WEBVTT

00:00.221 --> 00:04.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:04.921 --> 00:07.641
‫به خانه خوش آمدید، دکتر.

00:11.811 --> 00:14.031
‫در عرض تقریبا دو ساعت

00:14.031 --> 00:18.411
‫هسته‌ی مرکزی شهر چرنوبوگ به لونگمن برخورد خواهد کرد.

00:18.411 --> 00:22.661
‫در حال حاضر، اون شهر متحرک تحت کنترل کامل ریونیون قرار داره.

00:23.231 --> 00:26.921
‫اما مثل سابق داره با اعلام «متعلق به اورسوس» به مسیرش ادامه میده.

00:27.431 --> 00:29.751
‫اگه با توسل به زور بخواین جلوی برخورد رو بگیرین

00:29.751 --> 00:34.921
‫به این معنی خواهد بود که لونگمن، به عبارتی کشور یان، علیه اورسوس اعلان جنگ کرده.

00:35.751 --> 00:39.891
‫به مقصد رسیدید. واحد چند منظوره‌ی پاکسازی زیستی.

00:40.661 --> 00:42.581
‫پایان مسیر یابی.

00:51.011 --> 00:53.311
‫شما دکتری؟

00:55.341 --> 00:56.601
‫هوم.

00:56.601 --> 00:58.941
‫مطمئنم که خود دکتری.

00:58.941 --> 01:01.531
‫می‌تونم حس کنم. البته یکم فرق داری.

01:07.961 --> 01:09.501
‫ایشون کیه؟

01:10.081 --> 01:11.461
‫دوست؟

01:12.241 --> 01:16.161
‫اون... یه مبارزه.

01:16.161 --> 01:17.341
‫دشمنه؟

01:17.791 --> 01:20.251
‫به نظر میاد که بهت آسیب زده.

01:21.731 --> 01:23.141
‫نه، اشتباه گفتم.

01:24.091 --> 01:28.711
‫دکتر... از ظاهرت مشخصه که چیز مهمی رو از دست دادی.

01:31.041 --> 01:31.771
‫ولی...

01:32.221 --> 01:35.071
‫ارتباط بینتون خیلی خفیفه.

01:37.061 --> 01:39.111
‫بـ- ببخشید!

01:39.111 --> 01:41.321
‫ازم... ناراحت نشو.

01:41.711 --> 01:46.411
‫دونستن ارتباط اون با این دنیا به من مربوط نیست.

01:42.501 --> 01:43.931
‫ناراحت نیستم.

01:46.411 --> 01:49.051
‫من حق اینو ندارم که لمسش کنم.

01:50.851 --> 01:53.631
‫می‌خوای از تاسیسات اینجا استفاده کنی، درسته؟

01:53.631 --> 01:55.401
‫کمکت می‌کنم.

01:55.401 --> 01:57.591
‫بارها انجامش دادم. دیگه عادت کردم.

01:57.941 --> 02:01.801
‫تمام مبتلایان رودس در نهایت به اینجا فرستاده میشن.

02:02.611 --> 02:03.721
‫ام...

02:04.911 --> 02:06.681
‫دستورالعملش...

02:07.451 --> 02:08.291
‫هوم.

02:14.491 --> 02:15.651
‫از این طرف.

02:19.171 --> 02:21.491
‫اشکالی نداره. حتی اگه فراموش کنم

02:22.111 --> 02:26.961
‫تنها اینو که بخونم بدنم یادش میاد و زودی عادت می‌کنم.

02:26.961 --> 02:30.001
‫هم به دستور العمل و هم به حس بدرقه کردنشون.

02:30.001 --> 02:32.371
‫بدرقه کردنشون؟

02:34.251 --> 02:37.881
‫مثل باز کردن گره ریسمانی هست که افراد رو به هم مرتبط می‌کنه.

02:39.101 --> 02:44.841
‫این ریسمان همیشه به ما متصل می‌مونه و از بین نمیره.

02:44.841 --> 02:48.481
‫به همین دلیل، این که اون زمانی اینجا بوده

02:48.481 --> 02:52.331
‫و این الان دیگه وجود نداره رو می‌تونیم به خاطر بیاریم.

02:53.001 --> 02:54.591
‫منظورم چنین حسیه.

02:55.271 --> 02:57.341
‫اینجا بخوابونش.

03:02.261 --> 03:06.581
‫ریسمانی که باز شده از طرف دیگه به خودمون متصل می‌مونه.

03:07.621 --> 03:09.421
،‫حتی اگه طرف مقابل دیگه وجود نداشته باشه

03:09.421 --> 03:11.961
‫این ریسمان نمی‌افته و ناپدید نمیشه.

03:12.521 --> 03:16.041
‫ولی این حس رو پیدا می‌کنی که چیزی رو در وجودت از دست دادی.

03:17.181 --> 03:20.861
‫چرا دلت می‌خواد به این حس عادت کنی؟

03:20.861 --> 03:25.081
‫اگه بهش عادت کنی، درد مرگ‌های غیرمنتظره‌ هم می‌تونه قابل تحمل بشه.

