WEBVTT

00:01.021 --> 00:05.421
‫این سریال دارای الفاظ رکیک
‫و صحنه‌های خشونت‌آمیز است

00:11.024 --> 00:13.981
‫میگه باید با هواپیما به مراکش بریم
‫تا اورانیوم‌ها رو تحویل بدیم
‫[ آنچه گذشت... ]

00:14.021 --> 00:16.181
‫این معبد بعل‌ـه.
‫ما نابودش کردیم

00:16.221 --> 00:18.541
‫فکر می‌کنی برگردوندن اون مجسمه به اینجا
‫باعث میشه همه چیز جبران بشه؟

00:18.581 --> 00:21.621
‫- هیچ‌جوره جبران نمیشه
‫- دارن به استان دیرالزور میرن

00:21.661 --> 00:24.381
‫- قلمرو خلافت هم اونجا بود
‫- جهادی داره میره خونه

00:24.421 --> 00:26.901
‫سفرت رو ادامه بده، مکس.
‫سفر من اینجا به پایان می‌رسه

00:26.941 --> 00:28.741
‫جِی‌جِی، نمی‌تونی من رو اینجا تنها بذاری!

00:29.621 --> 00:32.621
‫جِی‌جِی، لطفاً. التماست می‌کنم.
‫دوست‌دخترم رو گرفتن

00:32.661 --> 00:35.821
‫- باید حقیقت رو بهم می‌گفتی!
‫- اسلحه‌هاتون رو بندازید!

00:35.861 --> 00:37.501
‫اینا مال ما هستن!

00:37.541 --> 00:40.621
‫وقتی می‌دونستید زن و بچه اونجاست
‫از یه بمب ۹۱ کیلویی استفاده کردید؟

00:40.661 --> 00:43.661
‫مسخره می‌کنی؟
‫آمریکایی‌ها نگران غیرنظامی‌ها هستن؟

00:43.701 --> 00:46.261
‫پسر خودته. کماله.
‫گفتم همه چیز رو بررسی کنن

00:46.301 --> 00:48.861
‫اگه کمک‌مون کنی،
‫یه راهی پیدا می‌کنیم که پسرت رو ببینی

00:49.495 --> 00:52.701
‫- اگه بهمون کمک کنی، زندگیت از این رو به اون رو میشه
‫- منم همین رو می‌خوام

00:52.741 --> 00:55.941
‫اگه بهت بگم می‌خوام اجازه بدم ماموریت‌شون رو
‫به پایان برسونن، چی میگی؟

00:55.981 --> 00:57.301
‫میگم دیوونگیه

00:57.341 --> 00:58.981
‫الان فقط اورانیوم رو می‌خوایم

00:59.021 --> 01:01.021
‫- اورانیوم همراهتونه؟
‫- آره. همراهمونه

01:01.061 --> 01:03.741
‫و فکر کنم راهی برای برگشتن پیدا کردم

01:03.781 --> 01:06.981
‫لحظه‌ای که اورانیوم غنی‌شده به خریدار برسه،
‫خودمون وارد عمل می‌شیم. و تمام

01:06.982 --> 01:08.520
‫بعد از اینکه اورانیوم رو تحویل بدن...

01:08.521 --> 01:10.972
‫می‌کُشمشون

01:15.701 --> 01:19.021
‫- خبری ازشون نشد؟
‫- چرا، این موقعیت مکانی رو برام فرستادن

01:20.261 --> 01:22.261
‫خوبه

01:24.541 --> 01:26.541
‫- می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟
‫- آره

01:26.581 --> 01:28.381
‫اورانیوم رو تحویل میدم

01:28.421 --> 01:30.901
‫بعدش شما با هلی‌کوپترها و اسلحه‌هاتون
‫وارد عمل می‌شید،

01:30.941 --> 01:32.781
‫و من و لتیشا رو نجات می‌دید

01:32.821 --> 01:34.621
‫بعدش هم یه هویت جدید بهم می‌دید

01:34.661 --> 01:36.581
‫گذرنامه، بلیط، همه چیز

01:36.621 --> 01:38.861
‫می‌فرستیدم جایی که دست‌شون بهم نرسه

01:39.661 --> 01:41.621
‫همه‌ی اینا با هم،
‫همونطور که توافق کردیم

01:44.101 --> 01:46.261
‫هلی‌کوپترهای زیادی نمی‌بینم

01:47.061 --> 01:49.901
‫- یا حتی اسلحه‌های زیادی
‫- همه‌ی نیروهامون توی شهر توی موقعیتن

01:49.941 --> 01:51.861
‫و آماده و منتظر شمان

01:51.901 --> 01:54.381
‫بهت دروغ نمیگم، مکس.
‫این کار خیلی خطرناکه

01:54.421 --> 01:56.661
‫اما به زودی می‌تونی
‫به سمت زندگی جدیدت بری

01:56.701 --> 01:58.421
‫تو و دوست‌دخترت

01:58.461 --> 02:00.181
‫یه زندگی کاملاً جدید در انتظارتونه

02:13.661 --> 02:16.021
‫یادت باشه

02:16.061 --> 02:18.341
‫الان برای ما کار می‌کنی

02:24.981 --> 02:27.181
‫می‌خوایم تلاش کنیم
‫از اونجا خارجشون کنیم؟

02:29.221 --> 02:31.821
‫یه قاچاقچی مواد مخدر و جهادی‌ان

02:31.861 --> 02:33.901
‫کی می‌خواد دلتنگشون بشه؟

02:33.941 --> 02:36.461
‫دوست‌دخترش چی؟
‫تلفات غیرنظامی محسوب میشه؟

02:37.661 --> 02:40.941
‫واقعاً براش متاسفم
‫که توی چنین مخمصه‌ای افتاده

02:54.701 --> 02:55.701
‫♪ Bodysnatchers - Radiohead ♪

02:55.702 --> 03:05.702
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:05.703 --> 03:10.703
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:48.828 --> 03:51.992
‫« هـسـتـه‌ای »

03:51.993 --> 03:54.594
‫« قـسـمـت چـهـارم: پـسـر کـوچـک »

03:54.595 --> 03:59.595
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

04:31.501 --> 04:33.501
‫- مکس
‫- باید از این طرف بریم

04:41.381 --> 04:43.381
‫بهشون ردیاب وصل کردی؟

04:43.421 --> 04:45.261
‫به اونا نه، به کوله‌ها

04:45.301 --> 04:48.981
‫اورانیوم غنی‌شده رو تا وقتی
‫که به دست خریدارها برسه دنبال می‌کنیم

04:49.021 --> 04:52.381
‫باید هر دو قطعه‌ی اورانیوم رو به کارتل برسونن

04:52.421 --> 04:54.541
‫و وقتی در اختیار کارتل باشن...

