WEBVTT

00:01.153 --> 00:03.363
تابستان اولین حضورم در ردموند

00:03.363 --> 00:06.503
بعد از دریافت نامه هایی پدر و مادرم
در گذشته نوشته بودن

00:06.503 --> 00:10.003
با قلبی سرشار از عشق و
امید به اَوُنلی برگشتم

00:10.243 --> 00:15.653
داشتم به این فکر میکردم که یعنی میشه یه
داستان کوتاه بنویسم که قابلیت چاپ داشته باشه؟

00:15.653 --> 00:16.963
البته که میتونی

00:16.963 --> 00:21.013
قبلنا در باشگاه داستان نویسیمون
داستانهای هیجان انگیزی مینوشتی

00:21.293 --> 00:24.833
زمستان گذشته یکی از دخترای
سال پایینی یه داستانی نوشت

00:24.833 --> 00:27.453
و داستانش در مجله ی بانوان کانادایی منتشر شد

00:27.453 --> 00:30.783
فکر کنم بتونم حداقل
یکی به خوبی اون بنویسم

00:31.143 --> 00:33.653
من اشتراک اون مجله رو دارم

00:33.653 --> 00:37.153
شاید اول کاری یکی بزرگترین مجلات رو امتحان کنم

00:37.153 --> 00:40.573
همش بستگی به نوع
داستانی که مینویسم داره

00:42.163 --> 00:45.173
آقای اسلون پیر کجاست؟

00:45.633 --> 00:48.753
منم آقای کاتن رو نمیبینم

00:48.753 --> 00:50.673
خب‏،‏ در این مورد

00:50.923 --> 00:53.183
منظورت این نیست که‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اونا از دنیا رفتن؟

00:53.623 --> 00:57.163
اسلون پیر سبیل هاشو مرتب
و تمیز کوتاه کرده بود

00:57.163 --> 01:00.233
اولش فکر کردم نکنه کسی دیگه تو تابوته

01:00.233 --> 01:04.863
میگم‏،‏ مثلاً چرا برای بزرگترا اشکال نداره زیاد
حرف بزنن ولی اگه بچه ها اینکارو کنن اشتباهه؟

01:04.863 --> 01:06.183
خیلی دوست دارم بدونم

01:06.183 --> 01:10.073
خب‏،‏ فکر نمیکنم سن و سال
به این قضیه ربطی داشته باشه

01:10.073 --> 01:12.453
اوه‏،‏ عروس داره میاد

01:14.463 --> 01:16.193
بیلی اندروز

01:16.193 --> 01:19.463
ترسویی که خواهرش رو مجبور
کرد تا براش خواستگاری کنه

01:19.813 --> 01:22.953
خوشحالم که میبینم نیمه ی
گمشده شو پیدا کرد

01:23.373 --> 01:26.833
آن‏،‏ اون همون کشیشیه که خوک سواری کرد

01:33.173 --> 01:34.493
اون‏.‏‏.‏‏.‏

01:37.313 --> 01:38.293
روبی

01:44.563 --> 01:46.903
روبی آسیب دیده؟

01:46.903 --> 01:49.733
اون اونقدر زنده نمیمونه که پاییز رو ببینه

01:49.733 --> 01:52.313
همه اینو میدونن جز خودش و خانواده ش

01:53.233 --> 01:55.073
و اون خیلی جوونه

01:55.273 --> 01:59.563
به دایانا گفته بود که وقتی برگشتی
خیلی دلش میخواد که باهات حرف بزنه

02:02.113 --> 02:04.373
باورم نمیشه

02:04.613 --> 02:06.913
روبی درخشان‏!‏

02:06.913 --> 02:10.893
چطور ممکنه که شعله های
زندگیش رو به خاموشی باشه

02:12.053 --> 03:20.053
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:42.093 --> 03:47.013
قسمت ۱۹

