WEBVTT

00:00.626 --> 00:06.890
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.470 --> 00:11.770
‫دیگه آخر خطه.

00:11.870 --> 00:14.580
‫- چه گُهی بخوریم؟ دعا کنیم؟
‫- نمی‌دونم. به خدا اعتقاد داری؟

00:14.680 --> 00:16.780
‫فکرکنم. فکرکنم الان باور دارم.

00:16.880 --> 00:19.080
‫باورم نمی‌شه قرار نیست زنده
‫بمونم و آینده‌ی جک رو ببینم.

00:19.180 --> 00:21.950
‫آخرین عکسی که ازش گرفتم
‫از جوش وحشتناک روی بیضه‌هاش بود.

00:22.050 --> 00:24.190
‫- می‌فهمی الان چه حالی دارم؟
‫- اصلاً مهم نیست.

00:24.290 --> 00:27.890
‫‏الان هیچی جز اینکه آخرین لحظاتمون
‫رو در کنار هم بگذرونیم مهم نیست.

00:27.990 --> 00:28.990
‫اینطوری نگو!

00:29.090 --> 00:30.430
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم!

00:30.530 --> 00:31.960
‫چند مدته می‌خوام یه حرفی رو بهت بزنم،

00:32.060 --> 00:34.830
‫فکرکنم الان زمان مناسبی باشه...

00:34.930 --> 00:38.170
‫اون شلوار کارگویی که چندماه پیش
‫فکر کردی گم‌ش کردی رو من انداخته بودم دور.

00:38.270 --> 00:39.770
‫- اصلاً برام قابل‌درک نبودن.
‫- اشکال نداره.

00:39.870 --> 00:42.140
‫- حتی نمی‌تونستم به‌شون نگاه کنم!
‫- حوصلم سر رفت.

00:42.740 --> 00:45.270
‫هیچکس حتی مفتی هم به این کسشعرها گوش نمی‌ده،

00:45.370 --> 00:47.710
‫چه برسه به این‌که توی «پیترون»
‫سابسکرایب‌مون کنن.

00:47.810 --> 00:51.380
‫- چی می‌گه این؟
‫- داره صدامون رو ضبط می‌کنه.

00:51.480 --> 00:53.310
‫- چی؟
‫- چرا داری صدامون رو ضبط می‌کنی؟

00:53.410 --> 00:55.280
‫مردم عاشقِ پادکست‌های آدم‌کشی‌ان.

00:55.380 --> 00:57.290
‫برای همین تصمیم گرفتم کار رو
‫یه مرحله ببرم بالاتر

00:57.390 --> 00:59.290
‫پادکست یه قتل واقعی رو درست کنم.

00:59.750 --> 01:00.690
‫قتلِ شما.

01:04.560 --> 01:07.730
‫دقیقاً. هرچقـدر شیره بریزی باز هم کمه.

01:08.600 --> 01:11.430
‫من یه‌لحظه می‌رم با دوست مامانت صحبت کنم. باشه؟
‫نوش جونت.

01:12.370 --> 01:14.240
‫خیلی‌خب، قبل از این‌که عصبانی بشی،
‫من یه نقشه دارم.

01:14.340 --> 01:15.970
‫نقشه‌ای که توش باید
‫بچه‌ی من رو بدزدیم؟

01:16.070 --> 01:18.910
‫دزدی نیست.
‫بچه قراره پیش بابای خودش باشه.

01:19.010 --> 01:21.340
‫والا جوری که تو تعریف کردی
‫شبیه آدم‌ربایی بود.

01:21.440 --> 01:23.180
‫مگه نگفتی مامان‌بزرگ‌ بابا‌بزرگ‌ش
‫آدم‌های بدی‌ان؟

01:23.280 --> 01:24.650
‫آره توری، گفتم آدم‌های بدی‌ان...

01:24.750 --> 01:27.150
‫- اما منظورم این نبود که می‌تونیم برش داریم ببریم.
‫- پیش ما جاش امن‌ترـه!

01:27.250 --> 01:31.450
‫همیشه دل‌مون می‌خواست یهویی غیب‌مون بزنه،
‫بریم مکزیک یا هرجای دیگه‌ای.

01:39.124 --> 01:39.936
‫[ هشدار امبر / در لس‌آنجلس؛ یک پسر
‫بچه‌ی 7 ساله با چشمان و موی قهوه‌ای ]

01:39.960 --> 01:42.760
‫نوشته یه بچه با موها و چشم‌های قهوه‌ای؛
‫می‌تونه هرکسی باشه.

01:42.860 --> 01:47.340
‫خبر فوری.
‫پلیس اعلام کرده که در حال جستجوی پسربچه‌ی ده ساله‌ای هستند

01:47.440 --> 01:49.770
‫که از اوایل ظهر امروز مفقود شده است.

01:49.870 --> 01:52.070
‫خیلی‌خب، باید بزنیم به چاک.

01:52.540 --> 01:54.880
‫آهای اولی،
‫قراره حسابی کیف کنیم.

01:55.440 --> 01:57.050
‫فقط تو نیستی که نقشه کشیدی.

01:57.150 --> 02:00.280
‫راستش رو بخوای بعید می‌دونم همچین
‫ایده‌ای واسه پادکست خوب باشه!

02:00.380 --> 02:02.620
‫آره، آدم کشتن اصلاً
‫سرگرم‌کننده نیست.

02:02.720 --> 02:05.320
‫نکته خوبی بود. باهاتون موافقم.

02:05.420 --> 02:07.860
‫برای همین یه بازی طراحی کردم.

02:07.960 --> 02:09.020
‫سوال‌بازی دوست دارین؟

02:09.120 --> 02:10.060
‫- نه.
‫- بدم نمیاد...

02:10.160 --> 02:11.560
‫نه.

02:11.660 --> 02:13.290
‫مطمئنم از این یکی خیلی خوش‌تون میاد،

02:13.390 --> 02:15.060
‫و حدس می‌زنم قراره شاهد رقابت
‫تنگاتنگی باشیم،

02:15.160 --> 02:16.930
‫چون موضوع سوالات‌تون...

