WEBVTT

00:00.063 --> 00:01.666
‫آنچه در « بالارد » گذشت

00:01.690 --> 00:04.252
‫آدم‌ ِباش چهارده‌تا شماره
‫ توی موبایل دریسکول پیدا کردن

00:04.276 --> 00:06.754
‫همه‌ی شماره‌ها یک‌بار مصرف بودن.
‫یکیشون رو ردیابی کردیم و به اولیواس رسیدیم.

00:06.778 --> 00:08.589
‫آخر شماره‌اش ٠۶۶۶ ئـه

00:08.613 --> 00:09.674
‫منی سانتوس

00:09.698 --> 00:12.176
‫اولیواس به دوست‌پسرِ من پیام می‌داده

00:12.200 --> 00:14.512
‫منی سانتوس؟ آهای!

00:14.536 --> 00:15.936
‫نه!

00:16.538 --> 00:17.765
‫لو رفتی، منی

00:17.789 --> 00:19.934
‫الان فقط تو از این
‫ قضیه خبر داری

00:19.958 --> 00:21.394
‫نمی‌خوای همین‌شکلی بمونه؟

00:21.418 --> 00:23.146
‫من افسر امانوئل سانتوس هستم

00:23.170 --> 00:25.356
‫و همکاری من کاملاً داوطلبانه‌ست

00:25.380 --> 00:26.816
‫من عضو گروهی از
‫ پلیس‌های لس‌آنجلس بودم

00:26.840 --> 00:31.571
‫که با  کارتل زاکاتکاس نوئواس
‫ همکاری می‌کردن

00:31.595 --> 00:33.764
‫تو حق نداری به من زنگ بزنی، منی

00:34.264 --> 00:36.516
‫- چی می‌خوای؟
‫- می‌خواستم قیافه‌اتو ببینم

00:38.560 --> 00:40.621
‫پلیس لس‌آنجلس،
‫ دست‌هاتو بذار روی سرت

00:40.645 --> 00:42.790
‫پسرم پیش کارتلـه؟

00:42.814 --> 00:45.543
‫ما دست از جست‌وجو برنمی‌داریم

00:45.567 --> 00:49.005
‫گفتی یه ویدئو از
‫لوییس و گائل وجود داره

00:49.029 --> 00:52.508
‫گزینه‌ها محدود شد، الان فقط هفت تا
بچه هستن که مشخصات‌شون به گائل می‌خوره

00:52.532 --> 00:56.304
‫همه‌ی این آدرس‌ها، برای اولین بار
‫ وارد سیستم شدن، اما

00:56.328 --> 01:00.391
‫این یکی توی ایستگاه آتش‌نشانی واگذار شده،
‫ که فقط شش بلوک با سانبیم فاصله داره

01:00.415 --> 01:02.894
‫ارتباط بین قربانی‌ها،
‫توی رفتارشونـه

01:02.918 --> 01:07.774
‫شاید قاتلمون داره این زن‌ها رو به خاطر این‌که
‫ از حد و حدودشون خارج شدن، تنبیه می‌کنه؟

01:07.798 --> 01:08.858
‫یه رژ لبـه

01:08.882 --> 01:11.486
‫زیر تخت سارا بود،
‫ انگار از دستش افتاده

01:11.510 --> 01:15.138
‫مال سارا نیست. اون اوتلاست،
‫یه برند برای زن‌های سیاهپوستـه

01:16.473 --> 01:18.951
‫داخل رژ لب اصلاً بررسی نشده

01:18.975 --> 01:20.602
‫اگه مال سارا نیست، پس مال کیـه؟

01:21.021 --> 01:29.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:29.321 --> 01:30.321
‫نتیجه‌ی آزمایشات روی
‫ رژ لب رو گرفتی؟

01:30.362 --> 01:32.965
‫آره، حق هم با تو بود.
‫این رژ لب مال سارا نیست.

01:32.989 --> 01:35.218
‫مأمور اصلی فقط از روی
‫ ظاهرش حدس زده بود

01:35.242 --> 01:39.955
‫دارسی از خودِ رژ لب تست گرفت
‫و یه نمونه‌ی مشابه ازش توی کادیس پیدا کرد

01:40.622 --> 01:42.308
‫عالی شد

01:42.332 --> 01:44.763
‫معلوم شد با دی‌ان‌ای خانمی به
‫ اسم نایومی بنت مطابقت داره

01:54.427 --> 01:59.075
‫نایومی بنت. سال ۲۰۰۳ به اتهام
‫ سرقت شبانه در ساکرامنتو بازداشت شده

01:59.099 --> 02:01.661
‫- سرقت شبانه؟
‫- سرقتی که در حضور ساکنین خونه انجام شده

02:01.685 --> 02:05.021
‫نایومی دزدکی وارد خونه‌ی
یه خانم 26 ساله شده

02:05.522 --> 02:07.291
‫تنها زندگی می‌کرده
‫و اون‌موقع توی تختش بوده

02:07.315 --> 02:09.001
‫شبیه مشخصات قربانی‌های ماست

02:09.025 --> 02:10.920
‫شاید قاتل ما تنها نبوده

02:10.944 --> 02:14.090
‫یعنی میگی نایومی همدستش بوده؟

02:14.114 --> 02:16.175
‫- احتمالش هست
‫- همدستش یه زن بوده؟

02:16.199 --> 02:17.659
‫چیز عجیبی نیست،
‫مورد این شکلی زیاد داریم

02:18.243 --> 02:23.206
‫مثل جرالد و شارلین گالگو. ‫مایرا هیندلی
و ایان بردی، کِن و باربیِ قاتل

02:23.707 --> 02:25.101
باشه، ‫فهمیدیم می‌دونی

02:25.125 --> 02:28.145
‫برگردیم سر بحثمون، نایومی

02:28.169 --> 02:30.964
‫تمام پایگاه‌های داده رو از سال ٢٠٠٣
‫ به قبل و حتی بعدش بررسی کنید

02:31.464 --> 02:32.864
‫یه کم خلاقیت به خرج بدید

02:39.222 --> 02:42.827
‫این نظریه که قاتل
‫ همدستی داشته رد میشه

02:42.851 --> 02:46.062
‫اینو ببین، واسه سال ٢٠٠٠ تو ساواتلـه

02:52.777 --> 02:54.430
‫نایومی بنت مورد تعرض قرار گرفته؟

02:54.454 --> 02:56.781
توی خونه‌اش خفه‌ش کرده بودن،‏
‫بعد همینجوری ولش کردن

02:59.868 --> 03:01.268
‫نوامبر سال ٢٠٠٠

03:01.995 --> 03:04.515
‫یعنی پنج ماه قبل از
‫ به قتل رسیدن سارا پرلمن

03:04.539 --> 03:06.875
‫نائومی بنت همدست کسی نبوده

03:11.254 --> 03:12.714
‫اون یه قربانی بوده

03:13.021 --> 03:21.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:22.599 --> 03:24.225
‫یه قربانی که زنده مونده

03:26.021 --> 03:36.021
‫ترجمه از: نـیـک و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & cnlttie

03:37.197 --> 03:40.051
‫این خیلی خوبـه.
‫می‌تونه قاتل‌ رو شناسایی کنه

03:40.075 --> 03:42.887
‫امیدواریم همین اتفاق بیفته.
‫مشکل اینـه که، اون توی مادراست

03:42.911 --> 03:45.705
‫- مادرا؟
‫- یه شهر کوچیکـه، توی سنترال وَلی

03:46.414 --> 03:47.391
‫یه آمار گرفتم

03:47.415 --> 03:49.268
‫هواپیمای اداره‌‌ هم در دسترسـه

03:49.292 --> 03:51.103
‫فکرشم نکن

03:51.127 --> 03:54.381
‫با پلیس مادرا هماهنگ کن
‫تا بتونی آنلاین باهاش مصاحبه کنی

03:55.006 --> 03:57.652
‫یعنی یه قربانی تجاوز
‫رو با تماس تصویری اذیت کنم؟

03:57.676 --> 04:00.345
‫بعد جزئیات اتفاقات 25 سال پیش رو
از زیر زبونش بکشم؟

04:01.763 --> 04:03.163
‫خب، بی‌راه هم نمیگی

04:03.598 --> 04:05.058
‫سفر جاده‌ای خوبی داشته باشی

04:07.143 --> 04:09.646
‫صحیح

04:10.647 --> 04:14.192
‫واسه پرونده فساد، دفتر دادستان
‫ از تیمتون اظهارات کتبی می‌خواد

