WEBVTT

00:01.810 --> 00:08.810
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>

00:08.834 --> 00:13.763
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

00:13.805 --> 00:16.224
من فکر می‌کنم سرنوشت ما در دستان خودمونه

00:17.892 --> 00:19.811
باید چشم‌انداز رسیدن به آینده رو داشته باشی

00:19.894 --> 00:23.314
و اگه اون رو دنبال کنی
فکر می‌کنم معجزه اتفاق میفته

00:26.067 --> 00:28.987
زندگی من دقیقا بر پایه همین استوار بوده

00:29.070 --> 00:32.282
اوج قله بدنسازی رو دیدم
اون رو فتحش کردم

00:32.824 --> 00:35.744
بعدش عرصه دیگه‌ای رو دیدم
هنرپیشه اول مرد

00:35.827 --> 00:37.537
ستاره سینما شدن

00:38.288 --> 00:41.416
و این من رو یاد کوه‌نورد معروف

00:41.499 --> 00:42.876
ادموند هیلاری می‌ندازه

00:44.044 --> 00:46.588
اون اولین کسی بود
که کوه اورست رو فتح کرد

00:50.467 --> 00:51.676
مطبوعات ازش پرسیدن

00:51.760 --> 00:53.803
وقتی در بام دنیا ایستاده بودی"
و اطراف رو نظاره می‌کردی

00:53.887 --> 00:55.138
"به چه چیزی فکر می‌کردی؟

00:56.222 --> 00:57.682
و اون در جواب‌شون گفت

00:57.766 --> 00:59.934
اتفاقی بلافاصله قله‌ی دیگه‌ای  "

01:00.685 --> 01:01.770
"توی دوردست دیدم

01:02.562 --> 01:05.273
" و شروع به برنامه‌ریزی مسیرم کردم"

01:05.356 --> 01:07.567
"چه‌طوری به اون قله برسم؟"

01:10.862 --> 01:12.739
در سال 1969

01:13.239 --> 01:16.826
فهمیدیم که به‌دنبال بازیگر نقش هرکول
توی یه فیلمن

01:16.910 --> 01:20.955
با خودم گفتم، خدای من این فرصت منه
تا تبدیل به یه «رج پارک» دیگه بشم

01:22.207 --> 01:23.458
براش آماده نبودم

01:23.541 --> 01:25.835
نصف فیلمنامه رو متوجه نمی‌شدم

01:25.919 --> 01:29.887
شاید کاملا بی‌ارزش نباشد
ولی تو اونجا رو دوست نخواهی داشت

01:29.927 --> 01:30.565
[ فیلم هرکول در نیویورک ]

01:30.590 --> 01:31.925
بذار تصمیمش با خودم باشه

01:31.950 --> 01:35.037
از چهره های تکراری خسته شدم

01:35.178 --> 01:36.679
همون چیزهای قدیمی و تکراری

01:36.763 --> 01:38.473
تا اون زمان کلاس بازیگری نرفته بودم

01:38.556 --> 01:40.683
هیچ مردی از هرکول برتر نیست

01:41.392 --> 01:43.537
من هرکولم -
قبلا بهم گفته بودی -

01:43.561 --> 01:45.441
هیچ انسان فانی‌ای از هرکول برتر نیست

01:45.480 --> 01:48.817
یه دوبلر برام گذاشتن
درست نمیتونستم انگلیسی حرف بزنم

01:49.734 --> 01:54.239
بهم گفتن آمریکایی‌ها دوست دارن
الگوهاشون مثل جان وین حرف بزنن

01:54.322 --> 01:55.322
نه مثل تو

01:56.282 --> 01:57.283
اون‌ها اسمم رو از آرنولد شوارتزنگر

01:57.367 --> 02:00.286
به آرنولد استرانگ عوض کردن
[ به معنی قوی ]

02:00.870 --> 02:02.288
اون فیلم اکران شد

02:02.372 --> 02:03.873
و اصلا

02:04.582 --> 02:05.959
موفقیت‌آمیز نبود

02:10.463 --> 02:12.465
برای پنج سال، هیچ‌ پیشنهادی

02:13.133 --> 02:14.134
برام نرسید

02:15.426 --> 02:18.096
پس چیزهای زیادی بود که باید یاد می‌گرفتم

02:18.179 --> 02:22.142
موانعی که باید بهشون غلبه می‌کردم
شامل بزرگ‌ترین مانع زندگیم

02:22.225 --> 02:25.270
زمانی که همه نمی‌دیدنم و می‌گفتن
"نه امکان پذیر نیست"

02:25.353 --> 02:26.688
چرا تسلیم نشدی؟

02:27.188 --> 02:30.275
خب،‌ چون چشم انداز آینده‌م
نقطه مقابل تسلیم شدن بود

02:30.358 --> 02:32.318
بلکه غلبه کردن به اون مانع
و به موفقیت رسیدن بود

02:33.486 --> 02:34.320
کونان

02:34.404 --> 02:35.738
بهترین چیز توی زندگی چیه؟

02:35.822 --> 02:38.575
.نابود کردن دشمنات
به خاک و خون کشیدن‌شون

02:39.159 --> 02:41.661
شنیدن آه و شیون زن‌هاشون

02:42.203 --> 02:43.913
استعداد هنری‌ش

02:43.997 --> 02:46.833
در اصالت کارهاش و تقلیدی نبودن‌شون بود

02:46.916 --> 02:49.919
فقط برای شهرت نبود
کاری می‌کرد که باحال به‌نظر برسه

02:50.003 --> 02:54.424
درخشان‌ترین داستان موفیقت آمریکایی
که من می‌دونم

02:54.507 --> 02:57.260
به هم‌دیگه انگیزه می‌دادیم
می‌خواستم از صخره پرتش کنم پایین

02:57.343 --> 03:00.763
متاسفانه صخره‌ای پیدا نکردم
پس مجبور شدم تحملش کنم

03:00.847 --> 03:02.724
هاستا لاویستا عزیزم

03:06.686 --> 03:11.774
اون یه آدم بی‌استعداد و تو خالی‌ای
که بعضی‌ها فکر می‌کنن نیست

03:11.858 --> 03:15.028
خیلی راحته که بخوایم به عنوان یه بازیگر پا به سن گذاشته
فیلم‌های اکشن کوچیک بشمریمش

03:15.111 --> 03:16.446
ولی اون خیلی بیشتر از این‌هاست

03:19.922 --> 03:21.688
[ آرنولد ]

03:24.641 --> 03:26.313
[ بخش دو : بازیگر ]

03:35.965 --> 03:36.965
نودل

03:37.800 --> 03:38.800
بیا اینجا

03:40.929 --> 03:42.138
می‌تونی باهام بخونی

03:43.806 --> 03:45.767
آره. پادشاه در یک قلعه

03:46.684 --> 03:48.186
واسه من یه دیالوگ عادیه

03:50.438 --> 03:51.438
درسته

03:52.398 --> 03:54.525
اینجا مخفیانه وارد می‌شیم

03:55.777 --> 03:57.362
خیلی سازگار شدن سخته

03:57.445 --> 03:59.405
وقتی بخوای از یه بدنساز

03:59.489 --> 04:00.740
به یه بازیگر تبدیل بشی

04:04.174 --> 04:05.511
[ سالگرد مبارک و خداحافظ ]

04:05.536 --> 04:06.537
من ریکوئم

04:07.372 --> 04:08.539
اوه،‌ بله

04:09.207 --> 04:10.458
کجا انجامش بدیم؟

04:10.959 --> 04:12.168
چی؟

04:12.252 --> 04:13.878
اینجا یا توی اتاق خواب؟

04:13.962 --> 04:16.214
اوه، همین‌جا

04:17.423 --> 04:20.718
توی دهه 70
کارگزاران و مدیر برنامه‌ها

04:20.802 --> 04:22.553
و مدیران اجرایی استادیوها

04:22.637 --> 04:26.349
خیلی واضح بهم گفتن
"تو خیلی گنده‌ای"

04:26.849 --> 04:29.894
"خیلی هیکلی‌ای
این الان جواب نمی‌ده"

04:29.978 --> 04:32.647
"بی‌خیال بدن 133 کیلویی عضلانیت شو "

04:32.672 --> 04:35.543
[ خیابان‌‌های سان فرانسیسکو ]

04:36.734 --> 04:37.610
هی

04:37.694 --> 04:40.238
!فکر می‌کنی من خنده‌دارم

04:40.321 --> 04:41.614
خب، باید قبول کنی

04:41.639 --> 04:44.975
وقتی این حرکت رو می‌زنی
شبیه یه گوریل می‌شی

04:45.000 --> 04:46.000
!تمومش کن

04:46.536 --> 04:47.912
"بیا ادامه بدیم"

04:47.996 --> 04:50.999
"بیاین روی تصویر ذهنی
و توانایی بازیگریم کار کنیم"

04:51.082 --> 04:52.625
"فرصت بزرگت بلاخره فرا می‌رسه "

04:53.217 --> 04:54.731
[ ساحل ونیز، 1974 ]

05:01.134 --> 05:04.095
تا اون موقع
دیگه از بدنسازی بازنشسته شده بودم

05:04.846 --> 05:08.808
دوستم چارلز گینز بهم گفت
که رمانی به اسم «گرسنه بمان» رو نوشته

05:08.891 --> 05:11.894
که می‌خوان تبدیل به فیلم‌نامه‌ش بکنن

05:11.978 --> 05:14.272
گرسنه بمان برای یه بدنساز نوشته شده بود

05:14.355 --> 05:17.150
پس حس کردم توی جای مناسب
و در زمان مناسب هستم

05:20.570 --> 05:21.404
توی رمان

05:21.487 --> 05:24.699
سعی کردم حرص و طمع رو تعریف کنم

05:24.782 --> 05:27.201
و اینکه هیچ‌وقت نتونی از جایگاهت راضی باشی
[ چارلز گینز، نویسنده ]

05:27.285 --> 05:31.080
و همون موقع که آرنولد این جلمه رو شنید
باهاش همزادپنداری کرد

05:31.164 --> 05:34.125
ان شعار زندگیش و راه و رسم زندگیش بود

05:34.208 --> 05:36.627
مهم نبود چه‌قدر موفقه

05:36.711 --> 05:38.963
همیشه طمع موفقیت بیشتر داشت

05:40.336 --> 05:42.588
باب رافلسون این رو خرید تا ازش یه فیلم بسازه
[ باب رافلسون، نویسنده، کارگردان ]

05:43.222 --> 05:45.349
باب و من فیلم‌نامه رو باهم نوشتیم

05:46.137 --> 05:48.139
برای شخصیت جو سانتو

05:48.222 --> 05:52.226
بازیگرش باید بدنساز بزرگی می‌بود

05:52.310 --> 05:56.397
گفتم" ببین فقط یه نفره
که برای این نقش مناسبه

05:56.481 --> 05:58.524
"و اون آرنولد شوارتزنگره

05:58.549 --> 06:01.385
باب گفت" جواب نمی‌ده
اون نیاز به یه مربی صدا داره

06:01.527 --> 06:03.738
"هنوز لهجه خیلی غلیظی داره

06:03.821 --> 06:06.866
آرنولد اولویت زندگی رو گذاشت

06:06.949 --> 06:08.785
قانع کردن باب که فرد مناسبی برای این نقشه

06:09.555 --> 06:12.747
باب رافلسون به تازگی
پنج قطعه آسان" و " سبُک‌سواران" رو ساخته بود"

06:12.772 --> 06:16.401
و فیلم‌های معروف زیادی ساخته بود
و کارگردان معروفی بود

06:16.542 --> 06:18.795
تضمین نداد که نقش به من می‌رسه

06:19.754 --> 06:22.799
گفت چند ماه دیگه بیا تست بده

06:23.299 --> 06:25.802
در این بین به این کلاس بازیگری برو

06:26.803 --> 06:28.846
باب رافلسون باهام تماس گرفت

06:28.930 --> 06:30.431
و گفت یه بازیگر داره
[ اریک موریس، معلم بازیگری ]

06:30.515 --> 06:33.393
که قبلا فیلم درام بازی نکرده

06:33.476 --> 06:35.019
"باهاش کار می‌کنی؟"

06:36.229 --> 06:38.022
،برای شش هفته اول

06:38.106 --> 06:41.984
هرچیزی که می‌تونستم رو
درمورد زندگی آرنولد یاد گرفتم

06:42.568 --> 06:44.362
"درمورد پدرت بهم بگو"

06:44.946 --> 06:46.781
"درمورد مادرت بهم بگو"

06:47.740 --> 06:51.452
"بهم بگو زندگی توی اتریش چه‌طور بود"

06:52.078 --> 06:54.473
فقط نمی‌خوام فقط درموردش حرف بزنی"
می‌خوام  وقتی حرف می‌زنی

06:54.497 --> 06:56.791
بدونم چه تجربیاتی داشتی
"چه احساسی داری

06:57.875 --> 07:01.963
فهمیدم که یه سری چیزها رو
درون خودم ندارم

07:02.046 --> 07:06.384
این‌قدر دور خودم حصار کشیده بودم
که خالی از هرگونه احساسی بودم

07:06.475 --> 07:09.854
یا این‌قدر عمیق دفن شده بودن
که باید از زیر خاک بیرون کشیده می‌شدن

07:09.929 --> 07:11.931
تا بتونم بازیگر خوبی بشم

07:12.014 --> 07:14.517
به محض اینکه احساساتم
سده راه تمرینات می‌شدن

07:14.600 --> 07:16.394
اون‌ها رو دور می‌ریختم

07:17.270 --> 07:21.065
باید به مغزم می‌گفتم
اشکال نداره که بذارم احساساتم بروز پیدا کنن