02:17.270 --> 02:18.530
‫قاتل‌های زنجیره‌ایه.

02:18.630 --> 02:20.000
‫نمی‌خوایم تو بازی مسخره‌ت شرکت کنیم.

02:20.100 --> 02:22.600
‫ببین، ما دنبال دردسر نیستیم.
‫اصلاً هم تو رو نمی‌شناسیم.

02:22.700 --> 02:25.240
‫ول‌مون کن بریم،
‫به پلیس هم هیچی نمی‌گیم.

02:25.340 --> 02:26.410
‫نمی‌گیم. قول می‌دیم.
‫هیچی نمی‌گیم.

02:26.510 --> 02:27.880
‫ما یه بچه داریم.
‫خواهش می‌کنم.

02:27.980 --> 02:30.950
‫اگه می‌خواین دوباره جک کوچولو رو ببینید،

02:31.050 --> 02:32.210
‫باید تو بازی شرکت کنین.

02:32.310 --> 02:34.120
‫اسم جک رو می‌دونه!
‫خدای من.

02:34.220 --> 02:37.520
‫فقط کافیه برنده بشید،
‫بعدش آزادتون می‌کنم.

02:38.050 --> 02:40.960
‫تو درمورد قاتل‌های زنجیره‌ای خیلی اطلاعات داری.

02:41.060 --> 02:43.990
‫آره، اونقدری اطلاعات دارم که بدونم
‫اصلاً قرار نیست آزادمون کنه.

02:44.090 --> 02:45.490
‫بازی‌ت قراره اینطوری باشه دیگه نه؟

02:45.590 --> 02:47.960
‫الکی امیدوارمون می‌کنی، اما
‫چه ببریم چه ببازیم ما رو می‌کشی.

02:48.500 --> 02:51.800
‫الان مثلاً پیش خودت فکر کردی
‫دست من رو خوندی، مگه نه؟

02:53.130 --> 02:56.200
‫آره دستت رو خوندم، از لحاظ آماری
‫همه‌تون شبیه هم هستین.

02:56.300 --> 02:59.670
‫- یه مشت بازنده که فکر می‌کنن دست‌شون رو نمی‌شه...
‫- شوخی‌ات گرفته؟

02:59.770 --> 03:02.010
‫حتماً باید با کشت و کشتار به دختر رویاهاشون برسن.

03:02.110 --> 03:04.150
‫- بارها از این چیزها دیدم...
‫- داری بدترش می‌کنی.

03:04.250 --> 03:06.980
‫- وقتشه مسخره‌بازی رو بذاری کنار.
‫- از این چیزها تو برنامه «دیت‌لاین» زیاد دیدم.

03:12.390 --> 03:14.620
‫« براساس داستانِ واقعی »
‫« فصل دوم، قسمت هشتم »

03:18.012 --> 03:25.916
‫ترجمه از « مـحـمـدعـلـی و آیـدا »
‫::.. mml.moh & Ayda.NDR ..::

03:33.310 --> 03:34.480
‫سلام.

03:36.210 --> 03:37.380
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

03:37.480 --> 03:38.880
‫آره. این‌جاست؟

03:40.650 --> 03:42.480
‫اون پشته...

03:44.120 --> 03:45.590
‫چه غلطی می‌کنی؟

03:46.120 --> 03:47.060
‫بهم اعتماد کن.

03:53.460 --> 03:54.860
‫انتظارش رو نداشتین نـه؟

03:55.600 --> 03:57.370
‫نه. نه راستش رو بخوای.

03:57.470 --> 03:58.930
‫گفته بودی قاتل زنجیره‌ای زن نداریم.

03:59.030 --> 04:01.600
‫گفتم معمولاً نداریم.
‫این یه موقعیت خیلی خاصه.

04:01.700 --> 04:06.140
‫خانم، بانو، دختر جون، می‌شه بگی
‫کی هستی و این‎جا چه‌خبره؟

04:07.480 --> 04:09.040
‫- از این خبرها نیست.
‫- خدای من.

04:09.140 --> 04:11.050
‫این‌جا من سوال می‌پرسم.

04:12.450 --> 04:13.750
‫- این دیگه چه...
‫- کوفتیه؟

04:13.850 --> 04:16.550
‫- سوال اول...
‫- خوش می‌گذره. قراره خوش بگذره.

04:16.650 --> 04:20.090
‫رابرت دورست دوست‌ش رو
‫توی کالیفورنیا چطوری کُشت؟

04:20.560 --> 04:21.960
‫جواب‌‌ش رو می‌دونم.

04:22.060 --> 04:24.960
‫با تفنگ؛ نه میلی‌متری. به سبک اعدام.
‫خیلی ساده و راحت.

04:25.060 --> 04:25.860
‫بنگ بنگ...

04:26.690 --> 04:28.730
‫آفرین!

04:28.830 --> 04:31.200
‫- دمت‌گرم.
‫- یه امتیار برای تو.

04:31.300 --> 04:33.200
‫چقدر عالی، خب...

04:33.770 --> 04:36.570
‫- چـ... چیکار می‌کـ...
‫- می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

04:36.670 --> 04:38.870
‫- یا خدا. یا خدا.
‫- می‌خوای چیکار کنی؟

04:38.970 --> 04:39.970
‫اوه!

04:40.070 --> 04:41.180
‫توضیحات؟

04:41.280 --> 04:43.010
‫اوه...

04:43.440 --> 04:45.180
‫چه فکری با خودم کردم؟

04:45.280 --> 04:46.710
‫داریم صدا ضبط می‌کنیم نه فیلم.

04:47.350 --> 04:50.920
‫چون جواب‌تون درست بود، یدونه
‫از بَست‌هاتون رو پاره کردم.

04:51.020 --> 04:53.620
‫اگه جواب‌تون غلط باشه،
‫یه‌چیز دیگه‌تون رو پاره می‌کنم.

05:09.040 --> 05:10.670
‫ببین کی برگشته...