04:54.581 --> 04:56.661
‫ما رو به خریداران جهادی می‌رسونن

04:59.141 --> 05:01.781
‫اصلاً نمی‌دونیم این «خریدارها»
‫ممکنه کجا باشن؟

05:01.821 --> 05:04.141
‫- هنوز نه
‫- خب، اینجان؟

05:04.181 --> 05:07.061
‫توی شهرن؟ توی شهر قدیمی‌ان؟
‫توی عمارتن؟

05:07.101 --> 05:09.741
‫اصلاً هیچ اطلاعاتی نداریم که چه کسی
‫ممکنه دنبال ساختن بمب باشه؟

05:09.781 --> 05:11.301
‫کَسی، باید آروم باشی

05:11.341 --> 05:13.501
‫آروم باشم؟ شوخی می‌کنی؟

05:13.541 --> 05:16.941
‫دو قطعه اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا
‫اون بیرون هست

05:22.141 --> 05:24.141
‫مکس

05:26.661 --> 05:28.741
‫- آروم‌تر
‫- باید از اینجا بریم

05:28.781 --> 05:31.341
‫- صبر کن
‫- به نفع خودمونه

05:31.381 --> 05:35.021
‫حالا که آمریکایی‌ها بهمون کمک می‌کنن
‫به نظرم شانس زنده موندن داریم

05:35.061 --> 05:38.261
‫چه وعده‌ای بهت دادن؟
‫یه هویت جدید؟

05:38.301 --> 05:40.981
‫اینکه تو و لتیشا با هم
‫به سمت غروب آفتاب می‌رید؟

05:41.901 --> 05:44.661
‫- یه همچین چیزی
‫- به تو چه پیشنهادی دادن؟

05:45.621 --> 05:47.421
‫پسرم

05:50.461 --> 05:52.661
‫وقتی خونه‌مون رو بمبارون کردن
‫پسرم کشته نشده

05:54.261 --> 05:57.701
‫زنده مونده. توی ایتالیا
‫توی یکی از اردوگاه‌های پناهندگانه

05:58.501 --> 06:00.501
‫رفیق، عالیه!

06:01.541 --> 06:03.461
‫چیه؟ نمی‌خوای ببینیش؟

06:03.501 --> 06:05.861
‫معلومه که می‌خوام!
‫اما روال کارشون رو می‌دونم، مکس

06:05.901 --> 06:07.741
‫می‌دونم چیکار می‌کنن

06:07.781 --> 06:10.381
‫به آدم‌هایی مثل ما خیانت می‌کنن.
‫خودمون بی‌ارزشیم

06:10.421 --> 06:12.418
‫اونا فقط به این اهمیت میدن
‫که چه کسی اورانیوم رو می‌خواد

06:12.419 --> 06:13.938
‫خب، من مجبورم بهشون اعتماد کنم

06:13.939 --> 06:16.221
‫اگه بریم توی اون عمارت،
‫دیگه براشون مهم نیست چه بلایی سر ما میاد

06:16.261 --> 06:18.301
‫باید برم اونجا.
‫لتیشا رو گرفتن

06:18.341 --> 06:19.541
‫می‌دونم

06:19.581 --> 06:21.981
‫اما الان می‌دونم که پسرم زنده‌ست
‫و ممکنه بمیرم

06:22.021 --> 06:24.661
‫- این کار رو نمی‌کنم
‫- خب، چطور می‌خوای پسرت رو ببینی؟

06:24.701 --> 06:27.501
‫نمی‌دونم. اما نباید هر دوتامون
‫با هم بریم اونجا!

06:27.541 --> 06:29.981
‫پس با هم نمی‌ریم اونجا.
‫مثل یه معامله‌ی مواد مخدر بهش نگاه کن

06:30.021 --> 06:32.261
‫بالاخره یه کارتله

06:32.301 --> 06:34.501
‫هر دو قطعه رو می‌خوان، آره؟

06:34.541 --> 06:36.541
‫پس من اول میرم

06:36.581 --> 06:39.301
‫مطمئن میشم که حال لتیشا خوبه.
‫بعدش میارم‌شون پیش تو

06:39.341 --> 06:41.781
‫قطعه‌ی تو رو بهشون می‌دیم،
‫و می‌ریم پِی کارمون. خوبه؟

06:41.821 --> 06:43.901
‫- جواب نمیده
‫- میده

06:43.941 --> 06:47.501
‫اصلاً لازم نیست وارد اون عمارت بشی.
‫همین‌جا منتظر می‌مونی

06:47.541 --> 06:50.141
‫لطفاً. اون روی من حساب کرده

06:56.461 --> 06:57.861
‫باشه

06:59.061 --> 07:00.941
‫باید یه جای شلوغ پیدا کنیم

07:00.981 --> 07:04.301
‫ممنون. ممنون.
‫لطفاً بیا بریم

07:11.221 --> 07:13.701
‫اورانیوم‌ها وارد شهر شدن؟

07:14.501 --> 07:15.661
‫آره

07:15.701 --> 07:18.221
‫- فکر می‌کنیم اینجان
‫- فکر می‌کنید؟

07:18.261 --> 07:21.661
‫و نمی‌دونید چی کسی ممکنه
‫بهشون کمک کرده باشه؟

07:21.701 --> 07:24.581
‫باید از منافع پدرم محافظ کنیم

07:26.017 --> 07:28.241
‫هر کسی اینجا باشه...

07:28.352 --> 07:31.701
‫جاسوس‌های ما به زودی متوجه میشن

07:36.781 --> 07:41.781
‫♪ Sandiya - Karim Ziad ♪

08:04.461 --> 08:06.701
‫همین‌جا خوبه. آدم‌های زیادی اینجان

08:08.501 --> 08:10.301
‫من اونجا منتظر می‌مونم

08:11.301 --> 08:13.341
‫باید اینجا بمونی

08:13.381 --> 08:15.381
‫باید بهم قول بدی

08:16.221 --> 08:18.381
‫قول میدم. همین‌جا می‌مونم

08:33.646 --> 08:35.021
‫دارن چه غلطی می‌کنن؟

08:36.301 --> 08:39.381
‫- کدوم‌شون مونده؟
‫- محمد عزیز

08:39.421 --> 08:41.501
‫- کجا مونده؟
‫- میدون فواره

08:41.541 --> 08:43.541
‫- نیروهامون تا ۱۲ دقیقه‌ی دیگه می‌رسن اونجا
‫- من میرم

08:43.581 --> 08:45.981
‫- بمون سر جات. توی شهر نیرو داریم
‫- من باهاش حرف می‌زنم

08:46.021 --> 08:47.814
‫- کَسی!
‫- وادارش می‌کنم بره به سمت عمارت

08:47.815 --> 08:49.222
‫کَسی، بمون سر جات!

