WEBVTT

00:03.901 --> 00:05.101
‫‏‫‏‫هویی‌جیه.‬‬

00:05.761 --> 00:06.981
‫‏‫‏‫چرا؟‬‬

00:07.391 --> 00:08.731
‫‏‫‏‫هویی‌جیه!‬‬

00:09.611 --> 00:09.981
‫‏‫‏‫هویی‌جیه!‬‬

00:09.981 --> 00:10.771
‫‏‫‏‫هویی‌جیه.‬‬

00:17.241 --> 00:19.241
‫بازگشتتون باعث آرامش خاطره.

00:19.591 --> 00:21.411
‫‏‫‏‫جناب پاتریوت.‬‬

00:21.411 --> 00:24.151
‫‏‫‏‫چه اتفاقی... افتاده؟‬‬

00:24.151 --> 00:26.331
‫‏‫‏‫دابلیو به ما خیانت کرد.‬‬

00:26.331 --> 00:30.551
‫پیش پای شما اقدام به حذفش کردم. نیازی نیست که نگران باشید.

00:30.551 --> 00:33.551
‫من مسئولیت جوخه‌ی سارکازی که تحت امرش بود رو در اختیار می‌گیرم.

00:34.071 --> 00:36.171
‫‏‫‏‫دابلیو...‬‬

00:36.171 --> 00:37.391
‫‏‫‏‫رهبر.‬‬

00:38.151 --> 00:44.251
‫به چه دلیل... بدون اطلاع من... هسته‌ی شهر رو به حرکت انداختین؟

00:44.251 --> 00:45.811
‫عذرخواهی می‌کنم.

00:46.161 --> 00:49.281
‫وضعیت فوری بود. هیچ فرصتی برای تعلل وجود نداشت.

00:49.281 --> 00:50.271
‫‏‫‏‫تالولا.‬‬

00:51.001 --> 00:55.271
‫بسیاری از چیز‌ها... وقتی که شروع شدند... از حرکت نخواهند ایستاد.

00:55.271 --> 00:59.281
‫به همین دلیله که کلید رو به شما سپردم.

00:59.281 --> 01:03.641
‫می‌خوام شما تصمیم بگیرین که بهتره متوقف شیم یا خیر.

01:04.721 --> 01:06.161
‫‏‫‏‫متوجه شدم.‬‬

01:06.161 --> 01:09.841
‫‏‫‏‫هیچکس... سد راه ما نخواهد شد.‬

01:09.841 --> 01:12.091
‫‏‫‏‫روی شما حساب کردم، جناب.

01:12.521 --> 01:16.121
بریم به دنبال ‫‏‫‏‫فراست‌نوا و دیگران که در لونگمن منتظر کمک هستن.

01:17.261 --> 01:19.231
‫‏‫‏‫تالولا.‬‬

01:19.231 --> 01:22.051
‫مهم‌ نیست که شر چقدر بیداد کنه؛

01:22.451 --> 01:26.331
‫تمام گناهان... عاقبت به پایان خواهند رسید.

01:26.331 --> 01:29.931
‫من... چنین اعتقادی دارم.

01:29.931 --> 01:31.771
‫منم همینطور.

01:32.391 --> 01:35.781
‫بدرود، رهبر.

01:37.741 --> 01:39.391
‫از جونم محافظت می‌کنه؟

01:39.391 --> 01:40.781
‫‏‫‏‫این سنگ؟‬‬

01:40.781 --> 01:44.311
‫‏‫‏‫این خرافات... فهمیدم، فهمیدم.

01:44.311 --> 01:45.751
‫اگه بگیرمش راضی میشی؟

01:46.231 --> 01:48.371
‫من یکی که قراره زیاد عمر کنم.

01:48.371 --> 01:51.631
‫تو هم سعی کن قدر زندگی خودتو بدونی.

01:52.101 --> 01:55.391
‫‏‫‏‫طلسم محافظتی من شکسته شد.

01:56.781 --> 01:59.181
نجات بدم... چه کسی رو؟

01:59.591 --> 02:02.591
‫پایان ببخشم... به چه چیزی؟

02:03.591 --> 02:09.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

02:03.591 --> 02:11.441
باشد برای تمام جانان، محلی برای آرامیدن و خوابی ابدی

02:09.051 --> 02:17.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

02:19.931 --> 02:23.751
آن گل کوچکی که پایمال کردی

02:24.131 --> 02:28.711
آیا شکست قلب تو را؟

02:29.281 --> 02:35.111
آیا به راستی به درد آورد تو را؟

02:36.371 --> 02:39.471
نه محلی که شدیم زاده

02:40.471 --> 02:43.661
نه محلی که می‌شویم غبار

02:44.431 --> 02:48.821
پس چیست که می‌توانیم انتخاب کنیم؟

02:50.431 --> 02:52.601
هر چه می‌بینی

02:52.601 --> 02:54.691
آنچه هست که می‌بینم

02:54.691 --> 02:58.651
وجودم آتش گرفته

02:58.831 --> 03:03.001
نور دوره از ما

03:03.001 --> 03:04.871
آیا نمی‌بینی؟

03:04.871 --> 03:07.011
چه دردناکه

03:07.011 --> 03:09.071
رها کردیم

03:09.071 --> 03:11.211
خطا کردیم

03:11.211 --> 03:13.261
رنجیدیم

03:13.261 --> 03:15.351
و رنجاندیم

03:15.351 --> 03:17.611
پایان این روز‌ها

03:17.611 --> 03:21.481
خواهشا، خواهشا

03:21.481 --> 03:25.351
بده ندای پایان را

03:28.941 --> 03:32.961
آرکنایتز
برخاستن از اخگر

03:32.981 --> 03:33.981
Hatori :ترجمه

03:34.011 --> 03:37.491
‫‏‫‏‫«آخرین وندیگو به دست فرمانروای شیاطین کشته خواهد شد.»‬‬

03:37.491 --> 03:39.191
‫حتما این جمله رو شنیدی.

03:39.191 --> 03:42.901
‫‏‫‏‫یه پیشگویی؟ این مزخرفات رو باور می‌کنی؟

03:43.261 --> 03:46.571
‫داره به اون پیر سالخورده و اون دخترک اشاره می‌کنه.

03:46.571 --> 03:49.951
‫اون آخرین بازمانده‌ی یک نژاد باستانی تو کشور ماست.

03:49.951 --> 03:52.911
‫من اونو خوب به خاطر دارم. اما من-

03:52.911 --> 03:54.411
‫کلتسیت، خواهش می‌کنم.

