WEBVTT

00:00.063 --> 00:01.857
‫آنچه گذشت...

00:03.024 --> 00:04.525
‫تو کارآگاه بالاردی، درسته؟

00:04.526 --> 00:05.981
‫شنیدم پارسال چی کار کردی

00:08.697 --> 00:10.364
‫- تکون نخور
‫- پلیس لس آنجلس

00:10.365 --> 00:12.616
‫- تو کی هستی؟
‫- رنه بالارد از واحد سرقت و قتل

00:12.617 --> 00:15.119
‫- چی می‌خوای؟
‫- پرونده‌هایی که ازم دزدیدی

00:15.120 --> 00:18.164
‫بهشون لقبِ گل‌دخترها دادی.
‫پرونده‌هاشون رو دادن به من

00:18.165 --> 00:21.292
‫هنوزم فکر می‌کنی پرونده مال توئه، باش
‫ولی نیست. مسئولیت پرونده دیگه با منـه

00:21.293 --> 00:23.378
‫- منو از پرونده کنار گذاشتن
‫- یه خبر مهم برام دارت بابا

00:24.004 --> 00:25.005
‫تو بازنشسته شدی

00:25.797 --> 00:27.466
‫پلیس لس آنجلس!

00:29.509 --> 00:31.677
‫کارت درسته، رنه. جونِ یه نفر رو نجات دادی

00:31.678 --> 00:34.597
‫شاید یه روزی دوباره
‫فرصتِ همکاری پیش بیاد

00:34.598 --> 00:37.099
‫پارکر مأمور تحقیق پرونده فرد مجهول‌الهویه بود

00:37.100 --> 00:39.518
‫منو یادته؟ سال 2020
‫روی یه پرونده‌ی قتل کار می‌کردم

00:39.519 --> 00:40.936
‫یه مرد مکزیکی بود که نوزاد همراهش بود

00:40.937 --> 00:43.439
‫این فیلمِ ایستگاه اتوبوس توی
‫سن دیگوئه

00:43.440 --> 00:45.733
‫یکی از آخرین جاهایی که
‫فرد مجهول‌الهویه رو زنده دیدن

00:45.734 --> 00:46.985
‫اون نوزاد رو هیچ‌وقت پیدا نکردن

00:49.029 --> 00:49.904
‫چی شده؟

00:49.905 --> 00:51.323
‫یولیا مُرده

00:51.615 --> 00:52.699
کُشتنش

00:53.200 --> 00:54.159
‫یولیا؟

00:55.160 --> 00:56.952
‫تمرکز اصلیِ این واحد

00:56.953 --> 00:58.996
‫همچنان روی قتلِ خواهرِ
‫نماینده‌ست

00:58.997 --> 01:00.915
‫سال 2001 مظنون اصلی بود

01:00.916 --> 01:02.583
‫اون قاتلـه

01:02.584 --> 01:05.461
‫دی‌ان‌ای قاتلِ سارا پرلمن توی یه
‫توی یه صحنه جرمِ دیگه پیدا شده

01:05.462 --> 01:06.712
‫لورا ویلسون. سال 2008

01:06.713 --> 01:09.131
‫ممکنه با یه قاتل سریالی طرف باشیم

01:09.132 --> 01:11.217
‫بازپرس کی بود؟

01:11.218 --> 01:12.636
‫هری باش

01:13.472 --> 01:23.472
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:23.983 --> 01:33.983
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:35.659 --> 01:37.869
‫خبر نداشتم قراره برام مهمون بیاد

01:39.037 --> 01:41.330
‫حالتون چطوره؟ رنه بالارد هستم
‫از واحد سرقت و قتل

01:41.331 --> 01:43.166
‫کارآگاه نیلون هستم از اداره وَلی

01:43.667 --> 01:44.668
‫من مسئول این صحنه جرم هستم

01:45.252 --> 01:47.379
‫بعید می‌دونم اونقدرا برای
‫واحد سرقت و قتل جذاب باشه

01:48.839 --> 01:50.881
‫پلیس‌ها میگن یه سرقت ناموفق بوده

01:50.882 --> 01:52.133
‫نظر شما هم همینـه؟

01:52.926 --> 01:54.719
‫حدوداً ساعت 10:05 تیراندازی شده

01:55.262 --> 01:57.096
‫دختره در جریانِ سرقت مسلحانه وارد شده

01:57.097 --> 01:59.724
‫دزد هم ترسید و از پشت بهش شلیک کرده

02:00.308 --> 02:01.308
‫اینجا دنبالِ چی هستی؟

02:01.309 --> 02:03.811
‫احتمال داره قضیه به یکی از
‫پرونده‌های حل‌نشده‌م ربط داشته باشه

02:03.812 --> 02:06.021
‫- چطور ممکنه؟
‫- مقتول قبلاً اینجا اقامت داشته

02:06.022 --> 02:07.107
‫همین؟

02:07.732 --> 02:09.900
‫تقریباً. قتل به شیوه‌ی اعدام بوده

02:09.901 --> 02:12.486
‫پنج سال پیش جسدش رو توی
‫دامنه‌ی کوه رها کردن

02:12.487 --> 02:15.531
‫آدمای مشکوک و خلافکار زیاد
‫به اینجا رفت‌وآمد دارن

02:15.532 --> 02:16.616
‫بیشترشون چند ساعت می‌مونن و میرن

02:17.450 --> 02:20.327
‫و اینم یه قربانیِ دیگه
‫از این رفت‌وآمدهاست

02:20.328 --> 02:23.039
‫چیزِ پیچیده و عجیبی
‫مثلِ قتلی که گفتی، نیست

02:24.207 --> 02:27.293
‫میگما، اشکالی نداره یه نگاهی
‫به صحنه بندازم؟ آخه تا اینجا اومدم!

02:27.464 --> 02:28.461
‫راحت باش

02:35.844 --> 02:37.887
‫اشکالی نداره چندتا عکس بگیرم؟

02:37.888 --> 02:39.306
‫هرطور میلتـه

02:42.183 --> 02:43.935
‫چیزی هم دزدیده شده؟

02:44.728 --> 02:46.562
‫تشخیصش توی این شلوغی سختـه

02:46.563 --> 02:49.316
‫مدیریت گفت سه نفر دیشب
‫با پول نقد اتاق رو گرفتن

02:49.816 --> 02:51.984
من که میگم اینجا رو کرده بودن
پاتوق تزریق مواد

02:51.985 --> 02:53.777
‫شاید طرف اومده ببینه چیزی مونده یا نه

02:53.778 --> 02:55.362
‫اسمِ قربانی چیه؟

02:55.363 --> 02:56.573
‫الان دیگه منشیت شدم؟

02:57.240 --> 02:59.409
‫فقط دنبال یه چیزی‌ام که
‫بتونم به مافوقم گزارش بدم

03:00.493 --> 03:02.411
‫آم...

03:02.412 --> 03:04.581
‫یولیا کراویتز

03:05.582 --> 03:06.833
‫فامیلیش «ی» داره؟

03:07.834 --> 03:08.835
‫آره

03:14.466 --> 03:16.301
‫- اینجا رو گشتی؟
‫- معلومه که گشتم

03:17.260 --> 03:18.386
‫چطور مگه؟

03:20.347 --> 03:22.682
‫یولیا قبل از اومدنِ مظنونت اینجا بوده

03:23.975 --> 03:24.976
‫از کجا می‌دونی؟

03:25.685 --> 03:26.685
‫دستمال توالت

03:26.686 --> 03:28.396
‫می‌بینی چطور مرتبش کرده؟

03:28.980 --> 03:30.857
‫روی آینه هم لکه‌ی آب نیست

03:31.608 --> 03:34.777
‫قبل از کشته شدنش، سرویس رو
‫تمیز کرده

03:34.778 --> 03:36.404
‫کارت تموم شد؟

03:38.448 --> 03:39.449
‫آره

03:40.951 --> 03:43.410
‫راستی میشه وقتی گزارش پرتابه‌شناسی
‫به دستت رسید بهم بگی؟

03:43.411 --> 03:45.329
‫می‌خوام با پرونده‌ی حل‌نشده‌م مقایسه کنم

03:45.330 --> 03:47.499
‫حتماً. رو چشمم

04:04.474 --> 04:05.474
‫حالتون چطوره؟

04:05.475 --> 04:07.601
‫می‌تونیم فیلم‌های دوربین مداربسته رو ببینم؟

04:07.602 --> 04:10.396
‫با هم هماهنگ نیستین؟
‫به اون همکارت نشون دادم

04:10.397 --> 04:12.691
‫می‌دونم. آخه باید یه چیزِ دیگه رو هم چک کنم

04:14.359 --> 04:15.402
‫بفرما

04:17.862 --> 04:20.906
‫- واقعاً از کمکت ممنونم
‫- اوهوم

04:41.386 --> 04:43.013
‫یالا، یالا، یالا

04:59.154 --> 05:00.529
‫عه، سلام

05:00.530 --> 05:01.822
‫چرا هنوز اینجایی؟

05:01.823 --> 05:04.034
‫نه، برگشتم کارتم رو بهت
‫بدم تا گزارش رو برام بفرستی

05:05.368 --> 05:06.910
‫دیگه می‌تونی بری

05:06.911 --> 05:07.996
‫چشم

05:16.713 --> 05:18.130
‫یارو خیلی عوضیه

05:18.131 --> 05:20.467
‫نیلون؟ صرفاً نمی‌خواد قلمروش رو از دست بده

05:20.967 --> 05:23.303
‫به نظرت همون زنیه که زنگ زد
‫واحد سرقت و قتل و دنبالت بود؟

