WEBVTT

00:00.021 --> 00:20.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:20.069 --> 00:30.069
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:08.333 --> 01:09.458
‫ها؟

01:09.482 --> 01:19.482
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

01:40.021 --> 01:46.021
‫« آواتار: آخرین بادافزار »
‫« فصل دوم: قسمت دوم »

01:46.045 --> 01:53.045
‫« جنگ که شروع شد... »

01:58.958 --> 02:00.458
‫باید این‌ها رو ببرم بازار

02:00.542 --> 02:02.875
‫از ارتشِ سرزمین خاک حمایت نمی‌کنی؟

02:03.375 --> 02:05.542
‫اهل کجایی؟ کشورِ آتش؟

02:05.625 --> 02:08.125
‫باید این محصولات رو بفروشیم
‫تا زمستون رو دوام بیاریم

02:08.208 --> 02:10.375
‫ارتش هم باید زمستون رو دوام بیاره،

02:10.458 --> 02:12.667
‫و هر شهروندی باید سهم خودش رو بده

02:12.750 --> 02:14.708
‫- تو از امپراتور خاک بیشتر می‌دونی؟
‫- نه...

02:14.792 --> 02:17.167
‫پس نصفِ گاریـت رو مصادره می‌کنیم

02:17.250 --> 02:20.458
‫و می‌تونی یکم ازمون قدردانی کنی
‫که در برابر تمام آدم‌بدها ازت محافظت می‌کنیم

02:20.542 --> 02:21.542
‫بسه!

02:24.458 --> 02:25.458
‫برشون گردونید

02:26.500 --> 02:30.000
‫برشون... گردونید

02:40.083 --> 02:42.333
‫آزولا! دست از سرشون بردار!

02:43.208 --> 02:44.833
‫اونی که کُنده رو ببین

02:44.917 --> 02:47.042
‫مطمئنم می‌تونم لاکش رو بشکنم

02:48.167 --> 02:49.292
‫ولم کن!

02:49.375 --> 02:51.875
‫- بهشون صدمه می‌زنی!
‫- زوکو، ولم کن!

02:51.958 --> 02:54.417
‫مطمئنم می‌تونم لاکِ تو رو هم بشکنم

02:54.500 --> 02:56.833
‫بس کن آزولا.
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

02:58.417 --> 02:59.625
‫آزولا!

03:02.625 --> 03:05.792
‫- به سمت اردک لاک‌پشت‌ها سنگ پرت کرد
‫- داشتم تمرین می‌کردم

03:05.875 --> 03:09.875
‫کافیه. شما برادر و خواهرید، باشه؟

03:10.417 --> 03:14.667
‫پس باید با احترام و وقار
‫مشاجره‌هاتون رو رفع کنید

03:15.167 --> 03:16.458
‫فقط اگه ضعیف باشید

03:18.042 --> 03:20.375
‫ما نوادگان جنگجویان توانمندیم

03:21.167 --> 03:23.292
‫اون‌ها با زندگی بر اساس یک قانون زنده موندن

03:24.167 --> 03:26.667
‫جنگ که شروع شد،

03:26.750 --> 03:29.333
‫فقط وقتی تموم می‌شه که یک طرف ببره...

03:31.333 --> 03:32.917
‫و یک طرف ببازه

03:44.500 --> 03:46.333
‫گفتم برشون گردونید

03:47.667 --> 03:52.250
‫حتی در حالت حمله‌ی قریب‌الوقوع،
‫نقض قانون ارتش شماره ۲۷، ماده ۴ محسوب می‌شه

03:52.333 --> 03:55.542
‫که از هر خانه‌ای که بچه داره
‫دام یا موادغذایی مصادره کنید

03:57.333 --> 03:59.583
‫اون به خاطر چیه؟ خط مقدم بودی؟

04:00.875 --> 04:01.875
‫لباس‌فرمت کجاست؟

04:01.958 --> 04:05.208
‫می‌خوای درباره لباس‌فرم صحبت کنی؟
‫موهات ۱۳ سانت بلندتره

04:06.167 --> 04:09.417
‫- اینجا سخته که ظاهرت رو خوب نگه داری
‫- محل پرورش شِپِشـه

04:10.167 --> 04:13.958
‫محافظ‌های شانه‌تون باهم مطابقت نداره.
‫ساق‌پوش‌ها و دستکش‌هاتون قدیمیـه

04:14.458 --> 04:16.083
‫و چکمه‌هاتون

04:16.625 --> 04:19.875
‫از کجا آوردین‌شون؟
‫از یه غیرنظامی دیگه مصادره کردین؟

04:27.250 --> 04:29.167
‫خب، به هرحال کوچیک و ترشیده هستن

04:31.000 --> 04:32.000
‫بله

04:32.833 --> 04:33.875
‫بدش من

04:43.833 --> 04:47.000
‫غریبه نشو، غریبه

04:49.583 --> 04:50.583
‫ممنون

04:51.583 --> 04:55.042
‫اخیراً بدتر شدن.
‫از جنگ میای؟

04:55.708 --> 04:58.542
‫تو یه سرباز واقعی هستی.
‫اون‌ها طردشده‌ان

04:59.042 --> 05:01.000
‫داداشم هم یه سرباز واقعیه

05:01.083 --> 05:03.625
‫توی بین-اِر مستقره.
‫اونجا بودی؟

05:03.708 --> 05:05.583
‫سربازی به اسم سنسو رو دیدی؟

05:07.000 --> 05:08.417
‫ببخشید بچه. من...

05:10.083 --> 05:11.167
‫باید به راهم ادامه بدم

05:11.750 --> 05:15.375
‫باشه، آره، ولی... شام که باید بخوری، درسته؟

05:27.625 --> 05:28.875
‫ای بابا، آنگ!

05:34.375 --> 05:35.833
‫- دوباره؟
‫- ترسوندمت؟

05:35.917 --> 05:38.125
‫آره! نه. آنگ ترسوند

05:38.208 --> 05:41.250
‫همیشه که از شناسایی برمی‌گرده
‫با آپا من رو اذیت می‌کنه

05:42.000 --> 05:44.500
‫این لیست تجهیزاتیه که از تائو نیاز داریم؟

05:44.583 --> 05:45.583
‫نه

05:45.917 --> 05:47.750
‫- اونه
‫- باشه

05:49.542 --> 05:51.708
‫یادت رفت توش «معلمِ خاک‌افزاری» رو بنویسی

05:51.792 --> 05:54.250
‫یکی که جینگِ خنثی رو بلد باشه.
‫باید بنویسیش

05:54.333 --> 05:56.417
‫چرا خنثی؟ جینگِ مثبت که بهترینه، درسته؟

05:56.500 --> 05:59.500
‫نه، جینگ خوب یا بد نداره.
‫فقط جوریه که کارها رو انجام میدی

05:59.583 --> 06:02.417
‫پس مثبت می‌شه پیشروی به جلو؟

06:02.500 --> 06:05.125
‫آره، یا مثلاً توی نبرد، می‌شه حمله کردن

06:05.208 --> 06:06.292
‫مثل یه مشت

06:06.792 --> 06:10.125
‫خب، البته اگه بخوای به اون صدمه بزنی
‫و نه به خودت...

06:12.000 --> 06:13.792
‫ممنون

06:14.333 --> 06:17.125
‫باشه، فهمیدم.
‫جینگِ منفی هم مثل دفاع کردنه؟

06:17.208 --> 06:18.458
‫یا عقب‌نشینیِ تاکتیکی

06:18.542 --> 06:20.875
‫آره. مثلاً زنده موندن که یه روز دیگه بجنگی

06:20.958 --> 06:22.875
‫ولی آنگ باید استادِ جینگِ خنثی بشه

06:23.375 --> 06:25.935
‫اون چیه؟ یعنی وایسی و مشت بخوره تو صورتت؟

06:26.000 --> 06:27.250
‫نه، البته که نه

06:27.333 --> 06:30.125
‫می‌شه... انتظار و گوش دادن

06:30.208 --> 06:31.542
‫اوه

06:31.625 --> 06:32.625
‫هوم

06:33.458 --> 06:34.500
‫عجب

06:35.000 --> 06:36.417
‫این جینگـه هم چیز مرموزیه‌ها

06:37.042 --> 06:39.042
‫جینگِ خالی، نه جینگـه

06:39.125 --> 06:40.833
‫جینگـه خیلی بهتره

06:41.792 --> 06:43.750
‫خبرهای خفن دارم.
‫شهر رو شناسایی کردم

06:43.833 --> 06:46.083
‫تمام تجهیزاتی که نیازه
‫تا پناهندگان رو تغذیه کنیم رو دارن؟

06:46.167 --> 06:48.167
‫آره. ولی یه چیز بهتر

06:48.250 --> 06:50.875
‫بزرگترین تخم تمساح‌کرگدنِ دنیا رو دارن

06:54.000 --> 06:56.292
‫بچه‌ها، عالی می‌شه. بیاید بریم

06:58.833 --> 07:01.125
‫خب، وقتی نیستم مراقب باش

07:01.792 --> 07:03.208
‫من هیچوقت مراقب نیستم

07:08.833 --> 07:09.833
‫سلام رفیق

07:11.167 --> 07:12.417
‫مراقبش باش

07:13.542 --> 07:15.625
‫صبرکنید! اومدم

07:17.667 --> 07:19.208
‫صبرکنید

07:19.292 --> 07:22.042
‫خواهش می‌کنم! من چیزی نمی‌دونم!

