WEBVTT

00:00.228 --> 00:10.228
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:10.229 --> 00:18.229
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:19.229 --> 00:21.062
‫بیدار شو آقای سبک‌پا!

00:24.063 --> 00:30.063
‫تــرجمه از « حسین رضایی »
‫  H o s s e i n T L 

00:46.437 --> 00:49.937
‫[ باسینگ‌سه به آواتار خوشامد می‌گوید ]

01:16.812 --> 01:17.896
‫سای

03:02.229 --> 03:04.396
‫وقتِ خرد کردنه آقای بادشکن!

03:12.104 --> 03:13.396
‫سای!

03:20.312 --> 03:21.937
‫پاشو ببینم اعجوبه‌ی کچل!

03:34.604 --> 03:35.437
‫سای!

03:40.854 --> 03:42.229
‫بجنب کله‌طالبی

03:54.687 --> 03:55.604
‫اون تویی؟

03:56.187 --> 03:57.021
‫خُروپف‌افزار!

04:00.854 --> 04:02.021
‫سای؟

04:04.604 --> 04:05.687
‫فراریِ احتمالی!

04:10.562 --> 04:11.521
‫بومرنگ!

04:15.271 --> 04:16.937
‫باسینگ‌کچل!

04:20.771 --> 04:23.229
‫داری... باهام مقابله می‌کنی؟

04:33.021 --> 04:35.187
‫برای یه بادافزار بدک نبود

04:42.029 --> 04:47.499
‫« آواتار: آخرین بادافزار »

04:48.050 --> 04:54.149
‫« فصل دوم: قسمت چهارم »
‫« آب که فروکش کند، سنگ‌ها پدیدار می‌شوند »

05:02.771 --> 05:06.229
‫ارتش ملت آتش داره جمع میشه.
‫نقطه‌ی تجمعشون اینجاست

05:06.312 --> 05:07.927
‫الان هنگ تانک هم دارن

05:07.939 --> 05:10.437
‫باید به باسینگ‌سه هشدار بدیم.
‫من برم؟

05:13.479 --> 05:15.187
‫نه. من میرم

05:25.271 --> 05:26.437
‫ما رو یادتونه؟

05:56.521 --> 05:59.854
‫شما نمی‌دونین بادبزن
‫فقط شعله رو قوی‌تر می‌کنه؟

06:10.937 --> 06:12.271
‫قوی شدی

06:13.021 --> 06:13.854
‫درسته

06:13.937 --> 06:16.187
‫افزار چیزهایی که بهت نزدیکن
‫رو خوب انجام میدی

06:17.604 --> 06:19.854
‫- خیلی درسته
‫- ولی ظرافت نداری

06:20.437 --> 06:22.771
‫بعضی وقتا باید چیزایی رو افزار کنی
‫که ازت دورن

06:25.104 --> 06:26.312
‫اینجوری؟

06:30.396 --> 06:32.604
‫بیشتر اینجوری

06:38.312 --> 06:39.437
‫چجوری؟

06:39.521 --> 06:42.062
‫الان با یه ستون سنگی ریز
‫یه خرما رو از جلوی ساکا پرت کردم

06:42.146 --> 06:43.479
‫- واقعاً؟
‫- حالا تو امتحان کن

06:43.562 --> 06:46.021
‫- چجوری چیزی رو که نمی‌بینم افزارش کنم؟
‫- هی!

06:46.104 --> 06:47.146
‫نه، منظورم...

06:47.229 --> 06:48.229
‫عذرخواهی نکن

06:48.854 --> 06:51.896
‫ولی مشکلت الان خیلی واضح شد

06:53.646 --> 06:54.521
‫اینو ببند

06:56.521 --> 06:59.937
‫حالا باید فراتر از چیزی که
‫جلوی چشماته رو ببینی

07:00.021 --> 07:00.854
‫ها؟

07:00.937 --> 07:03.146
‫مشخصه هر چیزی که جلوی چشماته

07:03.229 --> 07:05.479
‫حواست رو حسابی پرت می‌کنه

07:05.562 --> 07:08.479
‫سعی کن پشت سرت یه دیوار بالا بیاری

07:14.562 --> 07:16.479
‫نه، خیلی‌خب. نه. نه

07:17.271 --> 07:18.187
‫خیلی‌خب

07:18.979 --> 07:20.604
‫یادته اولین بار که هم رو دیدیم

07:20.687 --> 07:23.812
‫بهت گفتم همه‌چی داره می‌لرزه؟

07:25.021 --> 07:26.896
‫منظورم اینه

07:28.104 --> 07:31.812
‫دنیا یه... زندگی پنهان داره

07:31.896 --> 07:33.396
‫که باید حسش کنی

07:34.312 --> 07:36.187
‫یه زندگیِ زیر شن

07:36.271 --> 07:37.604
‫زیر سنگ

07:37.687 --> 07:40.229
‫زیر هر چیزی که فکر می‌کنی می‌شناسی

07:40.771 --> 07:41.812
‫زندگی واقعی

07:43.229 --> 07:44.396
‫اگه بتونی حسش کنی

07:45.229 --> 07:46.604
‫می‌تونی تغییرش بدی

07:58.271 --> 08:01.062
‫حالا روی اون ایوون
‫یه ستون کوچیک بالا بیار

08:01.896 --> 08:02.771
‫خیلی‌خب

08:14.604 --> 08:15.771
‫انجامش دادم؟

08:25.646 --> 08:28.562
‫حتماً لانگ فنگ‌ـه.
‫باید برم. فعلاً

08:41.021 --> 08:42.437
‫کار جدیدت چطوره؟

08:43.354 --> 08:44.229
‫هوم

08:49.896 --> 08:51.187
‫این سرده

08:56.687 --> 08:59.229
‫اون... اون سنگ‌های جرقه‌زن کجان؟

08:59.312 --> 09:00.812
‫اینو کِی خریدیم؟

09:01.771 --> 09:04.229
‫- گرون بنظر میاد
‫- یه قوری نو لازم داشتیم

09:21.354 --> 09:24.604
‫تأثیری که روی شهر گذاشتی
‫واقعاً شگفت‌انگیزه

09:26.229 --> 09:27.604
‫بهم خوش گذشته

09:28.104 --> 09:30.937
‫راستش نمی‌دونستم
‫آواتار بودن می‌تونه اینجوری باشه

09:31.479 --> 09:32.979
‫باید اینجوری باشه

09:36.062 --> 09:36.937
‫چی شده؟

09:37.937 --> 09:40.604
‫- تو از خاک‌افزاری سر درمیاری
‫- بله

09:41.229 --> 09:44.604
‫خودم یه زمانی...
‫توش ماهر بودم

09:46.271 --> 09:48.537
‫تو می‌دونی که همه‌چی

09:48.549 --> 09:51.271
‫توی زندگی پنهان دنیا در حال لرزشه؟

09:51.354 --> 09:52.812
‫یا یه همچین چیزی

09:53.937 --> 09:55.396
‫نه

09:57.187 --> 10:00.062
‫تاف بهم می‌گفت اگه تمرکز کنم

10:00.146 --> 10:03.854
‫باید بتونم حس کنم که اون زیر چه خبره

10:04.354 --> 10:05.562
‫دنیای واقعی

10:05.646 --> 10:08.021
‫ولی انگار نمی‌تونم بفهممش

10:10.229 --> 10:12.771
‫تو طبیعت خاصی داری آنگ

10:13.687 --> 10:16.229
‫از همون اول خودش رو نشون میده

10:17.312 --> 10:19.729
‫تو خوبی رو توی همه می‌بینی

10:19.812 --> 10:23.271
‫و چون اون خوبی رو می‌بینی،
‫می‌تونی از آدم‌ها بیرون بکشیش

10:24.271 --> 10:28.479
‫من ادعا نمی‌کنم استاد خاک‌افزاری‌ام

10:28.562 --> 10:31.687
‫ولی از حرفات اینطور برمیاد

10:31.771 --> 10:34.396
‫که سعی داری به نگاهت
‫به دنیا اعتماد نکنی

10:37.521 --> 10:38.854
‫اگه از من بپرسی

10:39.354 --> 10:43.896
‫میگم باید به قلبت اعتماد کنی

10:46.854 --> 10:48.937
‫حداقل من سعی می‌کنم اینطور زندگی کنم

10:49.979 --> 10:51.229
‫شاید ساده‌لوحانه‌ست؟

10:53.771 --> 10:54.729
‫نه

10:56.354 --> 10:57.896
‫فکر کنم منم به همین باور دارم

11:26.354 --> 11:28.187
‫به به...