03:56.341 --> 03:57.631
‫خیلی خب.

03:57.631 --> 03:58.031
‫ممنونم-

03:58.031 --> 03:59.021
‫وارفارین...

03:59.021 --> 04:01.131
‫انگار قانونمون رو فراموش کردی.

04:01.131 --> 04:04.921
‫درباره «فرمانروای شیاطین» نبینم دوباره چیزی به زبون بیاری.

04:06.181 --> 04:08.431
‫‏‫‏‫رد، مراقب اینجا باش.‬‬

04:08.431 --> 04:09.391
‫فهمیدم.

04:13.431 --> 04:16.321
‫بعد از دیدن کل چیز‌هایی که چن سان تحمل کردن؛

04:16.321 --> 04:20.281
‫و تمام چیز‌هایی که ازش محافظت کردن، متوجه شدم.

04:20.281 --> 04:23.281
‫احساسات چن سان و ما با هم یکی هستن.

04:23.761 --> 04:27.661
‫من به فومیزوکی سان قول دادم که هر طور شده برشون می‌گردونم.

04:27.661 --> 04:30.831
‫آره، منم قولی دادم.

04:31.311 --> 04:32.901
‫این که تالولا رو نجات میدم.

04:34.601 --> 04:38.751
‫اگه بشه برای جلوگیری از پیش اومدن حتی یک اندوه تازه در این سرزمین کاری کرد،

04:38.751 --> 04:40.951
‫هر چی که باشه انجامش میدم.

04:41.411 --> 04:43.151
‫بریم جلوی برخورد رو بگیریم.

04:43.151 --> 04:43.961
‫‏‫‏‫بله!‬‬

04:45.191 --> 04:47.901
‫همگی، صبحتون بخیر!

04:47.901 --> 04:49.681
‫رهبر رودس، آمیا هستم.

04:50.081 --> 04:52.891
‫با تمامی اپراتورها صحبت مهمی دارم.

04:52.891 --> 04:53.721
‫آمیا.

04:53.721 --> 04:57.241
‫همان طور که دیروز عصر اعلام شد، جوخه‌ای از اپراتور‌های منتخب،

04:57.241 --> 04:59.591
‫برای جلوگیری از نقشه‌ی ریونیون عازم خواهند شد.

05:00.061 --> 05:01.981
‫مسلما نبرد سختی خواهد بود.

05:01.981 --> 05:06.251
‫همچنین، در صورت شکست در ماموریت، جنگی آغاز خواهد شد.

05:06.621 --> 05:10.551
‫در این صورت، فارغ از هر توطئه‌ای که پشت ریونیون وجود داشته،

05:10.551 --> 05:13.431
‫تنها یک حقیقت به ما تحمیل خواهد شد.

05:13.751 --> 05:16.701
‫این که مبتلایان باعث و بانی جنگ بودند.

05:16.701 --> 05:21.821
‫جنگ؛ شاید برای یک شرکت داروسازی کلمه‌ای بی‌ارتباط به شمار بیاد.

05:22.141 --> 05:26.991
‫با این حال، رودس از قبل به درون گرداب جنگی نامرئی قدم گذاشته.

05:27.501 --> 05:32.221
‫ما از زمان تاسیس، توانمون رو برای درمان کامل اوریپاتی به کار گرفتیم.

05:32.221 --> 05:36.021
‫اما کسانی هستند که به خصومت بین مبتلایان و نامبتلایان دامن زده،

05:36.021 --> 05:39.041
‫و از این خصومت به نفع خود استفاده می‌کنند.

05:39.061 --> 05:42.941
‫دشمن ما دیگر تنها اوریپاتی نیست.

05:42.941 --> 05:45.711
‫پس از جنگ بین اورسوس و یان،

05:45.711 --> 05:49.311
‫تنها نفرتی ابدی نسبت به مبتلایان به جای خواهد ماند.

05:49.321 --> 05:52.721
‫در این شرایط، نه امکان درمان اوریپاتی و نه همزیستی وجود نخواهد داشت.

05:52.721 --> 05:56.021
‫در چنین آینده‌ای، دلیل وجود رودس ازش ربوده خواهد شد.

05:56.391 --> 06:00.011
‫ما باید هر طور که شده ماموریت رو با موفقیت به اتمام برسونیم.

06:00.011 --> 06:02.701
‫همچنین، از عزیزانی که اینجا باقی می‌مانند،

06:02.701 --> 06:06.141
‫تقاضا دارم که فعالیت‌های همیشگی رودس رو ادامه بدن.

06:06.441 --> 06:09.651
‫فارغ از این که از ماموریت برگردیم یا خیر،

06:08.351 --> 06:09.651
‫آمیا سان...

06:09.651 --> 06:10.881
‫بر می‌گردین.

06:10.881 --> 06:15.401
‫مطمئن شین که رودس ‫در ادامه هم تا جای ممکن به نجات مردم ادامه خواهد داد.

06:14.251 --> 06:15.401
‫آمیا.

06:15.721 --> 06:16.861
‫پایان.

06:18.671 --> 06:20.271
‫نباید بری.

06:20.271 --> 06:21.331
‫چرا؟

06:21.331 --> 06:23.111
‫ بلیز، رفتارت عجیب شده.

06:23.111 --> 06:25.951
‫مجبور نیستی که حتما بری.

06:25.951 --> 06:26.911
‫ این ماموریت با همیشه فرق-

06:26.911 --> 06:28.191
‫چون می‌میرم؟

06:29.111 --> 06:31.741
‫به همین راحتی این حرفو نزن!

06:31.741 --> 06:34.801
‫ایس و اسکاوت مردن، درسته؟

06:34.801 --> 06:38.201
‫می‌خوام برم و با چشمای خودم ببینم. این که چه اتفاقی براشون افتاد.

06:38.201 --> 06:41.881
‫می‌تونی این خاطرات رو رها کنی. به عقب نگاه نکنی-

06:41.881 --> 06:44.961
‫آه... نه، این حرف درست نیست.

06:45.241 --> 06:49.881
‫ببخشید. چیزای غمگین هم بخش مهمی از خاطراتن.

06:50.261 --> 06:53.591
‫اگه به عقب نگاه نکنم، فراموش میشن، درسته؟

06:53.951 --> 06:56.721
‫من می‌خوام همه رو به یاد داشته باشم.

06:56.721 --> 06:59.521
‫‏‫‏‫حتی اگه مرده باشن، هیچوقت فراموششون نمی‌کنم.‬‬

07:00.131 --> 07:01.951
‫درسته.

