WEBVTT

00:00.000 --> 00:09.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.920 --> 00:11.120
‫ببین، لیوی...

00:11.120 --> 00:12.320
‫جلو نیا. جلو نیا. جلو نیا.

00:12.320 --> 00:13.390
‫- آروم باش
‫- باشه

00:13.490 --> 00:15.060
‫- لیوی، آروم باش
‫- به این اسم صدام نزن

00:15.160 --> 00:17.800
‫حتی وقتی عاشقت بودم هم
‫بدم می‌اومد بهم بگی لیوی

00:17.900 --> 00:20.370
‫حتی تو بدترین دورانم هم
‫عاشق این بودی بهت بگم لیوی

00:20.470 --> 00:24.140
‫- می‌خوای با یه اسم کوفتی گمراهم کنی؟
‫- نه، فقط دارم یادت میارم که...

00:24.240 --> 00:27.370
‫هی، شاید بهتره با زن دیوونه‌ای که
‫تفنگ دستشـه، بحث نکنی

00:27.470 --> 00:30.440
‫- به یه زن نگو دیوونه
‫- حتی وقتی که تفنگ گرفته سمت‌مون؟

00:30.540 --> 00:32.740
دیوونه‌ی این جمع من نیستم، خب؟

00:32.840 --> 00:36.280
‫این یه واکنش کاملاً منطقی به کاریـه که
‫این هیولا کرده

00:36.305 --> 00:37.395
‫واسه تو منطقیـه

00:37.420 --> 00:38.650
‫کاملاً موافقیم

00:38.750 --> 00:41.120
‫- تو اصلاً دیوونه نیستی
‫- لازم نکرده خَرَم کنی

00:41.220 --> 00:42.760
‫- هرچی بگم همینـه
‫- فقط خفه‌شو

00:42.760 --> 00:44.420
‫دنبال چی هستی، اولیویا؟

00:44.520 --> 00:46.620
‫همون چیزی که چندین ساله بودم

00:46.720 --> 00:49.130
‫که نذارم به افراد بیشتری
‫آسیب بزنی

00:49.230 --> 00:53.430
‫اما نه، هردفعه که میرم پیش پلیس،
‫می‌فرستنم پی کارم

00:53.530 --> 00:55.270
‫ظاهراً زن‌های زیادی بهشون میگن که

00:55.370 --> 00:57.470
‫دوست‌پسرهای سابق مزخرف‌شون
‫سلاخ غربن

00:57.570 --> 00:59.970
‫خدایا! پس واسه همین
‫ادای پلیس‌ها رو در می‌آوردی

01:00.070 --> 01:03.570
‫نه دیوونه نیستی، نه فقط...
‫دارم تیکه‌های پازل رو کنار هم می‌چینم

01:03.570 --> 01:06.240
‫- آره، واسه همین بود
‫- یعنی همینطوری می‌رفتی سرِ صحنه‌های جرم؟

01:06.240 --> 01:08.710
‫- هیشکی ازت سوال نمی‌کرد؟
‫- باورت نمیشه با یه ژاکت آبی و

01:08.710 --> 01:11.300
‫یه ذره حق به جانب بودن،
‫چه کارها می‌تونی بکنی

01:11.300 --> 01:13.320
‫با این‌حال، هیشکی نمی‌خواست باور کنه که

01:13.320 --> 01:15.250
‫این یارو یه قاتل عوضیـه

01:15.250 --> 01:17.820
‫من حرفت رو باور می‌کنم اما
‫از وقتی که با هم بودیم

01:17.820 --> 01:20.060
‫مت‌ کارهای درمانی خیلی خوبی کرده

01:20.160 --> 01:22.930
‫درمانی؟

01:23.030 --> 01:24.660
‫وای! بزرگ شو دختر!

01:24.760 --> 01:27.430
‫چه داستان غم‌انگیزی برات تعریف کرده،‌ هان؟

01:27.530 --> 01:30.030
‫جای سیگارهای عموش روی بدنش یا
‫نامادری ظالم مُرده‌ش؟

01:30.130 --> 01:32.970
‫- خب دیگه، اولیویا
‫- نامادری ظالم مُرده‌ش رو گفته دیگه؟

01:33.070 --> 01:36.070
‫از داداش کوچیکش محافظت می‌کرده،
‫قطعاً همین رو بهت گفته چون

01:36.170 --> 01:39.640
‫- به‌طرز بدبختانه‌ای به خواهرت وابسته‌ای
‫- «به‌طرز بدبختانه‌ای وابسته‌‌ام»؟

01:39.740 --> 01:42.710
‫- تو این رو بهش گفتی؟
‫- این کلمه‌ها رو که نگفتم،

01:42.810 --> 01:44.080
‫با این ترتیب

01:44.180 --> 01:45.650
‫پس اون سفر شکاری

01:46.050 --> 01:47.320
‫با عمو استن...

01:47.320 --> 01:49.260
‫کسشر خالص بوده.
‫از خودش درآورده.

01:49.260 --> 01:52.080
‫شاید راه‌حل این باشه که توی
سگ‌صفت رو با یه تیر خلاص کنم

01:52.080 --> 01:54.180
‫خوب بهش فکر کن.
‫پس اولی چی میشه؟

01:54.180 --> 01:55.860
‫چی میشه؟
‫اون پیش مامان‌ و بابامـه

01:55.860 --> 01:58.360
‫مشکلی نداری که دیگه هیچوقت
‫باباش رو نبینه؟

01:58.360 --> 02:00.060
‫شاید اگه بدون بابا باشه...

02:00.060 --> 02:01.560
‫هی، هی!
‫چی‌کار دارین می‌کنین؟

02:01.560 --> 02:03.300
‫ببخشید، هنوز هم با ما کار دارین؟

02:03.300 --> 02:04.940
‫گفتیم یکم تنهاتون بذاریم

02:04.940 --> 02:07.300
‫چطوره بذاریم زن‌ها برن؟
‫بذاریم زن‌ها برن

02:07.300 --> 02:10.880
‫- اونا ربطی به این ماجرا ندارن
‫- این مردونگی‌های الکیت رو بذار برا خودت

02:10.880 --> 02:13.620
‫- باشه؟ ایوا همه‌چی رو درموردت بهم گفته
‫- یعنی چی؟

02:13.620 --> 02:16.380
‫- چی بهش گفتی؟
‫- هیچی نگفتم. طرف پاک دیوونه‌ست

02:16.380 --> 02:17.720
‫- حالا دیوونه شد؟
‫- دیوونه‌ست خب

02:17.820 --> 02:19.580
‫کارش همینـه.
‫خب؟

02:19.580 --> 02:21.720
‫آدم‌ها رو فریب میده.
‫وارد ذهن‌تون میشه و

02:21.730 --> 02:23.190
‫بین‌تون... اختلاف می‌اندازه

02:23.190 --> 02:25.060
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه

02:25.160 --> 02:29.190
‫شاید بهت بگه که عاشقتـه اما
‫این آدم توانایی عشق‌ورزی نداره

02:29.290 --> 02:31.930
‫- اینطوری درموردش حرف نزن
‫- توری،‌ تو دخالت نکن لطفاً!