07:23.917 --> 07:25.917
‫صبرکنید! صبرکنید، صبرکنید!

07:30.042 --> 07:31.042
‫هوم

07:34.125 --> 07:36.417
‫می‌خوام یه بار دیگه ازت بپرسم

07:37.750 --> 07:40.125
‫چون می‌دونم از اینجا رد شدن

07:40.208 --> 07:41.250
‫کچل

07:41.750 --> 07:43.000
‫کمان‌های آبی

07:43.958 --> 07:45.333
‫کدوم سمت رفتن؟

07:49.042 --> 07:50.375
‫تای‌لی، نمی‌تونه حرف بزنه؟

07:51.708 --> 07:54.333
‫ببخشید. نمی‌دونستم هنوز می‌خوای حرف بزنه

07:57.375 --> 07:58.500
‫عیب نداره

07:59.375 --> 08:00.833
‫چشم‌هاش هنوز سالمه

08:07.625 --> 08:09.583
‫خیلی سخت نبود، درسته؟

08:18.875 --> 08:21.833
‫ولی خونه‌ی ما، یه جورایی بی‌نقصه

08:21.917 --> 08:25.542
‫چون اونقدری دور هست که اگه اون قل‌چماق‌ها
‫بخوان دنبالم کنن، کمردرد بگیرن،

08:25.625 --> 08:29.000
‫ولی اونقدری هم دور نیست
‫که سفر تا بازار تحمل‌ناپذیر باشه

08:29.500 --> 08:30.875
‫بازار کوچیکه

08:31.917 --> 08:33.708
‫تا حالا یه بازار خیلی کوچیک دیدی؟

08:35.208 --> 08:37.583
‫احتمالاً قبلاً جاهای بزرگتری رو دیدی

08:42.583 --> 08:43.583
‫سلام فِی

08:44.167 --> 08:45.167
‫اون فِی هستش

08:49.333 --> 08:50.500
‫داستان چیه، پنگ؟

08:50.583 --> 08:52.125
‫این لی هستش

08:52.708 --> 08:54.667
‫لی، این خواهرمه، فی

08:56.167 --> 08:58.292
‫لی دمِ اون ایست بازرسی مسخره کمکم کرد

08:58.875 --> 09:00.292
‫تونستی بری بازار؟

09:00.375 --> 09:02.750
‫همه رو فروختم

09:05.417 --> 09:06.667
‫به لطف لی

09:08.542 --> 09:11.083
‫باشه خب، از آقا تشکر کن پنگ، تا بتونه راهی بشه

09:11.667 --> 09:13.542
‫گفتم بهش شام میدیم

09:15.875 --> 09:16.917
‫نیازی نیست

09:19.167 --> 09:20.967
‫فقط خواستم مطمئن بشم که سالم برسه خونه

09:22.792 --> 09:24.167
‫بیخیال دیگه، فی

09:24.250 --> 09:26.792
‫مرد خوبیه. می‌تونی بهش اعتماد کنی

09:34.208 --> 09:35.528
‫باشه، پس شام می‌خوای؟

09:37.333 --> 09:38.333
‫این یعنی بریم داخل

09:40.958 --> 09:42.042
‫اه...

09:52.000 --> 09:54.250
‫آنگ، فکر نمی‌کنی یه بادافزار فقط...

09:56.292 --> 09:57.500
‫...بادافزاریش کرده باشه؟

09:59.250 --> 10:02.208
‫واسه چی؟ که مردم رو گول بزنن
‫که بیان اینجا ببیننـش؟

10:02.833 --> 10:04.208
‫بیخیال، کی این کار رو می‌کنه؟

10:04.292 --> 10:06.583
‫داره گشنه‌ام می‌کنه. شاید واقعیه

10:06.667 --> 10:08.875
‫پس بهتره بریم یکم غذا بگیریم

10:09.375 --> 10:11.958
‫مگه اینکه بخواید یکم بیشتر اینجا بمونیم

10:12.042 --> 10:12.875
‫من...

10:12.958 --> 10:14.500
‫- فکر کنم دیگه کافیه
‫- ...مشاهده‌اش کردم دیگه

10:14.583 --> 10:15.792
‫آره

10:24.000 --> 10:26.708
‫وقت بخیر. من آواتار آنگ هستم،
‫این‌ها هم همراهانِ من

10:27.625 --> 10:31.458
‫ما داریم گروهی از پناهندگان رو همراهی می‌کنیم،
‫و شدیداً به خیرات نیاز داریم

10:32.333 --> 10:33.875
‫و نونِ بخارپز

10:33.958 --> 10:36.292
‫غذا می‌خواید؟ مجانی؟

10:36.375 --> 10:39.667
‫نه، البته که نه. با کمال میل برای شما و کسب‌وکارتون و هرکسی که بخواید دعا می‌کنم

10:41.292 --> 10:42.583
‫مراسم ازدواج هم میام

10:42.667 --> 10:43.875
‫نه

10:46.083 --> 10:49.542
‫عشایرِ باد که سفر می‌کنن،
‫مردم معمولاً هواشون رو دارن

10:49.625 --> 10:50.792
‫انتظار این رو نداشتم

10:50.875 --> 10:53.542
‫انتظار نداشتی مردم در عوض جنس و خدمات پول بخوان؟

10:53.625 --> 10:54.625
‫نه

10:56.208 --> 10:58.375
‫باید راه دیگه‌ای واسه سریع پول در آوردن باشه

10:58.458 --> 11:00.458
‫هی

11:01.500 --> 11:03.542
‫همیشه می‌تونی توی ارث رامبل ببریش، بچه

11:04.167 --> 11:06.042
‫ارث رامبل چیه؟

11:06.125 --> 11:07.542
‫مسابقه‌ی قدرت کنترل عناصر

11:08.042 --> 11:10.458
‫کیف جایزه‌ی امشب خیلی زیاده

11:11.083 --> 11:12.500
‫برنده کلی پول می‌بره؟

11:12.583 --> 11:13.708
‫و یه کیف؟

11:15.458 --> 11:16.458
‫کجاست؟

11:18.042 --> 11:19.542
‫تو یه شهر کوچیک به اسم نخود

11:22.833 --> 11:23.917
‫نخودسیاه!

11:29.292 --> 11:32.000
‫- مطمئنم بتونیم جاش رو پیدا کنیم
‫- آره، حتماً باید یه میدون مسابقه باشه

11:32.083 --> 11:34.667
‫اگه زیرزمینی باشه چی؟
‫واقعاً زیرزمین رو میگم

11:34.750 --> 11:36.708
‫هی. فهمیدم کجاست

11:36.792 --> 11:38.792
‫- دنبالم بیاید
‫- چطوری قانع‌شون کردی بهت بگن؟

11:39.750 --> 11:41.000
‫یه دختر راه و روش‌های خودش رو داره

11:41.583 --> 11:42.583
‫بذار حدس بزنم

11:43.083 --> 11:44.250
‫آب‌افزاری

11:45.167 --> 11:46.500
‫خانم فقط یه مهارت بلده

11:53.542 --> 11:54.792
‫قبیله آب!

11:56.625 --> 11:58.625
‫و... بعد نگهبان زدش زمین؟

11:58.708 --> 12:00.000
‫پنگ، بشین غذات رو بخور

12:01.625 --> 12:05.792
‫بعد لی گفت، «لباس‌فرم خودتون؟»

12:05.875 --> 12:07.917
‫«کلاً اشتباهه. شلخته‌این»

12:08.000 --> 12:11.750
‫«کل این تشکیلات؟ شیادیه. بی‌ادبیـن»

12:11.833 --> 12:14.083
‫اون موقع نزدیک بود با لی درگیر بشن،

12:14.167 --> 12:17.125
‫ولی لی فقط ایستاده بود و می‌گفت
‫«اون سیب‌زمینی گل‌دارها رو پس بدین»

12:17.208 --> 12:18.750
‫آروم باش، پنگ

12:29.375 --> 12:30.875
‫از آخرین باری که غذا خوردی خیلی می‌گذره؟

12:31.917 --> 12:32.750
‫ببخشید

12:32.833 --> 12:34.958
‫نه. عذرخواهی نکن

12:35.792 --> 12:37.292
‫به پنگ کمک کردی

12:37.375 --> 12:39.750
‫حداقل می‌تونیم یه جای خشک و غذا بهت بدیم

12:41.875 --> 12:42.958
‫می‌شه...

12:43.042 --> 12:44.208
‫باشه. ظرف‌ها

13:00.917 --> 13:02.667
‫میری دهکده‌ی کودی؟

13:07.167 --> 13:08.667
‫فقط دنبال یکی می‌گردم

13:11.042 --> 13:12.167
‫یه دوست؟

13:15.333 --> 13:17.042
‫کسی که قبلاً باهاش می‌جنگیدم

13:21.042 --> 13:22.875
‫پس چرا نمی‌خوای پیداش کنی؟

13:28.000 --> 13:29.000
‫منظورت چیه؟

13:32.792 --> 13:34.625
‫وقتی پرسیدم ناراحت شدی

13:42.625 --> 13:43.833
‫ناراحت نیستم

13:49.375 --> 13:50.875
‫فقط یکم گم شدم

13:57.458 --> 13:58.625
‫آم...