11:30.104 --> 11:31.479
‫چه جالب

11:32.354 --> 11:35.021
‫- پروفسور، چطور بود؟
‫- فقط همینا رو تونستم پیدا کنم

11:36.146 --> 11:39.771
‫متأسفانه، کتابخونه‌ی دانشگاه افتضاحه

11:41.771 --> 11:44.562
‫اون غذا همینجوری... برای همه‌ست؟

11:44.646 --> 11:46.187
‫آره، راحت باش

11:47.021 --> 11:49.437
‫خب، مشکل کتابخونه چیه؟

11:49.521 --> 11:50.729
‫فاجعه‌ست

11:50.812 --> 11:54.562
‫صدها کتاب طی سال‌ها
‫دزدیده یا سانسور شدن

11:54.646 --> 11:57.521
‫- چرا یکی باید کتاب بدزده؟
‫- خب، دانش قدرته

11:57.604 --> 12:01.479
‫و قدرت باید دست کسایی بمونه
‫که از از دست دادنش می‌ترسن

12:01.979 --> 12:04.100
‫البته من معتقدم که تعقیب دانش

12:04.112 --> 12:06.021
‫فقط بخاطر خود دانش

12:06.729 --> 12:08.979
‫ناب‌ترین جستجوی بشره

12:09.062 --> 12:12.229
‫برای همینه که دنبال کتابخونه
‫گمشده ارواح می‌گردم

12:12.312 --> 12:13.812
‫وایسا ببینم، ارواح کتابخونه دارن؟

12:14.521 --> 12:17.187
‫قبلاً نزدیکیِ باسینگ‌سه بود

12:17.854 --> 12:19.979
‫ولی صد سال پیش ناپدید شد

12:22.146 --> 12:27.187
‫حاضرم همه‌چیم رو بدم
‫تا فقط یه روز محتویاتش رو ببینم

12:29.896 --> 12:31.271
‫این انبه‌ست؟

12:32.854 --> 12:35.562
‫اوه، اون یکی باید طرح تلسکوپ
‫رو داشته باشه. آره

12:35.646 --> 12:38.729
‫شما حتماً به ناوبری فلکی تسلط کامل دارین

12:38.812 --> 12:40.521
‫از اونجایی که دریانوردین

12:40.604 --> 12:42.687
‫آره. البته، این برای دریانوردی نیست

12:42.771 --> 12:43.854
‫برای...

12:45.312 --> 12:46.604
‫مقاصد آواتاریه

12:46.687 --> 12:47.521
‫آهان

12:47.604 --> 12:49.562
‫تلسکوپ داشتیم. در واقع...

12:50.479 --> 12:51.562
‫دوستم داشت

12:52.771 --> 12:54.021
‫گم شده

12:54.104 --> 12:56.979
‫برای همین می‌خوام خودم یکی بسازم

12:58.562 --> 13:01.812
‫دوستت.
‫چند وقته گم شده؟

13:01.896 --> 13:03.896
‫چند هفته، تقریباً از وقتی اومدیم اینجا

13:05.937 --> 13:06.937
‫چرا؟

13:11.021 --> 13:13.521
‫توی این شهر فقط کتاب‌ها نیستن
‫که ناپدید میشن

13:14.021 --> 13:17.771
‫طی سال‌ها، معلم‌هایی که
‫سوال‌های اشتباه می‌پرسیدن

13:17.854 --> 13:20.937
‫یا شاگردهایی که می‌خواستن
‫اعتراضاتی رو شکل بدن

13:21.021 --> 13:22.896
‫ناگهان ناپدید می‌شدن

13:22.979 --> 13:24.187
‫دزدیده می‌شدن

13:25.187 --> 13:26.229
‫به دست کی؟

13:29.687 --> 13:31.187
‫نباید چیزی می‌گفتم

13:31.271 --> 13:32.604
‫عه...

13:33.521 --> 13:34.812
‫عه...

13:34.896 --> 13:38.187
‫پروفسور، صبر کن.
‫دوست ما برای مأموریتمون ضروریه

13:38.271 --> 13:40.104
‫اونم مثل ما اهل یادگیریه

13:46.187 --> 13:49.771
‫اگه دوستتون رو دزدیدن،
‫ممکنه همه‌تون در خطر باشین...

13:51.771 --> 13:52.854
‫از طرف دای‌لی

13:52.937 --> 13:54.562
‫گارد پادشاهی؟

13:55.437 --> 13:57.062
‫ولی چرا باید سای رو ببرن؟

13:57.146 --> 13:58.229
‫اون چیزی می‌دونست

13:58.312 --> 14:02.187
‫که حکومت پادشاه خاک
‫به باسینگ‌سه رو تهدید کنه؟

14:11.729 --> 14:12.687
‫نوش جان

14:15.354 --> 14:17.562
‫ببخشید. موشی اینجاست؟

14:17.646 --> 14:20.062
‫نه. رفته استراحت

14:21.021 --> 14:22.562
‫فکر کنم رفت بازار

14:25.354 --> 14:26.729
‫تو برادرزاده‌شی

14:27.854 --> 14:28.729
‫درسته؟

14:31.021 --> 14:31.937
‫آره

14:32.729 --> 14:34.562
‫واقعاً آدم شیرینیه

14:34.646 --> 14:37.521
‫همه عمو صداش می‌کنیم.
‫هرچند خیلی خجالتیه

14:38.521 --> 14:39.562
‫خجالتی؟

14:43.271 --> 14:44.729
‫می‌دونین کی برمی‌گرده؟

14:44.812 --> 14:47.396
‫نه. می‌خوای بیای تو منتظرش بمونی؟

14:48.229 --> 14:51.312
‫یا تو هم خجالتی‌ای؟

14:52.979 --> 14:55.646
‫نه. خونه می‌بینمش. ممنون

15:04.271 --> 15:05.271
‫سلام

15:05.354 --> 15:08.729
‫لی بودی، نه؟
‫اتفاقاً منتظر بودم یه جایی ببینمت

15:09.646 --> 15:12.354
‫چه داغون شدی.
‫می‌بینم که کارگری می‌کنی

15:13.104 --> 15:14.104
‫سلام

15:14.937 --> 15:17.854
‫می‌دونی، توی کشتی تیم خوبی بودیم با هم

15:17.937 --> 15:20.354
‫اینجا یه کارایی برای خودم جور کردم

15:20.437 --> 15:23.854
‫اگه علاقه داری،
‫شاید بتونیم به هم کمک کنیم

15:24.562 --> 15:25.521
‫نه، ممنون

15:26.104 --> 15:27.812
‫بیخیال. خوش می‌گذره

15:27.896 --> 15:30.396
‫قراره انتقام آتیش گرفتن
‫اون رستورانه رو بگیریم

15:30.479 --> 15:32.104
‫میگن کار کی بوده؟

15:34.021 --> 15:34.979
‫آتیش بود دیگه

15:35.062 --> 15:37.896
‫معلومه که کار اوباش محله‌ی ملت آتش بوده

15:37.979 --> 15:38.937
‫چی؟

15:41.354 --> 15:42.312
‫خبر نداری؟

15:44.521 --> 15:47.021
‫یه گروه از افراد اصلاح‌شده‌ی ملت آتش هستن

15:47.104 --> 15:49.562
‫که تو اصطبل‌های قدیمیِ
‫اونور باغ زندگی می‌کنن

15:49.646 --> 15:51.687
‫قرار نیست آتش‌افزاری کنن
‫یا دردسر درست کنن

15:51.771 --> 15:54.062
‫ولی دردسر تو خونشونه

15:54.854 --> 15:56.369
‫یه گروه از شهروندهای دلواپس

15:56.381 --> 15:58.312
‫امشب میرن اونجا تا درباره‌ش صحبت کنن

15:58.396 --> 16:03.104
‫اگه یه شورش یا غارت کوچیک راه افتاد...