04:14.859 --> 04:16.569
‫چیز دیگه‌ای نگفتن؟

04:17.320 --> 04:18.720
‫پرونده‌ محکمه‌پسنده

04:19.197 --> 04:21.449
‫کیفرخواست‌ها باید تا
‫ حداکثر دو هفته‌ی دیگه صادر بشن

04:23.034 --> 04:24.434
‫می‌دونم که با این وضع حال می‌کنی

04:24.619 --> 04:26.555
‫مخصوصاً با وجود کارهایی
‫ که اولیواس باهات کرده

04:26.579 --> 04:28.832
‫اما اون خیلی محبوبـه، رنه

04:29.374 --> 04:32.627
‫پس... خیلی باهاش درگیر نشو

04:33.336 --> 04:34.736
‫چشم

04:35.672 --> 04:37.024
‫الو، پارکر.
‫وسایلتو جمع کن

04:37.048 --> 04:39.092
‫توی آمانسون می‌بینمت،
‫ ۴۵ دقیقه‌ی دیگه راه میفتیم

04:50.687 --> 04:53.273
‫چشمم روشن، رنه بالارد

04:54.441 --> 04:57.795
‫جی ادگار، پارسال دوست امسال آشنا.
‫حالت چطوره؟

04:57.819 --> 04:59.219
‫بد نیستم

05:00.155 --> 05:02.282
‫شنیدم رفتی سراغ پرونده‌ی سارا پرلمن

05:02.949 --> 05:04.349
‫می‌خوای قتل‌های حل‌نشده رو حل کنی؟

05:05.076 --> 05:07.054
‫- از کی شنیدی؟
‫- یکی از دوست‌های مشترکمون

05:07.078 --> 05:09.622
‫برات خوشحالم، بالارد

05:10.415 --> 05:14.002
‫- خوشحالم دوباره سر پا شدی
‫- هنوز چیزی قطعی نیست

05:14.836 --> 05:17.756
‫یه چیزهایی شنیدم

05:18.506 --> 05:21.092
‫میگن اگه این پرونده رو ببندی،
‫ دوباره می‌فرستنت دایره قتل

05:22.635 --> 05:25.990
‫تو اداره حرف و حدیث زیاده،
‫جدیشون نگیر

05:26.014 --> 05:27.742
‫این یکی خیلی واقعی به نظر می‌اومد

05:27.766 --> 05:30.077
‫امیدوارم درست باشه.
‫بدم نمیاد یه همکار جدید داشته باشم

05:30.101 --> 05:31.287
‫مگه الان با کی کار می‌کنی؟

05:31.311 --> 05:34.373
‫الان با تاملینسون کار می‌کنم،
‫به جد میگم که

05:34.397 --> 05:36.037
‫این یارو به جای کار کردن
‫ همش بیتکوین رو چک می‌کنه

05:37.150 --> 05:38.550
‫بپا توی دردسر نیفتی، رنه

05:51.706 --> 05:53.958
‫باورم نمیشه که برچم رو راضی کردی
‫ با پرواز موافقت کنه

05:55.168 --> 05:56.878
‫- راستش...
‫- راستش چی؟

05:57.629 --> 06:00.107
‫موافقت نکرد.
‫امیدوارم با سفر جاده‌ای مشکل نداشته باشی

06:00.131 --> 06:01.525
‫چاره‌ای ندارم

06:01.549 --> 06:04.320
‫ولی یادت نره که من آهنگ می‌ذارم

06:04.344 --> 06:07.656
‫- چی شد؟ از پرونده فساد چیزی گفتن؟
‫- نه، بابا. لفانتـه

06:07.680 --> 06:10.201
‫مجوز گرفته بره گائل رو ببینه
‫و ازش تست دی‌ان‌ای بگیره

06:10.225 --> 06:12.769
‫شاید بتونیم این بچه رو
‫ برگردونیم به مادرش

06:13.770 --> 06:16.457
‫می‌دونی، واحد پرونده‌های حل نشده
داره روی غلتک میفته

06:16.481 --> 06:20.026
‫ببین، می‌دونم که چند جا بد آوردیم،
‫اما می‌تونی حسش کنی، نه؟

06:20.527 --> 06:22.004
‫حس می‌کنی که یه
‫ اتفاق بزرگ در راهـه؟

06:22.028 --> 06:23.613
‫شبیه کالین حرف می‌زنی

06:28.368 --> 06:29.994
‫باشه، حله. چشم

06:31.287 --> 06:32.431
‫بالارد بود

06:32.455 --> 06:35.351
‫گفت که دفتر دادستان اظهاراتِ کتبی
‫ در مورد پرونده منی سانتوس رو می‌خواد

06:35.375 --> 06:38.395
‫پس تا بالارد و پارکر برگردن...

06:38.419 --> 06:42.024
‫- اظهارات کتبی؟
‫- کلمه‌هایی که از چپ به راست نوشته میشن

06:42.048 --> 06:43.317
‫میشه اون ماسماسکو بذاری زمین؟

06:43.341 --> 06:46.237
‫نه، یعنی خب، چه اظهاراتی می‌خوان؟

06:46.261 --> 06:48.656
‫چطوره از کارشناسش بپرسیم؟

06:48.680 --> 06:50.324
‫کارآگاه، دفتر دادستان درخواست...

06:50.348 --> 06:51.408
‫خودم شنیدم

06:51.432 --> 06:55.454
‫کارهایی که در طول تحقیقات
‫ انجام دادید رو دقیق بنویسید

06:55.478 --> 06:59.291
‫از دیدگاه خودتون بنویسیدش،
‫گزارش‌های متفاوتی می‌خوایم

06:59.315 --> 07:01.442
‫مشق دادن بهمون

07:04.028 --> 07:05.005
‫مشکلی که نیست؟

07:05.029 --> 07:06.429
‫نه، خوبـه

07:07.282 --> 07:08.992
‫فکر کنم خیلی ازش خوشم بیاد

07:09.617 --> 07:12.847
‫- مخصوصاً از پایانش
‫- اتفاقات واقعی رو بنویس

07:12.871 --> 07:14.271
‫اگر هم کمک لازم داشتی...

07:20.920 --> 07:23.840
‫- هی، تو حالت خوبـه؟
‫- آره

07:24.591 --> 07:25.901
‫دی‌ان‌ای گائل رو گرفتم

07:25.925 --> 07:28.261
‫خب... این خوبـه دیگه، نه؟

07:28.761 --> 07:31.514
‫آره، دارسی کارهاشو می‌کنه،
‫اما اونجا یه پرورشگاهـه دیگه

07:32.599 --> 07:35.578
‫جای بدی نیست، ولی
‫ یه‌کم کمبود منابع دارن

07:35.602 --> 07:40.040
‫حتی وقتی مشکلی نداشتیم هم
‫اونجا اون‌طوری که باید باشه نبود

07:40.064 --> 07:43.902
‫عجب افتضاحیـه

07:59.709 --> 08:01.878
‫وای، از این قسمت کار متنفرم

08:08.301 --> 08:11.030
‫خانم بنت؟ من کارآگاه رنه بالارد هستم

08:11.054 --> 08:12.239
‫و ایشون افسر پارکر هستن

08:12.263 --> 08:15.225
‫ما از اداره‌ی پلیس لس‌آنجلس اومدیم.
‫باید به یک سری سوالات جواب بدید

08:15.892 --> 08:17.292
‫در چه مورد؟

08:17.852 --> 08:19.479
‫نوامبر سال ٢٠٠٠

08:23.483 --> 08:25.276
‫همه‌ی اون‌ها مردن

08:28.279 --> 08:31.759
‫و من... من تنها کسی‌ام که باقی‌مونده

08:31.783 --> 08:33.183
‫در جریانم

08:33.785 --> 08:35.185
‫هضم این موضوع کار سختیـه

08:37.580 --> 08:42.043
‫حرفِ چندین سال پیشـه،
‫من همون موقع‌هم چیز زیادی یادم نمی‌اومد

08:42.835 --> 08:45.272
‫کارآگاه‌‌ها ازم سوال می‌پرسیدن

08:45.296 --> 08:51.094
‫اما... انگار ذهنم اجازه نمی‌داد
‫ چیزی رو به یاد بیارم

08:53.638 --> 08:55.265
‫توضیح دادنش سختـه

08:56.307 --> 08:57.767
‫می‌فهمم

08:59.477 --> 09:00.877
‫درکت می‌کنم

09:01.104 --> 09:03.898
‫ولی، هر جزئیاتی، هرچقدر
‫کوچیک، می‌تونه به ما کمک کنه

09:05.275 --> 09:06.734
‫می‌خوایم یه چیزهایی رو بهت نشون بدیم

09:07.360 --> 09:09.028
‫شاید کمکت کنه چیزی رو به یاد بیاری

09:12.907 --> 09:14.635
‫نمی‌دونم

09:14.659 --> 09:17.578
‫خب، ما...

