WEBVTT

00:00.021 --> 00:20.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:20.069 --> 00:30.069
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:44.417 --> 01:48.375
‫عاقلانه انتخاب کنید.
‫گاومیش پرنده یه همراه ابدیـه

01:48.399 --> 01:56.399
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

01:57.375 --> 01:58.750
‫یه سیب برات آوردم

01:58.833 --> 02:00.542
‫خیلی خوشگلـن!

02:06.458 --> 02:07.875
‫هوم

02:18.792 --> 02:19.958
‫بیا

02:21.167 --> 02:23.000
‫- بگیر!
‫- صبرکن بیام!

02:29.042 --> 02:30.417
‫پا به پام میاد!

02:31.958 --> 02:33.542
‫بیا! حالا پایین!

03:17.833 --> 03:20.500
‫گمونم این یعنی همیشه باهم خواهیم بود

03:44.500 --> 03:45.500
‫آپا

03:59.792 --> 04:01.333
‫کجا رفته؟

04:02.250 --> 04:03.250
‫پیداش کنید!

04:12.021 --> 04:19.021
‫« آواتار: آخرین بادافزار »
‫« فصل دوم: قسمت هفتم »

04:19.045 --> 04:25.045
‫« یک چیزِ شکسته »

04:27.500 --> 04:30.042
‫به محض اینکه بتونم دوباره حرکت کنم،
‫تو دردسر بزرگی می‌افتین

04:30.125 --> 04:32.500
‫تویی که چکمه‌هات جیرجیر می‌کنه،
‫تو رو یادم می‌مونه

04:34.375 --> 04:35.875
‫تو هم همینطور، که از دهن نفس می‌کشی

04:35.958 --> 04:38.958
‫خیلی تنبلیـد که تا زندان کولم کنید، ها؟
‫باید روی زمین بکِشیدم

04:40.667 --> 04:42.667
‫دوتاتون قل‌چماق‌های حیوونیـد!

04:43.750 --> 04:46.542
‫چی؟ نه، برگردین! نه!

04:46.625 --> 04:47.750
‫نمی‌شه که فقط...

04:49.292 --> 04:50.292
‫ولم کردین

04:50.958 --> 04:52.583
‫همینجوری ولم کردین

04:59.167 --> 05:00.167
‫کیه؟

05:00.833 --> 05:01.833
‫کی اونجاست؟

05:03.167 --> 05:04.083
‫ساکا

05:04.167 --> 05:05.000
‫سای؟

05:05.083 --> 05:06.000
‫تو زنده‌ای؟

05:06.083 --> 05:08.708
‫ساکا! فکر کردم دیگه نبینمت

05:08.792 --> 05:10.917
‫داشتیم همه‌جا رو دنبالت می‌گشتیم، مرد

05:11.000 --> 05:13.708
‫آمیتا رو دیدی؟
‫یا از تئو خبری نداری؟

05:14.583 --> 05:16.542
‫نه، احتمالاً هر نامه‌ای که اومده رو ضبط کردن

05:16.625 --> 05:19.083
‫ولی ساکا، از دیدنت خیلی خوشحالم

05:19.167 --> 05:20.292
‫خیلی خیلی خوشحالم!

05:20.375 --> 05:21.917
‫- سای؟
‫- ها؟

05:22.667 --> 05:24.167
‫می‌شه برم گردونی؟

05:24.792 --> 05:28.125
‫پس داری میگی تو و بابا خبر نداشتید

05:28.208 --> 05:30.250
‫که داشتید واسه کشور آتش تسلیحات می‌ساختید؟

05:33.208 --> 05:35.875
‫خبر داشتم که با کشور آتش قراردادهایی داریم؟

05:35.958 --> 05:36.958
‫آره

05:37.875 --> 05:40.625
‫ولی قول میدم، فکر می‌کردم برای تجهیزات کشاورزی باشه

05:41.583 --> 05:43.625
‫- کسب‌وکار هیچ مرزی...
‫- مرز نداره

05:43.708 --> 05:45.042
‫یادش گرفتم

05:48.292 --> 05:49.958
‫قراردادها کنسل می‌شن

05:51.208 --> 05:52.042
‫واقعاً؟

05:52.125 --> 05:53.958
‫فوراً حلش می‌کنم

05:54.792 --> 05:57.750
‫همیشه امید داشتم که یه روزی جای ما رو بگیری، پس

05:58.542 --> 06:01.250
‫بهتره دیگه کسب‌وکار رو مطابق صلاح‌دیدت شکل بدی

06:04.958 --> 06:06.292
‫منظورم اینه که

06:06.833 --> 06:08.583
‫هر جور که خودت می‌خوای

06:12.792 --> 06:16.625
‫شنیدم آواتار رو به یک خاک‌افزار خوب تبدیل کردی

06:18.250 --> 06:20.250
‫اگه زودتر استعدادهات رو باهام به اشتراک می‌ذاشتی،

06:20.333 --> 06:22.042
‫شاید اینقدر قوی واکنش نشون نمی‌دادم

06:22.125 --> 06:24.875
‫این یه مذاکره‌ی کاری نیست، مامان

06:24.958 --> 06:28.292
‫چرا نمی‌شه فقط مثل دخترت باهام حرف بزنی؟
‫من...

06:30.625 --> 06:32.792
‫بلد نیستم

06:32.875 --> 06:34.833
‫فقط من رو یه آدم دیگه بدون

06:34.917 --> 06:36.708
‫ولی تو هر آدمی نیستی

06:36.792 --> 06:37.958
‫تو دختر ظریفِ...

06:38.042 --> 06:40.417
‫- به من نگو ظریف
‫- لطفاً

06:40.500 --> 06:42.542
‫فقط یه لحظه بهم وقت بده

06:50.042 --> 06:51.458
‫وقتی بچه‌دار می‌شی،

06:53.042 --> 06:57.000
‫فکر می‌کنی... راه و روش دنیا رو بهش یاد میدی

06:58.500 --> 07:02.292
‫که چیزهایی که از زندگی خودت یاد گرفتی رو باهاش به اشتراک می‌ذاری

07:04.292 --> 07:06.000
‫از لحظه‌ای که به دنیا اومدی،

07:06.083 --> 07:10.875
‫می‌دونستم باید با چیزهایی سروکله بزنی
‫که هیچوقت نمی‌تونستم تصورشون کنم

07:11.708 --> 07:16.167
‫چون هیچ ایده‌ای ندارم که

07:17.542 --> 07:18.542
‫نابینا بودن چطوریه

07:20.083 --> 07:21.750
‫بعد از اینکه رفتی،

07:22.667 --> 07:23.708
‫این فکر اومد تو سرم...

07:26.208 --> 07:29.708
‫«شاید کسی که ظریفه منم»

07:31.458 --> 07:35.667
‫تو پیچ‌وخم‌های دنیا رو با قدرت، اعتمادبه‌نفس

07:36.542 --> 07:40.292
‫و برازندگی‌ای طی می‌کنی
‫که هیچ بیفونگی قبل از تو نتونسته

07:41.208 --> 07:42.250
‫حالا

07:43.208 --> 07:44.583
‫شاید برازنده هم نباشه

07:44.667 --> 07:46.250
‫چرا این رو میگی؟

07:46.750 --> 07:48.125
‫نمی‌دونم

07:48.208 --> 07:51.500
‫تا حالا نشده حس کنی مردم به خاطر اسم‌مون

07:51.583 --> 07:53.958
‫فرض می‌کنن قراره یه جور خاصی رفتار کنیم؟

07:55.750 --> 07:57.875
‫کل زندگیم همین بوده

08:03.375 --> 08:05.917
‫با دوست‌هام دعوام شد

08:07.125 --> 08:08.208
‫آواتار؟

08:08.708 --> 08:09.750
‫آره

08:09.833 --> 08:12.667
‫فکر کردم درکم می‌کنن، ولی...

