WEBVTT

00:05.021 --> 00:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:18.229 --> 00:20.271
‫خودت رو نجات بده، مومو!

00:27.396 --> 00:28.729
‫لطفاً پیدام نکن. خواهش می‌کنم...

00:34.729 --> 00:36.354
‫تلاش خوبی بود

00:36.437 --> 00:37.937
‫- جدی؟
‫- نـه!

00:38.021 --> 00:40.229
‫بچه‌های دو ساله
‫بهتر از تو مقاومت می‌کنن

00:40.312 --> 00:42.229
‫دل و جرئتِ مرغ از تو بیشتره

00:42.312 --> 00:44.152
‫ساکا هم بود تا الان
‫خاک‌افزاری یاد گرفته بود

00:44.187 --> 00:46.396
‫بیخیال! انقدر به این طفلک سخت نگیرید

00:46.479 --> 00:50.896
‫باشه، اول پنجاه‌تا اسکات پرشی بزنه
‫تا بیخیالش بشم

00:50.979 --> 00:52.562
‫چشم، استاد

00:52.646 --> 00:54.229
‫یک، دو...

00:54.312 --> 00:56.646
‫آنگ استعداد یادگیری داره

00:56.729 --> 00:59.146
‫به نظرم یکم تشویقش کنی

00:59.229 --> 01:00.229
‫خیلی تأثیر مثبتی میذاره

01:00.312 --> 01:01.979
‫چه کمک بزرگی کردی

01:02.062 --> 01:04.979
‫اگه کوچک‌ترین کار مثبتی کرد،
‫حتماً تشویقش می‌کنم

01:07.604 --> 01:09.937
‫هر چه زودتر برسیم باسینگ‌سه بهتره

01:10.021 --> 01:11.146
‫- ببخشید
‫- آره

01:15.854 --> 01:18.562
‫- تو و سوکی مشکلی ندارید؟
‫- نه. ما...

01:18.646 --> 01:21.937
‫چی داری میگی؟ با هم حرف می‌زنیم.
‫همین امروز صبح بهش سلام دادم...

01:22.021 --> 01:24.229
‫مشکلی نداریم، دست از سرم بردار

01:24.937 --> 01:26.604
‫بیخیال، آنگ. مجبور نیستی...

01:26.687 --> 01:27.729
‫همگی بایستید!

01:30.396 --> 01:33.354
‫یه چیزی داره... تعقیب‌مون می‌کنه

01:34.229 --> 01:36.229
‫سریع حرکت می‌کنه و گنده‌ست

01:37.604 --> 01:40.021
‫- به نظرت آزولا و دوستاش هستن؟
‫- یا بازم زوکوئـه

01:40.104 --> 01:43.271
‫- هر چی که هست، دنبال‌مونـه
‫- نه، دنبال منـه

01:43.937 --> 01:46.146
‫بهتره همگی راهتون رو
‫به سمت باسینگ‌سه ادامه بدید

01:46.229 --> 01:49.229
‫فکر خوبیـه! من و آنگ می‌مونیم و
‫رد همه رو می‌پوشونیم

01:49.312 --> 01:51.072
‫- اونا رو گمراه می‌کنیم
‫- کمک می‌خوای؟

01:51.104 --> 01:53.437
‫لازم نیست تو نگران بشی عزیزم

01:53.521 --> 01:55.146
‫خودم ردیفش می‌کنم

01:55.229 --> 01:58.146
‫زود باش، کچل. اسکات پرشی‌ات رو
‫قبل مبارزه تموم کن

01:59.104 --> 02:00.896
‫چرا خاک‌افزاری انقدر واسم سختـه؟

02:03.021 --> 02:13.021
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

02:14.021 --> 02:21.021
‫« آواتار: آخرین بادافزار »
‫« فصل دوم: قسمت سوم »

02:21.022 --> 02:31.022
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

02:31.271 --> 02:33.729
‫خاک عنصر استقامتـه

02:35.062 --> 02:38.771
‫مردم سرزمین خاک جون‌سخت و مقاوم هستن

02:39.646 --> 02:41.104
‫مثل تپه‌های اطراف‌مون

02:41.604 --> 02:44.396
‫اونا با تمام توان با سختی‌هاشون روبرو میشن

02:44.896 --> 02:47.771
‫عنصر مخالف خاک، هواست

02:47.854 --> 02:50.062
‫هوا عنصر آزادیـه

02:50.146 --> 02:54.562
‫مثل باد، عشایر باد بدون وابستگی
‫به دنیا زندگی می‌کنن و

02:54.646 --> 02:57.729
‫با دل‌کندن و سبک‌بال بودن به آرامش می‌رسن

02:57.812 --> 03:00.172
‫کشتی باسینگ‌سه برگشته.
‫بهتره بریم.

03:05.354 --> 03:06.562
‫هنوز وقت داریم

03:07.146 --> 03:09.854
‫نزدیک‌ترین عنصر به هوا، آبـه

03:09.937 --> 03:13.062
‫آب عنصر تغییره

03:13.146 --> 03:16.979
‫همونطور که یخ میشه آب و بعد میشه مِه،

03:17.062 --> 03:21.479
‫مردم قبایل آب تهدید رو
‫به فرصت تبدیل می‌کنن

03:21.979 --> 03:24.354
‫آتش عنصر قدرتـه

03:29.146 --> 03:33.146
‫اگه می‌خوای آزولا رو شکست بدی،
‫باید بهم گوش کنی

03:33.854 --> 03:35.729
‫دارم یادت میدم چطوری باهاش بجنگی

03:36.812 --> 03:38.479
‫وایسا، اینا مربوط به صاعقه‌ست؟

03:38.562 --> 03:42.812
‫آره. قراره یه فن یادت بدم که
‫خودم ابداعش کردم

03:44.729 --> 03:45.729
‫باشه

04:00.187 --> 04:05.604
‫نکته‌اش اینـه که باید بذاری
‫انرژی از نوک انگشتانت

04:06.104 --> 04:07.479
‫سرازیر بشه به شونه‌ات

04:08.396 --> 04:10.229
‫برسه به شکمت

04:10.312 --> 04:14.604
‫شکم عین کاسه‌ایـه که
‫انرژی بدنت رو نگه می‌داره

04:15.104 --> 04:16.229
‫از شکم،

04:16.729 --> 04:21.021
‫انرژی رو هدایت می‌کنی به بالا و
‫به اون یکی دستت

04:23.396 --> 04:24.396
‫باشه

04:48.979 --> 04:51.187
‫مسیر از شکم تا دست خیلی مهمـه

04:54.396 --> 04:57.021
‫اگه صاعقه از قلبت عبور کنه،

04:57.854 --> 04:59.271
‫باعث مرگت میشه

05:00.354 --> 05:01.354
‫باشه

05:50.729 --> 05:51.729
‫خیلی‌خب

05:52.062 --> 05:54.604
‫فهمیدم. حالا... چطوری صاعقه درست کنم؟

05:54.687 --> 05:58.854
‫نه! این فن رو از تماشای
‫آب‌افزارها یاد گرفتم

05:58.937 --> 06:00.479
‫فن هدایت صاعقه‌ست

06:00.562 --> 06:02.729
‫- هدایت؟
‫- آره، واسه دفاع از خودت

06:02.812 --> 06:06.437
‫من دفاع از خود نمی‌خوام.
‫می‌خوام آزولا رو شکست بدم.

06:06.521 --> 06:08.580
‫خیال کردم داری مهار صاعقه رو
‫یادم میدی تا...

06:08.604 --> 06:12.896
‫صاعقه خالص‌ترین و خطرناک‌ترین
‫شکلِ آتش‌افزاریـه

06:12.979 --> 06:17.271
‫تا وقتی آشوب درونت رو حل نکردی،
‫انجامش برات خیلی خطرناکـه

06:17.354 --> 06:18.229
‫چه آشوبی؟!

06:18.312 --> 06:19.396
‫آخ!

06:19.479 --> 06:22.146
‫ببخشید. عمو... شرمنده

06:22.229 --> 06:23.229
‫من خوبم

06:32.937 --> 06:33.937
‫باید بریم

06:40.896 --> 06:43.271
‫پوشوندن رد بقیه جواب داد

06:43.354 --> 06:45.854
‫هر چی که دنبال‌مون بود،
‫داره میاد این‌طرف

06:45.937 --> 06:48.271
‫اگه لازم شد فرار کنیم،
‫می‌تونم از گلایدرم استفاده کنم

06:48.354 --> 06:50.771
‫ببخشید. چرا باید فرار کنیم؟

06:50.854 --> 06:53.812
‫اگه یه وقت... داشتیم شکست می‌خوردیم؟

06:53.896 --> 06:56.979
‫مشکلت دقیقاً همینـه

06:57.062 --> 06:59.729
‫من از هیچی فرار نمی‌کنم،
‫تو هم نباید فرار کنی

06:59.812 --> 07:01.937
‫آزولا می‌تونه صاعقه رو مهار کنه

07:02.021 --> 07:06.146
‫رنگ آتیشش آبیـه و باید دست‌کم
‫هفت نفر باشیم تا حریفش بشیم

07:06.229 --> 07:08.729
‫به محض اینکه من اومدم،
‫پا به فرار گذاشت

07:08.812 --> 07:10.396
‫به زود در رفت

07:10.896 --> 07:13.896
‫پس نه، فرار نمی‌کنم

07:18.521 --> 07:21.187
‫بیخیال. لابد شوخیت گرفته

07:21.271 --> 07:22.854
‫- چی شده؟
‫- می‌دونی چیه؟

07:22.937 --> 07:25.521
‫- قراره تمرین خوبی واست باشه
‫- تمرین؟

07:25.604 --> 07:27.979
‫قراره خودت راست و ریستش کنی،
‫پسرک پرنده

07:28.062 --> 07:30.521
‫در ضمن با خاک‌افزاری این کار رو می‌کنی

07:31.354 --> 07:33.729
‫تاف، الان وقت مسخره‌بازی نیست

07:33.812 --> 07:35.229
‫نه، نگران نباش

07:35.312 --> 07:37.562
‫حتی تو هم از پس این
‫دست و پا چلفتی‌ها بر میای

07:49.271 --> 07:50.396
‫تسلیم شید!

