WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.024 --> 00:20.024
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

01:00.687 --> 01:02.604
‫‏۹۵۷ ین میشه

01:14.854 --> 01:15.854
‫خانم!

01:17.562 --> 01:19.229
‫محتویات کیفتون رو نشونم بدید

01:23.812 --> 01:24.896
‫دزدی؟

01:26.521 --> 01:28.146
‫دارید می‌گید من اینا رو دزدیدم؟

01:30.229 --> 01:32.437
‫حرف‌های مسخره نزنید

01:34.854 --> 01:37.771
‫اگه موضوع پوله... ببینید

01:38.271 --> 01:39.771
‫می‌بینید؟ پول دارم

01:40.271 --> 01:41.521
‫چرا باید دزدی بکنم؟

01:42.896 --> 01:44.229
‫پول کنسروها رو میدم

01:44.854 --> 01:45.771
‫چقدر میشن؟

01:54.104 --> 01:55.312
‫می‌دونید،

01:56.479 --> 01:57.854
‫قبلاً توی قطار...

01:59.187 --> 02:01.521
‫جیبم رو زدن

02:02.021 --> 02:04.896
‫اما من حتی یک‌بار هم
‫چیزی از کسی ندزدیدم

02:04.979 --> 02:06.146
‫جدی میگم

02:07.687 --> 02:10.146
‫برید تحقیق کنید. حقیقت رو میگم

02:17.771 --> 02:21.687
‫شوهرم... یه معشوقه داره

02:25.062 --> 02:28.229
‫وقتی اسمش رو نمی‌دونستم
‫ماجرا خیلی راحت‌تر بود

02:29.687 --> 02:31.521
‫اما الان، وقت شب‌ها منتظر می‌مونم،

02:32.187 --> 02:33.479
‫توی سرم فقط...

02:34.146 --> 02:36.312
‫کیکو آکاگی، کیکو آکاگی رو می‌شنوم

02:37.646 --> 02:40.854
‫کلمات مثل سنگ آسیاب
‫دور سرم می‌چرخن

02:41.354 --> 02:43.062
‫و نمی‌تونم توی خونه بمونم

02:43.146 --> 02:44.271
‫به همین دلیل...

02:50.021 --> 02:51.021
‫خواهش می‌کنم

02:52.479 --> 02:55.854
‫هر کاری که می‌کنید،
‫لطفاً اسمم رو نپرسید

03:00.146 --> 03:00.979
‫هی

03:45.437 --> 03:46.437
‫چی شده؟

03:48.771 --> 03:49.854
‫خوش اومدی

03:50.896 --> 03:52.312
‫چرا بیرونی؟

03:53.979 --> 03:54.812
‫اوه...

03:56.437 --> 03:57.271
‫خوش اومدی!

03:57.896 --> 03:59.146
‫چرا اینقدر دیر کردی؟

04:00.396 --> 04:02.937
‫اوه، بابا رو توی ایستگاه دیدی

04:03.437 --> 04:06.146
‫نه، نون تموم کرده بودیم

04:06.229 --> 04:07.062
‫نون؟

04:07.604 --> 04:09.979
‫هر وقت می‌خوای بری بیرون
‫یه خبری بده

04:10.062 --> 04:12.521
‫هیرو خیلی ترسیده بود

04:12.604 --> 04:13.979
‫- هی...
‫- هیچم نه!

04:14.062 --> 04:16.104
‫- آروم‌تر!
‫- الکی دروغ نگو

04:16.187 --> 04:17.854
‫دروغ نمیگم

04:23.271 --> 04:27.021
‫«رشد کردن، رشد کرد، رشد کرده»

04:27.104 --> 04:28.937
‫خفه شو! به کمکت نیازی ندارم

04:29.021 --> 04:31.937
‫خفه شو دیگه

04:32.437 --> 04:34.187
‫داری پیر میشی، عزیزم

04:34.271 --> 04:35.104
‫چرا؟

04:36.104 --> 04:40.646
‫حتی وقتی حموم نمی‌کنی
‫باز هم کثیف نیستی

04:41.146 --> 04:44.812
‫اون زمانی رو یادمه
‫که یقه‌ی پیراهنت سیاه میشد،

04:44.896 --> 04:47.896
‫و کفش‌هات از چربی پوست
‫خیس می‌شدن

04:47.979 --> 04:49.396
‫بابا پاهای چربی داره

04:49.479 --> 04:52.062
‫وقتی دارم غذا می‌خورم
‫درمورد پا حرف نزنید

04:52.146 --> 04:54.896
‫به عنوان یه مرد
‫خیلی نازک‌نارنجی هستی

04:54.979 --> 04:57.437
‫درسته. همیشه تاریخ
‫انقضا رو هم نگاه می‌کنه

04:57.521 --> 04:59.687
‫من حساسم. برعکس تو

05:00.187 --> 05:03.146
‫همینطور ادامه بدی
‫هیچوقت موفق نمیشی

05:03.229 --> 05:05.396
‫اصلاً ربطی نداره

05:05.479 --> 05:07.729
‫چرا، داره.
‫یه روزی بالاخره متوجه میشی

05:07.812 --> 05:09.312
‫خیلی بچه‌ای، داداش

05:10.562 --> 05:12.812
‫گفتم اینقدر آب نپاش!

05:13.812 --> 05:15.646
‫اشکال نداره، فقط سوپ کاریه

05:15.729 --> 05:18.771
‫هر دوتاتون خفه شید
‫و برید طبقه‌ی بالا!

05:20.687 --> 05:22.979
‫ها؟ مگه تو نرفتی
‫نون بخری، مامان؟

05:24.062 --> 05:25.854
‫آره، ولی بسته بودن

05:25.937 --> 05:27.437
‫رفتی کدوم فروشگاه؟

05:27.521 --> 05:29.521
‫- رفتی فروشگاه مارو...
‫- چای می‌خوری؟

05:29.604 --> 05:30.437
‫آره

05:30.521 --> 05:34.021
‫- همونی که اون طرف ریل...
‫- لیوان چای بابا کجاست؟

05:38.396 --> 05:39.437
‫کیه؟

05:40.104 --> 05:43.104
‫- بیا شرط ببندیم. من میگم خاله تاکیکوئه
‫- من میگم خاله ساکیه

05:43.604 --> 05:44.479
‫مامان!

05:47.521 --> 05:48.646
‫خیلی سخته

05:49.396 --> 05:52.437
‫- درسته؟ اما خیلی آسون به نظر می‌رسه
‫- آره

05:59.437 --> 06:01.146
‫- یک-دو
‫- هیس

06:10.062 --> 06:11.146
‫شب بخیر

06:16.979 --> 06:18.062
‫شب بخیر

06:21.187 --> 06:22.896
‫نمی‌تونیم؟

06:25.437 --> 06:27.521
‫نگو «نمی‌تونیم»

06:30.021 --> 06:31.937
‫تقصیر تو نیست

06:32.812 --> 06:36.354
‫من فقط... زن جذابی نیستم

06:36.437 --> 06:38.229
‫اما اون موقع...

06:38.312 --> 06:40.521
‫درمورد اون موقع حرف نزن

06:45.937 --> 06:47.354
‫اگه نمی‌تونیم دوباره
‫اون کار رو بکنیم...

06:48.771 --> 06:51.771
‫الان خودت داری میگی «نمی‌تونیم»

06:56.771 --> 06:58.396
‫منظورم اینه که
‫اگه دوباره اتفاق بیُفته،

06:59.354 --> 07:03.187
‫می‌ترسم دیگه نتونیم
‫رابطه‌مون رو ادامه بدیم

07:04.312 --> 07:05.312
‫دوباره گفتی

07:07.437 --> 07:08.271
‫اوه

07:10.312 --> 07:13.937
‫اما... یه روز دیگه، باشه؟

07:14.437 --> 07:15.646
‫تاکیکو،

07:16.771 --> 07:20.021
‫برنامه‌ات برای امشب همین نبود؟

07:21.062 --> 07:22.896
‫دعوتم کردی به خوردن کباب...

07:24.604 --> 07:26.354
‫و اینطور فیلمی دیدیم

07:27.021 --> 07:30.354
‫مسخره‌بازی درنیار!

07:30.854 --> 07:33.146
‫من هیچوقت...

07:33.979 --> 07:35.312
‫تمومش کن!

07:37.187 --> 07:38.187
‫اوه، تلفن!

07:42.146 --> 07:43.229
‫دارم...

07:45.312 --> 07:46.604
‫دارم میام!

07:47.396 --> 07:48.521
‫اومدم!

07:50.104 --> 07:51.937
‫اینم از این

07:52.021 --> 07:55.187
‫هی، این آپارتمان سیستم گرمایشی
‫مرکزی داره، می‌دونی؟

07:56.104 --> 07:58.187
‫کوتاتسو نیاز داریم، درسته؟
‫(کرسی ژاپنی)

07:58.271 --> 08:00.312
‫مامانم یه دختر روستاییه

08:00.396 --> 08:03.271
‫بدون یکی از اینا،
‫اصلاً گرما رو حس نمی‌کنه

08:03.354 --> 08:06.187
‫- تموم! مامان، آماده‌ست!
‫- خوابه!