08:14.333 --> 08:15.333
‫نمی‌دونم

08:16.542 --> 08:17.542
‫گوش کن

08:18.500 --> 08:20.458
‫می‌دونم که می‌خوای بیام خونه

08:20.542 --> 08:21.833
‫می‌خوام

08:22.333 --> 08:24.667
‫واسه همین اینجام

08:25.333 --> 08:26.625
‫بهت قول میدم،

08:27.625 --> 08:29.292
‫شرایط فرق می‌کنه

08:36.333 --> 08:37.625
‫فقط آماده نیستم

08:39.833 --> 08:42.375
‫یعنی، حداقل باید باهاشون صحبت کنم

08:43.125 --> 08:44.625
‫که مشکلات رو درست کنم

08:48.500 --> 08:50.750
‫باید کاری که فکر می‌کنی درسته رو انجام بدی، البته

08:51.333 --> 08:53.708
‫کالسکه‌ام منتظره، پس...

08:55.125 --> 08:56.875
‫- هروقت آماده بودی که بریم
‫- منتظرم...

08:58.375 --> 08:59.458
‫منتظرم نمون

09:00.708 --> 09:02.083
‫ممکنه یکم زمان ببره

09:02.792 --> 09:03.833
‫هوم

09:05.000 --> 09:07.250
‫هر چقدر زمان نیاز داری بذار

09:21.125 --> 09:24.958
‫فقط بیا چایی‌مون رو باهم تموم کنیم

09:27.333 --> 09:28.542
‫مثل وقتی که بچه بودی

09:45.917 --> 09:47.125
‫هوم

09:47.833 --> 09:51.083
‫باورت نمی‌شه از وقتی رسیدم اینجا

09:51.167 --> 09:52.333
‫چندتا خواستگار داشتم

09:54.667 --> 09:57.250
‫مردها خیلی بدن، نه؟

10:01.042 --> 10:04.208
‫مثل اون دوتا احمقی
‫که پدرت فرستاد دنبالت

10:04.292 --> 10:05.667
‫مامان، من...

10:08.083 --> 10:10.917
‫حس عجیبی دارم

10:12.625 --> 10:14.708
‫باید خودم می‌اومدم دنبالت

10:25.583 --> 10:28.167
‫می‌تونستیم خیلی وقت پیش این کار رو بکنیم

10:58.333 --> 10:59.333
‫متاسفم

11:00.125 --> 11:01.667
‫تقصیر منه که اینجاییم

11:08.250 --> 11:09.333
‫تو کی هستی؟

11:12.000 --> 11:13.250
‫دلت نمی‌خواد بدونی

11:15.625 --> 11:18.875
‫واسه کمک به من گرفتنت.
‫البته که می‌خوام بدونم

11:19.875 --> 11:21.417
‫می‌خوام ازت تشکر کنم

11:23.292 --> 11:24.375
‫نمی‌خوای

11:27.625 --> 11:29.292
‫حالا دیگه واقعاً باید برگردی

11:39.708 --> 11:40.750
‫زوکو؟

11:45.583 --> 11:47.542
‫حالا چی کار کنیم؟ تا حد مرگ بجنگیم؟

11:47.625 --> 11:48.792
‫باهات نمی‌جنگم

11:48.875 --> 11:50.417
‫وای

11:50.917 --> 11:51.917
‫تو

11:52.792 --> 11:53.958
‫تو!

11:56.750 --> 11:58.875
‫- من خیلی احمقـم
‫- نیستی

12:00.417 --> 12:03.083
‫- من رو باش فکر کردم خوبی. من...
‫- دارم تلاش می‌کنم

12:03.167 --> 12:04.500
‫آنگ راست می‌گفت

12:06.875 --> 12:08.125
‫همه درست می‌گفتن

12:09.292 --> 12:11.375
‫هرکاری من کردم احمقانه بود

12:11.875 --> 12:13.208
‫و خودخواهانه

12:14.167 --> 12:17.417
‫و همه‌مون رو توی خطر قرار دادم
‫و حقم اینه

12:17.500 --> 12:20.083
‫که با یه هیولا توی غار زندانی بشم

12:30.750 --> 12:32.542
‫دوستان،

12:32.625 --> 12:35.500
‫حتماً براتون سواله چرا امروز به اینجا احضارتون کردم

12:35.583 --> 12:38.167
‫امپراطور خاک از دسیسه

12:38.250 --> 12:40.750
‫برای تحلیل امنیت شهر مطلع شده

12:40.833 --> 12:43.917
‫اعلی‌حضرت بهم دستور دادن
‫توطئه‌گران رو شناسایی کنم،

12:44.000 --> 12:46.333
‫که بعضی‌هاشون سر این میز نشستن

12:46.417 --> 12:47.583
‫ژنرال سانگ کجاست؟

12:47.667 --> 12:49.708
‫ژنرال سانگ به خاطر خیانت به کشور بازداشته

12:49.792 --> 12:50.792
‫- خیانت؟
‫- خیانت؟

12:50.833 --> 12:53.667
‫امپراطور خاک به دای‌لی دستور داده
‫کنترل ارتش رو به دست بگیره

12:53.750 --> 12:54.583
‫این یه کودتاست!

12:54.667 --> 12:56.351
‫- فرمانده ارشد...
‫- امپراطور کجاست؟

12:56.375 --> 12:58.000
‫نشون داده که خائنه

12:58.083 --> 12:59.708
‫تقاضا داریم با امپراطور صحبت کنیم

12:59.792 --> 13:02.667
‫بعدش خواهیم دید که اینجا قدرت واقعاً دست کیه، لانگ‌فنگ

13:02.750 --> 13:05.000
‫شاید من بتونم براتون روشنش کنم

13:06.000 --> 13:10.125
‫جنگجویان کیوشی چه ربطی به امورات باسینگ‌سه دارن؟

13:11.333 --> 13:12.375
‫هیچی

13:13.458 --> 13:14.750
‫نه، وایسا!

13:28.583 --> 13:30.583
‫نظرم درباره قرارمون عوض شد

13:34.250 --> 13:35.833
‫فراری‌ها رو می‌گیرم

13:37.625 --> 13:39.167
‫و آواتار رو

13:40.417 --> 13:41.708
‫و شهر رو

13:44.042 --> 13:46.542
‫باسینگ‌سه الان به کشور آتش تعلق داره

13:49.167 --> 13:51.042
‫حرفی درباره‌اش داشتی؟

13:53.083 --> 13:54.083
‫نه،

13:55.917 --> 13:57.083
‫پرنسس

14:01.208 --> 14:02.333
‫راحت باش

14:12.250 --> 14:13.458
‫چی رو از دست دادیم؟

14:32.667 --> 14:33.667
‫اسم خوبیه

14:35.208 --> 14:36.375
‫آروم

14:36.458 --> 14:37.583
‫ولی خشن

14:38.625 --> 14:41.458
‫اسم‌گذاری روی چیزی
‫یعنی تصور کردن آینده‌اش

14:41.542 --> 14:43.625
‫و جایگاهی که در دنیا خواهد داشت

14:44.625 --> 14:45.875
‫بو! ایزه!