16:04.646 --> 16:05.604
‫پایه‌ای؟

16:07.146 --> 16:09.104
‫یه نفر لازم دارم هوامو داشته باشه

16:12.396 --> 16:13.687
‫دوستات چی؟

16:17.646 --> 16:18.771
‫دیگه باهاشون کاری ندارم

16:19.729 --> 16:21.729
‫آره، اونا دنیا رو مثل ما نمی‌بینن

16:25.854 --> 16:27.062
‫غروب بیا پیشم

16:28.437 --> 16:29.437
‫خوش می‌گذره

16:34.979 --> 16:36.937
‫اینا چطورن؟ من می‌خوام...

17:01.312 --> 17:04.369
‫ارتش ملت آتش وقتی
‫دیوارمون رو خراب کرد

17:04.379 --> 17:06.396
‫این شهر رو به یغما برد!

17:06.979 --> 17:11.187
‫هیچوقت فراموش نکنین اون شیاطین
‫با پدر و مادرهامون چیکار کردن

17:11.271 --> 17:13.229
‫با خانواده‌هامون

17:13.854 --> 17:15.604
‫با همه‌مون!

17:16.687 --> 17:18.479
‫نامشون رو به یاد بسپرین

17:36.146 --> 17:39.729
‫[ خونِ سنگ. به یاد بیاورید ]

18:00.854 --> 18:02.396
‫محاصره رو هیچوقت فراموش نکنین

18:02.479 --> 18:03.729
‫همونجا وایسا!

18:04.729 --> 18:06.771
‫کشته‌هامون رو هیچوقت فراموش نکنین!

18:16.229 --> 18:18.521
‫اینجا هیچ خبری نیست!
‫متفرق شید!

18:19.146 --> 18:20.062
‫برید!

18:20.646 --> 18:21.604
‫زود!

18:37.854 --> 18:39.229
‫شاهدخت آزولا داره میاد

18:39.312 --> 18:41.062
‫چی؟ کِی؟

18:46.437 --> 18:48.729
‫- شاهدخت
‫- محدوده‌تون نفوذپذیره

18:48.812 --> 18:50.335
‫جاسوس‌هایی رو دستگیر کردیم که می‌تونستن

18:50.347 --> 18:52.062
‫تحرکاتتون رو به باسینگ‌سه گزارش بدن

18:52.146 --> 18:53.979
‫و شهر رو از حمله باخبر کنن

18:54.062 --> 18:57.354
‫فوراً تدابیر امنیتی رو تشدید می‌کنیم،
‫ولی باید بهتون اطلاع بدم

18:58.729 --> 19:00.271
‫حمله به تعویق افتاده

19:02.312 --> 19:03.354
‫تا کِی؟

19:03.437 --> 19:04.354
‫تا اطلاع ثانوی

19:04.437 --> 19:07.104
‫دستورش صبح امروز
‫از طرف خود ارباب آتش رسید

19:08.229 --> 19:09.604
‫چه دلیلی آوردن؟

19:09.687 --> 19:12.271
‫گفتن زمان مناسبی نیست

19:21.062 --> 19:21.896
‫ایشون...

19:22.646 --> 19:23.854
‫دلیلی ذکر نکردن

19:25.146 --> 19:27.979
‫دیگه بهم دروغ نگو.
‫وقت این کارا رو ندارم

19:28.062 --> 19:31.312
‫برادرم توی اون شهره.
‫اون حمله برام مهم بود

19:31.396 --> 19:33.979
‫چون با پوششش می‌تونستیم
‫وارد بشیم و دستگیرش کنیم

19:34.062 --> 19:35.604
‫بهرحال می‌تونی دستور حمله رو بدی

19:36.646 --> 19:38.146
‫مطمئنم هر کاری برات می‌کنه

19:38.854 --> 19:41.562
‫حتماً پدرت می‌خواد
‫یه پیامی بهت برسونه

19:43.604 --> 19:46.562
‫حق با توئه.
‫نقشه رو تأیید کامل کرده بود

19:46.646 --> 19:48.729
‫لغوش نمی‌کرد، مگه اینکه...

19:51.896 --> 19:53.396
‫فکر کنه یه نقشه‌ی بهتری هم هست

19:53.479 --> 19:55.396
‫بهت گفت مأموریت تو

19:56.312 --> 19:58.229
‫از حمله مهم‌تره

19:59.771 --> 20:02.021
‫خیلی بهش فکر کردم

20:02.521 --> 20:06.604
‫و واقعاً عجیبه که اون
‫رو مسئول حمله‌ی تو کرده

20:06.687 --> 20:08.229
‫در حالی که تو باهوش‌ترین آدم اینجایی

20:08.312 --> 20:09.562
‫حق با توئه تای‌لی

20:10.521 --> 20:12.729
‫واقعاً عجیب بود، مگه نه؟

20:14.021 --> 20:16.062
‫نقشه‌ی من

20:16.146 --> 20:17.687
‫حمله‌ی من

20:18.562 --> 20:19.771
‫مأموریت من

20:28.562 --> 20:30.896
‫- تو وفاداری
‫- بله شاهدخت

20:31.521 --> 20:32.854
‫خودتو وقف کردی

20:32.937 --> 20:34.271
‫بله شاهدخت

20:34.354 --> 20:36.521
‫هر دستوری بدم انجام میدی

20:38.896 --> 20:39.979
‫هر دستوری

20:40.562 --> 20:41.646
‫شاهدخت

20:43.104 --> 20:44.021
‫خوبه

20:52.021 --> 20:53.854
‫چی؟

20:54.812 --> 20:56.437
‫- شراب هلوی ماه
‫- اوه

20:56.521 --> 20:59.729
‫اینم یه رشوه‌ی دیگه به همراه
‫درخواست ازدواج

21:00.521 --> 21:02.312
‫اوه

21:02.812 --> 21:03.896
‫عجیبه

21:15.479 --> 21:16.646
‫چیکار می‌کنی؟

21:17.854 --> 21:18.937
‫چی؟

21:26.937 --> 21:28.146
‫خیلی‌خب، اون چیه؟

21:28.229 --> 21:29.979
‫اوه، ببخشید

21:30.062 --> 21:33.271
‫چای خوردنم مزاحم غذا خوردنت شده؟

21:36.021 --> 21:37.437
‫آره، یه کوچولو

21:37.521 --> 21:38.729
‫یکم خنده‌داره

21:38.812 --> 21:42.396
‫چون دیشب، و هر شب تو این مدت

21:42.479 --> 21:44.729
‫من خوابِ خواب بودم

21:44.812 --> 21:47.312
‫بعد یهو تق، تق، تق

21:47.396 --> 21:50.021
‫صدای پاهای گنده‌ی یکی رو می‌شنوم
‫که تو خونه راه میره

21:50.104 --> 21:51.312
‫و از در می‌زنه بیرون

21:51.396 --> 21:54.021
‫ببین. من به کسی آسیبی نمی‌زنم

21:54.104 --> 21:56.937
‫در واقع دارم کمک هم می‌کنم...
‫میشه نکنی این کارو؟

21:57.021 --> 22:00.979
‫ببین، لازم نیست من بدونم
‫چیکار می‌کنی و چرا

22:01.062 --> 22:03.271
‫چرا بهم گفتی فهمیدی
‫که یواشکی میرم بیرون

22:03.354 --> 22:05.104
‫اگه نمی‌خواستی دلیلش رو بدونی؟

22:05.187 --> 22:07.812
‫چون آنگ داره تو خاک‌افزاری
‫ماهر میشه

22:07.896 --> 22:12.562
‫و به‌زودی می‌تونه
‫این چیزا رو مثل من حس کنه

22:13.062 --> 22:14.396
‫بعد اونم می‌فهمه

22:14.896 --> 22:16.062
‫درسته

22:16.687 --> 22:18.396
‫خودتم می‌دونی سر تو چقدر حساسه

22:20.604 --> 22:21.604
‫چی؟

22:23.646 --> 22:26.771
‫می‌دونی، رفتارش پیش تو

22:26.854 --> 22:29.187
‫و فکر می‌کنه تو...