08:06.271 --> 08:08.146
‫تمومش کردم!

08:09.062 --> 08:12.646
‫مراقب باش! برای همین گفتم
‫توی اتاقش سرهمش کن

08:12.729 --> 08:16.146
‫- وای! یه کوتاتسو!
‫- خوبه، درسته؟

08:16.229 --> 08:17.562
‫کی می‌تونه باشه؟

08:17.646 --> 08:18.646
‫هیده، جواب بده!

08:18.729 --> 08:19.562
‫باشه، دارم میام

08:21.979 --> 08:23.271
‫منزل جینای

08:47.062 --> 08:47.896
‫سلام؟

08:48.604 --> 08:51.062
‫اوه، تویی، تاکائو

08:54.771 --> 08:56.979
‫چرا این وقت شب زنگ زدی؟

08:57.479 --> 09:00.687
‫بابات توی ایکگامی
‫یه آتیش کوچیک درست کرده

09:01.271 --> 09:02.604
‫خونه سوخته؟

09:02.687 --> 09:07.104
‫آتیش‌نشانی لازم نبوده،
‫اما همه‌جا خیس شده

09:08.062 --> 09:10.104
‫چطور اون اتفاق افتاده؟

09:10.187 --> 09:12.896
‫- با سیگار روشن خوابیده
‫- سیگار؟

09:13.604 --> 09:17.854
‫همسایه‌ها متوجه شدن، و به پلیس...
‫یعنی به آتیش‌نشانی زنگ زدن

09:18.979 --> 09:22.021
‫حس می‌کردم یه چنین اتفاقی می‌افته

09:22.604 --> 09:28.354
‫وقتی مامان... مرد...
‫به بابا گفتم باید با یکی از بچه‌ها زندگی کنه

09:28.854 --> 09:30.771
‫اما گفت تنهایی مشکلی نداره

09:32.646 --> 09:33.854
‫سوناکو؟

09:33.937 --> 09:37.229
‫بابا... خیلی لجبازه...

09:37.312 --> 09:38.521
‫سلام؟

10:29.479 --> 10:35.771
‫حقیقت اینه که اغلب
‫بوی سوختگی از اونجا میاد

10:35.854 --> 10:40.812
‫من و عروسم اذیت می‌شدیم،
‫اما نمی‌خواستیم گزارشش رو بدیم

10:40.896 --> 10:42.771
‫اون چیزی بهمون نمیگه

10:42.854 --> 10:44.229
‫که اینطور

10:44.312 --> 10:46.312
‫ما هم نگران بودیم

10:46.396 --> 10:49.562
‫یه پیرمرد مثل اون نمی‌تونه
‫تنهایی زندگی کنه

10:50.104 --> 10:53.187
‫ما تمام تلاشمون رو کردیم
‫که قانعش کنیم

10:53.271 --> 10:55.062
‫خب، اگه اینجا آتیش‌سوزی راه بندازه،

10:55.562 --> 10:58.437
‫بقیه‌ی خونه‌ها هم
‫ممکنه آسیب ببینن

11:00.729 --> 11:02.021
‫وای

11:05.437 --> 11:07.646
‫عجب ماشین باکلاسیه

11:08.479 --> 11:09.604
‫ساکیکو؟

11:10.104 --> 11:12.354
‫خواهر کوچیکه‌تون؟

11:12.437 --> 11:15.312
‫- آره
‫- وای...

11:16.146 --> 11:21.937
‫شما دخترها اوضاعتون خوبه،
‫پس از پدرتون هم مراقبت کنید

11:22.437 --> 11:23.562
‫باهاش حرف می‌زنیم

11:23.646 --> 11:25.854
‫خیلی شرمنده‌ایم

11:25.937 --> 11:28.979
‫- شب بخیر
‫- وای!

11:29.062 --> 11:31.437
‫خونه هنوز سر جاشه، نه؟

11:31.521 --> 11:35.104
‫بهتره بعداً براشون
‫چندتا هدیه بیاریم

11:35.187 --> 11:37.729
‫شانس آوردیم که فقط
‫خونه‌ی خودمون سوخته

11:37.812 --> 11:39.896
‫- به چی می‌خندید؟
‫- هیچی

11:41.021 --> 11:43.312
‫باورم نمیشه برای آتیش‌سوزی
‫با اون لباس‌ها اومدی

11:43.396 --> 11:47.729
‫باید باهوش‌تر باشی.
‫من می‌تونستم بیام سراغ همه‌تون

11:47.812 --> 11:50.271
‫با قطار سریع‌تر میشه رسید

11:50.354 --> 11:53.187
‫ما به موقع اومدیم.
‫تو آخری رسیدی

11:53.271 --> 11:56.521
‫وقتی یه بچه دارم نمی‌تونم
‫بیخیال همه‌چیز بشم و بیام

11:56.604 --> 11:58.854
‫شرط می‌بندم مشغول
‫لباس عوض کردن بودی

11:58.937 --> 12:01.312
‫خب، اینجا بازار
‫ماهی‌فروش‌ها هم نیست، نه؟

12:01.396 --> 12:02.396
‫چی گفتی؟

12:03.146 --> 12:04.062
‫ها؟

12:04.146 --> 12:07.437
‫- دوباره بگو!
‫- اینجا بازار ماهی‌فروش‌ها نیست

12:07.521 --> 12:11.104
‫هی، الان موقع دعوا کردن نیست.
‫شانس آوردیم که بابا زنده مونده!

12:11.187 --> 12:12.396
‫ساکت. صداتون رو می‌شنوه

12:12.479 --> 12:13.812
‫بریم داخل

12:13.896 --> 12:15.187
‫یالا!

12:15.896 --> 12:16.729
‫صبر کن!

12:17.562 --> 12:19.771
‫یه لحظه بمون

12:20.271 --> 12:21.312
‫- چیه؟
‫- ها؟

12:21.396 --> 12:23.271
‫وقتش نرسیده که
‫قاطعانه برخورد کنیم؟

12:24.062 --> 12:24.979
‫چی؟

12:25.062 --> 12:26.312
‫با بابا

12:26.854 --> 12:30.979
‫ببینید این همه تردید
‫ما رو به کجا رسونده

12:31.062 --> 12:32.062
‫قاطع باشیم...

12:32.146 --> 12:33.896
‫و چی بگیم؟

12:34.562 --> 12:37.271
‫بگیم بیش‌تر از چیزی
‫که فکر می‌کنه پیر شده؟

12:37.354 --> 12:39.437
‫- بگیم داره آلزایمر می‌گیره؟
‫- ساکیکو!

12:39.521 --> 12:41.187
‫صدات رو می‌شنوه!

12:41.812 --> 12:45.354
‫وای، داره سرد میشه!
‫سریع بریم داخل!

12:45.437 --> 12:47.021
‫واقعاً سرده!

12:55.854 --> 12:58.437
‫ها؟ اونجا خوابیده بودی، بابا؟

12:58.937 --> 13:00.937
‫خونه که آتیش نگرفته

13:01.437 --> 13:03.937
‫نیاز نبود همه‌تون بیایید

13:04.979 --> 13:06.062
‫خب، بابا...

13:06.146 --> 13:08.687
‫الان دیگه قدر مامان رو می‌دونی؟

13:09.521 --> 13:11.937
‫همیشه توی زیرسیگاریت آب می‌ریخت

13:12.021 --> 13:13.271
‫درسته

13:13.771 --> 13:18.396
‫و بعد از رفتن مهمونا،
‫همه‌ی این بالشت‌ها رو جمع می‌کرد

13:19.396 --> 13:22.896
‫زن‌ها باید بیش‌تر عمر بکنن، نه مردها

13:23.687 --> 13:25.521
‫همیشه اول باید مردها بمیرن

13:26.729 --> 13:29.562
‫- بابا، باید حرف بزنیم
‫- فردا حرف می‌زنیم

13:29.646 --> 13:31.062
‫الان می‌خوای کجا بخوابی؟

13:31.646 --> 13:32.687
‫اون یکی اتاق

13:32.771 --> 13:34.187
‫بدون تشک؟

13:34.271 --> 13:35.521
‫از تشک مهمون استفاده می‌کنم

13:35.604 --> 13:36.979
‫- من...
‫- نه، نیاز نیست

13:37.062 --> 13:39.021
‫- اما نمی‌تونی...
‫- گفتم نیاز نیست

13:41.771 --> 13:43.312
‫چقدر لجبازه

13:43.896 --> 13:45.271
‫بابا!

13:45.771 --> 13:49.187
‫اونا کسایی بودن که از همسایه‌هات
‫معذرت‌خواهی کردن، نمی‌فهمی؟

13:49.271 --> 13:51.687
‫- موضوع مهمی نیست
‫- هست!