13:59.583 --> 14:03.000
‫والدین‌مون امشب نیستن و شترمرغ‌اسب رو بردن

14:03.625 --> 14:05.875
‫واسه همین طویله خالیه

14:07.875 --> 14:09.125
‫خیلی لطف داری

14:52.083 --> 14:53.458
‫هی زوزو

15:03.500 --> 15:04.500
‫بذار ببینم

15:05.542 --> 15:06.750
‫بذار ببینم میگم

15:16.125 --> 15:18.500
‫می‌دونم دردناکه زوزو، ولی

15:19.292 --> 15:20.750
‫بهت قول میدم

15:21.792 --> 15:23.458
‫تو زنده می‌مونی

15:25.917 --> 15:27.750
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

15:28.875 --> 15:30.375
‫به من؟

15:32.042 --> 15:34.500
‫من باختم. بازنده‌ام

15:39.000 --> 15:42.417
‫زوزو، برنده یا بازنده‌ای نداریم

15:43.917 --> 15:46.167
‫فقط کسانی رو داریم که شجاعت به خرج میدن

15:47.167 --> 15:51.167
‫و افرادی که برای چیزی که درسته ایستادگی می‌کنن،
‫حتی وقتی سخت‌ترین کار باشه

15:51.250 --> 15:54.000
‫و تو واسه اون اردک لاک‌پشتی‌های کوچولو ایستادگی کردی

15:54.083 --> 15:55.500
‫اون شجاعت می‌خواست

15:55.583 --> 15:56.875
‫گمونم

15:59.292 --> 16:01.750
‫می‌دونی دیگه کی از بی‌گناهان محافظت می‌کنه؟

16:02.667 --> 16:04.042
‫روح آبی؟

16:04.125 --> 16:05.375
‫درسته

16:05.875 --> 16:07.792
‫می‌شه دوباره داستانش رو برام بگی؟

16:08.375 --> 16:09.375
‫آره

16:12.042 --> 16:15.250
‫به محافظ‌شون می‌گفتن روح آبی

16:16.333 --> 16:20.958
‫و هیچکس نمی‌دونست یه روحـه
‫یا آدمی که ارواح به خاطر اعمال خوبش

16:21.042 --> 16:22.500
‫بهش برکت داده بودن

16:24.292 --> 16:27.458
‫دوتا شمشیر و یه نقاب داشت

16:27.542 --> 16:28.792
‫و یه نقاب

16:30.375 --> 16:32.917
‫با اینکه صورتش رو مخفی می‌کرد،

16:33.000 --> 16:36.917
‫با چشمانی روشن و شمشیرهایی تیز می‌جنگید

16:37.000 --> 16:42.292
‫و قلبی داشت که نفرت یا طمع روش لکه ننداخته بود

16:43.667 --> 16:47.792
‫می‌گفت «از کوچیک و بزرگ محافظت می‌کنم...

16:50.417 --> 16:52.250
‫مهم نیست چه هزینه‌ای برام داشته باشه»

16:53.042 --> 16:56.833
‫روح آبی واقعیه، مامان؟

17:00.000 --> 17:01.958
‫به اندازه‌ی من و تو واقعیه، زوکو

17:32.958 --> 17:34.542
‫مشکلی برات پیش نمیاد

17:34.625 --> 17:36.542
‫معلومه. بالاخره من آواتار...

17:36.625 --> 17:39.583
‫اگه اون کار رو نکنه مشکلی برات پیش نمیاد

17:41.417 --> 17:42.667
‫یا اون کار

17:42.750 --> 17:45.458
‫- فقط سروصدا و ماهیچه‌ان
‫- کلی ماهیچه

17:45.542 --> 17:48.042
‫ولی فقط همین.
‫هرچی شیرماهی نهنگی بزرگتر باشه...

17:48.125 --> 17:49.417
‫دندون‌هاش کُندتره

17:49.500 --> 17:52.000
‫اگه جاخالی بدی و فاصله‌ات رو حفظ کنی، کم میارن

17:52.083 --> 17:54.792
‫سبک باش. مشتِ هوایی بارون‌شون کن

17:54.875 --> 17:58.125
‫رو مخ باشم. فهمیدم.
‫می‌تونم. تو این کار واردم

17:58.208 --> 17:59.500
‫آره، هستی

18:03.958 --> 18:06.542
‫آره! بزن بریم!

18:06.625 --> 18:08.125
‫آها!

18:08.208 --> 18:12.333
‫یه پیروزی واقعاً کوبنده توسط موردعلاقه شما،

18:12.417 --> 18:16.167
‫بزرگترین خاک‌افزارِ دنیا، تخته‌سنگ!

18:16.250 --> 18:19.042
‫- آره! تخته‌سنگ!
‫- آره!

18:19.625 --> 18:24.958
‫حالا، کیه که جراتش رو داشته باشه
‫که برای این کیف پول تخته‌سنگ رو به چالش بکشه؟

18:25.042 --> 18:26.958
‫کسی نمی‌تونه اون رو به چالش بکشه!

18:27.042 --> 18:28.667
‫وای. کلی پوله

18:28.750 --> 18:29.750
‫کیف پول خوبی هم هست

18:29.833 --> 18:30.833
‫از پسش برمیای

18:30.917 --> 18:35.417
‫از پسش برمیام. پول رو ببر،
‫تجهیزات بخر، شکم پناهندگان رو سیر کن

18:36.208 --> 18:40.958
‫تخته‌سنگ... حریف می‌طلبه

18:41.458 --> 18:43.125
‫ولی مراقب باشید

18:43.208 --> 18:45.208
‫پاداش بزرگ

18:45.958 --> 18:48.417
‫ریسک بزرگ داره

18:48.500 --> 18:50.208
‫- تو آماده‌ای، آنگ
‫- نمیر، آنگ

18:51.708 --> 18:53.083
‫این چی بود گفتی؟

18:58.250 --> 18:59.542
‫دختره برگشته!

19:02.667 --> 19:04.708
‫واسه اولین بار بعد از چند هفته...

19:10.125 --> 19:12.833
‫...راهزنِ نابینا اومده!

19:26.167 --> 19:30.792
‫تخته‌سنگ از این حریفِ مضحک سرگرم شده

19:33.750 --> 19:36.125
‫نابودش کن!

19:36.208 --> 19:38.542
‫ولی وقتشه که بری، راهزن نابینای کوچولو

19:41.208 --> 19:42.750
‫هی! هی!

19:48.917 --> 19:50.750
‫از پسش برمیای، تخته‌سنگ!

19:54.708 --> 19:57.167
‫حریفت نیست!

19:58.833 --> 20:00.250
‫حرکت موذیانه‌ای بود

20:02.833 --> 20:04.875
‫تخته‌سنگ مردده

20:04.958 --> 20:07.750
‫با این حریف فسقلی بجنگه...

20:07.833 --> 20:08.833
‫باهاش بجنگ!

20:09.167 --> 20:11.917
‫...یا برش گردونه به جایی که ازش اومده؟

20:12.417 --> 20:13.500
‫برش گردون!

20:13.583 --> 20:14.875
‫چی شده؟

20:14.958 --> 20:17.125
‫ترسیدی، قلوه‌سنگ؟

20:17.208 --> 20:18.833
‫اوه!

20:20.042 --> 20:21.208
‫اه!

20:23.833 --> 20:26.667
‫تخته‌سنگ دیگه مردد نیست

20:40.542 --> 20:41.833
‫ایول، تخته‌سنگ!

20:51.167 --> 20:52.375
‫اوه

20:52.458 --> 20:54.583
‫واقعاً نابیناست؟

20:54.667 --> 20:56.250
‫به هرحال کارش حرف نداره

20:57.292 --> 20:58.417
‫داره انجامش میده

20:58.500 --> 21:00.208
‫منتظره و گوش میده

21:00.292 --> 21:01.750
‫همونطور که بومی گفت

21:04.167 --> 21:06.542
‫اونه؟ حرکت خنثی همینه؟

21:07.042 --> 21:08.833
‫- اسمش جینگ بود، ساکا
‫- آره، جینگـه

21:14.458 --> 21:16.500
‫از پسش برمیای تخته‌سنگ!
‫می‌تونی!

21:17.542 --> 21:19.208
‫نذار بره رو مخت!

21:29.000 --> 21:30.708
‫زودباش تخته‌سنگ!

21:39.208 --> 21:41.458
‫شاید بهتره تسلیم بشی

21:41.542 --> 21:43.662
‫حضار نمی‌خوان دعوای دوتا دختر کوچولو رو ببینن

21:56.833 --> 21:58.375
‫زودباش تخته‌سنگ!

22:00.250 --> 22:02.167
‫هی!

22:02.917 --> 22:04.250
‫اوه!

22:10.667 --> 22:12.833
‫تخته‌سنگ الان یه دختربچه رو لِه کرد؟

22:31.375 --> 22:33.125
‫ایول، راهزن نابینا!

22:39.542 --> 22:41.708
‫خودشه! اون معلم منه!

