WEBVTT

00:00.022 --> 00:06.186
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.187 --> 00:10.937
‫اوه، حسادت!

00:12.604 --> 00:18.937
‫ای خشم فوران‌کننده!

00:21.604 --> 00:22.937
‫بابا، نکن!

00:23.021 --> 00:24.187
‫تمومش کن!

00:24.271 --> 00:25.854
‫دلیلی برای مُردن وجود نداره!

00:25.937 --> 00:27.812
‫نباید این کار رو بکنی!

00:27.896 --> 00:28.896
‫مامان!

00:28.979 --> 00:30.604
‫چرا جلوش رو نمی‌گیری!؟

00:30.687 --> 00:32.979
‫- بذارید بیایم داخل!
‫- بذارید بیایم داخل!

00:33.062 --> 00:34.937
‫- مامان!
‫- مامان!

00:35.896 --> 00:37.604
‫- نه!
‫- بابا!

00:37.687 --> 00:40.562
‫- وای، بابا!
‫- چرا!؟

00:45.229 --> 00:47.937
‫- بابا!
‫- بابا!

00:51.896 --> 00:54.396
‫یه گرم‌کن شکمی
‫روی لباس خوابت بود؟

00:55.729 --> 00:58.479
‫وقتی بچه بودیم، همه باید
‫اونطور لباس می‌پوشیدیم

00:58.562 --> 01:01.896
‫مامان و بابا نمی‌خواستن
‫وقتی خوابیم سردمون بشه

01:01.979 --> 01:03.312
‫پس تو هم اونطور لباس می‌پوشیدی؟

01:03.396 --> 01:04.479
‫همه‌مون!

01:04.562 --> 01:08.187
‫خیلی دوست دارم ببینم شما چهارتا
‫با اون لباس‌ها جیغ می‌زنید

01:09.021 --> 01:11.104
‫موضوع خنده‌داری نبود

01:12.062 --> 01:17.271
‫ولی خب خیلی بی‌رحمانه‌ست.
‫هیچکدوم‌تون نرفتید جلوش رو بگیرید؟

01:17.354 --> 01:20.146
‫خب، اون محدوده رو با طناب بسته بودن

01:20.229 --> 01:21.229
‫نمی‌تونستیم جلو بریم

01:21.312 --> 01:24.687
‫که اینطور. فهمیدم

01:25.646 --> 01:30.021
‫حتی اگه پدر و مادر خودت هم باشن،
‫بازم نباید توی کار زن و شوهر دخالت کنی

01:30.521 --> 01:32.562
‫یه بخشی از وجودت
‫چنین احساسی داره

01:39.396 --> 01:42.479
‫پسرش نیست،
‫اما صداش می‌زنه بابایی،

01:42.979 --> 01:46.437
‫و بیش‌تر از هفت ساله که
‫با اون زن رابطه داره، درسته؟

01:47.562 --> 01:50.771
‫اون همه مدت داشته
‫مامان رو فریب می‌داده

01:51.354 --> 01:54.187
‫یه‌کم بی‌رحمانه‌ست که
‫از کلمه‌ی «فریب» استفاده کنی

01:54.812 --> 01:56.729
‫اما حقیقت رو مخفی کرده، مگه نه؟

01:57.229 --> 01:58.604
‫پس فریبش داده

01:59.104 --> 02:00.854
‫نباید احساس پشیمونی بکنه؟

02:01.354 --> 02:04.854
‫شاید اون رو فریب داده
‫چون احساس پشیمونی می‌کرده

02:05.437 --> 02:08.104
‫اگه دوست داره بمیره،
‫دو گزینه‌ی دیگه وجود داره

02:08.187 --> 02:12.104
‫می‌تونه رابطه‌اش رو باهاش تموم کنه،
‫یا حداقل معذرت‌خواهی بکنه، نه؟

02:12.937 --> 02:16.812
‫بچگونه‌ست که فکر کنی مرگ
‫باعث حل شدن مشکلات میشه

02:17.312 --> 02:20.979
‫خوابِ تو بوده، نه اون.
‫نمی‌تونی به‌خاطر خوابت از اون انتقاد کنی

02:22.146 --> 02:23.729
‫می‌دونم، اما...

02:24.229 --> 02:25.896
‫عاشق حرکت مامانتم

02:26.479 --> 02:28.979
‫فقط نشسته بود، می‌خورد و می‌دوخت؟

02:30.396 --> 02:33.312
‫اون حرکت ته بیخیالیه،
‫حتی برای مامان

02:33.812 --> 02:38.854
‫خب، بهتره آرامش خودت رو حفظ کنی
‫تا اینکه نگران همه چیز باشی

02:39.854 --> 02:41.521
‫برای مردها، اون...

02:41.604 --> 02:43.104
‫راحت‌ترین گزینه‌ست، نه؟

02:43.187 --> 02:44.896
‫موضوع فقط راحت بودن نیست

02:45.854 --> 02:47.687
‫عاقلانه‌ترین راهه

02:49.562 --> 02:52.437
‫فقط مردها از اون منطق سود می‌برن

02:56.937 --> 03:00.437
‫تو اون خواب رو دیدی.
‫سر من خالیش نکن

03:01.854 --> 03:03.646
‫- اوه!
‫- چیه؟

03:03.729 --> 03:04.646
‫روزنامه

03:08.029 --> 03:13.029
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

04:03.562 --> 04:08.939
‫[ فوریه‌ی ۱۹۷۹ ]

04:05.566 --> 04:07.979
‫بهت گفتم باید
‫ساعت ۶ صبح بیدار بشم

04:08.062 --> 04:10.312
‫- سه بار بیدارت کردم!
‫- دروغ‌گو!

04:10.396 --> 04:12.812
‫دروغ نمیگم!
‫از این به بعد ساعتت رو کوک کن!

04:12.896 --> 04:14.812
‫باورم نمیشه

04:14.896 --> 04:17.604
‫- همیشه من رو مقصر می‌دونه
‫- به موقع آماده نمیشم

04:18.521 --> 04:21.479
‫- هی! بمون تا نوبتت بشه!
‫- خیلی توی دستشویی می‌مونی!

04:22.437 --> 04:23.937
‫- بعدش نوبت منه
‫- آره، باشه

04:24.021 --> 04:25.896
‫چرا موهای من موج دارن همیشه؟

04:25.979 --> 04:28.354
‫- من بیدارش کردم، درسته؟
‫- ها؟ اوه، آره

04:29.854 --> 04:31.687
‫- سریع آماده شو!
‫- باشه

04:41.979 --> 04:43.562
‫- تلفن زنگ می‌خوره!
‫- مامان

04:44.479 --> 04:46.187
‫- مامان، تلفن زنگ می‌خوره!
‫- مامان!

04:46.729 --> 04:50.604
‫- تلفن زنگ می‌خوره!
‫- من رو صدا نزنید. جوابش رو بدید!

04:50.687 --> 04:52.187
‫صبح‌ها خیلی کار دارم

04:52.271 --> 04:53.937
‫- منم کار دارم
‫- منم دهنم پره

04:54.021 --> 04:55.937
‫دیشب گفتم مشق‌هات رو بنویس

04:56.021 --> 04:57.979
‫کی اینقدر دهنش رو پر می‌کنه؟

04:58.771 --> 05:00.062
‫منزل ساتومی

05:00.562 --> 05:01.396
‫ساکیکو!

05:01.479 --> 05:04.562
‫ماکیکو، چطور تونستی؟

05:04.646 --> 05:05.687
‫منظورت چیه؟

05:06.187 --> 05:09.812
‫می‌دونم همیشه توی سایه بودم

05:09.896 --> 05:12.687
‫اما... خوش اومدین

05:12.771 --> 05:16.271
‫هر فکری هم راجع به من می‌کنی،
‫در هر صورت ما خواهریم

05:17.187 --> 05:18.187
‫ساکیکو؟

05:18.854 --> 05:20.479
‫ما چهارتا خواهریم

05:21.104 --> 05:23.312
‫پس چرا نوشتی سه تا؟

05:23.396 --> 05:25.521
‫چرا من رو حساب نمی‌کنید؟

05:25.604 --> 05:27.229
‫چی میگی برای خودت؟

05:27.729 --> 05:30.812
‫خودت رو به خریت نزن.
‫حتی من هم روزنامه می‌خونم

05:30.896 --> 05:33.646
‫روزنامه؟ مگه چی
‫توش نوشته شده؟

05:33.729 --> 05:36.521
‫جوری رفتار نکن انگار نمی‌دونی!

05:37.312 --> 05:39.937
‫«پدرم یه معشوقه داره»

05:40.562 --> 05:41.854
‫پدرم یه معـ...

05:43.187 --> 05:44.021
‫ساکیکو!

