WEBVTT

00:00.021 --> 00:04.621
‫این سریال دارای الفاظ رکیک
‫و صحنه‌های خشونت‌آمیز است

00:10.021 --> 00:12.621
‫- بهشون ردیاب وصل کردی؟
‫- به اونا نه، به کوله‌ها
‫[ آنچه گذشت... ]

00:12.661 --> 00:15.461
‫اورانیوم غنی‌شده رو تا وقتی
‫که به دست خریدارها برسه دنبال می‌کنیم

00:15.501 --> 00:18.061
‫اگه بریم توی اون عمارت،
‫دیگه براشون مهم نیست چه بلایی سر ما میاد

00:18.101 --> 00:19.301
‫هر دو قطعه رو می‌خوان، آره؟

00:19.341 --> 00:22.661
‫پس من اول میرم،
‫مطمئن میشم که حال لتیشا خوبه

00:22.701 --> 00:24.381
‫- نه!
‫- دنبالم نیا

00:29.781 --> 00:31.581
‫بجنب! برو، برو، برو، برو!

00:31.621 --> 00:33.861
‫تیش، از اینجا می‌برمت بیرون

00:33.901 --> 00:36.340
‫مارک تو رو فرستاده؟
‫تا اورانیوم غنی‌شده رو برام بیاری؟

00:36.341 --> 00:37.021
‫مارک؟

00:37.021 --> 00:38.901
‫به‌خاطر دنی این کار رو می‌کنم.
‫و به‌خاطر کارلوس

00:38.941 --> 00:41.421
‫نه! لطفاً، خدایا! نه! نه! نه!

00:45.461 --> 00:47.981
‫الان می‌دونم جهادم چیه، مکس

00:48.021 --> 00:50.061
‫باید بمب رو پیدا کنیم

00:51.061 --> 00:52.821
‫می‌فرستیش کجا؟

00:52.861 --> 00:55.461
‫این بمب ممکنه سر از هر جایی دربیاره

01:08.021 --> 01:11.381
‫اصلاً فکر نکردی یه روز ممکنه
‫یه نفر بفهمه که اون دوست‌دخترت نیست؟

01:11.421 --> 01:13.821
‫من توی گینه بیسائو بودم.
‫اون توی اسپانیا بود

01:13.861 --> 01:16.421
‫- کی می‌خواست بفهمه؟
‫- یه نفر که همه چیز رو براش تعریف کردی!

01:16.461 --> 01:19.181
‫و به همه گفتی.
‫هیچ‌وقت اون دهن لامصبت رو نمی‌بندی

01:19.221 --> 01:22.221
‫اون عکس رو به همه نشون میدی،
‫همیشه درمورد عشق حرف می‌زنی

01:22.261 --> 01:24.541
‫فکر نمی‌کردم برن اونجا و بدزدنش

01:24.581 --> 01:27.461
‫خب، اون کار رو کردن.
‫کارتل‌های مواد مخدر همچین کاری می‌کنن

01:27.501 --> 01:29.711
‫اگه زورشون به خودت نرسه،
‫میرن سراغ چیزی که دوستش داری

01:31.141 --> 01:32.701
‫عشق زندگیت

01:34.941 --> 01:37.101
‫وقتی بمب رو پیدا کنی چی میشه؟

01:38.221 --> 01:40.741
‫می‌برمش یه جایی. توی صحرا

01:40.781 --> 01:42.261
‫وسط ناکجاآباد

01:42.301 --> 01:44.781
‫خاکش می‌کنم تا کسی نتونه پیداش کنه

01:44.821 --> 01:46.861
‫می‌خوای کمکت کنم؟

01:46.901 --> 01:49.141
‫نه. باید تنها این کار رو بکنم

01:49.181 --> 01:50.981
‫اوه. باشه

01:52.741 --> 01:54.701
‫خوبه

01:54.741 --> 01:56.301
‫دیگه به کسی آسیب نمی‌رسونم

01:56.341 --> 01:57.981
‫- دیگه خشونت رو می‌ذارم کنار
‫- می‌تونی؟

01:59.741 --> 02:01.421
‫حتماً

02:01.461 --> 02:03.541
‫می‌تونم

02:03.581 --> 02:05.581
‫اگه تو بتونی دروغ‌گویی رو بذاری کنار

02:06.301 --> 02:08.221
‫- می‌تونم بذارمش کنار
‫- واقعاً؟

02:08.981 --> 02:11.581
‫چون خیلی تنها بودم
‫درمورد لتیشا دروغ می‌گفتم

02:11.621 --> 02:13.861
‫- الان دروغ گفتی؟
‫- نه

02:13.901 --> 02:16.741
‫یه قاچاقچی مواد مخدر خیلی تنهاست.
‫باید یه زندگی خیالی داشته باشی

02:16.781 --> 02:18.501
‫فقط اینطوری می‌تونی دووم بیاری

02:20.421 --> 02:22.421
‫این جهاد منه

02:23.781 --> 02:26.181
‫خدا داره با این بمب من رو امتحان می‌کنه

02:26.221 --> 02:28.821
‫اینطور نیست.
‫واقعاً اصلاً امتحانت نمی‌کنه

02:28.861 --> 02:31.261
‫و درمورد سرنوشت هم حرف نزن

02:31.301 --> 02:32.861
‫هیچ‌وقت این حرف‌ها رو باور نکردم

02:32.901 --> 02:35.901
‫به نشونه‌ها، یُمن‌ها، یا ایمان اعتقادی ندارم

02:35.941 --> 02:38.981
‫- خدا اصلاً وجود نداره
‫- بمب که وجود داره

02:39.021 --> 02:40.941
‫و مقصرش هم ماییم

02:41.861 --> 02:44.061
‫مسئولیتش با ماست، باشه؟

02:44.781 --> 02:48.421
‫نمی‌تونم اجازه بدم باهاش مردم رو بُکُشن.
‫باید یه کاری بکنم

