WEBVTT

00:06.030 --> 00:07.670
‫« آنچه در فصل قبل گذشت »

00:08.470 --> 00:10.740
‫وضعیت ما رو ببین؛
‫همه‌ش این‌جا نشستیم، شراب می‌خوریم

00:10.940 --> 00:12.170
‫و درمورد کشت و کشتار حرف می‌زنیم.

00:12.270 --> 00:14.070
‫مدیریت می‌خواد یه تغییری ایجاد کنیم.

00:14.180 --> 00:15.810
‫می‌خوان مدیر بخشِ تنیس رو عوض کنن.

00:15.910 --> 00:17.240
‫من 17 ساله این‌جا کار می‌کنم!

00:17.340 --> 00:19.580
‫همه که مثل تو دیوونه‌ی آدم‌کشی و قتل نیستن!

00:19.680 --> 00:21.720
‫اتفاقاً این چیزها میلیونی فروش داره.

00:21.820 --> 00:23.420
‫سلام. من مت‌ام.
‫لوله‌کش!

00:23.520 --> 00:24.550
‫- حقوق می‌خونم.
‫- واقعاً؟

00:24.650 --> 00:26.150
‫بهم نمی‌خوره وکیل باشم؟

00:26.250 --> 00:27.050
‫عجب چیزیه!

00:27.150 --> 00:28.720
‫وقتی درگیر کارهای طلاق‌ام بودم،

00:28.820 --> 00:30.120
‫همیشه می‌اومدم این‌جا تکیلا می‌خوردم.

00:30.220 --> 00:32.060
‫راستش رو بخوای اصلاً نباید با تو می‌اومدم بیرون.

00:32.160 --> 00:33.460
‫با مت دیشب رفته بودیم یه‌بار،

00:33.560 --> 00:36.000
‫رفتم نوشیدنی بگیرم و این
‫دختره هم اون‌جا بود،

00:36.100 --> 00:37.770
‫الانم که افتاده مُرده!

00:37.870 --> 00:39.270
‫مت همون سلاخِ غربـه!

00:39.370 --> 00:42.000
‫نظرت چیه باهاش پادکست درست کنیم؟
‫مجبورش می‌کنیم!

00:42.100 --> 00:43.470
‫یه پیشنهاد برات دارم.

00:43.570 --> 00:47.210
‫آب خنک خوردن توی زندان،
‫یا پادکست درست کردن! تصمیمت چیه؟

00:47.310 --> 00:47.910
‫بریم تو کارش.

00:48.010 --> 00:49.340
بیا از اولِ اول شروع کنیم.

00:49.440 --> 00:51.980
‫از پادکست‌تون خبر دارم!
‫من می‌خوام از نزدیک شاهد تبدیل شدنِ...

00:52.080 --> 00:55.750
‫«سلاخ غرب» به معروف‌ترین آدم این
‫کره‌ی خاکی باشم.

00:55.850 --> 00:58.290
‫این ماجرا آخر و عاقبت خوبی براتون نداره...

00:59.490 --> 01:02.420
‫می‌خواست لوتون بده.
‫زنگ زده بود پلیس.

01:02.520 --> 01:05.060
‫- چه‌جوریه که هیچ‌وقت دربارۀ بچه حرف نمی‌زنیم؟
‫- من‌که، خیلی هیجان‌زده‌ام.

01:07.760 --> 01:10.430
‫نظرت چیه اگه پسر شد اسمش رو بذاریم جک؟

01:12.030 --> 01:13.300
‫این خون کیـه؟

01:13.300 --> 01:19.564
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:23.280 --> 01:25.710
‫هر کاری بگی انجام دادم،

01:25.810 --> 01:28.080
‫قرص، شربت، جادو جنبل،
‫ هرچی که فکرشو بکنی!

01:28.180 --> 01:32.250
‫هر ساعت دارم شیر می‌دوشم و بهش می‌دم.
‫مثل ساعت بیگ‌بن از این‌ور به اون‌ور.

01:32.350 --> 01:33.690
‫اما یه‌ذره هم وزن‌ش زیاد نمی‌شه.

01:33.790 --> 01:37.460
‫- بیشتر «بیگ بوب» شدی. (سینه‌گنده)
‫- چی؟

01:37.560 --> 01:39.560
‫تو گفتی «بیگ‌بن»، منم گفتم
‫«بیگ‌بوب» رو بگم.

01:39.660 --> 01:42.130
‫- اصلاً بامزه نبود.
‫- ببخشید؛ قبل از این‌که بچه به‌دنیا بیاد

01:42.230 --> 01:44.330
‫خیلی بیشتر توی این موارد هماهنگ بودیم.

01:44.430 --> 01:45.770
‫والا من‌که اینطوری فکر نمی‌کنم.

01:45.870 --> 01:48.600
‫خب حالا بگذریم، اگه کاری از دست‌تون برمیاد

01:48.700 --> 01:50.610
‫یعنی خب، می‌دونید،
‫تا به‌مون کمک کنید...

01:50.710 --> 01:52.770
‫- واقعاً ممنون می‌شیم. خواهشاً.
‫- خواهشاً.

01:52.870 --> 01:55.440
‫خب، از روزی که بچه به‌دنیا اومد برام بگید.

01:55.540 --> 01:58.450
‫بیش‌از حد معمول...استرس‌زا بود؟

02:03.423 --> 02:05.243
« سه ماه پیش »

02:07.120 --> 02:08.520
‫این خون کیـه؟

02:15.100 --> 02:16.030
‫من.

02:17.000 --> 02:18.200
‫آره، همه‌ش خونِ منه.

02:18.300 --> 02:19.600
‫- خون اونه.
‫- به‌خاطرِ...

02:20.970 --> 02:21.600
‫بچه.

02:22.440 --> 02:25.310
‫- بچه‌داره...به‌دنیا میاد.
‫- یا خدا. الان چیکار کنیم؟

02:25.410 --> 02:26.640
‫حالت خوبه؟

02:26.740 --> 02:29.040
‫نه. باید باید بریم.
‫چرا داریم تمیزکاری می‌کنیم؟

02:29.140 --> 02:31.610
‫- باید سریع بریم بیمارستان.
‫- زودباش. باید بریم.

02:31.710 --> 02:33.350
‫- آروم آروم نفس بکش.
‫- باید همین الان بریم.

02:33.450 --> 02:34.980
‫اینقدر خون عادیه؟

02:35.080 --> 02:38.050
‫- آره؛ چیزی نیست.
‫- کاملاً عادیه. همه برید بیرون.

02:38.150 --> 02:39.490
‫عالی جمع‌ش کردیم. عالی بود.

02:39.590 --> 02:41.560
‫آره؛ اما فکرکنم بچه واقعاً داره به‌دنیا میاد.

02:41.660 --> 02:43.760
‫- داره به‌دنیا میاد؟ بچه داره به‌دنیا میاد؟
‫- واقعاً می‌گم.

02:43.860 --> 02:46.030
‫نفس‌ بکش، باشه؟

02:47.660 --> 02:49.760
‫خدای من.

02:50.230 --> 02:51.500
‫- از این سمت!
‫- خدایا!

02:52.400 --> 02:53.330
‫چی شده؟

02:53.430 --> 02:54.940
‫داره کار رو جمع می‌کنه.

02:55.300 --> 02:56.840
‫دارن اوکی‌ش می‌کنن.

03:00.240 --> 03:03.410
‫هی! صبر کنید. دست‌تون رو بکشید.
‫من روح‌ام خبر نداره.

03:03.510 --> 03:05.350
‫ناسلامتی الان باید دنبالِ زن‌ام بگردید.

03:05.450 --> 03:06.850
‫اون خون کیـه؟

03:06.950 --> 03:08.750
‫- زودباشید.
‫- خدایا. ولم کنید.

03:08.850 --> 03:11.220
‫- سَرت رو به‌پا.
‫- خواهش می‌کنم. صبر کنید.

03:11.320 --> 03:12.550
‫یکی به وکیل‌ام زنگ بزنه.

03:13.090 --> 03:17.260
‫- نه. خیلی عادی بود.
‫- اصلاً استرس نداشتیم.

03:17.360 --> 03:18.530
‫آره؛ در آرامش کامل پیش رفت.

03:18.630 --> 03:21.100
‫می‌شه گفت روز واقعاً زیبایی بود.

03:21.876 --> 03:23.536
« براساس داستانِ واقعی »
« فصل دوم، قسمت اول »

03:23.560 --> 03:25.730
‫- ممنونم.
‫- خیلی ممنون.

03:26.370 --> 03:28.940
‫300/400 دلار دیگه هم ریختیم سطل آشغال.

03:29.040 --> 03:32.270
‫300/400 دلار؟
‫هزینه این مشاوره‌ها اینقدره؟

03:32.370 --> 03:33.780
‫پشمام؛ شاید باید شغل‌ام رو عوض کنم.