07:52.479 --> 07:56.396
‫اومدیم تا شما رو از چنگال آواتار نجات بدیم

07:56.479 --> 08:01.479
‫بالاخره گیرِ بولدر افتادی، بی‌فانگ کوچولو

08:01.562 --> 08:03.729
‫وای، کمکم کن، آواتار قدرتمند

08:03.812 --> 08:05.271
‫الان جدی میگی؟

08:05.354 --> 08:07.812
‫قراره چندتا چیزمیز پرت کنه سمتت

08:07.896 --> 08:11.729
‫- یادت باشه... سر جات وایستا و کم نیار
‫- باشه

08:12.229 --> 08:14.396
‫برو کنار، کچل

08:14.479 --> 08:15.479
‫آ...

08:16.146 --> 08:17.146
‫نه؟

08:17.229 --> 08:20.896
‫- پس باید بخوریش... بولدر (تخته‌سنگ)!
‫- اَه اَه

08:20.979 --> 08:24.812
‫عمراً بدونی چقدر برای بولدر
‫لذت‌بخش بود وقتی فهمید که

08:25.312 --> 08:27.104
‫راهزن نابینا

08:28.562 --> 08:32.812
‫یه شاهدخت نازپرورده‌ی بی‌فانگیـه!

08:36.437 --> 08:40.479
‫پاهات رو محکم بزن زمین،
‫شونه‌هات رو باز کن و سر جات وایستا

08:42.354 --> 08:43.771
‫بولدر موافقـه

08:43.854 --> 08:44.979
‫اینقدر جاخالی نده!

08:45.062 --> 08:46.062
‫لِه و لَورده بشم؟

08:46.104 --> 08:48.604
‫بولدر بارها و بارها سرش ضربه خورده

08:48.687 --> 08:50.229
‫پس بگو چرا اینقدر مخت تاب داره

08:56.187 --> 08:59.396
‫پاشنه‌هات رو محکم توی زمین فرو کن.
‫دونه‌های خاک رو حس کن.

08:59.479 --> 09:02.312
‫آقای بولدر، لطفاً به آواتار آموزش ندید

09:07.146 --> 09:11.312
‫با سنگ یکی شو،
‫وقتی داره جمجمه‌ات رو می‌ترکونه!

09:12.729 --> 09:14.312
‫- باهاش یکی بشم؟
‫- نه!

09:16.021 --> 09:18.604
‫- بس کنید! دارید گیجش می‌کنید!
‫- گیج نشدم

09:18.687 --> 09:20.479
‫فقط... نمی‌تونم انجامش بدم

09:20.562 --> 09:22.955
‫احتمالاً چون خانم بی‌فانگ هیچوقت
‫اصول پایه رو یاد نگرفته

09:22.979 --> 09:25.146
‫لجبازتر از خاکـه

09:25.646 --> 09:27.312
‫از حالت تدافعی خارج نشو!

09:27.396 --> 09:29.771
‫خاک رو مثل معشوقه نوازش کن

09:29.854 --> 09:31.937
‫- چی؟
‫- باید عنصر رو بشناسی تا بهش فرمان بدی

09:32.021 --> 09:34.646
‫- زمین رو بررسی کن
‫- اینقدر تکون نخور! تکون نخور!

09:34.729 --> 09:37.062
‫- بادافزاری نکن!
‫- یه کاری کن عناصر بهت خدمت کنن

09:37.146 --> 09:39.396
‫آهای! داری منو ضایع می‌کنی!

09:40.187 --> 09:41.771
‫آهای، به اونا گوش نده!

09:46.479 --> 09:48.937
‫احسنت. هیچی یاد نگرفتی

09:49.729 --> 09:51.854
‫مادرت این وضعیت رو ببینه شاکی میشه!

09:53.437 --> 09:54.812
‫به شدت!

10:06.312 --> 10:09.604
‫کشتی آماده نیست. همگی برید عقب!

10:14.521 --> 10:15.521
‫من نمیرم

10:16.729 --> 10:18.479
‫- چی؟
‫- بدون من برو

10:18.562 --> 10:20.479
‫من هیچوقت به باسینگ‌سه برنمی‌گردم

10:20.562 --> 10:22.146
‫دارن میان!

10:22.229 --> 10:24.354
‫سربازها، آماده باشید!

10:24.437 --> 10:26.477
‫ببخشید که وقت نبود
‫همه‌چی رو یادت بدم

10:26.521 --> 10:28.896
‫اونجا تنها جاییـه که
‫از دستش در امان هستیم

10:29.396 --> 10:30.771
‫کشور آتش!

10:32.896 --> 10:34.062
‫عمو! عمو!

10:39.646 --> 10:40.646
‫بیا بریم

10:44.521 --> 10:45.771
‫کشتی رو حرکت بدید!

10:45.854 --> 10:47.271
‫باید نظم رو حفظ کنیم!

11:00.396 --> 11:02.979
‫قایق رو راه بنداز!
‫قایق رو حرکت بده!

11:16.687 --> 11:19.187
‫چیزیت نیست. هیچیت نیست.
‫موفق شدیم.

11:19.896 --> 11:22.229
‫لانگ‌شات. پیدات کردم

11:23.812 --> 11:26.812
‫چیکار می‌کنی؟
‫ممکن بود جا بمونی!

11:26.896 --> 11:28.562
‫نگاهش کن، جت

11:28.646 --> 11:29.937
‫کمک‌لازم بود

11:34.354 --> 11:35.396
‫ممنون

12:28.646 --> 12:30.396
‫این دیوار خارجی شهره

12:31.687 --> 12:33.021
‫ولی بقیه کجان؟

12:33.521 --> 12:35.687
‫عه، ببخشید. بازم هم‌صحبت شدیم؟

12:36.187 --> 12:37.437
‫از سر اجبار

12:40.729 --> 12:43.812
‫شاید رفتن داخل.
‫دروازه‌ای نمی‌بینی؟

12:44.396 --> 12:46.812
‫نه. ولی رد پای آپا رو می‌بینم

12:49.146 --> 12:50.146
‫یه لحظه وایسا

12:50.979 --> 12:52.187
‫می‌شنوی؟

12:52.271 --> 12:54.062
‫نمی‌تونی ما رو اینجا نگه داری!

12:54.146 --> 12:55.771
‫ما واسه کمک اومدیم اینجا!

12:55.854 --> 12:57.646
‫آهای، صدای دوستتـه، کاتارا

12:57.729 --> 12:58.812
‫بذارید بیایم بیرون!

13:01.187 --> 13:02.187
‫کاتارا!

13:02.229 --> 13:03.604
‫آنگ، تویی؟

13:03.687 --> 13:05.479
‫آره، منم و تاف

13:05.562 --> 13:06.479
‫چی شد؟

13:06.562 --> 13:09.146
‫سربازها گفتن نمی‌تونیم از اینجا
‫وارد شهر بشیم

13:09.229 --> 13:10.146
‫کدوم سربازها؟

13:10.229 --> 13:13.896
‫بهشون گفتیم اهل اوماشو هستیم،
‫ولی سربازهای بیشتری ریختن سرمون

13:13.979 --> 13:17.021
‫ما رو چسبوندن به دیوار و
‫الان همگی زندانی شدیم

13:17.104 --> 13:18.604
‫وایسا ببینم، راست میگه

13:18.687 --> 13:22.354
‫همه‌شون رو توی امتداد دیوار حس می‌کنم.
‫هرکدوم توی یه سلول جدا هستن.

13:25.687 --> 13:26.687
‫آپا چی؟

13:26.771 --> 13:28.687
‫آپا و مومو رو با سنگ پوشوندن

13:28.771 --> 13:29.771
‫بازشون کن

13:30.896 --> 13:32.896
‫- همین الان همه رو باز کن!
‫- باشه!

13:32.979 --> 13:34.021
‫مشکلی نیست

13:37.687 --> 13:40.271
‫یکی داره... باهام می‌جنگه

13:41.562 --> 13:44.229
‫دست‌ها بالا، خاک‌افزار!
‫رو به دیوار!

13:44.812 --> 13:46.354
‫آنگ، تاف، باهاشون سرشاخ نشید!

13:46.437 --> 13:47.937
‫ولم کن! ولم کن!

13:49.229 --> 13:50.937
‫تاف؟

13:51.021 --> 13:52.229
‫آنگ!

13:54.104 --> 13:57.646
‫این چه کاریـه؟ آزادمون کنید!