05:24.763 --> 05:27.806
‫اگه این‌طور بوده باشه، پس نکنه
‫یکی می‌خواسته دهنش رو ببنده؟

05:27.807 --> 05:29.058
‫باید ته و توش رو در بیاریم

05:29.059 --> 05:32.478
‫و سریع‌ترین راه برای این کار، اینه که
‫قاتل یولیا رو پیدا کنیم و به‌حرف بیاریمش

05:32.479 --> 05:35.148
‫چطوری؟ مگه نیلون می‌ذاره؟

05:35.774 --> 05:38.359
‫اون رو ولش کن.
‫ما هم روی پرونده کار می‌کنیم

05:38.943 --> 05:40.653
‫فقط چیزی بهش نمیگیم

05:41.934 --> 05:44.988
‫« بالارد »
‫« فصل اول، قسمت دوم »

05:51.998 --> 05:53.957
‫- الو؟
‫- سلام. من هنوز توی مسافرخونه‌م

05:53.958 --> 05:55.417
‫اسمِ قربانی رو در آوردم

05:55.418 --> 05:59.588
‫- بگو ببینم
‫- یولیا کراویتز. ک-ر-ا-و-ی-ت-ز

05:59.589 --> 06:02.132
‫آمارش رو در بیار ولی بی‌سروصدا

06:02.133 --> 06:04.426
‫کارآگاهِ پرونده یکم حساسه

06:04.427 --> 06:07.137
‫آره. با این مدل آدما آشنام

06:07.138 --> 06:08.222
‫حالا که بحثش شد...

06:08.223 --> 06:09.306
‫هری باش

06:09.307 --> 06:13.602
‫بعد رفتن باش، مافوقشون
‫پرونده لورا ویلسون رو داد به یکی دیگه

06:13.603 --> 06:17.232
‫ولی طبق گزارشات پرونده، فقط
‫باش درست‌وحسابی پیگیر پرونده بوده

06:18.650 --> 06:20.318
‫بد نیست اونم در جریان بذاریم، نه؟

06:21.069 --> 06:23.654
‫بهش بگیم دی‌ان‌ای قاتلی که دنبالشه
‫توی صحنه‌ی جرم‌مون پیدا شده

06:23.655 --> 06:26.866
‫بهش میگیم ولی فعلاً دست نگه دار، باشه؟

06:27.784 --> 06:29.119
‫همین الانشم کلی کار سرم ریخته

06:30.161 --> 06:31.204
‫باشه

06:31.704 --> 06:33.123
‫- باشه. بعداً صحبت می‌کنیم
‫- باشه

06:37.210 --> 06:38.294
‫دارن اطلاعات یولیا رو در میارن

06:39.170 --> 06:41.840
‫تا اون موقع یه نگاهی به این بنداز

06:43.591 --> 06:44.591
‫قاتلِ یولیاست؟

06:44.592 --> 06:48.178
‫حدسِ من اینه.
‫زمان ثبت شده که درست قبل از قتلـه

06:48.179 --> 06:50.431
‫نگاه کن. ممکنه مسلح بوده باشه

06:51.099 --> 06:53.601
‫نیلون میگه سرقت ناموفق
‫بوده ولی من توی کَتم نمیره

06:54.394 --> 06:57.105
‫یولیا قبل از کشته شدن،
‫سرویس بهداشتی رو تمیز کرده بود

06:58.523 --> 07:01.151
‫پس اون قاتل رو غافلگیر نکرده بلکه برعکس

07:02.777 --> 07:04.444
‫- از قبل براش نقشه داشته
‫- نمیشه با اطمینان گفت

07:04.445 --> 07:06.530
‫پنج سال پیش هم یه حسی بهم
‫می‌گفت اینجا یه چیزیش مشکوکه

07:06.531 --> 07:08.324
‫پارکر. عجله نکن

07:14.289 --> 07:15.874
‫این همون زنیه که باهاش حرف زدی؟

07:16.833 --> 07:17.834
‫کلادیا

07:18.543 --> 07:20.752
‫وقتی فهمید پلیسم ساکت شد

07:20.753 --> 07:23.715
‫شاید یه جا دور از این هیاهو،
‫چیزای بیشتری بهمون بگه

07:30.305 --> 07:31.806
‫سلام

07:33.266 --> 07:34.975
‫- کلادیا؟
‫- اوهوم

07:34.976 --> 07:36.519
‫- انگلیسی بلدی؟
‫- نه

07:37.228 --> 07:38.729
‫ایشون کارآگاهه

07:38.730 --> 07:42.150
‫چندتا سوالِ دیگه ازت دارن، خب؟

07:42.817 --> 07:45.652
‫نه، نه. من چیزی نمی‌دونم. شرمنده

07:45.653 --> 07:49.531
‫دخترهایی که توی مسافرخونه کار می‌کنن
‫با پلیس‌ها حرف نمی‌زنن

07:49.532 --> 07:50.700
‫مهاجر غیرقانونی‌ان؟

07:53.536 --> 07:54.787
‫می‌تونی بری

08:02.545 --> 08:05.048
‫خب دخترا با پلیس حرف نمی‌زنن.
‫با شما حرف می‌زنن؟

08:06.674 --> 08:07.759
‫بعضیاشون

08:09.844 --> 08:11.763
‫- یولیا چی؟
‫- اونم باهام حرف می‌زد

08:12.388 --> 08:13.389
‫دختر نازنینی بود

08:14.224 --> 08:15.308
‫خودم موهاش رو رنگ کردم

08:16.351 --> 08:19.270
‫رنگ ارکیده‌ی وحشی. رنگ موردعلاقه‌ش بود

08:20.188 --> 08:21.397
‫توی زندگیش خیلی سختی کشیده بود

08:22.649 --> 08:23.983
‫اونم مهاجر غیرقانونی بود؟

08:25.526 --> 08:30.197
‫از اوکراین اومده بود. اول
‫رفته بود لهستان و بعد مکزیک

08:30.198 --> 08:32.700
‫به یه قاچاقچی انسان پول داد
‫تا از مرز ردش کنه

08:34.744 --> 08:37.288
‫می‌دونی کسی باهاش دشمنی داشت یا نه؟

08:38.373 --> 08:39.749
‫دوست‌پسری، چیزی؟

08:40.708 --> 08:42.001
‫نمی‌دونم والا

08:44.003 --> 08:45.546
‫این مرد رو می‌شناسی؟

08:48.258 --> 08:49.425
‫این دوروبَرا دیدمش

08:51.219 --> 08:53.178
‫هرازگاهی میاد اینجا

08:53.179 --> 08:56.098
‫آب و پول خرد می‌خواد

08:56.099 --> 08:57.183
‫پس یعنی بی‌خانمانه؟

09:00.270 --> 09:03.021
‫از اونجایی که این پرونده مالِ ما نیست

09:03.022 --> 09:04.273
‫باید از راه‌های غیرمعمول پیگیر بشیم

09:04.274 --> 09:06.192
‫نمی‌تونیم تست دی‌ان‌ای یا انگشت‌نگاری
‫انجام بدیم

09:07.110 --> 09:09.403
‫آره راستی چرا پیگیر
‫یه پرونده قتلِ جدید شدیم؟

09:09.404 --> 09:12.448
‫نشنیدی گفت ممکنه به فرد مجهول‌الهویه ربط داشته باشه؟

09:12.991 --> 09:14.700
‫فعلاً این یارو تنها مظنونِ ماست

09:14.701 --> 09:17.370
‫و اگه یولیا رو نکشته باشه
‫ممکنه شاهد باشه

09:18.037 --> 09:19.413
‫باشه. حالا چطوری این پخمه رو گیر بندازیم؟

09:19.414 --> 09:22.666
‫خب من و بالارد یه نگاهی به اردوگاه
‫بی‌خانمان‌های اطراف مسافرخونه انداختیم

09:22.667 --> 09:24.167
‫ولی تو اون محله هنوزم جاهای دیگه هست

09:24.168 --> 09:26.878
‫بهتره به پناهگاه‌ها، آشپزخونه‌های
‫خیریه و کلیساهای اطراف هم سر بزنیم

09:26.879 --> 09:31.049
‫کتابخونه‌ها هم هست. خیلی از
‫بی‌خانمان‌ها توی منطقه‌ی ما میرن اونجا

09:31.050 --> 09:33.136
‫خب این‌جوری که خیلی جاها رو باید بگردیم

09:34.137 --> 09:35.930
‫می‌دونم. پس بهتره شروع کنیم

09:36.556 --> 09:40.434
‫ما حتی مطمئن نیستیم همونی باشه که
‫دنبالشیم و امروز دمای هوا 35 درجه‌ست