03:33.880 --> 03:36.480
‫خب، وقت پای سلامتی بچه‌ت وسطه
‫که پول مهم نیست.

03:36.580 --> 03:37.850
‫- مهمه؟
‫- نه، معلومه که نه.

03:37.950 --> 03:40.650
‫ولی دکتر گفت جک هیچ مشکلی نداره.

03:40.750 --> 03:42.880
‫من به هیچ عنوان بی‌خیالِ شیر دادن
‫به بچه نمی‌شم. فهمیدی؟

03:42.980 --> 03:45.550
‫کسی که نگفت اینکارو بکنی،
‫اما پیشنهاد می‌کنم یه‌کم بهش فکر کنی

03:45.650 --> 03:47.290
‫و بذاری با اون شیر خشکی که گفتم

03:47.390 --> 03:50.090
‫- دهنتو ببند. خفه‌شو
‫- بهت کمک کنم.

03:50.190 --> 03:53.330
‫خدایا. بازم گفتی. بهت گفتم اسمش رو نیار
‫و همون لحظه اسمش رو آوردی!

03:53.430 --> 03:54.960
‫یه شیرخشک سوئدی هست که دقیقاً

03:55.060 --> 03:57.530
‫- نقش شیر مادر رو برای بچه ایفا می‌کنه.
‫- جوابم منفیه.

03:57.630 --> 03:58.830
‫نه. نه. جوابم منفیه.

03:58.930 --> 04:00.440
‫واقعاً به‌خاطر صلاحِ جک قبول نمی‌کنی

04:00.540 --> 04:02.470
‫یا مثلاً نمی‌خوای از خودت نا اُمید بشی؟

04:03.270 --> 04:05.610
‫راستش رو بخوای همین الان می‌تونم
‫به‌جای صبحونه برینم دهنت و بگم نوش جان.

04:05.710 --> 04:09.310
‫- واقعاً؟ واقعاً می‌خوای برینی توی دهنم؟
‫- در این حد خسته‌ام. خستمـه!

04:09.410 --> 04:12.250
‫کاملاً طبیعیه. دائم داری
‫از خودت شیر می‌دوشی.

04:12.350 --> 04:15.520
‫داره می‌میری. آخرین باری که بی‌کار
‫بودی و به‌خودت رسیدی کِی بود؟

04:15.620 --> 04:17.720
‫یا نمی‌دونم، آخرین باری که
‫رفتی حموم کی بوده؟

04:20.490 --> 04:22.690
‫خب...صبرکن.

04:25.360 --> 04:26.960
‫بیا. اینم از حموم.

04:27.060 --> 04:29.330
‫- حالم به‌هم خورد. باشه.
‫- به‌هرحال. ممنونم.

04:29.853 --> 04:36.757
‫ترجمه از « مـحـمـدعـلـی و آیـدا »
‫::.. mml.moh & Ayda.NDR ..::

04:41.540 --> 04:42.780
‫آروم و نرم.

04:42.880 --> 04:45.150
‫سرت رو پایین نگه دار.
‫حواست به توپ باشه.

04:47.520 --> 04:48.780
‫آفرین.

04:49.280 --> 04:50.080
‫عالیه.

04:51.550 --> 04:53.150
‫«بک‌هند» رو با دست قوی‌ترـت بزن.

04:53.250 --> 04:53.990
‫احسنت.

04:54.090 --> 04:55.020
‫عالی.

04:55.560 --> 04:59.030
‫ضربه خوبی بود! آفرین.

04:59.130 --> 04:59.890
‫دقیقاً خورد روی خط.

04:59.990 --> 05:02.430
‫- می‌بینی چه استرسی به آدم می‌ده؟
‫- آره.

05:03.260 --> 05:04.900
‫- چه حسی داشت؟
‫- عالی.

05:05.000 --> 05:06.270
‫- عالی؟
‫- آره.

05:06.370 --> 05:07.370
‫شوخی‌ات گرفته؟

05:07.470 --> 05:08.770
‫خیلی خفن بود. بهتر از این نمی‌شم.

05:08.870 --> 05:10.910
‫می‌دونی چرا؟ چون داری حسابی
‫تلاش می‌کنی

05:11.010 --> 05:12.840
‫اما هم‌زمان، به‌خودت فشار نمیاری.
‫و دیگه چی؟

05:12.940 --> 05:15.680
‫- آرومِ آروم‌ام.
‫-آرومِ آرومی.

05:15.780 --> 05:17.310
‫برگِ برنده‌ت دقیقاً همینـه.

05:17.410 --> 05:20.210
‫- تمرین‌تون تموم شد؟
‫- بله. داریم جمع و جور می‌کنیم.

05:20.320 --> 05:23.350
‫درستِ وقتی که کوکتل‌ها رسید؛ چندتا
‫از دوست‌هامون هم دارن میان.

05:23.450 --> 05:25.090
‫عالیه.

05:25.190 --> 05:27.490
‫آره؛ یکی از دوست‌های بابات که

05:27.590 --> 05:29.320
‫از اعضای هیئت امنای دانشگاهِ استنفورده.

05:30.060 --> 05:33.260
‫امکانش هست از این به بعد ماشین‌تون رو
‫به‌جای جلوی خونه،

05:33.360 --> 05:34.560
‫یکم اون‌طرف‌تر پارک کنید؟

05:34.660 --> 05:37.730
‫یعنی خب...برای راحتی خودتون می‌گم یه‌جورایی.

05:38.600 --> 05:39.900
‫حتماً.

05:40.300 --> 05:41.240
‫ممنونم.

05:41.600 --> 05:42.670
‫می‌بینمت رفیق.

05:49.940 --> 05:51.980
‫چه‌خبر مادرخراب‌ها؟

05:52.080 --> 05:55.020
‫سلام خوشگل‌ها، «بوبی بـو» برگشته با کلی

05:55.120 --> 05:57.490
‫آموزش‌های جذاب و داغِ
‫درمورد شیر دوشی و بچه‌داری.

05:57.590 --> 05:58.850
‫درد داره؟

05:58.950 --> 06:02.460
‫نه؛ راستش رو بخوای واقعاً خسته‌کننده‌ست.

06:02.560 --> 06:03.590
‫اما خب می‌دونی،
‫بوبی بو گفت...

06:03.690 --> 06:06.690
‫اصلاً مدرک‌پدرک داره؟
‫من‌که تا حالا اسم «بوبی بو» رو نشنیدم.

06:06.790 --> 06:07.900
‫انگار داره عذاب‌ات می‌ده!

06:08.000 --> 06:10.500
‫بیشتر از یک میلیون دنبال‌کننده داره. پس آره.

06:10.600 --> 06:13.640
‫عالیه؛ اگه بخوای اینطوری حساب کنی
‫که ما هم یه‌مدت 1 میلیون دنبال‌کننده داشتیم.

06:13.740 --> 06:15.270
سرم‌مون با دم‌مون بازی می‌کرد.

06:15.370 --> 06:19.540
‫خیلی‌خب ببین، می‌دونم که پیش خودت
‫فکر می‌کنی یه‌خرده زده به سرم...

06:19.640 --> 06:20.880
‫من همچین حرفی نزدم.

06:20.980 --> 06:22.280
‫خب، بذار یه قصه کوتاه برات تعریف کنم.

06:22.380 --> 06:24.510
‫وقتی «توری» بچه بود و
‫همیشه‌ی خدا گریه می‌کرد،

06:24.610 --> 06:29.220
‫مامان‌مون یه‌دستمال آغشته به مشروب برداشت و
‫گذاشت جلوی دهنش و رفت و بقیه‌ش رو سپرد به خدا.

06:29.650 --> 06:31.520
‫هربار این قضیه یادم میاد
‫می‌ریزم به‌هم.

06:31.620 --> 06:34.960
‫اما تو فقط خواهر بزرگ‌ترشی؛
‫مامانش که نیستی. تقصیر تو نبوده.

06:35.060 --> 06:40.130
‫آره، اما وقتی خودت یه‌ مامان عوضی
‫و خودخواه داشتی، همه‌ش نگرانی که...

06:40.830 --> 06:43.230
‫نکنه خودت هم به یکی مثل اون تبدیل بشی.

06:44.300 --> 06:45.330
‫عزیزم...

06:45.430 --> 06:47.300
‫تو یه مادر فوق‌العاده‌ای، باشه؟

06:47.400 --> 06:48.640
‫حتی بیشتر از فوق‌العاده.

06:48.740 --> 06:50.170
‫فقط احساس می‌کنم ما الان توی
‫شرایطی هستیم که

06:50.270 --> 06:52.740
‫اون شیرخشک سوئدی واقعاً
‫می‌تونه کمک‌مون کنه.

06:52.840 --> 06:54.240
‫بیا یه‌بار امتحانش کنیم...

06:56.240 --> 06:57.210
‫واقعاً؟

06:58.580 --> 07:00.620
‫آره واقعاً.