13:52.854 --> 13:55.687
‫چرا به‌خاطر دردسری که درست کردی
‫معذرت‌خواهی نمی‌کنی؟

13:56.271 --> 13:59.021
‫- این کوچیک‌ترین کاریه...
‫- کافیه دیگه

13:59.687 --> 14:01.396
‫بیایید تمومش کنیم

14:03.687 --> 14:06.854
‫- یه پیش‌بند پیدا میشه؟
‫- کفپوش‌ها باید عوض بشن

14:07.354 --> 14:11.771
‫هر کدوم ۱۰ هزار ین میشن،
‫پس کلاً میشه ۶۰ هزار ین

14:13.896 --> 14:17.646
‫ساکیکو، قبل از اینکه کاری بکنی
‫باید با ما مشوت کنی

14:17.729 --> 14:21.604
‫نگفتم خودم پولشون رو میدم!
‫همیشه سریع نتیجه‌گیری می‌کنی

14:21.687 --> 14:23.437
‫- فقط نگرانم!
‫- چقدر چندش!

14:23.521 --> 14:27.979
‫اوضاع هیده الان خوبه،
‫اما اگه مصدوم بشه همینطور نمی‌مونه

14:28.062 --> 14:30.604
‫یه شغل کوتاه‌مدت
‫اما پربار چه اشکالی داره؟

14:31.354 --> 14:34.562
‫می‌دونید، چند روز پیش
‫فیلم «راکی ۲» رو دیدم، و...

14:35.062 --> 14:35.937
‫با کی؟

14:36.437 --> 14:37.521
‫چه فرقی داره؟

14:37.604 --> 14:39.479
‫شرط می‌بندم
‫با آقای کاتسوماتا دیده

14:39.562 --> 14:43.687
‫- به هر حال، قهرمان داستان فقیر بود، درسته؟
‫- رابطه‌ی شما دو نفر چطوره؟

14:43.771 --> 14:46.437
‫اما یهویی قهرمان شد

14:46.521 --> 14:50.312
‫- و شروع می‌کنه به پول خرج کردن
‫- ماکیکو، بیا کمکم

14:50.812 --> 14:54.646
‫یه خونه‌ی بزرگ و یه ماشین
‫باکلاس می‌خره

14:55.271 --> 14:58.646
‫بهتر از اینه که مثل یه آدم ترسو
‫فقط دراز بکشی و کاری نکنی

14:58.729 --> 15:01.271
‫حداقل آدمه!

15:01.354 --> 15:04.437
‫- کی رو میگی؟
‫- نمیشه فردا این کار رو بکنیم؟

15:04.521 --> 15:05.979
‫تموم بشو نیست

15:06.062 --> 15:07.937
‫بریم بخوابیم؟
‫یا چای بخوریم؟

15:08.021 --> 15:08.896
‫کی رو می‌گفتی؟

15:08.979 --> 15:11.604
‫- کی می‌ترسه کاری انجام بده؟
‫- تمومش کنید!

15:11.687 --> 15:13.896
‫- کی، ها؟
‫- یا دعوا رو تموم کنید، یا برید خونه‌هاتون!

15:13.979 --> 15:16.187
‫شما کوچیک‌ها خیلی
‫مسخره‌بازی می‌کنید

15:16.271 --> 15:18.354
‫نگران بابا نیستید؟

15:18.437 --> 15:20.979
‫الان زمان بحث کردن درمورد
‫«راکی»، «لاکهید» یا این چیزها نیست

15:21.854 --> 15:22.979
‫اینجا نه

15:23.771 --> 15:26.104
‫- شنیدی؟ راکی یا لاکهید؟
‫- وای

15:27.604 --> 15:30.187
‫پش شما هم مسخره‌بازی بلدید

15:30.687 --> 15:33.771
‫خب، شما «بزرگ‌ها» نظرتون رو بگید؟

15:33.854 --> 15:35.229
‫اون...

15:35.979 --> 15:37.229
‫می‌دونی

15:37.729 --> 15:42.021
‫به‌خاطر حرف همسایه‌ها هم که شده
‫نمی‌تونیم همینطور ادامه بدیم

15:43.896 --> 15:46.062
‫یکی‌مون بابا رو ببره خونه‌ش؟

15:47.271 --> 15:50.437
‫- یا یکی‌مون بیاد اینجا زندگی کنه؟
‫- شرمنده، من نمی‌تونم

15:50.521 --> 15:53.562
‫- من باید مراقب بچه و مادرشوهرم باشم
‫- ولی خونه‌ی بزرگی داری

15:53.646 --> 15:55.771
‫خونه‌ی سوناکو خیلی بزرگه!

15:55.854 --> 15:59.104
‫من نه! نمیشه یه پیرمرد
‫بداخلاق توی خونه‌م باشه

15:59.187 --> 16:00.979
‫دانش‌آموزهام فرار می‌کنن

16:01.062 --> 16:03.104
‫دانش‌آموز‌هات، ها؟

16:03.937 --> 16:05.937
‫- حتماً مَردن
‫- ماکیکو!

16:06.021 --> 16:08.479
‫- اومدم!
‫- معلومه که مردن

16:08.562 --> 16:10.687
‫چه کلاس ساز شامسین باشه، چه ایکه‌بانا

16:10.771 --> 16:13.646
‫فقط دانش‌آموز زن
‫گرفتن کافی نیست

16:13.729 --> 16:17.354
‫اصلاً یه مرد توی کلاست باشه،
‫زن‌های بیش‌تری ثبت‌نام می‌کنن

16:17.437 --> 16:19.104
‫عجب، سوناکو عرق کرده

16:19.187 --> 16:21.021
‫خب، دارم به دوران
‫یائسگی نزدیک میشم

16:21.104 --> 16:23.771
‫- عرق کردن طبیعیه
‫- به نظر من که اونطور نیست

16:23.854 --> 16:27.104
‫توی تاریکی، مطمئنم تاکیکو
‫پیرتر به نظر می‌رسه

16:27.187 --> 16:29.479
‫به یه آدم عاشق این حرف رو نزن!

16:29.562 --> 16:30.937
‫اما حقیقت داره

16:31.021 --> 16:33.229
‫اگه هر دو تاتون رو فشار بدیم،
‫تو رسیده‌تر هستی، سوناکو

16:33.312 --> 16:35.562
‫اون یه تربچه نیست
‫که بخوایم رنده‌اش کنیم

16:35.646 --> 16:37.187
‫حرف از تربچه شد،

16:37.271 --> 16:40.562
‫اون روز یکی از اون
‫«تربچه‌های دم‌موشی» خوردم

16:40.646 --> 16:42.437
‫هم‌رنگ موشن

16:42.521 --> 16:46.771
‫تربچه چروکیده شده،
‫پس آبدار نیست، ولی تنده

16:46.854 --> 16:49.354
‫منم فقط همینم.
‫یه تربچه‌ی ‌دم‌موشی

16:49.437 --> 16:51.187
‫ولی خوش‌مزه‌ان

16:51.271 --> 16:52.937
‫و کنار نودل سوبا خیلی خوبن

16:53.021 --> 16:55.243
‫مطمئنم آقای سازمان
‫کارآگاهی همینطور میگه:

16:55.244 --> 16:57.101
‫«شاید ظاهرش زیاد جالب نباشه...

16:57.187 --> 16:59.312
‫ولی مزه‌ی خوبی داره»

16:59.396 --> 17:01.854
‫دیوونه شدی؟

17:01.937 --> 17:03.979
‫- از سر راه برو کنار!
‫- هی!

17:04.062 --> 17:05.729
‫تمومش کنید دیگه

17:05.812 --> 17:06.646
‫باورم نمیشه

17:06.729 --> 17:09.521
‫شوخی‌های رکیکت رو
‫نگه دار برای خونه

17:09.604 --> 17:10.937
‫دست خودم نیست

17:11.437 --> 17:15.396
‫با داشتن چهارتا خواهر،
‫مشکلات کوچیک و تلخ زیادی وجود داره

17:15.479 --> 17:16.979
‫چیکار می‌کنی؟

17:17.062 --> 17:19.854
‫هی، اینقدر هل نده!

17:19.937 --> 17:22.271
‫- کی کوچیکه و کی تلخه؟
‫- برو کنار

17:22.354 --> 17:24.396
‫ها؟ من برم کنار؟

17:25.312 --> 17:27.896
‫وای، یه لحظه صبر کنید

17:27.979 --> 17:31.479
‫باید این رو بلند کنیم.
‫بلندش کنید، کمک!

17:31.562 --> 17:33.729
‫مراقب باش، خب؟

17:33.812 --> 17:35.479
‫چه مرگته؟

17:35.562 --> 17:38.271
‫- بس کن!
‫- تقصیر من نبود

17:38.354 --> 17:40.521
‫حالا کیسه زباله‌ها گیر کردن

17:40.604 --> 17:42.562
‫اینجا خیسه. چقدر چندش!

17:44.896 --> 17:45.896
‫وای...

17:45.979 --> 17:47.021
‫یه حشره اونجاست!

17:48.187 --> 17:49.937
‫- صبر کنید، حشره نیست
‫- بیخیال!

