WEBVTT

00:00.063 --> 00:01.689
‫آنچه گذشت...

00:01.690 --> 00:04.316
‫دی‌ان‌ای قاتلِ سارا پرلمن
‫ توی یه صحنه‌ی جرمِ دیگه پیدا شده

00:04.317 --> 00:07.820
‫یه پرونده‌ی قتل دیگه‌.
‫زنی به اسم لورا ویلسون.

00:07.821 --> 00:09.739
‫- حدسی نداری؟
‫ - هارمون هریس

00:09.740 --> 00:12.783
‫نتونستم انگیزه‌ی قتل براش پیدا کنم،
‫ ولی عذرش قانعم نکرد

00:12.784 --> 00:17.455
‫گلوله‌ای که از بدنِ یولیا کراویتز خارج شده
‫از همون شش‌لولی شلیک شده که پیدا کردید

00:17.456 --> 00:19.457
‫- هیچ مورد مشابه‌ای توی سیستم پیدا نشد؟
‫- نه، هیچی

00:19.458 --> 00:20.833
‫در رابطه با مجهول‌الهویه هم نه؟

00:20.834 --> 00:23.836
‫ظاهراً گلوله‌ی اون پرونده
‫هیچوقت بررسی نشده

00:23.837 --> 00:25.045
‫مطمئنی؟

00:25.046 --> 00:27.089
‫من درخواست بررسی گلوله رو داده بودم

00:27.090 --> 00:30.801
‫مطمئنم یه نفر توی پلیس لس آنجلس کاری کرد
‫پرونده‌ی قتل مجهول‌الهویه بی‌نتیجه بمونه

00:30.802 --> 00:35.639
‫ولی برام سؤاله که نکنه رسیدگی به پرونده‌های
‫حل نشده باعث یه ترومای ثانویه شده باشه...

00:35.640 --> 00:38.267
‫تو به اجبار توی این موقعیت قرار گرفتی

00:38.268 --> 00:41.020
‫چون همکارهای پلیست پشتت رو خالی کرده بودن

00:41.021 --> 00:43.022
‫- روز خوبی داشته باشی، رنه
‫- پرونده بسته شد

00:43.023 --> 00:45.149
‫قاتل رو دستگیر کرد.
‫عمراً بتونن چیزی از زیر زبونش بکشن.

00:45.150 --> 00:46.859
‫یارو یه جمله‌ی ساده هم نمی‌تونه بگه

00:46.860 --> 00:48.970
‫حتماً، می‌تونم یکم باهاش خوش بگذرونم

00:48.995 --> 00:50.914
‫اصلاً نمی‌فهمه از کجا خورده

00:51.419 --> 00:58.419
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:58.987 --> 01:05.987
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:09.380 --> 01:19.380
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

01:23.188 --> 01:26.066
‫چرا نرفتی خونه بعد از اون
‫شیفتی که تا دیروقت بیدار بودی بخوابی؟

01:26.566 --> 01:29.151
‫فکر به این که توی اون کلوب
‫کار می‌کنی خون به جگرم می‌کنه

01:29.152 --> 01:30.654
‫چیزی نیست، مامان

01:31.154 --> 01:33.076
‫یعنی نمی‌خوای بخوابی؟

01:33.490 --> 01:34.845
‫کار سرم ریخته

01:34.870 --> 01:36.955
‫تازه، اون جای جفت‌مون می‌خوابه

01:38.078 --> 01:39.287
‫دوستت دارم، آقاجون

01:39.955 --> 01:42.873
‫همه‌ی نیروهای اسبق ارتش،
‫مطابق نیازت انتخاب شدن

01:42.874 --> 01:43.999
‫ولی یه پرس‌وجویی بکن

01:44.000 --> 01:47.211
‫شاید توی یه شرکت امنیتی دیگه
‫خدمات ارزون‌تری ارائه بدن

01:47.212 --> 01:49.296
‫ولی هیچ کدوم بهتر از ما نمیشن

01:49.297 --> 01:50.798
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم، کریگ

01:50.799 --> 01:54.009
‫وقتی پای امنیت وسط میاد،
‫مگه مهمـه پولش چقدر باشه؟

01:54.010 --> 01:56.263
‫هوم؟ آهان

01:58.682 --> 01:59.682
‫عالی شد. خیلی‌خب

01:59.683 --> 02:03.395
‫به آپریل میگم بیاد دفترمون و امروز
‫تا آخروقت برات برگه‌ها رو می‌فرستم

02:03.979 --> 02:05.295
‫خیلی‌خب، باز با هم صحبت می‌کنیم

02:05.772 --> 02:06.940
‫خداحافظ

02:30.088 --> 02:31.420
‫دریا چطور بود؟

02:31.673 --> 02:33.842
‫آروم بود.
‫خیلی مناسب موج‌سواری نبود.

02:34.467 --> 02:35.946
‫یه روز عالی واسه تمرین!

02:36.177 --> 02:37.178
‫مرسی

02:43.435 --> 02:45.227
‫سلام، دختر

02:45.228 --> 02:46.980
‫وقتِ بیکنـه!

02:49.441 --> 02:51.320
‫مارتی، ده دلار پول می‌خوام

02:51.345 --> 02:53.866
‫باشه، برو از کیفم بردار

03:01.119 --> 03:05.205
‫رالف، نه. اوه، خیلی‌خب

03:05.206 --> 03:08.250
‫خیلی‌خب، باشه.
‫باشه، باشه، باشه.

03:08.251 --> 03:11.086
‫صبح بخیر، خوابالو

03:23.183 --> 03:24.267
‫سورپرایز!

03:25.369 --> 03:27.954
‫قدیم‌ها عاشق این بودی که تماشا کنی بابات
‫چطور تخته‌های موج‌سواریش رو سرهم می‌کنه

03:27.979 --> 03:29.480
‫الان وقتش نیست، توتو

03:29.481 --> 03:32.149
‫بیخیال. سرگرمی‌ها تفریحات سالمن

03:32.150 --> 03:34.443
‫- کمکم کن ببرمش توی آلونک
‫- نه، راستش. باید به کارم برسم

03:34.444 --> 03:35.861
‫باید با سروان ملاقات کنم

03:35.862 --> 03:37.488
‫باشه، ولی اینجا کلی جا هست

03:37.489 --> 03:40.337
‫- تازه، نورش هم...
‫- توتو، پس بفرستش

03:43.620 --> 03:45.372
‫تو نمی‌دونی چرا اخم‌هاش تو هم بود؟

03:46.877 --> 03:53.144
‫« بالارد »
‫« فصل اول، قسمت سوم »

03:55.507 --> 03:57.876
‫مسیریاب زده ۳۴ دقیقه تا اداره

03:58.843 --> 04:00.103
‫میشه زودتر بیای؟

04:00.128 --> 04:02.279
‫نه. تو که می‌دونی عاشق ساحلم

04:02.304 --> 04:04.532
‫حالا جناب سروان باهات چیکار داره؟

04:04.557 --> 04:06.183
‫راستش واسه خودم هم سؤال بود

04:06.184 --> 04:07.267
‫ولی سرم شلوغ بود

04:07.268 --> 04:10.813
‫پارکر رو فرستادم بخش اسناد و مدارک تا
‫گلوله‌ی پرونده‌ی مجهول‌الهویه رو برداره

04:10.814 --> 04:12.813
‫احتمالاً قبل از اینکه
‫تو حتی از رو تختت بلند شی

04:12.838 --> 04:16.008
‫احتمالاً. ولی یه چیزی دستگیرم شده

04:17.070 --> 04:18.696
‫حلال‌زاده‌ست.
‫برچم داره زنگ می‌زنه.

04:18.697 --> 04:21.647
‫خیلی‌خب. منتظر می‌مونم.
‫اول درجه، بعد زیبایی.

04:21.672 --> 04:23.406
‫صبح بخیر، قربان

04:23.431 --> 04:24.994
‫- تو راهی؟
‫- بله

04:24.995 --> 04:26.078
‫فکر کردم گفتید ساعت ۹

04:26.079 --> 04:29.415
‫آره، ولی رئیس سر پرونده‌ی حل نشده‌ای که تازه
‫توی فضای مجازی سرو‌صدا کرده افتاده به جونم

04:29.416 --> 04:31.049
‫می‌خوام فوراً بیای دفترم

04:31.668 --> 04:33.377
‫باشه، در حال حاضر توی مرکز شهرم

04:33.378 --> 04:34.462
‫عالیـه

04:35.171 --> 04:36.473
‫هی، شرمنده

04:36.498 --> 04:38.525
‫گفتی چیزی دستگیرت شده؟

04:38.550 --> 04:41.385
‫آره. در مورد مظنون قتل لورا ویلسون

04:41.386 --> 04:42.469
‫هارمن هریس

04:42.470 --> 04:43.981
‫همونی که مربی بازیگریـه؟

04:44.389 --> 04:47.141
‫آره، باش گفت عذرش خیلی موجه نیست.
‫تونستی آدرسش رو پیدا کنی؟

04:47.142 --> 04:49.854
‫فورست‌لاون.
‫دو سال پیش سکته‌ی قلبی کرده.

04:49.879 --> 04:52.149
‫منظورت از چیزی دستگیرت شده این بود؟

04:53.732 --> 04:57.241
‫وقتی برچم رو دیدی، میشه ازش
‫درخواست صدور حکم نبش قبر کنی؟

04:57.652 --> 05:00.189
‫اوه! فکر نمی‌کنی داریم تند می‌ریم؟

05:00.405 --> 05:04.199
‫ببین، اگه دی‌ان‌ایش با رد دستی که توی
‫اتاق سارا پیدا شده مطابقت داشته باشه،

05:04.200 --> 05:07.870
‫پرونده بسته میشه و جیک پرلمن
‫واحد کوچیک‌مون رو سرپا نگه می‌داره

05:07.871 --> 05:10.832
‫و اگه مطابقت نداشته باشه،
‫قبر یه آدم بی‌گناه رو کندم

05:11.541 --> 05:14.543
‫برچم الان تنها متحد منـه.
‫نمی‌تونم کُفریش کنم.