14:32.646 --> 14:34.854
‫من ازت نخواستم بیای دنبالم

14:36.312 --> 14:37.562
‫خودت اومدی

14:40.104 --> 14:41.687
‫این نبرد من بود

14:43.812 --> 14:45.229
‫ازت نخواستم بیای

14:48.854 --> 14:50.271
‫خودت اومدی دنبالم

14:52.479 --> 14:54.312
‫بعد الان می‌خوای ترکم کنی؟

14:57.104 --> 14:59.437
‫حق نداری ترکم کنی

15:03.062 --> 15:05.312
‫این حق رو نداری

15:10.896 --> 15:12.437
‫نمیذارم ترکم کنی

15:26.937 --> 15:28.562
‫وضعش چندان خوب نیست

15:30.562 --> 15:31.646
‫شرمنده، رفیق

15:35.271 --> 15:36.687
‫بابت اتفاقی که قبلاً افتاد هم شرمنده

15:38.896 --> 15:40.854
‫می‌بینم که خیلی عذاب کشیدید

15:40.937 --> 15:42.146
‫عین ما

15:48.562 --> 15:51.479
‫مردم میگن وقتی رسیدیم شهر،
‫باید بهمون محل اسکان

15:51.562 --> 15:52.771
‫اختصاص بدن

15:54.354 --> 15:58.271
‫وقتی توی این کشتی بهمون غذا نمیدن،
‫قراره بهمون خونه بدن؟

16:00.021 --> 16:01.396
‫گمونم باید ببینیم چی میشه

16:13.021 --> 16:14.771
‫می‌دونی کجا غذا هست؟

16:15.354 --> 16:17.104
‫اتاق ناخدا

16:19.354 --> 16:21.146
‫دیدم غذا بردن اونجا

16:22.021 --> 16:26.979
‫می‌خوایم نقشه بکشیم و
‫یکم غذا واسه خودمون جور کنیم

16:30.021 --> 16:31.229
‫تو پایه‌ای؟

16:34.437 --> 16:35.562
‫نه

16:37.479 --> 16:39.187
‫ما دنبال دردسر نیستیم

16:48.146 --> 16:49.812
‫ولی اونجا دارو هم هست

16:58.354 --> 16:59.812
‫اسم و کشور محل تولد

16:59.896 --> 17:02.604
‫کاتارا از قبیله‌ی جنوبی آب.
‫من سفر می‌کنم با...

17:06.187 --> 17:10.229
‫چرا ما رو زندانی کردید؟
‫ما پناهنده هستیم. واسه کمک اومدیم.

17:10.312 --> 17:13.354
‫شانس آوردی که همراه بقیه
‫نرفتی توی دخمه

17:13.437 --> 17:15.187
‫ولی تو یه دوست بانفوذ داری

17:15.854 --> 17:17.312
‫- کاتارا
‫- آنگ

17:17.396 --> 17:19.271
‫- پس حالت خوبه
‫- سلام

17:19.771 --> 17:21.812
‫خیال کردم قراره تا ابد
‫اونجا نگهمون دارن

17:22.312 --> 17:25.396
‫من هم همینطور، ولی...
‫تاف نجات‌مون داد

17:25.896 --> 17:28.021
‫نشان خانوادگی‌مون رو نشون‌شون دادم

17:28.104 --> 17:31.896
‫بهشون گفتم بی‌فانگ‌ها و آواتار
‫کار مهمی توی شهر دارن

17:31.979 --> 17:35.687
‫ولی فقط چهارتامون رو راه میدن داخل.
‫همراهان شخصی آواتار.

17:36.187 --> 17:38.396
‫نمیشه که بقیه رو توی سلول‌ها ول کنیم

17:38.479 --> 17:40.354
‫وایسا

17:40.437 --> 17:44.479
‫واسه آزادی شما چند نفر
‫کل اعتبار خانوادگیم رو خرج کردم

17:44.562 --> 17:47.812
‫می‌ریم دیدن امپراتور خاک و
‫ازش می‌خوایم به بقیه کمک کنه

17:47.896 --> 17:50.521
‫رابط‌تون شما رو می‌بره شهر

17:50.604 --> 17:51.896
‫خوش اومدید

17:51.979 --> 17:53.437
‫من جودی هستم

17:53.937 --> 17:56.729
‫من راهنما و همراهتون در
‫باسینگ‌سه هستم

17:56.812 --> 17:59.187
‫امیدوارم حین اومدن
‫زیاد اذیت نشده باشید

17:59.771 --> 18:01.229
‫چندان تعریفی نداشت

18:02.937 --> 18:04.771
‫ممنون، جودی

18:05.271 --> 18:07.271
‫باید فوراً امپراتور خاک رو ببینیم

18:07.354 --> 18:10.354
‫قطعاً می‌تونم درخواست
‫ملاقات‌تون رو ثبت کنم

18:10.437 --> 18:12.729
‫نه. متوجه نیستی

18:12.812 --> 18:15.521
‫ما اطلاعات مهمی در مورد
‫کشور آتش و جنگ داریم

18:15.604 --> 18:19.396
‫ببخشید، آواتار. گمونم سردرگم شدی

18:19.896 --> 18:22.354
‫توی باسینگ‌سه هیچ جنگی نیست

18:27.062 --> 18:28.729
‫برای همینه که منطقه‌ی زراعی،

18:28.812 --> 18:30.729
‫با رودها و جنگل و مزرعه‌هاش،

18:30.812 --> 18:34.937
‫باعث شده باسیگ‌سه نسل‌ها خودکفا بمونه

18:36.229 --> 18:38.229
‫جلوتر دیوار داخلیـه

18:38.312 --> 18:40.479
‫کم‌کم وارد بخش اصلی شهر می‌شیم

18:40.562 --> 18:42.312
‫چقدر طول می‌کشه تا
‫امپراتور خاک رو ببینیم؟

18:42.396 --> 18:44.729
‫به محض اینکه پیاده بشیم، می‌پرسم

18:46.187 --> 18:47.562
‫اینم از شهر

19:03.812 --> 19:06.729
‫این حلقه‌ی پایینیـه که خیلی تنوع داره

19:08.062 --> 19:12.271
‫خونه‌ی کارگرها و صنعتگرهای زحمتکش‌مونـه

19:12.812 --> 19:17.312
‫جودی، گاومیش پرنده‌ام
‫می‌تونه کنارمون پرواز کنه

19:17.396 --> 19:19.729
‫اون‌وقت خاک‌افزارهاتون
‫لازم نیست هلش بدن

19:19.812 --> 19:20.812
‫اوه

19:20.854 --> 19:24.187
‫متأسفانه این برای شهروندان
‫باسینگ‌سه خوشایند نیست

19:24.271 --> 19:26.854
‫پرواز در شهر ممنوعـه

19:27.437 --> 19:29.521
‫اگه جلوتر رو نگاه کنید،
‫حلقه‌ی میانی رو می‌بینید،

19:29.604 --> 19:32.854
‫بهترین فروشگاه‌ها، رستوران‌ها و
‫مدرسه‌هامون اینجا هستن

19:32.937 --> 19:34.271
‫فروشگاه؟!

19:34.771 --> 19:36.229
‫وقت واسه خرید نداریم

19:36.312 --> 19:38.812
‫میشه مستقیم ما رو ببرید پیش امپراتور خاک؟

19:38.896 --> 19:42.312
‫بی‌ادبی میشه اگه اول شما رو
‫تا محل اقامت‌تون همراهی نکنم

19:42.396 --> 19:46.562
‫باعث خوشحالیه که بدونید ویلای آواتار
‫توی حلقه‌ی بالاییـه

19:46.646 --> 19:49.604
‫اونجا محل اقامت خاندان سلطنتی و اشرافـه

19:49.687 --> 19:52.896
‫یه محله‌ی شیک پر از باغ و چشمه

19:52.979 --> 19:55.687
‫پس درست کنار امپراتور خاک هستیم. عالیه!

19:55.771 --> 19:57.396
‫- شاید بتونیم...
‫- راستش!

19:57.479 --> 20:01.854
‫رفقا، به نظرم بد نیست همگی
‫یکم استراحت کنیم

20:01.937 --> 20:04.729
‫باسینگ‌سه به مهمان‌نوازیش مشهوره

20:04.812 --> 20:09.812
‫مایه‌ی افتخارمونـه که
‫میزبان آواتار، تاف بی‌فانگ و

20:09.896 --> 20:12.479
‫اعضای محترم قبیله‌ی جنوبی آب باشیم

20:12.562 --> 20:14.104
‫میرم براتون خوراکی بیارم

20:14.979 --> 20:17.062
‫همگی آروم بگیرید!

