
‫تو دیگه دکتر من نیستی و ما هم‌ کارخونه خون رو
‫تا موقعی که جواب آزمایش ‌ها بیاد تعطیل نمیکنیم.

20:46.377 --> 20:50.641
‫این از نظر پزشکی بی ‌ملاحظگی،
‫بی ‌مسئولیتی، و فقط بچگونه‌ست!

20:50.641 --> 20:50.681
‫آره، حتماً باید ‫همدیگه رو ببوسن
‫این از نظر پزشکی بی ‌ملاحظگی،
‫بی ‌مسئولیتی، و فقط بچگونه‌ست!

20:50.681 --> 20:52.393
‫آره، حتماً باید ‫همدیگه رو ببوسن

20:52.393 --> 20:54.936
‫شک ندارم از اون رابطه‌ های ‫دشمنی به عشقه

21:03.155 --> 21:04.696
‫چی...

21:04.696 --> 21:07.579
‫پیتر، داری... فکر میکنی
‫داری چیکار میکنی؟

21:07.579 --> 21:09.211
‫ما، ما هنوز ‫حتی باز نکردیم

21:09.211 --> 21:11.964
‫- میدونم. ولی دارو لازم دارم.
‫- اوه!

21:11.964 --> 21:15.848
‫ولی موضوع شخصیه
برای همین ‫قبل از اینکه کسی بیاد، اومدم

21:15.848 --> 21:17.639
‫میفهمم.

21:19.021 --> 21:20.192
‫مشکل چیه؟

21:20.192 --> 21:22.154
‫از آخر هفته‌ ‫کارخونه‌ خون متنفرم

21:22.154 --> 21:26.238
‫همه خیلی دوسش دارن، ولی به نظر من
‫احمقانه‌ست و اصلاً خنده‌ دار نیست.

21:26.238 --> 21:28.200
‫صد درصد باهات موافقم.

21:28.210 --> 21:29.581
‫- واقعاً؟
‫- آره.

21:29.581 --> 21:32.294
‫- تو هم جات رو خیس میکنی؟
‫- ببخشید؟

21:32.294 --> 21:35.217
‫شاید نه.
‫بیخیال. باید برم.

21:35.217 --> 21:37.349
‫هی، پیتر،
‫بیا، لطفاً بشین.

21:38.600 --> 21:40.692
‫بیا.
‫یه لحظه بشین.

21:41.944 --> 21:43.655
‫بگو چی شده.

21:43.655 --> 21:48.240
‫رفتم بخوابم، صدای این همه نوجوون احمق رو
میشنیدم که بیرون داد و بیداد میکردن

21:48.250 --> 21:52.334
‫و وقتی بیدار شدم،
‫تختم خیس بود.

21:52.334 --> 21:54.006
‫- هوم.
‫- میتونی یه چیزی بهم بدی...

21:54.006 --> 21:56.428
‫که امشب این اتفاق نیفته؟

21:56.428 --> 21:59.311
‫پیتر، ‫ترسیدن طبیعیه

21:59.311 --> 22:01.483
‫منم از بعضی چیزهای ترسناک ‫خوشم نمیاد

22:01.483 --> 22:03.645
‫خب، تو چیکار میکنی؟

22:03.655 --> 22:05.697
‫خب، راستش سعی میکنم
ازشون دوری کنم

22:05.697 --> 22:07.870
‫ولی فکر نمیکنم این ‫بهترین راه باشه

22:07.870 --> 22:09.792
‫این همون کاریه که منم
‫سعی میکنم انجام بدم.

22:09.792 --> 22:12.084
‫ولی اون نوجوون ‌ها
‫خیلی پر‌ سر‌ و صدان.

22:12.084 --> 22:13.165
‫واقعاً همینجوری ان.

22:13.175 --> 22:15.888
‫ولی کاری که میتونیم کنیم،
‫و این فقط یه ایده‌ست...

22:15.888 --> 22:19.101
‫اینه که ازش به عنوان یه فرصت
‫برای شجاع بودن استفاده کنیم.

22:19.101 --> 22:21.273
‫- شجاع؟
‫- حتماً.

22:21.273 --> 22:24.777
‫اینکه اعتراف کنیم ترسیدیم
‫و بعد باهاش روبرو بشیم.

22:24.777 --> 22:26.949
‫پس یعنی نمیخوای ‫دارو رو بهم بدی؟

22:26.949 --> 22:27.739
‫به هیچ وجه.

22:27.739 --> 22:30.793
‫اون وقت به خودت ‫میگی دکتر

22:33.255 --> 22:34.626
‫همه منتقد شدن.

22:38.851 --> 22:40.302
‫الان میام.

22:40.312 --> 22:42.524
‫فقط دارم آخرین کارها رو ‫انجام میدم

22:42.524 --> 22:45.437
‫اوه. تویی.
‫ما بسته‌ ایم.

22:45.447 --> 22:47.489
‫- نه، نیستید.
‫- آره، هستیم.

22:47.489 --> 22:49.161
‫- تابلو نوشته...
‫- بسته.

22:49.161 --> 22:52.334
‫نه، ننوشته.
‫بیخیال، سالی.

22:52.334 --> 22:54.256
‫خیلی خب.

22:54.256 --> 22:56.298
‫چجوری میتونم کمکت کنم؟

22:56.298 --> 22:58.470
‫ممکنه یکم ویتامین سی ‫بهم بدی، لطفاً؟

22:58.470 --> 23:00.552
‫میشه ۹.۹۹ دلار.

23:00.552 --> 23:02.434
‫فقط... احـ... احساس میکنم
‫به یکم ازش احتیاج دارم.

23:02.434 --> 23:04.396
‫انگار، انگار بدجوری ‫هوسش رو کردم

23:04.396 --> 23:06.688
‫آره، خب، واقعاً هم ‫قیافه‌ت داغونه

23:06.698 --> 23:09.531
‫انگار عذاب وجدان داره
‫تو رو از درون نابود میکنه.