07:00.720 --> 07:02.520
‫- می‌دونی دارم به چی فکر می‌کنم؟
‫- چی؟

07:02.620 --> 07:06.090
‫به این‌که این دوتا رو محکم بکنم توی کونت.

07:08.260 --> 07:09.760
‫خیلی‌خب...

07:09.860 --> 07:11.560
‫واقعاً داری خودت رو عذاب می‌دی.

07:11.660 --> 07:12.630
‫من خوبم.

07:12.730 --> 07:14.160
‫داری منم عذاب می‌دی.

07:14.260 --> 07:15.430
‫حتی جک هم...

07:15.530 --> 07:16.900
‫همه‌مون به‌گا رفتیم.

07:17.000 --> 07:19.030
‫ای وای؛ واقعاً متاسفم.
‫تو داری عذاب می‌کشی؟

07:19.130 --> 07:21.400
‫می‌خوای یدونه آسپرین بخوری؟ واقعاً متاسفم...

07:21.500 --> 07:23.100
‫منظورم این نیست که...

07:23.200 --> 07:25.710
‫نمی‌دونستم اینقدر داری اذیت می‌شی.

07:25.810 --> 07:28.380
‫واقعاً ببخشید.
‫نکنه دارم مزاحمـت می‌شم؟

07:28.480 --> 07:29.610
‫شوخی‌ات گرفته؟

07:32.050 --> 07:34.150
‫به‌نظرت دارم شوخی می‌کنم؟

07:34.250 --> 07:36.680
‫یا دارم با پول تو اون‌جوری‌ای که همیشه
‫خودت آرزوش رو داشتی

07:36.780 --> 07:37.620
‫زندگی می‌کنم؟

07:39.850 --> 07:41.190
‫عزیزم؟

07:41.720 --> 07:43.120
‫الـو؟

07:43.620 --> 07:45.790
‫ببخشید.
‫اون پیام داده...

07:46.260 --> 07:47.060
‫مـت.

07:47.430 --> 07:48.860
‫یه پیام دیگه از مکزیک.

07:48.960 --> 07:50.430
‫خب ما خودمون خواستیم

07:50.530 --> 07:53.030
‫ما رو از خودش بی‌خبر نذاره.
‫جزوی از برنامه‌مون بود.

07:53.130 --> 07:56.200
‫ما اون رو برای درمان مشکلاتِ
‫روانی خطرناک‌ش فرستادیم مکزیک.

07:56.300 --> 07:57.670
‫به‌نظرت داره همین کار رو می‌کنه؟

07:57.770 --> 07:59.470
‫- بده‌ش ببینم.
‫- بیا. خودت ببین.

08:00.480 --> 08:04.550
‫خدای من. باشه بابا فهمیدیم.
‫عینک آفتابی‌ات خوشگله. احمقِ عقده‌ای.

08:04.650 --> 08:05.710
‫- واقعاً عقده‌ایه.
‫- الان جِدیه؟

08:05.810 --> 08:07.380
‫واقعاً بعضی وقت‌ها...

08:08.480 --> 08:10.220
‫وایسا ببینم. خدای من!

08:10.320 --> 08:13.620
‫می‌دونم. آخه کی می‌تونه حتی توی یه
‫وان چوبی هم ترسناک و روانی به‌نظر برسه؟

08:13.720 --> 08:14.660
چوب عادیه یا چوب ساج؟

08:14.760 --> 08:16.120
‫خدای من این یارو...

08:16.220 --> 08:18.860
‫نه، نه، نه. اون رو نمی‌گم.
‫عینک‌ش رو نگاه کن!

08:18.960 --> 08:21.330
‫- انعکاس توی عینک‌ش رو ببین.
‫- چی؟

08:21.430 --> 08:22.600
‫اون توریـه!

08:22.700 --> 08:24.630
‫نرفته حقوق بخونه.

08:24.730 --> 08:26.500
‫رفته مکزیک.

08:26.600 --> 08:28.240
‫اونم با یه قاتل!

08:28.340 --> 08:30.070
‫و لباسِ شنای من!

08:35.780 --> 08:36.840
‫گفتم یه‌جای کار می‌لنگه...

08:36.940 --> 08:38.280
‫می‌دونستم هیچوقت از شرش خلاص نمی‌شیم.

08:38.380 --> 08:40.450
‫فکر می‌کردیم همه‌چی به‌خیر
‫و خوشی تموم شده رفته پی کارش.

08:40.550 --> 08:42.280
‫- صدات رو بیار پایین...
‫- بیا خونه‌ی ساحلی رو بفروشیم.

08:42.380 --> 08:44.450
‫پولش رو بدیم مت و بفرستیمش مکزیک.

08:44.550 --> 08:47.360
‫همه‌مون خیلی عادی زندگی‌مون رو بکنیم
‫انگار که هیچی نشده.

08:47.460 --> 08:47.990
‫ولی کور خوندیم.

08:48.090 --> 08:49.660
‫همه‌چی درست می‌شه.

08:49.760 --> 08:51.030
‫شاید هم فقط دارم چرت و پرت می‌گم

08:51.130 --> 08:53.060
‫و شاید هم هیچی قرار نیست درست بشه. فهمیدی؟

08:53.160 --> 08:56.630
‫چون نمی‌تونم بچه‌مون رو سیر کنم،
‫نمی‌تونم جون توری رو نجات بدم و ممکنه بریم زندان.

08:56.730 --> 08:59.070
‫گوش کن.
‫تا مکزیک با هواپیما چقدر راهه؟ دو ساعت؟

08:59.170 --> 09:00.940
‫الان حرکت کنم شام پیش توری‌ام.

09:01.040 --> 09:02.900
‫ما هم باید بیایم مکزیک.
‫من و جک هم باید بیایم.

09:03.000 --> 09:04.610
‫- نه.
‫- می‌شه به بچه‌ها غذای مکزیکی داد؟

09:04.710 --> 09:05.840
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه.

09:05.940 --> 09:06.870
‫همین الان می‌تونم برم وسایل رو جمع کنم.

09:06.980 --> 09:08.340
‫به‌نظرت بچه‌ها هم پاسپورت می‌خوان؟

09:08.440 --> 09:10.450
‫- یه اداره گذرنامه تو «سی‌وی‌اس» هست.
‫- عزیزم؟

09:10.550 --> 09:11.850
‫عزیزم؛ خواهش می‌کنم یه‌لحظه گوش کن.

09:11.950 --> 09:13.610
‫سایمون توی زندانه
‫و قراره فعلاً اون‌جا بمونه.

09:13.720 --> 09:16.480
‫و توری...اونم مثل همیشه دنبال شیطونی کردنه.
‫عادتشه.

09:16.580 --> 09:18.620
‫خودم می‌رم اون‌جا و باهاش حرف می‌زنم
‫تا سر عقل بیاد.

09:18.720 --> 09:21.190
‫- اما تو باید یه‌کاری برام انجام بدی.
‫- فکر نمی‌کنم چیز خوبی باشه...

09:21.290 --> 09:22.960
‫یکم بری بیرون و دوست‌هات رو ببینی.

09:23.060 --> 09:24.930
‫- وقت ندارم.
‫- داری.

09:25.030 --> 09:26.860
‫بحثِ سلامتی و این‌ها نیست؛ به‌خاطر اینه که...

09:26.960 --> 09:28.660
‫کسی شک نکنه.

09:28.760 --> 09:30.830
‫اگه جوری به‌نظر برسه که
‫انگار داریم خودمون رو قایم می‌کنیم

09:30.930 --> 09:31.870
‫به‌مون مشکوک می‌شن.

09:31.970 --> 09:33.970
‫آره؛ راستش باهات موافقم.

09:34.600 --> 09:37.440
‫باشه. اوکیه. فکر کنم بتونم به
‫دوست‌هام زنگ بزنم برنامه کنیم.

09:37.540 --> 09:38.510
‫آفرین بهت.

09:41.510 --> 09:42.480
‫چیـه؟

09:42.780 --> 09:44.180
‫نظرت چیه دندون‌هات مسواک بزنی؟

09:45.110 --> 09:46.510
‫خوش نگذرونی‌ها!

09:47.350 --> 09:48.480
‫مـام زیربغلم هم بزن؛ باشه؟

09:57.260 --> 10:00.760
‫آره، به طراح داخلی‌مون گفتیم
‫یه گوشه رو به روبی اختصاص بده.

10:01.700 --> 10:05.430
‫‏یعنی خب، وظیفه خودمون دونستیم که به یاد
‫دوست از دست رفته‌ ایتالیایی‌مون، این کار رو انجام بدیم.

10:06.700 --> 10:09.140
‫آره؛ واقعاً دلم براش تنگ می‌شه.

10:10.840 --> 10:12.510
‫اون کاندومـه روی میز؟

10:12.610 --> 10:15.180
‫آره؛ خواستیم تمام چیزهایی که
‫دوست داشت رو به نمایش بذاریم.