05:14.544 --> 05:16.002
‫دریافت شد

05:16.902 --> 05:20.400
‫سعی می‌کنم رد اون یارویی که
‫گفت اون شب با هارمن بوده رو بزنم

05:20.425 --> 05:22.551
‫شاید از اون به یه جایی رسیدیم

05:22.552 --> 05:24.777
‫خیلی‌خب، باز باهات صحبت می‌کنم

05:25.680 --> 05:29.016
‫«یه چیزی دستگیرم شده»

05:29.017 --> 05:32.603
‫این انجمن برادری برادرم رو کشت!

05:34.731 --> 05:38.901
‫منو دستگیر می‌کنید؟ منو؟
‫اونا برادرم رو کشتن!

05:38.902 --> 05:41.862
‫راکل تاچر.
‫اون پسره روی پیراهنش، بردارشـه، نیک.

05:41.863 --> 05:44.949
‫سال ۲۰۰۶ از بالکن انجمن برادری افتاد

05:45.492 --> 05:47.117
‫علت مرگ نامشخص بوده

05:47.118 --> 05:48.619
‫- واسه خواهرش که نه
‫- آره

05:48.620 --> 05:51.038
‫اون مطمئنـه که دست یه سری از
‫اعضای اون انجمن به خونش آلوده‌ست

05:51.039 --> 05:53.707
‫هنوز حکم بازداشتِ آخرین باری
‫که از این کارها کرده رو دارم

05:53.708 --> 05:56.629
‫پس تا بازداشت میشه،
‫خبرش توی فضای مجازی مثل بمب می‌ترکه

05:56.654 --> 05:57.738
‫دقیقاً

05:57.763 --> 05:59.942
‫امروز صبح خبرگزاری محلی
‫یه گزارش تهیه کرد

06:00.048 --> 06:02.424
‫که همین باعث شد یه مشت
‫معترضین به عدالت اجتماعی

06:02.425 --> 06:03.840
‫رو سر رئیس خراب شن و

06:03.865 --> 06:05.273
‫مشکل رئیس هم مشکل ماست

06:05.298 --> 06:08.241
‫- و قربان، منظورتون از مشکل ما، در واقع...
‫- مشکل توئـه

06:08.266 --> 06:10.617
‫مسئول تحقیقات اولیه
‫سال ۲۰۲۰ فوت کرد

06:10.642 --> 06:13.644
‫پس تیمت رو جمع کن.
‫می‌خوام همه سر این حاضر باشن.

06:13.645 --> 06:17.023
‫یه بررسی کامل و حساب شده.
‫می‌خوام همه چی دقیق و بی‌نقص باشه.

06:18.149 --> 06:20.275
‫پرلمن رو چیکارش کنم، قربان؟
‫به جونم افتاده که...

06:20.276 --> 06:23.141
‫بذارش کنار فعلاً.
‫خودم با شورای شهر صحبت می‌کنم.

06:23.181 --> 06:24.885
‫تو تمرکزت روی همین باشه

06:25.022 --> 06:26.022
‫بله، قربان

06:29.369 --> 06:32.412
‫پودر پروتئین بیشتر از کافئین
‫اون خماری نسل زِدی‌تون رو

06:32.413 --> 06:34.206
‫از سر می‌پرونه

06:34.207 --> 06:37.853
‫خماری کجا بود؟ خسته‌ست.
‫شب‌ها مطالعه می‌کنه.

06:38.002 --> 06:39.982
‫واقعاً؟ تو از کجا می‌دونی؟

06:40.007 --> 06:42.843
‫چون با هم حرف می‌زنیم.
‫بد نیست تو هم یه امتحانی بکنی.

06:45.674 --> 06:48.299
‫- اینجا حیوون داریم!
‫- موشه رو دیدی؟

06:48.324 --> 06:49.991
‫تو خبر داشتی؟

06:50.016 --> 06:51.141
‫خوش‌یمنـه

06:51.166 --> 06:53.228
‫هزار جور بیماری انتقال میدن، کالین

06:53.253 --> 06:57.354
‫بالارد برنامه رو عوض کرد.
‫سروان ما رو برده سر یه پرونده‌ی جدید.

06:57.355 --> 06:59.081
‫مربوط به انجمن برادریـه

06:59.106 --> 07:01.817
‫من میرم جعبه رو بیارم.
‫می‌تونیم تخته‌ی جدید رو راه بندازیم.

07:02.193 --> 07:03.941
‫بیا اینجا، موش‌موشی

07:08.827 --> 07:10.833
‫این همون قربانی مسافرخونه‌ست؟

07:12.412 --> 07:13.537
‫یولیا

07:13.538 --> 07:15.728
‫تصمیم گرفتم والدینش رو پیدا کنم

07:16.499 --> 07:18.309
‫حق‌شونـه بدونن چی شده

07:18.334 --> 07:21.837
‫ایول. مامان من که
‫گوشی رو برندارم سکته رو زده

07:26.134 --> 07:28.427
‫برادرم نصفه‌شب بهم زنگ زد

07:28.428 --> 07:31.264
‫بعضاً اونقدری مست بود که
‫به زحمت می‌تونست حرف بزنه

07:31.818 --> 07:33.068
‫بعضی وقت‌ها هم... نمی‌دونم

07:33.093 --> 07:36.263
‫سعی می‌کرد تو خودش بریزه،
‫ولی می‌دونستم ترسیده

07:36.853 --> 07:38.073
‫از چی؟

07:38.098 --> 07:42.788
‫از مشروب‌خوردن اجباری،
‫کارهای خطرناک و خشونت فیزیکی

07:42.813 --> 07:45.064
‫بهم می‌گفت اوضاع از کنترل خارجـه

07:46.654 --> 07:48.530
‫راجع‌به کارآگاه اصلیِ پرونده،

07:48.531 --> 07:50.219
‫- اون...
‫- گوشش بدهکار نبود

07:50.244 --> 07:53.164
‫همه‌ش رو انداخت گردن شیطنت‌های پسرونه

07:53.804 --> 07:55.805
‫و به اصطلاح برادرهای نیک

07:55.830 --> 07:58.294
‫از روز اول هیچ کاری
‫برای محافظت از هم نکردن

07:58.319 --> 07:59.842
‫همچنان وضع‌شون همینـه

08:02.378 --> 08:06.240
‫نیک واسه خودش از روی بالکن پایین نیفتاد

08:13.993 --> 08:15.200
‫« گزارش کالبدشکافی »

08:15.225 --> 08:17.267
‫میزان الکل خون مقتول: ۰.۱۸

08:17.268 --> 08:19.478
‫درصد پایینی از مسمومیت الکیـه

08:19.479 --> 08:21.230
‫ولی مستِ لایعقل بود

08:21.231 --> 08:23.815
‫که بیشتر با فرضیه‌ی
‫اتفاقی بودن جور درمیاد تا یه قتل

08:23.816 --> 08:26.526
‫دقیقاً همون نظری که کارآگاه اولی داشت

08:26.527 --> 08:28.195
‫آره. بعدش پاش به یه سری از
‫قتل‌های گروه‌های تبهکاری باز شد

08:28.196 --> 08:31.198
‫که اون زمان توی شهر اتفاق افتاد.
‫تعجبی نداره که پرونده‌ش حل نشده.

08:31.199 --> 08:33.242
‫تنها چیزی که جلب توجه می‌کنه

08:33.243 --> 08:36.245
‫اینـه که بین نیک و یکی دیگه از
‫اعضای انجمن یه درگیری‌ای بوده

08:36.246 --> 08:38.207
‫- آره، دیدم. کایل برنت
‫- آره، خودشـه

08:38.232 --> 08:40.391
‫چند ساعت قبل از مرگ نیک
‫با هم درگیر شدن

08:40.416 --> 08:42.312
‫کایل گفته درگیری‌شون راجع‌به دخترها بوده،

08:42.337 --> 08:43.574
‫چیز خاصی نبوده، فقط درگیری لفظی

08:43.599 --> 08:45.980
‫ولی اون کسی بوده که
‫جسد رو پیدا کرده

08:46.018 --> 08:50.282
‫در کنار چند نفر از اعضای دیگه، پس شاید
‫ارزش اینو داشته باشه یه نگاهی بهش بندازیم

08:51.052 --> 08:53.053
‫باید اظهارات همه‌شون رو بروزرسانی کنیم

08:53.054 --> 08:55.215
‫بذار ببینیم کدوم‌شون قراره
‫توی مراسم تجدید دیدار شرکت کنه.