07:01.951 --> 07:04.981
‫‏‫‏‫ما اپراتورهای ویژه هستیم.‬‬

07:04.981 --> 07:08.711
‫‏‫‏‫روسمونتیس، سالم برگرد.‬‬

07:08.711 --> 07:09.691
‫فهمیدم.

07:10.591 --> 07:12.651
‫واقعا با خودمون می‌بریمش؟

07:12.651 --> 07:14.911
‫خودت دستاورد‌هاشو تو پرونده تایید کردی.

07:14.911 --> 07:18.701
‫می‌دونم که حرفم متناقضه، اما اون زیادی سنش پایینه.

07:19.011 --> 07:21.121
‫منم دلایل خودمو دارم.

07:21.671 --> 07:24.331
‫کی فکر می‌کرد روزی می‌رسه که تو اینقدر دلسوزی به خرج بدی؟

07:25.681 --> 07:27.911
‫‏‫‏‫تو در طبقه‌ی زیرین لونگمن پیروز شدی.

07:27.911 --> 07:29.551
‫من اسم اونو پیروزی نمی‌ذارم.

07:29.551 --> 07:31.421
‫و شخصا فرمانده‌ی دشمن رو به رودس آوردی.

07:31.421 --> 07:33.101
‫‏‫‏‫اون دشمن نبود.

07:33.101 --> 07:36.321
‫دکتر، بین دوست و دشمن تمایز قائل شو.

07:36.321 --> 07:38.801
‫نه، نمی‌خوام از قضاوتت انتقاد کنم.

07:39.351 --> 07:43.711
‫‏‫‏‫تو تلاش کردی انگیزه‌هاشو به عنوان دشمن درک کنی‬‬ و عواقبش رو پذیرفتی.

07:44.151 --> 07:48.011
‫‏‫‏‫تا زمانی که با صداقت با هر چه در این سرزمین رخ میده روبه‌رو بشی،‬‬

07:48.011 --> 07:50.451
‫‏‫‏‫من به قضاوتت احترام خواهم گذاشت.‬‬

07:51.041 --> 07:54.451
‫فارغ از نتیجه‌اش، به همراه هم مسئولیتش رو می‌پذیریم.

07:54.831 --> 07:59.561
‫مسئولیت و اختیارات افراد با هم رابطه‌ی متقابل و مکملی دارن و به تنهایی بی‌ارزشن.

07:59.561 --> 08:04.121
‫تمایز بین دوست و دشمن هم به تویی سپرده شده که بار فرماندهی رو بر دوش داری.

08:04.741 --> 08:06.491
این ‫ربطی به خاطراتت نداره.

08:06.491 --> 08:09.161
‫من به قضاوت تویی که الان هستی احترام می‌ذارم.

08:09.161 --> 08:10.501
‫ببخشید که منتظر موندین!

08:10.861 --> 08:12.751
‫‏‫‏‫سخنرانی خوبی بود.

08:12.751 --> 08:14.201
‫‏‫‏‫فوق‌العاده بود.‬‬

08:14.801 --> 08:16.551
‫خیلی ممنون.

08:18.211 --> 08:19.431
‫«متناقض»، هان؟

08:18.801 --> 08:20.481
‫‏‫‏‫خیلی ممنون.

08:20.351 --> 08:22.881
پس باقی این دخترا فرقشون چیه؟

08:23.681 --> 08:25.351
‫‏‫‏‫خب، شروع کنیم.‬‬

08:25.951 --> 08:29.121
‫این ماموریت رو هر سه تای ما رهبری خواهیم کرد.

08:29.121 --> 08:31.351
‫با داده‌هایی که از کلینیک آزازل گرفتیم،

08:31.351 --> 08:33.751
‫تونستیم درک خوبی از ساختار شهر پیدا کنیم؛

08:33.751 --> 08:36.381
‫‏‫‏‫اما به دلیل فاجعه، ارتباطات مختل شدن.

08:36.381 --> 08:41.141
‫بنابراین، جوخه‌ی آرت و دیدبانی کاپیتان ریدیان کانون ارتباطات ما خواهد بود.

08:41.681 --> 08:44.631
‫با در نظر گرفتن جوخه‌ی عملیات ویژه کاپیتان مانترا،

08:44.631 --> 08:46.571
‫‏‫‏‫و سه جوخه‌ی رزمی ما،‬‬

08:46.571 --> 08:48.871
‫‏‫‏‫در مجموع، پنج جوخه‬‬ ‏‫‏‫در این ماموریت داریم.‬‬

08:48.871 --> 08:52.331
ما ‫‏‫‏‫از طریق دریچه‌های تعمیرات در کناره‌های شهر نفوذ می‌کنیم.‬

08:52.331 --> 08:53.741
‫در حین نزدیک شدن،

08:53.741 --> 08:56.351
‫یک اسکادران هوایی نقش طعمه‌ رو ایفا می‌کنه.

08:56.351 --> 08:58.591
‫استتار زمینی هم فعال میشه.

08:58.991 --> 09:00.971
‫استتار بدنه تکمیل شد.

09:01.471 --> 09:02.891
‫فن‌ها رو روشن کنید.

09:03.251 --> 09:06.651
‫هسته‌ی شهر به شکل سفینه جنگی طراحی شده.

09:06.651 --> 09:09.151
‫‏‫‏‫عملا تجسمی از خشونت ورزی اورسوسه.

09:09.151 --> 09:11.411
‫‏‫‏‫همه‌ی شهروندانش اینطور نیستن.‬‬

09:11.411 --> 09:13.771
‫‏‫‏‫تا زمانی که حامی جنگ باشن فرقی نداره.‬‬

09:14.341 --> 09:17.701
‫‏‫‏‫شرمنده. تصویر سوختن زادگاهم هنوز جلوی چشمامه.‬‬

09:18.031 --> 09:22.041
‫‏‫‏‫فایرواچ، این فرصت بهم داده نشد تا بتونم نجاتت بدم؛

09:22.041 --> 09:24.211
‫جوخه‌ی دیدبانی ریونیون دارن نزدیک میشن.

09:24.211 --> 09:26.001
‫تا گزارش ندادن وارد عمل شین.

09:26.591 --> 09:28.541
‫‏‫‏‫اما حالا در کنارت خواهم جنگید.‬‬

09:28.541 --> 09:32.011
‫تا زمانی که نفوذ با موفقیت انجام بشه، بیا از منطقه محافظت کنیم.