05:45.479 --> 05:46.687
‫قضیه چیه؟

05:49.521 --> 05:51.562
‫پس کار ماکیکو نبوده؟

05:52.062 --> 05:54.396
‫سر صبحی این همه سروصدا چیه؟

05:54.479 --> 05:57.187
‫دنبال مقاله‌ای درمورد مبارزه‌ی امروز تو بودم

05:57.687 --> 06:00.187
‫اما نامه‌ی احمقانه‌ی خواهرم
‫به سردبیر رو پیدا کردم

06:00.271 --> 06:01.104
‫نامه؟

06:02.979 --> 06:04.396
‫شاید مال اون نبوده

06:05.146 --> 06:07.021
‫اوه، اما اسم تو رو پیدا کردم

06:07.771 --> 06:10.146
‫می‌بینی؟ هیده‌میتسو جینای!

06:11.146 --> 06:12.937
‫تمرکزم رو به هم نزن

06:13.021 --> 06:14.562
‫هی!

06:15.062 --> 06:18.687
‫اگه به‌خاطر چنین چیزی
‫تمرکزت رو از دست بدی، تقصیر خودته

06:19.854 --> 06:21.521
‫هی!

06:21.604 --> 06:22.896
‫یه دقیقه‌ی دیگه میام

06:22.979 --> 06:24.646
‫روزنامه رو می‌خوام!

06:27.062 --> 06:27.937
‫ممنون

06:32.521 --> 06:33.354
‫ها؟

06:36.062 --> 06:37.854
‫بابا مشکلی داره؟

06:37.937 --> 06:39.521
‫بابا نه، بابابزرگ...

06:41.271 --> 06:44.562
‫چیکار می‌کنی؟
‫برو ببینم. یالا. بجنب!

06:44.646 --> 06:46.937
‫زود آماده شو. برو!

06:50.021 --> 06:52.687
‫[ دستشویی پر است ]

06:56.896 --> 06:57.729
‫ها؟

07:04.187 --> 07:09.854
‫«خواهرها مثل نخودهایی هستند
‫که در یک محفظه رشد می‌کنند

07:11.521 --> 07:14.521
‫وقتی رشد می‌کنند
‫و از پوسته بیرون می‌آیند،

07:14.604 --> 07:17.646
‫سبک زندگی‌شان و
‫دیدگاه‌هایشان از هم فاصله می‌گیرد

07:19.229 --> 07:24.354
‫من سه خواهر دارم،
‫اما به ندرت دور هم جمع می‌شویم

07:26.396 --> 07:29.312
‫و اخیراً متوجه شده‌ایم

07:29.396 --> 07:33.562
‫که پدر سال‌خورده‌مان
‫مخفیانه با زن دیگری رابطه دارد»

07:33.646 --> 07:35.354
‫- من رفتم
‫- روز خوبی داشته باشی

07:35.437 --> 07:36.396
‫[ نامه‌های مخاطبین ]

07:36.479 --> 07:38.396
‫«مادر سالخورده‌ام خبر ندارد

07:38.479 --> 07:42.021
‫و بی‌سروصدا از سال طلایی خود
‫در کنار شوهرش لذت می‌برد

07:43.062 --> 07:45.521
‫- ما خوهرها...»
‫- منم رفتم!

07:45.604 --> 07:46.687
‫روز خوبی داشته باشی

07:46.771 --> 07:48.646
‫«...حالا در کنار هم غصه می‌خوریم

07:49.604 --> 07:52.854
‫شوهر من نیز در سن
‫بحرانی میانسالی قرار دارد

07:53.771 --> 07:59.437
‫آیا گذراندن زندگی بدون ایجاد هیاهو
‫واقعاً راهی است که زنان خوشحال می‌مانند؟

07:59.937 --> 08:03.187
‫این روزها، مدام از خودم
‫این سوال را می‌پرسم»

08:04.771 --> 08:07.021
‫همه فکر می‌کنن تو نوشتیش

08:08.771 --> 08:10.187
‫تو هم همین فکر رو می‌کنی؟

08:10.687 --> 08:12.896
‫وقتی خوندمش، چشم‌هام گرد شدن

08:16.021 --> 08:19.771
‫من هیچوقت برای هیچ سردبیری
‫نامه ننوشتم. اونطور آدمی نیستم

08:20.271 --> 08:25.521
‫دیگه کی می‌تونه بنویسه که شوهرش
‫توی سن بحرانی میانسالی قرار داره؟

08:25.604 --> 08:27.396
‫خواهرهات همه مجردن

08:27.896 --> 08:29.396
‫بیخیال بابا

08:29.479 --> 08:31.687
‫حتی اگه اینطور فکر می‌کردم،
‫هیچوقت نمی‌نوشتمش

08:32.229 --> 08:34.812
‫«امضا شده توسط
‫یک خانه‌دار ۴۰ ساله‌ی ناشناس»

08:35.979 --> 08:37.854
‫واقعاً کار تو نبوده؟

08:41.771 --> 08:43.271
‫- فهمیدم!
‫- ها؟

08:45.312 --> 08:46.312
‫بعداً می‌بینمت

08:55.812 --> 08:57.562
‫اوه، بگیر. به عنوان سوغاتی

08:58.062 --> 08:59.062
‫ممنون

09:17.479 --> 09:18.854
‫از سفر برگشتی؟

09:18.937 --> 09:21.687
‫ها؟ آره، خونه‌ی والدینم بودم

09:21.771 --> 09:25.437
‫- مگه خونه‌شون توی ایکگامی...
‫- هوا سرد شده، نه؟

09:26.604 --> 09:28.896
‫شاید سردترین روز سال باشه

09:37.271 --> 09:38.396
‫سلام؟

09:39.271 --> 09:41.896
‫اوه، ماکیکو

09:41.979 --> 09:44.229
‫می‌بینم که صبح بیرون رفتی

09:44.312 --> 09:46.437
‫بیرون نرفتم

09:47.062 --> 09:48.854
‫چرا سر صبح زنگ زدی؟

09:48.937 --> 09:50.187
‫آبجی

09:51.062 --> 09:54.646
‫تو همیشه توی مقاله نوشتن حرفه‌ای بودی،
‫ولی این‌بار فوق‌العاده بودی

09:54.729 --> 09:56.521
‫حتی تاکائو هم تحت تاثیر قرار گرفت

09:57.104 --> 09:58.896
‫گفت می‌تونی نویسنده بشی

09:59.604 --> 10:01.562
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟

10:01.646 --> 10:03.729
‫روزنامه‌ی امروز رو نخوندی؟

10:04.354 --> 10:05.187
‫ها؟

10:05.687 --> 10:08.312
‫معلومه که خوندم!

10:09.146 --> 10:13.646
‫در آینده، قبل از این کارها
‫باید با ما مشورت کنی

10:14.604 --> 10:17.604
‫من به جز تو به کسی نگفتم

10:18.104 --> 10:20.937
‫که به تاکائو مشکوکم

10:22.854 --> 10:24.646
‫من ننوشتمش

10:26.229 --> 10:28.687
‫ولی مهم‌تر اینه که مشکلی نداره؟

10:29.187 --> 10:31.062
‫همین روزنامه رو هم
‫به ایکاگمی میدن

10:32.521 --> 10:33.354
‫وای، نه

10:36.937 --> 10:39.562
‫اوه، داری همه‌جا رو کثیف می‌کنی

10:43.562 --> 10:44.562
‫اون خوبه

10:52.021 --> 10:52.937
‫بگیر

10:53.021 --> 10:54.229
‫اوه، درسته

10:54.312 --> 10:55.187
‫وای...

10:55.979 --> 10:56.854
‫بگیر

11:01.312 --> 11:05.896
‫ناخن‌های مردها سفتن.
‫وقتی پا می‌ذاری روشون، پات درد می‌گیره

11:08.312 --> 11:10.521
‫ناخن که دیگه مردونه و زنونه نداره

11:11.437 --> 11:13.187
‫معلومه که داره

11:13.812 --> 11:14.687
‫ها؟

11:14.771 --> 11:15.854
‫[ نامه‌های مخاطبین ]

11:15.937 --> 11:18.437
‫واقعاً هیچی نمی‌دونی

11:18.521 --> 11:20.187
‫باشه. باشه.
‫آخ، درد داره

11:20.271 --> 11:22.187
‫[ ایجاد هیاهو ]

12:01.479 --> 12:03.062
‫اوه. سلام

12:08.812 --> 12:11.646
‫ممنون بابت این همه سال خدمت

12:12.146 --> 12:15.146
‫نه، ممنون از شما.
‫خودم لذت بردم

12:16.229 --> 12:19.604
‫گل‌آرایی‌های شما خیلی محبوبن

12:20.271 --> 12:22.187
‫متاسفم که اینطور شد

12:23.271 --> 12:27.812
‫توی کار ما، فوریه همیشه ماه سختیه

12:28.771 --> 12:30.812
‫رستوران‌ها نمی‌تونن هزینه‌ی
‫مواد اولیه رو کاهش بدن

12:32.146 --> 12:35.937
‫بالاخره گل‌ها رو هم نمیشه خورد

12:36.896 --> 12:39.062
‫این موقعیت تأسف‌باریه

12:39.687 --> 12:42.521
‫حقیقتش، خیلی شرمنده‌ام

12:46.521 --> 12:48.021
‫به هر حال،

12:48.979 --> 12:49.979
‫بفرمایید

12:52.021 --> 12:55.687
‫وای، واقعاً نیازی نبود.
‫من سزاوار این همه مهربونی نیستم

12:55.771 --> 13:00.396
‫هوم؟ فقط حقوق همین ماهه

13:01.354 --> 13:02.687
‫اوه...

