WEBVTT

00:02.000 --> 00:08.576
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.600 --> 00:10.070
‫ما نامزد کردیم

00:12.310 --> 00:13.610
‫خدای من

00:15.480 --> 00:17.456
‫ایول! تبریک میگم!

00:17.480 --> 00:18.656
‫آره! وای، چه عالی!

00:18.680 --> 00:20.476
‫- چی؟
‫- وای، این... براتون خوشحالم

00:20.500 --> 00:22.206
‫اگه بدبین هستید درک می‌کنیم

00:22.230 --> 00:25.446
‫من بدبین نیستم. نه، من...
‫تو چی؟

00:25.470 --> 00:26.986
‫- نه
‫- من نیستم. هیچکس بدبین نیست

00:27.010 --> 00:29.016
‫- ایوا، تو حق داری احساس نگرانی کنی
‫- آره

00:29.040 --> 00:32.056
‫این به وضوح خیلی زیباست
‫ولی عجولانه‌ست

00:32.080 --> 00:34.086
‫نگران عجله‌اش نیستیم

00:34.110 --> 00:36.450
‫من 98 روزه که پاکم

00:36.850 --> 00:38.156
‫و بی‌شوخی،

00:38.180 --> 00:39.696
‫همه‌ی اینا رو به شما دوتا مدیونم

00:39.720 --> 00:44.036
‫- آره
‫- خب، شما و نامزد خوشگل و مهربونم

00:44.060 --> 00:46.066
‫اوه، عاشق این کلمه‌ام

00:46.090 --> 00:49.006
‫- واقعاً؟ از این به بعد نامزد صدات می‌کنم
‫- عه...

00:49.030 --> 00:51.406
‫بس کنید! نکنید... اه!

00:51.430 --> 00:53.576
‫میشه یه لحظه با من بیای؟

00:53.600 --> 00:55.506
‫- یه جلسه‌ی سریع خانوادگی
‫- درک می‌کنم

00:55.530 --> 00:57.176
‫- خیلی سریع...
‫- یه جلسه‌ی سریع

00:57.200 --> 00:58.570
‫- الان برمی‌گردیم، مت
‫- آره

00:59.040 --> 01:00.116
‫چیه؟

01:00.140 --> 01:02.187
‫تو نمی‌تونی با یه آدمکش ازدواج کنی

01:02.211 --> 01:03.786
‫باید می‌دونستم اینجوری می‌کنید

01:03.810 --> 01:06.056
‫- اوه!
‫- بیخیال، توری. ما حق داریم نگران باشیم

01:06.080 --> 01:10.296
‫حق دارید؟ شماها هیچ مشکلی نداشتید
‫که از بیماری مت استفاده...

01:10.320 --> 01:11.896
‫اوه، منظورت قتل زنجیره‌ایه؟

01:11.920 --> 01:14.666
‫...برای منافع شخصی‌تون
‫توی پادکست استفاده کنید

01:14.690 --> 01:16.696
‫این که عاشقش شدم چه اشکالی داره؟

01:16.720 --> 01:19.436
‫پادکست اشتباه بود. قبول داریم.
‫دیگه کاری بهش نداریم. تمومه

01:19.460 --> 01:20.906
‫گوش کن، توری.
‫به من گوش کن، باشه؟

01:20.930 --> 01:23.436
‫اون به خصوص دخترهایی رو می‌کشه که...

01:23.460 --> 01:25.676
‫راستش همین باید کافی بشه
‫که اون دخترها رو می‌کشه

01:25.700 --> 01:28.376
‫ولی علاوه بر این،
‫اون دخترهای شبیه به تو رو می‌کشه.

01:28.400 --> 01:30.646
‫«کشته!» در زمان گذشته

01:30.670 --> 01:32.876
‫همونطور که گفتید،
‫دیگه از اون کارها نمی‌کنه

01:32.900 --> 01:35.016
‫- این نکته‌ی خوبیه
‫- چی؟!

01:35.040 --> 01:36.186
‫این نکته‌ی خیلی بدیه

01:36.210 --> 01:37.586
‫خدایا! توری، گوش کن، باشه؟

01:37.610 --> 01:40.156
‫تو قراره وکیل بشی.
‫میری دانشکده حقوق

01:40.180 --> 01:41.626
‫قراره خیلی شگفت‌انگیز شه

01:41.650 --> 01:44.426
‫لطفاً این رو به خاطر یه مرد دور نریز

01:44.450 --> 01:46.656
‫مخصوصاً مردی که
‫مرتکبِ چندین قتل شده

01:46.680 --> 01:48.666
‫دیگه اصلاً نمی‌دونم دلم
‫می‌خواد وکیل بشم یا نه

01:48.690 --> 01:50.666
‫- چی؟
‫- اوه، نمی‌خوای؟ اوه!

01:50.690 --> 01:52.436
‫وقتی خارج از کشور بودم...

01:52.460 --> 01:54.466
‫به حقایق خیلی مهمی پی بردم

01:54.490 --> 01:56.766
‫و جاده‌هایی که می‌خوام توشون سفر کنم
‫و ایده‌ها و...

01:56.790 --> 01:58.606
‫باید یه چیزی بهت بگم. می‌تونم...

01:58.630 --> 02:00.506
‫صبر کن. صدای گریه‌ی بچه نمی‌شنوم

02:00.530 --> 02:01.906
‫چرا صدای گریه‌ی بچه نمی‌شنوم؟

02:01.930 --> 02:04.246
‫این... اون که بچه رو نمی‌کشه

02:04.270 --> 02:06.070
‫خدای من. خدای من. خدای من

02:09.510 --> 02:11.756
‫نباید از سفت بغل کردنشون بترسید

02:11.780 --> 02:13.986
‫بچه‌ها فقط می‌خوان احساس امنیت کنن، می‌دونی

02:14.010 --> 02:16.356
‫- خدای من. تو خیلی باهاش خوبی
‫- خیلی خب

02:16.380 --> 02:18.426
‫اون هیچوقت بعد از شیر خوردن
‫بی‌قراری نمی‌کنه؟

02:18.450 --> 02:19.926
‫چرا، بی‌قراری می‌کنه

02:19.950 --> 02:22.626
‫بهتره سعی کنید شیشه شیرش رو
‫یکم راست‌تر نگه دارید

02:22.650 --> 02:24.066
‫این همیشه روی پسرم جواب می‌داد

02:24.090 --> 02:26.490
‫- خیلی خب، حالا بچه رو بده من. می‌گیرمش
‫- ما نگهش می‌داریم

02:26.990 --> 02:27.706
‫خیلی خب، ایوا

02:27.730 --> 02:31.236
‫- سلام، عزیزم. چیزی نیست
‫- آروم باش

02:31.260 --> 02:32.200
‫جک‌جک کوچولو

02:32.600 --> 02:34.976
‫عمو مت رو دوست داری، درسته؟

02:35.000 --> 02:37.100
‫- دیدید؟ می‌خواد برگرده
‫- بچه‌ها دروغ نمیگن

02:40.000 --> 02:42.586
‫تو از ده سالگی می‌خواستی وکیل بشی،

02:42.610 --> 02:44.286
‫و توی هالووین خودت رو
‫شکل گلوریا آلرد کردی

02:44.310 --> 02:47.056
‫فقط دو روز به شروع ترم اولت مونده

02:47.080 --> 02:50.380
‫لطفاً اجازه نده این مرد قانعت کنه
‫از رویات دست بکشی

02:51.680 --> 02:53.796
‫ببخشید. چیز خنده‌داری هست؟

02:53.820 --> 02:57.566
‫مت گفت که شما ناامیدی‌های خودتون

02:57.590 --> 03:00.396
‫در مورد انتخاب‌هاتون توی زندگی رو
‫به ما معطوف می‌کنید

03:00.420 --> 03:02.866
‫فقط چون تو مدرسه رو ول کردی
‫که بری دنبال نیتن...