08:55.240 --> 08:57.003
‫- دارم روش کار می‌کنم
‫- عالیـه

08:58.601 --> 09:00.336
‫به گزارش کالبدشکافی نگاه کردی؟

09:00.361 --> 09:03.186
‫آره. به نظر همه چیزش با
‫سقوط از ارتفاع ۶ متری مطابقت داره

09:05.745 --> 09:07.452
‫« کن چستین »

09:09.779 --> 09:13.220
‫خب، یه شکستگی ساق پای راست داریم

09:13.245 --> 09:15.177
‫دوتا دنده‌ی شکسته‌ی راست

09:15.202 --> 09:16.634
‫ساییدگیِ سمت راست

09:16.659 --> 09:18.161
‫تصویر واضحی رو مجسم می‌کنه

09:19.372 --> 09:21.323
‫و پارگی شبکیه‌ی چشم چپ

09:21.348 --> 09:22.432
‫چشم چپ؟

09:25.712 --> 09:27.724
‫تو فکر می‌کنی قبل از سقوطش اتفاقی افتاده؟

09:27.964 --> 09:28.965
‫ممکنـه

09:29.824 --> 09:33.105
‫بیا اینا رو پیدا کنیم، ببینیم بعد از
‫این همه سال حرف جدیدی دارن یا نه

09:34.828 --> 09:38.123
‫پیراهن و کراوات جدیده؟

09:39.017 --> 09:40.018
‫آره

09:43.026 --> 09:44.170
‫انتخاب لئو بود

09:47.900 --> 09:49.110
‫چه خبر؟

09:49.861 --> 09:50.944
‫الان؟

09:51.105 --> 09:52.733
‫خب، مشکل چیـه؟

09:52.905 --> 09:56.178
‫نمی‌تونم چون دسترسی کامل نداری،
‫از این‌ور شهر بکوبم بیام اون‌ور شهر

09:56.203 --> 09:57.979
‫واحدمون همین‌جوریش هم کوچیکـه

09:58.147 --> 10:00.068
‫- اگه نشانت رو داشتی...
‫- می‌دونم

10:00.496 --> 10:02.289
‫به جیک پرلمن گفتم
‫بذارتت اول لیست

10:02.290 --> 10:05.584
‫می‌دونم. خب؟
‫فقط مجوز حمل سلاحم مونده

10:05.585 --> 10:06.669
‫پس برو بگیرش

10:07.170 --> 10:09.656
‫هر شکی که نسبت به
‫فرد مجهول‌الهویه و این گلوله داری،

10:09.681 --> 10:12.275
‫وقتی که برگردی به کارت
‫شانس بهتری توی فهمیدنش داریم

10:12.300 --> 10:13.633
‫خیلی‌خب

10:13.634 --> 10:16.446
‫خانم‌ها، بالاخره یکی نشان داره؟

10:16.637 --> 10:18.722
‫آره، حال می‌تونی گلوله رو تحویل بدی

10:18.723 --> 10:21.196
‫راستش نمی‌تونم.
‫گلوله‌ای وجود نداره.

10:21.882 --> 10:24.884
‫دوباره نگاه کن.
‫خودم از سردخونه آوردمش.

10:24.909 --> 10:28.948
‫آره. توی روند تحویل مدرک دیده بودمش.
‫ولی بعدش گلوله امحا شد.

10:29.901 --> 10:32.929
‫- شوخیت گرفته؟
‫- توی گزارش که اینطور نوشته

10:33.098 --> 10:34.641
‫کی همچین کاری می‌کنه؟

10:35.198 --> 10:38.367
‫- یه کپی از حکم امحاسازی می‌خوام
‫- منو جادوگر فرض کردید؟

10:38.368 --> 10:40.995
‫- حکم مال پنج سال پیشـه
‫- من بهت باور دارم

10:44.207 --> 10:45.374
‫یکم بهم زمان بدید

10:45.375 --> 10:46.793
‫سعی می‌کنم ردش رو بزنم

10:52.465 --> 10:54.383
‫نمی‌خوای اعتراف کنی حق با من بوده؟

10:54.717 --> 10:55.718
‫بریم بیرون

10:58.638 --> 11:01.973
‫پرونده‌ی مجهول‌الهویه رو
‫حل نشده گذاشتن یه چیزه،

11:01.974 --> 11:04.144
‫ولی از بین بردنِ مدرک؟

11:04.560 --> 11:05.769
‫دارن لاپوشونی می‌کنن

11:05.770 --> 11:07.187
‫مدرک موثقی ازش نداریم

11:07.188 --> 11:09.189
‫ببخشید، نشنیدی طرف چی گفت؟

11:09.190 --> 11:10.899
‫خودم شنیدم چی گفت

11:10.900 --> 11:13.743
‫ولی فعلاً مطمئن نیستیم که
‫اون گلوله رو اتفاقی امحا کردن یا نه

11:13.768 --> 11:14.894
‫اتفاقی؟

11:15.571 --> 11:18.851
‫بالارد. چرا چیزی که جلوتـه رو نمی‌بینی؟

11:18.876 --> 11:22.379
‫چون می‌دونم اتهام
‫بدون مدرک موثق یعنی چی

11:23.162 --> 11:24.476
‫دلت می‌خواد کمک کنی؟

11:24.914 --> 11:26.527
‫برو نشان وامونده‌ت رو بگیر

11:33.631 --> 11:37.062
‫کی دستور امحاسازی گلوله‌ی
‫یه پرونده‌ی قتل حل نشده رو میده؟

11:39.971 --> 11:41.555
‫بعضی وقت‌ها اشتباهاتی میشه

11:41.556 --> 11:42.824
‫این ماورای اشتباه بود!

11:42.849 --> 11:45.017
‫تا اطلاعات بیشتری به دست نیاوردیم،
‫از مسیرهای دیگه اقدام می‌کنیم

11:45.059 --> 11:46.268
‫یا می‌تونیم بذاریمش کنار

11:46.269 --> 11:48.353
‫معلومـه احتمال حل پرونده پایینـه

11:48.354 --> 11:50.104
‫اونوقت متعجبیم که
‫چرا پرونده‌ها حل نمیشن

11:50.129 --> 11:51.582
‫کنار نمی‌ذاریمش، ولی فعلاً

11:51.607 --> 11:53.525
‫برچم می‌خواد روی
‫پرونده‌ی انجمن برادری تمرکز کنیم

11:53.526 --> 11:55.004
‫بگید ببینم کجای کاریم؟

11:55.029 --> 11:57.113
‫راستش، فکر کنم شانس باهامون یار بوده

11:57.138 --> 11:59.577
‫کایل برنت واسه تجدید دیدار اومده شهر

11:59.602 --> 12:02.260
‫صفحه‌ی اینستاگرامش بازه و
‫یه دورهمی به صرف مشروب‌خوریـه

12:02.285 --> 12:04.697
‫توی یه تفریگاه گلف لوکس توی وَلی

12:05.285 --> 12:07.092
‫بدم نمیاد یه اسپریتزر بزنم

12:07.832 --> 12:10.375
‫خبری از شاهدی که
‫عذر موجه هارمن هریس بود نشد؟

12:10.376 --> 12:12.919
‫فکر کردم فعلاً روی
‫پرونده‌ی پرلمن کار نمی‌کنیم

12:12.920 --> 12:14.880
‫خب، انتظار نداری که یادم بره

12:14.881 --> 12:17.215
‫و اگه بخوام حدس بزنم،
‫تو هم احتمالاً یادت نرفته

12:17.216 --> 12:18.771
‫اسمش آدام لنکسـه

12:18.796 --> 12:21.863
‫آدرس اداره‌ی راهنمایی و رانندگیش غلط بود،
‫ولی توی لینکدین پیداش کردم

12:21.888 --> 12:23.639
‫کارش خدمات‌رسانی پشت صحنه‌ست

12:24.640 --> 12:27.726
‫گمونم توی بازیگری به جایی نرسیده،
‫ولی نمی‌خواست از سینما بیرون بکشه

12:27.807 --> 12:30.060
‫منو یاد خودم توی پرونده‌های حل نشده میندازه

12:31.842 --> 12:35.659
‫مطمئنی زیادی فکرت رو درگیرش نکردی؟

12:35.684 --> 12:38.235
‫راجع‌به اون حرفی که گفتی
‫برچم تنها متحد توئـه

12:38.260 --> 12:40.423
‫خب، توی این چند ماه اخیر که

12:40.448 --> 12:42.283
‫از انجمن برادری خیری ندیدیم

12:43.291 --> 12:44.971
‫« کن چستین »

12:47.163 --> 12:48.673
‫پلیس‌ها هم می‌تونن عوضی باشن

12:48.698 --> 12:50.075
‫ولی به دل نگیرش

12:50.100 --> 12:51.100
‫حتماً

12:51.125 --> 12:52.334
‫با پلیس‌های عوضی کنار میام

12:52.335 --> 12:55.298
‫ولی نباید منو از واحد قتل
‫بیرون می‌کردن و خودشون هم می‌دونن

12:56.743 --> 12:59.408
‫من هم یه بار که میشیگان بودم
‫اقدام کردم، ولی قبول نشدم

12:59.842 --> 13:01.051
‫همون بهتر که نشدم

13:01.076 --> 13:04.203
‫در هر صورت باید هر روز
‫توی اتاق بازجویی عمرم رو تلف می‌کردم

13:08.392 --> 13:10.560
‫چهار نفر سر اون میزن

13:14.023 --> 13:15.107
‫آره، البته

13:16.067 --> 13:17.317
‫کایل برنت؟

13:17.551 --> 13:19.804
‫من کارآگاه بالاردم.
‫یه لحظه وقت دارید؟

13:20.696 --> 13:22.489
‫بذارید حدس بزنم. راجع‌به نیکـه؟

13:22.650 --> 13:25.778
‫پرونده دست خودمون افتاده.
‫باید تحقیقات رو ادامه بدیم.

13:26.869 --> 13:30.705
‫می‌فهمم. بابت خواهرش هم متأسفم،
‫ولی اتفاقی که افتاد یه حادثه بود

13:30.706 --> 13:32.332
‫خیلی‌خب. ما کارمون خیلی طول نمی‌کشه

13:32.333 --> 13:34.502
‫فقط می‌خوایم بدونیم
‫از اون شب چی به یاد دارید

13:35.294 --> 13:37.629
‫باید با چندتا شاهد دیگه هم صحبت کنیم

13:37.630 --> 13:41.008
‫دن گیبسون یا جوئی لوکاس رو
‫آخرهفته‌ی گذشته ندیدید؟

13:41.968 --> 13:43.635
‫چرا، ایشون دنـه

13:43.636 --> 13:45.533
‫جوئی هم اونجاست.
‫برم صداشون کنم؟

13:45.558 --> 13:48.593
‫ممنون از لطفت، ولی
‫خودمون اونا رو توی لیست می‌ذاریم

13:51.494 --> 13:54.914
‫صبح بعد از مهمونی وظیفه‌ی من،
‫جوئی و دن نظافت خونه بود

13:55.231 --> 13:57.382
‫هول و هوش ۷ اومدیم خونه

13:57.407 --> 13:58.950
‫همون موقع بود که جسدش رو پیدا کردیم

13:59.485 --> 14:02.515
‫اولش فکر کردیم که بی‌هوش شده

14:02.540 --> 14:04.772
‫شب قبلش مشروب خورده بودید؟

14:05.568 --> 14:06.860
‫احتمالاً یه مقداری خورده بودیم

14:06.885 --> 14:08.429
‫شده بالاجبار بخورید؟

14:08.454 --> 14:09.725
‫بالاجبار؟

14:09.750 --> 14:14.921
‫نه، البته اذیت‌مون که می‌کردن، قطعاً،
‫ولی خوش می‌گذشت و نیک هم پایه بود

14:14.946 --> 14:18.408
‫اون دعوایی که نیک اوایل شب
‫با کایل داشت رو یادت هست؟

14:18.754 --> 14:20.256
‫خودم اونجا بودم، آره

14:21.063 --> 14:22.814
‫نمیشه اسمش رو دعوا گذاشت

14:23.145 --> 14:26.774
‫یه اختلاف نظر ساده بود.
‫بحث مسخره‌ای بود.