05:12.170 --> 05:13.740
‫مثل دفعه قبل؟

05:15.240 --> 05:17.150
‫آم، نه...

05:17.250 --> 05:21.050
‫راستش این‌سری دوتا دیگه هم نیاز دارم.

05:25.150 --> 05:25.990
‫اوه!

05:35.160 --> 05:36.600
‫مطمئنی فکر خوبیه؟

05:37.670 --> 05:39.630
‫نه احتمالاً، نه، اما...

05:40.400 --> 05:41.840
‫مجبورم دیگه.

05:44.510 --> 05:45.670
‫بریم سراغ عکاسی.

05:48.010 --> 05:49.010
‫سوال بعدی...

05:51.950 --> 05:54.180
‫یکی از شغل‌های «جفری دامر» رو نام ببر.

05:54.720 --> 05:56.150
‫- شکلات‌سازی!
‫- واقعاً؟

05:56.250 --> 05:59.050
‫یه مدت توی بقالی کار می‌کرده.
‫توی ارتش هم بوده؛ متخصص خون‌گیری هم بوده.

06:01.220 --> 06:02.660
‫ایول داری!

06:02.760 --> 06:04.760
‫- ممنون. ممنون.
‫- آفرین عزیزدلم. دمت‌گرم.

06:04.860 --> 06:07.530
‫یا خـدا.

06:07.630 --> 06:10.200
‫گفتم یـدونـه از شغل‌هاش!

06:10.300 --> 06:11.570
‫چی؟ حالت خوبه؟

06:11.670 --> 06:13.600
‫نه. می‌بینی که با چاقو خارم رو گایید.

06:13.700 --> 06:15.170
‫سوال بعدی.

06:15.940 --> 06:18.240
‫نمی‌خوای بگی اون یارو کی بود؟

06:18.340 --> 06:19.240
‫هیچکس.

06:19.610 --> 06:21.310
‫بازنشسته شده...تقریباً.

06:21.410 --> 06:22.610
‫اولی، وقت خوابه.

06:22.710 --> 06:24.780
‫لباس‌خوابم که نیست.

06:25.580 --> 06:26.810
‫این‌جا زندگی می‌کنی؟

06:26.920 --> 06:28.450
‫چی؟ نه. معلومه که نه.

06:28.550 --> 06:31.790
‫پروازمون صبح زوده؛ برای همین
‫توی فرودگاه موندیم.

06:31.890 --> 06:34.460
‫اما اشکال نداره؛ امشب می‌تونی
‫با لباس فوتبالت بخوابی.

06:34.560 --> 06:35.590
‫خیلی باحال می‌شه. مگه نه؟

06:37.860 --> 06:40.030
‫- کی داره پیام می‌ده؟
‫- سرینا.

06:40.130 --> 06:43.130
‫ایوا قرار بوده چند ساعت پیش بره
‫دنبال جک، اما خبری ازش نشده.

06:43.230 --> 06:46.030
‫به‌احتمال زیاد یادش رفته بابا...

06:46.130 --> 06:47.100
‫آره...

06:47.840 --> 06:49.170
‫آره، حق با توئـه.

06:49.800 --> 06:51.870
‫- الان واقعاً تحت فشاره.
‫- آره.

06:51.970 --> 06:54.610
‫- خدایا!
‫- عقلت رو از دست دادی؟

06:54.710 --> 06:56.280
‫چه مرگته؟ جوابم درست بود!

06:56.380 --> 07:00.150
‫‏قتل زودیاک قاتل تو جولای چهارم تو «واله‌هو» بود.

07:00.580 --> 07:01.780
‫از لحن جواب دادنت خوشم نیومد.

07:01.880 --> 07:03.480
‫- حالت خوبه؟
‫- اونقدرها هم بد نیست.

07:03.590 --> 07:04.450
‫لعنت بهش، چرا هست.

07:04.950 --> 07:07.090
‫- سوال بعدی...
‫- خدای من...

07:07.190 --> 07:11.830
‫من چطوری دست‌های «کارلی وارن» رو بسته بودم؟
‫و چـرا؟

07:12.530 --> 07:13.960
‫خیلی‌خب، این یکی آسونه.

07:14.060 --> 07:16.700
‫یه گره شیباری دو سکه‌ای بود

07:16.800 --> 07:18.470
‫دقیقاً شبیه به سبکِ «قاتل تسبیحی».

07:19.930 --> 07:22.140
‫هی، با گوشی‌ام چیکار می‌کنی؟

07:22.240 --> 07:23.370
‫توری کیـه؟

07:23.470 --> 07:25.010
‫داره حسابی می‌رینه بهت.

07:27.580 --> 07:29.140
‫خواهرم.

07:30.250 --> 07:34.720
‫جواب دادن به سوال بعدی برای شخص
‫ماهری مثل تو مثل آب خوردنـه.

07:35.420 --> 07:37.020
‫نام آخرینِ

07:37.550 --> 07:39.790
‫قربانی «سلاخِ غرب» چی بود؟

07:39.890 --> 07:42.620
‫- خیلی‌خب، جواب‌ش رو می‌دونم.
‫- می‌دونه.

07:42.720 --> 07:45.430
‫الان یادم میاد، اسمش...

07:45.530 --> 07:46.760
‫صبرکن. جواب‌ش رو می‌دونه.

07:46.860 --> 07:49.430
‫- بذار یه‌ثانیه فکر کنم.
‫- زودباش!

07:49.530 --> 07:52.470
‫- عزیزم.
‫- تو دیده بودیش. نمی‌تونی کمکم کنی
‫اسمش رو یادم بیاد؟ یالا!

07:52.570 --> 07:55.470
‫- یادمــ...اسمــش...یادم نمیاد.
‫- چطوری یادت نمیاد؟

07:55.570 --> 07:56.800
‫خواهرت واقعاً آدم لج‌بازیه.

07:56.910 --> 07:58.670
‫فکرکنم بهتره باهاش حرف بزنی.

07:58.770 --> 08:01.280
‫و بهش بگی...

08:01.980 --> 08:04.010
‫هیچ مشکلی نیست.