08:51.541 --> 08:53.541
‫مراقبش باشید

08:53.581 --> 08:56.141
‫سوژه‌ی یک در حال نزدیک شدن به هدفه

08:59.941 --> 09:01.501
‫داره وارد عمارت میشه

09:52.141 --> 09:54.341
‫این برای شماست

10:02.581 --> 10:05.621
‫- یه دونه‌ست
‫- آره، یه دونه‌ست

10:05.661 --> 10:07.381
‫و اون یکی؟

10:07.421 --> 10:10.720
‫می‌برمتون پیشش...
‫وقتی بدونم حال لتیشا خوبه

10:11.581 --> 10:13.581
‫باشه

10:13.854 --> 10:15.121
‫بیارش

10:38.181 --> 10:39.621
‫داره میاد

10:46.861 --> 10:48.341
‫مکس!

10:50.621 --> 10:53.181
‫مکس! بهشون بگو

10:53.221 --> 10:55.221
‫لطفاً بهشون بگو!

10:57.021 --> 10:59.381
‫نه! نه! لطفاً!

10:59.421 --> 11:01.421
‫ولش کن!

11:02.461 --> 11:04.341
‫میرم میارمش اینجا. لطفاً

11:04.381 --> 11:06.301
‫میرم میارمش. اون یکی رو هم میارم

11:06.341 --> 11:08.581
‫فقط ولش کن، لطفاً. بس کن!

11:09.858 --> 11:11.021
‫نه، لطفاً. خواهش می‌کنم

11:11.061 --> 11:13.421
‫تیش. همه چیز درست میشه

11:30.621 --> 11:32.341
‫محمد

11:35.581 --> 11:37.725
‫باید از اینجا بری.
‫فکر کنم من رو زیر نظر دارن

11:37.726 --> 11:39.262
‫چرا نرفتی به عمارت؟

11:39.263 --> 11:42.341
‫چون می‌دونستیم به محض اینکه بریم اونجا
‫هر دومون رو می‌کُشن. و تو هم می‌دونستی

11:43.381 --> 11:45.541
‫می‌دونم روال کار چطوره.
‫می‌دونم چطور خیانت می‌کنن

11:45.581 --> 11:47.461
‫قبلاً بهم خیانت کردن

11:47.501 --> 11:49.381
‫باید باهام روراست باشی

11:49.421 --> 11:51.341
‫قراره اصلاً پسرم رو ببینم؟

11:52.421 --> 11:55.101
‫باهاشون چه معامله‌ای کردی
‫که بهت اون اطلاعات رو دادن؟

11:56.225 --> 11:57.449
‫که بهت این رو دادن؟

12:00.501 --> 12:02.621
‫قرار نیست ببینیش

12:02.661 --> 12:05.181
‫قراره تحویلت بدیم به بریتانیایی‌ها

12:09.501 --> 12:12.741
‫صبر کن، اما این موضوع مهم‌تر از تو و پسرته

12:19.941 --> 12:21.941
‫باید به حرفم گوش بدی، محمد

12:27.141 --> 12:28.341
‫نه

12:29.701 --> 12:31.701
‫به حرفت گوش نمیدم

12:36.981 --> 12:39.261
‫قرار بود اینجا باشه

12:51.661 --> 12:53.661
‫قرار بود اینجا باشه!

12:56.806 --> 12:57.867
‫بهم قول داد

13:18.781 --> 13:20.644
‫- داره فرار می‌کنه
‫- خودمون می‌بینیم

13:20.645 --> 13:21.676
‫داره کجا میره؟

13:21.677 --> 13:23.661
‫- برگرد اینجا، کَسی
‫- داره کجا میره؟

13:25.061 --> 13:27.021
‫میره به سمت میدون شمالی

13:27.061 --> 13:29.103
‫- منم میرم اونجا
‫- کَسی، اونجا نیرو داریم

13:29.103 --> 13:30.206
‫بگو نزدیکش نشن!

13:30.207 --> 13:31.901
‫- خودم از پسش برمیام
‫- لعنتی

13:32.701 --> 13:34.541
‫بگو نزدیکش نشن

13:39.141 --> 13:40.621
‫آمریکایی‌ها؟

13:41.421 --> 13:42.941
‫سی‌آی‌اِی؟

13:43.741 --> 13:45.501
‫اوضاع داره از کنترل خارج میشه

13:45.541 --> 13:47.181
‫استرس داری؟

13:47.221 --> 13:49.301
‫تو نداری؟

13:51.458 --> 13:54.417
‫بازدید دیروزت از آزمایشگاه...

13:56.317 --> 13:58.543
‫یه ریسک غیرضروری بود

14:03.781 --> 14:06.101
‫شاید الان فرصت خوبی برای رفتن باشه؟

14:08.476 --> 14:10.463
‫نمی‌خوام توجه کسی بهمون جلب بشه

14:12.558 --> 14:14.362
‫همین‌جا می‌مونی...

14:14.823 --> 14:16.911
‫تا آخرش

14:25.665 --> 14:28.090
‫اون یکی اونجا نبود، مگه نه، خوشگله؟

14:28.091 --> 14:29.901
‫این...

14:29.941 --> 14:32.181
‫خیلی ناامیدکننده‌ست، مکس

14:33.981 --> 14:36.141
‫همون دوستته؟

14:43.233 --> 14:45.100
‫عکسش رو بفرست برای همه

14:46.171 --> 14:48.150
‫این و دختره رو چیکار کنیم؟

14:49.649 --> 14:52.142
‫هر چیزی به وقتش

14:54.103 --> 14:55.421
‫باشه

15:18.769 --> 15:20.381
‫لطفاً یه درهم بهم بده

15:20.421 --> 15:22.861
‫پول. پول

15:50.501 --> 15:52.981
‫لعنتی

15:56.390 --> 15:57.447
‫تیش

15:58.741 --> 16:00.501
‫خیلی خیلی متاسفم

16:03.581 --> 16:06.261
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫چنین اتفاقی بیُفته

16:06.301 --> 16:08.301
‫مخصوصاً برای تو

16:09.101 --> 16:11.981
‫همیشه فکر می‌کردم چنین اتفاقی
‫برای خودم می‌افته

16:12.021 --> 16:15.021
‫با توجه به کاری که می‌کنم.
‫می‌دونی، کارتل و رانندگی

16:17.581 --> 16:19.501
‫اما هیچوقت تصور نمی‌کردم...