22:41.792 --> 22:43.833
‫- آنگ، وایسا!
‫- کجا میری؟

22:43.917 --> 22:45.375
‫ببخشید، شرمنده

22:49.458 --> 22:51.042
‫ببخشید، عذر می‌خوام

22:52.042 --> 22:53.167
‫شرمنده

22:53.250 --> 22:55.042
‫ببخشید. معذرت می‌خوام

22:55.625 --> 22:56.625
‫پوزش

22:57.833 --> 22:58.833
‫ببخشید

23:00.000 --> 23:01.750
‫- آنگ!
‫- نه، وایسا!

23:02.250 --> 23:03.667
‫باورت می‌شه؟

23:04.417 --> 23:05.875
‫باید پیداش کنیم. من باید...

23:05.958 --> 23:07.667
‫آنگ، نفس بکش

23:09.375 --> 23:10.500
‫رفتش

23:11.333 --> 23:15.875
‫آواتار آنگ، من جی شن هستم،
‫دبیر ارشد خاندان بیفونگ

23:15.958 --> 23:16.833
‫بی کی؟

23:16.917 --> 23:19.500
‫اون نمادیه که همه‌جا دیدیمش

23:19.583 --> 23:21.792
‫مهر گراز پرنده‌ی خاندان بیفونگ

23:21.875 --> 23:25.625
‫املاک ارباب و بانو بیفونگ
‫به اندازه‌ی سرزمین خاک وسعت دارن

23:26.208 --> 23:29.542
‫خاندان بیفونگ با آوتار روکو دوستان صمیمی بودن

23:29.625 --> 23:31.417
‫و می‌خوان با شما هم همینطور باشن

23:32.792 --> 23:34.917
‫لطفاً، این دعوت‌نامه رو قبول کنید

23:35.000 --> 23:38.125
‫برای یک ضیافت معارفه‌ایِ سبک
‫در عمارت بیفونگ

23:40.250 --> 23:41.292
‫وای

23:43.167 --> 23:44.208
‫مایه‌دارن

23:44.292 --> 23:46.792
‫اگه بتونن به ما غذا بدن،
‫به پناهنده‌ها هم می‌تونن

23:46.875 --> 23:47.875
‫آره

23:48.917 --> 23:50.167
‫نظرت چیه، آنگ؟

24:28.000 --> 24:29.000
‫بیدارت کردم؟

24:30.625 --> 24:31.625
‫نه

24:33.458 --> 24:34.458
‫به...

24:36.167 --> 24:37.208
‫تعمیر نیاز داشت

24:40.750 --> 24:41.750
‫آره

24:56.708 --> 24:57.708
‫آم...

25:00.125 --> 25:04.958
‫حالا که مسیر خیلی درازی در پیش داری و...

25:06.375 --> 25:09.750
‫حالا که... می‌دونم دست‌به‌آچاری...

25:15.667 --> 25:16.667
‫خب...

25:18.958 --> 25:20.083
‫این اطراف...

25:22.083 --> 25:24.667
‫خیلی چیزها نیاز به تعمیر دارن

25:26.292 --> 25:27.292
‫یعنی،

25:27.958 --> 25:31.292
‫بیشتر از چیزی که خودم تنهایی تو یه سال بتونم انجام بدم

25:44.333 --> 25:46.083
‫جای پاهای بزرگ میرن اون سمتی

25:46.875 --> 25:49.708
‫همون گاومیش پرنده‌ایه
‫که آواتار همیشه باهاش دیده می‌شه

25:49.792 --> 25:51.542
‫پشمش همه‌جا ریخته

25:52.042 --> 25:54.417
‫چرا با خودت چیزی رو بیاری
‫که ردیابیش اینقدر آسونه؟

25:54.500 --> 25:56.417
‫چون خیلی بانمک و پشمالوئه

25:56.500 --> 25:59.750
‫ولی این سه‌تا ردپا تو جهت مخالف میرن
‫و هیچ پشمی هم ندارن

26:00.833 --> 26:03.833
‫شما گاومیش رو دنبال کنید.
‫من ردپاهایی که به سمت اون شهره رو دنبال می‌کنم

26:05.375 --> 26:07.417
‫می‌خوای وارد یه شهر سرزمین خاک بشی؟

26:08.125 --> 26:08.958
‫تنهایی؟

26:09.042 --> 26:10.500
‫چیه، نگرانمی؟

26:10.583 --> 26:12.583
‫- نه درباره‌ی صدمه دیدنت
‫- درست...

26:12.667 --> 26:14.875
‫اینکه من خل بشم و کل شهر رو آتیش بزنم،

26:14.958 --> 26:18.667
‫تا چیزی جز ردی از خون و خاکستر ازش باقی نمونه

26:20.542 --> 26:23.333
‫ولی جدی میگم، تو... نمی‌خوای این کار رو بکنی که، درسته؟

26:24.167 --> 26:25.458
‫البته که نه

26:26.458 --> 26:28.250
‫من کاملاً در کنترل هستم

26:29.042 --> 26:31.708
‫صبورانه منتظر می‌مونم تا آواتار
‫من رو به زوکو برسونه

26:31.792 --> 26:35.792
‫یه تجدید دیدار گرم و مختصر خواهیم داشت،
‫بعد بهش میگم بیاد خونه

26:37.792 --> 26:38.833
‫وگرنه خودش می‌دونه چه بلایی سرش میاد

26:42.583 --> 26:45.917
‫تو که هنوز ازم شاکی نیستی
‫که نزدیک بود بکشمت، درسته؟

26:46.000 --> 26:48.458
‫به شرطی که تو ازم شاکی نباشی
‫که نزدیک بود بکشمت

26:48.542 --> 26:49.958
‫نه، ردیفم

26:52.083 --> 26:54.500
‫اصلاً این‌ها دیگه چجور درخت‌هایی هستن؟

27:01.250 --> 27:02.375
‫وای

27:03.042 --> 27:04.083
‫اینجا...

27:04.167 --> 27:05.167
‫آره

27:07.875 --> 27:09.167
‫اون کیوشی‌ـه؟

27:09.250 --> 27:10.625
‫مقیاسش درست نیست

27:11.208 --> 27:13.375
‫و دیگر تناسخ‌های گذشته‌ام

27:13.917 --> 27:16.750
‫روکو، کوروک و یانگ‌چن

27:16.833 --> 27:18.500
‫اون‌ها حتماً جد خاندان بیفونگ باشن

27:19.292 --> 27:21.083
‫گمونم واقعاً دوست بودن

27:21.167 --> 27:23.750
‫- هنوز یکی از تو ندارن، آنگ
‫- آواتار آنگ

27:23.833 --> 27:24.917
‫بعد از این همه انتظار

27:25.875 --> 27:27.958
‫خیلی شگفت‌انگیزه که بالاخره می‌بینیمت

27:28.042 --> 27:32.292
‫برای چندین نسل، خاندان بیفونگ
‫دوستان و حامیان آواتار بودن،

27:32.375 --> 27:33.375
‫همونطور که می‌بینید

27:33.417 --> 27:34.833
‫مشخصه که مسیر خیلی زیادی رو طی کردین

27:37.792 --> 27:41.167
‫ممنون. و من هم خیلی خوشحالم
‫که باهاتون آشنا می‌شم

27:41.833 --> 27:43.875
‫ولی راستش یه درخواست دیگه داریم

27:43.958 --> 27:45.792
‫ما با گروهی از پناهندگان سفر می‌کنیم

27:45.875 --> 27:47.583
‫که شدیداً به غذا و تجهیزات نیاز دارن

27:47.667 --> 27:50.167
‫- استدعایی به شدت بافضیلت
‫- هوم

27:50.250 --> 27:51.542
‫یعنی می‌تونید بهمون کمک کنید؟

27:51.625 --> 27:54.292
‫آروم باشید. بیاید تا قبل از شام
‫درباره‌ی کسب‌وکار صحبت نکنیم،

27:54.375 --> 27:56.292
‫که به زودی قراره شروع بشه وقتی...