13:04.771 --> 13:05.854
‫ممنون

13:07.729 --> 13:11.646
‫در این صورت، می‌تونم گلدونی
‫که بهتون قرض دادم رو ببرم؟

13:12.396 --> 13:15.771
‫فکر می‌کنم توی آشپزخونه‌ست

13:16.354 --> 13:18.771
‫شرمنده که اینقدر نگهش داشتم

13:19.354 --> 13:24.354
‫دنبال یه هدیه‌ی خداحافظی می‌گشتم،
‫اما پول زیادی نداشتیم

13:28.021 --> 13:30.104
‫ماهی خشک دوست دارید؟

13:31.146 --> 13:33.187
‫عاشقشونم!

13:33.271 --> 13:34.437
‫اوه، خوبه

13:35.562 --> 13:39.771
‫به عنوان سوغاتی برام آوردش،
‫برای گلف به ایزو رفته بود

13:41.187 --> 13:42.312
‫که اینطور

13:42.396 --> 13:44.771
‫مشکلی نیست ببرمش، جناب؟

13:47.604 --> 13:48.729
‫لطفاً ببریدش

13:51.729 --> 13:52.687
‫وای!

14:15.062 --> 14:17.062
‫نمی‌خوام بهونه‌هات رو بشنوم

14:18.354 --> 14:21.437
‫اگه می‌خواستی اخراجم کنی،
‫راه‌های دیگه‌ای هم وجود داشت

14:21.521 --> 14:22.521
‫سوناکو؟

14:25.062 --> 14:26.729
‫پس ماکیکو بهت گفته

14:26.812 --> 14:27.646
‫چی؟

14:29.521 --> 14:33.437
‫بچه نیستم. نیاز نبود این همه راه بیایی
‫و برام سخنرانی کنی!

14:33.521 --> 14:37.104
‫چی داری میگی؟
‫خودت گفتی اینجا غذاش خوبه

14:37.187 --> 14:38.021
‫چی؟

14:39.687 --> 14:40.729
‫اوه، استاد!

14:41.437 --> 14:43.479
‫ممنون که برامون مشتری میارید

14:43.979 --> 14:45.104
‫آم...

14:46.104 --> 14:47.021
‫وای!

14:47.979 --> 14:51.812
‫شوهر خواهرتون بهتون نگفته بود
‫که اینجا میز رزرو کرده؟

14:54.729 --> 14:57.229
‫خواهر زنتون خیلی به ما لطف کرده

14:57.937 --> 14:59.146
‫میزتون آماده‌ست

15:16.646 --> 15:19.062
‫کلاً اینطور آدمی هستی، سوناکو!

15:19.562 --> 15:21.812
‫قضیه رو فراموش کن، باشه؟

15:21.896 --> 15:24.271
‫من به این معروفم
‫که حافظه‌ی ضعیفی دارم

15:26.104 --> 15:27.646
‫یه جلسه‌ی کاریه؟

15:27.729 --> 15:29.896
‫نه، خصوصیه

15:30.396 --> 15:33.812
‫- اوه، در این صورت، من...
‫- نه، بمون!

15:33.896 --> 15:35.479
‫- تو هم بمون
‫- چی؟

15:35.562 --> 15:37.187
‫می‌شناسیشون

15:37.812 --> 15:39.104
‫کی‌ها رو؟

15:40.229 --> 15:41.562
‫بابام و اون زنه رو؟

15:42.354 --> 15:45.687
‫دوست دارم کسی باشم
‫که اون کار رو می‌کنم،

15:45.771 --> 15:47.021
‫اما امروز نه

15:48.062 --> 15:50.479
‫درمورد تاکیکو و اون کاراگاهه

15:50.562 --> 15:53.104
‫همون که استخدام کرد
‫تا درمورد بابا تحقیق کنه؟

15:53.187 --> 15:56.937
‫اسمش کاتسوماتاست،
‫و وقتی حرف تاکیکو میشه، اون...

15:58.437 --> 15:59.937
‫واقعاً؟

16:00.021 --> 16:02.354
‫مردهایی هستن که از اون‌جور
‫دخترهایی خوششون میاد؟

16:02.437 --> 16:05.021
‫با دقت که نگاه می‌کنی،
‫صورت قشنگی داره

16:05.521 --> 16:06.771
‫ببخشید

16:08.104 --> 16:09.687
‫مهمون‌تون رسیده

16:09.771 --> 16:13.187
‫- اوه! بشین اونجا
‫- خوش اومدی، مشتری عزیز

16:13.854 --> 16:17.021
‫اوه! که اینطور!

16:17.104 --> 16:19.521
‫اینجا گل‌آرایی می‌کردی

16:19.604 --> 16:21.396
‫از غذا لذت ببر

16:23.312 --> 16:26.104
‫علاوه بر وسایل، چقدر بهت پول میدن؟

16:26.187 --> 16:29.646
‫توی چنین مناسبت‌های مبارکی
‫نباید اینطور سوال‌هایی بپرسی

16:29.729 --> 16:31.187
‫- ها؟
‫- سوناکو!

16:32.646 --> 16:34.812
‫- صبر کنید ببینم
‫- مهمون‌تون اومده

16:38.187 --> 16:40.021
‫بیا داخل! باید اونجا بشینی

16:40.646 --> 16:43.187
‫- شرمنده که وقتت رو گرفتم
‫- مشکلی نیست

16:43.854 --> 16:44.687
‫بشین

16:44.771 --> 16:48.604
‫اوه، اون رو بده به من

16:49.104 --> 16:50.521
‫- بده
‫- ممنون

16:51.896 --> 16:53.979
‫خب، چی می‌تونم بگم؟

16:54.062 --> 16:56.146
‫انگار خیلی بهت مدیونیم

16:57.854 --> 16:59.562
‫خواهر بزرگ‌تر تاکیکوئه

16:59.646 --> 17:01.604
‫آره، اسمم سوناکوئه

17:02.396 --> 17:04.479
‫- سوناکو؟
‫- «سونا» مثل «یوکوزونا»
‫(کشتی‌گیر حرفه‌ای آمریکایی)

17:04.562 --> 17:08.437
‫یه زن حداقل باید بگه
‫«سونا» از «سوناهیکی» گرفته شده
‫(طناب‌کشی)

17:09.646 --> 17:11.312
‫و تو...

17:11.937 --> 17:13.562
‫«ماتا»یی توی اسمت بود؟

17:14.062 --> 17:14.896
‫کاتسوماتا

17:15.979 --> 17:16.854
‫کدوم «کاتسو»؟

17:17.646 --> 17:18.979
‫از «کاتسیتوسی»
‫(پیروزی)

17:19.646 --> 17:22.146
‫- و «ماتا» چی؟
‫- از همون «ماتا» که معنیش میشه «دوباره»

17:22.854 --> 17:23.812
‫که اینطور

17:24.812 --> 17:26.604
‫چندتا خواهر و برادر داری؟

17:27.187 --> 17:30.146
‫آم... خواهر و برادر

17:30.229 --> 17:32.229
‫به تو ربطی نداره

17:32.312 --> 17:33.437
‫چرا؟

17:34.562 --> 17:37.104
‫تاکائو، مگه نگفتی

17:37.604 --> 17:41.312
‫که می‌خواستی درمورد
‫ماجرای بابا حرف بزنی؟

17:41.396 --> 17:42.437
‫درسته

17:42.521 --> 17:45.104
‫پس بیایید درمورد اون حرف بزنیم

17:45.187 --> 17:49.104
‫بیخیال. اینجا که کتاب‌خونه نیست.
‫نیاز نیست طبق اصول پیش بریم

17:49.187 --> 17:51.729
‫درسته؟ بیایید موقع صحبت کردن
‫کمی شراب هم بخوریم

17:51.812 --> 17:53.437
‫من از اون‌جور چیزها خوشم نمیاد!