09:32.011 --> 09:32.631
‫‏‫‏‫آره.‬‬

09:33.301 --> 09:35.101
‫وارد غبار شن می‌شیم!

09:35.101 --> 09:36.211
‫دریافت شد.

09:38.511 --> 09:40.051
‫اوه، چه روشن!

09:40.051 --> 09:43.431
‫نمی‌دونستم شوالیه درخشان از این کارا هم می‌تونه انجام بده.

09:43.431 --> 09:45.261
‫‏‫‏‫درسته، کاپیتان مانترا؟‬‬

09:45.601 --> 09:49.191
‫شگفت انگیزه! حتی داخل غبار هم می‌تونیم راحت ببینیم!

09:49.191 --> 09:52.281
‫نهایتا یک دقیقه مخفی می‌مونید. عجله کنید!

09:52.281 --> 09:55.051
‫دریافت شد! نفرات، نفوذ رو شروع می‌کنیم!

10:01.861 --> 10:03.911
‫‏‫‏‫واقعا این شکلی قراره برم؟

10:03.911 --> 10:07.451
‫وقت نداریم کار کردن با اینو بهت یاد بدیم.

10:07.761 --> 10:11.121
‫تو تنها استعدادت اینه که بلدی داخل دهنت نودل فوری بپزی.

10:11.121 --> 10:12.131
‫منظورت چیه؟

10:12.131 --> 10:13.941
‫همینو تحمل کن. برو.

10:13.941 --> 10:15.251
‫‏‫‏‫وا- وایسا!‬‬

10:16.441 --> 10:17.251
‫‏‫‏‫شوخی بود.‬‬

10:17.251 --> 10:19.491
‫نظرتون چیه؟ خلبانیم خوبه، مگه نه؟

10:19.491 --> 10:20.091
‫‏‫‏‫هان؟‬‬

10:20.091 --> 10:21.951
‫از ارتفاع می‌ترسین؟

10:21.951 --> 10:25.441
‫گفتم توجهشون رو جلب کنی، نه که مانور آکروباتیک بدی.

10:25.441 --> 10:26.791
‫آمیا هستم!

10:26.791 --> 10:28.971
‫تمام جوخه‌ها با موفقیت نفوذ کردن!

10:29.351 --> 10:33.041
‫‏‫‏‫مفهوم شد. ما دیگه برمی‌گردیم.

10:33.041 --> 10:33.811
‫‏‫‏‫آمیا...

10:34.471 --> 10:36.591
‫رودس به وجودت نیاز داره.

10:37.561 --> 10:39.251
‫همگی به سلامت برگردین.

10:39.251 --> 10:40.561
‫‏‫‏‫برای موفقیتتون دعا می‌کنم.‬‬

10:40.561 --> 10:41.401
‫چشم!

10:42.261 --> 10:43.911
‫خوشحالم که سالم بازگشتین.

10:43.911 --> 10:44.911
‫سالم؟

10:44.911 --> 10:47.471
‫تعداد زیادی از یارانمون کشته شدن.

10:47.471 --> 10:50.511
‫‏‫‏‫فراست‌نوا، یتی‌ها و حتی فاوست.

10:50.511 --> 10:51.621
‫که اینطور.

10:51.621 --> 10:55.571
‫‏‫‏‫وضعیت لونگمن با چیزی که قبل از ماموریت گفته شد اصلا شباهتی نداشت.

10:55.571 --> 10:57.381
‫حتی داخل این هسته‌ی شهر هم...

10:57.381 --> 11:00.131
‫تماس بین افراد ریونیون قطع شده!

10:59.571 --> 11:00.571
‫آهای، بسه!

11:00.131 --> 11:01.741
‫اینجا چه خبره؟

11:01.741 --> 11:03.601
‫‏‫‏‫پاتریوت کوش؟

11:03.601 --> 11:05.491
‫این اوضاع منطقی نیست!

11:04.531 --> 11:05.791
‫‏‫‏‫مراقب حرف زدنت باش!‬‬

11:05.791 --> 11:09.881
‫‏‫‏‫ریونیون هرگز فاوست رو فراموش نخواهد کرد.‬‬

11:09.881 --> 11:12.771
‫‏‫‏‫ما حتما انتقام یارانمون رو خواهیم گرفت.

11:13.401 --> 11:15.861
‫می‌خوام به مفیستو استراحتی بدم.

11:15.861 --> 11:18.481
‫باقی شما هم به کمی آسایش نیاز دارین.

11:18.481 --> 11:20.011
‫به طرف اردوگاه راهنماییشون کنید.

11:20.011 --> 11:20.681
‫اطاعت.

11:24.201 --> 11:27.321
‫اونا رو از باقی جوخه‌ها جدا کنید.

11:27.601 --> 11:28.851
‫‏‫‏‫برای همیشه.‬‬

11:28.851 --> 11:30.701
‫تو کی هستی؟

11:31.841 --> 11:34.031
‫‏‫‏‫من... کی هستم؟‬‬

11:34.031 --> 11:36.781
‫تو... می‌خوای چه کار کنی؟

11:36.781 --> 11:38.291
‫‏‫‏‫ چه کار...

11:38.291 --> 11:41.071
‫برای خودم... بجنگم؟

11:41.721 --> 11:43.131
‫‏‫‏‫بجنگم؟‬‬

11:45.811 --> 11:48.051
‫‏‫‏‫اورسوس‌های پرغرور.

11:48.591 --> 11:52.981
‫انتظار داشتم در نهایت این شما دو تا باشین که جون سالم به در می‌برید.

11:55.971 --> 11:57.521
‫هویی‌جیه.
‫اگه حافظه باهام یاری کنه، گرچه هیچ اعتمادی بهش نبست، اسم اون
‫مرد پیر ایوان ایزیاسلاو بود. اسمی بسیار متداول.
‫او مثل هر کشاورز عامی بود که هر جا می‌تونستی پیدا کنی.
‫ولی او خودش رو فدا کرد. تحت شرایطی بسیار آشفته او تصمیم گرفت
‫تا خودش رو قربانی کنه.
‫گهگاهی بهش فکر می‌کنم. آیا واقعا ارزش اینو دارم که
‫کسی جونش رو برام فدا کنه؟

11:57.521 --> 11:58.971
‫آلینا منو همراهی می کرد. اون اکثر مواقع مهربون بود ، اما ناگهانی با زبانی
‫زهر آلود شروع می‌کرد به باد انتقاد گرفتن.
‫کوتاه اگه بخوام بگم منو معذب می‌کرد. برنامه داشت بدون مشکل پیش می‌رفت.
‫طبق ایده‌هایی که داشتم ، مبتلایان این سرزمین مسلما متحد می‌شدند.
‫فکر می‌کردم که بتونن سودی برای کسی داشته باشن.
‫و امید داشتم که به قدری مفید واقع شن تا اون پیرمرد بتونه آسوده بخوابه.
‫همچنین اون پیرزن. کسایی که برام خانواده‌ای صمیمی بودن.

