WEBVTT

00:01.000 --> 00:15.001
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:17.916 --> 00:20.666
‫ما زمان زیادی رو
‫صرف مخفی کردن خود واقعیمون می‌کنیم،

00:21.166 --> 00:24.208
‫که مطمئن بشیم هیچکس
‫نبینه واقعاً می‌خوایم کی باشیم

00:25.000 --> 00:27.541
‫پس سخته به یاد بیاریم یه زمانی بوده که

00:27.625 --> 00:32.708
‫واقعاً هیجان داشتیم که
‫چهره واقعیمونو به دنیا نشون بدیم

00:33.541 --> 00:35.041
‫خیلی چشمگیره

00:36.291 --> 00:38.125
‫اون یونیفرم بهت میاد

00:38.625 --> 00:41.625
‫به نظرت خوبه؟
‫با محافظ‌های شونه مشکل داشتم

00:44.375 --> 00:45.875
‫اینم از این. عالی شد

00:48.208 --> 00:49.708
‫- چیه... چی شده؟
‫- هیچی

00:49.791 --> 00:51.291
‫بگو دیگه

00:51.458 --> 00:54.708
‫دستکش‌هات رو اشتباه بستی،
‫ولی هیچکس متوجه نمیشه

00:54.791 --> 00:56.291
‫چی؟ کمک کن درستش کنم

00:58.333 --> 01:00.666
‫اولین جلسه شورای جنگ خودمو یادمه

01:00.750 --> 01:03.541
‫اون موقع مسائل کوچیکتر بودن.
‫خصوصی‌تر بودن

01:04.208 --> 01:07.250
‫ولی به نظر میاد اوزای
‫از داشتن مخاطب لذت می‌بره

01:07.333 --> 01:09.416
‫پدر میگه از نظرات مختلف استقبال می‌کنه

01:09.500 --> 01:14.083
‫توصیه می‌کنم همچین کاری نکنی.
‫فعلاً بهتره تماشا کنی و یاد بگیری

01:16.750 --> 01:18.250
‫اینم از این

01:21.541 --> 01:23.041
‫چطور شدم؟

01:23.750 --> 01:25.250
‫مثل یه شاهزاده

01:36.875 --> 01:39.041
‫چرا از مسیر خارج شدیم؟
‫کی جهت حرکت رو عوض کرد؟

01:41.916 --> 01:45.166
‫- ستوان جی، ازت سوال پرسیدم
‫- دستورات جدیدی بهمون داده شده

01:45.250 --> 01:47.333
‫- دستورات جدید؟ توسط کی؟
‫- توسط من

01:49.541 --> 01:52.250
‫خیلی وقته داریم تعقیبش می‌کنیم و
‫به جایی نمی‌رسیم

01:52.251 --> 01:54.960
‫به نظرم وقتشه
‫یه استراتژی جدید داشته باشیم

01:55.041 --> 01:56.541
‫تو فکر می‌کنی؟

01:57.708 --> 01:59.666
‫من کسی‌ام که دارم آواتار رو تعقیب می‌کنم

02:00.375 --> 02:02.291
‫من مسئول این مأموریتم

02:02.375 --> 02:04.958
‫من فرمانده این کشتی‌ام

02:06.125 --> 02:07.625
‫و من،

02:08.541 --> 02:10.041
‫یه دریاسالارم

02:11.583 --> 02:13.833
‫ارباب آتش اوزای، صلاح دیده که من رو

02:14.416 --> 02:18.083
‫مسئول تمام عملیات‌های
‫مربوط به گرفتن آواتار کنه

02:18.166 --> 02:20.708
‫البته از کمک تو هم استقبال می‌کنم

02:20.791 --> 02:22.625
‫در واقع، انتظار دارم بهم کمک کنی

02:22.708 --> 02:25.416
‫به تمام منابعی که در اختیارمه نیاز دارم،

02:26.541 --> 02:28.041
‫هر چقدر هم که کوچیک باشه

02:29.250 --> 02:30.750
‫بعداً برمی‌گردم،

02:31.458 --> 02:36.750
‫که در مورد بعضی تغییرات توی خدمه
‫با هم صحبت کنیم

02:37.625 --> 02:39.166
‫تا اون موقع، به کارت ادامه بدی

02:45.333 --> 02:46.833
‫چی شده؟

02:49.166 --> 02:51.250
‫ستوان جی،
‫برگرد به مسیر اصلیمون

02:54.250 --> 02:55.541
‫شنیدی چی گفتم؟

02:55.625 --> 02:57.833
‫برگرد به مسیر!

02:59.333 --> 03:01.416
‫ستوان، می‌دونی مجازات نافرمانی چیه؟

03:01.500 --> 03:04.083
‫می‌دونم، و برای همین نمی‌تونم
‫کاری رو که میگین انجام بدم

03:04.833 --> 03:07.166
‫دریاسالار ژائو
‫دستوراتش رو خیلی صریح داد،

03:07.250 --> 03:09.291
‫و گفت اگه اجراشون نکنیم
‫چه اتفاقی می‌افته

03:15.000 --> 03:18.750
‫واقعاً می‌خواین بذارین این ترسوی عوضی
‫بهمون بگه چیکار کنیم؟

03:19.250 --> 03:21.166
‫اون نمی‌دونه چی در خطره!

03:22.833 --> 03:24.708
‫نمی‌تونیم بذاریم بیاد
‫و همه چی رو ازمون بگیره

03:24.709 --> 03:26.584
‫نه بعد از چیزایی که از سر گذروندیم

03:39.666 --> 03:42.791
‫توی سه سال گذشته،
‫ما فقط همدیگه رو داشتیم،

03:42.875 --> 03:44.625
‫و هنوزم همینطوره

03:45.208 --> 03:48.375
‫فقط مایی که توی این کشتی بودیم
‫می‌دونم اوضاع چطور بوده

03:49.166 --> 03:51.833
‫اونی که سزاوار وفاداری شماست، ژائو نیست

03:53.125 --> 03:54.708
‫- زوکوئه
‫- وفاداری؟

03:54.791 --> 03:58.958
‫ژنرال با تمام احترام،
‫برادرزاده شما معنی این کلمه رو نمی‌دونه

03:59.041 --> 04:00.666
‫اگه می‌دونست،

04:00.750 --> 04:03.291
‫به ما که سه سال
‫شب و روز باهاش بودیم،

04:03.375 --> 04:04.875
‫احترام خیلی بیشتری می‌ذاشت

04:04.958 --> 04:09.375
‫در عوض، توهین‌ها و بدرفتاری‌ها و
‫کج‌خلقی‌هاش رو تحمل کنیم

04:10.000 --> 04:11.916
‫براش مهم نیست مجبور شدیم
‫چه چیزایی رو فدا کنیم،

04:12.000 --> 04:14.125
‫چون خودش هیچوقت مجبور نشیده
‫چیزی رو فدا کنه

04:14.208 --> 04:17.333
‫اگه اینجا هر کسی بپرسین،
‫بهتون میگن «اون شاید یه شاهزاده باشه،»