02:32.030 --> 02:35.500
‫راست میگم، هیچوقت عاشقتم نبودی و
‫هیچوقت از کارم حمایت نکردی!

02:35.500 --> 02:37.870
‫دست بردار.
‫چی رو میگی؟ کلاه‌برداری‌ کارهای‌ بانکیت؟

02:37.870 --> 02:41.170
‫در دفاع از خودم بگم که اونقدر باهوش نبودی
‫که بتونی از پسش بربیای، پس...

02:41.170 --> 02:42.310
‫جداً؟

02:42.410 --> 02:44.340
‫پس چطوری راضیت کردم
‫اون پلیسه رو بکشی؟

02:44.340 --> 02:45.680
‫مت، چی رو داره میگه؟

02:45.680 --> 02:47.550
‫تو من رو راضی نکردی کسی رو بکشم

02:47.650 --> 02:49.710
‫همش اراده‌ی خودم بود

02:49.810 --> 02:52.180
‫وای عزیزم، خودم می‌خواستم
‫اینطوری فکر کنی

02:52.280 --> 02:53.890
‫تو مامور پلیس کشتی؟
‫کِی؟

02:53.990 --> 02:56.490
‫نیاز داشتم که اون بمیره،
‫پس شاید ازت واسه تنها کاری که

02:56.590 --> 02:58.720
‫توش مهارت داری، استفاده کرده باشم

02:58.990 --> 03:00.990
‫- تو از من استفاده کردی؟
‫- وای، خدا

03:00.990 --> 03:02.160
‫آخ! خیلی‌خب!

03:02.260 --> 03:04.330
‫خیلی‌خب،‌ ببین لیو...

03:04.430 --> 03:07.270
‫اولیویا، بیخیال.
‫این کارها دیگه چیـه؟

03:07.900 --> 03:09.470
‫ما قبلاً‌ عاشق همدیگه بودیم

03:09.570 --> 03:11.600
‫جفت‌مون می‌دونیم که دروغـه

03:20.210 --> 03:21.350
‫من چی‌کار کردم؟

03:21.710 --> 03:23.210
‫وای نه، نه.
‫من چی‌کار کردم؟

03:23.310 --> 03:24.680
‫من چی‌کار کردم؟

03:24.780 --> 03:27.220
‫- اشکالی نداره
‫- جون‌مون رو نجات دادی

03:27.320 --> 03:28.890
‫- مجبوری شدی
‫- ما رو نجات دادی

03:28.990 --> 03:31.290
‫- نه،‌ نه، من...
‫- نه، اشکالی نداره...

03:31.390 --> 03:35.980
‫- مجبور شدی
‫- جون‌مون رو نجات دادی... وای خدا!

03:37.700 --> 03:40.060
‫تو الان مادر بچه‌م رو کشتی

03:42.270 --> 03:43.570
‫وای خدا

03:53.540 --> 03:55.710
‫خیلی‌خب.
‫آروم باش رفیق.

03:56.450 --> 03:59.520
‫آروم باش.
‫خونسردیت رو حفظ کن.

04:20.310 --> 04:24.410
‫دوستان، شاگردان، عشاق...

04:24.740 --> 04:27.280
‫واقعاً باعث افتخاره که

04:27.380 --> 04:30.480
‫این مراسم مقدس رو برگزار می‌کنم

04:31.320 --> 04:35.880
‫برای شروع کار،
‫فقط یه شماره کارت اعتباری معتبر لازم دارم

04:35.964 --> 04:38.310
« بر اساس داستان واقعی »

04:38.334 --> 04:48.334
‫ترجمه از: محمدعلی sm و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & mmli_sm

04:49.070 --> 04:50.130
‫من...

04:51.400 --> 04:52.700
‫چیزی نیست توری

04:52.800 --> 04:56.040
‫ما... یه کاریش می‌کنیم

04:56.980 --> 04:58.110
‫چطوری؟

04:58.210 --> 04:59.310
‫اوم...

04:59.410 --> 05:01.480
‫- ایوا؟
‫- دارم فکر می‌کنم

05:01.580 --> 05:03.350
‫فقط فکر می‌کنم.
‫فکر می‌کنم ببینم...

05:04.650 --> 05:06.260
‫- هی بچه‌ها
‫- خودتون رو جمع و جور کنین

05:06.260 --> 05:08.090
‫بعضی‌هامون بدجوری دستشویی‌لازمیم

05:08.090 --> 05:11.190
‫- می‌تونین نوبتی پشت آلونک کارتون رو بکنین؟
‫- پشت آلونک؟ باشه

05:11.660 --> 05:12.790
‫باشه. مهمونی خفنیـه.

05:12.890 --> 05:14.860
‫- باشه! هورا! خب دیگه
‫- ممنون

05:14.860 --> 05:17.800
‫گوش کنین، می‌دونم حرفم خیلی ناراحت‌کننده،
‫ترسناک و فجیعـه اما

05:17.800 --> 05:19.460
‫یه جنازه‌ی کوفتی رو دست‌مون داریم...

05:19.460 --> 05:21.300
‫اسمش اولیویاست

05:21.400 --> 05:22.670
‫باشه

05:22.770 --> 05:25.140
‫الان یه جنازه از اولیویا کف خونه‌مونـه

05:25.240 --> 05:28.170
‫و یه مشت مهمون تخمی هم بیرونن و
‫آماده جشن گرفتنن

05:28.270 --> 05:29.770
‫باید یه کاری بکنیم

05:29.870 --> 05:32.510
‫باشه،‌ آره...
‫بهشون میگم عروسی کنسلـه.

05:32.610 --> 05:34.080
‫نه،‌ نمی‌تونی این کار رو بکنی

05:34.080 --> 05:35.308
‫- توری!
‫- چی؟

05:35.333 --> 05:37.680
‫من الان یکی رو کشتم.
‫حق امتیاز تاهلم رو می‌خوام تا

05:37.780 --> 05:40.390
‫مت مجبور نشه علیهم شهادت بده

05:40.490 --> 05:41.750
‫- چی...
‫- و...

05:41.850 --> 05:43.450
‫مگه این که بخوای بری زندان،

05:43.550 --> 05:45.190
‫تو هم بهش نیاز داری

05:46.060 --> 05:47.586
‫راست میگه

05:48.260 --> 05:49.760
‫راست میگه

05:51.530 --> 05:53.230
‫به گمونم باید ازدواج کنیم دیگه

05:53.330 --> 05:55.770
‫وای خدا

05:55.870 --> 05:58.840
‫خیلی‌خب، گوش کنین بچه‌ها

05:59.740 --> 06:03.410
‫تک‌تک‌تون دقیقاً همون گهی که...