10:15.280 --> 10:18.110
‫آهان آره، عجب ادای احترام زیبا و تاثیرگذاری.
‫واقعاً می‌گم.

10:18.210 --> 10:20.420
‫‏اما، راستش، آدم به این فکر می‌افته که

10:20.520 --> 10:23.920
‫بعد از همچین اتفاق تلخی، هنوزم باید دور هم جمع بشیم

10:24.020 --> 10:27.260
‫و راجع به قتل و این چیزها صحبت کنیم؟

10:30.590 --> 10:31.630
‫آره.

10:32.360 --> 10:34.960
‫به‌نظرتون سایمون با جسدش چیکار کرده؟

10:35.060 --> 10:36.300
‫چون پلیس‌ها هیچی نگفتن.

10:36.400 --> 10:38.100
‫احتمالاً هنوز اطلاعات کافی ندارن.

10:38.200 --> 10:40.100
‫شاید هیچوقت هم چیزی دستگیرشون نشه.

10:40.200 --> 10:42.740
‫اما خب، پائول بهم گفت که سایمون باهاش تماس گرفته.

10:42.840 --> 10:45.840
‫- چی؟
‫- آره. منم باورم نشد. با قید وثیقه آزادش کردن.

10:47.940 --> 10:48.840
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

10:49.380 --> 10:51.850
‫نوشیدنی خمیرـه تُرشـه.

10:51.950 --> 10:53.980
‫به شیردهی‌ام...کمک می‌کنه.

10:54.080 --> 10:55.950
‫داشتی می‌گفتی...
‫فکر می‌کردم وثیقه‌ش رو رد کردن.

10:56.050 --> 10:57.490
‫وثیقه‌ش رو رد کرده بودن،

10:57.590 --> 11:00.150
‫اما بعدش کلی پول داد به وکلای جانی دپ

11:00.250 --> 11:02.090
‫- و اون‌ها هم کارش رو راه انداختن.
‫- پشمام.

11:02.190 --> 11:04.030
‫- تو که از هیچی خبر نداری ایوا.
‫- خدای من.

11:04.130 --> 11:07.830
‫حتی بعضی‌ها دارن می‌گن که
‫سایمون سلاخِ غربـه.

11:07.930 --> 11:10.930
‫- آره بابا...
‫- خب از وقتی که دستگیرش کردن هیچ قتل دیگه‌ای رخ نداده.

11:11.030 --> 11:14.240
‫یعنی خب کلی خشونت‌خانگی و سرقت خیابونی
‫و هزارتا چیز دیگه اتفاق افتاده،

11:14.340 --> 11:16.600
‫ولی هیچ خبری از آدم‌کشی و
‫اتفاقات هیجان‌انگیز نبوده.

11:16.700 --> 11:20.140
‫این چیزها هنوزم برای شما جذابه؟
‫یعنی خب، نمی‌دونم...

11:20.240 --> 11:21.610
‫شاید برای من یکی دیگه هیجان‌انگیز نیست.

11:21.710 --> 11:24.810
‫واقعاً؟ خدایا. خودت کسی بودی که
‫باعث شدی به این‌چیزها علاقه‌مند بشم.

11:24.810 --> 11:26.510
‫آره بابا. واسه خودت یه‌پا قاتل حرفه‌ای بودی.

11:26.510 --> 11:30.020
‫خب می‌دونین، الان دیگه بچه‌دار شدم
‫و درگیر این...

11:30.120 --> 11:32.050
‫بخش جدید از زندگی‌ام شدم.

11:32.150 --> 11:34.160
‫شماها پیج «سریال‌کایلا» روی تیت‌تاک رو دنبال می‌کنین؟

11:34.260 --> 11:35.920
‫عاشقشم!

11:36.020 --> 11:38.260
‫«مُردرگرل‌باس» هم پیج خیلی خوبیه.

11:38.360 --> 11:41.460
‫الان دیگه قاتل‌ها تیک‌تاک دارن؟ چی؟
‫چی شده؟

11:41.560 --> 11:43.930
‫آره بابا. خیلی خوبه.
‫نیازی نیست یه هفته

11:44.030 --> 11:45.600
‫صبرکنی تا پادکست جدید منتشر بشه.

11:45.700 --> 11:46.600
‫- خیلی بهتره.
‫- آره.

11:46.700 --> 11:48.240
‫یه‌سوالِ همینطوری...

11:48.340 --> 11:51.040
‫شما تا حالا...مشکل شیردهی نداشتین؟

11:51.140 --> 11:53.340
‫چون هرکاری می‌کنم
‫سینه‌هام پُر نمی‌شه.

11:53.440 --> 11:56.410
‫خواهشاً بی‌خیال. من دیگه از بحث
‫بچه‌مچه کشیدم بیرون. ببخشید.

11:56.510 --> 11:59.450
‫می‌دونید، توی فکر اون قاتله بودم که چندسال پیش

11:59.550 --> 12:02.020
‫دوست‌دخترش رو توی اسید حل کرد و
‫باهاش کوکتل‌ درست کرد؟

12:02.120 --> 12:04.950
‫توی ذهنم سایمون رو می‌بینم
‫که داره روبی رو توی اسید حل می‌کنه.

12:05.050 --> 12:06.920
‫آره...

12:10.990 --> 12:12.260
‫خیلی‌خب...

12:13.130 --> 12:15.230
‫- ممنون خوان.
‫- خواهش می‌کنم نیتن.

12:15.330 --> 12:17.030
‫- می‌بینمت.
‫- مراقبت کن.

12:17.470 --> 12:19.870
‫سلام. به مرکز سلامتی اومانی داد خوش اومدید.

12:19.970 --> 12:21.240
‫اولین باره تشریف میارید؟

12:21.340 --> 12:23.710
‫نه؛ بله.
‫با یکی از دوست‌هام کار دارم.

12:23.810 --> 12:24.910
‫ما همه این‌جا با هم دوستیم.

12:25.010 --> 12:26.040
‫ماکتل میل دارید؟

12:26.140 --> 12:27.480
‫با گل‌های بِه خودمون درست شده.

12:27.580 --> 12:29.980
‫میل ندارم ممنون.
‫اومدم یکی رو ببینم.

12:30.080 --> 12:31.850
‫- الان چرا کیف‌ام رو گرفتن؟
‫- نگران نباشید.

12:31.950 --> 12:34.380
‫ماکتل خوش‌آمدگویی میل ندارید؟
‫با گرده‌ی گُل درست شده.

12:34.480 --> 12:36.350
‫- به‌خدا ماکتل نمی‌خوام.
‫- خیلی‌خب.

12:36.450 --> 12:39.390
‫نارگیل خام چطور؟ همین امروز صبح چیده شده.

12:39.490 --> 12:42.720
‫نارگیل خام؟ خب راستش خیلی تشنمه...

12:45.290 --> 12:46.530
‫تازه بچه‌دار شدیم،

12:46.630 --> 12:49.460
‫و واقعاً فکر می‌کنم بهتره بهش شیرخشک بدیم،

12:49.560 --> 12:52.800
‫اما همسرم قبول نمی‌کنه و باید راضی‌ش کنم؛ می‌دونید؟

12:52.900 --> 12:56.040
‫و راستش رو بخواین مدت‌هاست یه خواب راحت نداشتم.

12:56.140 --> 12:59.270
‫خب، این آویزون‌های تخت‌خوابی طوری
‫ساخته شدن که وقتی روش می‌خوابی

12:59.370 --> 13:01.780
‫انگار توی رحم مادرتی.

13:01.880 --> 13:03.240
‫- واقعاً
‫- امتحان‌ کن.

13:09.950 --> 13:11.350
‫خیلی...

13:12.150 --> 13:13.660
‫خوبه.

13:13.760 --> 13:14.790
‫می‌دونیم.

13:15.190 --> 13:17.260
‫بلاخره یه‌دلیلی داره که این همه
‫آدم این‌جا جمع شدن...

13:17.730 --> 13:21.230
‫آدم‌هایی که نیاز دارن درمان بشن.

13:35.110 --> 13:36.280
‫یا خدا.

13:36.380 --> 13:38.410
‫داداش، تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

13:38.950 --> 13:39.680
‫توری کجاست؟

13:40.080 --> 13:42.580
‫آروم باش. حالش خوبه.

13:42.950 --> 13:44.290
‫به من نگو آروم باش.

13:44.390 --> 13:45.420
‫واقعاً خسته به‌نظر میای رفیق.

13:45.520 --> 13:47.090
‫مطمئنی نمی‌خوای یکم استراحت کنی؟

13:47.190 --> 13:50.360
‫ما یه قراری داشتیم.
‫اونم با کلی خرج از جیب ما.

13:50.460 --> 13:53.230
‫- درسته.
‫- فرستادیمت بری. کیرم توش.

13:53.330 --> 13:55.030
‫- کمکم کن بلند شم.
‫- باشه داداش.

13:55.130 --> 13:56.300
‫خب...

