WEBVTT

00:00.223 --> 00:04.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:04.663 --> 00:08.393
‫‏‫اینو، ساشا، شما واقعا عاشق کتابین، مگه نه؟‬

00:08.393 --> 00:08.853
‫‏‫هوم.‬

00:09.283 --> 00:13.503
‫‏‫اینو باهوشه. کلی چیزا بهم یاد داده.‬

00:15.903 --> 00:17.133
‫‏‫تالولا نه سان!‬

00:17.133 --> 00:17.943
‫‏‫سلام.‬

00:17.943 --> 00:20.683
‫‏‫زیاد پیش نمیاد که به مدرسه سر بزنی.‬

00:20.683 --> 00:22.103
‫‏‫گفتم یه سر بیام.‬

00:22.103 --> 00:23.913
‫‏‫از صورتت معلومه.‬

00:23.913 --> 00:26.613
‫«تو دردسر افتادم. آلینا، به دادم برس!»

00:26.613 --> 00:27.413
‫‏‫درسته؟‬

00:27.413 --> 00:29.193
‫نمیشه چیزی رو ازت پنهون کرد.

00:30.623 --> 00:38.473
باشد برای تمام جانان، محلی برای آرامیدن و خوابی ابدی

00:46.963 --> 00:50.783
آن گل کوچکی که پایمال کردی

00:51.163 --> 00:55.743
آیا شکست قلب تو را؟

00:56.313 --> 01:02.143
آیا به راستی به درد آورد تو را؟

01:03.403 --> 01:06.503
نه محلی که شدیم زاده

01:07.503 --> 01:10.693
نه محلی که می‌شویم غبار

01:11.463 --> 01:15.853
پس چیست که می‌توانیم انتخاب کنیم؟

01:17.463 --> 01:19.633
هر چه می‌بینی

01:19.633 --> 01:21.723
آنچه هست که می‌بینم

01:21.723 --> 01:25.683
وجودم آتش گرفته

01:25.863 --> 01:30.033
نور دوره از ما

01:30.033 --> 01:31.903
آیا نمی‌بینی؟

01:31.903 --> 01:34.043
چه دردناکه

01:34.043 --> 01:36.103
رها کردیم

01:36.103 --> 01:38.243
خطا کردیم

01:38.243 --> 01:40.293
رنجیدیم

01:40.293 --> 01:42.383
و رنجاندیم

01:42.383 --> 01:44.643
پایان این روز‌ها

01:44.643 --> 01:48.513
خواهشا، خواهشا

01:48.513 --> 01:52.383
بده ندای پایان را

01:55.973 --> 02:00.043
آرکنایتز
برخاستن از اخگر

02:00.073 --> 02:01.523
Hatori :ترجمه

02:01.613 --> 02:05.723
‫حس خوبی داره که این شکلی زندگی روزمره‌ی بقیه رو تماشا کنی.

02:05.723 --> 02:07.893
‫‏‫بله، این وظیفه‌ی منه.‬

02:08.223 --> 02:09.793
‫‏‫اون دو تا چطورن؟‬

02:09.793 --> 02:14.223
‫براشون سخته که بین بقیه جا بیفتن، اما بچه‌های خوبی‌ان.

02:14.223 --> 02:16.823
‫از وقتی که اومدن اینجا خیلی سرحال‌ترن.

02:16.823 --> 02:17.903
‫‏‫که اینطور.‬

02:18.713 --> 02:20.613
‫‏‫بخشید که یهویی به زحمت انداختمت.‬

02:20.613 --> 02:21.863
‫‏‫مشکلی نیست.‬

02:22.213 --> 02:23.743
‫‏‫این مال یلناست؟‬

02:23.743 --> 02:27.543
‫‏‫آره، سر تمرین زدم سوزوندمش.

02:27.543 --> 02:30.283
‫مصیبتی شد. اون حسابی از کوره در رفته بود.

02:30.283 --> 02:32.873
‫نزدیک بود باهام دوئل راه بندازه.

02:32.873 --> 02:34.513
‫‏‫زیاد سرحال نیستی.‬

02:34.513 --> 02:36.793
‫‏‫به خاطر برژوکاستیه؟‬

02:37.463 --> 02:40.173
‫‏‫اون هنوز منو قبول نکرده.‬

02:40.683 --> 02:43.513
‫دلیل ادامه همکاری چریک‌ها با ما هم

02:43.513 --> 02:48.473
‫صرفا به خاطر تعداد بالای مبتلایان غیر مسلحی هست که اینجا سکونت دارن.

02:49.273 --> 02:51.603
‫کی فکرشو می‌کرد روزی برسه که تالولا بی‌اعتماد به نفس باشه؟

02:52.083 --> 02:56.223
‫از وقتی که یلنا رو دیدی دو سالی می‌گذره، درسته؟

02:56.223 --> 02:58.983
‫زندگیمون از اون موقع خیلی بهتر شده.

02:58.983 --> 03:02.273
‫وقتی که بچه‌ها تو رو می‌بینن، چشماشون برق می‌زنه.

03:02.273 --> 03:03.863
‫‏‫برق می‌زنه؟‬

03:03.863 --> 03:07.173
‫بعضیا «فراست‌نوای مبارز» رو الگوی خودشون قرار میدن؛

03:07.173 --> 03:10.413
‫اما خیلی از بچه‌ها هم دوست دارن مثل «تالولای قهرمان» بشن.

03:10.413 --> 03:13.693
‫‏‫بیخیال. دوست ندارم اینطوری صدام کنن.‬

03:13.693 --> 03:17.293
‫این نشون میده مسیری که انتخاب کردی اشتباه نبوده.

03:17.293 --> 03:18.493
‫‏‫آره.

03:19.343 --> 03:22.093
‫اما ما نمی‌تونیم تا ابد اینجا زندگی کنیم.

03:22.903 --> 03:24.413
‫‏‫باید بریم جنوب.‬

03:24.413 --> 03:25.823
‫‏‫نمی‌تونیم.‬

03:25.823 --> 03:29.683
‫هنوز مبتلایان زیادی تو دشت‌های برفی هستن که دارن زجر می‌کشن.