17:53.521 --> 17:56.479
‫تاکیکو، اگه اینقدر عصبی باشی...

17:56.562 --> 17:57.979
‫مثل غذاهای پس‌مونده میشم

17:58.062 --> 18:00.354
‫بس کنید. بحث نکنید

18:01.437 --> 18:03.229
‫این کارتون...

18:03.312 --> 18:04.771
‫ببخشید

18:04.854 --> 18:06.312
‫من و آقای کاتسوماتا

18:06.896 --> 18:08.354
‫یه رابطه‌ی مالی...

18:11.687 --> 18:13.437
‫خب، «مالی» نه

18:14.396 --> 18:16.187
‫یه رابطه‌ی کاری داریم

18:17.021 --> 18:19.437
‫نباید اشتباه فکر بکنن، درسته؟

18:21.062 --> 18:21.979
‫آره

18:22.729 --> 18:24.646
‫جواب خیلی ضعیفی بود

18:25.229 --> 18:27.437
‫همیشه اینطوری حرف می‌زنه

18:28.437 --> 18:29.604
‫آقای کاتسوماتا،

18:29.687 --> 18:32.937
‫بهشون بگو که اگه
‫فکر اشتباهی بکنن، ناراحت میشی

18:33.521 --> 18:34.396
‫آره

18:34.479 --> 18:37.271
‫البته، اگه ناراحت نمیشی هم
‫می‌تونی بهمون بگی

18:39.729 --> 18:42.146
‫باعث... ناراحتیم میشه

18:43.312 --> 18:44.521
‫- ها؟
‫- واقعاً؟

18:46.271 --> 18:48.021
‫من به یکی علاقه دارم

18:52.021 --> 18:52.937
‫یه آدم دیگه؟

18:53.437 --> 18:54.271
‫آره

18:56.729 --> 18:59.354
‫چه... جور آدمی؟

19:03.187 --> 19:05.229
‫یه جور آدم

19:05.896 --> 19:08.187
‫یه جور؟ خب...

19:08.271 --> 19:10.854
‫یه جور آدم، ها؟

19:15.562 --> 19:18.146
‫پس، آم... جلسه...

19:18.229 --> 19:21.146
‫باید به کارهام برسم.
‫بهتره برم

19:22.021 --> 19:24.521
‫تاکی... تاکیکو!

19:31.479 --> 19:32.437
‫اوه، درسته

19:33.854 --> 19:34.896
‫لطفاً ببخشید

19:34.979 --> 19:37.646
‫اوه، باید این رو ببری

19:39.354 --> 19:41.562
‫- خیلی شرمنده
‫- نه، مشکلی نیست

19:42.146 --> 19:43.937
‫- مطمئنی؟
‫- همه چی خوبه؟

19:55.312 --> 19:56.146
‫تاکیکو!

19:58.646 --> 19:59.937
‫آم... صبر کن

20:00.937 --> 20:02.604
‫برگرد!

20:19.729 --> 20:20.604
‫تاکیکو!

20:30.354 --> 20:32.771
‫حرفی که الان زدم، دروغ بود

20:33.646 --> 20:36.312
‫اوه... می‌شنوی؟

20:37.437 --> 20:38.312
‫آم...

20:46.271 --> 20:50.271
‫[ علاقه ]

20:57.104 --> 21:01.687
‫[ یعنی ]

21:12.937 --> 21:19.937
‫[ عشق ]

21:46.229 --> 21:49.271
‫[ احمق ]

22:11.312 --> 22:16.521
‫[ به هدفت برس!
‫قهرمان ملی شو! ]

22:23.396 --> 22:25.229
‫چیزی نمیشه

22:28.562 --> 22:31.604
‫خودم همراهتم.
‫نیاز نیست نگران چیزی باشی

22:35.271 --> 22:37.271
‫کی گفته نگرانم؟

22:38.104 --> 22:40.437
‫توی همون راند اول حالش رو می‌گیرم

22:41.812 --> 22:44.562
‫من و مامان با هم تشویقت می‌کنیم

22:45.062 --> 22:46.396
‫مامانت میاد؟

22:46.479 --> 22:48.604
‫از بوکس بدش نمیاد

22:51.187 --> 22:52.229
‫که اینطور

22:53.271 --> 22:56.312
‫از تو هم بدش نمیاد

23:07.146 --> 23:08.979
‫اگه مدام اینطوری کنی،

23:09.562 --> 23:11.187
‫حتماً می‌بازی

23:11.271 --> 23:13.146
‫فقط می‌خوام همینطوری بمونم

23:33.187 --> 23:39.437
‫[ مینامی سنزوکو ]

24:08.521 --> 24:13.646
‫یوکو میگه رژیم داره،
‫و صبحونه نمی‌خوره

24:13.729 --> 24:17.854
‫- وای، نه
‫- ولی بعد مدتی میاد میگه گرسنه‌شه

24:21.812 --> 24:22.854
‫یه لیوان دیگه

24:23.396 --> 24:24.354
‫اوه؟

24:25.146 --> 24:27.271
‫از کِی تا حالا اینقدر
‫چای دوست داری؟

24:28.187 --> 24:30.687
‫وقتی کَس دیگه‌ای درستش می‌کنه
‫خیلی خوش‌مزه‌ست

24:33.437 --> 24:35.646
‫وقت داری بمونی اینجا
‫و استراحت کنی؟

24:36.979 --> 24:38.937
‫تاکائو امشب یه جلسه داره،

24:39.437 --> 24:42.771
‫و برای هیرو و یوکو
‫قبل از اومدن غذا آماده کردم

24:47.687 --> 24:48.521
‫چی بود؟

24:49.021 --> 24:50.104
‫روزنامه‌ی عصر

24:50.812 --> 24:51.937
‫دیروقته

24:52.604 --> 24:54.687
‫قبلاً زودتر میومد

24:55.271 --> 24:57.104
‫شاید کسی که میارشون عوض شده

24:59.729 --> 25:01.729
‫برم سوشی بخرم؟

25:02.771 --> 25:04.771
‫هر چیزی که خودتون دارید، می‌خورم

25:05.646 --> 25:07.104
‫بابا دیر میاد خونه؟

25:09.229 --> 25:10.937
‫زود برمی‌گرده

25:11.771 --> 25:13.396
‫امروز سر کاره، درسته؟

25:17.229 --> 25:19.229
‫همیشه اینقدر زود برمی‌گرده؟

25:20.146 --> 25:22.771
‫خب، دوست نداره بیرون غذا بخوره

25:26.354 --> 25:30.396
‫روزنامه رو بذارم کجا؟
‫کنار روزنامه‌ی صبح بذارمش؟

25:30.979 --> 25:32.687
‫- روزنامه‌ی صبح؟
‫- آره

25:32.771 --> 25:36.396
‫اوه، درسته. بابات صبح داشت
‫روش ناخن‌هاش رو می‌گرفت

25:37.312 --> 25:40.187
‫ازش به عنوان
‫زیرپایی استفاده کردید؟

25:41.396 --> 25:45.562
‫روزنامه‌ها رو برای
‫خوندن گذاشتن، می‌دونی

25:46.437 --> 25:48.354
‫خب، باید از فونت
‫بزرگ‌تری استفاده کنن

25:48.854 --> 25:52.896
‫کاش یه روزنامه برای
‫افراد مسن درست کنن

25:57.729 --> 25:58.687
‫کجا میری؟

25:58.771 --> 26:01.604
‫ها؟ میرم مغازه‌ی سر کوچه.
‫یوزو تموم کردم

26:02.562 --> 26:03.646
‫خودم میرم

26:03.729 --> 26:06.812
‫نه، از دیروز ۵۰ ین بهشون بدهکارم

26:16.187 --> 26:17.521
‫برگرد عقب!

26:17.604 --> 26:18.437
‫حالا از صورتت محافظت کن!

26:18.979 --> 26:20.187
‫کارش رو تموم کن!

26:21.687 --> 26:26.312
‫- یالا!
‫- مقابله کن، احمق!

26:26.396 --> 26:27.479
‫در چه حاله؟

26:30.687 --> 26:31.646
‫خودمم نمی‌دونم

26:33.104 --> 26:34.396
‫فکر کنم داره می‌بازه

26:47.146 --> 26:48.771
‫تموم شد! زنگ به صدا دراومد!

26:50.687 --> 26:53.229
‫هی! می‌خوای دوباره
‫امتحان کنی؟ ها؟

26:56.729 --> 26:59.521
‫لعنتی! بشین!
‫خودت رو کنترل کن!

26:59.604 --> 27:02.562
‫گفتم آروم باش!
‫فهمیدی؟ احمق

27:02.646 --> 27:03.979
‫محافظ لثه رو بده

27:04.062 --> 27:05.229
‫آب رو بده

27:05.312 --> 27:06.729
‫خیلی‌خب. آروم بخور!

