WEBVTT

00:10.000 --> 00:17.000
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>

00:26.694 --> 00:27.695
در طول زندگیم

00:28.696 --> 00:29.655
من

00:30.740 --> 00:32.742
یه استعداد خاص داشتم

00:34.285 --> 00:37.163
و می‌تونستم آینده‌ـم

00:37.246 --> 00:38.164
رو واضح ببینم

00:41.709 --> 00:42.877
اگه می‌تونم ببینمش

00:43.377 --> 00:45.004
پس حتما دست‌یافتنیه

00:51.219 --> 00:52.845
هدف این بود

00:52.929 --> 00:55.139
بدن رو به شکل دلخواه خودت

00:55.223 --> 00:56.224
دربیاری

01:06.192 --> 01:08.736
ولی به این وسیله می‌تونی
ذهن و اراده‌ت رو هم بسازی

01:11.239 --> 01:14.492
و کارهایی که بقیه غیرممکن می‌دونـن
رو انجام بدی

01:16.494 --> 01:19.956
...و این بهت اراده‌ای می‌ده

01:20.623 --> 01:21.457
برمی‌گردم

01:22.041 --> 01:23.793
که بدون شک

01:24.919 --> 01:27.380
نه تنها

01:27.463 --> 01:29.215
به رویاهات برسی

01:31.759 --> 01:33.427
بلکه از اون‌ها فراتر بری

01:36.139 --> 01:38.015
اما من برای اهداف بزرگ‌تری

01:38.099 --> 01:39.392
عزم راسخ داشتم

01:40.226 --> 01:42.979
اهداف خیلی خیلی بزرگ‌تر

01:49.527 --> 01:52.363
اگه قرار بود شخصیت آرنولد
رو تو یه کلمه خلاصه کنم

01:52.446 --> 01:54.991
می‌گفتم که اون محاسبه‌گرترین فردیه

01:55.074 --> 01:56.826
که تابه‌حال دیدم

01:57.869 --> 02:01.080
رقابت‌طلب‌ترین آدمیه که دیدم

02:01.789 --> 02:03.708
اون مثل جادوئه

02:03.791 --> 02:06.335
اگه آرنولد قراره روی صحنه بیاد

02:06.419 --> 02:08.045
به‌ نفعته بیشتر تلاش کنی

02:09.297 --> 02:12.049
اصلا با هم نمی‌ساختیم

02:12.133 --> 02:14.468
همه قوانین رو زیرپا می‌ذاشت

02:16.470 --> 02:20.183
آرنولد باور داشت، باید از یک بحران
نهایت استفاده رو برد

02:20.725 --> 02:23.102
بازاریابی آٰرنولد، با خودش بود

02:23.769 --> 02:25.855
اون می‌دونه دنیا چه‌جور جاییه

02:28.774 --> 02:29.692
کصشره

02:36.160 --> 02:38.160
[ قسمت اول: ورزشکار ]

02:41.954 --> 02:44.457
خانم‌ها و آقایان اتریش

02:44.540 --> 02:48.044
آقای آرنولد شوارتزنگر
لطفا به روی صحنه بیاید

02:49.170 --> 02:51.714
ببینید، آرنولد شوارتزنگر، ۲۲ساله

02:51.797 --> 02:53.341
درحال‌حاضر مقیم لس‌آنجلس

02:54.967 --> 02:57.053
وزنش تقریبا ۱۰۸کیلوئه

02:57.136 --> 02:59.388
چندین ساعت در روز تمرین می‌کنه

02:59.472 --> 03:01.682
زندگیش همینه. اون یه حرفه‌ایه

03:01.766 --> 03:03.976
وقتی هم که تمرین نمی‌کنه
توی نمایشگاه‌ها و مسابقات

03:04.060 --> 03:05.436
سراسر دنیاست

03:06.771 --> 03:08.773
تشویق جمعیت رو ببین

03:18.115 --> 03:19.450
این هم از این

03:20.117 --> 03:22.411
آرنولد شواتزنگر از اتریش

03:23.079 --> 03:26.958
هفت داور در حال مشاهده
رشد و نمایش عضلانی اون هستند

03:27.541 --> 03:30.294
نفر اول

03:30.795 --> 03:32.755
آقای آرنولد شواتزنگر

03:32.838 --> 03:34.090
این هم از برنده

03:34.173 --> 03:35.883
الحق که برای این جوون، روز بزرگیه

03:35.967 --> 03:39.095
وقتی توی مدرسه بودم
احساس می‌کردم من به اونجا تعلق ندارم

03:39.178 --> 03:40.721
و به جای دیگه‌ای تعلق دارم

03:41.389 --> 03:45.017
من نمی‌خواستم مثل اتریشی‌ها زندگی کنم

03:45.101 --> 03:46.727
یعنی مثلا

03:46.811 --> 03:50.106
تا ۱۸سالگی تحصیل کنم
و بعد هم ازدواج کنم و بچه‌دار بشم

03:50.189 --> 03:52.191
و بعد هم کار کنم تا خرج اون‌ها رو بدم

03:52.733 --> 03:56.904
باور داشتم هدف من تو این زندگی
فراتر از این‌هاست

04:00.000 --> 04:03.000
اتریش، روستای تال

04:12.753 --> 04:14.755
به اینجا برگشتن رو دوست دارم

04:15.548 --> 04:18.884
هر وقت که برمی‌گردی
با یه دیدگاه دیگه‌ای

04:18.968 --> 04:21.095
اون رو می‌بینی

04:22.972 --> 04:25.975
همیشه برام مهم بود که وقتی
به اتریش میام

04:26.058 --> 04:28.602
چه برای تبلیغ بدنسازی و فیلم باشه

04:28.686 --> 04:29.687
...یا هر چی

04:29.770 --> 04:31.981
حتما به تال سر بزنم

04:32.898 --> 04:37.153
به‌نظرم خوبه که آدم ریشه
و جایی که ازش اومده رو فراموش نکنه

04:38.696 --> 04:41.365
تال جای خیلی قشنگیه

04:43.242 --> 04:44.744
اطراف خونه‌ای که توش بزرگ شدم

04:45.619 --> 04:47.204
پر از مزرعه بود

04:49.290 --> 04:51.876
اون‌طرف خیابون یه قلعه داشتیم

04:51.959 --> 04:53.836
که توی قرن یازدهم میلادی ساخته شده

04:53.919 --> 04:57.214
جای بازی کردن‌مون بود
خیلی هم قشنگ بود

05:00.134 --> 05:01.927
خونه‌ی ما قدیمی بود

05:03.095 --> 05:06.223
اوایل قرن نوزدهم ساخته‌ شده

05:07.516 --> 05:09.685
طبقه پایین، جنگلبان زندگی می‌کرد

05:10.603 --> 05:13.272
ما طبقه بالای اون خونه قدیمی
زندگی می‌کردیم

05:15.147 --> 05:22.147
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

05:28.746 --> 05:30.998
مادر من خیلی سخت‌کوش بود

05:32.249 --> 05:33.417
اسمش آورلیا بود

05:35.002 --> 05:37.546
هیچ‌وقت عقب نمی‌کشید

05:38.964 --> 05:41.842
وسواس تمیزی داشت

05:42.510 --> 05:45.262
یعنی دو بار در هفته

05:45.346 --> 05:46.263
زانو می‌زد

05:46.347 --> 05:48.474
کف خونه رو تمیز می‌کرد

05:49.517 --> 05:52.395
و وقتی کابینت رو باز می‌کردی

05:52.478 --> 05:53.521
حوله‌ها

05:53.604 --> 05:55.689
همه مرتبِ مرتب بودن

05:56.982 --> 05:58.025
قشنگ تا شده‌بودن

05:58.609 --> 06:00.069
بنگ. بنگ. بنگ

06:03.614 --> 06:06.158
و اگه پدرم حتی به‌شون دست می‌زد

06:06.242 --> 06:07.535
دیوونه می‌شد

06:08.744 --> 06:10.579
این‌قدر وسواسی بود

06:12.623 --> 06:15.793
بذارید بهتون بگم وقتی بچه بودم
چی یاد گرفتم

06:15.876 --> 06:17.294
"مثل سگ کار کن"

06:18.379 --> 06:21.590
پدرم، رئیس پلیس کشور بود

06:22.508 --> 06:25.386
آدم زورگو و  پلیس سرسختی بود

06:25.469 --> 06:27.179
خبری از بازیگوشی نبود

06:28.013 --> 06:31.267
به‌نظر پدرم توی خونه باید نظم و انضباط
برقرار می‌بود

06:31.350 --> 06:33.436
و می‌گفت باید برای صبحونه زحمت بکشی

06:38.607 --> 06:41.110
با برادرم رابطه خیلی خوبی داشتم

06:41.193 --> 06:43.446
ولی خب یه رابطه رقابتی بود

06:43.988 --> 06:46.157
برادرم یه سال از من بزرگ‌تر بود

06:46.240 --> 06:48.075
عضله و هوش بیشتری داشت

06:48.159 --> 06:50.202
درسش خوب بود

06:50.703 --> 06:53.831
پدرم هم کاری می‌کرد با هم رقابت داشته‌باشیم

06:54.540 --> 06:56.000
که کی می‌تونه سریع‌تر بدوه

06:56.083 --> 07:00.087
کی تو روز مادر، گل‌های قشنگ بیشتری می‌چینه

07:01.714 --> 07:04.175
پدرم می‌گفت: یه ساعت بهتون وقت می‌دم

07:06.051 --> 07:08.095
برادرم با گل‌هایی که چیده‌بود، برمی‌گشت

07:08.179 --> 07:11.640
و پدرم می‌گفت: آفرین، ماینهارد، خیلی خوبه

07:11.724 --> 07:14.059
آرنولد، سال بعد دوباره تلاش کن

07:14.143 --> 07:17.229
حتی سر این چیزهای مسخره هم با هم
رقابت داشتیم

07:20.649 --> 07:23.527
این جاه‌طلبی رو از پدرم دارم

07:23.611 --> 07:25.154
:و البته این پیام رو

07:25.863 --> 07:27.364
آرنولد، هر کاری می‌کنی بکن

07:28.908 --> 07:29.742
فقط مفید واقع شو

07:35.539 --> 07:40.044
با این‌که روستامون خیلی جای زیبایی بود
دوران کودکی سختی داشتم