23:09.531 --> 23:12.164
‫شاید بهتر باشه الان
‫بیخیال این بحث بشیم؟

23:12.164 --> 23:16.628
‫منظورم اینه که، مـ... من واقعاً دوست ندارم
‫هر دفعه که مکمل میخوام اینجوری بشه.

23:16.628 --> 23:22.765
‫لوئیزا، اگه یه روزی اونقدر خوش ‌شانس باشی
‫که معجزه‌ به دنیا آوردن کسی رو تجربه کنی...

23:22.765 --> 23:24.977
‫فکر کنم بفهمی که ‫چیزی به اسم

23:24.977 --> 23:29.281
‫بیخیال شدن کینه نسبت به کسی که
‫به بچه‌ت آسیب میزنه، وجود نداره.

23:29.281 --> 23:31.703
‫اوه، بیخیال بابا.
‫اون دیگه یه مرد بالغه.

23:31.703 --> 23:33.165
‫- واقعاً؟
‫- من و مارک...

23:33.165 --> 23:34.376
‫رابطه‌‌مون الان ‫توی وضعیت خیلی خوبیه.

23:34.376 --> 23:37.759
‫واقعاً؟
‫مارک آدم خیلی بخشنده ‌ایه.

23:37.759 --> 23:40.672
‫و مهربون.
‫و قابل اعتماد.

23:40.682 --> 23:43.515
‫و باهوش ‌تر از چیزی که
‫نمره ‌های مدرسه‌ش نشون میداد.

23:43.515 --> 23:45.517
‫آره، مارک همه‌ این ‫ویژگی‌ ها رو داره

23:45.517 --> 23:47.780
‫- منظورم اینه که اون... اون بهترینه!
‫- دقیقاً.

23:47.780 --> 23:50.652
‫واقعاً فکر میکنی میتونی کسی
‫بهتر از اون رو اون بیرون پیدا کنی؟

23:50.652 --> 23:52.574
‫نه! منظورم اینه که،
‫آره. یعنی...

23:52.574 --> 23:54.286
‫نمیدونم،
‫واقعاً نمیدونم، من...

23:54.286 --> 23:55.377
‫بیخیال.

23:55.377 --> 23:59.882
‫فکر کنم... فکر کنم از این به بعد باید
‫برای خرید ضد آفتابم تا بار هاربر برم.

23:59.882 --> 24:03.135
‫میخواستم این حرف رو واسه مشاوره‌ زوجین
‫نگه دارم، ولی میدونی چیه، سالی؟

24:03.135 --> 24:05.397
‫رابطه‌ تو با مارک ‫خیلی سلطه‌ گرانه‌ست

24:05.397 --> 24:07.399
‫و، ‫و یه ذره عجیبه

24:19.631 --> 24:21.553
‫میدونی که اخراجت کرده، ‫مگه نه؟

24:21.553 --> 24:24.807
‫علائمش نگران ‌کننده‌ست،
‫چه بیمار باشه چه نباشه.

24:24.807 --> 24:26.979
‫هفته‌ ای سه بار از حال رفتن ‫عادی نیست

24:26.979 --> 24:29.982
‫آره، تو هم همچین عادی ‫رفتار نمیکنی

24:29.982 --> 24:31.864
‫جواب آزمایش خلط اومد؟

24:31.864 --> 24:33.535
‫باید قبول کنی،
‫واژه‌ چندش ‌آوریه.

24:33.535 --> 24:35.998
‫آره، اومد.
‫بیماری لژیونر نیست.

24:35.998 --> 24:37.329
‫وایسا.
‫پس مشکل بقیه چیه؟

24:37.329 --> 24:40.793
‫من هر روز این رو از خودم می‌پرسم،
‫ولی در مورد این هیچ ایده‌ ای ندارم.

24:40.803 --> 24:43.385
‫هوم.

24:46.228 --> 24:49.561
‫دقیقاً نمیدونم آقای گدرکول ‫کِی میرسه

24:49.561 --> 24:51.023
‫مخصوصاً چون اصلاً ‫قرار نیست بیاد

24:51.023 --> 24:53.485
‫ولی میتونی ونت رو ‫اینجا پارک کنی

24:53.495 --> 24:55.747
‫من و شریکم با رسانه‌ ها ‫حسابی آشناییم

24:55.747 --> 24:57.790
‫هر دومون اهل نیویورکیم

24:57.790 --> 24:59.751
‫نزدیک شدی پیام بده.
‫فعلاً، فعلاً.

25:01.423 --> 25:02.464
‫ممکنه بیاد!

25:02.464 --> 25:05.427
‫من برای مدیر برنامه‌ هاش، نماینده
‫و مدیر روابط‌ ‌عمومیش پیام گذاشتم.

25:05.427 --> 25:07.269
‫- تماس گرفتن؟
‫- هنوز نه.

25:07.269 --> 25:09.061
‫- گرگ.
‫- چیه؟

25:09.061 --> 25:11.864
‫- به این میگن قانون جذب!
‫- به این میگن دروغگویی.

25:11.864 --> 25:14.326
‫و من و تو هر دو میدونیم
‫که جرمی گدرکول نمیاد.

25:14.326 --> 25:19.541
‫حالا ازت میخوام همون مرد خوب، شریف و درستکاری
‫باشی که میشناسم، و حقیقت رو به همه بگی.

25:19.541 --> 25:21.383
‫برو بابا،
‫گوشم بدهکار نیست.

25:21.383 --> 25:22.544
‫تو واقعاً حالت ‫خوش نیست

25:23.595 --> 25:25.808
‫- سلام، سَل.
‫- سلام، عزیزم!

25:25.808 --> 25:28.180
‫سس قرمز برای ‫لباسم رو داری؟

25:28.180 --> 25:30.943
‫آره. همینجاست.
‫چطوره، اندازه‌ست؟

25:30.943 --> 25:33.695
‫انگار روی تنم قالب خورده.

25:33.695 --> 25:35.327
‫- باید بهش زنگ بزنم؟
‫- به کی؟

25:35.327 --> 25:38.080
‫جِر بِیر.
‫گِدِرکول.