03:02.890 --> 03:06.336
‫نیازی ندارم جلوی یه قاتل زنجیره‌ای
‫از خودم دفاع کنم. خب؟

03:06.360 --> 03:09.676
‫همچنین، من از هیچی دفاع نمی‌کنم.
‫همه چی خوبه. زندگی عالیه

03:09.700 --> 03:12.146
‫آره؟ عالی این شکلیه؟

03:12.170 --> 03:13.746
‫اوه، ببخشید

03:13.770 --> 03:16.786
‫من وقت ندارم
‫برم از فروشگاه نیومکزیکو خرید کنم،

03:16.810 --> 03:19.156
‫و موهام رو فِر کنم و لُخت بگردم

03:19.180 --> 03:21.034
‫من از موهات حرف نمی‌زنم

03:21.058 --> 03:25.550
‫نه من در مورد نگاهِ بی‌روح و تنهای
‫توی چشم‌هات حرف می‌زنم

03:26.180 --> 03:30.896
‫خیلی خب، ببین، من شاید تازگی‌ها
‫یکم منزوی شده باشم، ولی...

03:30.920 --> 03:34.106
‫ببین، قبول کن.
‫تو قبول نمی‌کنی به کسی نزدیک شی

03:34.130 --> 03:37.576
‫چون از آسیب‌پذیر بودن وحشت داری.
‫تو درست عینِ مامانی

03:37.600 --> 03:39.336
‫چطور جرأت می‌کنی؟!

03:39.360 --> 03:42.376
‫نگران نباش. چون اگه من نرم دانشگاه،
‫می‌تونم بیشتر اینجا باشم،

03:42.400 --> 03:46.476
‫- و مطمئن شم تو کاملاً تنها نمونی...
‫- عجب. حالا کی عینِ مامان شده؟

03:46.500 --> 03:48.916
‫خودت رو ببین فقط انقدر
‫با یه زندگی بهتر فاصله داری

03:48.940 --> 03:51.086
‫و از الان می‌خوای خودت رو نابود کنی.
‫مواظب باش

03:51.110 --> 03:53.786
‫شاید آخر سر موهات بد فِر بشن
‫و بوی سیگار بدی

03:53.810 --> 03:56.026
‫- من اصلاً شبیه مامان نیستم
‫- من اصلاً شبیه مامان نیستم

03:56.050 --> 03:59.126
‫- باشه. ثابتش کن. یه دوستِ واقعی پیدا کن
‫- باشه. ثابتش کن. برو دانشگاه

03:59.150 --> 03:59.920
‫- باشه
‫- باشه

04:00.890 --> 04:01.596
‫برو

04:01.620 --> 04:02.996
‫- همین الان؟
‫- همین الان

04:03.020 --> 04:03.590
‫باشه

04:04.962 --> 04:07.142
‫« براساسِ داستان واقعی »

04:25.380 --> 04:26.556
‫هی

04:26.580 --> 04:28.456
‫- یا خدا!
‫- اوه، شرمنده

04:28.480 --> 04:30.596
‫- چه خبرته، مرد؟
‫- شرمنده. اشتباه از من بود

04:30.620 --> 04:32.956
‫عادت‌های قدیمیه دیگه، می‌دونی.
‫یعنی...

04:32.980 --> 04:34.120
‫در واقع...

04:35.390 --> 04:36.990
‫یه جورایی به خاطر همین اینجام

04:37.360 --> 04:39.066
‫ببین، من امیدوار بودم...

04:39.090 --> 04:42.260
‫امیدوار بودم که شاید بتونی...

04:42.630 --> 04:45.130
توی دورانِ پاکی‌ام حامیِ من باشی

04:45.800 --> 04:48.106
‫میگم نه. نه، این کارو نمی‌کنم

04:48.130 --> 04:50.676
‫می‌دونی، فکر می‌کردم توی مکزیک
‫واقعاً باهم رفیق شدیم

04:50.700 --> 04:52.676
‫- ما توی مکزیک رفیق شدیم
‫- نه. تو بهم نارو زدی

04:52.700 --> 04:54.546
‫- چطور؟
‫- تو بهم گفتی توری قراره بیاد خونه

04:54.570 --> 04:57.216
‫- توری که خونه‌ست
‫- تنها. نه با تو به عنوان نامزدت

04:57.240 --> 04:59.016
‫- باعث شد یه عوضی به نظر بیام
‫- شرمنده

04:59.040 --> 05:02.710
‫- اصلاً چطور این اتفاق افتاد؟
‫- شرمنده. ببین، من سعی کردم، خب؟

05:03.480 --> 05:04.888
‫اون بدون من نمی‌اومد

05:04.912 --> 05:07.996
‫- در واقع خیلی قشنگ بود
‫- آره، درسته

05:08.020 --> 05:08.796
‫ببین، نیتن

05:08.820 --> 05:10.696
‫من باید این دفعه بهتر عمل کنم

05:10.720 --> 05:14.906
‫می‌خوام برای توری بهترین
‫شوهری که می‌تونم باشم،

05:14.930 --> 05:18.160
‫و این یعنی باید پاک بمونم،
‫برای همین اومدم سراغ تو،

05:18.600 --> 05:21.670
‫شاید تنها کسی که بهش اعتماد دارم،

05:22.030 --> 05:23.130
‫که کمکم کنه

05:26.400 --> 05:27.886
‫من نمی‌تونم حامی‌ات باشم

05:27.910 --> 05:29.946
‫اولاً من خودم پاک نیستم و ثانیاً...

05:29.970 --> 05:32.416
‫و این شاید جزئیاتِ ریزی باشه

05:32.440 --> 05:33.856
‫من تا حالا آدم نکشتم

05:33.880 --> 05:36.086
‫همین باعث میشه شایسته‌ترین فرد
‫برای این کار باشی

05:36.110 --> 05:40.726
من توی هیومنیداد دورِ آتیش دیدمت
که شاخ‌ها رو گذاشته بودی روی سرت

05:40.750 --> 05:44.296
‫اون یه آیینِ مقدس شخصی بود

05:44.320 --> 05:47.890
‫باعث نشد بخوای
‫به تغییر ایمان بیاری؟

05:48.690 --> 05:50.760
‫تبدیل شدن به یه چیز بیشتر؟

05:55.070 --> 05:55.900
‫آره

05:57.740 --> 05:59.516
‫آره، می‌خوام به تغییر ایمان داشته باشم

05:59.540 --> 06:00.686
‫محشره

06:00.710 --> 06:02.886
‫خب... امروز قراره چیکار کنیم؟

06:02.910 --> 06:05.356
‫امروز؟ امروز، نمی‌تونم کاری بکنم، چون...

06:05.380 --> 06:06.556
‫- چرا؟
‫- من باید...

06:06.580 --> 06:07.826
‫- باید بیای پایین. من باید برم...
‫- چرا؟

06:07.850 --> 06:09.326
‫من جلسه‌ی تمرین دارم

06:09.350 --> 06:10.650
‫ما جلسه‌ی تمرین داریم

06:11.880 --> 06:13.890
‫ای خدا!