03:27.221 --> 03:32.791
‫اپراتور ویژه، روسمونتیس ساما؛ در حال به روز رسانی کد شناسایی.

03:32.791 --> 03:35.531
‫وایسا. دارم داده‌های اینجا رو می‌نویسم.

03:35.531 --> 03:40.141
‫اگر مجوز دسترسی به ترمینالتون رو صادر کنید، می‌توانم اطلاعات رو مستقیما وارد کنم.

03:40.141 --> 03:40.901
‫نمیشه!

03:41.341 --> 03:46.911
‫اینو من... باید با دستای خودم بنویسم.

03:47.321 --> 03:48.921
‫دریافت شد.

03:50.971 --> 03:54.241
‫تو یک اپراتور ویژه هستی، درسته؟

03:54.241 --> 03:54.671
‫آه.

03:55.431 --> 03:58.251
‫اسمم روسمونتیسه.

04:00.131 --> 04:02.571
‫می‌تونم اسم ایشون رو بپرسم؟

04:04.991 --> 04:06.521
‫فراست‌نوا.

04:08.541 --> 04:10.151
‫فراست‌نوا.

04:11.241 --> 04:12.901
‫چه اسم قشنگی.

04:19.181 --> 04:21.981
‫از آشناییت خوشبختم، فراست‌نوا.

04:25.301 --> 04:26.911
‫بدرود.

04:27.061 --> 04:33.021
آرکنایتز
برخاستن از اخگر

04:33.051 --> 04:36.021
Hatori :ترجمه

04:38.881 --> 04:43.501
‫پس ریونیون به این صورت برای اورسوس مصیبت درست کردن.

04:44.061 --> 04:46.741
‫انگار داریم یه داستان خیالی می‌بینیم.

04:46.741 --> 04:48.851
‫امپراتوری اورسوس همیشه سیاست‌های ثروت اندوزی،

04:48.851 --> 04:51.511
‫ کشور گشایی، توسعه‌طلبی و زیاده خواهی رو دنبال کرده.

04:52.061 --> 04:55.331
‫اگه براشون بصرفه، بدون درنگ دست به جنگ می‌برن.

04:55.331 --> 04:58.441
‫حتی اگه طرف حسابشون تمام این سرزمین باشه.

04:58.441 --> 05:02.961
‫اما اگر با کشورمون، یان، درگیر بشن، جنگ عظیمی به بار خواهد اومد.

05:02.961 --> 05:05.951
‫اورسوس تو این شرایط متزلزل، با برآورد به خسارت‌های احتمالی

05:05.951 --> 05:10.281
‫امکان نداره نبردی رو شروع کنه که منجر به شکست میشه.

05:10.781 --> 05:13.551
‫موضوع چرنوبوگ رو با مجلس امپراتوری اورسوس

05:13.551 --> 05:16.771
‫و جناب سخنگو ویته در میون گذاشته و شخصا مسئله رو حل می‌کنیم.

05:17.251 --> 05:20.371
‫پس به اورسوس ایمان دارین، درسته؟

05:20.651 --> 05:24.581
‫ایمان دارم که هر دو طرف ذره‌ای عقلانیت در وجودشون باقی مونده.

05:24.581 --> 05:26.861
‫فومیزوکی، با سخنگو ویته تماس بگیر.

05:26.861 --> 05:28.131
‫قبل از اون...

05:28.451 --> 05:30.811
‫یه چیزی هست که می‌خوام بدونم.

05:30.811 --> 05:32.841
‫می‌بخشید، ولی بمونه برای بعد.

05:32.841 --> 05:35.351
‫الان، بدون لحظه‌ای تعلل باید با سخنگو ویته-

05:36.461 --> 05:41.961
‫عالیجناب وی، لطفا به محض دریافت پیغام سریعا دست به اقدام بزنید.

05:38.121 --> 05:38.851
‫این صدا...

05:39.991 --> 05:41.961
‫پیغام رسونی هست که فرستادم.

05:41.961 --> 05:45.241
‫ارتش‌های سوم و چهارم از دخالت سر باز می‌زنن.

05:45.241 --> 05:47.281
‫جناح‌هایی درون اورسوس بر سر برتری با هم جدال دارن.

05:47.281 --> 05:50.111
‫به نظر نمیاد که برای کنترل اوضاع چرنوبوگ دست به اقدامی بزنن.

05:50.111 --> 05:54.081
‫حتی موفق نشدیم سخنگو ویته رو داخل مجلس ملاقات کنیم.

05:54.081 --> 05:57.381
‫در حال حاضر، ما هم مورد حمله قرار گرفتیم و زمین‌گیر شدیم.

05:57.381 --> 05:59.461
‫لطفا در اولین فرصت پاسخ بدین!

06:00.001 --> 06:01.031
‫چی به سرش اومد؟

06:01.031 --> 06:03.871
‫از زنده بودن یا مرگش اطلاعی نداریم.

06:03.871 --> 06:04.791
‫که اینطور.