07:23.526 --> 07:26.696
وقتی به دفتر باب رافلسون رفتم

07:26.779 --> 07:30.074
وسط صحنه بابا گفت
"پشمام فرخورده"

07:31.033 --> 07:32.285
"مو به تنم سیخ شده"

07:32.375 --> 07:33.626
"نقش مال توئه"

07:36.809 --> 07:38.223
[ گرسنه بمان ]

07:44.714 --> 07:47.675
با کمک جف بریجز و سالی فیلد

07:47.758 --> 07:52.889
و تمایل شدید‌شون برای درخشش من
و موفقیت فیلم

07:52.972 --> 07:55.683
همیشه آماده تمرین با من بودن

07:55.766 --> 07:58.019
کِی می‌خوای این ماسک رو در بیاری؟

07:58.686 --> 08:01.022
خب وقتی با بازیگران حرفه‌ای
مثل اون‌ها کار می‌کنی

08:01.105 --> 08:02.690
باعث می‌شه تو هم بدرخشی

08:02.773 --> 08:04.650
دوست ندارم خیلی راحت باشم

08:05.693 --> 08:08.529
وقتی بهش عادت کنی
ترکش برات خیلی سخت می‌شه

08:09.280 --> 08:10.698
ترجیح می‌دم گرسنه بمونم

08:12.950 --> 08:14.368
خیلی هیجان‌زده بودم

08:14.452 --> 08:17.997
ولی فیلم «گرسنه بمان» به این زودی‌ها
پخش نمی‌شد

08:18.581 --> 08:19.665
حالا چی کار کنیم؟

08:21.375 --> 08:24.253
دو ماه بعد، جورج باتلر
و چارلز گینز اومدن سراغم

08:24.278 --> 08:27.781
و گفتن می‌خوان یه مستند
درمورد دنیای بدنسازی بسازن

08:27.924 --> 08:29.258
«به اسم «تپش آهن

08:29.759 --> 08:32.345
همینه، کلاکت اول، برداشت اول

08:34.555 --> 08:37.850
در جلوی تماشاگران بهتر عمل می‌کردم

08:37.934 --> 08:38.934
و اونجا

08:38.976 --> 08:41.687
ده نفر با گروه مستندسازی همکاری می‌کردن

08:41.712 --> 08:43.297
و دوربین‌ها همیشه توی صورتم بودن

08:43.439 --> 08:45.358
پس بنابراین، باعث شد سخت‌تر
و قوی‌تر اجرا کنم

08:45.858 --> 08:49.237
تپش آهن و آرنولد با هم دیگه
[ کن والر، بدنساز ]

08:49.262 --> 08:52.187
به بدنسازی اعتبار بخشیدن
و به شکل امروزش درش آوردن

08:52.907 --> 08:56.327
اولین اثری بود بود که بدنسازی رو
[ بویر کو، بدنساز ]

08:56.402 --> 08:57.654
به عموم مردم معرفی کرد

08:57.745 --> 09:01.791
و باعث شد آرنولد بیشتر در صنعت فیلم‌سازی
پذیرفته بشه

09:02.625 --> 09:06.254
اون فیلمِ موفق باعث شد مردم
فقط من رو به‌عنوان یه گولاخ هیکلی نبینن

09:06.337 --> 09:07.838
بلکه با شخصیتم هم آشنا شدن

09:08.673 --> 09:12.218
لو، فکر می‌کنی شانست امروز چه‌قدره؟ -
می‌بازم، آرنولد، تو کارت خیلی درسته -

09:12.301 --> 09:13.761
ممنون -
قابلت رو نداشت -

09:13.844 --> 09:18.099
گرگ بالای قله، به اندازه گرگی
که در حال صعود به قله‌ست گرسنه نیست

09:18.182 --> 09:19.559
درسته -
دیدی؟ -

09:19.584 --> 09:22.295
به اون اندازه گرسنه نیست
ولی هروقت غذا بخواد مهیاست

09:22.436 --> 09:26.524
بهترین حسی که می‌تونی توی باشگاه بگیری
افزایش حجم عضله بعد از تمرینه

09:26.607 --> 09:30.778
برای من برابر با سکس با یه دختر

09:30.861 --> 09:31.904
و  ارضا شدنه

09:31.988 --> 09:33.531
مثل هم‌ـه

09:36.075 --> 09:37.743
سال 1977 خیلی شگفت‌انگیز بود

09:37.827 --> 09:39.245
سی‌امین جشنواره فیلم بین المللی

09:39.270 --> 09:40.471
[ جشنواره کن، 1977 ]

09:40.496 --> 09:44.208
در جشنواره فیلم کن «تپش آهن» حسابی گُل کرد

09:44.841 --> 09:48.595
صدها عکاس دنبال‌مون می‌اومدن
و حضار ایستاده تشویق می‌کردن

09:50.798 --> 09:52.842
متاهلم؟ خیر

09:52.925 --> 09:53.759
چرا؟

09:56.262 --> 09:59.974
هیچ‌کس اون سال به اندازه ما
به موفقیت و شهرت نرسید

10:00.725 --> 10:04.270
پسر بزرگ و هیکلی‌ای
که از پس کرانه‌های اتریش خودش رو به اینجا رسوند

10:04.353 --> 10:07.648
صداقت و شوخ‌طبعی آرنولد شوارتزنگر
باعث شد ستاره این فیلم بشه

10:07.732 --> 10:10.401
محقق شدن رویای هر مردی، مستر یونیورس...

10:10.484 --> 10:13.696
بیشتر از حد تحملم ـه -
بیشتر از حد تحملم ـه" می‌تونی این‌ کار رو بکنی؟" -

10:13.779 --> 10:14.779
اوه

10:15.489 --> 10:17.199
<i>♪ مهم نیست کی هستی ♪</i>

10:18.200 --> 10:21.662
با اندی وارهول و بازیگرای معروف
وقت می‌گذروندم

10:22.246 --> 10:23.789
روی جلد مجلات بودم

10:24.415 --> 10:25.583
و به «تاک‌شو» ها دعوت می‌شدم

10:26.917 --> 10:28.461
و بعدش «گرسنه بمان» اکران شد

10:29.170 --> 10:31.255
حتی دیوونه ‌کننده‌تر هم شد

10:31.339 --> 10:33.049
جایزه گلدن گلوب

10:33.140 --> 10:36.101
و گرفتن گلدن گلوب برای بازیگر جدید

10:36.177 --> 10:39.847
مشخص بود که کار بعدیم
فقط بازیگری نبود

10:39.930 --> 10:42.850
بلکه تبدیل به نقش اول فیلم‌ها

10:42.933 --> 10:44.185
ستاره فیلم شدن بود و

10:50.316 --> 10:51.984
می‌شه یه فندک بهم بدی؟

10:57.448 --> 11:01.202
اکثر اوقات، مردم فقط چشم‌شون به موفقیته

11:02.328 --> 11:03.454
،ولی واقعیتش اینه

11:03.537 --> 11:07.333
در کنار این موفقیت که ازش لدت می‌بردم
سختی زیادی هم بود

11:08.542 --> 11:10.961
«در یه فیلمی به اسم «شَرور

11:11.045 --> 11:13.255
با کرک داگلاس و ان مارگارت بازی کردم

11:13.339 --> 11:16.050
دوست داری پشتم رو کرم بزنی؟

11:16.133 --> 11:17.176
هان؟

11:17.760 --> 11:18.760
بهتره برم چوب بیارم

11:19.595 --> 11:22.640
وقتی فیلم اکران شد یکی از منتقدان گفت

11:22.723 --> 11:26.227
اسبه توی بیان احساسات چهره‌
بهتر از شوارتزنگر عمل کرده بود

11:30.147 --> 11:31.691
خیلی مستاصل بودم

11:32.608 --> 11:35.444
پیدا کردن یه مدیر برنامه خیلی سخت بود

11:36.112 --> 11:37.863
همه‌شون یه استدلال داشتن

11:37.947 --> 11:39.782
"الان نمی‌تونیم تو رو به فیلم معروفی وصل کنیم "

11:39.865 --> 11:41.492
"الان دهه 70 ـه"

11:41.575 --> 11:44.161
"عصر داستین هافمنه"

11:44.662 --> 11:46.914
"عصر آل‌پاچینو"

11:46.997 --> 11:50.334
"این مردای کوچولو
که سبک‌شون دقیقا خلاف توئه"

11:52.920 --> 11:55.256
خوش‌بختانه به پول نیازی نداشتم

11:56.298 --> 11:58.884
جو ویدر، بعد از اینکه من رو به آمریکا آورد

11:58.909 --> 12:01.995
بهم یاد داد که خونه خریدن
بهترین سرمایه گذاریه

12:02.138 --> 12:04.807
اولین ساختمان آپارتمانم رو توی دهه 70 خریدم

12:04.890 --> 12:06.350
وقتی که تورم بی‌داد می‌کرد

12:06.434 --> 12:09.562
و سریع فهمیدم کجا پتانسیل سرمایه‌گذاری داره

12:10.146 --> 12:13.858
بعدش شروع به خریدن ساختمان اداری
توی خیابون «مِین» در سنتا مونیکا کردم

12:14.567 --> 12:17.111
توی دهه 70 قبل اینکه
توی صنعت فیلم‌سازی موفق شوم

12:17.194 --> 12:19.405
تبدیل به یه میلیونر شدم

12:19.480 --> 12:23.109
مجبور نبودم نقش‌های کسشر رو بردارم

12:23.200 --> 12:24.827
تا بازیگر نقش مکمل بشم

12:24.910 --> 12:27.580
"چی؟ من نمی‌خوام بازیگر نقش مکمل بشم"

12:27.663 --> 12:30.458
"می‌خوام نقش اول باشم"

12:30.958 --> 12:32.376
"می‌‌خوام ستاره فیلم باشم"

12:33.085 --> 12:36.255
...فقط چون سر راهم سختی و مانع هست

12:36.338 --> 12:38.174
برام مهمی نیست باید چی کار کنم

12:38.257 --> 12:41.677
آخرش در کنار اون‌ها به بالاترین سطح می‌رسم

12:42.428 --> 12:44.138
پس به خودم گفتم

12:44.221 --> 12:47.016
چیزهایی که می‌گن، مانع و سد راهمن

12:47.099 --> 12:50.478
کاری می‌کنم که نه‌تنها سد راهم نباشن
بلکه ابزار کمکی برای رسیدنم به موفقیت باشن

12:55.214 --> 12:56.799
چِوی

12:56.984 --> 12:58.068
خوبی؟

12:58.152 --> 13:01.447
دوباره پخش زنده
از باشگاه تنیس وست ساید

13:01.530 --> 13:04.784
این تورنمنت رابرت اف کندی
برای سلبریتی‌های حرفه‌ایه

13:04.867 --> 13:05.867
و پسر بدنم داره تیر می‌کشه

13:06.328 --> 13:06.927
[ اثل کندی ]

13:06.952 --> 13:08.496
اثل کندی بهم زنگ زد

13:09.246 --> 13:12.374
و گفت" بابی شرایور اسمت رو

13:12.458 --> 13:15.336
برای تورنمنت تنیس رابرت اف کندی پیش کشید

13:15.426 --> 13:16.426
"تو معرکه می‌شی

13:16.462 --> 13:19.262
"شخصیت مناسبی برای سرگرم کردن
همه رو داری، میای؟"

13:19.298 --> 13:23.844
"بهش گفتم" اثل تاحالا راکت تنیس دستم نگرفتم

13:24.470 --> 13:27.640
همیشه هرکاری می‌خواستم بکنم رو
با مسئول تبلیغاتم چک می‌کردم

13:27.723 --> 13:30.226
"که گفت، "اثل کندی بهت زنگ زده؟

13:30.309 --> 13:31.602
"پشمام"

13:31.685 --> 13:33.187
"برو، قبلوش کن"

13:35.356 --> 13:38.776
قبل از مسابقات اصلی
یه مهمونی بزرگ برگزار شد

13:39.318 --> 13:41.529
تموم خانواده کندی توش حضور داشتن

13:42.955 --> 13:46.708
یونیس اومد سراغم و گفت
" خیلی خوبه که پیش‌مونی "

13:46.784 --> 13:49.745
"در ضمن این دخترم ماریا شرایوره"

13:50.621 --> 13:54.875
و بعدا وقتی بهم گفت
" دخترم ازت خوشش میاد "

13:55.376 --> 13:57.503
"بهش گفتم " دخترت کون معرکه‌ای داره

13:57.586 --> 13:59.380
"باید این رو بهت بگم"

13:59.463 --> 14:00.965
"یونیس گفت " ممنون

14:01.966 --> 14:05.511
و بعدش رفت در حالی که توی دلش می‌گفت
" این دیگه چه کوفتی بود؟ "

14:05.594 --> 14:07.930
حرف احمقانه‌ای بود
نمی‌دونم چرا به زبون آوردمش

14:09.348 --> 14:11.809
قهرمان متسر المپیا و مستر یونیورس سابق

14:11.892 --> 14:14.770
آرنولد الان احساس استیصال می‌کنه

14:14.854 --> 14:17.690
لباسش رو پاره می‌کنه
آماده‌ست تا به نبرد برگرده

14:18.190 --> 14:20.901
وقتی توی تورنمنت تنیس بودیم

14:20.985 --> 14:23.779
می‌تونستم ببینم که ماریا
کل این مدت نگاهش روم بود

14:24.446 --> 14:26.782
بعد از تموم شدن مسابقه
اون و کرولاین کندی

14:26.896 --> 14:28.939
اومدن پیشم و باهام حرف زدن

14:29.001 --> 14:33.213
بعدش ماریا گفت" فکر کنم بهتره با ما
"به بندر هیانیس بیای

14:33.289 --> 14:38.085
گفتم فقط باید برگردم
تا لباسام رو از هتل بردارم

14:38.168 --> 14:39.962
گفتم فقط لباس‌های تنیسم پیشمه

14:40.629 --> 14:43.299
"دیوونه شدی؟ همه اونجا با شرت می‌تابیم"