08:07.150 --> 08:09.620
‫ایوا؟ کدوم گوری‌ای تـو؟

08:09.720 --> 08:11.990
‫سرینا داره از عصبانیت منفجر می‌شه.
‫حالت خوبه؟

08:14.720 --> 08:16.520
‫آره، ببخشید.
‫یکم دست و بالم بسته بود...

08:16.620 --> 08:18.130
‫من...

08:18.230 --> 08:19.930
‫کلاس یوگا ام.

08:20.030 --> 08:21.930
‫این وقت شب کلاس یوگایی؟

08:22.030 --> 08:23.930
‫سرینا می‌گه بیا جک رو بردار ببر!

08:24.030 --> 08:25.900
‫آره. می‌دونم. می‌شه از کلاس
‫اومدم بیرون بهت زنگ بزنم؟

08:26.000 --> 08:27.540
‫دارن بد نگاه‌م می‌کنن.

08:27.640 --> 08:31.010
‫- اوکیه لاکپشت کوچولو؟
‫- آره. بعداً حرف می‌زنیم.

08:38.810 --> 08:39.880
‫اون توی دردسر افتاده.

08:39.980 --> 08:41.580
‫چرا؟
‫اینقدر یوگـاش بَده؟

08:41.680 --> 08:42.920
‫نه. گفت «لاکپشت کوچولو»

08:43.020 --> 08:45.050
‫از اون کلمه‌های رمزی بین خواهراست.

08:45.150 --> 08:47.160
‫وقتی توی دردسر افتادیم
‫از این کلمه استفاده می‌کنیم.

08:47.260 --> 08:49.820
‫مثلاً وقتی بچه بودم و غریبه‌ها میومدن
‫سمتم باهام صحبت کنن

08:49.920 --> 08:52.960
‫یا مثلاً وقتی که دانشگاه می‌رفتم و غریبه‌ها
‫میومدن سمتم باهام صحبت کنن...

08:53.060 --> 08:55.760
‫خیلی‌خب توری، توری. گوش کن.
‫گوش کن.

08:56.260 --> 08:59.100
‫ببین، تو کسی بودی که گفتی
‫بیا پسـرم رو بدزدیم،

08:59.200 --> 09:01.770
‫پس فعلاً به‌جای همچین کارهای احمقانه‌ای،

09:01.870 --> 09:03.940
‫مثلاً رفتن و نجات دادن خواهرت،

09:04.040 --> 09:06.270
‫بهتره نقشه‌ی خودمون رو پیش ببریم.

09:07.110 --> 09:07.810
‫باشه.

09:09.610 --> 09:11.280
‫- آره؛ حق با توئه.
‫- خوبه.

09:13.950 --> 09:16.320
‫نه. اما اون همیشه هوای من رو داشته.
‫من بهش مدیونم.

09:16.420 --> 09:17.620
‫گوش کن ببین چی می‌گم.

09:17.720 --> 09:20.620
‫حتی اگه بخوای بهش کمک کنی،
‫نمی‌دونی کجاست!

09:20.720 --> 09:22.360
‫صدای چی بود؟

09:22.460 --> 09:25.090
‫صدای دستگاه یخ‌سازه؛ بیا اینجا.

09:26.560 --> 09:27.500
‫خیلی‌خب...

09:33.030 --> 09:35.700
‫مطمئنم این رو می‌شناسی.

09:36.040 --> 09:39.340
‫آره. یه‌چاقوی شکاری 14 اینچی.

09:39.440 --> 09:44.710
‫که سلاحِ موردعلاقه‌ی یه قاتل زنجیره‌ای خاصه...

09:44.810 --> 09:46.850
‫- اسمش چی بود؟
‫- سلاخِ غرب.

09:46.950 --> 09:48.720
‫اسمش دائم توی زبونـت می‌چرخه،

09:48.820 --> 09:53.290
‫اما نمی‌تونی اسم یکی از قربانی‌هاش که
‫توی حیاط خونه‌ی خودت دفن شده رو بگی؟

09:54.120 --> 09:56.890
‫خب ببین، یه‌زمانی خیلی از قتل‌هاش اطلاعات داشتم،

09:56.990 --> 09:59.160
‫اما بعدش جناب‌عالی اومدی
‫و همه توجه‌ها به تو جلب شد.

09:59.260 --> 10:01.460
‫پس خواهشاً من رو ببخش و بذار
‫چند لحظه فکر کنم.

10:02.560 --> 10:05.030
‫ده ثانیه بیشتر فرصت نداری.
‫بعدش مجبور می‌شم پیام‌های بازرگانی رو قطع کنم...

10:05.130 --> 10:07.740
‫خیلی‌خب، می‌دونم که بارتنـدر بود.
‫این هیچ امتیازی نداره؟

10:08.600 --> 10:11.810
‫بعد از این‌که دوتاتون رو کشتم،
‫بیشتر درمورد اسپانسر امروزمون حرف می‌زنیم،

10:12.370 --> 10:14.710
‫پتـوهای برفی،
‫تنها پتوهایی که...

10:14.810 --> 10:17.210
‫خودشه! پتوهای برفی!
‫خودشه.

10:17.310 --> 10:19.780
‫ببخشید، اما غلطـه!

10:19.880 --> 10:21.680
‫خفه‌خون بگیر و بذار حرف‌ام رو تموم کنم.

10:22.380 --> 10:24.620
‫تو کلارک میلر رو کشتی؛
‫مدیرعامل شرکت پتوهای برفی.

10:24.720 --> 10:27.390
‫تو زمینه‌ جنایت‌های واقعی،
‫اون‌ها بیشترین تبلیغ رو دارن.

10:27.490 --> 10:29.920
‫قربانی‌ات وندی جنکینز، این ماجرا رو گزارش کرده بود،

10:30.020 --> 10:31.860
‫و بعد دکتر فریدمـن یه کتاب درباره‌ی
‫قاتل‌های زنجیره‌ای نوشت،

10:31.960 --> 10:33.290
‫و ما متاسفانه با یکی از داستان‌هاش
‫پادکست درست کردیم،

10:33.390 --> 10:35.200
‫و بعدش خواهرای لیپنیسکی...
‫آره خب.