14:27.263 --> 14:30.141
‫- به درگیری فیزیکی کشیده نشد؟
‫- به هیچ وجه

14:30.166 --> 14:31.784
‫فقط زیادی مست کرده بودن

14:31.809 --> 14:35.023
‫یادت نمیاد کسی این وسط
‫از نیک کینه به دل گرفته باشه؟

14:35.048 --> 14:36.902
‫نه، اون دوست‌های زیادی داشت

14:38.316 --> 14:39.524
‫بچه‌ی آرومی بود

14:39.525 --> 14:41.124
‫همه باهاش حال می‌کردن

14:41.149 --> 14:43.007
‫چی شد فکر کردید
‫کسی کینه به دل گرفته؟

14:43.032 --> 14:45.256
‫خب، یکی از آسیب‌هایی که
‫بهش وارد شده نشون میده که

14:45.281 --> 14:46.838
‫قبل از سقوط بهش ضربه‌ای وارد شده

14:47.825 --> 14:49.622
‫اوه، عجیبـه

14:49.994 --> 14:52.277
‫آمم... نه

14:52.302 --> 14:54.459
‫کاش کمکی ازم برمی‌اومد

14:55.458 --> 14:57.370
‫حیف شد

14:57.877 --> 15:00.920
‫ولی اگه چیزی یادتون اومد،
‫باهامون تماس بگیرید

15:01.505 --> 15:03.113
‫باشه. ردیفـه

15:07.995 --> 15:09.471
‫دارن یه چیزی رو مخفی می‌کنن

15:09.723 --> 15:10.807
‫اوهوم

15:14.935 --> 15:17.311
‫کدوم‌شون اول از همه اعتراف می‌کنه؟

15:18.022 --> 15:19.697
‫خب، کایل و دن جفت‌شون وکیلن

15:19.722 --> 15:21.744
‫وکیل‌های موفق.
‫متأهل و پدر هم هستن.

15:21.925 --> 15:23.699
‫جوئی لوکاس مدیر فروشگاه «کولز»ـه

15:23.724 --> 15:25.851
‫اوه، من عاشق اونجام

15:28.157 --> 15:29.831
‫تخفیف‌های خوبی می‌ذارن

15:30.368 --> 15:31.606
‫فرزندی نداره

15:31.631 --> 15:33.214
‫چند سال پیش طلاق گرفته

15:33.239 --> 15:35.201
‫از دوتای دیگه چیزهای کمتری
‫واسه از دست دادن داره

15:35.348 --> 15:36.974
‫من روی اون شرط می‌بندم

15:36.999 --> 15:38.667
‫خیلی‌خب، خوبـه.
‫از همین‌جا شروع می‌کنیم.

15:38.668 --> 15:39.959
‫رالز، تو هم عضو انجمن برادرها بودی، نه؟

15:39.960 --> 15:42.754
‫عضو انجمن برادری بودم در واقع

15:42.755 --> 15:44.089
‫تو کشورت هم اینجوری صدا می‌زنـ...

15:44.090 --> 15:46.121
‫باشه، باشه. فهمیدیم.

15:46.467 --> 15:48.719
‫خیلی‌خب، آقای خانه‌ی حیوانات.
‫تو هم باهام میای.

16:05.539 --> 16:07.333
‫هر چیزی که یادم بود رو گفتم

16:07.358 --> 16:09.067
‫- مطمئنی؟
‫- از چی؟

16:09.092 --> 16:10.551
‫چیزی واسه پنهون‌کاری ندارم

16:11.619 --> 16:13.446
‫من خودم هم عضو انجمن بودم

16:13.661 --> 16:15.370
‫- واقعاً؟
‫- آره

16:15.648 --> 16:18.164
‫خدا می‌دونه چه کارها که نکردیم

16:18.189 --> 16:20.733
‫یادمـه هر وقت که
‫یکی‌مون توی دردسر میفتاد،

16:20.758 --> 16:22.561
‫انجمن همیشه پشتش درمی‌اومد

16:22.586 --> 16:24.293
‫سکوت مطلق و اینجور داستان‌ها

16:24.630 --> 16:28.406
‫ولی الان بحث سر
‫بشکه‌ی آبجوی دزدی یا خرید مقاله نیست

16:29.635 --> 16:31.052
‫قتل یه داستان دیگه‌ای داره

16:31.053 --> 16:32.178
‫واو، واو. وایسا ببینم

16:32.179 --> 16:34.321
‫فکر می‌کنی برادرهات
‫هنوز هوات رو دارن؟

16:34.346 --> 16:38.767
‫الان باید مراقب عمارت‌ها و
‫خانواده و شرکت‌هاشون باشن

16:39.682 --> 16:42.105
‫به همین خاطره که توی
‫اولین فرصت تو رو آدم بده می‌کنن

16:42.130 --> 16:43.332
‫ولی من که کاری نکردم

16:43.357 --> 16:45.670
‫تو و دوستات
‫یه چیزی رو دارید پنهون می‌کنید

16:50.198 --> 16:51.268
‫ببینید...

16:51.293 --> 16:54.120
‫قسم می‌خورم که فکر کردیم
‫نیک از بالای بالکن افتاد پایین

16:54.411 --> 16:57.930
‫ولی دیروز که گفتید
‫فکر می‌کنید قبل از سقوط

16:57.955 --> 17:01.250
‫ضربه‌ای به سرش وارد شده،
‫ما رو به فکر فرو برد

17:01.803 --> 17:03.005
‫چه فکری؟

17:04.879 --> 17:06.880
‫یه آلبومی اونجا بود

17:06.881 --> 17:09.794
‫صبحِ اون روز سر جسد نیک پیداش کردیم

17:09.819 --> 17:12.738
‫من به دن گفتم قبل از این که
‫پلیس‌ها پیداشون بشه اون رو برداره

17:13.804 --> 17:14.957
‫- چرا؟
‫- خب، ما...

17:14.982 --> 17:18.421
‫فکر کردیم چیز خاصی نیست،
‫وقتی داشت نگاهش می‌کرد افتاد

17:18.446 --> 17:21.073
‫حالا فکر می‌کنی ممکنـه
‫یکی نیک رو با آلبوم عکس زده باشه؟

17:21.098 --> 17:22.353
‫نمی‌دونم

17:22.354 --> 17:23.646
‫شاید

17:23.647 --> 17:25.102
‫بازم، چرا دیگه آلبوم رو برداشتید؟

17:25.127 --> 17:27.713
‫یه سری جزئیات توش بود

17:29.184 --> 17:31.094
‫رازهای خونه‌ی انجمن برادری

17:31.119 --> 17:33.591
‫چیزهایی که نمی‌خواستیم
‫دست پلیس بیفته

17:36.243 --> 17:38.149
‫خودم بهش افتخار نمی‌کنم

17:40.039 --> 17:41.551
‫هی، پلیس‌ها اومدن

17:42.531 --> 17:45.188
‫آروم باشید.
‫اومدیم دنبال آلبوم.

17:45.213 --> 17:47.772
‫نمی‌دونم راجع‌به چی حرف می‌زنید.
‫مگه نباید قبلش حکم بگیرید؟

17:47.797 --> 17:48.963
‫ببین، رفیق

17:48.964 --> 17:51.966
‫اگه بخوای بفرستیش سراغ حکم،
‫میاد خونه رو کن‌فیکون می‌کنه

17:51.967 --> 17:54.012
‫- باور کن
‫- میشه یه لحظه منتظر بمونید؟

17:54.037 --> 17:55.085
‫حتماً

17:55.110 --> 17:57.071
‫تا دلت بخواد وقت داریم

17:59.433 --> 18:01.142
‫کوله‌پشتی منو ندیدید؟

18:01.143 --> 18:02.852
‫همون بالکنـه؟

18:02.853 --> 18:03.938
‫آره

18:04.318 --> 18:06.031
‫آره. از اونجا بیفتی کارت تمومـه

18:07.733 --> 18:08.943
‫از این طرف

18:14.073 --> 18:17.173
‫- تو هم همچین زندگی‌ای داشتی؟
‫- آره. من و جیک

18:17.991 --> 18:20.256
‫دو سال توی فولرتون هم‌اتاقی بودیم

18:21.539 --> 18:22.915
‫درست قبل از مرگ سارا

18:25.417 --> 18:26.627
‫نمی‌دونستم

18:28.336 --> 18:29.850
‫سال‌هاست عکس کسی به آلبوم اضافه نشده

18:29.875 --> 18:32.836
‫اونا فقط... نمی‌دونم،
‫تاریخچه‌ی خونه‌ان، همین

19:01.602 --> 19:03.291
‫« الکسیس یه بدبخت تموم‌عیاره که توی
‫روشنایی ۵ و توی تاریکی نمره‌ش ۹ـه »

19:05.480 --> 19:06.880
‫« کیتی جونز »
‫« ۲۰۰۵/۰۴/۱۲ »

19:06.905 --> 19:08.658
‫« لحظه‌ی همبستگی با پسرها! »
‫« موقعیت جنسیِ برج ایفلی سه نفره! »

19:08.683 --> 19:10.226
‫« اگه سعی می‌کرد بیدار بمونه
‫بیشتر حال می‌داد! »

19:12.765 --> 19:14.301
‫« فوراً فراموشش کردم. ظاهرش گول‌زننده‌ست »
‫« اصلاً پسندم نبود، ولی خوب می‌خورد »

19:15.900 --> 19:17.238
‫« ژنویو »
‫« ۲۰۰۵/۰۵/۲۲ »

19:19.215 --> 19:21.584
‫« می‌ذاره از پشت بذاری توش »
‫« کلی روش کار کردم راضی شه »

19:22.478 --> 19:24.689
‫دیگه کی از اینا باخبره؟

19:24.714 --> 19:26.590
‫فقط برادرها. اینا یه رازه

19:27.605 --> 19:28.856
‫دیگه نیست

19:30.065 --> 19:32.216
‫مثل یه سیستم بازبینی کثیفـه

19:32.902 --> 19:34.771
‫«با دل و جون داد»

19:36.322 --> 19:37.322
‫پشمام

19:37.323 --> 19:39.551
‫درست وقتی که میگی دیگه تهش رو دیدی!