14:44.717 --> 14:47.970
اون شب با هواپیمای شخصی
به بندر هیانیس رفتیم

14:48.470 --> 14:52.308
بعدش باهاش به ساحل رفتم
و توی اقیانوس شنا کردیم

14:53.183 --> 14:57.062
سوار قایق شدیم
و با قایق خلیج رو دور زدیم

14:57.646 --> 15:00.149
شرایط عجیب و دیوانه‌واری بود

15:00.232 --> 15:03.736
و با این کار به دنبال آزمایش من بودن

15:05.529 --> 15:07.406
صبح روز بعد، یک‌شنبه

15:07.489 --> 15:10.451
همه اومدن توی اتاقم و گفتن
" آماده‌ای؟ "

15:10.534 --> 15:11.952
"داریم می‌ریم کلیسا"

15:12.036 --> 15:14.788
گفتم
"کلیسا چیه؟ من هیچ لباسی ندارم"

15:15.664 --> 15:19.168
توی کلیسا رز کندی ردیف اول  نشسته بود

15:19.251 --> 15:22.171
باید با لباس مناسب می‌رفتی
...همه شیک لباس پوشیده بودن، چون رز

15:22.254 --> 15:25.257
من مثل یه احمق با شرت و کفش تنیس

15:25.341 --> 15:27.593
و لباس بابی شرایور اونجا نشسته بودم

15:27.676 --> 15:29.470
باز حداقل لباس تنم بود

15:32.056 --> 15:34.808
واقعا عاشق ماریا شده بودم

15:34.892 --> 15:36.477
نه به خاطر اینکه یه کندی بود

15:36.560 --> 15:39.563
چون شخصیت بی‌نظیری داشت

15:40.091 --> 15:42.802
می‌تونستم شخصیت یاغی درونش رو ببینم

15:43.359 --> 15:46.362
می‌خواستم از خونه‌م، از اتریش فرار کنم

15:46.445 --> 15:49.907
اون هم می‌خواست فرار کنه

15:50.991 --> 15:52.993
پس این یه‌جورایی شروع

15:53.077 --> 15:54.244
رابطه من و ماریا بود

15:55.882 --> 15:57.932
[ لس آنجلس 1978  ]

15:57.957 --> 16:02.127
سال بعد، بلاخره یه مدیر برنامه پیدا کردم
که حاضر بود نمایندگیم رو قبول کنه

16:02.211 --> 16:06.298
کل چیزایی که بهم داده بودی رو به وکیلم دادم
و اون داره بررسی‌اش می‌کنه

16:06.323 --> 16:09.743
بهم گفت " با دینو د لائورنتیس
"مصاحبه داری

16:09.885 --> 16:12.471
اون کسیه که 500 فیلم رو تهیه کنندگی کرده

16:12.554 --> 16:14.640
اسکار و گلدن گلوب داره

16:14.665 --> 16:16.208
خیلی معروف بود

16:16.767 --> 16:19.269
رفتیم توی دفترش و اولین چیزی که دیدم
[ دینو د لائورنتیس، تهیه کننده ]

16:19.353 --> 16:20.896
یه مرد کوچولو بود

16:20.980 --> 16:23.232
که پشت یه میز بزرگ نشسته بود

16:23.257 --> 16:25.760
وقتی از صندلیش پاشد
بازم خیلی بلندتر نشد

16:25.901 --> 16:28.153
و فهمیدم که قدش خیلی کوتاهه

16:28.654 --> 16:31.907
پس گفتم، "چرا یه مرد به این کوچیکی
"همچین میز بزرگی می‌خواد؟

16:32.908 --> 16:34.868
و اون بلافاصله رد داد

16:35.369 --> 16:36.370
"اه"

16:36.453 --> 16:39.289
"نمی‌تونم ازت استفاده کنم تو لهجه داری "

16:39.373 --> 16:43.544
"گفتم " چه جالب که تو این رو می‌گی
" چون تو هم لهجه داری "

16:43.627 --> 16:44.878
"زورکی می‌فهمم چی می‌گی"

16:45.462 --> 16:47.589
"اه، بندازینش بیرون"

16:48.090 --> 16:50.175
هنوز در بسته نشده بود

16:50.259 --> 16:52.553
مدیر برنامه‌هام سرم داد کشید

16:52.636 --> 16:54.054
"این رو ببین آرنولد"

16:54.138 --> 16:58.392
"فقط یک دقیقه و 40 ثانیه طول کشید"

16:59.018 --> 17:02.813
"کوتاه‌ترین جلسه‌ای بود
که من توی هالیوود داشتم"

17:02.896 --> 17:05.566
"حتما باید دهن گشادت رو باز می‌کردی؟"

17:07.234 --> 17:08.360
،اواخر همون سال

17:08.385 --> 17:11.554
اد پرسمن حق ساخت فیلم «کونان بربر» رو خرید

17:11.697 --> 17:14.950
و بعد از دیدن «تپش آهن» عاشق من شده بود

17:14.975 --> 17:17.727
حس کرده بود من مناسب‌ترین شخصیت

17:17.870 --> 17:19.621
برای ایفای نقش کونان رو دارم

17:19.705 --> 17:23.000
اد پرسمن از دینو د لائورنتیس خواسته بود
تا تهیه کنندگی این فیلم رو به‌عهده بگیره

17:23.876 --> 17:27.004
دینو بلافاصله گفت
"نمی‌تونم از اون استفاده کنم"

17:27.087 --> 17:28.422
"یارو نازیه"

17:28.505 --> 17:29.882
"ازش خوشم نمیاد"

17:29.965 --> 17:34.094
اد پرسمن روحشم خبر نداشت
این درگیری به‌خاطر چیه

17:34.803 --> 17:38.337
خوشبختانه قبل اینکه من رو
از این پروژه حذف کنن

17:38.362 --> 17:39.173
[ جان میلیوس، نویسنده کارگردان ]

17:39.235 --> 17:41.602
اون‌ها کارگردان جان میلیوس رو استخدام کردن

17:42.352 --> 17:44.563
"اون می‌گفت "دینو ازت خوشش نمیاد

17:44.646 --> 17:46.148
من بهش گفتم می‌دونم ازم خوشش نمیاد

17:46.173 --> 17:49.051
بهم گفت "نگران نباش
"من ردیفش می‌کنم

17:49.193 --> 17:51.195
و جان میلیوس مرد سرسخت و کله‌خری بود

17:52.098 --> 17:54.907
به جلسات با یه تفنگ پُرِ کالیبر 45 می‌رفت

17:54.990 --> 17:57.910
وقتی می‌خواست با مدیران اجرایی استودیو
حرف بزنه اون رو می‌ذاشتش روی میز

17:57.993 --> 18:00.412
دینو اصلا دلش نمی‌خواست باهاش طرف حساب بشه

18:00.996 --> 18:02.956
اون فکر می‌کرد میلیوس دیوونه‌‌ست

18:03.582 --> 18:06.752
بعش میلیوس گفت
"فیلم رو بدون آرنولد کارگردانی نمی‌کنم"

18:06.835 --> 18:08.378
"اون نقش کونان رو بازی می‌کنه"

18:16.692 --> 18:18.238
[ کونان بربر ]

18:18.278 --> 18:19.988
فیلم‌برداری سخت بود

18:20.474 --> 18:21.558
میلیوس روانی بود

18:22.726 --> 18:25.562
اون می‌خواست توی سرما سر صحنه باشی

18:25.646 --> 18:26.980
درحالی که تا ما تحت داشت یخ می‌زد

18:28.107 --> 18:30.400
مضمون فیلم زجر کشیدن بود

18:30.484 --> 18:31.819
اون ازش لذت می‌برد

18:31.902 --> 18:34.655
یکی از چیزهایی که یاد گرفتم
سنگ‌دل بودنه

18:34.738 --> 18:35.864
چندین سال بعد از مرگت تصمیم می‌گیرن

18:35.896 --> 18:38.815
آدم خوبی بودی یا نه

18:38.951 --> 18:43.205
تموم بدل‌کاری‌هام با خودم
کسی هم هیکل من نداشتیم

18:43.789 --> 18:45.749
پس باید همه‌ کارها رو خودم می‌کردم

18:46.104 --> 18:47.807
[ بخش حذف شده
از فیلم کونانی بربر ]

18:55.968 --> 18:57.094
لعنت خدا بر شیطون

18:57.119 --> 18:58.788
برداشت اول خوب بود

18:58.928 --> 19:02.306
بعدش برداشت دوم
سوم، چهارم رو انجام دادیم

19:02.339 --> 19:05.050
و در نهایت واقعی خون‌ریزی کردم

19:10.941 --> 19:14.361
من همیشه آمادگی رو خیلی مهم می‌دونستم

19:14.862 --> 19:17.698
حالا مهم نیست چندتا برداشت باید بری

19:17.781 --> 19:20.075
نباید نا آماده سر صحنه بری

19:20.159 --> 19:22.369
فقط به همین نیاز پیدا می‌کنی

19:22.452 --> 19:25.747
ساعت 5 صبح هم‌دیگه رو می‌دیدیم
و تمرین شمشیر زنی سامورایی می‌کردیم

19:25.831 --> 19:27.624
تمرین مبارزات تن به تن
و قداره کشی

19:27.649 --> 19:30.944
تا بتونم حرکات رو درک کنم
و قادر به انجام‌شون باشم

19:34.006 --> 19:35.883
ساعت‌ها تمرین اسب‌ سواری می‌کردم

19:35.966 --> 19:38.844
چون می‌خواستم با اسب یکی بشم

19:39.803 --> 19:42.723
و در نهایت دینو د لائورنتیس به سر صحنه اومد

19:42.748 --> 19:43.644
[ دینو د لائورنتیس، تهیه کننده ]

19:43.682 --> 19:45.017
از پله‌ها اومد بالا

19:46.518 --> 19:47.728
مستقیم سمت من

19:47.811 --> 19:51.481
و بهم گفت
"شوارتزنگر تو کونانی "

19:52.357 --> 19:53.275
اه

19:53.358 --> 19:55.777
برگشت دوباره رفت از پله‌ها پایین

19:56.570 --> 19:59.239
یادمه میلیوس اومد سمتم

19:59.323 --> 20:00.532
یه بغل درست و حسابی کردم

20:00.616 --> 20:03.702
"و بهم گفت" آره! دوستت داره

20:03.785 --> 20:06.788
"شنیدی چی بهت گفت؟"
"گفتم " اون گفت من کونانم. خودم می‌دونم

20:07.755 --> 20:10.883
"این بهترین تعریفیه که اون ممکنه  از بکنه
تو کونانی"

20:10.959 --> 20:12.377
"تو خود شخصیت فیلمی"

20:14.671 --> 20:17.633
و دارنده سابق مقام مستر یونیورس
که جثه عظیمی داره

20:17.658 --> 20:20.202
نقش اول فیلم جدیدی به نام
کونان بربر است

20:23.513 --> 20:26.099
موضوع فیلم چیه؟ -
یه فیلم فانتزیه -

20:26.183 --> 20:29.353
یک فیلم ماجراجوییه
در یک زمان خیلی خیالی اتفاق میفته

20:29.436 --> 20:32.105
آرنولد شوارتزنگر، کونان بربر

20:32.130 --> 20:34.632
برای تبلیغ این فیلم
به تموم کشورهای جهان سفر کردم

20:34.775 --> 20:35.817
چون می‌خواستم نشون بدم

20:35.901 --> 20:38.695
که الان آرنولدِ بازیگرم نه آرنولدِ بدنساز

20:41.531 --> 20:43.742
و جواب داد چون خودم رو

20:43.825 --> 20:45.994
به‌عنوان یه بازیگر بین‌المللی تثبیت کردم

20:46.578 --> 20:49.706
کونان 90 میلیون دلار فروش جهانی داشت

20:49.790 --> 20:53.961
به منتقدان ثابت کردم
که یه خارجی با لهجه

20:54.044 --> 20:57.881
و وزن 110 کلیو
می‌تونه نقش اول یه فیلم بزرگ رو بازی کنه

20:57.965 --> 21:00.842
و حسابی فروش جهانی بالای داشته باشه

21:02.427 --> 21:03.428
پس کون‌ لق‌ همه‌شون

21:11.363 --> 21:14.027
[ سان ولی، 2023 ]