27:06.812 --> 27:08.562
‫خوبه. باشه

27:08.646 --> 27:10.437
‫- جینای!
‫- همینه

27:10.521 --> 27:12.271
‫- جینای!
‫- آروم، باشه؟

27:12.354 --> 27:14.729
‫هی، سعی نکن تنهایی
‫انجامش بدی! گوش بده

27:14.812 --> 27:18.312
‫جینای!
‫جینای!

27:18.396 --> 27:21.771
‫- چند ثانیه مونده
‫- جینای!

27:22.479 --> 27:23.396
‫شروع شد

27:23.479 --> 27:24.729
‫راند هفتم!

27:25.937 --> 27:29.396
‫تمام تلاشت رو بکن!
‫تمرکزت رو حفظ کن! باشه؟ برو!

27:40.187 --> 27:42.729
‫همینه! یالا!

27:44.437 --> 27:47.437
‫آفرین! فشار رو حفظ کن!

27:47.521 --> 27:49.812
‫حمله کن! گیجش کردی!

27:52.187 --> 27:53.187
‫کارش رو تموم کن!

27:56.021 --> 27:59.812
‫از صورتت محافظت کن!
‫گارد بگیر!

27:59.896 --> 28:00.854
‫حالا کارش رو تموم کن!

28:50.021 --> 28:51.687
‫ضربه مغزی شده

28:53.021 --> 28:55.229
‫گفتن بعد از کمی استراحت
‫می‌تونه بره خونه

29:31.146 --> 29:32.812
‫چرا نگاه نمی‌کردی؟

29:37.896 --> 29:40.479
‫چرا قبل از تموم شدن رفتی؟

29:47.396 --> 29:49.687
‫برای امرار ‌معاش کتک می‌خورم!

29:50.979 --> 29:53.812
‫هیچ فرقی با یه سبزی‌فروش
‫که تربچه می‌فروشه نداره

29:55.062 --> 29:56.604
‫زن یه سبزی‌فروش

29:57.354 --> 30:00.771
‫موقع سبزی فروختن همسرش
‫فرار می‌کنه و میره؟ ها؟

30:24.854 --> 30:26.187
‫می‌دونم داخلی

30:31.979 --> 30:33.354
‫باز کن

30:36.396 --> 30:38.771
‫چرا نمی‌ذاری بیام داخل؟

30:41.854 --> 30:44.604
‫اوه، سلام. عصر بخیر

30:45.854 --> 30:48.146
‫- سرده، مگه نه؟
‫- آره

30:48.229 --> 30:49.896
‫شاید سردترین روز سال باشه

30:50.437 --> 30:51.687
‫بریم، مارو

30:55.104 --> 30:57.187
‫بیخیال! باز کن

30:58.937 --> 31:00.896
‫اگه باز کنم، هیچوقت تموم نمیشه

31:07.187 --> 31:08.729
‫کی گفته باید تموم بشه؟

31:10.187 --> 31:13.104
‫اگه نمی‌ذاری بیام داخل،
‫حداقل بیا بریم بیرون غذا بخوریم

31:17.354 --> 31:19.896
‫اون ماهی‌خشک‌هایی
‫که بهم دادی رو خوردم

31:22.437 --> 31:23.687
‫منم ماهی‌خشک می‌خوام

31:29.646 --> 31:31.771
‫ماهی‌خشک! ماهی...

31:33.437 --> 31:35.021
‫سوناکو؟ بیخیال

31:41.812 --> 31:45.604
‫اگه امکانش هست، به نظرم
‫امشب همه باید اینجا باشیم

31:46.312 --> 31:47.812
‫یه جورایی...

31:49.354 --> 31:51.854
‫مثل یه جلسه‌ی خانوادگی
‫یا همچین چیزی

31:53.646 --> 31:55.271
‫دوست دارم با هم حرف بزنیم

31:56.646 --> 32:00.021
‫تا حالا حس نکردی
‫قراره یه اتفاقی بیُفته؟

32:01.729 --> 32:03.479
‫دیروز خواب عجیبی دیدم

32:03.562 --> 32:06.687
‫یا دقیق بخوام بگم، امروز صبح

32:08.021 --> 32:10.354
‫من گرم‌کن شکمی پوشیده بودم؟

32:11.437 --> 32:13.479
‫بیخیال، مسخره‌ست

32:14.062 --> 32:17.062
‫لازم نیست برای هر چیز کوچیکی
‫مثل این بهم زنگ بزنی

32:19.104 --> 32:20.896
‫صبر کن، چی؟

32:22.312 --> 32:24.604
‫ایکگامی، الان؟

32:25.729 --> 32:28.312
‫امکان نداره! آخه...

32:29.312 --> 32:30.604
‫الان؟

32:31.437 --> 32:32.354
‫خب...

32:34.771 --> 32:35.646
‫صبر کن

32:36.729 --> 32:41.562
‫در واقع، به نظر فکر خوبیه.
‫سریع میام

32:42.521 --> 32:46.646
‫باشه، فهمیدم.
‫می‌بینمت. خداحافظ

32:55.604 --> 32:56.646
‫باید از هم جدا بشیم

33:00.271 --> 33:01.937
‫برو خونه‌ی مامانت!

33:02.021 --> 33:03.062
‫تو هم باهام بیا

33:04.021 --> 33:05.271
‫با این قیافه؟

33:05.771 --> 33:07.854
‫بهشون معرفیت می‌کنم.
‫خجالت نمی‌کشم

33:07.937 --> 33:10.104
‫- خودم خجالت می‌کشم!
‫- چرا؟

33:11.229 --> 33:13.354
‫برای امرار ‌معاش
‫کتک می‌خوری، درسته؟

33:13.437 --> 33:16.104
‫مثل یه سبزی‌فروش
‫که تربچه می‌فروشه، نه؟

33:16.187 --> 33:20.729
‫- پس چرا خجالت می‌کشی؟ ها؟
‫- آخ! دیوونه شدی؟!

33:20.812 --> 33:22.021
‫اوه، خفه شو

33:22.604 --> 33:25.312
‫چرا بعد از یه باخت
‫اینطوری داری غرغر می‌کنی؟

33:25.396 --> 33:28.021
‫می‌خوای همینطوری بمونی
‫تا خوب بشی؟

33:32.479 --> 33:33.979
‫می‌دونی،

33:34.896 --> 33:37.325
‫پاشدم اونجا رو ترک کردم

33:37.326 --> 33:39.687
‫چون نمی‌تونستم ببینم
‫چقدر ضعیف هستی

33:39.771 --> 33:43.312
‫چطور می‌تونی بگی
‫چرا من اونجا نبودم؟

33:43.396 --> 33:46.771
‫این حرف‌هات رو بذار برای
‫وقتی که حریفت رو ناک‌اوت می‌کنی!

33:47.521 --> 33:48.437
‫بیچاره!

33:49.229 --> 33:50.437
‫تنها برو!

34:09.604 --> 34:10.729
‫این مکان...

34:12.604 --> 34:15.729
‫ایستگاه ایکاگمیه

34:15.812 --> 34:19.146
‫و این... بیمارستانه!

34:19.229 --> 34:21.562
‫از این پله‌های سنگی میری بالا

34:22.479 --> 34:28.687
‫و وقتی توی تقاطع سوم
‫به مغازه می‌رسی، بپیچ سمت راست

34:30.271 --> 34:32.979
‫این معبده. بعدش...

34:41.979 --> 34:46.312
‫قبلاً خیلی اینطوری منتظر
‫بابا می‌موندیم، درسته؟

34:46.396 --> 34:47.271
‫آره

34:47.771 --> 34:50.396
‫وقتی ساعت ۸ شب میشد،
‫بدون اون غذا می‌خوردیم

34:50.479 --> 34:52.229
‫تو همیشه یواشکی غذا می‌دزدیدی

34:52.312 --> 34:55.021
‫همیشه دستش توی
‫بشقاب‌های بقیه بود

34:55.104 --> 34:57.729
‫دستش روی چیزهای بقیه بود، ها؟

34:57.812 --> 35:00.021
‫چی؟ من هیچوقت اون کار رو نکردم

35:00.104 --> 35:02.812
‫- بدون اینکه بفهمیم، غذامون خورده شده بود
‫- دقیقاً

35:02.896 --> 35:04.646
‫اوه، بابا اومد!

35:04.729 --> 35:06.396
‫- خوش اومدی!
‫- خوش اومدی!