07:40.127 --> 07:42.296
...ولی گذشتن از دوران جنگ

07:45.799 --> 07:47.510
بلایی که سر ذهنت میاره

07:47.593 --> 07:49.220
وقتی از جنگ

07:49.303 --> 07:52.556
مثل پدرم با سندرم استرس پس از سانحه

07:52.640 --> 07:53.724
برمی‌گردی

07:54.600 --> 07:58.604
سه روز زیر آوار بود

08:00.314 --> 08:02.566
تازه توی جنگ هم شکست خورده‌بودن

08:03.400 --> 08:05.236
با چنان افسردگی‌ای برگشتن خونه

08:06.278 --> 08:09.615
که اتریش شده‌بود کشور  مردان افسرده

08:13.202 --> 08:17.456
به‌نظرم وقت‌هایی بود
که پدرم واقعا در عذاب بود

08:18.624 --> 08:20.084
وقتی کتک می‌خوردیم

08:21.085 --> 08:23.879
یا پدرم با کمربند ما رو می‌زد

08:23.963 --> 08:26.799
بچه همسایه هم از پدرش کتک می‌خورد

08:26.882 --> 08:29.552
واسه همه همین‌طور بود

08:32.137 --> 08:33.389
وقتی بزرگ‌تر شدم

08:33.472 --> 08:36.392
و هر چی بیشتر از دنیای بیرون مطالعه کردم

08:36.475 --> 08:39.603
دنیای بیرون از اتریش
:بیشتر با خودم می‌گفتم

08:39.687 --> 08:42.273
به‌نظرم من جایی که باید باشم
به‌دنیا نیومدم

08:42.356 --> 08:43.816
یه‌ جای کار می‌لنگه

08:45.859 --> 08:49.071
می‌دونم به‌نظر دیوونگی میاد
ولی یه مدت فکر می‌کردم

08:49.572 --> 08:54.159
پدرم، پدر واقعیم نیست

08:55.244 --> 08:57.329
می‌گفتم شاید یه سرباز آمریکایی باشه

09:04.878 --> 09:08.090
پی‌اش رو گرفتم، گفتم: این حس از کجا میاد؟

09:08.173 --> 09:10.968
این حس

09:12.094 --> 09:13.596
که شاید من به اتریش تعلق ندارم

09:13.679 --> 09:16.098
شاید جای من، توی آمریکاست ولی چرا؟

09:17.057 --> 09:20.519
برای همین گفتم
حتما یه‌روز باید به اینجا بیام

09:20.603 --> 09:22.104
من جای اشتباهی هستم

09:23.814 --> 09:25.357
باید از اینجا برم

09:28.777 --> 09:32.615
وقتی من و برادرم به گراتز رفتیم

09:35.075 --> 09:38.037
اولین‌باری بود که یه شهر رو می‌دیدیم
[ سال ۱۹۶۱ ]

09:39.288 --> 09:42.499
بعد از مدرسه، توی شهر یه‌کم قدم می‌زدیم

09:42.583 --> 09:44.168
و بعد یهو سینماها رو دیدیم

09:44.251 --> 09:46.337
تبلیغ فیلم، یه بابایی بود

09:46.420 --> 09:48.547
که این‌طوری وایساده‌ بود

09:48.631 --> 09:51.258
من مبهوتش شده ‌بودم

09:51.967 --> 09:52.885
اون کیه؟

09:54.637 --> 09:57.348
هرکول و زنان دربند

09:57.431 --> 09:58.515
بالاخره

09:58.599 --> 10:01.268
با شخصیتی جدید و پویا از راه رسید

10:01.352 --> 10:03.771
رج پارک در نقش هرکول

10:05.064 --> 10:06.023
قدرت ابرانسانی

10:06.106 --> 10:08.400
رفتم اونجا و بدنش رو دیدم

10:08.484 --> 10:13.238
و اون‌قدری شگفت‌زده شده بودم
که نمی‌تونستم از ذهنم بیرونش کنم

10:14.156 --> 10:16.283
هورمون‌های تستوسترون داشت ترشح می‌شد

10:16.867 --> 10:19.453
علاقه به دخترها به‌وجود می‌اومد

10:19.536 --> 10:21.246
همه‌چی داشت با هم اتفاق می‌افتاد

10:22.206 --> 10:25.501
و یه روز از یه مغازه رد شدم

10:26.460 --> 10:28.462
پر از چیزهای آمریکایی

10:29.296 --> 10:32.299
یکی‌شون یه مجله تناسب‌اندام
از آمریکا بود

10:32.383 --> 10:34.385
اونی که توی فیلم هرکول دیده‌ بودم

10:34.468 --> 10:35.928
رج پارک

10:36.011 --> 10:37.471
روی جلد مجله بود

10:37.554 --> 10:40.474
داخلش، برنامه تمرینیش رو نوشته‌بود

10:40.557 --> 10:43.102
ساعت پنج صبح بیدار می‌شد و تمرین می‌کرد

10:43.185 --> 10:45.979
و بعد برای بار دوم و سوم
در روز تمرین می‌کرد

10:46.063 --> 10:47.314
من هم باید همین‌کار رو بکنم

10:48.190 --> 10:50.526
نوشته‌بود که چه‌طور
قهرمان مستر یونیورس شده‌بود

10:51.318 --> 10:55.489
و چه‌طور استعدادش توی رم برای نقش هرکول
کشف شده‌بود

10:56.448 --> 10:58.283
با خودم گفتم: خدای من

10:58.367 --> 10:59.910
این آدم، الگوی منه

10:59.993 --> 11:03.247
مثل نقشه‌کار من

11:04.289 --> 11:05.749
برای اهداف زندگیم بود

11:14.717 --> 11:18.595
خیلی دلم می‌خواست به آمریکا بیام

11:19.680 --> 11:22.307
و اگه واقعا می‌خوای برای این اهداف تلاش کنی

11:22.391 --> 11:24.893
باید بگردی ببینی

11:24.977 --> 11:27.271
توی چی استعداد داری

11:27.354 --> 11:28.480
کارت توی چه زمینه‌ای خوبه

11:29.064 --> 11:33.444
برای من، بدنسازی
حکم یه ورزش آمریکایی رو داشت

11:33.527 --> 11:35.779
بازخوردی که توی باشگاه گرفتم
خیلی خوب بود

11:35.863 --> 11:39.324
برای همین مطمئن شدم
که راه درست من، همینه

11:45.914 --> 11:49.418
توی خونه‌مون تمرین می‌کردم

11:49.960 --> 11:51.378
هیچ صدایی نبود

11:51.462 --> 11:52.296
سکوت کامل

11:57.134 --> 11:59.845
و می‌تونستم فکر و تمرکز کنم

11:59.928 --> 12:03.390
و تجسم کنم که چه‌طور
قراره یه قهرمان بدنسازی بشم

12:04.683 --> 12:06.685
چه‌طور قراره به آمریکا برم

12:06.769 --> 12:08.771
چه‌طور قراره وارد سینما بشم

12:08.854 --> 12:11.190
چه‌طور قراره میلیون‌ها دلار پول دربیارم

12:15.694 --> 12:20.073
دریاچه تالرسی، جای بسیار زیبایی بود

12:20.699 --> 12:23.327
و پیش کشتی‌گیرهای حرفه‌ای

12:23.410 --> 12:24.620
وزنه‌بردارها

12:24.703 --> 12:25.913
بدنسازها

12:25.996 --> 12:27.206
و کلا آدم‌های عضلانی بودم

12:28.874 --> 12:30.459
بعدش قهرمان بدنسازی اتریش رو دیدم

12:30.542 --> 12:31.585
کرت مارنول

12:31.668 --> 12:34.213
یه‌سری دختر خوشگل پیشـش بود

12:34.296 --> 12:36.673
و یه ماشین اسپرت آلفا رومئو زیر پاش بود

12:37.549 --> 12:39.259
و این خیلی من رو تحت‌تاثیر قرار داد

12:40.511 --> 12:43.013
من خیلی یهویی عضوی از اون گروه شدم

12:43.096 --> 12:45.891
مصل یه بچه که داشتن
به فرزندخوندگی قبول می‌کردن

13:02.074 --> 13:06.119
از اون موقع به‌بعد
من این نوع رفاقت رو خیلی عزیز می‌دونستم

13:06.203 --> 13:10.249
و به‌خاطر تحسینی که براش داشتم
هر جا که رفتم اون رو به‌وجود آوردم

13:14.211 --> 13:18.340
پدرم مخالف بود، چون این کار
غیرمعمول بود

13:18.423 --> 13:21.844
ورزش معمول این بود که فوتبالیست بشی

13:22.761 --> 13:25.806
یا قهرمان اسکی

13:25.889 --> 13:27.349
اینجا اتریشه

13:27.432 --> 13:29.685
وزنه‌برداری دیگه چیه؟

13:29.768 --> 13:32.020
و وقتی تمرین می‌کنی
به آینه خیره می‌شی

13:32.104 --> 13:33.605
یعنی چی این کار؟

13:38.277 --> 13:40.153
که یعنی خیلی خودشیفته‌ای

13:40.237 --> 13:43.782
می‌گفت اگه می‌خوای از ماهیچه‌هات
استفاده کنی، برو چوب‌ها رو خرد کن

13:48.453 --> 13:50.581
مادر هم ترسیده‌بود

13:51.582 --> 13:52.958
می‌گفت: پسر های همسنش

13:53.876 --> 13:55.878
عکس دختر

13:57.045 --> 13:59.840
روی دیوار اتاق‌شون دارن

14:01.216 --> 14:04.344
پسر من، عکس یه دختر هم نداره، نگاه کن

14:04.428 --> 14:08.223
یه دختر هم نیست
فقط مردهای لخت چرب

14:08.807 --> 14:10.475
کجای کار اشتباه کردیم؟

14:14.396 --> 14:17.107
اولش، آرنولد روحیه رهبری نداشت

14:17.190 --> 14:19.568
خودش رو با ما سازگار داد
[دکتر کارل ملقب به چارلی، دوست دوران کودکی آرنولد]

14:19.651 --> 14:22.070
ولی طی یه سال

14:22.154 --> 14:25.324
فکر کنم ۱۵.۲کیلو وزن اضافه کرد

14:26.700 --> 14:29.661
و وقتی پیش آرنولدی

14:29.745 --> 14:32.915
همه‌چی به‌نظرت آسون میاد

14:32.998 --> 14:34.541
و هیچ مشکلی وجود نداره

14:35.834 --> 14:39.504
پدرم بعضی‌اوقات موقع تمرین می‌اومد

14:39.588 --> 14:42.507
و متوجه پتانسیل آرنولد شد

14:46.720 --> 14:48.722
فردی گرستل، پدر دوستم

14:48.805 --> 14:50.682
یکی از بزرگ‌ترین حامی‌های من شد

14:52.517 --> 14:54.895
می‌گفت: ماهیچه قوی کافی نیست

14:54.978 --> 14:58.065
باید ذهن‌تون رو هم قوی کنید

14:58.857 --> 15:03.779
بدن سرخود عمل نمی‌کنه
با دستوری که بهش می‌دی عمل می‌کنه

15:04.404 --> 15:06.031
می‌گفت: یه‌چیز رو یادت باشه

15:06.114 --> 15:10.285
با یه جراحت، ممکنه حرفه ورزشکاریت تموم بشه

15:11.370 --> 15:13.664
ممکنه میلیون‌ها دلار پول داشته‌باشی

15:13.747 --> 15:16.583
و یکی جیبت رو بزنه

15:16.667 --> 15:19.753
ولی تنها چیزی که کسی نمی‌تونه
ازت بگیره، ذهنته

15:19.836 --> 15:21.088
قدرت مغزت

15:22.047 --> 15:23.757
اراده‌ـت

15:23.840 --> 15:26.802
که در آخر، خیلی مهم‌تر از بدنه

15:28.845 --> 15:32.849
برام مثل پدر بود
اما اخلاقش برعکس پدر خودم بودم

15:33.558 --> 15:35.936
برخلاف پدرم که از همه‌چیز ایراد می‌گرفت

15:36.019 --> 15:39.564
ایشون فهمیده‌تر بود

15:39.648 --> 15:43.151
کسی بود که درکت می‌کرد
و به راه درست هدایتـت می‌کرد

15:43.235 --> 15:44.444
به‌جای این‌که مجبورت کنه

15:44.528 --> 15:47.114
همیشه یه صدایی توی ذهنم هست که می‌گه

15:47.197 --> 15:48.865
"تشنه دانش باش"