03:29.683 --> 03:31.993
‫منم قصد ندارم اونا رو رها کنم.

03:31.993 --> 03:35.393
‫اما اگه همین جا باقی بمونیم، هیچی تغییر نمی‌کنه.

03:35.393 --> 03:37.483
‫باید با مبتلایان بیشتری ارتباط برقرار کنیم.

03:37.483 --> 03:40.293
‫باید بهشون بگیم «شما تنها نیستین».

03:41.073 --> 03:43.633
‫اینجا موندن صرفا ما رو فرسایش میده و انرژیمون رو-

03:43.633 --> 03:44.613
‫‏‫تالولا.‬

03:44.613 --> 03:48.623
‫بیرون دشت‌های برفی، قدرت نظامی عظیم اورسوس انتظار ما رو می‌کشه.

03:48.623 --> 03:51.123
‫‏‫واحد گشت در مقایسه با اونا هیچی نیست.

03:52.293 --> 03:55.663
‫من نمی‌خوام برادرا و خواهرام رو بیهوده به کشتن بدم.

03:56.273 --> 03:58.543
‫عمر مبتلایان کوتاهه.

03:58.543 --> 03:59.983
‫کی می‌دونه چقدر طول می‌کشه تا متحد-

03:59.983 --> 04:01.083
‫‏‫دقیقا برای همین میگم.‬

04:01.083 --> 04:03.983
‫تو جنوب، زمین‌های حاصلخیز و منابع زیادی وجود داره.

04:03.983 --> 04:06.133
‫به لطف شرایط بهتر می‌تونیم آینده رو رقم بزنیم.

04:06.473 --> 04:09.883
‫آینده‌ی مبتلایان و آینده‌ی مردم پس از ما.

04:09.883 --> 04:14.013
‫حتی اگه به قدر کافی زنده نمونیم تا نتیجه‌اش رو ببینیم،

04:14.013 --> 04:16.523
‫می‌تونیم امید رو برای آیندگان به جا بذاریم.

04:16.523 --> 04:19.263
‫بیا تا جایی که بهش تعلق داریم رو پیدا کنیم.

04:19.263 --> 04:22.403
‫جایی که داخلش بتونیم تا لحظه‌ی آخر مثل آدمیزاد زندگی کنیم.

04:24.953 --> 04:25.903
‫‏‫بابا؟‬

04:26.223 --> 04:27.553
‫‏‫وقتشه.‬

04:27.553 --> 04:28.533
‫‏‫بریم.‬

04:31.413 --> 04:33.403
‫از دستورات پیروی کنید و تخلیه کنید!

04:33.403 --> 04:34.283
‫‏‫زودتر!‬

04:34.653 --> 04:36.283
‫‏‫تا کی می‌خوای اونجا بشینی؟‬

04:36.283 --> 04:38.083
‫‏‫خرگوش سفیده‌ی لعنتی...‬

04:38.083 --> 04:40.413
‫‏‫بدون مکث زدی منجمدم کردی.

04:41.093 --> 04:44.503
‫نشون میده که چقدر به شعله‌هات اعتماد دارم.

04:47.073 --> 04:50.473
‫بابا، ما دشمن رو بیرون کشیدیم و اهداف رو تخلیه کردیم.

04:50.473 --> 04:52.813
‫‏‫لعنتی... اون مبتلا‌ها...‬

04:54.003 --> 04:56.313
‫شوخی می‌کنی؟ اون...

04:57.003 --> 04:59.883
‫‏‫تا حالا جادوی بابام رو به چشم دیده بودی؟‬

05:05.663 --> 05:07.073
‫‏‫از پشتیبانی‌تون ممنونم.‬

05:07.613 --> 05:10.743
‫من الان میرم تا دنبال بازمانده‌ها بگردم.

05:10.743 --> 05:11.903
‫‏‫با اجازه.‬

05:11.903 --> 05:13.073
‫‏‫تالولا.‬

05:13.823 --> 05:17.453
‫قبول دارم که نقشه‌ات ارزش‌های خودش رو داره.

05:17.453 --> 05:20.623
‫اما... تنها مرگ همه رو تسریع خواهد کرد.

05:20.623 --> 05:24.313
‫اگه با مبتلایان جنوب متحد شیم، قدرتمون بیشتر میشه.

05:24.313 --> 05:28.153
‫وقتی که توجه امپراتوری به ما جلب بشه، تو متحمل بیشترین ضربه خواهی شد.

05:28.153 --> 05:30.673
‫من قرار نیست اونا رو تحت فرمانم متحد کنم.

05:30.673 --> 05:32.633
‫می‌خوام اونا به یک فلسفه‌ی واحد پایبند بشن.

05:32.633 --> 05:33.973
‫‏‫فلسفه؟‬

05:33.973 --> 05:36.143
‫تا زمانی که به مرحله‌ی عمل نرسه، صرفا خیالاته.

05:36.143 --> 05:38.543
‫ما به لطف معادن دشت‌های برفی،

05:38.543 --> 05:41.253
‫و این پادگان به منابع دسترسی خواهیم داشت.

05:41.253 --> 05:45.603
‫با رفتن به جنوب، همه چیز رو رها می‌کنیم و صرفا زیر زره آهنین اورسوس له خواهیم شد.

05:45.603 --> 05:47.503
‫‏‫منابع اینجا رو به اتمام هستن.‬

05:47.503 --> 05:50.113
‫دیر یا زود هم توجه امپراتوری به ما جلب خواهد شد.

05:50.113 --> 05:52.043
‫تو دشت‌های برفی آینده‌ای نداریم.

05:52.043 --> 05:54.533
‫پس به دنبال یک جبهه‌ی نبرد جدیدی؟

05:54.533 --> 05:57.583
‫نخیر، چیزی که دنبالشم یک شانس پیروزیه.

05:57.583 --> 06:00.473
‫وضع الانمون، چیزی جز یک خودکشی آهسته نیست.