14:45.958 --> 14:48.792
‫به اژدهای یاسمنی خوش اومدین. همون همیشگی؟

14:48.875 --> 14:51.750
‫اسپشیال رو می‌خوام، موشی.
‫دیشب اصلاً نخوابیدم

14:51.833 --> 14:55.333
‫دای‌لی دمِ خونه‌ام یه دستگیری انجام داد.
‫رنگین‌بانو رو پیدا کردن

14:55.417 --> 14:56.417
‫و شاگردش رو

14:56.458 --> 14:58.750
‫آره، اونی که ماسک آبی داشت؟
‫اون رو هم گرفتن

14:58.833 --> 15:01.250
‫- نتیجه‌ی کار خیر می‌شه اینه
‫- موشی، من...

15:01.333 --> 15:02.458
‫موشی؟

15:03.833 --> 15:04.917
‫چایی می‌خواستم که

15:35.375 --> 15:36.833
‫امنه

15:37.417 --> 15:38.417
‫فعلاً

15:42.083 --> 15:43.667
‫ممنون که قایم‌مون کردی

15:43.750 --> 15:46.042
‫دای‌لی امروز همه‌جا هستن

15:46.125 --> 15:49.083
‫و فهمیدم رنگین‌بانو دیشب دستگیر شده

15:49.167 --> 15:50.000
‫کاتارا؟

15:50.083 --> 15:53.000
‫فقط به خاطر اونه که همه هنوز توی این مبارزه هستیم

15:54.375 --> 15:57.292
‫در ضمن، تاف بیفونگ امروز صبح
‫با مادرش از شهر رفت

15:57.375 --> 15:58.750
‫چی شد؟

15:58.833 --> 15:59.833
‫نمی‌دونم

16:01.083 --> 16:02.083
‫ساکا چی؟

16:02.167 --> 16:03.333
‫اثری ازش نیست

16:07.750 --> 16:10.292
‫دای‌لی یه زندان زیرزمینی مخفی داره

16:10.375 --> 16:11.855
‫باید اونجا زندانی‌شون کرده باشن

16:11.917 --> 16:14.625
‫یکی‌مون از اوماشو می‌تونه یه مامور دای‌لی رو تعقیب کنه

16:14.708 --> 16:16.375
‫همه می‌خوایم کمک کنیم

16:16.458 --> 16:17.750
‫خیلی خطرناکه

16:19.458 --> 16:22.167
‫من از سنلین به گایپن رفتم،

16:22.667 --> 16:24.250
‫و جنگ دنبالم اومد

16:24.333 --> 16:27.792
‫بعد رفتم اوماشو و جنگ دنبالم اومد.
‫حالا هم اینجاییم

16:29.375 --> 16:31.917
‫نمی‌تونیم از خطر فرار کنیم

16:32.417 --> 16:33.833
‫باید باهاش مواجه بشیم

16:35.208 --> 16:36.208
‫باشه

16:37.208 --> 16:38.750
‫ولی این رو من حل می‌کنم

16:39.458 --> 16:41.167
‫باشه

16:43.542 --> 16:47.167
‫فقط لطفاً... مراقب باش آنگ

16:47.250 --> 16:48.250
‫باشه

16:49.625 --> 16:52.458
‫وقتی هم سای رو پیدا کردی، فقط بهش بگو...

16:53.042 --> 16:54.042
‫باشه

16:55.000 --> 16:56.000
‫میگم

16:58.250 --> 16:59.458
‫ممنون

17:05.542 --> 17:08.583
‫دای‌لی رهبری ارتش گارد دیوار رو تصاحب کرده،

17:08.667 --> 17:13.542
‫یعنی الان نیروها تحت فرمان ما... فرمان شما هستن

17:14.042 --> 17:17.208
‫همچنین تمام همراهانِ آواتار رو دستگیر کردیم،

17:17.292 --> 17:19.667
‫ولی خود آواتار ازمون فراریه

17:20.667 --> 17:22.583
‫میاد سراغ دوست‌هاش

17:27.542 --> 17:29.750
‫یکی دیگه رو دیشب گرفتن

17:32.333 --> 17:33.583
‫این رو داشت

17:36.292 --> 17:37.292
‫الان کجاست؟

17:37.375 --> 17:38.708
‫دریاچه لائوگای

17:49.417 --> 17:52.208
‫گفت می‌خواد زوکو رو بکشه

17:52.750 --> 17:53.750
‫آره

17:54.417 --> 17:56.292
‫شمشیرها رو براش آوردی

17:57.958 --> 17:58.958
‫آره

17:59.667 --> 18:01.875
‫بهش گفتم زوکو کجاست

18:05.667 --> 18:07.750
‫کادو آوردم...

18:07.833 --> 18:08.833
‫بله

18:10.458 --> 18:13.125
‫نمادی از اتحاد بین مردم ما

18:14.125 --> 18:15.125
‫آها

18:20.000 --> 18:22.375
‫مگه یه جورایی عاشق زوکو نیستی؟

18:27.417 --> 18:28.792
‫خب، عاشق تو هم هستم

18:31.625 --> 18:33.250
‫ولی حاضر بودم بکشمت

18:34.583 --> 18:35.583
‫آره

18:37.292 --> 18:38.583
‫درسته

18:58.542 --> 18:59.917
‫می‌تونم با کنترل بازش کنم

19:01.042 --> 19:02.042
‫خیلی سخت نیست

19:11.000 --> 19:13.083
‫شاید یکم سخت باشه

19:21.417 --> 19:22.792
‫ژنرال آیرو

19:24.583 --> 19:25.708
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

19:25.792 --> 19:26.958
‫من ژنرال نیستم

19:27.458 --> 19:28.583
‫دیگه نه

19:30.417 --> 19:34.042
‫به همون دلیلی که تو اینجایی اومدم.
‫ماموریت نجات

19:37.250 --> 19:38.292
‫باشه

19:40.083 --> 19:41.500
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

19:43.083 --> 19:45.833
‫ولی قرار نیست آسون باشه

19:47.333 --> 19:50.250
‫چندتا از دوستان جدیدم گفتن یه راه ورود دیگه هست

19:50.333 --> 19:52.792
‫یه در مخفی که آواتار کیوشی کار گذاشته

19:54.042 --> 19:55.708
‫باشه. بریم

20:06.542 --> 20:07.583
‫کمک می‌خوای؟

20:08.083 --> 20:09.125
‫از تو نه

20:09.208 --> 20:11.125
‫اونجوری هیچوقت از اینجا نمیریم

20:11.208 --> 20:12.542
‫جدی؟

20:12.625 --> 20:16.792
‫قرار نیست از زندانی خارج‌مون کنه که حقته تو توش باشی و من نه؟