09:40.435 --> 09:41.686
‫با خودت کلاه ببر

09:46.649 --> 09:49.110
‫شواهد مربوط به پرونده‌ی لورا ویلسون رسید

09:50.028 --> 09:51.737
‫بیایین بازشون کنیم و بزنیم‌شون
‫روی تخته

09:51.738 --> 09:52.864
‫ببینیم چی داریم

09:55.700 --> 09:56.701
‫خیلی‌خب

09:58.003 --> 09:58.675
‫[لورا ویلسون]

10:00.472 --> 10:01.557
‫[کارآگاه باش]

10:01.581 --> 10:04.834
‫هفتم سپتامبر 2008 ساعت یک بعد از ظهر

10:05.960 --> 10:10.089
‫برای بررسی گزارش قتل،
‫به آدرس 877 تاماریند رفتیم

10:16.179 --> 10:17.429
‫عجب آشفته‌بازاریه

10:17.430 --> 10:20.767
‫این نتیجه‌ی 17 سال بدون هیچ بازداشتیه

10:22.185 --> 10:26.773
‫لورا ویلسون. 26 ساله.
‫سیاه‌پوست. با آرزوی بازیگرشدن

10:28.483 --> 10:32.569
‫با دست خفه شده. روی دست و
‫ناخن‌هاش نشونه‌هایی از مقاومت دیده میشه

10:32.570 --> 10:34.405
‫نشونه‌ای از تجاوز جنسی وجود نداره

10:43.790 --> 10:45.582
‫قربانی مجرد بوده و تنها زندگی می‌کرده

10:45.583 --> 10:48.753
‫غیبت لورا در روز یکشنبه در کلیسا
‫باعث شد، مادرش نگران بشه و پیداش کنه

10:55.365 --> 10:56.615
‫[تقویم سال 2008]

11:06.187 --> 11:09.607
‫دوستانش آخرین بار شنبه‌شب توی
‫بارِ بارنیز بینری در وست هالیوود دیدنش

11:10.650 --> 11:12.902
‫داشتن برای بازی لورا توی یه آگهی تبلیغاتی
‫جشن می‌گرفتن

11:14.654 --> 11:19.409
‫زمان مرگ: حدود ساعتِ یک بامدادِ هشتم سپتامبر

11:37.093 --> 11:38.344
‫بالارد

11:43.349 --> 11:46.185
‫مارتینا، دنبال یه شارژر
‫واسه اون گوشی بلک‌بری بگرد

11:46.686 --> 11:49.856
‫پارکر و کالین، ببینید بین برایان
‫ریچموند و لورا ارتباطی هست یا نه

11:50.398 --> 11:52.774
‫لفانت، سوابق راهنمایی و
‫رانندگی تمام شاهدهامون رو در بیار

11:52.775 --> 11:55.903
‫و اگه اطلاعات جدیدی درباره یولیا پیدا کردین
‫بهم زنگ بزنین

11:57.029 --> 11:58.489
‫من میرم دیدنِ مادرِ لورا ویلسون

11:59.115 --> 12:00.158
‫چشم رئیس

12:02.493 --> 12:03.995
‫همون «بالارد» کافیه

12:08.416 --> 12:09.542
‫روشن شو دیگه

12:19.594 --> 12:21.345
‫یکم زود تعطیلش نکردی؟

12:23.181 --> 12:24.473
‫میرم یه مصاحبه انجام بدم

12:24.474 --> 12:26.684
‫- با اعضای خانواده‌ی یکی از مقتول‌ها
‫- آهان. چه پرونده‌ای؟

12:27.226 --> 12:29.519
‫منظورت پرونده‌ی لورا ویلسونه
‫یا اونی که امروز صبح پیگیرش شدی؟

12:29.520 --> 12:33.065
‫چون ظاهراً داری پشت سر هم پرونده
‫باز می‌کنی، بدون اینکه قبلیا رو ببندی

12:34.066 --> 12:35.817
‫متأسفم که برداشت‌تون اینه

12:35.818 --> 12:37.152
‫وقتی مسئول این واحد شدی

12:37.153 --> 12:39.863
‫بهم قول دادی که رسیدگی به
‫پرونده‌ی خواهرم در اولویت...

12:39.864 --> 12:43.825
‫قاتل لورا ویلسون توی سال 2008
‫همونیه که خواهرِ شما رو کشته

12:43.826 --> 12:46.953
‫پس با کار روی پرونده لورا، در واقع
‫داریم روی پرونده سارا هم کار می‌کنیم

12:46.954 --> 12:48.539
‫و حتی اگه اینطور هم نبود جناب نماینده

12:49.290 --> 12:52.835
‫پرونده‌ی خواهرتون هم به
‫اندازه‌ی بقیه قربانی‌ها مهمه، خب؟

12:53.586 --> 12:55.546
‫خانواده‌ی اونا هم داغدار عزیزشون هستن

12:56.881 --> 12:58.925
‫گفتی لورا سال 2008 به قتل رسیده؟

13:00.510 --> 13:01.511
‫آره

13:02.136 --> 13:04.180
‫هفتم سپتامبر 2008. چرا؟

13:05.306 --> 13:07.141
‫پس کارِ برایان ریچموند نبوده

13:08.351 --> 13:09.352
‫منظورت چیه؟

13:10.394 --> 13:13.397
‫سالِ 2008 خارج از کشور بود

13:16.025 --> 13:17.776
‫ببین من سال‌ها زیرنظرش داشتم

13:17.777 --> 13:21.571
‫از اکتبر سال 2007 تا ماه مه 2009
‫توی عراق بوده

13:21.572 --> 13:24.157
‫دو دوره. حتی یه بارم آمریکا برنگشت

13:25.660 --> 13:27.244
‫ما با دی‌ان‌ای ارتباط بین قتل‌ها رو
‫پیدا کردیم

13:27.245 --> 13:30.038
‫- پس دی‌ان‌ای اشتباه بوده
‫- خیلی بعیده

13:30.039 --> 13:32.374
‫من بهت اعتماد کردم، خب؟

13:32.375 --> 13:34.125
‫این چیزی که میگی اصلاً امکان‌پذیر نیست

13:34.126 --> 13:35.336
‫چرا هست

13:36.504 --> 13:39.549
‫اگه برایان ریچموند قاتل نباشه

13:41.384 --> 13:42.635
‫وای خدا. گوش کن...

13:44.428 --> 13:46.930
‫ببین، اگه چیزی که راجع
‫به اعزامش میگی درست باشه

13:46.931 --> 13:50.601
‫پس نه قاتل لورا بوده،
‫نه قاتلِ سارا

14:00.403 --> 14:05.616
‫24 سالِ تمام از اون مرد متنفر بودم

14:08.661 --> 14:12.373
‫خیلی عصبانی بودم که می‌دیدم اون
‫راست‌راست راه میره و خواهر من زیرِ خاکه

14:15.501 --> 14:18.379
‫مامانم پارسال مُرد

14:21.424 --> 14:24.552
‫هیچ‌وقت راجع به برایان مطمئن نبود
‫و گمونم همین به کشتنش داد

14:26.596 --> 14:29.557
‫همین ندونستنه مثل
‫خوره به جونش افتاده بود

14:32.435 --> 14:35.271
‫نمی‌تونم بذارم این بلا سر پدرم هم بیاد

14:37.690 --> 14:38.941
‫یا راستش، حتی سرِ خودم

14:42.486 --> 14:43.654
‫پس بذار برم به کارم برسم

14:53.414 --> 14:54.624
‫وای خدا

15:03.883 --> 15:04.883
‫سلام

15:04.884 --> 15:06.801
‫برایان ریچموند دیگه مظنون نیست

15:06.802 --> 15:08.053
‫شوخی می‌کنی

15:08.054 --> 15:10.138
‫نه. باید از مرکز ملی سوابق پرسنلی
‫تأیید بگیریم

15:10.139 --> 15:13.224
‫ولی طبق حرف‌های پرلمن، طرف زمان
‫مرگِ لورا توی عراق خدمت بوده

15:13.225 --> 15:16.311
‫پس دیگه وقتشه به باش زنگ بزنیم، نه؟

15:16.312 --> 15:18.605
‫- ببینیم چه نظری راجع به لورا ویلسون داره؟
‫- نه، نه، نه، نه، نه

15:18.606 --> 15:22.860
‫باید با پرلمن سروکله بزنم. نیلون رو بپیچونم،
‫تازه رولز هم هست

15:23.444 --> 15:25.279
‫همین کم مونده
یه نرِ گنده‌گوزِ دیگه رو اضافه کنیم

15:26.113 --> 15:28.532
‫- تو به دل نگیر
‫- نگرفتم

15:30.284 --> 15:32.410
‫آخه خاطره‌ی خوبی از برخوردِ آخرم با باش ندارم

15:32.411 --> 15:34.079
‫واسه همین نمی‌خوام فعلاً سراغش برم

15:39.960 --> 15:41.336
‫ویوین ویلسون؟

15:41.337 --> 15:43.881
‫رنه بالارد هستم از پلیس لس آنجلس

15:50.596 --> 15:53.056
‫خبر نداشتم واحد پرونده‌های حل‌نشده داریم

15:53.057 --> 15:54.683
‫فقط چند هفته‌ست که کارمون رو شروع کردیم

15:54.684 --> 15:56.476
‫و وقتی دوباره پرونده دخترتون رو باز کردم...