04:17.416 --> 04:19.041
‫«ولی شاهزاده ما نیست»

04:21.583 --> 04:23.083
‫قربان

04:30.958 --> 04:33.000
‫می‌دونم زوکو نقص‌های خودشو داره

04:34.041 --> 04:37.416
‫ولی باید درک کنی که
‫چیزای زیادی رو از سر گذرونده

04:38.250 --> 04:44.083
‫و در مورد فداکاری
‫خیلی بیشتر از چیزی که تو بدونی، می‌دونه

04:57.065 --> 05:03.065
‫« آواتار: آخرین بادافزار »

05:06.655 --> 05:11.655
‫« قسمت شش: نقاب‌ها »

05:17.015 --> 05:22.015
‫« زیرنویس از ایلیا »

06:05.041 --> 06:07.375
‫درود بر حکیمان فرزانه.
‫خوشحالم می‌بینمتون

06:08.875 --> 06:12.083
‫اسم من آنگه،
‫و اومدم زیارتگاه آواتار روکو رو ببینم

06:12.875 --> 06:14.375
‫می‌دونین،

06:14.583 --> 06:15.666
‫من آواتارم

06:15.750 --> 06:17.250
‫می‌دونیم

06:18.666 --> 06:20.166
‫صبر کن!

06:20.833 --> 06:23.250
‫قرار بود اهل صلح و آرامش باشین!

06:26.125 --> 06:27.625
‫برین دنبالش!

06:31.750 --> 06:33.333
‫من یه دوستم!

06:38.666 --> 06:41.000
‫این ما رو به زیارتگاه آواتار روگو می‌بره.
‫زود باش بیا

06:41.791 --> 06:43.500
‫باید نزدیک باشه

06:43.583 --> 06:45.083
‫همه جا رو بگردین!

06:55.333 --> 06:56.916
‫هی. آروم باش دختر

06:57.000 --> 06:59.125
‫یه بویی حس کردیم، نه؟

07:03.416 --> 07:05.000
‫خیلی‌خب نایلا. بیا بریم

07:08.458 --> 07:10.000
‫اسم من شایوئه

07:10.083 --> 07:14.458
‫معتقدم آواتار
‫فقط نمود یه سرزمین نیست،

07:14.541 --> 07:16.708
‫بلکه مظهر کل جهان یکپارچه ست

07:17.958 --> 07:21.125
‫متأسفانه، حکیم بزرگ و بقیه معتقدن که

07:21.208 --> 07:24.000
‫ارباب آتش، رهبر معنوی واقعی اوناست

07:24.750 --> 07:26.416
‫اونا راهشون رو گم کردن

07:26.500 --> 07:30.000
‫پس همه اینا متلعق به روکو بوده؟

07:30.583 --> 07:32.500
‫اینا یادگاری‌هایی از آواتارهای قبلی‌ان،

07:32.583 --> 07:35.208
‫که پدربزرگم برای محافظت
‫جمع‌آوری کرده

07:39.166 --> 07:41.006
‫باید با آواتار روکو ارتباط بگیرم

07:41.083 --> 07:43.666
‫اون تنها کسیه که می‌تونه بهم بگه
‫چطور دوست‌هامو نجات بدم

07:46.041 --> 07:48.166
‫تا زمانی که بتونم جلوشونو می‌گیرن

07:53.458 --> 07:54.583
‫برو کنار

07:54.666 --> 07:59.083
‫حکیم بزرگ، این پسر آواتاره.
‫مایه امید دنیاست

07:59.750 --> 08:01.916
‫آموزه‌های آواتار روکو رو به یاد بیارین

08:02.000 --> 08:05.291
‫آتش به معنی تسلط به عناصر دیگه نیست

08:05.875 --> 08:07.583
‫باید در تعادل با اونا
‫وجود داشته باشه

08:07.666 --> 08:11.666
‫تنها کسی که می‌تونه تعادل رو برقرار کنه،
‫ارباب آتش اوزایه

08:11.750 --> 08:14.250
‫اون دنیا رو متحد می‌کنه، نه آواتار

08:14.333 --> 08:17.708
‫و اصلاً نمی‌دونی
‫اون به زودی چقدر قدرتمند میشه

08:19.958 --> 08:23.125
‫حالا، برای آخرین بار،

08:23.208 --> 08:24.708
‫برو کنار

08:26.041 --> 08:27.541
‫نمی‌تونم این کارو بکنم

08:28.208 --> 08:32.375
‫پس با بقیه کافران خواهی سوخت

08:42.708 --> 08:46.791
‫کی جرئت کرده آرامش آواتار رو به هم بزنه؟

08:48.083 --> 08:50.541
‫من. آنگ

08:50.625 --> 08:54.875
‫مگه رسم این نیست که
‫جلوی بزرگان تعظیلم کنی؟

08:56.916 --> 08:59.291
‫و مستقیم به من نگاه نکنی؟

09:01.750 --> 09:03.541
‫و روی یه پا بپری؟

09:09.333 --> 09:10.708
‫ببخشید!

09:10.791 --> 09:12.208
‫دست خودم نبود

09:12.291 --> 09:13.916
‫خوشحالم می‌بینمت، آنگ

09:14.000 --> 09:16.375
‫ولی چرا اینقدر طولش دادی؟

09:16.458 --> 09:18.958
‫فکر می‌کردم زودتر بیای ازم مشاوره بگیری

09:19.541 --> 09:20.875
‫آواتار کیوشی بهم گفت که

09:20.958 --> 09:22.958
‫باید خودم همه چی رو بفهمم

09:23.041 --> 09:24.625
‫که این بخشی از سفر منه

09:24.708 --> 09:26.500
‫بهش میاد اینجوری بگه

09:26.583 --> 09:28.541
‫کیوشی همیشه یه جورایی...