06:04.580 --> 06:06.640
‫از دهنم خارج میشه رو انجام میدین

06:06.640 --> 06:08.750
‫من یه حواس‌پرتی درست می‌کنم

06:11.420 --> 06:12.620
‫- هی
‫- توری و مت...

06:12.720 --> 06:14.490
‫شما از شر مهمون‌ها خلاص بشین

06:14.490 --> 06:16.390
‫حتماً این رو تو دفترچه خاطراتت بنویس

06:16.390 --> 06:17.469
‫ممنون

06:17.990 --> 06:20.330
‫من و نیتن هم راه رو باز می‌کنیم

06:20.430 --> 06:21.960
‫شوخیت گرفته دیگه لامصب؟

06:22.560 --> 06:25.960
‫ای خدا! نمی‌شد فقط بگی که
‫لوله‌ی خونه ترکیده؟

06:26.060 --> 06:28.330
‫اینطوری بهونه‌ی برداشتنِ
پارکت‌هامون هم جور میشه

06:28.330 --> 06:31.240
‫می‌خوای یه فرش بندازی رو
‫لکه‌های خون و خلاص؟

06:32.740 --> 06:36.540
‫باید بگم که،
من آدمای زیادی رو به عقد هم در آوردم

06:36.960 --> 06:38.180
‫همینطور کلی حیوانات

06:38.180 --> 06:41.910
ولی شما دو نفر لازمه‌های
یه رابطه‌ی پایدار رو دارید

06:43.950 --> 06:46.280
‫نگه‌داری از بچه‌ رو هم بسپارین به خودم

06:46.820 --> 06:49.190
‫سلام سرینا، میشه جک رو
‫یه چندساعت دیگه هم نگه داری؟

06:49.190 --> 06:51.620
‫نمی‌دونی اینجا چه اوضاعیـه.
‫تو واقعاً فرشته‌ی نجاتی.

06:51.620 --> 06:53.590
‫و می‌مونه جسد

06:54.030 --> 06:56.430
‫خب مت، اگه فقط یه کار بود که
‫تو از پسش برمی‌اومدی...

06:56.530 --> 06:58.030
‫فکر نکنم بخوام این کار رو بکنم

06:58.130 --> 06:59.600
‫اصلاً نمی‌دونم بتونم یا نه

06:59.700 --> 07:01.970
‫این کار رو می‌کنی،
‫خودم کمکت می‌کنم

07:02.070 --> 07:05.300
‫آهای، نگاه کن، یه نیروی کمکی داریم که
‫می‌تونه به دفن جسد کمکت کنه

07:05.400 --> 07:06.970
انگار از آسمون واست کمک رسیده

07:13.080 --> 07:16.610
‫هی، هی عزیزم،
‫فقط خواستم... یه سری بهت بزنم

07:16.710 --> 07:18.320
‫حالت چطوره؟

07:18.920 --> 07:21.601
انگار از خط قرمزی رد شدم که
دیگه راه برگشتی نداره

07:21.626 --> 07:23.496
‫می‌دونم. اشکالی نداره.
‫یه کاریش می‌کنیم.

07:23.550 --> 07:26.420
‫حتی تصور این که الان چه حالی داری هم
‫غیرممکنـه. اما بهت قول میدم...

07:26.520 --> 07:29.690
‫...همه‌چیز درست میشه
‫و ای خدا

07:29.790 --> 07:32.900
‫لشکر مامان‌های «همسایه»
‫ماشین اولیویا رو دیدن

07:33.000 --> 07:35.570
‫«...بیرون یه خونه‌ی مزخرف
‫توی مار ویستا»

07:40.100 --> 07:44.180
‫ما تو یه خونه‌ی مزخرف توی مار ویستاییم.
‫گه توش!

07:44.280 --> 07:46.510
‫سر جات بمون. همه‌چیز درست میشه.
‫فقط صبر کن.

07:49.110 --> 07:50.980
‫بذاریمش پشت وانتت؟

07:51.080 --> 07:53.550
‫نه، با جیپ تو میریم.
‫ماشین چهارچرخ متحرک لازم‌مون میشه.

07:53.650 --> 07:55.420
‫صبر کنین.
‫وایسین!

07:55.520 --> 07:58.980
‫بذارینش زمین. بازش کنین.
‫باید یه چیزی ازش بردارم.

08:00.890 --> 08:02.230
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

08:02.330 --> 08:04.400
‫می‌دونم که آسیب روانی دیدی و
‫واقعاً درکت می‌کنم

08:04.500 --> 08:07.000
‫اما باید همین حالا
‫ژاکت این زن مُرده رو بپوشی و

08:07.100 --> 08:08.830
‫ماشینش رو برگردونی تو خونه‌ش

08:08.930 --> 08:11.370
‫تا مامان‌های محله زنگ نزنن به پلیس و

08:11.470 --> 08:12.900
‫همه‌مون راهی زندان نشیم

08:36.830 --> 08:38.305
‫هی...

08:38.330 --> 08:41.170
‫هی نیتن، راستش می‌خوام یه چند کلوم حرف بزنم

08:42.770 --> 08:44.000
‫آره، اشکالی نداره؟

08:44.100 --> 08:45.940
‫کندن این قبر حالا حالاها تموم نمیشه

08:46.040 --> 08:48.040
‫فکر کنم بتونیم یه دقیقه استراحت کنیم

08:52.880 --> 08:55.010
‫- باشه
‫- ممنون

08:55.035 --> 08:56.330
‫اوم...

09:01.850 --> 09:05.260
‫راستش تو یه همچین پارکی
‫ازش خواستگاری کردم

09:05.360 --> 09:06.720
‫عاشق طبیعت بود

09:06.820 --> 09:10.060
‫می‌گفت... بهش برای فکر کردن فضا میده

09:11.630 --> 09:14.100
‫به گمونم به‌خاطر آرامش و...

09:16.070 --> 09:18.170
‫خب، الان دیگه حسابی در آرامشـه

09:18.270 --> 09:19.640
‫قشنگ بود

09:19.740 --> 09:21.470
‫راستش هنوز تموم نشده...

09:23.070 --> 09:24.880
‫شوخیت گرفته دیگه؟

09:24.980 --> 09:28.150
‫بعد اون همه کسشری که درموردش گفتی؟
‫اون همه چیزهای وحشتناک درموردش گفتی و

09:28.250 --> 09:30.880
‫حالا می‌خوای...
‫ادای عزادارهای زن‌مُرده رو در بیاری؟

09:30.980 --> 09:32.450
‫خب عزادار زن‌مُرده هم هستم

09:32.550 --> 09:33.850
‫- گاییدمت!
‫- گاییدمت!