02:49.541 --> 02:53.141
‫هر کاری هم که بکنیم
‫هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کنه

02:53.181 --> 02:55.381
‫برای من تفاوت ایجاد می‌کنه

02:57.141 --> 02:59.461
‫می‌تونم یه کار خوب بکنم

03:00.181 --> 03:01.701
‫کاری که درسته

03:01.741 --> 03:04.341
‫کاری که به‌خاطر انجام دادنش
‫کمال بهم افتخار بکنه

03:15.421 --> 03:16.421
‫♪ Bodysnatchers - Radiohead ♪

03:16.422 --> 03:26.422
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:26.423 --> 03:31.423
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

04:09.545 --> 04:12.708
‫« هـسـتـه‌ای »

04:12.709 --> 04:15.257
‫« قـسـمـت پـنـجـم: مـسـیـر خـورشـیـدگـرفـتـگـی کـامـل »

04:15.258 --> 04:19.258
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

04:19.741 --> 04:21.381
‫جواب بده، مادرجنده

04:30.141 --> 04:32.621
‫در نهایت پیدات می‌کنه، خودت می‌دونی

04:34.301 --> 04:38.021
‫و اگه بهم کمک کنی می‌تونی
‫یه زندگی عادی داشته باشی، سعید

04:38.061 --> 04:40.341
‫اگه همکاری کنی به نفع خودته

04:44.621 --> 04:46.581
‫ساکت باش

04:51.021 --> 04:52.501
‫سلام. سلام

04:52.502 --> 04:53.502
‫چقدر دیگه باید منتظر بمونیم؟

04:53.502 --> 04:54.538
‫شما بعدی هستید

04:54.539 --> 04:56.221
‫امکان نداره به این زودی
‫از کشور خارج شده باشن

04:56.261 --> 04:58.661
‫باید فرودگاه‌ها و همه‌جا رو زیر نظر داشته باشیم

04:58.701 --> 05:01.181
‫- نزدیک‌ترین بندر به اینجا کجاست؟
‫- کازابلانکا

05:01.221 --> 05:03.221
‫یه تیم بفرست اونجا

05:05.061 --> 05:07.301
‫داریم بهش نزدیک می‌شیم

05:07.302 --> 05:09.609
‫[ کازابلانکا ]

05:21.781 --> 05:23.901
‫یه مشکلی هست

05:24.701 --> 05:26.101
‫باید بریم

05:50.861 --> 05:52.501
‫نذاشتن سوار بشید؟

05:52.541 --> 05:54.781
‫داشتن بقیه‌ی کامیون‌ها رو می‌گشتن.
‫پس ما هم زدیم بیرون

05:54.821 --> 05:57.461
‫- الان کجایید؟
‫- داریم از شهر خارج می‌شیم

05:57.501 --> 05:59.010
‫می‌ریم به سمت شمال

06:12.941 --> 06:15.621
‫- اورانیوم داره جا‌به‌جا میشه
‫- کجا؟ رفته روی کشتی؟

06:15.661 --> 06:17.421
‫نه. بندر رو ترک کردن

06:18.261 --> 06:20.061
‫فکر کنم داره میان سمت خودمون

06:23.621 --> 06:25.061
‫بمون!

06:30.501 --> 06:32.501
‫تا حالا کامیون دزدیدی؟

06:32.541 --> 06:34.141
‫یکی دوبار

06:34.181 --> 06:35.461
‫چطور؟

06:35.501 --> 06:38.021
‫خب، باید متوقفش کنی
‫و بشینی پشت فرمون

06:41.461 --> 06:43.101
‫اونه؟

06:45.861 --> 06:47.901
‫اونه! همونه!

06:59.981 --> 07:01.301
‫ایستادن

07:08.421 --> 07:13.421
‫♪ Honey Bee - Grinderman ♪

07:18.349 --> 07:19.483
‫لعنتی!

07:22.863 --> 07:24.516
‫برو. حرکت کن. یالا

07:40.083 --> 07:41.181
‫سریع‌تر بدو!

07:57.541 --> 07:59.861
‫نمی‌تونی جایی بری، رفیق

08:04.141 --> 08:06.781
‫اون دیگه کدوم خریه؟

08:13.821 --> 08:15.821
‫بزنش، فرزندم!

08:39.341 --> 08:41.301
‫آره، بزن به چاک!

08:43.261 --> 08:45.261
‫کاساندرا

08:46.141 --> 08:48.341
‫فقط همین یکی نیست

08:53.221 --> 08:55.741
‫قرار بود کسی رو نکشی!

08:55.781 --> 08:57.821
‫من نکشتم!