09:32.916 --> 09:36.708
‫فکر می‌کردم همه‌تون اینجوری باشین.
‫مگه آواتارها تجسم همدیگه نیستن؟

09:36.791 --> 09:40.375
‫سرمنشاء مشترکی داریم، ولی هرکدوم
‫شخصیت خاص خودمونو داریم

09:40.958 --> 09:42.000
‫من با کیوشی فرق دارم،

09:42.083 --> 09:44.541
‫همونطور که تو با بقیه‌مون فرق داری

09:45.041 --> 09:49.166
‫مثلاً کیوشی بهت گفت نقش آواتار چیه؟

09:49.250 --> 09:52.500
‫گفت باید یه جنگجوی خشن و بی‌رحم باشم

09:52.583 --> 09:57.166
‫آره، مواقعی هست که آواتار باید
‫به زور و ارعاب متوسل بشه،

09:57.250 --> 09:59.375
‫ولی علاوه بر جنگجو بودن،

09:59.458 --> 10:01.958
‫آواتار باید یه دیپلمات هم باشه

10:02.541 --> 10:06.250
‫یعنی می‌تونیم مشکلات دنیا رو
‫بدون آسیب زدن به کسی حل کنیم؟

10:06.333 --> 10:11.166
‫می‌تونیم تلاش کنیم،
‫ولی اگه شکست بخوریم، عواقب داره

10:11.833 --> 10:15.458
‫عواقبی دردناک

10:18.458 --> 10:22.416
‫ولی منم مثل کیوشی اینجام که
‫توی سفرت بهت کمک کنم

10:22.500 --> 10:23.750
‫هر چی نیاز داری بگو

10:23.833 --> 10:25.333
‫مربوط به کوه میشه

10:26.125 --> 10:27.541
‫هر چیزی جز اون

10:27.625 --> 10:29.916
‫- شما متوجه نیستین...
‫- نه، خودت متوجه نیستی

10:30.541 --> 10:32.291
‫کوه یه روح درنده ست،

10:32.375 --> 10:34.958
‫که می‌تونه جوری بهت آسیب بزنه
‫که حتی تصورشو نمی‌کنی

10:35.041 --> 10:36.583
‫از آواتار کورک بپرس

10:36.666 --> 10:39.458
‫چاره‌ای ندارم،
‫وقتم هم داره تموم میشه

10:39.541 --> 10:42.375
‫دوست‌هامو اسیر کرده،
‫و اگه کاری نکنم،

10:42.458 --> 10:43.958
‫برای همیشه از دست میرن

10:44.541 --> 10:45.416
‫خواهش می‌کنم

10:45.500 --> 10:47.333
‫شنیدم یه بار شکستش دادین

10:47.416 --> 10:48.916
‫نه، هیچوقت شکستش ندادم

10:49.541 --> 10:52.000
‫فقط تونستم یه چیزی ازش بگیرم

10:52.083 --> 10:56.375
‫شاید اومدی چیزی رو که
‫ازم دزدیدی پس بدی

10:56.458 --> 10:57.958
‫چی ازش گرفتی؟

11:02.000 --> 11:04.592
‫یه توتم که مظهر چیزیه که
‫کوه بهش نیاز داره،

11:04.593 --> 11:06.584
‫و نمی‌تونه فراموشش کنه

11:07.083 --> 11:09.375
‫این آویز متعلق به مادر چهره‌ها بود،

11:09.458 --> 11:13.833
‫روحی باستانی که
‫چهره همه موجودات زنده رو شکل داده

11:15.625 --> 11:20.250
‫به خاطر اون بود که
‫هویت به این دنیا پا گذاشت

11:20.333 --> 11:21.833
‫و اون،

11:22.083 --> 11:23.583
‫مادر کوهه

11:24.208 --> 11:26.416
‫کوه در آرزوی چیزیه
‫که همه‌مون آرزوش رو داریم

11:27.500 --> 11:28.625
‫خانواده

11:28.708 --> 11:30.208
‫یه توتم؟

11:31.708 --> 11:34.041
‫به نظر میاد چیزیه که
‫حاضره بابتش معامله کنه

11:35.125 --> 11:36.625
‫ممنون، روکو

11:37.375 --> 11:38.875
‫آنگ!

11:39.125 --> 11:41.125
‫امیدوارم بتونی دوست‌هاتو نجات بدی

11:41.208 --> 11:44.250
‫ولی حقیقت اینه که برای آواتار،
‫دوست‌ها می‌تون...

11:46.458 --> 11:47.958
‫مایه دردسر باشن

11:48.166 --> 11:52.083
‫آواتار باید تصمیم‌های خیلی سختی بگیره،

11:52.166 --> 11:55.208
‫و نیازهای دنیا رو
‫به نیازهای خودش مقدم بدونه

11:55.291 --> 11:57.583
‫من و کیوشی، توی این مورد موافقیم

11:58.166 --> 11:59.666
‫بهم اعتماد کن

12:00.250 --> 12:02.875
‫این کار، تو و کسایی که دوستشون داری رو

12:03.583 --> 12:05.383
‫از درد و رنج زیادی نجات میده

12:42.875 --> 12:44.458
‫چه بلایی سر اونا اومده؟

12:57.375 --> 12:58.875
‫فلج شدن

13:09.541 --> 13:11.041
‫هیس!

13:11.958 --> 13:15.250
‫همه چی درست میشه

13:30.291 --> 13:34.125
‫پس آواتار تویی، آره؟
‫نمی‌دونم این همه هیاهو برای چیه

13:34.875 --> 13:36.125
‫باید بذاری برم

13:36.208 --> 13:38.833
‫نه، واقعاً میگم. باید آزادم کنی

13:38.916 --> 13:41.875
‫زندگی خیلی‌ها به من بستگی داره.
‫نمی‌دونی چه چیزایی تو خطرهه

13:41.958 --> 13:45.791
‫داستان‌هایی شنیدم
‫که قراره دنیا رو نجات بدی

13:49.791 --> 13:51.291
‫قضیه اینه

13:51.750 --> 13:53.375
‫بعضی‌هامون نیازی به نجات نداریم

13:53.458 --> 13:55.958
‫بعضی‌هامون فهمیدیم این دنیا چه‌جوریه

13:56.958 --> 13:59.000
‫آتش‌افزار داریم و خاک‌افزار و

13:59.083 --> 14:00.750
‫و هرچی‌افزار،

14:01.500 --> 14:03.166
‫و همه‌شون یه چیزی می‌خوان

14:03.958 --> 14:05.750
‫همه حاضرن برای به دست آوردنش بجنگن

14:06.250 --> 14:08.075
‫پس اگه باهوش باشی،

14:08.076 --> 14:10.501
‫یه گوشه می‌شینی و
‫منتظر میشی آب‌ها از آسیاب بیفته

14:10.583 --> 14:13.166
‫و بعد بین خرابی‌ها
‫دنبال چیزای باارزش می‌گردی

14:17.833 --> 14:21.000
‫تا جایی که به من مربوط میشه
‫دنیا همینجوری که هست خوبه

14:25.375 --> 14:27.208
‫وقت تموم شد، آواتار

14:34.208 --> 14:35.208
‫موفق شدی

14:35.625 --> 14:37.125
‫واقعاً گرفتیش

14:39.208 --> 14:40.833
‫تعارف نکن، بشمارش

14:44.083 --> 14:46.208
‫بهتون اعتماد دارم. می‌دونی چرا؟

14:46.291 --> 14:48.958
‫چون اگه چیزیش کم باشه،
‫میای سراغمون؟

14:49.875 --> 14:52.041
‫چون خیلی نازی!

