WEBVTT

00:29.769 --> 00:33.769
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:37.770 --> 00:39.470
‫خواهش می‌کنم...

00:54.220 --> 00:55.650
‫من برگشتم، ایوا.

00:55.950 --> 00:57.390
‫دلتنگم بودی؟

00:57.420 --> 00:58.820
‫پلیس اطلاعات زیادی در مورد

00:58.850 --> 01:02.860
‫خبرنگار ۲۷ ساله‌ای
‫که جانش را از دست داد در دست ندارد.

01:02.890 --> 01:04.690
‫ولی یه چیز معلومه.

01:04.730 --> 01:07.200
‫«سلاخ غرب» برگشته.

01:07.230 --> 01:10.370
‫خانمای این طرف «لا بریا» مراقب باشید.

01:10.400 --> 01:12.300
‫ایوا، داری خونه رو آتیش می‌زنی؟

01:12.330 --> 01:13.800
‫بریم پیش جنیفر با اخبار هواشناسی.

01:13.840 --> 01:15.870
‫- صبح بخیر!
‫- سلام.

01:15.900 --> 01:17.770
‫دیشب کجا بودی؟

01:17.810 --> 01:19.240
‫روی کاناپه‌ت خوابیده بودم.

01:19.270 --> 01:21.740
‫آره، مشروب زیاد خوردیم.
‫بیهوش شدیم. یادت نیست؟

01:21.780 --> 01:25.680
‫یعنی میگی که یه دختر جوون
‫با موی تیره رو

01:25.710 --> 01:27.450
‫حدود ساعت ۲ نصف شب تو «پالمز» نکشتی؟

01:27.480 --> 01:29.280
‫ایوا، چی داری میگی؟

01:29.320 --> 01:32.220
‫خب، اخبار میگه سلاخ غرب برگشته.

01:32.250 --> 01:35.760
‫و فکر کنم، اگه درست یادم باشه، مت
‫سلاخ غرب تویی.

01:35.790 --> 01:37.230
‫- وایسا.
‫- چی شده؟

01:37.260 --> 01:39.330
‫مت داره آدم می‌کشه.
‫مت یه نفر رو کشته.

01:39.360 --> 01:40.760
‫نمی‌دونم منظورش چیه.

01:40.800 --> 01:43.870
‫خب، در واقع قربانی دقیقاً شبیه روشش بود، باشه؟

01:43.900 --> 01:46.870
‫دختر خوشگل با موی مشکی،
‫تو پالمز چاقو خورده.

01:46.900 --> 01:48.840
‫مت این کار رو نکرده.

01:48.870 --> 01:49.800
‫درسته، عزیزم؟

01:50.110 --> 01:51.510
‫یه نفر داره سعی می‌کنه
‫میراثم رو لکه‌دار کنه،

01:51.540 --> 01:53.880
‫و من نمی‌تونم هیچ‌ اعتراضی بکنم. یعنی...

01:53.910 --> 01:57.450
‫من بدبخت چی کار کردم که یه نفر
‫بخواد همچین کاری با من بکنه؟

01:57.910 --> 01:59.910
‫- هی. بیا اینجا.
‫- با اون؟

01:59.950 --> 02:03.390
‫- باید چند تا از تمرین‌های تصویری «گوستاف» رو انجام بدیم.
‫- باشه. آره.

02:03.420 --> 02:06.690
‫می‌دونی، واقعاً بده
‫که نظر منو قبول ندارید.

02:07.620 --> 02:08.960
‫من نمی‌خوام...

02:08.990 --> 02:11.190
‫بچه‌ها، بیاید درباره‌ی...

02:11.191 --> 02:13.191
« براساس داستانِ واقعی »
« فصل دوم، قسمت سوم »

02:13.800 --> 02:17.330
‫چرا ۳۰ دقیقه رانندگی کردیم تا بیایم پارک؟

02:17.830 --> 02:19.830
‫شاید، شایدم نه،

02:19.870 --> 02:21.700
‫یه دعوا با مامان‌های پارک خونه‌مون داشتم.

02:21.740 --> 02:23.910
‫- چی؟
‫- نگران نباش. حلش می‌کنم.

02:23.940 --> 02:27.540
‫خدایی خوشحالم که ۳۰ رو رد کردم
‫و موهام بلونده.

02:27.580 --> 02:30.210
‫- خدای من. شنیدی؟
‫- مردها نمی‌دونن طبیعی نیست.

02:30.250 --> 02:33.820
‫اگه پنج سال جوون‌تر بودم،
‫قطعاً تو لیست قربانی‌های سلاخ غرب بودم.

02:33.850 --> 02:34.920
‫- حتماً بودی.
‫- ممنون.

02:35.150 --> 02:37.750
‫دیوید می‌خواد امنیت خونه‌مونو بیشتر کنه.

02:37.790 --> 02:41.220
‫این کار رو پارسال کردیم،
‫و فقط دیدیم که پرستارمون کرم‌هامو دزدید.

02:41.260 --> 02:43.360
‫نمی‌تونم باور کنم
‫دوربین رو غیر فعال کردیم.

02:43.390 --> 02:44.730
‫مجبور بودم. فکر و ذکرت اون بود.

02:44.760 --> 02:47.860
‫شب تا صبح بیدار می‌موندی
‫تا پرونده‌های چمن‌زنی محله رو حل کنی.

02:47.900 --> 02:49.430
‫باید جلوتو می‌گرفتم.

02:49.460 --> 02:51.700
‫خب، حالا من جلوتو می‌گیرم.
‫سکس بی سکس.

02:51.730 --> 02:53.230
‫باشه، شاید دروغ گفتم،

02:53.270 --> 02:54.570
‫و هرگز غیر فعالش نکردم.

02:54.600 --> 02:57.710
‫خب، شاید سکس دوباره موجود بشه.

02:58.670 --> 02:59.370
‫خب؟

03:00.010 --> 03:01.340
‫- خب؟
‫- این...

03:01.380 --> 03:04.680
‫-...جالبه.
‫- چی داری؟ نشونم بده. نشونم بده.

03:05.450 --> 03:09.420
‫خدای من! دیشب یواشکی رفته بیرون!
‫بهت گفتم دیگه!

03:09.450 --> 03:11.820
‫- شاید یه چیزی تو ماشین جا گذاشته.
‫- می‌خوام گیرش بندازم.