16:19.541 --> 16:21.941
‫که اصلاً به هیچ وجه

16:21.981 --> 16:24.821
‫تو وارد چنین قضیه‌ای بشی

16:27.141 --> 16:30.021
‫و می‌دونم حرفم رو باور نمی‌کنی، اما...

16:31.821 --> 16:33.821
‫از اینجا می‌برمت بیرون

16:34.781 --> 16:37.301
‫جدی میگم

16:38.421 --> 16:40.821
‫چون اونطوری که فکر می‌کنی، نیست

16:42.261 --> 16:44.581
‫این یه ماجرای کاملاً متفاوته

16:45.381 --> 16:47.821
‫می‌دونم می‌گفتی کار کردن من
‫برای کارتل اصلاً خوب نیست

16:47.861 --> 16:51.101
‫اما در واقع دارم برای آدم‌های درستی
‫کار می‌کنم. برای آدم خوبه‌ها

16:52.073 --> 16:53.283
‫دارم برای...

16:57.901 --> 16:59.981
‫برای سی‌آی‌اِی کار می‌کنم

17:00.781 --> 17:03.341
‫- سی‌آی‌اِی؟
‫- هیس! یه رازه

17:03.381 --> 17:05.741
‫- می‌خواستن من رو بُکُشن!
‫- می‌دونم

17:05.781 --> 17:08.821
‫می‌دونم، و متاسفم.
‫اما همه چیز درست میشه، قول میدم

17:08.861 --> 17:12.181
‫اونا از اینجا نجات‌مون میدن، تیش،
‫و بعدش زندگی‌های جدیدی بهمون میدن

17:12.221 --> 17:15.301
‫هیچ اتفاقی برامون نمی‌افته. قسم می‌خورم

17:17.861 --> 17:20.107
‫من یه زندگی جدید نمی‌خوام، مکس

17:20.541 --> 17:24.701
‫زندگی خودم رو می‌خوام.
‫همونی که با دروغ‌هات نابودش کردی

17:24.741 --> 17:26.821
‫- تیش
‫- اینطوری صدام نکن!

17:26.861 --> 17:29.261
‫دیگه هیچکس اینطور صدام نمی‌کنه.
‫فقط تو اینطور صدام می‌کردی

17:31.661 --> 17:33.941
‫و دوست‌پسرم نیستی، مکس

17:33.981 --> 17:36.941
‫‏۲ ساله که دوست‌پسرم نبودی

19:33.671 --> 19:35.330
‫پیداش کردیم

19:37.073 --> 19:38.770
‫بیاریدش اینجا

19:41.741 --> 19:43.501
‫یالا! یالا!

20:02.989 --> 20:04.407
‫بگیر

20:07.391 --> 20:08.880
‫ممنون

20:11.572 --> 20:12.914
‫اسمت چیه؟

20:16.278 --> 20:17.644
‫محمد

20:18.072 --> 20:19.814
‫ستوده

20:22.157 --> 20:24.357
‫من ستوده نیستم

20:27.815 --> 20:29.566
‫گناه کردم

20:30.783 --> 20:33.744
‫کارهای بدی انجام دادم

20:34.901 --> 20:38.115
‫ما همه ابزاری برای
‫اجرای برنامه‌ی خداوند هستیم

20:39.677 --> 20:42.402
‫هر کس به یه روشی بهش خدمت می‌کنه

20:43.521 --> 20:47.568
‫و هر کدوم‌مون وظیفه‌ای داریم

20:50.265 --> 20:53.451
‫کارهایی که باید انجام بدم...

20:55.261 --> 20:56.821
‫پسرم...

20:57.701 --> 20:59.701
‫کارهایی که باید انجام بدم...

21:03.101 --> 21:05.101
‫آدمی که باید باشم...

21:08.741 --> 21:10.941
‫من اونطور آدمی نیستم

21:12.701 --> 21:14.861
‫ابراهیم...

21:15.661 --> 21:17.501
‫پسرش رو فدا کرد

21:18.301 --> 21:21.541
‫و ما باید از خودمون بپرسیم که حاضریم...

21:23.101 --> 21:25.101
‫پسر خودمون رو فدا کنیم؟

21:34.581 --> 21:37.421
‫چه دروغ‌هایی بهشون گفتی
‫که من رو آوردن اینجا؟

21:38.701 --> 21:40.781
‫شاید عکست توی کیف پولم بوده باشه

21:40.821 --> 21:42.821
‫کدوم عکس؟

21:45.461 --> 21:47.421
‫درموردت ازم سوال پرسیدن

21:47.461 --> 21:49.381
‫اینکه کی هستی

21:49.421 --> 21:52.221
‫- گفتم تو...
‫- چی توی سرت هست، مکس؟

21:53.261 --> 21:55.181
‫چی توی سرته؟

21:55.221 --> 21:57.661
‫چه مرگته؟
‫چی باعث میشه اینطور کاری بکنی؟

21:58.701 --> 22:01.301
‫چرا... چرا وقتی دهنت رو باز می‌کنی،

22:01.341 --> 22:03.901
‫چرا واقعیت‌ها و حقیقت‌ها رو نمیگی؟

22:03.941 --> 22:07.141
‫الکی نمیگم.
‫دارم برای سی‌آی‌اِی کار می‌کنم

22:07.181 --> 22:10.701
‫اوه. و چرا داری برای سی‌آی‌اِی کار می‌کنی؟

22:10.741 --> 22:13.101
‫اورانیوم غنی‌شده تحویل دادم

22:13.141 --> 22:14.941
‫اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا

22:15.781 --> 22:19.181
‫برای ساختن یه بمب هسته‌ایه.
‫قضیه از این قراره

22:19.221 --> 22:23.141
‫یه نفر می‌خواد یه بمب هسته‌ای بسازه
‫و سی‌آی‌اِی ازم می‌خواد کمکشون کنم بفهمن اون کیه

22:23.181 --> 22:26.141
‫- یه بمب هسته‌ای؟ باشه
‫- آره. یه بمب کوچیک

22:27.981 --> 22:30.368
‫- قضیه اینه که من و جِی‌جِی...
‫- جِی‌جِی؟

22:30.369 --> 22:34.741
‫آره. من اونطور صداش می‌کنم.
‫اسم واقعیش نیست. مثل جان جهادی

22:34.781 --> 22:37.821
‫- اوهوم
‫- قبلاً یه جهادی بود، اما دیگه نیست

22:37.861 --> 22:40.181
‫هنوزم آدم می‌کُشه.
‫اما الان فقط آدم بده‌ها رو می‌کُشه

22:40.221 --> 22:43.581
‫مثل قدیم‌ها همه رو نمی‌کشه.
‫اما بگذریم، آره

22:43.621 --> 22:45.741
‫قضیه اینه که من و جِی‌جِی...