06:05.221 --> 06:09.961
‫طبق حرف‌هایی که زده شد، به نظر سخنگو ویته قصد دارن نظاره‌گر شرایط باشن.

06:09.961 --> 06:14.221
‫احتمالا دولتمردان اورسوس در شرایط غافلگیری سیاسی قرار دارن.

06:14.221 --> 06:14.891
‫نخیر.

06:15.251 --> 06:20.401
‫اگه ارتش اورسوس تمام قوای خودش رو به کار بگیره، سرکوب ریونیون براشون کار ساده‌ایه.

06:20.401 --> 06:26.341
‫اما، از زمانی که چرنوبوگ اشغال شده بیش از یک هفته گذشته.

06:26.341 --> 06:31.061
‫تو این مدت هیچ بیانیه‌ای از سمت دولت اورسوس فرستاده نشده.

06:31.061 --> 06:32.571
‫می‌بخشید که رک میگم،

06:33.101 --> 06:36.161
‫اونا نمی‌خوان هیچ اقدامی برای حل موضوع انجام بدن.

06:36.161 --> 06:41.531
‫اورسوس با دستای خودش چرنوبوگ رو به ریونیون واگذار کرده.

06:42.071 --> 06:45.921
‫در این شرایط، اوریپاتی تمام سطح چرنوبوگ رو فرا گرفته.

06:45.921 --> 06:50.411
‫اگر برخوردی صورت بگیره، به سرعت داخل لونگمن هم انتشار پیدا می‌کنه.

06:50.411 --> 06:51.421
‫در اون صورت،

06:51.421 --> 06:56.301
‫بدون هیچ اقدامی اجازه می‌دیم که ما رو به گوشه برونن.

06:56.761 --> 07:00.511
‫این دیگه وضعیتی نیست که به تنهایی بتونیم حل کنیم.

07:00.871 --> 07:02.351
‫بهتره با افراد رودس-

07:02.351 --> 07:05.371
‫فورا لونگمن رو برای نبرد آماده کنید.

07:05.371 --> 07:08.901
‫هسته‌ی چرنوبوگ رو کاملا از کار خواهیم انداخت.

07:08.901 --> 07:09.781
‫وی سان!

07:09.781 --> 07:12.231
‫شما می‌خواین شخصا شروعش کنید؟!

07:12.231 --> 07:14.681
‫دیگه چاره‌ای جز این نیست.

07:14.681 --> 07:20.331
‫رابطه‌ی من و ویته آخرین سنگر هر دو کشور برای رسیدن به صلح بود.

07:20.691 --> 07:24.251
‫حالا که کمکی نکرده، خودم شخصا غائله رو فیصله میدم.

07:24.251 --> 07:25.591
‫صبر کنید، وی سان!

07:25.591 --> 07:28.071
‫نباید این جنگ رو از سمت خودتون شروع کنید!

07:28.071 --> 07:29.751
‫این دقیقا همون چیزیه که اورسوس می‌خواد.

07:30.271 --> 07:31.891
‫حقیقت هر چی که باشه،

07:31.891 --> 07:34.031
‫خشم کشور‌های همسایه رو برانگیخته می‌کنید،

07:34.031 --> 07:35.781
‫و منزوی خواهید شد.

07:35.801 --> 07:37.011
‫لطفا بازنگری کنید.

07:37.011 --> 07:40.061
‫به خوبی به شرایط واقفم، کلتسیت کون؛

07:40.061 --> 07:44.891
‫اما گزینه‌ی دوم برای ما بسیار زیان‌ بار‌تره.

07:46.151 --> 07:47.771
‫من میرم.

07:49.821 --> 07:52.611
‫من هر کاری بتونم انجام میدم.

07:53.111 --> 07:53.901
‫چن؟

07:53.901 --> 07:55.111
‫نتیجه‌ش همون میشه.

07:55.111 --> 07:57.981
‫تو از افراد لونگمنی.

07:57.981 --> 08:00.071
‫پس کافیه که خودمو از لونگمن جدا کنم، درسته؟

08:03.791 --> 08:08.411
‫اگه لونگمن به یک خائن نیاز داره، خودم انجامش میدم.

08:08.411 --> 08:10.541
‫چه حرف بیخودی می‌زنی؟

08:10.541 --> 08:11.591
‫دیگه خسته شدم.

08:12.071 --> 08:14.591
‫از همون لحظه‌ای که تو دستتو گذاشتی روی زاغه‌ها،

08:14.591 --> 08:17.531
‫من دیگه خودمو جزو این شهر حساب نکردم!

08:18.561 --> 08:22.611
‫تو بیش از حد داری از اهالی زاغه‌ها دفاع می‌کنی.

08:22.611 --> 08:25.821
‫چرا اون بلای وحشتناک رو سرشون آوردی؟ مگه اونا چیکار کرده بودن؟

08:25.821 --> 08:28.641
‫آره، درسته. اونا هیچ کاری نکردن.

08:28.641 --> 08:31.291
‫نه نفوذ ریونیون؛ نه محل مخفی شدنشون.

