WEBVTT

00:01.021 --> 00:05.421
‫این سریال دارای الفاظ رکیک
‫و صحنه‌های خشونت‌آمیز است

00:05.422 --> 00:11.020
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.021 --> 00:12.941
‫[ آنچه گذشت... ]
‫دکتر کاساندرا برایس؟

00:12.981 --> 00:16.981
‫اطلاعاتی دارم و به تخصص
‫هسته‌ای ویژه‌ی شما نیازه

00:17.581 --> 00:19.781
‫گفتی یه کار ساده و سریعه.
‫می‌ریم و برمی‌گردیم

00:19.821 --> 00:22.301
‫اون فلز داخل جعبه‌ها...

00:22.341 --> 00:23.941
‫اورانیومه

00:23.981 --> 00:27.061
‫- چی بهت بدم اونا رو بهم پس میدی؟
‫- ‏۱ میلیون پوند می‌خوام

00:27.062 --> 00:29.672
‫باید یه نفر رو پیدا کنی

00:29.741 --> 00:32.381
‫- هر کدوم یه چیزی رو حمل می‌کنن
‫- از هم فاصله گرفتن

00:32.421 --> 00:35.061
‫اگه دو قطعه اورانیوم باشن،
‫باید از هم فاصله داشته باشن

00:35.101 --> 00:38.421
‫تا با هم واکنش ندن،
‫چون ممکنه منفجر بشن

00:38.461 --> 00:40.341
‫محموله رو ببر به موقعیت مکانی‌ای
‫که الان برات می‌فرستم

00:40.381 --> 00:44.181
‫اگه اونا رو تحویل ندی
‫عواقب بدی برات داره

00:44.221 --> 00:46.661
‫مکس.
‫کاری که میگن رو انجام بده! نه!

00:46.701 --> 00:50.261
‫خوب شکنجه‌ش می‌کنیم.
‫بعدش تیکه‌تیکه‌ش می‌کنیم

00:52.421 --> 00:54.141
‫برو به سوریه، مکس

00:54.181 --> 00:56.701
‫من انتقال به مراکش رو ترتیب میدم

00:56.741 --> 00:59.861
‫وقتی بیایی، دوست‌دخترت هم اینجاست

01:00.701 --> 01:02.781
‫داریم می‌ریم به سوریه

01:04.677 --> 01:06.645
‫[ ابوکمال ]
‫[ سوریه ]

01:06.646 --> 01:08.651
‫[ خلافت ]

01:08.652 --> 01:11.227
‫[ سال ۲۰۱۴ ]

01:53.909 --> 01:55.205
‫گم شدی؟

01:57.022 --> 01:59.420
‫اوه، اون. می‌تونی بذاریش اینجا

01:59.636 --> 02:01.121
‫یالا، گاز نمی‌گیرم

02:15.127 --> 02:16.341
‫اسمت چیه؟

02:29.452 --> 02:30.821
‫جنت

02:32.642 --> 02:36.164
‫تو چی؟ اسم خودت چیه؟

02:40.396 --> 02:42.291
‫[ به سوریه خوش آمدید ]

02:57.621 --> 03:02.621
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

03:02.622 --> 03:07.622
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:07.623 --> 03:12.623
‫♪ Bodysnatchers - Radiohead ♪

03:51.835 --> 03:54.958
‫« هـسـتـه‌ای »

03:54.959 --> 03:57.519
‫« قـسـمـت سـوم: روزهـای پـایـانـی »

04:01.769 --> 04:03.021
‫زیاد حرف نمی‌زنی

04:03.941 --> 04:06.581
‫- چون دارم رانندگی می‌کنم
‫- معمولاً هر کاری می‌کنم خفه‌خون نمی‌گیری

04:06.621 --> 04:09.021
‫فکر کردم دوست نداری حرف بزنی.
‫آخه هنوز خماری

04:09.061 --> 04:10.999
‫حالم خوبه

04:16.461 --> 04:18.181
‫آلامه

04:18.221 --> 04:21.261
‫میگه باید بریم به یه فرودگاه صحرایی
‫تا با هواپیما بریم به مراکش

04:21.301 --> 04:22.741
‫تا اورانیوم‌ها رو تحویل بدیم

04:22.781 --> 04:26.141
‫به‌خاطر بعل اینجاییم.
‫برای همین اومدیم به سوریه

04:26.181 --> 04:28.781
‫اما... بعدش می‌ریم سوار هواپیما می‌شیم

04:30.541 --> 04:32.421
‫باید اورانیوم‌ها رو ببریم براشون

04:32.461 --> 04:34.301
‫دیشب یکی‌شون رو کُشتی

04:34.341 --> 04:36.621
‫که چی؟ آلام که نمی‌دونه

04:36.661 --> 04:39.021
‫فقط می‌دونه یه گروهی مزاحم شدن
‫و ما هم مجبور شدیم فرار کنیم

04:39.061 --> 04:41.461
‫باشه، باشه. آروم باش

04:49.341 --> 04:51.341
‫خودشه

04:51.381 --> 04:54.341
‫محمد عزیز، نابودگر جهان‌ها

04:55.301 --> 04:57.261
‫و از بهگود گیتا نقل‌قول کرد؟
‫(کتابی مذهبی-عرفانی در فرهنگ هندی )

04:57.301 --> 04:59.652
‫اشتباه نقل‌قول کرد. اوپنهایمر یه جور دیگه جمله رو گفت
‫(اوپنهایمر بعد از دیدن اولین انفجار هسته‌ای گفت:
‫اکنون من به مرگ تبدیل شده‌ام؛ نابودگر جهان‌ها)

04:59.653 --> 05:01.621
‫به نظرت آدم اهل کتابیه؟

05:01.661 --> 05:04.301
‫نه. ولی انگار یه نمونه‌ی کلاسیکه

05:04.341 --> 05:08.021
‫یه جهادی افراطی. بعد از آزادی از زندان
‫رفته به سوریه

05:08.061 --> 05:10.741
‫و با توجه به گزارش بریتانیایی‌ها،
‫‏۷ ساله که ناپدید شده