09:03.501 --> 09:06.381
‫- باید ببریمش بیمارستان
‫- نه! بیمارستان نه

09:06.421 --> 09:08.381
‫باید اورانیوم رو از اینجا دور کنیم

09:08.421 --> 09:10.621
‫قبل از اینکه اعضای کارتل پیداشون بشه

09:10.661 --> 09:12.781
‫اومدم سراغ بمب. با خودم می‌برمش

09:12.821 --> 09:14.461
‫میگه این جهادشه

09:14.501 --> 09:16.661
‫معنیش اون چیزی نیست که فکر می‌کنی

09:16.701 --> 09:19.901
‫می‌خوام بمب رو مخفی کنم

09:19.941 --> 09:21.741
‫منم می‌خوام این بمب از بین بره

09:21.781 --> 09:25.821
‫و می‌خوام بهتون اعتماد کنم،
‫اما باید بهم قول بدید

09:25.861 --> 09:27.501
‫که از شر بمب خلاص می‌شید

09:28.621 --> 09:30.461
‫دروغ توی کارتون نباشه

09:32.741 --> 09:34.661
‫و لازم نیست بمب رو ببرید

09:34.701 --> 09:36.821
‫فقط باید اورانیوم رو ببرید

09:37.541 --> 09:40.501
‫- منم باهات میام
‫- نه! مکس، گوش کن...

09:40.541 --> 09:42.141
‫جهاد منه

09:42.181 --> 09:43.661
‫باید این کار رو بکنم

09:45.101 --> 09:47.821
‫همه لطفاً یه لحظه صبر کنید!

09:47.861 --> 09:49.221
‫من مأمور سی‌آی‌اِی‌ام

09:49.261 --> 09:51.261
‫اِف‌بی‌آی. اینترپل

09:51.981 --> 09:54.221
‫جهاد توئه، اما نمی‌تونی رانندگی بکنی

09:54.261 --> 09:56.061
‫الان به کمکم نیاز داری

09:56.101 --> 09:57.821
‫از اول هم یه کار دو نفره بود

09:58.541 --> 10:00.301
‫فکر کن من پیکم

10:00.341 --> 10:02.101
‫تو هم بسته‌ای هستی
‫که باید تحویلش بدم

10:09.541 --> 10:11.061
‫باید عجله کنیم

10:11.901 --> 10:14.541
‫فکر می‌کردم کوچیک‌تره

10:14.581 --> 10:18.261
‫- اصلاً نمی‌تونستیم این رو بذاریم توی ماشین
‫- لتیشا کجاست؟

10:19.341 --> 10:21.821
‫اوه... آره

10:22.821 --> 10:24.901
‫مُرده. مُرد

10:25.661 --> 10:27.981
‫یکی از اعضای کارتل بهش شلیک کرد

10:28.021 --> 10:30.021
‫چند بار

10:30.061 --> 10:33.061
‫بعداً عزاداری می‌کنم، اما می‌دونی...

10:33.101 --> 10:35.501
‫اول این قضیه‌ی جهاد رو تموم کنم

10:35.541 --> 10:37.101
‫درسته

10:37.141 --> 10:39.181
‫باید دست بجنبونیم

10:39.221 --> 10:41.421
‫درسته

10:46.141 --> 10:48.381
‫اینم از این، رفیق.
‫حالت خوبه؟

11:01.181 --> 11:04.781
‫رئیست... آلام.
‫الان قراره چیکار کنه؟

11:04.821 --> 11:06.861
‫سعی می‌کنه برگرده به گینه بیسائو

11:06.901 --> 11:09.341
‫وارد هیچ فرودگاهی نمیشه.
‫چون زمینی میره

11:10.781 --> 11:13.861
‫یه مسیر هست که بعضی‌وقت‌ها
‫ازش استفاده می‌کنیم، از الجزایر و مالی

11:13.901 --> 11:17.821
‫- از همون مسیر میره
‫- هی، خیلی متاسفم بابت لتیشا

11:18.741 --> 11:21.701
‫- کاش کاری از دستم برمی‌اومد
‫- آره...

11:21.741 --> 11:23.941
‫آلام رو گیر بنداز.
‫اونطوری انتقامش رو می‌گیری

11:26.661 --> 11:27.941
‫موفق باشید

11:28.701 --> 11:31.821
‫اورانیوم رو توی صحرا خاک می‌کنم.
‫جایی که دست کسی بهش نرسه

11:31.861 --> 11:34.461
‫- باید برامون وقت بخری
‫- تمام تلاشم رو می‌کنم

11:47.781 --> 11:50.541
‫بهش گفتی لتیشا مُرده؟

11:51.221 --> 11:52.981
‫- نه
‫- چرا، گفتی! خودم شنیدم!

11:53.021 --> 11:55.581
‫- اینقدر بهم دروغ نگو، عوضی!
‫- تو هم اینقدر آدم نکش!

11:55.621 --> 11:58.701
‫- اون یارو رو توی کامیون کُشتی!
‫- خودش شلیک کرد! به من شلیک کرد!

11:58.741 --> 12:01.581
‫- پس چطور اون مُرد؟
‫- یه حادثه بود!