25:38.080 --> 25:40.913
‫تو جرمی گِدِرکول رو ‫میشناسی؟

25:40.923 --> 25:44.927
‫فکر کردی کی سه ماه تموم
‫کنارش بستنی اسکوپی میفروخت؟

25:44.927 --> 25:47.509
‫سه ماه؟
‫مثلاً ۴۰ سال پیش؟

25:47.519 --> 25:52.604
‫فقط همین رو بگم که توی اون فریزر،
‫اوضاع خیلی داغ شد.

25:52.604 --> 25:55.908
‫اون جواب تلفن ‌های ‫من رو میده

25:55.908 --> 25:59.161
‫- فعلاً!
‫- همین امشبه ‌ها!

25:59.161 --> 26:01.213
‫اون قرار نیست نجاتت بده، ‫عزیزم

26:01.213 --> 26:03.926
‫اون زن کلاً ‫توی عالم خودشه

26:10.092 --> 26:13.686
‫هی، برای تمرینِ لرد گریم ‌شاو
‫و لیدی اولالی آماده ای؟

26:13.686 --> 26:15.187
‫اوه، ‫آره، حتماً

26:15.187 --> 26:17.279
‫- هی. رنگت پریده.
‫- واقعاً؟

26:17.279 --> 26:18.901
‫یـ... یکم حالت تهوع دارم.

26:18.901 --> 26:20.993
وایسا، ‫کهیرت خیلی بدتر شده

26:20.993 --> 26:23.996
‫واقعاً؟ چون مثل دیوونه‌ ها
‫دارم خودم رو میخارونم.

26:23.996 --> 26:26.839
‫آره، واقعاً باید بدی ‫معاینه‌ش کنن

26:26.839 --> 26:28.630
‫اولین باری که این کار رو کردیم یادته؟

26:28.630 --> 26:30.592
‫و تابوت گیر کرد؟

26:30.592 --> 26:33.185
‫اون اولین باری بود ‫که ما هیچ‌ وقت

26:34.857 --> 26:36.018
‫بگذریم.

26:36.028 --> 26:38.530
‫هی، خوشحالم که تصمیم گرفتیم
‫این کار رو انجام بدیم.

26:38.530 --> 26:43.495
‫گذشته‌مون رو به خاطرِ
‫لرد گریم‌ شاو و لیدی اولالی کنار بذاریم.

26:43.495 --> 26:45.748
‫اگه فکرش رو بکنی، ما یه جورایی
‫دیگه بخشی از این سنت شدیم...

26:45.748 --> 26:48.761
‫وای! پس، خب،
‫رفتی و پوشیدی...

26:48.761 --> 26:50.763
‫اوه، خب، آره، من...
‫من فقط میخواستم...

26:50.763 --> 26:52.224
‫مطمئن بشم که وقتی...
‫از جاش نمیفته.

26:52.224 --> 26:53.475
‫نه، آره!
‫حتماً! قطعاً!

26:53.475 --> 26:56.859
‫من فقط... انتظارش رو نداشتم،
‫ولی باحاله.

26:56.859 --> 26:59.732
‫من اصلاً و ابداً ‫هیچ مشکلی باهاش ندارم

26:59.742 --> 27:01.283
‫چت شده،
‫چرا داری گریه میکنی؟

27:01.283 --> 27:03.746
‫نمیدونم.
‫فقط خیلی احساساتی شدم.

27:03.746 --> 27:05.627
‫البته که احساساتی شدی!

27:05.627 --> 27:08.170
‫چون مثلاً یک ماه و نیم پیش،
‫قرار بود عروس...

27:09.712 --> 27:11.924
‫چون...

27:13.225 --> 27:15.137
‫- میدونم...
‫- این خیلی عجیبه!

27:18.360 --> 27:20.572
‫میدونم،
‫مـ... من متاسفم.

27:20.572 --> 27:21.944
‫منظورم این نبود ‫که نه بگم

27:24.116 --> 27:25.958
‫- من...
‫- وای، خدای من.

27:25.958 --> 27:26.959
‫وای، خدای من.

27:26.959 --> 27:28.500
‫- میدونی...
‫- چی؟ چی، چی داره...

27:30.462 --> 27:32.594
‫چه، ‫چه اتفاقی

27:32.594 --> 27:34.056
‫داره برام میفته؟

27:34.056 --> 27:36.478
‫اوه خدا.
‫امم... اوه خدا.

27:36.478 --> 27:37.850
‫اوه خدا.
‫چه اتفاقی داره برات میفته؟

27:37.860 --> 27:40.442
‫- نمیدونم.
‫- زنگ میزنم به دکتر بست. باشه؟

27:40.442 --> 27:41.523
‫لطفاً به دکتر بست زنگ بزن.

27:46.538 --> 27:48.210
‫سلام!

27:48.210 --> 27:51.173
‫من، فکر میکنم اتفاق خیلی بدی
‫داره برای مارک میوفته!

27:51.173 --> 27:52.424
‫لوئیزا، ‫حالت خوبه؟

27:52.424 --> 27:55.017
‫نه، من خوبم!
‫مـ... موضوع مارکه!

27:56.809 --> 27:59.061
‫به نظر میاد یه واکنش ‫آلرژیکِ شدیده

27:59.061 --> 28:01.063
‫منم همینجوری ‫فکر میکردم

28:01.073 --> 28:03.615
‫لوئیزا، چی؟
‫مارک، این اواخر دور و برِ...

28:03.615 --> 28:05.577
‫- یه چیز غیر عادی نبودی؟
‫- نه.

28:05.577 --> 28:08.370
‫مگه تو مسئول قاطی کردنِ
‫اون خون ‌ها نبودی؟

28:08.370 --> 28:10.212
‫- آره.
‫- تـ... توی اون چیه؟

28:10.212 --> 28:12.845
‫اوم، رنگ قرمز، شربت ذرت ‫و پودر کاکائو

28:12.845 --> 28:14.386
‫این راز من برای ‫غلظت و چسبندگیشه

28:14.386 --> 28:15.427
‫از چه رنگی استفاده میکنی؟

28:15.427 --> 28:17.640
‫اوم، شماره ۴۰.
‫حراج بود.