14:55.666 --> 14:58.666
‫راستی مراقب باشین.
‫آدمای زیادی دنبالش هستن

14:58.750 --> 15:00.750
‫چند تا شکارچی این اطراف پرسه می‌زدن

15:00.833 --> 15:02.375
‫اونایی که نباید باهاشون در افتاد

15:03.250 --> 15:04.750
‫بعداً می‌بینمت، آواتار

15:10.708 --> 15:12.708
‫لطفاً بذارین کاری رو
‫که باید انجام بدم، انجام بدم،

15:12.709 --> 15:14.709
‫قسم می‌خورم خودم برمی‌گردم

15:15.291 --> 15:18.708
‫دوست‌هام توی خطرن،
‫من تنها کسی‌ام که می‌تونم نجاتشون بدم

15:20.208 --> 15:23.500
‫اگه زودتر برنگردم،
‫برای همیشه از دستشون میدم

15:25.583 --> 15:28.041
‫چرا؟ چرا بهم گوش نمیدین؟

15:29.041 --> 15:31.416
‫می‌دونین یعنی چی اگه
‫زندگی چند نفر به شما بستگی داشته باشه؟

15:31.500 --> 15:33.875
‫که جون کسی تو دست‌های شما باشه؟

15:33.958 --> 15:34.833
‫می‌دونم

15:34.916 --> 15:37.458
‫پس لطفاً بذار نجاتشون بدم!

15:39.125 --> 15:40.625
‫نه

15:43.625 --> 15:45.625
‫فکر نکنم همیشه اینجوری بودی

15:46.125 --> 15:48.041
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

15:50.500 --> 15:53.625
‫نیروهای پادشاهی زمین
‫در امتداد ساحل جنوبی متمرکز شدن

15:53.708 --> 15:56.583
‫سعی کردیم از هر دو جناح بهشون حمله کنیم،
‫ولی مدام خط رو طولانی‌تر کردن

15:57.083 --> 15:58.583
‫حرکت گازانبری چطوره؟

15:59.083 --> 16:02.541
‫کنار صخره‌ها لنگر انداختن.
‫می‌تونن هر حمله‌ای رو پس بزنن

16:02.625 --> 16:03.458
‫تو اگه بودی چیکار می‌کردی؟

16:03.541 --> 16:05.621
‫- اعلی‌حضرت پیشنهاد می‌کردم که...
‫- تو نه

16:06.416 --> 16:07.916
‫زوکو

16:08.625 --> 16:10.125
‫تو اگه بودی چیکار می‌کردی؟

16:16.625 --> 16:18.813
‫تاکتیک شاخ.
‫جناحین رو محاصره می‌کنیم،

16:18.814 --> 16:21.002
‫و یه راه فرار باقی می‌ذاریم،
‫که بکشونیمشون بیرون

16:21.083 --> 16:24.791
‫نشنیدی ژنرال چی گفت؟
‫از یه طرف صخره‌ها محافظتشون می‌کنه

16:27.583 --> 16:29.916
‫تانک‌های توندرا
‫می‌تونن از صخره‌ها بالا برن

16:30.000 --> 16:32.000
‫اونا خاک‌افزارن

16:32.083 --> 16:35.208
‫تانک‌ها ما توی چند لحظه
‫زیر صخره‌ها مدفون میشن

16:36.541 --> 16:38.041
‫من...

16:39.750 --> 16:41.458
‫من...

16:41.541 --> 16:43.041
‫ژنرال

16:44.416 --> 16:47.416
‫می‌توانیم یه لشکر رو از اینجا بفرستیم

16:47.958 --> 16:50.333
‫وقتی دشمن قدرت آتشش رو
‫روی این حمله انحرافی متمرکز ‌کنه،

16:50.416 --> 16:54.375
‫می‌تونیم حمله‌های اصلی رو
‫از اینجا و اینجا شروع کنیم

16:55.708 --> 16:58.508
‫اگه اونا رو به قلب نیروهای دشمن بفرستین
‫چطور عقب‌نشینی کنن؟

16:59.625 --> 17:00.458
‫نمی‌کنن

17:00.541 --> 17:02.041
‫ولی اینجوری از بین میرن

17:05.541 --> 17:07.291
‫می‌خواین اونا رو قربانی کنین

17:08.166 --> 17:10.500
‫قربانی کردن بخشی از جنگه

17:13.375 --> 17:15.458
‫کدوم لشکر رو پیشنهاد می‌کنی؟

17:15.541 --> 17:18.000
‫لشکر چهل و یکم. اکثرشون تازه‌کارن.

17:18.083 --> 17:19.583
‫میشه ازشون صرف‌نظر کرد

17:21.416 --> 17:22.916
‫خوبه

17:34.375 --> 17:37.916
‫این چیزی نیست که
‫توی کتاب درسی یاد بگیری

17:38.916 --> 17:42.208
‫پسر بچه‌ها بهتره بدونن
‫جنگ مثل بازی نیست

17:46.416 --> 17:47.916
‫نقشه وحشتناکیه

17:49.916 --> 17:51.416
‫چی گفتی؟

17:55.000 --> 17:58.708
‫گفتم نقشه وحشتناکیه!

18:00.125 --> 18:02.208
‫کلی سرباز قراره بمیره،
‫و برای چی؟

18:02.875 --> 18:04.916
‫یه افسر ملت آتش مستحق این نیست

18:05.000 --> 18:06.375
‫چطور جرئت داری...

18:06.458 --> 18:07.958
‫کافیه!

18:08.500 --> 18:10.750
‫فقط یه راه برای حل مشکل وجود داره

18:12.791 --> 18:14.291
‫آگنی کای

18:30.708 --> 18:32.208
‫یه نفر اونجاست

18:43.083 --> 18:45.333
‫بذارین رد بشیم!
‫می‌دونین من کی‌ام؟

18:45.416 --> 18:46.916
‫البته که می‌دونیم

18:48.666 --> 18:52.750
‫همونطور که همه می‌دونیم
‫از دستوراتم سرپیچی می‌کنی،

18:52.833 --> 18:57.916
‫که یعنی با بی‌احترامی به من
‫به پدرت بی‌حرمتی می‌کنی،

18:58.000 --> 19:02.500
‫که با توجه به داستان‌هایی که شنیدم
‫برام جای تعجب نداره

19:04.541 --> 19:05.750
‫ما آواتار رو می‌بریم

19:05.833 --> 19:07.333
‫مگه از روی جنازه من رد بشی

19:10.250 --> 19:11.750
‫وسوسه‌انگیزه

19:12.583 --> 19:14.083
‫اگرچه...

19:18.458 --> 19:19.958
‫کماندارهای یویان

19:20.166 --> 19:23.000
‫اوزای خیلی سخاوتمند بود
‫و اونا رو بهم قرض داد

19:23.083 --> 19:28.125
‫میگن می‌تونن بال‌های یه کرم شب‌تاب رو

19:28.208 --> 19:30.083
‫از هزار قدم دورتر بزنن

19:31.375 --> 19:32.875
‫فکر کنم...