09:18.913 --> 09:20.975
‫ما می‌تونیم امشب رو بهت فرصت بدیم

09:20.999 --> 09:22.834
‫صبح دوباره باهات صحبت می‌کنیم

09:23.668 --> 09:25.068
‫خوبـه؟

09:25.837 --> 09:27.255
‫آره

09:28.006 --> 09:29.465
‫حس کردی همچین کاری لازمـه؟

09:30.049 --> 09:31.634
‫اون وقت به من میگی شبیه کالین شدم

09:33.219 --> 09:34.196
‫می‌دونم چی کار کردم

09:34.220 --> 09:36.806
‫اما مشخص بود که
‫داشت از جواب دادن طفره می‌رفت

09:37.390 --> 09:39.994
‫شانس فقط یه بار در خونه‌تو می‌زنه

09:40.018 --> 09:41.728
‫آره، اما باز هم زمان لازمـه

09:43.021 --> 09:44.421
‫می‌دونی دیگه، خودت تجربشو داری

09:48.318 --> 09:49.902
‫هنوز هم باورم نمیشه که
‫ تونستیم دستگیرش کنیم

09:54.115 --> 09:55.342
‫ای وای

09:55.366 --> 09:59.263
‫من نمی‌دونم چی باعث شده
‫ خانم‌هایی مثل شما بیان این سمت کشور

09:59.287 --> 10:02.683
‫ولی خدا پدر سرمایه‌داری رو بیامرزه

10:02.707 --> 10:05.227
‫سفرتون کاریـه، درستـه؟

10:05.251 --> 10:07.462
‫- درستـه، گاوچرون
‫- مشخص بود

10:08.046 --> 10:09.446
‫بذارید یه نوشیدنی مهمونتون کنم

10:10.256 --> 10:12.109
‫راستش هنوز نوشیدنیِ قبلیمون تموم نشده

10:12.133 --> 10:15.303
‫این همه کار می‌کنید،
‫یه کم تفریح که بد نیست

10:15.928 --> 10:19.950
‫بیاید یه کم خوش بگذرونیم

10:19.974 --> 10:22.870
‫خیالت تخت، مجوز داره

10:22.894 --> 10:26.772
‫خوب‌ هم بلدم ازش استفاده کنم

10:27.857 --> 10:31.485
‫- شرط می‌بندم تو غرب از همه بهتری
‫- یه پا «بیلی کید‌»ام واسه خودم

10:32.945 --> 10:35.341
‫چی شد حالا، نظرتون چیـه؟

10:35.365 --> 10:37.760
‫هیچی، فعلاً می‌خوایم
‫ نوشیدنیمونو تموم کنیم

10:37.784 --> 10:40.161
‫از آبجو خوردن خسته نشدید؟

10:40.995 --> 10:43.891
‫اگه براتون یه چیزی جور کنم که...

10:43.915 --> 10:45.750
‫یه‌کم حالتونو جا بیاره چی؟

10:47.043 --> 10:48.753
‫می‌دونید که منظورم چیـه دیگه؟

10:49.670 --> 10:51.190
‫- فکر کنم متوجهیم
‫- واقعاً؟

10:53.383 --> 10:56.612
‫می‌دونی چیـه؟

10:56.636 --> 10:57.946
‫من‌ هم واسه این یکی مجوز دارم

10:57.970 --> 10:59.865
‫- درستـه، من...
‫- داشتی می‌گفتی

10:59.889 --> 11:01.289
‫- من... میرم
‫- برو

11:03.851 --> 11:06.436
‫خیلی دست انداختنشون حال میده

11:10.191 --> 11:11.901
‫نمی‌خوام هول‌هولکی روی نایومی کار کنیم

11:12.610 --> 11:14.546
‫این قضیه تعرض رو
‫ طوری توی خودش ریخته که

11:14.570 --> 11:17.007
‫اگه با دقت پیش نریم،
‫ممکنه کلاً هیچی دستگیرمون نشه

11:17.031 --> 11:18.431
‫نمی‌دونم

11:19.117 --> 11:20.517
‫اگه برعکسشو انجام بدیم چی؟

11:23.996 --> 11:25.891
‫- صبح بخیر، خانم بنت
‫- صبحتون بخیر

11:25.915 --> 11:27.768
‫ببینید من...
‫من واقعاً متأسفم

11:27.792 --> 11:30.604
‫من کل شب رو بیدار موندم
‫ و بهش فکر کردم

11:30.628 --> 11:35.275
‫و من واقعاً می‌خوام بهتون کمک کنم،
‫اما حرفی برای گفتن ندارم

11:35.299 --> 11:37.969
‫- ممنون، من دیگه باهاش کنار اومدم
‫- نایومی

11:38.803 --> 11:43.433
‫یه لحظه گوش کن،
‫ببین می‌دونم سختـه

11:44.058 --> 11:46.161
‫ولی حقیقت اینـه که،
‫تو باید به ما کمک کنی

11:46.185 --> 11:48.221
‫به خاطر تمام زن‌هایی که
‫ اون بهشون آسیب زده

11:48.231 --> 11:50.127
‫و به خاطر زن‌هایی که این خطر
‫ تهدیدشون می‌کنه

11:53.359 --> 11:55.194
‫نه که نخوام بهتون کمک کنم

11:56.070 --> 11:59.383
‫من... نمی‌تونم کمک کنم

11:59.407 --> 12:01.409
‫آره، چون خیلی ازش گذشته

12:02.118 --> 12:04.537
‫همون‌طور که خودت گفتی،
‫ذهنت اجازه نمیده چیزی رو به یاد بیاری

12:05.496 --> 12:07.498
‫شاید اگه بیشتر تلاش کنی به جواب برسی

12:09.876 --> 12:11.353
‫بیا با ما برگرد لس‌آنجلس

12:11.377 --> 12:13.522
‫صبر کن ببینم، لس‌آنجلس؟

12:13.546 --> 12:18.801
‫شاید اگه برگردی به همون‌جایی که بودی،
‫یه چیز‌هایی یادت بیاد

12:39.864 --> 12:41.264
‫صبر کن

12:42.825 --> 12:44.225
‫این...

12:44.535 --> 12:45.935
‫ما این طوری تورو پیدا کردیم

13:08.809 --> 13:12.230
‫همه‌چیز بخاطر این دختر خراب شد

13:13.022 --> 13:14.422
‫می‌تونی بیشتر توضیح بدی؟

13:32.583 --> 13:39.048
‫بعد از اون اتفاق، من از اینجا رفتم

13:39.840 --> 13:41.801
‫فکر می‌کردم دور شدن
‫از اینجا واسم بهتر باشه

13:42.301 --> 13:43.701
‫رو آوردم به الکل

13:44.220 --> 13:47.682
‫دیگه نمی‌تونستم ازش دست‌بردارم

13:49.141 --> 13:52.687
‫اولین باری که کوکائین مصرف کردم،
‫احساس کردم زندگی‌ام معنا پیدا کرده

13:53.854 --> 13:57.108
‫اما حتی اون هم برای من کافی نبود...

14:00.361 --> 14:03.864
‫بعد از اون... دستگیر شدم

14:05.241 --> 14:07.678
‫همون دزدی توی سال ٢٠٠٣؟

14:07.702 --> 14:11.372
‫سعی کردم وارد خونه‌ی دوستم بشم

14:14.292 --> 14:17.253
‫اونجا دیگه واسم ته خط بود

14:17.837 --> 14:21.716
‫اونجا پایان بدبختی‌ای بود که
‫ با اون مرد شروع شده بود

14:23.634 --> 14:26.405
‫قبل از اون همه‌چیز خوب بود

14:26.429 --> 14:29.283
‫الان این دختر رو که می‌بینم...