12:02.781 --> 12:04.821
‫لعنتی

12:04.861 --> 12:06.101
‫باورم نمیشه

12:06.141 --> 12:07.861
‫به نظرت برامون وقت می‌خره؟

12:08.741 --> 12:11.661
‫- چاره‌ی دیگه‌ای نداریم
‫- فرستادمون توی عمارت تا کشته بشیم

12:11.701 --> 12:14.181
‫اصلاً قرار نبود بذارن زنده بمونیم

12:14.221 --> 12:17.341
‫قرار نبود بذارن من کمال رو ببینم.
‫قرار نبود به تو یه هویت جدید بدن

12:18.861 --> 12:20.581
‫گولمون زدن

12:21.461 --> 12:22.781
‫آره، گولمون زدن

12:24.621 --> 12:26.261
‫اورانیوم اینجا نیست

12:52.021 --> 12:54.261
‫چرا این کار رو کردی، مارک؟

12:57.021 --> 12:58.981
‫بهترین گزینه برای این نقش بود

12:59.021 --> 13:01.821
‫راحت می‌تونست خودش رو اسلام‌گرا جا بزنه
‫و یه بمب هم ساخت

13:01.861 --> 13:05.141
‫برای جهادی‌ها نه، برای آلام.
‫برای کارتل

13:05.181 --> 13:07.021
‫- چی؟
‫- و فقط همین یکی هم نیست

13:07.061 --> 13:09.261
‫منظورت چیه؟
‫بقیه کجان؟

13:09.301 --> 13:11.301
‫درمورد اورانیوم بهم دروغ گفتی

13:12.101 --> 13:14.141
‫می‌دونستی که می‌خوان
‫اورانیوم رو دقیقاً ببرن کجا

13:14.181 --> 13:15.901
‫از گزارش من علیه سعید استفاده کردی

13:15.941 --> 13:17.981
‫خدایا، مارک!
‫چه فکری می‌کردی؟

13:21.141 --> 13:23.461
‫اون دشمنه

13:24.821 --> 13:26.461
‫این رو سعید نوشته؟

13:27.781 --> 13:29.421
‫بیچاره شدی

13:29.461 --> 13:32.621
‫فعلاً باید اورانیوم رو پیدا کنیم

13:32.661 --> 13:35.021
‫تا ثابت کنیم که روس‌ها
‫توی این توطئه نقش داشتن

13:35.061 --> 13:37.301
‫- کجاست؟ کی برد؟
‫- محمد و مکس

13:38.181 --> 13:40.301
‫اما پیداشون نمی‌کنی

13:40.341 --> 13:41.541
‫ها

13:42.541 --> 13:44.981
‫اگه بمب‌های دیگه‌ای هم هست،
‫باید آلام رو پیدا کنیم

13:45.821 --> 13:48.501
‫فکر کنم باید برگردی به بیروت، کسی

13:50.181 --> 13:51.781
‫برنمی‌گردم به بیروت

13:53.741 --> 13:55.261
‫برگرد

13:56.181 --> 13:58.981
‫وگرنه زندگیت رو برات جهنم می‌کنم

13:59.021 --> 14:02.421
‫هر جایی که بری زندگیت رو جهنم می‌کنم

14:02.461 --> 14:03.901
‫تقاص این کارت رو پس میدی

14:31.421 --> 14:33.581
‫باید یه کاری برام بکنی

14:41.821 --> 14:44.421
‫به نظرت چقدر باید دور بشیم؟

14:46.541 --> 14:48.301
‫هر چقدر دورتر، بهتر

14:51.221 --> 14:54.661
‫باید برای برگشتن هم بنزین داشته باشی

14:58.381 --> 15:00.701
‫بعد از اینکه من رو پیاده کنی
‫می‌خوای چیکار کنی؟

15:00.741 --> 15:02.621
‫- کجا میری؟
‫- نمی‌دونم

15:03.581 --> 15:06.461
‫- تو کجا میری؟
‫- توی صحرا می‌مونم

15:07.181 --> 15:08.501
‫جدی؟

15:09.381 --> 15:10.821
‫منطقیه

15:11.501 --> 15:13.301
‫هیچ خونه‌ای ندارم

15:14.141 --> 15:16.421
‫راه فراری ندارم

15:16.461 --> 15:19.061
‫- ولی تو هنوزم می‌تونی قسر در بری
‫- واقعاً؟

15:19.101 --> 15:20.821
‫آره

15:21.981 --> 15:24.021
‫می‌خوای کجا بری؟

15:24.061 --> 15:26.101
‫هیچ‌جا

15:27.101 --> 15:28.821
‫می‌خوام یه کاری بکنم،

15:29.621 --> 15:31.501
‫یه کار ارزشمند

15:39.341 --> 15:41.781
‫جلوی کامیون حامل بمب رو گرفتن

15:41.821 --> 15:44.381
‫دانشمند رو کشتن

15:44.421 --> 15:47.421
‫پلیس کازابلانکا کامیون رو گرفته

15:47.461 --> 15:50.261
‫اگه اورانیومِ توی بمب بیُفته دست آمریکایی‌ها...

15:50.301 --> 15:52.381
‫مشکل تو و پدرته

15:52.421 --> 15:54.661
‫پدرم خوشش از آدم‌های دست‌وپاگیر نمیاد

15:54.701 --> 15:57.741
‫خوشبختانه اورانیوم دست اونا نیست

15:58.541 --> 16:00.061
‫اورانیوم توی بمب نبوده

16:03.621 --> 16:06.381
‫من می‌خوام برگردم به گینه بیسائو

16:07.541 --> 16:09.821
‫تو می‌خوای برگردی به لندن؟

16:12.261 --> 16:13.941
‫آره

16:14.661 --> 16:19.181
‫یه ماشین جور می‌کنم
‫تا ببرت به محل پرواز

16:21.981 --> 16:23.501
‫ممنون

16:26.861 --> 16:29.741
‫ما کار آدم‌های دست‌وپاگیر رو تموم می‌کنیم

16:40.261 --> 16:43.701
‫کار خوبی کردی.
‫لتیشا رو نجات دادی

16:43.741 --> 16:45.581
‫تو نجاتش دادی

16:47.381 --> 16:48.981
‫اون نمرد

16:49.781 --> 16:51.301
‫زنده‌ست

16:52.021 --> 16:54.141
‫همین مهمه

16:54.181 --> 16:56.021
‫فکر کنم آره

16:59.621 --> 17:00.741
‫چیه؟

17:00.781 --> 17:03.021
‫واقعاً فکر می‌کردی کسی متوجه نمیشه

17:03.061 --> 17:04.741
‫که اون دوست‌دخترت نیست؟

17:06.021 --> 17:07.421
‫خفه شو!