20:17.667 --> 20:18.708
‫بهت اعتماد کردم

20:20.125 --> 20:22.500
‫همیشه قرار بود اینجوری بشه؟

20:23.375 --> 20:25.208
‫همیشه می‌دونستی من بودم؟

20:25.833 --> 20:28.750
‫من رو تعقیب کردی تا آنگ رو پیدا کنی و این هم تله‌ست؟

20:28.833 --> 20:31.167
‫فکر کردی میاد اینجا نجاتم میده

20:31.250 --> 20:33.625
‫و بالاخره به جایزه‌ات می‌رسی

20:35.875 --> 20:38.625
‫اون نقشه پیچیده‌تر از چیزیه که من ریخته بودم

20:39.833 --> 20:41.333
‫من نقشه‌ای نداشتم

20:41.958 --> 20:44.500
‫وقتی دیدم دای‌لی بهت حمله کرد،
‫فکر نکردم. فقط کمک کردم

20:44.583 --> 20:45.667
‫واسه همین اینجام

20:45.750 --> 20:46.792
‫باشه

20:47.333 --> 20:51.000
‫باید این معصوم‌نمایی‌ها رو از طرف پسر ارباب آتش باور کنم

20:51.667 --> 20:55.250
‫جنگ و خشونت و نفرت‌پراکنی توی خون شماست

20:55.833 --> 21:00.125
‫به خاطر شهوتِ خانواده‌ی تو برای قدرت،
‫نسل‌های کامل از بین رفتن

21:01.167 --> 21:02.750
‫جنگل‌ها سوختن

21:03.250 --> 21:05.083
‫خانواده‌ها از هم جدا شدن

21:05.167 --> 21:07.417
‫مردمی که دیگه کلاً وجود ندارن

21:08.833 --> 21:10.333
‫به خاطر تو

21:10.958 --> 21:12.292
‫و پدرت

21:12.875 --> 21:13.750
‫و پدرش

21:13.833 --> 21:16.375
‫و تمام مردهای کوچیکی که تا سوزین ادامه دارن

21:19.667 --> 21:23.458
‫تمام آب‌افزارهای قبیله‌ی من رو یا ربودن یا کشتن

21:23.958 --> 21:26.292
‫بچه‌ها رو بردن

21:27.792 --> 21:29.250
‫به جز من

21:32.042 --> 21:33.583
‫مخفی شدم واسه همین زنده موندم

21:34.208 --> 21:37.250
‫و هر روز باید با عذاب‌وجدانش کنار بیام

21:37.333 --> 21:40.333
‫عذاب‌وجدان دارم که زنده موندم

21:41.833 --> 21:42.833
‫تو چی حس می‌کنی؟

21:50.042 --> 21:51.042
‫هیچی؟

21:54.167 --> 21:55.500
‫چطور جرات می‌کنی!

21:56.542 --> 21:59.708
‫تو نمی‌دونی این جنگ چه بلایی سرم آورده

22:01.083 --> 22:02.458
‫خودم

22:05.875 --> 22:08.458
‫کشور آتش مادرم رو ازم گرفت

22:15.792 --> 22:16.917
‫متاسفم

22:18.667 --> 22:20.375
‫این وجه اشتراک ماست

22:27.333 --> 22:29.875
‫بعد از قرن‌ها ما اولین افرادی می‌شیم
‫که از این در استفاده می‌کنن

22:30.875 --> 22:32.583
‫حالا زوکو رو چطوری گرفتن؟

22:34.375 --> 22:36.708
‫موقع انجام یه کار خوب گرفتنش

22:38.708 --> 22:40.125
‫می‌دونستم شخصیتش بیشتر از اونیه که نشون میده

22:41.083 --> 22:44.125
‫فراستِ آواتاره که زیر سطح رو ببینه

22:47.750 --> 22:50.625
‫من فقط به خاطر دوست‌هام به اینجا رسیدم، ولی

22:52.083 --> 22:54.083
‫از خودم روندمـشون و اون‌ها دستگیر شدن

22:54.750 --> 22:57.458
‫فراست آواتار اینه

22:57.542 --> 22:59.083
‫مطمئنم کلش تقصیر تو نبوده

22:59.167 --> 23:00.167
‫چرا بود

23:00.250 --> 23:03.000
‫کاملاً خودخواه بودم

23:03.083 --> 23:05.083
‫فقط تمرکزم روی نیازهای خودم بود

23:06.333 --> 23:07.333
‫ولی...

23:09.375 --> 23:10.542
‫می‌خوام تغییر کنم

23:12.167 --> 23:15.417
‫می‌خوام هرکاری لازمه بکنم
‫که مشکلات رو با دوست‌هام حل کنم

23:15.500 --> 23:17.458
‫که هرکسی باشم که ازم می‌خوان

23:17.958 --> 23:19.167
‫نه

23:19.250 --> 23:23.000
‫نه تنها نباید این کار رو بکنی،
‫کاملاً مطمئنم که نمی‌تونی

23:23.583 --> 23:26.250
‫اگه تلاش کنی، بهشون کمک نمی‌کنی

23:26.333 --> 23:28.542
‫و خودت رو اون وسط از دست میدی

23:29.125 --> 23:31.708
‫دوستی‌های واقعی از حقیقت زنده می‌مونن

23:31.792 --> 23:34.167
‫بهترین‌هاش حتی ازش رشد می‌کنن

23:34.833 --> 23:36.917
‫باید خودت باشی،

23:37.000 --> 23:40.958
‫ولی همچنین باید بذاری خودشون باشن

23:43.458 --> 23:46.833
‫ولی... اگه از کسی که هستم خوش‌شون نیاد چی؟

23:48.625 --> 23:50.583
‫اون چیزی نیست که تو بتونی کنترلش کنی

23:54.333 --> 23:56.125
‫تو تونستی انجامش بدی؟

23:56.625 --> 23:59.500
‫که کل این مدت خود واقعیت باشی؟

24:02.042 --> 24:03.667
‫یه پروژه‌ی عمریـه

24:04.167 --> 24:05.875
‫همین الان دارم روش کار می‌کنم

24:29.375 --> 24:30.667
‫ظاهراً،

24:31.292 --> 24:35.417
‫کیوشی صدها سال پیش در زمان خودش
‫از همین زندان استفاده کرده

24:40.125 --> 24:41.458
‫این یه درِ آواتاریه

24:43.000 --> 24:45.083
‫باید هر چهار عنصر رو کنترل کنیم
‫که بازش کنیم

24:45.917 --> 24:47.708
‫پس شانس آوردیم که همدیگه رو دیدیم

25:20.000 --> 25:21.125
‫اینجا منتظر بمون، مومو

25:25.958 --> 25:27.417
‫نه، می‌دونم!

25:27.500 --> 25:29.708
‫همون دختر سربه‌هوائه بود
‫که شبیه کیوشی‌ها لباس پوشیده بود

25:29.792 --> 25:33.250
‫یه ماهیچه‌افزاریِ ضربه‌ای روم زد.
‫واسه همین الان نمی‌تونم تکون بخورم

25:33.333 --> 25:35.375
‫- البته
‫- آره

25:35.458 --> 25:37.875
‫- حداقل اینجا پیش تو هستم، سای
‫- درسته

25:38.375 --> 25:41.250
‫- و باهم می‌تونیم از اینجا بریم
‫- ممکن نیست

25:41.333 --> 25:44.708
‫چی میگی؟ واسه ما هرچیزی ممکنه.
‫واسه تو اون هم!