19:39.576 --> 19:40.868
‫کولین، کارتینا

19:40.893 --> 19:44.918
‫وقتی کارِ واحد تحقیقات ویژه با اینا تموم شد،
‫می‌خوام همه‌شون رو بررسی کنی

19:44.943 --> 19:47.248
‫هر چیزی که ذره‌ای به دور
‫از رضایت‌شون بوده رو ثبت کن و

19:47.249 --> 19:50.092
‫بعدش اونا رو به واحد
‫جرایم جنسی بخش غرب می‌بریم

19:50.117 --> 19:52.201
‫چیزی توش هست که
‫ به درد پرونده‌ی خودمون بخوره؟

19:52.226 --> 19:54.148
‫راستش، قربانی‌مون هم اینجا بود

19:54.173 --> 19:56.843
‫روز قبل از مرگش
‫با لوسی دانکن خوابید

19:56.868 --> 19:58.110
‫از دختره بازجویی نکردن؟

19:58.135 --> 20:00.671
‫تیم تحقیقات چیزی راجع‌به آلبوم نمی‌دونست و

20:00.696 --> 20:03.357
‫از کسی خارج از
‫انجمن برادری هم بازجویی نکردن

20:03.382 --> 20:06.937
‫پس بریم زود پیداش کنیم و
‫ببینیم چی از آلبوم عکس نیک می‌دونه

20:36.738 --> 20:41.738
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

20:42.504 --> 20:45.047
‫دیدم جعبه رو بردی آلونک

20:45.072 --> 20:46.991
‫مگه نگفتم پس بدیش؟

20:47.184 --> 20:50.417
‫کلمه‌ی ۸ حرفیِ معادل «نمک‌نشناس»

20:50.442 --> 20:51.938
‫اوه، خودشـه!

20:51.939 --> 20:53.311
‫نوه‌ی دختر!

20:53.437 --> 20:55.918
‫خیلی‌خب. میرم ساحل یه آتیشی کنم

20:55.943 --> 20:57.568
‫مارشمالوها رو خودم میارم

20:57.569 --> 21:00.872
‫ولی قبل از اینکه بری،
‫ببین چی پیدا کردم

21:01.240 --> 21:04.367
‫توی اولین تلاشش، نتونست از فرم دادن
‫لبه‌های تخته جلوتر بره، ولی این...

21:04.368 --> 21:08.706
‫توتو، من اون تخته رو درست نمی‌کنم
‫و الان هم دیرم شده و باید برم جلسه

21:18.882 --> 21:22.010
‫کافئین نصفه باشه. یکی از اون
‫شکلات‌های پروتئینی هم برام بگیر

21:22.011 --> 21:23.094
‫باشه

21:38.307 --> 21:41.040
‫« گواهینامه‌ی رانندگی »
‫« مارتینا کاسترو »

21:43.050 --> 21:45.885
‫بالاخره رسیدیم به
‫پایان جلسه‌ی اجباریت

21:45.910 --> 21:48.913
‫ولی، رنه، حس می‌کنم
‫حرف‌های بیشتری واسه گفتن داریم

21:53.500 --> 21:55.759
‫سختـه اونی باشی که
‫کسی دلش نمی‌خواد ببینتش

21:55.784 --> 21:56.854
‫درستـه

21:56.879 --> 21:58.338
‫خوب درک می‌کنم

21:59.303 --> 22:01.626
‫ولی فکر می‌کنم الان توی وضعیت خوبی‌ام

22:02.718 --> 22:06.430
‫شاید فکر کنی خوبی، ولی من
‫درس خوندم که متوجه‌ی فرقش بشم

22:08.098 --> 22:11.350
‫خنده‌داره که داری روی
‫پرونده‌های حل نشده کار می‌کنی

22:11.351 --> 22:13.822
‫به اندازه‌ی کافی مشکلات شخصی داری

22:13.847 --> 22:15.307
‫از مرگ پدرت بگیر،

22:15.939 --> 22:17.284
‫تا اولیواس

22:17.524 --> 22:19.762
‫تروماهایی که بهشون بی‌توجه بودی

22:20.819 --> 22:24.092
‫ولی پنهون نگه داشتن‌شون مشکل‌سازه

22:30.162 --> 22:33.749
‫هر وقت خواستی سفره‌ی دلت رو باز کنی،
‫من اینجام

22:40.881 --> 22:42.465
‫دیشب اینجا موندی؟

22:42.466 --> 22:44.884
‫خدای من. خوابم برد

22:45.037 --> 22:47.108
‫تو عمرم کسی رو ندیده بودم که
‫با سرافکندگی از محل کار بیاد بیرون!

22:47.133 --> 22:48.348
‫متأسفم

22:48.373 --> 22:52.345
‫خونه اصلاً نمیشه مطالعه کرد.
‫یه جای ساکت نیاز داشتم.

22:52.768 --> 22:54.561
‫دیگه تکرار نمیشه

22:55.430 --> 22:56.847
‫چند سال از کارشناسیت مونده؟

22:56.872 --> 22:58.332
‫سال آخرمـه

22:59.399 --> 23:03.578
‫باید تا الان تمومش می‌کردم،
‫ولی واسه کمک به والدینم مرخصی گرفتم

23:04.988 --> 23:07.462
‫پیگیری می‌کنم تا دسترسی
‫شبانه‌روزی به اداره داشته باشی

23:07.487 --> 23:10.222
‫مبل تا ۹ صبح مال خودت

23:10.901 --> 23:13.204
‫واو، ممنون

23:13.705 --> 23:15.540
‫- الان ۹:۲۰ـه.
‫- آره

23:15.834 --> 23:17.096
‫بالارد هستم، بفرمایید

23:19.195 --> 23:22.176
‫پس واقعاً جادوگری!

23:23.006 --> 23:25.530
‫چارلی گرنت. حلـه

23:25.555 --> 23:28.073
‫میشه برام یه نسخه‌ی کپی
‫از حکم امحاسازی بفرستی؟

23:29.317 --> 23:32.202
‫لوسی دانکن، آخرین دختری که
‫نیک تاچر باهاش خوابید رو پیدا کردیم

23:32.227 --> 23:33.059
‫سن دیگوئـه

23:33.084 --> 23:34.961
‫فردا اول وقت میاد اینجا

23:36.311 --> 23:38.187
‫اصلاً اتاق بازجویی داریم؟

23:38.941 --> 23:40.463
‫می‌تونی یه فکری براش بکنی؟

23:40.983 --> 23:41.984
‫پارکر

23:49.825 --> 23:51.500
‫حکم امحاسازی؟

23:51.952 --> 23:53.327
‫کی امضاش کرده؟

23:53.328 --> 23:54.964
‫یکی به اسم چارلی گرنت

23:56.290 --> 23:57.957
‫اسمش آشنا نیست

23:57.958 --> 23:59.656
‫توی پرونده‌ی مجهول‌الهویه نبود

23:59.681 --> 24:01.972
‫آدرسی داری؟ بریم باهاش صحبت کنیم

24:01.997 --> 24:03.305
‫خب، آمارش رو درآوردم

24:03.513 --> 24:05.882
‫اون زمان با لفانت توی
‫واحد مبارزه با تبهکاران بود

24:05.883 --> 24:07.303
‫می‌خوام بیارمش توی ماجرا

24:07.328 --> 24:08.704
‫به نظرت فکر خوبیـه؟

24:09.094 --> 24:10.094
‫خودت مگه نگفتی؟

24:10.095 --> 24:12.341
‫تا اطلاعات بیشتری دستگیرمون نشده،
‫پرونده رو بین خودمون نگه می‌داریم

24:12.366 --> 24:15.742
‫آره، گفتم. ولی لفانت هفت سال همکارم بود

24:15.767 --> 24:17.018
‫بهترین همکاری که داشتم

24:17.019 --> 24:19.069
‫نه تنها می‌تونیم بهش اعتماد کنیم،
‫بهش نیاز هم داریم

24:19.094 --> 24:20.104
‫سلام

24:20.105 --> 24:21.647
‫داشتی می‌رفتی خونه؟

24:21.648 --> 24:23.467
‫پیشرفتی توی پرونده‌ی تاچر حاصل شده؟

24:23.492 --> 24:26.161
‫نه، ولی تو راه
‫همه چی رو برات تعریف می‌کنم

24:26.486 --> 24:27.487
‫هی

24:37.876 --> 24:39.826
‫به تیم اولویت‌های دوم خوش اومدی، آبجی

24:48.436 --> 24:50.168
‫شاید تهش هیچی نباشه، می‌دونی؟

24:50.469 --> 24:53.638
‫لاپوشونی واسه قاتل مجهول‌الهویه
‫به نظر دور از ذهن میاد

24:53.663 --> 24:55.223
‫چون قبلاً با طرف کار کردی،

24:55.224 --> 24:56.974
‫دلیل نمیشه ذاتش خراب نشه

24:56.999 --> 24:59.758
‫اون زمان که فرد مجهول‌الهویه کشته شد
‫چارلی گرنت توی واحد مبارزه با فساد بود