06:16.320 --> 06:17.660
‫دلم برای این خونه تنگ میشه

06:19.360 --> 06:20.560
‫خیلی خب

06:22.390 --> 06:24.160
‫اوه! کمربندت رو ببند

06:28.670 --> 06:30.646
‫دوست پیدا کن. دوست پیدا کن

06:30.670 --> 06:32.970
‫آره، معلومه که دوست پیدا می‌کنم.
‫فقط تماشا کن

06:35.270 --> 06:37.710
‫عه... از اون دوست‌ها نه

06:40.310 --> 06:41.210
‫اوه

06:43.720 --> 06:46.196
‫مگ قبل از مرگ بهم گفت،

06:46.220 --> 06:48.850
‫مامان‌بزرگ هری کشیدش کنار و گفت...

06:53.020 --> 06:54.960
‫شرمنده. می‌تونم کمکتون کنم؟

06:55.490 --> 06:57.376
‫سلام. آره. من ایوا هستم

06:57.400 --> 07:00.406
‫الان متوجه شدم بچه‌های هم‌سنی داریم

07:00.430 --> 07:03.270
‫فکر کردم شاید بتونیم
‫باهم وقت بگذرونیم یا چی

07:03.970 --> 07:05.592
‫نمی‌دونم. این خیلی خجالت‌آوره

07:05.616 --> 07:08.816
‫من نمی‌دونم پدر و مادرها چطور آشنا میشن؟
‫من خیلی تازه‌کارم. نمی‌دونم چیکار می‌کنم

07:10.070 --> 07:11.956
‫خب، می‌خوای بیای باهامون وقت بگذرونی؟

07:11.980 --> 07:13.826
‫آره! آره. آره، این عالی میشه...

07:13.850 --> 07:15.956
‫این خیلی عالی میشه... آره. ممنون

07:15.980 --> 07:19.296
‫بگذریم، عه، خلاصه بگم،

07:19.320 --> 07:22.396
‫لیزی یه هیولای افسونگر دورو بود

07:22.420 --> 07:24.336
‫- خب، ایوا...
‫- هوم؟

07:24.360 --> 07:25.490
‫از خودت برامون بگو

07:25.890 --> 07:27.906
‫اوه، چی می‌خواید بدونید؟

07:27.930 --> 07:30.636
‫راستش من فقط یه آدمِ ساده و کسل‌کننده‌ام

07:30.660 --> 07:33.176
‫- اهل کجایی؟
‫- کارت چیه؟

07:33.200 --> 07:35.446
‫- خب...
‫- چند وقته ازدواج کردی؟

07:35.470 --> 07:36.776
‫اگه ازدواج کردی

07:36.800 --> 07:38.246
‫شغل پدر و مادرت چیه؟

07:38.270 --> 07:41.316
‫- کدوم دانشگاه درس خوندی؟
‫- چقدر پول داری؟

07:41.340 --> 07:43.956
‫قبلاً بیشتر پول در می‌آوردی
‫ولی به طرز مشکوکی همه رو از دست دادی؟

07:43.980 --> 07:45.956
‫- الان چیزی رو از ما پنهان می‌کنی؟
‫- عه...

07:45.980 --> 07:48.286
‫- چیز شرم‌آوری؟
‫- چیز غیرقانونی؟

07:48.310 --> 07:50.150
‫بچه‌ات چند سالشه؟

07:51.650 --> 07:53.396
‫- ایوا؟
‫- بله؟

07:53.420 --> 07:55.290
‫بچه‌ات چند سالشه؟

07:56.090 --> 07:56.920
‫اوه!

07:57.390 --> 07:59.296
‫بچه‌ام... بچه‌ام...

07:59.320 --> 08:01.836
‫خدای من. ببخشید.
‫یه کار ضروری برام پیش اومده

08:01.860 --> 08:03.136
‫- اوه
‫- باید برم

08:03.160 --> 08:05.736
‫ممنون. خیلی خوش گذشت.
‫عالی بود

08:05.760 --> 08:07.570
‫خیلی خب، اون ساقیِ مواده، درسته؟

08:09.170 --> 08:11.846
‫خب، به عنوان حامی‌ام
‫باید محرّک‌هام رو بشناسی

08:11.870 --> 08:13.946
‫نادیده گرفته شدن توسط زن‌های خوشگل،

08:13.970 --> 08:16.486
‫اگه جوری باهام رفتار شه که انگار نامرئی‌ام،

08:16.510 --> 08:18.280
‫و این یکی عجیبه، ولی...

08:18.880 --> 08:22.186
‫موسیقیِ ریک اسپرینگفیلد.
‫یه چیزی توی صداش هست...

08:22.210 --> 08:24.756
‫شوخی می‌کنی؟
‫از آهنگ «دوست دخترِ جسی» خوشت نمیاد؟

08:24.780 --> 08:27.090
‫نه، از آهنگ «دوست دخترِ جسی» خوشم نمیاد!

08:27.650 --> 08:30.026
‫خیلی خب

08:30.050 --> 08:32.566
‫بیا یکم موسیقی رو قطع کنیم

08:32.590 --> 08:33.390
‫آره؟

08:35.460 --> 08:36.666
‫رسیدیم

08:36.690 --> 08:38.360
‫نگاهش کن. اینجاست

08:39.430 --> 08:40.446
‫خیلی خب، عالیه

08:40.470 --> 08:42.106
‫نه، نمی‌تونم اینجا پارک کنم

08:42.130 --> 08:44.976
‫دوست نداره جیپم رو
‫جلوی کاخش پارک کنم

08:45.000 --> 08:46.870
‫باید برم سرِ خیابون پارک کنم

08:49.410 --> 08:50.210
‫چیه؟

08:51.410 --> 08:52.210
‫هیچی

08:52.740 --> 08:54.450
‫هیچی. نه، من فقط...

08:55.780 --> 08:57.450
‫فکر می‌کردم اینا رو پشت سر گذاشتی

08:58.380 --> 09:02.366
‫چیه؟ می‌خوای خواسته‌اش رو نادیده بگیرم؟
‫اینطور فکر می‌کنی؟

09:02.390 --> 09:05.036
‫نیتن! من چی فکر می‌کنم،
‫کریستا چی فکر می‌کنه...

09:05.060 --> 09:08.030
‫پس فکری که نیتن می‌کنه چی؟

09:10.300 --> 09:11.160
‫خب...

09:11.560 --> 09:13.430
‫یعنی، این یه خیابون عمومیه

09:14.370 --> 09:16.970
‫- و من یه حرفه‌ای ماهرم
‫- آره، همینطوره

09:17.400 --> 09:19.416
‫باید بتونم هرجا که دلم می‌خواد پارک کنم

09:19.440 --> 09:22.546
‫خودشه! این همون نیتنه
که توی هیومنیداد دیدم

09:22.570 --> 09:25.540
‫- برو تو کارش! یالا! خودشه!
‫- باید برم پی کارم

09:36.890 --> 09:40.466
‫- صبح بخیر، کریستا
‫- خیلی خب، به جیدن میگم پشت ببینتت

09:40.490 --> 09:42.060
‫- باشه
‫- اوه

09:43.060 --> 09:45.976
‫بهتره ماشینت رو توی خیابون بغلی پارک کنی

09:46.000 --> 09:48.000
‫شاید دفعه‌ی پیش یادم رفت این رو بگم

09:50.757 --> 09:52.175
‫نه

09:52.200 --> 09:54.610
‫- نه، یادت نرفت
‫- اوهوم

09:56.270 --> 10:00.250
‫ولی مگه شهرداری مالیبو تصمیم نمی‌گیره
‫افراد اجازه دارن کجا پارک کنن؟