08:31.291 --> 08:34.631
‫اونا هیچ چیزی رو به ما اطلاع ندادن.

08:34.651 --> 08:36.681
‫شاید تهدید شده بودن!

08:36.681 --> 08:39.951
‫ما باید زودتر تو زاغه‌ها مستقر می‌شدیم و اوضاع رو کنترل می‌کردیم!

08:39.951 --> 08:43.191
‫خودشون بودن که مانع استقرار کمیته دفاع داخل زاغه‌ها شدن!

08:43.191 --> 08:48.091
‫نه تنها علیه کمیته دفاع متحد شدن، بلکه حتی رفتن در آغوش ریونیون.

08:48.091 --> 08:51.141
‫تا اون زمان من و لین گری هر کاری کردیم

08:51.141 --> 08:56.551
‫تا مجرمان رو از زاغه‌ها بیرون بکشیم و از زندگیشون محافظت کنیم.

08:57.671 --> 08:59.631
‫بهم بگو، چن.

08:59.631 --> 09:02.681
‫این من بودم که اونا رو پس زد؟

09:03.801 --> 09:06.061
‫تو چشمام نگاه کن و جواب بده!

09:05.361 --> 09:08.101
‫اونا مقصر این اوضاع نبودن!

09:08.101 --> 09:12.101
‫متاسفانه دیگه دلیلی برای اهمیت دادن به اون جماعت ندارم.

09:12.101 --> 09:13.631
‫برای همین رهاشون می‌کنی؟!

09:13.631 --> 09:15.981
‫نباید اجازه بدی ایده‌آل‌گرایی سد راهت بشه.

09:18.321 --> 09:22.571
‫چن، درسته که ما مرتکب اشتباهات بی‌شماری شدیم،

09:22.571 --> 09:27.591
‫اما الان این وظیفه رو تنها خودم قادر به انجامش هستم.

09:28.201 --> 09:29.211
‫برای همین، چن،

09:29.731 --> 09:32.771
‫تو هم فقط به وظیفه‌ای که باید انجام بدی عمل کن.

09:38.601 --> 09:41.221
‫مبتلایانی هستن که داخل لونگمن زندگی می‌کنن.

09:41.221 --> 09:43.891
‫داری میگی این موضوع از اصل اشتباهه،

09:43.891 --> 09:47.771
‫و این پاکسازی وظیفه‌ایه که فقط خودت می‌تونی انجام بدی؟

09:48.131 --> 09:51.231
‫پس می‌تونی از شر منم خلاص بشی.

09:51.831 --> 09:54.261
‫چون که منم مبتلا هستم.

09:55.951 --> 09:57.091
‫چن...

09:57.091 --> 10:01.351
‫کمیته دفاع مبتلایان رو پاکسازی می‌کنه با این که یکی از افراد خودشون مبتلاس؟

10:02.781 --> 10:04.241
‫طعنه آمیزه، مگه نه؟

10:05.071 --> 10:06.871
‫برای همه چی ازتون عذر می‌خوام.

10:06.871 --> 10:07.911
‫چن سان...

10:08.791 --> 10:13.501
‫اگه این شهر می‌خواد مبتلایان رو حذف کنه، پس باید با منم همینطور رفتار کنه.

10:13.831 --> 10:15.431
‫برای همین من میرم.

10:15.431 --> 10:16.371
‫ چون مبتلا هستم.

10:16.371 --> 10:18.301
‫کافیه.

10:16.371 --> 10:18.301
‫چون به لونگمن خیانت کردم.

10:18.811 --> 10:20.661
‫من تنها کسی هستم که می‌تونه انجامش بده.

10:27.431 --> 10:28.221
‫دستگیرش کنید!

10:33.501 --> 10:34.771
‫حدس می‌زدم.

10:34.771 --> 10:36.951
‫دیگه قرار نیست مخفیش کنید؟

10:38.351 --> 10:39.441
‫زن دایی فومیزوکی...

10:40.031 --> 10:45.261
‫ممنون از این که همیشه مراقبم بودین و منو مثل خانواده‌ی خودتون می‌دونستین.

10:45.261 --> 10:46.031
‫چن!

10:46.911 --> 10:48.421
‫اینو پس میدم!

10:50.241 --> 10:51.141
‫چن!

10:51.141 --> 10:52.161
‫چی شیائو!

10:52.161 --> 10:54.461
‫آسمون رو به لزره در بیار!

10:54.461 --> 10:56.171
‫این... شمشیر اژدها کشیه؟!

10:58.591 --> 11:01.301
‫باقی ماجرا رو بسپارید به من، جناب رئیس پلیس.

11:01.301 --> 11:02.971
‫فکر می‌کنی بهت اعتماد می‌کنم؟

11:03.261 --> 11:03.971
‫چی شیائو!

11:06.031 --> 11:08.871
‫این من بودم که راه و روش شمشیرزنی رو بهت یاد دادم.

11:08.871 --> 11:10.931
‫ترجیح میدم که با دستام ازش محرومت نکنم.