17:50.021 --> 17:51.104
‫جای سوختگی بود

17:51.187 --> 17:52.354
‫قلبم ایستاد!

17:52.874 --> 17:54.166
‫آه

17:54.937 --> 17:58.062
‫عجب آه عمیقی کشیدی

17:58.146 --> 18:00.604
‫کسایی که دماغ بزرگ‌تری دارن،
‫آه بلندتری می‌کشن

18:00.687 --> 18:01.979
‫بار اوله این رو می‌شنوم

18:02.062 --> 18:03.687
‫داری به خروپف فکر می‌کنی

18:05.354 --> 18:08.021
‫عجب، خروپف ساکیکو رو گوش کنید

18:10.146 --> 18:12.021
‫خیلی بی‌خیاله

18:12.979 --> 18:16.521
‫با شیر دادن به بچه و مراقبت
‫از مادرشوهرش، خیلی خسته میشه

18:17.021 --> 18:19.146
‫در این صورت، نباید دعوتش کنیم

18:19.229 --> 18:21.146
‫نباید اینطور حرف بزنی

18:21.229 --> 18:23.062
‫هر چی نباشه ما خواهریم

18:23.146 --> 18:24.312
‫درست شد

18:24.396 --> 18:26.062
‫- خیلی نورانی نیست؟
‫- ها؟

18:27.646 --> 18:29.604
‫- لامپ ۱۰۰ واته
‫- همون ۶۰ وات کافیه

18:29.687 --> 18:32.854
‫این لامپ برای مطالعه بهتره

18:38.646 --> 18:40.854
‫ساکیکو. اینطور سرما می‌خوری

18:43.104 --> 18:44.896
‫اگه اون اتفاق‌ها نمی‌افتادن...

18:47.729 --> 18:49.229
‫مامان هنوز اینجا می‌بود؟

18:51.146 --> 18:54.062
‫اگه بابا هیچوقت
‫سراغ اون زن نمی‌رفت،

18:55.687 --> 18:59.646
‫و مامان جلوی خونه‌ی اون زن
‫از هوش نمی‌رفت...

19:01.146 --> 19:02.562
‫وقت مرگش رسیده بود

19:03.479 --> 19:07.562
‫هر اتفاقی هم که می‌افتاد،
‫مامان اول می‌مرد و بابا رو تنها می‌ذاشت

19:08.146 --> 19:10.062
‫سرنوشتش همین بوده

19:10.812 --> 19:11.937
‫اشتباه می‌کنی

19:13.646 --> 19:14.479
‫چی؟

19:15.479 --> 19:18.021
‫وقتی از هوش رفت
‫تو اونجا نبودی

19:18.104 --> 19:19.354
‫آره، اما...

19:19.437 --> 19:23.521
‫هیچوقت قیافه‌ش رو یادم نمیره

19:29.479 --> 19:30.896
‫اون زن...

19:32.062 --> 19:33.396
‫اسمش چی بود؟

19:34.437 --> 19:35.771
‫معشوقه‌ی بابا...

19:37.354 --> 19:40.562
‫توموکو. توموکو تچیا

19:41.146 --> 19:45.062
‫به نظرتون هنوزم همدیگه رو می‌بینن؟

19:45.729 --> 19:49.229
‫امکان نداره. زنه ازدواج کرد، مگه نه؟

19:49.937 --> 19:50.979
‫مطمئن نیستم

19:52.062 --> 19:54.062
‫مردم همینطوری
‫ارتباطشون رو قطع می‌کنن؟

19:54.729 --> 19:55.604
‫خب،

19:56.187 --> 19:58.146
‫احتمالاً به آدم‌ها بستگی داره

19:58.229 --> 19:59.646
‫نمیشه

20:03.729 --> 20:05.146
‫نمیشه همینطوری
‫ارتباطت رو قطع کنی

20:06.562 --> 20:08.479
‫هیچوقت نمی‌فهمیم، نه؟

20:09.229 --> 20:10.229
‫منظورم اینه که...

20:11.312 --> 20:15.604
‫همیشه فکر می‌کردم بابای خودمون
‫اینطور آدمی نیست

20:21.437 --> 20:22.271
‫بیا اینجا

20:28.229 --> 20:31.104
‫بابا قبلاً هم چنین کاری کرده بود

20:31.854 --> 20:32.687
‫چی؟

20:33.854 --> 20:37.521
‫فکر کنم بعد از اتمام جنگ بود

20:38.854 --> 20:43.437
‫یه زمانی اون با کار کردن
‫با آلومینیت پول اضافی درمی‌آورد

20:43.521 --> 20:45.604
‫- من هنوز به دنیا نیومده بودم
‫- منم همینطور

20:46.562 --> 20:47.729
‫اون موقع هم یه معشوقه داشت

20:48.229 --> 20:52.562
‫توی جنگ بیوه شده بود
‫و یه رستوران کوچیک غیرقانونی داشت

20:53.521 --> 20:56.062
‫همون کسی که شلوار کتان
‫رنگی‌رنگی می‌پوشید؟

20:56.146 --> 20:57.771
‫تو هم بهش توجه کردی؟

20:57.854 --> 20:58.687
‫آره

20:59.312 --> 21:04.312
‫وقتی صبح بیدار می‌شدم تا برم دستشویی،
‫می‌شنیدم که مامان با سنگ آسیاب کار می‌کرد

21:05.479 --> 21:09.729
‫گندمی که پدر و مادرش براش
‫فرستاده بودن رو آسیاب می‌کرد

21:11.979 --> 21:13.937
‫اون صدای غرغر و تق‌تق

21:15.271 --> 21:18.729
‫بی‌وقفه آسیاب می‌کرد

21:20.437 --> 21:22.896
‫قیافه‌ی خیلی ترسناکی داشت

21:24.729 --> 21:26.021
‫با اینکه بچه بودم

21:27.271 --> 21:31.646
‫می‌دونستم بابا حتماً
‫خونه‌ی اون زنه‌ست

21:42.729 --> 21:43.937
‫- ها؟
‫- چیه؟

21:46.521 --> 21:48.521
‫- بابا!
‫- وای، نه!

21:48.604 --> 21:51.396
‫این خونه‌ی خودته، بابا

21:51.479 --> 21:55.062
‫نباید برای پیدا کردن مشروب
‫توی تاریکی اینور و اونور بری

21:55.646 --> 21:58.354
‫واقعاً نمی‌تونی تنهایی زندگی کنی

21:58.854 --> 22:03.021
‫اگه یه آتیش‌سوزی دیگه شروع کنی،
‫دیگه معذرت‌خواهی کافی نیست

22:03.104 --> 22:05.729
‫این یه مزرعه‌ی دورافتاده نیست

22:05.812 --> 22:07.854
‫- فقط باید سیگار رو ترک کنم!
‫- ها؟

22:08.562 --> 22:10.562
‫هی، مراقب باش!

22:10.646 --> 22:13.771
‫بیخیال! حتی پاهات رو هم
‫خشک نکردی

22:14.271 --> 22:16.437
‫خودت هم پاهات رو پاک کن

22:17.396 --> 22:19.021
‫اه، بوی گند الکل میده

22:19.104 --> 22:21.229
‫یه تیکه پارچه بردار،
‫و بذارش توی آب...

22:22.854 --> 22:23.812
‫- ها؟
‫- چی؟

22:30.479 --> 22:32.312
‫- بابا!
‫- وای، بابا

22:32.396 --> 22:34.687
‫مجبور نبودی پرتشون بدی بیرون

22:42.729 --> 22:45.854
‫یه‌جایی الکی بیش‌تری قایم کرده؟

22:53.187 --> 22:54.354
‫وقتشه

22:58.604 --> 22:59.729
‫بیدار شو

23:03.479 --> 23:04.604
‫آره

23:06.062 --> 23:07.729
‫الان نمی‌تونیم عقب بکشیم

23:10.437 --> 23:11.271
‫انجامش میدم

23:13.812 --> 23:15.437
‫قبل از خواب پیژامه پوشیدی؟

23:18.479 --> 23:19.646
‫آره

23:20.521 --> 23:21.354
‫دروغ‌گو

23:23.312 --> 23:24.687
‫لخت خوابیدی

23:28.562 --> 23:31.354
‫اگه عضلات شونه‌ت
‫سفت بشن چی؟

23:35.937 --> 23:37.312
‫جریمه رو پرداخت می‌کنم

23:58.812 --> 24:01.104
‫کاتسوتوشی شب گریه نکرد؟

24:02.062 --> 24:05.104
‫یه بار با گریه از خواب بیدار شد،
‫ولی مامانم خوابوندش

24:06.104 --> 24:08.771
‫به مامانت بگو امروز
‫بعدازظهر میام خونه

24:10.771 --> 24:13.187
‫اونجا اوضاع چطوره؟

24:13.979 --> 24:16.771
‫تشک و کفپوش‌ها رو سوزونده

24:18.229 --> 24:20.354
‫خواهرهام خیلی بزرگش می‌کنن

24:23.312 --> 24:27.795
‫[ یه جلسه دارم ]