15:52.786 --> 15:57.249
من عضو باشگاه ورزشی گراتز شدم

15:57.749 --> 16:01.503
بچه‌هایی که توی دریاچه بودن
هم اونجا تمرین می‌کردن

16:01.586 --> 16:04.715
پس بالاخره می‌تونستم
پیش گردن‌کلفت‌ها تمرین کنم

16:05.298 --> 16:07.259
کرت مارنول همین‌جا تمرین می‌کرد

16:08.301 --> 16:11.013
این باشگاه وزنه‌برداری
برای من، حکم مکه رو داشت

16:12.097 --> 16:14.016
معتادش شده‌بودم

16:14.099 --> 16:15.559
هر روز می‌رفتم

16:20.731 --> 16:24.067
وارد باشگاه که می‌شدم
یه دیوار چوبی

16:24.860 --> 16:25.861
بود

16:26.486 --> 16:28.613
یادمه یه گچ برمی‌داشتم

16:29.531 --> 16:30.866
و روش می‌نوشتم

16:31.783 --> 16:32.743
جلوبازو

16:33.493 --> 16:34.745
پشت‌بازو

16:34.828 --> 16:37.414
سینه، زیربغل

16:40.250 --> 16:43.170
بعد یه ست جلوبازو می‌زدم

16:45.005 --> 16:47.716
بعدش یه خط می‌کشیدم
بعدش یکی دیگه

16:48.550 --> 16:52.095
بعدش یکی دیگه، یکی دیگه، یکی دیگه

16:52.804 --> 16:54.097
و بعدش

16:54.181 --> 16:56.016
روی میز پروانه می‌زدم

16:57.225 --> 16:59.519
تا وقتی ۲۰ست از یه حرکت

16:59.603 --> 17:01.146
رو زدم، حسابش دستم باشه

17:02.564 --> 17:04.524
و بعد از سه ساعت تمرین

17:04.608 --> 17:07.402
کل اون دیوار از چوب‌خط‌های ست‌هایی
بود که زده‌بودم

17:08.403 --> 17:10.447
تا بتونم به هدفم برسم

17:19.349 --> 17:21.349
[سال۱۹۶۴، ۱۶سالگی آرنولد]

17:21.374 --> 17:25.087
بدنسازی کلا یک یا دو تا مسابقه در سال داشت

17:26.129 --> 17:28.924
بعضی‌اوقات در طول یه‌روز
بیشتر از یه مسابقه برگزار می‌شد

17:29.007 --> 17:32.260
مثلا مستر استایمارک
که به معنی مستر استیریا هست

17:32.284 --> 17:34.284
[مقام چهارم مستر استیریا]

17:34.888 --> 17:37.516
بعدش مسابقه مستر هرکول بود

17:37.599 --> 17:40.894
که معمولا برای حجیم‌ترین بدنسازها بود

17:41.018 --> 17:43.018
[مقام سوم مستر هرکول]

17:43.188 --> 17:46.441
یه گروه موسیقی محلی جذاب رو استخدام می‌کردن

17:47.526 --> 17:51.488
و پر از زن‌های زیبا بود

17:51.571 --> 17:54.866
تا به ورزش بدنسازی، جلوه بهتری بدن

17:56.034 --> 17:58.078
مسابقه مستر اتریش هم بود

17:58.161 --> 18:00.455
که خب مشخصه، مسابقات قهرمانی کشوری بود

18:02.041 --> 18:04.209
[مقام اول مستر اتریش]

18:08.463 --> 18:10.590
بیشتر وقتم رو اینجا می‌گذروندم

18:10.674 --> 18:13.093
توی همین اتاق، روی همین تخت

18:13.969 --> 18:16.680
همین‌جا این‌طوری

18:17.180 --> 18:18.306
دراز می‌کشیدم

18:19.516 --> 18:21.685
و همین‌جوری واسه خودم

18:22.519 --> 18:23.895
خیال‌بافی می‌کردم

18:25.272 --> 18:28.525
و به عکس این اشخاص خیره می‌شدم

18:30.652 --> 18:31.903
و بعد پا می‌شدم می‌نشستم

18:34.698 --> 18:37.450
و رج پارک و بدنش رو نگاه می‌کردم

18:38.118 --> 18:41.037
و بعد یاد داستان بزرگ شدنش

18:41.663 --> 18:44.082
توی شهر لیدز انگلستان

18:44.166 --> 18:45.083
می‌افتادم

18:45.667 --> 18:47.335
یه شهر مثل گراتز بود

18:47.419 --> 18:48.795
یه شهرک صنعتی بود

18:49.379 --> 18:51.173
و مردمش خیلی سخت‌کوش بودن

18:51.256 --> 18:53.967
:و با خودم می‌گفتم
طرف از یه همچین جایی اومده بیرون؟

18:55.510 --> 18:57.804
پس من هم شانس بیرون اومدن

18:57.888 --> 18:59.306
از اینجا رو دارم

18:59.806 --> 19:04.436
و بعد دنبال هر فرصتی بودم تا از اینجا برم

19:04.519 --> 19:08.440
فکر کنم دلیل این‌که زود عضو ارتش شدم
همین بود

19:12.819 --> 19:16.573
توی اتریش، خدمت توی ارتش برای همه الزامیه

19:18.033 --> 19:20.452
من تصمیم گرفتم توی ۱۸سالگی خدمت کنم

19:21.494 --> 19:24.623
می‌خواستم خدمتم رو تموم کنم و برم

19:24.706 --> 19:27.000
چون بدون پایان خدمت

19:27.083 --> 19:29.753
نمی‌تونستی پاسپورت بگیری

19:31.213 --> 19:35.050
می‌خواستم متخصص تانک بشم
راننده تانک بشم

19:36.176 --> 19:38.720
بهم گفتن غیرممکنه، قدم زیادی بلنده

19:40.472 --> 19:42.599
پدرم توی ارتش چند تا آشنا داشت

19:42.682 --> 19:44.267
و خلاصه تونستم راننده تانک بشم

19:44.351 --> 19:48.271
و شجاع‌ترین راننده تانک‌شون شدم

19:59.908 --> 20:01.743
اواسط آموزش ابتداییم

20:01.826 --> 20:06.831
به یه مسابقه توی اشتوتگارت آلمان دعوت شدم

20:06.915 --> 20:10.585
بخش نونهالان بهترین بدنساز اروپا

20:10.669 --> 20:12.837
وقتی ازشون پرسیدم می‌تونم برم
گفتن نه

20:14.381 --> 20:15.674
من نمی‌دونستم

20:15.757 --> 20:17.926
وسط آموزش ابتدایی

20:18.009 --> 20:19.678
نمی‌تونی اردوگاه رو ترک کنی

20:22.389 --> 20:23.223
ولی خب به‌هرحال من رفتم

20:32.628 --> 20:34.628
[سال ۱۹۶۵، اشتوتگارت]

20:36.653 --> 20:38.655
بیست‌وهشت نفر توی مسابقه بودن

20:39.614 --> 20:40.907
و من بردم

20:48.164 --> 20:50.166
اونجا بود که آینده حرفه‌ایم رو دیدم

20:51.668 --> 20:54.838
خودم رو روی صحنه مستر یونیورس تجسم کردم

20:56.548 --> 20:59.092
فقط باید سر رج پارک رو با سر خودم

20:59.175 --> 21:02.345
جابه‌جا می‌کردم
و با جام قهرمانیم

21:02.429 --> 21:03.930
فیگور بگیرم

21:04.014 --> 21:05.056
و بعد

21:05.557 --> 21:07.100
جمعیت هزاران نفری

21:08.310 --> 21:11.646
سالن و سینما رو می‌دیدم
که فریاد می‌زدن

21:11.730 --> 21:14.816
"آرنولد، آٰرنولد، آرنولد"

21:14.899 --> 21:17.110
آرنولد

21:17.193 --> 21:18.486
با خودم خیالبافی می‌کردم

21:18.987 --> 21:20.405
ولی فقط در حد یه رویا نبود

21:21.072 --> 21:23.825
گفتم: نه، کون لق رویا
با رویا چی کار می‌شه کرد؟

21:23.908 --> 21:25.744
باید یه هدف مطلق داشته‌باشی

21:25.827 --> 21:28.455
و وقتی هدفت رو کامل تجسم کنی

21:28.538 --> 21:31.833
صددرصد باور می‌کنی که می‌تونی به دستش بیاری

21:34.586 --> 21:36.212
اولین واکنش من این بود
[آلبرت بوسک، عکاس و دوست آرنولد]

21:36.296 --> 21:39.924
که این فوق‌العاده‌ترین نونهالیه که توی عمرم دیدم
[آلبرت بوسک، عکاس و دوست آرنولد]

21:40.508 --> 21:42.135
چون همه‌چی تموم بود

21:42.218 --> 21:47.349
جذبه‌ای داشت که توی اون سن، غیرمعمول بود

21:48.058 --> 21:49.309
از همون موقع هم

21:49.392 --> 21:50.352
صحنه رو دست می‌گرفت

21:51.019 --> 21:54.189
بهش پیشنهاد دادم
که بیاد توی باشگاهی که مدیرش بودم

21:54.272 --> 21:56.066
مربی‌گری کنه

22:05.658 --> 22:08.745
قرار بود سه سال توی خدمت باشم

22:08.828 --> 22:11.373
پس باید ازشون درخواست می‌کردم
که زودتر برم

22:13.124 --> 22:15.126
پیشنهادی که من به داده ‌شده‌بود

22:15.210 --> 22:18.463
تا مربی یه باشگاه بدنسازی توی آلمان بشم

22:18.546 --> 22:19.631
برام جذاب بود

22:19.714 --> 22:22.634
به‌نوعی تنها راهی بود

22:22.717 --> 22:26.304
که باهاش می‌تونستم از اتریش برم
و یه قدم به آمریکا نزدیک‌تر بشم

22:27.889 --> 22:29.265
کسی نمی‌تونه توی اتریش

22:29.349 --> 22:31.351
بهترین بدنساز تاریخ بشه

22:31.434 --> 22:34.979
چون باید با بهترین بدنسازها تمرین کنی

22:35.063 --> 22:37.690
و مرکز بدنسازی هم آمریکا بود

22:39.359 --> 22:42.862
"به هر قیمتی شده، باید از اینجا برم"

22:50.370 --> 22:52.705
وقتی یاد دوران بچگیم می‌افتم
:با خودم نمی‌گم

22:53.373 --> 22:56.376
"وای، چه‌قدر بد تربیت شدم"

22:56.960 --> 22:57.794
نه

22:58.294 --> 23:01.798
تنفری که توی بچگی داشتم چیز خوبی بود

23:01.881 --> 23:04.717
چون به‌خاطر همین بود که می‌خواستم
از اونجا برم

23:10.265 --> 23:12.267
خیلی‌خب، بریم به دخترها غذا بدیم

23:13.560 --> 23:15.103
اونو، میستی

23:18.189 --> 23:19.732
اونو، میستی

23:19.816 --> 23:21.734
به‌خاطر همین بود که می‌تونستم
بیشتر از هر کس دیگه‌ای تمرین کنم