17:43.884 --> 17:48.059
‫به نظرم باید بدترین حالت رو
‫برای اورانیوم در نظر بگیریم

17:48.451 --> 17:49.461
‫ناگواره

17:50.026 --> 17:51.300
‫خیلی

17:51.634 --> 17:55.060
‫خوشبختانه تنها بمب نیست

18:01.463 --> 18:03.482
‫سفرت بخیر

18:09.738 --> 18:12.706
‫و سلام من رو به پدرت برسون

18:29.941 --> 18:31.061
‫نه

18:32.350 --> 18:34.107
‫توی ناز و نعمت بزرگ شده

18:34.436 --> 18:36.905
‫بذار قبل از مرگ یه‌کم زجر بکشه

18:37.233 --> 18:39.618
‫یه نفر رو بفرست سراغ اورانیوم

19:21.061 --> 19:22.941
‫هنوز توی جاده‌ام؟

19:27.981 --> 19:29.941
‫دووم بیار، جِی‌جِی

19:36.381 --> 19:37.941
‫جِی‌جِی!

19:42.221 --> 19:43.341
‫جِی‌جِی!

19:45.341 --> 19:47.181
‫اسمم جِی‌جِی نیست

19:58.221 --> 20:00.101
‫گندش بزنن

20:13.741 --> 20:15.741
‫حتماً از جاده خارج شدم

20:17.501 --> 20:18.741
‫خیلی‌خب

20:20.101 --> 20:22.541
‫اینجا هم میشه خاکش کرد

20:25.261 --> 20:26.541
‫مکس!

20:37.021 --> 20:38.541
‫سلام

20:39.621 --> 20:41.101
‫علیکم السلام

20:44.421 --> 20:46.421
‫من برم اون یکی رو بیارم

21:04.127 --> 21:05.817
‫شانس آوردی به قلبت نخورده

21:10.781 --> 21:12.221
‫اوه...

21:12.609 --> 21:16.242
‫باید بری بیمارستان

21:16.243 --> 21:17.781
‫نه. بیمارستان نه

21:18.781 --> 21:20.301
‫نه

21:37.701 --> 21:39.461
‫ممنون

21:51.181 --> 21:52.661
‫اورانیومه

21:55.101 --> 21:56.541
‫ببین

21:57.981 --> 21:59.981
‫برای ساختن بمبه

22:05.101 --> 22:07.181
‫یه بمب هسته‌ای

22:31.661 --> 22:33.301
‫قضیه چیه؟

22:34.141 --> 22:35.741
‫ماه رو ببین

22:37.381 --> 22:39.381
‫خیلی بزرگه

22:40.061 --> 22:43.781
‫همیشه وقتی توی گینه بیسائو
‫به آسمون نگاه می‌کردم می‌ترسیدم

22:43.821 --> 22:45.821
‫توی صحرا همینطوره

22:47.661 --> 22:49.501
‫به چیز دیگه‌ای نمی‌تونی نگاه کنی

22:56.781 --> 22:59.981
‫به نظرت اگه اورانیوم‌ها رو
‫به هم نزدیک کنیم چی میشه؟

23:00.021 --> 23:01.301
‫چرا؟

23:03.741 --> 23:05.941
‫شاید خاکش نکنم بهتر باشه

23:07.541 --> 23:09.581
‫شاید باید نابودش کنم

23:11.981 --> 23:13.821
‫چطور؟

23:14.741 --> 23:17.021
‫دو قطعه اورانیوم رو به هم نزدیک می‌کنم

23:17.941 --> 23:19.421
‫و اگه منفجر بشه...

23:21.781 --> 23:24.501
‫- ...میشی یه عامل انتحاری
‫- خفه شو

23:25.861 --> 23:28.221
‫از اول می‌دونستم
‫می‌خوای یکی از اونا باشی

23:31.261 --> 23:33.381
‫یادته توی پالمیرا چی گفتی؟

23:34.781 --> 23:39.141
‫اون معبد هزاران سال قدمت داشت،
‫و شما نابودش کردید

23:42.261 --> 23:44.621
‫نابودی همیشه جواب مسئله نیست

23:44.661 --> 23:46.741
‫چه گزینه‌ی دیگه‌ای هست؟

23:51.101 --> 23:52.981
‫اون چی؟

23:54.181 --> 23:55.981
‫اگه اون اینجا زندگی کنه چی؟

23:56.861 --> 23:58.661
‫قرار بود کسی رو نکشی، یادته؟

23:59.941 --> 24:02.261
‫اونوقت مجبورم برم

24:05.741 --> 24:07.421
‫پس من می‌مونم

24:08.381 --> 24:10.221
‫تا صبح

24:12.061 --> 24:14.021
‫و اگه می‌خواستی بری جای دیگه...