22:31.479 --> 22:32.562
‫دوستشم؟

22:34.729 --> 22:35.562
‫آره

22:36.312 --> 22:38.271
‫همین... همینو می‌خواستم بگم.
‫همون دوستی

22:38.354 --> 22:42.312
‫خیلی... قویه. قطعاً برای همین
‫این همه حرف زدم

22:42.396 --> 22:43.812
‫تاف، حالت...

22:45.396 --> 22:48.396
‫می‌دونی، احتمالاً...
‫احتمالاً با خودم کار دارن

22:48.479 --> 22:50.854
‫پس دیگه برم...

22:50.937 --> 22:53.812
‫عه، آره. بله. خیلی‌خب، فعلاً!

23:01.854 --> 23:02.937
‫اوه

23:03.021 --> 23:03.896
‫سلام

23:04.604 --> 23:08.146
‫سلام، خانم بی‌فانگ.
‫از آشنایی با شما مفتخرم

23:08.229 --> 23:10.479
‫لائو وانگ. در خدمتم

23:10.562 --> 23:12.021
‫باشه. منم خوشوقتم

23:12.104 --> 23:14.354
‫ازتون خواسته‌ای دارم

23:14.437 --> 23:16.812
‫برای خواستگاری از کسی مثل من
‫یکم پیر به گوشم می‌رسی

23:16.896 --> 23:18.479
‫نه، نه، نه

23:18.562 --> 23:21.937
‫خواسته‌ی من ماهیت حساس‌تری داره

23:22.021 --> 23:24.271
‫به کسب‌وکار پدر و مادرت مربوطه

23:24.354 --> 23:25.312
‫آهان، آره

23:25.396 --> 23:27.126
‫من تو اون کارا دخیل نیستم رفیق

23:27.138 --> 23:28.979
‫ولی اگه می‌خوای شانست رو امتحان کن

23:29.854 --> 23:33.021
‫همونطور که گفتم، این موضوع حساسه

23:33.104 --> 23:35.604
‫بنظرم بهتره از هر گوش کنجکاوی دور بشیم

23:35.687 --> 23:37.771
‫پشمام. تا اینجا

23:37.854 --> 23:40.396
‫تو مشکوک‌ترین آدمی هستی
‫که تو این شهر دیدم

23:40.479 --> 23:42.562
‫عمراً دنبالت بیام به یه محل دوم

23:42.646 --> 23:44.187
‫اگه حرفام رو گوش ندی

23:44.271 --> 23:47.229
‫اطلاعاتم رو مستقیم می‌فرستم برای مقامات

23:49.937 --> 23:52.854
‫مطمئن باش چیزی که می‌دونم
‫می‌تونه اعتبار آواتار

23:52.937 --> 23:55.771
‫رو برای همیشه نابود کنه

24:03.062 --> 24:05.271
‫پس حرف پروفسور زی رو باور می‌کنی؟

24:05.354 --> 24:06.896
‫بنظرت سای رو بردن؟

24:06.979 --> 24:09.354
‫اینجوری اینکه جواب پیام‌هام رو نداده
‫توجیه میشه

24:15.521 --> 24:17.062
‫باید یه نگاهی به داخل بندازم

24:18.771 --> 24:20.104
‫باید قفل رو باز کنم

24:22.854 --> 24:24.729
‫پیام‌هایی که براش گذاشته بودم نیستن

24:28.812 --> 24:30.479
‫و همه‌ی وسایلش هم همینطور

24:30.562 --> 24:32.812
‫سای؟ سای؟

24:33.646 --> 24:36.229
‫اوه، فکر کردم بالاخره سای برگشته

24:36.312 --> 24:37.854
‫یعنی چی «بالاخره»؟

24:37.937 --> 24:40.396
‫از شب اولمون تو باسینگ‌سه
‫دیگه ندیدمش

24:41.021 --> 24:43.312
‫برای کاتارا پیام فرستادم
‫و کمک خواستم

24:43.396 --> 24:45.437
‫- به دستتون نرسید؟
‫- نه

24:46.187 --> 24:47.271
‫نرسید

24:47.771 --> 24:50.604
‫این... چه کاریه؟

24:51.437 --> 24:52.646
‫وقتی اومدیم همینجوری بود

24:52.729 --> 24:54.979
‫باید منو از رفت‌وآمدهاتون باخبر کنین

24:55.062 --> 24:57.521
‫تا بتونم موقع گردش در شهر
‫بهتون کمک کنم

24:58.021 --> 25:00.771
‫چنین کارهایی می‌تونه
‫عواقب جدی داشته باشه

25:00.854 --> 25:04.187
‫جودی، دوستمون، سای، اینجا
‫زندگی می‌کنه و گم شده

25:04.896 --> 25:06.812
‫البته که گم نشده

25:07.312 --> 25:10.104
‫اون در یک جایگاه بسیار مطلوب استخدام شده

25:10.187 --> 25:12.521
‫در کنار مهندسان سلطنتی باسینگ‌سه

25:12.604 --> 25:14.200
‫کارشون بی‌نهایت ارزشمنده

25:14.212 --> 25:15.729
‫برای همین در کاخ بهشون اسکان داده شده

25:15.812 --> 25:17.104
‫ولی هیچکس ازش خبری نداره

25:17.187 --> 25:18.771
‫توی کاخ پیگیرش میشم

25:18.854 --> 25:21.229
‫و بهش میگم سراغش رو گرفتی، آمیتا

25:23.979 --> 25:26.062
‫می‌بینین؟ همه‌چی مرتبه

25:44.146 --> 25:45.104
‫بگیر

25:48.979 --> 25:49.812
‫تو کی هستی؟

25:51.812 --> 25:53.062
‫اهل ملت آتشی؟

25:53.979 --> 25:55.937
‫ما ملت آتش واقعی هستیم

25:58.021 --> 25:59.479
‫پس اینجا چیکار می‌کنین؟

26:00.062 --> 26:02.187
‫- آزاد زندگی می‌کنیم
‫- آزاد؟

26:03.271 --> 26:05.562
‫کل محله‌تون حصار کشیده شده.
‫کثیفه

26:05.646 --> 26:08.729
‫ما از ستم و جنگ‌طلبی اوزای آزادیم

26:08.812 --> 26:10.604
‫منظورت ارباب آتش اوزای‌ـه

26:10.687 --> 26:12.979
‫اون ارباب آتش من نیست

26:13.479 --> 26:16.488
‫ترجیح میدم صد سال

26:16.500 --> 26:19.354
‫بعنوان زباله‌ی پادشاهی خاک زندگی کنم

26:19.437 --> 26:23.062
‫اما یک روز هم تحت فرمان اون ظالم نباشم

26:27.229 --> 26:29.937
‫به تو چه که ما چجوری زندگی می‌کنیم؟

26:33.396 --> 26:36.187
‫فقط اومدم بهتون هشدار بدم

26:36.896 --> 26:38.146
‫یه جایی آتیش گرفته

26:39.479 --> 26:41.127
‫تصادفی بوده، ولی یه عده

26:41.139 --> 26:42.979
‫امشب میان اینجا
‫که تقصیرشو بندازن گردن شما

26:43.062 --> 26:44.354
‫تصادفی؟

26:48.271 --> 26:51.187
‫حتماً تو هم هیچی ازش نمی‌دونی

26:51.687 --> 26:56.104
‫دیدم چجوری اون میوه رو گرفتی.
‫با فرم حلقه‌ی آتش

26:57.396 --> 26:59.513
‫شاید موهاتو زده باشی

26:59.525 --> 27:02.271
‫ولی نمی‌تونی آتش رو از روحت ببُری

27:03.104 --> 27:04.521
‫فقط آماده باشین

27:04.604 --> 27:05.729
‫چجوری؟

27:07.354 --> 27:08.896
‫اجازه نداریم از قدرتمون استفاده کنیم

27:09.396 --> 27:11.229
‫یکی از شرایط پناهندگی‌مونه

27:11.312 --> 27:14.146
‫خودتون انتخاب کردین اینجا زندگی کنین

27:16.396 --> 27:18.044
‫این اولین باری نیست که بهم گفتن

27:18.056 --> 27:19.854
‫به جای یه نفر دیگه بجنگم

27:22.187 --> 27:26.062
‫شاید بتونین قایم بشین یا...
‫همه رو امشب از اینجا ببری

27:26.146 --> 27:28.479
‫- نمی‌دونم
‫- هشدارت رو دادی

27:29.146 --> 27:30.646
‫کارتو کردی

27:30.729 --> 27:33.021