22:45.781 --> 22:48.461
‫وقتی توی سوریه بودیم
‫داشتیم اورانیوم رو برای کارتل قاچاق می‌کردیم

22:48.501 --> 22:51.541
‫- توی سوریه بودی؟
‫- آره. تا حالا اسم بعل رو شنیدی؟ یه خداست

22:52.581 --> 22:54.541
‫- نه
‫- خب، بگذریم

22:54.581 --> 22:57.701
‫آره، مجسمه‌ش با ما بود،
‫بعدش رفتیم به پالمیرا،

22:57.741 --> 23:00.421
‫به معبدش، بعدش رفتیم به خونه‌ی جِی‌جِی
‫که توی محل قلمرو خلافت بود

23:00.461 --> 23:03.821
‫اونجا سی‌آی‌اِی دستگیرمون کرد و گفت
‫باید بهشون کمک کنیم و اورانیوم رو تحویل بدیم

23:03.861 --> 23:06.901
‫تا بتونن بفهمن که کی می‌خواد
‫بمب هسته‌ای بسازه

23:07.941 --> 23:09.941
‫کاش به حرف‌های خودت دقت می‌کردی

23:12.061 --> 23:14.501
‫فقط دروغ میگی. همه‌ش خیال‌بافیه

23:15.301 --> 23:17.381
‫و خودت هم می‌دونی

23:17.421 --> 23:20.381
‫می‌دونی که توانش رو نداری، پس فقط…

23:20.421 --> 23:22.501
‫الکی از خودت داستان می‌بافی

23:28.941 --> 23:30.941
‫به‌خاطرت چندین بار شغلم رو از دست دادم

23:30.981 --> 23:33.061
‫به‌خاطرت به پلیس دروغ گفتم

23:33.101 --> 23:37.221
‫همه کاری برات کردم،
‫هر کاری که ازم خواستی،

23:37.261 --> 23:39.341
‫چون با خودم می‌گفتم:
‫«نه، می‌تونه عوض بشه»

23:40.141 --> 23:42.221
‫اما نمی‌تونی

23:46.781 --> 23:48.901
‫اما الان بهت دروغ نمیگم

23:48.941 --> 23:50.941
‫دارم حقیقت رو بهت میگم

23:51.781 --> 23:53.301
‫و دوستت دارم

23:54.421 --> 23:56.341
‫از همون اول دوستت داشتم

23:56.381 --> 23:59.821
‫- و بهت ثابت می‌کنم...
‫- فقط حرف نزن، مکس

24:04.257 --> 24:05.701
‫ممنون

24:13.266 --> 24:16.266
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:20.181 --> 24:22.181
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

24:22.221 --> 24:24.221
‫- نمیرم به عمارت
‫- مجبوری

24:24.261 --> 24:26.701
‫این فقط یه فرصت برات نیست
‫که بخوای پسرت رو ببینی

24:26.741 --> 24:29.341
‫این فرصت رو داری که کار درست رو انجام بدی

24:30.381 --> 24:34.061
‫می‌تونی کارهای گذشته‌ت رو جبران کنی.
‫مهم نیست قبلاً چجور آدمی بودی

24:34.941 --> 24:37.501
‫- می‌تونی همین امروز همه چیز رو درست کنی
‫- اگه این رو تحویل بدیم...

24:37.541 --> 24:39.759
‫باعث می‌شیم بمبی ساخته بشه
‫که شما می‌گید می‌خواید جلوش رو بگیرید

24:39.760 --> 24:40.760
‫نه

24:42.101 --> 24:43.781
‫لعنتی!

24:51.141 --> 24:53.141
‫دنبالم نیا

25:00.741 --> 25:02.381
‫گندش بزنن

25:28.281 --> 25:29.541
‫بمون! بمون، بمون!

25:33.941 --> 25:36.101
‫برو! برو، برو، برو!

25:50.858 --> 25:52.107
‫- کدوم ماشین؟
‫- گندش بزنن

25:52.628 --> 25:53.628
‫برو سمت راست!

27:03.981 --> 27:05.981
‫سعید

27:08.101 --> 27:09.661
‫کاساندرا

27:09.701 --> 27:12.461
‫خیلی از بیروت دور شدی

27:16.341 --> 27:18.421
‫می‌دونستم کار توئه

27:19.541 --> 27:21.621
‫ولی امیدوار بودم کار تو نباشه

27:21.661 --> 27:24.581
‫مارک تو رو فرستاده...
‫تا اورانیوم غنی‌شده رو برام بیاری؟

27:25.501 --> 27:27.501
‫مارک؟

27:28.901 --> 27:31.261
‫خبری از منبعت نشد؟

27:34.028 --> 27:35.581
‫شاید بهتر باشه یه تلنگری بهش بزنی

27:40.701 --> 27:42.741
‫الان خیلی خطرناکه

27:44.461 --> 27:46.461
‫موفق میشه

27:48.821 --> 27:50.301
‫مارک رو می‌شناسی؟

27:50.341 --> 27:52.781
‫معلومه که مارک رو می‌شناسم.
‫من مأمورشم. اون من رو مدیریت می‌کنه

27:52.821 --> 27:54.981
‫به همین دلیل اینجام

27:55.021 --> 27:57.141
‫چی؟

27:58.181 --> 28:00.381
‫طوری رفتار نکن انگار خبر نداری، کَسی

28:00.421 --> 28:03.261
‫درمورد من یه گزارش نوشتی...
‫اینکه آدم خطرناکی‌ام

28:03.301 --> 28:05.221
‫اینکه باید زیر نظر باشم

28:05.261 --> 28:07.901
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- مارک بهم گفت

28:07.941 --> 28:10.221
‫به‌خاطر گزارش تو من رو استخدام کرد

28:10.261 --> 28:13.541
‫اون استخدامت کرده؟ تا چیکار کنی؟

28:28.661 --> 28:30.661
‫استخدامم کرد تا این رو بسازم

28:38.101 --> 28:41.221
‫قربان، الان جلوی ورودی عمارته

28:41.261 --> 28:43.861
‫تایید میشه که محمد عزیزه

28:47.101 --> 28:49.301
‫- اورانیوم غنی‌شده همراهشه
‫- بالاخره!

28:54.821 --> 28:56.781
‫می‌دونم گند زدم، تیـ...