09:34.250 --> 09:36.820
‫خیلی‌خب، ببین رفیق،
‫بیا آروم باشیم، خب؟

09:36.920 --> 09:38.590
‫بیخیال بشیم

09:38.690 --> 09:40.690
‫نه، من دیگه ازت نمی‌ترسم

09:40.790 --> 09:42.660
‫چون همه‌ی این کارها یه دروغـه

09:42.760 --> 09:44.730
‫تموم کارهات دروغـه

09:44.830 --> 09:46.260
‫- تو گولم زدی
‫- حتماً

09:46.360 --> 09:49.100
‫ایوا رو گول زدی.
‫توری رو گول زدی.

09:49.200 --> 09:51.570
‫همه‌ش کسشره.
‫دیگه خسته شدم.

09:51.670 --> 09:53.740
‫گاییدمت. گاییدمت!

09:54.210 --> 09:57.110
‫تو خسته‌ای شدی آشغال؟
‫تو خسته‌ای شدی آشغال؟

10:01.510 --> 10:03.450
‫کیر توش نیتن

10:03.850 --> 10:05.950
‫بتمرگ همونجا

10:06.480 --> 10:09.420
‫نمی‌خوام بهت آسیب بزنم.
‫نیتن، دارم بهت هشدار میدم.

10:09.767 --> 10:11.313
‫نیتن!

10:12.790 --> 10:15.180
‫فکر می‌کنی می‌خواستم همچین کاری بکنم؟

10:15.180 --> 10:17.560
‫این چه کسشریه که میگی؟

10:18.560 --> 10:20.600
‫تموم کارهای کسشری که کردی رو بهت گفتم

10:20.700 --> 10:22.400
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

10:22.500 --> 10:23.870
‫الان کجایی؟

10:23.970 --> 10:26.070
‫داری یه جسد رو خاک می‌کنی

10:29.070 --> 10:30.210
‫حق با توئـه

10:32.180 --> 10:33.440
‫دیگه حوصلت رو ندارم

10:35.580 --> 10:37.920
‫حوصله‌ی هیچ‌کدوم از این کارا رو ندارم

10:37.920 --> 10:39.220
‫کجا داری میری؟

10:40.050 --> 10:42.090
‫نیتن، تو هم درست
‫به اندازه‌ی من گناهکاری

10:42.090 --> 10:44.690
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟
‫تحویلم بدی به پلیس؟

10:44.690 --> 10:46.790
‫هرکاری می‌خوای بکن

10:46.790 --> 10:47.990
‫دیگه برام مهم نیست

11:17.990 --> 11:20.890
‫- سلام
‫- سلام، ماشین چطور شد؟ حالت خوبـه؟

11:20.990 --> 11:23.360
‫آره، تموم شد.
‫تاکسی گرفتم برگشتم خونه.

11:23.460 --> 11:26.060
‫وای، به همین زودی رسیدی خونه؟
‫چقدر سریع

11:26.160 --> 11:27.870
‫فقط می‌خواستم تموم شه

11:27.970 --> 11:31.040
‫راستش، بهتره امشب رو تنها نباشی.
‫می‌تونی برگردی اینجا و...

11:31.140 --> 11:33.140
‫- خوبم
‫- باشه، گوش کن

11:33.240 --> 11:35.910
‫می‌دونم امشب ترسناک و مزخرف بود.
‫اتفاقات زیادی افتاد.

11:36.010 --> 11:39.680
‫اما درست میشه. مت و نیتن
‫دارن همه‌ی کارها رو می‌کنن

11:39.780 --> 11:43.380
‫و به زودی زندگی
به روال عادیش برمی‌گرده، خب؟

11:43.480 --> 11:46.780
‫روال عادی. همه‌‌ی این‌ها رو
‫پشت سر می‌ذاریم. درست میشه.

11:46.880 --> 11:49.190
‫فعلاً با روال عادی چندین فرسخ فاصله دارم

11:49.190 --> 11:50.920
‫از لحن صدات خوشم نیومد...

11:51.020 --> 11:52.690
‫واقعاً داری می‌ترسونیم

11:52.790 --> 11:54.250
‫فقط خسته‌م

11:54.290 --> 11:57.660
‫ممنون که امشب هوام رو داشتی

11:57.760 --> 12:00.130
‫این چه حرفیـه؟
‫همیشه هوات رو دارم، خب؟

12:00.230 --> 12:02.670
‫و من... بهت افتخار می‌کنم

12:02.770 --> 12:04.640
‫منظورم اینـه که تو خیلی شجاع بودی و...

12:04.640 --> 12:07.270
‫بخشی از وجودت رو دیدم که
‫تاحالا ندیده بودم. انگار...

12:07.270 --> 12:09.710
‫ایو ببین، واقعاً باید دست از سرم برداری، خب؟

12:09.810 --> 12:11.480
‫خیلی خسته‌م...

12:11.580 --> 12:12.880
‫شب‌بخیر

12:31.900 --> 12:33.230
‫یا خدا. چی شد؟

12:33.330 --> 12:35.170
‫موفق شدم

12:35.270 --> 12:37.000
‫بالاخره به مت گفتم.
‫دعوامون شد.

12:37.000 --> 12:39.370
‫تموم کارهای کسشری که کرده رو
‫بهش گفتم

12:39.370 --> 12:42.370
‫صبر کن ببینم، چی؟
‫واقعاً؟ با هم دعواتون شد؟

12:42.470 --> 12:44.940
‫- پشمام! حالت خوبـه؟
‫- عالی‌ام

12:44.940 --> 12:48.210
‫وای عشقم. اگه زندگی‌مون اینقدر بهم‌ریخته و
‫تقریباً رو به نابودی نبود،

12:48.310 --> 12:50.180
‫الان خیلی حشری می‌شدم

12:50.280 --> 12:52.480
‫راستی، توری خیلی حالش خوب نیست.
‫خیلی نگرانشم.

12:52.580 --> 12:54.590
‫معلومـه. خیلی‌وقته که طلسم شده.

12:54.690 --> 12:57.490
‫باید حرفاش رو می‌شنیدی،
‫نمی‌دونی چطوری درمورد اولیویا حرف می‌زد

12:57.590 --> 13:00.930
‫انگار واقعاً براش مهم بود.
‫عین گری اولدمن شده بود.

13:01.030 --> 13:02.460
‫آره اما... مطمئنی گری اولدمن؟

13:02.560 --> 13:04.800
‫آره، نمایش خیلی خوبی به پا کرده بود

13:04.900 --> 13:06.400
‫از گری اولدمن... خوشت نمیاد؟

13:06.400 --> 13:08.600
‫چرا،‌ اون که بازیگر موردعلاقمـه.
‫عاشق گری اولدمنم.