14:29.307 --> 14:31.309
‫جیگرم آتیش می‌گیره،
‫ می‌دونید چی میگم؟

14:37.440 --> 14:40.359
‫منظورت از «خوب»، چه موقع‌ست؟

14:41.444 --> 14:44.572
‫وقتی که خوشحال بودم

14:46.991 --> 14:48.391
‫خونه‌ی خودمو داشتم

14:49.118 --> 14:52.764
‫چند سالی میشد که توی
‫ آرایشگاه مشغول بودم

14:52.788 --> 14:54.457
‫دستم تو جیب خودم بود

14:56.042 --> 15:01.148
‫و بالأخره توی آرایشگاه
‫ صندلی خودمو داشتم

15:01.172 --> 15:02.572
‫همش به خودم می‌گفتم...

15:03.299 --> 15:04.699
‫ببین چه کردی

15:05.343 --> 15:07.178
‫هر روز با ذوق می‌رفتم سر کار

15:09.221 --> 15:11.432
‫شاید چیز مهمی به نظر نیاد...

15:16.937 --> 15:18.439
‫ولی همین برای من یه دنیا ارزش داشت

15:28.491 --> 15:32.304
‫نایومی، دو ماه قبل از اینکه بهش حمله بشه،
‫تو آرایشگاه جولی‌مار ویستا کار می‌کرده

15:32.328 --> 15:33.555
‫چه اتفاق آشنایی

15:33.579 --> 15:36.642
‫مثل ترفیع گرفتن الینا،
‫ یا کار تبلیغاتی لورا ویلسون

15:36.666 --> 15:39.186
‫اما برای این که قاتل از این اتفاق
‫ ترغیب بشه و بره دنبالش

15:39.210 --> 15:41.420
‫- قبلش باید ازش مطلع بشه دیگه
‫- دقیقاً

15:41.921 --> 15:46.300
‫پس دنبال آدم‌های نزدیکش بگردید.
‫دوست و آشنا، کارکنان سالن

15:46.842 --> 15:49.387
‫کسایی که توی پاساژ جولی‌مار ویستا
‫ کار می‌کردن، هر کسی که می‌دونید

15:51.013 --> 15:52.413
‫نماینده پرلمن

15:52.890 --> 15:54.290
‫همه‌چیز مرتبـه؟

15:55.101 --> 15:57.329
‫اوضاع خوب نیست،
‫ انتخابات ‌هم نزدیکـه

15:57.353 --> 16:00.040
‫رقیبِ من... می‌خواد ارتباط من
‫ با واحد پرونده‌های حل‌نشده رو

16:00.064 --> 16:02.858
‫به محور اصلیش توی کارزار انتخاباتی
‫ که راه انداخته، تبدیل کنه

16:03.442 --> 16:06.713
‫- من دارم تموم تلاشمو می‌کنم، دوستان
‫- ما متوجه این موضوع هستیم

16:06.737 --> 16:07.881
‫اما یه درخواست دیگه هم داریم

16:07.905 --> 16:11.593
‫دارم یه مصاحبه با شبکه‌ی خبری ترتیب میدم
‫ تا بتونم روی روایت ماجرا تاثیر بذارم

16:11.617 --> 16:13.077
‫- و ما ازت می‌خوایم که...
‫- نه

16:14.203 --> 16:15.847
‫ازت می‌خوایم که با جیک بری رو آنتن

16:15.871 --> 16:18.558
‫عمراً، اومدید اینجا
‫تا منو قاطی سیاست کنید؟

16:18.582 --> 16:20.602
‫- من میلیون‌ها...
‫- قصد ما ملاقات حضوری بود

16:20.626 --> 16:22.521
‫- تا بتونیم باهات رو در رو صحبت کنیم
‫- کسشعر نگو

16:22.545 --> 16:24.439
‫می‌دونستید که اگه این رو پشت تلفن می‌گفتید،‏
گوشی رو قطع می‌کردم

16:24.463 --> 16:27.758
‫اصل مطلبو بچسب، بالارد

16:28.384 --> 16:30.987
‫فقط آینده‌ی سیاسی نماینده
‫ نیست که در خطره

16:31.011 --> 16:32.411
‫تأثیرش روی مردم‌ هم هست

16:42.231 --> 16:43.291
‫این چیـه؟

16:43.315 --> 16:47.027
‫یه خلاصه از جزئیات رابطه‌ام با منی،
‫تا قبل از اینکه دستگیر بشه

16:47.611 --> 16:49.297
‫چرا گذاشتیش رو میز من؟

16:49.321 --> 16:51.824
‫تا مطمئن شی خوب نوشته شده

16:52.408 --> 16:54.177
‫نمی‌خوام خراب بشه

16:55.786 --> 16:57.264
‫قطعاً لفانت می‌تونه...

16:57.288 --> 16:59.457
‫مهربونی بیش از حد لفانت،
روی صداقتش سایه میندازه

17:00.833 --> 17:02.293
‫تو برعکسشی، خیلی روراستی

17:04.003 --> 17:05.403
‫باشه، هرچی تو بگی

17:06.672 --> 17:08.108
‫میگم، بالارد

17:08.132 --> 17:10.610
‫من یه چیزی پیدا کردم

17:10.634 --> 17:12.988
‫سال ٢٠٠٠ یه مغازه مرغ سوخاری
‫توی پاساژ جولی‌ بوده

17:13.012 --> 17:15.490
‫دیوار به دیوار سالن آرایشگاه

17:15.514 --> 17:18.076
‫یه یارویی توش کار می‌کرده
‫ به اسم کیسی رابینز

17:18.100 --> 17:21.747
‫- کیسی رابینز سابقه‌داره؟
‫- یه چیزی بیشتر از اون

17:21.771 --> 17:25.125
‫توی همون سال، کیسی رابینز توی پالمز،
‫ خیابون جاسمین زندگی می‌کرده

17:25.149 --> 17:27.294
‫یه‌کم بالاتر از ونیز

17:27.318 --> 17:29.361
‫یکی از همون بلوک‌هایی که
‫قربانی دیگه‌مون،

17:30.029 --> 17:33.341
‫جوزی کالور، واسه هیلاری کلینتون
‫ توی انتخابات، توش تبلیغ کرده بود

17:33.365 --> 17:36.720
‫جوزی کالور واسه تبلیغ،
‫قطعاً رفته در خونه‌ی کیسی رابینز

17:36.744 --> 17:39.246
‫اون با دو تا از قربانی‌هامون
‫ در ارتباط بوده؟

17:39.789 --> 17:41.832
‫- خب، یه چیزهایی داره دستگیرمون میشه
‫- بهت که گفتم

17:42.333 --> 17:44.251
‫می‌تونی یه عکس از کیسی
‫ تو سال ٢٠٠٠ پیدا کنی؟

17:49.673 --> 17:54.762
‫می‌دونم که زمان زیادی گذشته، نایومی،
‫اما به نظرت این مردو می‌شناسی؟

18:04.730 --> 18:06.130
‫مطمئن نیستم

18:06.941 --> 18:12.339
‫دارم سعیمو می‌کنم اما هنوز
‫ قیافشو درست یادم نمیاد

18:12.363 --> 18:13.715
‫اشکال نداره

18:13.739 --> 18:16.075
‫- مشکلی نیست
‫- ممنونم

18:20.037 --> 18:21.437
‫کیسی الان کجاست؟

18:21.872 --> 18:25.292
‫نتونستیم رد خودشو بزنیم،
‫اما مادرش توی وودلند هیلز زندگی می‌کنه

18:25.793 --> 18:27.729
‫خیلی خب، من و رولز می‌ریم سراغش

18:27.753 --> 18:30.649
‫شما ببینید ارتباطی بین رابینز
‫ و بقیه قربانی‌ها پیدا می‌کنید یا نه

18:30.673 --> 18:32.073
‫باید با همین فرمون پیش بریم

18:33.467 --> 18:34.867
‫رولز

18:44.478 --> 18:45.455
‫چی شده؟

18:45.479 --> 18:47.898
‫چیزایی که زن‌ها باید باهاشون
‫ کنار بیان خیلی سنگینـه

18:49.358 --> 18:51.819
‫یه کم پیش... اظهارات مارتینا رو خوندم

18:53.821 --> 18:56.675
‫و اتفاقاتی که برای نایومی افتاده...