24:23.909 --> 24:27.271
‫امروز یکی از روزهای کاری باباست؟

24:27.354 --> 24:28.729
‫نه، نیست

24:28.812 --> 24:31.271
‫نمی‌خواسته با ما سروکله بزنه

24:32.021 --> 24:34.896
‫چیزی نیست. الکی نگرانید

24:34.979 --> 24:38.062
‫- آره، اما...
‫- آدم‌ها خیلی پرروئن

24:38.562 --> 24:41.771
‫می‌تونن خودشون رو خجالت‌زده کنن
‫و فوری فراموش کنن

25:16.896 --> 25:18.771
‫نتونستیم باهاش حرف بزنیم،

25:19.271 --> 25:21.812
‫ولی فکر می‌کنم تا مدتی
‫بابا بیش‌تر حواسش رو جمع می‌کنه

25:22.312 --> 25:26.187
‫بهتره وقتی هیاهو نیست
‫اون رو قانع کنیم

25:26.271 --> 25:28.896
‫الان انگار اون رو
‫یه گوشه گیر انداختیم

25:30.312 --> 25:32.646
‫اوه، وقت بود یادم بره

25:33.437 --> 25:37.312
‫می‌خوام اون لباس کیمونوی
‫اوشیما تسوموگی رو ببرم

25:37.396 --> 25:39.979
‫اوشیما تسوموگی؟
‫اونی که با گل رنگ شده؟

25:40.062 --> 25:41.979
‫مامان گفت می‌تونم
‫ببرمش برای خودم

25:42.604 --> 25:44.646
‫صبر کن، همونی
‫که آتیش‌بازی داشت؟

25:45.187 --> 25:48.562
‫- به من هم قول داد
‫- اونا گل‌های داوودی هستن، نه آتیش‌بازی

25:48.646 --> 25:50.187
‫ها؟ مطمئنی؟

25:50.687 --> 25:52.396
‫اون رو از همه بیش‌تر دوست داشتم

25:52.479 --> 25:54.812
‫شما که اصلاً کیمونو نمی‌پوشید!

25:54.896 --> 25:56.312
‫من توی مجالس رسمی می‌پوشم

25:56.396 --> 25:58.187
‫کیمونوی اوشیما که
‫لباس رسمی نیست

25:58.271 --> 25:59.312
‫پس موقع سال نو می‌پوشمش

25:59.396 --> 26:01.812
‫اون گرون‌ترین لباس مامان نیست؟

26:01.896 --> 26:04.479
‫برای کارم می‌خوامش،
‫خودتون می‌دونید!

26:06.396 --> 26:08.896
‫هی، چرا همین‌الان
‫همه‌شون رو تقسیم نکنیم؟

26:09.854 --> 26:11.104
‫وسایل مامان رو

26:11.979 --> 26:13.479
‫- به عنوان یادگاری؟
‫- آره

26:14.854 --> 26:17.229
‫بابا گفت خودمون تصمیم بگیریم

26:17.312 --> 26:18.146
‫چی؟

26:18.729 --> 26:22.937
‫- بابا گفت... خودمون تصمیم بگیریم!
‫- باباست؟

26:23.979 --> 26:24.937
‫کیه؟

26:25.562 --> 26:26.396
‫صبر کنید

26:27.437 --> 26:29.146
‫شرط می‌بندم تاکائوئه

26:29.646 --> 26:34.271
‫بهش گفتم نیا، اما فکر می‌کنه
‫بدون اون از پس هیچ کاری برنمیایم

26:34.354 --> 26:36.104
‫دارم میام!

26:37.062 --> 26:40.646
‫حس می‌کردم میایی

26:41.146 --> 26:43.729
‫اوه، عزیزم. تو... ها؟

26:44.354 --> 26:47.437
‫چرا اینقدر سفته؟ باز شد!

26:50.229 --> 26:51.062
‫سلام

26:53.479 --> 26:54.687
‫خیلی ناراحت شدم وقتی شنیدم...

26:55.354 --> 26:56.229
‫بیا داخل

26:56.729 --> 26:57.896
‫آقای کاتسوماتا!

27:00.562 --> 27:01.396
‫بیا داخل!

27:03.562 --> 27:04.896
‫ببخشید

27:10.771 --> 27:12.312
‫اینطوری غافل‌گیرم نکن

27:12.854 --> 27:14.187
‫چرا اومدی اینجا؟

27:15.437 --> 27:16.687
‫اوه...

27:17.271 --> 27:21.062
‫تازه برگشته بودیم
‫به خونه‌ی تاکیکو

27:21.729 --> 27:23.062
‫وقتی تلفن زنگ خورد

27:24.229 --> 27:25.687
‫با هم رفتید خونه؟

27:25.771 --> 27:27.604
‫صبر کن، یعنی...

27:27.687 --> 27:30.104
‫- اونطور قضیه‌ای نیست!
‫- آم...

27:30.187 --> 27:34.104
‫- بعد از فیلم اومد در خونه‌ام
‫- می‌دونستم! فیلم «راکی» رو با هم دیدید!

27:34.187 --> 27:37.771
‫- چرا باید همه چیز رو عوض کنی؟
‫- اینقدر ناراحت نشو

27:37.854 --> 27:40.062
‫- یه رولت املت بخور
‫- چرا اومدی اینجا؟

27:40.146 --> 27:41.146
‫ماهی ساردین داره

27:42.146 --> 27:43.896
‫چرا اومدی اینجا؟

27:44.646 --> 27:46.062
‫«چرا؟» آخه...

27:46.146 --> 27:47.646
‫اومده ببینه اوضاع چطوره

27:47.729 --> 27:50.229
‫درسته. خیلی‌ها همین کار رو هم نمی‌کنن

27:50.312 --> 27:52.854
‫اصلاً فکر نمی‌کنی.
‫نمی‌تونی همین‌جوری بیایی اینجا

27:53.354 --> 27:56.062
‫نمی‌دونم چطور تحملش
‫می‌کنی، آقای کاتسوماتا

27:56.146 --> 27:57.937
‫اگه من یه مرد بودم،
‫باهاش قطع ارتباط می‌کردم

27:58.604 --> 28:01.354
‫خب، نمی‌تونم خیلی سخت‌گیر باشم

28:04.479 --> 28:06.896
‫اوه، منظورم اون نبود

28:07.812 --> 28:10.604
‫- وقتی پای خودم درمیونه
‫- پای خودت، ها؟

28:10.687 --> 28:12.562
‫- برام مهم نیست
‫- وقتی پای خودش درمیونه

28:12.646 --> 28:14.271
‫چی وقتی پای خودش درمیونه؟

28:14.354 --> 28:15.604
‫نمی‌تونه خیلی سخت‌گیر باشه

28:16.437 --> 28:17.729
‫بابا رفته

28:17.812 --> 28:19.521
‫کیه؟ مامانه؟

28:19.604 --> 28:21.229
‫به این زودی رفته سر کار؟

28:22.229 --> 28:23.187
‫فکر کنم

28:24.396 --> 28:26.812
‫ساعت چند؟
‫دیشب خونه بود، درسته؟

28:27.312 --> 28:28.312
‫سلام؟

28:28.396 --> 28:30.271
‫من زود خوابیدم، پس...

28:30.771 --> 28:32.687
‫- هی، بابا...
‫- بذار من حرف بزنم

28:32.771 --> 28:34.771
‫- دارم حرف می‌زنم!
‫- سلام، مامان

28:34.854 --> 28:35.979
‫ها؟ یوکو؟

28:36.479 --> 28:40.562
‫امروز توی اوچانومیزو کلاس دارم.
‫میشه بعدش با بابا برم یه فیلم ببینم؟

28:40.646 --> 28:41.687
‫بابات چی گفت؟

28:41.771 --> 28:43.104
‫دست نزن. گفت باشه

28:43.187 --> 28:45.104
‫تا دیروقت بیرون نمونید

28:45.604 --> 28:46.437
‫اوه، گوش کن...

28:46.937 --> 28:50.854
‫به بابات بگو که از دستش
‫عصبانی‌ام، باشه؟

28:50.937 --> 28:52.312
‫خودت بهش بگو!

28:55.646 --> 28:56.646
‫گفتم دست نزن!

29:01.896 --> 29:03.646
‫ها؟ خونه بودی، بابا؟

29:04.396 --> 29:05.479
‫مامان بود؟

29:05.562 --> 29:06.687
‫بهش زنگ بزنم؟

29:07.812 --> 29:09.021
‫نه، نیاز نیست

29:11.229 --> 29:13.062
‫گفت از دستت عصبانیه

29:13.937 --> 29:15.271
‫چیکار کردی، بابا؟

29:15.771 --> 29:17.979
‫چیزی نیست که نیاز باشه
‫شما بچه‌ها بدونید

29:18.062 --> 29:21.021
‫«وقتی معلم را بوسیدم،»

29:22.146 --> 29:25.979
‫«ملکه‌ی رقص،»
‫«عشق من، زندگی من»

29:26.062 --> 29:27.729
‫بازی تساوی‌شکن!