13:08.600 --> 13:10.940
‫- «دراکولا». آره
‫- «نیروی هوایی یکم». وای

13:11.040 --> 13:12.800
‫- «سید و نانسی»
‫- وای نگو

13:12.835 --> 13:14.943
‫بعدش توی یکی از قسمت‌های
‫سریال «فرندز» بازی کرد

13:14.968 --> 13:18.077
‫درام، کمدی. مگه نقشی هست که
‫گری اولدمن از پسش بر نیاد؟

13:18.102 --> 13:21.751
‫نکته‌ی حرفم همینـه. به نظرم مت
‫نقش بازی نمی‌کرد

13:21.776 --> 13:23.317
‫به نظرم به خاطر اولیویا ناراحتـه

13:23.342 --> 13:26.023
‫ناسلامتی مادر بچه‌هاش بود

13:26.048 --> 13:27.999
‫و توری... آخه، اون یکی رو کُشته

13:28.024 --> 13:29.092
‫هضمش خیلی سختـه

13:29.192 --> 13:30.893
‫فقط زمان می‌خواد تا باهاش کنار بیاد

13:30.994 --> 13:34.297
‫باید یه مدت از مت دور باشه

13:34.764 --> 13:36.499
‫- همه‌مون
‫- غیب گفتی

13:36.599 --> 13:39.002
‫واسه همین اونجا ولش کردم تا
‫گندکاری خودش رو تمیز کنه

13:39.102 --> 13:40.503
‫خوبه. وایسا. چی؟
‫چیکار کردی؟

13:40.603 --> 13:42.805
‫مت رو تنها توی جنگل با یه جسد ول کردی؟

13:42.905 --> 13:44.000
‫آره

13:44.001 --> 13:46.777
‫یه جسد رو که دی‌ان‌ای‌مون سر تا پاش هست،
‫توی جنگل ول کردی و

13:46.876 --> 13:50.747
‫تنها کسی که می‌تونه
‫ترتیبش رو بده یه قاتل روانیـه

13:50.847 --> 13:52.615
‫که بهش گفتی بره درش رو بذاره؟

13:52.715 --> 13:54.183
‫یه مشت هم زدم توی صورتش

14:15.605 --> 14:16.738
‫کیر توش

14:26.000 --> 14:27.000
‫کیر توش!

14:27.001 --> 14:28.619
‫اینقدر قدم‌رو نرو.
‫خیلی ضایع و تابلویی.

14:28.718 --> 14:30.687
‫- باید چه غلطی بکنیم؟
‫- باید آروم باشی

14:30.787 --> 14:31.807
‫من آرومم

14:31.955 --> 14:33.156
‫حالا چیکار کنیم؟

14:33.256 --> 14:35.224
‫- فقط بذار فکر کنم
‫- آره. فکر کن

14:35.325 --> 14:37.393
‫- می‌دونی چیه؟ ژاکتت رو بده من
‫- چی؟ چرا؟

14:37.493 --> 14:39.696
‫چون اولویا همینطوری قسر در رفت و
‫با یه ژاکت بادگیر

14:39.796 --> 14:42.231
.همه‌جا رفت و همه حرفاش رو باور کردن
‫من هم همین کار رو می‌کنم.

14:42.332 --> 14:44.867
‫با اعتماد به نفس میرم اون پایین،
‫بادگیر تنم می‌کنم، طوری که...

14:44.968 --> 14:48.204
‫نه، حرفشم نزن. حق نداری بری اون پایین و
‫خودت رو پلیس جا بزنی لامصب

14:48.304 --> 14:49.639
‫عقلت رو از دست دادی؟

14:49.739 --> 14:50.873
‫فکر بهتری داری؟

15:02.685 --> 15:03.885
‫گوه توش

15:19.936 --> 15:22.805
‫هزار بار هم که ببینی، بازم واسه آدم سختـه

15:23.573 --> 15:24.659
‫آره

15:25.742 --> 15:27.193
‫هنوز قربانی رو شناسایی نکردن؟

15:27.543 --> 15:28.872
‫هنوز نه

15:29.859 --> 15:31.299
‫ولی...

15:31.381 --> 15:34.350
‫می‌دونیم. بازم از قربانی‌های قاتل مقلده

15:35.351 --> 15:38.554
‫آره، مشخصـه کار قاتل مقلده

15:38.655 --> 15:41.624
‫- درسته. اصلاً شکی نیست
‫- اوهوم

15:41.724 --> 15:45.295
‫علی‌الخصوص که یه پیام رمزی دیگه
‫نزدیک جسد پیدا کردن

15:46.829 --> 15:48.024
‫- پیام رمزی؟
‫- اوهوم

15:48.049 --> 15:49.966
‫- پیام رمزی همینجا؟ نزدیک همین جسد؟
‫- آره

15:50.066 --> 15:53.603
‫وای خدا. عوضی کسکش.
‫شوخیت گرفته؟

15:55.071 --> 15:56.639
‫از کدوم سازمان هستی؟

15:57.454 --> 15:58.416
‫اوه

15:58.441 --> 16:00.410
‫سؤال... خوبی بود

16:00.510 --> 16:02.946
‫واحد قربانیان ویژه، بخش کوهستان

16:03.446 --> 16:05.648
‫یه‌عالمه پرونده‌های جنایی کوهستانی حل کردم

16:05.748 --> 16:08.751
‫واسه همچین چیزایی خبرم می‌کنن. این...

16:08.851 --> 16:11.888
‫آره. وای خدا، رئیسم زنگ زد.
‫بله قربان؟

16:11.988 --> 16:15.124
‫وای خدا. یه کوهنورد دیگه از سقوط کرده.
‫باید برم.

16:15.224 --> 16:16.960
‫آره، باشه، قربان.
‫الان دارم میام.

16:18.595 --> 16:22.165
‫پس، مت با قاتل مقلد ارتباط داره؟

16:22.265 --> 16:23.766
‫- چرا؟
‫- روحم هم خبر نداره

16:23.866 --> 16:26.135
‫ولی حق با تو بود.
‫باید کاملاً خودمون رو ازش جدا کنیم.

16:26.235 --> 16:29.238
‫همین رو از خدا می‌خواستیم.
‫قراره این قتل رو بندازن گردن قاتل مقلد،

16:29.339 --> 16:31.007
‫و ما قسر در می‌ریم، دوباره!

16:31.474 --> 16:33.543
‫نباید نگران حرکت بعدی مت باشیم

16:34.110 --> 16:35.645
‫باید نگران حرکت بعدی خودمون باشیم

16:37.146 --> 16:38.881
‫سلام، گله‌ی خرگوش‌...

16:38.982 --> 16:41.684
‫اگه هنوز چیزی ازتون باقی مونده

16:41.784 --> 16:45.021
‫می‌دونم اکثرتون ازم متنفرید یا
‫فکر می‌کنید دغل‌باز و شیادم

16:45.555 --> 16:48.091
‫راستش بی‌راه هم فکر نمی‌کنید.
‫من قاتل خرگوشی نیستم.