25:44.792 --> 25:47.042
‫- تو باهوش‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم
‫- تلاش کردم

25:47.125 --> 25:49.292
‫شدیداً و قویاً

25:50.000 --> 25:53.500
‫وقتی تازه دستگیرم کرده بودن،
‫توی کاخ ازم بازجویی کردن،

25:53.583 --> 25:54.917
‫ولی چیزی لو ندادم

25:55.417 --> 25:57.833
‫واسه همین در مرتفع‌ترین برج زندانیم کردن

25:57.917 --> 25:59.542
‫درخواست کردم امپراطور رو ببینم

26:00.583 --> 26:03.500
‫قاعدتاً خانواده‌ی سلطنتی رو درک می‌کنم.
‫خودم یه مقامی واسه خودم دارم

26:03.583 --> 26:05.143
‫گفتن «هیچوقت نمی‌تونی امپراطور رو ببینی»

26:05.167 --> 26:07.458
‫منم گفتم «اطلاعات مهمی دارم
‫که می‌تونه دنیا رو نجات بده»

26:07.542 --> 26:08.792
‫که توی روم بهم خندیدن

26:10.750 --> 26:14.375
‫بعدش در رو با کنترل کوبیدن،
‫واسه همین خیلی صداش زیاد بود و آشفته‌ام کرد

26:15.167 --> 26:18.000
‫ولی بعد از خودم پرسیدم،
‫اگه تئو بود چی کار می‌کرد؟

26:18.083 --> 26:21.875
‫و با وجود روحیه‌ام که ضعیف بود،
‫یه تلاش برای فرار جسورانه انجام دادم

26:21.958 --> 26:22.958
‫چطوری؟

26:23.042 --> 26:25.500
‫ملافه‌ها رو بهم بستم
‫و از پنجره پرت کردم بیرون

26:25.583 --> 26:27.434
‫- نابغه‌ای. از چیزی که دورت بود استفاده کردی
‫- فاجعه بود

26:27.458 --> 26:29.250
‫- فاصله رو اشتباه محاسبه کردم
‫- نه بابا

26:29.333 --> 26:31.708
‫ولی بعد دوباره تلاش کردم،
‫این بار با مواد منفجره

26:31.792 --> 26:33.458
‫- ژله انفجاری؟
‫- دست‌سازتر

26:33.542 --> 26:36.222
‫یکم زیادی دست‌ساز بود.
‫ابروهام دوباره شروع کردن به در اومدن

26:36.292 --> 26:37.625
‫بعدش چی شد؟

26:37.708 --> 26:39.167
‫الهام گرفتم

26:39.958 --> 26:41.417
‫- تغییرقیافه
‫- آره!

26:41.500 --> 26:42.958
‫- بلافاصله دستگیر شدم
‫- نه!

26:44.292 --> 26:47.333
‫آره، ظاهراً قیافه‌ام خیلی متمایزه. این...

26:47.833 --> 26:50.125
‫- سای. یه کمکی بکن!
‫- گرفتمت!

26:52.000 --> 26:53.000
‫خب...

26:54.583 --> 26:56.417
‫بعد یه نقشه جدید ریختی، درسته؟

26:58.708 --> 26:59.708
‫نه

27:00.458 --> 27:02.042
‫بعد انتقالم دادن به این پایین

27:04.917 --> 27:06.750
‫و تسلیمِ ناامیدی شدم

27:12.792 --> 27:15.000
‫پسرم اون بیرون داره توی جنگ می‌جنگه

27:18.208 --> 27:19.250
‫آمیتا

27:20.708 --> 27:23.958
‫و تازه همدیگه رو پیدا کردیم و حالا گمش کردم

27:24.875 --> 27:27.042
‫بعدش که تو و آواتار نیازم داشتید...

27:31.042 --> 27:32.250
‫شکست خوردم

27:33.250 --> 27:34.875
‫ولی اون علم خوبی پشتش داره

27:36.292 --> 27:37.292
‫شکست خوردی

27:38.417 --> 27:41.333
‫هر شکست فرصتیه برای یادگیری

27:42.333 --> 27:45.542
‫باید صد بار شکست بخوری
‫تا یه چیزی پیدا کنی که جواب میده

27:45.625 --> 27:49.125
‫بعد باید صد بار دیگه شکست بخوری
‫تا قطعه بعدی رو پیدا کنی

27:49.208 --> 27:53.500
‫باید هزار بار شکست بخوری
‫و فقط اون موقع می‌تونی موفق بشی

27:56.000 --> 27:57.250
‫اطرافت رو ببین

27:57.750 --> 28:00.208
‫دیوارها از سنگه. درها آهنی

28:03.167 --> 28:04.875
‫ما قدرت کنترل نداریم

28:05.750 --> 28:07.000
‫قراره اینجا بمیریم

28:14.375 --> 28:16.750
‫دیوارها از سنگ خالص نیستن.
‫کریستالی هم هستن

28:23.583 --> 28:26.250
‫راست میگی. همه‌اش سنگ نیست

28:26.333 --> 28:28.667
‫کریستال خواص شیمیاییـش با سنگ فرق داره، درسته؟

28:28.750 --> 28:30.375
‫- آره. آره آره
‫- آره!

28:30.458 --> 28:31.858
‫می‌تونیم یه جوری حل‌شون کنیم

28:31.917 --> 28:34.917
‫- بعد شاید یه راه فرار پیدا کنیم
‫- آره! آره! بریم دست به کار بشیم!

28:35.000 --> 28:37.458
‫ساکا، تو بهترین شاگردمی

28:38.250 --> 28:39.708
‫شاید بهترین معلمم

28:39.792 --> 28:41.792
‫- باشه، بیا. زودباش
‫- آره!

28:45.583 --> 28:46.958
‫مادرم آدم خوبی بود

28:48.708 --> 28:50.583
‫خوبی‌های مردم رو می‌دید

28:52.667 --> 28:53.750
‫حتی من

28:57.583 --> 28:59.750
‫قبل از اینکه قیافه‌ام اینجوری بشه مُرد

29:03.500 --> 29:04.542
‫این زخم

29:06.833 --> 29:10.000
‫هرکسی می‌بینتش
‫درباره‌ام فرضیه می‌سازه

29:10.542 --> 29:13.750
‫قصه می‌سازن، واسه همین راحت
‫توی سرزمین خاک می‌چرخه

29:16.292 --> 29:17.958
‫من شبیه یه قربانی هستم

29:20.292 --> 29:22.583
‫هر قصه‌ای که بسازن

29:24.083 --> 29:27.542
‫اصلاً به اندازه واقعیت وحشتناک نیست

29:35.208 --> 29:37.000
‫پدرم این بلا رو سرم آورد

29:40.250 --> 29:44.917
‫می‌دونی چقدر سخته
‫که یه آتش‌افزار بسوزه؟

29:47.167 --> 29:48.458
‫خیلی بسوزه

29:49.958 --> 29:50.958
‫تا ابد

29:51.833 --> 29:53.042
‫زخم‌خورده بشه

29:54.208 --> 29:56.542
‫باید پایه‌ترین نیروهای دفاعیش رو پایین بیاره،

29:56.625 --> 29:59.208
‫غرایزی که باهاشون به دنیا اومده

30:01.833 --> 30:03.458
‫مثل اینه که یه آب‌افزار غرق بشه

30:07.208 --> 30:09.000
‫پدرم ممکنه روم زخم انداخته باشه...

30:11.583 --> 30:12.750
‫ولی ته دلم...