11:59.861 --> 12:02.221
‫ما هم وضعیت رو تحت نظر گرفتیم.

12:02.221 --> 12:04.931
‫جوخه‌ی مانترا، راه‌های ارتباطی دشمن رو بررسی کنید.

12:04.931 --> 12:08.601
‫جوخه‌ی ریدیان، ارتباطات رو برقرار نگه دارین و به شناسایی ادامه بدین.

12:08.601 --> 12:10.941
‫پس جوخه‌های ذکر شده، شروع به کار کنید.

12:11.511 --> 12:16.571
‫‏‫‏‫ریدیان، مانترا و تمامی اپراتور‌‌های ویژه خانواده‌ی من به حساب میان.

12:16.971 --> 12:18.241
‫‏‫‏‫خانواده؟

12:18.241 --> 12:21.451
‫اما می‌دونم که نباید اینطور بهشون نگاه کنم.

12:21.881 --> 12:25.481
‫‏‫‏‫دکتر، ایس و اسکاوت رو می‌شناسی؟

12:25.481 --> 12:27.331
‫‏‫‏‫ایس رو می‌شناسم.

12:27.331 --> 12:30.531
‫جفتشون رو... چندین روزه که ندیدم.

12:31.551 --> 12:33.721
‫یعنی کجا ممکنه رفته باشن؟

12:33.721 --> 12:35.951
‫‏‫‏‫روسمونتیس، اونا دیگه-

12:35.951 --> 12:37.671
‫وضعیت طبق انتظاره.

12:38.151 --> 12:41.221
‫شبکه‌ی ارتباطی شهر به طور غیر عادی قطع شده.

12:41.221 --> 12:44.971
‫اما اوریجینیومی که باعث اختلال شده رو هم به حال خودش گذاشتن.

12:44.971 --> 12:47.891
‫تالولا قصد داره درون سازمان شکاف ایجاد کنه.

12:47.891 --> 12:50.281
‫عوضش خوندن حرکات مبارز‌انش سخت میشه.

12:50.281 --> 12:51.811
‫تعداد دیدبان‌ها رو افزایش بدیم.

12:51.811 --> 12:52.791
‫هوم.

12:52.791 --> 12:53.361
‫‏‫‏‫لاواکا.‬‬

12:53.361 --> 12:53.811
‫بله!

12:53.811 --> 12:54.741
‫‏‫‏‫بلوایش‌سیلور.‬‬

12:54.741 --> 12:55.191
‫‏‫‏‫بله.‬‬

12:55.191 --> 12:58.711
‫شما با تیم‌هاتون از مسیر فرعی حرکت کنید.

12:58.711 --> 12:59.571
‫دریافت شد.

13:01.411 --> 13:04.931
‫‏‫‏‫این چیه؟ حضور خفیفی رو دارم حس می‌کنم.‬‬

13:04.931 --> 13:09.661
‫درسته. کمی ضعیفه اما... بوی مرگ رو میشه ازش حس کرد.

13:09.661 --> 13:11.521
‫‏‫‏‫یک مراسم سارکاز باستانی؟‬‬

13:11.521 --> 13:14.001
‫‏‫‏‫بله، تنها کسایی که می‌تونن انجامش بدن...

13:14.001 --> 13:16.251
‫وندیگویی با خون خالص.

13:16.251 --> 13:19.551
‫پس اون واقعا اینجاست؟

13:19.831 --> 13:21.051
‫حرکت می‌کنیم.

13:21.051 --> 13:22.211
‫‏‫‏‫آرایش بگیرید.‬‬

13:28.181 --> 13:30.061
‫شکی نیست.

13:30.061 --> 13:32.141
‫این مال چن سانه.

13:32.481 --> 13:33.031
‫زودتر-

13:33.031 --> 13:35.731
‫از اورسوس گم شین، مبتلاها!

13:36.461 --> 13:37.801
‫‏‫‏‫لطفا آروم باشین.

13:37.801 --> 13:39.651
‫ما یک سازمان بی‌طرفیم.

13:40.031 --> 13:41.731
‫می‌تونیم از پیشروی علائمتون-

13:41.731 --> 13:45.011
‫نه! من مبتلا نیستم!

13:45.241 --> 13:47.121
‫‏‫‏‫من شهروند اورسوسم!‬

13:47.121 --> 13:49.281
‫‏‫‏‫من... چرا من...‬‬

13:49.281 --> 13:53.031
‫مبتلاها همه باید بمیرن! همه بمیرین!

13:49.281 --> 13:52.121
‫احساس پریشونی دارن. بذارید خودشونو خالی کنن.

13:53.281 --> 13:55.251
‫شما رو دولت فرستاده؟‌ دیگه دیر-

13:55.251 --> 13:58.711
‫اگه اینطور بود، همون اول کار می‌کشتنت.

13:58.711 --> 13:59.881
‫این صدا...

14:00.291 --> 14:01.761
‫‏‫‏‫گارد سان؟!

14:01.761 --> 14:03.511
‫سالمین؟

14:03.511 --> 14:04.771
‫مدتی میشه.

14:05.411 --> 14:06.001
‫چه خوب...

14:06.001 --> 14:08.081
‫«اگه به زندگی ادامه بدی، روزی دوباره اونا رو می‌بینی.»

14:08.631 --> 14:09.931
‫واقعا همینطور شد.

14:09.931 --> 14:11.561
‫معنی اون لباس چیه؟

14:11.561 --> 14:14.401
‫توضیح میدم. اما یه لحظه صبر کنید.

14:14.401 --> 14:15.771
‫‏‫‏‫تاتیانا، برگردیم-

14:15.771 --> 14:17.661
‫‏‫‏‫خفه شو، ریونیون!‬‬

14:17.821 --> 14:18.971
‫آدم کش!

14:18.391 --> 14:20.941
‫الان پاتریوت تو این منطقه حضور نداره.

14:21.081 --> 14:22.571
‫بیرون خطرناکه.

14:21.771 --> 14:23.111
‫پاتریوت؟!