21:15.148 --> 21:18.068
الان بیشتر از 25 ساله
که این خونه رو دارم

21:19.236 --> 21:21.863
سبک ساختش ترکیبی
از مدل اتریشی و آمریکاییه

21:22.364 --> 21:23.782
در حد خونه‌های اتریشی گرمه

21:24.482 --> 21:26.901
و بزرگیش به اندازه‌های خونه‌های آمریکاییه

21:26.994 --> 21:27.994
!بزرگ

21:28.036 --> 21:30.622
!خیلی بزرگ هم به‌اندازه کافی بزرگ نیست

21:30.706 --> 21:31.748
این طرز فکر آمریکاییه

21:33.667 --> 21:37.462
وقتی در دهه 60 و 70 به اینجا اومدم

21:37.546 --> 21:38.797
آمریکا مشکلاتی داشت

21:39.298 --> 21:42.342
قتل‌های خانواده مانسون
و تظاهرات علیه جنگ

21:42.426 --> 21:44.052
جنبش هیپی‌ها شکل گرفته بود

21:44.678 --> 21:48.640
یه مهاجر مثل من این چیزها رو نمی‌بینه

21:48.724 --> 21:50.600
من به یه کشور پر زرق و برق رفتم

21:51.727 --> 21:55.355
آره، ممکنه بدی‌ها و معایبی داشته باشه

21:55.439 --> 21:56.815
ولی من نمی‌بینم‌شون

21:58.525 --> 22:02.821
من حواسم رو معطوف گذر از یه دنیا
و وارد شدن به دنیا دیگه‌ای بود

22:03.405 --> 22:06.074
رفتن از بدنسازی به صنعت سرگرمی
و بازیگری

22:06.158 --> 22:07.576
این فقط توی آمریکا ممکنه

22:12.722 --> 22:13.348
« هالیوود »

22:13.373 --> 22:16.251
من عاشق آمریکا شدم چون

22:16.335 --> 22:18.879
توی مدرسه یه فیلم سیاه و سفید دیدم

22:19.629 --> 22:22.049
آسمان‌خراش‌های نیویورک

22:22.632 --> 22:24.760
«پل «گلدن گیت

22:24.843 --> 22:27.512
همه‌چیز غول‌آسا و بزرگ به‌نظر می‌رسید

22:27.596 --> 22:29.514
و می‌خواستم بخشی از اون باشم

22:30.474 --> 22:33.977
به موسیقی و سیاست آمریکایی علاقه‌مند شدم

22:34.061 --> 22:36.229
فکر و ذکرم آمریکا بود

22:38.523 --> 22:40.817
برای گرفتن تابعیت اقدام کردم

22:41.610 --> 22:43.403
البته باید یه آزمونی رو قبول بشی

22:44.112 --> 22:46.490
براش تمرین کردم و قبول شدم

22:47.866 --> 22:50.452
در سال 1983 شهروند آمریکا شدم

22:50.952 --> 22:53.538
واسه مدت طولانی منتظر این لحظه بودم

22:53.622 --> 22:55.290
امروز بلاخره یک شهروند آمریکایی هستم

22:55.374 --> 22:58.835
و حس بی‌نظیری دارم

23:01.963 --> 23:05.801
واقعا حس می‌کردم
چه هدیه بی‌نظیریه

23:05.884 --> 23:07.219
که یه شهروند آمریکایی بشی

23:09.221 --> 23:12.516
توی اتریش به‌دنیا اومده بودم
و خیلی بهش افتخار می‌کنم

23:12.599 --> 23:14.434
ولی آمریکا آرنولد رو ساخت

23:18.605 --> 23:21.483
این کشور به دولت جدیدی نیاز داره

23:21.566 --> 23:24.403
تا دوباره آمریکا رو به شکوه سابقش بازگردونه

23:27.823 --> 23:32.119
در دهه 80 مردم مشکلات
دهه‌های 60 و 70 رو پشت سر گذاشتن

23:32.144 --> 23:34.355
و بعدش رونالد ریگان رئیس‌جمهور شد

23:34.496 --> 23:37.165
اون زیر بار حرف زور ِ هیچ کشوری نرفت

23:37.666 --> 23:39.251
آمریکا به شکوه سابقش بازگشت

23:41.795 --> 23:44.631
همه شما قدرت بدنی، و شجاعت اخلاقی

23:44.714 --> 23:46.216
و البته قدرت معنوی‌ای به خرج‌ دادین

23:46.299 --> 23:49.845
که عالی‌ترین، آزادترین کشوری
که دنیا به خودش دیده رو ساختین

23:55.517 --> 23:59.604
آمریکا قوی بود، این روی سینما تاثیر گذاشت

24:00.942 --> 24:03.775
ناگهان مردم از فیلم‌های اکشن
استقبال چشم‌گیری کردن

24:04.484 --> 24:06.653
خیلی مهم بود که بدن عضلانی‌ای داشته باشی

24:06.736 --> 24:08.530
و شبیه قهرمان فیلم‌های اکشن باشی

24:12.033 --> 24:14.911
پس ما از رئیس‌جمهور شدن رونالد ریگان

24:14.995 --> 24:18.123
و از اشتیاق مردم
برای برگشتن آمریکا به شکوه سابقش نفع بردیم

24:18.874 --> 24:20.250
و درمورد آرنولد

24:20.333 --> 24:23.712
اون، تموم استعدادهاش رو
در صنعت سینما به نمایش گذاشت

24:27.299 --> 24:30.594
به یه مهمونی رفتم و مایک مدووی رو دیدم

24:30.677 --> 24:33.013
که تهیه کننده پر آوازه‌ایه

24:33.638 --> 24:36.892
بهم گفت
ما یه فیلم سراسر اکشن داریم"

24:37.661 --> 24:39.144
که اسمش «نابودگر» ـه

24:39.532 --> 24:41.274
[ نابودگر، فیلمی از جیمز کامرون
به همراه گیل آن هرد ]

24:41.605 --> 24:45.066
یه‌کم بی‌میل بودم
چون حس می‌کردم فیلم درجه 2 باشه

24:45.734 --> 24:47.736
ولی فیلمنامه عالی بود

24:48.236 --> 24:51.198
گفت هنوز باید
بازیگر یه شخصیت رو انتخاب کنیم

24:51.281 --> 24:52.365
که ریسه

24:54.201 --> 24:57.746
مایک مدووی بهم گفت که بازیگران انتخاب شدن

24:57.844 --> 24:59.473
"خیلی عصبی شدم "
[ جیمز کامرون، نویسنده، کارگردان ]

24:59.581 --> 25:02.042
او‌جِی سیمپسون و آرنولد شوارتزنگر

25:03.683 --> 25:05.185
گفتم " خب، هرکدوم نقش چه شخصیتی رو
" بازی می‌کنن

25:05.253 --> 25:07.380
این دوتا اسم به‌نظرم مناسب نیومدن

25:08.089 --> 25:09.090
نمی‌تونستم بی‌خیالش بشم

25:09.174 --> 25:12.344
باید شوارتزنگر رو می‌دیدم

25:12.427 --> 25:16.890
آرنولد رو توی لِ‌دام دیدم
که یه رستوران برای بستن قردادهای تجاری بود

25:16.973 --> 25:17.974
آرنولد فیلم‌نامه رو خوند

25:18.058 --> 25:20.310
بخش‌هایی‌ از اون رو علامت گذاری کرد
و شروع به حرف زدن کرد

25:20.393 --> 25:24.481
فقط نشسته بودم تماشا می‌کردم
انگار فضا ساکت‌تر می‌شد

25:24.981 --> 25:28.151
و وقتی که در باز شد
نور منعکس شده از پنجره‌ها رو می‌دیدم

25:28.235 --> 25:30.612
که به صورتش می‌تابه

25:30.695 --> 25:32.155
و به این فکر فرو رفتم

25:33.281 --> 25:34.866
"چه چهره جذابی داره"

25:36.159 --> 25:39.621
در طول گفتگومون مشخص شد

25:39.704 --> 25:42.249
که هیچ‌کس قانع نشده
که او‌جِی سیمپسون مناسب بازی توی نابودگره

25:42.274 --> 25:45.194
چون نمی‌شد به عنوان ماشین کشتار قالبش کرد

25:47.629 --> 25:48.629
آره

25:50.715 --> 25:52.860
اون درمورد شخصیت نابودگر حرف می‌زد

25:52.884 --> 25:54.344
ولی حرفی از شخصیت ریس نزد

25:54.970 --> 25:59.224
گفتم" ببین، هر کسی که انتخاب می‌کنی
باید کاملا نقطه مقابل

25:59.307 --> 26:01.017
"یه انسان باشه

26:01.101 --> 26:04.938
از سوار موتور شدنش بگیر
تا دویدن و بلند شدنش

26:05.021 --> 26:08.316
باید همه‌چیز دقیقا مثل یه ربات باشه

26:09.276 --> 26:11.903
"اون گفت، "چرا تو نابودگر رو بازی نمی‌کنی؟

26:11.987 --> 26:15.574
"تو کاملا این شخصیت رو درک می‌کنی
تو اون رباتی"

26:16.283 --> 26:18.702
"گفتم " نه، نمی‌خوام نقش شرور رو بازی کنم

26:18.785 --> 26:21.413
"این شخصیت فقط 26 خط دیالوگ داره"

26:21.438 --> 26:23.148
و برای این موضوع با اون جنگیدم

26:23.290 --> 26:26.585
"و اون با آرامش بهم گفت" درموردش فکر کن

26:27.752 --> 26:30.630
برای سه روز روش فکر کردم
و بعد بهش زنگ زدم

26:30.714 --> 26:34.801
و بهش گفتم" هردفعه که می‌خونمش
بیشتر و بیشتر خودم رو

26:34.884 --> 26:36.386
"در نقش نابودگر تجسم می‌کنم

26:36.469 --> 26:39.431
بهش گفتم پایه‌م
و آماده‌سازی‌ها رو شروع کردیم

26:43.057 --> 26:45.361
[ نابودگر ]

26:50.025 --> 26:53.194
متوجه شد که این دقیقا چیزیه
که اون بهش نیاز داره

26:53.278 --> 26:57.198
برای توازن بخشیدن به اعتبارش کاریش

26:57.282 --> 26:59.075
که فقط به یه بدنساز شناخته می‌شد

26:59.576 --> 27:02.579
این نقش مربوط به داشتن بدنی عضلانی نبود
بلکه درمورد حالات چهره بود

27:06.166 --> 27:08.126
واقعا برام مثل بقیه کارها بود

27:08.209 --> 27:11.338
فکر نمی‌کردم که خیلی بهتر

27:11.421 --> 27:12.881
از بقیه فیلم‌نامه‌هایی که خوندم باشه

27:12.964 --> 27:14.382
واقعا از بزرگیش غافل بودم
[ لیندا همیلتون ]

27:14.466 --> 27:18.011
فیلم کم بودجه‌ای بود
و ماها همه بازیگرهای تازه‌کار بودیم

27:18.094 --> 27:20.430
من شک و تردید زیادی داشتم

27:21.306 --> 27:24.976
طبق تعریف مغرورانه ما، آرنولد فقط یه آدم خودنما بود
و فقط به‌درد ژست عکاسی می‌خورد

27:25.060 --> 27:27.687
بدنسازی که وانمود می‌کرد یه بازیگره

27:28.313 --> 27:29.313
اه

27:29.731 --> 27:31.399
ولی، چون کنجکاو بودم

27:31.483 --> 27:34.944
رفتم توی پشت صحنه وایستادم
و آرنولد رو تماشا کردم

27:36.237 --> 27:38.114
نابودگر همه‌جا هست

27:39.699 --> 27:41.451
نمی‌شه باهاش معامله کرد

27:41.534 --> 27:43.411
نمی‌شه منطقی باهاش حرف زد

27:44.162 --> 27:45.747
حس ترهم و هم‌دردی

27:45.830 --> 27:48.416
یا پشیمانی و ترس نداره

27:48.500 --> 27:52.253
و تا وقتی که نمی‌ری

27:52.879 --> 27:54.339
دست از کارش برنمی‌داره

28:01.513 --> 28:04.849
و بازیش
ویژگی‌های فیزیکی و بی‌احساسیش

28:04.933 --> 28:07.644
و تموم چیزایی که سعی داشت
به اجرا بذاره رو قبول کردم

28:07.727 --> 28:09.270
"با خودم گفتم "خیلی‌خب، فکر کنم این فیلم موفق بشه

28:13.024 --> 28:16.444
یه زمانی هنگام فیلم‌برداری
صحنه توی ایستگاه پلیس رو می‌گرفتیم

28:16.528 --> 28:18.321
من یکی از دوستان سارا کانرم

28:18.412 --> 28:20.452
بهم گفتن اینجاست
می‌تونم ببینمش؟

28:20.482 --> 28:22.734
نه، نمی‌تونی ببینیش
داره اظهاریه پر می‌کنه

28:22.826 --> 28:24.703
"دیالوگش این بود‌"بر خواهم گشت

28:24.786 --> 28:27.414
قرار نبود صحنه بزرگی باشه

28:27.462 --> 28:31.508
قرار بود توی صورتش بگه
که مشکلی نیست

28:31.626 --> 28:33.962
برخواهم گشت

28:34.045 --> 28:36.464
"بنا به دلایلی آرنولد نگفت " بر خواهم گشت

28:36.548 --> 28:40.093
بهش گفتم، خیلی ساده بهش بگو
" برمی‌گردم "

28:40.195 --> 28:44.813
بهش گفتم، " جیم، برای من
"خنده‌داره وقتی می‌گم من برمی‌گردم

28:45.306 --> 28:49.811
بیشتر شبیه رباته اگه بگم
برمی‌‌گردم

28:49.902 --> 28:52.739
"و اون گفت، "تو نویسنده‌ای؟
"منم بهش گفتم" نه

28:52.814 --> 28:55.734
اون گفت
" پس بهم نگو چه کوفتی بنویسم "

28:56.651 --> 28:57.819
گفتم باشه

28:58.445 --> 28:59.779
"برمی‌گردم"

28:59.863 --> 29:00.739
"اوه، آره"

29:00.822 --> 29:02.991
"خدای من مو به تنم سیخ شد
عالی بود"