10:02.950 --> 10:04.880
‫فقط یه ماشینه، کریستا

10:05.880 --> 10:07.420
‫درسته؟ چیز مهمی نیست

10:09.950 --> 10:11.320
‫این بحث به جایی نمی‌رسه

10:11.690 --> 10:13.166
‫داری اخراجم می‌کنی؟

10:13.190 --> 10:14.781
‫راستش، اینجوری بهتره

10:14.805 --> 10:17.492
‫مطمئنم از محل زندگیت
‫تا اینجا راه خیلی دوره

10:17.516 --> 10:18.868
‫پس باید یه مربی محلی استخدام کنیم

10:18.892 --> 10:20.276
‫- و قدبلندتر
‫- قدبلندتر؟

10:20.300 --> 10:21.976
‫آره. هزینه‌ی زحمتت رو برات واریز می‌کنم

10:22.000 --> 10:24.016
‫صبر کن، کریستا.
‫لطفاً این کارو نکن

10:24.040 --> 10:26.216
‫من و جیدن رابطه‌ی خیلی خوبی داریم،

10:26.240 --> 10:28.446
‫و اون بچه‌ی شگفت‌انگیزیه

10:28.470 --> 10:31.916
‫لطفاً سرِ همچین چیز مسخره‌ای خرابش نکن

10:31.940 --> 10:33.826
‫باشه، اگه می‌خوای بهم توهین کنی...

10:33.850 --> 10:36.756
‫بهت توهین کنم؟
‫فکر کنم داره به من توهین میشه

10:36.780 --> 10:40.620
‫دلم نمی‌خواد مجبور شم این رو
‫توی انجمن آنلاین تنیس نوجوانان غرب پست کنم

10:47.460 --> 10:51.030
‫الان وقتِ بدیه که بخوام
‫از دستشویی استفاده کنم؟

11:12.880 --> 11:14.166
‫حالا به ایوا چی بگم؟

11:14.190 --> 11:16.066
‫اون خیلی عصبانی میشه

11:16.090 --> 11:18.196
‫اون حق نداره باهات
‫اون شکلی رفتار کنه

11:18.220 --> 11:20.266
‫نمی‌دونم. اولش از باشگاه اخراج شدم

11:20.290 --> 11:23.066
‫- حالا هم این
‫- عه! سیستم امنیتی‌شون کاملاً قدیمیه

11:23.090 --> 11:24.876
‫اون از مرکزِ فرمان ال‌آردی استفاده می‌کنه

11:24.900 --> 11:29.046
‫اونا به خاطر آسیب‌پذیری در برابر قطع برق
‫فراخوان شدن

11:29.070 --> 11:30.476
‫و این رو می‌دونی چون...؟

11:30.500 --> 11:33.810
‫چون سیم‌کشی بیرونی رو دیدم.
‫تو ندیدی؟

11:34.370 --> 11:37.440
‫نه. این چیزی نیست که
‫آدم‌های معمولی متوجه بشن

11:38.710 --> 11:39.540
‫واقعاً؟

11:40.310 --> 11:42.556
‫- شرمنده. منظورم این نبود...
‫- لعنتی! نه، خوبه

11:42.580 --> 11:45.026
‫- نباید اون شکلی می‌گفتم
‫- اینجوری یاد می‌گیرم

11:45.050 --> 11:46.966
‫فقط... دستِ خودم نیست، مرد

11:46.990 --> 11:49.696
‫این که آدمی مثل اون زنیکه
‫اون شکلی رفتار کرد،

11:49.720 --> 11:52.596
‫- برام خیلی محرّکه
‫- می‌بینم

11:52.620 --> 11:55.536
‫ببین، من الان 99 روزه پاکم
‫و خیلی دلم می‌خواد به روز 100اُم برسم

11:55.560 --> 11:59.736
‫ببین، من وقتی به خاطر تصمیم اشتباه
‫یه داورِ خط عصبانی می‌شدم،

11:59.760 --> 12:03.046
‫- یه تمرین تنفس یاد گرفتم...
‫- من نمی‌خوام نفس بکشم، نیتن!

12:03.070 --> 12:04.346
‫جواب میده. دارم میگم...

12:04.370 --> 12:08.210
‫تو نمی‌دونی اون حسِ قدرتی که...

12:09.110 --> 12:11.116
‫بهم دست می‌داد چجوری بود،

12:11.140 --> 12:13.886
‫اون حسِ آزادی و ارتباط با هدفم

12:13.910 --> 12:17.156
‫و نمیگم هدفِ خوبی بود.
‫بد بود. این رو می‌دونم

12:17.180 --> 12:20.156
‫ببین، باید یه چیز دیگه پیدا کنی
‫که اون احساس رو بهت بده

12:20.180 --> 12:22.550
‫اون حسِ هدفمندی و شور و شوق

12:23.020 --> 12:24.796
‫مثل حسی که من از مربی‌گری جیدن می‌گرفتم،

12:24.820 --> 12:26.460
‫یا داشتم شروع می‌کردم

12:28.690 --> 12:30.230
‫جیدن واقعاً خوبه

12:32.230 --> 12:33.430
‫می‌تونست عالی بشه

12:34.370 --> 12:35.370
‫نیتن

12:37.070 --> 12:38.440
‫باید به مربی‌گریِ اون ادامه بدی

12:39.070 --> 12:42.440
‫من هیچوقت تو رو اینجوری ندیدم.
‫بیخیال، چی جلوت رو گرفته؟

12:43.340 --> 12:44.316
‫مامانش

12:44.340 --> 12:46.440
‫- قرارداد اجتماعی
‫- اون رو بده من. بذارش زمین

12:46.840 --> 12:47.810
‫به من نگاه کن

12:48.210 --> 12:50.550
‫گوستاف توی مکزیک چی گفت؟

12:51.230 --> 12:51.980
‫نمی‌دونم

12:52.380 --> 12:55.441
‫یه چیزی در مورد ویروسِ ذهنی وُک

12:55.465 --> 12:55.790
‫اون نه

12:56.190 --> 12:58.560
‫اون گفت: «وقتی یه در بسته میشه،

12:59.220 --> 13:01.890
‫باید یه راه ورود دیگه پیدا کنی»

13:02.990 --> 13:06.560
‫- و منظورم ورود غیرقانونی به خونه نیست
‫- می‌فهمم

13:12.740 --> 13:14.470
‫ولی به ایوا چی بگم؟

13:15.340 --> 13:18.986
‫ببین، توری، من تلاش کردم، خب؟
‫واقعاً تلاش کردم

13:19.010 --> 13:24.595
‫ولی اونا پشت سر هم
‫سؤال پیچم می‌کردن

13:24.619 --> 13:25.796
‫کلی سؤال پرسیدن

13:25.820 --> 13:29.026
‫دوست‌ها سؤال می‌پرسن، ایوا.
‫اینجوری باهات آشنا میشن

13:29.050 --> 13:30.560
‫تو فقط از صمیمیت می‌ترسی

13:30.920 --> 13:32.496
‫من از صمیمیمت نمی‌ترسم

13:32.520 --> 13:35.336
‫ببین، اگه بذاری آدم‌هات بهت نزدیک شن،
‫قضاوتت می‌کنن. درک می‌کنم

13:35.360 --> 13:38.106
‫ما از یه خانواده‌ی سفیدپوستِ بدجنسیم

13:38.130 --> 13:39.110
‫مشکل این نیست

13:39.134 --> 13:42.363
‫فقط من نمی‌تونم جزئیاتِ زندگی‌ام
‫توی سال گذشته رو به کسی بگم

13:42.387 --> 13:44.240
‫می‌دونی منظورم چیه.
‫من کلی راز دارم

13:44.264 --> 13:47.160
‫رازهایی که می‌تونن باعث بشن برم زندان

13:48.310 --> 13:49.986
‫شاید من نیازی به دوست ندارم

13:50.010 --> 13:51.748
‫شاید من نیاز ندارم
‫برم دانشکده حقوق

13:51.772 --> 13:53.958
‫شاید باید تمام وقتم رو صرف
‫برنامه‌ریزی عروسی‌ام کنم

13:53.982 --> 13:55.386
‫بس کن. می‌دونم چیکار می‌کنی. بس کن

13:55.410 --> 13:58.356
‫ایو، تو فقط باید آدم‌های مناسبی
‫پیدا کنی، می‌دونی؟

13:58.380 --> 14:01.166
‫آدم‌هایی که مجبور نباشی
‫خودت رو ازشون پنهان کنی

14:01.190 --> 14:02.796
‫مثل من که مت رو پیدا کردم

14:02.820 --> 14:05.236
‫راستش ما قصد داریم
‫توی هیومنیداد...