03:11.850 --> 03:14.360
‫یه چیزی تو ماشین جا گذاشته؟
‫مثل یه جنازه؟

03:14.390 --> 03:15.860
‫شرط می‌بندم یه چیزی جا گذاشته.

03:15.890 --> 03:18.790
‫می‌خوام این لعنتی رو گیر بندازم.
‫باور نکردنیه!

03:18.830 --> 03:20.230
‫هیس! ساکت.

03:20.730 --> 03:22.260
‫سلام. چطورین؟

03:22.300 --> 03:23.730
‫بچه‌هاتون چند سالشونه؟

03:23.770 --> 03:24.700
‫باشه، آره.

03:25.000 --> 03:26.840
‫- اون این کار رو نکرده.
‫- توری، سابقه‌شو داره.

03:26.870 --> 03:28.300
‫عذرموجه نداره.

03:28.340 --> 03:29.500
‫داره بهت دروغ می‌گه.

03:29.540 --> 03:31.540
‫به همه‌مون دروغ گفت
‫که کجا بوده.

03:31.570 --> 03:35.340
‫دروغ نگفت.
‫فقط حقیقت رو نگفت

03:35.380 --> 03:36.910
‫چون داشتی سرش داد می‌زدی.

03:36.950 --> 03:39.580
‫- نه، نزدم!
‫- ولی همه چی رو بهم گفت،

03:39.610 --> 03:41.420
‫کِی رفت، کجا رفت، همشو.

03:41.450 --> 03:42.950
‫خیلی خوشحالم که داری ازش دفاع می‌کنی.

03:42.980 --> 03:44.450
‫خب، کجا بوده؟

03:44.490 --> 03:45.890
‫- بین من و مته.
‫- ای بابا.

03:45.920 --> 03:48.290
‫این قربانی جدید
‫براش به اندازه کافی سخته

03:48.320 --> 03:49.590
‫بدون اینکه شما بدترش کنید.

03:49.620 --> 03:51.760
‫عذر موجه داره، درسته؟
‫این خوبه.

03:51.790 --> 03:54.930
‫ببین، خفه شو. تو می‌خوای بی‌گناه باشه
‫که دوست پسرتو نگه داری.

03:54.960 --> 03:56.360
‫دوست پسر من نیست.

03:56.400 --> 03:57.930
‫با ابنکه بحث جالبیه، من کلاس دارم.
‫ببخشید.

03:57.970 --> 03:59.430
‫هنوز حرفمون تموم نشده.

03:59.470 --> 04:00.740
‫- چرا، شده.
‫- نه، نشده.

04:00.770 --> 04:02.300
‫مت قراره بیاد با من زندگی کنه.

04:02.770 --> 04:04.770
‫و به زودی ازدواج می‌کنیم.

04:04.810 --> 04:07.010
‫این واقعیته.

04:07.040 --> 04:08.080
‫قبولش کنید.

04:10.050 --> 04:11.280
‫خدای من.

04:17.520 --> 04:19.690
‫- اون پایین خوبی؟
‫- آره.

04:19.720 --> 04:21.120
‫چی کار می‌کنی؟

04:21.160 --> 04:25.760
‫خب، به جای اینکه بشینم فکر کنم
‫که مت دوباره داره آدم می‌کشه،

04:25.790 --> 04:28.960
‫تصمیم گرفتم رو چیزایی تمرکز کنم
‫که می‌تونم درستشون کنم.

04:29.000 --> 04:32.670
‫برای همین یه نگاهی
‫به حسابای مالی‌مون انداختم.

04:32.700 --> 04:35.040
‫اصلاً جای خوبی برای نگاه کردن نیست.

04:35.070 --> 04:36.540
‫نه، اصلاً خوب نیست.

04:36.570 --> 04:38.740
‫۲۰ هزار دلار تو حسابمون داریم،
‫که بد نیست

04:38.770 --> 04:40.880
‫تا وقتی می‌فهمی
‫که باید سوراخ سقف رو تعمیر کنیم،

04:40.910 --> 04:42.780
‫قبض کارتای اعتباریمون عقب افتاده،

04:42.810 --> 04:44.780
‫و نمی‌تونیم هزینه مهد کودک رو بدیم

04:44.810 --> 04:46.610
‫مگه اینکه باز شروع کنم به پول در آوردن.

04:46.650 --> 04:47.950
‫سریع به این نقطه رسیدم، درسته؟

04:47.980 --> 04:50.750
‫که یعنی باید مجوز املاکم رو تمدید کنم.

04:50.790 --> 04:52.850
‫پس حدس بزن چی کار کردم؟
‫دارم اینجا رو تمیز می‌کنم.

04:52.890 --> 04:54.760
‫قراره بشه محل کار کوچیک من.

04:54.790 --> 04:57.530
‫خب، حالا... ما چی کار کنیم؟
‫چطور کمک کنیم؟

04:57.560 --> 05:01.060
‫می‌تونی وسایل تنیس رو جمع کنی
‫و به‌خاطر خودمون بفروشیشون.

05:01.100 --> 05:02.400
‫یا ببخشیم، به خیریه بدیم.

05:02.430 --> 05:03.970
‫هرچی. بفروش یا ببخش.

05:04.000 --> 05:05.400
‫استرس داره. تو استرس داری.

05:05.430 --> 05:10.440
‫وقتی استرس داره،
‫بی‌حوصله میشه. می‌دونم اینو دیدی.

05:10.470 --> 05:12.570
‫زن خوبیه. دوستش داریم.

05:12.610 --> 05:14.480
‫ولی بعضی وقتا خیلی روی اعصابه.

05:14.510 --> 05:15.940
‫صداتو دارم می‌شنوم.

05:15.980 --> 05:18.010
‫- هنوزم زن عالی‌ایه.
‫- هنوزم صداتو می‌شنوم.

05:18.050 --> 05:21.020
‫باباش احمقش اصرار داره
‫این اسباب‌بازیای گرون‌قیمت رو براش بخره،

05:21.050 --> 05:25.650
‫ولی تنها چیزی که این دختر می‌خواد،
‫یه سوغاتی بی‌ارزش از یه مغازه ساحلیه.