28:57.581 --> 28:59.381
‫...لتیشا

28:59.421 --> 29:01.221
‫اما از اینجا می‌برمت بیرون

29:01.261 --> 29:04.581
‫- قول میدم
‫- و چطور می‌خوای اون کار رو بکنی؟

29:09.421 --> 29:10.981
‫اون یه حلقه‌ست؟

29:13.661 --> 29:15.901
‫آه... آره

29:16.901 --> 29:18.741
‫نامزد کردم

29:27.280 --> 29:28.421
‫کدوم گوری بودی؟

29:28.461 --> 29:30.621
‫بهم قول دادی!

29:30.661 --> 29:32.941
‫- نزدیک بود بُکُشنش!
‫- مکس!

29:32.981 --> 29:35.421
‫- الان دیگه اورانیوم رو دارن
‫- آره، داریم

29:37.221 --> 29:38.981
‫آقای آلام

29:39.021 --> 29:41.261
‫لطفاً بذارید اون بره

29:41.301 --> 29:44.221
‫الان اورانیوم رو دارید.
‫کاری که گفتی رو انجام دادیم

29:45.501 --> 29:48.701
‫لطفاً. حتی دوست‌دخترم هم نیست

29:48.741 --> 29:50.021
‫چی؟

29:50.061 --> 29:53.541
‫بهت دروغ گفتم.
‫اصلاً با هم توی رابطه نیستیم

29:54.190 --> 29:57.141
‫ببین! با یه نفر دیگه نامزد کرده

29:59.322 --> 30:01.209
‫ببریدشون توی صحرا

30:01.895 --> 30:03.748
‫اول دختره رو بُکُشید

30:04.756 --> 30:06.694
‫مکس رو مجبور کنید تماشا کنه

30:09.092 --> 30:10.239
‫بریم!

30:10.240 --> 30:12.221
‫مکس، چی گفت؟!

30:16.861 --> 30:19.781
‫راه افتادن.
‫هر دو کوله هم همراهشونه

30:19.821 --> 30:21.541
‫نوبت خودمونه، بچه‌ها. بزنید بریم!

30:21.581 --> 30:24.621
‫نباید گمشون کنیم.
‫شما دو نفر همراه من بیاید

30:24.661 --> 30:27.701
‫دنبالشون می‌ریم تا وقتی هدف رو می‌بینن
‫حضور داشته باشیم

30:27.741 --> 30:31.181
‫تمامی حرکت‌هاشون رو بهم اطلاع بده.
‫می‌خوام تمام این مدت باهام حرف بزنی

30:31.221 --> 30:33.861
‫و بهم بگی دارن کجا میرن.
‫و کَسی رو پیدا کن!

30:33.901 --> 30:35.901
‫- باشه
‫- بریم!

30:39.301 --> 30:41.461
‫مارک استخدامت کرد تا این بمب رو بسازی؟

30:41.501 --> 30:44.421
‫شاید کلمه‌ی «استخدام»
‫خیلی خوب شرایط رو توصیف نکنه

30:45.381 --> 30:48.821
‫اومد سراغم، گفت بهم مشکوک بودی
‫و گزارشم رو دادی

30:50.341 --> 30:52.261
‫تهدیدم کرد

30:53.101 --> 30:55.261
‫خانواده‌م رو تهدیدم کرد

30:55.301 --> 30:57.741
‫بهم نشون داد که تنها راهی که دارم

30:57.781 --> 30:59.941
‫اینه که چنین برنامه‌ای پیدا کنم

30:59.981 --> 31:03.581
‫نقش یه دانشمند جهادی رو بازی کنم
‫که حاضره یه بمب بسازه

31:03.621 --> 31:06.341
‫اگه قراره یه برنامه‌ی هسته‌ای وجود داشته باشه،

31:06.381 --> 31:09.381
‫بهتره نیروی خودت
‫در قلب ماجرا باشه، نه؟

31:09.421 --> 31:12.421
‫خب، اینم از بمب

31:12.461 --> 31:14.501
‫من کارم رو انجام دادم

31:14.541 --> 31:18.141
‫و شما هم کار خودتون رو انجام دادید،
‫مطمئن شدید که اورانیوم می‌رسه به دستم

31:18.181 --> 31:19.981
‫چی؟!

31:20.781 --> 31:22.741
‫فکر می‌کنی مارک چرا اومد به بیروت؟

31:23.541 --> 31:26.021
‫باید شخصاً مطمئن میشد
‫که اورانیوم غنی‌شده به اینجا می‌رسه

31:26.061 --> 31:28.981
‫سعید، من اصلاً خبر نداشتم

31:29.021 --> 31:31.221
‫اما نباید این کار رو بکنی

31:31.261 --> 31:34.621
‫نمی‌تونی این بمب رو
‫به یه گروه جهادی بدی

31:34.661 --> 31:38.021
‫فکر می‌کنی یه گروه جهادی
‫توانایی انجام این کارها رو داره؟

31:38.061 --> 31:40.701
‫کدوم شورشی‌ای پول چنین کاری رو داره؟

31:42.541 --> 31:44.541
‫داعش؟

31:44.581 --> 31:46.581
‫گروه الشباب؟

31:52.221 --> 31:54.221
‫برای آلامه

31:55.901 --> 31:57.621
‫برای کارتله

31:57.661 --> 32:00.661
‫آره، درسته. آفرین

32:05.101 --> 32:07.101
‫- چرا؟
‫- چرا؟

32:07.941 --> 32:10.421
‫چرا یه کارتل مواد مخدر
‫یه بمب هسته‌ای می‌خواد؟

32:10.461 --> 32:12.581
‫اهرم فشار. قدرت

32:13.489 --> 32:14.973
‫اونا دولت‌ها رو کنترل می‌کنن،

32:14.974 --> 32:17.901
‫پس طبیعیه که بخوان قدرتی
‫مشابه یه کشور داشته باشن

32:19.501 --> 32:21.661
‫- مارک می‌دونه؟
‫- نه

32:22.729 --> 32:24.201
‫این تنها چیزیه که ازش خبر نداره

32:24.701 --> 32:26.741
‫فکر می‌کنه یه خریدار جهادی وجود داره

32:27.901 --> 32:30.501
‫می‌خوام بفرستمش دنبال نخود سیاه

32:31.301 --> 32:33.301
‫نه، تو اینطور آدمی نیستی

32:34.261 --> 32:36.261
‫چرا این کار رو می‌کنی؟

32:40.501 --> 32:42.501
‫می‌خوام برم پِی زندگیم

32:43.941 --> 32:46.061
‫می‌خوام از دست مارک فرار کنم،

32:46.101 --> 32:48.101
‫از دست همه

32:49.381 --> 32:52.301
‫و با پولی که برای انجام این کار بهم میدن،

32:52.341 --> 32:53.901
‫می‌تونم فرار کنم

32:58.981 --> 33:01.421
‫باید هر چی زودتر

33:01.461 --> 33:03.581
‫محموله رو از اونجا خارج کنی

33:03.621 --> 33:05.461
‫به زودی برای انتقال آماده میشه

33:06.821 --> 33:09.821
‫اما یه نفر اینجاست

33:09.861 --> 33:11.861
‫یه آمریکایی. یه جاسوس

33:12.661 --> 33:14.661
‫توی بیروت کار می‌کنه

33:15.861 --> 33:17.861
‫حسابش رو برس

33:22.195 --> 33:24.132
‫پیشرفتی حاصل نشد؟

33:24.254 --> 33:27.918
‫به نظر می‌رسه آمریکایی‌ها
‫انبار رو زیر نظر دارن...