27:56.375 --> 27:58.917
‫این هم گل کوچیک ما که اومدش

27:59.958 --> 28:02.667
‫این دختر ماست، تاف

28:10.542 --> 28:12.125
‫همون راهزن نابیناست

28:18.958 --> 28:20.458
‫خوش اومدی، آواتار

28:20.542 --> 28:23.500
‫دعا می‌کنیم از ضیافت کاملاً محقرانه‌ی ما لذت ببری

28:28.792 --> 28:30.583
‫قبیله‌ی آب جنوبی

28:30.667 --> 28:35.042
‫ملاقات شما دو نفر
‫تقریباً به اندازه‌ی ملاقات آواتار افتخار نادریه

28:35.125 --> 28:38.000
‫شوهر عزیزم یک شاگرد ابدی جهان

28:38.083 --> 28:39.750
‫و فرهنگ‌ها و جغرافیاشـه

28:39.833 --> 28:44.917
‫خب، ذهنی انعطاف‌پذیر هم خردِ سن رو داره
‫و هم کنجکاویِ جوانی رو

28:45.417 --> 28:46.833
‫مامان‌بزرگ‌مون همیشه این رو می‌گفت

28:46.917 --> 28:50.958
‫پندهای جذاب جنوب.
‫سعی می‌کنم پایبند به این تعریف بمونم

28:51.042 --> 28:52.042
‫ممنون

28:53.958 --> 28:56.208
‫جی شن، مطمئن شو سوپِ تاف ولرم شده باشه

28:56.292 --> 28:58.250
‫اون خیلی، حساسه

28:58.274 --> 29:02.274
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

29:04.125 --> 29:06.292
‫تو بهترین خاک‌افزاری هستی که تا حالا دیدم

29:07.208 --> 29:09.708
‫جان؟ با منی، آواتار؟

29:10.458 --> 29:12.375
‫آره. تو راهزن نابینا هستی

29:13.375 --> 29:16.667
‫فکر کنم من رو با یه دختر نابینای دیگه اشتباه گرفتی

29:16.750 --> 29:19.292
‫قابل درکه، ولی بازم خیلی توهین‌آمیزه

29:19.375 --> 29:22.958
‫زادگاه شما شیفته‌کننده‌ست.
‫اونجا معدن‌کاری انجام شده؟

29:23.042 --> 29:24.083
‫هوم

29:24.167 --> 29:27.333
‫خب، ما واقعاً خیلی خودکفا هستیم

29:28.167 --> 29:31.500
‫یه جور توازن با سرزمین‌ها و دریاهای اطراف‌مون داریم

29:31.583 --> 29:34.875
‫پس داری میگی در جنوب،
‫منابع وسیع و دست‌نخورده وجود داره؟

29:34.958 --> 29:37.125
‫چیزی که شوهرم واقعاً می‌خواد بدونه

29:37.208 --> 29:40.000
‫اینه که چی لازمه تا مرزتون رو برای تجارت باز کنید؟

29:40.083 --> 29:44.667
‫تاریخ بزرگ و باستانی قبیله ما
‫پُر از دریانوردی و تجارته، ولی اون...

29:44.750 --> 29:47.917
‫- با حمله‌ی کشور آتش تموم شد
‫- درسته

29:48.000 --> 29:51.083
‫کلنی‌ها و پادگان‌های جزایر اطراف ما

29:51.167 --> 29:53.625
‫غیرممکنش می‌کنن که کشتی‌های خودمون عبور کنن

29:53.708 --> 29:56.333
‫کشتی‌های با راحتی بیشتری حرکت می‌کنن

29:56.417 --> 29:58.042
‫کسب‌وکار مرز نمی‌شناسه

29:58.125 --> 29:59.292
‫خب،

30:00.250 --> 30:01.375
‫در این صورت،

30:01.458 --> 30:04.792
‫شاید بهتره درباره این تجهیزات
‫با شما مذاکره کنیم؟

30:05.917 --> 30:08.375
‫متوجه شدم که یه پرتره توی گالری‌تون کم دارین

30:11.042 --> 30:11.875
‫ادامه بده

30:11.958 --> 30:15.792
‫می‌خوام خاک‌افزاری رو یادم بدی.
‫جوری که توی ارث رامبل جنگیدی...

30:15.875 --> 30:17.583
‫من نمی‌دونم این چیه

30:17.667 --> 30:20.500
‫خدای من. انگار وحشی‌ها اونجا جمع می‌شن

30:21.083 --> 30:23.083
‫اگه برای پرتره بشینه،

30:23.167 --> 30:28.250
‫من و شوهرم با خوشحالی تمام تجهیزاتی
‫که گاومیش پرنده‌تون بتونه حمل کنه رو فراهم می‌کنیم

30:28.333 --> 30:29.333
‫قبوله

30:33.000 --> 30:35.458
‫باشه، گمونم دوتا استعداد داشته باشی

30:36.000 --> 30:37.000
‫از کنترل استفاده کردم

30:37.917 --> 30:40.250
‫اراده‌شون رو کنترل کردم

30:40.333 --> 30:41.333
‫گرفتی؟

30:43.583 --> 30:47.042
‫تو استادِ جینگِ خنثی هستی.
‫می‌تونی یادم بدی که منتظر بمونم و گوش کنم

30:47.125 --> 30:49.583
‫پس این رو گوش کن

30:49.667 --> 30:52.500
‫دهنت رو ببند

30:54.833 --> 30:56.500
‫هوم

31:00.417 --> 31:03.625
‫آواتار خودش رو کثیف کرده.
‫لطفاً کمک کن خودش رو تمیز کنه، جی شن

31:03.708 --> 31:05.833
‫نه، نیاز نیست. خودم می‌تونم

31:10.250 --> 31:11.583
‫اه

31:16.375 --> 31:17.750
‫هوم

31:17.833 --> 31:19.083
‫شگفت‌انگیزه!

31:19.583 --> 31:20.792
‫آفرین!

31:22.333 --> 31:25.458
‫همونطور که می‌بینید، آماده‌ام عنصر بعدی رو یاد بگیرم

31:25.542 --> 31:27.042
‫فقط به معلم مناسب نیاز دارم

31:28.417 --> 31:32.375
‫کی خاک‌افزاری رو به تاف یاد داده؟
‫مطمئنم خیلی ماهره

31:32.458 --> 31:33.500
‫نه

31:35.000 --> 31:37.375
‫تاف گل کوچولوی ماست

31:37.458 --> 31:41.208
‫طبیعت شکننده‌اش با اون همه پاکوبی و جنجال مطابقت نداره

31:41.292 --> 31:42.500
‫یعنی، شما...

31:44.000 --> 31:45.000
‫نه

31:45.833 --> 31:47.000
‫اون...

31:47.083 --> 31:49.083
‫مشکل تنفسی داره

31:51.875 --> 31:54.125
‫چیزی نیست.
‫معمولاً آروم زمین می‌خوره

31:54.208 --> 31:55.667
‫چیزیش نمی‌شه

31:55.691 --> 32:03.691
‫« امشب بیا باغ دیدنم... و دیگه دهنت رو ببند »

32:07.667 --> 32:09.625
‫ناخوش‌احوالی، آواتار؟

32:09.708 --> 32:12.708
‫- بودم، ولی دیگه نیستم
‫- البته

32:12.792 --> 32:15.833
‫حالا که تمام نیازهای پناهنده‌هاتون برطرف شده،

32:15.917 --> 32:20.667
‫می‌تونیم شما رو در آغوش گرم و قویِ قبیله بیفونگ بگیریم

32:22.750 --> 32:25.333
‫عاشق یه بغلِ خوبـم

32:32.542 --> 32:34.542
‫فکر نمی‌کردم کارگری مزرعه رو بلد باشی

32:34.625 --> 32:36.000
‫من اخیراً

32:37.250 --> 32:38.708
‫خیلی چیزها رو یاد گرفتم

32:58.625 --> 33:00.042
‫همونجا بود

33:03.875 --> 33:05.792
‫فقط داشتن اینجا کار می‌کردن

33:06.417 --> 33:07.792
‫مامان و بابام

33:08.875 --> 33:11.583
‫داداش بزرگم هم با ارتش رفته بود

33:17.208 --> 33:18.542
‫من...

33:22.250 --> 33:25.917
‫داخل خونه بودم که سروصداها رو شنیدم

33:26.833 --> 33:28.000
‫و...

33:34.167 --> 33:36.375
‫نمی‌دونم چطوری، ولی می‌دونستم خودشون هستن

33:37.625 --> 33:39.000
‫کشور آتش

33:41.625 --> 33:43.708
‫پس پنگ رو قایم کردم و خودم

33:44.667 --> 33:46.833
‫دویدم بیرون که برسم بهشون

33:50.250 --> 33:52.958
‫چون می‌دونی، فکر کردم اگه بدونن
‫ما خانواده هستیم،

33:53.042 --> 33:56.792
‫که اینجا... بچه هست، شاید... دیگه...

34:07.083 --> 34:08.917
‫خیلی سریع رخ داد

34:10.583 --> 34:14.083
‫حتی وقتی هم فهمیدم خیلی دیر شده،
‫بازم به سمت‌شون دویدم

34:15.875 --> 34:17.500
‫و بعد بهم رو کرد

34:18.583 --> 34:20.458
‫اونی که انجامش داد رو میگم

34:26.083 --> 34:27.167
‫متاسفم

34:29.917 --> 34:32.083
‫واقعاً نمی‌دونم چرا این‌ها رو بهت گفتم

34:34.250 --> 34:35.708
‫همه یه چیزهایی از دست دادیم

34:41.958 --> 34:44.583
‫نیاز نیست از زخمت خجالت بکشی

34:46.042 --> 34:47.708
‫معنیش اینه که زنده موندی

34:52.708 --> 34:54.417
‫اه...

34:55.125 --> 34:58.000
‫باید از طویله بازم کِش بیارم

35:05.708 --> 35:07.333
‫یادت بیار کی هستی

35:08.042 --> 35:11.500
‫مامان! مامان! مامان!

35:12.917 --> 35:14.625
‫باید ادامه بدم

35:14.708 --> 35:16.250
‫دیگه نمی‌تونیم چیزی بهتون بدیم

35:16.333 --> 35:19.583
‫می‌ذاریم زنده بمونی،
‫پس غذا رو رد کن بیاد!

35:19.667 --> 35:21.708
‫عقب وایسا.
‫زخمیت می‌کنم! نه!