05:25.690 --> 05:28.590
‫چون دختر مامانشه، مگه نه؟

05:28.620 --> 05:30.630
‫قضاوتم نکن. می‌دونم کثیفن،

05:30.660 --> 05:32.960
‫ولی تنها چیزیه
‫که باعث می‌شه جیغ نزنه.

05:32.990 --> 05:34.460
‫اصلاً برام مهم نیست.

05:35.000 --> 05:35.900
‫تو چطوری؟

05:35.930 --> 05:37.770
‫حواسم پرته.

05:37.800 --> 05:39.700
‫باید واسه تمدید مجوزم درس بخونم،

05:39.730 --> 05:42.070
‫ولی فقط نگران خواهرمم.

05:42.370 --> 05:43.570
‫- دوست‌پسر بد؟
‫- آره!

05:43.610 --> 05:46.910
‫کاش می‌تونستم ذات واقعی
‫اون یارو رو نشونش بدم، می‌فهمی؟

05:47.280 --> 05:50.450
‫می‌دونم عاقل و بالغه،
‫می‌تونه تصمیمات خودشو بگیره، ولی...

05:50.480 --> 05:51.980
‫نه، نه، نه.

05:52.010 --> 05:54.050
‫مسخره‌س.
‫کی اهمیت میده، باشه؟

05:54.080 --> 05:56.950
‫اگه من خواهر داشتم که می‌تونست
‫جلوی ازدواجم با شوهر سابقم رو بگیره،

05:56.990 --> 05:59.120
‫خیلی از دردسرام کم می‌شد.

05:59.150 --> 06:00.420
‫آره.

06:00.460 --> 06:02.060
‫اون شوهر سابق، قضیه‌ش چیه؟

06:05.890 --> 06:07.060
‫رئیسمه.

06:07.100 --> 06:08.700
‫ای بابا، باید برم.

06:08.730 --> 06:10.470
‫اشکالی نداره.
‫بعداً بریم یه چیزی بخوریم؟

06:10.500 --> 06:13.770
‫بذار ببینم چی پیش میاد.
‫این روزا کار خیلی شلوغه.

06:13.800 --> 06:16.470
‫- آره. نه، کاملاً.
‫- باشه.

06:16.500 --> 06:18.770
‫و یه چیز دیگه.
‫راجب خواهرت...

06:18.810 --> 06:20.540
‫ببین دلت چی میگه. باشه؟

06:20.580 --> 06:23.580
‫اگه این پسره مزخرفه،
‫یه راهی پیدا کن که بهش بفهمونی.

06:24.350 --> 06:29.520
‫بگذریم، همین کمک کوچیک
‫واقعاً حس خوبی بهم میده.

06:29.920 --> 06:32.120
‫چیزی که بالاخره
‫می‌خوام بگم اینه که...

06:33.660 --> 06:34.690
‫قابلی نداره.

06:35.090 --> 06:36.760
‫نه، ممنون.

06:36.790 --> 06:39.230
‫کمک منو رد می‌کنید؟

06:39.260 --> 06:42.860
‫تو این حراجی قراره
‫واسه تحقیقات مغز پول جمع بشه،

06:42.900 --> 06:45.900
‫نه اینکه برای رد کردن خرت و پرتا باشه.

06:45.930 --> 06:49.640
‫این خرت و پرتا یادگاریم از دورانم تو مسابقاته.

06:49.670 --> 06:50.910
‫من نیتن بارتلت هستم.

06:50.940 --> 06:51.610
‫باشه.

06:51.910 --> 06:53.780
‫این یه مقاله درباره‌ی منه، همین‌جا.

06:53.810 --> 06:55.640
‫موضوع اینه که،
‫چرا کسی باید بخواد روی

06:55.680 --> 06:57.580
‫یه بریده روزنامه قدیمی و کهنه شرط ببنده

06:57.610 --> 06:59.150
‫که راجب باختت
‫به «دنی مریک» باشه؟

06:59.180 --> 07:02.050
‫می‌تونن رو یه مسابقه واقعی
‫با دنی مریک شرط ببندن.

07:02.080 --> 07:04.650
‫اون مسابقه کل مسیر
‫حرفه‌ای منو تغییر داد.

07:04.690 --> 07:06.090
‫هر کسی که از تنیس سر در میاره،
‫می‌دونه...

07:06.120 --> 07:09.520
‫صبر کن. همین الان گفتید دارید یه مسابقه
‫رو به حراج می‌ذارین؟

07:09.560 --> 07:11.190
‫برای بازی با دنی مریک؟

07:11.230 --> 07:13.600
‫آره، همین‌طوره.
‫خیلی دوسش دارم. بامزه‌ست.

07:13.630 --> 07:16.500
‫ببین، آقا،
‫مجبورم ازت بخوام خرت و پرتاتو برداری و...

07:16.530 --> 07:17.730
‫می‌دونی چیه، خانم؟

07:18.800 --> 07:20.100
‫این خرت و پرتا ارزشمند هستن.

07:22.640 --> 07:24.940
‫سلام! ببخشید سرزده اومدم،

07:24.970 --> 07:28.540
‫- ولی منو نادیده می‌گرفتی، پس راهی نذاشتی.
‫- باشه.

07:28.580 --> 07:30.850
‫قضیه اینه. حق با تو بود.

07:30.880 --> 07:34.180
‫دوست ندارم باهات دعوا کنم،
‫و معذرت می‌خوام.

07:34.220 --> 07:37.820
‫الان دیگه عاقل و بالغ شدی.
‫می‌تونی خودت تصمیم بگیری. باید بهش احترام بذارم.

07:37.850 --> 07:41.690
‫عجبا. فکر نکنم تا حالا
‫ازم عذرخواهی کرده باشی بابت... هیچی.

07:41.720 --> 07:42.990
‫فکر نمی‌کنم این درست باشه.

07:43.020 --> 07:44.960
‫حتی وقتی گفتی
‫من خیلی مستم که رانندگی کنم،

07:44.990 --> 07:46.800
‫و آخر سر ماشین اولمو نابود کردی.

07:46.830 --> 07:48.230
‫به جهنم! به هر حال...

07:48.530 --> 07:52.930
‫واسه تو و مت کادوی خونه ‌نویی گرفتم.

07:52.970 --> 07:55.640
‫وای! خیلی بامزه‌ست.

07:55.670 --> 07:57.610
‫این هدیه‌ی مجدد واسه سیسمونیه؟

07:58.240 --> 07:59.870
‫باشه، نکته اینه...