20:17.146 --> 20:19.979
‫شما احمق‌ها متوجه نشدید؟
‫دارن بازی‌مون میدن

20:20.562 --> 20:22.687
‫- یعنی چی؟
‫- خیلی‌خب

20:23.354 --> 20:25.521
‫شهرها مثل یه دستگاه غول‌پیکر هستن

20:25.604 --> 20:28.854
‫فقط به جای بخار یا زغال‌سنگ،
‫با تشریفات کار می‌کنن

20:28.937 --> 20:31.521
‫آره، ما هم توی قبیله‌ی جنوبی آب
‫تشریفات اداری داریم

20:31.604 --> 20:34.396
‫هر چی می‌خوان باید اول به من بگن…
‫بعدش هم گرن‌گرن باید تأیید کنه

20:35.062 --> 20:37.229
‫آره، تشریفات اداری یعنی یه سری آدم

20:37.312 --> 20:41.187
‫ولی اینجا، تشریفات اداری
‫یه مشت آدم به درد نخور هستن که

20:41.271 --> 20:43.479
‫نمیذارن شما به خواسته‌تون برسید

20:43.562 --> 20:45.604
‫رسیدگی به درخواست‌هاتون با اوناست

20:45.687 --> 20:47.687
‫باید کاری کنید که حس کنن مهم هستن

20:47.771 --> 20:52.687
‫وگرنه، شما رو برمی‌گردونن به نقطه‌ی شروع
‫این هزارتوی گنده و مسخره

20:52.771 --> 20:55.354
‫واسه همین باید با جودی خوب رفتار کنیم

20:55.437 --> 20:58.146
‫وگرنه تنها راه ارتباطی‌مون
‫با امپراتور خاک رو از دست می‌دیم

20:58.229 --> 21:00.062
‫فقط بهم اعتماد کنید، خب؟

21:00.146 --> 21:01.312
‫من شهرها رو خوب می‌شناسم

21:01.396 --> 21:05.687
‫شاید شهرها رو بشناسی، ولی
‫با ساز و کار آواتار تازه آشنا شدی

21:05.771 --> 21:07.479
‫- آنگ مهمـه
‫- آها

21:07.562 --> 21:10.687
‫اونقدر مهم بود که مجبور شدم
‫از زندان نجاتش بدم!

21:13.687 --> 21:16.937
‫امیدواریم ویلا باب میل‌تون باشه

21:17.021 --> 21:20.687
‫قبلاً همینجا میزبان آواتارهای دیگه بودیم

21:21.312 --> 21:25.687
‫همه‌ی وعده‌های غذایی رو مسئول
‫پذیرایی‌تون به‌ موقع براتون میاره

21:25.771 --> 21:28.896
‫این هم از سوئیت‌های خصوصی‌تون

21:28.979 --> 21:32.562
‫گاومیش پرنده‌تون توی اصطبل کناری می‌مونه

21:34.521 --> 21:35.521
‫ببخشید

21:35.854 --> 21:36.854
‫سلام

21:38.854 --> 21:40.354
‫خوب شد دیدمتون

21:40.854 --> 21:42.229
‫من لانگ‌فنگ هستم

21:42.729 --> 21:43.979
‫وزیر فرهنگ

21:45.687 --> 21:47.271
‫ایشون جناب وزیر لانگ‌فنگ هستن

21:47.354 --> 21:51.104
‫ایشون مسئول ارشد مدیریت
‫کل امور فرهنگی شهر هستن

21:51.187 --> 21:52.104
‫براتون خبر دارم

21:52.187 --> 21:55.896
‫ولی قبل از هر چیز، اگه اجازه بدید،

21:57.562 --> 22:00.479
‫چندتا هدیه‌ی خوشامد آوردم

22:02.771 --> 22:04.562
‫- بفرمایید
‫- ممنون

22:04.646 --> 22:05.812
‫و...

22:07.354 --> 22:08.979
‫آلو قندی دریایی؟!

22:09.062 --> 22:10.979
‫- خانم بی‌فانگ
‫- عین مال خونه‌ست

22:17.104 --> 22:20.104
‫این… نمک معدنیـه
‫واسه خیسوندن پاهام؟

22:20.187 --> 22:22.562
‫خاک‌افزاری آدم رو خسته می‌کنه

22:26.271 --> 22:28.437
‫یه سنگ از بالای معبد باد شرقی

22:30.312 --> 22:32.687
‫زادگاه نیاکانی گاومیش‌ پرنده

22:33.271 --> 22:36.062
‫همینطور زادگاه بادافزاری

22:36.646 --> 22:38.729
‫امیدوارم نا به‌جا نباشه

22:38.812 --> 22:42.604
‫به عشایر باد که هیچ‌چیز نمی‌خواد،
‫چی می‌تونی هدیه بدی؟

22:43.312 --> 22:44.771
‫همونجا آپا رو دیدم

22:45.271 --> 22:46.812
‫همیشه پیش خودم نگهش می‌دارم

22:48.479 --> 22:50.146
‫برسیم به خبر

22:50.229 --> 22:54.229
‫امپراتور به همه‌ی پناهجوهای اوماشویی
‫اجازه‌ی اقامت داده

22:54.312 --> 22:57.187
‫داریم کم‌کم اسکان‌شون می‌دیم
‫توی حلقه‌ی پایینی و

22:57.271 --> 23:01.437
‫هشون کوپن غذا، مایحتاج و
‫کمک‌خرج می‌دیم

23:02.021 --> 23:03.312
‫تا کار گیر بیارن

23:03.396 --> 23:08.062
‫فقط لطف کنید این فهرست رو تأیید کنید

23:08.562 --> 23:11.104
‫- نمی‌خوایم کسی جا بمونه
‫- بله، حتماً

23:12.437 --> 23:13.677
‫آره، اسم همه اومده

23:13.729 --> 23:16.854
‫آره، سوکی و بقیه‌ی جنگجویانِ
‫کیوشی هم اسم‌شون هست...

23:17.479 --> 23:18.562
‫میشه اونا رو ببینیم؟

23:18.646 --> 23:20.896
‫- همه رو... ببینیم؟
‫- البته

23:21.896 --> 23:24.646
‫میشه یه کالسکه هماهنگ کنی، جودی؟

23:27.146 --> 23:29.854
‫اینم شنیدم که می‌خواید
‫با امپراتور کوئی حرف بزنید

23:30.437 --> 23:34.354
‫اتفاقاً امپراتور امشب توی کاخ سلطنتی
‫مهمونی دارن و

23:34.437 --> 23:37.396
‫مایل هستن که شماها هم
‫مهمون افتخاری‌شون باشید

23:37.896 --> 23:39.604
‫ما که از خدامونـه

23:39.687 --> 23:40.979
‫پس ردیف شد

23:41.854 --> 23:45.146
‫یه سری به دوستان‌تون بزنید،
‫کمی استراحت کنید و بعدش هم مهمونی

23:46.021 --> 23:47.146
‫باید بگم

23:48.437 --> 23:51.271
‫واقعاً افتخارِ کمک به آواتار و همراهانش

23:51.812 --> 23:55.146
‫فقط یک بار توی زندگی نصیب آدم میشه

23:57.354 --> 24:00.604
‫افتخار کمک به آواتار، یک بار نصیب آدم میشه

24:00.687 --> 24:01.687
‫دیدی، تاف؟

24:01.771 --> 24:03.104
‫نه، نمی‌بینم

24:03.187 --> 24:05.437
‫نه، نه، من... منظورم این نبود...

24:05.521 --> 24:07.979
‫آره آره، هرچقدر هم گوش‌دادن
‫به دست‌وپا زدنت باحالـه،

24:08.062 --> 24:09.646
‫بازم داری اشتباه می‌کنی

24:09.729 --> 24:12.396
‫به این سادگی که گفت نمیشه

24:13.062 --> 24:15.271
‫هر چی. فقط بعداً نگید که نگفتی

24:17.312 --> 24:18.854
‫عالیه. این اتاق مال من

24:18.937 --> 24:20.979
‫- من میرم اینجا. آره
‫- چی؟ نه، چی؟

24:21.062 --> 24:21.896
‫من اینو می‌خواستم

24:21.979 --> 24:24.104
‫- من خیلی ازش خوشم میاد
‫- من هم همینطور

24:31.562 --> 24:33.146
‫خب تئو کجا رفت؟

24:33.729 --> 24:35.812
‫می‌خواست تو جنگ مفیدتر باشه،

24:35.896 --> 24:38.062
‫برای همین رفت دنبال
‫چندتا مبارز مقاومت که

24:38.146 --> 24:40.396
‫جنگجویان کیوشی گفته بودن
‫توی شمال هستن

24:40.479 --> 24:41.687
‫طرح‌هامو با خودش برد که

24:42.396 --> 24:45.729
‫گلایدرهای بیشتری بسازه و به بقیه یاد بده

24:46.729 --> 24:49.146
‫چطور از هوا با ملت کشور آتش بجنگن

24:53.646 --> 24:54.979
‫خیلی بهش افتخار می‌کنم

24:58.646 --> 25:02.437
‫گفتن توی شهر پرواز ممنوعـه،

25:04.104 --> 25:05.187
‫تئو هم اهل پروازه

25:08.104 --> 25:09.271
‫متأسفم

25:14.562 --> 25:15.562
‫ساکا

25:16.312 --> 25:18.396
‫جنگجویان کیوشی هم از شهر رفتن

25:19.104 --> 25:20.312
‫سوکی گفت

25:21.187 --> 25:25.146
‫توی شهری جنگ نیست،
‫نیازی به جنگجو نیست

25:30.771 --> 25:31.771
‫آ...

25:32.187 --> 25:33.604
‫چیز دیگه‌ای نگفت؟

25:35.896 --> 25:37.479
‫نه، نگفت

25:41.312 --> 25:42.229
‫عه... آ...

25:42.312 --> 25:45.812
‫سرت شلوغـه، پس میرم که مزاحم نباشم

25:45.896 --> 25:48.604
‫ساکا. ساکا، اگه خواستی فردا
‫برگردی اینجا که کمکم کنی،

25:48.687 --> 25:50.437
‫نظرات و ایده‌هات به کارم میان و...