14:05.260 --> 14:07.766
‫خیلی خب، کافیه.
‫من دوست پیدا می‌کنم، باشه؟

14:07.790 --> 14:09.106
‫من دوست پیدا می‌کنم

14:09.130 --> 14:10.576
‫ما مثل مامان نیستیم

14:10.600 --> 14:12.806
‫نشونه‌هایی که داری تبدیل به مادرت میشی

14:12.830 --> 14:14.376
‫توی ماشینت نشستی،

14:14.400 --> 14:16.846
‫و از خودت می‌پرسی
‫داری تبدیل به مادرت میشی یا نه

14:16.870 --> 14:19.216
‫بهتون قول میدم کامنت‌هاتون رو دیدم

14:19.240 --> 14:20.886
‫پس یکم تحقیق کردم،

14:20.910 --> 14:22.010
‫و بچه‌ها،

14:22.570 --> 14:24.356
‫کاملاً مطمئنم می‌دونم
‫کی کوکبِ سیاه رو کشته

14:24.380 --> 14:25.986
‫هوم

14:26.010 --> 14:27.926
‫چی شده؟

14:27.950 --> 14:29.550
‫هیچی. چطور؟

14:31.150 --> 14:34.166
‫می‌دونم این قراره احمقانه
‫به نظر بیاد، ولی...

14:34.190 --> 14:36.596
‫فکر کنم...

14:36.620 --> 14:41.030
‫فکر کنم مت واقعاً  در مورد پاکی جدّیه

14:41.390 --> 14:43.306
‫اون ازم خواست حامی‌اش باشم

14:43.330 --> 14:45.436
‫چی؟ تو که قبول نکردی، نه؟

14:45.460 --> 14:47.906
‫خب، نه گفتن رو یکم سخت کرد

14:47.930 --> 14:49.222
‫در مورد کریستا بهت گفتم، درسته؟

14:49.246 --> 14:51.676
‫خب، امروز خیلی خبیث شده بود،

14:51.700 --> 14:56.246
‫و مت کمکم کرد باهاش کنار بیام

14:56.270 --> 14:58.980
‫اوه. پس الان اون حامیِ توئه؟

14:59.740 --> 15:03.156
‫نمی‌دونم. گمونم هردو داریم
‫یکم به همدیگه کمک می‌کنیم

15:03.180 --> 15:05.396
‫ببین، کریستا آدمِ خیلی قدرتمندیه

15:05.420 --> 15:07.596
‫من کلی پارتی بازی کردم
‫تا این کارو برات جور کنم

15:07.620 --> 15:09.926
‫پس لطفاً بهم بگو کاری نکرد
‫که کریستا عصبانی شه

15:09.950 --> 15:11.320
‫نه، مت هیچ کاری نکرد

15:11.820 --> 15:12.660
‫اون کاری نکرد

15:13.790 --> 15:17.300
‫- خیلی خب، باشه. خب...
‫- خوشحالم که روز خوبی داشتی

15:17.800 --> 15:20.837
‫خب جیدن واسه مسابقه‌ی بزرگش آماده‌ست؟

15:21.530 --> 15:22.070
‫آره

15:22.630 --> 15:24.970
‫اوه، خوبه. این خیلی خوبه

15:25.470 --> 15:27.510
‫آره، اون قراره کولاک کنه

15:47.730 --> 15:51.600
‫خب، عه، چطور قراره پیداش کنیم؟
‫قراره اینجا رو بگردیم؟

15:52.030 --> 15:53.800
‫یعنی دنبالش بگردیم؟

15:55.000 --> 15:56.370
‫نیتن؟

15:57.570 --> 15:58.570
‫نیتن؟

15:58.970 --> 16:00.000
‫شرمنده

16:00.310 --> 16:02.846
‫فقط حس می‌کنم خونه‌ام، می‌دونی؟

16:02.870 --> 16:03.716
‫آره، می‌دونم

16:03.740 --> 16:05.080
‫خدایا!

16:07.980 --> 16:09.051
‫رفیق

16:09.500 --> 16:11.095
‫نفس عمیق بکش

16:13.620 --> 16:15.990
‫آره. دیدی؟ از پسش برمیام

16:16.390 --> 16:18.620
‫ممنون. آره، خوبم. خوبم

16:19.160 --> 16:21.790
‫اوه، بفرما. اوناهاش اونجان

16:27.800 --> 16:29.906
‫خدای من. این رقت‌انگیزه

16:29.930 --> 16:31.316
‫- این همون یاروئه؟
‫- آره

16:31.340 --> 16:32.740
‫سلام، کریستا

16:33.140 --> 16:34.870
‫ببخشید که مزاحم شدم. عه...

16:35.510 --> 16:40.086
‫ولی اومدم بگم من شخص مناسبی
‫برای بردن جیدن به مرحله‌ی بعدم

16:40.110 --> 16:42.256
‫چرا؟ چون بهش ایمان دارم

16:42.280 --> 16:45.880
‫این بچه می‌تونه کارهای شگفت‌انگیزی بکنه

16:47.850 --> 16:50.690
‫و می‌خوام فرصت داشته باشم
‫کمکش کنم این کارها رو بکنه

16:52.090 --> 16:53.290
‫نظرت چیه؟

16:54.490 --> 16:56.906
‫سخنرانی خیلی قشنگی بود

16:56.930 --> 16:57.830
‫ولی نه

17:00.900 --> 17:01.846
‫خیلی خب

17:01.870 --> 17:03.476
‫مامان، من نیتن رو می‌خوام

17:03.500 --> 17:06.876
‫عزیزم، من قبلاً جان میکل رو
‫با هزینه‌ی بالایی استخدام کردم

17:06.900 --> 17:10.456
‫- آره، باشه. چون می‌خوای باهاش بخوابی؟
‫- چی گفتی؟

17:10.480 --> 17:12.386
‫همونطور که با مربیِ قبلی‌ام خوابیدی

17:12.410 --> 17:14.250
‫و مربیِ قبل از اون

17:14.750 --> 17:16.996
‫پس این دوتا قبل از من
‫و یکی بعد از منه

17:17.020 --> 17:18.256
‫آره، بهتره دلخور نشی

17:18.280 --> 17:19.956
‫ولی من خیلی باهاش مشکلی نداشتم،

17:19.980 --> 17:21.166
‫چون بابا یه جورایی دیوثه

17:21.190 --> 17:23.484
‫وای. این دیگه چه خانواده‌ایه؟

17:23.508 --> 17:27.106
‫و می‌خوام عشق و حالت رو بکنی،
‫ولی اینجا دیگه تحمل نمی‌کنم، مامان