24:59.783 --> 25:01.033
‫نزدیک اون پرونده هم نبود

25:01.058 --> 25:02.984
‫پس چرا اسمش روی حکم امحائـه؟

25:03.009 --> 25:05.345
‫دلیلی نداشت که بخواد اون گلوله رو امحا کنه

25:05.943 --> 25:07.526
‫- مشکوکـه
‫- آره

25:07.527 --> 25:09.820
‫سنگ‌بنای سیستم عدالت کیفری:

25:09.821 --> 25:11.702
‫بی‌گناه، تا زمانی که بهش شک کنی

25:12.770 --> 25:14.267
‫چی شده، تامی؟

25:15.525 --> 25:18.768
‫شنیدم توی آمنسن
‫با مُرده‌ها سر و کار داری

25:19.206 --> 25:21.702
‫بازنشستگی وقتی می‌چسبه که
‫خودت به دست بیاریش

25:21.727 --> 25:24.186
‫- آره. نتونستم دل بکنم
‫- آره

25:24.211 --> 25:28.005
‫راستش، من و کارآگاه بالارد
‫درگیر پرونده‌ی مجهول‌الهویه‌ایم

25:28.006 --> 25:30.397
‫که یک ماه قبل از بازنشستگیت
‫داشتی روش کار می‌کردی

25:30.422 --> 25:31.917
‫من نبودم، رفیق

25:32.594 --> 25:34.971
‫من چهار ماه پایانی خدمتم

25:34.972 --> 25:36.739
‫داشتم همه رو
‫یه آبجوی ایرلندی مهمون می‌کردم

25:36.764 --> 25:38.575
‫سروان منو آزاد گذاشته بود

25:38.600 --> 25:40.226
‫روی پرونده‌ای کار نمی‌کردم

25:40.227 --> 25:43.696
‫جسد قربانی بدون مدارک شناسایی
‫توی کوهپایه‌ها پیدا شد

25:44.761 --> 25:46.283
‫من توی واحد مبارزه با فساد بودم، عزیزم

25:46.308 --> 25:49.772
‫من چی از یه مهاجر
‫غیرقانونی‌ای که کشته شده می‌دونم؟

25:49.797 --> 25:53.626
‫گلوله‌ای که باعث مرگ شده، مفقود شده
‫و شما زیر حکم امحاش رو امضا کردید

25:55.033 --> 25:56.634
‫این چی میگه، تامی؟

25:57.244 --> 26:00.538
‫تو که می‌دونی عادت داره
‫اتهام بی‌پایه و اساس بزنه،

26:00.539 --> 26:03.749
‫چیزی هم نمونده بود
‫حرفه‌ی کاری یه مرد درستکار هم خراب کنه

26:03.750 --> 26:05.918
‫اگه شما هیچ ربطی به این پرونده نداشتی،

26:05.919 --> 26:08.155
‫چرا امضات زیر حکم امحائـه؟

26:10.424 --> 26:12.175
‫این امضای من نیست

26:19.933 --> 26:21.495
‫این دوتا به نظرت یکی‌ان؟

26:24.563 --> 26:25.564
‫آره

26:26.273 --> 26:27.662
‫حد خودت رو بدون

26:28.191 --> 26:30.068
‫حالا از خونه‌ی من گم شو بیرون

26:31.778 --> 26:34.072
‫تامی، تو هم حواست رو خوب جمع کن

26:35.240 --> 26:37.417
‫یه ببر آفتاب‌پرست نیست
‫که بخواد رنگ عوض کنه

26:47.002 --> 26:48.462
‫اونو ولش کن

26:49.546 --> 26:51.213
‫خودت گفتی می‌تونی
‫از پس پلیس‌های عوضی بربیای

26:51.214 --> 26:53.727
‫می‌تونم. تا جایی که
‫همکارم هوام رو داشته باشه

26:54.634 --> 26:56.510
‫نمی‌خوام مراعاتم رو کنی، خب؟

26:56.511 --> 26:57.846
‫می‌خوام بهم باور داشته باشی

26:59.262 --> 27:03.307
‫اگه امضای یه مستِ لایعقل رو
‫جعل کرده باشن تا گلوله رو از بین ببرن،

27:03.810 --> 27:05.349
‫این اسمش لاپوشونیـه. تمام.

27:05.374 --> 27:06.458
‫آره

27:06.483 --> 27:07.745
‫باید بین خودمون باشه

27:07.770 --> 27:10.417
‫مردم هر کاری می‌کنن
‫تا رازهاشون پنهون بمونه و

27:10.442 --> 27:13.515
‫وقتی یه اسلحه و نشان
‫داشته باشن، اوضاع بدتر هم میشه

27:13.540 --> 27:15.125
‫بین من و تو پارکر می‌مونه

27:15.405 --> 27:16.530
‫همین

27:16.531 --> 27:18.408
‫ولی باید ببینم اون کجای کاره

27:23.997 --> 27:26.833
‫محض اطلاع، رنه

27:27.243 --> 27:29.077
‫من همیشه هوات رو دارم

27:57.448 --> 27:59.054
‫« رنه بالارد »

28:07.977 --> 28:08.978
‫هی

28:09.626 --> 28:12.035
‫اون روز رو خوب یادمـه

28:13.699 --> 28:15.129
‫آره

28:15.298 --> 28:17.871
‫حین مراسم ماشین مامان رو بکسل کردن

28:18.969 --> 28:20.294
‫حسابی قاتی کرده بود

28:20.319 --> 28:22.655
‫نه. واسه این قضیه یادم نمونده

28:26.560 --> 28:31.022
‫اون روزی بود که فهمیدم
‫یکی رو دارم که می‌فهمه چی کشیدم

28:34.109 --> 28:35.668
‫اگه من نفهمم چی؟

28:37.404 --> 28:39.056
‫آقاجون، دلم می‌خواد مثل قبل شم

28:39.656 --> 28:40.861
‫جدی میگم

28:40.886 --> 28:44.261
‫ولی از درون پوسیده‌ام و

28:44.286 --> 28:47.581
‫واقعاً نمی‌دونم چیکار کنم

28:48.557 --> 28:49.998
‫نمی‌دونم چیکار کنم

28:54.699 --> 28:56.436
‫سفارش بالارد

28:57.757 --> 28:58.758
‫ممنون

29:04.347 --> 29:05.681
‫زمیرا هستم، پیام بذارید

29:05.682 --> 29:08.222
‫پارکر، کارت دارم

29:08.247 --> 29:09.907
‫باهام تماس بگیر.
‫باید باهات صحبت کنم.

29:10.395 --> 29:12.111
‫کی جوابت رو نداده؟

29:13.637 --> 29:15.472
‫حس بدیـه، مگه نه؟

29:17.194 --> 29:20.147
‫حدس می‌زدم اینجا باشی.
‫امشب روی بال‌هاشون تخفیف گذاشتن.

29:20.489 --> 29:21.670
‫چی می‌خوای، کن؟

29:21.695 --> 29:24.114
‫بیخیال، نمی‌خوای لاأقل سلام کنی؟

29:24.701 --> 29:26.869
‫- تا اینجا پشت فرمون نشستی؟
‫- یه چندتایی آبجو خوردم فقط، خب؟

29:26.870 --> 29:27.954
‫خدایا

29:28.663 --> 29:30.153
‫ببین، این...

29:30.540 --> 29:31.541
‫ا...

29:32.096 --> 29:34.178
‫اتفاقی که اون روز توی آسانسور افتاد

29:35.003 --> 29:36.571
‫اونا پاشون رو از گلیم‌شون درازتر کردن

29:36.596 --> 29:37.680
‫نه بابا؟

29:37.721 --> 29:39.430
‫اونوقت پشتم دراومدی؟

29:39.591 --> 29:41.217
‫وایسا ببینم. نه، درنیومدی

29:41.218 --> 29:44.178
‫خدایا، رنه، داری برام سختش می‌کنی، خب؟

29:44.179 --> 29:46.137
‫فقط می‌خوام بگم که... متأسفم

29:46.162 --> 29:47.598
‫بابت چی؟

29:49.184 --> 29:50.527
‫اولیواس

29:50.769 --> 29:51.894
‫می‌دونی، تمام اون ماجرا

29:51.895 --> 29:53.158
‫بابت این متأسفی که بهم تعرض کرده،

29:53.183 --> 29:55.963
‫یا متأسفی چون حرفم رو باور نکردی؟

29:56.483 --> 29:59.068
‫تو... همکارم بودی و
‫من... باید پشتت درمی‌اومدم

29:59.069 --> 30:01.817
‫من فقط همکارت نبودم،
‫رفیقت بودم، لامصب

30:02.739 --> 30:05.171
‫می‌دونی کونم از چی می‌سوزه؟

30:05.534 --> 30:08.285
‫بخاطر من نیومدی،
‫بخاطر عذاب وجدانت اومدی

30:08.286 --> 30:09.954
‫- نه، من...
‫- تو یه عوضی‌ای

30:09.955 --> 30:11.455
‫من فقط می‌خوام با هم خوب شیم، رنه

30:11.456 --> 30:12.540
‫- من...
‫- نه. نه!

30:12.541 --> 30:14.084
‫گم شو کنار!

30:16.795 --> 30:18.337
‫اینجا همه چی روبراهـه؟

30:23.343 --> 30:24.855
‫نذار پشت فرمون بشینه

30:25.713 --> 30:27.505
‫زنگ بزن اوبر بیاد.
‫دیگه کاریش ندارم.