30:16.792 --> 30:19.708
‫یه بخشی از وجودم

30:21.000 --> 30:22.500
‫باور داشت که حقمه

30:35.167 --> 30:36.667
‫اون بخش از من بهش اجازه داد

30:36.691 --> 30:46.691
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

30:58.625 --> 31:00.375
‫به خاطر اینکه پدرم ازم متنفره،

31:01.417 --> 31:03.083
‫بقیه هم متنفرن

31:04.292 --> 31:06.333
‫اون مرتدهای کشور آتش؟

31:07.208 --> 31:10.292
‫ازم متنفر می‌شن اگه بدونن کی هستم

31:17.875 --> 31:19.583
‫چرا ازشون دفاع می‌کردی؟

31:20.542 --> 31:22.375
‫چون بیچاره بودن

31:23.417 --> 31:24.667
‫تو چرا؟

31:27.292 --> 31:28.500
‫به همین دلیل

31:33.833 --> 31:36.708
‫واسه مدت زیادی، وقتی صورت دشمن رو می‌دیدم...

31:38.958 --> 31:40.250
‫صورت تو بود

31:46.875 --> 31:48.667
‫هرچقدر هم

31:49.917 --> 31:52.083
‫از این صورت متنفر باشی، کاتارا...

31:54.333 --> 31:56.542
‫من ازش بیشتر متنفرم

31:59.625 --> 32:01.375
‫چیزی که الان می‌بینم این نیست

32:03.583 --> 32:05.375
‫کسی رو می‌بینم که درد داره

32:07.708 --> 32:09.458
‫کسی که به درمان شدن نیاز داره

32:19.708 --> 32:21.875
‫این آب از واحه‌ی ارواحه

32:22.833 --> 32:27.167
‫میگن عمیق‌ترین و وخیم‌ترین زخم‌ها رو درمان می‌کنه

32:29.000 --> 32:31.750
‫شاید حتی زخم‌هایی که مال چند نسل قبل باشه

32:41.750 --> 32:42.750
‫می‌تونم...

32:45.125 --> 32:46.542
‫سعی کنم درمانت کنم؟

32:54.542 --> 32:57.375
‫برای تمام افسرها انتظار امتیازاتِ کامل دارم

32:59.792 --> 33:01.708
‫اومدی پس، وزیر فرهنگ

33:02.292 --> 33:04.333
‫ایشون ژنرال وین ترن هستن

33:04.417 --> 33:06.917
‫در غیابم مباشر باسینگ‌سه خواهند بود

33:08.167 --> 33:10.375
‫همونطور که با من صحبت می‌کنی
‫با اون صحبت کن

33:11.750 --> 33:12.750
‫هوم؟

33:19.125 --> 33:20.417
‫وزیر فرهنگ،

33:20.500 --> 33:23.375
‫بیا مطمئن بشیم تمام معابر از آوار پاک بشن

33:23.458 --> 33:25.708
‫و هر فروشنده‌ی سیاری دور بشه

33:25.792 --> 33:30.083
‫وقتی نیروهامون وارد خیابون‌ها بشن
‫نمی‌خوایم هیچ اختلالی وجود داشته باشه

33:32.833 --> 33:34.208
‫وزیر فرهنگ؟

33:38.083 --> 33:39.292
‫بهش رسیدگی می‌کنم

33:41.542 --> 33:44.833
‫وقتی نیروهامون برسن، انتظار دارم نیروهاتون
‫با نیروهای من محترمانه برخورد کنن

33:45.542 --> 33:47.458
‫از بالاترین مقام تا پایین‌ترین

33:49.292 --> 33:51.250
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

33:51.333 --> 33:53.958
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

33:54.458 --> 33:56.917
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

33:57.000 --> 33:59.167
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:00.042 --> 34:02.542
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:02.625 --> 34:04.875
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:04.958 --> 34:07.542
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:07.625 --> 34:09.750
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:10.333 --> 34:12.708
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:12.792 --> 34:14.792
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:14.875 --> 34:17.917
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:18.000 --> 34:20.667
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:20.750 --> 34:23.458
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:26.375 --> 34:27.542
‫نه

34:27.625 --> 34:30.583
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:38.000 --> 34:39.750
‫هیچ جنگی

34:40.917 --> 34:42.833
‫در باسینگ‌سه وجود نداره

34:44.542 --> 34:48.375
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:49.125 --> 34:53.500
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:54.000 --> 34:58.500
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره!

34:59.458 --> 35:01.875
‫انگار باید یکم بیشتر این پایین باشی

35:01.958 --> 35:02.958
‫خواهش می‌کنم!

35:03.042 --> 35:04.833
‫لطفاً اینجا نذاریدم!

35:05.542 --> 35:07.375
‫لطفاً! لطفاً!

35:07.917 --> 35:11.208
‫می‌تونم هر کاری برای وزیر انجام بدم!

35:11.833 --> 35:14.333
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره!

35:14.417 --> 35:17.167
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره!

35:17.250 --> 35:19.833
‫باشه، یا دقیق انجامش بده یا یه چشمت در میاد

35:19.917 --> 35:22.542
‫فقط یه تیکه کریستال می‌خوایم تا با هرچیزی که داریم

35:22.625 --> 35:24.042
‫تحلیل و آزمایشش کنیم

35:24.125 --> 35:25.125
‫عالیه

35:25.208 --> 35:26.208
‫باشه

35:28.292 --> 35:29.625
‫این ایده خوبیه؟

35:30.458 --> 35:32.458
‫بهترین ایده‌ایه که داریم

35:32.542 --> 35:34.542
‫- ساکا!
‫- الان نه، آنگ!

35:35.417 --> 35:36.458
‫- آنگ!
‫- آنگ؟

35:38.000 --> 35:40.458
‫- از دیدنت خیلی خوشحالم مرد!
‫- منم همینطور

35:42.833 --> 35:44.500
‫- ساکا...
‫- می‌دونم

35:45.000 --> 35:47.750
‫مشکلی نیست. ما... باهم مشکلی نداریم.
‫مشکلی نداریم، درسته؟

35:49.708 --> 35:51.542
‫اون در ماموریت‌مون با ماست. بهم اعتماد کن

35:52.500 --> 35:53.708
‫زوکو رو هم گرفتن

35:53.792 --> 35:57.750
‫می‌دونم باورش سخته،
‫ولی برادرزاده‌ام، یه روی خوب درونش هست

35:57.833 --> 35:59.593
‫وقتی خوبیش بیرون زد خبرم کن

35:59.625 --> 36:00.708
‫ساکا،

36:01.958 --> 36:03.208
‫کاتارا این پایینه

36:06.917 --> 36:09.458
‫اگه بتونی کمک‌مون کنی دوست‌هامون رو پیدا کنیم
‫و از اینجا بریم،

36:09.542 --> 36:10.542
‫هرچیزی رو باور می‌کنم

36:12.083 --> 36:13.958
‫باشه، بریم

36:14.458 --> 36:18.042
‫تو فکرم شاید به خاطر همینه
‫که اصلاً این آب رو بهم دادن

36:19.292 --> 36:20.875
‫چون برای تو بوده

36:22.875 --> 36:24.125
‫من لایقش نیستم

36:27.167 --> 36:28.375
‫خواهی بود

36:45.333 --> 36:46.667
‫هی، ازش فاصله بگیر!