15:56.477 --> 15:58.020
‫بهم نگفته بودن پرونده رو بستن

16:01.524 --> 16:04.859
‫پرونده یه پیشرفت‌هایی داشته.
‫این دختر رو می‌شناسین؟

16:04.860 --> 16:06.195
‫اسمش سارا پرلمنـه

16:11.575 --> 16:12.909
‫شواهدی پیدا کردم که نشون میدن

16:12.910 --> 16:15.246
‫قاتلش همون قاتلِ لورا باشه

16:17.915 --> 16:21.961
‫از آخرین باری که پلیس لس آنجلس درباره‌ی
‫دخترم باهام صحبت کرد، 9 سال می‌گذره

16:22.670 --> 16:25.630
‫ولی حالا که مرگش یا قتلِ
‫یه دخترسفیدپوست ارتباط پیدا کرده...

16:25.631 --> 16:26.882
‫همه بسیج شدن

16:27.758 --> 16:29.968
‫خانم ویلسون، لورا برای من مهمه...

16:29.969 --> 16:32.680
‫می‌دونی از دست دادنِ تک فرزندت
‫چه حالی داره؟

16:33.806 --> 16:37.643
‫نه، نمی‌دونم. و عذر می‌خوام که
‫مجبور شدم بیام اینجا

16:38.561 --> 16:41.563
‫باید سوالاتم رو جواب بدین
‫چون قاتل الان یه جایی اون بیرونه

16:41.564 --> 16:43.065
‫و ممکنه هنوزم دنبال قربانی باشه

16:48.362 --> 16:51.657
‫توی عمرم این دختر رو ندیدم
‫و لورا هم اسمی ازش نیاورده بود

16:53.242 --> 16:55.244
‫کمکِ دیگه‌ای از دستم برنمیاد، کارآگاه

17:42.166 --> 17:43.417
‫هیچ‌کس حاضر نیست کمک کنه

17:44.084 --> 17:46.420
‫هیچ‌کس حتی نگاهمم نمی‌کنه
‫و ویندل در میره

17:47.755 --> 17:49.547
‫ولی در نرفت، درست میگم؟

17:49.548 --> 17:52.092
‫پشت اون خشکشویی گیرش انداختی

17:54.553 --> 17:55.637
‫چیزی که برام جالبه

17:55.638 --> 17:59.683
‫اینه که این خواب ممکنه به یه اتفاق
‫اخیر توی زندگیت ربط داشته باشه

18:00.309 --> 18:03.186
‫رنه، این طبیعیه که قربانیان
‫تجاوز یا خشونت جنسی...

18:03.187 --> 18:04.522
‫من قربانی تجاوز نبودم

18:06.690 --> 18:08.108
‫چون باهاش جنگیدی

18:08.776 --> 18:14.489
‫ولی برام سواله که نکنه رسیدگی به پرونده‌های
‫حل نشده باعث یه ترومای ثانویه شده باشه...

18:14.490 --> 18:15.699
‫دیگه داری شلوغش می‌کنی

18:16.450 --> 18:17.450
‫جداً؟

18:17.451 --> 18:19.410
‫تو به اجبار توی این موقعیت قرار گرفتی

18:19.411 --> 18:22.998
‫چون همکارهای پلیست پشتت رو خالی کرده بودن

18:23.999 --> 18:28.753
‫یه‌جورایی شاید هضمِ خیانت همکارهات
‫برات سخت‌تر بود تا کاری که اولیواس کرد...

18:28.754 --> 18:30.631
‫می‌دونی چیه؟

18:31.715 --> 18:33.758
‫میشه روی تیراندازی تمرکز کنیم لطفاً؟

18:33.759 --> 18:36.720
‫موظفم در همین رابطه باهات صحبت کنم، درسته؟

18:49.525 --> 18:51.317
‫بسیارخب. مشکلی پیش نمیاد

18:51.318 --> 18:55.197
‫ببین کی اینجاست. تنها زنی
‫که با شاتگان میره خشکشویی

19:02.204 --> 19:04.999
‫آره، همه روانشناس‌ها طبقه شیشن.
‫گفتن با کی حرف بزنی؟

19:05.958 --> 19:06.958
‫سندوال

19:06.959 --> 19:09.336
‫ازش خوشم میاد. سینه‌های قشنگی داره

19:10.796 --> 19:12.213
‫خیلی خری، پینترو

19:12.214 --> 19:13.507
‫چیه؟ شوخی کردم بابا

19:14.133 --> 19:17.386
‫- خیلی خشک و جدی‌ای، بالارد
‫- هوی. بس کن دیگه

19:20.598 --> 19:22.974
‫امیدوارم ترافیک خیلی سنگین نباشه

19:22.975 --> 19:24.435
‫تا آمانسون کلی راهـه

19:29.440 --> 19:32.276
‫- روز خوبی داشته باشی، رنه
‫- یالا دیگه چستین. زود باش

19:51.921 --> 19:54.213
‫فیلم تست بازیگری تبلیغ
‫خمیردندونِ لورا ویلسون

19:54.214 --> 19:56.967
‫توی یکی از قسمت‌های
‫ناجور اینترنت پیداش کردم

19:58.093 --> 20:00.011
‫چندتا تبلیغ برای اون برند ضبط کرده بود

20:00.012 --> 20:02.306
‫ولی بعد مرگش کمپین تبلیغاتی متوقف شد

20:04.934 --> 20:06.142
‫مارتینا، تو به جایی رسیدی؟

20:06.143 --> 20:09.062
‫نمی‌دونم ایده‌ی بدی باشه یا...

20:09.063 --> 20:10.356
‫همه‌ی ایده‌ها ارزش شنیدن دارن

20:13.233 --> 20:15.486
‫داشتم سالنامه‌ی سارا رو نگاه می‌کردم

20:16.570 --> 20:17.946
‫توی انجمن تئاتر بود

20:17.947 --> 20:20.366
‫پس بازیگری می‌تونه
نقطه اشتراکش با لورا باشه

20:20.950 --> 20:23.493
‫توی لس آنجلس چیزِ رایجیه.
‫شاید از همین طریق آشنا شدن

20:23.494 --> 20:25.203
‫- شاید ارزش بررسی داشته باشه
‫- اوهوم

20:25.204 --> 20:29.832
‫یه ایمیل از مرکز ملی سوابق پرسنلی برام
‫اومده که عذرِ برایان ریچموند رو تأیید می‌کنه

20:29.833 --> 20:31.334
‫سال 2008 عراق بوده

20:31.335 --> 20:32.669
‫بسیارخب

20:32.670 --> 20:35.673
‫پس برگشتیم سر نقطه اولِ
‫پرونده‌ی قتل‌های پرلمن/ویلسون

20:37.216 --> 20:38.342
‫هیچ سرنخی رو نباید نادیده گرفت

20:41.553 --> 20:43.763
‫- رولز به کجا رسید؟
‫- هنوز پیداش نکرده

20:44.848 --> 20:47.350
‫ولی اگه کاری با من نداری،
‫خودم مشتاقم برم اونجا

20:47.351 --> 20:50.186
‫آره. فکر خوبیه. برو ببین زیر کولر لم نداده باشه

20:50.187 --> 20:51.271
‫باشه

20:52.731 --> 20:54.483
‫الو؟ سلام راوی

20:55.067 --> 20:56.360
‫از سردخونه‌ست

20:58.362 --> 20:59.863
‫نه. نه، ممنونم

21:00.531 --> 21:01.865
‫مرسی که اطلاع دادی

21:03.534 --> 21:06.578
‫ظاهرا نیلون سر کالبدشکافی یولیا نرفته

21:07.162 --> 21:08.580
‫ناسلامتی پرونده‌شـه‌ها

21:11.933 --> 21:14.794
‫باید خودمون گلوله‌ رو
پیدا کنیم و ببریم پرتابه‌شناسی

21:14.795 --> 21:17.505
‫اگه بدون اطلاعش کاری
‫بکنی، به ضررت تموم میشه

21:17.506 --> 21:18.799
‫من نمیرم. تو میری

21:20.175 --> 21:23.469
‫هرچی زودتر بفهمیم اون گلوله به فرد
‫مجهول‌الهویه مربوط میشه یا نه، بهتره

21:23.470 --> 21:25.264
‫خیلی‌خب

21:27.224 --> 21:28.225
‫میشه منم همراهش برم؟

21:31.603 --> 21:33.021
‫می‌خوای بری سردخونه؟

21:33.022 --> 21:34.106
‫چرا که نه

21:34.690 --> 21:37.484
‫برای یه تجربه‌ی عملی
‫توی دنیای پلیسی

21:40.070 --> 21:42.613
‫شنیدم چند شب پیش خیلی سرتون شلوغ بوده

21:42.614 --> 21:44.783
‫آره. یازده مورد قتل

21:45.492 --> 21:47.036
‫ولی خب اضافه‌کاری خوبی بهمون دادن

21:49.121 --> 21:50.581
‫یه ساعت پیش کارم تموم شد

21:56.045 --> 22:00.340
‫گلوله رو از کمرش در آوردم.
‫با نیلون هماهنگ کردی دیگه؟

22:01.050 --> 22:02.134
‫تا جایی که تو خبر داری، آره

22:08.307 --> 22:10.017
‫آهای. با توئـم!