23:21.818 --> 23:25.363
و به کشورهای دیگه برم
این همه بدبختی بکشم

23:25.447 --> 23:28.032
قادر به انجام کارهایی بودم

23:28.116 --> 23:29.242
که بقیه نمی‌تونستن

23:29.325 --> 23:31.536
داری هولش می‌دی‌ها

23:32.162 --> 23:33.538
برام مهم نبود

23:33.621 --> 23:36.249
چون از جایی که بودم
بهتر بود

23:38.770 --> 23:40.770
[مونیخ، سال ۱۹۶۶]

23:40.795 --> 23:43.006
وقتی رسیدم به مونیخ

23:43.673 --> 23:46.718
دوستم آلبرت بوسک
من رو از ایستگاه قطار سوار کرد

23:47.760 --> 23:49.679
و ساکن باشگاه شدم

23:50.805 --> 23:52.807
یه اتاق خیلی کوچیک بود

23:52.891 --> 23:56.311
و تختم اندازه همون تختی بود
که توی اتاق خونه خودمون بود

23:56.936 --> 24:01.691
کل داراییم یه مخلوط‌کن بود
که باهاش پروتئینم رو مخلوط کنم

24:01.774 --> 24:02.692
و چند تا دونه لباس

24:02.775 --> 24:03.610
همین

24:04.402 --> 24:07.489
و تقریبا تا یک سال اونجا بودم

24:08.740 --> 24:10.825
تا هر وقتی که خواستم

24:10.909 --> 24:12.660
بتونم برم تمرین کنم

24:14.537 --> 24:19.501
ببین من چه خرشانسی هستم
که توی خونه‌ـم یه باشگاه داشتم

24:21.002 --> 24:23.588
بعدش خونواده کوچیک خودم رو تشکیل دادم

24:23.671 --> 24:25.548
که اعضاش، آلبرت بوسک

24:25.632 --> 24:27.425
فرانکو کلمبو

24:27.509 --> 24:29.886
که یک سال قبل توی اشتوتگارت
باهاش آشنا شده‌ بودم

24:30.553 --> 24:32.263
اون نمونه یه حریف تمرینی ایده‌آل بود

24:32.347 --> 24:36.434
و از معدود ایتالیایی‌هایی بود
که آلمانی بلد بود

24:37.310 --> 24:39.729
اون از اتریش بود و من از ایتالیا

24:39.812 --> 24:42.690
با هم رفیق شدیم
و تمرین می‌کردیم

24:42.714 --> 24:43.959
[فرانکو کلمبو، بدنساز، مستر الیمپیای ۱۹۷۶ و ۱۹۸۱]

24:43.983 --> 24:46.486
از اون موقع، من، یکی از بهترین دوستان آرنولدم
[فرانکو کلمبو، بدنساز، مستر الیمپیای ۱۹۷۶ و ۱۹۸۱]

24:46.569 --> 24:47.737
خراب کردم

24:47.820 --> 24:48.947
بذار دوباره بگم

24:52.849 --> 24:55.849
[لندن، سال ۱۹۶۶]

24:56.538 --> 24:59.749
دوست‌هام کمکم کردن
تا پول کافی برای بلیط هواپیما جمع کنم

24:59.832 --> 25:02.085
و بتونم توی مسابقه مستر یونیورس شرکت کنم

25:06.942 --> 25:08.942
بیست‌وچهار سپتامبر سال ۱۹۶۶
لندن، انگلستان

25:08.967 --> 25:10.718
فکر کن، همین چند ماه پیش

25:10.802 --> 25:12.095
توی ارتش بودی

25:12.178 --> 25:16.307
و حالا داری می‌ری لندن
تا توی مسابقه مستر یونیورس شرکت کنی

25:17.016 --> 25:20.520
هدف من این بود
که عضو شش نفر برتر بشم

25:21.145 --> 25:22.772
ولی نفر دوم شدم

25:22.855 --> 25:24.232
توی ۱۹سالگی

25:24.857 --> 25:26.401
گفتم: یا خود خدا

25:26.901 --> 25:28.611
اگه من پسرک کشاورز اتریشی

25:28.695 --> 25:32.782
بدون هیچ تجربه‌ای، دوم شدم

25:32.865 --> 25:34.284
سال بعد حتما قهرمان می‌شم

25:34.867 --> 25:37.120
آرنولد اون‌قدر با استعداد بود

25:37.203 --> 25:39.664
که مردم عادی، طرفداران بدنسازی
می‌دونستن

25:39.747 --> 25:41.291
این، آینده‌ی بدنسازیه

25:45.670 --> 25:47.755
توی مسابقه مستر یونیورس

25:47.839 --> 25:52.552
یه داور به اسم آقای وگ بنت بود

25:53.511 --> 25:54.345
:و می‌گفت

25:54.429 --> 25:57.432
آرنولد، بدنت فوق‌العاده‌ست

25:57.515 --> 25:59.100
شگفت‌انگیزه

25:59.183 --> 26:01.519
با همون لهجه انگلیسیش

26:03.313 --> 26:05.523
ما رو برای شام دعوت کرد

26:05.607 --> 26:09.360
و چون یکی از داورها بود
برام باورنکردنی بود

26:09.444 --> 26:12.155
اون موقع‌ها انگلیسیم افتضاح بود

26:12.238 --> 26:14.365
همیشه به این قضیه می‌خندیدیم

26:16.242 --> 26:20.413
وگ گفت: اگه باز هم اینجا اومدی
می‌تونی بیای پیش ما

26:20.496 --> 26:22.498
لازم نیست بری هتل

26:23.541 --> 26:24.459
سال بعد

26:25.209 --> 26:27.795
وگ مسئول برگزاری مسابقه بود

26:27.879 --> 26:30.965
و پول بلیط هواپیما رو اون داد

26:32.717 --> 26:35.219
یادمه خونه بنت توی لندن

26:35.303 --> 26:37.347
پلاک ۳۳۵ جاده رامفرد بودم

26:37.430 --> 26:38.806
دقیقا یادمه

26:38.890 --> 26:40.975
و یهو رج پارک وارد شد

26:47.315 --> 26:48.941
ملاقات با رج پارک

26:49.651 --> 26:52.945
از اون لحظات فراموش‌نشدنی زندگیم بود

26:56.532 --> 26:58.534
اون روی جلد مجله‌ها بود

26:59.160 --> 27:00.953
توی فیلم‌ها بود

27:01.537 --> 27:03.498
و حالا، الان جلوی من وایساده

27:05.792 --> 27:09.128
از آفریقای جنوبی برگشته‌بود
و می‌خواست تمرین کنه

27:09.629 --> 27:11.798
ما هم با هم تمرین کردیم

27:13.299 --> 27:17.512
یادمه حتی ژاکتش رو هم در نیاورد

27:20.973 --> 27:24.811
این‌که هرکولی که توی فیلم‌ها می‌دیدی

27:25.520 --> 27:28.481
الان جلوت باشه، باورنکردنی بود

27:28.564 --> 27:31.901
با هم صحبت می‌کردیم
و اون خیلی خوش‌اخلاق بود

27:31.984 --> 27:34.112
همه‌چی رو درباره من می‌دونست

27:34.195 --> 27:36.155
چون وگ بنت بهش گفته ‌بود

27:40.952 --> 27:43.246
:برای انگیزه دادن بهم گفت

27:43.329 --> 27:45.540
اگه مسابقه مستر یونیورس رو ببری

27:45.623 --> 27:48.000
با خودم می‌برمت آفریقای جنوبی

27:48.084 --> 27:49.877
می‌برمت نمایشگاه بدنسازی

27:49.961 --> 27:51.963
و برای هر کدوم از این نمایشگاه‌ها
هم بهت پول می‌دم

27:52.046 --> 27:56.008
اونجا می‌تونی کلی پول دربیاری
و کل کشور رو دور بزنی

27:59.721 --> 28:01.597
جای اشتباهی وجود نداره

28:01.681 --> 28:04.475
چون باید قهرمان مستر یونیورس ۱۹۶۷ بشم

28:07.061 --> 28:09.439
وگ می‌گفت: باید ساق پات رو تمرین بدی

28:09.522 --> 28:13.317
جلوبازوت خیلی بزرگ‌تر از ساق پاته

28:14.026 --> 28:16.738
ساق پات لاغره
تناسب ندارن

28:18.072 --> 28:19.323
اگر می‌خوای ببری

28:19.407 --> 28:22.785
بدنت باید کامل باشه
و همه‌چی باید بی‌نقص باشه

28:24.515 --> 28:26.515
[مستر یونیورس ۱۹۶۷]

28:27.540 --> 28:29.542
بالاخره، همه‌چی درست شد

28:32.003 --> 28:33.212
و اما برنده

28:34.464 --> 28:35.923
آرنولد شوارتزنگر

28:40.970 --> 28:42.346
توی ۲۰سالگی

28:42.972 --> 28:44.724
رویام

28:44.807 --> 28:45.933
رو حقیقی کردم

28:48.019 --> 28:51.355
روی همون سکویی که رج پارک قهرمان شده‌بود

28:52.148 --> 28:55.902
همون جام رو دقیقا همون‌طوری گرفتم

28:55.985 --> 28:58.696
و دقیقا همون‌طوری که تصورش رو داشتم

28:59.614 --> 29:01.407
همه فریاد می‌زدن

29:01.491 --> 29:02.867
آرنولد

29:02.950 --> 29:06.037
احساس می‌کردم دارم خواب می‌بینم

29:06.537 --> 29:08.498
همه‌چی سر جای خودشه

29:18.522 --> 29:22.522
[آفریقای جنوبی سال ۱۹۶۷]

29:25.723 --> 29:28.935
رج پارک من رو به خونه‌ش

29:30.520 --> 29:31.771
توی ژوهانسبورگ دعوت کرد

29:33.689 --> 29:35.358
می‌دونی چه افتخار بزرگی بود؟

29:35.441 --> 29:39.237
الگوی زندگیم من رو به خونه‌ش دعوت کرده

29:41.823 --> 29:43.741
من آرنولد رو وقتی اومد اینجا، دیدم

29:43.825 --> 29:46.160
اون‌موقع نه سالم بود

29:46.244 --> 29:48.788
خیلی مؤدب و خوش‌اخلاق بود
[جان جان پارک، مربی، فرزند رج پارک]

29:49.288 --> 29:51.999
ولی صندل رو با جوراب پاش می‌کرد
[جان جان پارک، مربی، فرزند رج پارک]

29:52.083 --> 29:54.502
مثل دهاتی‌ها

29:55.002 --> 29:58.756
پوستش خیلی سفید بود
همه توی ساحل، برنزه بودن

29:59.507 --> 30:02.760
یادمه اولش یه‌کم خوف داشت و معذب بود

30:02.844 --> 30:05.221
ولی پدرم کاری کرد احساس راحتی داشته‌باشه

30:05.304 --> 30:08.933
مادرم هم همین‌طور

30:09.016 --> 30:10.977
سریعا مثل عضوی از خانواده‌مون شد

30:11.060 --> 30:14.480
هر شب با هم می‌رفتیم شام می‌خوردیم
و سینما می‌رفتیم

30:14.981 --> 30:19.360
از پدر و مادرم یاد گرفت
که خانواده چه‌قدر مهمه

30:20.111 --> 30:23.072
فکر کنم بیشتر از هر چیز دیگه‌ای
همین تحت‌تاثیر قرارش داده‌بود

30:24.699 --> 30:27.159
مادرم، آرنولد رو راهنمایی می‌کرد

30:27.243 --> 30:31.080
می‌تونست فیگور‌های پیش‌پا افتاده رو بگیره
ولی جابه‌جایی بین‌شون یه جریان هماهنگ نداشت