28:17.640 --> 28:19.772
‫آره، چون از بازار ‫جمع شده

28:19.772 --> 28:21.654
‫مردم نسبت بهش
‫واکنش ‌های آلرژیک نشون میدادن.

28:21.654 --> 28:23.445
‫ایـ... این همون علائمیه که ‫مردم دارن

28:23.445 --> 28:24.737
‫پس، ‫پس بیماری لژیونر نیست

28:24.737 --> 28:27.159
!نه، الین

28:27.159 --> 28:29.211
‫به آمبولانس زنگ بزن، بهشون بگو
‫بیان مارک رو از مدرسه ببرن...

28:29.211 --> 28:31.333
‫اون به رنگ قرمز شماره ۴۰
‫واکنش آلرژیک نشون داده.

28:31.333 --> 28:32.925
‫- فهمیدم!
‫- مارک، میخوام که...

28:32.925 --> 28:35.968
‫بری بیرون و منتظر آمبولانس بمونی
‫و مطمئن بشی که یه نفر پیشت میمونه.

28:35.968 --> 28:39.772
‫نه، باشه دکتر، ولی راستش من بیشتر نگرانِ لوئیزام
اون خیلی عجیب رفتار میکنه

28:39.772 --> 28:39.792
‫و شبیه یه ‫تخته جادویی شده
‫نه، باشه دکتر، ولی راستش من بیشتر نگرانِ لوئیزام
اون خیلی عجیب رفتار میکنه

28:39.792 --> 28:41.443
‫و شبیه یه ‫تخته جادویی شده

28:41.443 --> 28:44.406
‫باشه، بهم بگو منظورت چیه،
‫ولی مثل یه آدم‌ بزرگ.

28:44.406 --> 28:46.779
‫خیلی خاکستری شده.

28:46.789 --> 28:49.541
‫نه، نه، نه. حالم خوبه.
‫همه چی مرتبه.

28:49.541 --> 28:51.583
‫باشه، من ‫یکم حالت تهوع دارم

28:51.583 --> 28:53.125
‫آره.

28:53.135 --> 28:54.967
‫- مارک! برو!
‫- آره. باشه.

28:54.967 --> 28:57.349
‫لوئیزا، این مدت دور و برِ
‫رنگ قرمز شماره ۴۰ بودی؟

28:57.349 --> 28:59.682
‫- نه. پس همه چی رو به راهه!
‫- ببین، اِم، لوئیزا، گوش کن.

28:59.682 --> 29:05.107
‫میدونم من دکترت نیستم، ولی تا حالا شده،
‫تا حالا شده پریودت عقب بیفته؟

29:05.117 --> 29:06.819
‫ممنون بابت کمکت.
‫می‌بینمت.

29:06.829 --> 29:08.490
‫نه، نمی‌بینم چون دیگه ‫دکتر من نیستی

29:08.490 --> 29:09.581
‫ولی بابت کمکت ممنون.

29:09.581 --> 29:11.123
‫لوئیزا!

29:52.795 --> 29:55.087
!آخ، آخ

30:00.262 --> 30:01.804
‫وای، خدای من،
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

30:01.814 --> 30:03.145
‫هیچی!

30:03.145 --> 30:05.778
‫نمیدونم داری در مورد چی ‫حرف میزنی؟
حالم خوبه

30:05.778 --> 30:07.069
‫داری مثل یه،
‫مثل یه...

30:07.069 --> 30:08.911
‫زنِ کاملاً سالم راه میرم...

30:09.702 --> 30:11.784
‫با کلی شاه‌ میگو ‫برای فروختن

30:11.784 --> 30:16.378
‫فهمیدم، پس مثل دفعه‌ قبل که این اتفاق افتاد،
‫و بازم مجبور شدیم تو رو ببریم رقص محلی.

30:16.378 --> 30:18.380
‫آره، برای هیچکدوم‌مون ‫جالب نبود

30:19.972 --> 30:21.393
‫خیلی خب،
‫من باید برم.

30:22.815 --> 30:25.227
‫قیمت رو برات پیامک میکنم،
‫امشب باهام تسویه کن.

30:25.778 --> 30:27.149
‫اووه!

30:28.450 --> 30:29.652
...آره، خب

30:30.743 --> 30:32.074
‫تو واقعاً ‫یه بچه ترسویی

30:32.074 --> 30:34.586
‫نه، فقط انتظار دیدنت رو ‫نداشتم

30:36.128 --> 30:38.010
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- فکر میکنی دارم چیکار میکنم؟

30:38.010 --> 30:39.882
‫نمیخوای بری کارخونه‌ خون، ‫مگه نه؟

30:39.882 --> 30:41.263
‫نه، اون مخصوص ‫دبیرستانی ‌هاست

30:41.263 --> 30:43.475
‫دارم میرم اونی که ‫مخصوص بچه ‌هاست
توی تالار لژیون

30:43.475 --> 30:44.937
‫آفرین به تو.

30:44.937 --> 30:46.769
‫دارم شجاعت به خرج میدم.
‫همونجوری که گفتی.

30:46.779 --> 30:48.360
‫واقعاً به حرفی که زدم ‫گوش دادی؟

30:48.360 --> 30:53.245
‫آره، گاهی وقت ها فقط باید خودت رو مجبور کنی
‫کارهایی رو انجام بدی که دلت نمیخواد.

30:53.245 --> 30:55.337
‫اونقدری که فکر میکردم ‫سخت نیست

30:56.959 --> 31:00.132
‫از خونه‌م برو بیرون.

31:06.568 --> 31:08.731
‫لوئیزا بارداره؟

31:08.731 --> 31:11.904
‫- نباید اون رو میدیدی!
‫- خب، خودش خبر داره؟

31:11.904 --> 31:13.405
‫حدس میزنم مال مارک باشه.

31:13.415 --> 31:14.957
‫کلاً... گذشته.

31:14.957 --> 31:17.079
‫چی بگم،
‫یک ماه و نیم، پس...

31:17.089 --> 31:19.591
‫این واقعاً غافلگیر کننده‌ست.