07:59.910 --> 08:02.140
‫دوستت دارم، و می‌دونی...

08:02.180 --> 08:05.980
‫فقط چون از مت خوشم نمیاد
‫یا واقعاً این قضیه بین تو و مت رو نمی‌فهمم،

08:06.010 --> 08:07.880
‫نمی‌خوام این موضوع بینمون فاصله بندازه.

08:07.920 --> 08:10.850
‫- دیگه یه آدم بالغی. باید اینو قبول کنم.
‫- درسته.

08:10.890 --> 08:12.920
‫با هدیه دادن یه عروسک بچه‌گونه؟

08:12.950 --> 08:15.790
‫این «روث بیردر گینزبرگ» ـه.

08:15.820 --> 08:17.660
‫یه ذره احترام بذار.

08:18.090 --> 08:19.130
‫خیلی بامزه‌ست.

08:19.430 --> 08:20.860
‫همین جا خوبه.

08:39.710 --> 08:41.620
‫نیتن. نیتن، بیدار شو.
‫مت داره حرکت می‌کنه، باشه؟

08:41.650 --> 08:44.750
‫حدود ۱۲ دقیقه وقت داریم
‫قبل از اینکه راهی بشه. پاشو بریم!

08:44.790 --> 08:46.760
‫اگه دوست پسر من باشه چی؟

08:48.260 --> 08:50.630
‫این چه کاریه؟ چرا من بیدارم؟

08:50.660 --> 08:52.290
‫چرا داری مثل دومینیک تورتو رانندگی می‌کنی؟

08:52.330 --> 08:55.030
‫با سرعت 31 تو خیابون 30 تایی میرم.
‫آروم باش.

09:02.140 --> 09:04.640
‫اون... مته؟

09:04.670 --> 09:07.780
‫آره. خدای من.
‫دیدی گفتم.

09:09.880 --> 09:12.210
‫ایوا، این چیه؟

09:12.580 --> 09:13.950
‫باشه، داستان جالبی داره.
‫یادت میاد بهت گفتم

09:13.980 --> 09:17.250
‫- قراره تمام تلاشمو بذارم واسه تعمیر سقف؟
‫- آره.

09:17.290 --> 09:20.390
‫ولی در عوض تصمیم گرفتم
‫یه دوربین مخفی تو اتاق توری نصب کنم،

09:20.420 --> 09:22.020
‫و از اون موقع تا حالا زیر نظرشون دارم.

09:22.060 --> 09:23.790
‫چی؟ فکر کردم
‫دیگه بیخیال این کوفتی شدی.

09:23.830 --> 09:25.190
‫این فرق داره.

09:25.230 --> 09:26.660
‫این مربوط به خانواده‌ست.

09:26.700 --> 09:29.730
‫خدای من.
‫تو واقعاً دومینیک تورتو هستی.

09:44.750 --> 09:47.880
‫- اینجا کجاست؟
‫- یه بار تاریک.

09:48.320 --> 09:50.020
‫مطمئنم چیز مشکوکی نیست.

09:51.190 --> 09:53.860
‫چی کار می‌کنه؟

09:54.760 --> 09:56.020
‫بهت گفتم!

09:56.360 --> 09:58.830
‫- داشت خوب پیش می‌رفت.
‫- واقعاً؟ نیتن؟

09:58.860 --> 10:02.230
‫چون اون زنی که داره دنبال می‌کنه
‫دقیقاً شبیه قربانی بعدیشه.

10:02.260 --> 10:04.330
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- می‌رم ببینم چه خبره.

10:04.370 --> 10:07.870
‫نمی‌تونی الان بری تو.
‫اگه بری، می‌فهمه دنبالش بودی.

10:07.900 --> 10:10.210
‫آره، راست می‌گی. راست می‌گی.
‫باشه، یه نقشه جدید.

10:10.240 --> 10:14.040
‫ما تمام شب
‫اینجا رو تحت نظر می‌گیریم.

10:14.080 --> 10:15.680
‫همین‌طور که داره می‌چرخه نگاهش می‌کنیم...

10:26.290 --> 10:27.260
‫وای...

10:29.220 --> 10:30.130
‫هی، رفیق.

10:34.000 --> 10:36.230
‫فکر من نبود. خواب بودم.
‫داشتم خواب می‌دیدم...

10:36.260 --> 10:38.370
‫چرا دروغ می‌گی؟
‫اینجا کجاست؟ چرا اینجاییم؟

10:38.400 --> 10:41.900
‫چیزی رو که به نظر میاد یادتون رفته
‫یادآوری می‌کنم.

10:42.600 --> 10:45.740
‫من این گزینه رو دارم،
‫اگه بخوام ازش استفاده کنم،

10:45.770 --> 10:47.240
‫که زندگی‌هاتون رو خراب کنم.

10:47.280 --> 10:50.150
‫- دوست پسرم آشغاله.
‫- آره، دوست پسرت واقعاً کله‌خره.

10:50.180 --> 10:52.810
‫- چرا اومدید دنبال من؟
‫- چرا یواشکی بیرون اومدی؟

10:52.850 --> 10:55.350
‫چطور فهمیدی
‫که دارم یواشکی می‌رم؟

10:55.380 --> 10:56.380
‫غریزه مادری.

10:56.420 --> 10:58.250
‫مطمئنی اون،

10:58.290 --> 11:01.090
‫دوربین مخفی
‫که تو اتاق توری گذاشتی، نبود؟

11:01.120 --> 11:04.330
‫آره، من از یه کیلومتری
‫می‌تونم دوربین مخفی رو تشخیص بدم، ایوا.

11:04.360 --> 11:06.900
‫فکر می‌کنی چطور از زیر
‫اون قتل‌ها قسر در رفتم؟

11:06.930 --> 11:08.300
‫امتیاز سفیدپوست بودن،
‫بی‌دقتی پلیس.

11:08.330 --> 11:10.430
‫سعی می‌کنم
‫به اون قسمت از زندگیت فکر نکنم.

11:10.470 --> 11:12.030
‫نمی‌دونم چی بیشتر اذیتم می‌کنه.

11:12.070 --> 11:15.000
‫اینکه نمی‌تونی قبول کنی
‫که من یه آدم جدیدم،

11:15.040 --> 11:17.970
‫یا اینکه قدر خوب بودنم رو
‫تو اوج کارم نمی‌دونی.