10:35.300 --> 10:37.470
‫«جرد لتو» هم نقش همون یارویی رو بازی کرد
‫که «لنون» رو می‌کشه.

10:37.570 --> 10:38.770
‫خودشه!

10:38.870 --> 10:40.940
‫همه‌ی این آدم‌ها از جنایات واقعی
‫ سود خودشون رو بردن.

10:41.040 --> 10:43.270
‫انگیزه‌ات همینه!
‫با این انگیزه آدم می‌کشی!

10:46.610 --> 10:47.910
‫وای ایوا!

10:48.010 --> 10:49.740
‫واقعاً تحت‌تاثیر قرار گرفتم.

10:49.840 --> 10:51.580
‫- عالی بود
‫- دستم رو خوندی!

10:51.680 --> 10:52.910
‫فهمیدی چرا آدم‌های

10:53.010 --> 10:56.920
‫مریض و عقده‌ای و حقیری مثل شما رو
‫انتخاب می‌کنم.

10:57.020 --> 10:59.590
‫کسایی که از درد کشیدن بقیه لذت می‌برن.

10:59.920 --> 11:01.820
‫خیلی‌خب، نمی‌خوام ناراحتت کنم...

11:01.920 --> 11:04.760
‫اما از وقتی که آدمیزاد وجود داشته،
‫مردم دور آتیش...

11:04.860 --> 11:05.930
‫داستان‌های ترسناک تعریف می‌کردن.

11:06.255 --> 11:08.255
‫قصه و داستان باعث میشه

11:08.280 --> 11:10.750
‫با دنیای پر از بگایی و ترس راحت‌تر کنار بیای،

11:10.925 --> 11:14.165
‫دنیایی که یه دختر می‌تونه بره
‫سر شیفت متصدی بار بودن و کشته بشه.

11:14.190 --> 11:17.329
‫کلویی لیک! اسمش اینه.

11:17.354 --> 11:19.095
‫- کلویی لیک. آره.
‫- تو نمی‌دونستی.

11:19.120 --> 11:20.830
‫- من حواسم هست. کلویی لیک.
‫- آره، تو حواست هست. ایول.

11:20.930 --> 11:22.030
‫اونـه...

11:24.000 --> 11:24.860
‫اونو می‌شناختی؟

11:29.730 --> 11:30.970
‫خواهرم بود.

11:33.438 --> 11:34.364
‫خدای من.

11:35.440 --> 11:36.310
‫خیلی‌خب.

11:36.640 --> 11:38.580
‫متاسفم.

11:39.610 --> 11:40.510
‫نه، نیستی.

11:40.610 --> 11:42.180
‫چرا، هستیم. هستیم.

11:42.580 --> 11:45.080
‫نه. نه. همه...

11:46.920 --> 11:50.150
‫همه میگن متاسفـن.

11:51.790 --> 11:53.520
‫اما از ته دلشون نیست.

11:55.690 --> 11:57.560
‫نه. به تخمشون نیست.

11:59.930 --> 12:02.870
‫خب، عکسش تو اخبار بود،

12:02.970 --> 12:06.170
‫و... یکی دو بار واسش یادبود برگزار کردن.

12:07.670 --> 12:08.870
‫و بعدش...

12:09.470 --> 12:13.440
‫خبرنگارها و پادکسترها  کم‌کم سرازیر شدن،

12:14.010 --> 12:16.110
‫و بعدش دیگه هیچ‌کس
‫در مورد کلویی حرف نمی‌زد.

12:16.580 --> 12:19.181
‫فقط و فقط درباره‌ی سلاخ غرب صحبت می‌کردن

12:19.206 --> 12:22.936
‫و اینکه اون چطور مناسب نقشه دقیقش بود.

12:23.290 --> 12:25.790
‫خب، کشتن آدم‌های بیشتر  کمکی نمی‌کنه.

12:25.937 --> 12:28.637
‫- اونو زنده نمی‌کنه.
‫- نه، حق با اونه، ایوا.

12:28.690 --> 12:29.690
‫جانم. چی گفتی؟

12:29.790 --> 12:30.800
‫گوش کن.

12:31.400 --> 12:34.330
‫حق با توئه.
‫کل این ماجرا مزخرفه.

12:34.900 --> 12:36.330
‫سلاخ غرب رو به کل فراموش کن.

12:36.430 --> 12:38.940
‫می‌تونی همین‌جا و همین الان
‫داستان رو کاملا تغییر بدی.

12:39.040 --> 12:40.670
‫خب، تو همین الان
‫داری صدای ما رو ضبط می‌کنی.

12:42.970 --> 12:44.310
‫در مورد کلویی بهمون بگو.

12:46.280 --> 12:48.310
‫واسه کل دنیا داستان کلویی رو تعریف کن.

13:01.760 --> 13:04.530
‫خیلی‌خب، مشخصات پرواز رو گرفتم.
‫می‌تونیم بریم.

13:04.630 --> 13:06.860
‫می‌خوای چمدونتو جمع کنی؟
‫الان اُلی رو بیدار می‌کنم.

13:06.970 --> 13:08.130
‫باشه.

13:13.170 --> 13:17.640
‫ایرپاد من کو؟
‫ایوا همیشه‌ی خدا وسایل منو برمی‌داره و پس نمیده.

13:21.480 --> 13:24.250
‫صبر کن. فکر کنم بدونم چطوری پیداش کنم.

13:24.850 --> 13:25.550
‫صبر کن.

13:28.250 --> 13:30.860
‫«استودیوی پایان بازی.»
‫استودیوی ضبط پادکست نیست؟

13:30.960 --> 13:33.560
‫از دست این آدم‌ها
‫و پادکست کوفتی‌شون...

13:34.690 --> 13:35.260
‫صبر کن.

13:37.930 --> 13:39.630
‫گفتی اسم اونجا چی بود؟

13:39.730 --> 13:40.770
‫استودیوی پایان بازی.