13:56.660 --> 13:58.930
‫فرستادیمت بری خودت رو درمان کنی،
‫نکنه بیای هتل پنج ستاره!

13:59.030 --> 14:01.740
‫می‌دونم که واقعاً جای شیکی به‌نظر می‌رسه.

14:01.840 --> 14:03.470
‫ولی حرفم رو باور کن...

14:03.870 --> 14:05.670
‫کاری که این‌جا انجام می‌دم...

14:06.640 --> 14:07.410
‫واقعیه.

14:07.510 --> 14:09.980
‫آدم‌هایی که وارد زندگی‌ام شدن،

14:10.080 --> 14:11.610
‫وارد حلقه‌ی امن‌ام شدن...

14:13.110 --> 14:14.450
‫مثل گذشته نیستم.

14:14.820 --> 14:16.350
‫تغییر کردم.

14:16.780 --> 14:18.650
‫و خوشبختانه، توری هم همین‌طور.

14:18.750 --> 14:21.560
‫آره؛ در اصل نگران اونم.
‫کجاست؟

14:22.760 --> 14:25.190
‫آره برو بیرون، با دوست‌هات خوش‌گذرونی کن.

14:25.290 --> 14:27.500
‫عجب ایده خوبی بود.

14:27.600 --> 14:29.400
‫گوگل، پادکست‌ام رو پخش کن.

14:29.500 --> 14:32.000
‫و وقتی که دید گلـوش از وسط جر خورده و همراه خون...

14:32.100 --> 14:33.470
‫چیزهای دیگه‌ای هم داره بیرون میاد...

14:33.570 --> 14:36.500
‫نه؛ نه. پادکست مامان‌ها رو می‌گم.
‫نه پادکست کشت و کشتار.

14:36.600 --> 14:38.740
‫ببخشید. بد متوجه شدم.

14:49.080 --> 14:51.950
‫جک خوبی؟
‫یکم صدام بلند بود. حالت خوبه؟

14:52.050 --> 14:53.220
‫خدای من، خیلی خب...

14:53.220 --> 14:55.545
‫خب، من که خوب نیستم.
‫حالا نه اینکه هم پرسیدی‌ها، گاو گنده.

14:55.570 --> 14:57.160
‫- چی گفتی؟
‫- ناراحت شدی؟

14:57.260 --> 14:58.660
‫منو توی زمین تنیس خاک کردی.

14:58.760 --> 15:01.330
‫از حق نگذریم، اونجا شده زمین پیکل‌بال،

15:01.429 --> 15:04.227
‫سر همین هم تونستیم... اصلا بی‌خیال.

15:04.336 --> 15:06.330
‫این روزها انقدر شیر می‌دوشی شدی عین گاو.

15:06.430 --> 15:08.140
‫شیفته‌ی این کار شدی.
‫اصلا هم قشنگ نیست.

15:08.240 --> 15:09.800
‫می‌دونم قشنگ نیست.
‫من دنبال قشنگی و خوشگلی نیستم.

15:09.900 --> 15:12.510
‫این کار رو می‌کنی چون واسه
‫اون مرد بیچاره که پاپوش دوختی

15:12.610 --> 15:15.280
‫- عذاب وجدان نداشته باشی.
‫- چـ... نه.

15:15.380 --> 15:18.410
‫سایمون همچین هم بی‌گناه نبود، خب؟
‫زد یه سگ بیچاره رو کشت.

15:18.510 --> 15:21.050
‫اما منو که نکشت.
‫خودت خوب می‌دونی و نمی‌تونی به کسی بگی،

15:21.150 --> 15:22.820
‫و سر همین قضیه
‫از قتل و کشتار دوری می‌کنی.

15:22.920 --> 15:24.120
‫الان پات توی یه قتل واقعی باز شده،

15:24.220 --> 15:25.920
‫و دیگه چندان باحال نیست، درست میگم؟

15:26.020 --> 15:28.416
‫کاری که باید واسه حفاظت
‫از خانواده‌ام انجام می‌دادم رو انجام دادم.

15:28.441 --> 15:29.220
‫حالا نتیجه‌‌اش چی شده؟

15:29.320 --> 15:31.730
‫الان که خواهرت با یه قاتل زنجیره‌ای می‌خوابه؟

15:32.930 --> 15:34.630
‫گوگل، پادکست مامان‌های منو پخش کن.

15:34.730 --> 15:36.460
‫پادکست مامان‌ها! الان! حالا! الان!

15:36.560 --> 15:38.970
‫ببخشید. متوجه نشدم.

15:39.070 --> 15:41.325
‫بوبی بِو! بوبی بِو!

15:41.500 --> 15:44.170
‫در حال حاضر ایوا داره
‫شرایط سختی رو پشت‌سر می‌ذاره.

15:44.270 --> 15:46.310
‫اونوقت خودِ تو سختت نیست؟

15:46.410 --> 15:48.410
‫- معلومه که منم سختمه.
‫- آره.

15:48.847 --> 15:51.342
‫از وقتی بچه‌دار شدیم درمونده‌ست،

15:51.367 --> 15:52.480
‫و حالا هم دل نگرانِ توریـه.

15:52.580 --> 15:53.450
‫توری بچه نیست.

15:53.550 --> 15:56.081
‫اون عاقل و بالغه
‫و می‌تونه واسه زندگی خودش تصمیم بگیره.

15:56.106 --> 15:59.136
‫از قدیم وظیفه ایوا بوده
‫که از خواهر کوچولوش مراقبت کنه.

15:59.590 --> 16:00.620
‫یعنی چی؟

16:01.790 --> 16:03.220
‫تو قاتل زنجیره‌ای هستی.

16:04.922 --> 16:08.162
‫نیتن، نیتن، نیتن، نیتن.

16:09.960 --> 16:11.600
‫من مریض بودم.

16:12.570 --> 16:13.540
‫بیمار بودم.

16:13.870 --> 16:15.340
‫ولی دارم خوب میشم.

16:15.970 --> 16:16.840
‫دلیلشو می‌دونی؟

16:17.240 --> 16:19.470
‫- دلیلش چیه؟
‫- به خاطر تو، دلیلش تویی.

16:20.140 --> 16:21.610
‫نه، شوخی نمی‌کنم.

16:21.710 --> 16:23.140
‫انقدر فداکاری کردی

16:23.240 --> 16:25.250
‫باعث شد یه فرصت دیگه گیرم بیاد.

16:25.810 --> 16:29.320
‫از خونه ساحلیت دست کشیدی.
‫آرزوشو داشتی.

16:29.850 --> 16:31.050
‫اگه ازت به قدر کافی تشکر نکردم...

16:31.150 --> 16:32.790
‫- این کار رو نکن. دلمو بدست نیار.
‫- بذار...

16:32.890 --> 16:34.560
‫باشه، دلتو بدست نمیارم.

16:34.660 --> 16:35.860
‫بهت احترام می‌ذارم.

16:36.620 --> 16:39.030
‫ولی می‌دونی، بی‌راه نمیگی.
‫از خیلی چیزها دست کشیدم.

16:39.130 --> 16:41.730
‫و فقط خونه ساحلی نیست.

16:41.830 --> 16:43.030
‫چیزیـه که نشون میده:

16:43.400 --> 16:47.440
‫اینکه مرد باشی، خیرت سرت
‫روزی‌رسون باشی، موفق باشی.

16:47.540 --> 16:50.110
‫آره، خودتو خالی کن.
‫اینجا واسه همینـه.

16:50.210 --> 16:52.570
‫جای اینکه بنده‌خدایی باشی که...

16:53.010 --> 16:55.580
‫توی به‌درد نخوری خودش غرق شده.

17:01.780 --> 17:03.080
‫گندش بزنن.

17:03.180 --> 17:05.790
‫آم، من باید...
‫باید جواب بدم.

17:05.890 --> 17:07.360
‫سلام عزیزم.

17:07.460 --> 17:10.190
‫آم، الـ... الـ....
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم.

17:10.290 --> 17:12.230
‫وسط یه کاری‌ام.
‫چی شده؟

17:12.330 --> 17:14.460
‫آره، همین الان بهم خبر بده.

17:14.560 --> 17:17.470
‫آره، آره. الان تو راهم
‫دارم میرم پیش توری.

17:18.900 --> 17:20.270
‫تو جکوزی‌ای؟

17:21.070 --> 17:22.970
‫وان درمانی شفابخشه.

17:23.070 --> 17:24.710
‫به گوشِت چی زدی؟

17:24.810 --> 17:26.210
‫طب سوزنی شیری.

17:26.310 --> 17:28.180
‫یه کیتـشو اینترنتی سفارش دادم.

17:28.280 --> 17:31.010
‫گوش کن، می‌دونستی که
‫سایمون با قید وثیقه اومده بیرون؟

17:31.610 --> 17:33.450
‫- واقعا؟
‫- مت اونجاست؟

17:33.550 --> 17:35.120
‫گوشیـو بچرخون.
‫می‌خوام ببینمش.