‫حالا یه لطفی به خودت بکن پسرجان

27:33.104 --> 27:34.729
‫دیگه برنگرد اینجا

27:39.271 --> 27:42.479
‫فقط یه احمق، نابودی خودش رو دنبال می‌کنه

27:53.104 --> 27:54.354
‫خبری برات دارم

27:54.437 --> 27:57.937
‫اطمینان حاصل کردم که دوستت، سای

27:58.021 --> 27:59.812
‫به کاخ برده شده

28:00.312 --> 28:02.062
‫- واقعاً؟
‫- خبر خوبی نیست

28:02.146 --> 28:05.187
‫اعضای دای‌لی بردنش،
‫نه مهندسان سلطنتی

28:05.687 --> 28:07.437
‫ازش بازجویی کردن

28:07.521 --> 28:08.896
‫درباره‌ی چی؟

28:08.979 --> 28:10.437
‫- ستاره‌ی دنباله‌دار؟
‫- نه

28:11.521 --> 28:15.146
‫یه مزخرفاتی درباره‌ی اینکه
‫جاسوس ملت آتشه

28:18.354 --> 28:19.479
‫خیلی‌خب

28:19.562 --> 28:22.521
‫در اصل، تو اوماشو جاسوس بود

28:22.604 --> 28:24.646
‫ولی این کارو برای حفظ امنیت شهر می‌کرد

28:24.729 --> 28:26.646
‫میگن سعی کرده پادشاه رو بکشه

28:26.729 --> 28:28.937
‫نه از قصد. بومی هم حالش خوب بود

28:29.021 --> 28:31.396
‫اصلاً خوب نیست آنگ

28:31.479 --> 28:35.312
‫ممکنه تلاش‌هامون برای دیدن پادشاه
‫رو عقب بندازه

28:40.187 --> 28:41.271
‫یه چیز دیگه هم هست

28:41.854 --> 28:44.062
‫فکر کنم یکی داره تعقیبم می‌کنه

28:44.979 --> 28:46.437
‫- دای‌لی؟
‫- نمی‌دونم

28:46.521 --> 28:48.062
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم

28:51.062 --> 28:52.896
‫هیچ کاری نکن

28:52.979 --> 28:54.562
‫اگه تحت نظر گرفتنت

28:54.646 --> 28:57.229
‫فقط برای اینه که مطمئن بشن خطر نداری

28:57.312 --> 28:59.646
‫تا وقتی دردسر درست نکنی

29:00.312 --> 29:02.116
‫دای‌لی می‌فهمه که

29:02.128 --> 29:04.354
‫لایق دیدار با پادشاه هستی

29:06.187 --> 29:08.646
‫دردسر درست نکن. توصیه‌ش اینه؟

29:08.729 --> 29:10.492
‫اصلاً این وضع رو دوست ندارم.
‫بدون سای

29:10.504 --> 29:12.187
‫خودم باید تلسکوپ بسازم

29:12.271 --> 29:13.271
‫نگاه کن

29:15.479 --> 29:17.146
‫نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم

29:17.646 --> 29:20.646
‫چرا بهمون نگفتی یکی داره تعقیبت می‌کنه؟

29:20.729 --> 29:22.396
‫ساکا بهت گفت یه جای کار می‌لنگه

29:22.479 --> 29:25.021
‫ولی تا وقتی لانگ فنگ نگفت،
‫باور نکردی

29:25.646 --> 29:28.771
‫من به لانگ فنگ اعتماد دارم.
‫داره کمکمون می‌کنه

29:28.854 --> 29:30.562
‫بعد از گیاتسو این اولین باره

29:30.646 --> 29:32.250
‫که واقعاً حس می‌کنم یه نفر

29:32.262 --> 29:34.687
‫فشاری که روم هست رو می‌فهمه

29:34.771 --> 29:37.687
‫ما هم می‌فهمیم.
‫تو این کار کنارت هستیم

29:37.771 --> 29:38.854
‫مطمئنی؟

29:38.937 --> 29:41.812
‫چون حس می‌کنم از وقتی رسیدیم اینجا
‫فقط خوابیدین

29:41.896 --> 29:43.312
‫چند روزه ندیدمتون

29:43.396 --> 29:46.271
‫ببین، می‌دونیم اینجا
‫آواتار بودن رو دوست داری

29:46.354 --> 29:48.479
‫با مردم آشنا بشی و لبخند رو لبشون بیاری...

29:48.562 --> 29:50.646
‫نه، فقط این نیست

29:50.729 --> 29:53.812
‫من هر روز دارم با تاف تمرین می‌کنم

29:53.896 --> 29:56.271
‫می‌خواین من به هر چهار عنصر مسلط بشم

29:56.354 --> 29:58.521
‫دنیا رو نجات بدم و جنگ رو تموم کنم، مگه نه؟

29:58.604 --> 30:00.312
‫پس مشکل چیه؟

30:00.396 --> 30:02.509
‫مشکل اینه که...
‫انگار تو

30:02.521 --> 30:05.021
‫به لانگ فنگ بیشتر از ما اعتماد داری

30:06.937 --> 30:08.646
‫در این حد که لازمه بهش فکر کنی؟

30:10.187 --> 30:11.437
‫البته که...

30:12.187 --> 30:14.104
‫به شما بیشتر اعتماد دارم

30:15.312 --> 30:16.146
‫باشه

30:20.229 --> 30:21.146
‫چیکار کنیم؟

30:21.646 --> 30:24.354
‫خب، شاید براتون شوکه‌کننده باشه،
‫ولی من جدی‌جدی یه نقشه دارم

30:24.437 --> 30:27.354
‫هر کی داره تعقیبت می‌کنه،
‫قطعاً از دای‌لی‌ـه، درسته؟

30:27.437 --> 30:29.104
‫پس دفعه‌ی بعدی که دیدیش

30:29.187 --> 30:31.729
‫از کلک‌های بادافزاریت استفاده کن
‫و تعقیبش کن

30:31.812 --> 30:33.771
‫بعد می‌تونی تا مقر دای‌لی تعقیبش کنی

30:33.854 --> 30:35.312
‫و شاید سای رو اونجا پیدا کنی

30:35.396 --> 30:37.521
‫درست میگی.
‫اطلاعات (هوش) نیاز داریم

30:37.604 --> 30:39.479
‫- از همه بیشتر ساکا
‫- آره، وایسا ببینم

30:42.021 --> 30:44.896
‫پدر و مادرت واقعاً نابغه‌ان

30:44.979 --> 30:48.229
‫ثروتمند بدنیا اومدن، ثروتمند هم موندن.
‫نبوغ خاصی نمی‌خواد

30:48.312 --> 30:49.146
‫هوم

30:49.229 --> 30:51.604
‫ولی نمی‌دونی جنگ چه تأثیری
‫روی کسب‌وکار گذاشته

30:52.396 --> 30:53.854
‫اونا خودشونو وفق دادن

30:53.937 --> 30:58.771
‫امپراطوری بی‌فانگ از صدها
‫شرکت کوچیک‌تر تشکیل شده

30:58.854 --> 31:01.771
‫که ارتباطشون با پدر و مادرت

31:01.854 --> 31:06.562
‫زیرِ لایه‌های زیادی از مهملات مالی پنهان شده

31:06.646 --> 31:09.979
‫هوم! واقعاً هم انگار
‫توی مهملات تخصص داری

31:12.104 --> 31:14.187
‫به طرز دلنشینی رُک هستی

31:14.687 --> 31:17.229
‫پس منم باهات رک حرف می‌زنم

31:18.229 --> 31:22.062
‫یه سری سند دارم که ثابت می‌کنه
‫چندتا از این شرکت‌ها

31:22.146 --> 31:23.937
‫قراردادهای پرسودی دارن

31:24.021 --> 31:27.979
‫برای فروش پیستون، چرخ‌دنده،
‫ورق فلزی و چیزهای دیگه

31:28.062 --> 31:31.062
‫به یه کارخانه‌ی نظامی تو جانگ هویی

31:32.354 --> 31:34.521
‫از کارخانه‌های ملت آتش

31:40.854 --> 31:45.062
‫پدر و مادرم همیشه میگن:
‫«کسب‌وکار مرز نمی‌شناسه»

31:45.146 --> 31:49.729
‫آره. ولی فکر کنم پادشاه خاک
‫نظر دیگه‌ای داشته باشه

31:50.646 --> 31:53.187
‫شاید تو باسینگ‌سه جنگی در کار نباشه

31:53.271 --> 31:55.354
‫ولی خائن...