11:10.931 --> 11:13.751
‫من به همراه این چی شیائو

11:13.751 --> 11:16.751
‫چیزایی داریم که باید شکست بدیم و چیزایی که باید محافظت کنیم.

11:16.751 --> 11:20.071
،‫اگه اون واقعا قصد داره لونگمن رو نابود کنه

11:20.071 --> 11:21.941
‫من جلوشو می‌گیرم!

11:34.501 --> 11:35.791
‫هویی‌جیه!

11:50.051 --> 11:53.051
هویی‌جیه
‫طوفان چندین روزه که فروکش نکرده .‫ تمام وادی رو برف در بر گرفته .
بوته‌های تمشک هنوز جوانه نزدن . انگار بهار هیچوقت قرار نیست برسه
ما اینجا گرفتار شدیم ، گرسنگی می‌کشیم ، لباس نداریم ، و تک‌تک روز‌های ساکتی که
در انتظار آب شدن برف می‌گذرونیم داره ما رو دیوانه می‌کنه
می‌دونی ، یک چیزی هست که همیشه برام عجیب بوده
ما هیچوقت زندگی راحتی نداشتیم . هر زمانی که اوضاع بهبود پیدا
می‌کرد ، ‫به محض دخالت من به سرعت به گند کشیده می‌شد
شاید لونگمنی‌ها راست می‌گن . من مایه‌ی بدشانسی‌ام . بودن کنار من
‫هیچ عاقبت خوبی نداره .
‫منو به یاد جهنمی در زمان‌های دور می‌اندازه .
‫تو فکر بودم که چطور باید افکارم رو با تو در میون بذارم
تا بتونم کمی آرامش پیدا کنم

11:53.241 --> 11:55.671
‫حکم بازداشت فرمانده چن؟!

11:55.671 --> 11:57.651
‫این چیزی بود که به من گفتن؛

11:57.651 --> 12:00.471
‫اما فعلا هیچکس نتونسته فرمانده رو پیدا کنه.

12:00.921 --> 12:02.871
‫هوم، متوجه شدم.

12:02.871 --> 12:05.471
‫برگرد به پستت.

12:08.491 --> 12:12.521
‫یعنی این کار تقدیره؟

12:12.931 --> 12:15.541
‫باید گفت اونا جفتشون به هم رفتن.

12:15.891 --> 12:18.531
‫جون خودت رو دور نندازی.

12:21.301 --> 12:22.371
‫عالیجناب وی.

12:22.371 --> 12:27.121
‫ما بانو چن رو باز می‌گردونیم و سر تالولا رو از تنش جدا می‌کنیم.

12:27.121 --> 12:28.091
‫لطفا دستور بدین.

12:28.091 --> 12:29.901
‫خیر. برگرد.

12:29.901 --> 12:30.801
‫ولی عالیجناب-

12:30.801 --> 12:32.251
‫به این شکل صدام نکن.

12:33.291 --> 12:35.251
‫دیگه برگرد.

12:44.221 --> 12:45.011
‫ینوو.

12:45.671 --> 12:49.981
‫من می‌دونم که تو همه چی رو فدای این شهر کردی؛

12:49.981 --> 12:54.231
‫ولی این وضعیت چیزی که می‌خواستی نیست، درسته؟

12:54.611 --> 12:59.321
‫با تلنبار کردن رازها فقط به اون دختر آسیب می‌زنی.

12:59.321 --> 13:04.031
‫تنها چیزی که من به این شهر بخشیدم این وضعیت فلاکت بار بوده.

13:04.951 --> 13:08.211
‫این همون چیزیه که هویی‌جیه می‌خواد از ریشه اصلاحش کنه.

13:08.211 --> 13:13.291
‫می‌خواد شروع تازه‌ای رو رقم بزنه و شهر رو از سلطه‌ی من خارج کنه.

13:13.861 --> 13:18.551
‫من تنها بهش یاد دادم که برای این کار چه چیز‌هایی رو باید دور بندازه.

13:19.201 --> 13:20.601
‫با این حال...

13:20.601 --> 13:22.431
‫منظورم این نیست.

13:22.431 --> 13:26.681
‫تو واقعا دلت می‌خواد آخرین لحظاتت با اون دخترا به همین صورت باشه؟

13:27.121 --> 13:31.051
‫این که هم چن و هم تالولا رو از دست بدی برات قابل قبوله؟

13:31.051 --> 13:33.441
‫برای همینه که باید خودم این کار رو انجام بدم.

13:34.061 --> 13:37.441
‫نباید بذارم هویی‌جیه همون راه اشتباه رو طی کنه.

13:39.801 --> 13:41.111
‫دیگه خسته‌ام کردی.

13:41.701 --> 13:44.871
‫همش بلدی برای خودت بهونه بسازی.

13:44.871 --> 13:46.571
‫عزیزان رودس.

13:46.571 --> 13:49.951
‫می‌تونم ازتون خواهش کنم لونگمن و دخترانمون رو نجات بدین؟

13:50.451 --> 13:53.071
‫هر هزینه‌ای که داشته باشه پرداخت می‌کنم.