13:41.870 --> 13:43.170
‫چرا؟ چی شده؟

13:43.270 --> 13:45.300
‫[پیغامتو گرفتم. اینم پیغام من.
‫پایان بازی. من بردم.]

13:48.310 --> 13:50.540
‫می‌دونی چیه، توری؟
‫حق با توئه.

13:50.640 --> 13:52.940
‫اگه نگران ایوا هستی،
‫من باید برم بهش سر بزنم.

13:53.040 --> 13:55.980
‫خب، وقت داریم، درسته؟
‫حواست به اُلی باشه. زود میام.

13:56.080 --> 13:59.020
‫- اگه بیدار بشه و بترسه چی؟
‫- چیزیش نمیشه، تور.

13:59.120 --> 14:00.320
‫- نمی‌تونی...
‫- زود میام.

14:00.420 --> 14:02.550
‫نمی‌تونی منو با اون
‫توی این وضعیت تنها بذاری. تو...

14:10.860 --> 14:14.200
‫ولی مصمم بود واسم صبحونه درست کنه
‫و بیاره توی تخت.

14:14.300 --> 14:15.570
‫اون فقط شش ساله‌اش بود،

14:15.670 --> 14:18.400
‫رویِ پنکک‌ها...

14:18.500 --> 14:21.510
‫و مایع داخلش سوخته بود.

14:21.610 --> 14:24.210
‫و شیره‌ای که واسم آورد،

14:24.310 --> 14:25.640
‫در اصل سس کچاپ بود.

14:25.740 --> 14:30.750
‫و بابا و مامان‌مون فورا گفتن:
‫«نوچ. امکان نداره. حیوون بی حیوون.»

14:30.850 --> 14:33.820
‫و می‌دونید چی شد؟
‫جای اینکه گریه و ناله کنه...

14:33.920 --> 14:38.660
‫همه موهای برسشو جمع کرد،

14:38.990 --> 14:40.560
‫بهشون چشم چسبوند...

14:40.660 --> 14:42.830
‫و اسمشو گذاشت دنیس.

14:42.930 --> 14:48.000
‫اما اون تنها کسی بود که انقدر
‫کوچیک بود که از پنجره رد بشه.

14:48.100 --> 14:50.540
‫واسه همین تصمیم گرفتیم ببریمش و...

14:51.000 --> 14:54.370
‫اشتباه بود.

14:54.940 --> 14:55.770
‫اشتباه بزرگی بود.

14:59.210 --> 15:00.810
‫خدای من. چی شد؟

15:00.910 --> 15:01.810
‫بعدش چی شد؟

15:03.350 --> 15:05.320
‫خب، تونست بره بالای خونه،

15:05.420 --> 15:09.690
‫ولی کفش آگ پوشیده بود و...

15:09.790 --> 15:11.320
‫سخته.

15:11.420 --> 15:14.430
‫نه. تعریف کن.
‫حالش خوب بود؟

15:15.090 --> 15:16.490
‫آره. آره.

15:16.590 --> 15:19.260
‫خوشبختانه، وقتی سقوط کرد
‫افتاد روی یه شاخه رز.

15:19.960 --> 15:22.170
‫دستش پر خراش شد.

15:22.270 --> 15:26.900
‫سر همین به ناچار مجبور شدم
‫ژاکت آستین بلندِ مارک دلیا که خیلی دوستش دارمو

15:27.010 --> 15:28.370
‫تا آخر تابستون بهش قرض بدم.

15:30.170 --> 15:31.980
‫عین خواهر من می‌مونه.

15:32.080 --> 15:35.350
‫نترس. و قشنگه، اما گاهی اوقات
‫اونم بیشتر از توانش مسئولیت قبول می‌کرد،

15:35.450 --> 15:37.850
‫و چیزه... می‌تونه ترسناک باشه.

15:39.720 --> 15:41.550
‫بابا؟ بابا؟

15:41.650 --> 15:42.390
‫هی اُلی.

15:42.490 --> 15:44.760
‫بابات خیلی زود میاد، باشه؟

15:44.860 --> 15:46.020
‫دارومم میاره؟

15:47.030 --> 15:50.190
‫- داروت؟
‫- هر روز باید داروی آسممو بخورم.

15:50.300 --> 15:52.500
‫رفت بگیره، آره؟

15:53.000 --> 15:54.400
‫آم...

15:55.230 --> 15:57.200
‫نمی... نمی‌دونم.

16:05.910 --> 16:07.310
‫تمومی نداره.

16:08.350 --> 16:10.850
‫حتی بعد از فوتـشون.
‫هنوز خواهرشـم.

16:12.050 --> 16:13.690
‫فقط اون‌هایی که اهمیت میدن...

16:14.820 --> 16:15.920
‫که یادشون هست.

16:31.740 --> 16:32.540
‫مت؟

16:33.940 --> 16:35.110
‫موفق شدی!

16:35.670 --> 16:38.280
‫افتادم به حرف زدن و جمع‌بندی،
‫پاک داشتم تو رو یادم می‌رفت.

16:39.980 --> 16:41.350
‫خب...

16:42.750 --> 16:43.620
‫تویی.

16:44.180 --> 16:44.950
‫ناامید شدی؟

16:45.050 --> 16:45.980
‫نه. تحت تاثیر قرار گرفتم.

16:46.080 --> 16:47.590
‫به هنرت احترام می‌ذارم.

16:48.190 --> 16:49.550
‫پایان بازی؟

16:49.650 --> 16:52.260
‫ایول. یه لحظه زمان برد،
‫ولی‌ آخرش فهمیدم.

16:52.360 --> 16:54.960
‫واسه من خیلی کم‌تر وقت برد
‫تا ته‌وتوی تو رو دربیارم

16:55.060 --> 16:58.900
‫بعد از اینکه اومدی دم استودیوی من
‫و گفتی ببخشید.

16:59.000 --> 17:00.330
‫نقشه‌ات چی بود؟

17:00.430 --> 17:02.430
‫می‌دونی چیه؟ احمقانه‌ست،

17:02.530 --> 17:05.270
‫اما نقشه‌ای نداشتم

17:05.370 --> 17:06.770
‫اگه باورت بشه.