25:52.646 --> 25:55.486
‫اگه هم خواستی فقط واسه
‫حرف زدن بیای، بازم هستم

25:58.937 --> 25:59.937
‫ممنون

26:10.021 --> 26:11.437
‫دیروز،

26:12.229 --> 26:14.312
‫مطمئن نبودم فردا رو ببینم

26:15.229 --> 26:19.271
‫ولی الان به فکر باز کردن
‫یه گل‌فروشی دیگه‌ام

26:24.062 --> 26:26.062
‫دعا به رنگین‌بانو اثر کرد

26:26.146 --> 26:28.896
‫دعا فقط وقتی اثر داره که
‫پشتش عمل هم باشه، نه؟

26:37.604 --> 26:39.146
‫دیا، چی شد؟

26:39.771 --> 26:43.104
‫وقتی حبس بودیم تو اون اتاق،
‫یه عنکبوت نیشش زد

26:44.187 --> 26:48.687
‫یه مرهم با توتِ آلوئه‌ورا درست کردم،
‫ولی انگار اثر نمی‌کنه

26:49.937 --> 26:51.562
‫خب، جنس زهر مایعـه

26:52.271 --> 26:53.854
‫شاید بتونم هدایتش کنم بیرون

26:54.604 --> 26:55.687
‫میشه دستت رو ببینم؟

27:07.271 --> 27:08.271
‫آخ!

27:09.021 --> 27:10.021
‫ببخشید

27:12.354 --> 27:14.062
‫گمونم نمی‌تونم

27:14.146 --> 27:15.786
‫کاش گزنه‌ی طلایی داشتیم

27:15.854 --> 27:19.312
‫اون‌وقت می‌تونستم یه ضُماد
‫درست کنم که سریع خوبش کنه،

27:20.021 --> 27:21.521
‫ولی خیلی کمیابـه

27:21.604 --> 27:23.437
‫مرسی که سعیت رو کردی، کاتارا

27:24.771 --> 27:27.229
‫کاتارا، اینجایی پس

27:29.437 --> 27:32.562
‫اگه می‌خوای از گروه جدا بشی،
‫باید بهم اطلاع بدی

27:33.562 --> 27:35.854
‫داشتم با آمیتا احوال‌پرسی می‌کردم

27:35.937 --> 27:39.104
‫ولی قرار بود موقع بازدید از
‫حلقه‌ی پایینی همراهت باشم

27:39.187 --> 27:41.146
‫باید طبق برنامه‌ جلو بریم

27:41.979 --> 27:44.437
‫یعنی میگی نمی‌تونم آزادانه بچرخم و
‫با مردم حرف بزنم؟

27:44.521 --> 27:46.271
‫البته که منظورم این نبود

27:46.354 --> 27:50.812
‫من فقط می‌خوام مطمئن بشم جایگاه آواتار
‫و همراهانش تا وقتی درخواست‌شون

27:50.896 --> 27:54.604
‫برای دیدار با امپراتور خاک در حال
‫بررسیـه، خدشه‌دار نشه

27:55.687 --> 27:57.312
‫وقت ملاقات تموم شده

27:57.812 --> 27:59.604
‫آره، خیلی عجیب بود باور کن

27:59.687 --> 28:02.771
‫من هم یه بند دارم میگم،
‫باید باهاشون راه بیاید

28:02.854 --> 28:06.104
‫حس خوبی نداره درباره‌ی جنگ حرف بزنیم
‫وقتی انقدر شیک لباس پوشیدیم

28:06.187 --> 28:09.021
‫چه خوشگله! یعنی مال من هم
‫خوشگله‌ ها، ولی...

28:09.521 --> 28:10.771
‫این چیه، ابریشمـه؟

28:10.854 --> 28:13.437
‫حتی بهمون لوازم آرایشی دادن

28:13.521 --> 28:16.187
‫وقتی جنگجویان کیوشی آرایش می‌کنن،
‫واسه شروع نبرده

28:16.271 --> 28:18.521
‫مهمونی خودش نبرده!

28:19.687 --> 28:23.896
‫هیچی به اندازه‌ی یه مهمونی اشرافی
‫ضد حال و خسته‌کننده نیست

28:24.521 --> 28:27.187
‫همه به این دلیل اونجان،
‫چون یه خواسته‌ای دارن،

28:27.271 --> 28:29.146
‫هیچکس واسه خوش گذروندن نیومده

28:30.646 --> 28:32.646
‫مثلاً ما 4 نفر رو فرض کنید

28:33.229 --> 28:35.562
‫ما می‌ریم اونجا تا بتونیم
‫با امپراتور حرف بزنیم،

28:35.646 --> 28:37.979
‫یعنی بهتره حسابی خوب ظاهر بشیم و

28:38.062 --> 28:42.771
‫مثل اعیان رفتار کنیم، که انگار
‫شایسته‌ی حضور در بارگاه امپراتوریم

28:43.521 --> 28:46.104
‫این یعنی درست تعظیم کنیم

28:48.229 --> 28:51.354
‫همش بگیم «آره»،
‫حتی وقتی منظورمون «نه» هست

28:51.437 --> 28:56.229
‫یا چه بهتر که هر سؤالی رو
‫با «شاید» جواب بدیم

28:56.812 --> 29:00.312
‫خوش‌برخورد حرف بزنیم
‫با یه لبخند ملیح

29:01.187 --> 29:04.729
‫ولی نباید نیش‌تون باز باشه و
‫دندون‌تون پیدا باشه. اصلاً و ابداً.

29:07.604 --> 29:09.854
‫نه، ساکا. فکر نکنم منظورش این باشه

29:09.937 --> 29:11.396
‫گمونم نبرد واقعی رو ترجیح میدم

29:11.479 --> 29:13.854
‫گمونم جنگجویان کیوشی رو ترجیح میدم

29:13.937 --> 29:16.979
‫شاید بهتر بود پیشنهاد
‫سوکی رو قبول می‌کردم

29:17.062 --> 29:18.646
‫- کِی ازت خواست؟
‫- سوکی ازت خواست بهشون ملحق بشی؟

29:18.729 --> 29:20.080
‫- شاهین فرستاد...
‫- قراره بری؟

29:20.104 --> 29:23.521
‫نه، واسه قبل از اومدن‌مون بود،
‫طبعاً هم جوابم مثبت نبود

29:23.604 --> 29:29.021
‫فقط خوشحال شدم که
‫به نظرش ارزش پیشنهاد رو داشتم

29:39.396 --> 29:44.937
‫خب، مادامی که تاف اینجاست و
‫راهنمایی‌مون می‌کنه، مشکلی نداریم

29:46.104 --> 29:51.062
‫- عین مهمونی‌هاییـه که پدر و مادرت می‌گیرن
‫- نه، آواتار، این یکی خیلی بدتره

30:06.437 --> 30:08.854
‫رسم اینـه که جفت‌جفت وارد مهمونی بشید

30:23.771 --> 30:24.771
‫جدی؟

30:27.312 --> 30:28.312
‫خیلی...

30:30.271 --> 30:31.271
‫قشنگ شدی

30:31.854 --> 30:32.854
‫تو هم همینطور

30:34.312 --> 30:35.979
‫آنگ، دندونت دیده نشه

30:37.646 --> 30:38.646
‫درسته

30:45.021 --> 30:55.021
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

31:11.771 --> 31:16.687
‫چقدر دل و جرئت داری که توی قصر
‫همچین لباس ساده‌ای پوشیدی

31:17.396 --> 31:19.521
‫راستش بهمون گفتن اینا رو بپوشیم...

31:19.604 --> 31:20.979
‫درسته، آره

31:21.062 --> 31:22.271
‫اجازه هست؟

31:22.354 --> 31:23.354
‫اوه...

31:25.312 --> 31:28.812
‫میگن دیدار با آواتار
‫بخت و اقبال خوب میاره

31:28.896 --> 31:31.396
‫تازه یه عمارت نزدیک دریاچه باز کردم

31:31.479 --> 31:36.104
‫شاید، خانم، اگه آواتار وقت داشته باشن

31:36.187 --> 31:38.396
‫ما اومدیم اینجا تا
‫یه گروه پناهنده رو برسونیم

31:38.479 --> 31:40.854
‫ارتش کشور آتش شهرشون رو گرفتن

31:40.937 --> 31:43.187
‫کشور آتش هنوز ارتش داره؟

31:43.271 --> 31:44.354
‫نه!