17:35.220 --> 17:37.420
‫نیتن، بذار با مت حرف بزنم.

17:42.920 --> 17:44.290
‫ایوا...

17:44.990 --> 17:46.630
‫الان دارم به این وضعیت رسیدگی می‌کنم،

17:46.730 --> 17:48.630
‫و وقتی برگشتم میرم سر وقت سایمون.

17:48.730 --> 17:51.330
‫- جونم نیتن.
‫- جرئت نداری قطع کنی!

17:52.470 --> 17:54.300
‫هی،هی، هی. آروم باش پهلوون.

17:54.400 --> 17:56.940
‫آروم باش، آروم باش،
‫آروم باش، آروم باش. آره.

17:57.040 --> 18:00.680
‫آره، سریع بخوای بری بیرون ممکنه خطرناک باشه.
‫یهو ممکنه غش کنی.

18:03.380 --> 18:06.150
‫- ولی باید توری رو پیدا کنم.
‫- پیداش می‌کنی.

18:21.960 --> 18:23.230
‫توری؟

18:25.700 --> 18:26.670
‫نیتن.

18:27.570 --> 18:31.045
‫سلام. اینجا...
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

18:31.070 --> 18:34.410
‫اومدم تا... ببرمت خونه.

18:35.240 --> 18:36.610
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

18:37.110 --> 18:37.980
‫آم...

18:38.310 --> 18:40.150
‫خب، چیزه... سه‌شنبه‌ست.

18:40.250 --> 18:43.690
‫دارم ساقه نخود فرنگی‌ها رو هرس می‌کنم.

18:44.150 --> 18:46.120
‫ساقه نخود فرنگی؟

18:47.049 --> 18:49.219
‫توری، تو داشتی می‌رفتی دانشکده حقوق.

18:49.260 --> 18:50.290
‫این از کجا اومد؟

18:50.390 --> 18:53.900
‫منظورت من و متـه،

18:54.000 --> 18:55.260
‫یا من و باغچه؟

18:55.360 --> 18:57.570
‫آره، مت. تابلوئه.

18:57.970 --> 18:58.930
‫قضیه‌شو می‌دونی؟

18:59.030 --> 19:00.540
‫آم...

19:01.188 --> 19:02.988
‫نمی‌دونم.

19:03.870 --> 19:04.540
‫تو می‌دونی؟

19:04.640 --> 19:05.510
‫آره.

19:06.370 --> 19:08.510
‫وایسا ببینم.
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

19:08.610 --> 19:11.880
‫خب، تو فهمیدی
‫که من و مت با هم رابطه داریم، پس...

19:11.980 --> 19:16.920
‫درسته، و این تنها رازیـه که...
‫در مورد مت وجود داره؟

19:17.020 --> 19:19.550
‫نمی‌دونم.

19:21.590 --> 19:22.320
‫چیز دیگه‌ای هست؟

19:23.320 --> 19:25.590
‫خدا لعنتت کنه،
‫می‌دونی اون قاتلـه یا نه؟

19:25.690 --> 19:28.060
‫می‌دونستم شما خبر دارید.
‫چطور تونستید از من قایم کنید؟

19:28.160 --> 19:29.130
‫تو چطور تونستی به از ما قایم کنی؟

19:29.230 --> 19:30.200
‫می‌دونی...

19:30.600 --> 19:35.370
‫مت... گذشته‌ی پیچیده‌ای داره.

19:35.470 --> 19:37.440
‫- جدی؟
‫- آره، اما کی گذشته پیچیده‌ای نداره؟ خب؟

19:37.540 --> 19:41.140
‫و داره رو خودش کار می‌کنه.
‫درباره‌ی تو که اصلا نمی‌تونم چنین حرفیو بزنم.

19:41.240 --> 19:44.680
‫داری با یه قاتل زنجیره‌ای قرار می‌ذاری
‫که دخترهای مو قهوه‌ای بیست ساله رو می‌کشه.

19:44.780 --> 19:47.850
‫یه کلام از مادر عروس
‫که قصد داشت از بیماری اون

19:47.875 --> 19:49.795
‫پادکست درست کنه و به سود برسه.

19:49.820 --> 19:52.920
‫- اینو هم می‌دونی؟
‫- آره، می‌دونم.

19:53.020 --> 19:54.160
‫و به نظرم حال‌بهم‌زنه.

19:54.260 --> 19:56.420
‫اما نمی‌تونی ما رو با اون مقایسه کنی.

19:56.520 --> 19:58.230
‫درست میگی.
‫کاملا درست میگی.

19:58.330 --> 20:02.660
‫چون مت به طور مداوم
‫داره واسه تغییر قدم برمی‌داره.

20:02.760 --> 20:05.600
‫شما دو تا چیکار می‌کنید؟

20:05.700 --> 20:06.630
‫ببین...

20:07.570 --> 20:10.870
‫نیتن، شاید تو نیاز داری یکی نجاتت بده.

20:12.670 --> 20:13.480
‫نه من.

20:21.220 --> 20:24.420
‫در یک چرخش ناگهانی
‫در پرونده قتل روبی گیل،

20:24.520 --> 20:27.260
‫امروز سایمون کیل به قید وثیقه آزاد شد.

20:27.360 --> 20:29.460
‫روبی گیل،
‫که هنوز جنازه‌ی او پیدا نشده است،

20:29.560 --> 20:31.460
‫سه ماه است که مفقود شده است.

20:31.560 --> 20:33.660
‫سایمون گیل گزارش مفقودی او را داد،

20:33.760 --> 20:37.030
‫اما سپس به مظنون اصلی
‫قتل همسر خود تبدیل شد...

20:37.130 --> 20:39.870
‫آن هم زمانی که یک سرنخ ناشناس
‫سبب شد تا پلیس

20:39.970 --> 20:41.100
‫خون روبی را پیدا کنند...

20:41.870 --> 20:44.210
‫عذاب وجدان.
‫عذاب وجدان.

20:44.310 --> 20:46.340
‫عذاب وجدان.
‫عذاب وجدان.

20:46.448 --> 20:48.188
‫عذاب وجدان.
‫عذاب وجدان.

20:48.280 --> 20:51.050
‫عذاب وجدان.
‫عذاب وجدان. عذاب...

20:59.990 --> 21:01.290
‫اذیت نکن!

21:02.960 --> 21:05.390
‫یه جایی، فکر نمی‌کنی باید تسلیم بشی؟

21:05.490 --> 21:07.360
‫من هیچ‌وقت تسلیم نمیشم، خب؟

21:07.460 --> 21:09.960
‫چون هر قطره‌اش طلای مایع‌ست.

21:11.930 --> 21:12.830
‫بوبی بِو؟

21:13.400 --> 21:14.600
‫جالبه.

21:14.700 --> 21:17.500
‫میگی که می‌خوای بچه‌ات رشد کنه،

21:17.525 --> 21:20.555
‫و با این‌‌حال هنوز گلوتن رو کنار نذاشتی.

21:20.580 --> 21:22.340
‫- خب...
‫- واقعا فکر می‌کنی از گلوتنـه

21:22.440 --> 21:26.657
‫و از عذاب‌وجدان کمرشکنی که واسه
‫یه مرد بی‌گناه به جرم قتل من پاپوش دوخته نیست؟

21:26.682 --> 21:29.020
‫ممکنه از شیره‌ی ذرت باشه.
‫ببین چی تو بدنش می‌ریزه.

21:29.120 --> 21:31.390
‫- حال‌بهم‌زنه.
‫- اون همیشه حال‌بهم‌زن بوده.

21:31.490 --> 21:32.990
‫دریغ از ذره‌ای از احترام.

21:34.320 --> 21:36.120
‫دلم می‌خواد جیغ‌های بدوی‌تون رو بشنوم.

21:41.400 --> 21:43.930
‫می‌بینید؟
‫مسئله توازنـه...

21:44.030 --> 21:47.570
‫بین مردونگی و زنانگی الهی.

21:47.670 --> 21:49.340
‫و می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم.

21:49.440 --> 21:53.643
‫دیگه نباید در مورد این‌جور چیزها حرف بزنیم.
‫درست میگم؟

21:53.815 --> 21:55.315
‫درسته.

21:55.340 --> 21:56.710
‫ولی می‌دونید چیه؟

21:58.310 --> 21:59.180
‫درسته.

22:00.496 --> 22:03.296
‫و دلم نمی‌خواد کسی «پلیس ووک» خبر کنه.

22:04.550 --> 22:06.760
‫یا بازم میگم، پلیس واقعی.

22:09.042 --> 22:10.442
‫تو رو میگم، برایس.

22:12.235 --> 22:13.505
‫با خودِ توام.

22:13.530 --> 22:18.300
‫می‌دونید، وقتی توازن میانِ
‫انرژی مردونگی و زنونگی نباشه،

22:18.400 --> 22:19.700
‫هیچی سر جای خودش نیست.