17:27.130 --> 17:28.436
‫یا نیتن مربی‌ام میشه،

17:28.460 --> 17:31.876
‫یا خونه‌ی پوشالی حشرت خراب میشه،

17:31.900 --> 17:32.860
‫و من دیگه نیستم

17:35.170 --> 17:36.070
‫می‌تونی بمونی

17:36.570 --> 17:38.870
‫- ممنون
‫- ولی بهتره برنده شی

17:40.810 --> 17:41.470
‫باشه

17:42.910 --> 17:43.940
‫خیلی خب

17:54.620 --> 17:55.320
‫سلام

17:55.850 --> 17:58.496
‫- سلام، بچه‌ها
‫- سلام! خدای من

17:58.520 --> 18:01.736
‫فقط می‌خواستم بیام
‫و بابتِ دیروز معذرت خواهی کنم

18:01.760 --> 18:03.876
‫یه کاری داشتم و متوجه نبودم

18:03.900 --> 18:07.446
‫که زمان داشت از دستم
‫در می‌رفت و حالا هرچی

18:07.470 --> 18:09.446
‫براتون یکم خوراکی آوردم و...

18:09.470 --> 18:11.176
‫- جان!
‫- آره، آره. فکر کردم می‌تونیم...

18:11.200 --> 18:14.716
‫بیاید در مورد بچه‌هامون حرف بزنیم
‫چون همه‌مون بچه داریم

18:14.740 --> 18:16.716
‫اوه، وای. اینا خیلی قشنگن

18:16.740 --> 18:18.786
‫خودت درستشون کردی یا خریدیشون؟

18:18.810 --> 18:21.326
‫اوه، نه. خریدمشون.
‫سرم خیلی شلوغه، پس...

18:21.350 --> 18:22.456
‫درسته، سرگرمِ کاری

18:22.480 --> 18:23.826
‫کارت دقیقاً چیه؟

18:23.850 --> 18:26.156
‫راستش الان توی مرخصی‌ام

18:26.180 --> 18:27.596
‫به خاطر بچه دیگه، می‌دونید

18:27.620 --> 18:29.920
‫ولی دیروز گفتی یه کار ضروری داری

18:30.690 --> 18:33.036
‫گفتم. خب من کار می‌کنم

18:33.060 --> 18:36.466
‫- گاهی کار می‌کنم. توی کار املاکم
‫- اوه، خیلی خب

18:36.490 --> 18:39.118
‫یه سری خونه و ملک دارم

18:39.142 --> 18:41.245
‫کار در نظر نمی‌گیرمش
‫چون خیلی دوستش دارم

18:41.500 --> 18:43.200
‫خب، چطور پیش رفت؟

18:43.670 --> 18:46.116
‫- چی؟
‫- کارِ ضروری دیروزت

18:46.140 --> 18:48.086
‫آهان، آره

18:48.110 --> 18:50.780
‫آره. مشکل لوله‌کشی
‫و نشتیِ بزرگ بود

18:53.080 --> 18:56.080
‫نه، نشتی نه. فونداسیون.
‫فونداسیون ترک برداشته بود

18:56.580 --> 18:58.126
‫- این جدی به نظر میاد
‫- اوهوم

18:58.150 --> 19:01.896
‫صبر کن. چرا اولش گفتی لوله‌کشی
‫اگه مشکل لوله‌کشی نبود؟

19:01.920 --> 19:02.820
‫نمی‌دونم

19:04.020 --> 19:05.596
‫عه، خوبی؟

19:05.620 --> 19:07.521
‫- عرق کردی
‫- واقعاً؟

19:07.545 --> 19:08.356
‫می‌دونی...

19:08.814 --> 19:11.160
‫سلام، دختر. امیدوار بودم اینجا باشی

19:11.630 --> 19:14.176
‫- من؟
‫- اشکالی نداره یه لحظه با خودم ببرمش؟

19:14.200 --> 19:15.446
‫- اون بهم بدهکاره
‫- واقعاً؟

19:15.470 --> 19:19.746
‫اصلاً سعی نکن از زیرش در بری.
‫یالا. بیا بریم

19:19.770 --> 19:23.116
‫- من دیگه باید برم
‫- آره، ببرش. فقط لطفاً از ما دورش کن

19:23.140 --> 19:23.980
‫ممنون

19:24.380 --> 19:26.016
‫- من می‌شناسمت؟
‫- نه

19:26.040 --> 19:29.486
‫ولی به نظر می‌اومد به نجات پیدا کردن
‫از دستِ اون پتیاره‌های فضول نیاز داشتی

19:29.510 --> 19:30.656
‫می‌خوای بریم یه آبجو بخوریم؟

19:30.680 --> 19:32.926
‫آره! آره، می‌خوام آبجو بخورم!

19:32.950 --> 19:35.366
‫نیتن، راستش یه ذره می‌ترسم

19:35.390 --> 19:36.526
‫چرا؟

19:36.550 --> 19:38.890
‫اگه بازی‌ام افتضاح باشه چی؟

19:39.360 --> 19:41.006
‫چی؟ شوخی می‌کنی؟

19:41.030 --> 19:43.106
‫تو استعدادت از هر کدوم
‫از این بچه‌ها بیشتره

19:43.130 --> 19:45.830
‫باشه، ولی اگه زیر فشار تسلیم شم چی؟

19:46.730 --> 19:49.646
‫مامانم تهدیدت کرد.
‫پس اگه گند بزنم،

19:49.670 --> 19:51.716
‫اون وقت کل خانواده‌ات آواره میشن
‫و تقصیرِ منه

19:51.740 --> 19:54.910
‫وایسا ببینم.
‫فکر می‌کنی من چقدر فقیرم؟

19:55.410 --> 19:57.716
‫نمی‌دونم. ماشینت جیپه، پس...

19:57.740 --> 20:00.156
‫- اون ماشینِ خوبیه، خب؟
‫- شاید وقتِ ارتقا دادنش باشه

20:00.180 --> 20:01.701
‫خیلی خب، نگرانِ من نباش

20:01.725 --> 20:04.036
‫یه چیزی بهت میگم. وقتی من
‫تنیس نوجوانان بازی می‌کردم

20:04.060 --> 20:07.566
‫بابام مربی‌ام بود و یه تورنمنتی بود

20:07.590 --> 20:10.566
‫که برنده 15 هزار دلار جایزه می‌برد

20:10.590 --> 20:14.506
‫و درست قبل از تورنمنت بابام اومد پیشم
‫و زد زیر گریه،

20:14.530 --> 20:16.260
‫و بهم گفت سرطانِ لوزالمعده داره

20:16.790 --> 20:19.206
‫- وای، نیتن!
‫- گفت ماه‌ها پنهانش کرده بود

20:19.230 --> 20:22.370
‫و باید اون روز بهم می‌گفت
‫چون اگه برنده نمی‌شدم...

20:23.230 --> 20:26.216
‫اون نمی‌تونست هزینه‌ی
‫شیمی‌درمانی بعدیش رو بده

20:26.240 --> 20:27.886
‫- وای
‫- آره

20:27.910 --> 20:30.070
واسه همین اول از همه بالا آوردم

20:31.710 --> 20:33.240
‫و بعدش رفتم توی میدون،

20:33.650 --> 20:37.150
‫و توی تمام مسابقات برنده شدم

20:37.720 --> 20:39.780
‫و وقتی تورنمنت تموم شد...