31:55.437 --> 31:57.021
‫هدف مشروعیه

31:59.021 --> 32:00.437
‫یه بازار اون جلو هست

32:00.937 --> 32:02.437
‫اینجاها رو بلدی؟

32:03.896 --> 32:06.104
‫یه مدتیه اینجاها می‌چرخم

32:06.812 --> 32:08.229
‫پس اینجا بودی

32:09.687 --> 32:10.604
‫آره

32:11.396 --> 32:14.312
‫تو داشتی خاک‌افزاری می‌کردی.
‫به من که نیازی نداشتی

32:14.396 --> 32:15.521
‫الانم که اینجام، مگه نه؟

32:16.437 --> 32:20.354
‫- آره، انگار
‫- آنگ، مشکلت چیه؟

32:21.896 --> 32:23.146
‫کاتارا

32:24.687 --> 32:25.896
‫هیچی نگو

32:26.771 --> 32:27.771
‫باشه

32:34.979 --> 32:38.312
‫جاسوسه پشت سرمه. کلاه سرشه

32:40.479 --> 32:41.354
‫صحیح

32:42.854 --> 32:44.229
‫من حواس جودی رو پرت می‌کنم

32:44.312 --> 32:46.562
‫فکر خوبیه. عادی رفتار کن

32:47.271 --> 32:48.104
‫عادی

32:49.187 --> 32:50.312
‫عه، جودی

32:50.396 --> 32:54.812
‫خواستیم اگه ممکنه
‫توی خرید یکم کمکمون کنی

32:56.396 --> 32:57.437
‫اتفاقاً

32:57.521 --> 32:59.365
‫من در بازرگانیِ حلقه پایینی

32:59.377 --> 33:01.396
‫تخصص دارم. لطفاً دنبالم بیاین

33:02.271 --> 33:04.271
‫خیلی کمک بزرگی میشه

33:04.354 --> 33:06.687
‫چیزی که واقعاً نیاز داریم...

33:06.771 --> 33:09.812
‫کلم! کلم تازه می‌فروشم!

33:10.562 --> 33:11.771
‫کلم‌ـه

33:15.562 --> 33:18.229
‫برای شما مجانیه. البته

33:18.854 --> 33:21.312
‫ما در حلقه‌ی بالایی،
‫خوراک‌های بسیار باکیفیت‌تری داریم

33:21.396 --> 33:23.729
‫- اوه
‫- فقط چندتا کلم تازه لازم دارم

33:23.812 --> 33:25.062
‫همه‌شون تازه‌ان

33:25.146 --> 33:26.479
‫و گِرد

33:26.562 --> 33:28.646
‫گردترین کلم‌های باسینگ‌سه

33:30.521 --> 33:31.687
‫بسیارخب

33:31.771 --> 33:35.354
‫بسیار عالی. پشیمون نمی‌شین

33:35.437 --> 33:37.354
‫عه، اون گرده رو می‌خواین؟

33:37.437 --> 33:41.312
‫کلم‌ها اتفاقاً خیلی باشکوهن.
‫هرکدومشون خاصن

33:41.396 --> 33:42.979
‫شخصیت خودشونو دارن

33:49.146 --> 33:50.271
‫می‌شنوی؟

33:50.354 --> 33:51.396
‫بهشتیه

33:51.896 --> 33:53.687
‫همین کفایت می‌کنه

33:54.271 --> 33:55.562
‫کاتارا. آنگ...

33:58.979 --> 33:59.812
‫کاتارا؟

34:00.396 --> 34:02.187
‫عه! صبر کن...

34:02.271 --> 34:04.437
‫- آواتار!
‫- هی

34:04.521 --> 34:06.229
‫- کاتارا!
‫- ولی...

34:07.187 --> 34:09.521
‫کلم‌هام!

34:14.229 --> 34:15.687
‫امشب انجامش میدیم

34:15.771 --> 34:17.187
‫اصطبل‌های قدیمی

34:17.271 --> 34:19.062
‫- تاوانش رو میدن
‫- آره

34:19.146 --> 34:20.937
‫اونم نه فقط اونایی که انجامش دادن

34:21.021 --> 34:24.271
‫هر کی فراری رو پناه بده،
‫برای فراری خون میده

34:24.354 --> 34:26.187
‫انتقام می‌گیریم

34:26.687 --> 34:27.937
‫برای خانواده‌تون

34:28.437 --> 34:29.854
‫برای دوستاتون

34:30.354 --> 34:31.479
‫برای همه‌تون

34:59.687 --> 35:00.979
‫آواتار، صبر کن!

35:32.187 --> 35:33.354
‫چیکار داره می‌کنه؟

35:36.187 --> 35:37.521
‫شما نه. دوستم رو گفتم

35:38.479 --> 35:40.771
‫ببخشید. با اجازه

35:52.146 --> 35:54.271
‫امشب ورود گلی به نامِ

35:54.354 --> 35:57.396
‫تینگ را به صحنه‌ی

35:57.479 --> 35:59.437
‫قدیمی‌مان خوشامد می‌گوییم

36:07.312 --> 36:09.604
‫در دل شب دراز

36:09.687 --> 36:12.937
‫ماه زمستانی با عشق می‌درخشد

36:13.437 --> 36:16.062
‫برفباران، اشک‌های نقره‌اش

36:16.146 --> 36:17.437
‫اوه!

36:17.979 --> 36:19.854
‫زیبا. زیبا

36:21.687 --> 36:22.937
‫آبشاران آب...

36:23.021 --> 36:26.562
‫آخ. آره، گیرم انداختی.
‫اومدم کلاس شعر

36:26.646 --> 36:29.854
‫- تاف، اون بالا چیکار می‌کردی؟
‫- به تو ربطی نداره

36:29.937 --> 36:30.939
‫معلومه که به من ربط داره

36:30.951 --> 36:32.604
‫توی شهر اتفاقات مرموزی داره میفته

36:32.687 --> 36:34.604
‫و طبق چیزی که الان دیدم،
‫ممکنه تو هم توش دخیل باشی

36:34.687 --> 36:36.646
‫- نیستم!
‫- باور نمی‌کنم!

36:36.729 --> 36:39.229
‫پنج، هفت، پنج هجا

36:39.312 --> 36:41.604
‫قالبِ شعر هایکو

36:41.687 --> 36:43.271
‫ای مرد کودن

36:45.396 --> 36:47.437
‫من شاعر نیستم

36:47.521 --> 36:49.937
‫جنگاوری ساده‌ام،
‫در پیِ دوستم

36:51.854 --> 36:52.729
‫اوه

36:59.354 --> 37:01.187
‫اوه، هی، تاف؟ تاف؟

37:04.521 --> 37:06.146
‫به آب می‌رود

37:06.229 --> 37:08.104
‫گرم‌تر از یک یخپاره

37:08.604 --> 37:10.812
‫برگرد، یا آب شو

37:15.104 --> 37:19.562
‫نتوانم برگشت

37:20.271 --> 37:24.979
‫هرچند داغ، تاب آورم

37:26.229 --> 37:28.354
‫برای تیمم

37:28.437 --> 37:29.812
‫اوه!

37:32.562 --> 37:35.479
‫- ممنون
‫- تیم می‌افزارد

37:36.104 --> 37:38.854
‫آب و خاک و باد، آتش

37:39.437 --> 37:40.854
‫تو هیچ نداری

37:41.396 --> 37:42.771
‫اوه!