05:11.861 --> 05:14.061
‫یه چیزی حس کردم، مارک

05:15.141 --> 05:17.141
‫یه چیزی دیدم

05:17.981 --> 05:21.132
‫- خطرناکه
‫- هنوز نمی‌دونیم اورانیوم‌شون خالصه یا نه

05:21.133 --> 05:24.960
‫- منبع خالد که میگه خالصه
‫- ‏۵۰ کیلو. ۲ قطعه

05:24.961 --> 05:28.400
‫نمی‌فهمم ارتباط یه کارتل
‫مواد مخدر ونزوئلایی چیه

05:28.440 --> 05:30.440
‫وقتی یه جهادی شناخته‌شده وسط ماجراست

05:30.480 --> 05:32.800
‫خب، کارتل‌ها بزرگراه ۱۰ رو کنترل می‌کنن،

05:32.840 --> 05:35.477
‫یعنی مسیر قاچاق بین مدیترانه و غرب آفریقا

05:35.478 --> 05:38.035
‫می‌تونن اورانیوم‌ها رو از مسیر صحرا
‫ببرن برای جهادی‌ها

05:38.036 --> 05:39.752
‫- خیلی‌خب
‫- اما به کجا؟

05:39.781 --> 05:41.741
‫ممکنه برن به سمت مالی

05:41.781 --> 05:44.741
‫آخه شورشی‌های اونجا عملاً
‫کل کشور رو به دست گرفتن

05:44.781 --> 05:47.741
‫ولی، با این...

05:47.781 --> 05:51.781
‫یارو عزیز، فکر کنم به احتمال زیاد
‫کار یه گروهی از همین منطقه باشه

05:52.221 --> 05:54.021
‫فکر کنم ماشین‌شون رو پیدا کردیم،

05:54.061 --> 05:55.901
‫الان از مرز رد شدن و وارد سوریه شدن

06:06.541 --> 06:08.181
‫اونا کی هستن؟

06:09.741 --> 06:13.341
‫سربازن. یا دولت جدید... یا شبه‌نظامی

06:13.381 --> 06:15.821
‫باید مراقب باشیم

06:15.861 --> 06:18.861
‫باید از جاده‌ی اصلی خارج بشیم.
‫بنزین هم می‌خوایم

06:27.861 --> 06:30.501
‫آره، هر چیزی که در دسترس باشه، منتظرم

06:30.541 --> 06:33.541
‫- باید شخصاً برم اونجا
‫- ما باید بریم

06:33.581 --> 06:36.421
‫نمی‌خوام پوششت توی بیروت لو بره.
‫ماموریت خودت خیلی مهمه

06:36.461 --> 06:39.341
‫نه، هیچ چیز مهم‌تر از این نیست
‫که جلوی یه گروه تروریستی رو بگیریم

06:39.381 --> 06:41.341
‫که بمب هسته‌ای نسازن، مارک

06:41.381 --> 06:44.541
‫من به همین دلیل اینجام.
‫این محمد عزیز هر کسی که هست...

06:44.581 --> 06:47.541
‫هر چقدر خطرناک هم که باشه،
‫نمی‌تونه یه بمب بسازه

06:47.581 --> 06:49.301
‫حتی حالا که از گیتا نقل‌قول کرده؟

06:49.341 --> 06:51.781
‫این وسط یه نفر قراره بمب هسته‌ای بسازه

06:51.821 --> 06:54.181
‫باشه؟ یه نفر که راهش رو بلده

06:54.221 --> 06:56.901
‫یه اسم پیدا کردم.
‫سعید اَحمن. یه فیزیک‌دانه

06:56.941 --> 07:00.221
‫چند سال پیش گم شده.
‫من خودم گزارشش رو دادم

07:00.261 --> 07:02.621
‫آم... اما چند وقت بعد غیبش زد

07:04.821 --> 07:06.861
‫مطمئنم پیگیری شده

07:06.901 --> 07:09.021
‫خب، شاید باید خودم بررسی کنم

07:11.541 --> 07:13.483
‫- بله؟
‫- انتظار نداشتی اون رو ببینی، نه؟

07:13.484 --> 07:14.484
‫چه خبره؟

07:14.581 --> 07:16.605
‫- خوب می‌شناسیش؟
‫- کجا؟

07:16.606 --> 07:17.606
‫می‌شناسمش

07:19.701 --> 07:21.181
‫باشه، دارم میام

07:21.981 --> 07:23.941
‫یه هواپیما جور کردم،
‫اما باید همین‌الان بریم

07:23.981 --> 07:27.301
‫- فکر کردم گفتی نمی‌خوای همراهت بیام؟
‫- خودت گفتی بهت نیاز دارم

07:27.341 --> 07:30.141
‫اما اگه می‌خوای بیایی بریم جهادی رو بگیریم،
‫باید همین‌الان راه بیُفتیم

07:31.861 --> 07:34.421
‫- خیلی از آشنایی باهات خوشحال شدم
‫- آره. هی

07:35.621 --> 07:38.221
‫مراقب خودت باش

07:41.021 --> 07:43.021
‫بهم خبر بده دارن کجا میرن

07:43.061 --> 07:45.861
‫و تا وقتی خودم نرفتم اونجا
‫هیچکس نباید بهشون نزدیک بشه

07:45.901 --> 07:47.901
‫این یه دستوره

07:47.941 --> 07:50.981
‫دوباره حرکت کردن.
‫به سمت شمال میرن

07:51.021 --> 07:54.541
‫و بریتانیایی‌ها دارن یه نفر رو می‌فرستن
‫تا درمورد محمد عزیز باهامون حرف بزنه

07:54.581 --> 07:56.341
‫اوه، پس حتماً براشون ارزش داره

07:56.381 --> 07:58.381
‫به زودی می‌فهمیم

07:58.421 --> 08:00.341
‫- درمورد اورانیوم بهشون گفتی؟
‫- نه، نگفتم

08:00.381 --> 08:03.061
‫اگه می‌خوان پنهان‌کاری کنن،
‫منم پنهان‌کاری می‌کنم

08:03.101 --> 08:05.421
‫از من که چیزی رو پنهان نمی‌کنی، مارک؟

08:07.261 --> 08:10.461
‫- منظورت چیه؟
‫- همه‌ی اطلاعات مورد نیاز رو بهم میگی؟

08:10.501 --> 08:12.261
‫معلومه. فکر می‌کنی بهت نمیگم؟

08:12.301 --> 08:16.301
‫نه. فقط برام جالب بود که چرا
‫دقیقاً چنین موقعی توی بیروت بودی

08:16.501 --> 08:19.781
‫- آخه...
‫- خیلی خوب شد که اتفاقی اومدم

09:01.621 --> 09:03.621
‫سلام. سلام

09:03.661 --> 09:05.661
‫انگلیسی یا فرانسوی؟

09:06.461 --> 09:08.861
‫- انگلیسی
‫- بنزین می‌خواید، آقا؟

09:08.901 --> 09:10.741
‫آره. لطفاً

09:16.581 --> 09:18.581
‫روزنامه‌نگارید؟ اهل کجایید؟

09:18.621 --> 09:20.461
‫دارید کجا می‌رید، آقا؟

09:25.454 --> 09:27.038
‫چرا می‌پرسی؟

09:27.553 --> 09:28.859
‫ببخشید، آقا...