36:46.750 --> 36:50.458
‫ساکا! بسه! کمکم کرد.
‫واسه همین دستگیرش کردن

36:50.542 --> 36:51.625
‫چی کار کرده؟

36:51.708 --> 36:54.167
‫دستت رو بکش تا نسوزوندمش

36:54.250 --> 36:56.292
‫زوکو. دوتاتون

36:57.083 --> 36:59.250
‫اون داشته به مردم کمک می‌کرده. خودم دیدمش

37:14.375 --> 37:15.708
‫- متاسفم
‫- متاسفم

37:21.833 --> 37:23.750
‫من زودتر گفتم

37:23.833 --> 37:28.042
‫کسی نیست. همه‌مون هستیم یا باید بیشتر مردم رو نجات بدیم؟

37:28.917 --> 37:32.750
‫تاف با مادرش از شهر رفتن،
‫ولی آپا توی یه سلول این پایینه،

37:32.833 --> 37:33.958
‫و میریم پیشش

37:35.875 --> 37:37.292
‫شما دوتا می‌خواید چی کار کنید؟

37:40.250 --> 37:41.708
‫اون کمکم کرد تا پیدات کنم

37:46.958 --> 37:48.333
‫همه باید از اینجا خارج بشیم

37:57.042 --> 37:58.292
‫کاتارا...

38:00.583 --> 38:02.208
‫فقط باید بگم متاسفم

38:03.000 --> 38:05.833
‫خیلی بی‌انصافی کردم. و هیچوقت نباید
‫از خودم دورت می‌کردم

38:06.417 --> 38:07.417
‫عیب نداره

38:08.667 --> 38:09.875
‫منم متاسفم

38:11.042 --> 38:13.000
‫- ولی بهتره بریم
‫- لطفاً، فقط... صبرکن

38:14.458 --> 38:15.750
‫باید این رو بگم

38:17.208 --> 38:20.708
‫اگه همه‌ی این‌ها رو برمی‌داشتی
‫و من آواتار نبودم،

38:20.792 --> 38:24.792
‫و تو یه آب‌افزار نبودی و نیاز نبود دنیا رو نجات بدیم،

38:26.208 --> 38:27.208
‫من...

38:34.625 --> 38:37.250
‫بازم باهم دوست می‌موندیم

38:40.417 --> 38:41.625
‫معلومه که آره

38:42.625 --> 38:44.458
‫هیچ دعوایی نمی‌تونه این رو تغییر بده

38:45.333 --> 38:46.333
‫آره

38:47.875 --> 38:50.083
‫می‌تونم حسش کنم. آپا این سمته

38:52.375 --> 38:53.375
‫نگهبان‌ها

38:53.417 --> 38:54.417
‫برو، برو، برو!

39:10.625 --> 39:11.750
‫جودی

39:13.000 --> 39:15.250
‫هی، می‌تونیم از اینجا خارجت کنیم

39:15.833 --> 39:17.292
‫می‌تونی باهامون بیای

39:22.917 --> 39:26.667
‫آواتار اینجاست!
‫نذارید فرار کنه!

39:26.750 --> 39:28.708
‫آواتار اینجاست!

39:28.792 --> 39:30.292
‫اینجاست!

39:42.250 --> 39:43.417
‫جداشون کنید!

39:59.792 --> 40:02.000
‫تو... مسمومم کردی!

40:02.083 --> 40:04.250
‫خشخاش چکاوک کاکلیه

40:04.750 --> 40:07.542
‫ازش برای خواب زیبایی استفاده می‌کنم.
‫اینقدر دراماتیک نباش

40:07.625 --> 40:10.333
‫من دخترتم و تو من رو ربودی؟

40:10.417 --> 40:11.417
‫آره

40:12.625 --> 40:13.750
‫تو دخترمی

40:14.500 --> 40:16.042
‫خوشحالم که فهمیدی

40:17.167 --> 40:19.958
‫بعد از یه مدتی، قدردان می‌شی
‫بابت کاری که امروز برات کردم

40:21.083 --> 40:23.792
‫برنامه‌ریزی، بهونه‌ها،

40:23.875 --> 40:28.333
‫چه کارهایی که نکردم تا از تنها دخترم
‫در برابر خودش محافظت کنم

40:30.583 --> 40:32.333
‫من اموال تو نیستم!

40:34.292 --> 40:35.875
‫دروغ گفتی!

40:36.500 --> 40:38.083
‫دروغ گفتی!

40:38.833 --> 40:40.083
‫اهمیت نمیدی

40:41.000 --> 40:42.292
‫از اول اهمیت نمی‌دادی

40:43.833 --> 40:45.333
‫هیچوقت من رو نمی‌خواستی

40:50.208 --> 40:51.625
‫ازم خجالت می‌کشی

40:53.708 --> 40:55.167
‫آخه چرا؟

40:56.208 --> 40:58.417
‫یعنی، تو حتی من رو نمی‌شناسی

41:02.500 --> 41:04.042
‫حتی من رو نمی‌شناسی

41:13.458 --> 41:14.500
‫اون‌ها می‌شناسن

41:19.833 --> 41:21.417
‫اون‌ها می‌شناسن

41:25.958 --> 41:28.167
‫اون‌ها می‌دونن کی هستم

41:39.542 --> 41:42.750
‫من می‌دونم کی هستم!

41:54.375 --> 41:56.417
‫اون... غیرممکنه!

41:56.500 --> 42:00.083
‫من تاف بیفونگ هستم و آهن‌افزاری رو اختراع کردم

42:17.208 --> 42:20.083
‫من خفن‌ترین خاک‌افزار دنیام!

42:49.042 --> 42:50.542
‫اونجاست

42:54.208 --> 42:55.750
‫مراقبش بودم

42:58.500 --> 43:01.958
‫همه می‌تونیم باهم از اینجا بریم

43:03.292 --> 43:04.292
‫چی؟

43:06.250 --> 43:08.708
‫پرنسس آزولا کنترل شهر رو به دست گرفته

43:09.375 --> 43:10.500
‫آزولا؟

43:11.083 --> 43:12.250
‫آزولا، اینجاست؟

43:12.333 --> 43:13.333
‫چطوری؟

43:13.417 --> 43:14.875
‫اومده اینجا دنبال تو

43:15.625 --> 43:18.458
‫هرکاری تونستم کردم
‫تا ازت در برابرش محافظت کنم

43:20.042 --> 43:21.875
‫ارتش نابود شده

43:23.042 --> 43:24.458
‫و می‌خواد دروازه‌ها رو باز کنه،

43:24.542 --> 43:26.958
‫تا کشور آتش به سوی کاخ راه‌پیمایی کنه

43:28.042 --> 43:29.750
‫الان تنها امیدمون

43:30.292 --> 43:33.583
‫اینه که فرار کنیم تا یه روز دیگه بجنگیم

43:36.083 --> 43:38.875
‫واقعاً فکر کردی دوباره بهت اعتماد می‌کنم؟

43:39.917 --> 43:41.500
‫تو به همه‌مون خیانت کردی

43:41.583 --> 43:44.167
‫اگه آزولا کنترل رو به دست گرفته، تقصیر توئه

43:44.750 --> 43:49.250
‫کاری که لازم بود تا از شهر محافظت بشه رو کردم،
‫تا جنگ بیرون دیوارها بمونه!

43:49.750 --> 43:52.875
‫همه در باسینگ‌سه به خاطر من در صلح زندگی می‌کنن!

43:53.792 --> 43:56.667
‫بارش روی دوش منه!
‫کاری که لازم بود رو کردم!