03:42.093 --> 03:47.013
از اینجا به بعد تا بهشت رو پیاده میرم

03:47.313 --> 03:49.533
خیلی دوست داشتم که ببینمت‏،‏ آن

03:49.533 --> 03:51.533
منم همینطور روبی

03:51.843 --> 03:54.833
فردا اینجا یه مهمونی کوچیک داریم

03:54.833 --> 03:56.713
ازت میخوام که بیای آن

03:56.713 --> 03:58.653
باید درمورد ردموند بهم بگی

03:58.923 --> 04:01.153
حتماً‏،‏ البته که میام

04:02.443 --> 04:03.543
حتماً باید بیای‏!‏

04:03.543 --> 04:04.913
باشه

04:05.803 --> 04:08.663
از خیلی وقته که روبی
میخواد ببینتت

04:09.003 --> 04:12.563
اصلاً نمیتونستم تنهایی برم ببینمش

04:20.883 --> 04:23.443
روزگار تلخی در انتظارشونه

04:23.443 --> 04:25.793
جز تماشا کردن کاری ازمون برنمیاد

04:30.193 --> 04:31.473
ببین

04:31.473 --> 04:34.193
انگار یه جزیره روی دریای طلایی شناوره

04:34.913 --> 04:39.223
خیلی خوب میشد که زیر نور ماه بریم اونجا

04:39.643 --> 04:44.233
به نظرت میتونیم تمام
گذشتمونو اونجا پیدا کنیم؟

04:44.593 --> 04:48.003
آن‏،‏ یه جوری میگی که حس میکنم که دوتا
پیرزنیم که کلی خاطره از گدشته دارن

04:52.693 --> 04:55.273
داستانت درمورد چیه؟

04:55.273 --> 04:57.763
هنوز نمیدونم

04:57.763 --> 05:00.373
تنها چیزی که فعلاً تونستم
بنویسم‏،‏ اسم شخصیت اصلی داستانمه

05:00.653 --> 05:02.383
که اسمش هست آوریل لستر

05:02.383 --> 05:03.583
آوریل؟

05:03.583 --> 05:06.533
دوست دارم آخر داستان رو بد تموم کنم
چون اینجوری رمانتیک تره

05:06.533 --> 05:09.503
ولی میدونم که ویراستارا در برابر
پایان های غم انگیز گارد دارن

05:10.123 --> 05:13.703
‏"‏ هیچکسی جز یه نابغه نباید سعی
کنه که پایان ناخوشایندی بنویسه ‏"‏

05:14.453 --> 05:17.363
و من چیزی نیستم جز یه نابغه

05:17.363 --> 05:19.423
من پایان خوش رو بیشتر دوست دارم

05:19.423 --> 05:23.243
ولی دوست داری که سر داستانا گریه کنی

05:23.243 --> 05:25.113
آره ولی در بین داستان

05:25.113 --> 05:30.623
ولی درهر صورت دوست دارم
که همه چیز سر جای خودش باشه

05:37.223 --> 05:39.613
هیچکسی رو اینجا نمیشناسم

05:39.613 --> 05:41.323
روبی کجاست؟

05:41.323 --> 05:42.463
من اینجام

05:43.773 --> 05:45.803
اوه دایانا تو هم اومدی

05:47.623 --> 05:48.913
تو برو

05:48.913 --> 05:50.233
میخوای چیکار کنی؟

05:50.233 --> 05:51.843
میرم تا یه چیزی برای نوشیدن بیارم

05:53.533 --> 05:57.003
همین پاییز قراره برم در وایت سندز تدریس کنم

05:57.003 --> 05:58.843
خیلی کارا هست که باید انجام بدم

05:59.133 --> 06:02.473
هنوز یه ابریشم آبی مونده تا تزئینش کنم

06:03.183 --> 06:04.733
نظرت درمورد کلاهم چیه؟

06:04.733 --> 06:05.983
قشنگ نیست؟

06:06.433 --> 06:07.983
خیلی بهت میاد

06:09.093 --> 06:11.413
خیلی خوشحالم که امروز اومدی

06:11.413 --> 06:14.613
عصرهای سه شنبه و چهارشنبه نیستم

06:14.993 --> 06:19.243
یه کنسرت در کارمودی هست و
یه جشن در وایت سندز

06:19.243 --> 06:21.493
هرب اسپنسر قراره که منو ببره

06:21.793 --> 06:22.873
هرب؟

06:23.253 --> 06:27.413
فکر کردی که من با مدیر
مدرسه ی اسپنسرویل نامزد کردم؟

06:27.413 --> 06:29.253
اون فقط یه شایعه بود

06:29.253 --> 06:32.093
منم پسرای طبقه ی پایینی رو
یه اپسیلون هم به یه ورم نمیگیرم