19:35.208 --> 19:37.500
‫این یکی خیلی براشون سخت نباشه

19:54.750 --> 19:56.250
‫کجا می‌برینش؟

19:57.625 --> 19:59.625
‫برای امشب می‌بریمش به قلعه پوهوای

19:59.708 --> 20:01.500
‫بعد مستقیم می‌بریمش به پایتخت

20:01.583 --> 20:05.375
‫مطمئنم ارباب آتش مشتاقه که
‫غنیمتش رو دریافت کنه

20:05.458 --> 20:09.583
‫خیلی وقته منتظر بوده،
‫و نمی‌خوام ناامید بشه،

20:10.416 --> 20:13.708
‫بیشتر از چیزی که الان هست

20:22.500 --> 20:25.101
‫اگه از گذرگاه شرقی بریم
‫می‌تونیم تا شب به پوهوای برسیم

20:25.125 --> 20:26.805
‫- شاهزاده زوکو
‫- باید مراقب کماندارها باشیم

20:26.875 --> 20:29.115
‫ولی ژائو احتمالاً اونا رو
‫در اطراف آواتار مستقر می‌کنه...

20:29.125 --> 20:30.333
‫زوکو!

20:30.416 --> 20:33.041
‫قلعه پوهوای غیر قابل نفوذه

20:33.541 --> 20:35.958
‫فکر می‌کنی چرا ژائو بهمون گفت
‫داره میره اونجا؟

20:36.541 --> 20:38.958
‫می‌دونه حمله به اونجا خودکشیه

20:39.041 --> 20:41.583
‫چندین ارتش تلاش کردن و شکست خوردن

20:41.666 --> 20:45.791
‫نه فقط این، بلکه پوهوای
‫درون مرزهای ملت آتش قرار داره

20:45.875 --> 20:47.958
‫رفتن به اونجا، تبعیدت رو نقض می‌کنه

20:49.125 --> 20:52.333
‫- برام مهم نیست!
‫- ولی برای اوزای مهمه، و اگه بفهمه...

20:52.416 --> 20:54.416
‫- ولی آواتار...
‫- دیگه از دستش دادیم!

20:55.458 --> 20:57.625
‫فعلاً

20:57.708 --> 20:59.791
‫الان ژائو دست بالا رو داره

20:59.875 --> 21:02.125
‫ولی دیر یا زود یه اشتباهی می‌کنه،

21:02.126 --> 21:04.376
‫و اون موقع می‌تونیم دست به کار بشیم

21:04.458 --> 21:05.958
‫تا اون موقع،

21:06.666 --> 21:08.166
‫صبور باش

21:29.000 --> 21:30.200
‫حتماً اینو یادداشت کن

21:30.250 --> 21:33.291
‫ارباب آتش می‌خواد
‫تمام جزئیات دستگیری آواتار رو بدونه

21:33.375 --> 21:37.375
‫واضح توضیح بده که از هیچ تلاشی
‫برای گرفتنش دریغ نکردم

21:38.000 --> 21:41.083
‫باید نظرات خود آواتار رو هم اضافه کنیم

21:41.583 --> 21:44.666
‫نه فقط برای ارباب آتش،
‫بلکه برای آیندگان

21:45.166 --> 21:46.666
‫خب،

21:47.666 --> 21:48.916
‫آواتار،

21:49.000 --> 21:52.125
‫قبل از اینکه اسیر بشی
‫اسم منو شنیده بودی،

21:52.208 --> 21:53.625
‫یا این اولین بار بود؟

21:53.708 --> 21:55.708
‫خواهش می‌کنم. باید بذارین من برم

21:55.791 --> 21:58.750
‫نه، نه. چهار تا نگهبان هست، نه سه تا

21:58.833 --> 22:03.375
‫هر دو تا دست و دو تا پاهاش
‫غل و زنجیر شده

22:03.458 --> 22:06.958
‫- مطمئن شو درست بنویسی
‫- جون آدمای بی‌گناه در خطره!

22:07.041 --> 22:09.458
‫نمی‌تونم دوباره همه رو ناامید کنم

22:11.791 --> 22:13.291
‫دوباره نه

22:17.125 --> 22:18.625
‫اگه جای تو بودم،

22:19.541 --> 22:21.833
‫کمتر به گذشته‌م فکر می‌کردم،

22:22.458 --> 22:24.000
‫و بیشتر به فکر آینده‌م بودم

22:25.083 --> 22:27.041
‫چیزی که نگرانشم، آینده‌م نیست

22:28.083 --> 22:29.583
‫واقعاً؟

22:30.333 --> 22:32.583
‫من اگه بودم یه کم نگران می‌شدم

22:33.583 --> 22:35.416
‫نه، کشته نمیشی

22:35.500 --> 22:37.250
‫اگه بمیری، دوباره متولد میشی

22:37.333 --> 22:39.833
‫ما هم مجبوریم دوباره همه جا رو
‫دنبال آواتار بگردیم،

22:39.916 --> 22:42.166
‫پس... زنده می‌مونی

22:43.958 --> 22:45.458
‫هرچند زندگی خوبی نخواهد بود

22:48.666 --> 22:50.166
‫خب...

23:05.000 --> 23:08.708
‫هرچقدر که می‌خوای هوای گرم فوت کن،
‫ولی سرنوشتت رو عوض نمی‌کنه

23:11.500 --> 23:13.708
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫اینو ننویس

23:19.666 --> 23:24.125
‫ما پسران و دختران باوفای آتش هستیم،

23:25.083 --> 23:28.000
‫عنصر برتر

23:28.083 --> 23:33.000
‫تا الان فقط یه چیز
‫سر راه پیروزی ما قرار داشت

23:34.125 --> 23:35.625
‫آواتار

23:35.666 --> 23:41.458
‫و امروز، ما کاری رو کردیم
‫که هیچکس نتونسته بود انجام بده

23:42.041 --> 23:46.333
‫ما آواتار رو اسیر کردیم!

23:48.458 --> 23:50.916
‫این فقط اولین قدمه

23:51.000 --> 23:54.750
‫نبردهای بزرگی هست
‫که باید توشون بجنگیم

23:55.291 --> 23:56.375
‫ولی امشب نه

23:56.458 --> 23:57.958
‫امشب،

23:58.791 --> 24:02.666
‫جشن می‌گیریم!

24:03.416 --> 24:08.750
‫شکوه ملت آتش رو ستایش می‌کنیم!

24:48.166 --> 24:49.666
‫هی!

24:50.208 --> 24:51.833
‫همه چی رو آوردی؟

24:51.916 --> 24:54.875
‫معلومه. تا جایی که تونستم شراب آوردم

24:58.208 --> 25:00.208
‫قراره شب محشری بشه، نه؟

25:02.458 --> 25:05.375
‫امیدوارم کمتر از روز تولد آن
‫با دهن آتیش بپاشن

25:05.458 --> 25:07.791
‫ابروهام تازه داره در میاد

25:22.291 --> 25:24.051
‫- همه چی مرتبه
‫- دروازه رو باز کنین!

25:44.458 --> 25:45.958
‫هی!