31:44.437 --> 31:48.729
‫وقتی شکست‌شون دادیم و از دیوارهامون
‫بیرون‌شون کردیم، دیگه نجنگیدن

31:48.812 --> 31:52.271
‫صد سالی میشه که کشور آتش
‫دست از جنگ نکشیده

31:52.354 --> 31:54.562
‫اونا دارن در سرتاسر سرزمین خاک،
‫جنگ به پا می‌کنن

31:54.646 --> 31:57.062
‫توی باسینگ‌سه هیچ جنگی نیست

31:58.521 --> 32:02.229
‫ژنرال سانگ هستم، فرمانده عالی
‫نیروهای دیوار خارجی

32:02.312 --> 32:05.771
‫پس تو اون آواتاری هستی که
‫برامون این‌همه دردسر درست کرده

32:07.729 --> 32:09.646
‫حال‌تون چطوره، ژنرال؟

32:09.729 --> 32:13.646
‫از سربازان‌تون ممنونیم که اجازه دادن
‫وارد شهر بشیم

32:14.229 --> 32:16.396
‫اقلاً یه بی‌فانگ همراهش هست

32:16.479 --> 32:20.312
‫بله، این مدت داشتم رسوم شهر رو
‫یادش می‌دادم

32:22.562 --> 32:25.812
‫ژنرال، شما واقفید که کشور آتش
‫دست از جنگ نکشیده

32:25.896 --> 32:28.396
‫ما یه پیغام اضطراری داریم که
‫باید به امپراتور بگیم

32:28.479 --> 32:31.521
‫بعد از محاصره‌ی ناموفق، دیوار تقویت شد

32:31.604 --> 32:35.229
‫باسینگ‌سه تا قرن‌ها
‫غیرقابل نفوذ خواهد بود

32:36.354 --> 32:39.729
‫اون بیرون، کشور آتش داره
‫همینطور قدرت می‌گیره

32:39.812 --> 32:42.521
‫«اون بیرون» چه ربطی به ما داره؟

32:45.396 --> 32:47.604
‫بهتره روند آموزشش رو تسریع کنی

32:56.396 --> 33:01.687
‫شایعه‌ی وحشتناکی شنیدم که
‫مردم شما آلوی دریایی می‌خورن؟

33:02.979 --> 33:04.312
‫راستش شایعه نیست

33:04.396 --> 33:05.396
‫اوه

33:05.437 --> 33:09.729
‫اینجا مردم ما آب کاکتوس می‌خورن

33:11.354 --> 33:12.354
‫خیلی‌خب

33:12.771 --> 33:14.479
‫اگه من جات بودم نمی‌خوردمش

33:14.979 --> 33:18.021
‫این آبمیوه از کاکتوس‌های
‫صحرای سی‌وانگ گرفته میشه

33:18.104 --> 33:21.396
‫که این آب رو برای دفاع از خودشون
‫در برابر شکارچی‌ها ترشح می‌کنن

33:21.896 --> 33:23.812
‫باعث اختلال توی فعالیت مغز میشه

33:23.896 --> 33:26.479
‫گاهی هم اثرش... دائمیـه

33:26.562 --> 33:29.021
‫این یارو چقدر ضد حالـه

33:30.979 --> 33:34.854
‫من زِی هستم، استاد انسان‌شناسی در
‫دانشگاه باسینگ‌سه

33:34.937 --> 33:36.104
‫ساکا هستم

33:36.979 --> 33:37.979
‫آ...

33:38.312 --> 33:40.437
‫فکر کنم این همون
‫سلام‌و‌احوال‌پرسی سنتی

33:40.521 --> 33:42.521
‫مردان قبیله‌ی آب جنوبیـه

33:43.562 --> 33:44.604
‫مشکلی نیست؟

33:45.271 --> 33:46.271
‫نه بابا، عالیه!

34:09.896 --> 34:12.021
‫توی اون جعبه‌ها غذا هست

34:45.896 --> 34:47.312
‫چرا اینقدر طولش می‌دید؟

34:47.396 --> 34:49.312
‫جت، اینجا بازم کلی غذا هست

34:49.396 --> 34:50.396
‫خب؟

34:50.812 --> 34:53.354
‫- می‌تونیم به بقیه هم غذا بدیم
‫- کدوم بقیه؟

35:17.021 --> 35:18.937
‫باید بریم. یکی داره میاد

35:41.312 --> 35:42.479
‫مرسی

36:00.729 --> 36:02.312
‫یوهو! تاف بی‌فانگ!

36:03.521 --> 36:06.229
‫خیلی خوشحالم که اومدی باسینگ‌سه

36:06.312 --> 36:09.312
‫ببخشید. گمونم همدیگه رو
‫نمی‌شناسیم، بانو...

36:09.396 --> 36:13.562
‫لرد و بانو اویانگ.
‫ما از دوستان پدرت هستیم.

36:14.437 --> 36:17.229
‫- نکنه اومدی به خواستگاری جواب مثبت بدی؟
‫- خواستگاری؟

36:17.312 --> 36:21.187
‫همون پیشنهاد ازدواج پسرمون که به عمارت
‫زمستونی پدر و مادرتون فرستاده بودیم؟

36:22.771 --> 36:23.937
‫آ...

36:24.021 --> 36:27.937
‫شاید بهتر باشه یه شاهین بفرستم پیش
‫پدر و مادرم تا ببینم جریان چیه

36:28.021 --> 36:31.437
‫تصویر پسر ما چی؟ به دستشون رسید؟

36:31.521 --> 36:35.271
‫اسمش پان‌هوئاست.
‫مدیر جدیدترین رستوران‌مونـه.

36:35.354 --> 36:36.187
‫چقدر عالی

36:36.271 --> 36:37.312
‫بله

36:37.396 --> 36:41.271
‫همون پسر جوانی نیست که
‫رستوران قبلی‌تون رو ورشکست کرد؟

36:41.354 --> 36:44.646
‫مگه پسر شما با کالسکه نمیره حلقه‌ی میانی

36:44.729 --> 36:46.771
‫تا توی کالج فنی درس بخونه؟

36:46.854 --> 36:50.021
‫اقلاً پسر من داره تحصیل می‌کنه،
‫بر خلاف بعضی‌ها

36:50.104 --> 36:52.562
‫رستوران پسر ما زبانزد قصر شده

36:52.646 --> 36:57.312
‫ما یه سقف گنبدی‌شکل داریم،
‫بدون هیچ ستون داخلی

36:57.396 --> 37:02.104
‫اینجوری فشار از بالا یکنواخت پخش میشه

37:02.187 --> 37:04.146
‫آجرهای برفی خودشون تکیه‌گاه هم هستن

37:04.229 --> 37:06.354
‫خونه‌های یخیِ گنبدی

37:06.437 --> 37:08.604
‫- اوهوم
‫- چه ابتکار هوشمندانه‌ای!

37:09.104 --> 37:12.062
‫ببین، ما… همه‌چیز رو عملی انجام می‌دیم

37:12.146 --> 37:16.229
‫اون‌وقت کاربرد عملیِ اهلی‌کردن
‫پنگوئن سموری چی بود دقیقاً؟

37:17.271 --> 37:18.354
‫آ...

37:19.729 --> 37:20.729
‫همنشینی و معاشرت

37:21.229 --> 37:23.396
‫- گل گفتی
‫- آره

37:23.896 --> 37:25.736
‫پس تو از قبیله‌ی شمالی آب هستی؟

37:25.812 --> 37:27.687
‫کلی سؤال ازت دارم

37:28.604 --> 37:29.687
‫راجع به شمال؟

37:29.771 --> 37:32.729
‫آره، به ساختار رهبری معنوی‌شون
‫علاقه‌مندم

37:33.521 --> 37:34.354
‫صحیح

37:34.437 --> 37:37.312
‫خوندم که جامعه‌شون پدرسالاره،

37:37.396 --> 37:39.937
‫ولی رهبری معنوی می‌تونه
‫دست زن‌ها هم باشه

37:40.021 --> 37:41.854
‫و خب، یه جورایی تناقض به ‌نظر میاد،

37:41.937 --> 37:47.187
‫مگر اینکه رهبر معنوی رو
‫روح اقیانوس یا ماه انتخاب کنه

37:47.271 --> 37:49.354
‫گمونم نمیشه به اینا جنسیت داد...

37:49.437 --> 37:50.521
‫لطفاً نکن

37:50.604 --> 37:53.187
‫خواهش می‌کنم، مجبور نیستی
‫این کار رو بکنی. یوئه!

37:59.646 --> 38:00.646
‫گزنه‌ی طلایی

38:01.687 --> 38:03.062
‫خیلی قشنگـه، نه؟

38:03.146 --> 38:05.562
‫امپراتور خودش اینا رو توی
‫باغ خصوصیش پرورش میده

38:06.771 --> 38:08.312
‫آره، قشنگـه

38:10.271 --> 38:12.896
‫کلی خاصیت درمانی هم دارن

38:13.396 --> 38:16.187
‫خیلی به درد مردم می‌خوره.
‫مردم حلقه‌ی پایین.

38:16.271 --> 38:17.271
‫بوی خوبی دارن

38:34.021 --> 38:35.729
‫- خواستگاری؟
‫- اوهوم

38:35.812 --> 38:37.062
‫آخه کی می‌خواد با اون ازدواج کنه؟

38:37.146 --> 38:39.021
‫اصلاً چه سازی بلده بزنه؟

38:39.104 --> 38:41.187
‫زنگوله‌ی شام!

38:42.854 --> 38:45.479
‫این جماعت فقط دنبال ثروتش هستن

38:45.562 --> 38:47.521
‫کاش بی‌فانگ‌ها پسر داشتن

38:48.646 --> 38:49.729
‫به نظرت پدر و مادرش...

38:49.812 --> 38:50.812
‫تاف

38:52.396 --> 38:54.187
‫بیخیال شو و الم‌شنگه به پا نکن

38:54.771 --> 38:55.646
‫ولی اونا دارن...

38:55.729 --> 38:58.021
‫گفتم آبروریزی نکن، خانم نازک‌نارنجی

38:58.604 --> 39:00.687
‫چقدر خجالت‌آور

39:00.771 --> 39:02.896
‫آرایشش شبیه کون میمونـه

39:07.604 --> 39:08.521
‫وای خدا!

39:08.604 --> 39:10.646
‫چی شد؟

39:10.729 --> 39:11.604
‫آرایشم!

39:11.687 --> 39:12.604
‫آرایش من!

39:12.687 --> 39:13.979
‫آرایش‌مون خراب شد!