29:28.229 --> 29:33.812
‫بازی تساوی‌شکن!

29:33.896 --> 29:36.937
‫بازی تساوی‌شکن!

29:38.854 --> 29:39.896
‫این یکی مال منه

29:39.979 --> 29:41.271
‫بازی تساوی‌شکن!

29:43.187 --> 29:44.437
‫سنگ، کاغذ، قیچی!

29:45.021 --> 29:48.062
‫- اون یکی رو برداشتی؟
‫- من این رو می‌برم

29:48.146 --> 29:50.187
‫همه‌ی خوب‌ها رو بردید

29:50.271 --> 29:51.521
‫باشه، بعدی

29:51.604 --> 29:53.271
‫- ساکیکو
‫- خب...

29:53.771 --> 29:55.229
‫نمی‌خوام

29:55.771 --> 29:58.937
‫- هیچی نمی‌خوای؟
‫- اون دوتا خوب بودن

29:59.021 --> 30:01.979
‫بقیه خیلی قدیمی و کهنه‌ان

30:02.854 --> 30:05.937
‫یادگاری که برای پوشیدن نیست

30:06.021 --> 30:08.479
‫آره، چیزهایی‌ان که نمیشه
‫با پول خریدشون

30:08.562 --> 30:11.146
‫اگه چیزی نمی‌خواد،
‫خودش ضرر می‌کنه

30:11.229 --> 30:14.896
‫فقط ببینید... می‌بینید؟
‫این «ایشیکیاته» چی؟

30:15.646 --> 30:17.271
‫«نیشیکیاته» چیه؟

30:18.146 --> 30:19.771
‫- ایشیکیاته
‫- ایشیکیاته

30:20.521 --> 30:23.437
‫- «ایشی»، نه «نیشی»
‫- «ایشیکیاته» چیه؟

30:23.521 --> 30:25.312
‫- نمی‌دونی؟
‫- نه

30:25.812 --> 30:27.812
‫برای پوشوندن باسن می‌پوشنش

30:28.312 --> 30:31.021
‫ببینید. اینا رو هم
‫خود مامان درست کرده

30:31.521 --> 30:33.771
‫تمام شب بیدار می‌موند
‫و از اینا می‌دوخت

30:34.896 --> 30:39.271
‫تمام زندگیش فقط کار کرد

30:40.229 --> 30:41.062
‫ها؟

30:41.562 --> 30:43.229
‫- اینا چی‌ان؟
‫- وای!

30:43.312 --> 30:44.771
‫چقدر چندش! نگاه نکنید!

30:44.854 --> 30:47.521
‫- عجب!
‫- بذارشون کنار! حال به هم زنن!

30:47.604 --> 30:48.687
‫پاره‌شون نکنید!

30:48.771 --> 30:50.896
‫گفتم بذارشون کنار!

30:50.979 --> 30:53.354
‫- آره، اما...
‫- چیزی شده؟

30:53.437 --> 30:55.021
‫نگاه نکن!

30:55.104 --> 30:57.187
‫اوه، داره نگاه می‌کنه

30:57.271 --> 30:58.896
‫اینجا ورود مردها ممنوعه!

30:58.979 --> 31:01.312
‫اما مگه اینا برای مردها نیستن؟

31:01.396 --> 31:06.146
‫آخه چرا...
‫چرا اونجا بودن؟

31:06.646 --> 31:07.771
‫مال مامانن

31:09.104 --> 31:10.771
‫حتماً شوخی می‌کنی!

31:11.604 --> 31:13.562
‫موقع ازدواج اینا رو هم
‫با خودش آورده

31:14.146 --> 31:17.396
‫قبلا هم در موردش
‫شنیده بودم. در زمان قدیم...

31:18.729 --> 31:20.437
‫اوه، من هم شنیدم

31:21.437 --> 31:23.229
‫به جای آموزش جنسی،

31:23.812 --> 31:26.646
‫مادرها اون‌ها رو توی کمد
‫لباس دخترهاشون می‌ذاشتن

31:26.729 --> 31:27.562
‫عجب

31:28.146 --> 31:30.687
‫پس اینا برای زن‌هان؟

31:31.187 --> 31:33.687
‫اصلاً فکر نمی‌کردم
‫اینجا پیداشون کنم

31:33.771 --> 31:38.937
‫فکر کردن به این که مامان
‫چندین دهه اینا رو داشته...

31:39.687 --> 31:41.521
‫به نظرتون بابا خبر داشته؟

31:41.604 --> 31:43.896
‫نه، شک دارم

31:44.812 --> 31:48.854
‫بیخیال، اونا برنج مخصوص ذخیره‌ی
‫غذایی رو توی سوپرمارکت می‌فروشن

31:48.937 --> 31:52.021
‫با ۴۸۵۰ ین می‌تونی ۱۰ کیلو بخری

31:52.104 --> 31:54.354
‫کدوم راننده‌ای همه‌ی
‫قوانین رانندگی رو رعایت می‌کنه؟

31:54.437 --> 31:57.604
‫باید انعطاف‌پذیرتر باشی

31:58.146 --> 32:01.479
‫دفتر شما توی کیوشو
‫تنها دفتریه که آمار بدی داره

32:02.062 --> 32:06.729
‫چطور پشم طبیعی استرالیا در رقابت با محصولی
‫که به صورت انبوه تولید شده، شکست می‌خوره

32:07.229 --> 32:08.354
‫قیمت؟

32:08.437 --> 32:10.896
‫- اگه اینطور بود، سفارش...
‫- آقای ساتومی

32:13.187 --> 32:16.562
‫خب، مطمئنم سخته، اما هر کاری
‫که می‌تونی انجام بده. باشه؟

32:16.646 --> 32:18.021
‫درسته. خداحافظ

32:18.812 --> 32:19.854
‫سلام، آقا

32:20.396 --> 32:22.604
‫دنبال یه استراحت کوچیک بودم

32:22.687 --> 32:23.562
‫بریم بیرون؟

32:23.646 --> 32:24.812
‫همین‌جا خوبه

32:24.896 --> 32:27.979
‫اوه؟ خانم آکاگی.
‫اتاق جلسات

32:28.062 --> 32:28.896
‫بله، قربان

32:30.104 --> 32:31.979
‫خب...

32:33.187 --> 32:36.312
‫اوه، تصمیم گرفتم
‫سیگار رو ترک کنم

32:38.021 --> 32:38.896
‫ممنون

32:42.146 --> 32:44.146
‫مطمئنم خیلی بهت سخت گرفتن

32:46.854 --> 32:49.979
‫اگه این روزها رو می‌دیدم،
‫چهارتا بچه نمی‌آوردم

32:50.479 --> 32:52.687
‫اونم چهارتا دختر، درسته؟

32:52.771 --> 32:54.271
‫دقیقاً

32:54.896 --> 32:59.229
‫شرط می‌بندم فکر می‌کردی
‫بچه‌ی بعدی پسر میشه

33:00.021 --> 33:02.521
‫مادرشون اون فکر رو می‌کرد

33:02.604 --> 33:05.104
‫نداشتن وارث براش شرم‌آور بود؟

33:05.854 --> 33:07.062
‫قدیم‌ها آره

33:11.021 --> 33:11.854
‫چیزی شده؟

33:11.937 --> 33:13.396
‫نه، داشتم از اینجا رد می‌شدم

33:15.062 --> 33:16.229
‫خوش اومدید، جناب

33:16.312 --> 33:18.562
‫از این چای‌ها نمی‌خوره.
‫براش چای سبز درست کن

33:18.646 --> 33:20.354
‫نه، همین خوبه

33:20.437 --> 33:21.896
‫معذرت می‌خوام

33:21.979 --> 33:23.187
‫شرمنده

33:23.271 --> 33:24.146
‫ممنون

33:31.521 --> 33:32.729
‫کار چطوره؟

33:33.229 --> 33:35.187
‫قابل تحمله

33:36.854 --> 33:38.187
‫همین درسته

33:38.937 --> 33:40.937
‫جاه‌طلبی برای یه مرد فایده نداره

33:41.021 --> 33:44.646
‫با یه‌کم جاه‌طلبی بیش‌تر،
‫نمیشد بیش‌تر پیشرفت کنی؟

33:46.021 --> 33:47.437
‫کی می‌دونه...

33:49.187 --> 33:50.312
‫یادم نیست

33:59.937 --> 34:01.229
‫- آقا
‫- بله؟

34:01.896 --> 34:03.812
‫- دوست داری با ما زندگی کنی؟
‫- چی؟

34:03.896 --> 34:05.646
‫خونه‌ی بزرگی نداریم، اما...

34:11.062 --> 34:12.896
‫دوست دارم توی خونه‌ی خودم بمیرم

34:27.271 --> 34:28.687
‫مشت بزن!