30:31.885 --> 30:33.095
‫لعنتی

30:55.709 --> 30:58.216
‫بال‌هات رو گرم کنم صبحونه بخوری؟

30:59.629 --> 31:00.921
‫دیشب بهشون لب نزدی و

31:00.922 --> 31:03.863
‫این اتفاق از وقتی که
‫لولا جغ‌جغه‌ش رو خورد نیفتاده بود

31:05.315 --> 31:07.179
‫می‌خوای راجع‌بهش صحبت کنی؟

31:07.884 --> 31:09.674
‫نه، من خوبم. فقط سرم شلوغـه

31:10.265 --> 31:12.559
‫تازگی‌ها خیلی این حرف رو می‌زنی

31:15.367 --> 31:18.512
‫دائماً دور خودت دیوار می‌کشی

31:18.537 --> 31:20.705
‫اینجوری فقط تویی
‫که منظره رو از دست میدی

31:20.730 --> 31:24.900
‫توتو، تازه از شر یه روانپزشک خلاص شدم

31:54.284 --> 31:56.160
‫خیلی جای راحتی نیست

31:56.185 --> 31:57.644
‫گمونم هدف از اتاق بازجویی همین باشه

31:57.669 --> 31:59.647
‫مظنون بیشترین فاصله رو تا در داره

31:59.672 --> 32:01.475
‫کارآگاه‌ها بین مظنون و در هستن

32:01.500 --> 32:02.529
‫فهمیدم

32:04.569 --> 32:06.905
‫اوهوم، اوهوم

32:09.324 --> 32:11.158
‫واسه دوربین هم بودجه اختصاص دادن؟

32:11.159 --> 32:13.111
‫رالز اسباب‌بازی‌هاش رو آورده

32:14.540 --> 32:15.806
‫ایول

32:16.581 --> 32:19.709
‫لوسی دانکن ۱۰ دقیقه‌ی دیگه اینجاست

32:42.710 --> 32:43.878
‫ردیفـه

32:50.372 --> 32:51.706
‫جواب تماس‌هام رو ندادی

32:51.731 --> 32:53.024
‫سرم شلوغ بود

32:55.203 --> 32:56.871
‫می‌خواستم بگم حق با تو بود

32:57.622 --> 32:59.486
‫امضای چارلی گرنت جعلی بود

32:59.511 --> 33:01.894
‫خوشحالم اطمینانی که می‌خواستی حاصل شد

33:04.098 --> 33:07.685
‫ببین... می‌دونم گیر دادم که
‫بری نشانت رو بگیری،

33:07.966 --> 33:10.103
‫ولی الان می‌فهمم
‫واسه چی اینقدر مرددی و

33:10.128 --> 33:13.641
‫هر تصمیمی که بگیری،
‫بهش احترام می‌ذارم

33:17.058 --> 33:18.968
‫لوسی دانکن بالاست. حاضری؟

33:18.993 --> 33:20.078
‫آره

33:22.147 --> 33:24.986
‫نمیشد اسمش رو رابطه گذاشت.
‫فقط برنامه کردیم.

33:25.011 --> 33:26.584
‫آمم... ببخشید

33:26.609 --> 33:29.111
‫من خودم از این ماجرا ضربه خوردم

33:29.112 --> 33:31.454
‫وقتی میگی برنامه کردید
‫منظورت اینـه که...

33:31.479 --> 33:32.896
‫با هم خوابیدیم

33:34.931 --> 33:36.417
‫یعنی سکس کردیم

33:37.379 --> 33:40.682
‫شاید بگم یه سه باری پیش اومد

33:40.707 --> 33:42.116
‫و آخرین بار...

33:42.141 --> 33:43.696
‫شبِ قبل از مهمونی بود

33:43.918 --> 33:45.253
‫شبِ قبل از مرگش

33:46.004 --> 33:47.337
‫تو هم دعوت بودی؟

33:47.338 --> 33:49.237
‫همه‌ی دخترهای کای‌او اونجا بودن

33:49.466 --> 33:51.467
‫همیشه با اون پسرها می‌پریدیم

33:51.468 --> 33:55.001
‫در جریان بودی یه آلبومی داشتن که توش عکس
‫دخترهایی که باهاشون می‌خوابیدن رو نگه می‌داشتن؟

33:55.026 --> 33:56.778
‫خدایا. آلبوم روابط؟

33:57.098 --> 33:58.807
‫اسمش آلبوم روابطـه؟

33:58.832 --> 34:00.844
‫آره، اینجوری صداش می‌کردن

34:00.974 --> 34:02.478
‫اونوقت خبر داشتی؟

34:02.479 --> 34:04.313
‫سعی کردن یه راز بمونه،

34:04.314 --> 34:07.483
‫ولی می‌شنیدیم راجع‌بهش حرف می‌زدن،
‫بخصوص وقتی که مست بودن

34:07.691 --> 34:10.154
‫واسه همین اون شب توی مهمونی
‫رفتم دنبالش گشتم

34:10.737 --> 34:12.447
‫نگران بودی که تو هم توش باشی؟

34:14.757 --> 34:16.017
‫خیلی‌خب

34:16.042 --> 34:19.286
‫الان می‌فهمم که اون آلبوم وحشتناک
‫و اون پسرها یه مشت عوضی بودن

34:19.287 --> 34:22.455
‫ولی اون زمان ناراحت نبودم

34:22.791 --> 34:26.211
‫می‌دونم، باورکردنی نیست، ولی من...

34:27.045 --> 34:29.512
‫راستش، دوست داشتم بدونم
‫چی راجع‌به من نوشته

34:31.674 --> 34:33.063
‫حالا چی نوشته بود؟

34:33.088 --> 34:35.737
‫گمونم من یکی از اون خوش‌شانس‌ها بودم

34:35.762 --> 34:39.115
‫ولی مشخص بود که نیک دوست‌دختر داره

34:39.641 --> 34:42.751
‫احساس بدی داشتم،
‫چون توی یه طبقه زندگی می‌کردیم

34:42.977 --> 34:44.930
‫اسمش مردیث نمی‌دونم چی‌چی بود

34:46.064 --> 34:47.815
‫اگه می‌دونستم...

34:48.260 --> 34:51.513
‫درستـه که دیوونه بودم،
‫ولی سلیطه نبودم

34:51.945 --> 34:54.845
‫و نیک حرف‌های ناجوری
‫راجع‌بهش توی آلبوم نوشته بود

34:54.870 --> 34:58.206
‫بهش گفته بود آویزونِ درجه‌ی پنج

34:59.702 --> 35:01.495
‫چیزهای دیگه‌ای هم بود

35:01.496 --> 35:02.704
‫مثلاً چی؟

35:02.705 --> 35:05.721
‫از بی‌تجربگی‌هاش نوشته بود

35:06.501 --> 35:10.755
‫بهش گفته بود ماهی یخ‌زده و
‫لقب سوشی رو بهش داد

35:15.468 --> 35:18.273
‫میشه صفحه‌ای که
‫مردث توشـه رو برام باز کنی؟

35:18.555 --> 35:21.891
‫حتماً. چند صفحه قبل از خودمـه

35:37.156 --> 35:38.408
‫باید اینجا باشه، ولی نیست

35:47.903 --> 35:49.644
‫بشینید، خانم هینز

35:50.545 --> 35:51.628
‫آره، همون‌جا

35:52.373 --> 35:54.065
‫بابت وضعیت فعلی عذر می‌خوام

35:54.090 --> 35:55.674
‫ما از واحد پرونده‌های حل نشده هستیم

35:55.675 --> 35:57.676
‫یه فنجون قهوه، آب یا چیزی میل دارید؟

35:57.677 --> 35:59.011
‫- نه
‫- نوشابه؟

35:59.012 --> 36:01.805
‫- قضیه چیـه؟
‫- من فقط افسر ذخیره‌ام

36:01.806 --> 36:03.016
‫مردث؟

36:03.600 --> 36:05.726
‫بازجویی حساسیـه، نه؟

36:05.727 --> 36:08.396
‫فکر کنم یه خانم بازجویی کنه
‫شانس بهتری داریم

36:09.147 --> 36:10.648
‫چرا جای لفانت نمیری؟

36:13.443 --> 36:18.884
‫رابطه‌ی ما اونقدرها طولانی نبود، ولی
‫مرگ نیک یکم منو از مسیر زندگی خارج کرد

36:18.909 --> 36:20.035
‫چطور؟

36:21.159 --> 36:22.618
‫من تنهام

36:22.619 --> 36:27.706
‫همیشه می‌ترسم که به کسی نزدیک شم

36:28.423 --> 36:29.811
‫می‌ترسم از دست‌شون بدم

36:31.697 --> 36:33.365
‫الان ۳۹ سالمـه و...

36:36.174 --> 36:39.218
‫شبی که فوت کرد یادت نمیاد
‫اتفاق عجیبی افتاده باشه؟

36:40.178 --> 36:42.081
‫یه مهمونی معمولی بود

36:42.347 --> 36:44.405
‫مشروب می‌خوردیم و می‌رقصیدیم

36:44.430 --> 36:46.390
‫بین تو و نیک شکرآب نبود؟

36:46.809 --> 36:50.116
‫گمونم مثل تموم روابط دوره‌ی دانشجویی بود

36:51.230 --> 36:54.014
‫می‌تونیم یه چیزی که توی
‫روند تحقیقات پیدا کردیم رو نشونت بدیم؟

36:54.901 --> 36:58.279
‫چیزهای ناجور زیادی توی این کار دیدم،
‫ولی این یکی...

36:59.280 --> 37:00.823
‫این واقعاً حالم رو بد کرد

37:04.494 --> 37:05.495
‫این چیـه؟

37:06.245 --> 37:07.371
‫چی هست؟

37:07.372 --> 37:09.248
‫خب، اسمش رو آلبوم روابط  گذاشتن

37:09.958 --> 37:10.959
‫اوهوم

37:11.709 --> 37:13.001
‫میشه یه نگاهی بهش بندازی؟

37:26.140 --> 37:28.633
‫خیلی‌خب. سرزنشت نمی‌کنم

37:28.935 --> 37:30.727
‫عکس‌ها و جملاتی که استفاده شده

37:30.728 --> 37:33.730
‫بی‌احترامی مطلقی که
‫به تمام زن‌های اون تو شده

37:33.731 --> 37:35.399
‫- حال آدم رو به هم می‌زنه
‫- اوهوم

37:35.726 --> 37:39.980
‫و اگه بخوام صادقانه بگم،
‫احتمالاً نیک واسه همین کشته شده

37:42.156 --> 37:43.699
‫این آدم‌ها، اونا...