18:56.699 --> 18:58.260
‫اصلاً هرچی... هر پرونده‌ای

18:58.284 --> 19:01.245
‫آره، وضع خیلی خوب نیست

19:03.497 --> 19:06.017
‫بعد ازتون انتظار دارن با این
‫ وضعیت سر قرار هم برید

19:07.251 --> 19:08.752
‫راستشو بگو... سختـه، نه؟

19:10.588 --> 19:13.841
‫می‌دونی...
‫انگار تو اتوبان ۴٠۵ گیر کردی

19:14.925 --> 19:17.510
‫ترافیکش افتضاحـه، ولی تنها راهِ
‫رسیدن به اون سمت شهر همینـه

19:21.390 --> 19:22.790
‫تو چی؟

19:23.183 --> 19:24.619
‫روابطت چجوریـه؟

19:24.643 --> 19:26.538
‫منظورت بنیادمـه؟

19:26.562 --> 19:27.962
‫چی؟

19:28.147 --> 19:31.084
‫بنیاد تد رولز، جایی برای
‫ زنان ِ مجردِ گرسنه

19:31.108 --> 19:34.254
‫هدف ما اینـه که زن‌های
‫مجرد و گرسنه رو چند باری

19:34.278 --> 19:35.881
‫ببریم به رستوران‌های
‫درجه یک لس‌آنجلس

19:35.905 --> 19:41.052
‫با نوشیدنی سیرشون کنیم
‫و بعد دوستانه ازشون جدا شیم

19:41.076 --> 19:42.476
‫از دستِ تو، تد

19:47.291 --> 19:48.709
‫من سر قرار میرم، ولی خب...

19:50.169 --> 19:52.254
‫صد سالی میشه توی رابطه نبودم

19:54.298 --> 19:56.967
‫احتمالاً روانشناسی پایه میگه
‫ نمی‌تونی با یکی مثل

19:58.510 --> 20:00.888
‫بابای من بزرگ بشی و
‫توی عشق هم موفق باشی

20:02.640 --> 20:04.558
‫نمی‌دونم. شاید خودم بخشی از مشکلم

20:06.769 --> 20:09.437
‫خب، اقلاً پولداری

20:12.399 --> 20:13.799
‫آره

20:19.073 --> 20:21.575
‫آره، برام قابل‌باوره که یه قاتل زنجیره‌ای
‫اینجا بزرگ شده باشه

20:22.076 --> 20:24.095
‫آره

20:24.119 --> 20:25.519
‫فقط یه ماشین

20:26.538 --> 20:28.332
‫- چطوره بری پشت خونه رو نگاه بندازی؟
‫- آره

20:44.181 --> 20:46.826
‫- سلام
‫- پس به خاطر اون سگ اومدی؟

20:46.850 --> 20:49.228
‫- سگ؟
‫- یکم زود اومدی

20:51.605 --> 20:53.023
‫همینطوری اونجا وانیستا

21:05.494 --> 21:09.623
‫تو پلیسی

21:10.666 --> 21:12.251
‫من عاشق سریال «نظم و قانون»ام

21:13.002 --> 21:18.483
‫«شما حق دارید سکوت اختیار کنید»

21:18.507 --> 21:22.219
‫می‌دونی، بعد از آخرالزمان

21:22.720 --> 21:27.808
‫فقط سوسک‌ها و
‫سریال‌های پلیسی باقی می‌مونن

21:28.767 --> 21:32.438
‫من هم اصلاً با این قضیه مشکلی ندارم

21:38.193 --> 21:39.421
‫تنها زندگی می‌کنید؟

21:39.445 --> 21:42.531
‫تنها بودم، تا اینکه پسرم برگشت پیشم

21:43.032 --> 21:44.432
‫کیسی

21:44.825 --> 21:47.119
‫الحق که بچه‌ننه‌ست

21:51.999 --> 21:53.399
‫الان پسرتون اینجاست؟

21:54.043 --> 21:56.211
‫نه؟

21:57.129 --> 22:00.132
‫نه. رفت بیرون

22:04.470 --> 22:06.430
‫میشه از دستشویی‌تون استفاده کنم؟

22:06.930 --> 22:09.284
‫آخه موقع اومدن زیادی قهوه خوردم

22:09.308 --> 22:11.036
‫حتماً

22:11.060 --> 22:15.415
‫حتماً، اگه دلش رو داری.
‫بفرما داخل.

22:15.439 --> 22:16.839
‫ممنون

22:36.085 --> 22:37.485
‫تو خوبی؟

22:37.711 --> 22:39.797
‫امیدوارم زمین نخورده باشی

22:40.923 --> 22:43.902
‫«حق داری سکوت کنی»... اوه

22:43.926 --> 22:45.070
‫خب، زود باش

22:45.094 --> 22:47.304
‫بیا بریم سراغ همونی که به خاطرش اومدی

22:48.889 --> 22:52.601
‫راستش، الان فهمیدم که من...

22:56.188 --> 22:57.415
‫مامان؟

22:57.439 --> 22:58.941
‫وای خدا

23:00.526 --> 23:02.962
‫پس اومدی، عزیزم. سلام

23:02.986 --> 23:04.386
‫این دیگه کدوم خریه؟

23:04.655 --> 23:08.283
‫- این زن واسه سگه اومده
‫- اون زن قرار رو به‌هم زد

23:09.021 --> 23:10.136
‫تو دیگه کی هستی؟

23:10.160 --> 23:11.620
‫اون پلیسـه

23:12.246 --> 23:15.433
‫- نشان و اینا داره
‫- آره. به نظرم بهتره از اینجا برم

23:15.457 --> 23:17.018
‫فکر خوبیـه

23:17.042 --> 23:18.853
‫«هر چیزی که بگی،
‫علیه خودت استفاده میشه»

23:18.877 --> 23:20.277
‫برو کنار

23:23.799 --> 23:25.199
‫برو کنار!

23:26.093 --> 23:27.570
‫- برو...
‫- اینجا همه‌چی مرتبـه؟

23:27.594 --> 23:28.994
‫رولز

23:29.346 --> 23:30.973
‫میری ماشین رو روشن کنی؟

23:35.644 --> 23:38.123
‫سازمان کنترل حیوانات رو خبر کن،
‫به واحد تحقیقات ویژه هم زنگ بزن

23:38.147 --> 23:39.958
‫اون خل‌وضع هر جا بره
‫باید یکی مراقبش باشه

23:39.982 --> 23:42.752
‫توی خونه شبیه صحنه‌های فیلم ترسناک بود.
‫به نظرت رضایت میده تفتیش کنیم؟

23:42.776 --> 23:44.176
‫لازم نیست

23:45.904 --> 23:48.949
‫- دی‌ان‌ایش رو برداشتم
‫- اوه

23:55.021 --> 24:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:10.220 --> 24:12.848
‫- سلام
‫- سلام

24:13.348 --> 24:15.535
‫توتو؟ آخه...

24:15.559 --> 24:16.744
‫ساعت 9:30 ئـه

24:16.768 --> 24:19.562
‫بهترین موقع واسه یه لیوان میموزاست

24:20.814 --> 24:22.858
‫انگار این سرنخ جدید
‫ارزش جشن گرفتن داره

24:25.444 --> 24:28.822
‫شاید. وقتی شرایط عادی باشه

24:31.366 --> 24:34.411
‫اون‌وقت شرایط فعلی رو
‫چطوری توصیف می‌کنی؟

24:35.871 --> 24:37.891
‫خب، اگه پرونده‌ی این قتل سریالی رو حل کنم،

24:37.915 --> 24:40.542
‫شاید بتونم برگردم دایره‌ی جنایی

24:41.543 --> 24:43.462
‫خب این خبر خوبی نیست؟

24:47.507 --> 24:48.907
‫از محل کار فعلی‌ات راضی هستی

24:50.886 --> 24:53.805
‫گمونم آره، شاید

24:56.225 --> 24:58.810
‫یه دلیل بهتر واسه جشن گرفتن.
‫میرم لیوان بیارم.