34:29.646 --> 34:31.729
‫اوه، عالی بود

34:33.771 --> 34:37.229
‫بیا مصاحبه رو اونجا انجام بدیم

34:43.437 --> 34:47.812
‫می‌خوایم در حین جواب دادن ازت
‫عکس بگیریم، پس لطفاً به من نگاه کن

34:48.854 --> 34:49.979
‫اول،

34:50.062 --> 34:53.771
‫به عنوان زن یه قهرمان،
‫بیش‌تر روی چی تمرکز می‌کنی؟

34:54.271 --> 34:56.187
‫رژیم غذاییش

34:56.271 --> 34:59.354
‫حتی یه کتاب برای شمارش
‫کالری‌ها خریدم

34:59.437 --> 35:02.646
‫که اینطور. و فقط یه بچه دارید؟

35:03.312 --> 35:05.937
‫یه بچه‌ی بزرگ توی خونه داریم

35:06.021 --> 35:07.312
‫همیشه من رو مشغول نگه می‌داره

35:08.854 --> 35:10.896
‫اسم پسرتون به معنی
‫«پیروزی»ـه، درسته؟

35:10.979 --> 35:12.146
‫آره. کاتسوتوشی

35:12.229 --> 35:16.104
‫استفاده از کلماتی که حکایت
‫از شکست دارن ممنوعه؟

35:16.187 --> 35:18.771
‫حتی از کلمه‌ی «دومی» هم
‫استفاده نمی‌کنم

35:19.354 --> 35:21.229
‫به جز توی مغازه

35:21.312 --> 35:23.729
‫«آقا، میشه اون دومی رو بهم بدین؟»

35:25.854 --> 35:27.354
‫خب،

35:27.437 --> 35:31.062
‫فعالیت‌های «دیگه» چطور؟

35:31.604 --> 35:33.229
‫- دیگه؟
‫- می‌دونی...

35:34.354 --> 35:36.229
‫فعالیت‌های شبانه

35:36.312 --> 35:38.687
‫- بگو اونجا هم من قهرمانم
‫- وای!

35:38.771 --> 35:40.146
‫مطمئن نیستم

35:41.187 --> 35:43.354
‫هنوزم شیش راند طول می‌کشه

35:45.479 --> 35:47.604
‫خیلی ممنون

35:48.729 --> 35:50.229
‫راز زیباییت چیه؟

35:50.312 --> 35:52.062
‫- زیبایی؟
‫- آره!

36:37.729 --> 36:39.062
‫رستوران ماسوکاوا

36:41.771 --> 36:44.437
‫سلام؟ ماسوکاوا هستم

36:49.771 --> 36:51.521
‫عزیزم! با تو کار دارن

36:52.021 --> 36:53.146
‫اوه؟

36:59.771 --> 37:00.604
‫کیه؟

37:07.062 --> 37:08.396
‫بله، سلام؟

37:19.896 --> 37:22.396
‫ظروف لاکی رو چیکار کنیم؟

37:22.896 --> 37:26.229
‫هِیاندو ازمون می‌خواد
‫زودتر سفارش بدیم

37:28.562 --> 37:33.729
‫برخلاف گذشته، پرسنل آشپزخونه
‫باهاشون بد رفتار می‌کنن

37:35.229 --> 37:36.437
‫چه دردسری

37:37.354 --> 37:39.104
‫قیمت‌ها نجومی‌ان

37:43.271 --> 37:44.104
‫اون چیه؟

37:44.771 --> 37:47.021
‫به سکه نیاز داری، نه؟

37:50.062 --> 37:51.562
‫حتماً سنم بالا رفته

37:52.562 --> 37:56.396
‫اگه سکه توی جیبم باشه،
‫شونه‌هام سفت میشن

38:35.312 --> 38:37.854
‫اما قول دادی

38:38.437 --> 38:40.771
‫کاره دیگه. چاره‌ای نیست

38:42.437 --> 38:43.271
‫خوش اومدی

38:44.021 --> 38:46.062
‫به اون چای نده، خانم آکاگی

38:46.562 --> 38:48.354
‫اعضای خانواده فقط
‫آب می‌تونن بخورن

38:48.854 --> 38:50.187
‫توی خونه هم همین‌شکلیه؟

38:50.271 --> 38:53.271
‫باید یه‌کم بیش‌تر بهش
‫توجه کنم تا بتونم جواب بدم

38:54.271 --> 38:56.937
‫وقتی اینطوری نگاهم می‌کنی
‫چطور می‌تونم کار بکنم؟

38:59.354 --> 39:01.854
‫بگیر. برو با دوست‌ها کیک بخور

39:02.354 --> 39:04.271
‫همه‌شون رفتن خونه

39:04.354 --> 39:07.271
‫یه جلسه‌ی فوریه!
‫بار بعدی می‌ریم

39:07.771 --> 39:09.937
‫منم می‌خواستم اون فیلم رو ببینم

39:10.521 --> 39:12.437
‫- ها؟ واقعاً؟
‫- آره

39:13.062 --> 39:14.437
‫مطمئنی؟

39:14.521 --> 39:16.354
‫حتی منم بعضی‌وقت‌ها بیکارم

39:16.937 --> 39:18.729
‫دوست داری باهاش بری؟

39:19.396 --> 39:20.396
‫آره

39:22.104 --> 39:26.312
‫اوه، همسرم از حمایت شما
‫خیلی سپاسگزاره

39:26.396 --> 39:27.854
‫من سپاسگزارم

39:27.937 --> 39:29.354
‫چه کاری می‌تونم براتون بکنم؟

39:29.437 --> 39:33.104
‫من عصر رو با یوکو می‌گذرونم،
‫به جای آقای ساتومی

39:33.187 --> 39:34.854
‫مطمئنید مشکلی نیست؟

39:35.854 --> 39:37.979
‫نه، امشب بیکارم

39:38.562 --> 39:39.771
‫که اینطور؟

39:40.271 --> 39:43.187
‫اون بچه‌ست، پس رامن
‫یا استیک همبرگر خوبه

39:43.271 --> 39:45.812
‫سعی می‌کنم زود بیارمش خونه

39:45.896 --> 39:47.896
‫بابت مزاحمت معذرت می‌خوام

39:48.562 --> 39:49.687
‫خیلی‌خب

39:50.187 --> 39:51.312
‫خداحا...

39:54.521 --> 39:56.604
‫اگه یه یوفو تو رو
‫مثل اون پسره بدزده چی؟

39:56.687 --> 39:58.146
‫- ببخشید
‫- پسره نازی بود، نه؟

39:59.271 --> 40:01.021
‫پیش غذای امروز

40:01.104 --> 40:03.187
‫به مهارت خاصی نیاز نداری

40:04.396 --> 40:07.021
‫مهارت توی تایپ یا تندنویسی
‫بهت برتری میده،

40:07.812 --> 40:10.771
‫اما بیش‌تر منشی‌های ژاپنی
‫اینقدر پیشرفت نکردن

40:11.271 --> 40:12.687
‫می‌خوای منشی بشی؟

40:13.187 --> 40:15.187
‫آره، خیلی هیجان‌انگیز به نظر می‌رسه

40:16.229 --> 40:18.021
‫خیلی‌ها درکش نمی‌کنن

40:18.104 --> 40:20.396
‫کلمه‌ی ژاپنی «هیشو» خیلی
‫مشکوک به نظر می‌رسه، نه؟
‫(منشی)

40:21.812 --> 40:24.104
‫اما کمله‌ی انگلیسی «سکرتری»
‫خوب به نظر می‌رسه
‫(منشی)

40:25.229 --> 40:26.937
‫مثل استفاده از کلمه‌ی
‫انگلیسی «توالت»ـه

40:27.021 --> 40:31.354
‫توالت به ژاپنی میشه «بنجو»
‫و خوب به نظر نمی‌رسه

40:31.437 --> 40:34.354
‫بهترین بحث برای موقع شامه، نه؟

40:39.604 --> 40:41.729
‫یکی گل گرفته. خیلی خوشگله

40:44.646 --> 40:46.187
‫شاید سالگرد ازدواجشونه

40:50.229 --> 40:52.896
‫خب، بابا و مامان تو چی؟

40:54.354 --> 40:55.604
‫زوج عجیبی هستن

40:56.104 --> 40:57.104
‫چرا؟

40:57.854 --> 41:00.312
‫درمورد کوچیک‌ترین
‫چیزها هم بحث می‌کنن

41:01.729 --> 41:05.146
‫مثلاً اینکه کدوم حشره‌کش
‫بوی بدی نمیده

41:06.146 --> 41:09.104
‫اما درمورد مسائل مهم حرف نمی‌زنن

41:10.354 --> 41:11.562
‫همیشه عقب میندازنش

41:13.062 --> 41:14.437
‫مسائل مهم؟

41:17.729 --> 41:19.354
‫مثل داشتن معشوقه و این چیزها

41:20.271 --> 41:22.062
‫کی خیانت می‌کنه؟ بابات؟

41:23.021 --> 41:24.437
‫پس مامانت؟

41:26.562 --> 41:28.854
‫بابام یه معشوقه داره؟

41:30.229 --> 41:31.896
‫خب، معمولاً مردها خیانت می‌کنن

41:32.396 --> 41:35.812
‫بابابزرگم ۷۰ سالشه
‫و یه معشوقه داره

41:37.729 --> 41:39.312
‫ولی رابطه‌شون رو به هم زدن

41:40.937 --> 41:42.771
‫به نظرم ژاپن داره پیشرفت می‌کنه

41:46.271 --> 41:50.687
‫به زودی شاید کلمه‌ی
‫«هیشو» رو هم قبول کنن

41:52.562 --> 41:55.062
‫مثل کلمه‌ی «بنجو»؟

41:57.646 --> 42:01.146
‫خانم آکاگی این رو برات خریده؟

42:01.229 --> 42:02.729
‫گفت یه هدیه‌ست

42:04.771 --> 42:06.062
‫درمورد چی حرف زدید؟

42:06.562 --> 42:07.854
‫خیلی چیزها

42:08.771 --> 42:10.229
‫خانواده‌مون...