25:51.875 --> 25:52.916
‫شراب‌ها رو آورد

25:53.000 --> 25:55.708
‫رفیق، خوشحالم که قیافه زشتت رو می‌بینم

26:34.125 --> 26:35.625
‫کی اونجاست؟

26:54.000 --> 26:55.500
‫زنگ خطر رو بزن

27:27.166 --> 27:28.666
‫تو کی هستی؟

27:31.416 --> 27:33.500
‫درسته. الان فرار می‌کنیم،
‫بعداً حرف می‌زنیم

27:59.125 --> 28:01.625
‫حتماً متن کامل سخنرانیم رو درج کن،

28:01.708 --> 28:04.625
‫ولی «باوفا» رو به «وفادار» تغییر بده

28:04.708 --> 28:05.791
‫به نظر بیشتر شخصیه

28:05.875 --> 28:07.879
‫همچنین مطمئن شو همه چیزایی که

28:07.880 --> 28:11.084
‫حکیم بزرگ برای تحقیقاتش نیاز داره،
‫درج کرده باشی

28:25.041 --> 28:27.083
‫گفتین بنویسم وفادار یا باوفا، قربان؟

28:34.916 --> 28:36.958
‫آواتار فرار کرده!

28:37.041 --> 28:38.881
‫آواتار فرار کرده!

28:38.916 --> 28:41.375
‫اونجا، روی دیوار!
‫نذارین به دروازه برسه!

28:42.291 --> 28:44.333
‫آواتار! جلوشو بگیرین!

29:41.666 --> 29:43.166
‫هی! بیا، اینو بگیر

29:47.833 --> 29:49.333
‫بپر!

30:11.291 --> 30:13.500
‫شلیک نکنین!

30:17.416 --> 30:20.583
‫آواتار رو زنده می‌خوام

30:25.583 --> 30:27.458
‫چی... داری چیکار می‌کنی؟

30:42.250 --> 30:43.750
‫دروازه رو باز کنین!

30:44.000 --> 30:44.833
‫قربان!

30:44.916 --> 30:45.916
‫زود باشین!

30:46.333 --> 30:47.833
‫حالا!

30:48.041 --> 30:49.541
‫دروازه رو باز کنین!

31:21.333 --> 31:22.833
‫می‌تونی بزنیش؟

31:24.708 --> 31:26.208
‫بکشش

31:45.250 --> 31:46.750
‫اون مزدور رو بکشین،

31:47.291 --> 31:48.916
‫و آواتار رو برگردونین!

31:49.791 --> 31:51.291
‫زود باشین!

32:24.791 --> 32:26.291
‫کجا رفتن؟

32:30.375 --> 32:31.875
‫اونجا رو بگردین!

32:32.000 --> 32:33.320
‫چیزی ندیدین؟

32:33.375 --> 32:34.750
‫قربان، رد پا!

32:34.833 --> 32:36.333
‫اینجا!

32:41.375 --> 32:42.875
‫این نزدیکی یه قایق کوچیک دارم

32:45.333 --> 32:48.458
‫نمی‌تونیم جایی بریم.
‫نه تا وقتی سربازها اون بیرونن

32:50.166 --> 32:51.375
‫از این طرف!

32:51.458 --> 32:52.958
‫نباید حرکت کنی

32:54.666 --> 32:56.166
‫زخمی شدی

33:00.000 --> 33:02.041
‫- من سعی دارم کمکت کنم
‫- نیازی به کمکت ندارم

33:03.833 --> 33:05.333
‫باشه

33:05.458 --> 33:06.958
‫هر جور راحتی

33:24.250 --> 33:25.375
‫چیه؟

33:25.458 --> 33:26.958
‫هیچی

33:33.208 --> 33:35.083
‫می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

33:36.000 --> 33:37.791
‫شاید یه کم شخصی باشه

33:41.875 --> 33:43.791
‫موی بزه یا خرگوش؟

33:46.458 --> 33:49.625
‫قلم‌موی خوشنویسیت.
‫موی بزه یا خرگوش؟

33:50.666 --> 33:54.916
‫کلمه‌هایی که می‌نویسی خیلی مرتبه.
‫هیچوقت نتونستم اونجوری بنویسم

33:55.000 --> 33:58.666
‫راهب‌ها می‌گفتن فضله‌های لمور
‫از نوشته‌های من خواناتره

34:06.875 --> 34:08.375
‫ببین،

34:08.833 --> 34:11.083
‫می‌دونم نباید دفترچه‌ت رو برمی‌داشتم،

34:11.666 --> 34:13.166
‫و متاسفم

34:14.583 --> 34:16.958
‫ولی نجاتم داد. واقعاً میگم

34:17.500 --> 34:19.625
‫تو اطلاعاتی در مورد
‫همه آواتارهای قبلی داری،

34:19.708 --> 34:21.458
‫که هیچکس دیگه‌ای نداره

34:23.291 --> 34:26.625
‫تمام راهب‌های عشایر باد، از بین رفتن

34:27.708 --> 34:29.541
‫پس تنها چیزی که داشتم دفترچه تو بود

34:31.041 --> 34:33.583
‫باورت نمیشه چند شب بیدار موندم و
‫همه‌شو خوندم

34:34.916 --> 34:36.416
‫خیلی کمکم کردی

34:37.000 --> 34:39.750
‫یعنی، اون خیلی کمکم کرد

34:52.375 --> 34:53.875
‫موی بز

34:54.083 --> 34:55.708
‫سفت‌تره و بیشتر میشه کنترلش کرد

34:57.333 --> 34:59.833
‫معلم‌هام مجبورم می‌کردن
‫هر روز صبح تمرین کنم

35:00.958 --> 35:03.738
‫تا وقتی ۱۰۰ ضربه عمودی و
‫۱۰۰ ضربه افقی تمرین نکرده بودم،

35:03.739 --> 35:05.750
‫اجازه نداشتم تمرینات جنگی انجام بدم

35:05.833 --> 35:07.333
‫منم همینطور!

35:07.625 --> 35:10.541
‫فقط برای من، مطالعه علوم معنوی بود

35:10.625 --> 35:14.083
‫خیلی از وقت‌هایی که قرار بود
‫مدیتیشن کنم، در واقع خواب بودم

35:14.166 --> 35:17.625
‫همیشه مچمو می‌گرفتن.
‫احتمالاً به خاطر اینکه خروپف می‌کنم

35:25.875 --> 35:28.833
‫آدمای اون بیرون، ملت آتش هستن

35:29.458 --> 35:30.958
‫آره

35:31.041 --> 35:33.916
‫پس طرف تو ان.
‫چرا باهاشون می‌جنگی؟

35:34.000 --> 35:35.500
‫اونا طرف من نیستن

35:36.500 --> 35:39.666
‫ولی میان طرفم.
‫وقتی تو رو اسیر کنم و برگردونمت...