25:06.735 --> 25:08.135
‫تف توش

25:12.783 --> 25:15.220
‫- سلام، چی شده؟
‫- سلام پارکر. از کیسی به جایی نمی‌رسیم

25:15.244 --> 25:18.622
‫نمونه‌ دی‌ان‌ای مسواک با اونی که
‫از کف دست گرفتیم مطابقت نداشت

25:19.248 --> 25:20.225
‫وای نه

25:20.249 --> 25:22.501
‫می‌دونم قرار بود یه صبح
‫استراحت کنیم،

25:23.001 --> 25:24.896
‫ولی ازت می‌خوام نایومی رو
‫سوار ماشین پلیس کنی

25:24.920 --> 25:26.600
‫وقتشـه بره آپارتمان رو ببینه

25:27.005 --> 25:29.734
‫- مطمئنی آمادگی‌شو داره؟
‫- باید داشته باشه دیگه

25:29.758 --> 25:31.319
‫باشه. اونجا می‌بینیمت

25:31.343 --> 25:33.446
‫لعنتی! خودم نمی‌تونم بیام!

25:33.470 --> 25:37.408
‫باید برم دیدنِ پرلمن و هیستینگز تا
‫واسه این مصاحبه‌ی مسخره آماده بشم

25:37.432 --> 25:38.534
‫می‌دونی چیه؟

25:38.558 --> 25:41.103
‫- تو برو. لفانت رو با خودت ببر
‫- حله

25:45.607 --> 25:48.419
‫- نظری ندارم. عالی بود
‫- جدی؟

25:48.443 --> 25:49.843
‫راستش، یه نظری دارم

25:51.863 --> 25:53.263
‫اون یارو خیلی لاشی بوده

25:54.866 --> 25:58.245
‫وایسا. دو تا نظر

26:00.289 --> 26:02.708
‫خودت می‌دونی که لیاقتت
‫بیشتر از ایناست دیگه؟

26:05.877 --> 26:07.421
‫خیلی‌خب. خوبه

26:14.011 --> 26:15.321
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

26:15.345 --> 26:16.745
‫چطور خوابیدی؟

26:17.306 --> 26:19.158
‫اصلاً خواب به چشمم نیومده...

26:19.182 --> 26:24.021
‫آپارتمان الان خالیـه.
‫پس اصلاً عجله نداریم.

26:24.521 --> 26:25.921
‫باشه

26:31.778 --> 26:33.840
‫خاطراتت توی ذهنت هستن

26:33.864 --> 26:36.325
‫سعی کن به خاطر بیاری

26:39.745 --> 26:41.145
‫عجیبـه

26:42.122 --> 26:43.522
‫همون بو رو میده

26:52.174 --> 26:54.426
‫تازه چند ماه بود اومده بودم اینجا

26:55.135 --> 26:57.470
‫اولین خونه‌ی مستقلم

27:04.394 --> 27:08.273
‫اون شب، من...

27:09.566 --> 27:14.279
‫بعد از کار با چندتا از دوستای آرایشگاهم
‫رفتیم یه چندتا نوشیدنی خوردیم

27:15.489 --> 27:19.826
‫بعدش هم برگشتم خونه،
‫خیلی هم دیروقت نبود

27:21.119 --> 27:24.163
‫وقتی برگشتی خونه،
‫چیزی به نظرت غیرعادی نیومد؟

27:30.045 --> 27:31.445
‫نه

27:40.222 --> 27:41.622
‫اون تخته

27:45.394 --> 27:47.311
‫یادمه همیشه پامو جوری می‌ذاشتم
‫که اون تخته صدا نده

27:48.939 --> 27:52.483
‫ولی اون شب، صداش رو شنیدم و
‫فهمیدم یکی توی آپارتمانـه

28:01.410 --> 28:03.911
‫کجا بودی؟ وقتی صداش رو شنیدی؟

28:09.209 --> 28:10.436
‫من...

28:10.460 --> 28:11.920
‫خواب بودم

28:13.422 --> 28:14.822
‫توی تخت‌خواب

28:15.340 --> 28:16.740
‫اونجا

28:19.803 --> 28:21.388
‫یه کمد لباس روی اون دیوار بود

28:23.682 --> 28:26.143
‫یه پنکه هم... اونجا بود

28:29.896 --> 28:33.525
‫چه صداییـه؟ بعدش بود...

28:34.276 --> 28:36.153
‫بعدش بود؟

28:43.118 --> 28:46.246
‫یادمه اون...

28:46.788 --> 28:50.500
‫بیرون چند نفر بودن

28:53.628 --> 28:55.028
‫داشتن می‌خندیدن

28:56.006 --> 28:57.757
‫اون...

28:59.217 --> 29:00.862
‫چشماش

29:00.886 --> 29:03.680
‫چشماش رو یادمـه

29:05.182 --> 29:06.284
‫قهوه‌ای بودن

29:06.308 --> 29:07.618
‫مطمئنی؟

29:07.642 --> 29:09.144
‫شک ندارم

29:10.770 --> 29:12.856
‫وای خدا

29:13.440 --> 29:15.442
‫تقریباً چهره‌اش جلوی چشممـه

29:16.109 --> 29:19.529
‫بعدش کم‌کم محو میشه

29:24.910 --> 29:27.662
‫- لعنتی... خیلی‌خب
‫- باشه، باشه. غصه نخور

29:28.288 --> 29:31.416
‫به خودت فشار نیار، خب؟
‫همین قدر هم عالی بود، نایومی

29:36.963 --> 29:38.798
‫یه لحظه می‌خوام تنها باشم

29:39.674 --> 29:42.135
‫- باشه
‫- من...

29:47.599 --> 29:48.999
‫پیشرفت

29:49.559 --> 29:50.959
‫یکمی

29:51.186 --> 29:52.586
‫فقط...

29:52.771 --> 29:55.398
‫- فقط امیدوارم ارزشش رو داشته باشه
‫- کامل یادش میاد

29:56.233 --> 29:57.633
‫داره خوب پیش میره

29:58.860 --> 30:03.657
‫زنگ می‌زنم بالارد، ازش می‌خوام
‫درخواست یه طراح چهره بده

30:08.453 --> 30:11.474
‫توی این شهر، بیش از شش‌هزار
‫پرونده‌ی قتل حل‌نشده هست

30:11.498 --> 30:13.726
‫خیلی از این پرونده‌ها مربوط به
‫قربانی‌هایی‌ هستن که

30:13.750 --> 30:15.645
‫خانواده‌هاشون قدرت و پارتی ندارن

30:15.669 --> 30:18.630
‫منی که پدر و مادرم کارگر بودن،
‫با گوشت و پوستم درکش می‌کنم

30:19.506 --> 30:22.568
‫حالا توی این واحد،
‫از موقعیتم استفاده می‌کنم

30:22.592 --> 30:26.012
‫تا با تمام وجود بجنگم برای همه‌ی
‫اون خانواده‌هایی که هنوز منتظر جوابن

30:26.513 --> 30:29.200
‫اما جناب نماینده،
‫در پاسخ به منتقدانی که میگن

30:29.224 --> 30:32.745
‫شما بودجه رو صرف رسیدگی
‫به پرونده‌ی قتل خواهرتون می‌کنید

30:32.769 --> 30:37.208
‫در حالی که جرم و بی‌خانمانی توی شهر
‫افسارگسیخته شده، چی برای گفتن دارید؟

30:37.232 --> 30:39.710
‫به ‌نظرم اون منتقدها
‫دچار سوءبرداشت شدن...

30:39.734 --> 30:41.170
‫جناب نماینده؟

30:41.194 --> 30:43.780
‫- اجازه هست؟
‫- خواهش می‌کنم

30:44.447 --> 30:46.073
‫شر، گفتی بودجه صرف جای دیگه‌ای میشه

30:47.701 --> 30:51.162
‫واحد پرونده‌های حل‌نشده فقط
‫یه کارمند حقوق‌بگیر داره. خودم

30:51.913 --> 30:56.394
‫بقیه‌ی اعضای تیمم داوطلبن.
‫ما توی زیرزمین همین ساختمون کار می‌کنیم.