31:19.591 --> 31:21.553
‫اینا فقط علائمه. ‫باشه؟

31:21.553 --> 31:23.305
‫واقعاً نباید در مورد
این موضوع ‫حرف بزنیم

31:23.305 --> 31:25.688
‫خب، اینجوری که دیگه ‫کیف نمیده

31:25.688 --> 31:27.439
‫و تو چِته؟

31:27.439 --> 31:30.402
‫کمرم گرفته.
‫باید کورتیزون تزریق کنم.

31:32.114 --> 31:35.247
‫- خب، چه حسی بهش داری؟
‫- حس خیلی خوبی دارم.

31:35.247 --> 31:37.880
‫قراره از اینکه برای یک بار هم که شده
‫موی دماغت بشم لذت ببرم.

31:37.880 --> 31:39.672
‫منظورم در مورد باردار بودنِ ‫لوئیزا بود

31:39.672 --> 31:41.133
‫چی؟ منظورت چیه که
‫چه حسی به اون موضوع دارم؟

31:41.133 --> 31:42.214
‫من هیچ حسی نسبت ‫به اون موضوع ندارم

31:42.214 --> 31:43.385
‫چرا باید نسبت بهش ‫حسی داشته باشم؟

31:43.385 --> 31:47.019
‫چون از همون اولین روزی که اومدی اینجا
‫همش داشتی براش غش و ضعف میرفتی.

31:47.019 --> 31:49.401
‫اوه، اوم، چی...
‫ببخشید... غش و ضعف؟

31:49.401 --> 31:51.233
‫گفتی مااا...
‫نه، نگفتم!

31:51.233 --> 31:53.575
‫- نگفتم!
‫- باشه.

31:53.575 --> 31:56.749
‫ولی اگه برات جالبه، فکر میکنم
‫شاید واقعاً یه شانسی داشته باشی.

31:58.330 --> 31:59.501
‫چی؟

32:02.845 --> 32:04.717
‫- واقعاً؟
‫- هیچ‌ وقت ندیده بودم اینجوری...

32:04.727 --> 32:06.679
‫به کس دیگه ‌ای ‫لبخند بزنه

32:06.689 --> 32:09.151
‫البته اگه باردار باشه،
‫خب، اون ‌وقت یه جورایی...

32:09.151 --> 32:11.113
‫همه چی رو به هم میریزه، ‫مگه نه؟

32:11.113 --> 32:13.275
‫ولی ممکنه ویارهاش رو ‫توجیه کنه

32:13.285 --> 32:15.327
‫- چه ویارهایی؟
‫- آب‌ پرتقال.

32:15.327 --> 32:17.660
‫- آب ‌پرتقال؟
‫- خب، اون میگه هر چی میخوره...

32:17.660 --> 32:21.794
‫- سیر نمیشه.
‫- ویار ویتامین سی، پوست خاکستری...

32:21.794 --> 32:23.636
‫خستگی، حالت تهوع، ‫احساسات

32:23.636 --> 32:25.137
‫اوه، اون... اون ممکنه ‫باردار نباشه

32:25.137 --> 32:27.019
‫ممکنه هموکروماتوز ‫داشته باشه

32:28.310 --> 32:31.563
‫کاش میتونستی حس آرامش رو
‫همین الان توی صورتت ببینی.

32:31.563 --> 32:33.235
‫و حالا دیگه مجبور نیستی ‫اون رو

32:33.235 --> 32:35.487
‫- از کارخونه‌ خون بیرون بکشی.
‫- منظورت چیه؟

32:35.487 --> 32:37.449
‫خب، اون باید کل شب ‫لابستر بخوره

32:37.449 --> 32:39.461
‫و زن ‌های باردار نمیتونن
‫این کار رو بکنن، مگه نه؟

32:39.461 --> 32:41.794
‫یا شاید هم صدف بود،
‫یادم نمیاد.

32:41.794 --> 32:43.425
‫به هر حال،
‫پس حالش خوبه...

32:43.425 --> 32:45.968
‫نه، نه، نه، نه. وایسا، وایسا.
‫چی؟ لابستر؟ صدف؟

32:45.968 --> 32:48.390
‫اگه درست به این موضوع رسیدگی نشه،
‫ممکنه یه عفونت بگیره...

32:48.390 --> 32:50.983
‫که میتونه باعث مرگش بشه،
‫باید همین الان بهش بگم.

32:52.655 --> 32:57.159
‫این فقط صدای بچه ‌ها از کارخونه‌ خونه،
‫که دارن با حال و هوای مراسم همراه میشن.

32:57.159 --> 32:59.331
‫- هوم.
‫- هنوز میتونی بهش برسی.

32:59.331 --> 33:01.373
‫هنوز شروع نکردن.

33:03.005 --> 33:04.176
‫منتظر چی هستی؟

33:04.176 --> 33:07.309
‫زندگی؟ مرگ؟ ‫لوئیزا؟

33:23.165 --> 33:24.586
‫اینم سهم تو.

33:24.586 --> 33:26.008
‫بشمرش.

33:28.050 --> 33:30.512
‫خب، همونجوری که قبلاً گفتم،
‫به این احتیاجی ندارم.

33:31.814 --> 33:34.737
‫- فقط شام.
‫- خودت رو خسته نکن.

33:34.737 --> 33:36.448
‫اون به معنی نه نبود.

33:37.619 --> 33:39.031
‫می‌بینمت...

33:40.793 --> 33:42.294
‫ادی مک ‌کروی.

33:44.166 --> 33:45.217
‫آره!

33:46.468 --> 33:48.130
‫سلام.
‫من گرگ گریسون هستم!

33:48.140 --> 33:52.354
‫تحلیلگر سابق توی کردیت سویس،
‫پرودنشال، و جی ‌پی مورگان چیس.

33:52.354 --> 33:54.977
‫این اصلاً درست نیست.
‫جرمی گدرکول کجاست؟

33:54.987 --> 33:56.528
‫اینجا یا باد شور؟

33:56.528 --> 33:59.071
‫نسیم.
‫نسیمِ شور.

33:59.071 --> 34:00.993
‫نسیمِ شور!