22:11.310 --> 22:12.519
‫خوبی؟

22:15.230 --> 22:16.940
‫- مرسی
‫- خواهش می‌کنم

22:27.993 --> 22:28.994
‫نکن

22:29.787 --> 22:31.080
‫باید حکم داشته باشی

22:31.705 --> 22:32.955
‫چادره‌ها!

22:32.956 --> 22:34.582
‫قانون قانـونه

22:34.583 --> 22:36.460
‫ای بابا

22:38.754 --> 22:40.089
‫شرمنده

22:54.320 --> 22:54.937
‫چیه؟

22:56.980 --> 22:58.398
‫این پتو مال مسافرخونه‌ست

22:59.024 --> 23:00.109
‫هان؟

23:02.277 --> 23:04.196
‫حالا نمی‌خواد خیلی خودتو بگیری

23:05.781 --> 23:07.699
‫کسی می‌دونه این چادر مال کیه؟

23:19.795 --> 23:20.921
‫فقط می‌خوام باهات صحبت کنم

23:23.507 --> 23:26.301
‫یه نمونه دی‌ان‌ای پیدا کردیم که قاتل
‫سارا رو به یه پرونده قتل دیگه ربط میده

23:28.178 --> 23:29.638
‫نکنه اینم می‌خوای بندازی گردنِ من؟

23:30.180 --> 23:31.807
‫قتل سال 2008 اتفاق افتاده

23:33.058 --> 23:34.101
‫ولی تو اون موقع عراق بودی

23:36.186 --> 23:37.479
‫می‌دونیم کارِ تو نبوده برایان

23:39.565 --> 23:40.941
‫می‌دونیم تو قاتل سارا نیستی

23:53.704 --> 23:56.665
‫یه سوال دارم. تا حالا این زن رو دیدی؟
‫لورا ویلسون

23:57.416 --> 23:59.209
‫احتمالش هست که با سارا در ارتباط بوده باشه؟

23:59.710 --> 24:00.836
‫شوخیت گرفته؟

24:02.880 --> 24:03.881
‫شرمنده

24:05.174 --> 24:06.465
‫می‌دونم خیلی بهت سخت کذشته

24:06.466 --> 24:10.095
‫گفتم شاید این‌جوری کمی به آرامش برسی

24:11.471 --> 24:13.599
‫وقتی سارا کشته شد، 19 سالم بود

24:15.893 --> 24:18.562
‫به خاطر شماها از همون روز
‫اول، توی لیست مظنون‌ها بودم

24:21.231 --> 24:23.525
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی آرومم کنی؟

24:28.322 --> 24:30.157
‫میشه از اینجا بری؟

24:32.075 --> 24:33.076
‫لطفاً

24:37.831 --> 24:39.458
‫مراقبِ خودت باش برایان

24:53.597 --> 24:55.014
‫- رولز، چه خبر؟
‫- سلام

24:55.015 --> 24:57.767
‫یه سرنخ پیدا کردیم. توی چادر یه بی‌خانمان

24:57.768 --> 24:59.645
‫آم، ببخشید. یه خانم بی‌سرپناه

25:00.395 --> 25:02.521
‫یه پتو داشت که مالِ مسافرخونه بود

25:02.522 --> 25:06.776
‫گفت از یه یارویی به اسم فراستی گرفته
‫و همونی بود که تو عکسش رو گرفتی

25:06.777 --> 25:08.361
‫ولی الان یکی از داوطلب‌های پناهگاه میگه

25:08.362 --> 25:10.446
‫اسم واقعیِ فراستی شان رایتـه

25:10.447 --> 25:12.365
‫و اگه اینجا نباشه، می‌تونی توی

25:12.366 --> 25:14.742
‫پاتوق معتادها حوالیِ سن فرناندو پیداش کنی

25:14.743 --> 25:15.869
‫آدرسش رو گرفتی

25:31.969 --> 25:33.428
‫پلیس!

25:34.012 --> 25:36.138
‫پلیس لس آنجلس. دست‌ها بالا!

25:36.139 --> 25:37.182
‫فرار کنین!

25:46.233 --> 25:48.235
‫پلیس لس آنجلس. دست‌ها بالا. دست‌ها بالا

25:49.194 --> 25:51.904
‫شان! شان، دست‌ها بالا!

25:51.905 --> 25:54.574
‫برو، برو، برو. همه برن بیرون

25:58.078 --> 25:59.705
‫پشت سرِ من بمون، رولز

26:00.247 --> 26:02.457
‫دست‌ها بالا. از سر راه برو کنار

26:03.875 --> 26:05.210
‫واینستا. برو

26:09.881 --> 26:10.881
‫رولز

26:13.510 --> 26:15.261
‫- خوبی؟
‫- برو

26:15.262 --> 26:17.388
‫شان رایت، دست‌هات رو بذار روی سرت

26:17.389 --> 26:19.557
‫دست‌هات رو بذار روی سرت.
‫یالا زانو بزن

26:19.558 --> 26:21.267
‫زانو بزن!

26:21.268 --> 26:22.687
‫یالا!

26:30.110 --> 26:31.570
‫پشمام!

26:34.448 --> 26:36.491
‫لعنتی

26:47.294 --> 26:49.212
‫گندش بزنن

27:03.685 --> 27:05.061
‫یا خدا!

27:05.062 --> 27:07.022
‫با پای شکسته داشت فرار می‌کرد

27:07.731 --> 27:09.483
‫نشد یه بار بی‌دردسر تموم شه!

27:16.239 --> 27:17.240
‫سلام

27:17.991 --> 27:19.283
‫ای وای!

27:19.284 --> 27:20.409
‫چه‌ بلایی سرت اومده؟

27:20.410 --> 27:22.411
‫بیخیالش. چیزی نیست. بیا تو

27:22.412 --> 27:23.662
‫توتو خونه نیست؟

27:23.663 --> 27:26.499
‫نه. رفته مسابقه پوکر توی لا هویا

27:26.500 --> 27:27.666
‫آها

27:27.667 --> 27:30.461
‫راستش حس خوبی ندارم که بدون بزرگتر
‫اینجا باشم

27:30.462 --> 27:32.214
‫مطمئنم لولا حواسش بهت هست

27:41.056 --> 27:42.557
‫وای به حال اون بدبختی که باهات درگیر شده

27:43.266 --> 27:46.353
‫جالبه بدونی بیشتر آسیب‌هاش
‫زیر سر خودش بود

27:46.895 --> 27:50.606
‫الان توی بیمارستانه و دارن
‫استخوان پاش رو جا می‌اندازن

27:50.607 --> 27:54.069
‫و اثر فن‌سیکلیدین هم داره از بین میره
‫(دارویی روان‌گردان)

27:54.945 --> 27:58.197
‫یه روزایی بدترین بلایی که سرکار سرم میاد
‫آفتاب‌سوختگیه

28:00.332 --> 28:01.450
‫بهتره مراقب باشی

28:01.451 --> 28:04.203
‫اون صورت بدون شادابیش
‫به هیچ دردی نمی‌خوره

28:07.874 --> 28:10.668
‫وقتی بهم زنگ زدی، فهمیدم روز سختی داشتی

28:10.669 --> 28:11.837
‫چطور مگه؟

28:13.547 --> 28:15.256
‫- راستش رو بگم؟
‫- اوهوم

28:15.257 --> 28:16.842
‫فقط همین روزها زنگ می‌زنی

28:19.553 --> 28:20.554
‫این‌جوری هم نیست

28:31.064 --> 28:33.191
‫بعضی وقتا برام راحت‌تره که

28:34.985 --> 28:38.028
‫این چیزها رو بهت نگم

28:38.029 --> 28:40.665
‫تا شاید خودمم یکم فراموش کنم

29:20.322 --> 29:22.282
‫میگما، ممکنه بدعادت بشم

29:23.575 --> 29:24.826
‫منم همینطور

29:26.495 --> 29:28.746
‫وای! دارم از خجالت آب میشم

29:28.747 --> 29:31.165
‫مسخره‌بازی درنیار. من همه‌جوره‌شو دیدم

29:31.166 --> 29:34.710
‫- رنه گفته بود رفتی...
‫- لا هویا. آره

29:34.711 --> 29:36.170
‫امروز صبح برگشتم

29:36.171 --> 29:38.298
‫توی همون دور اول حذف شدم

29:39.049 --> 29:40.133
‫چه بد!

29:40.634 --> 29:42.384
‫وقتی من رسیدم، رن رفت

29:42.385 --> 29:44.720
‫گفت سروان زنگ زده و گفته زود بره اداره

29:44.721 --> 29:45.888
‫خب، من دیگه...