35:06.937 --> 35:08.437
‫نیاز نیست پاشیم

35:09.521 --> 35:12.604
‫هی، بابا همیشه اینقدر دیر میاد؟

35:13.146 --> 35:15.396
‫نه، همیشه اینطور نیست

35:15.479 --> 35:17.521
‫گفت شام رو توی خونه می‌خوره

35:18.187 --> 35:19.812
‫مردها همینطورن

35:21.021 --> 35:22.521
‫بریم در و پنجره رو ببندیم؟

35:23.021 --> 35:23.896
‫آره

35:27.104 --> 35:29.354
‫نمی‌دونم کی اون نامه رو
‫نوشته، اما...

35:29.437 --> 35:31.104
‫واقعاً کار تو نبوده؟

35:31.187 --> 35:32.521
‫گفتم که نبوده

35:33.812 --> 35:36.771
‫- سعی کرده نشون بده کار من بوده
‫- کی؟ ماکیکو؟

35:37.479 --> 35:39.396
‫اول باید دست‌خط من رو ببینی

35:39.479 --> 35:43.437
‫شوهر مرحومم می‌گفت
‫دست‌خطم افتضاحه

35:43.521 --> 35:47.396
‫نامه به سردبیر توسط افرادی نوشته میشه
‫که مهارت بالایی توی خوش‌نویسی دارن

35:47.479 --> 35:50.062
‫بیخیال. من هیچوقت اون کار رو نمی‌کنم

35:50.146 --> 35:54.937
‫دست‌خط تاکیکو خوب نیست،
‫فقط مرتبه. یا شاید ساده‌لوحانه‌ست

35:55.021 --> 35:55.854
‫ساکیکو!

35:56.771 --> 35:58.062
‫شیاطین بیرون!

35:58.146 --> 35:59.312
‫- اوه!
‫- ها؟

35:59.396 --> 36:02.146
‫- خوشبختی داخل!
‫- اون، درسته. روز ستسوبونه
‫(یه جشن سنتی ژاپنی)

36:03.562 --> 36:05.187
‫شیاطین بیرون!

36:06.562 --> 36:08.021
‫خوشبختی داخل!

36:10.646 --> 36:13.354
‫هی، همه‌تون توی مراسم
‫لوبیا پرت کردید؟

36:13.437 --> 36:16.771
‫- تمیزکاری بعدش خیلی اذیت‌کننده‌ست
‫- شرط می‌بندم تاکیکو انجامش داده

36:16.854 --> 36:18.229
‫ها؟ امکان نداره!

36:18.729 --> 36:20.729
‫مامان، تو لوبیا پرت می‌کردی؟

36:20.812 --> 36:22.396
‫- چی؟
‫- چرا باید اون کار رو بکنم؟

36:22.479 --> 36:25.312
‫خب، هر سال لوبیا می‌خرم

36:26.021 --> 36:29.021
‫حالا که همه اینجایید،
‫با سس میسو بخوریمشون؟

36:31.021 --> 36:32.396
‫باشه، بیایید انجامش بدیم

36:32.479 --> 36:34.562
‫- خیلی وقته این کار رو نکردیم
‫- نه؟

36:34.646 --> 36:35.604
‫شروع کنیم

36:35.687 --> 36:40.646
‫- شیاطین بیرون!
‫- شیاطین بیرون!

36:40.729 --> 36:43.104
‫- خوشبختی داخل!
‫- خوشبختی داخل!

36:44.062 --> 36:48.271
‫اما اگه خودمون ننوشتیمش،
‫ممکنه واقعاً تصادفی باشه؟

36:48.354 --> 36:51.229
‫امکانش هست، اما جزئیاتش
‫خیلی شبیه ماجرای خودمونه

36:51.312 --> 36:54.812
‫- به جز تعداد خواهرها
‫- اینقدر منفی‌نگر نباش

36:54.896 --> 36:56.104
‫خوشبختی داخل!

36:56.187 --> 36:59.479
‫به نظرتون بابا چون روزنامه رو خونده
‫نمی‌خواد بیاد خونه؟

36:59.562 --> 37:02.104
‫- یعنی فرار کرده؟
‫- بیخیال!

37:02.187 --> 37:03.021
‫خوشبختی داخل!

37:03.104 --> 37:05.729
‫- خب، از کجا معلوم!
‫- شیاطین بیرون!

37:05.812 --> 37:08.187
‫- شیاطین... وای
‫- هی!

37:08.271 --> 37:10.229
‫باشه، کافیه.
‫دیگه کثیف‌کاری نکنید

37:10.312 --> 37:12.021
‫یکی دیگه پرتاب کنم.
‫شیاطین بیرون!

37:12.104 --> 37:14.104
‫ترجیح میدم فرار کنه

37:14.187 --> 37:15.062
‫چی؟

37:15.896 --> 37:16.771
‫کی؟

37:18.562 --> 37:20.062
‫کی فرار کرده؟

37:22.729 --> 37:26.562
‫هیرو! ولی بعد از چند ساعت برگشت

37:26.646 --> 37:30.396
‫بچه‌های امروزی غیرقابل پیش‌بینی‌ان.
‫آدم باید مراقب باشه

37:30.896 --> 37:34.229
‫هی، صدای باد میاد؟
‫بیایید پنجره‌ها رو ببندیم

37:34.312 --> 37:35.312
‫درسته

37:35.396 --> 37:36.937
‫این خونه خیلی سرد میشه

37:37.437 --> 37:40.937
‫قدیمیه. اینطوری ساختنش خب

37:41.021 --> 37:43.104
‫توی اتاق استراحت
‫چند تا ژاکت نخی هست

37:43.187 --> 37:44.729
‫پس اونا رو می‌پوشیم

37:50.062 --> 37:50.937
‫چی شده؟

37:57.479 --> 37:59.312
‫بهت گفتم قراره
‫یه اتفاقی بیُفته، یادته؟

37:59.812 --> 38:01.687
‫فکر می‌کنی بابا می‌خواد
‫خودکشی کنه؟

38:04.854 --> 38:06.979
‫اول اون خواب رو دیدم،
‫بعدش ماجرای روزنامه

38:08.937 --> 38:10.979
‫اگه نیاد خونه، اونوقت...

38:13.854 --> 38:16.104
‫نگو به‌خاطر عشق
‫می‌خواد خودش رو بکشه؟

38:24.312 --> 38:27.312
‫هی، وقتی می‌خورید
‫باید ظرف‌ها رو بذارید توی سینک

38:29.646 --> 38:30.634
‫- سنگ، کاغذ، قیچی!
‫- سنگ، کاغذ، قیچی!

38:30.635 --> 38:32.516
‫ایول! هیرو جمع می‌کنه

38:41.562 --> 38:43.187
‫وای، این چه وضعیه؟

38:43.271 --> 38:45.812
‫- اون چیزه رو می‌خوام. می‌دونی...
‫- مخلوط‌کن؟

38:45.896 --> 38:47.396
‫آره، همون

38:47.479 --> 38:49.937
‫اگه می‌خوای هم بزنی،
‫از چوب‌ها استفاده کن

38:50.021 --> 38:51.812
‫برای نوشیدنی آمازاکه نیست

38:52.896 --> 38:54.187
‫مزه‌اش فرقی نمی‌کنه

38:55.021 --> 38:57.729
‫هی، نمی‌خواید لوبیا پرت کنید؟

38:57.812 --> 38:59.312
‫جز دردسر چیزی نداره

39:00.771 --> 39:03.937
‫- رسم بدیه
‫- آره، بده!

39:04.021 --> 39:06.062
‫اون همه فریاد زدن خجالت‌آوره

39:06.146 --> 39:09.229
‫بیخیال. با اون طرز فکر
‫پیشرفت نمی‌کنی

39:09.312 --> 39:10.854
‫آره، نمی‌کنی!

39:10.937 --> 39:12.521
‫مهم نیست

39:13.104 --> 39:16.146
‫پس از اون مدرسه‌ی خصوصی انصراف بده!
‫کلی خرج روی دستم می‌ذاره

39:16.229 --> 39:17.396
‫آره، انصراف بده!

39:17.937 --> 39:20.354
‫لوبیا پرت کردن باعث پیشرفتم نمیشه

39:21.604 --> 39:23.229
‫- مزخرفه
‫- ها؟

39:24.562 --> 39:27.104
‫«مزخرفه»؟
‫اینطوری با پدرت حرف نزن

39:29.271 --> 39:30.562
‫سلام؟ منزل ساتومی

39:31.062 --> 39:32.312
‫اوه، تویی

39:33.187 --> 39:34.896
‫- شیاطین بیرون!
‫- قضیه اون نیست

39:34.979 --> 39:36.604
‫نمی‌دونم مخلوط‌کن کجاست

39:36.687 --> 39:37.979
‫- شیاطین بیرون!
‫- مخلوط‌کن

39:38.062 --> 39:39.229
‫- خوشبختی داخل!
‫- آخ!