11:18.010 --> 11:20.910
‫خب، هنوزم این کارای دزدکی رو توضیح...

11:20.940 --> 11:22.740
‫- یواشکی نرفتم بابا!
‫- هیس!

11:22.780 --> 11:28.180
‫این قاتل تازه‌کار
‫و این اتهامات بی‌اساس تو،

11:28.220 --> 11:31.090
‫منو عصبی کردن،
‫و یه مکانیسم جدید مقابله رو به کار گرفتم،

11:31.120 --> 11:33.320
‫که اینه،
‫هر وقت این حس رو دارم،

11:33.360 --> 11:37.190
‫با یه نفر از جلسات ترک اعتیاد به اسم نیک
‫میام اینجا، و پرتاپ تبر بازی می‌کنیم.

11:37.230 --> 11:39.390
‫تا حالا اسم نیک رو نشنیدم.

11:39.430 --> 11:43.130
‫میگن سلاخ غرب
‫شش ساعت پیش دوباره آدم کشته.

11:43.160 --> 11:43.870
‫سـ...

11:45.030 --> 11:49.970
‫می‌خوای قبول کنیم که مشکل رسانه‌ها هستن؟
‫چون می‌دونی کار من نبود.

11:50.010 --> 11:52.210
‫آره، می‌دونم. شش ساعت پیش
‫پیش توری بودی.

11:52.240 --> 11:54.480
‫کنار توری، روی توری، توی توری بودی.

11:54.510 --> 11:56.810
‫- خیلی چندش‌آور بود.
‫- گرفتم. ممنون.

11:56.850 --> 11:59.450
‫خب، می‌دونی چیه؟
‫اگه تو این آدمارو نمی‌کشی، کی می‌کشه؟

11:59.480 --> 12:02.520
‫- می‌خوام همینو بفهمم.
‫- فکر کنیم. احتمالاً کلی طرفدار داری.

12:02.550 --> 12:05.920
‫مشکل ما نیست. کاری که امشب کردیم
‫واقعا دیوونگیه،

12:05.950 --> 12:08.020
‫غیراخلاقی،
‫و شاید غیرقانونی باشه.

12:08.060 --> 12:11.190
‫باشه، قبوله. قبوله.
‫بیخیالش بشیم. تمومش کردم.

12:12.430 --> 12:14.060
‫و یه عذرخواهی بهم بدهکار نیستی.

12:14.100 --> 12:15.260
‫موافقم.

12:16.870 --> 12:18.870
‫ولی، ایوا،

12:18.900 --> 12:20.940
‫فکر کنم به خواهرت
‫یه معذرت‌خواهی بدهکاری.

12:32.310 --> 12:35.820
‫صدمین باره که میگم
‫واسه دوربین مخفی واقعاً متاسفم.

12:37.920 --> 12:39.190
‫هنوز از دستم دلخوری؟

12:39.220 --> 12:41.560
‫این کیک لیمویی بی‌نظیره.

12:41.590 --> 12:44.060
‫نگرانت بودم.

12:44.990 --> 12:46.290
‫از دستم عصبانی نباش.

12:47.500 --> 12:51.400
‫میشه یه تیکه دیگه بیاری؟
‫به من نمیده. ممنون.

12:51.430 --> 12:53.170
‫لطفاً بهم نگاه کن. لطفاً نگاه کن.

12:53.200 --> 12:55.100
‫فکر می‌کنی
‫نباید به مت اعتماد کنم،

12:55.140 --> 12:56.970
‫ولی تویی
‫که نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

12:57.010 --> 12:59.040
‫لطفاً سعی کن از دید ما نگاه کنی.

12:59.070 --> 13:01.140
‫سعی کن از دید من نگاه کنی.

13:01.180 --> 13:04.950
‫دارم با مت سر و سامون می‌گیرم
‫چون برام خاصه.

13:04.980 --> 13:06.450
‫آره، گذشته داره،

13:06.480 --> 13:08.020
‫ولی کی نداره؟

13:08.050 --> 13:11.320
‫صد درصد با من صادقه،
‫و پرشوره.

13:11.350 --> 13:14.020
‫اینم تو اون... دوربین دیدیم.

13:14.060 --> 13:15.520
‫می‌دونی چیه؟
‫فکر کنم اون شور و اشتیاق

13:15.560 --> 13:18.530
‫- دلیل واقعیه که تو انقدر بهش وسواس فکری داری.
‫- عوق.

13:18.560 --> 13:23.300
‫تو از زندگی خسته‌کننده و کسل‌کننده
‫میانسالیت خسته شدی،

13:23.330 --> 13:25.130
‫و اون برات هیجان‌انگیز نگه‌ش داشته.

13:25.170 --> 13:27.900
‫زندگیم کسل‌کننده نیست.
‫حقیقت نداره. و من میانسال نیستم.

13:27.940 --> 13:30.410
‫واقعاً؟ فکر کنم آخرین چیزی
‫که ضربان قلبت رو برد بالا

13:30.440 --> 13:32.210
‫یه پرونده جنایی واقعی بود،
‫و اونم رها کردی.

13:32.240 --> 13:34.280
‫داره حس درست و غلط ما رو خراب می‌کنه.

13:34.310 --> 13:36.410
‫نگرانی برای مت فقط بهانه بود.

13:36.440 --> 13:37.650
‫نه، درست نیست.

13:37.680 --> 13:40.420
‫عزیزم، بایدیه زندگی واسه خودت بسازی

13:40.820 --> 13:42.480
‫به جای اینکه تو مال من سرک بکشی.

13:50.560 --> 13:52.190
‫به جهنم...

13:53.360 --> 13:57.600
‫پیش‌بینی مد. موی بلوند تو بورسه.
‫و مشکی باعث مرگته. می‌خوام نشون بدم چطور

13:57.630 --> 14:00.370
‫می‌تونی از حموم خونه‌ت
‫پلاتینی بیای بیرون. فقط لازمه...

14:00.400 --> 14:02.540
‫در مورد موج جدید قتل‌ها شنیدید؟

14:02.570 --> 14:05.910
‫قتل و کشتار برگشته.
‫پس بریم اصول دفاع خونه‌گی رو مرور کنیم.

14:05.940 --> 14:07.640
‫همیشه یه افشانه دارم. ماشینم...