29:45.889 --> 29:49.476
‫بگیر بشین. دارم صبحونه درست می‌کنم.
‫قهوه می‌خوری؟

29:52.062 --> 29:53.313
‫آره

30:02.072 --> 30:03.864
‫دهم سپتامبر 2008

30:03.865 --> 30:05.450
‫ساعت شانزده و چهل دقیقه

30:06.034 --> 30:08.035
‫با شاهدی به نام آدام لنوکس صحبت کردم

30:08.036 --> 30:09.704
‫از دوستان لورا ویلسون

30:10.455 --> 30:13.541
‫لنوکس اظهار داشت وَنی آبی‌رنگ
‫جلوی آپارتمانِ ویلسون پارک شده بود...

30:13.542 --> 30:15.126
‫بالارد. بیا تو

30:20.549 --> 30:21.550
‫بگیر بشین

30:23.843 --> 30:25.512
‫گمونم کارآگاه نیلون رو می‌شناسی

30:26.012 --> 30:27.013
‫بله، قربان

30:27.681 --> 30:28.681
‫صبح بخیر

30:28.682 --> 30:32.226
‫قرار بود روی پرونده‌ی پرلمن کار کنی، درسته؟

30:32.227 --> 30:35.396
‫بله یکی از پرونده‌هاییه که
‫روش کار می‌کنم

30:35.397 --> 30:36.522
‫و احیاناً هیچ ربطی به

30:36.523 --> 30:39.359
‫پرونده قتل در مسافرخونه‌ی سانبیم
‫که از کارآگاه نیلون قاپیدی، داره؟

30:40.819 --> 30:42.946
‫- قربان، من چیزی قاپ نزدم...
‫- جوابش ساده‌ست. آره یا نه

30:45.073 --> 30:46.073
‫نه قربان

30:46.074 --> 30:48.284
‫پرونده‌ی سانبیم هیچ
‫ارتباطی با سارا پرلمن نداره

30:48.285 --> 30:51.287
‫ولی به نظرم به یه پرونده‌ی
‫حل‌نشده‌ی دیگه‌ای که درگیرشم ربط داره

30:51.288 --> 30:53.872
‫- و من می‌خواستم همکاری کنیم...
‫- گفتی از واحد سرقت و قتل

30:53.873 --> 30:55.332
‫خب هستم دیگه

30:55.333 --> 30:57.252
‫واحد پرونده‌های حل‌نشده؟ فکر نکنم!

30:57.961 --> 31:00.087
‫مدرک پرتابه‌شناسیم رو دزدید.
‫پاشو از گلیمش درازتر کرده

31:00.088 --> 31:01.756
‫کاملاً موافقم

31:05.385 --> 31:07.137
‫ولی از تو جلو زده

31:08.680 --> 31:09.847
‫منظورتون چیه؟

31:09.848 --> 31:11.599
‫دیروز مظنونت رو دستگیر کرد

31:11.600 --> 31:13.727
‫قبل از اینکه اولین سرنخت رو پیدا کنی

31:14.978 --> 31:16.770
‫- من داشتم پیگیری می‌کر...
‫- پرونده دیگه مالِ بالارده

31:16.771 --> 31:18.148
‫حقشه

31:22.360 --> 31:23.361
‫شما هم مرخصی

31:39.294 --> 31:41.295
‫شنیدم در جریان دستگیری اون یارو، کتک خوردی

31:41.296 --> 31:43.339
‫خوشم نمیاد خودتو قاطی این درگیری‌ها کنی

31:43.340 --> 31:46.467
‫- نیروی پشتیبانی داشتم
‫- یه افسر ذخیره و یه داوطلب؟

31:46.468 --> 31:50.429
‫خب پارکر قبلاً پلیس بوده و درخواست
‫داده نیروی ذخیره‌ی تمام وقت باشه پس...

31:50.430 --> 31:52.181
‫مدرکی که علیه این مظنونِ بازداشتیت داری

31:52.182 --> 31:53.724
‫کافی نیست

31:53.725 --> 31:56.811
‫نمی‌تونی بهش اتهام داشتن آلت قتاله‌ای بزنی
‫که نتونستی پیدا کنی

31:57.312 --> 31:58.980
‫باید ازش اعتراف بگیری

32:01.358 --> 32:02.359
‫بله قربان

32:03.860 --> 32:05.861
‫بالارد، من به خاطر تو
‫آبروی خودمو به خطر انداختم

32:05.862 --> 32:10.700
‫با وجود مخالفت رئیس و بقیه‌ی همکارها تو رو برای
‫سرپرستی واحد پرونده‌های حل‌نشده پیشنهاد دادم

32:11.660 --> 32:13.870
‫- بله قربان می‌دونم
‫- جمع و جورش کن

32:37.143 --> 32:38.478
‫بیا تو

32:43.233 --> 32:46.820
‫رنه بالارد هدیه آورده

32:47.404 --> 32:48.405
‫سلام فردی

32:50.573 --> 32:53.618
‫وای! چقدر هم خوشگله!

32:54.369 --> 32:55.869
‫لابد کارت خیلی گیره

32:55.870 --> 32:58.915
‫می‌خواستم بدونم میشه کارِ ما رو
‫زودتر راه بندازی؟

32:59.582 --> 33:01.917
‫همون گلوله‌ای رو میگی که لفانت آورده بود؟

33:01.918 --> 33:03.753
‫آره. مربوط به قتل یولیا کراویتز

33:04.921 --> 33:07.631
‫سروان خیلی سر این قضیه بهم فشار
‫آورده پس هرچی زودتر انجام بشه بهتره

33:07.632 --> 33:09.092
‫ایناهاش

33:10.218 --> 33:13.763
‫میگما، به نظرت می‌تونی نتایج رو با مورد
‫مجهول‌الهویه که دارم روش کار می‌کنم هم تطبیق بدی؟

33:15.140 --> 33:17.141
‫فردی، گفته بودم نقاشی روی این گلدون...

33:17.142 --> 33:18.435
‫کارِ دسته؟

33:22.939 --> 33:24.983
‫حله. شماره پرونده؟

33:29.362 --> 33:31.947
‫بیست و سوم آوریل سال 2011

33:31.948 --> 33:33.991
‫دوباره از آدام لنوکس بازجویی کردم

33:33.992 --> 33:35.076
‫اطلاعات جدیدی به‌دست نیومد

33:35.577 --> 33:37.953
‫یکم فوریه سال 2012

33:37.954 --> 33:39.121
‫اطلاعات جدیدی به‌دست نیومد

33:39.122 --> 33:41.290
‫یکم ژوئن سال 2013

33:41.291 --> 33:43.418
‫اطلاعات جدیدی به‌دست نیومد

34:04.981 --> 34:05.982
‫مامان

34:07.567 --> 34:08.568
‫راستش مامان...

34:10.236 --> 34:13.155
‫باشه. فردا میرم دیدنش

34:13.156 --> 34:14.573
‫قول میدم. نمی‌خوام...

34:14.574 --> 34:16.658
‫دکتر گلر، لطفاً به بخش سوختگی مراجعه کنید

34:16.659 --> 34:17.786
‫چی؟ چی؟

34:18.620 --> 34:20.371
‫نه چیزی نیست. چیزه...

34:21.080 --> 34:24.124
‫صدایِ یه زنی مغازه‌ بود

34:24.125 --> 34:25.418
‫نمی... نمی‌دونم مامان

34:28.505 --> 34:29.756
‫الان نمی‌تونم صحبت کنم

34:31.007 --> 34:32.258
‫باشه. منم دوستت دارم

34:33.343 --> 34:34.635
‫دکتر برنارد

34:34.636 --> 34:36.094
‫لطفا با داخلی دو تماس بگیرید

34:36.095 --> 34:37.679
‫دکتر برنارد، داخلی دو

34:37.680 --> 34:42.560
‫زیاد خوشش نمیومد توی اداره پلیس کار کنم

34:43.561 --> 34:47.105
‫و اگه بو ببره دوباره برگشتم سرِ کار،
‫حسابی ناراحت میشه

34:47.106 --> 34:49.359
‫سریع‌تر تصمیمت رو بگیر

34:51.694 --> 34:52.695
‫برچم چی گفت؟

34:53.488 --> 34:55.365
‫خب رسماً پرونده رو داد به من

34:55.949 --> 34:57.574
‫- عالیه
‫- آره

34:57.575 --> 35:00.160
‫ولی با قاپیدن پرونده از نیلون
‫برای خودم دشمن‌تراشی کردم