17:08.770 --> 17:11.440
‫خب، به مهمونی خوش اومدی، مت.

17:11.980 --> 17:14.510
‫می‌دونی، می‌ترسیدم یه وقت نیای.

17:15.210 --> 17:17.220
‫حالا بشین قشنگ نگاه کن
‫که اولین هدیه‌مو باز می‌کنم.

17:25.220 --> 17:26.490
‫خیلی‌خب، چی می‌خوای؟

17:26.590 --> 17:28.990
‫عه، خیلی لطف داری که می‌پرسی.

17:29.560 --> 17:32.460
‫یه اعتراف ضبط شده می‌خوام
‫که خواهرمو به قتل رسوندی.

17:33.730 --> 17:36.600
‫مت، ازت خواهش می‌کنیم.
‫فرصتیه تا خودتو رها کنی.

17:36.700 --> 17:39.216
‫شرمنده رفیق. شدنی نیست.

17:39.440 --> 17:42.740
‫- مت، دست بردار. شوخیت گرفته؟ خواهش می‌کنم.
‫- ایوا. ایوا!

17:42.840 --> 17:45.840
‫ببین، یه داستان بهتر واست دارم.

17:46.580 --> 17:50.319
‫من پلیسو خبر کردم.
‫تا یکی دو دقیقه دیگه سر می‌رسن.

17:50.344 --> 17:52.450
‫ولی ماشینمو بیرون پارک کردم که پر از پولـه

17:52.550 --> 17:55.120
‫و اطلاعات آدم‌هایی رو دارم
‫که می‌تونن تو رو ناپدید کنن.

17:55.220 --> 17:56.220
‫عه.

17:56.320 --> 17:57.490
‫نمی‌خوام ناپدید بشم.

17:57.590 --> 18:00.630
‫باشه. واقعا می‌خوای؟

18:03.360 --> 18:04.960
‫خواسته‌اش چیزیه که همه می‌خوان.

18:05.060 --> 18:06.760
‫می‌خواد احساس غیب بودن
‫و ناپدید بودن نکنه.

18:07.200 --> 18:09.100
‫می‌خواد داستان کلویی رو بگه.

18:09.200 --> 18:11.170
‫که میگی. گفتی.
‫ما همه‌مون می‌دونیم.

18:11.270 --> 18:14.370
‫می‌تونی از این قضیه قسر در بری.
‫پیشنهاد کوفتیشو قبول کن بره.

18:16.670 --> 18:17.510
‫باشه.

18:18.380 --> 18:19.540
‫همین کار رو می‌کنم.

18:20.580 --> 18:22.810
‫- ولی اول تو رو می‌کشم.
‫- چی؟

18:22.910 --> 18:23.550
‫هی.

18:26.880 --> 18:28.290
‫خدای من.

18:28.390 --> 18:30.360
‫عزیزم، عالی بود!
‫زود بیا. دستمو باز کن.

18:30.460 --> 18:34.290
‫خدای من. چطوری... اصلا کِی این‌جوری شد؟
‫این... بیا.

18:34.390 --> 18:35.690
‫- حالت خوبه؟
‫- اینو باز کن... آره، آره.

18:35.790 --> 18:37.830
‫- بذار دستتو ببینم.
‫- دستم سالمه.

18:37.930 --> 18:39.030
‫باید بری بیمارستان.

18:39.130 --> 18:40.400
‫اصلا خوب نیست.

18:40.870 --> 18:43.230
‫پلیس داره میاد. چیکار کنیم؟

18:43.330 --> 18:46.970
‫نمی‌دونم. چیکار کنیم؟
‫واقعا پول تو ماشینه؟ چیکار کنیم؟

18:48.070 --> 18:48.870
‫خیلی‌خب. آم...

18:49.440 --> 18:52.310
‫برو داخل
‫و به آدم‌های مهربون اونجا خودتو معرفی کن،

18:52.410 --> 18:53.980
‫و می‌برنت خونه، باشه؟

18:54.080 --> 18:55.110
‫ولی تو چی میشی؟

18:55.210 --> 18:56.410
‫تو کجا میری؟

18:57.950 --> 18:59.750
‫من... من...

19:00.320 --> 19:01.690
‫منم میرم خونه.

19:03.350 --> 19:05.420
‫نگران من نباش. باشه؟

19:06.760 --> 19:07.530
‫برو.

19:22.040 --> 19:24.810
‫سلام، ایوا هستم. پیام بذارید.

19:24.910 --> 19:25.910
‫سلام ایوا.

19:27.050 --> 19:27.850
‫آم...

19:28.780 --> 19:31.650
‫نمی‌دونم کِی پیغاممو می‌شنوی ولی...

19:32.480 --> 19:33.850
‫وقتی شنیدی...

19:35.090 --> 19:35.990
‫«لاک‌پشت.»

19:38.790 --> 19:39.920
‫مُرده؟

19:41.990 --> 19:43.060
‫نمرده.

19:43.730 --> 19:45.800
‫بیهوش شده، ولی نبض داره.

19:45.900 --> 19:47.870
‫و بهتون میگم چیکار کنید.

19:49.470 --> 19:50.770
‫هیچ کاری نمی‌کنید.

19:50.870 --> 19:54.570
‫هیچی؟ عه. باشه.
‫هیچ کاری نمی‌کنیم.

19:54.670 --> 19:56.870
‫- عالیه.
‫- نقشه خوبیه.

19:56.980 --> 19:59.580
‫می‌خوای با اون دستکش‌ها چیکار کنی، رفیق؟

20:00.410 --> 20:01.750
‫می‌دونی، جالبـه.

20:03.250 --> 20:04.780
‫یه سال پیش،

20:05.180 --> 20:06.320
‫این کار واسم مثل آب خوردن بود.

20:08.690 --> 20:10.560
‫انگار کریسمس من زود رسیده.

20:11.990 --> 20:12.990
‫هر دوتونو می‌کشم.