16:48.191 --> 16:49.292
‫یعنی هستما

16:49.392 --> 16:51.194
‫ولی من... این چهارچوب
‫شخصیتم رو تعیین نمی‌کنه

16:51.294 --> 16:53.296
‫من یه بچه قاتل و شوهر قاتل دارم

16:53.396 --> 16:55.565
‫منظورم اینـه که خانواده دارم

16:55.932 --> 16:57.242
‫خانواده‌ای که دوستم دارن

16:57.707 --> 17:02.380
‫علی‌رغم خطری که با این اعتیاد
‫براشون به وجود آوردم

17:02.764 --> 17:06.234
‫چون جنایت واقعی واسه
‫امثالِ ما همینـه دیگه

17:06.509 --> 17:09.712
‫من ادعا می‌کنم حقیقت رو برملا می‌کنم،

17:09.812 --> 17:12.452
‫اشتباهات رو اصلاح می‌کنم، معماهای جنایی رو
‫حل می‌کنم، کسشعر، کسشعر...

17:12.477 --> 17:15.326
‫ولی همه‌ش واسه این بود که حس کنم خاصم

17:15.351 --> 17:17.253
‫که حس کنم واسه خودم کسی‌ام

17:17.854 --> 17:20.723
‫ولی واسه آدمایی که بیشتر از همه مهم بودن...

17:22.225 --> 17:25.327
‫نیازی به این کار نبود و
‫همینطوریش براشون کسی بودم

17:27.330 --> 17:29.666
‫بگذریم، ممنون که تا اینجا باهام همراه بودید

17:30.366 --> 17:31.768
‫تمام

17:32.802 --> 17:34.448
‫برای همیشه

17:36.000 --> 17:38.041
‫دل شیر می‌خواست گفتن اینا

17:38.141 --> 17:39.742
‫خب، باید یه کاری می‌کردم

17:39.842 --> 17:40.919
‫بهت افتخار می‌کنم

17:40.944 --> 17:44.647
‫حالا می‌تونیم روی خانواده‌ و
‫زندگی زناشویی‌مون تمرکز کنیم

17:45.360 --> 17:46.995
‫چطوره از همین الان شروع کنیم؟

17:49.118 --> 17:50.320
‫این...

17:50.420 --> 17:52.388
‫یجورایی بی‌احترامی بود؟

17:53.456 --> 17:54.958
‫عه؟ بعد از این همه بالا پایین،

17:55.058 --> 17:57.727
‫تازه یادت افتاد که اینجا
‫خط و مرز تعیین کنی؟

17:58.895 --> 18:00.363
‫نه

18:01.064 --> 18:02.398
‫بیا اینجا

18:06.469 --> 18:09.706
‫خب... تو با مامانم دوستی؟

18:09.806 --> 18:12.809
‫آره. اون...
‫اون دوست خوبمـه

18:14.077 --> 18:15.378
‫واسه همین ماشینش دستِ توئـه؟

18:15.478 --> 18:18.414
‫اوهوم. آره، بهم قرض دادش

18:19.015 --> 18:20.721
‫واسه امروز

18:21.017 --> 18:24.420
‫عجیبـه. فکر می‌کردم
‫مادربزرگم قراره بیاد دنبالم

18:24.520 --> 18:27.390
‫خب، شاید فقط می‌خواسته غافلگیرت کنه

18:27.490 --> 18:30.093
‫خب، از غافلگیری خوشم میاد

18:30.193 --> 18:32.395
‫آره، من هم همینطور

18:32.862 --> 18:34.075
‫من هم همینطور

18:37.166 --> 18:38.302
‫چه خوب بود

18:38.327 --> 18:39.879
‫آره

18:43.539 --> 18:46.109
‫- لازمه جواب بدی؟
‫- گله‌ی خرگوشـه

18:46.134 --> 18:48.364
‫می‌دونی، چشم‌شون رو به وسواس و
‫اعتیاد مسخره‌شون باز کردم،

18:48.389 --> 18:50.400
‫واسه همین بدجور آب و روغن قاتی کردن

18:50.400 --> 18:53.116
‫درست میشه. به زودی آب‌ها از آسیاب میفته

18:53.216 --> 18:54.384
‫عالیه، عزیزم

18:54.984 --> 18:57.120
‫- ولی بدجور ریختن سرت
‫- آره، می‌دونم

18:57.220 --> 18:58.421
‫خیلی‌خب

19:03.526 --> 19:05.628
‫- وای خدا
‫- ها؟

19:05.728 --> 19:08.800
‫لابد فیلتر باگ شده بوده.
‫صورتم رو دیدن.

19:08.801 --> 19:10.403
‫حالا دارن داکسم می‌کنن
‫[پخش کردن عکس و اطلاعات در اینترنت]

19:10.433 --> 19:12.135
‫چی؟ نمی‌تونن داکست کنن.
‫بهشون اجازه نمیدم.

19:12.235 --> 19:13.269
‫داکس کردن معنیش چی بود؟!

19:13.294 --> 19:14.879
‫این اراذل فضای مجازی دارن
‫اطلاعاتمون رو لو میدن

19:14.904 --> 19:17.640
‫وای خدا. «ایوا بارتلت، ۳۷ ساله،
‫با نیتن ازدواج کرده»

19:17.740 --> 19:19.676
‫وای خدا. آدرس خونه‌مون رو
‫از گوگل مپ در آوردن!

19:19.776 --> 19:22.612
‫گوه توش. «ایوا بارتلت،
‫می‌دونیم خونه‌ت اینجاست

19:22.712 --> 19:24.847
‫که با بچه‌ت و شوهر اَلدنگت زندگی می‌کنی»

19:24.948 --> 19:27.483
‫«امشب خواب خوبی داشته باشید»

19:27.584 --> 19:29.452
‫نه. این مسخره‌بازی مجازی نیست.
‫تهدید به مرگـه.

19:29.552 --> 19:31.854
‫باید از اینجا بریم. همین الان!

19:36.092 --> 19:37.760
‫سرینا، واقعاً به دادم رسیدی. دمت گرم

19:37.860 --> 19:39.862
‫بیست دقیقه‌ی میایم دنبال جک، خب؟

19:39.963 --> 19:43.199
‫- ایوا، دارن میگن تو همون قاتل خرگوشی تیک‌تاکی
‫- تیک‌تاک؟

19:43.299 --> 19:44.701
‫من... نه، فکر نکنم

19:44.801 --> 19:46.803
‫- توی جاده هستیم وسط کوهستان
‫- ایوا؟

19:46.903 --> 19:49.305
‫باید برم. خداحافظ

19:49.405 --> 19:50.940
‫وای خدا، از دروغ متنفرم

19:51.040 --> 19:53.142
‫از «ایربی‌ان‌بی» چیزی پیدا کردی؟

19:53.167 --> 19:55.945
‫- چطوریه که همه‌ی این خونه‌ها اتاق بیلیارد دارن؟
‫- خیلی‌خب عزیزم

19:55.970 --> 19:58.000
‫فقط یه خونه‌ی امن موقتـه.
‫نمی‌خواد شیک و پیک باشه. بیخیال.