35:00.161 --> 35:01.727
‫واسه همین باید یه کاری
‫کنم ارزشش رو داشته باشه

35:01.992 --> 35:03.747
‫خیلی‌خب. بریم از این یارو اعتراف بگیریم

35:03.748 --> 35:04.833
‫بریم

35:14.217 --> 35:16.426
‫آقای رایت، یولیا کراویتز رو می‌شناختی؟

35:16.427 --> 35:19.264
‫اصلاً ازش خوشم نمیومد

35:20.807 --> 35:22.141
‫بهش شلیک کردین آقای رایت؟

35:23.393 --> 35:24.561
‫اصلاً نمی‌شناختمش

35:25.812 --> 35:27.647
‫ازش بدت میومد ولی اصلاً نمی‌شناختیش؟

35:30.316 --> 35:32.944
‫موقع بازداشت، 600 دلار پول توی جیبت بود

35:33.611 --> 35:34.779
‫این پول رو از کجا آوردی؟

35:35.613 --> 35:38.157
‫یه آقایی بهم داد

35:38.700 --> 35:39.867
‫برای چی؟

35:39.868 --> 35:41.578
در ازای روحم

35:45.832 --> 35:48.501
‫چیزی بهت نگفت؟ درباره‌ی یولیا؟

35:49.335 --> 35:53.172
‫گفت اون فاسده و من رو هم فاسد می‌کنه

35:54.841 --> 35:56.216
‫می‌تونی مشخصات ظاهری این مرد رو بهمون بگی؟

35:56.217 --> 35:59.595
چشم‌هاش رو پوشونده بود

35:59.596 --> 36:02.098
‫اجیرت کرد یولیا رو بکشی؟

36:05.810 --> 36:07.352
‫فکر کردم گفتین تا الان دیگه اثر مواد رفته

36:07.353 --> 36:08.520
‫در واقع کاملاً از بین رفته

36:08.521 --> 36:11.648
‫طبق سوابق موجود، ایشون
‫سابقه بیماری روانی حاد داره

36:11.649 --> 36:13.109
‫حالت عادیش اینـه

36:16.279 --> 36:18.531
‫اونی که اجیرش کرده خوب می‌دونسته
‫عقل‌وهوش درست‌وحسابی نداره

36:19.240 --> 36:20.825
‫ازش سوءاستفاده کردن

36:23.244 --> 36:24.453
‫اسلحه رو کجا قایم کردی شان؟

36:24.454 --> 36:26.747
‫خاکش کردم

36:26.748 --> 36:28.332
‫مثل یه بذر توی دل زمین

36:28.333 --> 36:31.960
‫شان، باید دقیق بهم بگی اسلحه رو
‫کجا قایم کردی

36:31.961 --> 36:36.424
‫کاشتمش و ازش یه باغ گل رُز
‫در اومد

36:43.389 --> 36:44.390
‫ممنون

36:50.730 --> 36:53.274
‫ماه فوریه کارش رو توی
‫سانبیم شروع کرد، درسته؟

36:56.611 --> 36:57.695
‫آهای، چیزی شده؟

36:58.237 --> 36:59.530
‫نه، خوبم

37:07.121 --> 37:09.624
‫نمی‌تونم از فکر سردخونه ‫دربیام

37:10.124 --> 37:12.168
‫اون همه غم و اندوه توی یه جا

37:15.171 --> 37:16.672
‫وقتی تازه وارد واحد سرقت و قتل شده بودم

37:16.673 --> 37:20.760
‫اولین همکارم بهم گفت وظیفه‌مون اینه که
‫حرمت مُرده‌ها رو نگه داریم

37:22.178 --> 37:23.346
‫همیشه به این فکر می‌کنم

37:24.347 --> 37:25.431
‫که اگه می‌تونستن صحبت کنن

37:26.933 --> 37:28.476
‫چی ازم می‌خواستن؟

37:34.607 --> 37:36.733
‫پس بازجویی شان رایت هم بی‌نتیجه بود؟

37:36.734 --> 37:38.151
‫اصلاً معلوم نبود چی میگه

37:38.152 --> 37:41.239
‫حتی اگه اعتراف کنه هم اعترافش
‫توی دادگاه قابل استناد نیست

37:42.323 --> 37:43.950
‫پس واقعاً باید اون اسلحه رو پیدا کنیم

37:44.534 --> 37:45.702
‫آره، دقیقاً

37:46.953 --> 37:49.621
‫رولز و پارکر رو فرستادم
‫اطراف اون پاتوق معتاد‌ها رو بگردن

37:49.622 --> 37:52.709
‫ولی ازت می‌خوام باهاشون هماهنگ بشی تا
‫یه جستجوی دقیق و منطقه به منطقه داشته باشم

37:53.626 --> 37:56.336
‫در ضمن شان گفت اسلحه رو دفن کرده

37:56.337 --> 37:59.631
‫پس تمام خیابون‌های درخت‌کاری‌شده
‫و پارک‌های اطراف رو بگردین

38:00.612 --> 38:01.217
‫بالارد

38:03.720 --> 38:04.929
‫هری

38:05.596 --> 38:06.597
‫باید باهات صحبت کنم

38:13.146 --> 38:16.064
‫من سال‌ها زحمت کشیدم تا
‫اعتماد ویوین ویلسون رو جلب کنم

38:16.065 --> 38:18.692
‫- بعد تو یه شبه خرابش کردی؟
‫- پیشرفتی توی پرونده داشتیم

38:18.693 --> 38:19.776
‫زِر نزن

38:19.777 --> 38:21.987
‫این کارها فقط برای جلب توجه‌ی نماینده‌ست

38:21.988 --> 38:23.238
‫اصلاً هم این‌جوری نیست

38:23.239 --> 38:25.782
‫داری زور می‌زنی
‫ارتباطی بین قتل لورا و سارا پیدا کنی

38:25.783 --> 38:26.909
‫زور نمی‌زنم

38:27.660 --> 38:30.078
‫واقعاً با هم ارتباط دارن.
‫از روی نمونه‌ی دی‌ان‌ای میگم

38:30.079 --> 38:32.789
‫توی صحنه‌ی جرم پرلمن هیچ
‫دی‌ان‌ای‌ای درکار نبود و همه هم می‌دونن

38:32.790 --> 38:34.167
‫خب همه اشتباه می‌کنن

38:35.835 --> 38:37.754
‫از روی چسب اثرانگشت دی‌ان‌ای تماسی
‫استخراج کردم

38:45.970 --> 38:47.137
‫چه هوشمندانه!

38:47.138 --> 38:48.222
‫مرسی

38:51.976 --> 38:54.479
‫- اجازه بده ناهار مهمونت کنم
‫- چرا که نه

38:55.563 --> 38:57.272
‫باید دلخور شم؟

38:57.273 --> 38:58.732
‫از چی؟

38:58.733 --> 39:03.070
‫که منو خبر نکردی بیام باهاتون همکاری کنم

39:06.407 --> 39:07.949
‫عمراً دووم می‌آوردی

39:07.950 --> 39:09.451
‫تو یه گرگ تنهایی، هری باش

39:09.452 --> 39:13.246
‫آهان باشه بعد خودت حاضر نشدی بهم زنگ بزنی

39:13.247 --> 39:15.958
‫و درباره پرونده‌ی لورا ویلسون اطلاعات بگیری

39:18.169 --> 39:20.755
‫می‌دونی، هنوز دارم سعی می‌کنم
‫بفهمم چطوری این واحد رو اداره کنم

39:21.255 --> 39:23.091
‫اصلاً توی برنامه‌ی پنج ساله‌م نبود

39:23.966 --> 39:25.967
‫ولی روسا خیلی بهم حق انتخاب ندادن

39:25.968 --> 39:27.886
‫انگار بعضیا خیلی ازم دلخورن

39:27.887 --> 39:30.473
‫آره شنیدم. متأسفم اونجوری که می‌خواستی نشد

39:31.474 --> 39:34.893
‫طنز تلخش اینجاست که الان از
‫سازمانی دفاع می‌کنم که پشتمو خالی کرد

39:34.894 --> 39:37.104
‫آره، بیراه هم نیست

39:37.105 --> 39:40.524
‫ببین، از اعضای خانواده‌
‫قربانی گرفته تا مظنون‌های سابق

39:40.525 --> 39:44.694
‫همه از پلیس لس آنجلس شاکی‌ان.
‫و همه‌ش رو سرِ من خالی می‌کنن

39:44.695 --> 39:45.947
‫آره، اصلاً دلم نمی‌خواد جات باشم

39:47.657 --> 39:49.033
‫پیدا کردن قاتل

39:50.785 --> 39:52.369
‫مثل پیدا کردن سوزن توی انبار کاهـه

39:52.370 --> 39:56.581
‫تازه توی پرونده‌های حل‌نشده اوضاع
‫بدتره، انگار کاه‌ها پخش و پلا شدن

39:56.582 --> 39:58.625
‫حیف که کارِ دیگه‌ای بلد نیستم

39:58.626 --> 40:00.044
‫گل گفتی، خواهر

40:00.670 --> 40:05.382
شرایطت ایدئال نیست
ولی می‌تونست بدتر از این باشه

40:05.383 --> 40:08.552
داری با تیمی که خودت انتخاب کردی
توی آمانسون کار می‌کنی

40:08.553 --> 40:10.138
بدون اینکه کسی مزاحمت بشه

40:15.059 --> 40:16.144
‫دلم برای دایره‌ی قتل تنگ شده

40:16.644 --> 40:17.645
‫درک می‌کنم

40:18.938 --> 40:22.023
‫یه‌جورهایی حس می‌کنم اگه توی واحد
‫پرونده‌های حل‌نشده خودی نشون بدم