14:23.111 --> 14:24.771
‫‏‫‏‫اون فقط یه ریاکاره!

14:24.771 --> 14:25.631
‫اونا...

14:25.631 --> 14:28.311
‫اون که گذاشت بقیه بزنن شهر رو درب و داغون کنن!

14:28.311 --> 14:29.481
‫‏‫‏‫اشتباه می‌کنی!‬‬

14:30.481 --> 14:32.961
‫‏‫‏‫یک گشت سارکاز قراره به زودی از اینجا عبور کنه!

14:32.961 --> 14:34.211
‫همگی داخل سوله مخفی شین-

14:34.211 --> 14:36.091
‫چطور انتظار داری باورت کنم؟!

14:35.001 --> 14:36.091
‫آروم باش!

14:36.091 --> 14:37.891
‫دروغگو! بمیر!

14:36.091 --> 14:37.891
‫خواهش می‌کنم، آروم بگیر!

14:37.961 --> 14:38.971
‫بمیر-

14:40.631 --> 14:42.011
‫‏‫‏‫کلتسیت سنسی؟!‬‬

14:42.011 --> 14:45.381
‫اون به شهروندان آسیبی رسونده؟

14:45.381 --> 14:49.561
‫اون از سازمان ما فرار کرده. بسته به جوابت می‌تونم کارش رو تموم کنم.

14:49.561 --> 14:51.741
‫چـ- چرا... من...

14:50.761 --> 14:52.391
‫دشمن داره نزدیک میشه.

14:52.391 --> 14:54.771
‫اون بهت آسیبی رسونده؟

14:54.771 --> 14:56.041
‫‏‫‏‫چـ - چنین کاری...

14:56.041 --> 14:57.341
‫‏‫‏‫سی و پنج متر.‬‬

14:57.341 --> 14:58.981
‫زودتر... مخفی شین...

14:58.981 --> 15:00.271
‫قبلش باید جواب بدی.

15:00.271 --> 15:01.461
‫‏‫‏‫بیست و هشت متر.‬‬

15:01.461 --> 15:02.461
‫‏‫‏‫خب...‬‬

15:02.461 --> 15:03.321
‫‏‫‏‫بیست و سه.‬‬

15:03.591 --> 15:04.491
‫‏‫‏‫مانـ3ـتر.‬‬

15:05.081 --> 15:06.031
‫‏‫‏‫بیست و دو.‬‬

15:07.461 --> 15:08.751
‫‏‫‏‫بیست و یک.‬‬

15:09.881 --> 15:11.481
‫‏‫‏‫نکرد...

15:11.481 --> 15:13.871
‫اون... هیچ کار اشتباهی نکرد...

15:16.751 --> 15:18.631
‫چه بازی متقاعد کننده‌ای.

15:18.631 --> 15:20.361
‫می‌تونم اینطور برداشت کنم؟

15:20.361 --> 15:22.381
‫یه جور روان درمانی حسابش کن.

15:22.381 --> 15:24.711
‫‏‫‏‫حالا دردتون آروم می‌گیره.

15:24.711 --> 15:26.051
‫‏‫‏‫ممنون.

15:26.381 --> 15:30.601
‫شک داشتم که شاید با بقیه افراد ریونیون کار می‌کنه.

15:30.871 --> 15:32.061
‫ببخشید.

15:32.061 --> 15:33.391
‫اشکالی نداره.

15:33.391 --> 15:37.021
‫‏‫‏‫مهمتر از اون، فکرشو نمی‌کردم که تو بیای تو خط مقدم.

15:37.021 --> 15:38.411
‫‏‫‏‫گارد سان، اون-

15:38.411 --> 15:40.021
‫چون ماموریته.

15:40.021 --> 15:44.151
‫بعدشم می‌خوام انتقام بگیرم. برای خانوادم که آسیب دیده.

15:44.501 --> 15:46.571
‫این دلیل وجودم اینجاست.

15:46.901 --> 15:48.411
‫که اینطور.

15:48.411 --> 15:50.281
‫ببخشید که سوال بیجایی پرسیدم.

15:50.641 --> 15:52.671
‫‏‫‏‫هر چیزی دلیلی داره.‬‬

15:52.671 --> 15:55.121
‫همونطور که تو برنگشتی پیشمون.

15:55.121 --> 15:56.041
‫‏‫‏‫درسته.‬‬

15:56.641 --> 15:59.451
‫‏‫‏‫تنها دلیل زنده موندن شهروندان در این شهر،

15:59.451 --> 16:02.391
‫‏‫‏‫به لطف تلاش پاتریوت و چریک‌هاش هست.‬

16:02.391 --> 16:03.881
‫‏‫‏‫منم دارم کمک می‌کنم.

16:04.641 --> 16:08.091
‫اون با این که می‌دونست با رودس هستم اجازه داد تا برم.

16:08.721 --> 16:13.771
‫‏‫‏‫اما من با اراده خودم تصمیم گرفتم تا بمونم. تا تمام ماجرا رو به چشم ببینم.

16:14.221 --> 16:19.561
‫‏‫‏‫اون به اراده‌ی اسکاوت سان که برای محافظت از من کشته شد احترام گذاشت.

16:19.561 --> 16:21.481
‫کشته شد؟

16:21.481 --> 16:26.441
‫‏‫‏‫«مردی مو سفید و سالخورده، شیئی سیاه و سوخته رو با خودش آورد.»

16:26.441 --> 16:28.581
‫«اون متعلق به اسکاوت بود.»

16:28.581 --> 16:30.211
‫«اسکاوت دیگه نیستش.»

16:30.211 --> 16:32.081
‫‏‫‏‫روسمونتیس سان!

16:30.211 --> 16:32.081
‫«اسکاوت...»

16:32.081 --> 16:35.621
‫من نوشته بودم... همه چی رو نوشته بودم... اما من...

16:35.621 --> 16:37.721
‫‏‫‏‫ایس... حتی ایس رو...

16:37.021 --> 16:39.651
‫‏‫‏‫بیاین بریم کمی هوا بخوریم.

16:38.331 --> 16:40.171
‫چطور تونستم فراموش کنم؟

16:40.661 --> 16:41.801
‫‏‫‏‫چرا؟

16:41.801 --> 16:44.671
‫همگی، کمی مدت استراحت رو افزایش می‌دیم.

16:45.251 --> 16:48.261
‫‏‫‏‫آروم باشین. چشماتون رو ببندین.