37:45.896 --> 37:48.521
‫اینطور زاد شدم

37:49.021 --> 37:50.021
‫باری

37:51.312 --> 37:53.312
‫که باس حمل کنم
‫(مترجم: تا اینجا تعداد هجاها رو رعایت کردم، دیگه بسه)

37:54.521 --> 37:56.187
‫تو باید درک کنی

37:59.479 --> 38:01.312
‫زمستان خوانَد بهار را دوست

38:01.396 --> 38:03.646
‫اما در حسرت سرما زدنِ گل‌ها مانده

38:04.354 --> 38:06.354
‫نابینایی باری بر دوش نیست

38:06.437 --> 38:07.437
‫نه!

38:08.229 --> 38:09.979
‫نابینایی قدرت توست

38:10.062 --> 38:11.354
‫زاده شدن

38:12.937 --> 38:16.937
‫با ثروت، بار است

38:17.521 --> 38:18.687
‫من درک می‌کنم

38:26.229 --> 38:27.812
‫پرنده‌ی کنجکاو

38:28.354 --> 38:31.062
‫غارها رازهایی دارند که مال تو نیست

38:31.562 --> 38:33.187
‫در آسمانت بمان

38:34.687 --> 38:37.271
‫در هر فصلی، من به استحکام فولادم

38:37.979 --> 38:39.396
‫می‌تونم راز نگه دارم

38:42.104 --> 38:44.271
‫کوهی شاید بپرسد

38:44.354 --> 38:46.562
‫چه چیز آسمان شب را بیدار نگه می‌دارد

38:47.896 --> 38:49.187
‫اصلاً برایش مهم است؟

38:49.271 --> 38:50.562
‫آره!

38:50.646 --> 38:52.687
‫دوستام برای من مهمن.
‫تو برام مهمی

38:53.271 --> 38:54.687
‫تو هم دوستمی

38:55.646 --> 38:57.854
‫ای بابا. چند تا هجا شد؟
‫زیاد...

38:57.937 --> 38:59.021
‫اوه!

39:00.271 --> 39:02.396
‫اوه، باشه. باشه

39:03.479 --> 39:05.062
‫باشه

39:05.146 --> 39:07.021
‫برای بار اول بد نبود

39:08.187 --> 39:10.771
‫راستش نمی‌دونم
‫چجوری تونستم اینقدر ادامه بدم

39:12.479 --> 39:15.646
‫خب، حرفی که زدی قشنگ بود

39:18.187 --> 39:19.229
‫می‌دونی، اگه واقعاً دوستیم

39:19.312 --> 39:20.979
‫لازم نیست بهم بگی
‫قضیه چی بود

39:22.896 --> 39:23.896
‫بهت اعتماد دارم

39:25.479 --> 39:26.771
‫عه، خیلی‌خب

39:27.937 --> 39:31.354
‫اون یارو داشت ازم باج‌گیری می‌کرد.
‫مدارکی که ثابت می‌کرد

39:31.437 --> 39:34.062
‫که والدینم دارن به ملت آتش
‫سلاح می‌فروشن رو ازش خریدم

39:36.271 --> 39:38.979
‫اوه، خیلی بدتر از چیزیه که فکر می‌کردم

39:39.062 --> 39:40.677
‫صبر کن، تو فکر می‌کردی داستان چیه؟

39:40.689 --> 39:42.604
‫چه‌می‌دونم. مثلاً بدهی قمار یا...

39:43.229 --> 39:44.979
‫به بقیه که نمیگی، نه؟

39:47.562 --> 39:50.646
‫نه. همونطور که گفتم،
‫به استحکام فولادم

39:51.271 --> 39:54.187
‫ضمن اینکه مشکلات بزرگ‌تری داریم

39:54.771 --> 39:55.812
‫وایسا ببینم، چی؟

40:10.271 --> 40:12.521
‫پولات رو رد کن. زود

40:13.229 --> 40:15.562
‫پولات رو بده

40:16.979 --> 40:17.979
‫الان

40:22.229 --> 40:23.271
‫نه

40:23.354 --> 40:26.271
‫پولات رو بده وگرنه می‌کشمت!

40:26.771 --> 40:28.396
‫قسم می‌خورم این کارو می‌کنم!

40:36.729 --> 40:38.396
‫اون همه اسم

40:39.229 --> 40:40.396
‫چی؟

40:41.354 --> 40:42.479
‫چی داری میگی؟

40:42.562 --> 40:45.062
‫- من باید جاشون می‌مردم
‫- خفه شو!

40:45.146 --> 40:47.021
‫اون روز باید من می‌مردم

40:47.646 --> 40:49.687
‫اون روز باید من می‌مردم!

40:51.146 --> 40:52.979
‫فقط پولات رو بده

40:57.354 --> 40:58.604
‫نمی‌خوام

40:59.771 --> 41:01.229
‫نمی‌خوام...

41:05.021 --> 41:05.937
‫من فقط...

41:06.854 --> 41:09.354
‫فقط خیلی گشنمه

41:10.646 --> 41:12.229
‫نمی‌خوام کسی رو بکشم

41:14.646 --> 41:15.729
‫شرمنده‌ام

41:21.104 --> 41:22.187
‫اشکالی نداره

41:26.229 --> 41:27.396
‫اشکالی نداره

41:28.312 --> 41:29.271
‫بیا

41:30.021 --> 41:30.854
‫بشین

41:57.604 --> 41:58.646
‫ممنون

42:16.187 --> 42:17.562
‫نذار کسی خارج بشه

42:18.354 --> 42:20.494
‫می‌دونم برای انتقام اومدین اینجا

42:20.506 --> 42:22.604
‫ولی جای اشتباهی رو نشونه گرفتین

42:22.687 --> 42:24.896
‫- دروغ میگه!
‫- چشم ازشون برندارین!

42:25.396 --> 42:28.437
‫- داره دروغ میگه. خطاکار رو قایم کردن
‫- آره!

42:28.521 --> 42:30.354
‫من هیچی قایم نکردم!

42:31.646 --> 42:33.312
‫من افسر بودم

42:33.812 --> 42:35.937
‫بهم دستور دادن
‫کارهای وحشتناکی بکنم

42:37.354 --> 42:42.396
‫مردها، پسرها...
‫تحت فرمان من مُردن

42:43.396 --> 42:46.229
‫پس از ارتش ملت آتش فرار کردم

42:46.312 --> 42:51.104
‫خیانتی که جون مردم شما رو نجات داد

42:52.312 --> 42:53.937
‫این‌ها دروغه

42:54.021 --> 42:55.687
‫من جونم رو به خطر انداختم

42:56.771 --> 42:57.646
‫بخاطر شما

43:02.687 --> 43:04.979
‫کار خودش بوده!

45:01.771 --> 45:03.062
‫ملت آتشیِ آشغال!

45:25.312 --> 45:26.271
‫کاتارا؟

45:29.479 --> 45:32.229
‫چرا داری به اینا کمک می‌کنی؟
‫اونا ملت آتشن!

45:57.771 --> 46:01.229
‫چایخانه‌ای که توش کار می‌کنم
‫تو حلقه پایینیه

46:01.729 --> 46:02.937
‫یه سر بیا اونجا

46:03.437 --> 46:06.021
‫شاید بتونم سفارشت رو بکنم

46:06.521 --> 46:10.062
‫حداقلش اینه که یه فنجون
‫چای گل یاس داغ می‌خوری

46:19.854 --> 46:20.854
‫نه

47:35.146 --> 47:37.896
‫توی این شهر کسایی هستن
‫که می‌تونم کمکشون کنم

48:04.979 --> 48:07.021
‫ای کاش می‌تونستم به تو هم کمک کنم

48:08.812 --> 48:09.854
‫پسرم

48:53.521 --> 48:54.521
‫تو کی هستی؟

48:56.021 --> 48:57.104
‫سای کجاست؟

48:58.771 --> 49:00.104
‫می‌شناسمت

49:00.687 --> 49:03.312
‫- اهل دیوار بیرونی هستی
‫- درسته

49:03.396 --> 49:05.104
‫و ما دوستت رو ندزدیدیم

49:06.562 --> 49:07.896
‫ژنرال سانگ

49:07.979 --> 49:10.284
‫دای‌لی همه‌جا جاسوس داره

49:10.296 --> 49:13.021
‫باید مخفیانه باهات حرف می‌زدیم

49:14.021 --> 49:16.479
‫اومدن من و سربازهام به شهر
‫ریسک بزرگیه

49:16.562 --> 49:18.396
‫ارتش دیوار بیرونی رو کنترل می‌کنه

49:18.479 --> 49:22.187
‫دای‌لی شهر رو کنترل می‌کنه،
‫و نمی‌خوان ما حرف بزنیم

49:22.271 --> 49:23.312
‫چرا؟

49:23.396 --> 49:25.354
‫چون لشکر عظیمِ ملت آتش

49:25.437 --> 49:26.437
‫اون بیرون داره گرد هم میاد

49:26.521 --> 49:27.979
‫حمله نزدیکه

49:28.062 --> 49:31.104
‫ولی تو گفتی تو باسینگ‌سه
‫جنگی وجود نداره

49:31.187 --> 49:34.104
‫توی قصر انتظار داشتی چی بگم؟

49:34.187 --> 49:36.896
‫اون مهمونی پر از مأمورهای دای‌لی بود

49:37.729 --> 49:38.937
‫برای همینه که...