09:28.860 --> 09:29.860
‫فقط کنجکاوم

09:29.861 --> 09:31.028
‫آدم صادقی هستم

09:31.340 --> 09:33.650
‫اگه صادق بودی
‫دستت قطع نمیشد

09:38.381 --> 09:40.381
‫رفیق

09:40.421 --> 09:42.341
‫نقشه داری؟

09:45.261 --> 09:47.261
‫نقشه؟

09:48.959 --> 09:50.261
‫نمی‌دونم چی نوشته

09:50.301 --> 09:52.181
‫آلام گفته باید بریم اونجا

09:54.301 --> 09:57.981
‫یعنی اونجا. خودمون اینجاییم.
‫پالمیرا هم اونجاست

09:58.021 --> 10:00.061
‫پس می‌ریم اونجا،
‫بعدش هم می‌ریم به اون فرودگاه

10:00.101 --> 10:02.141
‫باید بریم اونجا تا بتونیم برگردیم به مراکش

10:02.181 --> 10:05.741
‫اون تنها راهه...
‫تنها راهیه که می‌تونیم به پول‌مون برسیم

10:06.621 --> 10:08.461
‫نمی‌دونم

10:08.501 --> 10:11.221
‫قبلاً که توی سوریه بودی
‫توی اون منطقه بودی؟

10:11.261 --> 10:13.981
‫نه. خلافت توی شرق بود

10:14.021 --> 10:16.021
‫باشه. مشکلی نیست

10:16.061 --> 10:18.141
‫همه چیز مرتبه

10:20.381 --> 10:22.541
‫سوار شو. خیلی آروم

10:24.261 --> 10:26.261
‫عجله نکن

10:49.661 --> 10:51.661
‫ماشین رو روشن کن

11:15.367 --> 11:16.554
‫نزدیک بود

11:17.461 --> 11:20.061
‫بهت گفتم، اونا سربازهای دولت بودن

11:20.101 --> 11:21.581
‫نباید باهاشون برخورد کنیم

11:21.621 --> 11:24.181
‫وقتی بریم به سمت پالمیرا
‫دیگه از قلمرو اونا خارج می‌شیم

11:24.221 --> 11:26.821
‫به حرف‌هام گوش کن. قبلاً اینجا بودم

11:26.861 --> 11:29.621
‫باشه. فهمیدم

11:31.061 --> 11:33.461
‫اون یارو توی پمپ پنزین...

11:33.501 --> 11:35.501
‫فقط یه دونه دست داشت

11:35.541 --> 11:37.861
‫به نظرت رفقای توی دستش رو قطع کردن؟

11:37.901 --> 11:39.741
‫توی قلمرو خلافت؟

11:39.781 --> 11:41.781
‫فقط در صورتی دستت رو قطع می‌کردن
‫که دزدی کرده باشی...

11:41.821 --> 11:43.621
‫یا صادق نبوده باشی

11:46.835 --> 11:49.541
‫تو هیچوقت اونطور کاری کردی؟
‫می‌دونی، یعنی...

11:50.728 --> 11:51.988
‫یه عضو بدن از آدم‌ها قطع کردی؟

11:54.710 --> 11:56.661
‫یا از اون انتحاری‌ها بودی؟

11:57.264 --> 11:58.701
‫مشخصاً انتحاری مزخرفی بودی

12:01.381 --> 12:04.181
‫هر کاری که شماها انجام می‌دادید،
‫کارتل‌ها بدترش رو انجام میدن

12:06.301 --> 12:08.461
‫برای همین باید اورانیوم‌ها رو بهشون تحویل بدیم

12:08.501 --> 12:09.901
‫و پولمون رو بگیریم

12:09.941 --> 12:11.781
‫البته

13:01.621 --> 13:03.621
‫همین‌جاست؟

13:05.781 --> 13:08.221
‫- چرا اومدیم اینجا؟
‫- اون معبد بعل‌ـه

13:09.821 --> 13:12.141
‫وقتی من اینجا بودم منفجرش کردن

13:12.181 --> 13:14.421
‫به مدت هزاران سال
‫اینجا آدم زندگی می‌کرد

13:14.461 --> 13:16.781
‫فنیقی‌ها، یونانی‌ها،

13:16.821 --> 13:19.221
‫رومی‌ها، مسلمان‌ها

13:20.021 --> 13:22.061
‫حموم، معبد، کتاب‌خونه

13:23.861 --> 13:26.861
‫هزاران سال، و هر کس یه چیزی می‌ساخت

13:31.501 --> 13:33.501
‫و ما نابودش کردم

13:38.621 --> 13:42.261
‫و فکر می‌کنی برگردوندن اون مجسمه به اینجا
‫باعث میشه همه چیز جبران بشه؟

13:44.141 --> 13:46.141
‫هیچ‌جوره جبران نمیشه

13:46.981 --> 13:48.981
‫فقط می‌خوام صادق باشم

13:49.781 --> 13:51.901
‫می‌تونیم با هم صادق باشیم، مگه نه؟

13:52.701 --> 13:54.381
‫آره

13:55.181 --> 13:56.421
‫البته

14:02.661 --> 14:03.981
‫باید جواب بدم

14:08.061 --> 14:10.061
‫کجایی، مکس؟

14:10.101 --> 14:12.301
‫پالمیرا. توی مسیر شمالیم

14:12.341 --> 14:14.981
‫- پس داری نزدیک‌تر میشی؟
‫- توی مسیریم

14:15.021 --> 14:17.941
‫حتماً به هواپیما برس، مکس

14:18.861 --> 14:21.301
‫دوست‌دخترت رو هم اینجا می‌بینی

14:21.341 --> 14:25.141
‫و مشتاقانه منتظرم مهمون‌نوازیم رو
‫بهش نشون بدم

14:25.181 --> 14:27.141
‫حال لتیشا خوبه؟

14:27.181 --> 14:28.581
‫الو؟

14:28.621 --> 14:31.021
‫دلت نمی‌خواد گند بزنی، مکس

14:31.061 --> 14:33.061
‫فهمیدی؟

14:34.981 --> 14:36.661
‫الو؟

14:37.047 --> 14:38.701
‫الو؟

14:41.141 --> 14:43.141
‫باید بریم!