22:20.270 --> 22:21.170
‫هیچی.

22:22.294 --> 22:25.534
‫و برای عده‌ای،
‫این مشکل می‌تونه خیلی غالب باشه.

22:25.559 --> 22:27.910
‫عزت نفس، برتری،

22:28.010 --> 22:29.880
‫کاریزمای جنسی.

22:30.515 --> 22:31.385
‫و برای بقیه...

22:31.410 --> 22:33.620
‫کافی نیست.

22:39.169 --> 22:43.769
‫دوست دارم همه‌تون رو دعوت کنم
‫تا نگاهی به درون خودتون بندازید

22:44.135 --> 22:46.605
‫و از خودتون بپرسید...

22:46.630 --> 22:51.270
‫الان وقت اون رسیده
‫تا هیولای درونی خودتون رو آزاد کنید؟

22:54.491 --> 22:55.775
‫گلوتن و شیره ذرته.

22:55.800 --> 22:57.470
‫می‌دونم. ولی به نظر من
‫به خاطر عذاب وجدانـه.

22:57.570 --> 22:59.310
‫آت و آشغال می‌خوره.
‫به خودش احترام نمی‌ذاره.

22:59.410 --> 23:00.680
‫مثل گاو غذا می‌خوره.

23:00.780 --> 23:02.610
‫میشه روی نقص‌های من توافق کنیم،

23:02.717 --> 23:04.617
‫اونوقت دست از سر من بردارید؟
‫خیلی عالی میشه.

23:04.748 --> 23:07.531
‫ببین، تو به خاطر قتل من
‫واسه شوهرم پاپوش دوختی،

23:07.556 --> 23:09.456
‫پس فکر نکنم به این زودی‌ها
‫از این خبرا باشه.

23:09.481 --> 23:13.081
‫خدای من. باید بخوابم.
‫لطفا از سرم برید بیرون.

23:17.990 --> 23:21.460
‫صدپاهای زیادی می‌بینم
‫که توی پیله‌ی خودشون گیر افتادن.

23:21.560 --> 23:25.130
‫امشب، شما پروانه میشید.

23:32.310 --> 23:33.310
‫خیلی‌خب، نیتن.

23:33.780 --> 23:37.150
‫امشب، قراره از نو زاده بشی.

23:38.608 --> 23:41.554
‫روی قهوه اول صبح پافشاری داری،
‫با اینکه عوارض محرکه‌ای داره.

23:41.579 --> 23:43.601
‫یه لیوان بیشتر نیست.
‫مگه هیولایی؟

23:43.626 --> 23:45.810
‫قهوه خوردنـت ربطی به بیدار موندنت نداره.

23:45.835 --> 23:49.137
‫تابلوئه که باید یه چیزی رو از سینه‌ات خالی کنی
‫که البته شیرت نیست.

23:49.890 --> 23:51.390
‫ببین، باید حلالیت بطلبی.

23:53.160 --> 23:54.000
‫از خدا؟

23:55.426 --> 23:56.513
‫از سایمون.

23:57.805 --> 23:58.605
‫نشونـشون بده.

23:58.630 --> 24:01.640
‫مردان مبارز، با دستور من.

24:02.611 --> 24:05.151
‫حمله!

24:19.490 --> 24:22.620
‫آره مادرجنده!

24:37.740 --> 24:40.240
‫- می‌تونم یه چیزیـو اعتراف کنم؟
‫- حتما.

24:40.340 --> 24:41.880
‫دلم نمی‌خواست بابا بشم.

24:44.350 --> 24:45.750
‫ترسیده بودم.

24:46.510 --> 24:48.050
‫فکر می‌کردم من...

24:49.120 --> 24:52.090
‫نمی‌دونم، اون‌قدری موفق نیستم
‫که از پسش بربیام.

24:54.020 --> 24:56.620
‫- اما خیلی احمقانه‌ست، نه؟
‫- نه. نه، احمقانه نیست.

24:56.730 --> 25:01.177
‫ببین، گاهی اوقات باید پا رو فراتر
‫از زندگی بذاری تا دیدگاه جدیدی بدست بیاری.

25:01.202 --> 25:02.840
‫واسه من خیلی به حق بود که اومدم اینجا.

25:02.865 --> 25:04.305
‫آره.

25:04.330 --> 25:05.600
‫آره، می‌خوام...

25:05.700 --> 25:07.440
‫- خوبه.
‫- به عنوان پدر پیش‌قدم بشم،

25:07.540 --> 25:09.000
‫به عنوان شوهر،

25:12.084 --> 25:13.444
‫به عنوان یه مرد.

25:16.540 --> 25:17.810
‫نیتن...

25:18.480 --> 25:19.880
‫باید بدونی...

25:20.800 --> 25:22.370
‫من توری رو دوست دارم.

25:23.390 --> 25:27.990
‫و اگه به صلاح اونـه
‫که بره خونه و درسشو ادامه بده...

25:29.595 --> 25:32.930
‫من هیچ‌وقت مانعش نمیشم.

25:35.516 --> 25:36.535
‫ایوا خوشحال میشه.

25:36.903 --> 25:37.573
‫خوبه.

25:37.630 --> 25:38.870
‫- ممنون.
‫- باشه.

25:38.970 --> 25:41.940
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

25:44.615 --> 25:46.385
‫خیلی خوشحالم اومدم اینجا.

25:46.918 --> 25:48.788
‫و به پیروی این شب

25:49.026 --> 25:50.780
‫و صداقتت که با من در میون گذاشتی،

25:50.880 --> 25:53.050
‫دلم می‌خواد یه چیزی رو باهات درمیون بذارم.

25:53.150 --> 25:53.980
‫باشه.

25:54.720 --> 25:56.250
‫من روبی رو نکشتم.

25:57.150 --> 25:58.120
‫سایمون کشت.

26:04.761 --> 26:05.861
‫- ایوا.
‫- سلام.

26:05.921 --> 26:07.874
‫سلام.
‫این افتخار رو نصیب چی هستم؟

26:07.899 --> 26:10.808
‫باید حرف بزنیم.
‫و موقع حرف زدن باید شیرمو پمپ کنم.

26:20.640 --> 26:22.840
‫خب؟

26:22.940 --> 26:24.580
‫از دیدنت غافلگیر شدم.

26:25.132 --> 26:26.961
‫از دیدن هر آدمی غافلگیر میشم

26:27.046 --> 26:30.320
‫اونم بعد از عجله‌ی ناعادلانه‌شون برای قضاوت من
‫که سبب شد آلتِ دست مردم بشم.

26:31.360 --> 26:33.530
‫خب، چی شده، ایوا؟

26:34.969 --> 26:37.264
‫خب، می‌خواستم...

26:37.289 --> 26:38.991
‫خواستم حالتو بپرسم،

26:39.016 --> 26:42.211
‫می‌دونی، بعد از مرگِ... روبی.

26:42.312 --> 26:43.498
‫منظورت مرگ فرضیه،

26:43.523 --> 26:45.170
‫چون جنازه‌اش پیدا نشده.

26:45.691 --> 26:47.291
‫درسته. درسته.

26:47.431 --> 26:49.301
‫خب، حرفتو باور نمی‌کنم.

26:50.349 --> 26:53.419
‫به نظرم دلت می‌خواست بیای
‫و منو توی این خفت و خواری ببینی.

26:53.480 --> 26:57.744
‫نه. نه، سایمون، هیچ‌کس دلش نمی‌خواد
‫تو رو توی این وضع «خوفت» ببینه.

26:57.769 --> 27:00.040
‫می‌دونی چیه؟ می‌تونی برگردی پیش
‫اون خانم‌های عشق شراب و جرم بهشون بگی

27:00.065 --> 27:03.689
‫که توی خونه‌ام گیر افتادم
‫و عین آدم‌های طرد شده شدم.

27:03.714 --> 27:07.009
‫حتی نمی‌تونم برم حموم
‫چون آب پابندمو از کار می‌ندازه.

27:07.034 --> 27:09.555
‫می‌دونی چقدر حقارت آمیزه؟

27:09.580 --> 27:11.026
‫خب، من از وقتی بچه‌ام بدنیا اومده،

27:11.051 --> 27:12.769
‫هر بار که عطسه می‌کنم
‫می‌شاشم تو خودم،

27:12.930 --> 27:15.000
‫پس یه جورایی، د... درکت می‌کنم.

27:15.100 --> 27:17.500
‫گوش کن سایمون، تسلیت میگم.

27:17.600 --> 27:20.370
‫واست خیلی ناراحتم. از ته دلم.

27:20.470 --> 27:22.270
‫و می‌خواستم بهت بگم...

27:22.614 --> 27:23.714
‫ببخشید.

27:23.738 --> 27:25.446
‫[نیتن: سایمون روبی رو کشته.]

27:25.470 --> 27:27.411
‫رفتم خونه‌ی روبی،

27:27.436 --> 27:29.596
‫می‌دونی، تا دهنشو ببدم.