06:00.473 --> 06:01.943
‫شما هم حتما متوجه هستین-

06:01.943 --> 06:03.073
‫‏‫من...‬

06:03.073 --> 06:05.453
‫به کسی که تا به حال ناامیدی رو نچشیده

06:05.453 --> 06:08.653
‫و صرفا تئوری‌های تو‌خالی و غیرعملی در می‌کنه، اعتماد نمی‌کنم.

06:10.993 --> 06:13.323
‫‏‫تالولا؟ کجا میری؟‬

06:20.013 --> 06:20.973
‫بـ- ببخشید.

06:21.983 --> 06:23.123
‫نزدیک نشو!

06:23.123 --> 06:24.773
‫جلو بیای، شلیک می‌کنم!

06:24.773 --> 06:26.443
‫چند روزه که غذا نخوردین؟

06:26.443 --> 06:28.363
‫ساکت! زودتر گمشو!

06:29.023 --> 06:30.693
‫‏‫دارین می‌لرزین.‬

06:31.013 --> 06:32.783
‫‏‫اون یه مبتلاست.‬

06:32.783 --> 06:33.733
‫با آرت‌هام می‌تونم...

06:33.733 --> 06:34.283
‫‏‫نه!‬

06:34.283 --> 06:36.663
‫از آرت استفاده... نکن...

06:37.183 --> 06:39.213
‫یه ذره گرم شدین، درسته؟

06:40.333 --> 06:41.983
‫‏‫تو کی هستی؟‬

06:41.983 --> 06:44.503
‫یک مبتلا مثل شما دو تا.

06:45.023 --> 06:46.553
‫‏‫گرمه.‬

06:46.553 --> 06:49.503
‫پس اون موقع بود که جفتشون رو دیدی.

06:49.503 --> 06:52.003
‫گمونم تنها نکته‌ی مثبت اون روز همین بود.

06:52.383 --> 06:55.353
‫میگم، آلینا، به جوخه‌هامون ملحق نمیشی؟

06:55.353 --> 06:57.633
‫شاید تو بتونی پاتریوت رو متقاعد-

06:57.633 --> 06:58.473
‫بهت که گفتم...

06:58.473 --> 07:01.153
‫آرت‌‌های من تو نبرد به کار نمیان.

07:01.153 --> 07:03.143
‫من نمی‌خوام به کسی آسیب بزنم.

07:03.143 --> 07:06.513
‫از این که با من روستا رو ترک کردی پشیمون نیستی؟

07:06.513 --> 07:08.303
‫من خودم همراهت رفتم.

07:08.303 --> 07:10.173
‫‏‫تنها یک دلیل داشتم.‬

07:10.173 --> 07:13.743
‫یادت میاد که می‌خواستی چیکار کنی؟

07:13.743 --> 07:17.423
‫من همیشه برای آینده‌ی مبتلایان تلاش می‌کردم.

07:17.423 --> 07:19.623
‫این حرفی نیست که اون اوایل می‌زدی.

07:19.883 --> 07:21.183
‫ببین، تالولا...

07:21.183 --> 07:23.263
‫وقتی تونستی خونه‌ای برای مبتلایان بسازی،

07:23.263 --> 07:25.113
‫اونایی که مبتلا نیستن چی میشن؟

07:25.683 --> 07:26.743
‫اونا رو قرنطینه می‌کنی؟

07:26.743 --> 07:28.293
‫همه رو مبتلا می‌کنی؟

07:28.293 --> 07:29.613
‫‏‫خب...‬

07:29.613 --> 07:33.973
‫برعکس، اگه اوریپاتی درمان شد و همه دیگه مبتلا نبودن،

07:33.973 --> 07:37.823
‫برخی‌ها دوران مبتلا بودن یادشون می‌مونه و برخی هم فراموش می‌کنن، درسته؟

07:37.823 --> 07:38.633
‫‏‫آره.

07:38.633 --> 07:43.563
‫‏‫پس اگه اوریپاتی از بین رفت، ما واقعا می‌تونیم به زندگی عادی برگردیم؟‬

07:43.563 --> 07:45.083
‫‏‫احتمالا نه.

07:45.083 --> 07:48.023
‫نمی‌تونیم به زندگی قبل از مبتلا شدنمون برگردیم.

07:48.023 --> 07:51.593
‫این که مبتلایان به دنبال برابری باشن، مسئله‌ای طبیعیه.

07:51.593 --> 07:53.763
‫اگه این سرزمین اونو به ما نمیده،

07:53.763 --> 07:55.573
‫پس باید با دستای خودمون به دستش بیاریم.

07:55.923 --> 07:57.193
‫‏‫چه شجاعانه.‬

07:57.193 --> 07:58.723
‫‏‫مسخره‌ام نکن.‬

07:58.723 --> 08:00.243
‫‏‫قصدم این نبود.‬

08:00.823 --> 08:01.993
‫‏‫اما حق با توئه.‬

08:01.993 --> 08:05.573
‫تمام اونایی که علیه تقدیر تحمیل شده می‌جنگن، شجاع به حساب میان.

08:05.573 --> 08:07.533
‫داری میگی تقدیر چیز بدیه؟

08:07.533 --> 08:08.293
‫درسته.

08:08.773 --> 08:15.093
‫اما می‌دونی، من الان می‌تونم این شکلی باهات حرف بزنم و به بچه‌ها درس بدم.

08:15.463 --> 08:18.773
‫فکر می‌کنم تقدیر به من بدی نکرده.

08:18.773 --> 08:19.633
‫‏‫تمومش کن.‬

08:19.633 --> 08:21.103
‫‏‫تقدیر خیلی حسوده.‬

08:21.103 --> 08:24.143
‫ممکنه بیاد و همه چیز رو ازت بدزده.

08:24.143 --> 08:27.063
‫من واقعا به تقدیر اعتقاد ندارم.

08:27.063 --> 08:30.643
‫ما فقط به اونچه که می‌بینیم و می‌تونیم لمس کنیم تکیه می‌کنیم.

08:31.213 --> 08:32.883
‫مثل برفی که روی درخت‌ها نشسته.