14:49.101 --> 14:51.101
‫جِی‌جِی، باید بریم. یالا!

14:52.141 --> 14:54.723
‫مکس، باید یه چیزی بهت بگم

14:54.724 --> 14:56.101
‫باید...

14:56.702 --> 14:57.767
‫چی؟

15:01.138 --> 15:02.281
‫تکون نخور

15:02.282 --> 15:04.317
‫چرا؟ پام رو روی یه چیزی گذاشتم

15:05.221 --> 15:06.501
‫فکر کنم یه مینه

15:13.361 --> 15:15.141
‫پام رو گذاشتم روی یه چیز فلزی.
‫یه صدایی اومد

15:15.581 --> 15:17.541
‫اگه مین باشه، ممکنه
‫مین‌های دیگه‌ای هم وجود داشته باشه

15:18.541 --> 15:20.781
‫بیا اینجا.
‫باید ببینی چی زیر پامه

15:20.821 --> 15:22.621
‫- من ببینم؟!
‫- آره

15:22.661 --> 15:25.901
‫خودم که نمی‌تونم. اگه یه‌کم تکون بخورم
‫ممکنه منفجر بشه

15:26.286 --> 15:27.722
‫اگه منم برم روی یکی‌شون چی؟

15:30.710 --> 15:31.888
‫رد پای من رو دنبال کن

15:35.541 --> 15:37.701
‫رد پای من رو دنبال کن

15:42.341 --> 15:44.061
‫این اولی

15:46.621 --> 15:49.181
‫- بجنب!
‫- دارم می‌جنبم، رفیق

15:53.547 --> 15:54.547
‫خیلی‌خب

15:58.341 --> 16:00.301
‫باشه

16:01.050 --> 16:02.341
‫زیر پام رو لمس کن

16:03.474 --> 16:05.781
‫ببین چی زیر پامه

16:05.821 --> 16:09.621
‫- اگه منفجر بشه چی؟
‫- خب، اگه بزرگ باشه، هر دوتامون می‌میرم

16:09.661 --> 16:11.461
‫اگه کوچیک باشه، دستت رو از دست میدی

16:11.501 --> 16:13.581
‫- یا صورتت رو
‫- صورتم؟

16:14.381 --> 16:16.141
‫بستگی به انفجارش داره

16:16.181 --> 16:18.861
‫اگه جلوت منفجر بشه،
‫ممکنه صورتت آسیب ببینه

16:23.221 --> 16:25.141
‫چیزی نمی‌بینم، رفیق

16:25.181 --> 16:27.941
‫زیر پام رو لمس کن.
‫فقط مراقب باش

16:27.981 --> 16:29.581
‫مراقبم

16:31.061 --> 16:33.581
‫خیلی دیوونگیه

16:37.821 --> 16:39.701
‫یالا. یالا

16:44.778 --> 16:46.701
‫چیزی حس نمی‌کنم

16:46.741 --> 16:48.741
‫گم شو

16:57.101 --> 16:59.581
‫مکس. بس کن

16:59.913 --> 17:01.781
‫برگرد برو سر جات

17:02.193 --> 17:03.821
‫می‌خوام پام رو بلند کنم

17:05.061 --> 17:07.181
‫- نه، نباید اون کار رو بکنی
‫- می‌دونم قضیه چیه

17:08.141 --> 17:10.181
‫خدا از بعل استفاده کرد
‫تا من رو برگردونه اینجا

17:11.061 --> 17:13.941
‫- تا بمیرم
‫- خدا تو رو نیاورد اینجا. من آوردمت!

17:13.981 --> 17:16.261
‫این اتفاق باید می‌افتاد.
‫سرنوشتم اینطور بود

17:17.301 --> 17:19.185
‫همون لحظه‌ای که توی بیروت دیدمش
‫فهمیدم قضیه از چه قراره

17:19.186 --> 17:20.347
‫مزخرف نگو

17:20.348 --> 17:22.461
‫اومدیم به سوریه
‫تا بریم به فرودگاه،

17:22.501 --> 17:24.781
‫سوار هواپیما بشیم و بریم به مراکش...

17:24.821 --> 17:27.021
‫تا بتونیم پولی که بهمون
‫وعده داده رو ازش بگیریم

17:28.701 --> 17:30.461
‫برو عقب

17:33.861 --> 17:35.261
‫برو!

17:38.981 --> 17:40.981
‫لعنتی

17:46.581 --> 17:47.861
‫برو عقب‌تر!

18:29.461 --> 18:30.781
‫چیه؟!

18:34.381 --> 18:36.261
‫در یه قوطیه!

18:37.101 --> 18:40.156
‫میشه لطفاً راه بیُفتیم؟
‫سرنوشتت این نبوده که اینجا بمیری

18:48.581 --> 18:50.581
‫آره، راست میگی

18:52.981 --> 18:55.101
‫اینجا نه

19:02.161 --> 19:04.447
‫[ شهر مراکش ]
‫[ مراکش ]

19:04.448 --> 19:06.590
‫[ انبار کارتل ]

19:12.652 --> 19:15.834
‫[ ورود ممنوع ]

19:29.541 --> 19:31.661
‫این همون کسیه که بهت گفتم

19:31.701 --> 19:33.781
‫همون دانشمند ترک که گم شده

19:33.821 --> 19:36.221
‫سعید احمن. همون که گزارشش رو دادم

19:39.461 --> 19:42.501
‫- به نظرت افراطی شده؟
‫- فکر می‌کردم مظنونه

19:42.541 --> 19:45.381
‫چند باری اومده بود توی دانشگاه.
‫توی کنفرانس‌ها همدیگه رو می‌دیدیم