20:43.590 --> 20:45.790
‫بهم گفت اصلاً مریض نبوده

20:46.860 --> 20:49.990
‫فقط فکر می‌کرد تمرکزم روی بازی نیست

20:55.470 --> 20:57.256
‫درسِ عبرتش کجاست؟
‫ببخشید. نفهمیدم...

20:57.280 --> 20:58.676
‫منم دقیق متوجه نشدم منظورت چی بود

20:58.700 --> 21:01.816
‫منظورم اینه که پدرم هیچوقت
‫ازم نپرسید من چی می‌خوام

21:01.840 --> 21:04.616
‫فقط چیزی که ازم می‌خواست براش مهم بود

21:04.640 --> 21:06.416
‫و اگه چیزی توی زندگی یاد گرفته باشم،

21:06.440 --> 21:09.680
‫اینه که همه‌مون باید خودمون
‫به این سؤال جواب بدیم. مثل من...

21:11.080 --> 21:14.090
‫من می‌خوام زندگی‌ام چیزی باشه
‫که دوباره بتونم بهش افتخار کنم

21:15.620 --> 21:17.066
‫می‌خوام چیزِ بیشتری باشم،

21:17.090 --> 21:20.066
‫کسی که پسرم بتونه با سربلندی
‫بگه این بابامه

21:20.090 --> 21:21.630
‫حالا، از تو می‌پرسم

21:23.600 --> 21:25.030
‫تو چی می‌خوای؟

21:26.760 --> 21:28.846
‫- می‌خوام برنده شم
‫- معلومه که می‌خوای!

21:28.870 --> 21:30.516
‫- آره، می‌خوای
‫- آره!

21:30.540 --> 21:31.840
‫فقط می‌ترسم که،

21:32.800 --> 21:34.670
‫اگه مامانم نگاه کنه...

21:35.340 --> 21:36.616
‫استرس بگیرم و گند بزنم

21:36.640 --> 21:37.856
‫بهت یه روشِ تنفس یاد میدم...

21:37.880 --> 21:39.516
‫- من از شرش خلاص میشم
‫- واقعاً؟

21:39.540 --> 21:40.856
‫آره، رفیق

21:40.880 --> 21:41.586
‫نوچ

21:41.610 --> 21:43.920
‫- برید بترکونید
‫- ایول!

21:48.920 --> 21:49.590
‫مت؟

21:59.860 --> 22:01.570
‫کدوم گوری رفتن؟

22:02.200 --> 22:05.070
‫خدایا! احساس خیلی بهتری دارم
‫که مت از شر مامانم خلاص میشه

22:31.060 --> 22:33.400
‫مامانت رو فراموش کن

22:33.900 --> 22:36.370
‫بیا بریم توی میدون و کولاک کنیم

22:41.070 --> 22:44.256
‫دمت گرم که اونجوری به دادم رسیدی

22:44.280 --> 22:45.040
‫از کجا فهمیدی؟

22:45.510 --> 22:47.626
‫- چون با منم همون کارو کردن
‫- خدای من

22:47.650 --> 22:49.326
‫مثل یه چیزبرگر کبابم کردن

22:49.350 --> 22:52.956
‫و بعدش وانمود می‌کنن دارن باهات آشنا میشن
‫اما در واقع دارن براندازت می‌کنن

22:52.980 --> 22:56.066
‫اوه، آره، انگار ما نمی‌دونیم
‫«اهل کجایی» یعنی چی

22:56.090 --> 22:58.496
‫شاید بهتر باشه در مورد نرخ
‫مالیات بر درآمدمون سؤال کنن

22:58.520 --> 22:59.490
‫می‌دونم

23:00.190 --> 23:03.366
‫- بذار یه سؤالی ازت بپرسم. یعنی، جدی
‫- اوهوم؟

23:03.390 --> 23:06.436
‫فکر می‌کنی واقعاً مامانِ خوبی هستی؟

23:06.460 --> 23:08.446
‫- نه
‫- اوه

23:08.470 --> 23:09.506
‫آره، نه، به هیچ وجه

23:09.530 --> 23:10.470
‫خیلی خب

23:11.900 --> 23:13.616
‫ولی اشکالی نداره. من...

23:13.640 --> 23:17.380
‫نمی‌دونم. این دومین بارمه،
‫پس زیاد خودم رو اذیت نمی‌کنم

23:17.780 --> 23:20.426
‫یه بچه‌ی بزرگ‌تر از شوهرِ سابق کله‌خرم دارم

23:20.450 --> 23:22.056
‫خیلی خب، این واقعاً عالیه

23:22.080 --> 23:24.996
‫بخشِ شوهر سابق کله‌خرت نه، ولی...

23:25.020 --> 23:26.696
‫نمی‌دونم. این که گفتی: «بهتر میشه»

23:26.720 --> 23:29.066
‫چون الان نشونه‌ای از بهتر شدن نمی‌بینم

23:29.090 --> 23:31.636
‫آره. این عادیه. بالأخره به اون نقطه می‌رسی

23:31.660 --> 23:36.466
‫خب، نمی‌دونم. فقط خیلی ممنونم
‫که امروز اونجا بودی

23:36.490 --> 23:38.676
‫ممنون. تو نجاتم دادی

23:38.700 --> 23:42.446
‫گوش کن، به سلامتی مامان‌های خوب

23:42.470 --> 23:44.040
‫و دوست‌های جدید

23:56.750 --> 23:58.780
‫آره!

23:59.350 --> 24:00.180
‫آره

24:00.520 --> 24:02.750
‫40-15. امتیازِ نهایی

24:06.390 --> 24:07.530
‫لطفاً ساکت باشید

24:37.260 --> 24:38.760
‫کونِ لقت، مامان

24:44.260 --> 24:46.100
‫- آره!
‫- آره!

24:47.730 --> 24:49.200
‫کارت عالی بود!

24:51.570 --> 24:52.840
‫کارت عالی بود

24:55.670 --> 24:57.616
‫تبریک میگم

24:57.640 --> 24:58.856
‫آره!

24:58.880 --> 25:01.310
‫موفق شدیم، رفیق.
‫حس فوق‌العاده‌ای داره!

25:01.850 --> 25:03.026
‫بدون تو نمی‌تونستم انجامش بدم

25:03.050 --> 25:05.254
‫البته که می‌تونستی.
‫همش کارِ خودته

25:05.278 --> 25:06.630
‫یه جورایی هیجان‌زده‌ام، می‌دونی،

25:06.654 --> 25:09.326
‫که قیافه‌ی مامانم رو وقتی
‫که می‌فهمه برنده شدم ببینم

25:09.350 --> 25:12.220
‫فکر می‌کنی کجاست؟
‫امیدوارم دیده باشه

25:12.720 --> 25:16.260
‫- خوبی؟
‫- آره. آره، عه...

25:16.690 --> 25:20.276
‫پسرِ عزیزم! برنده شدیم!

25:20.300 --> 25:21.706
‫خیلی هیجان‌انگیزه!

25:21.730 --> 25:23.746
‫وای! باورم نمیشه!

25:23.770 --> 25:28.316
‫- واقعاً فکر می‌کردم قراره بکشیش
‫- آره، نه، خودمم فکر می‌کردم. آره

25:28.340 --> 25:31.386
‫بردمش باهم غذا بخوریم،
‫چون فکر کردم اگه غذا دهنش باشه،

25:31.410 --> 25:34.286
‫نمی‌تونه چیزی بگه که
‫باعث شه بخوام بکشمش

25:34.310 --> 25:34.986
‫ساده‌لوح بودم

25:35.010 --> 25:36.556
‫باورت میشه جان میکل چیکار کرد؟

25:36.580 --> 25:39.596
‫بعد از این که بهش گفتم دیگه
‫بهش حقوق نمیدم از اینجا زد بیرون

25:39.620 --> 25:42.696
‫و بهش بوسِ خدافظی دادم.
‫به نظرت این یه جور پرداخت نیست، مارک؟

25:42.720 --> 25:44.260
‫راستش اسمِ من...