08:32.883 --> 08:34.593
‫لبخند بچه‌ها.

08:34.593 --> 08:36.703
‫این شنل و نور شمع.

08:36.703 --> 08:38.113
‫حتی این سوزن و نخ.

08:38.493 --> 08:40.383
‫‏‫اما، خب...‬

08:40.383 --> 08:43.373
‫اگه تمام اینا از جلوی چشمات غیب بشن

08:43.373 --> 08:46.413
‫تو باز هم می‌تونی به تنهایی با تقدیر مبارزه کنی؟

08:46.413 --> 08:48.223
‫من هرگز سر خم نمی‌کنم.

08:48.223 --> 08:50.443
‫این یکی از چیزایی هست که از پاتریوت یاد گرفتم.

08:50.443 --> 08:53.333
‫نادون نباش، این سبک زندگی اونه.

08:53.673 --> 08:59.803
‫تالولا، تو باید یاد بگیری فراموش کنی، کوتاه بیای، خودت رو ببخشی و به جلو ادامه بدی.

08:59.803 --> 09:03.333
‫اگه آدم اینقدر بیخیال باشه، چطور می‌تونه به چیزی برسه؟

09:03.333 --> 09:06.103
‫به نظرم تو تبدیل به رهبر فوق‌العاده‌ای شدی،

09:06.103 --> 09:10.093
‫اما نسبت به اون موقع، حرف‌هات خیلی سطحی‌تر شدن.

09:10.093 --> 09:11.063
‫اون موقع؟

09:11.063 --> 09:15.403
‫«عدالتی که نیاز به قربانی داشته باشه، واقعا اسمش عدالته؟»

09:15.403 --> 09:17.003
‫همیشه بهش فکر می‌کنم.

09:17.633 --> 09:18.893
‫ببین، تالولا.

09:18.893 --> 09:23.243
‫تو فکر می‌کنی اگه تمام دشمنان جلوی چشمت رو شکست بدی، به پیروزی می‌رسی؟

09:23.243 --> 09:28.993
‫اشتباهه. تازه وقتی که با دشمنانی که نمی‌بینی مبارزه کنی، نبرد واقعیت شروع میشه.

09:28.993 --> 09:33.853
‫نبردی علیه بدخواهی و خباثتی که تو این سرزمین ریشه کرده؟

09:33.853 --> 09:37.013
‫درسته. ممکنه تا ابد نشه شکستشون داد.

09:37.013 --> 09:39.183
‫با این حال، باید به نبرد ادامه داد؟

09:39.183 --> 09:42.443
‫شاید بشه گفت این مشابه ایستادگی در برابر تقدیره.

09:42.443 --> 09:46.903
‫در نهایت، جنگ تنها زمانی به پایان می‌رسه که همه سلاح خودشون رو زمین بذارن.

09:46.903 --> 09:50.313
‫اما دست بردن به سلاح برای مبارزه با تبعیض و نابرابری هم نوعی از عدالته.

09:50.623 --> 09:53.983
‫‏‫«جنگ ما، جنگی علیه نفس است.»‬

09:53.983 --> 09:55.853
‫این جمله رو داخل کتابی خوندم.

09:56.163 --> 09:58.463
من ‫این جمله رو دوست دارم.

09:58.463 --> 10:02.653
‫انتخاب این که افراد با سلاح در دستشون چیکار می‌کنن، بر عهده‌ی نفسشونه.

10:02.653 --> 10:06.783
‫برای همین، همونطور که تو هیچوقت از اون شمشیر دست نمی‌کشی...

10:06.783 --> 10:09.473
‫تو هم سوزن و نخ رو زمین نمی‌ذاری؟

10:09.473 --> 10:12.373
‫درسته. منم نبرد خودم رو دارم.

10:12.873 --> 10:15.133
‫‏‫خب، درس امروز به پایان رسید!‬

10:15.133 --> 10:16.123
‫‏‫حاضر شد.‬

10:16.123 --> 10:17.393
‫‏‫نجاتم دادی.‬

10:17.393 --> 10:19.823
‫حتما خیلی براش عزیزه.

10:19.823 --> 10:21.903
‫البته فکر نمی‌کنم اندازه‌اش باشه.

10:21.903 --> 10:24.223
‫بهش می‌خوره یه لباس نظامی باشه.

10:24.223 --> 10:24.843
‫‏‫اوه...‬

10:25.773 --> 10:30.623
‫گمونم یکی از دلایل جناب پاتریوت برای ادامه‌ی نبرد رو پیدا کردیم.

10:30.623 --> 10:31.183
‫‏‫آره.‬

10:31.743 --> 10:34.753
‫پس میرم پسش بدم. ممنون.

10:34.753 --> 10:38.273
‫‏‫به نظرم تو و برژوکاستی خیلی شبیه به همین.

10:38.273 --> 10:41.893
‫بیش از حد به عقاید خودتون باور دارین.

10:41.893 --> 10:44.403
‫من نمی‌تونم کاری که بهش باور ندارم رو انجام بدم.

10:44.403 --> 10:48.033
‫اینم یکی از عقایدی هست که کوشچی تو ذهنت کاشته.

10:48.473 --> 10:50.463
‫‏‫اما من کمی به خودم اطمینان دارم.

10:50.463 --> 10:52.783
‫شاید نشه این عقیده رو کاملا پاک کرد؛

10:52.783 --> 10:56.053
‫اما تا وقتی که کنارت باشم، ‫می‌دونم که می‌تونم تو رو سر عقل بیارم.

10:56.053 --> 10:56.793
‫‏‫آلینا...‬

10:56.793 --> 11:00.373
‫جنگمون علیه نفس، از کلمات و حرف‌هامون آغاز میشه.

11:00.373 --> 11:02.883
‫برای شکست نخوردن، باید به یادگیری ادامه بدیم.

11:02.883 --> 11:06.703
‫من اطمینان دارم که می‌تونی برژوکاستی رو متقاعد کنی.