19:45.421 --> 19:47.821
‫فقط نمی‌تونستم بفهمم برای کی کار می‌کنه

19:47.861 --> 19:50.981
‫با اینکه مطمئن بودم هویت حقیقی من رو می‌دونه،
‫ولی خب هیچوقت هیچ حرکتی نزد

19:51.021 --> 19:53.741
‫به نظرت دلیلش چی بوده؟

19:53.781 --> 19:55.781
‫امیدوارم دلیلش این بوده باشه
‫که بهم علاقه داشته

19:55.821 --> 19:57.701
‫اما اونقدر ساده‌لوح نیستم

19:58.941 --> 20:00.421
‫ولی من ازش خوشم می‌اومد

20:01.541 --> 20:03.501
‫پس قطعاً یه مامور بوده

20:03.541 --> 20:06.141
‫آدم‌هایی که مثل تو مامور مخفی هستن
‫فقط با کسایی ارتباط برقرار می‌کنن

20:06.181 --> 20:08.141
‫که اونا هم مامورن

20:08.181 --> 20:10.141
‫نمی‌دونم شما مامور مخفی‌ها
‫چطور زندگی می‌کنید

20:17.021 --> 20:20.736
‫طبق آخرین اطلاعات ماهواره‌ای
‫دارن به استان دیرالزور میرن

20:20.737 --> 20:22.363
‫قلمرو خلافت هم اونجا بود

20:24.341 --> 20:26.461
‫جهادی‌مون داره میره خونه

20:44.261 --> 20:46.101
‫داریم درست می‌ریم؟

20:46.941 --> 20:49.101
‫آره

20:49.141 --> 20:51.421
‫گفتی اون فروگاه توی شماله

20:52.461 --> 20:55.621
‫- آره
‫- پس چرا خورشید پشت سرمونه؟

20:55.661 --> 20:58.541
‫اگه به سمت شمال می‌رفتیم،
‫خورشید باید کنارمون می‌بود

20:59.581 --> 21:03.101
‫من خرج زندگیم رو با رانندگی درمیارم.
‫موقعیت خورشید توی آسمون رو می‌دونم

21:04.061 --> 21:06.821
‫باید تا جایی که می‌تونیم
‫وارد منطقه‌ی دولت نشیم

21:13.701 --> 21:15.941
‫واقعاً امیدوارم توی مسیر درست باشیم

21:16.741 --> 21:18.061
‫بپیچ سمت چپ

21:31.421 --> 21:34.381
‫- بهتره بهم دروغ نگفته باشی
‫- اونجا بزن کنار

21:45.861 --> 21:48.021
‫کجا میری؟

21:49.141 --> 21:51.141
‫من باید اینجا باشم

21:53.901 --> 21:55.861
‫سفرت رو ادامه بده، مکس

21:55.901 --> 21:58.221
‫- سفر من اینجا به پایان می‌رسه
‫- نه

21:58.261 --> 22:00.341
‫باید من رو ببری به فرودگاه

22:02.301 --> 22:04.301
‫جِی‌جِی، نمی‌تونی من رو اینجا تنها بذاری!

22:04.341 --> 22:06.341
‫اسم من جِی‌جِی نیست

22:24.975 --> 22:26.981
‫گفت فرودگاه کدوم گوریه؟

24:05.901 --> 24:08.021
‫این برای کماله

24:21.558 --> 24:24.128
‫دارن اینجا رو بمبارون می‌کنن.
‫همه‌مون می‌میریم، من، تو و پسرمون...

24:24.129 --> 24:25.488
‫نه، نه... اینجا نمی‌میریم...

24:28.606 --> 24:29.606
‫همه‌مون می‌میریم

24:29.607 --> 24:31.204
‫نه، گوش کن چی میگم!

24:31.205 --> 24:32.861
‫می‌تونم از اینجا خارجمون کنم

24:32.901 --> 24:34.901
‫چطور؟

24:36.421 --> 24:38.421
‫چطور؟!

26:22.386 --> 26:24.683
‫[ جنت ]

26:46.017 --> 26:47.226
‫بیاید بریم. یالا!

27:32.221 --> 27:34.541
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

27:39.021 --> 27:42.221
‫من باید اینجا می‌مُردم...
‫از اول همینطور بود

27:43.101 --> 27:46.061
‫این خواسته‌ی خدا بود.
‫سرنوشتم همین بوده

27:49.141 --> 27:51.141
‫این قبر جنته

27:53.301 --> 27:55.821
‫اون قبر پسرم نیست. کجاست؟

27:55.861 --> 27:57.821
‫باید بریم به فرودگاه

27:57.861 --> 28:00.381
‫- وقتم داره تموم میشه
‫- باید همین اطراف باشه

28:01.261 --> 28:04.981
‫- باید قبر کمال رو پیدا کنم
‫- نه! جِی‌جِی، لطفاً. التماست می‌کنم

28:05.021 --> 28:06.901
‫دوست‌دخترم رو گرفتن

28:06.941 --> 28:08.741
‫بهت دروغ گفتم

28:08.781 --> 28:10.741
‫کارتل رفته سراغ لتیشا

28:10.781 --> 28:12.781
‫اون رو دزدیدن

28:14.821 --> 28:18.621
‫اگه اورانیوم‌ها رو بهشون تحویل ندم
‫دوست‌دخترم رو می‌کُشن

28:18.661 --> 28:21.141
‫- چی؟
‫- هیچ چاره‌ای ندارم

28:23.101 --> 28:25.461
‫باید برم. تو هم باید همراهم بیایی

28:27.141 --> 28:29.861
‫- چرا بهم نگفتی؟
‫- چون فکر می‌کردم کمکم نمی‌کنی

28:29.901 --> 28:31.781
‫چرا بهم کمک کنی؟

28:33.610 --> 28:34.686
‫تکون نخورید!

28:38.102 --> 28:39.667
‫دست‌هاتون رو ببرید بالا!

28:42.272 --> 28:43.517
‫باید بهم می‌گفتی

28:43.517 --> 28:44.530
‫دست‌ها بالا!

28:44.531 --> 28:45.701
‫تفنگت رو بنداز،‌ رفیق

28:46.861 --> 28:48.581
‫- می‌دونستم داری دروغ میگی
‫- تفنگ رو بنداز!