29:03.992 --> 29:05.076
برمی‌گردم

29:08.204 --> 29:09.330
کاملا حق با اون بود

29:09.414 --> 29:13.793
این تبدیل به پُر تکرارترین دیالوگ
در تاریخ سینما شد

29:13.877 --> 29:17.005
پس این بهتون نشون می‌ده
کی درست می‌گفته و کی اشتباه

29:25.263 --> 29:28.516
تنها خواسته من از یه فیلم
صحنه‌های اکشن زیاده

29:28.600 --> 29:30.643
و شخصیتی که توی فیلم بهش علاقه پیدا کنم
و بهش اهمیت بدم

29:30.727 --> 29:32.270
این فیلم هر دو رو داشت

29:32.353 --> 29:34.522
کلی صحنه اکشن داره
شخصیت‌هایی داره که بهش اهمیت می‌دیم

29:34.606 --> 29:36.024
و طرح هوشمندانه‌ای هم داره

29:36.107 --> 29:38.610
وقتی بعد از پایان فیلم نابودگر
از جام پاشدم

29:38.693 --> 29:40.403
واقعا سرگرم شده بودم و بهم خوش گذشته بود

29:41.154 --> 29:43.740
اگه فیلمی در گیشه موفق بشه

29:43.823 --> 29:45.950
به این معنی نیست
که منتقدان رو هم راضی می‌کنه

29:46.034 --> 29:48.828
اینکه به نظر منتقدان مجله تایمز

29:48.912 --> 29:51.998
این فیلم یکی از 10 فیلم برتر انتخاب شده بود

29:52.081 --> 29:53.166
بی‌سابقه بود

29:53.249 --> 29:55.251
حتی جیمز کامرون هم شگفت‌زده کرده بود

29:55.835 --> 29:57.629
یهو توی بورس بودم

29:58.963 --> 30:01.090
ولی یه چیزی کم بود

30:05.720 --> 30:07.263
همیشه به یه دشمن نیاز داشتم

30:08.097 --> 30:09.432
اومدی اینجا به کسی سر بزنی؟

30:11.017 --> 30:12.143
نه

30:12.986 --> 30:15.488
در سال 1977
آرنولد برنده بهترین بازیگر جدید شد

30:15.522 --> 30:16.523
من گفتم، " واقعا"؟
[ سیلوستر استالونه، بازیگر، نویسنده، ‌کارگردان ]

30:18.441 --> 30:22.654
دهه 80 دوران جالبی بود
چون تعریف بازیگر اکشن

30:22.737 --> 30:24.656
هنوز کاملا شکل نگرفته بود

30:26.991 --> 30:30.203
تا اون زمانه صحنه اکشن
تعقیب و گریز با ماشین بود

30:30.286 --> 30:32.497
مثل فیلم بولیت یا ارتباط فرانسوی

30:33.248 --> 30:35.834
"و یا فیلم‌هایی درمورد "هوش

30:35.917 --> 30:39.379
و کنایه و اصطلاحت لغوی

30:39.470 --> 30:42.265
فیلم «نخستین خون» یه اکشن خالص بود

30:42.924 --> 30:45.218
باید به بدن‌مون اتکا می‌کردیم

30:45.301 --> 30:46.845
تا حس داستان رو منتقل کنه

30:47.512 --> 30:48.346
اه

30:48.429 --> 30:50.390
داشتن دیالوگ‌های زیاد ضروری نبود

30:51.140 --> 30:54.060
به‌نظرم یه فرصت بود
چون هیچ‌کسی این کار رو نمی‌کرد

30:54.143 --> 30:56.896
به جز یه بازیگر دیگه اهل اتریش

30:59.065 --> 31:00.817
که نیازی نداره توی فیلم‌هاش
زیاد حرف بزنه

31:00.900 --> 31:03.903
اسلای» توی دهه 80 از من جلوتر بود»

31:03.987 --> 31:06.114
پس باید بهش می‌رسیدم

31:06.197 --> 31:09.993
پس هر دفعه که یه فیلمی
مثل «رمبو 2» رو اکران می‌کرد

31:10.758 --> 31:13.219
باید راهی پیدا می‌کردم تا ازش جلو بزنم

31:13.244 --> 31:15.538
«این فیلم جدیدی که توش بازی می‌کنی «کماندو

31:15.673 --> 31:18.050
با فیلم رمبو مقایسه می‌شه

31:18.075 --> 31:19.451
نمی‌تونین این دوتا فیلم رو باهم مقایسه کنین

31:19.586 --> 31:21.671
چون فیلمِ من توی جنگل گرفته نشده

31:22.263 --> 31:25.850
عضله و فیزیک بدنی‌تون؟
در مقایسه با آقای استالونه کدوم بهتره؟

31:25.925 --> 31:28.970
من عنواین قهرمانی زیادی بردم
نیازی ندارم از خودم دفاع کنم

31:31.264 --> 31:33.141
آرنولد خیلی قوی‌ پیش‌رفت

31:33.224 --> 31:36.477
خیلی رقابت‌مون تنگاتنگ شد
مثل محمد علی کلی و جو فریزیر

31:36.561 --> 31:39.230
یا جنگ‌جویان بزرگی که هم‌مسیر می‌شن

31:39.314 --> 31:41.065
فقط جا واسه یکی‌مون بود

31:41.691 --> 31:44.652
سبک بازیگری‌مون کاملا متفاوت بود

31:47.071 --> 31:48.740
اون برتر بود

31:49.324 --> 31:51.951
اون همه چیز داشت
بدن عضلانی مناسب، قدرت بدنی بالا

31:52.035 --> 31:53.703
این شخصیتش بود

31:54.329 --> 31:55.622
تق، تق

31:56.748 --> 31:59.542
سعی می‌کردم مردی باشم

31:59.626 --> 32:01.044
که خیلی یکه بزن نیست

32:02.211 --> 32:04.756
باید همه‌ش دهنم سرویس می‌شد

32:05.256 --> 32:08.426
درحالی که آرنولد هیچ‌وقت آسیب جدی‌ای
" توی فیلم نمی‌دید و گفتم "آرنولد

32:08.509 --> 32:11.596
"تو اگه توی فیلم با اژدها هم بجنگی
تهش یه خراش جزئی می‌بینی"

32:12.221 --> 32:15.058
خیلی باهم خصومت داشتیم

32:15.141 --> 32:17.810
فکر کنم نیاز به یه‌کم آهن

32:17.894 --> 32:18.728
توی رژیم غذاییت داری

32:18.811 --> 32:22.231
حتی نمی‌تونستیم کنار هم توی یه اتاق باشیم
مردم باید می‌اومدن جدامون می‌کردن

32:22.315 --> 32:24.609
دیلان -
توی همه‌چیز رقابت می‌کردیم -

32:24.692 --> 32:26.235
ای تخم حروم

32:27.153 --> 32:28.873
بدنم دم کرده و روغنی بود

32:28.947 --> 32:30.365
مشکل چیه؟

32:30.448 --> 32:32.617
کی بدجنس‌تره؟
کی قوی‌تره؟

32:32.700 --> 32:36.454
و اون می‌گفت "استالونه توی فیلمش 15 تا رو کشت
"من باید 30 تا رو بکشم

32:37.664 --> 32:39.165
کی چاقوش بزرگتره؟

32:39.248 --> 32:40.291
همین‌جاها بمون

32:40.316 --> 32:41.567
کی از تنفگ بزرگ‌تری استفاده می‌کنه؟

32:45.797 --> 32:48.591
دیگه این‌قدر زیاده روی کردیم
که به توپ جنگی هم رسیدیم

32:49.801 --> 32:52.428
من و اسلای توی جنگ بودیم

32:54.138 --> 32:55.848
اون می‌خواست شماره یک باشه

32:58.309 --> 33:01.229
متاسفانه به اون رتبه رسید

33:01.312 --> 33:05.316
بدون استالونه، من توی دهه 80 این‌قدر
با انگیزه نمی‌شدم

33:05.408 --> 33:08.869
تا این فیلم‌ها رو بسازم و سخت تلاش کنم

33:10.822 --> 33:12.407
من آدم رقابتی‌‌ای هستم

33:13.241 --> 33:15.326
کل زندگی‌م همینطور بودم

33:17.120 --> 33:18.538
وقتی بچه بودم

33:18.621 --> 33:22.625
داداشم برای مدرسه راهنمایی‌ش به گراتش رفت

33:23.418 --> 33:25.670
واسه رسیدن به اتوبوس باید نیم‌ساعت

33:25.753 --> 33:26.879
پیاده توی جنگل راه می‌رفت

33:27.505 --> 33:29.132
برادرم

33:29.215 --> 33:30.215
از تاریکی می‌ترسید

33:30.258 --> 33:32.719
پس توی راه برگشتش خیلی می‌ترسید

33:33.469 --> 33:35.054
پس باید می‌رفتم

33:35.138 --> 33:38.391
و مطمئن می‌شدم
داداشم توی راه برگشت گریه‌ش نگیره

33:39.225 --> 33:43.021
می‌خواستم به پدر و مادرم ثابت کنم
که بین ما دوتا من شجاع‌ترم

33:44.022 --> 33:46.232
می‌خواستم بهم افتخار کنن

33:46.315 --> 33:47.692
،می‌خواستم بهشون نشون بدم آره

33:48.401 --> 33:49.401
من می‌تونم

33:52.171 --> 33:54.699
توی سال 1985

33:55.283 --> 33:57.660
ماریا رو با خودم به اتریش بردم

33:58.411 --> 33:59.620
به شهر تال

33:59.704 --> 34:01.122
تو دهکده ابا اجدادیم

34:02.582 --> 34:05.001
و بعد به «تالارسی» رفتیم

34:05.084 --> 34:06.794
دریاچه‌ی توی دهکده‌م

34:07.336 --> 34:09.630
خیلی برام ارزش‌مند بود

34:09.714 --> 34:12.633
که تونست ببینه از کجا اومدم

34:12.717 --> 34:14.093
و همه‌چیز از کجا شروع شد

34:16.012 --> 34:17.555
و بهش گفتم

34:17.638 --> 34:20.767
"اینجا یه چندتایی قایق داره
تو رو برای قایق‌سواری می‌برم‌"

34:21.517 --> 34:25.438
وقتی وسط دریاچه بودیم
حلقه‌ رو در آوردم

34:25.521 --> 34:27.148
و ازش خواستگاری کردم

34:30.777 --> 34:32.320
سوپرایز موفقی داشتم

34:36.115 --> 34:37.867
عروسی‌مون توی بندر هیانیس بود

34:37.950 --> 34:41.496
توی همون کلیسایی که برای اولین بار
مادربزرگ ماریا رو دیدم

34:41.579 --> 34:42.663
رز کندی

34:43.831 --> 34:46.000
بزرگ‌ترین عروسی‌ای بود
که من تا حالا توش شرکت داشتم

34:46.084 --> 34:48.461
حداقل 500 نفر اونجا بودن

34:49.462 --> 34:50.797
فقط ده درصدشون رو می‌شناختم

34:51.631 --> 34:53.174
چه‌طور دوستت دارم؟

34:53.257 --> 34:55.259
بگذار راه‌های دوست داشتنت رو بشمارم

34:55.843 --> 34:57.261
تو رو دوست دارم

34:57.345 --> 34:58.679
با تمام نفس‌‌هایم

34:59.430 --> 35:02.058
با خنده‌ها و اشک‌هایم

35:02.141 --> 35:03.976
با تمام وجود و زندگی‌ام

35:04.060 --> 35:05.746
...من، ماریا -
...من، آرنولد -

35:05.770 --> 35:08.189
....تو را، آرنولد به همسری برمی‌گزینم -
...تو را، ماریا به همسری برمی‌گزینم -

35:08.272 --> 35:11.109
در دوران سختی و خوشی
در بیماری و سلامتی

35:11.692 --> 35:12.777
بهت عشق می‌ورزم

35:12.860 --> 35:14.980
...و تو رو محترم می‌شمارم -
در تمام طول عمرم -

35:16.239 --> 35:17.406
حالا چی؟

35:17.490 --> 35:18.866
می‌تونی عروس رو ببوسی

35:52.441 --> 35:55.862
همیشه فکر می‌کرد
خوش‌شانس‌ترین آدم دنیام

35:55.945 --> 36:00.199
خیلی خوش اقبالم
که توی سینما

36:00.825 --> 36:02.618
و زندگی شخصیم موفقم

36:02.702 --> 36:06.414
افراد خیلی کمی هستن که می‌تونن بگن
توی جفتش موفقن

36:08.428 --> 36:09.308
[ حاملگی سد راه خبرنگار زن ان‌بی‌سی نمی‌شود ]

36:09.333 --> 36:11.669
و بعدش پدر شدن

36:11.752 --> 36:13.421
یه تجربه کاملا جدیده

36:13.446 --> 36:16.324
مردم همیشه درموردش حرف می‌زنن
و تو هیچ ایده‌ای نداری

36:16.465 --> 36:17.967
درمورد چی دارن حرف می‌زنن

36:18.050 --> 36:19.802
وقتی کاترین به‌دنیا اومد

36:19.886 --> 36:22.763
من توی اتاق زایمان بودم
و اشک از چشمام سرازیر شد

36:22.847 --> 36:24.974
خیلی احساساتی شده بودم

36:25.725 --> 36:27.018
برای زندگی‌ای

36:27.101 --> 36:29.270
که با ماریا خلق کرده بودم

36:29.353 --> 36:33.274
و متوجه می‌شی که این دنیای
کاملا جدیدیه

36:33.983 --> 36:38.070
و مقدار شادی‌ای که برامون
به ارمغان آورده بود خیره کننده بود