06:32.093 --> 06:34.463
خیلی خودشونو بالا بالا میگیرن

06:34.463 --> 06:37.013
هرب واقعاً مرد خوبیه

06:37.213 --> 06:38.643
که اینطور

06:38.643 --> 06:43.263
راستی روبی‏،‏ شنیدم که
اخیراً حالت خوب نبوده

06:44.073 --> 06:46.773
نه خیلی هم خوبم

06:47.063 --> 06:51.113
زمستان سختی که گذشت باعث
شد که حالم بد بشه

06:51.113 --> 06:52.793
ولی رنگ و رومو ببینین

06:52.793 --> 06:56.183
که اینطور خیلی خوبه

06:56.853 --> 06:59.423
حالا دیگه بهتره که برم

06:59.423 --> 07:00.793
چی؟ به همین زودی؟

07:01.693 --> 07:03.173
برای امروز ممنونم

07:03.173 --> 07:05.543
میخواستم مکالمه ی خوبی باهم داشته باشیم

07:06.303 --> 07:09.293
من و تو همیشه رفیق های
خوبی برای هم بودیم‏،‏ نه؟

07:09.293 --> 07:11.043
آره

07:11.043 --> 07:12.883
دفعه ی بعدی دوباره بیا

07:13.483 --> 07:15.133
کی میتونم منتظرت باشم؟

07:16.143 --> 07:17.453
آن‏!‏

07:17.453 --> 07:19.473
آن‏،‏ وایسا‏!‏

07:20.013 --> 07:21.473
آن

07:22.113 --> 07:25.773
دستای روبی اینقدر لاغر شده بود که من

07:25.773 --> 07:28.063
حس کردم اصلاً نمیتونم نفس بکشم

07:28.533 --> 07:29.753
آن‏.‏‏.‏‏.‏

07:31.043 --> 07:33.083
چیکار باید کنم دایانا؟

07:42.203 --> 07:44.993
تو این ساعت اینجا چیکار میکنین؟

07:44.993 --> 07:47.693
آقای هریسون‏،‏ خیلی وقته که ندیدمتون

07:47.693 --> 07:49.023
برای تابستون برگشتی خونه؟

07:49.023 --> 07:53.103
بله‏،‏ خانم لیند قراره فردا
پای درست کنن براتون میارم

07:53.103 --> 07:56.483
هیچ پایی منو متقاعد نمیکنه
که به کلیسا کمک کنم

07:56.703 --> 07:58.163
خدای من

07:58.963 --> 08:01.613
به انجمن کمک نمیکنه به کلیسا هم نمیاد

08:01.933 --> 08:06.353
آن‏،‏ کی وقت کردی با همچین آدم
عجیب و غریبی دوست بشی؟

08:06.353 --> 08:10.003
خب من اینکارو میکنم ولی جیبم
به دخل و خرجم نمیخوره

08:10.003 --> 08:12.303
موقرمز زشت‏!‏ موقرمز زشت‏!‏

08:12.303 --> 08:12.913
ب‏-‏ببند دیگه‏!‏

08:14.363 --> 08:19.753
میدونم که اونموقع عصبانی شدم ولی
ببین رنگ آمیزی سالن چه نتیجه ای داشته

08:21.983 --> 08:25.623
به این فکر میکنم که شاید
آقای هریسون حقش باشه

08:25.903 --> 08:28.243
اون فقط یه تصادف بود

08:28.243 --> 08:29.133
آره

08:29.133 --> 08:32.083
ولی اون دروغ نمیگه و چاپلوسی نمیکنه

08:32.083 --> 08:36.043
بخاطر همین‏،‏ وقتی که داستانمو تموم کردم
میخوام تو و آقای هریسون اونو بخونین

08:36.633 --> 08:40.323
آخه آقای هریسون مگه از داستان سر درمیاره؟

08:42.963 --> 08:44.773
روبی چطور بود؟

08:45.133 --> 08:47.713
میترسیدم حالش بد باشه ولی خیلی خوب بود

08:47.713 --> 08:49.993
به همین زودی تموم شد؟

08:49.993 --> 08:53.793
آره‏،‏ بچه های کالج کارهای زیادی
برای انجام دادن دارن

08:53.793 --> 08:57.213
برات بعداً چای و کوکی میارم

08:57.213 --> 08:58.273
ممنون

08:58.553 --> 09:03.903
خانم لیند شاید یکم رئیس بازی دربیاره
ولی درمورد کوکی هاش خسیس نیست