34:00.993 --> 34:02.584
‫واقع در خیابون اصلی، ‫پلاک ده

34:02.584 --> 34:05.297
‫منتخب بهترین رولِ خرچنگ
‫توی شمال شرق مِین.

34:05.297 --> 34:07.259
‫توی کارِ املاک هم ‫یه دستی داریم

34:07.259 --> 34:09.762
‫اگه کسی دنبال یه سفر کوتاه
‫برای آخر هفته‌ست...

34:09.762 --> 34:11.764
‫هنوز هم درست نشده.
‫گدرکول کجاست؟

34:11.764 --> 34:15.437
‫- آره! گدرکول کجاست، گرگ؟
‫- هواپیما‌ش یکم تاخیر داشت...

34:15.437 --> 34:17.189
‫بهتره زودتر برسه.
‫فقط یه ساعت وقت داریم.

34:17.189 --> 34:18.781
‫ولی بالاخره میاد، ‫مگه نه؟

34:18.781 --> 34:20.112
‫ما کل شب رو ‫از کلیولند رانندگی کردیم

34:20.112 --> 34:22.665
‫اوه، مطمئنم هر لحظه ‫ممکنه برسه

34:24.456 --> 34:27.339
‫هی، هی، میشه، میشه یه لطفی بهم بکنی
‫و لطفاً بری داخل و لوئیزا رو بیاری؟

34:27.339 --> 34:30.723
‫دیوونه شدی؟ من سال ‌هاست منتظرم
‫که نقش دانشمند دیوونه رو بازی کنم!

34:30.723 --> 34:34.556
‫به کارخونه خونی ‫خوش اومدید

34:34.566 --> 34:36.819
‫اگه جرئت دارید،
‫وارد بشید،

34:36.819 --> 34:43.786
‫جایی که توی اون خون، ازدواج
‫و وحشت رو تجربه میکنید.

34:46.088 --> 34:48.761
‫گیلبرت، خواهش میکنم!
‫ممکنه حالش خیلی بد باشه!

34:48.761 --> 34:50.422
‫- چی؟
‫- ممکنه بمیره!

34:50.422 --> 34:51.934
‫اون قراره بمیره!

34:51.934 --> 34:55.147
‫اون عروس نفرین شده‌ست!

34:55.147 --> 34:56.649
!وای، خدای من

34:56.649 --> 35:00.072
‫واقعاً مثل زندگی کردن توی
‫شهر بچه ‌های پنج ساله‌ست!

35:00.863 --> 35:03.205
‫هی!
‫توی صف وایسا!

35:03.916 --> 35:05.207
‫باشه، ‫من اینجام

35:06.418 --> 35:08.170
‫برای انجام وظیفه توی
‫کارخونه خون حاضر شدم!

35:08.170 --> 35:10.422
‫کاش مارک یه ذره زودتر
‫بهم خبر میداد، ولی، خب...

35:10.422 --> 35:12.384
‫هی. فقط همونجا وایسا،
‫وقتی میان داخل...

35:12.384 --> 35:15.898
‫تو اون جمله‌ رو میگی که من برای همیشه
‫عروسِت هستم، یکم از ضیافت مغزها میخوریم...

35:15.898 --> 35:18.480
‫بعد وانمود میکنی که گردنم رو گاز میگیری،
‫و برای گروه بعدی آماده میشیم.

35:18.480 --> 35:21.153
‫اوه، ‫این لابستر تازه مجانیه؟

35:22.655 --> 35:25.037
‫- اوه!
‫- ممم. واو.

35:25.037 --> 35:27.459
‫- کارخونه خون مورد علاقه منه!
‫- نه.

35:27.459 --> 35:29.922
‫اون رو برای نمایش ‫لازم داریم

35:33.926 --> 35:35.638
‫لوئیزا!
‫لوئیزا کجاست؟

35:35.638 --> 35:36.769
‫خانوم گاوین!
‫کجاست؟

35:39.191 --> 35:41.273
‫وای خدای من، این احمقانه‌ست.
‫لوئیزا!

35:41.283 --> 35:44.406
‫دارن خونم رو میکشن!

35:44.406 --> 35:46.118
‫بیخیال.
‫این اصلاً واقعی به نظر نمیاد.

35:46.118 --> 35:49.631
‫این تا حدی ‫واقعی به نظر میاد

35:50.923 --> 35:52.384
‫لوئیزا!

35:52.384 --> 35:54.807
‫خب. هوم.
‫این خوبه؟

35:54.807 --> 35:56.849
‫آره.

35:56.849 --> 35:59.101
‫نمیدونستم انقدر قوی هستی.

35:59.111 --> 36:02.444
‫آره، توالت ‌های زیادی رو ‫جابجا میکنم

36:02.444 --> 36:03.485
‫اوه.

36:04.616 --> 36:06.829
‫- ام، اَل؟
‫- جونم.

36:06.829 --> 36:08.831
‫گوش کن.
‫هیچی عوض نشده.

36:08.831 --> 36:11.674
‫میدونی، من هنوز باید ‫از پورت وِن برم

36:11.674 --> 36:13.215
‫آره، ‫میدونم

36:13.215 --> 36:15.928
‫نه، منظورم اینه که
هیچکس ‫نمیتونه من رو پایبند اینجا کنه

36:15.928 --> 36:16.929
‫- هوم.
‫- یا دست و پام رو ببنده.

36:16.929 --> 36:18.430
‫هوم.
‫باشه.

36:18.440 --> 36:21.563
‫منظورم اینه که،
‫مـ... من رویاهای بزرگی دارم.

36:21.563 --> 36:22.945
‫میدونی، ‫نقشه‌ های زیادی دارم

36:22.945 --> 36:26.488
‫آره.
‫آه... بهم گفتی.

36:26.498 --> 36:27.619
‫- و درکش میکنم.
‫- آره.

36:27.619 --> 36:29.461
‫فقط برای اینکه بدونی...

36:29.461 --> 36:31.123
‫- میدونم.
‫- که اون موضوع تغییری نکرده.

36:31.133 --> 36:33.385
‫- درسته.
‫- و هیچ‌ وقت هم تغییر نمیکنه.