30:31.163 --> 30:34.125
مادرم به برنامه‌ریزیش کمک کرد

30:35.710 --> 30:37.837
ماریان معلم رقص باله بود

30:38.504 --> 30:42.008
به رج یاد داده‌بود چه‌طور روی صحنه
برازنده‌تر باشه

30:42.800 --> 30:46.470
این دو ورزش خیلی از هم متفاوتن
باله با حرکات آروم و جنب‌وجوشه

30:47.555 --> 30:50.099
ولی بدنسازی فقط یه‌جا وایسادنه

30:50.182 --> 30:51.809
و حرکت و جابه‌جایی زیادی نداره

30:53.561 --> 30:55.146
اصلا درک نمی‌کردم

30:55.229 --> 31:00.151
ولی به مرور زمان
چیزهایی که بهم یاد داده‌بود رو به‌کار گرفتم

31:05.740 --> 31:07.408
دوران بچگی، خجالتی بودم

31:08.242 --> 31:10.244
و بدنسازی

31:10.828 --> 31:13.497
ورزشی بود که باید روی صحنه
اجرا می‌کردی

31:13.581 --> 31:15.875
پس باید به روش خودم یاد می‌گرفتم

31:15.958 --> 31:17.877
چه‌طور روی صحنه اجرا کنم و فیگور بگیرم

31:17.960 --> 31:21.088
و بقیه میان و ایرادت رو می‌گیرن
و می‌گن: بیشتر لبخند بزن

31:21.172 --> 31:22.131
این کار رو بکن
اون کار رو بکن

31:22.214 --> 31:24.508
و این‌طوری بود

31:24.592 --> 31:26.260
که یاد گرفتم سرگرم‌کننده باشم

31:26.344 --> 31:29.138
و از لحظه لذت ببرم

31:29.162 --> 31:31.162
[مستر یونیورس سال ۱۹۶۸]

31:31.474 --> 31:36.771
سال ۱۹۶۸، توی لندن
تو مسابقه مستر یونیورس شرکت کردم

31:36.854 --> 31:38.856
...هروقت می‌گفتن یه فیگور بگیر

31:38.940 --> 31:42.735
وقتی فیگور جلو بازو جفت از جلو می‌گرفتم
بزرگ‌ترین جلوبازوهای مسابقه رو من داشتم

31:43.611 --> 31:46.322
و وقتی می‌گفتن از پشت فیگور بگیرید

31:46.405 --> 31:49.241
می‌دیدم پشت هیچ‌کسی به‌پای من نمی‌رسه

31:50.826 --> 31:52.828
و اون موقع بود که فهمیدم قراره برنده بشم

32:01.337 --> 32:06.008
دومین مقام مستر یونیورسم رو برنده شده‌بودم
و احساس می‌کردم توی اوجم

32:06.884 --> 32:09.637
و وقتی می‌خواستم برگردم به مونیخ

32:09.720 --> 32:11.764
یهو یه تلگراف

32:11.847 --> 32:12.848
از طرف جو ویدر برام اومد

32:14.058 --> 32:15.935
گفتم: یا خدا

32:16.018 --> 32:19.897
"جو ویدر؟ اون مثل پدرخوانده بدنسازیه"

32:20.731 --> 32:23.734
از سال ۱۹۳۹ مربی قهرمان‌های بدنسازی بوده

32:24.276 --> 32:26.988
همه قهرمان‌های مستر یونیورس و مستر ورلد

32:27.071 --> 32:28.739
مربی‌شون جو ویدر بوده

32:28.823 --> 32:30.658
توی تلگراف نوشته‌بود

32:30.741 --> 32:34.787
می‌خوام تو رو به میامی
به مسابقات مستر یونیورس خودمون دعوت کنم

32:34.870 --> 32:36.330
چون دو تا مستر یونیورس بود

32:36.414 --> 32:39.458
ویدر مسابقات مستر یونیورس خودش
رو توی دهه ۶۰ راه انداخته‌بود

32:41.043 --> 32:44.588
حتی خونه هم نرفتم
وسایلم رو بردارم

32:45.339 --> 32:48.968
همون‌جا زنگ زدم
:به آلبرت و فرانکو  و گفتم

32:49.051 --> 32:52.555
یه دعوتنامه از ویدر گرفتم
من دیگه برنمی‌گردم

32:52.638 --> 32:54.390
می‌رم آمریکا

32:54.473 --> 32:55.641
خدافظ

32:56.665 --> 32:58.665
[آمریکا، سال ۱۹۶۷]

33:15.244 --> 33:17.663
وقتی اومدم آمریکا

33:22.293 --> 33:23.794
گفتم: آخیش، بالاخره رسیدم به خونه‌م

33:24.518 --> 33:26.218
[میامی، سال ۱۹۶۸]

33:26.255 --> 33:28.382
بعدش رفتیم فلوریدا

33:32.595 --> 33:34.388
کاملا متقاعد شده‌بودم

33:34.472 --> 33:36.807
که قراره همه بدنسازهای آمریکایی رو شکست بدم

33:36.891 --> 33:39.435
خودم رو یه قهرمان جدید جلوه بدم

33:39.518 --> 33:42.146
بهترین بدنساز تاریخ بشم

33:48.069 --> 33:51.280
چون برای اون فقط حجم و گنده بودن مهم بود

33:52.323 --> 33:55.993
و وقتی نفر چهارم و سوم رو اعلام کردن

33:56.077 --> 33:59.038
به نفر دوم که رسید
آرنولد شوارتزنگر

34:00.873 --> 34:02.333
ای بابا

34:03.417 --> 34:04.877
غیرممکنه

34:08.089 --> 34:12.927
من قبلا شکست‌ناپذیر بودم
ولی حالا یهو مسابقه رو فرانک زین برد

34:14.678 --> 34:17.139
وحشتناکه، خجالت‌زده شدم

34:19.809 --> 34:22.645
به‌نظرم خیلی به بردن عادت کرده‌بود

34:22.728 --> 34:26.273
تازه اومده بود آمریکا و  یکی

34:26.357 --> 34:27.775
که به قول خودش

34:27.858 --> 34:30.528
"یه نی‌قلیون با بازوهای ۴۰سانتی"
بود، شکستش داده‌بود

34:30.611 --> 34:32.446
این خیلی اذیتش کرد

34:35.908 --> 34:37.910
داغون شده‌بودم

34:37.993 --> 34:40.454
نصف شب روی تخت هتل

34:40.538 --> 34:42.248
خوابیده‌ بودم

34:42.331 --> 34:44.500
و فکر می‌کردم دنیا قراره به آخر برسه

34:47.920 --> 34:49.713
من تو یه کشور غریبم

34:49.797 --> 34:51.632
زبون‌شون رو بلد نیستم

34:51.715 --> 34:53.968
کیلومترها از خونه فاصله دارم

34:54.593 --> 34:56.387
و مسابقه رو هم باختم

34:56.470 --> 34:58.472
همه رو ناامید کردم

35:00.057 --> 35:02.726
با خودم می‌گفتم
الان جامعه بدنسازی می‌گه

35:02.810 --> 35:05.729
شوارتزنگر اونی که فکر می‌کردیم، نیست

35:05.813 --> 35:06.814
پس کون لقش

35:08.440 --> 35:10.067
تا صبح گریه کردم

35:16.365 --> 35:18.784
روز بعد گفتم: خیلی‌خب

35:18.868 --> 35:21.412
دیشب مثل بچه‌ها نشستی گریه کردی، کصخل

35:21.495 --> 35:23.038
خب دیگه، بریم

35:25.916 --> 35:29.587
بعدش ویدر بهم بلیط هواپیما به لس‌آنجلس داد

35:29.588 --> 35:30.604
[ساحل ونیز، سال ۱۹۶۸]

35:30.629 --> 35:34.300
قراره ترتیب همه‌چی رو بده
و بهم یه آپارتمان بده

35:36.385 --> 35:40.055
سریعا برای دوست‌هام نامه نوشتم
که: قضیه فرق داره

35:40.973 --> 35:43.350
احساس درموندگی

35:43.434 --> 35:44.518
و تنهایی داشتم

35:47.062 --> 35:49.231
باشگاه‌هایی که من توشون تمرین می‌کردم

35:49.315 --> 35:52.401
باشگاه‌هایی بودن که بهترین بدنسازها
توشون تمرین کرده‌بودن

35:52.484 --> 35:54.737
من هم می‌خواستم اونجا تمرین کنم

35:54.820 --> 35:58.240
صاحب‌های باشگاه مثل وینس جیراندا

35:58.324 --> 35:59.783
اون صاحب باشگاه وینس بود

35:59.867 --> 36:01.994
می‌گفت: تو هنوز بچه‌ای

36:02.077 --> 36:04.747
باید چربیت رو کم کنیم

36:04.830 --> 36:06.832
ولی پتانسیل داری

36:06.916 --> 36:10.586
با خودم گفتم چی گوه می‌خوره؟ پتانسیل داری؟

36:12.171 --> 36:14.048
و بعد توی باشگاه گلد جیم تمرین کردم

36:14.131 --> 36:17.468
و جو گلد بهم می‌گفت خیکی

36:17.551 --> 36:18.886
گفتم

36:19.637 --> 36:20.554
وای خدا

36:22.223 --> 36:25.935
فهمیدم که چرا به آمریکا اومدن
این‌قدر مهم بود

36:26.018 --> 36:28.729
چون درک اون‌ها از بدن روی فرم

36:28.812 --> 36:30.731
کاملا متفاوته

36:31.815 --> 36:34.902
من تنهایی کاری نمی‌تونم از پیش ببرم

36:36.570 --> 36:37.821
من کمک‌لازمـم

36:39.198 --> 36:43.786
پس فرانک زین رو دعوت کردم
کسی که شکستم داده‌بود

36:43.869 --> 36:45.829
تا به کالیفرنیا بیاد

36:45.913 --> 36:47.164
و باهام تمرین کنه

36:47.248 --> 36:49.166
تا با چشم‌های خودم ببینم

36:49.250 --> 36:52.461
چی‌کار کرده که همچین هیکلی ساخته

36:52.962 --> 36:55.881
من هم پیشـش موندم
و توی اتاق خوابش روی تخت کوچیک می‌خوابیدم

36:55.965 --> 36:58.133
و با هم می‌رفتیم باشگاه و تمرین می‌کردم

36:58.217 --> 37:01.428
می‌رفتیم ساحل، برای ویدر عکس می‌گرفتیم

37:01.512 --> 37:03.472
برگشتم فلوریدا

37:03.555 --> 37:06.725
از شغل معلمیم استعفا دادم
و رفتم کالیفرنیا

37:06.809 --> 37:08.894
وقتی داشتم اینجا تمرین می‌کردم

37:08.978 --> 37:10.980
مخصوصا وقتی تو باشگاه گلد جیم بودم
:می‌گفتم

37:11.063 --> 37:14.942
خوب نمی‌شد اگه فرانکو هم بود
و می‌دید اینجا چه‌خبره؟

37:15.025 --> 37:19.196
آخه، توی مونیخ حریف تمرینی
و دوست صمیمیم بود

37:19.280 --> 37:20.489
و دلم براش تنگ شده‌بود

37:20.572 --> 37:24.368
ولی وقتی جو ویدر فهمید قدش چند سانته
اصلا علاقه به همکاری نداشت