33:28.454 --> 33:30.880
‫یکی از مأمورهاشون رو گرفتیم

33:32.109 --> 33:33.385
‫بهت گفتم...

33:33.464 --> 33:36.161
‫بازدیدت از انبار یه اشتباه بزرگ بود

33:36.162 --> 33:38.745
‫کشتن مأمور سی‌آی‌اِی کار عاقلانه‌ایه؟

33:39.175 --> 33:40.736
‫بهت گفتم...

33:40.737 --> 33:47.060
‫که اون دوتا دلقک و هر کسی
‫که کمک‌شون کنه رو می‌کُشم

33:47.133 --> 33:51.579
‫من همیشه به هر قیمتی که شده
‫از منافعم محافظت می‌کنم

33:51.580 --> 33:53.861
‫من دیگه اینجا کاری ندارم.
‫ما چنین چیزی رو نمی‌خواستیم

33:53.901 --> 33:55.501
‫از اینجا می‌ریم

33:55.541 --> 33:57.341
‫با هم از اینجا می‌ریم

33:58.708 --> 33:59.823
‫از اون خبرها نیست

34:19.861 --> 34:22.141
‫سعید، بابت کاری که مارک باهات کرده
‫خیلی متاسفم

34:22.181 --> 34:25.421
‫اما این یه کارتل جنایتکاره
‫که داری براش بمب رو می‌سازی

34:25.461 --> 34:28.301
‫یه کشور نیست.
‫مبارزان آزادی‌خواه هم نیستن

34:28.341 --> 34:31.221
‫- جنایتکارن
‫- می‌خوای درمورد اصول اخلاقی حرف بزنی؟

34:32.021 --> 34:34.821
‫چطور ممکنه کسی که فیزیک‌دانه،
‫کسی که درک می‌کنه

34:34.861 --> 34:37.741
‫چیزی توی این دنیا پایدار نیست،
‫اینکه همه چیز تغییر می‌کنه...

34:38.581 --> 34:41.221
‫چطور ممکنه یه نفر مثل تو
‫نیّات یه نفر دیگه رو قضاوت کنه؟

34:45.501 --> 34:48.261
‫می‌دونستم کی هستی، کَسی.
‫می‌دونستم مأمور مخفی هستی

34:48.301 --> 34:50.021
‫اما برات تهدید محسوب نمی‌شدم

34:50.061 --> 34:51.861
‫فکر می‌کردم تو هم یه مأموری

34:51.901 --> 34:54.301
‫چیزی که می‌خواستی رو دیدی، کَسی

34:55.541 --> 34:57.261
‫گزارشت رو نوشتی

34:58.181 --> 34:59.581
‫و الانم که به اینجا رسیدیم

35:00.981 --> 35:02.981
‫من تمام عمرم تلاش کردم...

35:03.021 --> 35:05.301
‫- جلوی چنین اتفاقی رو بگیرم
‫- نه

35:05.341 --> 35:08.181
‫تمام عمرت دنبال هیولاها گشتی

35:09.661 --> 35:11.821
‫و باعث شدی یکی به وجود بیاد

35:11.861 --> 35:14.221
‫و اگه من یه هیولام، کَسی...

35:15.021 --> 35:16.901
‫تو چی هستی؟

35:18.341 --> 35:20.461
‫نمی‌ذارن بری پِی زندگیت، سعید

35:22.341 --> 35:24.061
‫می‌کُشنت

35:24.901 --> 35:26.901
‫بازم یه راه فراره

35:33.981 --> 35:35.981
‫این بمب قراره برده بشه به کجا؟

35:37.701 --> 35:39.701
‫هوم؟

35:39.741 --> 35:41.741
‫کارتل می‌خواد باهاش چیکار کنه؟

35:44.541 --> 35:46.261
‫نشونت میدم

36:40.661 --> 36:42.421
‫دارن می‌برنمون کجا؟

36:45.918 --> 36:47.141
‫نمی‌دونم

37:22.861 --> 37:25.261
‫اینجا؟ واقعاً؟

37:26.701 --> 37:28.741
‫اینجا کنار زنت دفن میشی...

37:28.781 --> 37:31.141
‫که البته زنت هم نیست

37:36.861 --> 37:38.981
‫نامزدیت رو تبریک میگم

37:40.661 --> 37:43.861
‫ممنون

37:49.328 --> 37:50.692
‫باید تماشا کنی

37:52.671 --> 37:53.861
‫اوهوم

37:53.901 --> 37:55.901
‫به‌خاطر دنی این کار رو می‌کنم

37:55.941 --> 37:58.181
‫و به‌خاطر کارلوس

38:06.138 --> 38:07.370
‫تیش!

38:07.941 --> 38:09.541
‫وقتش رسیده بری با خدات روبه‌رو بشی

38:10.941 --> 38:13.741
‫- چی؟
‫- باید قبل از کشتن‌مون بذاری دعا کنیم

38:13.781 --> 38:15.741
‫چون می‌خوایم با خدا روبه‌رو بشیم

38:17.941 --> 38:21.141
‫تو که دعا نمی‌کنی.
‫تا حالا هیچوقت دعا نکردی

38:21.181 --> 38:23.181
‫تا حالا هیچوقت ندیدی بخوام بمیرم

38:32.261 --> 38:35.621
‫باشه. دعا کن، مکس

38:39.246 --> 38:40.376
‫آره

38:48.767 --> 38:50.259
‫دعای ربانی

38:54.501 --> 38:56.581
‫می‌دونی

38:56.621 --> 38:58.501
‫ای پدر ما...

38:58.541 --> 39:01.381
‫آره. آره، اون دعا رو دوست دارم

39:03.646 --> 39:04.869
‫دعای خوبیه

39:05.861 --> 39:08.021
‫آه... ای...

39:08.981 --> 39:11.901
‫ای پدر ما...

39:12.747 --> 39:13.850
‫ای پدر ما...

39:13.851 --> 39:16.821
‫ای پدر ما که... در...