36:33.385 --> 36:35.307
‫آره، ‫فـ... فکر کنم فهمیدم

36:35.307 --> 36:37.139
‫فکر کنم یکم گیج شدم
‫که قراره چیکار...

36:50.162 --> 36:59.181
‫چون فقط ضیافت مغزها میتونه من رو
‫برای همیشه به لرد گریم‌ شاو پیوند بده.

36:59.181 --> 37:07.619
‫از ضیافت مغزها بخور،
‫اولالی، و تا ابد مال من باش.

37:07.619 --> 37:10.502
‫وای. لوئیزا
این بهترین ‫اجراش تا الان بود

37:10.502 --> 37:12.164
‫ولی دلم برای کلانتر مارک ‫تنگ شده

37:12.164 --> 37:14.296
‫- داگ افتضاحه.
‫- صدات رو میشنوم.

37:14.296 --> 37:16.508
‫ببخشید، مارک فقط ‫بیشتر مایه میذاشت

37:16.508 --> 37:18.050
‫- من دارم مایه میذارم!
‫- میدونی چیه؟

37:18.060 --> 37:19.932
‫داگ. اشکالی نداره.
‫بیا فقط از اول شروع کنیم.

37:24.817 --> 37:28.410
‫تحت تأثیر قرار نگرفتم، ایزابل! و به نظر میاد
‫که به خون مصنوعی واکنش آلرژیک نشون بدم.

37:28.410 --> 37:30.582
‫وای، خدای من.
‫همینطوره.

37:30.582 --> 37:32.544
‫- دارن خونم رو میکشن!
‫- باز دوباره شروع شد.

37:32.544 --> 37:34.086
‫فقط از سر راهم ‫برو کنار

37:35.627 --> 37:36.679
‫لوئیزا!

37:39.561 --> 37:41.103
‫الین؟

37:41.103 --> 37:42.775
‫دکتر؟
‫اینجا چیکار میکنی؟

37:42.775 --> 37:45.397
‫اوه، لوئیزا! اون...
‫اون... اون مریضه! کجاست؟

37:45.397 --> 37:50.282
‫اوه، اون توی اتاق‌ خواب خون ‌آشامه، ولی برای
‫ رسیدن به اونجا، باید از آزمایشگاه خون رد بشی.

37:50.282 --> 37:52.915
‫- آره.
‫- خیلی خب.

37:52.915 --> 37:55.507
‫- اوم... دکتر؟
‫- اوه!

37:55.507 --> 37:59.511
‫فقط شربت ذرت،
‫رنگ قرمز و پودر کاکائوئه.

37:59.511 --> 38:01.764
‫برای غلظت و چسبندگی.

38:01.764 --> 38:02.895
‫لوئیزا!

38:04.236 --> 38:07.399
‫از ضیافت مغزها بخور،
‫یولالی...

38:07.399 --> 38:10.372
‫- و تا ابد مال من باش.
‫- وای، خدای من!

38:10.372 --> 38:11.493
‫واقعاً یه مشکلی ‫برام پیش اومده

38:11.493 --> 38:13.495
‫- باید برم.
‫- نمیتونی بری.

38:13.495 --> 38:16.168
‫تو تا ابد مال منی!

38:16.168 --> 38:18.721
‫یکی کمکم کنه.
‫کسی نیست؟

38:18.721 --> 38:21.934
‫کمکم کنید
به این دختر مدرسه ‌ایِ ‫قربانی کمک کنید

38:21.934 --> 38:25.437
‫باید لوئیزا رو پیدا کنم،
‫این... این موضوع مهمیه!

38:25.437 --> 38:28.150
‫باید از ضیافت مغزها ‫بیشتر بخوری، یولالی

38:28.150 --> 38:29.862
‫- هی! تمومش کن! تمومش کن!
‫- بیشتر!

38:29.862 --> 38:31.784
‫- ازش دور شو! برو!
‫- چی؟ مارتین!

38:31.784 --> 38:33.325
‫مارتین، تو اینجا...
‫داری اینجا چیکار میکنی؟

38:33.335 --> 38:34.667
‫باید میومدم تا تو رو
‫از شر اون صدف‌ ها نجات بدم!

38:34.667 --> 38:35.958
‫- چـ... چقدر ازشون خوردی؟
‫- چی؟

38:35.958 --> 38:38.130
‫- چقدر خوردی؟
‫- اوم، دو کاسه.

38:38.130 --> 38:39.301
‫دو کاسه!

38:39.301 --> 38:40.803
‫نه، مـ... من باید ‫تو رو از اینجا ببرم

38:41.684 --> 38:44.727
‫لویی... لوئیزا.
‫لوئیزا! اوه!

38:44.727 --> 38:46.899
‫این دست ‌های لزج رو ‫از تنِ جاویدان

38:49.611 --> 38:51.073
‫- رفیق!
‫- اوه.

38:56.088 --> 38:58.170
‫خوبی؟

39:00.923 --> 39:02.845
‫اوه!

39:04.096 --> 39:05.437
‫نمیدونم.

39:05.437 --> 39:06.939
‫فقط به نظر واقعی نمیومد.

39:11.453 --> 39:13.114
‫خیلی عالی بودی!

39:13.124 --> 39:15.337
‫مثل ایندیانا جونز،
‫وقتی می‌پره توی چاله مارها،

39:15.337 --> 39:16.418
‫با اینکه از مارها میترسه!

39:16.418 --> 39:18.340
‫مارتین!
‫حالت چطوره؟

39:18.340 --> 39:20.011
‫جوابم رو بده.
‫جوابم رو بده.

39:20.011 --> 39:23.385
‫وایسا!
‫لوئیزا...

39:23.395 --> 39:25.477
‫اوه، اون درست‫ همینجاست

39:25.477 --> 39:27.268
‫اون همینجاست.
‫نه، مارتین.

39:27.268 --> 39:28.650
‫- دکتر!
‫- مارتین!

39:28.650 --> 39:31.693
‫- لوئیزا.
‫- مارتین؟ چـ... چی شده؟

39:31.703 --> 39:35.577
‫- چرا اومدی...
‫- اوم، میخواستم بهت بگم...