13:53.071 --> 13:54.781
‫دست نگه دار، فومیزوکی!

13:54.781 --> 13:57.131
‫من قصد ندارم به مبتلایان تکیه کنم!

13:57.131 --> 14:02.011
‫کی می‌تونه تضمین کنه که شما و تشکیلاتتون تبدیل به ریونیون بعدی نمی‌شین؟

14:02.511 --> 14:05.641
‫از دید من تنها تفاوت بین شما و ریونیون

14:05.641 --> 14:07.761
‫اینه که هنوز دشمنی خودتون رو اعلام نکردین!

14:07.761 --> 14:09.921
‫اینقدر خودتو سر سنگین نگیر!

14:09.921 --> 14:11.731
‫بس کن دیگه!

14:14.631 --> 14:17.161
‫می‌بخشید که آبرو ریزی شد.

14:17.161 --> 14:18.701
‫نـ- نخیر.

14:18.701 --> 14:20.111
‫ام، فومیزوکی سان.

14:21.031 --> 14:23.991
‫میشه سوالی بپرسم؟

14:23.991 --> 14:25.991
‫بله، بفرمایید.

14:26.291 --> 14:29.951
‫چن سان و تالولا چه رابطه‌ای با هم دارن؟

14:30.691 --> 14:33.051
‫خواهرن. از دو پدر متفاوت.

14:33.051 --> 14:34.041
‫فومیزوکی!

14:34.401 --> 14:37.111
‫خواهرزاده‌ی ینوو به حساب میان.

14:37.111 --> 14:42.281
‫زمانی که کوچیک بودن پدر و مادرشون رو از دست دادن و ما سرپرستیشون رو بر عهده گرفتیم.

14:42.281 --> 14:43.911
‫چرا تالولا...

14:44.751 --> 14:47.011
‫قبل از این که ینوو حاکم لونگمن بشه،

14:47.011 --> 14:51.971
‫دوک کوشچی از اورسوس برای تصاحب لونگمن نقشه کشیده بود.

14:52.951 --> 14:56.261
‫اون موقع، ینوو تونست اونو وادار به عقب نشینی کنه؛

14:56.261 --> 14:59.271
‫اما در نهایت دوک تالولای کم سن و سال رو به اسارت گرفت.

14:59.861 --> 15:03.821
‫لونگمن یا تالولا؛ ینوو بین این دو راهی گیر کرده بود.

15:04.871 --> 15:08.341
‫مطمئنم خودتون می‌دونید که چه انتخابی کرد.

15:09.651 --> 15:15.081
‫حالا این خود تالولا هست که به عنوان عروسک خیمه شب بازی اورسوس داره به سمت لونگمن میاد.

15:15.401 --> 15:16.521
‫اون دیگه...

15:16.521 --> 15:18.791
‫نه، لزوما اینطور نیست.

15:19.381 --> 15:21.201
‫گزارش‌هایی بوده از این که کنت کوشچی

15:21.201 --> 15:25.511
‫زمانی که زنده بود به همراه دختر خوانده‌اش در یک جشن خیریه حضور پیدا کرد.

15:25.821 --> 15:30.601
‫دوک کوشچی، به جز مواقع لازم، هیچوقت جایی حضور پیدا نمی‌کرد.

15:30.601 --> 15:35.291
‫این که بیاد در ملا عام و تالولا رو هم به عنوان دختر خوانده‌ی خودش نشون بده...

15:35.691 --> 15:37.141
‫وارثش.

15:37.471 --> 15:40.791
‫یکی از حدسیاتم تایید شدن.

15:40.791 --> 15:43.151
‫البته که نمی‌خواستم حقیقت داشته باشه.

15:43.151 --> 15:47.361
‫اگه طرف بحثمون وارث کنت کوشچی باشه، اوضاع تغییر می‌کنه.

15:47.761 --> 15:49.431
‫نه تنها لونگمن،

15:49.431 --> 15:52.761
‫بلکه از شما هم شناخت دقیقی باید داشته باشه.

15:53.081 --> 15:55.331
‫اینجا کمک گرفتن از دیگری لازمه.

15:55.871 --> 15:59.791
‫این مشکل ماست. این منم که باید برطرفش کنم.

16:00.281 --> 16:03.591
‫قصد دارین با مرگ خودتون همه چی رو خاتمه بدین؟

16:04.091 --> 16:06.881
‫با این کار گناهانم قابل جبران نیستن؛

16:07.301 --> 16:10.771
‫اما حداقل جلوی شکوفایی شهر گرفته نخواهد شد.

16:10.771 --> 16:12.881
‫اون وقت چی بر سر فومیزوکی سان میاد؟

16:12.881 --> 16:13.351
‫چی؟

16:13.351 --> 16:14.061
‫سنسی.

16:14.061 --> 16:18.311
‫بعد از مرگ شما، همسرتون تبدیل به شاهد با ارزشی میشن که از همه‌ی کارهاتون اطلاع دارن.