24:15.221 --> 24:18.021
‫می‌ریم... با هم

24:22.541 --> 24:24.581
‫خیلی‌خب

24:50.539 --> 24:54.539
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

25:25.501 --> 25:27.101
‫صبح بخیر، کس‌کش

25:35.781 --> 25:37.421
‫اصلاً چیز مهمی به نظر نمی‌رسه، نه؟

25:38.941 --> 25:41.341
‫خبر بده که اورانیوم رو پیدا کردیم

25:41.381 --> 25:44.621
‫- باید از هم فاصله داشته باشن
‫- می‌دونم

25:44.661 --> 25:46.701
‫احمق که نیستم

25:48.061 --> 25:49.581
‫چطور پیدامون کردی؟

25:49.621 --> 25:52.301
‫از وقتی پایگاه هوایی رو ترک کردی
‫تا الان دنبالت بودم

25:53.061 --> 25:55.381
‫تو و دوست کوچولوت

25:56.581 --> 25:59.021
‫به اون آمریکایی‌ها اعتماد نکنید

25:59.061 --> 26:00.661
‫به هیچکس اعتماد نکنید

26:01.901 --> 26:03.941
‫اوف

26:03.981 --> 26:05.501
‫پانسمان نیاز داری؟

26:06.421 --> 26:07.901
‫مورفین می‌خوای؟

26:08.581 --> 26:10.741
‫- یه آمپول کوچیک بزنیم برات؟
‫- فایده‌ای داره؟

26:12.021 --> 26:13.861
‫تو که می‌خوای بُکُشیم

26:13.901 --> 26:15.421
‫درسته

26:15.461 --> 26:18.261
‫اول باید اورانیوم رو به آمریکایی‌ها بدم

26:20.101 --> 26:22.141
‫واقعاً باید بدم؟

26:22.181 --> 26:24.181
‫تکون بخور!

26:24.221 --> 26:25.581
‫نه! صبر کن!

26:25.621 --> 26:27.421
‫بیخیال. نمی‌تونی بهش شلیک کنی

26:27.461 --> 26:29.461
‫باید اول دستگیرش کنی

26:29.501 --> 26:33.101
‫دستگیرش کنم؟ وسط بیابونیم، رفیق

26:33.141 --> 26:35.141
‫می‌دونم یه جهادگرا بوده، اما نمی‌تونی...

26:35.181 --> 26:38.221
‫جهادگرا؟ اون جهادگرا نیست.
‫اون یه جهادیه

26:38.261 --> 26:40.381
‫توی سوریه بوده

26:40.421 --> 26:42.901
‫- جِی‌جِی؟
‫- اسمم جِی‌جِی نیست، مکس

26:42.941 --> 26:45.581
‫حقیقت رو بهش نگفتی، مو؟

26:45.621 --> 26:47.741
‫اوه، رفیق، تو در جریان نیستی

26:48.581 --> 26:50.821
‫اون هم مثل ماست

26:52.581 --> 26:54.381
‫توی ارتش بود

26:55.861 --> 26:59.141
‫مأمورها می‌خواستن داخل داعش
‫جاسوس داشته باشن

26:59.181 --> 27:02.101
‫می‌خواستن نفوذی داشته باشن
‫تا اطلاعات به دست بیارن

27:03.901 --> 27:06.341
‫برای سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا
‫جاسوسی می‌کرد

27:06.381 --> 27:08.621
‫خیلی راحت همه رو گول میزد

27:08.661 --> 27:11.301
‫بهش می‌گفتن «البریتانیایی»

27:12.021 --> 27:14.141
‫فکر می‌کردم یه معتقد واقعی هستی

27:15.781 --> 27:17.621
‫توی سوریه یه معتقد واقعی شدم

27:17.661 --> 27:19.821
‫و بعدش عقلت رو از دست دادی.
‫جناحت رو عوض کردی

27:19.861 --> 27:22.821
‫سعی کردم از اونجا برم.
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم

27:22.861 --> 27:25.501
‫- دیگه خیلی دیره، پسر
‫- خانواده‌م رو کُشتی

27:27.381 --> 27:28.861
‫سعی کردم از اونجا برم، مکس

27:29.901 --> 27:31.181
‫از داعش خارج بشم

27:31.221 --> 27:33.381
‫وقتی بهشون آدرسم رو دادم...

27:33.421 --> 27:36.101
‫خونه‌م رو بمبارون کردن.
‫همسر و بچه‌م هم داخل خونه بودن

27:37.421 --> 27:39.581
‫بهمون خیانت کردی، پسر.
‫غیبت زد

27:41.501 --> 27:43.941
‫سرکش شدی،
‫مثل شخصیت سرهنگ کورتز

27:43.981 --> 27:45.701
‫- تو به من خیانت کردی
‫- من بهت خیانت کردم؟

27:45.741 --> 27:48.021
‫من جون بچه‌ت رو نجات دادم، پسر!

27:49.581 --> 27:51.381
‫لعنتی

27:51.421 --> 27:53.021
‫تو کمال رو نجات دادی؟

27:57.941 --> 27:59.381
‫دروغ میگی!

27:59.421 --> 28:01.581
‫- دروغ میگی!
‫- چرا باید دروغ بگم؟

28:02.381 --> 28:06.101
‫بعد از حمله‌ی هوایی، تیم وارد عمل شد،
‫رفتن زیر آوار رو گشتن

28:07.181 --> 28:09.501
‫من بچه‌ت رو پیدا کردم

28:09.541 --> 28:11.301
‫مامانش مُرده بود

28:12.741 --> 28:15.581
‫انگار خودش رو روی بچه‌ت انداخته بود

28:15.621 --> 28:18.261
‫دمت گرم، پسر.
‫خیلی انفجار خفنی بود

28:19.861 --> 28:21.861
‫اما تو کجا بودی، ها؟

28:21.901 --> 28:24.701
‫کدوم گوری بودی؟
‫چطور زنده موندی؟

28:26.701 --> 28:28.021
‫فرار کردم

28:29.341 --> 28:31.421
‫خانواده‌م رو تنها گذاشتم تا بمیرن

28:35.381 --> 28:37.261
‫دقیقاً

28:37.981 --> 28:39.821
‫- نه! بس کن!
‫- رئیس!