39:35.577 --> 39:37.459
‫چی؟

39:38.710 --> 39:41.343
‫فکر کنم بیماری هموکروماتوز ‫داری

39:41.343 --> 39:43.975
‫- چی؟
‫- یه اختلالِ خونیه.

39:43.975 --> 39:47.689
‫و همون هم باعثِ بیهوش شدن، خستگی،
‫التهابِ پوستی، سرفه، خاکستری شدنِ پوست...

39:47.689 --> 39:49.821
‫و حتی هوس ‫ویتامین سی شده

39:49.821 --> 39:52.153
‫نگران بودم که نکنه
‫صدف ‌ها باعث مرگت بشن.

39:52.153 --> 39:55.867
‫و... و تو این همه راه رو
‫تا اینجا اومدی که این رو بهم بگی؟

39:57.709 --> 40:00.211
‫- اوم، لوئیزا.
‫- بله؟

40:00.211 --> 40:01.513
‫میخوام...

40:03.054 --> 40:04.386
‫دکترت باشم.

40:07.148 --> 40:08.189
‫باشه!

40:10.071 --> 40:12.113
‫آره مارتین، ‫آره

40:12.113 --> 40:14.326
‫میتونی دکترم باشی!

40:14.326 --> 40:16.247
‫لوئیزا گاوین.
‫اون هموکروماتوز داره.

40:16.247 --> 40:17.579
‫اون به داکسی و ‫سِف احتیاج داره

40:17.579 --> 40:18.880
‫من از قبل به اورژانس ‫زنگ میزنم

40:18.880 --> 40:20.922
‫من دکترشم.
‫من مراقبشم.

40:20.922 --> 40:23.555
‫- آره، من دکترشم.
‫- اون دکترِ منه!

40:25.096 --> 40:28.229
‫- من دکترشم.
‫- خداحافظ، آقای دکتر.

40:28.229 --> 40:29.731
‫مراقبش باشید!

40:33.284 --> 40:35.657
‫چیه؟

40:35.657 --> 40:38.790
‫آره.‌ شما دو تا ‫عاشقِ همدیگه اید

40:41.543 --> 40:43.845
‫میشه به حسابِ این ‫سه تا کله‌ پوک برسی؟

40:43.845 --> 40:46.267
‫آره، اوم، همشون به
‫کرمِ کورتیزون نیاز دارن.

40:47.809 --> 40:50.772
‫هی، تو!
‫بالاخره گِدِرکول میاد یا نه؟

40:50.772 --> 40:52.233
‫اِم، هواپیماش تأخیر داشت.

40:52.233 --> 40:56.237
‫از زمان‌ بندیش مطمئن نیستم،
‫اِم، و گفته بودم که، اِم...

40:56.247 --> 40:58.330
‫چـ... چی گفتی، ‫گِرِگ؟

40:58.330 --> 41:01.423
‫خیلی خب.
‫باشه.

41:01.423 --> 41:02.464
‫متأسفم.

41:02.464 --> 41:04.966
‫وقتشه که راستش رو ‫بهتون بگم

41:04.966 --> 41:06.308
!وای، خدای من

41:06.308 --> 41:09.521
‫جِر بری!
‫تو اینجایی!

41:09.521 --> 41:11.393
‫- اوه!
‫- یا خدا!

41:11.403 --> 41:13.405
‫این جرمی گِدِرکوله!

41:24.085 --> 41:25.256
.سلام، سالی

41:27.889 --> 41:31.643
‫چهل ساله که ‫منتظر تماست بودم

41:31.643 --> 41:33.274
‫کتابم رو امضا کن!

41:33.274 --> 41:36.027
‫مال من رو امضا کن!
‫مال بابامه!

41:37.198 --> 41:39.080
‫اونجوری نگاهم نکن، ‫جِر بری

41:39.080 --> 41:42.253
‫احساس میکنم مثل ‫یه تیکه گوشتم

41:47.759 --> 41:49.641
‫گردنت صدمه دیده، ‫عزیزم؟

41:49.641 --> 41:52.894
‫- داستانش مفصله...
‫- که اینطور.

41:55.657 --> 41:57.449
‫توی خونم آهنِ ‫خیلی زیادی دارم؟

41:57.449 --> 41:59.411
‫این دقیقاً یعنی چی؟

41:59.411 --> 42:01.913
‫این یه جهش ‫توی ژنِ اچ ‌اف ‌ای هست

42:01.913 --> 42:07.389
‫ولی میتونه منجر به تجمع بیش از حد
‫توی اندام هات بشه که خطرناکه.

42:07.389 --> 42:10.562
‫باید هر هفته برای خارج کردن خون
به اینجا بیای ‫تا سطح آهنت پایین بیاد

42:10.562 --> 42:12.934
‫خارج کردن خون؟
‫به نظر قرون ‌وسطایی میاد.

42:12.934 --> 42:14.396
‫خب، حداقل از زالو ‫استفاده نمیکنم

42:14.396 --> 42:16.608
‫هوم.

42:16.608 --> 42:18.820
‫فقط ۳۰ دقیقه طول میکشه، ‫همین

42:18.820 --> 42:22.494
‫پس، من هفته‌ ای یک بار اینجا میشینم
‫و تو ازم خون میگیری.

42:22.494 --> 42:23.875
‫دقیقاً.

42:23.875 --> 42:26.468
‫- دوشنبه ساعت ۴:۳۰ چطوره؟
‫- خوبه.

42:26.468 --> 42:28.630
‫خیلی خب،
‫انگار یه قراره!

42:30.682 --> 42:31.853
‫- باید برم مدرسه.
‫- آره.

42:31.853 --> 42:33.224
‫منم یه کاری دارم ‫که باید انجام بدم

42:41.363 --> 42:42.864
‫بیمار بعدی.

42:43.865 --> 42:47.869
°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○

42:47.899 --> 42:57.879
!جدیدترین عناوین روز را بدون محدودیت از والا مووی دانلود کن
ValaMovieZ.fun