20:13.520 --> 20:15.030
‫تیشه رو می‌ذارم تو دست اون.

20:16.130 --> 20:17.500
‫راه فرارمو می‌سازم.

20:19.460 --> 20:21.270
‫اما این دیگه تو نیستی.

20:21.370 --> 20:24.900
‫- این...
‫- تو دوست و نگرش جدیدی به زندگی پیدا کردی.

20:25.000 --> 20:25.940
‫عشق پیدا کردی. توری.

20:26.040 --> 20:28.699
‫ما تو رو توی خانواده‌مون قبول کردیم، مت.

20:28.724 --> 20:31.524
‫- اوضاع عوض شده.
‫- تو دوست مایی، آره؟

20:31.840 --> 20:33.580
‫آره، اما...

20:34.450 --> 20:36.510
‫اگه بخوام با خودم روراست باشم،

20:39.050 --> 20:40.690
‫خیلی خسته شدم.

20:42.190 --> 20:43.390
‫از دروغ خسته شدم.

20:44.060 --> 20:47.530
‫از اینکه تظاهر کنم
‫آدمی‌ام که نیستم خسته شدم.

20:48.430 --> 20:49.730
‫خب، دیگه حال نمیده.

20:55.430 --> 20:56.600
‫وقتش شده.

20:58.800 --> 21:01.670
‫وقتش شده خودمو تحویل بدم.

21:02.470 --> 21:03.910
‫زود باش، نیتن. بگیرش.

21:06.980 --> 21:09.450
‫میرم اداره پلیس،
‫و همه‌چیو واسشون تعریف می‌کنم.

21:09.550 --> 21:10.880
‫همه قتل‌ها رو واسشون تعریف می‌کنم.

21:10.980 --> 21:13.820
‫جای مدارک رو بهشون میگم.

21:15.120 --> 21:18.560
‫بهشون میگم که شما رو مجبور کردم پادکست بسازید.

21:20.120 --> 21:21.290
‫آزاد میشید.

21:22.230 --> 21:25.260
‫واقعیتش آخرش همین‌جوری می‌شد.
‫از اول قرار بود این‌جوری تموم بشه.

21:26.200 --> 21:29.670
‫حداقل به این روش،
‫می‌تونم به شرایط خودم انجامش بدم.

21:31.300 --> 21:32.870
‫با سری بالا.

21:50.420 --> 21:51.590
‫حاضری؟

21:52.920 --> 21:53.730
‫آره.

22:00.717 --> 22:03.439
‫- دست‌ها بالا!
‫- قاتل مقلد داخله!

22:03.464 --> 22:04.934
‫حرکت کنید! حرکت کنید!

22:05.470 --> 22:07.470
‫حرکت کنید! حرکت کنید! حرکت کنید!
‫برید! برید!‌ برید!‌ برید!

22:07.570 --> 22:09.840
‫برید!‌ برید!‌ برید!

22:09.940 --> 22:10.580
‫امنه!

22:13.080 --> 22:13.950
‫امنه.

22:20.220 --> 22:21.150
‫امنه.

22:21.450 --> 22:23.020
‫لعنتی، خون زیادی ریخته.

22:23.290 --> 22:24.920
‫چند تا تلفات داریم.

22:26.420 --> 22:28.430
‫خالیه. کسی اینجا نیست.

22:28.990 --> 22:31.260
‫نیتن بارلت، شما به جرم قتل بازداشت هستید.

22:31.360 --> 22:34.200
‫- من کاری نکردم.
‫- نه، نه، نه. آدم اشتباهی رو گرفتید.

22:34.300 --> 22:35.470
‫مت، بهشون بگو که...

22:36.330 --> 22:40.226
‫- مت؟ مت کدوم گوریه؟
‫- حق دارید سکوت اختیار کنید.

22:40.251 --> 22:42.110
‫هر حرف یا عملی
‫در دادگاه علیه شما استفاده خواهد شد.

22:42.210 --> 22:43.840
‫- مت!
‫- حق دارید وکیل اختیار کنید.

22:43.940 --> 22:45.610
‫اگر استطاعت اختیار وکیل ندارید
‫یه وکیل به صورت رایگان برای شما منصوب خواهد شد.

22:45.710 --> 22:47.510
‫آیا حق و حقوقی که واستون
‫قرائت کردم رو متوجه شدید؟

22:48.350 --> 22:50.680
‫ایرادی نداره چند تا مدرک متهم‌کننده

22:50.780 --> 22:52.280
‫توی کمد شخصیت قایم کنم، نه؟

22:52.380 --> 22:55.020
‫آره، بیا چند تا دی‌ان‌ای توی جیپـت بذاریم.

22:55.120 --> 22:57.790
‫زود باش، نیتن.
‫اثر انگشتت رو روی تیشه بذار.

22:57.890 --> 22:59.560
‫می‌خوای چیکار کنی، تحویلم بدی؟

22:59.660 --> 23:02.390
‫هر کاری دوست داری بکن.
‫دیگه واسم مهم نیست.

23:08.000 --> 23:10.300
‫- آروم باش. ایوا.
‫- عزیزم، من همین‌جام. چیزی نیست.

23:10.325 --> 23:12.088
‫با این قضیه می‌جنگیم، باشه؟

23:12.940 --> 23:15.940
‫چیزی یست.
‫هی، مبارزه می‌کنیم.

23:16.040 --> 23:19.080
‫- منو بیار بیرون.
‫- حتما. حتما. درست میشه.

23:36.999 --> 23:42.999
‫ترجمه از « مـحـمـدعـلـی و آیـدا »
‫::.. mml.moh & Ayda.NDR ..::

23:50.780 --> 23:56.450
‫« براساس داستانِ واقعی »

24:13.400 --> 24:14.830
‫حالت بهتره؟

24:17.500 --> 24:19.270
‫امیدوارم بهتر باشی.

24:20.359 --> 24:22.229
‫چون حرف زیاد واسه گفتن داریم.

24:24.609 --> 24:28.609
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

24:29.909 --> 24:34.909
‫« پــایــان فــصــل دوم »