49:39.562 --> 49:42.229
‫ببین، همین الاناست که
‫ناظر دای‌لیِ جنابعالی

49:42.312 --> 49:44.604
‫یه جستجوی گسترده برات راه بندازه

49:44.687 --> 49:45.896
‫ناظرم؟

49:46.896 --> 49:47.979
‫جودی

49:48.062 --> 49:51.229
‫گفتی یه پیام فوری برای پادشاه خاک داری

49:51.312 --> 49:53.252
‫می‌تونم کمکت کنم به دستش برسونیش

49:53.264 --> 49:55.521
‫اگه کمک کنی وادارش کنم دست به کار بشه

49:56.854 --> 49:58.854
‫چی می‌خواستی بهش بگی؟

49:59.979 --> 50:04.062
‫منو بی‌هوش کردی و دزدیدی.
‫چجوری بهت اعتماد کنم؟

50:05.646 --> 50:09.021
‫رهبر جنگجویان کیوشی، سوکی

50:09.104 --> 50:11.354
‫وقتی ازش کمک خواستم
‫یه چیزی بهم گفت

50:11.437 --> 50:14.271
‫چیزی که تو مدتها پیش بهش گفتی

50:15.312 --> 50:18.771
‫اینکه تو جایی که تو ازش اومدی،
‫مردم به هم کمک می‌کردن

50:20.437 --> 50:23.187
‫این همون دنیاییه که می‌خوایم برگردونیم

50:30.854 --> 50:32.896
‫ستاره‌ی دنباله‌دار بزرگ داره برمی‌گرده

50:32.979 --> 50:35.646
‫همون ستاره‌ای که به آتش‌افزارها
‫قدرت وحشتناکی میده

50:35.729 --> 50:37.571
‫صد سال پیش با کمک همون

50:37.583 --> 50:39.437
‫تونستن کوچ‌نشینان باد رو از بین ببرن

50:40.896 --> 50:42.354
‫می‌دونی کِی می‌رسه؟

50:42.437 --> 50:45.604
‫برای همین ستوانت رو تعقیب کردم.
‫فکر کردم از طرف دای‌لی‌ـه

50:45.687 --> 50:48.646
‫اونا تنها کسی که مدرک داره
‫رو زندانی کردن: سای

50:48.729 --> 50:51.479
‫لانگ فنگ تنها کسی بوده
‫که برای پیدا کردنش بهمون کمک کرده

50:51.562 --> 50:52.896
‫لانگ فنگ؟

50:53.437 --> 50:55.312
‫اون قوی‌ترین متحد ما تو شهر بوده

50:55.396 --> 50:57.521
‫داره کمکمون می‌کنه دای‌لی رو دور بزنیم

50:57.604 --> 50:58.437
‫آنگ

50:59.312 --> 51:01.187
‫لانگ فنگ خودِ دای‌لی‌ـه

51:05.312 --> 51:09.104
‫نه، اینطور نیست.
‫دای‌لی نگهبان‌های پادشاهن

51:09.187 --> 51:11.372
‫که تحت فرمان لانگ فنگ کار می‌کنن

51:11.384 --> 51:13.521
‫فقط و فقط خودش دای‌لی رو اداره می‌کنه

51:13.604 --> 51:15.521
‫نمی‌تونی بهش اعتماد کنی

51:16.021 --> 51:19.646
‫نه! اشتباه می‌کنی.
‫لانگ فنگ دوست منه

51:21.646 --> 51:24.271
‫لانگ فنگ تا حالا گذاشته پادشاه رو ببینی؟

51:26.562 --> 51:27.771
‫صحبت باهات اشتباه بود

51:28.271 --> 51:29.604
‫آواتار، صبر کن!

51:40.771 --> 51:42.312
‫باید پادشاه خاک رو ببینم

51:43.771 --> 51:46.146
‫همین الان می‌خوام پادشاه خاک رو ببینم!

51:46.646 --> 51:47.521
‫آنگ

51:48.396 --> 51:49.937
‫غافلگیر شدم

51:50.021 --> 51:51.771
‫می‌خوام پادشاه خاک رو ببینم

51:51.854 --> 51:54.646
‫همونطور که بهت گفتم،
‫عملی کردنش خیلی سخته

51:54.729 --> 51:57.187
‫ارتش ملت آتش درست پشت دیواره

51:57.271 --> 51:58.312
‫خبر داشتی؟

51:58.896 --> 52:01.312
‫ما اینجا از هر ارتشی کاملاً در امانیم

52:01.396 --> 52:02.937
‫تا الان باید اینو فهمیده باشی

52:05.771 --> 52:08.562
‫در باسینگ‌سه جنگی در کار نیست

52:09.896 --> 52:10.812
‫دیروقته

52:10.896 --> 52:13.354
‫چطوره به جودی بگم
‫تا خونه همراهیت کنه؟

52:13.937 --> 52:15.312
‫صبح می‌بینمت

52:17.729 --> 52:18.604
‫تو کی هستی؟

52:19.896 --> 52:21.229
‫من جودی هستم

52:25.146 --> 52:26.146
‫نه، ممنون

52:26.687 --> 52:27.896
‫خودم میرم بیرون

52:29.854 --> 52:31.062
‫شب خوبی داشته باشی آنگ

52:31.146 --> 52:33.687
‫و یادت باشه، من و تو

52:34.354 --> 52:35.854
‫در کنار همیم

52:48.396 --> 52:49.437
‫تو کجا رفتی؟

52:50.312 --> 52:52.771
‫آنگ. باید یه چیزی بهت بگم

52:52.854 --> 52:55.104
‫پنج ثانیه بعد از اینکه رفتم
‫جودی دوید دنبالم

52:55.187 --> 52:56.604
‫نزدیک بود کل برنامه رو خراب کنه

52:56.687 --> 52:58.354
‫- ببخشید
‫- اشکالی نداره

52:58.437 --> 53:01.396
‫اصلاً بهت نیاز نداشتم.
‫خودم جمعش کردم

53:02.729 --> 53:03.937
‫گفتم ببخشید. من...

53:07.187 --> 53:08.271
‫چی شده؟

53:09.604 --> 53:11.312
‫فهمیدی کی دنبالت بوده؟

53:11.396 --> 53:12.562
‫آره

53:13.354 --> 53:14.396
‫فهمیدم

53:14.479 --> 53:18.104
‫بچه‌ها، حسابی تو دردسر افتادیم

54:01.687 --> 54:04.437
‫دیگه لازم نیست نگران
‫ارتش ملت آتش باشین

54:07.104 --> 54:08.604
‫این ژنرال‌شونه

54:09.146 --> 54:11.604
‫مقاومت کرد، ولی حریفمون نشد

54:18.812 --> 54:22.812
‫به جنگجویان نامدار کیوشی که
‫به باسینگ‌سه برگشتند، خوشامد میگیم

54:29.303 --> 54:35.303
‫تــرجمه از « حسین رضایی »
‫  H o s s e i n T L 

54:36.304 --> 54:43.304
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

54:43.305 --> 54:50.305
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