36:38.821 --> 36:40.865
و بسیار الهام بخشم شده بود

36:40.948 --> 36:42.867
تا به حرفه‌م ادامه بدم

36:42.942 --> 36:45.737
ولی حالا باید تصمیم جدیدی درموردش می‌گرفتم

36:49.790 --> 36:54.253
همیشه از این لحظه خیلی خوشم می‌اومد
که نقل قولی رو می‌خونم و به این فکر می‌کنم

36:54.337 --> 36:56.505
"این چیزیه که من می‌تونستم بگم"

36:57.006 --> 37:01.886
این حرف تد ترنر " زود بخواب، سحر خیز باش
"سخت کار کن، برای پیشرفتِ کارت رو تبلیغ کن

37:02.386 --> 37:03.930
یکی از اون نقل قول‌هاست

37:14.032 --> 37:15.875
[اسپن، 1987]

37:15.900 --> 37:18.569
دفعه اولی که به آرنولد بر خوردم

37:18.653 --> 37:21.489
جفت‌مون داشتیم توی کلرادو اسکی می‌کردیم

37:21.572 --> 37:23.991
داشت از باشگاه «اسنومس» می‌اومد بیرون

37:24.075 --> 37:26.577
یهو وایستاد و به من اشاره کرد

37:26.602 --> 37:28.562
تو کارگردان فیلم «شکارچیان روح»ای
[  ایوان رایتمن، نویسنده و کارگردان ]

37:28.719 --> 37:31.555
گفتم آره این فیلم منه

37:31.624 --> 37:33.626
اون گفت " می‌دونی من می‌تونم
"یه شکارچی روح باشم

37:34.335 --> 37:37.255
به‌صورت خیلی ظریف بهم فهموند

37:37.338 --> 37:39.507
" که می‌تونم توی فیلم‌های کمدی بازی کنم
و نه فقط اکشن "

37:40.341 --> 37:43.511
به شام رفتیم و غافل‌گیرم کرد

37:43.594 --> 37:45.179
خیلی خوش‌زبون بود

37:45.263 --> 37:48.391
و از خودش ذکاوت و شوخ‌طبعی نشون داد

37:49.392 --> 37:52.061
و بهش گفتم
" یه روز باهم یه فیلمی می‌سازیم "

37:53.521 --> 37:57.525
بعدا، دنی دویتو و من ،در یکی
از استدیوهای دیزنی در حال دیدن فیلمی بودیم

37:58.067 --> 38:01.779
و یه چیزی درمورد دیدن
این دوتا در کمتر از یه هفته باعث شد

38:01.869 --> 38:05.581
این ایده به ذهنم برسه
که شاید زوج هنری بی‌نظیری

38:05.658 --> 38:06.659
توی یه فیلم بشن

38:06.684 --> 38:07.678
[ دوقلوها  ]

38:07.860 --> 38:11.239
یهو بی‌خبر ایوان رایتمن بهم زنگ زد
[ دنی دویتو ]

38:11.330 --> 38:14.208
و گفت " نظرت چیه تو و آرنولد شوارتزنگر

38:14.300 --> 38:15.301
توی فیلم « دو قلوها » برادر باشین؟

38:15.376 --> 38:18.087
گفتم
" خدای من چه ایده بی‌نظیری "

38:19.171 --> 38:21.132
با بچه‌هام توی نیویورک بودم

38:21.215 --> 38:24.051
جلوی هتل بودم
و داشتم از ماشین پیاده می‌دم

38:24.135 --> 38:27.430
و توی بردن چمدون‌ها نیاز به کمک پیدا کردم
و یکی دستش رو گذاشت روی شونه‌م

38:27.513 --> 38:30.391
و چمدون رو برداشت
و فکر کردم دربانه

38:30.474 --> 38:33.102
و برگشتم دیدم شوارتزنگره

38:33.185 --> 38:36.355
" هی دنی "
گفتم ممنون آرنولد

38:36.439 --> 38:38.316
این اولین دیدارمون بود

38:39.567 --> 38:41.027
برای این که این فیلم جواب بده

38:41.110 --> 38:44.697
باید هرچه‌قدر هم که مسخره بود
حقیقت ماجرا رو باور می‌کردیم

38:46.907 --> 38:50.161
من یه داداش دارم؟ -
آره -

38:51.787 --> 38:54.415
تو به یه یتیم خونه توی لس آنجلس فرستاده شدی

38:54.498 --> 38:56.792
حس کردم یه شخصیت ساده‌لوح

38:56.876 --> 39:00.254
که توی زندگی بی‌تجربه‌ست موثرتره

39:00.838 --> 39:02.840
اون احتمالا مثل منه

39:04.342 --> 39:05.926
این‌طوری نوشتیمش

39:06.025 --> 39:11.113
و بخشی از کار من به عنوان کارگردان
استفاده کردن از هرچیزیه که می‌تونم

39:11.182 --> 39:14.060
آشکار کردن شخصیت عمیق‌تری از آرنولد

39:15.353 --> 39:18.731
مخصوصا نمی‌خواستم از جوک‌های
تک خطی استفاده کنم

39:18.814 --> 39:21.400
اون همیشه عقیده داشت
که بهترین راه ارائه دیالوگ

39:21.484 --> 39:24.362
بیانش به‌طور طبیعی و  همراه با حرکات بدنیه

39:24.445 --> 39:28.282
در حالی که کمدین‌های بزرگ
سعی می‌کنن تا جای ممکنه بی اهمیت جلون بدن

39:28.366 --> 39:31.452
همیشه فکر می‌کردم نویسنده‌ها باید
مطابق شخصیت من فیلم‌نامه بنویسن

39:31.477 --> 39:33.829
سالی یادت میاد بهت قول دادم
آخرین نفر بکشمت؟

39:33.913 --> 39:35.581
درسته ماتریکس همین رو گفتی

39:35.664 --> 39:37.166
دروغ گفتم

39:37.249 --> 39:42.088
این دیالوگ‌های که من به‌خاطرشون معروفم رو
نمی‌شه توی کارهای کمدی استفاده کرد

39:42.171 --> 39:45.549
این از تغییرات جالبی بود که باید می‌دادم

39:45.633 --> 39:49.178
هرچیزی که بیشتر برات جواب می‌ده
باید سخت‌تر تلاش کنی تا از شرش خلاص شی

39:53.891 --> 39:55.935
به سرعت

39:56.018 --> 39:57.103
باهم هماهنگ شدیم

39:57.603 --> 40:00.606
اسم من جولیوسه و داداش دوقلوتم

40:02.358 --> 40:04.068
اوه، مشخصه

40:04.151 --> 40:06.904
تا نشستم فکر کردم
دارم به آیینه نگاه می‌کنم

40:07.822 --> 40:09.448
دوقلوهای هم‌سان نیستیم

40:11.075 --> 40:14.870
و بعدش تقلید کارهای هم‌دیگه رو انجام دادیم

40:21.877 --> 40:26.882
دوقلوها اولین فیلمم بود
که فروش بیشتر از 100 میلیون دلار

40:26.966 --> 40:28.050
توی گیشه داشت

40:31.363 --> 40:32.863
[ فروش داخلی 110 میلیون دلار
خارجی 71 میلیون دلار ]

40:35.390 --> 40:36.526
[ فروش جهانی 183 میلیون دلار ]

40:36.551 --> 40:37.243
[ دوقلوها داره همه رو پولدار می‌کنه ]

40:37.268 --> 40:39.895
همه اون فیلم رو خریدن

40:39.979 --> 40:44.233
خداقل حساب بانکی من که این‌طور می‌گه

40:46.409 --> 40:47.952
[ دو قلوها شاد و پولدارن ]

40:48.904 --> 40:53.868
آرنولد رو توی یه مهمونی هالووین دیدم
من توی یه خانواده اتریشی بزرگ شدم

40:53.951 --> 40:56.412
و سرگرمی‌های مشترکی مثل اسکی

40:56.504 --> 40:59.281
کتلت گوشت گوساله
و شرت چرمی «لدر هوزن» پیدا کردیم

41:00.124 --> 41:03.043
"گفت، " دارم پول زیادی در میارم

41:03.127 --> 41:05.254
"می‌خوام توی زمینه‌هایی غیر از خرید مسکن
هم سرمایه‌گذاری کنم"

41:05.337 --> 41:08.632
"می‌خوام مدریت سرمایه‌م رو به‌عهده بگیری
بهم کمک می‌کنی؟"

41:20.978 --> 41:22.271
امشب دیگه صبرمون به پایان می‌رسه

41:22.354 --> 41:24.899
رستوران «پلنت هالیوود» در این بخش جهان بازگشایی می‌شه
[ سیاره هالیوود ]

41:24.982 --> 41:28.694
تاثیر گذاریش روی مردم
بین سال‌های 1980 تا 2000

41:28.777 --> 41:30.070
بسیار چشم‌گیر بود

41:30.696 --> 41:32.781
اون روی افزایش مصرف سیگار در دهه 90
تاثیر داشت

41:32.865 --> 41:34.867
یهویی سیگار خیلی معروف شد

41:34.892 --> 41:36.572
اون بزرگ‌ترین ستاره سینمای دنیا بود

41:36.660 --> 41:38.662
و همیشه توی فیلم‌ها سیگار می‌کشید

41:39.997 --> 41:42.958
ساعت مچی‌ها بزرگ
هیچ‌کس ساعت بزرگ دست نمی‌کرد

41:43.549 --> 41:47.845
ماشین هامر، آرنولد توی توسعه
اولین سری هامر و تبلیغ‌ اون نقش داشت

41:47.922 --> 41:51.342
و مردم آمریکا رو ترغیب کرد
که ماشین‌های بزرگ‌تر

41:51.425 --> 41:52.523
و شاسی بلند سوار بشن

41:52.593 --> 41:54.261
این بخشی ازش بود

41:54.845 --> 41:56.096
این ویژگی شخصیتیش بود

41:56.180 --> 41:58.599
من مورد علاقه دخترا و با جراتم

41:58.682 --> 42:01.310
هرجا بخوام سیگار برگم رو می‌کشم

42:01.393 --> 42:04.355
نیازی ندارم مثل شماها
یه گوشه قایم بشم

42:06.624 --> 42:09.276
خیلی «اشمی» درسته؟

42:09.360 --> 42:10.694
همه‌ش کسشره

42:11.987 --> 42:14.532
برای تبلیغ یه چیز باید «اِشمی» باشی
[ شرم‌آور و مسخره ]

42:15.241 --> 42:18.827
نزدیک‌ترین کلمه‌ای
که برای ترجمه‌ش می‌تونم پیدا کنم کسشر بودنه

42:18.911 --> 42:20.913
که توی آمریکا ما بهش می‌گیم،‌ کسشر

42:20.996 --> 42:24.124
وقتی می‌رم یه فیلم رو تبلیغ کنم می‌گم
"ورزش کردن از ارضا شدنم لذت بخش‌تره"

42:24.156 --> 42:25.365
که خب کسشره

42:32.299 --> 42:36.637
همیشه خودروهای بزرگ ارتشی رو دوست داشتم

42:37.137 --> 42:39.848
اولش سوار هامر بودم
بعدش تانک روندم

42:39.932 --> 42:42.601
برای روندن همچین ماشین‌هایی
باید سیگار برگ روی لبت باشه

42:42.685 --> 42:45.062
چون همه‌چیز خایه‌دار تر می‌شه

42:45.813 --> 42:47.064
که خب « اشمی » ـه

42:50.343 --> 42:52.843
[ نابودگر ۲: روز داوری ]

42:56.198 --> 42:58.784
نابودگر 2. اون برشگته -
درسته -

42:59.368 --> 43:03.664
وقتی یه فیلم چند قسمتی می‌سازی
نباید دوباره همون داستان رو دوباره تکرار کنی

43:05.249 --> 43:07.751
توی نابودگر 1 من یه ربات قاتل بودم

43:07.835 --> 43:10.629
و هرکی سر راهم بود رو نابود می‌کردم

43:11.630 --> 43:12.881
و توی قسمت دوم

43:12.965 --> 43:14.842
"می‌گم، "قسم می‌خورم

43:14.925 --> 43:16.343
کسی رو نمی‌کشم

43:17.261 --> 43:20.931
اولش آرنولد کاملا با این ایده مخالف بود

43:21.015 --> 43:23.851
آرنولد و من قرار بود هم رو ملاقات کنیم
و درمورد فیلم‌نامه حرف بزنیم

43:23.934 --> 43:28.439
پس نشستم و دیدم
مثل همیشه خوش‌حال نیست

43:28.522 --> 43:30.733
"بهش گفتم، " چی شده؟ خوشت نیومده؟

43:30.816 --> 43:31.900
"گفت " جیم

43:34.153 --> 43:35.571
"کسی رو نمی‌کشم"

43:36.113 --> 43:37.948
اگه می‌خوای زنده بمونی باهام بیا

43:38.032 --> 43:40.743
"حالا آدم خوبه‌ی داستانی
مدافع و محافظی "

43:40.826 --> 43:43.787
"گفت، "باشه، خیلی‌خب

43:43.871 --> 43:45.748
"می‌شه حداقل توی پاشون تیر بزنم؟"