16:18.631 --> 16:22.821
‫تصورش سخت نیست که بقیه ممکنه دست به چه اقداماتی بزنن.

16:23.131 --> 16:25.341
‫این مثلا یه تهدیده؟

16:25.341 --> 16:28.191
‫اگه کار به اونجا بکشه منم برای مرگ آماده‌ام.

16:28.191 --> 16:29.161
‫نادون نباش!

16:29.441 --> 16:33.121
‫اگه برای تو اتفاقی بیفته، منم می‌خوام تو سرنوشتت شریک باشم.

16:33.121 --> 16:35.581
‫فـ- فومیزوکی...

16:37.241 --> 16:41.421
‫سفینه‌ی رودس تا الان باید از منطقه‌ی پهلو گیری لونگمن جدا شده باشه.

16:41.911 --> 16:44.191
‫تفاهمی که شما با رودس داشتین باطل میشه،

16:44.191 --> 16:48.301
‫و هر اقدامی که از این به بعد انجام می‌دیم ربطی به لونگمن نخواهد داشت.

16:49.281 --> 16:51.301
‫آمیا، درست میگم؟

16:52.761 --> 16:53.551
‫بله!

16:54.341 --> 16:59.641
‫وی سان، ما قصد نداریم در مسائل شخصی شما دخالتی داشته باشیم.

16:59.641 --> 17:04.861
‫ولی می‌خوایم با تمام توانمون از فاجعه‌ای که ممکنه رخ بده جلوگیری کنیم.

17:04.861 --> 17:06.361
‫چرا تا این حد به خودتون زحمت می‌دین؟

17:06.961 --> 17:10.611
‫چون به نظرمون لونگمن، خانوادتون و همینطور چن سان،

17:10.611 --> 17:15.371
‫به قدری ارزش دارن که ما این ماموریت رو قبول کنیم.

17:15.701 --> 17:16.951
‫آمیا سان...

17:16.951 --> 17:18.701
‫می‌تونم یه درخواست داشته باشم؟

17:19.141 --> 17:21.371
‫می‌خوام لونگمن به رودس تضمین بده

17:21.371 --> 17:24.401
‫که در آینده علیه ما از زور استفاده نخواهد کرد.

17:24.981 --> 17:28.451
‫ما هم برای این که به شما اعتماد کنیم نیاز به این تضمین داریم.

17:31.121 --> 17:32.591
‫بسیار خب.

17:33.001 --> 17:36.751
‫دخترانمون رو به شما سپردیم.

17:36.751 --> 17:37.601
‫بله.

17:38.801 --> 17:40.561
‫حتما اونا و با خودمون بر‌ می‌گردونیم.

17:41.071 --> 17:42.421
‫لطفا منتظر باشین.

17:52.521 --> 17:53.661
‫هوشیگوما؟

17:53.941 --> 17:55.521
‫چرا اینجایی؟

17:55.521 --> 17:57.421
‫زخمات بهترن؟

17:57.421 --> 18:01.411
‫بله. این خراش‌های سطحی چیز خاصی نیستن.

18:01.921 --> 18:03.021
‫که اینطور.

18:04.191 --> 18:06.591
‫چه موتور بی‌نظیری.

18:06.591 --> 18:09.491
‫آخرین مدل تولیدی ریم بیلیتونه؟

18:09.491 --> 18:12.681
‫منم دو دل بودم که بخرمش یا نه.

18:12.681 --> 18:14.641
‫شرمنده، من الان عجله دارم.

18:14.641 --> 18:17.011
‫حکم بازداشتتون صادر شده.

18:19.331 --> 18:22.521
‫فقط همین مسیره که میشه ازش بدون دیده شدن خارج شد.

18:25.691 --> 18:27.981
‫پس تو هم می‌خوای جلوی منو بگیری؟

18:27.981 --> 18:30.001
‫معلومه.

18:30.001 --> 18:33.821
‫نمی‌تونم اجازه بدم که بیشتر از این خودتون رو با قهرمان بازی به خطر بندازین.

18:33.821 --> 18:36.161
‫اگه دوست منی ساکت بمون و از سر راه برو کنار.

18:36.161 --> 18:37.341
‫هوشیگوما!

18:38.301 --> 18:42.581
‫پس اجازه بدین مثل قدیما رک باشم.

18:42.741 --> 18:43.621
‫چی؟

18:49.251 --> 18:51.631
‫خودبینی رو بذار کنار!

18:51.631 --> 18:53.981
‫فکر می‌کنی که می‌تونی ماجرا رو حل کنی؟!

18:53.981 --> 18:57.011
‫تک و تنها می‌خوای کل ریونیون رو نابود کنی؟!

18:57.011 --> 19:01.311
‫هیچ احدی نمی‌خواد ببینه که این شکلی خودتو به دام مرگ می‌فرستی!

19:01.311 --> 19:03.521
‫لونگمن بهت نیاز داره!