11:06.703 --> 11:07.383
‫‏‫آره.‬

11:07.873 --> 11:11.763
‫واقعا دلت نمی‌خواد با مبارز‌ها آشنا بشی؟

11:11.763 --> 11:15.183
‫وقتی نقشه‌ات به ثمر نشست، خود‌ به خود آشنا می‌شیم.

11:15.503 --> 11:20.023
‫ما همگی مبارزیم. تنها میدون نبردمون متفاوته، مگه نه؟

11:20.353 --> 11:21.943
‫درسته.

11:21.943 --> 11:23.853
‫‏‫«آلینای مبارز».

11:28.073 --> 11:29.523
‫هویی‌جیه
‫یعنی چقدر بیشتر باید ادامه بدم؟
هر از گاهی صدای جیک‌جیک پر زمستونی‌ها رو می‌شنوم. آیا معنی خاصی
‫پشتش هست؟ آیا به این معنیه که به زودی بهار می‌رسه؟ اینجا هنوز خیلی
سرده، اما نباید زیاد طول بکشه تا گرم بشه.

11:29.523 --> 11:31.073
‫‫‫سه هفته گذشته. بالاخره تونستیم دو تا روستا رو پیدا کنیم که حاضر به داد و
‫‫‫‫ستد با مبتلایان هستن. ما داخل یک اقامتگاه متروکه در فاصله‌ی چند کیلومتری
‫‫‫‫‫از اونا اتراق کردیم. اینجا به اندازه کافی سوخت هست که کفاف چند روز رو بده.
‫‫‫‫‫‫باورت نمیشه که پوسته‌ی درخت چه مزه‌ی بدی داره. هیچوقت نمی‌خوام دوباره
‫از آدمای کهن سال بشنوم که چقدر مغذی هستن.

11:31.513 --> 11:33.503
‫هنوز در مرحله‌ی آزمایشه، ولی...

11:33.503 --> 11:35.363
‫سـ- سمی نیستا!

11:35.363 --> 11:36.393
‫‏‫ببین!‬

11:37.463 --> 11:37.953
‫‏‫هی!‬

11:37.953 --> 11:39.583
‫تنده...

11:42.163 --> 11:43.033
‫‏‫دیدی؟‬

11:48.663 --> 11:50.233
‫گرمم می‌کنه.

11:50.933 --> 11:53.163
‫‏‫ممنون. برشون می‌دارم.‬

11:53.163 --> 11:53.943
‫باشه.‬

11:54.593 --> 11:55.313
‫‏‫خوبی؟

11:57.173 --> 11:58.933
‫گمونم واقعا تنده.

11:58.933 --> 12:01.063
‫‏یه ذره استراحت کن.

12:02.883 --> 12:04.473
‫دشمن در حال عقب‌نشینیه!

12:04.473 --> 12:05.503
‫همگی کارتون خوب بود!

12:05.503 --> 12:07.153
‫حالا وضعیت شهر رو بررسی می‌کنیم!

12:07.153 --> 12:10.793
‫مدتی غیرفعال بوده، اما ظاهرا سیستم محرکه هنوز کار می‌کنه.

12:10.793 --> 12:12.993
‫کلی دارو و آذوقه هم جا گذاشتن.

12:12.993 --> 12:15.263
‫ما قراره به اینجا نقل مکان کنیم؟

12:15.263 --> 12:18.303
‫آره، برای اولین بار قراره تو یک شهر متحرک زندگی کنیم.

12:18.303 --> 12:19.103
‫‏‫تالولا.

12:20.043 --> 12:21.663
‫می‌تونیم یه لحظه صحبت کنیم؟‬

12:22.173 --> 12:23.293
‫‏‫خیلی خود خواهین!‬

12:24.063 --> 12:27.673
‫می‌گین که اجازه بدیم شما و گروهتون به همراه این شهر از ما جدا شین؟

12:27.973 --> 12:30.913
‫با این شهر، ما به تنهایی می‌تونیم از دشمن دوری کنیم.

12:30.913 --> 12:35.693
‫ما مبارز نیستیم، اما سعی کردیم در نبردتون مشارکت داشته باشیم.

12:35.693 --> 12:37.103
‫ولی دیگه به حد خودمون رسیدیم.

12:37.443 --> 12:40.043
‫شاید شمایی که خونتون سرده از مرگ نترسین...

12:40.043 --> 12:41.123
‫عوضی!

12:41.123 --> 12:42.613
‫‏‫شهر رو به شما می‌دیم.

12:42.613 --> 12:43.803
‫‏‫هی، تالولا!‬

12:43.803 --> 12:46.323
‫اما بی‌حرمتی به دوستانم رو نمی‌بخشم.

12:47.313 --> 12:48.863
‫بـ- ببخشید.

12:49.163 --> 12:52.613
‫ما سهم بیشتری از آذوقه رو بر می‌داریم، متوجهین؟

12:52.613 --> 12:54.243
‫‏‫بله، ممنون.‬

12:56.433 --> 13:00.643
اون ‫‏‫پایانه ارتباطی که از ارتش اورسوس تصاحب کردیم... روشنش کنید.‬

13:02.123 --> 13:05.153
‫برای حفظ نظم، باید پاکسازی می‌شدن.

13:05.153 --> 13:06.193
‫‏‫نمی‌تونستم.‬

13:06.193 --> 13:07.823
‫‏‫این مسئولیت توئه.‬

13:07.823 --> 13:11.593
‫اونا می‌دونن که اون شهر زیاد دوام نمیاره.

13:11.963 --> 13:14.413
‫می‌خوان با دستای خودشون مسیری برای نجات پیدا کنن.

13:14.413 --> 13:16.473
‫نمی‌خواستم این امید رو ازشون بگیرم.

13:16.903 --> 13:20.313
‫رابطه‌ی ما بر اساس همکاری بود، نه ارباب رعیتی.

13:20.753 --> 13:24.163
‫اینطور نیست که همه برای هدفی واحد در تلاش باشن.

13:24.163 --> 13:28.783
‫اگه با توسل به زور اونا رو به خدمت در بیاریم، از اصل خود دورشون می‌کنیم.