35:23.083 --> 35:26.125
‫- از مشاجره بیزاره
‫- چون مهربونه

35:26.208 --> 35:30.542
‫چون می‌خواد به مردم کمک کنه.
‫دنبال صلح و عدالته

35:30.625 --> 35:34.875
‫داریم تحت یک قانون
‫صلح و عدالت رو به دنیا میدیم،

35:34.958 --> 35:36.583
‫که اون به قدرت نیاز داره

35:38.875 --> 35:40.500
‫زوکو قدرت نداره

35:41.542 --> 35:45.625
‫گاهی قدرت یعنی بدونی کِی نباید بجنگی

35:47.375 --> 35:48.815
‫باید یه شانس دیگه بهش بدی

35:48.875 --> 35:52.708
‫باید غرایزش رو پرورش بدی
‫به جای اینکه فقط خنثی‌شون کنی

35:52.792 --> 35:55.417
‫تو این خانواده نه. تو این دنیا نه

35:56.542 --> 35:59.750
‫اگه پسرمون حاضر نباشه
‫خواهر کوچیکش رو سر جاش بنشونه،

35:59.833 --> 36:01.625
‫پس خواهرش جاش رو می‌گیره

36:01.708 --> 36:04.542
‫- پس می‌خوای از همدیگه متنفر باشن؟
‫- اگه لازمه‌ی کار اینه

36:04.625 --> 36:08.667
‫سرنوشت بزرگتری برای هر دو بچه‌مون وجود داره
‫نسبت به چیزی که بتونی تصورش کنی

36:08.750 --> 36:10.042
‫منظورت چیه؟

36:12.792 --> 36:16.333
‫تو از یه دودمان بی‌نقص و قدرتمند پیش من اومدی

36:16.417 --> 36:17.917
‫و قول دادیم

36:18.500 --> 36:22.292
‫قبایل‌مون رو متحد کنیم
‫و باهم یه خانواده تشکیل بدیم

36:22.375 --> 36:24.500
‫تو بهم یه وارث دادی

36:25.125 --> 36:26.000
‫و یه جایگزین

36:26.083 --> 36:27.458
‫وارث؟ چی...

36:30.167 --> 36:32.417
‫آیرو جانشینه

36:33.458 --> 36:35.583
‫لوتن وارثه. من...

36:35.667 --> 36:38.500
‫- تربیت بچه‌هام رو به من بسپار
‫- بچه‌های من هم هستن!

36:41.125 --> 36:43.958
‫نمی‌ذارم به هیولا تبدیلـشون کنی

36:45.333 --> 36:47.208
‫نظرت درباره‌ی من اینه؟

36:48.625 --> 36:49.625
‫یه هیولا؟

37:03.042 --> 37:04.333
‫بزنید به چاک!

37:11.208 --> 37:13.083
‫قصد نداشتم

37:14.250 --> 37:15.542
‫عیب نداره

37:17.792 --> 37:19.417
‫اگه تو نمی‌کردی، من انجامش می‌دادم

37:31.708 --> 37:32.542
‫اومدی پس

37:32.625 --> 37:35.500
‫به خاطر تو و دهن گشادت نزدیک بود پیش خانواده‌ام لو برم

37:35.583 --> 37:36.917
‫ببخشید. فقط...

37:37.000 --> 37:38.792
‫واقعاً یه معلم خاک‌افزاری نیاز دارم

37:38.875 --> 37:39.750
‫مشکل من نیست

37:39.833 --> 37:42.000
‫دهنت رو در موردش ببند و تا ابد تنهام بذار

37:44.042 --> 37:47.958
‫ولی دوستم بومی گفت معلمم
‫استاد جینگ خنثی‌ست

37:48.042 --> 37:50.500
‫نمی‌دونم چیه. برو کنار!

37:52.750 --> 37:57.000
‫حرکاتت خیلی سبکه، پا پَری.
‫روی زمین بمون که بتونم ببینمت

37:59.833 --> 38:01.792
‫بهتر شد؟

38:02.833 --> 38:03.833
‫آره

38:04.708 --> 38:05.708
‫حالا برگرد

38:07.625 --> 38:09.292
‫به سمت دروازه برو

38:11.583 --> 38:13.333
‫و تا ابد ادامه بده

38:14.542 --> 38:16.875
‫باشه، پس نمی‌خوای معلم خاک‌افزاریم باشی

38:16.958 --> 38:18.583
‫پس باهوش هم هست

38:18.667 --> 38:21.917
‫ولی... من باید جینگ خنثی رو یاد بگیرم

38:22.000 --> 38:23.667
‫و دیدم که تو انجامش میدی

38:23.750 --> 38:26.083
‫می‌شه فقط خاک‌افزاریـت رو نشونم بدی؟

38:26.167 --> 38:29.333
‫بلدم دیگه...

38:29.417 --> 38:31.667
‫- کی اهمیت میده؟
‫- من

38:32.833 --> 38:33.833
‫باشه

38:34.500 --> 38:36.125
‫وقتی بچه بودم،

38:36.208 --> 38:38.417
‫از خونه فرار کردم و توی یه غار مخفی شدم

38:38.500 --> 38:39.875
‫چرا فرار کردی؟

38:42.542 --> 38:45.250
‫یادم نیست.
‫اون تیکه‌ی ماجرا اهمیت نداره

38:45.333 --> 38:48.333
‫مهم اینه که توی این غار،

38:49.167 --> 38:52.167
‫چندتا... گورکَن موش‌کور رو دیدم

38:53.042 --> 38:54.875
‫می‌تونستم توی زمین حس‌شون کنم

38:55.708 --> 39:01.125
‫ولی نکته‌ی عجیب‌تر این بود که
‫می‌تونستم حس کنم که فهمیدن ترسیدم

39:03.500 --> 39:05.667
‫مثل من نابینا بودن، واسه همین

39:06.708 --> 39:08.083
‫همدیگه رو درک می‌کردیم

39:09.750 --> 39:11.708
‫واسه اون‌ها، خاک‌افزاری،

39:12.583 --> 39:13.583
‫جنگیدن نبود

39:13.625 --> 39:16.708
‫اینجوری با دنیا در تعامل بودن

39:16.792 --> 39:19.333
‫اینجوری دنیای خودشون رو ساخته بودن

39:21.875 --> 39:24.875
‫پس همینجوری بهم یادش دادن،

39:25.542 --> 39:28.167
‫به عنوان یک حسِ اضافه

39:28.833 --> 39:30.750
‫همه‌چیز ارتعاش داره

39:30.833 --> 39:31.917
‫در اطراف ما

39:32.625 --> 39:34.125
‫دنیا داره می‌چرخه

39:34.625 --> 39:37.833
‫آب توی رودخونه‌هایی هست
‫که در اعماق زیرزمین هستن

39:38.375 --> 39:40.500
‫سنجاب‌ها روی شاخه‌های درخت میدوئن

39:42.375 --> 39:45.250
‫مورچه‌ها تکه‌های کوچیک شِن رو
‫از روی خزه‌ها حمل می‌کنن

39:45.333 --> 39:47.083
‫همه از طریق خاک متصل هستیم

39:47.917 --> 39:49.000
‫حتی تو

39:49.625 --> 39:52.792
‫به محض اینکه پات رو توی خونه‌ام گذاشتی
‫تونستم حست کنم، پا پَری

39:54.500 --> 39:56.667
‫مطمئنم گورکن موش‌کورها بهت احساس امنیت دادن

39:57.167 --> 39:58.833
‫رفتی بهشون سر بزنی؟

39:59.333 --> 40:00.333
‫نه

40:01.417 --> 40:03.750
‫این اتفاق نزدیک خونه‌مون
‫که توی گائولینگ بود رخ داد

40:04.292 --> 40:05.792
‫دیگه اونجا نمیریم

40:06.417 --> 40:07.417
‫متاسفم

40:08.167 --> 40:11.792
‫گاومیش پرنده‌ی من آپا، نزدیک‌ترین دوستمه

40:12.833 --> 40:14.167
‫اگه یه وقت از دست بدمش،

40:16.000 --> 40:17.375
‫نمی‌دونم چی کار می‌کنم

40:20.583 --> 40:24.042
‫تا حالا به والدینت گفتی؟

40:24.125 --> 40:25.250
‫اون‌ها درکش نمی‌کنن

40:26.083 --> 40:27.708
‫نمی‌خوان من کنترل کنم

40:29.042 --> 40:31.333
‫واسه همین دیگه نمیریم گائولینگ

40:32.417 --> 40:35.417
‫والدینم هستن، می‌دونی؟

40:36.333 --> 40:38.083
‫فقط می‌خوان ازم محافظت کنن

40:38.917 --> 40:41.250
‫ولی اینجا نمی‌تونی خودت باشی

40:41.750 --> 40:42.958
‫پیش ما می‌تونی

40:44.333 --> 40:48.167
‫باشه، معلومه نمی‌فهمی
‫روال خانواده‌ی ما چطوریه

40:48.250 --> 40:49.625
‫اگه بیفونگ به دنیا بیای،

40:49.708 --> 40:52.667
‫تا آخر عمرت باید این نقش رو ایفا کنی

40:53.583 --> 40:55.292
‫نمی‌شه ازش خارج شد

41:00.917 --> 41:04.167
‫من آواتار به دنیا اومدم،
‫و باید آواتار باشم

41:04.708 --> 41:06.042
‫چاره‌ای ندارم

41:07.625 --> 41:08.625
‫درسته

41:10.292 --> 41:11.625
‫تو یه آواتاری،

41:12.167 --> 41:14.000
‫و من یه بیفونگ

41:15.333 --> 41:17.333
‫شاید من هم این رو انتخاب نمی‌کردم

41:17.833 --> 41:20.250
‫می‌تونستم فقط یکی از عشایر باد باشم

41:21.958 --> 41:22.958
‫ولی

41:23.792 --> 41:26.417
‫اینجوری هیچوقت با دو دوست صمیمیم آشنا نمی‌شدم

41:26.500 --> 41:28.292
‫یا به هیچ‌جا سفر نمی‌کردم

41:28.375 --> 41:31.875
‫یا حتی بزرگترین تخم تمساح‌کرگدن دنیا رو نمی‌دیدم،

41:31.958 --> 41:34.958
‫که کاتارا میگه با خاک‌افزاری درست شده،
‫ولی اشتباه می‌کنه چون واقعیه

41:42.333 --> 41:44.833
‫به تصمیمت احترام می‌ذارم

41:49.375 --> 41:50.375
‫باشه

41:51.208 --> 41:52.208
‫خوبه

41:55.042 --> 41:56.042
‫و...