14:07.680 --> 14:08.910
‫به هر حال، باید برم اروون.

14:09.140 --> 14:13.110
‫- پس با من همراه بشید...
‫- شوکر ۹۰۰۰ ولتی.

14:13.150 --> 14:14.350
‫پلیس چیز زیادی نمیگه،

14:14.380 --> 14:17.250
‫ولی گفتن که قربانی دوم
‫یه روانپزشک بوده

14:17.290 --> 14:20.020
‫که تو یه ساختمون بلند
‫ساخته‌ی اوایل دهه ۱۹۵۰

14:20.060 --> 14:23.560
‫در رانچو پارک کشته شده
‫که زمانی بتی دیویس توش زندگی می‌کرده.

14:36.440 --> 14:40.380
‫مشتریتون دنبال چیز خاصی می‌گرده؟

14:40.410 --> 14:43.180
‫می‌دونین، یه زن مجرده،
‫پس احتمالاً می‌خواد جای بلندتری باشه.

14:43.210 --> 14:47.280
‫دارم فکر می‌کنم شاید
‫طبقه هفتم. شاید اون یکی.

14:47.320 --> 14:49.350
‫- می‌تونم اونجا رو ببینم؟
‫- باشه.

14:50.520 --> 14:51.320
‫عالیه.

14:53.690 --> 14:55.660
‫- اینجاست.
‫- آره.

14:57.490 --> 14:59.560
‫خیلی قشنگه.

15:04.670 --> 15:08.200
‫می‌دونی، شما برگرد دفترت.
‫من یه دقیقه نگاه کنم میام.

15:08.240 --> 15:10.310
‫فقط طولانی نشه، باشه؟

15:10.340 --> 15:12.070
‫ممنون.

15:47.780 --> 15:49.380
‫خدای من.

15:57.590 --> 15:58.520
‫باشه.

16:52.686 --> 16:53.886
‫یعنی چی؟

17:49.555 --> 17:52.555
‫[درو: روز سختی داشتم، یه نوشیدنی بزنیم.
‫همون کافه مکزیکی. ساعت شش و نیم؟]

17:56.270 --> 17:57.410
‫دو تا از سه تا.

17:57.440 --> 17:59.370
‫خیلی خوب بود.
‫پسر انگار

17:59.410 --> 18:00.680
‫- تبر به دست به دنیا اومدی.
‫- ممنون.

18:01.140 --> 18:03.580
‫هیچ‌کس بار اولش خوب نیست.

18:03.610 --> 18:05.250
‫داره تعارف می‌کنه.

18:05.280 --> 18:06.310
‫اون ذاتاً عالیه.

18:06.350 --> 18:07.780
‫خیلی لطف داری.

18:07.820 --> 18:08.820
‫خیلی لطف داری.

18:09.650 --> 18:10.650
‫لعنتی.

18:14.320 --> 18:16.390
‫هی!

18:16.420 --> 18:19.290
‫فوق‌العاده بود.

18:23.230 --> 18:24.730
‫این کاریه که ورزشکارا می‌کنن.

18:24.770 --> 18:27.440
‫هی، رفیق، رفیق.
‫ببین، من این انرژی رو دوست دارم،

18:27.470 --> 18:28.940
‫ولی حالت خوبه؟

18:28.970 --> 18:31.470
‫آره، عالیم. دوست پیدا می‌کنم.
‫تو دوست پیدا می‌کنی.

18:31.510 --> 18:33.410
‫- همه‌مون داریم دوست پیدا می‌کنیم.
‫- نیتن، نیتن.

18:33.440 --> 18:34.740
‫خوب نیستم.

18:34.780 --> 18:37.410
‫رفتم وسایل ارزشمند دوران تنیسم رو اهدا کنم،

18:37.450 --> 18:39.680
‫ولی زن مسئول حراج گفت
‫هیچ‌کدوم رو نمی‌خواد

18:39.980 --> 18:42.520
‫چون ارزش ندارن،
‫و فکر می‌کنه من یه بازنده‌ام.

18:42.550 --> 18:46.690
‫اون بهت گفت؟
‫گفت که تو... که تو بازنده‌ای؟

18:46.720 --> 18:47.220
‫کم و بیش.

18:47.690 --> 18:50.230
‫دقیقاً چی بهت گفت؟

18:51.190 --> 18:55.660
‫«کسی اهمیت نمیده که چطور
‫زانوتو داغون کردی و به دنی مریک باختی،

18:55.700 --> 18:58.800
‫وقتی می‌تونن رو یه مسابقه واقعی
‫با دنی مریک شرط ببندن.»

19:00.000 --> 19:02.270
‫ما کاری می‌کنیم که براشون مهم باشه.

19:04.310 --> 19:06.570
‫هزار دلار. کسی دو هزار دلار میگه؟

19:06.610 --> 19:09.280
‫این فرصت فقط یه بار در خونه رو میزنه،

19:09.310 --> 19:14.850
‫برای بازی با قهرمان دو دوره یو‌اس اوپن،
‫دنی مریک، دوستان. دو هزار دلار.

19:14.880 --> 19:18.720
‫رفیق، وقتشه اون پدال رو بالا ببری
‫انگار برات مهم نیست.

19:18.750 --> 19:20.920
‫مهم نیست.
‫فقط قیمتا خیلی زیاده.

19:20.960 --> 19:24.560
‫ببین، مریک الان چند سالشه؟
‫باید پیر باشه.

19:24.590 --> 19:27.800
‫- سه ماه از من جوون‌تره. پیر نیست.
‫- به نظر نمیاد.

19:27.830 --> 19:29.800
‫- کسی یازده هزار میگه؟
‫- یازده هزار دلار.

19:29.830 --> 19:33.000
‫- ببین، فکر کنم بتونی شکستش بدی.
‫- فکر می‌کنی؟

19:33.030 --> 19:35.670
‫مهم نیست من چی فکر می‌کنم.
‫تو چی فکر می‌کنی؟ می‌تونی شکستش بدی؟

19:35.700 --> 19:38.470
‫- دوازده هزار دلار.
‫- یه تصمیم ساده پیش‌روته، نیتن.

19:38.510 --> 19:40.510
‫- تو کی هستی؟
‫- سیزده هزار دلار.