39:16.861 --> 39:19.061
‫- آسمانی
‫- ای پدر ما که در آسمانی

39:19.101 --> 39:20.901
‫آه... نام...

39:20.902 --> 39:21.902
‫کافیه!

39:22.821 --> 39:25.341
‫- نام... نام تو مقدس باش
‫- گفتم کافیه!

39:28.299 --> 39:29.299
‫دختره رو بُکُش

39:32.932 --> 39:34.065
‫بُکُشش!

39:34.066 --> 39:35.781
‫لطفاً، خدا!

39:35.782 --> 39:38.338
‫ای پدر ما که در آسمانی،
‫نام تو مقدس باد

39:38.339 --> 39:40.366
‫ملکوت تو بیاید

39:42.021 --> 39:43.629
‫اراده تو چنان‌که در آسمان است،
‫بر زمین نیز کرده شود

39:43.630 --> 39:44.557
‫محض رضای خدای بُکُشش دیگه!

39:44.558 --> 39:47.821
‫- و گناهان ما را ببخش چنان‌که ما نیز...
‫- حرومزاده!

39:47.822 --> 39:50.741
‫...آنانکه بر ما گناه کردند را می‌بخشیم.
‫نه! نه! نه!

40:00.141 --> 40:01.701
‫بزن!

40:14.279 --> 40:16.461
‫حتی متن یه دعا رو هم بلد نیستی؟

40:16.501 --> 40:17.901
‫نه

40:18.941 --> 40:20.861
‫ضربه‌ی خوبی زدی

40:22.581 --> 40:24.821
‫این جِی‌جِی‌ـه...
‫همونی که بهت گفتم

40:24.861 --> 40:26.381
‫اسمم جِی‌جِی نیست

40:26.421 --> 40:28.381
‫فکر کردم گفتی دیگه آدم نمی‌کشه؟

40:28.421 --> 40:29.941
‫آره

40:31.261 --> 40:33.621
‫ولی درمورد سی‌آی‌اِی بهش بگو

40:33.661 --> 40:37.301
‫درمورد بمب هسته‌ای، درمورد اورانیوم.
‫بهش بگو همه چیز حقیقت داره

40:38.661 --> 40:40.501
‫همه چیز حقیقت داره

40:41.501 --> 40:43.581
‫دیدی. بهت گفتم

40:44.781 --> 40:46.781
‫بهت گفتم دروغ نمیگم

40:48.701 --> 40:50.941
‫بهت گفتم از اونجا نجات پیدا می‌کنیم

40:52.661 --> 40:54.421
‫یه بمب هسته‌ای؟

40:57.621 --> 40:59.821
‫عوضی احمق!

41:10.021 --> 41:12.061
‫- تیش، ببخشید!
‫- دنبالم نیا!

41:26.421 --> 41:28.421
‫باید بریم

41:28.461 --> 41:30.501
‫دنبالش نمیرم

41:30.541 --> 41:32.421
‫به اندازه‌ی کافی گند زدم

41:32.461 --> 41:34.141
‫آره، گند زدی

41:36.581 --> 41:38.581
‫الان می‌دونم جهادم چیه، مکس

41:48.981 --> 41:50.381
‫باید بمب رو پیدا کنیم

41:52.141 --> 41:55.101
‫باشه. مختصات یه مکان رو برام فرستاد

41:55.141 --> 41:56.941
‫چطور پیداش کنیم؟

41:56.981 --> 41:58.941
‫با این؟

41:58.981 --> 42:03.981
‫♪ Gift Horse - Idles ♪

42:22.621 --> 42:24.661
‫قراره بره روی یه کشتی

42:27.141 --> 42:28.741
‫می‌فرستیش کجا؟

42:29.781 --> 42:31.821
‫هر جایی که کارتل بخواد

42:38.981 --> 42:40.861
‫آدم‌هایی مثل تو...

42:40.901 --> 42:42.861
‫آدم‌هایی مثل مارک...

42:43.661 --> 42:46.101
‫- فکر می‌کنن می‌تونن رویدادها رو کنترل کنن
‫- قربان

42:47.381 --> 42:49.781
‫اما واقعیت اینه که...

42:49.821 --> 42:52.061
‫هیچکس نمی‌تونه

42:53.661 --> 42:55.661
‫هیچکس

42:59.261 --> 43:01.322
‫[ کون لقت، مارک ]

43:08.501 --> 43:11.541
‫این بمب ممکنه سر از هر جایی دربیاره

43:13.021 --> 43:15.181
‫می‌تونه خیلی بی‌سروصدا...

43:16.381 --> 43:18.061
‫یه جا بمونه...

43:19.941 --> 43:22.021
‫بدون اینکه کسی بفهمه...

43:26.101 --> 43:28.461
‫تا اینکه یه روز...

43:34.874 --> 43:37.021
‫[ آنچه خواهید دید... ]
‫بمب رو ساختن. و مقصرش ماییم

43:37.061 --> 43:39.501
‫باید یه کاری بکنیم.
‫تا حالا کامیون دزدیدی؟

43:39.541 --> 43:41.821
‫اونه! همونه! این جهاد منه

43:44.661 --> 43:48.421
‫اومدم سراغ بمب. با خودم می‌برمش.
‫اورانیوم رو توی صحرا خاک می‌کنم

43:48.461 --> 43:50.141
‫- کی بردش؟
‫- محمد و مکس

43:50.181 --> 43:53.025
‫- باید برگردی به بیروت
‫- برنمی‌گردم به بیروت

43:53.026 --> 43:54.938
‫باید آلام رو پیدا کنیم

43:56.421 --> 43:58.981
‫باید یه کاری برام بکنی

43:59.021 --> 44:02.341
‫چند نفر از نیروهام رو می‌فرستم توی صحرا
‫تا دنبالش بگردن

44:02.657 --> 44:05.143
‫سلام من رو به پدرت برسون

44:05.144 --> 44:07.360
‫کار آدم‌های دست‌وپاگیر رو تموم می‌کنم

44:08.861 --> 44:11.821
‫می‌خوام یه کاری بکنم،
‫یه کار ارزشمند

44:12.861 --> 44:14.421
‫- خودشونن!
‫- بریتانیایی‌ها چی پس؟

44:14.461 --> 44:16.661
‫کون لق بریتانیایی‌ها! برو

44:17.541 --> 44:19.301
‫- نباید به هیچکدوم‌شون برسه
‫- پس چیکار کنیم؟

44:19.755 --> 44:21.221
‫بهت میگم شلیک کن!

44:21.222 --> 44:26.222
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

44:26.223 --> 44:31.223
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:31.224 --> 44:46.224
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