19:58.001 --> 19:58.780
‫درسته

19:58.781 --> 20:01.985
‫هر چند، خونه‌ی بینگ کرازبی توی
‫پالم اسپرینگز اینجا توی لیست هست

20:02.010 --> 20:04.074
‫خیلی مُفتـه

20:04.687 --> 20:06.222
‫چند وقته اونجاست؟

20:06.322 --> 20:08.524
‫بینگ؟ مطمئنم هفت تا کفن پوسونده

20:08.625 --> 20:10.960
‫بینگ نه. این رنج رووری که پشتمونـه

20:11.060 --> 20:12.795
‫ده تا بلوک قبل‌تر دیدمش و
‫حالا برگشته

20:12.895 --> 20:14.864
‫مشکلی نیست. ترافیک همینطوریـه دیگه

20:14.964 --> 20:18.167
‫ممنون. واقعاً.
‫ولی نه، گمونم داره تعقیب‌مون می‌کنه.

20:18.268 --> 20:21.204
‫عزیزم، دوستت دارم. گمونم
‫شک برت داشته. همه چی مرتبـه.

20:21.304 --> 20:24.015
‫- هیچکس تعقیب‌مون نمی‌کنه
‫- حق با توئـه. آخه کی ممکنه تعقیب‌مون کنه؟

20:24.040 --> 20:27.143
‫آها فهمیدم. مت، قاتل مقلد،
‫هزار تا طرفدار عصبانی تیک‌تاک،

20:27.168 --> 20:30.321
‫- هر کسی که می‌دونه چه بلایی سر اولیویا آوردیم
‫- درسته، درست میگی

20:30.346 --> 20:31.648
‫ممکنه یکی تعقیب‌مون بکنه

20:31.748 --> 20:33.283
‫می‌دونی چیه؟
‫الان می‌فهمم

20:36.519 --> 20:38.788
‫لعنتی. یکی قطعاً دنبال‌مونـه

20:39.088 --> 20:40.857
‫خیلی‌خب، سفت بشین

20:48.831 --> 20:52.268
‫- وای خدا. خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب، اینجا رو بپیچ

20:52.368 --> 20:53.836
‫- بپیچ. بپیچ
‫- باشه. سفت بشین

20:55.505 --> 20:56.873
‫- واو! واو! یواش! یواش!
‫- وای خدا!

20:59.742 --> 21:01.644
‫- آره!
‫- باورم نمیشه این کار رو کردم!

21:01.744 --> 21:02.912
‫- کونده‌ها!
‫- پشمام!

21:03.012 --> 21:05.348
‫- وایسا! وایسا! وایسا!
‫- باشه باشه باشه

21:06.936 --> 21:09.291
‫- خیلی‌خب؛ دنده عقب بگیر، دنده عقب
‫- باشه، دارم سعی می‌کنم

21:09.316 --> 21:12.756
‫- دنده عقب بگیر
‫- وای خدا، نمیشه. دارن صاف میان سراغ‌مون

21:12.889 --> 21:14.123
‫وای گوه توش

21:20.345 --> 21:23.985
‫« پیامت به دستم رسید، این هم پیام من:
‫بازی تموم شد، برنده منم »

21:25.468 --> 21:26.636
‫بابایی!

21:27.070 --> 21:28.104
‫اولی؟

21:28.404 --> 21:30.139
‫سلام رفیق

21:30.239 --> 21:31.307
‫از دیدنت خوشحالم

21:31.407 --> 21:33.309
‫ولی، اینجا چیکار می‌کنی؟

21:33.409 --> 21:34.777
‫دوست مامان می‌خواست غافلگیرت کنه

21:34.877 --> 21:36.980
‫جواب داد؟ غافلگیر شدی؟

21:37.880 --> 21:41.184
‫آره. آره، بدجور غافلگیر شدم، رفیق

21:41.284 --> 21:42.852
‫اون هیچی بهم نگفته بود

21:42.952 --> 21:45.355
‫اولی، گرسنه‌ای؟
‫می‌خوای چیزی بخوری؟

21:45.455 --> 21:46.556
‫هر چی می‌خوای سفارش بده

21:55.064 --> 21:58.534
‫اونا دیگه چه خری هستن؟ سگ‌پیله‌ها؟
‫اِف‌بی‌آی؟ طرفدارهای روانی تیک‌تاکت؟

21:58.635 --> 22:00.336
‫بدتر

22:00.436 --> 22:01.738
‫مجری‌های پادکست

22:05.275 --> 22:07.777
‫ایوا و نیتن بارتلت؟

22:07.877 --> 22:11.180
‫چقدر خنده‌داره که اینجا به پست‌تون خوردیم!

22:11.281 --> 22:15.118
‫می‌خواید بیاید توی پادکست‌مون؟
‫چون طرفدار دو آتیشه‌ات هستیم

22:15.218 --> 22:18.254
‫خب، پس یه سبد میوه بفرستید.
‫اینطوری توی کوچه نیاید رومون.

22:18.354 --> 22:20.924
‫خیلی‌خب، وایسا.
‫در حالت عادی، توی هر شرایط دیگه‌ای،

22:20.949 --> 22:24.435
‫به معنای واقعی حاضر بودم جونم رو بدم تا توی
‫پادکستِ «خواهران جرم و جنایت» باشم

22:24.460 --> 22:26.329
‫یعنی، اصلاً باورم نمیشه

22:26.429 --> 22:28.097
‫من... بدجور طرفدارتونم

22:28.197 --> 22:30.375
‫ولی خدایی، این دیگه چه کاری بود؟
‫ولی... خیلی طرفدارتونم

22:30.400 --> 22:33.937
‫جدی؟ چون از برچسب‌‌های
‫سپرِ ماشین‌مون رو که نخریدید

22:34.037 --> 22:36.072
‫هودی و ماگ‌مون رو هم که نمی‌بینم

22:36.097 --> 22:38.082
‫گوش کنید، می‌دونم که شما
‫دنبال قاتل خرگوشی هستید

22:38.107 --> 22:40.276
‫ولی من دیگه اون آدم نیستم.
‫دیگه ازش گذشتم.