27:30.085 --> 27:32.625
‫منظورت اینه که... بکشیش.

27:32.650 --> 27:34.492
‫خب، ما رو توی تنگنا گذاشته بود، نیتن.

27:34.517 --> 27:36.406
‫می‌خواست بره سراغ پلیس.

27:36.431 --> 27:38.805
‫و تو و ایوا به من پشت کردین،

27:38.830 --> 27:41.844
‫و وقتی اوضاع از دستم خارج میشه
‫نمی‌تونم خودمو نگه دارم.

27:42.204 --> 27:45.065
‫وقتی رسیدم خونه‌اش،
‫سایمون اونجا بود و داشت سرش داد می‌زد.

27:45.603 --> 27:47.603
‫خشم کنترل نشده‌ای بود.

27:49.194 --> 27:51.560
‫از رو میز یه چیزیو برداشت.
‫فکر کنم نامه‌بازکن بود.

27:51.585 --> 27:54.570
‫و یه نگاه خاصی توی چشم‌هاش بود... پوچی خالص.

27:54.670 --> 27:58.040
‫عین یه کوسه.
‫انگار رفته بود.

27:58.370 --> 28:01.410
‫خیلی زود... روبی هم رفت.

28:02.036 --> 28:05.380
‫یعنی میگی رفته بودی اونو بکشی،
‫اما اون مُرده بود؟

28:05.653 --> 28:06.550
‫درسته.

28:06.650 --> 28:07.720
‫عین شاوشنکه.

28:08.176 --> 28:09.906
‫با این لفظ آشنا نیستم.

28:09.931 --> 28:11.371
‫ولی زنم آشنا میشه.

28:12.399 --> 28:13.436
‫[شاوشنک بوده.]

28:13.460 --> 28:14.890
‫آم...

28:16.957 --> 28:17.757
‫شاوشنک؟

28:18.500 --> 28:19.570
‫چی گفتی؟

28:20.964 --> 28:24.931
‫من؟ چیزی نگفتم.
‫چیزی... چیزی نگفتم. فقط...

28:24.956 --> 28:26.945
‫ببخشید.
‫پیام‌های عجیبی از...

28:26.970 --> 28:28.400
‫نه، حق نداری...

28:28.500 --> 28:30.670
‫خدای بزرگ.

28:30.770 --> 28:33.510
‫سایمون، من باید برم.

28:33.535 --> 28:35.862
‫خیلی خوش گذشت،
‫ولی من باید برم.

28:35.887 --> 28:37.815
‫بگیر بتمرگ و داستان منو هم گوش کن.

28:37.840 --> 28:41.071
‫به خدا قسم قصد نداشتم بهش صدمه بزنم.

28:41.096 --> 28:42.720
‫قصد نداشتم.
‫عمدی نبود.

28:42.972 --> 28:45.611
‫فقط جونمو به لبم رسونده بود.

28:45.636 --> 28:47.836
‫خدای بزرگ! و منم...

28:48.320 --> 28:49.460
‫کنترل از دستم در رفت.

28:54.858 --> 28:58.598
‫بدبخت و علیل بود.
‫یه تازه‌کار واقعی.

28:58.784 --> 29:02.114
‫هیچ نقشه‌ای واسه جنازه نذاشت،
‫نمی‌دونست قدم بعدی چیه.

29:02.975 --> 29:05.245
‫- فرار کرد؟
‫- پا گذاشت فرار.

29:05.270 --> 29:08.180
‫باید می‌رفتم یه سمتی،
‫نفسی تازه کنم،

29:08.869 --> 29:10.899
‫و ببینم باید چیکار کنم.

29:11.280 --> 29:14.467
‫خیلی تند و تیز کار کردم.
‫وقتی زندگی بهت لیمو میده،

29:14.492 --> 29:17.522
‫یا توی این مورد،
‫یه زن به دست شریک زندگیش به قتل می‌رسه،

29:17.547 --> 29:18.747
‫باید نهایت استفاده رو ببری.

29:18.772 --> 29:20.760
‫قتلو به اسم خودت کردی.

29:20.860 --> 29:22.490
‫مریض بودم.

29:22.590 --> 29:23.930
‫دیگه اون آدم سابق نیستم.

29:25.237 --> 29:29.037
‫خب وقتی که برگشت
‫و جنازه اونجا نبود چه اتفاقی افتاد؟

29:37.497 --> 29:38.397
‫روبی؟

29:40.683 --> 29:41.553
‫روبی؟

29:47.172 --> 29:48.932
‫یعنی چی؟

29:50.350 --> 29:53.150
‫چطور یه جنازه ناپدید میشه؟
‫کجا میره...؟

29:53.250 --> 29:56.884
‫یه بُعد دیگه وجود داره،
‫مولتی‌ورسی چیزی،

29:56.909 --> 29:59.380
‫یا یه نفر بدجوری دنبال اینه که
‫منو تو دردسر بندازه؟

29:59.811 --> 30:01.373
‫می‌دونی چه حالی داره

30:01.398 --> 30:05.119
‫نتونی واقعیت از خیال رو تشخیص بدی؟

30:05.144 --> 30:06.844
‫راستش، می‌دونم.

30:08.648 --> 30:10.446
‫طلای مایع، مادر جنده.

30:16.101 --> 30:17.641
‫اداره پلیس.

30:17.725 --> 30:19.817
‫می‌تونید دوربین رو جلوی صورتتون بگیرید
‫و اسمتون رو بیان کنید؟

30:19.842 --> 30:20.564
‫سایمون گیل.

30:21.043 --> 30:22.243
‫چند تا سوال داریم.

30:22.644 --> 30:24.814
‫آیا دارید قوانین آزادی مشروطتون رو زیر پا می‌ذارید؟

30:33.130 --> 30:34.935
‫بگیرم واست یا خودت می‌گیری؟

30:34.991 --> 30:37.161
‫خودم می‌گیرم.
‫تو خسته شدی.

30:38.491 --> 30:39.431
‫دوست داری؟

30:40.035 --> 30:42.053
‫این شیر رو دوست داری؟

30:42.726 --> 30:43.226
‫نوش جونـت.

30:43.683 --> 30:44.873
‫صبح بخیر.

30:44.898 --> 30:46.358
‫صبح بخیر.

30:49.740 --> 30:51.050
‫این واسه چی بود؟

30:51.075 --> 30:52.925
‫خب هر حرفی که به توری زدی،
‫فکر کنم جواب داده.

30:52.950 --> 30:57.465
‫داره میاد خونه
‫و گفت خبرهای هیجان انگیزی داره.

30:57.490 --> 30:59.519
‫فکر کنم می‌خواد برگرده دانشکده حقوق.

30:59.544 --> 31:00.660
‫صحبت جدی داشتیم، می‌دونی.

31:00.760 --> 31:01.990
‫باهاش روراست بودم.

31:02.097 --> 31:05.316
‫و چی بگم؟
‫اون... اونم گوش داد.

31:05.341 --> 31:08.125
‫خداوکیلی تو تربیت‌مون گل نکاشتیم؟

31:08.150 --> 31:09.580
‫بزن قدش.

31:09.605 --> 31:11.269
‫- همینو بگو.
‫- دقیقا.

31:11.294 --> 31:15.589
‫ضمنا، می‌دونم که شاید یه‌کمی

31:15.614 --> 31:17.920
‫با قضیه‌ی بوبی بِو دیوونه‌بازی آوردم،

31:18.309 --> 31:19.245
‫ولی باید بهت بگم،

31:19.270 --> 31:22.540
‫بعد از یه شب خواب حسابی،
‫اونم بعد صد سال،

31:22.640 --> 31:25.205
‫و یه دوش جانانه،

31:25.230 --> 31:29.433
‫می‌تونم با خیال راحت بگم
‫کون‌لقِ کسشرهای مامان عالی بودن.

31:29.458 --> 31:33.746
‫آره، می‌دونی چیه؟
‫خسته شدم انقدر تلاش کردم خودمو به همه ثابت کنم.

31:33.771 --> 31:35.652
‫بوسیدم گذاشتم کنار.
‫چون می‌دونی چیه؟

31:35.677 --> 31:39.808
‫بعضی‌وقت‌ها، یه‌کم شراب سفید
‫همون طلای مایع‌ست.

31:39.833 --> 31:43.011
‫نظرت چیه، عزیزم؟ می‌خوری؟

31:44.051 --> 31:45.005
‫اومدی!

31:45.037 --> 31:47.143
‫هیچی نشده دارید جشن می‌گیرید.

31:47.168 --> 31:50.199
‫خب، آره.
‫ولی دقیقا چی رو جشن می‌گیریم؟

31:50.224 --> 31:51.410
‫خبر ما دیگه، خنگول.

31:51.510 --> 31:52.974
‫نامزد کردیم.

31:54.666 --> 31:55.936
‫ایوا.

31:57.826 --> 32:02.826
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