37:24.451 --> 37:27.705
می‌گفت: نمی‌خوام یه کوتوله رو بیارم اینجا

37:27.788 --> 37:28.622
بیخیال

37:29.206 --> 37:32.209
ولی با هزار بدبختی
من و آرتی زلر، عکاس‌مون

37:32.293 --> 37:33.961
قانعش کردیم

37:34.044 --> 37:37.006
و از اونجا به‌بعد
همه‌چی یهو اوج گرفت

37:37.089 --> 37:40.217
پنج، شیش، هفت

37:40.301 --> 37:41.802
چیه؟

37:41.885 --> 37:42.845
هفت

37:43.470 --> 37:44.513
هشت

37:45.222 --> 37:46.056
نه

37:47.141 --> 37:48.017
ده

37:48.809 --> 37:50.102
خیلی‌خب

37:50.185 --> 37:51.437
می‌زنم

37:51.520 --> 37:53.314
فرانکو می‌تونه

37:55.524 --> 37:57.860
بلندش کن دیگه

37:57.943 --> 38:00.821
استعداد من توی تشکیل جامعه و رفاقت

38:00.904 --> 38:03.532
بهتر از استعداد بدنسازیم

38:03.615 --> 38:05.743
بود

38:10.122 --> 38:12.416
گلد جیم توی ساحل ونیز

38:12.499 --> 38:16.337
بدنسازهایی که برای قهرمانی می‌خواستن
مسابقه بدن، اونجا تمرین می‌کردن

38:19.590 --> 38:23.052
و بعد جو ویدر باشگاه
رو به‌عنوان باشگاه قهرمانان تبلیغ کرد

38:23.135 --> 38:25.721
دماغت کوچیک‌تر می‌شه

38:25.804 --> 38:30.434
اولین واکنشم بهش این بود
که به‌نظرم آدم خون‌گرم، باحال
[کن واکر، مستر یونیورس آی‌اف‌بی‌بی ۱۹۷۵]

38:30.517 --> 38:32.311
و شوخ‌طبعیه

38:32.394 --> 38:35.105
وقتی توی باشگاه بود، متمرکز بود

38:41.195 --> 38:43.655
انرژی خوبی توی باشگاه برقرار بود
و ما به هم کمک می‌کردیم

38:44.406 --> 38:47.242
این‌که موقع تمرین، آرنولد پیشت باشه
عالیه چون حضورش

38:47.326 --> 38:49.620
باعث می‌شه بخوای سخت‌تر تمرین کنی

38:49.703 --> 38:50.913
تا تحت‌تاثیر قرارش بدی

38:51.455 --> 38:52.915
اون کمال‌گرا بود

38:54.541 --> 38:56.293
وقتی با هم تمرین می‌کنید
به هم کمک می‌کنید

38:56.377 --> 38:59.505
حتی برای دم دادن عضله‌ها هم پشت صحنه
با حوله به‌هم کمک می‌کردیم

38:59.588 --> 39:00.923
و به هم روغن می‌مالیدیم

39:01.006 --> 39:03.175
باید بهم روغن بمالی
چون خودم که نمی‌تونم به کمرم روغن بزنم

39:03.258 --> 39:05.177
پس یکی باید باشه، بزنه

39:05.260 --> 39:07.221
برای همین به هم کمک می‌کردیم

39:07.304 --> 39:09.848
و قبل از رفتن روی صحنه، برای هم
آرزوی موفقیت می‌کردیم

39:09.932 --> 39:12.476
من می‌گفتم: موفق باشی
چون قراره شکستـت بدم

39:16.897 --> 39:19.566
من هیچ‌وقت توی رژیمـم افراطی نبودم

39:19.650 --> 39:22.653
فرانک زین و فرانکو کلمبو

39:22.736 --> 39:24.446
بودن که برام ویتامین می‌خریدن

39:25.072 --> 39:27.783
بعد استروییدها رو هم تست می‌کردیم

39:28.325 --> 39:31.620
همه بدنسازهای برتر

39:31.703 --> 39:33.330
استرویید می‌زنـن

39:35.207 --> 39:39.878
شاید کلا پنج درصد از پیشرفت من

39:39.962 --> 39:41.296
:) از استرویید باشه

39:42.089 --> 39:43.966
من تحت نظارت دکتر بودم

39:44.049 --> 39:48.137
یه قانون بود که اکیدا
فقط چهار ماه قبل از مسابقه

39:48.220 --> 39:50.389
می‌تونستم استرویید بزنیم
و بعدش می‌ذاشتیم کنار

39:51.598 --> 39:54.017
من هم رژیم غذاییم رو تغییر دادم

39:54.726 --> 39:56.019
برنزه کردم

39:56.603 --> 40:00.607
اگه کل شخصیتـت حول‌محور خودنمایی می‌چرخه

40:01.358 --> 40:03.902
همیشه دلت می‌خواد
هیکلت رو به مردم نشون بدی

40:03.986 --> 40:07.364
صدها نفر می‌اومدن
و تمرین کردن بچه‌ها رو می‌دیدن

40:09.950 --> 40:12.661
احساس می‌کردم دارم تو سیرک زندگی می‌کنم

40:13.704 --> 40:16.665
همیشه اون حس رضایت رو داشتی

40:16.748 --> 40:19.251
چون مردم همه می‌اومدن و می‌دیدنت

40:19.835 --> 40:22.337
و می‌گفتن: واو، چه بدنی داره

40:32.055 --> 40:34.475
تابستون سال ۱۹۶۹ بود

40:35.225 --> 40:37.895
یه مهماندار توی غذاخوری زوکی بودم

40:39.354 --> 40:42.274
:اومد پیشم و گفت

40:42.357 --> 40:44.109
خیلی سکسی هستی

40:44.193 --> 40:46.445
باید حتما ازت بخوام
باهام بیای سر قرار

40:46.469 --> 40:47.672
[باربارا اوتلند بیکر نوسینده آرنولد و من]

40:47.696 --> 40:49.990
با یه لهجه غلیظ
[باربارا اوتلند بیکر نوسینده آرنولد و من]

40:50.073 --> 40:52.576
دایره لغاتش به صد کلمه هم نمی‌رسید

40:53.452 --> 40:56.455
اون خیلی جذاب و خوش‌قیافه

40:56.538 --> 40:57.915
با جذبه بود

40:58.665 --> 41:00.667
با بقیه فرق داشت

41:02.961 --> 41:06.673
وقتی رسید سر قرارمون
من داشتم فرود ماه رو می‌دیدم

41:07.591 --> 41:09.176
دریافت شد، عقاب

41:10.385 --> 41:14.264
ما هم با همدیگه تماشاش کردیم
و جلوی تلویزیون عکس گرفتیم

41:14.348 --> 41:16.892
پایگاه ترنکویلیتی صحبت می‌کنه
عقاب فرود اومد

41:17.434 --> 41:18.894
بعد از قرار اول‌مون

41:18.977 --> 41:21.688
تا جایی که می‌تونستیم، پیش هم بودیم

41:22.814 --> 41:25.484
اون همه رو می‌خندوند

41:25.567 --> 41:26.818
...خیلی

41:27.986 --> 41:29.071
مسحورکننده بود

41:31.657 --> 41:34.159
اولین‌بار از طریق باربارا بود

41:34.243 --> 41:39.540
که تونستم ببینم آمریکایی‌ها
چه‌طوری کریسمس رو جشن می‌گیرن

41:40.040 --> 41:42.084
چون من رو می‌برد خونه‌شون

41:42.167 --> 41:44.836
و خانواده خیلی خوش‌اخلاقی داشت

41:45.796 --> 41:47.256
اولین‌باری بود

41:47.839 --> 41:50.717
که توی عمرم تولدم رو جشن ‌گرفتم

41:50.801 --> 41:53.303
وقتی بود که مادر باربارا برای تولدم
کیک درست کرده‌بود

41:54.972 --> 41:58.141
قبل از اون تاحالا تولد نگرفته‌بودم
کسی تولدت مبارک و این‌چیزها نمی‌خوند

41:58.225 --> 41:59.268
نمی‌دونم چرا

42:01.228 --> 42:04.731
یه‌جورایی باعث شد

42:04.815 --> 42:06.650
قدردان زندگی آمریکایی

42:07.150 --> 42:08.902
و کلا زندگی عادی بشم

42:10.487 --> 42:11.905
...ولی خانواده خودم

42:11.989 --> 42:15.325
میونه و ارتباط‌مون خیلی خوب نبود

42:16.952 --> 42:18.120
...و برادرم

42:18.203 --> 42:21.915
اون رو کلا طی دوران بدنسازیم

42:21.999 --> 42:24.793
از ذهنم پاک کرده‌بودم

42:26.878 --> 42:30.257
می‌گفتم من اینجا زندگی خودم درست کردم

42:30.340 --> 42:33.218
و نمی‌خواستم دیگه کاری با گذشته داشته‌باشم

42:37.931 --> 42:41.560
جو ویدر دنبال یه راه بازاریابی برای من بود

42:41.643 --> 42:43.562
ایده ای که داشت

42:44.062 --> 42:46.231
این بود که من یه ربات آلمانی‌ هستم

42:47.232 --> 42:49.651
خالی از احساسات، فقط رو به جلو حرکت می‌کنم

42:49.735 --> 42:52.237
و این‌طوری قرار بود من قهرمان بشم

42:52.863 --> 42:55.240
و من هم عاشقش شدم
چون نگاهم به خودم همین بود

42:55.324 --> 42:57.618
یه آدم غیر قابل توقف

43:01.747 --> 43:06.960
جو ویدر یه هدف داشت
این‌که من همه مسابقات رو برنده بشم

43:07.044 --> 43:09.504
و جلد مجله‌هاش باشم

43:09.588 --> 43:13.008
و کلی از مکمل‌های غذاییش رو بفروشم

43:13.592 --> 43:15.886
و هر کاری که کردم

43:15.969 --> 43:18.597
رو به اسم ویدر تموم کنه

43:18.680 --> 43:20.807
و وقتی من خواستم

43:20.891 --> 43:23.894
تمرین جلوبازوم رو از پشت‌بازوم جدا کنم

43:23.977 --> 43:26.355
اون اسمش رو می‌ذاشت
برنامه تمرینی ویدر

43:27.272 --> 43:28.690
قرارمون این بود

43:29.524 --> 43:31.234
یه بار دیگه با هم مرور کنیم

43:31.318 --> 43:34.446
عکس‌هایی که می‌گیری
باید خاص باشن، آرنولد

43:34.529 --> 43:36.031
کاری کن متفاوت به‌نظر برسن

43:36.114 --> 43:37.949
:باهاش که کار می‌کردم می‌گفتم

43:38.033 --> 43:41.536
جو، تو داری محصولات خودت رو می‌فروشی
و میلیون‌ها دلار پول درمیاری

43:41.620 --> 43:44.331
من هم می‌خوام محصولات خودم رو بفروشم

43:44.414 --> 43:48.335
تنها چیزی که ازت می‌خوام
اینه که یه صفحه از مجله‌ت رو واسه تبلیغ بهم بدی

43:49.836 --> 43:53.465
من می‌خواستم پول دربیارم
و یه دلار رو دو دلار کنم

43:53.548 --> 43:56.843
و می‌خواستم این کار
رو به روش آمریکایی یاد بگیرم

43:56.927 --> 43:58.387
:به جو ویدر گفتم

43:58.470 --> 44:01.098
می‌تونی کمکم کنی؟
می‌خوام برم دانشگاه و انگلیسی یاد بگیرم