39:39.312 --> 39:41.146
‫هیچوقت اینقدر دیر نیومده خونه

39:41.229 --> 39:44.312
‫- تمومش کن!
‫- ببخشید، اما میشه بری در خونه‌اش؟

39:44.396 --> 39:46.187
‫- درد داره!
‫- خونه‌اش؟

39:46.271 --> 39:47.396
‫شیاطین بیرون!

39:47.479 --> 39:49.646
‫اصلاً نمی‌دونم کجاست

39:49.729 --> 39:51.354
‫- شیاطین بیرون!
‫- الان بهت میگم

39:51.437 --> 39:53.229
‫- مینامی سنزوکو، بخش اوتا
‫- بس کن!

39:53.312 --> 39:56.437
‫ها؟ هی، آروم باشید!
‫صداش رو نمی‌شنوم، دیوونه‌ها

39:56.521 --> 39:57.771
‫شیاطین بیرون!

39:57.854 --> 40:00.604
‫اینقدر لوبیا پرت نکنید!
‫سریع برید بخوابید!

40:00.687 --> 40:02.354
‫اونقدر خوردم مست شدم

40:02.437 --> 40:04.271
‫- شیاطین بیرون!
‫- زنگ بزن به تاکسی

40:04.354 --> 40:08.271
‫اصلاً می‌دونی ساعت چنده؟
‫سر صبح جلسه دارم

40:09.437 --> 40:12.604
‫می‌ترسم اتفاق بدی افتاده باشه

40:12.687 --> 40:13.521
‫لطفاً

40:39.187 --> 40:41.146
‫خانم تچیا بیمارستانه

40:41.979 --> 40:42.812
‫بیمارستان؟

40:46.979 --> 40:49.437
‫بعدازظهر بچه‌اش زخمی شد

40:52.229 --> 40:54.979
‫شنیدم بعدش شوهرش
‫با عجله اومده

40:57.896 --> 40:59.604
‫- این رو بگیر
‫- چه وضعشه؟

40:59.687 --> 41:01.271
‫این دیگه چیه؟ چقدر چندشه

41:02.312 --> 41:06.396
‫هی، از میز من به عنوان
‫محل نگهداری استفاده نکن

41:06.479 --> 41:07.979
‫شرمنده

41:08.062 --> 41:10.729
‫فقط نمی‌تونم این وسایل
‫قدیمی رو پرت بدم

41:10.812 --> 41:11.854
‫اصلاً چرا برات مهمه؟

41:11.937 --> 41:15.521
‫اصلاً برای درس خوندن
‫ازش استفاده نکردی

41:16.021 --> 41:19.729
‫هی! نذارشون روی وسایل من!

41:19.812 --> 41:22.771
‫- نمی‌تونی همینطوری...
‫- کافیه

41:22.854 --> 41:25.687
‫هر دوتاتون بزرگ شدید!
‫تمومش کنید!

41:26.771 --> 41:28.312
‫باشه، پیداشون کردیم

41:32.812 --> 41:33.854
‫ببینیم چطورن

41:36.646 --> 41:39.479
‫- وای!
‫- یاد بچگی افتادم!

41:40.062 --> 41:42.687
‫- اینا رو ببینید
‫- این مال توئه، سوناکو

41:42.771 --> 41:46.062
‫- مال همه رو نگه داشتی؟
‫- آره. اینم مال توئه، ماکیکو

41:46.896 --> 41:47.729
‫تاکیکو!

41:48.687 --> 41:50.312
‫- ساکیکو!
‫- این مال منه؟

41:50.396 --> 41:51.854
‫مال من سوراخ شده

41:51.937 --> 41:53.896
‫از وسایل خوب
‫مراقبت می‌کنی، مامان

41:53.979 --> 41:58.687
‫خب،  گفتم اگه یه روزی
‫از راه به در شدین اینا رو نشونتون بدم

42:00.021 --> 42:02.271
‫- متنفر بودم از پوشیدن این
‫- منم همینطور

42:02.354 --> 42:04.979
‫اما اگه نمی‌پوشیدیم
‫توی دردسر می‌افتادیم

42:05.646 --> 42:09.646
‫ قبل از خواب، صحنه‌ای از
‫«کونیسادا چوجی» رو بازی می‌کردید

42:09.729 --> 42:11.312
‫- کونیسادا چوجی؟
‫- کونیسادا چوجی؟

42:12.021 --> 42:14.979
‫یه خط‌کش به جای شمشیر
‫می‌ذاشتید توی گرم‌کن شکمی

42:15.062 --> 42:17.312
‫- و بعدش...
‫- اوه، یادمه!

42:17.396 --> 42:19.646
‫آبجی، تو بشو چوجی،
‫منم میشم خدمت‌کار

42:20.854 --> 42:24.187
‫«آخرین شبمون توی کوه آکگیه»

42:24.271 --> 42:26.437
‫«آه، یه غاز داره گریه می‌کنه...»

42:26.521 --> 42:28.021
‫- اشتباه گفتی
‫- چی؟

42:28.104 --> 42:31.771
‫قبل از اون، یه چیزی درمورد
‫روستای زادگاهش کونیسادا میگه

42:31.854 --> 42:34.687
‫و بعدش، «خیلی احساس
‫تنهایی می‌کنم»، درسته؟

42:34.771 --> 42:36.187
‫- آره
‫- اوه، درسته!

42:36.271 --> 42:38.229
‫و بعدش، «آه، یه غاز داره گریه می‌کنه»

42:38.312 --> 42:41.146
‫«در حال پرواز به سمت جنوب آسمونه»

42:41.229 --> 42:42.687
‫پایان!

42:46.146 --> 42:47.354
‫هی، این چیه؟

42:47.937 --> 42:48.896
‫ها؟

42:48.979 --> 42:50.687
‫- خوشگله!
‫- آره!

42:50.771 --> 42:52.646
‫- خیلی خوشگله
‫- نمادهای شانسن

42:52.729 --> 42:55.187
‫اینا رو موقع اولین زیارت‌تون پوشیدید

42:55.271 --> 42:57.021
‫- سوناکو
‫- وای!

42:57.104 --> 42:58.979
‫این یکی مال ماکیکوئه

42:59.062 --> 43:01.854
‫هی، مال اون باکلاس‌تر نیست؟

43:02.479 --> 43:06.062
‫چون بچه‌ی اول بوده،
‫بابا از فروشگاه براش خریدش

43:06.146 --> 43:06.979
‫مال من کجاست؟

43:07.062 --> 43:08.479
‫تاکیکو، تو...

43:09.021 --> 43:11.187
‫باید از یکیشون دوبار استفاده می‌کردیم

43:12.396 --> 43:15.145
‫اولین بچه‌هایی که به دنیا میان
‫همه چیز براشون خریده میشه،

43:15.146 --> 43:16.889
‫ولی سطح علاقه برای
‫بچه‌های بعدی کم‌تر میشه

43:16.890 --> 43:21.812
‫جنگ تازه تموم شده بود.
‫وقتی برای اون کارها نبود

43:21.896 --> 43:24.729
‫باید شکم همه رو سیر می‌کردیم

43:24.812 --> 43:26.521
‫برای همین من یکی ندارم

43:27.187 --> 43:28.937
‫و اونوقت می‌گید چرا منفی‌نگرم

43:29.021 --> 43:31.604
‫- بگیر. مهم نیست
‫- چرا، مهمه!

43:31.687 --> 43:33.979
‫مهمه. خیلی مهمه

43:34.062 --> 43:37.187
‫فقط احمق‌ها به‌خاطر
‫این چیزها دعوا می‌کنن

43:40.896 --> 43:42.521
‫هر وقت خواستی برو بخواب، مامان

43:43.021 --> 43:46.437
‫وقتی این همه سروصدا می‌کنیم
‫چطور می‌خواد بخوابه؟

43:46.979 --> 43:48.312
‫همه بریم بخوابیم؟

43:50.229 --> 43:51.229
‫آره، بریم بخوابیم

43:51.312 --> 43:54.604
‫هی، نظرتون چیه گرم‌کن شکمی رو
‫ببندیم دور لباس‌هامون؟

43:55.104 --> 43:57.021
‫الان که دیگه اندازه‌ام نیست!

43:57.104 --> 43:59.271
‫نیست؟ اوه، فکر کنم نیست

43:59.354 --> 44:01.312
‫تشک اضافی هست؟

44:01.812 --> 44:04.021
‫همون پتو کافیه

44:04.104 --> 44:05.937
‫مشکلی نیست!
‫خودمون اتاق رو گرم می‌کنیم

44:06.021 --> 44:07.062
‫الان میام کمک

44:19.312 --> 44:21.271
‫به نظرتون تاکائو رفته؟

44:22.062 --> 44:22.896
‫آره

44:23.687 --> 44:25.771
‫اگه بابا تا صبح نیاد خونه،

44:26.646 --> 44:27.729
‫چیکار کنیم؟

44:29.062 --> 44:31.104
‫به مامان بگیم؟

44:31.187 --> 44:32.479
‫درمورد اون موضوع؟

44:32.562 --> 44:33.729
‫تمومش کن

44:33.812 --> 44:39.229
‫ها؟ خودت کسی نبودی که می‌گفتی
‫یه زن باید هیاهو ایجاد کنه یا نه؟

44:39.312 --> 44:40.729
‫من اون نامه رو ننوشتم!