19:40.540 --> 19:41.780
‫می‌خوای کی باشی؟

19:43.980 --> 19:45.780
‫چهارده هزار دلار.

19:48.050 --> 19:49.780
‫می‌خوام کی باشم؟

19:54.760 --> 19:57.860
‫نیتن بارتلت، و من ۲۰ هزار دلار می‌گم.

19:59.030 --> 20:01.260
‫۲۰ هزار دلار پیشنهاد داریم.

20:01.300 --> 20:04.970
‫۲۰ هزار دلار یک، دو.

20:05.000 --> 20:05.900
‫فروخته شد.

20:06.200 --> 20:07.700
‫ایوا کلّه‌م رو می‌کَنه.

20:07.740 --> 20:10.340
‫- ببخشید اون موقع زود رفتم.
‫- عیب نداره.

20:10.370 --> 20:11.770
‫کارم خیلی زیاده.

20:11.810 --> 20:14.380
‫باید بگم، من یه دوست افتضاحم.

20:14.410 --> 20:16.010
‫حتی نمی‌دونم تو چی کار می‌کنی.

20:16.040 --> 20:19.380
‫نیستی. تو دوست خوبی هستی
‫که فضولی نمی‌کنه.

20:19.410 --> 20:20.650
‫خب...

20:20.680 --> 20:23.790
‫و همچنین، من عمداً به مردم نمی‌گم.

20:23.820 --> 20:26.520
‫چرا؟ جاسوسی؟

20:26.550 --> 20:29.920
‫قاتل قراردادی؟
‫یا منتقد رستوران؟

20:29.960 --> 20:31.630
‫نه. و ای کاش بودم.

20:31.660 --> 20:33.800
‫فکر کنم وقتشه حقیقت رو بگم.

20:33.830 --> 20:34.630
‫باشه.

20:35.100 --> 20:37.570
‫من کارآگاه واحد جنایی هستم.

20:38.830 --> 20:40.400
‫- چی؟
‫- آره.

20:40.440 --> 20:41.870
‫و اینو به کسی نمیگم

20:41.900 --> 20:45.640
‫چون کلی آدم خوره‌ی جنایت واقعی اون بیرونه.

20:46.810 --> 20:50.710
‫یه قاتل هست که سال‌ها دنبالش بودم،

20:50.750 --> 20:56.420
‫و وقتی دستگیرش کنم،
‫کارم تمومه. بازنشسته میشم،

20:56.450 --> 20:59.950
‫و یه فروشگاه اتسی باز می‌کنم
‫و قوری‌های زینتی می‌فروشم.

20:59.990 --> 21:04.690
‫این قاتل که ازش حرف می‌زنی کیه؟

21:06.630 --> 21:08.330
‫سلاخ غرب.

21:08.730 --> 21:10.400
‫شنیدی؟

21:10.430 --> 21:13.100
‫سلاخ غرب...

21:13.130 --> 21:14.500
‫سلاخ غرب...

21:14.970 --> 21:16.100
‫غرب... نه.

21:16.140 --> 21:17.970
‫- خدا وکیلی؟
‫- نه. به گوشم نخورده.

21:18.010 --> 21:19.470
‫از جنایات واقعی خوشم نمیاد.

21:19.510 --> 21:20.880
‫کمدی موزیکال رو ترجیح میدم.

21:22.640 --> 21:26.450
‫خب... سال‌هاست که داره زن‌ها رو می‌کشه،

21:26.480 --> 21:28.680
‫و هر بار که نزدیک می‌شم،

21:28.720 --> 21:31.420
‫از دستم در میره.

21:31.450 --> 21:32.550
‫واقعاً؟ عجب.

21:32.590 --> 21:34.590
‫قبلاً زن‌هایی رو انتخاب می‌کرد

21:34.620 --> 21:35.920
‫که خیلی شبیه هم بودن

21:35.960 --> 21:38.430
‫و دقیقاً به یه شکل می‌کشتشون.

21:38.460 --> 21:40.730
‫ولی بعدش، یه جورایی تغییر روش داد.

21:40.760 --> 21:42.760
‫مثلا اول، یه زن مو قرمز بود.

21:42.800 --> 21:47.140
‫حالا، یه مامان سی‌ساله با یه تسبیح دور مچش.

21:47.170 --> 21:48.770
‫رسانه‌ها از این خبر ندارن.

21:48.800 --> 21:49.600
‫نه.

21:49.640 --> 21:52.110
‫ولی، می‌دونی، به نظرت چرا...

21:52.570 --> 21:54.880
‫چرا فکر می‌کنی داره الگوی خودشو تغییر میده؟

21:54.910 --> 21:55.810
‫شاید حوصله‌اش سر رفته،

21:55.840 --> 21:58.850
‫یا داره سعی می‌کنه
‫ما رو گمراه کنه.

22:02.380 --> 22:04.450
‫ای بابا!

22:06.190 --> 22:08.020
‫- یه موقعیتی پیش اومده.
‫- آره.

22:08.060 --> 22:09.620
‫آره. الان برمی‌گردم.

22:09.660 --> 22:10.890
‫عجله نکن.

22:10.930 --> 22:12.760
‫سلام، مامان.

22:12.790 --> 22:13.930
‫آره.

22:21.070 --> 22:25.010
‫نه، جک، مامان قرار نیست تو
‫کیف دوستش سرک بکشه، باشه؟

22:25.040 --> 22:27.880
‫دوربین مخفی برامون درس عبرت شد.

22:27.910 --> 22:29.940
‫فکر می‌کنی باید این کارو کنم؟
‫باشه. به بابا چیزی نگو.

22:31.850 --> 22:34.950
‫واسه این کار خیلی تو دردسر می‌افتی.

22:35.880 --> 22:39.620
‫خدای من! آخ جون!
‫خدا جونم!

22:43.690 --> 22:45.730
‫وای، پسر. کِی بالا آوردی؟

22:46.860 --> 22:48.000
‫خدای من.

22:56.240 --> 22:58.810
‫شرمنده.

23:01.180 --> 23:02.610
‫- بچه از دو طرف خرابکاری می‌کنه.
‫- آره.

23:02.640 --> 23:05.680
‫- یه دور دیگه بخوریم؟
‫- آره. آره، آره.

23:05.710 --> 23:09.150
‫دیوونه‌م؟
‫همه‌ی پولمونو دادم واسه یه مسابقه تنیس؟

23:09.180 --> 23:10.550
‫دیوونگی خوبه.