25:44.790 --> 25:46.166
‫اصلاً بیخیال. عه...

25:46.190 --> 25:50.336
‫خب جیدن بچه‌ی خیلی خوبیه، درسته؟
‫حتماً خیلی بهش افتخار می‌کنی

25:50.360 --> 25:52.806
‫چقدر طول می‌کشه
‫یه لیوان شرابِ رُزه بریزید؟

25:52.830 --> 25:54.446
‫خودتون آب انگورها رو می‌گیرید؟

25:54.470 --> 25:57.270
‫- نه، خانم. فقط سرمون شلوغه
‫- می‌دونم شما واقعاً...

26:01.310 --> 26:04.956
‫♪ جسی یه دوست دختر داره ♪
‫♪ و می‌خوام اون رو مالِ خودم کنم ♪

26:04.980 --> 26:08.286
‫♪ و با چشم‌های قشنگش نگاهش می‌کنه ♪

26:08.310 --> 26:11.996
‫♪ و می‌دونم با بدنش بهش عشق می‌ورزه ♪

26:12.020 --> 26:16.396
‫♪ و آخر شب بغلش می‌کنه ♪

26:16.420 --> 26:20.060
‫♪ می‌دونی، ای کاش دوست دخترِ جسی رو داشتم ♪

26:20.790 --> 26:23.360
‫♪ ای کاش دوست دخترِ جسی رو داشتم ♪

26:25.900 --> 26:26.660
‫چی شد؟

26:27.200 --> 26:29.470
‫خب، همونطور که بهم گفتی
‫نفس کشیدم

26:30.170 --> 26:32.800
‫و این باعث شد دیگه نخوای بکشیش؟

26:33.400 --> 26:36.116
‫نه. ای کاش اینطور بود.
‫نه، هنوزم می‌خواستم بکشمش

26:36.140 --> 26:39.856
‫ولی... نه، ولی یه حرفِ دیگه‌ که زدی
‫توی ذهنم موند

26:39.880 --> 26:43.696
‫در مورد این که من چیزهای بیشتری دارم
‫که براشون زندگی کنم

26:43.720 --> 26:45.856
‫می‌دونی، که براشون اشتیاق داشته باشم،

26:45.880 --> 26:49.690
‫مثل زندگیِ جدیدم با توری و...

26:50.560 --> 26:52.796
‫گمونم من دیگه اون آدمِ قبل نیستم

26:52.820 --> 26:54.506
‫می‌دونی؟

26:54.530 --> 26:55.836
‫متأسفم که این رو میگم

26:55.860 --> 26:58.106
‫چی؟ برای چی متأسفی؟

26:58.130 --> 27:00.246
‫چون دیدم وقتی دیدی اون برگشت
‫قیافه‌ات چه شکلی شد

27:00.270 --> 27:02.300
‫می‌دونی، و ناامید شده بودی

27:04.570 --> 27:05.600
‫به هیچ وجه، مرد

27:06.140 --> 27:07.240
‫- ناامیدی رو توی قیافه‌ات دیدم
‫- نه، ندیدی

27:07.740 --> 27:10.380
‫- هیچی توی قیافه‌ام ندیدی
‫- اشکالی نداره. می‌فهمم، بهم اعتماد کن

27:11.010 --> 27:14.356
‫می‌تونستی جیدن رو ول کنی
‫تا مطمئن شی مادرش در امانه،

27:14.380 --> 27:17.726
‫ولی این کارو نکردی، چون می‌خواستی
‫خودت رو در اولویت قرار بدی...

27:17.750 --> 27:20.420
‫من داشتم کارم رو می‌کردم، خب؟

27:23.550 --> 27:25.220
‫خیلی خب. باشه

27:25.960 --> 27:27.190
‫هرچی تو بگی

27:28.360 --> 27:29.260
‫ولی...

27:30.860 --> 27:33.260
‫فکر کنم نیتنِ پست
‫قرار نیست جایی بره

27:35.900 --> 27:37.970
‫و فکر کنم شاید خطرناک باشه

27:47.550 --> 27:48.956
‫خب بعدش جیدن گفت:

27:48.980 --> 27:50.156
‫«کونِ لقت، مامان»

27:50.180 --> 27:53.056
‫و بعدش امتیازِ سرویس گرفت

27:53.080 --> 27:55.396
‫- عالی بود. روزِ شگفت انگیزی بود
‫- عجب!

27:55.420 --> 27:58.218
‫خدای من. واقعاً ای کاش
‫اونجا بودم و می‌دیدم

27:58.242 --> 27:59.303
‫ای کاش

27:59.327 --> 28:02.566
‫- ولی خودت رو ببین که دوست پیدا کردی
‫- می‌دونم. باورتون میشه؟

28:02.590 --> 28:05.606
‫اون خیلی باحال بود. یعنی،
‫یکم دیوونه‌ست، ولی منم هستم

28:05.630 --> 28:07.806
‫- آره
‫- پس عالی بود

28:07.830 --> 28:09.646
‫همچنین، حالا که حرف
‫از دوست پیدا کردن شد

28:09.670 --> 28:11.200
‫طبق وعده، کلاس چطور بود؟

28:11.700 --> 28:13.416
‫خوب بود. عاشقش شدم

28:13.440 --> 28:16.216
‫و اگه بگی: «بهت گفته بودم»
‫شاید بکشمت، پس دهنت رو ببند

28:16.240 --> 28:18.040
‫هی، می‌دونی کی می‌تونه
‫توی این کار کمکت کنه؟

28:18.580 --> 28:19.710
‫نیتن

28:21.750 --> 28:23.356
‫چی؟ تو می‌تونی!

28:23.380 --> 28:26.250
‫نه؟ می‌دونی، توری،
‫فقط می‌خوام بگم...

28:26.720 --> 28:28.290
‫خیلی خوشحالم که رفتی

28:28.650 --> 28:30.026
‫- واقعاً؟
‫- آره

28:30.050 --> 28:31.336
‫من بهش می‌گفتم بره، می‌دونی

28:31.360 --> 28:34.290
‫اون باهوش‌تر از اونیه که
‫از آینده‌اش دست بکشه

28:34.830 --> 28:36.560
‫- ممنون
‫- ممنون

28:39.660 --> 28:41.276
‫خب، مت، می‌دونی،

28:41.300 --> 28:44.246
‫باید تبریک بگم
‫و یه سلامتی به افتخارت بدم

28:44.270 --> 28:47.146
‫به سلامتی 100 روز نکشتن هیچکس

28:47.170 --> 28:49.310
‫- مرسی، ایوا. این خیلی ارزشمنده
‫- به سلامتی

28:49.970 --> 28:51.772
‫می‌دونید، من...

28:52.356 --> 28:53.982
‫فقط دارم روز به روز پیش میرم

28:55.192 --> 28:58.704
‫[پنج ساعت بعد]

29:06.020 --> 29:09.106
‫سبزه‌ی جوان، چندین زخمِ چاقو خورده...

29:09.130 --> 29:11.460
‫آره، این قطعاً کارِ خودشه

29:12.800 --> 29:14.470
‫سلاخِ غرب برگشته

29:14.494 --> 29:21.335
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