28:43.781 --> 28:46.461
‫- کارتله!
‫- اورانیوم رو می‌خوان؟

28:46.501 --> 28:47.581
‫احتمالاً

28:47.621 --> 28:49.141
‫پناه بگیرید

28:49.181 --> 28:51.141
‫تکون بخورید!

28:51.181 --> 28:52.781
‫یالا! یالا!

29:01.141 --> 29:03.141
‫- بیا پشت سر من
‫- اگه اورانیوم رو بزنن، همه‌مون می‌میریم!

29:03.181 --> 29:05.021
‫خب پس ببرش یه جای امن!

29:08.861 --> 29:10.221
‫یالا! یالا! یالا!

29:12.581 --> 29:13.861
‫بمونید همون‌جا!

29:13.901 --> 29:16.861
‫الان بهمون خبر دادن
‫که یه تیم بریتانیایی اونا رو گرفتن

29:16.901 --> 29:19.341
‫- اورانیوم رو گرفتن؟
‫- آره

29:19.381 --> 29:21.261
‫گرفتنش

29:21.301 --> 29:23.861
‫- خبری از کسی نیست؟
‫- هنوز نه

29:36.061 --> 29:37.941
‫یعنی چی؟

29:50.461 --> 29:52.421
‫بهم دروغ گفتی؟

29:52.461 --> 29:53.741
‫ببخشید

30:41.301 --> 30:43.021
‫کسی؟

31:03.981 --> 31:05.821
‫کار رو تموم کردی؟

31:10.341 --> 31:12.101
‫سلام؟

31:13.301 --> 31:15.661
‫یه گروه دیگه باهاشون درگیر شدن

31:17.781 --> 31:19.661
‫‏۱۰ دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم

31:26.301 --> 31:27.381
‫مکس!

31:46.661 --> 31:48.261
‫عوضی‌ها!

31:54.741 --> 31:56.501
‫عوضی!

31:56.541 --> 31:58.781
‫بزنید بریم! یالا!

32:02.821 --> 32:04.941
‫بعد از اینکه اون همه به‌خاطر
‫قضیه‌ی لتیشا بهم غر زدی؟

32:04.981 --> 32:07.781
‫- با هم فرق دارن
‫- دروغ گفتی. یه دروغ‌گوی کثافتی

32:07.821 --> 32:10.261
‫- دروغ من بیش‌ترش حقیقت داشت
‫- دروغ من بیش‌ترش حقیقت داشت!

32:10.301 --> 32:12.701
‫من عاشق لتیشا هستم.
‫اون می‌تونه ازم متنفر باشه

32:12.741 --> 32:14.541
‫اما دروغ نیست

32:18.701 --> 32:22.381
‫چی باعث شد عوض بشی؟
‫وقتی توی سوریه بودی؟

32:25.781 --> 32:28.221
‫به ارتش ملحق شدم
‫تا یه چیزی رو ثابت کنم

32:28.261 --> 32:30.421
‫ثابت کنم که مثل اونام

32:30.461 --> 32:32.181
‫ولی هیچ‌وقت تو رو مثل خودشون نمی‌دونن

32:33.101 --> 32:37.181
‫اما وقتی توی داعش بودم،
‫دیدم که قضیه از چه قراره

32:39.781 --> 32:42.581
‫جایی که هستی،
‫آدمایی که باهاشون می‌گردی...

32:43.541 --> 32:46.341
‫باعث میشن عوض بشی، نه؟

32:52.781 --> 32:55.061
‫فکر می‌کنن ما بدترین آدم‌های کره‌ی زمینیم...

32:55.101 --> 32:57.301
‫یه جهادی و یه قاچاقچی مواد مخدر

32:59.541 --> 33:02.061
‫ولی مجبور نیستیم همون چیزی باشیم
‫که اونا درموردمون فکر می‌کنن

33:04.661 --> 33:06.381
‫می‌تونیم چیز دیگه‌ای باشیم

33:17.861 --> 33:19.301
‫می‌بینمش

33:29.741 --> 33:32.621
‫- خودشونن! یالا!
‫- بریتانیایی‌ها چی پس؟

33:32.661 --> 33:34.821
‫کون لق بریتانیایی‌ها! برو

33:44.221 --> 33:46.901
‫- ببخشید که تو رو وارد ماجرا کردم، مکس
‫- من تو رو وارد این ماجرا کردم، نه؟

33:46.941 --> 33:49.501
‫نه، تقصیر منه.
‫من به ماشینت حمله کردم

33:49.541 --> 33:53.021
‫- من متقاعدت کردم که بری به بیروت
‫- من متقاعدت کردم که بری به پالمیرا

33:53.061 --> 33:55.893
‫- با بعل. خیلی احمقانه بود
‫- اون موقع قرص خورده بودی، رفیق

33:55.894 --> 33:57.341
‫عقلت سر جاش نبود

33:57.381 --> 33:59.541
‫و در هر صورت بالاخره گیر می‌افتادیم

33:59.581 --> 34:01.381
‫هیچ راه فراری نیست

34:01.421 --> 34:03.421
‫ببینیم چی میشه

34:26.941 --> 34:28.541
‫خیلی نزدیک نشو

34:38.261 --> 34:40.381
‫- آخر جاده‌ست
‫- آره

34:40.421 --> 34:42.381
‫الان چیکار کنیم؟

34:45.301 --> 34:46.941
‫بمون

34:57.461 --> 34:59.141
‫بمون همین‌جا!