30:56.418 --> 30:58.396
‫با این‌حال داریم نتیجه می‌گیریم

30:58.420 --> 30:59.981
‫همین هفته‌ی پیش، ما یه پرونده رو بستیم

31:00.005 --> 31:01.482
‫قتل یه پسر 19 ساله

31:01.506 --> 31:04.426
‫قاتلی رو بازداشت کردیم که هفت سال بود
‫داشت توی خیابون‌ها راست‌راست می‌چرخید

31:05.051 --> 31:07.780
‫خب، این قابل تحسینـه،
‫ولی اگه کارآگاه بالارد

31:07.804 --> 31:12.660
‫واقعاً داره طبق ادعاش پرونده‌ها رو
‫حل می‌کنه، پس چرا دفتر شما

31:12.684 --> 31:16.271
‫داره با رئیس‌پلیس درباره‌ی
‫جایگزین کردن ایشون مذاکره می‌کنه؟

31:19.357 --> 31:22.712
‫خب، نمی‌دونم اطلاعات‌تون رو
‫از کجا می‌گیرید،

31:22.736 --> 31:26.674
‫ولی هر وقت که پای پول
‫مالیات‌دهنده‌ها وسطـه

31:26.698 --> 31:28.801
‫باید مدام همه‌چیز رو بازنگری کنیم

31:28.825 --> 31:30.595
‫- حتی اگه نیازی به تغییر نباشه...
‫- چه غلطا؟

31:30.619 --> 31:31.846
‫من هم اولین باره می‌شنوم

31:31.870 --> 31:34.181
‫برای اطمینان از استفاده‌ی
‫درست و مؤثر از منابع

31:34.205 --> 31:36.559
‫بعد از اون حمله‌ای که به خونه‌ت شد،
‫این فقط یه اقدام احتیاطی بود

31:36.583 --> 31:39.143
‫- همین و بس. نقشه‌ی زاپاس
‫- پس چرا نگفتی؟

31:40.378 --> 31:43.632
‫نگرانی‌هایی هم در رابطه با اون یکی پرونده
‫که داشتی روش کار می‌کردی وجود داشت

31:44.341 --> 31:47.028
‫- علیه رابرت اولیواس
‫- چی؟

31:47.052 --> 31:49.947
‫این‌طور مطرح شده بود که شاید
‫انگیزه‌ای شخصی پشت ماجرا بوده

31:49.971 --> 31:51.032
‫- اوه!
‫- نباید پخش زنده می‌بود

31:51.056 --> 31:52.158
‫اشتباه بود

31:52.182 --> 31:54.351
‫در این مورد تمام و کمال موافقم

32:02.442 --> 32:04.361
‫وای خدا

32:05.195 --> 32:07.131
‫- سلام
‫- سلام

32:07.155 --> 32:10.301
‫- لطفاً بگو که آبجو آوردی
‫- آوردم، ولی...

32:10.325 --> 32:13.078
‫- من... بهش گفتم می‌تونه بیاد داخل
‫- چی؟

32:14.871 --> 32:16.271
‫ولی...

32:32.847 --> 32:33.991
‫سلام

32:34.015 --> 32:35.415
‫سلام

32:36.351 --> 32:39.914
‫شرمنده سرزده اومدم. می‌خواستم
‫حضوری باهات حرف بزنم.

32:39.938 --> 32:41.338
‫خیلی‌خب

32:42.649 --> 32:44.049
‫آ...

32:47.779 --> 32:49.179
‫ما...

32:49.864 --> 32:51.282
‫اولش همه‌چی راحت و عادی بود

32:52.200 --> 32:53.910
‫قرارمون همین بود

32:55.453 --> 32:56.853
‫خوب هم بود

32:58.289 --> 32:59.874
‫عالی بود

33:02.752 --> 33:08.174
‫ولی وقتی بهت حمله شد و من پشت تلفن
‫داشتم باهات حرف می‌زدم...

33:09.008 --> 33:10.844
‫وحشتناک بود

33:11.761 --> 33:15.557
‫یعنی... طبعاً نگرانت بودم، ولی...

33:17.434 --> 33:18.893
‫نگرانی خشک و خالی نبود

33:19.519 --> 33:21.563
‫و فهمیدم...

33:23.732 --> 33:25.525
‫من بیشتر از اینا می‌خوام

33:31.322 --> 33:33.700
‫من...

33:35.285 --> 33:36.512
‫نمی‌دونم چی بگم

33:36.536 --> 33:38.371
‫نه، لازم نیست چیزی بگی

33:39.122 --> 33:43.793
‫چون می‌دونم به هر حال
‫الان در توانت نیست

33:54.220 --> 33:56.556
‫نمی‌تونم پاسوزت بشم

34:00.685 --> 34:02.085
‫شرمنده، رنه

34:30.507 --> 34:31.925
‫امروز چقدر ساکتی

34:33.051 --> 34:34.451
‫ساکت‌تر از حد معمول

34:34.677 --> 34:36.077
‫همه‌چی مرتبـه؟

34:36.221 --> 34:37.621
‫چشمای قهوه‌ای

34:38.014 --> 34:41.118
‫تا الان فقط همین دستگیرمون شده.
‫چیز دیگه‌ای بهت نگفته.

34:41.142 --> 34:42.542
‫باشه، ولی میگه

34:43.102 --> 34:45.080
‫یا شاید بگه

34:45.104 --> 34:48.083
‫کل صبح پیش هنرمند طراح چهره بود

34:48.107 --> 34:49.585
‫شاید یه چیزی دستمون رو گرفته باشه

34:49.609 --> 34:51.861
‫ما دوباره داریم همه‌ی این سختی‌ها رو
‫بهش تحمیل می‌کنیم

34:52.904 --> 34:54.706
‫واقعاً چقدر آسیب زدن بهش ارزش داره،

34:54.707 --> 34:56.510
‫اگه حتی آخرش چیزی که
‫می‌خوایم رو هم به دست نیاریم؟

34:56.533 --> 34:57.593
‫بیخیال

34:57.617 --> 35:00.429
‫خودت می‌دونی که گاهی یه سرنخ
‫واسه حل یه پرونده کافیـه

35:00.453 --> 35:01.597
‫فقط یه سرنخ کوچیک

35:01.621 --> 35:04.165
‫تو هم می‌دونی که گاهی
‫نمیشه به اون سرنخ رسید

35:08.878 --> 35:10.022
‫صبح بخیر

35:10.046 --> 35:11.690
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

35:11.714 --> 35:13.442
‫حالت چطوره؟

35:13.466 --> 35:14.693
‫خوبم

35:14.717 --> 35:18.364
‫ولی اگه حمله توی آپارتمانم اتفاق افتاده،
‫چرا الان اینجاییم؟

35:18.388 --> 35:19.788
‫چون به پیسی خوردیم، نایومی

35:20.265 --> 35:21.665
‫بالارد

35:22.892 --> 35:27.981
‫درسته. عکسی که از کیسی رابینز
‫بهت نشون دادیم، اشتباه بود

35:28.898 --> 35:32.235
‫فهرست کارکنان مرکز خرید رو هم
‫سه بار بررسی کردیم

35:32.861 --> 35:37.073
‫هیچی به هیچی. پس شاید
‫برگشتنت به اینجا، چیزی رو یادت بیاره

35:38.241 --> 35:39.885
‫می‌تونی بگی کدوم سالن بود؟

35:39.909 --> 35:44.330
‫صندلی من کنار اون پنجره بود

35:46.457 --> 35:49.478
‫مشتری ِمردی رو یادت نمیاد که
‫توجهت رو جلب کرده باشه؟

35:49.502 --> 35:51.564
‫جولی فقط به خانم‌ها خدمات می‌داد

35:51.588 --> 35:54.900
‫کافی‌شاپ یا رستورانی این نزدیکی‌ها
‫نیست که می‌رفتید؟

35:54.924 --> 35:58.404
‫من غذا از خونه میاوردم

35:58.428 --> 36:01.156
‫چقدر احتمالش هست که
‫این یارو رو پیدا کنید؟

36:01.180 --> 36:03.933
‫یعنی، اگه چیزی یادم نیاد

36:04.434 --> 36:05.834
‫راه دیگه‌ای نیست؟

36:06.060 --> 36:08.813
‫داریم روش کار می‌کنیم، خب؟
‫ناامید نشو

36:10.064 --> 36:11.566
‫چرا توی پارکینگ پارک نکرده؟

36:12.901 --> 36:13.878
‫اون کارمند

36:13.902 --> 36:15.296
‫توی پارکینگ پارک نکرده

36:15.320 --> 36:19.341
‫وقتی اینجا کار می‌کردم،
‫شرکتِ مالک مرکز خرید

36:19.365 --> 36:21.927
‫نمیذاشت کارمندها جلوی سالن پارک کنن

36:21.951 --> 36:26.372
‫واسه همین مجبور بودیم
‫بالاتر توی کوچه فرعی پارک کنیم

36:27.373 --> 36:28.773
‫میشه نشون‌مون بدی اونجا رو؟

36:29.292 --> 36:31.520
‫ببینیم سال 2000 کی اینجا زندگی می‌کرده
[پروژه‌ی لندمارک رئالیتی]