19:03.521 --> 19:06.231
‫همین لونگمنی که داره به سوی نوسازی پیش میره!

19:06.231 --> 19:10.151
‫برو کنار، هوشیگوما! برای نجات لونگمن راه دیگه‌ای نیست!

19:10.151 --> 19:12.311
‫این کاری نیست که باید انجام بدی!

19:12.311 --> 19:15.031
‫هیچ کس نمی‌خواد که خودتو تو خطر بندازی!

19:17.361 --> 19:20.741
‫من برای رفتن از اینجا دلیل دیگه‌ای هم دارم.

19:21.871 --> 19:23.671
‫من مبتلا هستم.

19:24.471 --> 19:25.521
‫ها؟

19:25.521 --> 19:27.251
‫تو ماموریت سه سال پیش.

19:27.941 --> 19:30.541
‫ناین هم تو اون ماموریت مبتلا شد.

19:31.361 --> 19:34.511
‫چرا... درباره اینم چیزی نگفتی؟

19:34.511 --> 19:36.791
‫وی بهم دستور داده بود.

19:36.791 --> 19:42.141
‫منم اون زمان برای موندن تو کمیته امنیت، تصمیم گرفتم که مخفیش کنم.

19:42.641 --> 19:46.431
‫اما حقیقت پشت این شهر رو با چشمای خودم دیدم.

19:46.431 --> 19:50.021
‫ناین هم حقیقت رو با چشمای خودش دید و شهر رو ترک کرد.

19:50.471 --> 19:53.661
‫این که مبتلایان هیچ جایی تو این شهر ندارن.

19:53.661 --> 19:57.261
‫برای من مهم نیست که تو مبتلایی.

19:57.261 --> 20:02.581
‫بانو سوایر، ناین و افراد کمیته... مطمئنم که همه همین حس رو دارن.

20:03.301 --> 20:07.331
‫هیچ دلیلی نداره بار گناهی رو به دوش بکشی که مرتکب نشدی!

20:09.171 --> 20:12.881
‫با این وجود، من چاره‌ای جز رفتن ندارم.

20:12.881 --> 20:15.461
‫تالولا، خواهر منه.

20:18.921 --> 20:22.561
‫که اینطور... پس ماجرا از این قراره.

20:23.271 --> 20:26.141
‫الان دیگه برای این که جلوت رو بگیرم

20:26.141 --> 20:30.371
‫راه دیگه‌ای جز کتک زدنت نمونده!

21:01.081 --> 21:03.371
‫عوضی!

21:20.051 --> 21:25.951
‫اگه حاکم شهر شروره، کافیه با هم بریم حسابش رو برسیم.

21:26.331 --> 21:28.521
‫اگه کاری هست که می‌خوای انجام بدی،

21:28.521 --> 21:30.791
‫هر چی که باشه، باهات همراهی می‌کنم!

21:30.791 --> 21:31.371
‫برای همین...

21:34.591 --> 21:36.501
‫نرو، چن.

21:40.621 --> 21:43.051
‫ممنون، هوشیگوما.

21:50.831 --> 21:53.271
‫عجب بانوی بی‌منطقی هستی.

21:54.021 --> 21:59.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:59.051 --> 22:07.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:10.221 --> 22:12.911
‫تو از اولش متعلق به این شهر بودی!

22:13.961 --> 22:15.691
‫ولی من نه.

22:16.341 --> 22:17.721
‫نبودم.

22:18.421 --> 22:23.471
‫من دیگه نمی‌تونم این شهر رو تا ابد ببخشم.

22:23.471 --> 22:26.281
‫کل این مدت رو از گذشته‌ی خودم فرار کردم.

22:26.281 --> 22:28.811
‫من دیگه نمی‌خوام فرار کنم!

22:28.811 --> 22:29.971
‫هوشیگوما!

22:41.261 --> 22:42.281
‫برو...

22:42.931 --> 22:45.431
‫تا تصمیمم عوض نشده.

22:53.711 --> 22:59.341
‫اگه یه وقت تو زاغه‌ها دیدی که دخترک مبتلایی می‌خواد بهت عروسک خرسی بده، ازش قبول کن.

23:00.251 --> 23:02.231
‫میشا ازش مراقبت می‌کرد.

23:02.811 --> 23:04.021
‫فهمیدم.

23:04.021 --> 23:06.901
‫شرمنده، یکی طلبت.

23:06.901 --> 23:08.391
‫این حرفا بهت نمیان.

23:08.961 --> 23:11.741
‫دیگه برو. پشت سرتم نگاه نکن.

23:11.741 --> 23:13.351
‫مراقب خودت باش.

23:19.161 --> 23:21.631
‫نمی‌تونی این شهر رو ببخشی؟

23:23.021 --> 23:27.491
‫اصلا کسی هم هست که این شهر رو به اندازه‌ی تو دوست داشته باشه؟

23:28.381 --> 23:30.491
‫یک‌دنده‌ی مهربون.

23:31.361 --> 23:32.831
‫دروغگوی لعنتی.

23:37.001 --> 23:40.001
جدایی