28:48.621 --> 28:51.861
‫باید حقیقت رو بهم می‌گفتی

28:56.381 --> 28:59.941
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

29:01.901 --> 29:04.101
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

29:04.141 --> 29:06.181
‫ازشون فاصله بگیرید!

29:20.821 --> 29:24.301
‫می‌خوام جنبه‌ی علمی کارمون رو ببینم

29:26.350 --> 29:28.097
‫می‌دونم چرا اومدی اینجا...

29:29.461 --> 29:31.461
‫چون به من اعتماد نداری

29:31.501 --> 29:33.941
‫من فقط خیلی اهل کارم

29:34.781 --> 29:36.701
‫همونطور که پدرم می‌خواد

29:38.621 --> 29:40.621
‫دیگه می‌خوام برم

29:57.741 --> 30:00.221
‫- دکتر اَحمن
‫- لطفاً سعید صدام کنید

30:02.984 --> 30:04.541
‫اوکسانا شیروکووا هستم

30:08.341 --> 30:11.941
‫- نظرت چیه؟
‫- دقیقاً همون چیزیه که می‌خوام

30:13.501 --> 30:16.341
‫الان فقط اورانیوم رو می‌خوایم.
‫کِی به دستمون می‌رسه؟

30:22.701 --> 30:24.861
‫اصل جنسه

30:24.901 --> 30:27.381
‫منبع خالد راست می‌گفت

30:27.421 --> 30:30.861
‫تقریباً مطمئنم که از مرکز فرآوری میازوف
‫از روسیه آوردنش

30:30.901 --> 30:33.461
‫- دزدیده شده؟
‫- فکر نمی‌کنم تونسته باشن بدزدنش

30:33.501 --> 30:35.861
‫مخصوصاً با اقدامات امنیتی‌ای که روس‌ها دارن

30:35.901 --> 30:38.421
‫- غیرممکنه
‫- به نظرت کار خود روس‌هاست؟

30:38.461 --> 30:41.021
‫راه دیگه‌ای وجود نداره

30:41.061 --> 30:43.461
‫آماده هم هست و فقط
‫باید توی جایگاهش قرار بگیره

30:44.301 --> 30:48.301
‫یعنی هر کسی پشت این ماجراست،
‫کاملاً آماده‌ست

31:08.061 --> 31:10.181
‫اورانیوم رو از کجا آوردید؟

31:11.701 --> 31:13.541
‫از روس‌ها گرفتیدش؟

31:13.581 --> 31:15.581
‫برای همین توی سوریه بود؟

31:16.421 --> 31:18.981
‫توی یکی از پایگاه‌هاشون بوده، درسته؟

31:21.581 --> 31:24.501
‫اگه باهامون همکاری نکنی،
‫می‌بریمت به اردن

31:24.541 --> 31:26.981
‫و یه پوشک برات می‌پوشن
‫و شکنجه رو شروع می‌کنن

31:27.021 --> 31:28.821
‫اونوقت سریع به حرف میایی

31:37.061 --> 31:39.101
‫محمد. به من نگاه کن

31:41.301 --> 31:43.901
‫باید همه چیز رو بهم بگی، عوضی

31:45.381 --> 31:47.581
‫باید هر کاری که بهت میگم رو انجام بدی

31:49.941 --> 31:53.421
‫- هر کاری که بگید رو انجام میدم
‫- مکس. کاری که میگن رو انجام بده! نه!

31:54.221 --> 31:56.741
‫هر کاری که بگید،
‫اما باید با کارتل در تماس باشم

31:56.781 --> 31:59.341
‫اگه با آلام حرف بزنم، اون رو می‌کُشن

31:59.381 --> 32:01.741
‫- اون دوست‌دخترمه، می‌دونید؟ من...
‫- آروم باش! آروم‌تر حرف بزن

32:01.781 --> 32:04.541
‫حالا، فقط...
‫بگو چی می‌دونی

32:04.581 --> 32:06.741
‫اورانیوم از کجا اومده؟ خیلی‌خب

32:06.781 --> 32:10.021
‫می‌دونیم توی بیروت
‫از رفعت عطاالله گرفتیش

32:10.061 --> 32:12.661
‫- اون از کی گرفتش؟
‫- نمی‌دونم

32:13.861 --> 32:15.661
‫باید با آلام تماس بگیرم

32:15.701 --> 32:18.701
‫باید به کارتل زنگ بزنم
‫و بگم توی مسیرم

32:18.741 --> 32:21.501
‫اول باید درمورد دوستت محمد حرف بزنی

32:21.541 --> 32:24.061
‫من مسلمان نیستم، رفیق.
‫علاقه‌ای به دین‌ها ندارم

32:24.101 --> 32:25.741
‫پیامبر رو نمیگه

32:25.781 --> 32:28.141
‫دوستت رو میگه. محمد

32:29.181 --> 32:30.981
‫همکارت؟ همون جهادی؟

32:31.741 --> 32:34.301
‫- جِی‌جِی؟
‫- اسمش رو نمی‌دونی؟

32:35.101 --> 32:36.941
‫ولی می‌دونی کیه، درسته؟

32:37.741 --> 32:39.861
‫جِی‌جِی صداش می‌کنم

32:39.901 --> 32:42.021
‫مثل جان جهادی

32:42.061 --> 32:44.021
‫چون یه جهادی بود

32:46.661 --> 32:49.261
‫و اگه بهمون کمک کنی،
‫زندگیت از این رو به اون رو میشه

33:02.781 --> 33:04.781
‫منم همین رو می‌خوام

33:05.581 --> 33:07.461
‫یه زندگی جدید

33:08.301 --> 33:10.181
‫یه هویت جدید

33:10.221 --> 33:12.221
‫می‌تونیم اون کار رو برات بکنیم

33:13.741 --> 33:15.861
‫پس باید کمکم کنید لتیشا رو نجات بدم

33:16.661 --> 33:18.061
‫البته

33:21.741 --> 33:23.581
‫اگه بهت بگم می‌خوام اجازه بدم

33:23.621 --> 33:26.021
‫ماموریت‌شون رو به پایان برسونن، چی میگی؟

33:26.821 --> 33:28.661
‫میگم دیوونگیه

33:28.701 --> 33:31.221
‫اگه الان جلوشون رو بگیریم،
‫هیچوقت نمی‌فهمیم

33:31.261 --> 33:33.261
‫که چه کسی پشت این ماجراست

33:34.061 --> 33:36.901
‫فقط همین دوتا احمق رو
‫زندانی می‌کنیم. همین

33:36.941 --> 33:39.021
‫دست‌مون به روس‌ها،
‫اسلام‌گراها و بقیه نمی‌سره

33:39.061 --> 33:42.661
‫این فرصت ماست که از ریشه
‫این نقشه رو جمع کنیم...