43:57.542 --> 44:00.667
‫و تو درکش می‌کنی

44:01.833 --> 44:02.833
‫نه

44:04.167 --> 44:06.292
‫چون من به مردم اهمیت میدم

44:06.833 --> 44:11.125
‫تو فقط به داشتن قدرت اهمیت میدی
‫و اینکه ازش استفاده کنی تا خودت رو نجات بدی

44:12.125 --> 44:15.208
‫من هیچوقت کمک نمی‌کنم تا فرار کنی

44:15.917 --> 44:17.292
‫و قرار نیست فرار کنم

44:18.042 --> 44:20.583
‫می‌خوام اینجا بمونم و جلوی آزولا رو بگیرم

44:20.667 --> 44:22.917
‫هیچوقت شکستش نمیدی

44:23.750 --> 44:26.000
‫زیادی مهربونی،

44:26.083 --> 44:28.625
‫و همین ضعیفت می‌کنه

44:40.000 --> 44:42.833
‫خواهی دید که حق با من بود، آنگ

44:43.958 --> 44:46.542
‫تو نمی‌تونی برنده بشی

44:50.000 --> 44:53.458
‫فرار کن. فرار کن تا هنوز فرصتی داری

45:21.750 --> 45:22.792
‫آپا!

45:33.458 --> 45:35.167
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود

45:46.542 --> 45:47.583
‫می‌دونم

46:05.792 --> 46:07.625
‫باید برم بقیه رو نجات بدم

46:07.708 --> 46:10.000
‫و درست پشت سرت هستم

46:10.500 --> 46:12.167
‫تا ابد باهمدیگه‌ایم

46:14.250 --> 46:15.292
‫قول میدم

46:25.333 --> 46:26.417
‫چیزیم نمی‌شه

46:28.750 --> 46:29.750
‫آپا

46:30.167 --> 46:31.167
‫برو

46:57.583 --> 47:00.208
‫چرا نتونستی مثل یه پسر خوب توی اتاقت بمونی؟

47:27.333 --> 47:28.750
‫باشه. تسلیم می‌شم. تسلیم می‌شم

47:32.583 --> 47:33.792
‫بومرنگ!

47:34.708 --> 47:35.875
‫همیشه برمی‌گردی

47:36.750 --> 47:38.917
‫هیس. یکی دیگه داره میاد

47:40.792 --> 47:43.500
‫آنگ! جات امنه. آپا کجاست؟

47:43.583 --> 47:45.875
‫فرستادمش به سطح پیش مومو

47:45.958 --> 47:48.917
‫- آیرو و زوکو کجان؟
‫- جدا شدیم. کلی اتفاق افتاده

47:49.000 --> 47:51.167
‫باید از اینجا بریم. اون‌ها از پس خودشون برمیان

47:51.250 --> 47:53.042
‫نه. شهر امن نیست

47:53.125 --> 47:56.125
‫آزولا و کشور آتش کنترل رو به دست گرفتن.
‫و باید همین الان جلوش رو بگیریم

47:56.208 --> 47:57.208
‫آزولا؟

47:57.750 --> 47:59.750
‫اینجایید. فکر کنم یه راه خروج پیدا کردم

48:00.458 --> 48:01.292
‫بریم

48:01.375 --> 48:02.375
‫باشه

48:41.000 --> 48:43.208
‫تا کِی می‌خوای به این کارمون ادامه بدیم، زوکو؟

48:43.917 --> 48:46.167
‫تا کی قراره بازی اون رو انجام بدیم؟

48:46.250 --> 48:47.542
‫باهمدیگه بجنگیم

48:48.333 --> 48:50.583
‫تا وقتی یکی‌مون ببره

48:54.167 --> 48:55.917
‫مادر همیشه فکر می‌کرد من یه هیولام

48:56.000 --> 48:59.583
‫حرف اون رو نزن. هیچوقت

49:18.208 --> 49:20.958
‫شاید به اینجا نمی‌رسید
‫اگه اون رو نمی‌بردن

49:25.000 --> 49:26.000
‫متاسفم

49:27.208 --> 49:30.000
‫متاسفم که اون شب توی کالسکه نتونستم ساکت بمونم

49:31.125 --> 49:32.333
‫تقصیر منه

49:36.750 --> 49:39.042
‫ولی بهمون گفت باهم بمونیم

49:41.250 --> 49:43.375
‫که همیشه همدیگه رو داریم

49:54.583 --> 49:56.417
‫شاید می‌تونستیم، زوکو

49:58.333 --> 49:59.792
‫من شهر رو گرفتم

50:01.000 --> 50:04.500
‫نیروهامون همین الان دارن توی خیابون‌ها راه‌پیمایی می‌کنن

50:05.000 --> 50:07.792
‫سرزمین خاک قراره سقوط کنه

50:08.792 --> 50:11.417
‫روز شکوهمندی در تاریخ کشور ماست

50:16.542 --> 50:17.917
‫می‌تونیم باهم تقسیمش کنیم

50:26.667 --> 50:29.667
‫ولی مجبورت نمی‌کنم بیای خونه اگه خودت نخوای

50:33.458 --> 50:34.875
‫انتخابش با خودته

50:52.667 --> 50:54.000
‫این راه خروجه

50:54.750 --> 50:55.750
‫می‌تونم حسش کنم

51:01.583 --> 51:02.875
‫سای رو از اینجا می‌برم!

51:21.292 --> 51:22.292
‫بخواب!

52:29.333 --> 52:30.853
‫خدا رو شکر دست و پاهات سالمه

52:30.917 --> 52:33.292
‫- می‌دونم. سقوط کمک کرد. آره
‫- آره

52:33.792 --> 52:35.000
‫باشه

52:35.083 --> 52:37.000
‫وای نه، قفله

52:40.667 --> 52:41.667
‫اوه

52:53.417 --> 52:54.417
‫هوم

52:55.000 --> 52:56.458
‫دلت برام تنگ شده بود، تنبل‌خان؟

52:57.292 --> 52:58.708
‫می‌تونی آهن رو کنترل کنی؟

52:58.792 --> 53:01.250
‫بعداً می‌تونیم از خفن بودنم بگیم

53:01.333 --> 53:03.375
‫بیاید بریم. آپا بیرون منتظره

53:04.083 --> 53:05.208
‫تنبل؟

53:06.750 --> 53:08.000
‫بعداً برات میگم

53:55.583 --> 53:57.583
‫فکر کردم عوض شدی!

54:05.958 --> 54:07.417
‫عوض شدم

54:56.250 --> 54:58.375
‫تسلیم شو، آواتار

54:59.125 --> 55:00.542
‫من دیگه برنده شدم

55:01.708 --> 55:05.833
‫سوال اینجاست که، تو چقدر حاضری باخت بدی؟

55:14.333 --> 55:18.458
‫من هیچکس رو از دست نمیدم

58:21.667 --> 58:23.875
‫اگه توی حالتِ آواتاری بمیری،

58:25.250 --> 58:27.333
‫چرخه متوقف می‌شه،

58:28.750 --> 58:32.458
‫و دنیا تا ابد از تعادل خارج می‌شه

59:07.625 --> 59:08.792
‫از اینجا ببرش!

59:08.816 --> 59:15.816
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

59:15.840 --> 59:22.840
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

59:22.864 --> 59:36.888
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:01:37.625 --> 01:01:38.625
‫آنگ

01:01:45.750 --> 01:01:46.750
‫آنگ؟

01:01:56.500 --> 01:01:57.500
‫آنگ!

01:02:01.458 --> 01:02:02.458
‫آنگ!

01:02:05.458 --> 01:02:06.458
‫آنگ!