41:58.375 --> 42:00.958
‫واقعاً امیدوارم دوباره بتونی اون گورکن موش‌کورها رو ببینی

42:23.958 --> 42:27.917
‫آواتر اومده!
‫آواتار اومده به دهکده!

42:33.542 --> 42:35.125
‫مطمئنم خیلی‌ها قراره باشن

42:35.208 --> 42:38.417
‫باید سیب‌زمینی گل‌دارها
‫و طالبی‌زمینی‌هامون رو بفروشیم

42:38.500 --> 42:41.042
‫کلم‌هامون، گوجه‌هامون و کلم‌پیچ‌هامون

42:41.125 --> 42:43.000
‫هرچیزی که توی مزرعه داریم

42:43.083 --> 42:45.583
‫بعدش می‌تونیم یکم سود به جیب بزنیم

42:48.708 --> 42:50.542
‫زوکو. زوکو، بیدار شو

42:50.625 --> 42:53.583
‫- چی شده؟
‫- بیدار شو. باید بریم. باید بریم

42:56.583 --> 43:00.500
‫- خیلی زوده. یا خیلی دیر
‫- هیس عزیزم. بیا

43:01.000 --> 43:02.250
‫هیس. هیس

43:08.375 --> 43:09.958
‫بشین، باشه؟

43:10.042 --> 43:12.208
‫بشین اینجا. باشه

43:13.500 --> 43:15.375
‫- بهم دست نزن
‫- هیس آزولا!

43:15.458 --> 43:17.042
‫خودت هیس

43:19.792 --> 43:21.500
‫هی!

43:21.583 --> 43:22.792
‫بابا کو؟

43:23.292 --> 43:25.667
‫مامان، بابا کو؟
‫بابا کجاست؟

43:25.750 --> 43:26.958
‫آزولا، بس کن. ساکت!

43:27.042 --> 43:29.167
‫- اینقدر بهم دست نزن!
‫- عزیزم، لطفاً بس کن!

43:32.875 --> 43:34.917
‫- بسه!
‫- چی شده مامان؟

43:37.792 --> 43:38.667
‫- چیزی نیست
‫- مامان...

43:38.750 --> 43:39.750
‫عزیزم، گوش کن

43:39.792 --> 43:42.500
‫می‌خوام قول بدید هر چی که شد،

43:42.583 --> 43:43.625
‫باهم بمونید

43:43.708 --> 43:46.417
‫قول بدین. این قول رو هم تو عمق قلب‌تون نگه دارید

43:46.500 --> 43:47.708
‫باشه مامان

43:49.417 --> 43:50.750
‫بیاید بیرون ببینم!

43:51.583 --> 43:52.833
‫افسار رو بنداز!

43:56.792 --> 43:58.625
‫- یادتون نره کی هستید
‫- پخش بشید!

43:58.708 --> 44:01.542
‫از خواهرت هم مراقبت کن. باشه؟

44:06.333 --> 44:08.125
‫دوتاتون رو خیلی دوست دارم

44:12.083 --> 44:13.000
‫نه!

44:13.083 --> 44:16.417
‫نه! نه! نه!

44:16.500 --> 44:20.500
‫مامان! مامان!

44:53.125 --> 44:57.708
‫بهش فکر کردم و به نظرم زیادی جینگ مثبت داری

45:00.583 --> 45:01.583
‫ممنون

45:02.750 --> 45:05.833
‫تعریف نبود. این...

45:06.875 --> 45:10.667
‫هروقت توی خطر یا نبرد هستیم

45:10.750 --> 45:14.083
‫یا مثلاً یه افعی دریایی غول‌پیکر،

45:14.667 --> 45:18.458
‫همیشه فقط داد می‌زنی که «بیاید دنبالم»
‫و با عجله میری وسط ماجرا

45:18.542 --> 45:20.167
‫می‌دونی؟ پس...

45:20.250 --> 45:21.792
‫- باشه
‫- باشه

45:21.875 --> 45:24.458
‫خب، من رهبر جنگجویان کیوشی هستم،

45:24.542 --> 45:26.500
‫پس عادیه که رهبری کنم

45:27.667 --> 45:28.667
‫آره

45:29.708 --> 45:31.625
‫فقط میگم نباید اینقدر سربه‌هوا باشی

45:33.167 --> 45:35.292
‫فکر کنم بدونی که از پس خودم برمیام

45:37.583 --> 45:42.000
‫جدی؟ نزدیک بود... یه افعیِ آبی زنده‌زنده آب‌پزت کنه

45:42.875 --> 45:46.000
‫روم خراش انداخت.
‫کاتارا هم درمانم کرد. خوبم

45:46.083 --> 45:47.083
‫باشه

45:47.750 --> 45:49.458
‫می‌دونی چیه؟ کلاً بیخیالش

45:50.292 --> 45:51.625
‫صبرکن، واقعاً چی شده؟

45:51.708 --> 45:55.417
‫نه، نمی‌خوای ترسم رو جدی بگیری، عیب نداره.
‫این... ما...

45:57.833 --> 45:59.250
‫- بیخیال
‫- ساکا

46:00.708 --> 46:05.000
‫چیزی شده؟ بعد از جزیره کیوشی؟
‫چیزی که اینقدر نگرانت کرده؟

46:05.083 --> 46:08.000
‫می‌دونم آنگ رو گرفتن و کاتارا
‫توی شمال در خطوط مقدم بود

46:08.083 --> 46:09.708
‫درباره شمال باهات حرف زدن؟

46:10.875 --> 46:11.875
‫چی گفتن؟

46:13.042 --> 46:14.500
‫فقط اینکه چی بهشون گذشته

46:15.500 --> 46:18.917
‫ببین، معلومه یه ماجرای سنگینی داری

46:19.500 --> 46:22.500
‫و فقط می‌خوام بدونی که من هستم

46:23.375 --> 46:24.375
‫به حرفت گوش میدم

46:30.208 --> 46:31.250
‫چیزی نشده

46:40.458 --> 46:42.542
‫چرا دوتا دختر از کشور آتش اونجا هستن؟

46:45.875 --> 46:46.875
‫هی!

46:47.292 --> 46:50.833
‫به نظرت اون همون آب‌افزاری نیست
‫که باید با آواتار باشه؟

46:51.417 --> 46:53.625
‫ساکا، دنبالم بیا

46:54.125 --> 46:55.125
‫اه...

46:56.208 --> 46:57.917
‫کتک‌شون بزنیم که ببینیم؟

47:19.917 --> 47:21.167
‫اه!

47:21.250 --> 47:22.750
‫اه!

47:28.500 --> 47:30.000
‫اه!