35:48.416 --> 35:50.208
‫اگه بگیرمت، می‌تونم برم خونه

35:51.375 --> 35:54.208
‫اونوقت می‌تونم جایگاهمو به عنوان
‫وارث قانونی ارباب آتش پس بگیرم

35:54.291 --> 35:57.125
‫این چیزیه که می‌خوای؟
‫که ارباب آتش بعدی باشی؟

35:57.208 --> 36:00.500
‫آره. البته.
‫همه همین انتظار رو ازم دارن

36:04.791 --> 36:06.291
‫گیاتسو

36:06.666 --> 36:08.166
‫معلمم بود

36:08.833 --> 36:12.291
‫می‌گفت نباید نگران انتظارات بقیه باشیم

36:13.416 --> 36:15.541
‫می‌دونم. به این سادگی نیست

36:16.416 --> 36:20.791
‫ولی منم آواتارم،
‫و همه همین انتظار رو ازم دارن

36:22.208 --> 36:23.958
‫و تنها کاری که می‌کنم
‫نگرانی در مورد همینه

36:29.375 --> 36:32.000
‫شاید مجبور نباشی
‫شبیه بقیه آتش‌افزارها باشی

36:33.708 --> 36:35.416
‫شاید بتونی از اونا بهتر باشی

36:36.666 --> 36:39.000
‫می‌دونی کاری که
‫ارباب آتش انجام میده، اشتباهه

36:39.541 --> 36:41.500
‫پس مجبور نیستی مثل اون باشی

36:42.333 --> 36:44.500
‫می‌تونی یه کم همدردی نشون بدی

36:49.875 --> 36:51.375
‫چطور جرئت می‌کنی؟

36:51.500 --> 36:56.041
‫من ولیعهد ملت آتشم.
‫الگویی برای همه آتش‌افزارها هستم

36:56.125 --> 36:59.375
‫پدرم مرد بزرگیه

37:02.875 --> 37:04.291
‫دلسوزی؟

37:04.375 --> 37:08.250
‫دلسوزی نشونه ضعفه

37:17.500 --> 37:19.708
‫متاسفم. نمی‌خواستم بهت آسیب بزنم

37:21.625 --> 37:24.916
‫حس می‌کنم به اندازه کافی صدمه دیدی

37:33.041 --> 37:34.541
‫خودتو آماده کن

37:36.791 --> 37:38.291
‫پدر؟

37:38.791 --> 37:42.500
‫ولی... اینجام که با ژنرال لی دوئل کنم

37:42.583 --> 37:45.791
‫اینجایی چون برای ارتشمون
‫احترامی قائل نیستی

37:45.875 --> 37:47.833
‫- ولی این درست نیست
‫- واقعاً؟

37:47.916 --> 37:51.583
‫حتی وقتی نقشه‌های وحشتناکی می‌کشن؟

37:52.333 --> 37:53.833
‫نقشه‌های من!

37:54.375 --> 37:58.041
‫استراتژی من. ارتش من.
‫چیزایی که بهشون توهین کردی

37:59.041 --> 38:01.125
‫منو ببخشی، پدر.
‫قصد بی‌احترامی نداشتم

38:01.208 --> 38:03.041
‫- بلند شو
‫- نه! خواهش می‌کنم، پدر

38:03.125 --> 38:04.166
‫بلند شو!

38:04.250 --> 38:05.750
‫برادر!

38:06.333 --> 38:07.375
‫این کارو نکن

38:07.458 --> 38:08.958
‫اون پسرته

38:09.541 --> 38:11.041
‫خواهیم دید

38:19.416 --> 38:21.583
‫بلند شو و مبارزه کن، شاهزاده سوکو،

38:22.291 --> 38:24.333
‫تا بتونی یه کم احترام یاد بگیری

39:05.375 --> 39:08.416
‫این تمام توانته؟
‫تمام توانت رو بهم نشون بده

39:51.916 --> 39:54.458
‫دلسوزی نشونه ضعغه

40:22.750 --> 40:24.333
‫سربازها رفتن،

40:24.416 --> 40:26.833
‫پس می‌تونی بدون اینکه دیده بشی،

40:26.916 --> 40:28.416
‫به کشتیت برگردی

40:30.666 --> 40:33.625
‫می‌دونی بدترین چیز در مورد اینکه
‫صد سال پیش متولد شده باشی چیه؟

40:36.500 --> 40:38.000
‫دلم برای دوست‌هام تنگ شده

40:39.208 --> 40:40.708
‫مثلاً کوزان

40:41.583 --> 40:43.083
‫اون بهترین بود

40:43.791 --> 40:45.833
‫و از ملت آتش بود

40:50.458 --> 40:52.041
‫اگه اون موقع همدیگه رو می‌شناختیم،

40:55.125 --> 40:56.833
‫به نظرت می‌تونستیم دوست باشیم؟

41:21.916 --> 41:24.666
‫بهتره برین استراحت کنین قربان.
‫ما حواسمون هست

41:24.750 --> 41:26.708
‫هر نشونه‌ای از شاهزاده دیدیم،
‫خبرتون می‌کنیم

41:26.791 --> 41:29.791
‫ممنونم، ستوان،
‫ولی یه کم دیگه منتظر می‌مونم

41:33.708 --> 41:35.208
‫اشتباه می‌کنی، می‌دونی

41:35.708 --> 41:37.250
‫در مورد اینکه اهمیت نمیده

41:38.625 --> 41:40.833
‫اتفاقاً زوکو خیلی هم اهمیت میده،

41:40.916 --> 41:43.583
‫به خصوص به افرادی که
‫توی این کشتی هستن

41:44.833 --> 41:46.333
‫البته، قربان

41:46.458 --> 41:49.250
‫ستوان، تاحالا با خودت فکر کردی که

41:49.333 --> 41:52.250
‫چطور این مأموریت
‫به تو و بقیه محول شد؟

41:53.041 --> 41:56.708
‫پزشک داره یه پماد گیاهی خاص
‫برات تهیه می‌کنه

41:57.833 --> 42:00.875
‫و خبر خوب اینه که میگه
‫بیناییت خوب میشه،

42:00.958 --> 42:05.500
‫که یعنی این شانس رو داری که
‫همچنان از زیبایی من لذت ببری