36:31.544 --> 36:34.505
‫اگه نایومی اینجا پارک می‌کرده، شاید توی
‫مسیرش تا محل کار، یکی اونو نشون کرده

36:40.011 --> 36:41.411
‫اون ساختمون رو می‌شناسی؟

36:42.138 --> 36:44.515
‫اون‌موقع نیمه‌کاره بود

36:51.564 --> 36:54.442
‫پارکر. گوش کن، من...
‫نایومی، ممنون

37:00.156 --> 37:03.636
‫خیلی‌خب رفقا، محدوده‌ی جستجومون رو
‫به بلوک 1400 خیابون اشلند گسترش می‌دیم

37:03.660 --> 37:05.170
‫نائومی با فاصله از محل کارش پارک کرده بود،

37:05.171 --> 37:06.681
‫پس این احتمال هست که
‫همونجا با قاتل روبرو شده باشه

37:06.704 --> 37:09.600
‫باشه. من سوابق مالکیت رو بررسی می‌کنم و
‫بین خودم و مارتینا تقسیم‌شون می‌کنم

37:09.624 --> 37:12.227
‫باشه. رولز کجاست؟

37:12.251 --> 37:14.396
‫- الان نباید اینجا باشه؟
‫- زنگ زد

37:14.420 --> 37:16.440
‫گفت سر راه باید یه کاری بکنه

37:16.464 --> 37:18.067
‫باشه، هر وقت رسید
‫در جریان قرارش بدید

37:18.091 --> 37:19.550
‫لفانت

37:21.761 --> 37:23.489
‫نایومی اونی که بهش
‫حمله کرده بود رو نشناخت

37:23.513 --> 37:25.950
‫پس احتمالاً اون شخص جزو آدمای
‫حاشیه‌ای زندگیش بوده

37:25.974 --> 37:28.160
‫یکی که اون متوجهش نشده،
‫ولی طرف نایومی رو می‌شناخته

37:28.184 --> 37:30.871
‫آره. یه دفتر بنگاه املاک
‫سر نبش خیابون بود

37:30.895 --> 37:32.790
‫سال 2000 بازسازی شده

37:32.814 --> 37:36.651
‫با صاحب‌ملک صحبت کردم، گفت قراره
‫یه لیست از پیمانکارهای فرعی برام بفرسته

37:37.527 --> 37:39.755
‫عه، فرستاده. عالیه

37:39.779 --> 37:42.490
‫برات می‌فرستمش تا یه نگاه بندا...

37:45.326 --> 37:46.726
‫نه

37:47.161 --> 37:48.561
‫محاله

37:49.914 --> 37:51.314
‫چیه؟

37:56.546 --> 37:58.965
‫امکان نداره. اون...

38:00.133 --> 38:02.301
‫قطعاً تصادفیـه، مگه نه؟

38:06.931 --> 38:10.059
‫نایومی، این مردها ممکنه توی
‫حمله بهت نقش داشته باشن

38:10.685 --> 38:13.062
‫ولی می‌تونی بهم بگی
‫به جا میاریشون؟

38:16.441 --> 38:18.168
‫باشه

38:18.192 --> 38:19.592
‫خیلی‌خب

38:20.021 --> 38:30.021
‫کاری از: نـیـک و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & cnlttie

38:32.790 --> 38:34.190
‫شماره چهار

38:35.626 --> 38:39.630
‫صد درصد. وای خدا. وای خدا

38:40.631 --> 38:42.031
‫نایومی، مطمئنی؟

38:46.637 --> 38:48.037
‫- خب؟
‫- آره

38:51.392 --> 38:52.792
‫خب؟

38:55.438 --> 38:56.838
‫تام، خودشـه

38:58.441 --> 38:59.841
‫کی؟

39:01.069 --> 39:02.469
‫گری پرلمن

39:04.405 --> 39:05.674
‫چی؟

39:05.698 --> 39:07.098
‫بابای نماینده؟!

39:10.036 --> 39:11.388
‫وای خدا

39:11.412 --> 39:14.248
‫شرکت «پرلمن الکتریک» یکی از پیمانکارهای
‫فرعی پروژه بازسازی «لندمارک رئالیتی» بود

39:16.334 --> 39:18.836
‫گری هر روز نایومی رو می‌دیده که
‫داره میره سر کار جدیدش

39:19.587 --> 39:20.987
‫سر زندگی جدیدش

39:22.799 --> 39:24.199
‫نایومی توی اوج خوشحالی و رضایت بود

39:25.176 --> 39:26.403
‫گری هم فشار خورده

39:26.427 --> 39:30.616
‫چطور ممکنه کسی ارتباط و تطابق
‫دی‌ان‌ای رو تشخیص نداده باشه؟

39:30.640 --> 39:32.040
‫چون دی‌ان‌ای نبوده

39:32.809 --> 39:34.727
‫خودم نتایج رو با دارسی مرور کردم

39:35.478 --> 39:37.230
‫ما دی‌ان‌ای گری رو می‌خوایم

39:38.856 --> 39:39.917
‫رولز کجاست؟

39:39.941 --> 39:43.504
‫آره، اون بعضی‌ها رو ناراحت می‌کنه.
‫درک می‌کنم.

39:43.528 --> 39:46.989
‫ولی جایگزین کردنش
‫اشتباه بزرگیـه و جیک...

39:47.990 --> 39:49.390
‫اون باید اینو بدونه

39:50.827 --> 39:54.122
‫شرمنده. گفت بیست دقیقه‌ی دیگه می‌رسه

39:54.747 --> 39:57.125
‫- اشکالی نداره صبر کنم برسه؟
‫- نه، ایرادی نداره

39:58.417 --> 40:01.838
‫انگار حسابی تغییر موضع دادی
‫نسبت بهش، مگه نه؟

40:03.631 --> 40:06.401
‫یعنی پرونده‌ی سارا داره به نتیجه می‌رسه؟

40:06.425 --> 40:07.986
‫آره

40:08.010 --> 40:09.410
‫یه قربانی پیدا کردیم که در قید حیاتـه

40:11.180 --> 40:12.580
‫باورت میشه؟

40:13.724 --> 40:15.768
‫- شوخی می‌کنی
‫- نه

40:16.352 --> 40:18.229
‫نه، قاتل سال 2000
‫ولش کرده بوده که بمیره

40:21.983 --> 40:23.383
‫عجب!

40:25.862 --> 40:29.365
‫خب، چی بهتون گفته؟

40:30.199 --> 40:33.512
‫یعنی، تونست اون حروم‌زاده رو شناسایی کنه؟

40:33.536 --> 40:36.640
‫نه، کلی سال از روش گذشته دیگه

40:36.664 --> 40:39.876
‫آسیب روحی روانی زیادی دیده

40:41.669 --> 40:42.646
‫آره

40:42.670 --> 40:44.870
‫ولی بالارد از هیچ فرصتی نمی‌گذره

40:45.506 --> 40:47.842
‫چه حلال‌زاده...

40:48.885 --> 40:51.029
‫- سلام رئیس. چه خبر؟
‫- رولز

40:51.053 --> 40:53.973
‫گوش کن، می‌دونم به نظرت
‫پشم‌ریزون میاد، ولی حقیقت داره

40:54.557 --> 40:58.019
‫نایومی الان گری پرلمن رو شناسایی کرد.
‫اون قاتل ماست.

40:59.020 --> 41:00.563
‫- چی؟
‫- آره

41:01.147 --> 41:03.125
‫باید همین الان برگردی اینجا

41:03.149 --> 41:04.549
‫آ...

41:04.817 --> 41:07.028
‫آره. آره، می‌تونم روش کار کنم اگه بخوای

41:09.155 --> 41:10.841
‫- رولز، کجایی؟
‫- من...

41:10.865 --> 41:12.909
‫یه سر اومدم خونه‌ی جیک

41:15.203 --> 41:16.603
‫پیش پدرشم

41:20.041 --> 41:21.018
‫آ...

41:21.042 --> 41:22.561
‫ولی به زودی برمی‌گردم دفتر

41:22.585 --> 41:23.985
‫ردیفـه

41:25.630 --> 41:27.065
‫نه، گری! وایسا! نکن...

41:27.089 --> 41:29.651
‫رولز؟

41:29.675 --> 41:32.638
‫وای خدا

41:33.021 --> 41:43.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

41:43.022 --> 41:53.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