42:10.979 --> 42:13.021
‫درمورد تو هم سوال پرسید

42:14.896 --> 42:16.729
‫خیلی جذاب و دلرباست

42:18.021 --> 42:21.312
‫پاهاش لاغر و لطیف بودن، مثل ابریشم

42:22.062 --> 42:24.812
‫همه‌ی زن‌ها تو جوونی اون‌شکلی‌ان

42:26.896 --> 42:28.146
‫پاهای تو هم اون‌شکلی بودن، مامان؟

42:30.687 --> 42:32.479
‫لطیف مثل ابریشم

42:48.271 --> 42:49.271
‫هی

42:50.354 --> 42:51.187
‫بله؟

42:53.396 --> 42:57.187
‫اگه یه روزی عشقمون
‫کم‌رنگ شد، از هم جدا بشیم

42:59.812 --> 43:00.646
‫چی؟

43:01.312 --> 43:02.812
‫خب، می‌دونی

43:04.271 --> 43:05.979
‫اگه دیگه همدیگه رو دوست نداشتیم،

43:06.062 --> 43:08.812
‫به زور همدیگه رو تحمل نکنیم

43:11.396 --> 43:13.229
‫چی باعث شده به این فکر بیُفتی؟

43:14.812 --> 43:17.854
‫طبق حرف‌های سوناکو،

43:18.937 --> 43:24.146
‫قبل از تولد من، بابام
‫یه رابطه‌ی مخفیانه‌ی دیگه داشته

43:25.521 --> 43:28.562
‫یعنی به جز این یکی؟

43:28.646 --> 43:30.646
‫آره. خیلی وقت پیش

43:32.437 --> 43:37.187
‫با یه زن دیگه می‌خوابیده،
‫و وقتی می‌اومده خونه،

43:39.146 --> 43:40.396
‫با مامانم هم...

43:45.187 --> 43:47.021
‫یه جورایی غم‌انگیز نیست؟

43:47.896 --> 43:51.104
‫به اجبار اون کار رو می‌کردن،
‫فقط چون یه پسر می‌خواستن

43:55.312 --> 43:57.771
‫شاید به اجبار نبوده

43:58.271 --> 43:59.771
‫ها؟ به نظرت نبوده؟

44:00.396 --> 44:01.229
‫آره

44:02.354 --> 44:04.896
‫شرط می‌بندم واقعاً عاشق هم بودن

44:10.646 --> 44:12.271
‫پس نذار بره روی مخت

44:14.271 --> 44:17.271
‫توی خانواده‌ای به دنیا اومدی
‫که تو رو می‌خواستن

44:20.437 --> 44:22.396
‫روی مخم نمیره!

44:23.229 --> 44:24.562
‫کِی چنین حرفی زدم؟

44:25.062 --> 44:28.437
‫نزدی. اما با دیدن
‫قیافه‌ت متوجه میشم

44:30.396 --> 44:33.687
‫من یه بوکسورم.
‫چشم‌های خوبی دارم

44:42.521 --> 44:45.562
‫باید یکی از کیمونوهای
‫مامانم رو می‌آوردم

45:07.312 --> 45:12.479
‫اگه من جای باباتون بودم،
‫دوست نداشتم بیایید

45:13.271 --> 45:16.521
‫نمیشه هر وقت اتفاقی می‌افته
‫هر چهار نفرتون بیایید

45:17.354 --> 45:20.687
‫اگه من و تو باشیم بهتره

45:20.771 --> 45:24.687
‫اگه اون کار رو بکنیم،
‫باید مسئولیت قبول کنیم

45:24.771 --> 45:27.437
‫چه اشکالی داره؟
‫من که مشکلی ندارم

45:30.604 --> 45:32.729
‫اگه یه مستاجر داشته باشه چی؟

45:34.396 --> 45:37.229
‫یکی که عضو این خانواده نیست
‫و حاضره خونه رو تمیز کنه

45:37.729 --> 45:39.146
‫البته باید مرد باشه

45:40.937 --> 45:44.479
‫بابات دوست نداره
‫با کسی حرف بزنه

45:45.146 --> 45:46.771
‫اون هم زیاد حرف نمی‌زنه

45:47.896 --> 45:49.187
‫کسی مد نظرته؟

45:50.562 --> 45:51.729
‫آقای کاتسوماتا

45:53.562 --> 45:55.854
‫تاکیکو باید ازدواج کنه

45:57.812 --> 45:59.146
‫به این میگن آینده‌نگری

46:00.062 --> 46:02.604
‫همه‌ی زن‌ها آینده‌نگری دارن

46:03.187 --> 46:04.896
‫واقعاً؟ چقدر ترسناک

46:10.646 --> 46:12.771
‫خب، منشیت، خانم آکاگی...

46:12.854 --> 46:15.146
‫می‌دونستم اون کیمونو برام آشنا نیست

46:16.271 --> 46:17.271
‫مال مامانت بوده؟

46:20.854 --> 46:22.062
‫بوی کپک میده؟

46:24.312 --> 46:25.187
‫یه‌کمی

46:30.062 --> 46:35.146
‫وقتی داشتیم به کیمونوهاش
‫نگاه می‌کردیم، غافل‌گیر شدیم

46:37.104 --> 46:37.937
‫پول پیدا کردید؟

46:41.104 --> 46:41.937
‫پس چی؟

46:43.979 --> 46:44.812
‫چندتا نقاشی

46:46.229 --> 46:47.104
‫نقاشی؟

46:54.562 --> 46:55.396
‫چه‌جور نقاشی‌هایی؟

46:57.854 --> 46:59.229
‫می‌دونی...

47:00.646 --> 47:01.479
‫خیلی؟

47:02.729 --> 47:05.937
‫حدوداً ۴ یا ۵ تا

47:06.437 --> 47:09.312
‫چه واکنشی نشون دادن؟
‫مخصوصاً واکنش تاکیکو

47:15.521 --> 47:17.187
‫در حالی که بابام
‫با زن‌های دیگه می‌خوابید،

47:18.771 --> 47:22.437
‫مامانم... شب‌ها منتظرش می‌موند

47:23.896 --> 47:28.479
‫فکر می‌کردیم کسیه که می‌تونه
‫اون‌جور مسائلی رو تحمل کنه

47:33.146 --> 47:34.479
‫اما مامان...

47:36.937 --> 47:39.896
‫اون نقاشی‌ها رو توی کمدش نگه می‌داشت

47:41.354 --> 47:45.854
‫به عنوان یه عروس ۱۹ ساله اونا رو آورد
‫و تا زمان مرگش همون‌جا نگهشون داشت

47:48.479 --> 47:52.812
‫اگه توی کمد لباس‌هاش بودن،
‫توی این لباس هم بودن

47:53.521 --> 47:54.396
‫مامان...

48:01.896 --> 48:03.521
‫نقاشی‌ها الان کجان؟

48:10.729 --> 48:12.437
‫گذاشتیمشون همون‌جا

48:39.479 --> 48:40.896
‫بچه‌ها...

48:42.437 --> 48:43.271
‫هنوز بیدارن

50:38.479 --> 50:40.646
‫بله، دارم میام

50:45.437 --> 50:46.354
‫کیه؟

50:47.771 --> 50:48.604
‫منم

50:51.562 --> 50:53.146
‫یهویی دلم خواست بیام ببینمت

50:55.354 --> 50:56.271
‫منم همینطور

51:02.104 --> 51:02.979
‫نمی‌تونم

51:06.562 --> 51:09.062
‫گفتی از اون کلمه استفاده نمی‌کنی

51:11.521 --> 51:12.979
‫واقعاً نمی‌تونم

51:17.104 --> 51:20.354
‫الان... ماسک گذاشتم روی صورتم

51:21.937 --> 51:22.937
‫نشونم بده

52:08.229 --> 52:09.062
‫یه روز دیگه

52:17.271 --> 52:18.146
‫یه روز دیگه

52:20.729 --> 52:21.646
‫شب بخیر

52:24.979 --> 52:25.812
‫شب بخیر

53:56.714 --> 54:01.714
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

54:01.715 --> 54:06.715
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

54:06.716 --> 54:26.716
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