44:01.181 --> 44:03.016
بعد می‌خوام کلاس تجاری بردارم

44:03.100 --> 44:05.977
چون ممکنه بعدا مجبور باشم
جانشین خودت بشم

44:06.061 --> 44:07.312
و اون عاشق این ایده شد

44:07.938 --> 44:09.439
این هم از جلدهای جدید

44:10.273 --> 44:11.441
بذار ببنیم

44:12.109 --> 44:14.695
بیخیال، می‌خوای
اون رو بذاری روی جلد؟

44:14.778 --> 44:16.822
یه بار بهم گفتی

44:16.905 --> 44:19.533
فقط قهرمان‌های مستر یونیورس و الیمپیا
رو می‌ذاری روی جلد

44:19.616 --> 44:20.659
پنج تا کپی دیگه

44:20.742 --> 44:21.576
جو؟

44:53.024 --> 44:55.235
هر وقتی که می‌خوام چیزی رو به‌دست بیارم

44:55.318 --> 44:58.405
با خودم می‌گم: خب، هدف بعدی چیه؟

44:59.114 --> 45:02.325
وقتی همیشه عطش داشته‌باشی
هیچ‌وقت سیر نمی‌شی

45:04.369 --> 45:07.456
چون رج پارک سه‌ بار قهرمان مستر یونیورس شده

45:07.539 --> 45:09.458
پس آرنولد باید اون رکورد رو بشکنه

45:12.461 --> 45:16.423
همه می‌گن، این دیگه زیاده‌رویه
ولی برای من هیچ‌وقت کافی نبود

45:16.506 --> 45:18.258
و من بیشتر می‌خواستم

45:19.903 --> 45:21.903
[مستر یونیورس ۱۹۷۰]

45:21.928 --> 45:23.472
پدرم بازنشسته‌ شده‌بود

45:23.972 --> 45:27.100
ولی تصمیم گرفت توی مستر یونیورس شرکت کنه

45:28.643 --> 45:31.313
اون موقع، ۴۲سالش بود

45:31.396 --> 45:33.106
آرنولد ۲۳سالش بود

45:33.190 --> 45:36.067
یکی بهم گفت می‌دونی دیگه کی قراره
توی مسابقه امسال شرکت کنه؟

45:36.151 --> 45:37.068
گفتم: کی؟

45:37.152 --> 45:38.570
گفت: رج پارک

45:38.653 --> 45:40.906
گفتم، بیخیال، غیرممکنه

45:42.157 --> 45:44.951
رقابت با الگوم یه‌کم عجیب بود

45:50.540 --> 45:51.875
و بعدش، بردم

45:54.628 --> 45:58.173
با اون اتفاق، یه‌کم ذهنم آشفته شد

45:59.090 --> 46:00.717
عذاب‌وجدان داشتم

46:01.301 --> 46:02.594
گفتم چه‌قدر مغرور شدم

46:02.677 --> 46:04.888
شاید بهتر بود، اون سال شرکت نمی‌کردم

46:08.350 --> 46:12.270
توی ۱۵سالگی داشتم درباره‌ش خیالبافی می‌کردم

46:12.354 --> 46:13.897
و ازش الگوبرداری می‌کردم

46:15.106 --> 46:17.651
و حالا یهو خودم شده‌بودم

46:17.734 --> 46:19.277
الگوی بقیه

46:21.071 --> 46:23.824
بالاخره به هدفم رسیده‌ بودم

46:34.376 --> 46:37.420
ذهن من یه‌طور دیگه‌ای تنظیم شده

46:37.504 --> 46:39.714
برای پیشرفت تنظیم شده

46:45.303 --> 46:46.888
هدف جدید چیه؟

46:48.640 --> 46:51.601
چالش جدید. قله جدید برای فتح

46:56.690 --> 46:59.484
مستر یونیورس یه عنوان قهرمانی جهانیه

46:59.568 --> 47:01.653
ولی هر سال یه مستر یونیورس هست

47:01.736 --> 47:03.405
پس بهترین‌شون دقیقا کیه؟

47:05.532 --> 47:07.993
برای همین هم جو ویدر
مستر الیمیپا رو برگزار کرد

47:08.577 --> 47:11.371
جایی که همه قهرمان‌های مستر یونیورس

47:11.454 --> 47:13.248
می‌اومدن تا توی مستر الیمپیا شرکت کنـن

47:15.208 --> 47:18.253
اگه اونجا برنده بشی
پس می‌تونی به خودت بگی بهترین

47:18.336 --> 47:19.337
پاو

47:19.421 --> 47:20.755
مستر الیمپیا

47:20.779 --> 47:22.779
[مستر الیمپیای ۱۹۶۹]

47:22.799 --> 47:26.219
سال ۱۹۶۹، اولین مسابقه مستر الیمپیام بود

47:26.845 --> 47:28.388
یه سطح متفاوتی بود

47:29.681 --> 47:31.933
با سرجیو اولیوا رقابت کردم

47:32.642 --> 47:33.977
جلوش باختم

47:34.060 --> 47:35.896
از من بهتر بود

47:36.897 --> 47:39.107
روی صحنه آبدار ماچش کردم

47:39.608 --> 47:42.319
و گفتم: ازش لذت ببر چون دفعه آخرته

47:44.154 --> 47:46.907
سال بعد با حس انتقام‌جویی برگشتم

47:46.990 --> 47:49.701
باید توی ذهنم اون رو شرور داستان می‌دونستم

47:50.452 --> 47:53.163
تا بتونم برم و سخت‌تر از روز قبل تمرین کنم

47:53.246 --> 47:56.082
بالاخره فرصت روبه‌رویی باهاش رو پیدا کردم

47:58.106 --> 48:00.106
[مستر الیمپیای ۱۹۷۰]

48:00.545 --> 48:02.422
بعدش بهش یه حقه کوچیک زدم

48:03.882 --> 48:06.092
موقع فیگور گرفتن

48:06.176 --> 48:08.303
بهش گفتم: فکر کنم دیگه بس باشه

48:08.386 --> 48:10.096
تا الان دیگه تصمیم‌شون رو گرفتن

48:10.180 --> 48:11.640
که کی برنده‌ست

48:11.723 --> 48:14.517
بهم گفت: آره حق با توئه
و بعدش از روی سکو رفت

48:15.810 --> 48:18.730
بعدش بهش اشاره کردم
و گفتم: ببینید، تسلیم شده

48:19.689 --> 48:21.983
یه‌کم با روح  و روانش بازی کردم

48:22.067 --> 48:23.902
تا برای همیشه قال قضیه رو بکنم

48:26.613 --> 48:29.866
برگشت بهم گفت: ای حرومزاده

48:29.950 --> 48:32.202
خیلی عصبی شده‌بود

48:37.958 --> 48:42.420
تو دهه ۷۰، دلم فقط می‌خواست
توی مسابقات شرکت کنم و عنوان‌ها رو برنده بشم

48:42.444 --> 48:45.444
[مستر الیمپیای ۱۹۷۱]

48:47.175 --> 48:50.845
اون‌قدر از همه جلوتر بودم
که کسی به گَرد پام نمی‌رسید

48:51.869 --> 48:53.869
[مستر الیمپیای ۱۹۷۲]

49:03.000 --> 49:05.000
[مستر الیمپیای ۱۹۷۳]

49:18.623 --> 49:21.376
انتظار دارید امشب چی ببینید؟ -
نمی‌دونم والا -

49:21.459 --> 49:23.586
کنجکاوم ببینم چه‌طوریه

49:25.005 --> 49:26.673
می‌شه ازتون سوال کنیم
انتظار دارید امشب چی ببینید؟

49:26.756 --> 49:29.467
انتظار دارم یه‌سری بدنساز فوق‌العاده ببینم

49:29.551 --> 49:31.469
به جز این به مسابقه‌های دیگه هم رفتید؟ -
نه -

49:31.553 --> 49:33.972
به جز این به مسابقه‌های دیگه هم رفتید؟ -
نه تاحالا -

49:34.973 --> 49:36.057
شما چی؟ -
نه -

49:37.081 --> 49:40.081
[موزه ویتین، سال ۱۹۷۵]

49:49.195 --> 49:51.740
بدنساز بودن
مثل یه هنرمند بودن

49:51.823 --> 49:54.868
یه مجسمه‌ساز مثل رودن یا میکل آنژ

49:56.870 --> 50:01.666
چون باید از تقارن و زیبایی سر دربیاری

50:05.378 --> 50:08.339
اگه همه‌چیز رو با هم نداشته‌باشی

50:08.423 --> 50:10.050
همه زحماتـت هدر می‌رن

50:18.183 --> 50:19.601
همینه. نگه‌دارش

50:19.684 --> 50:21.436
خودشه، نگه‌دارش

50:21.519 --> 50:24.230
از دو ماه پیش تغییر کرده، نه؟

50:28.943 --> 50:31.571
من هیچوقت از بدنم راضی نبودم

50:31.654 --> 50:32.739
یا خدا

50:32.822 --> 50:37.160
:توی آینه نگاه می‌کردم و می‌گفتم
نمی‌دونم این بدن تخمی

50:37.243 --> 50:39.245
چه‌طور می‌خواد برنده مسابقه بشه

50:41.039 --> 50:44.125
ممنون که اومدی -
لو فرینگو هم داره میاد -

50:45.585 --> 50:48.254
وقتی خودنمایی می‌کنم
همّ‌ش چرنده

50:48.338 --> 50:50.465
خیلی‌خب -
خیلی قضیه رو جدیش نکن، آرنولد -

50:50.548 --> 50:52.509
به نوعی این
اون یکی آرنولده

50:52.592 --> 50:55.178
آرنولدی که می‌خوام دنیا ببینه

50:55.261 --> 50:56.304
این یکی رو باش

50:57.430 --> 51:00.517
این یکی الهام‌بخشت می‌شه
چون فیگور بازوئه

51:02.060 --> 51:02.894
کلمبوئه

51:03.394 --> 51:04.437
از این فیگور خوشت اومد؟

51:04.521 --> 51:06.606
ولی واقعیتش اینه که من

51:06.689 --> 51:08.650
:خودم رو نگاه می‌کنم و می‌گم

51:08.733 --> 51:10.610
هنوز کافی نیست، نمی‌شه

51:10.693 --> 51:11.653
سینه رو باش

51:12.320 --> 51:16.491
فکر می‌کنم حس جاه‌طلبی و عطشم

51:16.574 --> 51:18.118
هم از این نشأت می‌گیره

51:18.201 --> 51:20.620
سینه‌ـت عالیه، آرنولد

51:20.703 --> 51:21.663
خیلی بزرگه

51:28.878 --> 51:32.757
من توی بالتیمور و فیلادلفیا

51:32.841 --> 51:34.926
مشغول شرکت توی نمایشگاه های بدنسازی بودم

51:35.009 --> 51:36.344
وقتی برگشتم خونه

51:37.637 --> 51:40.890
فرانکو بهم که خبرهای بدی داره

51:41.850 --> 51:43.184
گفتم: چی شده؟

51:43.268 --> 51:46.729
گفت: برادرت تو یه تصادف با ماشین مرده

51:47.230 --> 51:49.524
مست داشته رانندگی می‌کرده

51:50.483 --> 51:54.779
و می‌زنه به یه تیر برق

51:57.031 --> 51:58.783
کلا گیج شده بودم

52:06.249 --> 52:08.668
اون همیشه سوگولی خانواده بود

52:09.252 --> 52:10.879
هنرمند بود

52:10.962 --> 52:12.172
باهوش بود

52:12.255 --> 52:13.590
کتاب زیاد می‌خوند

52:16.593 --> 52:19.971
ولی به‌نظرم اون هیچ‌وقت
از ته‌دل خوشحال نبود

52:22.891 --> 52:27.979
فکر کنم به‌خاطر شرایط سختی که توش
بزرگ شده بودیم شروع کرد به مشروب خوردن