39:16.271 --> 39:18.896
‫الان نوشیدنی‌شون رو
‫ریختی روی صورت‌شون؟

39:18.979 --> 39:21.771
‫نمیذارم کسی راجع به دوستم
‫اینطوری مزخرف بگه

39:23.812 --> 39:24.812
‫دوستت؟

39:25.937 --> 39:28.187
‫آره، تاف. تو دوستمی

39:28.687 --> 39:32.521
‫کلی دردسر کشیدیم تا رسیدیم اینجا.
‫مگه میشه دوست نباشیم؟

39:33.646 --> 39:35.854
‫آخه من یکم باهات بدجنس بودم

39:37.271 --> 39:38.729
‫اکثر اوقات فقط حقیقت رو می‌گفتی

39:41.104 --> 39:43.146
‫فقط خیلی مهربون و آروم نمیگی

39:46.187 --> 39:47.187
‫آره

39:47.854 --> 39:49.146
‫نمیگم. من...

39:49.646 --> 39:50.771
‫من مهربون نیستم

39:51.854 --> 39:53.646
‫مشکلم همینـه

39:54.229 --> 39:55.854
‫این اواخر زیادی مهربون بودم!

39:56.604 --> 39:59.396
‫- حالا منظورم دقیقاً این نبود...
‫- ممنون، کاتارا

39:59.479 --> 40:02.437
‫در ضمن، اگه خواستی یه سنگ بزرگ
‫بندازم روی سر کسی،

40:02.521 --> 40:04.104
‫فقط لب تر کن

40:11.312 --> 40:13.354
‫تاف، شدم وِرد زبون همه. من...

40:14.687 --> 40:17.104
‫من از یه خونه‌ی دنج و راحت فرار کردم

40:17.187 --> 40:18.646
‫تا به تو آموزش بدم

40:18.729 --> 40:20.479
‫- می‌دونم
‫- ساکت

40:21.229 --> 40:24.479
‫نصف سرزمین خاک رو
‫پیاده طی کردم تا برسم اینجا

40:24.562 --> 40:26.812
‫- خب...
‫- به شهری که ازش متنفرم

40:26.896 --> 40:30.062
‫مجبور شدم از اسمم استفاده کنم که
‫اصلاً قصدش رو نداشتم

40:30.146 --> 40:35.187
‫الان هم هر آدم دغل‌کار و چاپلوسی
‫از هر طرف سبز میشه که

40:35.271 --> 40:37.687
‫باهام ازدواج کنه،
‫در حالی که من اصلاً نمی‌خوام

40:38.271 --> 40:42.354
‫فقط واسه اینکه به آواتار خاک‌افزاری یاد بدم،
‫ولی تو حتی نمی‌تونی یه تیکه‌سنگ تکون بدی

40:42.937 --> 40:44.562
‫- ولی...
‫- ولی چی؟

40:45.437 --> 40:46.437
‫بیشتر تلاش می‌کنم

40:47.354 --> 40:49.479
‫نه. نمی‌کنی

40:50.396 --> 40:51.854
‫می‌خوای بدونی چرا؟

40:51.937 --> 40:53.354
‫چون من دیگه نیستم

40:54.021 --> 40:55.562
‫- نمی‌تونی
‫- می‌تون

40:55.646 --> 40:57.687
‫تو یاد بگیر نیستی

40:58.396 --> 41:01.479
‫چطوری باید یاد بگیرم؟
‫فقط سرم داد می‌زنی

41:01.562 --> 41:04.354
‫شاید چون گوشِت بدهکار نیست!

41:04.437 --> 41:07.104
‫تعجبی نداره که سال‌ها طول کشیده تا
‫آب‌افزاری رو یاد بگیری

41:07.187 --> 41:09.187
‫اقلاً یه استاد خوب واسش داشتم

41:09.271 --> 41:11.771
‫باشه. پس میگی تقصیر منـه؟

41:12.354 --> 41:14.271
‫- شاید
‫- شاید؟

41:14.354 --> 41:17.062
‫باشه، شاید هیچوقت یاد نگیریش

41:17.146 --> 41:20.271
‫شاید هیچوقت به خاک و آتش مسلط نشی

41:20.354 --> 41:23.562
‫شاید صرفاً یه نیمه‌آواتاری

41:24.104 --> 41:25.229
‫بسـه!

41:31.646 --> 41:32.729
‫موفق شدی

41:33.521 --> 41:35.812
‫وقتی داشتیم بحث می‌کردیم،
‫محکم ایستادگی کردی

41:36.687 --> 41:38.021
‫موفق شدم

41:38.104 --> 41:40.437
‫ایستادگی کردم و خاک‌افزاری کردم!

41:42.062 --> 41:44.354
‫من بزرگترین استاد خاک‌افزاری دنیام!

41:46.062 --> 41:47.521
‫پس اینجایی

41:49.146 --> 41:50.146
‫آره

41:52.521 --> 41:53.729
‫خوبی؟

41:55.812 --> 41:57.896
‫گند زدم به رابطه‌ام با سوکی

41:59.729 --> 42:00.771
‫سوکی؟

42:01.479 --> 42:02.604
‫نه، سوکی از تو خوشش میاد

42:02.687 --> 42:04.896
‫آره، میومد، من هم از اون خوشم میومد

42:04.979 --> 42:06.312
‫بعدش من...

42:07.521 --> 42:08.604
‫از خودم روندمش

42:08.687 --> 42:11.271
‫بعدش حتی نتونستم ازش معذرت‌ بخوام

42:12.187 --> 42:13.271
‫وقتی جلوم بود

42:14.437 --> 42:16.604
‫درست جلوم بود

42:18.979 --> 42:20.896
‫می‌خواستم بهش بگم متأسفم

42:20.979 --> 42:23.812
‫قبل اینکه بتونم دهنم رو باز کنم
‫یه دیوار بین‌مون ظاهر شد

42:24.937 --> 42:27.729
‫پیشم بود و یهویی رفت

42:29.271 --> 42:31.271
‫نمی‌دونم چرا از خودم روندمش

42:33.479 --> 42:34.604
‫ساکا

42:35.396 --> 42:37.312
‫به نظر خودت چرا این کار رو کردی؟

42:38.354 --> 42:39.396
‫چون...

42:42.854 --> 42:43.854
‫یوئه

42:46.562 --> 42:49.937
‫نمی‌خواستم عین یوئه،
‫سوکی رو هم از دست بدم

42:50.021 --> 42:51.562
‫ولی به هر حال از دستش دادم

42:52.562 --> 42:54.104
‫چرا هنوز داغش تموم نشده؟

42:54.854 --> 42:56.354
‫من چه مرگمـه؟

43:00.271 --> 43:01.271
‫ساکا

43:02.312 --> 43:04.271
‫داغ دیدن این شکلی نیست

43:05.854 --> 43:07.687
‫خب یعنی چی؟ یعنی
‫تا آخر عمرم داغون می‌مونم و

43:07.771 --> 43:10.771
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم چی ممکنه
‫یه دفعه از پا درم بیاره؟

43:10.854 --> 43:12.146
‫نمی‌دونم

43:18.021 --> 43:19.562
‫من هم با داغ مامان کنار نیومدم

43:23.521 --> 43:26.771
‫هیچ روزی نیست که به مامان فکر نکنم

43:31.354 --> 43:32.687
‫ولی گمونم...

43:34.687 --> 43:36.396
‫واسه همین تو رو دارم

43:36.979 --> 43:38.271
‫تو هم منو داری

43:40.854 --> 43:43.604
‫بیا از این به بعد در مورد
‫این چیزها حرف بزنیم

43:44.687 --> 43:45.687
‫آره

43:48.812 --> 43:49.812
‫موافقم

43:53.729 --> 43:54.812
‫اون چیه؟

43:58.479 --> 44:00.604
‫آب کاکتوس

44:22.021 --> 44:22.937
‫الان فرصتش رو دارم

44:23.021 --> 44:24.771
‫وایسا، یادت نره تعظیم کنی

44:29.271 --> 44:30.479
‫من آواتار آنگ هستم. باید...

44:30.562 --> 44:31.562
‫برو عقب

44:32.771 --> 44:34.187
‫من باید با...