35:12.621 --> 35:14.221
‫امروز خورشیدگرفتگی داریم؟

35:15.461 --> 35:17.181
‫اینطور به نظر می‌رسه!

35:17.221 --> 35:19.581
‫- تا حالا خورشیدگرفتگی دیدی؟
‫- نه

35:19.621 --> 35:21.781
‫نباید با چشم غیرمسلح بهش نگاه کنی

35:21.821 --> 35:23.261
‫چشم‌هات آسیب می‌بینن

35:24.301 --> 35:26.221
‫می‌خوای چیکار کنی؟

35:28.907 --> 35:30.101
‫پیاده بشیم؟

35:45.141 --> 35:46.981
‫سرت رو بیار پایین. تک‌تیرانداز دارن

35:49.461 --> 35:52.141
‫- می‌تونی بزنی‌شون؟
‫- یه لحظه

35:53.341 --> 35:55.621
‫توی تیرراس نیستن

35:59.541 --> 36:01.021
‫اون یکی رو هم بیار

36:01.061 --> 36:03.741
‫اونا دیگه کی‌ان؟
‫هی، نذارید جلو بیان

36:08.261 --> 36:09.461
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

36:11.501 --> 36:12.741
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

36:15.421 --> 36:17.541
‫- بگو که می‌تونی یکی‌شون رو بزنی
‫- تقریباً

36:23.592 --> 36:25.868
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

36:36.341 --> 36:38.661
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

36:40.621 --> 36:43.141
‫گفتم اسلحه‌هاتون رو بندازید!

36:46.181 --> 36:48.301
‫- اینجا چه خبره؟!
‫- جلو نرید

36:48.341 --> 36:51.501
‫- قول دادی که می‌دیش به من
‫- هنوز کارم باهاش تموم نشده

36:51.541 --> 36:53.901
‫چقدر بد. ولی دیگه مال منه

36:53.941 --> 36:56.221
‫- بمون سر جات
‫- خفه شو!

36:56.261 --> 36:57.981
‫نیروهای آلام اومدن

36:58.021 --> 36:59.701
‫و «رب» هم اومده

37:06.581 --> 37:08.661
‫نباید به هیچکدوم‌شون برسه

37:15.101 --> 37:18.661
‫اگه به هم نزدیک‌شون کنیم...
‫ممکنه اونا نابود بشن

37:20.741 --> 37:22.061
‫و خودمون هم نابود می‌شیم

38:06.941 --> 38:08.581
‫خیلی خوشگله

38:10.221 --> 38:12.221
‫بهش میگن لحظه‌ی خورشیدگرفتگی کامل

38:16.381 --> 38:17.981
‫به نظرم یه نشونه‌ست

38:20.381 --> 38:21.701
‫آره

38:22.941 --> 38:24.621
‫به نظر منم یه نشونه‌ست

38:35.741 --> 38:37.301
‫نوبت خودمونه، مکس

38:50.301 --> 38:51.981
‫مزخرف محضه

38:52.021 --> 38:53.661
‫مسخره‌بازیه

38:53.701 --> 38:54.941
‫یالا!

38:54.981 --> 38:56.981
‫نرو پایین!

38:57.021 --> 38:59.461
‫هی! حرومزاده!

38:59.501 --> 39:01.061
‫برو! برو! برو! برو!

39:01.101 --> 39:02.581
‫بهم بگو می‌تونی بزنی‌شون

39:24.901 --> 39:27.061
‫با شماره‌ی سه

39:29.101 --> 39:30.941
‫- یک!
‫- بعد از گفتن «سه» حرکت می‌کنیم؟

39:30.981 --> 39:34.221
‫- یا بعد از تا سه شمردن می‌گیم «حرکت»؟
‫- وقتی گفتیم «سه»، حرکت می‌کنیم

39:35.261 --> 39:37.741
‫- شلیک کن
‫- چیزی نمی‌بینم

39:37.781 --> 39:41.141
‫- شلیک کن دیگه!
‫- هیچ‌کدوم‌شون رو نمی‌بینم!

39:44.981 --> 39:46.021
‫یک!

39:48.155 --> 39:49.221
‫دو!

39:54.022 --> 39:55.360
‫- سه!
‫- سه!

39:55.361 --> 39:57.976
‫مادرجنده!

41:25.781 --> 41:27.381
‫آلام این بلا رو سرت آورده؟

41:32.021 --> 41:33.821
‫آره

41:34.981 --> 41:36.981
‫اوکسانا، اگه بهت کمک کنم...

41:38.221 --> 41:40.021
‫تو هم باید بهم کمک کنی

41:41.661 --> 41:43.621
‫می‌تونی کمکم کنی؟

41:51.981 --> 41:53.101
‫آره

41:59.542 --> 42:01.818
‫♪ Burning Down the House - Paramore ♪

42:01.819 --> 42:06.819
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

42:06.820 --> 42:11.820
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:11.821 --> 42:26.821
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