37:43.700 --> 37:46.892
‫غیرقابل بیان‌ترین کارها رو می‌کنن
‫و هیچ تقاصی بابتش پس نمیدن

37:46.917 --> 37:49.170
‫اونوقت عذابش رو دوش ماست، درستـه؟

37:49.622 --> 37:52.792
‫دردش رو ما به دوش می‌کشیم،
‫روی ما لقب می‌ذارن،

37:53.584 --> 37:55.298
‫به شُهرت و اعتبار ما گند زده میشه

37:58.131 --> 38:00.439
‫مردث، من می‌دونم
‫یه صفحه هم راجع‌به تو بوده

38:01.166 --> 38:02.918
‫این هم می‌دونم که تو پاره‌ش کردی

38:04.554 --> 38:06.638
‫- من همچین کاری نکردم
‫- من تو رو مقصر نمی‌دونم

38:06.639 --> 38:09.642
‫بعد از کاری که اون کرد،
‫بعد از چیزهایی که راجع‌بهت نوشت

38:11.644 --> 38:13.332
‫من هم بودم همین کار رو می‌کردم

38:13.855 --> 38:15.538
‫در واقع، مطمئنم که می‌کردم

38:17.044 --> 38:20.547
‫ولی فکر نکنم تو هنوز
‫باهاش کنار اومده باشی

38:21.788 --> 38:25.711
‫حس می‌کنم اونا رو
‫یه گوشه‌ی تاریک تلنبار کردی و

38:25.736 --> 38:28.572
‫فکر می‌کنم که از اون موقع
‫توی همون بالکن گیر کردی

38:46.721 --> 38:48.014
‫وقتی که اون آلبوم رو دیدم...

38:50.683 --> 38:52.477
‫وقتی دیدم چی‌ها راجع‌بهم گفته

38:57.440 --> 38:58.524
‫من دوستش داشتم

39:01.547 --> 39:05.426
‫اون اولین تجربه‌ی من توی همه چی بود

39:08.407 --> 39:10.660
‫چطور می‌تونست اینجوری داغونم کنه؟

39:13.790 --> 39:15.702
‫من هم حماقت کردم

39:17.668 --> 39:18.669
‫فکر کردم...

39:19.420 --> 39:21.047
‫فکر کردم عذرخواهی می‌کنه

39:22.180 --> 39:24.474
‫ولی فقط تو صورتم...

39:25.927 --> 39:27.303
‫خندید

39:28.012 --> 39:32.262
‫گفت من دیوونه و بی‌چاره بودم

39:35.103 --> 39:36.437
‫شاید حق با اون بود

39:41.442 --> 39:43.569
‫ولی بعدش از دستم عصبانی شد

39:44.612 --> 39:48.355
‫چون من اون صفحه رو
‫از آلبوم باارزشش پاره کردم

39:49.240 --> 39:51.844
‫می‌گفت دوستاش انگشت‌نماش می‌کنن

39:52.102 --> 39:53.240
‫برادرهاش!

39:54.872 --> 39:59.274
‫من جلوش داشتم زار زار گریه می‌کردم
‫اونوقت اون به فکر برادرهاش بود

40:04.423 --> 40:07.098
‫فقط می‌خواستم اون هم
‫دردی که من کشیدم رو بکشه

40:11.180 --> 40:12.512
‫واسه همین زدمش

40:16.227 --> 40:17.562
‫با چی زدیش؟

40:18.396 --> 40:20.690
‫همون آلبوم

40:24.777 --> 40:26.195
‫زدم تو سرش

40:27.786 --> 40:29.501
‫معلوم بود که دردش گرفته بود

40:32.618 --> 40:36.663
‫بعدش خواست اون رو از دستم بگیره و

40:36.664 --> 40:41.042
‫یهو یه فکر عجیب به سرم زد که

40:41.043 --> 40:42.127
‫خیلی یهویی

40:42.128 --> 40:46.632
‫اگه وقتی داره می‌کشه، من هولش بدم،
‫اینجوری پرت میشه پایین

40:50.511 --> 40:51.833
‫چیکار کردی؟

40:56.058 --> 40:57.685
‫هولش دادم

41:10.907 --> 41:12.200
‫خدایا

41:15.936 --> 41:17.763
‫« مظنون: مردث هینز »

41:17.788 --> 41:19.890
‫بعضی وقت‌ها خوشیِ حل کردنش
‫به دلت نمی‌شینه

41:22.043 --> 41:23.668
‫آلبوم رو تحویل جرایم جنسی میدیم

41:23.669 --> 41:26.797
‫بعضی از این زن‌ها اگه اقدام کنن
‫ممکنـه عدالت در حقشون اجرا بشه

41:27.798 --> 41:28.949
‫خواهر نیک چی؟

41:28.974 --> 41:30.559
‫همین‌جا قراره همدیگه رو ببینیم

41:31.761 --> 41:34.179
‫چه حالی بشه وقتی بفهمه
‫برادرش اونقدرها فرشته هم نبوده

41:34.180 --> 41:35.722
‫آره

41:35.723 --> 41:38.473
‫البته راجع‌به انجمن برادری راست می‌گفت

41:39.393 --> 41:42.626
‫همه‌ی اون اتفاقات مسموم درست بودن،
‫فقط نه اونطوری که اون فکر می‌کرد

41:45.447 --> 41:46.687
‫هی، پارکر

41:47.360 --> 41:49.111
‫یادتـه چی راجع‌به نشانت گفتم؟

41:50.071 --> 41:52.114
‫می‌خوام حس کنی که
‫داری کار درست رو انجام میدی

41:55.952 --> 41:57.745
‫واقعاً نمی‌دونم چیکار کنم

41:58.704 --> 41:59.872
‫نمی‌دونم چیکار کنم

42:01.207 --> 42:03.918
‫می‌دونی، چیزی نمونده بود
‫من سال ۱۹۹۱ بیام بیرون

42:04.669 --> 42:07.505
‫بعد از ماجرای رادنی کینگ.
‫اوضاع خراب‌تر شد.

42:08.089 --> 42:09.548
‫نمی‌دونستی به کی می‌شد اعتماد کرد

42:10.466 --> 42:14.848
‫اون همکاری که کنارت بود،
‫می‌تونست خودش از اون نژادپرست‌ها باشه

42:15.763 --> 42:17.430
‫بعدش هم شورش‌ها

42:17.677 --> 42:21.765
‫خانواده‌مون زجر کشید،
‫کل شهر زجر کشید

42:22.561 --> 42:28.559
‫باور کن که جون کندم تا
‫یه دلیل واسه موندن پیدا کنم

42:30.569 --> 42:32.102
‫پس چرا موندی،

42:32.989 --> 42:36.158
‫وقتی فهمیدی اون به اصطلاح برادرهات،
‫چه کارهایی ازشون برمی‌اومد؟

42:38.494 --> 42:42.543
‫چون وقتی درکش کنی،

42:42.873 --> 42:44.834
‫اونوقت یه هدفی داری

42:45.626 --> 42:49.171
‫یکی باید محافظِ محافظین باشه

43:18.909 --> 43:19.910
‫وایسا

43:20.870 --> 43:22.320
‫آفرین دختر خوب!

43:25.660 --> 43:28.055
‫اینقدر قضاوت نکن،
‫دیگه واسه خودش خانمی شده

43:28.079 --> 43:29.831
‫اون رو قضاوت نمی‌کنم

43:31.422 --> 43:32.756
‫چه زیرک!

43:32.757 --> 43:34.479
‫شام محبوب بابا رو درست می‌کنی؟

43:35.885 --> 43:38.495
‫من ۲۵ سال از عمرم رو همینجوری گذروندم

43:39.472 --> 43:41.604
‫تو توی گذشته گیر کردی، رنه

43:41.932 --> 43:43.642
‫مدت زیادیـه

43:43.667 --> 43:45.508
‫شاید بخاطر منـه

43:45.727 --> 43:47.883
‫باید بیشتر راجع‌به
‫پدرت باهات صحبت می‌کردم

43:49.039 --> 43:52.046
‫ما همه واسه نگفته‌هامون
‫دلایل خودمون رو داریم

43:58.157 --> 43:59.408
‫اون عکسه رو داری؟

44:09.960 --> 44:11.670
‫چه تخته‌ی جذابی بود

44:13.470 --> 44:15.138
‫آره

44:15.299 --> 44:17.096
‫روی این موج‌سواری رو یادم داد

44:17.121 --> 44:18.789
‫چیزهای زیادی یادت داده

44:21.347 --> 44:22.348
‫می‌دونم

44:25.941 --> 44:27.204
‫دوستت دارم، توتو

44:30.398 --> 44:31.482
‫آره، باشه

45:01.989 --> 45:13.989
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

45:16.400 --> 45:17.806
‫« پلیس لس آنجلس »

45:21.282 --> 45:22.783
‫تو پلیسی؟

45:23.367 --> 45:24.451
‫ببخشید، چی؟

45:24.452 --> 45:25.910
‫ببخشید. نمی‌دونستم تو...

45:25.911 --> 45:27.628
‫مشکلی نیست.
‫چیزی می‌خواستی؟

45:28.323 --> 45:31.054
‫نمی‌دونم لاسی که می‌خوام بزنم
‫ارزشش رو داره یا نه

45:31.079 --> 45:32.795
‫خب، حالا مشتاق شدم بشنوم

45:32.848 --> 45:35.670
‫ازت پرسیدم پلیسی یا نه

45:35.904 --> 45:36.988
‫اوه

45:37.465 --> 45:39.550
‫نه، فعلاً کارآموزم

45:40.426 --> 45:42.917
‫ولی بهت بگم‌ها،
‫با پلیس‌ها سر قرار نمیرم

45:44.680 --> 45:46.407
‫جیگرم رو آتیش زدی

45:46.432 --> 45:50.895
‫شاید چون هنوز باهام آشنا نشدی
‫همچین نظری داری

45:54.899 --> 45:57.193
‫خیلی‌خب. بفرما بشین

46:01.753 --> 46:11.753
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:12.270 --> 46:22.270
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