44:41.562 --> 44:44.979
‫بابا حتماً روزنامه رو خونده، درسته؟

44:46.479 --> 44:47.687
‫معلوم نیست

44:48.937 --> 44:51.979
‫- ولی اون همیشه همه‌ی صفحات رو می‌خونه
‫- آره

45:08.479 --> 45:10.729
‫اگه اتفاقی برای بابا بیُفته،

45:11.854 --> 45:13.896
‫تو مقصری، ماکیکو

45:14.437 --> 45:16.479
‫بهتون گفتم، من ننوشتمش!

45:17.104 --> 45:20.687
‫اگه تو ننوشتی، پس کی نوشته؟

45:21.271 --> 45:22.187
‫تاکیکو

45:22.271 --> 45:24.479
‫اگه واقعاً من نوشته بودمش

45:24.979 --> 45:27.146
‫اینجوری هیاهو به پا نمی‌کردم

45:27.229 --> 45:28.396
‫از کجا مطمئن باشیم؟

45:28.479 --> 45:31.979
‫شاید فکر نمی‌کردی چاپش کنن
‫و حالا هول کردی

45:32.062 --> 45:34.562
‫- نمی‌تونه اینطور باشه؟
‫- بهشون زنگ می‌زنم

45:34.646 --> 45:37.896
‫- میگم نسخه‌ی خطی رو نشونم بدن
‫- ساکت! الان صداتون رو می‌شنوه

45:39.354 --> 45:41.396
‫به نظرتون مامان خوندش؟

45:42.687 --> 45:43.646
‫احتمالاً نخونده

45:44.312 --> 45:45.437
‫از کجا می‌دونی؟

45:46.396 --> 45:47.729
‫خب، قبل از اینکه بتونه،

45:47.812 --> 45:50.729
‫بابا روش ناخن‌هاش رو گرفته

45:51.937 --> 45:53.062
‫هی!

45:53.146 --> 45:55.479
‫چرا همون اول نگفتی؟

45:59.146 --> 46:00.687
‫صدای شکم یکی بود؟

46:09.771 --> 46:11.771
‫ماکیکو، داری مثلثی درشون میاری؟

46:11.854 --> 46:12.729
‫درسته

46:13.354 --> 46:14.979
‫مال مامان استوانه‌ای نبودن؟

46:15.521 --> 46:17.146
‫و سوناکو، مال تو مثل طبله

46:17.229 --> 46:18.187
‫درسته

46:18.271 --> 46:21.521
‫زن‌های متاهل به سبک
‫خانواده‌ی شوهر کار می‌کنن

46:21.604 --> 46:22.979
‫درسته

46:26.229 --> 46:29.104
‫- مال منم استوانه‌ایه. اشکال داره؟
‫- اصلاً

46:29.187 --> 46:33.146
‫تو خوب درست کردی، تاکیکو.
‫معلومه تجربه‌ی زیادی داری

46:34.771 --> 46:36.812
‫بابا عاشق اینا بود

46:37.354 --> 46:38.937
‫منم عاشقشونم

46:39.604 --> 46:42.271
‫وقتی باباتون آبجو می‌خوره
‫خوبه از اینا هم داشته باشیم

46:42.354 --> 46:43.562
‫می‌تونیم بخوریمشون؟

46:43.646 --> 46:45.562
‫آره. بازم درست می‌کنم

46:49.937 --> 46:51.854
‫ساکیکو. روی چونه‌ات...

46:51.937 --> 46:52.937
‫- اینجا؟
‫- آره

46:54.896 --> 46:56.979
‫ولی بابا کجا ممکنه رفته باشه؟

46:59.479 --> 47:00.437
‫صبر کنید

47:01.229 --> 47:05.104
‫بابا... قبل‌تر بهم پول داد

47:05.687 --> 47:06.687
‫- کِی؟
‫- کِی؟

47:06.771 --> 47:08.187
‫- امروز
‫- ساعت چند؟

47:08.271 --> 47:10.854
‫عصر. کیف پولش رو داد بهم

47:12.271 --> 47:13.979
‫واقعاً قصد داره بمیره

47:14.062 --> 47:15.271
‫بس کن!

47:19.062 --> 47:20.229
‫- اوه!
‫- بابا اومد!

47:20.812 --> 47:25.104
‫- خوش اومدی!
‫- خوش اومدی!

47:30.729 --> 47:33.562
‫این موقع چرا اومدی اینجا؟

47:33.646 --> 47:34.729
‫اوه، چیز خاصی نیست

47:35.437 --> 47:37.271
‫اونا می‌خوان من
‫مسئول دفتر اوساکا بشم

47:37.354 --> 47:40.729
‫بهم گفتن با همسرم مشورت کنم
‫و تا صبح بهشون جواب بدم

47:40.812 --> 47:42.937
‫- پس گفتم به جای تلفن...
‫- وای!

47:43.021 --> 47:45.187
‫باید جشن بگیریم!

47:45.729 --> 47:47.854
‫همگی شنیدید چی گفت

47:47.937 --> 47:50.479
‫هی، دارید برنج می‌ریزید!

47:51.437 --> 47:52.729
‫بیا داخل

47:53.229 --> 47:54.521
‫- درسته!
‫- باشه!

47:55.979 --> 47:58.437
‫نگرانش نباشد. بچه آسیب دیده

47:59.354 --> 48:00.687
‫یه موتور زده بهش

48:00.771 --> 48:03.729
‫توی بیمارستانه، اما حالش خوبه.
‫باباتون میاد خونه

48:04.604 --> 48:05.979
‫- خداروشکر
‫- آره

48:24.812 --> 48:25.646
‫اوه؟

48:47.562 --> 48:49.104
‫خب، غافلگیر شدم

48:55.562 --> 48:57.896
‫اگه نخوابید فردا همه‌ش خسته‌اید

48:58.937 --> 49:00.354
‫همین الان هم فردا شده

49:00.854 --> 49:02.604
‫اوه، درسته

49:17.854 --> 49:19.104
‫سرما می‌خورید

49:22.896 --> 49:25.771
‫ریش‌هاش رو نزده

49:26.646 --> 49:29.396
‫مردهای بیچاره
‫صبح‌ها باید ریش بزنن

49:29.896 --> 49:32.437
‫از طرف دیگه، زن‌ها لاغرتر
‫و نحیف‌تر میشن

49:32.521 --> 49:33.896
‫با گذشت هر سال

49:44.687 --> 49:46.604
‫اون چیه؟ یه هدیه‌ی تشویقی؟

49:47.729 --> 49:51.354
‫این هدیه‌ایه که روزنامه میده
‫به کسایی که مقاله منتشر می‌کنن

49:52.146 --> 49:52.979
‫چی؟

49:57.812 --> 49:59.812
‫مامانت اون نامه رو نوشته؟

50:03.229 --> 50:04.146
‫صبر کن!

50:05.771 --> 50:08.854
‫اگه کار اون بوده،
‫چرا چیزی نمیگه؟

50:09.771 --> 50:12.812
‫از صبح همه دارن میگن
‫من نامه رو نوشتم

50:14.521 --> 50:15.812
‫بیخیال شو!

50:17.979 --> 50:19.687
‫پس مامانت می‌دونسته

50:19.771 --> 50:22.187
‫می‌دونسته اما خودش رو
‫زده به اون راه

50:27.521 --> 50:30.229
‫می‌گیم تو اون نامه رو نوشتی. باشه؟

50:33.562 --> 50:34.854
‫اوه، روزنامه

50:35.397 --> 50:40.397
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

50:40.398 --> 50:45.398
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

51:13.604 --> 51:16.021
‫مادر سالخورده‌ام خبر ندارد

51:16.521 --> 51:20.854
‫و بی‌سروصدا از سال طلایی خود
‫در کنار شوهرش لذت می‌برد

51:21.979 --> 51:25.812
‫ما خوهرها حالا در کنار هم
‫غصه می‌خوریم

51:27.437 --> 51:32.896
‫آیا گذراندن زندگی بدون ایجاد هیاهو
‫واقعاً راهی است که زنان خوشحال می‌مانند؟

51:34.729 --> 51:36.854
‫این روزها،

51:38.229 --> 51:39.646
‫مدام از خودم
‫این سوال را می‌پرسم

51:45.628 --> 52:05.628
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