09:04.173 --> 09:05.903
صداتو میشنوما

09:14.403 --> 09:16.173
کی میتونم منتظرت باشم؟

09:17.673 --> 09:20.173
من پایان های خوش رو بیشتر دوست دارم

09:20.743 --> 09:22.503
آوریل لستر

09:23.173 --> 09:25.883
بزار داستانتو بنویسم

09:27.783 --> 09:30.953
تصمیمو گرفتم که یه داستان بنویسم

09:30.953 --> 09:34.683
هرچند براش برنامه ای نداشتم ولی
فکر کردن به نوشتنش کل تابستونمو ساخت

09:43.803 --> 09:49.833
تقریباً هر روز به روبی سر میزنم
و عصر ها رو باهاش میگذرونم

09:50.163 --> 09:56.723
پدرم این نظر رو داره که تا
سال جدید تدریس نکنم

09:56.723 --> 09:58.473
منم باهاش موافقم

09:58.753 --> 09:59.723
جدی؟

09:59.723 --> 10:02.393
من لباس جدیدمو تو یه مهمونی
یا هرجای دیگه میپوشم

10:02.673 --> 10:08.633
پسرا قراره کلی مسخره بازی دربیارن
و از همین الانم حسابی به هرب حسادت میکنن

10:14.813 --> 10:20.613
وقتی از خونه ی روبی برگشتم
خودمو توی دنیای داستانا غرق کردم

10:20.933 --> 10:23.613
آوریل از یه خانواده ی اشرافیه
که تو دوران سختی گرفتار شده

10:23.613 --> 10:28.243
شخصیت اصلی داستان پرسیوال‏،‏ وارث
یه امپراتوری تجاری تازه تاسیسه

10:28.513 --> 10:32.873
و موریس که از هر فرصتی که گیر
میاره آوریل رو اذیتش میکنه

10:32.873 --> 10:36.253
یه نوکیسه س که از بی ثباتی سیاسی اذیته

10:38.013 --> 10:44.143
در کریسمس‏،‏ فکر میکردم که مدیر
مدرسه ی اسپنسرویل مرد مورد نظرمه

10:44.643 --> 10:46.353
ولی اشتباه میکردم

10:46.353 --> 10:49.873
__وقتی جواب رد بهش دادم یهو قاطی ک

10:50.773 --> 10:51.643
روبی؟‏!‏

10:51.643 --> 10:52.903
میرم یکم آب بیارم

10:52.123 --> 10:53.733
نرو‏!‏

10:53.733 --> 10:56.963
خوبم‏،‏ همینجا بمون

10:56.963 --> 10:58.483
چند لحظه بعد حالم خوب میشه

10:59.543 --> 11:02.493
روبی خیلی وقت نداره

11:02.803 --> 11:05.463
ما باید درمورد چیزای مهمتری صحبت کنیم

11:06.043 --> 11:09.683
معنای زندگی‏.‏‏.‏‏.‏ اهدافش و کلماتی
که باید با اونها بیاد بیاریمش

11:09.683 --> 11:12.253
ولی این روبی فوق العاده س

11:12.543 --> 11:15.753
اون هیچوقت به جز پسرا
درمورد چیز دیگه ای حرف نمیزنه

11:16.063 --> 11:20.023
تا وقتی که داره به خوشگلیهاش
مینازه‏،‏ دیگه جایی برای ترس نیست