22:40.376 --> 22:43.179
‫- قبلاً بود. تموم شد
‫- پس، تموم شده. ما دیگه نیستیم

22:43.279 --> 22:45.715
‫عزیزم، قاتل خرگوشی
‫به تخم‌مون هم نیست

22:45.815 --> 22:47.450
‫آره، راستی، چه اسم افتضاحی

22:47.550 --> 22:48.985
‫- واقعاً؟
‫- خیلی دم دستی‌ـه

22:49.085 --> 22:52.121
‫اومدیم که راجع به «بر اساس
‫داستان واقعی» صحبت کنیم

22:53.890 --> 22:55.592
‫- بر اساسِ...
‫- بر اساس چی؟

22:55.692 --> 22:58.728
‫- داستان...
‫- «بر اساس داستان واقعی» تویی

22:58.828 --> 23:01.431
‫یکی از هزاران طرفداران‌مون
‫پروفسور زبان‌شناسیـه

23:01.531 --> 23:04.033
‫و اون شباهت‌های غیر قابل انکاری بین

23:04.133 --> 23:07.403
‫مقدمه‌های اونا و الگوهای گفتاری
قاتل خرگوشی پیدا کرده

23:07.503 --> 23:09.572
‫این «بر اساس داستان واقعی»ـه

23:09.672 --> 23:13.376
‫«زندگی خودت رو سر و سامون بده،
‫بیخیال خرابکاری شو» در کل نصیحت خوبیـه

23:13.476 --> 23:15.311
‫و این قاتل خرگوشیـه:

23:15.411 --> 23:19.237
‫زندگی خودت رو سر و سامون بده. بیخیال خرابکاری
‫شو. یه سرگرمی‌ای چیزی واسه خودت پیدا کن.

23:19.682 --> 23:22.552
‫خیلی‌خب. چی می‌خواید؟

23:22.652 --> 23:24.554
‫چیزی که همه دنبالشـن. محتوا

23:24.654 --> 23:29.192
‫با صدای فیلتر دار و تحت عنوان
‫«بر اساس داستان واقعی» باهامون مصاحبه کن

23:29.292 --> 23:30.426
‫و ناشناس بمون،

23:30.526 --> 23:32.562
‫وگرنه ما هویت‌تون رو فاش می‎کنیم

23:32.662 --> 23:34.197
‫تا پلیس به خدمت‌تون برسه

23:36.699 --> 23:38.501
‫باشه. کجا انجامش بدیم؟

23:38.601 --> 23:40.236
‫سوار رنج روور بشید

23:40.261 --> 23:41.462
‫بزنید بریم

23:43.840 --> 23:46.142
‫- این کارها لازمـه؟
‫- بیخیال!

23:46.242 --> 23:48.244
‫ما فقط می‌خوایم راحت باشید و

23:48.269 --> 23:50.631
‫- مطمئن باشیم که کسی جایی نمیره
‫- شماها شبیه فراری‌ها هستید

23:50.656 --> 23:53.558
‫ما توی این جنگولک‌بازی‌تون
با این دست‌بندها شرکت می‌کنیم، خب؟

23:53.583 --> 23:56.060
‫ولی قبلش میشه موبایلم رو بهم بدید؟
‫چون باید زنگ بزنم به پرستار بچه‌ام

23:56.085 --> 23:58.121
‫- میشه یه لحظه اینا رو باز کنید؟
‫- خیلی شرمنده. نه

23:58.221 --> 24:00.523
‫پس ما می‌ریم که پادکست رو آماده‌سازی کنیم

24:00.623 --> 24:04.193
‫ولی در این حین که منتظرید چیزی می‌خورید؟
‫لیموناد با نِی؟

24:04.294 --> 24:06.796
‫چطوره ول‌مون کنید بریم و ازمون اخاذی نکنید؟

24:06.896 --> 24:10.433
‫- شدنی نیست
‫- مامانی دلش یه وانِ جدید می‌خواد

24:10.533 --> 24:12.201
‫- خیلی‌خب، زود برمی‌گردیم
‫- می‌بینیم‌تون

24:12.302 --> 24:14.504
‫- بریم که خوش بگذرونیم
‫- آره، شل کنید

24:14.604 --> 24:17.840
‫- فقط یه مکالمه‌ست. همین و بس
‫- آره. بین رفقا

24:19.609 --> 24:20.910
‫- خودشون خیط میشن
‫- چرا؟

24:21.010 --> 24:22.745
‫توی هر وانی یه تپه عن هست

24:22.770 --> 24:24.200
‫گوش کن، بهتره دست از شوخی برداری

24:24.225 --> 24:26.249
‫چون ممکنه اینجا واسمون آخر خط باشه

24:26.349 --> 24:28.551
‫ما واسه اونا مهم نیستیم؛
‫واسه اونا فقط لایک گرفتن مهمـه

24:28.651 --> 24:31.154
‫یه چندتا سوژه بهشون می‌دیم و
‫گورمون رو از اینجا گم می‌کنیم

24:31.254 --> 24:33.156
‫حق با توئـه.
‫فقط یه پادکست مرگ و زندگیـه.

24:33.256 --> 24:35.291
‫واقعی نیست.
‫واقعاً مرگ و زندگی نیست.

24:35.316 --> 24:38.703
‫- ولی اینا خیلی واقعی به نظر میان. خیلی سفتـن
‫- واقعی‌‌ان

24:38.728 --> 24:40.283
‫- مال تو هم سفت و محکمـه؟
‫- بستِ پلاستیکیـه دیگه

24:40.308 --> 24:41.349
‫واقعاً این کار رو نکردن که

24:41.374 --> 24:44.233
‫فقط بهترین سوژه رو بهشون می‌دیم؛
‫سلاخ غرب،

24:44.334 --> 24:47.236
‫- و بعدش چشم به هم بزنی ولمون کردن رفتیم
‫- خیلی‌خب. آره

24:47.337 --> 24:49.272
‫- یه کاری می‌کنیم روی مت تمرکز کنن
‫- دقیقاً

24:49.372 --> 24:51.741
‫از سرمون بازشون می‌کنیم.
‫بعدش می‌تونیم یه مدت آفتابی نشیم.

24:51.841 --> 24:53.676
‫از این وضع کسشعر خلاص شیم

24:53.776 --> 24:55.278
‫باید بگم یکم دراماتیکش کردن،

24:55.378 --> 24:58.348
‫ولی ما توی استودیوی ضبط
‫پادکست خواهران جرم جنایت هستیم!

24:58.448 --> 24:59.916
‫توی فهرست آرزوهام بود

25:00.016 --> 25:01.517
‫- میشه تمومش کنیم؟
‫- آره

25:01.618 --> 25:02.852
‫- خیلی‌خب، حاضری؟
‫- آره

25:02.952 --> 25:05.355
‫خیلی‌خب، رفقا. ما حاضریم

25:06.000 --> 25:15.000
‫کاری از: محمدعلی sm و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & mmli_sm

25:15.932 --> 25:18.501
‫سلام، «بر اساس داستان واقعی»

25:18.601 --> 25:20.336
‫واسه دیدنتون داشتم جون می‌دادم

25:20.770 --> 25:24.007
‫یا باید بگم «آدم می‌کُشتم که ببینم‌تون»؟

25:24.641 --> 25:26.309
‫قاتل مقلد اینجاست

25:26.409 --> 25:29.345
‫و اگه هنوز متوجه نشدید...

25:31.180 --> 25:32.749
‫شماها قربانی‌های بعدیم هستید

25:33.000 --> 25:40.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