40:22.024 --> 40:24.277
‫شاید اوضاع به حالت قبلی برگرده

40:27.613 --> 40:30.324
‫شاید اوضاع هیچ‌وقت نتونه مثل سابق بشه

40:36.205 --> 40:37.790
‫بیا یه نگاهی به پرونده لورا ویلسون بندازیم

40:39.000 --> 40:42.420
‫می‌دونی، بیشتر بخش‌ها برای همچین
‫جستجویی نیروی پلیس می‌فرستن

40:43.129 --> 40:45.422
‫خیلی از بخش‌ها اجازه نمیدن مردم عادی
‫پرونده‌ی قتل حل کنن

40:45.423 --> 40:46.548
‫من آدم عادی نیستم

40:46.549 --> 40:49.050
‫افسر ذخیره هم می‌تونه
‫مثل افسرهای رسمی کار کنه

40:49.051 --> 40:50.136
‫اوهوم

40:51.053 --> 40:53.388
‫ببین من مشکلی ندارم وقتم رو صرف این کار کنم

40:53.389 --> 40:55.808
‫منم اندازه‌ی تو دلم
‫می‌خواد قاتل یولیا رو پیدا کنیم

40:56.434 --> 40:57.475
بعید می‌دونم والا

40:57.476 --> 41:02.397
‫ولی اگه اسلحه‌ی فراستی نقشِ محوری توی این
‫پرونده داره پس نیروهای بیشتری نیاز داریم

41:02.398 --> 41:05.359
‫افسرهای یونیفرم‌پوش نیاز داریم،
‫حتی دانشجوهای دانشکده افسری

41:07.153 --> 41:08.779
‫چیه؟ به چی نگاه می‌کنی؟

41:09.864 --> 41:13.242
‫فراستی گفت تفنگ رو خاک
‫کرده و ازش یه باغ رز در اومده

41:18.456 --> 41:19.665
‫اوه

41:22.543 --> 41:24.586
‫ببخشید، اطلاعات جدیدی ندارم بهش اضافه کنم

41:24.587 --> 41:26.504
‫- این پرونده آدمو کلافه می‌کنه
‫- آره

41:26.505 --> 41:29.007
‫- هیچ پیشرفت بزرگی در کار نبوده
‫- طبق پرونده، این‌طور به نظر می‌رسه

41:29.008 --> 41:31.469
‫- حدسی نداری؟
‫- هارمون هریس

41:32.678 --> 41:36.015
‫نتونستم انگیزه قتل براش پیدا کنم
‫ولی عذرش قانعم نکرد

41:36.557 --> 41:37.724
‫یعنی چی قانعت نکرد؟

41:37.725 --> 41:39.935
‫خب هریس و یه یارویی به اسم آدام لنوکس

41:39.936 --> 41:42.230
‫گفتن اون شب با هم بیرون بودن

41:42.730 --> 41:46.524
‫حرف‌هاشون کاملاً عین هم بود و
‫مشخص بود قبلش هماهنگ کردن

41:46.525 --> 41:47.609
‫آره

41:47.610 --> 41:51.781
‫از قضا لنوکس شاگردِ کلاس بازیگری هریس بود

41:53.407 --> 41:55.243
‫سارا پرلمن هم به بازیگری علاقه داشت

41:56.244 --> 41:57.995
‫شاید هارمون هریس مربی اونم بود

41:58.496 --> 41:59.664
‫اینم سرنخ بدی نیست

42:02.875 --> 42:04.252
‫خسته نشدی؟

42:04.794 --> 42:06.795
‫یارو اصلاً حالت عادی نداشت

42:06.796 --> 42:08.713
‫احتمالاً ماجرای باغ رز هم الکیه

42:08.933 --> 42:10.245
‫میشه یه دقیقه دهنت رو ببندی؟

42:11.425 --> 42:12.426
یا خدا

42:16.389 --> 42:18.390
‫خب این یارو آدام لنوکس

42:18.391 --> 42:19.891
‫همونی بود که دم خونه لورا بود؟

42:19.892 --> 42:22.143
‫- همون که ونِ آبی رو دیده بود؟
‫- آره، چند شب قبلش

42:22.144 --> 42:25.897
‫و من نتونستم بفهمم اینم بخشی
‫از سناریوی ساختگی‌شونه یا واقعیه

42:25.898 --> 42:28.441
‫می‌دونی، یه سرنخ الکی
‫واسه اینکه هریس از لیست مظنون‌ها حذف شه

42:28.442 --> 42:32.153
‫لنوکس گفت یه ونِ آبی بوده.
‫و شروع پلاکش با عددِ...

42:32.154 --> 42:33.114
‫چهار بود

42:33.948 --> 42:35.490
‫آره، من بررسیش کردم

42:35.491 --> 42:39.202
‫اون موقع بیش از سه هزار ون با این مشخصات
‫تردد داشتن

42:39.203 --> 42:41.539
‫آره. سوزن توی انبار کاه

42:42.999 --> 42:44.040
‫بله پارکر؟

42:44.041 --> 42:45.333
‫یه اسلحه پیدا کردیم؟

42:45.334 --> 42:46.459
‫جدی؟

42:46.460 --> 42:47.878
‫شش‌لول‌ـه

42:48.546 --> 42:50.964
‫شاید باورت نشه ولی کنار یه نقاشی دیواری
‫پر از گل رُز بود

42:51.322 --> 42:52.465
‫باشه. بیایین بفرستیمش
‫واحد شناسایی اسلحه

42:52.466 --> 42:55.177
‫و ببینیم با گلوله‌ای که یولیا رو کشته
‫مطابقت داره یا نه

42:55.720 --> 42:57.053
‫- اونجا می‌بینمت
‫- باشه

42:57.054 --> 42:58.471
‫مربوط به لورا ویلسونـه؟

42:58.472 --> 43:01.016
‫نه، یه پرونده‌ی دیگه‌ست ولی باید برم

43:01.017 --> 43:03.518
‫اگه کاری داشتی، خبرم کن

43:03.519 --> 43:04.729
‫مرسی هری

43:06.480 --> 43:10.066
‫طبق گزارش، گلوله‌ای که از
‫بدنِ یولیا کراویتز خارج شده

43:10.067 --> 43:12.684
‫از همون شش‌لولی شلیک شده که پیدا کردین

43:12.903 --> 43:15.071
‫با توجه به اثر انگشت شان رایت
‫روی اون اسلحه...

43:15.072 --> 43:16.657
‫فراستی رو گیر انداختیم!

43:17.283 --> 43:18.491
‫هیچ مورد مشابه‌ای توی سیستم پیدا نشد؟

43:18.492 --> 43:19.951
‫نه. هیچی

43:19.952 --> 43:21.911
‫در رابطه با مجهول‌الهویه هم نه؟

43:21.912 --> 43:23.663
‫اتفاقاً اونو دقیق بررسی کردم

43:23.664 --> 43:26.459
‫ظاهراً گلوله‌ی اون پرونده
‫هیچ‌وقت بررسی نشده

43:28.085 --> 43:29.794
‫- مطمئنی؟
‫- اوهوم

43:29.795 --> 43:32.130
‫شاید توی بخش اسناد و مدارک
‫گم‌وگور شده باشه

43:32.131 --> 43:34.300
‫- پیش میاد
‫- حیف شد

43:34.925 --> 43:37.428
‫حالا معلوم شد چرا اون پرونده
‫حل‌نشده باقی مونده

43:41.599 --> 43:44.059
‫من درخواست بررسی گلوله رو داده بود

43:44.060 --> 43:46.312
‫- پارکر مطمئنی؟
‫- دقیق یادمه

43:47.021 --> 43:48.480
‫دقیقاً قبل از اینکه از اداره پلیس برم،
‫درخواست دادم

43:48.481 --> 43:50.566
‫وگرنه خودم پیگیرش می‌شدم

43:51.525 --> 43:55.279
‫مطمئنم یه نفر توی پلیس لس آنجلس کاری کرد
‫پرونده‌ی قتل مجهول‌الهویه بی‌نتیجه بمونه

43:58.699 --> 44:00.618
‫اگه حق با تو باشه،
‫که البته هنوز شک دارم...

44:01.494 --> 44:04.455
‫داریم وارد یه مسیر خیلی خطرناک میشیم

44:14.965 --> 44:15.966
‫سلام

44:17.593 --> 44:19.678
‫ببین، همه‌چی مرتبه. پرونده بسته شد

44:20.596 --> 44:21.930
‫قاتل رو دستگیر کرد

44:21.931 --> 44:24.767
‫عمراً بتونن چیزی از زیر زبونش بکشن.
‫یارو یه جمله ساده هم نمی‌تونه بگه

44:25.434 --> 44:26.769
‫دیگه برامون دردسرساز نمیشه

44:30.564 --> 44:33.192
‫حتماً، می‌تونم یکم باهاش خوش بگذرونم

44:34.652 --> 44:35.653
‫لعنتی

44:36.362 --> 44:37.655
‫اصلاً نمی‌فهمه از کجا خورده

44:38.397 --> 44:48.397
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:48.421 --> 44:58.421
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:00.970 --> 45:03.264
‫[اداره پلیس لس آنجلس]

45:03.347 --> 45:04.598
‫سلام

45:04.778 --> 45:11.778
‫ترجمـه از سحـر