13:28.783 --> 13:30.963
‫پس برای حفظ خلوص نیروهاست؟

13:30.963 --> 13:33.713
‫‏‫من دوست ندارم این شکلی بیانش کنم.‬

13:33.713 --> 13:35.623
‫‏‫تو شخص درستکاری هستی.

13:35.623 --> 13:38.453
‫‏‫تالولا، حق با تو بود!

13:38.453 --> 13:41.793
‫اونا موقعیتمون رو به نیرو‌های اورسوس لو دادن!

13:42.133 --> 13:44.043
‫‏‫روستا هم در خطره.‬

13:44.043 --> 13:45.383
‫‏‫اونجا رو رها می‌کنیم.‬

13:45.743 --> 13:47.243
‫‏‫به اهالی بگین که آماده شن.‬

13:47.243 --> 13:48.883
‫‏‫ما دشمن رو عقب نگه می‌داریم.

13:48.883 --> 13:49.923
‫‏‫فهمیدم!

13:50.263 --> 13:52.083
‫‏‫ناامید شدی؟‬

13:52.083 --> 13:53.343
‫‏‫نخیر.

13:54.913 --> 13:59.053
‫تو ظاهرا مفهوم قربانی کردن رو درک نمی‌کنی.

13:59.053 --> 14:02.313
‫نقشه‌ات برای رفتن به جنوب هم جنگ رو به دنبال خواهد داشت.

14:02.603 --> 14:04.523
‫‏‫حتما خونریزی خواهد شد.‬

14:04.523 --> 14:08.113
‫یا شاید قصد داری از طریق جنگی بین کشوری منفعت به دست بیاری؟

14:10.153 --> 14:13.193
‫‏‫من هیچکس رو قربانی نمی‌کنم.‬

14:13.693 --> 14:16.703
‫دلیلی برای ریختن خون همنوعانم برای برقراری نظم نمی‌بینم.

14:17.243 --> 14:21.123
‫مبتلایان باید متوجه بشن... این که جونشون ارزشمنده.

14:21.123 --> 14:24.533
‫آیا عزم کافی برای تحمل رنجی عظیم رو داری؟

14:24.533 --> 14:25.513
‫‏‫نیازی نیست.

14:25.513 --> 14:28.083
‫برای برآورده شدن هر هدفی، رنج کشیدن لازمه.

14:28.483 --> 14:33.553
‫اشخاص متعددی تا به حال به خاطر قدرت و صداقتشون احترام من رو به دست آوردن.

14:33.853 --> 14:36.283
‫باشد که تو نیز چنین باشی.

14:36.283 --> 14:38.643
‫یادم خواهد موند، جناب.

14:38.643 --> 14:42.243
‫عاقبت روستا رو خودت تعیین کن.

14:54.023 --> 14:55.033
‫‏‫من بردم.‬

14:56.303 --> 14:57.783
‫چی شده؟‬

14:58.073 --> 14:59.353
‫‏‫هیچی.‬

14:59.813 --> 15:00.933
‫راستی...

15:00.933 --> 15:04.483
‫دیگه وقتشه که شما دو تا هم اسم‌های جدیدی داشته باشین.

15:04.483 --> 15:05.583
‫‏‫اسم؟‬

15:05.583 --> 15:07.903
‫اسم‌های مستعار از شما محافظت می‌کنن.

15:07.903 --> 15:10.543
‫مثل یلنا که اسمش فراست‌نواست؟

15:10.543 --> 15:11.173
‫‏‫آره.‬

15:11.513 --> 15:13.833
‫‏‫اما خودت که فقط یک اسم داری.‬

15:13.833 --> 15:15.973
‫اگه من داشته باشم که فایده نداره.

15:15.973 --> 15:18.393
‫همین تازه داشتی یه حرف دیگه می‌زدی.

15:19.333 --> 15:20.603
‫درسته.

15:21.053 --> 15:24.933
‫نمی‌خوام تبدیل به نمادی بشه که بقیه کور‌کورانه دنبالش می‌کنن.

15:25.303 --> 15:28.813
‫لازم نیست کسی اسم منو به خاطر بسپاره.

15:28.813 --> 15:31.013
‫‏‫پس چی باید صدات کنیم؟‬

15:31.013 --> 15:32.223
‫ببخشید. ببخشید.

15:32.223 --> 15:33.653
‫‏‫تالولا صدام کنید.‬

15:33.653 --> 15:35.863
‫این اسمی بین من و دوستامه.

15:36.233 --> 15:39.113
‫من می‌خوام دوستتون باشم.

15:39.113 --> 15:43.153
‫دوست دارم منو به خاطر روز‌هایی که با هم سپری کردیم به خاطر بیارین.

15:44.493 --> 15:48.933
‫می‌خوانم این لالایی را برای تو

15:49.423 --> 15:55.963
‫سر به خواب بگذار به آرامی

15:56.563 --> 16:01.903
‫این که با چیزی جز لالایی خوابشون نمی‌بره، نشون میده که چقدر بهشون سخت گذشته.

16:01.903 --> 16:02.803
‫درسته.

16:03.303 --> 16:04.963
‫‏‫شنیدم تمرین رو شروع کردن.

16:04.963 --> 16:05.993
‫‏‫آره.‬

16:05.993 --> 16:08.353
‫فکر می‌کنم کمان زنبورکی برای ساشا خوب باشه.

16:08.773 --> 16:09.923
‫‏‫خودت چیکار کردی؟‬

16:09.923 --> 16:11.773
‫‏‫باهاشون تماس گرفتم.‬

16:11.773 --> 16:13.613
‫‏‫لیودمیلا و الکس.‬

16:13.613 --> 16:16.033
‫هنوز جوونن، اما اراده‌شون قویه.

16:16.393 --> 16:18.423
‫از چرنوبوگ هم شناخت خوبی دارن.

16:18.423 --> 16:20.013
‫همون شهر بزرگ، هان؟

16:20.363 --> 16:22.583
‫چندین سال طول می‌کشه تا به اونجا برسیم.