11:23.013 --> 11:26.823
هرب اسپنسر تنها کسیه که دوستش دارم

11:28.053 --> 11:31.373
به این نتیجه رسیدم که
ما برای هم ساخته شدیم

11:31.373 --> 11:33.763
باهاش نامزد کردم

11:34.053 --> 11:36.333
سال جدید باهم ازدواج میکنیم

11:37.203 --> 11:38.593
حتماً باید به عروسیمون بیای

11:38.593 --> 11:39.903
ا‏-‏البته

11:39.903 --> 11:41.583
خیلی کارا برای انجام دادن دارم

11:44.233 --> 11:45.203
ببین‏،‏ آن

11:45.203 --> 11:47.363
اونا اصلاً داخل حیاط نمیان

11:50.453 --> 11:51.853
به نظرت‏،‏ اونا برادرن؟

11:54.423 --> 11:55.543
یا شاید‏.‏‏.‏‏.‏

12:06.723 --> 12:07.973
آن

12:08.803 --> 12:10.583
اصلاً وقت کردی بخوابی؟

12:10.583 --> 12:11.473
آره

12:11.473 --> 12:15.363
هرموقع میری دیدن روبی
خسته برمیگردی

12:16.013 --> 12:18.223
نمیدونم چرا تمومش نمیکنی

12:18.223 --> 12:22.333
حس میکنم با یه دشمن فرضی
دست و پنجه نرم میکنه

12:22.733 --> 12:25.963
و سعی میکنه با همچین بدن
ضعیفی اونو از خودش دور کنه

12:25.963 --> 12:28.253
من فقط میتونم نگاش کنم

12:28.253 --> 12:31.143
ولی با اینحال‏،‏ یکی باید اینکارو کنه

12:41.063 --> 12:44.763
خیلی قشنگه که آخرش چطوری
آوریل و پرسیوال باهم ازدواج میکنن

12:44.763 --> 12:46.073
جدی میگی؟

12:46.073 --> 12:46.883
فقط‏.‏‏.‏‏.‏

12:46.883 --> 12:48.263
ف‏-‏فقط چی؟

12:48.263 --> 12:51.353
چرا موریس رو کشتی؟

12:51.353 --> 12:53.213
اون یه شرور بود

12:53.213 --> 12:56.703
اگه اونو زنده نگه میداشتم به
آزار و اذیت پرسیوال ادامه میداد

12:56.703 --> 12:58.263
ولی این همون چیزیه درموردش دوست دارم

12:58.733 --> 13:03.033
خب‏،‏ درهرصورت این یه
داستان جذاب و زیبا بود‏،‏ آن

13:03.033 --> 13:05.413
و مطمئنم که تو رو مشهور میکنه

13:06.473 --> 13:08.613
یکم شکلش تغییر کرده

13:08.973 --> 13:14.663
همونطور که گفتی انجام دادم چیزایی
که مرتبط به داستان نبود رو حذفشون کردم

13:14.663 --> 13:16.213
هنوزم‏.‏‏.‏‏.‏

13:16.213 --> 13:17.623
هنوز چی؟

13:17.843 --> 13:20.623
نمیدونم چرا موریس اونو پیدا نکرد

13:20.913 --> 13:26.893
موریس یه شرور بود‏،‏ نمیدونم چرا
همه اونو بیشتر از پرسیوال دوست دارن

13:26.893 --> 13:30.653
پرسیوال خیلی خوبه‏،‏ حالمو بد میکنه

13:31.453 --> 13:35.643
ببین‏،‏ داستانا همگی ساختگی هستن

13:35.643 --> 13:40.893
بخاطر همین باید کاری کنی که خواننده هات
باور کنن این اتفاقات واقعاً میتونن رخ بدن

13:41.433 --> 13:44.893
ولی شخصت هایی که نوشتی
مثل آدمای واقعی نیستن

13:45.983 --> 13:46.903
چیکار میخوای کنی؟

13:47.253 --> 13:49.913
همونجوری که آقای هریسون
گفت میخوای درستش کنی؟

13:51.513 --> 13:54.253
البته که نه‏،‏ این داستان توئه آن

13:54.253 --> 13:55.923
ولی میدونم که این یه موفقیت بزرگه

13:56.253 --> 14:03.053
من ‏"‏ گناه آوریل ‏"‏ رو برای بزرگترین
مجله ی ‏"‏ یانکی ‏"‏ فرستادم

14:03.453 --> 14:05.543
ولی دو هفته بعد‏.‏‏.‏‏.‏

14:05.803 --> 14:09.303
در هر صورت من هیچوقت
به اون مجله اهمیت نمیدم

14:09.593 --> 14:13.183
ناامید نشو آن‏،‏ اونو برای
مجله ی بانوان کانادایی بفرس

14:13.423 --> 14:18.433
یادت هست که داستان های
خانم مورگان چطوری جون گرفتن

14:18.923 --> 14:21.193
اونا نمیتونستن همشونو بخونن

14:21.623 --> 14:24.833
ببین اگه من دوباره مجله ی
بانوان کانادایی رو میخونم یا نه