42:15.208 --> 42:17.125
‫الان زمان خوبی نیست

42:17.208 --> 42:19.458
‫- می‌خوام با پسرم صحبت کنم
‫- اون آسیب دیده

42:19.541 --> 42:21.833
‫- زخم‌هاش میشه
‫- ولی زخم‌های روحش نه

42:26.250 --> 42:28.666
‫دکتر گفت سریع خوب میشی

42:28.750 --> 42:30.958
‫این یعنی بدنت قویه. خوبه

42:31.958 --> 42:33.791
‫ولی روحیه‌ت،

42:33.875 --> 42:36.583
‫هنوز نیاز به تقویت داره

42:46.708 --> 42:48.208
‫امروز نیروت رو مهار کردی

42:49.666 --> 42:52.291
‫شاید اینو نشونه احترام می‌دونستی،
‫ولی اینطور نبود

42:52.791 --> 42:54.291
‫نشونه ضعف بود

42:55.333 --> 42:58.125
‫باید وجودت رو
‫از این ضعف پاک کنی

43:02.750 --> 43:05.916
‫باید حاضر باشی از ضعیف‌ها دست بکشی
‫تا خودتو قوی کنی

43:06.000 --> 43:07.875
‫این چیزیه که ما رو
‫به ملت آتش تبدیل کرده

43:07.958 --> 43:10.458
‫برای همینه که لشکر چهل و یکم رو
‫قربانی می‌کنیم

43:10.541 --> 43:12.916
‫این کاریه که باید انجام بدی

43:20.208 --> 43:23.041
‫گاهی اوقات،
‫ضعیف‌ها می‌تونن قوی‌تر بشن

43:26.500 --> 43:29.875
‫گاهی اوقات،
‫فقط باید یه فرصت بهشون بدی

43:33.625 --> 43:36.083
‫من اشتباه کردم

43:37.000 --> 43:40.541
‫زیادی ازت محافظت کردم،
‫و باعث شدم مثل مادرت دل‌رحم بشی

43:42.708 --> 43:46.458
‫از اونجایی که به نظر میاد
‫توی این قصر نمی‌تونی چیزی یاد بگیری،

43:46.541 --> 43:50.458
‫شاید نیازهای دنیای بیرون
‫برات بهترین معلم باشه

43:52.625 --> 43:57.625
‫فوراً اینجا رو ترک می‌کنی،
‫و حق نداری برگردی...

43:59.416 --> 44:00.916
‫تا وقتی که...

44:02.541 --> 44:06.875
‫تا وقتی که به بزرگترین تهدید باقی‌مونده
‫برای سرنوشت ملتمون غلبه کنی

44:08.250 --> 44:13.375
‫باید آواتار رو پیدا کنی،
‫دستگیر کنی و برای من بیاری

44:13.458 --> 44:15.875
‫تا وقتی این کارو رو نکردی،

44:15.958 --> 44:17.583
‫حق نداری پات رو توی مرزهای ما بذاری

44:17.666 --> 44:19.958
‫وگرنه به شدیدترین مجازات‌ها محکوم میشی!

44:20.041 --> 44:21.541
‫اوزای! نمی‌تونی این کارو بکنی!

44:21.583 --> 44:23.083
‫برادر، دیگه تموم شده

44:27.416 --> 44:30.208
‫و از اونجایی که
‫اینقدر نگران لشکر چهل و یکم هستی،

44:30.708 --> 44:32.208
‫اونا رو با خودت ببر،

44:32.833 --> 44:34.333
‫به عنوان خدمه‌ت

44:50.250 --> 44:51.750
‫چهل و یکم؟

44:52.416 --> 44:53.916
‫ما لشکر چهل و یکم هستیم

44:55.000 --> 44:58.125
‫و همه‌تون به خاطر
‫فداکاری برادرزاده من زنده هستین

45:02.000 --> 45:03.500
‫یه چیزی اون بیرونه

45:13.083 --> 45:15.291
‫خودشه. طناب‌ها رو بندازین!

45:23.458 --> 45:25.125
‫- مجروح شدی
‫- خوبم

45:25.208 --> 45:26.791
‫باید بگیم یکی معاینه‌ت کنه

45:27.458 --> 45:28.958
‫بدتر از اینا سرم اومده

45:30.375 --> 45:34.000
‫نمی‌خوام ازت بپرسم کجا رفتی،
‫ولی برادرزاده، در آینده،

45:34.083 --> 45:38.208
‫ممنون میشم اگه بهم خبر بدی
‫که هنوز زنده‌ای یا نه

45:39.125 --> 45:41.791
‫در واقع بعضی از ما هستن که...

45:43.916 --> 45:45.416
‫این چیزها براشون مهمه

45:51.041 --> 45:52.541
‫خبردار!

45:54.791 --> 45:57.666
‫شاهزاده ما برگشته

45:59.458 --> 46:00.958
‫خبردار!

46:06.500 --> 46:08.000
‫قضیه چیه؟

46:09.375 --> 46:11.250
‫حتماً توی شب موسیقی دلتنگت شدن

46:58.333 --> 47:02.291
‫شگفت‌انگیزه که تا کجا پیش میریم
‫تا خود واقعی‌مون رو از دنیا مخفی کنیم

47:06.166 --> 47:08.541
‫شاید به این دلیله که
‫نمی‌خوایم مردم بدونن،

47:08.625 --> 47:10.416
‫که واقعاً چقدر برامون ارزش دارن،

47:13.583 --> 47:18.375
‫که خنده داره، چون حقیقت اینه که
‫حاضریم هر کاری براشون انجام بدیم

47:28.500 --> 47:30.625
‫به جاهای دوردستی سفر می‌کنیم

47:32.416 --> 47:33.958
‫جونمون رو به خطر میندازیم

47:36.583 --> 47:38.166
‫حتی با هیولاها می‌جنگیم

48:32.000 --> 48:35.208
‫ولی به گمونم اعتراف به اینکه
‫به مردم نیاز داریم می‌تونه ترسناک باشه

48:36.250 --> 48:39.625
‫بعضی‌ها ممکنه اینو
‫به چشم یه ضعف ببینن، یه دردسر

48:45.791 --> 48:48.166
‫- خیلی وقت بود ندیده بودمت
‫- حالت چطوره؟

48:48.250 --> 48:53.208
‫بالاخره، چه دردی بزرگتر از
‫از دست دادن کسی که دوستش داریم؟

48:56.250 --> 48:57.750
‫یا بدتر...

48:58.458 --> 48:59.958
‫گیاتسو؟

49:00.166 --> 49:03.750
‫فهمیدن اینکه کسی که دوستش داریم
‫رهامون کرده و رفته

49:07.375 --> 49:10.208
‫وقتی برگشتم
‫می‌تونیم در موردش حرف بزنیم؟

49:11.791 --> 49:13.000
‫البته

49:13.083 --> 49:16.125
‫وقتی دوستامو نجات دادم،
‫وقت بیشتری خواهیم داشت

49:30.958 --> 49:33.146
‫شاید به همین دلیله که حس می‌کنیم

49:33.147 --> 49:35.335
‫باید خودمونو پنهان کنیم
‫و از خودمون محافظت کنیم

50:09.291 --> 50:10.916
‫پس نقاب می‌زنیم

50:13.458 --> 50:15.625
‫درک دلیلش سخت نیست

50:17.458 --> 50:19.583
‫سخت، دونستن اینه که گاهی اوقات،

50:21.958 --> 50:24.625
‫نقاب همون چیزیه که واقعاً هستیم

50:25.626 --> 50:30.626
‫« زیرنویس از ایلیا »

50:30.627 --> 50:50.628
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