33:43.461 --> 33:45.221
‫از منبع این اورانیوم غنی‌شده،

33:45.261 --> 33:47.781
‫تا گروهی جهادی‌ها
‫که می‌خوان بمب رو بخرن

33:48.661 --> 33:51.101
‫هر مرحله از کارشون رو زیر نظر داریم

33:51.141 --> 33:54.621
‫لحظه‌ای که اورانیوم غنی‌شده به خریدار برسه،
‫خودمون وارد عمل می‌شیم. و تمام

33:55.701 --> 33:58.381
‫باید بفهمن کمک کردن به ما
‫به نفع خودشونه

33:58.421 --> 33:59.821
‫و باید سریع دست به کار بشیم

34:03.901 --> 34:06.501
‫باید اون رو وادار به همکاری کنیم

34:09.101 --> 34:11.021
‫- خبری از بریتانیایی‌ها نشد؟
‫- نه

34:11.861 --> 34:13.981
‫وقت زیادی نداریم

34:14.821 --> 34:16.581
‫می‌خوام تنها باهاش حرف بزنم

34:24.021 --> 34:27.541
‫محمد عزیز. نابودگر جهان‌ها

34:27.581 --> 34:29.581
‫می‌خوای اون کار رو بکنی؟

34:32.381 --> 34:34.461
‫می‌خوای جهان‌ها رو نابود کنی؟

34:35.821 --> 34:37.701
‫از نظر تو، من فقط یه آدم شرورم

34:37.741 --> 34:39.701
‫من یه فیزیک‌دان هسته‌ای‌ام

34:39.741 --> 34:41.541
‫از نظر من آدم شروری وجود نداره

34:41.581 --> 34:44.181
‫تو مامور سی‌آی‌اِی هستی.
‫وگرنه چرا الان اینجایی؟

35:06.741 --> 35:08.741
‫حتماً توی انگلیس...

35:09.621 --> 35:11.621
‫یه خانواده‌ای داری؟

35:11.661 --> 35:14.021
‫اگه این بمب کنار اونا منفجر بشه چی؟

35:14.061 --> 35:16.061
‫اصلاً به این فکر کردی؟

35:16.861 --> 35:19.021
‫و کسایی که قراره از این اورانیوم استفاده کنن،

35:19.061 --> 35:21.061
‫حتماً می‌خوان یه جایی منفجرش کنن

35:22.181 --> 35:24.621
‫اگه در نهایت باعث کشته شدن
‫عزیزان خودت بشه چی؟

35:36.421 --> 35:38.741
‫نیروی بریتانیایی‌ها اومده

35:52.821 --> 35:55.941
‫ابوکمال، سال ۲۰۱۸

35:57.021 --> 35:59.221
‫یکی از آخرین پایگاه‌های داعش

36:00.861 --> 36:04.301
‫بمب مارک ۸۰، با هدایت لیزری، ۹۱ کیلوگرم

36:04.341 --> 36:06.421
‫معلوم نیست چطور زنده مونده

36:06.461 --> 36:09.861
‫وقتی می‌دونستید زن و بچه اونجاست
‫از یه بمب ۹۱ کیلویی استفاده کردید؟

36:09.901 --> 36:13.661
‫مسخره می‌کنی؟
‫آمریکایی‌ها نگران غیرنظامی‌ها هستن؟

36:14.461 --> 36:16.348
‫بچه هم شبیه پدر و مادرش میشه،

36:16.349 --> 36:19.341
‫پس بهتره همین اول که فرصت هست
‫حساب نسل بعدی رو هم برسیم، نه؟

36:20.741 --> 36:23.541
‫هی، هر چقدر می‌خوای می‌تونی
‫اونطوری نگاهم کنی، دخترجون،

36:23.581 --> 36:26.061
‫اما اسمش توی فهرسته.
‫باید دستگیر یا کشته بشه

36:26.101 --> 36:28.101
‫اما نمی‌خوای دستگیرش کنی.
‫می‌خوای بُکُشیش

36:28.141 --> 36:30.981
‫دستگیری برای کساییه که به حقوق بشر
‫اهمیت میدن. خودت که می‌دونی

36:31.021 --> 36:33.181
‫خب، یه معجزه‌ست که زنده مونده

36:35.661 --> 36:38.181
‫- فکر می‌کنی هنوز یه جهادیه؟
‫- قطعاً

36:38.981 --> 36:41.581
‫یه آدم آشغاله. خود شیطانه

36:43.101 --> 36:45.501
‫امکان نداره اون اصلاح بشه

36:46.301 --> 36:48.581
‫فکر می‌کنی آدم‌ها هیچوقت عوض نمیشن؟

36:49.421 --> 36:51.421
‫- تو فکر می‌کنی عوض میشن؟
‫- معلومه

36:52.541 --> 36:55.661
‫اون هیچوقت عوض نمیشه.
‫مرگ تنها چیزیه که نیاز داره

36:55.701 --> 36:58.301
‫گوش کن، من صد در صد باهات موافقم

37:00.061 --> 37:02.221
‫اما فعلاً بهش نیاز داریم

37:02.261 --> 37:03.821
‫برای چه کاری؟

37:03.861 --> 37:06.021
‫خب، نمی‌تونم بگم، اما اگه...