23:10.820 --> 23:13.220
‫پول... پول چیه؟
‫همیشه می‌تونی پول دربیاری،

23:13.250 --> 23:18.490
‫ولی این شانس، این فرصت،
‫برای آدم‌هایی مثل ما پیش نمیاد، باشه؟

23:18.530 --> 23:19.830
‫- آره. راست می‌گی.
‫- آره.

23:19.860 --> 23:22.660
‫فعلاً این بین خودمون بمونه، باشه؟

23:22.700 --> 23:23.700
‫تا وقتی که برنده بشم.

23:23.730 --> 23:25.100
‫تا وقتی که برنده بشی.

23:25.600 --> 23:27.670
‫- این سرنوشت توئه.
‫- این سرنوشت منه.

23:27.700 --> 23:30.040
‫- آره.
‫- کجا...؟

23:30.370 --> 23:33.840
‫- میگم اشکال نداره اگه یه سری وسایل اینجا نگه دارم؟
‫- چه وسایلی؟

23:33.880 --> 23:36.110
‫فقط یه چیزایی
‫که تو خونه توری جا نمی‌شن.

23:36.140 --> 23:38.210
‫مشکلی نیست؟
‫می‌خوای به ایوا بگی یا...؟

23:38.250 --> 23:41.680
‫نه، لازم نیست از ایوا بپرسم.
‫آره، هر چی می‌خوای اینجا نگه دار.

23:42.080 --> 23:45.150
‫دمت گرم. و تو...
‫صداشو در نمیاری، درسته؟

23:46.920 --> 23:48.220
‫آره، حتماً.

23:49.020 --> 23:50.690
‫راز کوچیک خودمون.

23:51.160 --> 23:52.160
‫راز خودمون.

23:52.760 --> 23:55.830
‫حس شروع جدید داره.
‫می‌دونی چی می‌گم؟

24:00.100 --> 24:02.540
‫اولین قتل، کاملاً سبک سلاخ غرب ـه.

24:02.570 --> 24:03.940
‫ولی دومی با چاقوی جراحی؟

24:03.970 --> 24:07.010
‫توری درست میگه.
‫به این موضوع گیر دادی چون حوصله‌ت سر رفته.

24:07.040 --> 24:09.740
‫حوصله‌ت از اینکه
‫بیشتر وقتت با یه بچه می‌گذره سر رفته.

24:09.780 --> 24:12.080
‫- از شغلت خسته شدی.
‫- از شوهرت خسته شدی.

24:12.110 --> 24:15.820
‫نه، نه! زندگی بچه‌داری و کار.
‫شوهرم نه. شوهرم نه.

24:15.850 --> 24:18.520
‫عزیزم! ما تو سرت ـیم.
‫نمی‌تونی به ما دروغ بگی.

24:18.550 --> 24:22.520
‫می‌خوای اینو حل کنی
‫که یه ذره شهرت، هیجان، و توجه داشته باشی.

24:22.560 --> 24:25.290
‫نه، می‌خوام اینو حل کنم
‫چون چیزی رو می‌دونم که پلیس نمی‌دونه.

24:25.330 --> 24:28.260
‫مت قاتل نیست،
‫که یعنی یه قاتل دیگه بیرونه،

24:28.300 --> 24:31.270
‫و اگه زود اینو حل نکنم،
‫زنای بی‌گناه بیشتری می‌میرن.

24:33.570 --> 24:34.970
‫از کِی تا حالا غصه زن‌ها رو می‌خوری؟

24:35.000 --> 24:38.310
‫من عاشق زن‌هام. من دیوونه زن‌هام.
‫به بنیاد «تنظیم خانواده» کمک می‌کنم.

24:38.340 --> 24:40.580
‫ماهیانه کمک می‌کنی یا یه‌باره؟

24:40.610 --> 24:41.740
‫خب، کاملاً درباره‌ی اونا نیست.

24:42.010 --> 24:45.680
‫قبول کن. داری تنهایی میری جلو
‫چون یه ذره هیجان می‌خوای

24:45.710 --> 24:47.250
‫و چون نیتن خیلی ضدحاله.

24:47.280 --> 24:51.090
‫باشه، میشه الان راجب پیامدها حرف نزنیم؟
‫میشه رو کارمون تمرکز کنیم؟

24:51.120 --> 24:54.690
‫بهش فشار نیار، روش.
‫فکر نمی‌کنم حالش خوب باشه.

24:55.190 --> 24:58.030
‫می‌دونی، اون تا حالا یه مامان رو نکشته.

24:58.060 --> 25:00.230
‫همچنین، اون تسبیحه یکم زیادی چشمگیره.

25:00.260 --> 25:02.660
‫آخرین قاتلی که اینو انجام داد
‫قاتل تسبیحی بود،

25:02.700 --> 25:04.330
‫ولی اون ۲۰ ساله که فعال نبوده.

25:04.370 --> 25:06.840
‫اکثر آدما معمولاً
‫یه چاقوی جراحی دور و برشون ندارن.

25:06.870 --> 25:10.740
‫حس می‌کنم هر کی این کارو می‌کنه
‫داره سعی می‌کنه یه چیزی رو ثابت کنه.

25:10.770 --> 25:12.010
‫برش‌ها دقیق هستن،

25:12.040 --> 25:15.110
‫تقریباً انگار
‫می‌خواسته مثل یه جراح بدنشو ببره.

25:15.140 --> 25:16.710
‫سرش جدا شده بود.

25:16.750 --> 25:18.150
‫جک سلاخ.

25:18.650 --> 25:21.020
‫صبر کن.
‫پس قتل اول مثل مت بود.

25:21.050 --> 25:24.050
‫دومی، جک سلاخ.
‫سومی، قاتل تسبیحی.

25:24.090 --> 25:27.820
‫قاتل داره از چند تا قاتل تقلید می‌کنه،
‫نه فقط یکی.

25:27.860 --> 25:29.860
‫یه قاتل زنحیره‌ای تقلیدکاره.

25:29.890 --> 25:31.560
‫من حلش کردم!

25:31.960 --> 25:34.830
‫کشف کردم.

25:37.170 --> 25:38.230
‫باشه. باشه.

25:52.048 --> 25:54.842
مترجم: مریم سهرابی