14:24.833 --> 14:27.903
بهرحال این یه ایده ی احمقانه بود

14:27.903 --> 14:31.563
بعد از فارق التحصیلی از
ردموند انرژیمو روی تدریس میزارم

14:31.973 --> 14:35.583
این پایان جاه طلبی های ادبی منه

14:36.053 --> 14:42.083
آن‏،‏ میشه یه قسمت از ‏"‏ گناه آوریل ‏"‏
رو برام رونوشت کنی؟

14:42.413 --> 14:45.783
حتماً، چرا که نه

14:52.163 --> 14:54.613
آن‏،‏ کمکم میکنی؟

14:55.103 --> 14:59.223
میخوام برای جشن بعدیم
دعوت نامه بفرستم

14:59.223 --> 15:03.093
ولی اونا درست داخل پاکت قرار نمیگیرن

15:06.443 --> 15:08.563
بهتره استراحت کنی

15:08.823 --> 15:09.773
زودباش

15:10.763 --> 15:14.193
باهات نمیام

15:14.673 --> 15:15.713
روبی؟

15:16.663 --> 15:18.053
برو

15:19.303 --> 15:20.903
تنهام بزار

15:21.883 --> 15:23.143
تنهام بزار‏!‏

15:25.773 --> 15:26.683
روبی؟

15:27.053 --> 15:29.353
روبی‏!‏ روبی‏!‏

15:29.353 --> 15:33.663
متاسفم تب باعث شده اون از حال بره

15:31.593 --> 15:34.093
دخترم حالش خوبه هیچ مشکلی نداره

15:38.093 --> 15:39.103
آن‏!‏

15:41.963 --> 15:44.483
قول بده که دوباره نمیری

15:44.483 --> 15:50.933
چی میشه اگه تو هم مثل این روبی
بیچاره سِل بگیری وضعت مثل اون بشه؟

15:50.933 --> 15:52.233
اصلاً نمیتونم بهش فکر کنم‏!‏

15:52.733 --> 15:54.673
ماریلا‏،‏ نیازی نیست نگران باشی

15:55.203 --> 15:59.663
دیگه قرار نیست روبی رو ببینم

16:36.753 --> 16:38.793
سلام‏،‏ آقای هریسون

16:41.583 --> 16:42.803
جدی؟

16:43.063 --> 16:45.753
من کاملاً تسلیم شدم

16:45.753 --> 16:48.303
حس تازگی دارم

16:48.303 --> 16:52.763
فکرشو بکنین که نوشتن داستان
چه بار سنگینی روی دوشم داشت

16:52.763 --> 16:55.673
تسلیم نشو

16:57.293 --> 17:01.463
آن‏،‏ هر از گاهی داستان بنویس

17:02.123 --> 17:03.523
فکر نکنم بتونم

17:03.523 --> 17:05.473
ببخشید

17:06.353 --> 17:09.053
چطور میتونه اینو بگه درحالی
اینقدر سختگیرانه برخورد کرده

17:09.293 --> 17:13.083
دیگه بسه‏،‏ به اندازه ی کافی زجر کشیدم

17:15.103 --> 17:17.073
‏"‏ زجر؟ ‏"‏

17:22.763 --> 17:24.533
چه معنی میده؟

17:25.053 --> 17:26.043
روبی‏.‏‏.‏‏.‏

17:26.873 --> 17:28.123
روبی‏.‏‏.‏‏.‏

17:44.363 --> 17:46.743
روبی‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏

17:46.743 --> 17:47.793
ببین

17:50.433 --> 17:52.043
چه شبیه روح شده

17:54.373 --> 17:57.323
دیگه چیزی نمونده تا اونجا دراز بکشم

17:57.903 --> 17:59.733
روبی؟ چی داری میگی؟

17:59.733 --> 18:01.433
توهم میدونی‏،‏ نه؟

18:02.553 --> 18:05.573
میدونم_ تمام تابستان اینو میدونستم

18:05.573 --> 18:07.913
هرچند تسلیم نمیشدم

18:08.813 --> 18:11.123
من فقط‏.‏‏.‏‏.‏ میترسیدم

18:11.583 --> 18:14.593
من نمیترسم‏،‏ چون قراره برم بهشت

18:14.953 --> 18:20.783
بهشت باید خیلی زیبا باشه
البته انجیل اینطوری میگه

18:20.783 --> 18:25.603
ولی این چیزی نیست که بهش عادت کردم

18:25.603 --> 18:29.593
و باید به تنهایی‏.‏‏.‏‏.‏ برم اونجا

18:30.603 --> 18:33.603
اوه‏،لطفاً‏،‏ بهم بده‏.‏‏.‏‏.‏

18:33.603 --> 18:37.603
کلماتی رو بهم بده تا به
روبی کمک کنم‏،‏ حتی شده یه ذره

18:37.923 --> 18:44.403
بزرگترها و باخرد های اَوُنلی و
پرنس ادواردز در بهشت هستن

18:45.613 --> 18:51.383
به نظرم‏.‏‏.‏‏.‏ زندگی در بهشت
نباید تفاوتی با اینجا باشه

18:52.003 --> 18:55.453
به نظرم ما به زندگی ادامه میدیم درست
مثل الان که اینجا زندگی میکنیم

18:56.183 --> 18:58.843
و خودمون همونطور که الان هستیم خواهیم بود

19:00.113 --> 19:07.263
فقط خوب بودن و پیروی از
والاترین چیزا آسونه

19:07.263 --> 19:09.903
نترس روبی

19:09.903 --> 19:10.933
نمیتونم کاری کنم

19:11.683 --> 19:13.943
نمیتونم

19:14.233 --> 19:22.333
حتی اگه چیزایی که درمورد  بهشت گفتی درست
باشه من اونجا نبودم و اونجا زندگی نکردم

19:22.333 --> 19:26.373
این شاید فقط تصورات خودت باشه

19:27.193 --> 19:31.383
مثل قبل نمیشه‏!‏ امکان نداره‏!‏

19:34.413 --> 19:37.723
میخوام زندگی کنم

19:38.023 --> 19:40.383
میخوام مثل بقیه ی دخترا زندگی کنم

19:40.383 --> 19:43.623
ازدواج کنم و بچه دار بشم

19:45.483 --> 19:47.733
و بیچاره هرب

19:47.733 --> 19:50.713
اون دوستم داره

19:50.713 --> 19:54.973
و منم‏.‏‏.‏‏.‏ دوستش دارم

20:11.303 --> 20:14.243
خیلی خوشحالم که اینو بهت گفتم‏،‏ آن

20:14.823 --> 20:17.743
کل تابستون رو میخواستم اینو بگم

20:18.673 --> 20:20.533
ولی نمیتونستم

20:20.533 --> 20:24.343
انگاری اگه میگفتم دارم میمیرم
بیشتر واقعی تر جلوه میکرد

20:27.063 --> 20:28.323
سعیمو میکنم

20:29.073 --> 20:33.213
به چیزایی که گفتی فکر میکنم
و سعی میکنم باورشون کنم

20:33.213 --> 20:35.783
خوبه‏،‏ میدونم که میتونی

20:36.063 --> 20:39.103
ممنونم‏،‏ بخاطر تموم کارایی که برام کردی

20:40.013 --> 20:44.293
من همیشه تو رو بیشتر از
بقیه ی دوستام دوستت داشتم

20:45.183 --> 20:46.453
دوباره زودی میای؟

20:47.453 --> 20:50.293
آ‏-‏آره خیلی زود

20:50.293 --> 20:51.663
قول میدم

20:54.453 --> 20:55.783
مشکلی نیست

20:56.403 --> 21:00.243
حالا دیگه هیچی اونقدر وحشتناک به نظر نمیاد

21:19.813 --> 21:22.813
روبی گیلیس دختر خیلی خنده رویی بود

21:23.113 --> 21:25.423
توی بهشت هم همیشه لبش خندونه؟

21:26.123 --> 21:29.163
امیدوارم بهشت مثل اَوُنلی باشه

21:31.063 --> 21:33.783
آره منم

21:34.373 --> 21:36.123
فکر میکنم اون داره میخنده

21:36.743 --> 21:37.843
فکر میکنم‏.‏‏.‏‏.‏

21:39.533 --> 21:40.753
همین الان داره میخنده

22:05.053 --> 23:06.053
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:57.013 --> 24:00.053
قسمت ۲۰

23:57.013 --> 24:00.053
دنیای من از هم پاشیده