16:22.583 --> 16:23.323
‫‏‫نخیر.‬

16:23.613 --> 16:25.453
‫چند بار که بخوابیم، رسیدیم اونجا.

16:25.453 --> 16:27.133
‫‏‫فردا درست جلوی چشم ماست.‬

16:29.473 --> 16:31.203
‫‏‫حرف قشنگیه.‬

16:34.943 --> 16:37.133
‫تدارکات کافی برای ادامه‌ی جابه‌جایی رو نداریم.

16:37.443 --> 16:41.223
‫نمی‌تونیم تمام افراد اینجا رو به جنوب ببریم، درسته؟

16:42.143 --> 16:44.103
‫‏ناچارم بهش اعتراف کنم.

16:44.103 --> 16:46.483
‫‏‫تالولا سان، ما اینجا می‌مونیم.‬

16:46.853 --> 16:49.103
‫مبتلایانی هم هستن که همنوعانشون رو لو میدن.

16:49.103 --> 16:50.983
‫دشمن ما فقط واحد گشت و ارتش نیستن.

16:50.983 --> 16:53.483
‫‏‫دشت‌های برفی رو به ما بسپارین.‬

16:53.483 --> 16:57.483
‫ما هم تا محقق شدن آرمان‌هاتون به مبارزه ادامه می‌دیم.

16:59.373 --> 17:01.203
‫مطمئنم که از پسش بر میاین.

17:01.203 --> 17:04.493
‫‏‫البته. بالاخره ما بهترین افراد جوخه‌ی شما هستیم.

17:04.493 --> 17:05.433
‫درسته.

17:05.433 --> 17:06.313
‫‏‫دوستان.‬

17:06.313 --> 17:07.043
‫غذا حاضره-

17:07.043 --> 17:09.333
‫هوی! مشروب داریم!

17:09.333 --> 17:10.833
‫بریم بنوشیم!

17:09.693 --> 17:11.543
‫بیش از حد داری می‌نوشی.

17:12.393 --> 17:15.453
‫گمونم این شام آخری هست که همگی با هم می‌خوریم.

17:22.523 --> 17:25.913
‫می‌بینم که هنوز برای خواهرت نامه می‌نویسی.

17:23.423 --> 17:25.923
‫* متن کامل این نامه در 11:28

17:25.913 --> 17:29.103
‫نامه‌هایی که نمی‌فرستی چیزی جز خاطره نویسی نیستن.

17:29.463 --> 17:31.743
‫دوست دارم یه روز باهاش ملاقات کنم.

17:33.423 --> 17:34.813
‫‏‫آلینا.‬

17:34.813 --> 17:39.433
‫این مال بعد هاست، ولی دارم به تشکیل یه گروه آموزشی فکر می‌کنم.

17:39.873 --> 17:41.583
‫خیلی فکر خوبیه!

17:41.583 --> 17:44.303
‫می‌خوام که تو رهبرش باشی.

17:44.793 --> 17:46.733
‫مطمئنی که می‌خوای من انجامش بدم؟

17:46.733 --> 17:49.183
‫تو که از من خیلی محبوب‌تری.

17:49.183 --> 17:51.413
‫آشنا کردنت با مبارزها هم راحت میشه.

17:51.663 --> 17:54.973
‫درسته. البته تا زمانی که لازم نباشه برای معارفه سخنرانی کنم.

17:54.973 --> 17:58.053
‫اوه؟ از الان دارم صدای تشویق همه رو می‌شنوم.

17:58.053 --> 18:00.803
‫آه... اذیتم نکن.

18:04.653 --> 18:05.903
‫میری بیرون؟

18:05.903 --> 18:10.333
‫میرم روستای شرقی. اونا هنوز حاضرن با ما غذا مبادله کنن.

18:10.333 --> 18:11.583
‫باهات همراه می‌فرستم.

18:11.583 --> 18:14.763
‫نمی‌خوام احساس نگرانی کنن. تنهایی میرم.

18:14.763 --> 18:16.053
‫ولی...

18:16.053 --> 18:18.113
‫‏‫نگران نباش.‬

18:18.113 --> 18:19.683
‫‏‫تا وقت ناهار برمی‌گردم.‬

18:19.683 --> 18:20.993
‫‏‫مراقب باش.‬

18:20.993 --> 18:22.043
‫‏‫باشه.‬

18:23.583 --> 18:24.463
‫‏‫اعدامشون کن.‬

18:24.463 --> 18:25.323
‫‏‫صبر کنید!‬

18:25.323 --> 18:28.033
‫‏‫تقصیر منه که نتونستم نیازهاشون رو برطرف کنم.‬

18:28.033 --> 18:31.953
‫اگه بهشون بهونه بدی، باز هم غذا می‌دزدن.

18:32.703 --> 18:34.503
‫‏‫در این صورت... تبعیدشون کنیم.‬

18:34.503 --> 18:35.333
‫‏‫خیلی خب.‬

18:35.333 --> 18:37.553
‫به اندازه یک هفته بهشون جیره بدیم.

18:37.553 --> 18:39.043
‫انتظار داری قبول کنیم؟!

18:39.043 --> 18:40.593
‫‏‫ببریدشون!‬

18:40.593 --> 18:41.843
‫‏‫تالولا! واحد گشت!‬

18:41.843 --> 18:45.053
‫‏‫دارن روستای غربی که باهامون معامله کرده بود رو بازرسی می‌کنن.

18:45.053 --> 18:48.063
‫بهتره تا وقتی که پاتریوت و بقیه برگردن، بریم به مقر ثانویه.

18:48.063 --> 18:49.863
‫‏‫فقط غیرنظامی‌ها رو ببرین.‬

18:49.863 --> 18:52.183
‫ما دشمن رو به سمت خودمون می‌کشونیم و از پا در میاریم.

18:52.183 --> 18:54.893
‫ده کیلومتر اون طرف‌تر، ارتش چهارم هم مستقره!

18:54.893 --> 18:55.943
‫‏‫باید عقب‌نشینی کنیم!‬

18:55.943 --> 19:00.023
‫اون روستا مکان ما رو لو نداد، درسته؟

19:00.023 --> 19:01.193
‫‏‫احتمالا نه.