16:48.641 --> 16:49.741
‫‏‫‏‫دکتر.‬‬

16:50.291 --> 16:53.051
‫‏‫‏‫اسکاوت سان به صورت زبانی پیامی براتون به جا گذاشت.

16:53.051 --> 16:55.101
‫‏‫‏‫پیام؟ برای من؟‬‬

16:55.531 --> 17:01.811
‫«حتی یک لحظه از روز‌هایی که در کنارمون جنگیدین رو فراموش نخواهم کرد.»

17:02.901 --> 17:03.651
‫‏‫‏‫اما...‬‬

17:04.391 --> 17:07.651
‫در کنارش گفت که بهتره دیگه از میدون نبرد دوری کنید.

17:08.281 --> 17:13.371
‫«اگه شعله‌ی جنگ و کشتار دکتر رو تغییر بدن...»

17:13.371 --> 17:14.571
‫نخیر.

17:14.571 --> 17:19.141
دست روی دست گذاشتن و تماشا کردن برای خود حال حاضرتون غیر ممکنه، درسته؟

17:19.141 --> 17:20.001
‫آره.

17:20.001 --> 17:23.631
‫‏‫‏‫هم اسکاوت سان و هم کاپیتان ایس اعتقادات قوی‌ای داشتن.

17:23.631 --> 17:28.301
‫من الان زنده‌ام و مسئولیت جون دو اپراتور ویژه رو روی شونه‌هام دارم.

17:28.801 --> 17:32.551
‫برای همین می‌خوام این بار برای به ثمر رسیدن اعتقادات پاتریوت تلاش کنم.

17:32.551 --> 17:36.391
‫گارد سان، شرایط ما کمی با قبل فرق داره؛

17:36.771 --> 17:39.621
‫اما اعتقادمون مثل سابق در راستای نجات مردمه.

17:39.621 --> 17:40.681
‫‏‫‏‫آمیا سان...

17:40.991 --> 17:43.721
‫‏‫‏‫پس تا زمانی که پاتریوت سرپا باشه سازمان متزلزل نخواهد شد؟

17:43.721 --> 17:47.271
‫‏‫‏‫بله، اون آخرین ستون باقی‌مانده از عقلانیت ریونیونه.‬‬

17:47.841 --> 17:50.541
‫‏‫‏‫حتی اگه تالولا بهش خیانت کرده باشه؟‬‬

17:51.651 --> 17:55.121
‫‏‫‏‫کد شناسایی؟ برخورد؟!

17:55.121 --> 17:57.191
‫این چیزا رو اولین باره که می‌شنوم!

17:57.191 --> 17:59.801
‫نکنه... دلیل این که نمیشه از ارتباطات استفاده کرد هم...

17:59.801 --> 18:01.211
‫‏‫‏‫همه‌اش نقشه‌ی تالولاست.

18:01.211 --> 18:04.881
‫رودس چی؟ پاتریوت رو هم دشمن خودتون می‌دونید؟

18:04.881 --> 18:07.381
‫حتما تلاش می‌کنیم که باهاشون صحبت کنیم.

18:07.911 --> 18:10.211
‫‏‫‏‫من میرم تا وضعیت رو بهش اطلاع بدم!

18:10.211 --> 18:12.101
‫‏‫‏‫نمی‌تونم بذارم با هم بجنگین!

18:12.101 --> 18:13.261
‫لطف می‌کنید!

18:14.141 --> 18:15.781
‫‏‫‏‫برژوکاستی.‬‬

18:15.781 --> 18:17.471
‫این اسم رو می‌شناختی؟

18:17.801 --> 18:20.641
‫‏‫‏‫فراست‌نوا می‌گفت که اسم پدرشه.

18:20.641 --> 18:22.341
‫‏‫‏‫اون اسم واقعیشه.

18:22.341 --> 18:26.771
‫از زمانی که با یارانش در دشت‌های سردسیر به عنوان «سپر مبتلایان» شناخته می‌شدن.

18:27.351 --> 18:30.441
‫‏‫‏‫چریک‌ها به نوعی، یک «رودس» دیگه به شمار میان.

18:30.441 --> 18:31.941
‫‏‫‏‫روسمونتیس سان؟

18:31.941 --> 18:32.781
‫‏‫‏‫بریم.‬‬

18:33.151 --> 18:35.001
‫‏‫‏‫نمی‌خوام به یاد بیارم.‬‬

18:35.471 --> 18:39.831
‫‏‫‏‫نمی‌خوام از ریونیون چیزی به خاطرم بمونه.

18:40.291 --> 18:41.841
‫‏‫‏‫بله، درسته.‬‬

18:41.841 --> 18:46.251
‫چریک‌ها دارن از پیغام رسان‌های پیاده برای ارسال پیام‌های رمزی استفاده می‌کنن.

18:46.251 --> 18:48.541
‫شاید ابتدایی به نظر بیاد، اما مطمئنه.

18:48.541 --> 18:50.841
‫‏‫‏‫درسته، کاپیتان مانترا؟‬‬

18:51.841 --> 18:55.971
‫‏‫‏‫ریدیان، اگه هر گونه ناراحتی حس کردی فورا داروها رو مصرف کن.

18:56.261 --> 18:57.861
‫‏‫‏‫من همین جام.

18:57.861 --> 18:58.851
‫هوم.

18:59.151 --> 19:00.491
‫شروع می‌کنم.

19:04.451 --> 19:06.941
‫‏‫‏‫پیداشون کردم. سه تا.‬‬

19:06.941 --> 19:09.311
‫چهار تا. پنج تا.

19:10.461 --> 19:12.941
‫‏‫‏‫ریدیان، ارتباطت رو باهاش قطع کن!

19:12.941 --> 19:14.241
‫‏‫‏‫روسمونتیس سان!

19:14.241 --> 19:15.991
‫‏‫‏‫ما همه اینجاییم.‬‬

19:15.991 --> 19:18.361
‫‏‫‏‫من پیشتونم.‬‬

19:19.071 --> 19:19.781
‫هوم...

19:20.571 --> 19:22.461
..‫‏‫‏‫ خوبم.‬‬

19:22.461 --> 19:24.371
‫‏‫‏‫ریدیان، وصل شو.‬‬

19:24.751 --> 19:26.171
‫‏‫‏‫نه تا...‬‬

19:26.171 --> 19:28.591
‫‏‫‏‫سیزده... چهارده...‬‬

19:28.591 --> 19:29.961
‫‏‫‏‫همه‌ رو پیدا کردم.‬‬

19:30.281 --> 19:31.831
‫آفرین.