43:45.831 --> 43:48.375
من گفتم، " باشه بیا فقط توی پاشون تیر بزن
"چه‌طوره؟

43:48.459 --> 43:50.419
"گفت، " نه خوبه

43:53.380 --> 43:55.841
چه غلطی داری می‌کنی؟ -
زنده می‌مونه -

43:57.331 --> 43:59.625
چند رو قبل اینکه شروع کنیم
جیم کامرون گفت

43:59.678 --> 44:01.597
"بیا همه جمع شیم
و یه شام خوب بخوریم"

44:01.680 --> 44:04.475
لیندا اومد و پلیورش رو در آورد

44:04.558 --> 44:06.393
و بازوهاش

44:06.477 --> 44:09.229
رگ‌ها وعضله دوسر

44:09.343 --> 44:11.011
و بعدش سه سرش رو دیدم

44:11.065 --> 44:13.984
شبیه یه بدنساز مینیاتوری شده بود

44:14.068 --> 44:17.363
یادم میاد که چه‌قدر مغرورانه می‌خواستم

44:17.446 --> 44:19.114
بدنم رو به آرنولد نشون بدم
[ لیندا همیلتون ]

44:19.198 --> 44:22.076
گفتم باورم نمی‌شه اون حروم‌زاده

44:22.159 --> 44:24.078
از من عضله‌ای تر شده

44:24.745 --> 44:28.415
وقتی با آرنولد فیلم ساختم
بهش گفتم با بقیه تیم حرف بزنه

44:28.499 --> 44:31.460
بازیگران دوست دارن حقیقت رو

44:31.543 --> 44:33.087
درمورد روند بازیگری به بقیه بگن

44:33.170 --> 44:34.380
آرنولد بهشون گفت تموم این‌ها رو فراموش کنین

44:34.463 --> 44:35.547
برای اون

44:35.631 --> 44:39.718
نیمی از کار بازی توی فیلم بود
و نیم دیگر تبلیغ اون

44:39.807 --> 44:41.487
باید توی این روند حضور داشته باشی

44:41.512 --> 44:45.099
باید بری و بگی
" به این دلیل باید این فیلم رو ببینین "

44:45.182 --> 44:47.434
مهم نیست اگه ستاره‌های دیگه بگه نه

44:47.518 --> 44:49.186
چون یه مشت لوس احمقن

44:49.269 --> 44:52.231
"من یه ستاره سینماام، فیلم تبلیغ نمی‌کنم"

44:52.314 --> 44:54.692
"شما باید تبلیغ کنین
من هنرمندم"

44:54.775 --> 44:56.360
کسشره، باید همه‌چیز رو تبلیغ کنی

44:56.385 --> 44:58.387
مهم نیست توی زندگی چی کار می‌کنین
باید تبلیغش رو بکنین

44:59.044 --> 45:02.131
و فیلم مثل قسمت یکش 50 میلیون دلار
فروش نداشت

45:02.199 --> 45:06.495
بیش از 200 میلیون دلار فروش داخلی داشت
و تبدیل پردرآمدترین فیلم شد

45:06.578 --> 45:09.665
آرنولد شوارتزنگر گیشه رو به خاک و خون کشید

45:09.748 --> 45:11.748
چرا آرنولد می‌خواد
نقش ربات خوب رو بازی کنه؟

45:11.792 --> 45:13.192
فکر کنم روزی می‌رسه

45:13.252 --> 45:15.337
که توی انتخابات سنای کالیفرنیا شرکت می‌کنه

45:15.421 --> 45:17.297
و نمی‌خواد شانسش رو

45:17.381 --> 45:20.092
با تکرار نقش آدم بده مثل سال 1984 خراب کنه

45:20.167 --> 45:22.753
این شاید تئوری بزرگی نباشه
ولی مال منه

45:22.845 --> 45:24.221
اولین بار توی این برنامه شنیدینش -
آره -

45:24.304 --> 45:26.640
احتمالا کسی توی دنیا نباشه

45:26.724 --> 45:29.893
که مردی که پشت این پرده‌ست رو نشناسه

45:29.977 --> 45:32.563
اون سوپر استار شماره یک گیشه‌ست

45:32.646 --> 45:36.567
امروز جدیدترین فیلمش
به نام «آخرین قهرمان اکشن» اکران می‌شه

45:36.650 --> 45:39.486
لطفا آرنولد شوارتزنگر رو تشویق کنین

45:41.059 --> 45:44.021
وقتی آخرین قهرمان اکشن اکران شد

45:44.074 --> 45:48.162
با نابودگر دو
به اوج فروش خودم رسیده بودم

45:48.245 --> 45:52.332
فیلمم پر فروش‌ترین فیلم سال در جهان شده بود

45:52.416 --> 45:53.816
نه فقط توی آمریکا، توی کل دنیا

45:55.870 --> 45:57.396
[ آخرین قهرمان اکشن ]

45:57.421 --> 46:01.049
اون موقع همه می‌خواستن به زیر بکشنم

46:01.592 --> 46:05.095
خب همه مردم
که فیلم جذاب جدید آرنولد شوارتزنگر

46:05.179 --> 46:06.638
به نام آخرین قهرمان اکشن رو دوست نداشتن

46:09.349 --> 46:12.686
در واقع بعضی از نقدها بسیار بد بودن

46:12.711 --> 46:16.423
آخرین قهرمان اکشن یه شکست افتضاح بوده

46:17.441 --> 46:19.151
نمی‌تونم بهتون بگم

46:19.777 --> 46:23.864
چه‌قدر ناراحت بودم

46:23.947 --> 46:25.240
این‌ ناراحتت می‌کنه

46:25.324 --> 46:27.409
احساساتت رو جریحه‌دار می‌کنه
شرمنده‌کننده‌ست

46:27.493 --> 46:30.162
وقتی گیشه رو می‌بینی شرم می‌کنی

46:32.748 --> 46:34.934
یادمه به آرنولد صبح روز شنبه زنگ زدم

46:34.958 --> 46:36.877
درست اخبار رو نخونده بودم

46:37.461 --> 46:39.213
"بهش گفتم " افتتاحیه فیلم چه‌طور بود؟

46:39.797 --> 46:40.714
...اون گفت

46:40.798 --> 46:42.118
" افتضاح "

46:42.674 --> 46:45.594
و صداش جوری بود
انگار داشت توی رخت‌خواب گریه می‌کرد

46:45.677 --> 46:48.972
جوری برخورد کرد انگار محبوبیت
و چهره‌ش نابود شده

46:49.056 --> 46:50.724
فکر کنم واقعا شوکه‌ش کرد

46:53.977 --> 46:55.521
"بهش گفتم " چی کار می‌خوای بکنی؟

46:56.021 --> 46:57.105
جواب داد

46:57.189 --> 47:00.275
"فقط می‌خوام تنها باشم"

47:00.300 --> 47:02.969
تنها باری بود که دیدم ناامید و گرفته‌ست

47:03.612 --> 47:05.781
نمی‌خواستم واسه یه هفته کسی رو ببینم

47:06.281 --> 47:08.408
ولی باید آروم آروم بهتر می‌شدم

47:08.492 --> 47:10.661
و مادر زنم همیشه این رو می‌گفت

47:10.744 --> 47:13.139
" بیا فقط رو به‌جلو حرکت کنیم "

47:13.163 --> 47:14.748
"یالا حرکت کن"

47:14.832 --> 47:16.458
پیام عالی‌ایه

47:17.417 --> 47:19.419
بعد از اکران آخرین قهرمان اکشن

47:19.920 --> 47:21.338
بابی شرایور بهم زنگ زد

47:21.421 --> 47:23.465
و بهم گفت باید فیلم «لا توتال» رو ببینم

47:23.549 --> 47:25.300
یه فیلم فرانسوی که هیچ‌کس ندیده

47:25.384 --> 47:27.511
خیلی سرگرم کننده و خوب بود

47:27.594 --> 47:30.222
و ایده‌ش خیلی نو فرح‌بخش بود

47:30.305 --> 47:32.808
پس به جیم کامرون زنگ زدم
"و گفت " جیم

47:32.891 --> 47:34.601
"باید این فیلم رو ببینی"

47:34.626 --> 47:37.295
آرنولد فیلمی که بهش اعتقاد داشت
رو برام آورد

47:37.437 --> 47:38.939
تا حالا این کار رو نکرده بود

47:39.022 --> 47:40.774
فکر کردم می‌تونیم فیلم کمدی بسازیم
و عشق کنیم

47:40.799 --> 47:43.676
می‌دونستم آرنولد فیلم کمدی بازی کرده
شوخ‌طبیعش  زبان زده

47:43.819 --> 47:45.571
و می‌تونه فیلم اکشن خوبی باشه

47:46.071 --> 47:50.617
"اون گفت "بیا یه فیلم پرفروش و بزرگ بسازیم
"منم در جوابش گفتم "آره بیا بسازیم

47:50.701 --> 47:52.911
می‌تونم دعوت‌نامه‌تون رو ببینم، لطفا؟
[ دروغ‌های حقیقی ]

47:52.995 --> 47:55.038
حتما، اینم از دعوت‌نامه‌م

47:59.751 --> 48:04.048
تلفن توی اتاق خوابم زنگ خورد
و این رو شنیدم

48:04.073 --> 48:04.857
[ جیمی لی کرتیس ]

48:04.882 --> 48:06.925
"سلام، جیمی، جیمز کامرونم"

48:06.950 --> 48:10.411
"یه فیلم برای تو و آرنولد شوارتزنگر نوشتم"

48:13.682 --> 48:16.977
لوله‌کش زنگ گفت باید
کف رو بکنه

48:17.060 --> 48:18.937
ششصد دلار هزینه داره

48:19.021 --> 48:20.230
اشکالی نداره

48:20.772 --> 48:22.566
خب، اشکال داره اخاذیه

48:23.108 --> 48:24.610
پس چی بهش گفتی؟

48:24.693 --> 48:27.529
باهاش خوابیدم گفت تا 100 دلار کمش می‌کنه

48:28.030 --> 48:30.115
چه فکر خوبی کردی، خدافظ عشقم

48:32.743 --> 48:37.748
آرنولد با بازیگرا و خدمه تیمش
بسیار با سخاوت رفتار می‌کنه

48:38.415 --> 48:40.626
در خونه‌ش همیشه به روی همه بازه

48:41.501 --> 48:43.921
ماریا و بچه‌ها اونجا بودن

48:44.004 --> 48:45.088
خیلی دوست‌داشتنی بود

48:45.854 --> 48:48.398
هیچ‌وقت توی زندگیم

48:48.423 --> 48:50.258
به اندازه اون فیلم احساس رهایی نداشتم

48:52.596 --> 48:53.596
یالا، عشقم

49:00.395 --> 49:03.190
و بعدش فیلم تموم شد

49:05.025 --> 49:06.234
و تلفنم زنگ خورد

49:07.385 --> 49:08.553
جیم کامرون بود

49:09.279 --> 49:11.281
و گفت "رفتم سراغ آرنولد

49:11.365 --> 49:12.991
و ازش پرسیدم

49:13.075 --> 49:17.245
که اگه اشکالی نداشته باشه
اسم شما رو بالای عنوان فیلم بذارم"

49:18.413 --> 49:22.960
پول زیادی صرف وکلا و نماینده‌ها

49:23.168 --> 49:24.795
برای تیتراژ شد

49:24.878 --> 49:26.546
تجارت بزرگیه

49:27.130 --> 49:30.175
با وجود غرور و جسارت

49:30.200 --> 49:32.536
و حُسن‌هایی که داشت

49:32.678 --> 49:34.805
این‌قدر لطف و سخاوت داشت

49:35.514 --> 49:37.162
که به من میدان بده و برام جا باز کنه

49:37.272 --> 49:38.492
[ دروغ‌های حقیقی ]

49:38.517 --> 49:40.435
لحظه خیلی تاثیر گذاری واسه‌م بود

49:40.519 --> 49:43.271
و اون فیلم البته زندگیم رو عوض کرد

49:45.315 --> 49:48.610
مثل ققنوسی که از خاکسترهای
فیلم آخرین قهرمان اکشن برمی‌خیزد

49:48.694 --> 49:51.279
آرنولد شوارتزنگر قوی‌تر از همیشه برگشته

49:51.363 --> 49:54.574
دروغ‌های حقیقی طلای نابه
و رتبه اول فروش رو به‌دست آورده

49:55.575 --> 49:57.077
دوباره به عرصه موفیقت برگشته بود

49:57.160 --> 50:00.205
"آرنولد برگشته
وقتی می‌گه برمی‌گردم حرفش رد خور نداره"