47:32.042 --> 47:33.542
‫باهام چی کار کردی؟

47:33.625 --> 47:37.083
‫فقط یه لحظه چیـت رو آروم کردم.
‫چیزیت نمی‌شه جیگر

48:08.458 --> 48:09.750
‫الان چی کارم کردی؟

48:09.833 --> 48:12.458
‫بدون توانایی‌هات خیلی سرسخت نیستی، نه؟

48:16.792 --> 48:18.667
‫صورت؟ خدایی؟

48:32.625 --> 48:34.125
‫یه جوری فلجم کرد

48:34.208 --> 48:35.958
‫دنبال آنگ هستن

48:36.042 --> 48:38.208
‫اون رفته دهکده. باید بهش هشدار بدیم

48:54.625 --> 48:56.000
‫سلام زوزو

48:58.000 --> 48:59.083
‫آزولا

49:04.542 --> 49:06.000
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

49:07.042 --> 49:09.083
‫اینجوری با خواهرت احوال‌پرسی می‌کنی؟

49:12.375 --> 49:13.958
‫با موهات چی کار کردی؟

49:19.917 --> 49:21.375
‫تو کارم دخالت نکن

49:22.708 --> 49:24.167
‫لازم نیست اون کار رو بکنی

49:25.417 --> 49:28.708
‫منظورم گرفتنِ آواتاره.
‫پدر دیگه بهش اهمیت نمیده

49:31.375 --> 49:33.042
‫یعنی چی اهمیت نمیده؟

49:38.833 --> 49:41.167
‫به خاطر خیانتت در شمال عفوت کرده،

49:41.250 --> 49:43.500
‫و تبعیدت رو برداشته

49:44.625 --> 49:46.292
‫تبریک میگم

49:46.375 --> 49:47.792
‫دروغ میگی

49:50.583 --> 49:51.917
‫کاش دروغ بود

49:53.375 --> 49:55.708
‫من رو فرستادن که برت گردونم

49:58.875 --> 50:01.375
‫تمام تلاشت رو کردی، زوزو.
‫همه می‌دونیم

50:01.875 --> 50:04.583
‫و در نهایت، چیزی که واقعاً مهمه همینه

50:05.375 --> 50:06.417
‫مگه نه؟

50:06.500 --> 50:08.583
‫قدرت آواتار داره بیشتر می‌شه

50:09.083 --> 50:11.003
‫اگه می‌خواد جنگ رو ببره،
‫باید بگیریمش

50:11.083 --> 50:13.333
‫ارباب آتشـت رو زیر سوال نبر

50:16.583 --> 50:18.792
‫بهم فرمان داده ببرمت خونه،

50:19.375 --> 50:21.292
‫و انجامش میدم

50:22.750 --> 50:23.875
‫به هر

50:25.250 --> 50:26.250
‫شکلی که شده

50:26.792 --> 50:28.417
‫پس حالا فرمان‌های اون رو اجرا می‌کنی؟

50:29.958 --> 50:30.958
‫آره

50:31.500 --> 50:33.583
‫هر فرمانی که بده

50:34.292 --> 50:35.625
‫فتح اوماشو

50:36.500 --> 50:38.250
‫برگردوندنِ پسرِ به‌دردنخورش

50:38.333 --> 50:40.083
‫نمی‌دونم چه بازی‌ای راه انداختی،

50:40.167 --> 50:42.250
‫ولی می‌دونم هیچوقت کاری نمی‌کنی

50:42.333 --> 50:43.625
‫که واسه من خوب باشه

50:43.708 --> 50:45.375
‫جمع کن خودت رو

50:46.792 --> 50:49.917
‫تو لیست نگرانی‌هام اونقدرها جایگاه بالایی نداری

50:50.000 --> 50:52.125
‫واسه همین ژائو رو آوردی
‫که کثیف‌کاری‌هات رو بکنه؟

50:53.292 --> 50:55.167
‫نمی‌دونم منظورت چی یا کیه

50:55.875 --> 50:57.417
‫حداقل این بار،

50:58.792 --> 51:01.875
‫وقارش رو داشتی که حضوری بیای
‫و ماموریتم رو خراب کنی

51:01.958 --> 51:05.208
‫ماموریتت بی‌معناست

51:05.292 --> 51:07.333
‫پس بگیر بشین تا تمومش کنم

51:10.625 --> 51:13.500
‫بدون آواتار برنمی‌گردم

51:13.583 --> 51:15.333
‫احمق نباش، زوکو

51:16.708 --> 51:17.958
‫ببین تو چه وضعیتی هستی

51:18.042 --> 51:22.625
‫من قوی‌تر از چیزی هستم که یادته

51:29.292 --> 51:31.833
‫اون شاید تنها خاک‌افزاری‌ای باشه که یاد بگیرم

51:32.708 --> 51:33.958
‫آواتار!

51:35.333 --> 51:36.542
‫زوکو؟

51:37.375 --> 51:38.917
‫کارم باهات تموم نشده!

51:47.000 --> 51:48.000
‫این؟

51:49.125 --> 51:50.708
‫آواتار اینه؟

51:51.625 --> 51:53.000
‫زوزو، اون یه پسربچه‌ست

51:54.625 --> 51:56.042
‫زوزو؟

51:58.542 --> 51:59.792
‫تو کی هستی؟

52:01.125 --> 52:02.250
‫نفهمیدی؟

52:03.500 --> 52:05.667
‫بهم گفتن شباهت خانوادگی‌مون قویه

52:11.333 --> 52:14.500
‫«آواتار رو دستگیر می‌کنم و افتخارم رو احیا می‌کنم»

52:14.583 --> 52:16.375
‫هیچوقت این حرف رو نزدم!

52:42.500 --> 52:43.958
‫هی!

53:09.125 --> 53:11.125
‫اه!

53:14.125 --> 53:15.458
‫فی، ببین!

53:25.833 --> 53:26.958
‫لی‌ـه

53:30.083 --> 53:31.083
‫نه، نیست

53:38.292 --> 53:39.458
‫دستت دوباره سالم شده

53:40.875 --> 53:42.500
‫بهتر از چیزی که فکرش رو می‌کردم بودی

53:56.875 --> 53:57.917
‫وای!

54:02.125 --> 54:03.000
‫تاف!

54:03.083 --> 54:06.250
‫چرا نگفتی قراره جنگ واقعی داشته باشیم؟

54:47.625 --> 54:48.625
‫آزولا!

54:49.125 --> 54:50.833
‫دست نگه دار!

54:53.250 --> 54:56.042
‫جای تعجب نداره که رفتی تو تیم دشمن، زوکو

55:10.458 --> 55:11.917
‫وقتی شکست خورده باشم خودم می‌دونم

55:12.667 --> 55:14.417
‫یه پرنسس تسلیم می‌شه...

55:14.500 --> 55:15.500
‫اه!

55:15.583 --> 55:16.583
‫عمو!

55:30.708 --> 55:31.708
‫عمو

55:34.792 --> 55:36.667
‫- زوکو، می‌تونم کمک کنم
‫- هی. هی

55:39.583 --> 55:40.833
‫تنهامون بذارید

55:41.417 --> 55:43.083
‫باید همین الان بریم، خب؟

55:43.167 --> 55:44.292
‫ولی می‌تونیم کمک کنیم

55:48.167 --> 55:49.958
‫- برید!
‫- بریم! برو

56:05.042 --> 56:06.125
‫عمو...

56:14.208 --> 56:17.083
‫پس اون‌ها آتش‌افزار بودن، ها؟

56:17.708 --> 56:20.417
‫صبر ندارم تا بتونم یه بار دیگه باهاشون درگیر بشم

56:22.167 --> 56:24.250
‫یعنی باهامون میای؟

56:26.958 --> 56:27.958
‫تاف!

56:36.042 --> 56:38.167
‫اینجا چی کار می‌کنی آخه؟

56:39.208 --> 56:42.667
‫هیاهو رو حس کردم، واسه همین اومدم ببینم داستان چیه

56:42.750 --> 56:45.917
‫آواتار داشت می‌جنگید.
‫باید کمکش می‌کردم

56:46.000 --> 56:47.875
‫هیاهو رو حس کردی؟

56:50.125 --> 56:53.458
‫تو زیادی حساسی که توی این فعالیت باشی

56:55.250 --> 56:57.625
‫من حساس نیستم

56:58.958 --> 57:00.792
‫و گل نیستم

57:02.625 --> 57:03.958
‫من یه سنگم

57:05.125 --> 57:08.458
‫و نابینام، حتی اگه نخوای بگی

57:10.875 --> 57:11.875
‫فقط

57:12.625 --> 57:14.125
‫به حرفم گوش کن

57:14.875 --> 57:16.500
‫این یه بار، مامان

57:18.792 --> 57:21.167
‫من این هستم

57:27.333 --> 57:29.333
‫زیادی بهت آزادی دادیم

57:30.000 --> 57:33.333
‫کفش‌هات رو بپوش و همین الان... بیا خونه

57:37.083 --> 57:40.542
‫دیگه هیچوقت کفش نمی‌پوشم

57:42.667 --> 57:46.542
‫زودباش آواتار. می‌خوام خاک‌افزاری رو یادت بدم
‫حتی اگه باعث مرگم بشه

57:49.417 --> 57:50.958
‫می‌تونی بایستی؟

58:12.250 --> 58:13.250
‫پنگ!

58:15.333 --> 58:17.167
‫از اینجا برو، آتش‌افزار!

58:17.667 --> 58:20.917
‫گوش کن عمو، باید همین الان بریم.
‫زودباش. زودباش

58:21.000 --> 58:22.000
‫زودباش

58:22.024 --> 58:29.024
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

58:41.917 --> 58:45.958
‫وقتی دخترِ ربوده‌شده‌مون
‫صحیح و سالم برگشت، بقیه‌اش رو می‌گیری

58:47.125 --> 58:49.583
‫تخته‌سنگ تمام تلاشش رو می‌کنه

58:50.083 --> 58:54.958
‫ولی گیر انداختن دختر خاندان بیفونگ کار خیلی سختیه

58:55.042 --> 58:58.208
‫اون سرسخت و قدکوتاه

58:58.292 --> 59:01.333
‫و به شدت بدجنسه

59:01.417 --> 59:03.750
‫واسه همین جی شن همراهیت می‌کنه

59:03.774 --> 59:10.774
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

59:12.458 --> 59:14.708
‫دخترم رو به هر روش ممکن

59:16.125 --> 59:19.375
‫بیارید خونه

59:19.399 --> 59:29.399
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