37:06.061 --> 37:08.661
‫اگه بتونی یه راهی بهمون پیشنهاد بدی
‫که مجبور به همکاری بشه،

37:08.701 --> 37:10.421
‫خیلی ممنونت می‌شیم

37:10.461 --> 37:12.901
‫- توی هیچ کاری کمک‌تون نمی‌کنه
‫- از دوتا کلمه‌ی منفی استفاده کردی

37:13.941 --> 37:15.981
‫- می‌دونی منظورم چیه
‫- خب، فکر کنم می‌دونم

37:16.021 --> 37:19.101
‫اما اگه راستش رو بخوای،
‫یه‌کم با لهجه‌ت مشکل دارم

37:20.381 --> 37:22.501
‫چون شما آمریکایی‌ها توی تلویزیون‌هاتون

37:22.541 --> 37:24.541
‫حرف زدن ماها رو گوش نمی‌دید، درسته؟

37:24.581 --> 37:27.221
‫فکر می‌کنید بریتانیا
‫مثل مجموعه‌های «غرور و تعصب»ـه

37:27.261 --> 37:29.661
‫«خرس پدینگتون» و «هیو گرانت».
‫اما اونطور نیست

37:31.335 --> 37:34.021
‫کس‌کش‌هایی مثل من و اون هم وجود دارن

37:42.335 --> 37:43.501
‫وقتی کارتون باهاش تموم شد
‫می‌تونم ببرمش؟

37:44.341 --> 37:46.341
‫همه‌ش برای خودت

37:51.541 --> 37:54.261
‫اینم از این

37:59.341 --> 38:02.141
‫- این چیه؟
‫- اون پسرشه

38:03.541 --> 38:05.661
‫اوه، یه چیز دیگه هم دارم

38:10.261 --> 38:12.661
‫اگه کمک‌مون کنی، اگه ادامه بدی

38:12.701 --> 38:15.581
‫و بذاری برنامه پیش بره،
‫یه راهی پیدا می‌کنیم که پسرت رو ببینی

38:15.621 --> 38:17.581
‫توی ایتالیاست،
‫توی یکی از اردوگاه‌های پناهندگان

38:17.621 --> 38:19.621
‫مراقبش هستن. خطری تهدیدش نمی‌کنه

38:20.541 --> 38:22.861
‫نه، واقعی نیست.
‫ممکنه پسر هر کسی باشه

38:22.901 --> 38:25.661
‫پسر خودته. کماله.
‫گفتم همه چیز رو بررسی کنن

38:26.461 --> 38:29.021
‫خودت زنده موندی. یه معجزه‌ست

38:29.061 --> 38:30.861
‫چرا اون زنده نمونده باشه؟

38:35.661 --> 38:38.901
‫چند ساعت بعد زیر آوار پیداش کردن.
‫تو کجا بودی؟

38:52.950 --> 38:54.021
‫اون زنده‌ست

38:57.011 --> 38:58.261
‫واقعی نیست

38:58.301 --> 39:00.181
‫واقعی نیست. واقعی نیست!

39:23.421 --> 39:24.901
‫کارت عالی بود

39:26.781 --> 39:28.461
‫من از این کارها نمی‌کنم

39:28.501 --> 39:31.301
‫نه، اما حرفه‌ای هستی

39:31.341 --> 39:33.301
‫باید برم به مراکش

39:34.101 --> 39:37.301
‫باید نتیجه‌ی این عملیات رو ببینم.
‫می‌خوام بدونم کی پشت این ماجراست

39:38.701 --> 39:41.861
‫هر کاری که ازم خواستی رو انجام دادم، مارک.
‫باید اجازه بدی منم بیام

40:00.621 --> 40:02.621
‫مکس. کجایی؟

40:02.661 --> 40:06.261
‫به مشکل خوردیم. ماشین خراب شد،
‫و شارژ گوشیم هم تموم شد

40:06.301 --> 40:08.181
‫خیلی اوضاع خراب بود

40:08.221 --> 40:10.581
‫- اورانیوم همراهتونه؟
‫- آره. همراهمونه

40:10.621 --> 40:12.901
‫و فکر کنم راهی برای برگشتن پیدا کردم

40:14.427 --> 40:19.427
‫♪ BACKBONE - Chase & Status ♪

40:31.889 --> 40:33.554
‫دارن میان اینجا

40:34.789 --> 40:35.789
‫تنها؟

40:36.089 --> 40:37.089
‫نه

40:37.561 --> 40:40.128
‫یه نفر داره کمک‌شون می‌کنه

40:40.986 --> 40:44.345
‫بعد از اینکه اورانیوم رو تحویل بدم، می‌کُشمشون

40:49.132 --> 40:52.097
‫مگه اینکه یه نفر دیگه اول بُکُشدشون

41:09.187 --> 41:11.621
‫[آنچه خواهید دید... ]
‫چه وعده‌ای بهت داد؟
‫یه هویت جدید؟

41:11.661 --> 41:14.781
‫- اینکه تو و لتیشا با هم به سمت غروب آفتاب می‌رید؟
‫- یه همچین چیزی

41:14.821 --> 41:16.821
‫می‌خوایم تلاش کنیم
‫از اونجا خارجشون کنیم؟

41:16.861 --> 41:20.261
‫یه قاچاقچی مواد مخدر و جهادی‌ان.
‫کی می‌خواد دلتنگشون بشه؟

41:20.301 --> 41:21.795
‫- باید برم اونجا
‫- مکس!

41:21.796 --> 41:23.143
‫- لتیشا رو گرفتن
‫- بهشون بگو!

41:23.144 --> 41:25.821
‫این کار رو نمی‌کنم. می‌دونم چطور خیانت می‌کنن.
‫قبلاً بهم خیانت کردن

41:25.861 --> 41:28.301
‫- این فرصت رو داری که کار درست رو انجام بدی
‫- این برای شماست

41:28.341 --> 41:30.661
‫- و اون یکی؟
‫- می‌برمتون پیشش

41:30.701 --> 41:32.901
‫- قرار بود اینجا باشه
‫- نمیرم به عمارت

41:32.941 --> 41:33.955
‫مجبوری

41:33.956 --> 41:36.148
‫لعنتی. داره میره

41:38.461 --> 41:39.694
‫دنبالم نیا

41:39.695 --> 41:42.261
‫آمریکایی‌ها؟ شاید الان فرصت خوبی
‫برای رفتن باشه؟

41:42.351 --> 41:43.765
‫همین‌جا می‌مونی...

41:44.476 --> 41:46.168
‫تا آخرش

41:47.421 --> 41:49.541
‫سعید. می‌دونستم کار توئه

41:50.781 --> 41:52.181
‫ولی امیدوارم بود کار تو نباشه

41:53.061 --> 41:54.621
‫دارن می‌برنمون کجا؟

41:55.734 --> 41:56.861
‫نمی‌دونم

41:56.862 --> 42:00.021
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

42:00.051 --> 42:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:05.051 --> 42:13.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