50:02.874 --> 50:05.002
بعدش « جونیور » رو ساختیم

50:05.085 --> 50:07.879
که با کارگردانی ایوان رایتمن
حسابی ترکوند

50:07.963 --> 50:09.881
منم قراره مامان بشم

50:16.054 --> 50:19.016
و بعدش فیلم « پاک‌کننده » 100 میلیون دلار فروخت

50:19.099 --> 50:21.435
چی دایناسورها رو منقرض کرد؟

50:21.518 --> 50:22.894
!عصر یخ‌بندان

50:24.146 --> 50:26.148
و بعدش «بتمن و رابین» بود

50:26.231 --> 50:28.316
و همه چیز گُل و بلبل بود

50:28.400 --> 50:29.776
یه نمایشه

50:29.860 --> 50:31.153
زندگی یه نمایشه

50:31.244 --> 50:34.664
باید موفقیت‌ها و شکست‌ها رو بپذیری

50:34.740 --> 50:36.366
زندگی همینه

50:39.578 --> 50:42.372
سلام، گوش کن
امروز عصر چی‌کاره‌ای؟

50:42.456 --> 50:45.751
بیا خونه‌مون
مامانم پیراشکی‌های سیب خفنی می‌پزه

50:47.502 --> 50:49.629
باشه از پیراشکی سیب خبری نیست

50:49.713 --> 50:53.508
وقتی داداشم و بابام مردن

50:53.592 --> 50:56.094
من تنها باقی‌مونده خانواده‌مون شدم

50:56.178 --> 50:59.806
و حالا باید شرایطم رو تغییر بدم
و بیشتر به مامانم برسم

51:02.017 --> 51:06.104
توی سال 1974 چند هفته‌ای پیشم موند
و خیلی لذت برد

51:07.898 --> 51:11.151
و باعث شد بیشتر قدر دان مامانم بشم

51:11.234 --> 51:13.945
بیشتر باهاش وقت‌ بگذرونم و لذت ببرم

51:14.029 --> 51:15.906
اون به تموم صحنه‌های فیلم‌برداری اومد

51:18.366 --> 51:19.910
از سر صحنه تموم فیلم‌هام عکس گرفت

51:19.993 --> 51:22.954
و یه آلبوم عکس ازش درست کرد
و با خودش به اتریش برد

51:23.038 --> 51:25.290
و اونجا به دوستاش نشون داد
و حسابی به رخ‌شون کشید

51:25.373 --> 51:26.792
خیلی بهم افتخار می‌کرد

51:28.335 --> 51:32.047
توی اتریش
درمورد دو چیز هیچ‌وقت حرف نباید زد

51:32.130 --> 51:33.715
درمورد وضع مالیت

51:33.799 --> 51:34.800
و مشکلات سلامتیت

51:35.842 --> 51:38.136
با کسی نباید حرف بزنی

51:41.848 --> 51:43.725
توی سال 1977

51:44.643 --> 51:47.979
وقتی فیلم بتمن و رابین رو تموم کردم

51:48.814 --> 51:51.483
مادرم پیشمون می‌موند

51:52.150 --> 51:53.360
اون روز صبح از خواب پاشد

51:53.443 --> 51:55.737
و ماریا گفت
" آرنولد توی بیمارستانه "

51:55.821 --> 51:57.489
"جراحی قلب داره"

51:58.073 --> 52:00.075
"و مامانم گفت "چی؟

52:07.332 --> 52:09.292
وقتی از جراحی بهوش اومدم

52:09.376 --> 52:12.712
دکتر دم تختم نشست و دستم رو گرفت

52:13.463 --> 52:15.674
"گفت " آرنولد خیلی متاسفم

52:16.508 --> 52:17.717
"جواب نداد"

52:18.385 --> 52:22.139
یکی از دریچه‌های قبلت ترکید"
و توی ریه‌هات

52:22.222 --> 52:23.348
"خون جمع شد

52:24.057 --> 52:26.434
"باید سریعا یه جراحی دیگه بکنیم"

52:28.854 --> 52:31.815
شروع به آماده کردنم برای جرحی دوم کردن

52:33.316 --> 52:34.401
به خودم گفتم

52:35.110 --> 52:36.570
اینجا دیگه چه خبره؟

52:36.653 --> 52:38.572
هنوز کسی بهم داروی بیهوشی نزده

52:38.655 --> 52:40.907
و جراح با چاقو بالای سرمه

52:41.491 --> 52:43.118
دکتر بهم گفت

52:43.201 --> 52:47.038
"می‌خوایم تا لحظه آخر صبر کنیم
نمی‌خوام تو رو از دست بدم"

52:49.457 --> 52:51.918
"گفتم " چی؟

52:52.919 --> 52:56.590
بعدش بهم بیهوشی زدن و از هوش رفتم

52:58.550 --> 53:00.552
شرایطم ناپایدار بود

53:01.678 --> 53:04.431
شانزده ساعت بعد دوباره بهوش اومدم

53:04.514 --> 53:06.141
جراخی موفقیت‌آمیز بود

53:08.685 --> 53:10.478
مادرم به بیمارستان اومد

53:10.503 --> 53:12.880
و برای نگفتن بهش کلی دعوام کرد

53:13.023 --> 53:15.525
"چه‌طور تونستی این کار رو بکنی
من مادرتم"

53:15.609 --> 53:17.819
"باید بتونی همه‌چیز رو بهم بگی"

53:17.903 --> 53:19.613
خیلی براش سخت بود

53:27.120 --> 53:28.538
،یه سال بعد

53:28.622 --> 53:29.873
باهام تماس گرفتن

53:30.415 --> 53:33.251
که مادرم توی قبرستان

53:33.335 --> 53:34.461
به سر خاک پدرم رفته بود

53:34.961 --> 53:37.631
و درست روی قبر پدرم فوت کرده

53:39.174 --> 53:40.175
...اره،‌ پس

53:42.636 --> 53:44.429
مادرم فوت شد

53:44.512 --> 53:46.890
به‌خاطر همون مشکل دریچه قلبی که من داشتم

53:48.099 --> 53:50.435
اون تَن به عمل جراحی نداد

53:51.269 --> 53:53.688
همیشه می‌گفتم
اگه خدا می‌خوادم"

53:54.522 --> 53:55.523
"می‌تونه ببرتم

53:57.776 --> 54:01.029
بعد از مرگش بلافاصله این حس سراغم اومد
" که حالا چی کار کنم؟ "

54:02.405 --> 54:05.867
احساس عمیقی که حسابی درونم رخنه کرده بود
و هیچ‌وقت بهش فکر نکرده بودم

54:05.951 --> 54:09.871
که شاید هنوز سعی دارم
تایید و رضایت مادرم رو بگیرم

54:11.790 --> 54:13.541
الان از کی این تایید رو بگیرم؟

54:23.343 --> 54:27.806
<i>♪ تولدت مبارک♪</i>

54:31.726 --> 54:35.313
می‌خوام از همه تشکر کنم
که امشب اومدین

54:35.397 --> 54:36.856
سال بزرگی واسه‌مون بود

54:36.940 --> 54:38.316
نیازی نیست به همه‌شون بپردازم

54:38.400 --> 54:42.737
در هر صورت آرنولد رو 2 هفته بعد از
سی ساله شدنش دیدم

54:42.821 --> 54:45.907
و دو هفته دیگه سالگرد 20 سال آشنایی‌مونه

54:47.117 --> 54:50.412
که خب موفقیت بزرگیه

54:50.495 --> 54:51.663
بذارین بهتون بگم

54:51.746 --> 54:55.333
بعد از عمل برای یک سال کار نکردم

54:56.501 --> 54:58.670
استدیوها به مدیر برنامه‌م زنگ می‌زدن
و می‌گفتن

54:58.753 --> 55:00.964
"فکر کنم این فیلم رو تعلیق کنیم"

55:01.047 --> 55:04.009
"یا درمورد فلان و فلان تجدید نظر می‌کنیم"

55:04.092 --> 55:05.427
و یه سری تغییرات صورت گرفت

55:06.094 --> 55:08.847
که یهو شروع به از دست دادن فیلم‌ها کردم

55:09.764 --> 55:11.391
اینم از ستاره فیلم‌های اکشن‌مون

55:11.891 --> 55:15.270
مردی که روی صفحه سینما
کسی رو یارای کشتنش نبود

55:15.353 --> 55:16.353
نزدیک بود در واقعیت بمیره

55:18.231 --> 55:19.774
نگران بودم

55:19.858 --> 55:22.569
که حرفه‌م پیش از موعدش به پایان برسه

55:26.406 --> 55:29.409
می‌دونستم اولین فیلمی که بازی کنم
[ پایان دوران ]

55:29.449 --> 55:33.912
ماموران شرکت بیمه میان بَس
توی صحنه می‌شینن و تموم صحنه‌ها رو می‌بینن

55:34.039 --> 55:35.874
تا ببیینن تغییری توی اجرام

55:35.957 --> 55:38.918
بعد از عمل قلبم

55:39.002 --> 55:40.378
با قبلش هست یا نه

55:45.008 --> 55:46.551
لطفا، خدا

55:47.385 --> 55:48.385
کمکم کن

55:49.554 --> 55:50.972
بهم قدرت بده

55:59.230 --> 56:01.441
و اون موقع بود که به خودم گفت
" خیلی‌خب "

56:02.817 --> 56:03.860
"این یه روز جدیده"

56:05.278 --> 56:06.863
"بیا رو به جلو حرکت کنیم"

56:07.572 --> 56:08.698
!حرکت

56:12.074 --> 56:12.934
[ تلفات جانبی ]

56:12.959 --> 56:15.003
خسارت جانبی می‌خوای؟ بفرما

56:16.915 --> 56:21.127
زمانی ستاره شماره یک سینمای جهان بودم

56:22.462 --> 56:24.381
می‌تونستم وارد شرکت سونی بشم

56:24.464 --> 56:27.634
وارنر برادرز، یونیورسال استدیو، دیزنی
هر چی که هست

56:27.717 --> 56:29.552
و یه فیلم بهم پیشنهاد می‌کردن

56:30.053 --> 56:32.347
ولی دنبال همچین چیزی نبودم

56:32.372 --> 56:34.207
دنبال چالش دیگه‌ای بودم

56:35.475 --> 56:38.353
درست مثل بدنسازی
هر چالشی بود رو انجامش دادم

56:38.937 --> 56:42.857
دیگه قله‌ای توش نمونده بود که فتح نکرده باشم
دیگه فقط کارهای تکراری مونده بود

56:43.358 --> 56:46.194
به خودم گفتم بیا یه کار متفاوت و مهیج بکنیم

56:49.114 --> 56:50.865
وقتی با ماریا آشنا شدم

56:50.949 --> 56:55.078
و تموم گفتگوهایی که توی بندر هیانیس
انجام شد رو شنیدم

56:55.152 --> 56:58.864
همیشه بحث درمورد سیاست
و مشکلات مختلف بود

56:58.957 --> 57:00.333
به‌نظرم خیلی جذاب بود

57:01.292 --> 57:03.670
و همین‌طور ایده خدمت به مردم رو دوست داشتم

57:04.796 --> 57:08.550
یونیس، مادر ماریا
من رو با یه المپیک ویژه آشنا کرد

57:08.633 --> 57:10.552
و عاشقش شدم

57:11.052 --> 57:13.346
و بعدش رئیس‌جمهور بوش من رو

57:13.430 --> 57:16.654
به ریاست شورای ورزش
و آمادگی حسمانی رئیس ‌جمهور منصوب کرد

57:16.679 --> 57:17.334
[ کونان جمهوری‌خواه ]

57:19.769 --> 57:22.188
فهمیدم چه‌قدر این کار لذت بخشه

57:22.272 --> 57:24.107
خیلی‌خب، آره

57:24.132 --> 57:26.510
از توی صحنه فیلم‌برداری بودن
خوش‌حال‌تر بودم

57:27.235 --> 57:31.156
کل ثروتم رو به‌خاطر آمریکا به‌دست آوردم

57:31.239 --> 57:34.742
پس چرا کارم رو متوقف نکنم
و در عوض کمی به مردم خدمت نکنم؟

57:35.577 --> 57:37.704
بعد از چند سال

57:37.787 --> 57:39.956
چشم‌انداز و دیدگاه جدیدی پیدا کردم

57:41.122 --> 57:44.477
خیلی به سیاست علاقه پیدا مردم
[ 1977 ]

57:44.502 --> 57:46.963
خیلی‌ها می‌گن من دیر یا زود

57:46.988 --> 57:49.658
بعد از کنار گذاشتن حرفه بازیگری
احتمالا وارد عرصه سیاست بشم

57:49.799 --> 57:52.510
شوارتزنگر سیاست‌مدار؟ -
دقیقا -

57:52.594 --> 57:55.555
چرا هروقت بحث از آینده می‌شه
چرا مردم همه‌ش می‌گن

57:55.580 --> 57:57.374
که تو قراره وارد عرصه سیاست بشی؟

57:57.649 --> 57:58.158
[ 1988 ]

57:58.183 --> 58:01.269
خانوم‌ها و آقایون
آرنولد شوارتزنگر رو خدمت‌تون معرفی می‌کنم

58:01.352 --> 58:03.771
دیگه هیچ شک و تردیدی

58:03.855 --> 58:05.732
نسبت به حد و مرز توانایی‌هاش نداشتم

58:07.066 --> 58:08.651
بسیاری از رویدادها و اتفاقات گذشته

58:08.676 --> 58:12.054
به لطف دوستی 40 ساله‌م با آرنولد
برام منطقیه

58:14.115 --> 58:17.368
اگه به زندگیش نگاه کنین
می‌تونین ببینین اون در حال حرکت

58:17.452 --> 58:19.245
به سمت چیزی بسیار بزرگ‌تر بود

58:20.705 --> 58:23.541
فکر می‌کنم سیاست توی تقدریش بود

58:23.625 --> 58:26.085
بقیه چیزها فقط دست‌گرمی بودن

58:26.753 --> 58:30.048
اون متوجه شد که سیستم سیاسی‌مون
مثل یک جعبه‌ست

58:30.131 --> 58:31.883
و اون، این جعبه رو ترکوند
[ سوزان کندی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور در سال‌های 2005-2011 ]

58:31.966 --> 58:35.678
خانوم‌ها و آقایون ما اینجائیم
تا کشورمون رو از فساد پاک کنیم

58:38.973 --> 58:40.308
این قله رو می‌بینین؟

58:40.934 --> 58:42.143
باید فتحش کنم

58:42.894 --> 58:44.521
حالا هر طوری که شده

58:45.263 --> 58:46.598
می‌رم سراغش

58:46.622 --> 58:54.622
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

58:54.646 --> 59:06.646
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