19:01.193 --> 19:03.913
‫اگه به خاطر کمک به مبتلایان غارت بشن،

19:03.913 --> 19:06.183
‫‏‫دیگه کسی جرات معامله با ما رو نخواهد داشت.‬

19:06.183 --> 19:07.123
‫‏‫فهمیدم.‬

19:07.123 --> 19:08.033
‫‏‫برای نبرد آماده شین!‬

19:08.033 --> 19:10.173
‫‏‫شما اینجا آماده باش بمونید.‬

19:10.173 --> 19:11.413
‫دریافت شد.

19:16.333 --> 19:17.503
‫‏‫همه سالمن؟‬

19:17.503 --> 19:20.213
‫آره، خوشبختانه. فقط...

19:20.213 --> 19:24.263
‫بچه‌ها دارن سروصدا می‌کنن و میگن معلمشون بر‌نگشته.

19:24.263 --> 19:25.633
‫‏‫تالولا.‬

19:25.633 --> 19:27.053
‫بازمانده‌های واحد گشت رو پیدا-

19:27.053 --> 19:27.893
‫‏‫کجا؟!‬

19:28.223 --> 19:30.003
‫‏‫به سمت روستای شرقی.‬

19:30.803 --> 19:31.933
‫هـ- ‫‏‫هـوی!‬

19:52.153 --> 19:54.203
‫‏‫تا...لولا...

19:56.113 --> 19:57.123
‫‏‫آلینا...‬

19:57.943 --> 20:00.883
‫‏‫طاقت بیار! الان خونریزی رو بند میارم.‬

20:01.223 --> 20:04.353
‫نمی‌خواستم... منو این شکلی ببینی...

20:04.353 --> 20:05.713
‫لازم نیست حرف بزنی!

20:06.783 --> 20:10.173
‫با این که... این همه... رفتم و معامله کردم...

20:10.683 --> 20:11.893
‫ببخشید...

20:11.893 --> 20:13.223
‫کار کی بود؟

20:13.223 --> 20:15.953
‫واحد گشت؟! اهالی روستا؟!

20:15.953 --> 20:17.563
‫نمیگم...

20:18.353 --> 20:20.903
‫اونایی که تبعید کردیم؟!

20:20.903 --> 20:24.233
‫‏‫اون کثافتا! زنده‌ زنده می‌سوزونمشون!‬

20:24.233 --> 20:29.583
‫‏‫تالولا... تو به هیچکس... نفرت نمی‌ورزی... مگه نه...؟

20:29.583 --> 20:31.113
‫الان دیگه غیر‌ممکنه!

20:31.553 --> 20:34.533
‫اسیر... کینه... نشو...

20:35.163 --> 20:38.643
‫کوشچی... تو رو... می‌بلعه...

20:39.463 --> 20:41.233
‫نگرانم...

20:41.813 --> 20:45.383
‫‏‫اگه من نباشم... کی قراره مراقبت-

20:45.383 --> 20:48.833
‫‏‫نه! نمی‌خوام از دستت بدم!‬

20:49.303 --> 20:53.223
‫«ملاقات می‌کنیم... تا از نو... جدا شویم»... درسته...؟

20:53.223 --> 20:55.183
‫من اینو نمی‌خوام.

20:57.023 --> 21:01.063
‫اون بچه‌ها... مخصوصا اینو...

21:01.723 --> 21:03.723
‫‏‫با هم ازشون مراقبت می‌کنیم.‬

21:04.243 --> 21:05.983
‫‏‫گرمه...‬

21:06.553 --> 21:08.453
‫برف چقدر گرمه.

21:08.453 --> 21:11.333
‫‏‫نه، آلینا! نباید چشماتو ببندی!

21:11.333 --> 21:12.303
‫‏‫داغه...‬

21:12.303 --> 21:15.113
‫‏‫آلینا... آلینا!‬

21:13.033 --> 21:15.113
‫داغه... تالولا...

21:15.113 --> 21:16.583
‫چیزی نمونده.

21:17.083 --> 21:19.623
‫الان... می‌رسیم.

21:18.483 --> 21:20.903
‫‏‫نمی‌خوام... بمیرم...‬

21:20.903 --> 21:21.913
‫من...

21:22.383 --> 21:25.753
‫هنوز... نمی‌خوام بمیرم...

21:27.113 --> 21:28.443
‫‏‫آلینا!‬

21:28.443 --> 21:29.983
‫‏‫آلـیـنـا!‬!

21:31.973 --> 21:34.893
‫‏‫تالولا... لطفا...‬

21:36.543 --> 21:37.603
‫زنده...

21:38.193 --> 21:39.063
‫بمون...

21:48.783 --> 21:52.363
‫‏‫هوی، تالولا برگشته!‬

21:53.693 --> 21:55.343
‫زخمی رو مداوا کنید.

21:55.343 --> 21:57.083
‫‏‫هوی، تالولا! وایسا!‬

21:57.083 --> 21:58.033
‫کافیه.

21:58.763 --> 22:00.083
‫بذارید بره.

22:09.233 --> 22:10.043
باتلاق

22:10.073 --> 22:15.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:12.043 --> 22:20.733
آن شب، همراه با نوری به رنگ امید

22:15.053 --> 22:23.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:20.733 --> 22:27.353
تابیدی تو در برابر تیرگی

22:29.473 --> 22:38.103
دیشب، چه شعله‌ی روشنی بود در چشمانت

22:38.103 --> 22:46.573
حال ‌جویند به سوی آسمان آن‌ها

22:46.573 --> 22:55.503
چرا باید تقدیر نویسد دفتر را به سرخی

22:55.503 --> 23:03.093
خشکیده به دمی که ریختند ستارگان

23:03.093 --> 23:07.303
فردا که رسد

23:07.303 --> 23:11.783
دعا کن تا اندوه

23:11.783 --> 23:15.823
از میانمان رود نیز

23:15.823 --> 23:21.613
و به آغوش کشیم حقیقت را