52:28.646 --> 52:30.732
خشونتی که توی خونه بود

52:30.815 --> 52:33.818
کتک‌هایی که بعضی‌اوقات
از پدر و مادرمون می‌خوردیم

52:33.902 --> 52:36.321
فکر کنم، تحمل این همه رنج و عذاب

52:36.404 --> 52:37.322
رو نداشت

52:37.405 --> 52:40.533
اون، ذاتا آدم ظریف‌تری

52:40.617 --> 52:41.618
بود

52:43.661 --> 52:47.332
توی خونه شاهد رفتار جنون‌مانندی

52:47.415 --> 52:49.626
بودیم

52:49.709 --> 52:51.252
پدرمون یه‌روز مهربون بود

52:51.336 --> 52:55.089
و بعضی روزها مست می‌اومد خونه

52:55.173 --> 52:58.176
و ساعت سه صبح داد می‌زد

52:58.259 --> 52:59.302
ما از خواب بیدار می‌شدیم

52:59.928 --> 53:02.722
تپش قلب داشتیم

53:04.015 --> 53:05.934
چون می‌دونستیم معنیش چیه

53:06.017 --> 53:09.020
یعنی هر لحظه ممکنه
مادرمون رو بزنه

53:09.103 --> 53:10.521
یا دیوونه‌بازی دربیاره

53:13.441 --> 53:16.527
خشونت عجیبی بود

53:19.656 --> 53:22.450
تربیتی که داشتیم

53:22.951 --> 53:26.454
برای کسی مثل من
که قوی و مصمم بود

53:26.537 --> 53:29.749
مفید بود

53:30.541 --> 53:32.543
ولی برادرم خیلی ظریف‌تر بود

53:35.004 --> 53:36.506
حق با نیچه بود

53:36.589 --> 53:40.260
چیزی که تو رو نکشه
قوی‌ترت می‌کنه

53:40.343 --> 53:43.137
چیزی که من رو به این تبدیل کرد

53:43.221 --> 53:46.057
اون رو نابود کرد

53:56.810 --> 53:59.810
آرامگاه ماینهارد شوارتزنگر
۱۹۴۶-۱۹۷۱
در آرامش بخواب

54:04.784 --> 54:08.413
سال ۱۹۷۱ وقتی توی شهر اسن آلمان
توی یه مسابقه بودم

54:08.955 --> 54:11.249
پدر و مادرم به دلیل نامشخصی

54:13.209 --> 54:14.711
اومده بودن اونجا

54:16.921 --> 54:19.173
من توی پنجاه‌تا مسابقه

54:19.257 --> 54:22.176
از وزنه‌بردرای گرفته
تا پاورلیفتینگ

54:22.260 --> 54:25.138
توی مسابقات محلی و سراسری و کشوری

54:25.221 --> 54:26.597
شرکت کردم

54:26.681 --> 54:28.766
پدر و مادرم به هیچ‌کدوم از اون‌ها نیومدن

54:28.850 --> 54:30.977
برای همین غافلگیر شده‌بودم

54:34.439 --> 54:37.734
رفتار پدرم عجیب بود

54:38.943 --> 54:43.114
آروم‌تر بود و بعضی‌اوقات من‌من می‌کرد

54:43.197 --> 54:45.742
پس یه‌جای کار می‌لنگید

54:46.993 --> 54:48.077
چند هفته بعد

54:49.162 --> 54:50.330
باهام تماس گرفتن

54:50.913 --> 54:52.915
و گفتن که پدرم سکته کرده

54:54.167 --> 54:57.337
با پرواز بعدی رفتم اتریش

54:57.420 --> 54:59.797
ملاقات پدرم توی بیمارستان

55:00.298 --> 55:04.427
نمی‌تونست حرف بزنه

55:06.262 --> 55:08.181
نیاز به مراقبت پزشکی داشت

55:08.264 --> 55:11.726
ولی نمی‌دونستم این درمان‌شدنیه یا نه

55:11.809 --> 55:13.019
نمی‌دونستم

55:15.772 --> 55:17.774
برگشتم لس‌آنجلس

55:18.566 --> 55:20.693
و بعدش، اون فوت کرد

55:28.326 --> 55:30.495
وقتی برادر و پدرم مردن

55:31.245 --> 55:33.873
هیچ احساسی نداشتم

55:33.956 --> 55:36.125
می‌دونی؟ من اون احساسات رو از بین بردم

55:36.834 --> 55:40.004
...حالا نمی‌دونم اون احساسات

55:40.088 --> 55:42.048
بعدا در آینده فوران کنه
ولی نمی‌دونم

55:42.131 --> 55:44.550
به خودم یاد دادم این کار رو بکنم

55:44.634 --> 55:47.720
این که چیزهای دیگه
روم تاثیری نذارن

55:50.890 --> 55:51.974
والا

55:52.475 --> 55:53.851
من که توی زمینه روانشناسی و این‌چیزها

55:54.519 --> 55:56.270
تخصصی ندارم

55:56.354 --> 55:58.147
فقط می‌تونم این رو بهتون بگم

55:59.899 --> 56:03.027
وقتی همیشه توی ذهنت یه هدف داشته‌باشی

56:04.946 --> 56:06.489
یه ماموریت داشته‌باشی

56:07.657 --> 56:12.203
دیگه وقت این رو نداری
با خودت بگی: امروز حالم چه‌طوریه؟

56:12.703 --> 56:14.831
احساس غمگینی دارم؟

56:15.415 --> 56:17.750
برای خودم تاسف می‌خورم؟

56:17.834 --> 56:19.377
نکنه من یه قربانی شدم؟

56:20.002 --> 56:24.006
خدای من، دلم برای خودم خیلی می‌سوزه
و خلاصه این‌چیزها

56:24.090 --> 56:25.842
من واسه این کارها وقت ندارم

56:25.925 --> 56:27.802
بیشتر اوقات به‌خاطر اینه
که مردم به‌اندازه کافی کار نمی‌کنـن

56:27.885 --> 56:29.804
اگه همیشه سرت شلوغ باشه

56:29.887 --> 56:32.140
وقت این‌ چیزها رو نداری

56:32.223 --> 56:34.267
فقط پیشرفت، پیشرفت، پیشرفت

56:36.686 --> 56:40.356
وقتی فهمیدم ورزش بدنسازی
خیلی شناخته‌شده نیست

56:40.440 --> 56:43.192
تصمیم گرفتم حسابی خودم رو تبلیغ کنم

56:44.068 --> 56:45.570
داورها ازت چی می‌خوان؟

56:45.653 --> 56:48.239
اون‌ها دنبال نسبت و تقارن اندام هستن

56:48.322 --> 56:49.449
اندازه ماهیچه

56:49.532 --> 56:51.284
و طرز فیگور گرفتنت

56:51.367 --> 56:54.287
کلی زحمت کشیدم
تا مردم بفهمن

56:54.370 --> 56:55.788
ورزش بدنسازی چیه

56:55.872 --> 56:58.958
کامل نشستی؟ -
نه، یه مشکلی پیش اومده بود -

56:59.041 --> 57:00.251
آّها

57:15.016 --> 57:17.518
من فقط پنج ساله که توی این کشورم

57:17.602 --> 57:20.104
شلپ‌شلوپ یعنی چی؟

57:20.188 --> 57:21.689
خدای من

57:25.485 --> 57:28.571
یه ورزشه که من می‌خوام
توش بهترین باشم

57:28.654 --> 57:30.823
و به‌نظرم من یه هنرمند هم حساب می‌شم

57:30.907 --> 57:33.534
دارم از هیچی این بدن رو می‌سازم

57:38.558 --> 57:40.558
[مستر الیمپیای ۱۹۷۴]

57:44.462 --> 57:48.132
سال ۷۴، هیکل آرنولد فوق‌العاده بود

57:48.925 --> 57:52.261
و کاملا شکست‌ناپذیر بود

57:59.352 --> 58:03.397
من مسابقه مستر الیمپیای ۱۹۷۴ رو برنده شدم

58:03.481 --> 58:07.276
پس روی هم رفته، ۱۳تا قهرمانی بدنسازی داشتم

58:08.319 --> 58:09.612
یکی پس از دیگری

58:13.157 --> 58:15.117
چون تحت‌تاثیر هدفی که داشتم، بودم

58:21.332 --> 58:22.875
دیگه چه کاری مونده؟

58:24.377 --> 58:25.586
یه قهرمانی دیگه؟

58:26.587 --> 58:27.672
حوصله‌سربر شده

58:28.839 --> 58:30.174
پس بیخیال شدم

58:34.262 --> 58:37.473
الان ۱۰سال می‌شه که دارم رقابت می‌کنم

58:37.557 --> 58:40.685
و احساس می‌کنم بعد از ۱۰سال
دیگه کافیه، می‌دونی

58:41.435 --> 58:43.688
باید میدون رو برای بقیه باز کنی

58:44.564 --> 58:47.775
و تا برنده‌ای صحنه رو ترک کنی

58:50.278 --> 58:53.489
آقایون و خانم‌ها
معرفی می‌کنم، آرنولد شوارتزنگر

59:09.338 --> 59:11.549
عاشق رقابت توی این ورزشم

59:12.174 --> 59:16.804
و می‌خوام بهترینِ دنیا باشم

59:17.555 --> 59:18.973
می‌دونی، بهترین

59:19.056 --> 59:22.893
این‌که وایسم اونجا و بدونم
که توی این زمینه

59:22.977 --> 59:26.606
هیچ‌کسی بهتر از من نیست

59:27.607 --> 59:31.235
و به‌نظرم بدنسازی دیگه تکراری شده

59:31.319 --> 59:34.363
و می‌خوام مشغول یه کار دیگه بشم

59:34.447 --> 59:38.492
و سعی کنم توی اون زمینه، بهترین باشم

59:38.993 --> 59:39.952
مثلا چی؟

59:40.036 --> 59:41.954
به بازیگری علاقه دارم

59:42.455 --> 59:45.207
ببینم توش استعداد دارم یا نه

59:51.610 --> 59:53.610
[ده سال بعد]

59:55.635 --> 59:57.094
یادمه باهاش پشت تلفن داشتم حرف می‌زدم

59:57.178 --> 59:58.012
الو؟

59:58.095 --> 59:58.929
...:گفتم

59:59.013 --> 01:00:01.641
خب از برنامه‌ای
که برای حرفه بازیگریت داری بگو

01:00:01.724 --> 01:00:03.684
اون جواب داد: جیم

01:00:03.768 --> 01:00:05.561
من نمی‌خوام یه بازیگر باشم

01:00:06.562 --> 01:00:08.189
من می‌خوام یه ستاره سینما باشم

01:00:14.322 --> 01:00:20.322
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>