19:31.831 --> 19:35.131
‫حالا پیغام رسان‌ها رو خنثی می‌کنیم و به سمت ناحیه مرکزی می‌ریم.

19:35.131 --> 19:36.161
‫‏‫‏‫روسمونتیس...‬‬

19:36.161 --> 19:37.551
‫‏‫‏‫خوبم.‬‬

19:37.891 --> 19:40.441
‫من برای محافظت از همه اومدم اینجا.

19:40.941 --> 19:43.271
‫به خاطر این قدرته که الان اینجام.

19:43.861 --> 19:46.461
‫این که بچه هستم مهم نیست.

19:46.461 --> 19:48.101
‫‏‫‏‫آمیا هم همینطوره، درست نمیگم؟

19:48.581 --> 19:50.771
‫‏‫‏‫ما هیولا هستیم، مگه نه؟‬

19:50.771 --> 19:52.181
‫‏‫‏‫دکتر.

19:54.571 --> 19:55.611
‫‏‫‏‫رودس.

19:55.611 --> 19:58.491
‫می‌ذاریم همینطور به پیشروی ادامه بدن.

19:59.881 --> 20:01.371
‫‏‫‏‫بذارید رد شم!‬‬

20:01.371 --> 20:04.121
‫تو... یه چیزایی می‌دونی، مگه نه؟

20:05.041 --> 20:07.161
‫چریک‌ها اون طرف پل دیده شدن!

20:07.161 --> 20:09.831
‫دریافت شد. آماده و هوشیار باشین.

20:10.161 --> 20:12.061
‫انگار به قدری نادون نیستن که هجوم بیارن.

20:12.061 --> 20:12.671
‫اوه؟

20:13.221 --> 20:15.421
‫‏‫‏‫یه بچه‌ی گربه‌سان؟

20:17.881 --> 20:20.791
‫از اونجا تا اونجا... می‌برم.

20:22.391 --> 20:23.561
‫‏‫‏‫با دستام می‌گیرم.

20:24.231 --> 20:25.091
‫می‌برم.

20:26.621 --> 20:28.891
‫مثل بریدن سیب زمینی.

20:28.891 --> 20:32.151
‫‏‫‏‫این... خیلی قدرتمند‌تر از چیزیه که پرونده‌اش گفته بود.

20:32.441 --> 20:35.781
‫‏‫‏‫این تجسم ذهن روسمونتیسه.‬‬

20:36.221 --> 20:38.321
‫روی این اطلاعات سرپوش گذاشته شده بود، اما...

20:38.321 --> 20:41.631
‫اون مبتلایی هست که به طور مصنوعی ایجاد شده.

20:42.211 --> 20:44.561
‫عامل بیماری در ساقه‌ی مغزش کاشته شده؛

20:44.561 --> 20:46.081
‫و اگه برداشته بشه منجر به مرگ میشه.

20:46.081 --> 20:47.871
‫برای این که به سلاح تبدیلش کنن؟

20:47.871 --> 20:49.471
‫احتمالا.

20:49.471 --> 20:53.921
‫اگه آرتی که از بدنش نشت می‌کنه به حال خودش رها بشه، جون بقیه رو به خطر می‌اندازه.

20:53.921 --> 20:59.121
‫بعد از این که تحت مراقبت رودس قرار گرفت، آموزش دید تا آرتش رو به طور ارادی کنترل کنه.

20:59.121 --> 21:00.761
‫‏‫‏‫البته، به خواست خودش بود.

21:01.361 --> 21:03.821
‫تو فکر می‌کنی اون یه سلاحه؟

21:03.821 --> 21:05.141
‫به هیچ وجه یه سلاح نیست.

21:05.141 --> 21:08.891
‫‏‫‏‫اما... قدرتش بیش از حد زیاده.

21:09.661 --> 21:13.361
‫اسکاوت هم حتما نسبت به تو همین عقیده رو داشت.

21:14.431 --> 21:17.281
‫بعضی مسائل رو تنها میشه با اعمال قدرتی کوبنده حل کرد.

21:17.621 --> 21:20.391
‫اون دخترک هم اینو می‌دونه.

21:20.391 --> 21:25.201
‫‏‫‏‫بنابراین، مهم‌ترین چیز ‫‏‫‏‫اینه که با چه هدفی از این قدرت استفاده میشه.

21:25.721 --> 21:28.181
‫این شامل تو هم میشه، دکتر.

21:29.411 --> 21:31.621
‫‏‫‏‫چریک‌ها در حال عقب‌نشینی هستن!‬

21:31.621 --> 21:33.121
‫پیشروی کنید.

21:33.721 --> 21:36.501
‫تمام نفرات، تجهیزات محافظتی رو آماده کنید.

21:37.321 --> 21:39.361
‫‏‫‏‫داریم به مراسم نزدیک می‌شیم.‬‬

21:42.941 --> 21:44.681
‫‏‫‏‫قدرتش رو حس می‌کنم.

21:45.421 --> 21:47.971
‫‏‫‏‫از پشت سرشون میاد.

21:47.971 --> 21:51.101
‫اما حضور ایشون... و حتی گارد سان رو...

21:51.101 --> 21:53.061
‫اونو... نابود می‌کنم.

21:53.061 --> 21:54.861
‫‏‫‏‫وایسا، روسمونتیس!‬‬

21:57.951 --> 21:59.451
‫‏‫‏‫حالتون خوبه؟!

22:00.611 --> 22:02.001
‫‏‫‏‫پاتریوت.‬‬

22:03.501 --> 22:06.181
‫‏‫‏‫سپر... مبتلایان.

22:06.991 --> 22:10.001
سلاح

22:10.021 --> 22:15.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

22:12.001 --> 22:20.691
آن شب، همراه با نوری به رنگ امید

22:15.051 --> 22:23.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

22:20.691 --> 22:27.311
تابیدی تو در برابر تیرگی

22:29.431 --> 22:38.061
دیشب، چه برق روشنی بود در چشمانت

22:38.061 --> 22:46.531
حال ‌جویند به سوی آسمان آن‌ها

22:46.531 --> 22:55.461
چرا باید تقدیر نویسد دفتر را چنین

22:55.461 --> 23:03.051
منقش به دمی که ریختند ستارگان

23:03.051 --> 23:11.741
فردا که رسد، می‌کشم به دوش اندوه را

23:11.741 --> 23:21.571
اما من همچنان در آغوش گیرم حقیقت را

23:21.571 --> 23:25.021
Hatori :ترجمه