44:34.271 --> 44:36.979
‫برو... عقب

44:38.146 --> 44:39.479
‫آواتار آنگ

44:40.771 --> 44:43.812
‫نمی‌تونی همینطوری به امپراتور نزدیک بشی

44:46.062 --> 44:47.187
‫بیا

44:48.896 --> 44:50.979
‫پیغامی دارم که امپراتور باید بشنوه

44:53.021 --> 44:55.021
‫خواهش می‌کنم، لانگ‌فنگ. مهمـه

44:57.229 --> 44:58.854
‫ازشون اجازه می‌گیرم

45:00.646 --> 45:01.646
‫ممنون

45:02.104 --> 45:03.104
‫خیلی‌خب

45:55.354 --> 45:56.437
‫البته

45:57.271 --> 45:58.271
‫ممنون

46:00.146 --> 46:01.146
‫بفرما

46:03.646 --> 46:05.396
‫خدا خیرت بده

46:12.687 --> 46:13.687
‫جت

46:35.812 --> 46:38.104
‫چیزی نیست. چای پوستِ بیده

46:50.104 --> 46:51.354
‫مزه‌اش تنده

46:54.104 --> 46:55.604
‫ولی حالم رو خوب می‌کنه

47:00.521 --> 47:01.979
‫فرق کردی

47:03.562 --> 47:04.562
‫جدی؟

47:12.729 --> 47:14.687
‫اینا رو با بقیه تقسیم کنید

47:18.062 --> 47:19.187
‫ممنون

47:44.396 --> 47:45.646
‫صد سال پیش،

47:45.729 --> 47:48.896
‫کشور آتش با قدرت ستاره‌ی دنباله‌دار
‫عشایر باد رو کُشت

47:48.979 --> 47:52.562
‫پس منطقیـه که دوباره این کار رو بکنن

47:52.646 --> 47:54.229
‫اون ستاره‌ی دنباله‌دار
‫دوباره داره میاد

47:54.312 --> 47:56.229
‫دوست‌مون سای مدرک داره

47:57.312 --> 47:59.104
‫واقعاً خبر بدیـه

47:59.187 --> 48:02.771
‫حالا فهمیدید که چرا باید فوراً
‫ماجرا رو به امپراتور خاک بگم

48:08.396 --> 48:10.771
‫یه چیزی هست که

48:12.521 --> 48:14.354
‫باید در مورد امپراتور بدونی

48:15.062 --> 48:16.354
‫همه دوستش دارن

48:16.854 --> 48:19.729
‫ولی گاهی سخت‌گیر میشه،

48:19.812 --> 48:21.979
‫به تشریفات سفت‌وسخت می‌چسبه و

48:22.062 --> 48:25.146
‫باسینگ‌سه رو طوری اداره می‌کنه
‫انگار قلمرو بی‌نقص خودشـه

48:25.229 --> 48:29.104
‫اگه خبری برخلاف دیدگاهش باشه،
‫کلاً از ذهنش بیرون می‌کنه

48:29.604 --> 48:31.562
‫درست عین افراد داخل مهمونی

48:32.229 --> 48:35.021
‫انگار اصلاً نمی‌دونن جنگ شده

48:35.104 --> 48:36.312
‫دقیقاً

48:36.812 --> 48:38.562
‫دلیلش هم شخص امپراتوره

48:39.062 --> 48:41.646
‫اجازه نمیده بقیه در مورد جنگ حرف بزنن

48:41.729 --> 48:42.979
‫هر کسی هم اسمی از جنگ بیاره

48:43.062 --> 48:46.354
‫توجه گارد امپراتور رو جلب می‌کنه، دای‌لی‌ها

48:46.437 --> 48:49.562
‫اونا چشم و گوش امپراتور
‫در سرتاسر شهر هستن

48:50.104 --> 48:51.904
‫باید یه راهی باشه که بشه
‫حقیقت رو بهش نشون داد

48:51.937 --> 48:53.604
‫کاش بود

48:54.729 --> 48:56.479
‫مبنای حکومتش حق الهیـه و

48:56.562 --> 48:58.979
‫اعتقاد داره تا وقتی ارواح معنوی تأییدش کنن،

48:59.062 --> 49:00.604
‫امکان خطا و اشتباه نداره

49:04.437 --> 49:05.437
‫ولی...

49:07.062 --> 49:09.354
‫ولی تو خودت پل
‫بین دنیای ارواح و آدم‌ها هستی

49:09.937 --> 49:10.854
‫شاید به حرفت گوش کنه

49:10.937 --> 49:14.521
‫ولی باید نشونش بدی که
‫به این شهر اهمیت میدی

49:14.604 --> 49:17.854
‫هر کاری که می‌کنی،
‫واسه صلاح باسینگ‌سه‌ست

49:18.812 --> 49:20.729
‫می‌تونم در این مورد کمکت کنم

49:21.646 --> 49:23.187
‫پس پشتمی؟

49:23.271 --> 49:26.187
‫البته. البته که پشتت هستم

49:26.896 --> 49:28.646
‫من تمام زندگیم رو صرف
‫خدمت به باسینگ‌سه کردم

49:29.937 --> 49:34.937
‫ولی چون امپراتورمون حاضر نیست
‫با واقعیت‌های ناخوشایند رو‌برو بشه،

49:36.062 --> 49:39.812
‫من مجبور شدم کارهایی بکنم که
‫هیچ وزیر فرهنگی دیگه‌ای نکرده

49:39.896 --> 49:41.646
‫و گاهی من...

49:43.187 --> 49:44.604
‫شرمنده، من...

49:46.979 --> 49:48.479
‫زیادی حرف زدم

49:49.312 --> 49:51.146
‫نه، جناب وزیر

49:52.271 --> 49:53.271
‫مشکلی نیست

49:54.979 --> 49:55.979
‫نه

49:57.062 --> 49:58.604
‫تو آواتاری

49:59.854 --> 50:01.854
‫مسئولیت‌های من در مقایسه
‫با مسئولیت‌های تو هیچی نیستن

50:06.354 --> 50:07.729
‫گاهی،

50:08.521 --> 50:10.604
‫حس می‌کنم بار مسئولیتم خیلی سنگینـه

50:11.229 --> 50:13.896
‫حتی نمی‌تونم یه نفس راحت بکشم،

50:13.979 --> 50:15.604
‫چون اگه بکشم،

50:15.687 --> 50:18.646
‫اگه چیزی رو از قلم بندازم

50:18.729 --> 50:22.687
‫یا دوباره دنیا رو ناامید کنم چی؟

50:27.521 --> 50:30.771
‫به آدم حس تنهایی میده

50:31.771 --> 50:32.771
‫مگه نه؟

50:35.229 --> 50:36.937
‫وقتی زیادی سنگین میشه...

50:39.437 --> 50:40.437
‫با آپا حرف می‌زنم

50:43.229 --> 50:46.312
‫راه داره من هم یه دو کلمه با آپا حرف بزنم؟

50:50.771 --> 50:51.771
‫یه نگاهی می‌ندازم

50:58.354 --> 51:00.229
‫یه راهی پیدا می‌کنیم

51:00.854 --> 51:01.854
‫با همدیگه

51:03.479 --> 51:05.271
‫باشه، آواتار آنگ؟

51:05.771 --> 51:06.771
‫بله

51:07.979 --> 51:08.979
‫و

51:10.687 --> 51:11.771
‫همون آنگ خالی بگو

51:13.104 --> 51:15.104
‫باشه، آنگ

51:38.896 --> 51:40.062
‫ممنون

51:48.312 --> 51:52.479
‫خلاصه لانگ‌فنگ گفت اگه توی شهر
‫جا بیفتم و یه نقشی داشته باشم،

51:53.062 --> 51:55.062
‫احتمالش بیشتره که امپراتور حرفم رو گوش کنه

51:55.146 --> 51:57.979
‫خیلی‌خب. آره. زیاد به اون یارو
‫اطمینان ندارم

52:00.312 --> 52:01.312
‫سلام

52:01.687 --> 52:02.854
‫سلام، کِی برگشتی؟

52:02.937 --> 52:05.229
‫خسته شدم، کالسکه گرفتم

52:05.312 --> 52:07.312
‫دیدار با امپراتور چطور پیش رفت؟

52:08.187 --> 52:10.354
‫با امپراتور دیدار نکردم،

52:10.437 --> 52:12.937
‫ولی لانگ‌فنگ گفت هر کاری
‫در توانش هست می‌کنه

52:13.021 --> 52:14.229
‫تا ترتیب ملاقات رو بده

52:14.312 --> 52:15.604
‫فقط یکم زمان می‌بره

52:18.104 --> 52:19.104
‫ما همگی...

52:19.896 --> 52:21.396
‫الان روی سقف هستیم

52:21.979 --> 52:24.937
‫آره، چند ساعتـه که اینطوری رد داده

52:25.021 --> 52:29.271
‫یکم... آب کاکتوس خورد؟

52:29.354 --> 52:30.354
‫اوه!

52:31.396 --> 52:33.562
‫یکم آب کاکتوس بخورید.
‫حال‌تون رو جا میاره.

52:33.646 --> 52:36.437
‫خیلی حال میده.
‫رو دستش نیست.

52:36.521 --> 52:38.896
‫نه، ممنون. نمی‌خواد. نه، مرسی

52:40.687 --> 52:42.854
‫من... من... من...

52:43.937 --> 52:46.229
‫خوابم میاد

52:46.312 --> 52:47.562
‫آره. اوهوم

52:47.646 --> 52:50.021
‫الان دوای دردت فقط خوابـه

52:50.104 --> 52:51.104
‫واسه همه‌مون

52:51.146 --> 52:52.896
‫آره، یه مدت اینجاییم

52:52.979 --> 52:55.771
‫پس بهتره... راحت باشیم

52:55.854 --> 52:57.479
‫آره، تو نه

52:57.562 --> 53:00.437
‫صبح تمرین خاک‌افزاری داریم

53:01.021 --> 53:02.062
‫چه ساعتی؟

53:03.979 --> 53:04.979
‫بیدارت می‌کنم

53:05.062 --> 53:06.812
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

53:07.312 --> 53:08.187
‫شب بخیر

53:08.271 --> 53:10.729
‫یه قاچ بزرگـه

53:11.271 --> 53:13.354
‫شاید غریبه نباشه

53:16.021 --> 53:26.021
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

53:34.229 --> 53:35.229
‫سای مکانیک

53:37.271 --> 53:39.271
‫امپراتور شما رو به دریاچه‌ی لوگای دعوت کرده

53:40.687 --> 53:43.312
‫بله، البته. هر جا بگید
‫با کمال میل میام

53:43.396 --> 53:44.396
‫همین الان

53:45.021 --> 53:55.021
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

54:10.021 --> 54:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
