WEBVTT

00:02.561 --> 00:07.561
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.562 --> 00:16.228
‫ژنرال استفورد...

00:16.229 --> 00:19.353
‫دارم در لحظه بسیار حساس
‫و بحرانی نامه می‌نویسم...

00:19.354 --> 00:21.146
‫که هم از لحاظ تاکتیکی و
‫هم اخلاقی اهمیت داره

00:22.521 --> 00:26.645
‫ده روز پیش، هفتم سپتامبر
‫در قلمروی یوتای جنوبی...

00:26.646 --> 00:32.437
‫200 مهاجر اهل آرکانزا مورد شبیخون قرار
‫گرفتن در جاده قدیمی اسپانیایی به قتل رسیدن

00:33.312 --> 00:37.478
‫بعد از تحقیقات و مصاحبه
‫با بازمونده‌ها، شکی نیست...

00:37.479 --> 00:39.436
‫که انجام و سازماندهی این حمله...

00:39.437 --> 00:41.978
‫- توسط اعضای کلیسای مورمون صورت گرفته...
‫- کلیسای مورمون...

00:43.062 --> 00:44.770
‫با تایید و آگاهی...

00:44.771 --> 00:46.646
‫فرماندار بریگم یانگ

00:49.062 --> 00:50.312
‫بنابراین...

00:51.312 --> 00:55.311
‫درخواست 500 سرباز اضافی رو
‫دارم که بلافاصله به دژ بریجر فرستاده بشه...

00:55.312 --> 01:02.146
‫تا کمک کنن نیروهای مورمون قبل از اینکه
‫قدرت و تعدادشون زیاد بشه ریشه‌کن بشن

01:02.854 --> 01:07.979
‫با احترام، سروان ادموند دلینجر

01:10.521 --> 01:12.729
‫اشتباه‌های برادر ولسی از روی بی‌دقتی...

01:13.229 --> 01:15.353
‫کل هدف ما رو به خطر انداخته...

01:15.354 --> 01:17.896
‫بقای مردم ما به خطر افتاده

01:23.229 --> 01:27.645
‫چهل سال آزگار برادران و خواهرانمون
‫از خونه‌هاشون رونده شدن...

01:27.646 --> 01:29.062
‫و او تو را خواهد بخشید...

01:29.479 --> 01:31.020
‫- کتک خوردن...
‫- و او پاک خواهد کرد...

01:31.021 --> 01:35.396
‫سوزونده شدن، مورد تجاوز و قتل قرار گرفتن
‫به دست کسانی که از باور ما می‌ترسن!

01:36.104 --> 01:37.645
‫آره، درسته

01:37.646 --> 01:39.396
‫و اصلا اشتباه نکنین...

01:39.979 --> 01:44.937
‫به حمله‌شون ادامه میدن تا
‫وقتی که هیچ نشانی از مردم ما باقی نمونه!

01:46.771 --> 01:48.771
‫ولی نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫چنین اتفاقی بیافته

01:49.896 --> 01:51.937
‫اجازه نمیدیم چنین اتفاقی بیافته

01:52.771 --> 01:54.479
‫ما برگزیدگان هستیم!

01:55.729 --> 01:57.729
‫نه اونا!

01:57.729 --> 02:01.854
‫و روزهای شکنجه و آزار ما
‫به پایان رسیده!

02:02.521 --> 02:03.812
‫و او عوض خواهد کرد...

02:06.813 --> 02:10.813
‫«آمریکای بدوی»

02:20.521 --> 02:22.062
‫- سروان
‫- ستوان

02:22.812 --> 02:24.312
‫- مشکلی هست؟
‫- نه، قربان

02:25.271 --> 02:27.811
‫به یه گروهان از افراد جانسون
‫در دژ بریجر برخوردم

02:27.812 --> 02:29.186
‫دارن به سمت گیلبرت میرن

02:29.187 --> 02:32.186
‫به محض اینکه برسن نامه رو
‫به خود جانسون تحویل میدن

02:32.187 --> 02:33.728
‫به اهمیت زمان تاکید کردی؟

02:33.729 --> 02:36.479
‫بهم اطمینان دادن که
‫سر راه توقف نمی‌کنن

02:37.271 --> 02:40.521
‫خب، چند روز دیگه صبر می‌کنیم
‫تا سربازهای اضافی برسن

02:41.479 --> 02:43.562
‫بیشتر از اون طول بکشه،
‫مجبوریم خودمون از اینجا بریم

02:44.312 --> 02:46.062
‫سرباز کافی نداریم

02:46.771 --> 02:48.479
‫که برای همین منتظریم

02:53.396 --> 02:54.646
‫زن پرت کجاست؟

02:55.479 --> 02:56.603
‫رفته

02:56.604 --> 02:57.812
‫کجا رفته؟

02:58.354 --> 03:00.354
‫غرب

03:00.021 --> 03:02.396
‫به گمونم پیش اونایی برمی‌گرده
‫که باهاشون اومد

03:23.604 --> 03:25.479
‫مورمون‌ها به مردمم حمله کردن

03:26.479 --> 03:28.479
‫دیدمشون

03:28.604 --> 03:30.604
‫اونام منو دیدن

03:31.479 --> 03:33.854
‫سربازها بهم گفتن شوهرم هنوز زنده‌س

03:35.604 --> 03:36.979
‫که داشته دنبالم می‌گشته

03:37.937 --> 03:39.646
‫و بازم برگشتی اینجا

03:41.437 --> 03:42.771
‫آماده پیدا شدن نیستم

03:50.772 --> 04:00.772
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury

04:21.729 --> 04:23.562
‫- کسی رو دیدی؟
‫- نه

04:24.896 --> 04:26.896
‫ولی دارن میان

04:26.729 --> 04:27.771
‫زیاد طول نمی‌کشه

04:33.187 --> 04:34.354
‫هنوز تب داره

04:35.146 --> 04:36.353
‫باید راه بیافتیم

04:36.354 --> 04:38.354
‫وقتی وضعش اینطوریه جایی نمیریم

04:39.021 --> 04:40.646
‫یه کم دارو گیر اوردم

04:51.229 --> 04:53.229
‫بدتر شده

04:57.021 --> 04:58.396
‫باید یه تصمیمی بگیریم

04:59.562 --> 05:00.896
‫تصمیم در مورد چی؟

05:11.562 --> 05:12.770
‫نه، همچین کاری نمی‌کنیم

05:12.771 --> 05:14.978
‫- اگه عفونت پخش بشه...
‫- پاشو قطع نمی‌کنیم

05:14.979 --> 05:17.187
‫- اگه عفونت پخش بشه...
‫- نه!

05:33.312 --> 05:35.311
‫برای رسیدن به اینجا راه درازی رو اومدن

05:35.312 --> 05:37.436
‫سوارهای دوست دارن نزدیک میشن!

05:37.437 --> 05:39.604
‫و اینم پیداش شد

05:40.229 --> 05:42.395
‫با لبخند و پیامی از مسیح

05:42.396 --> 05:46.270
‫امیدوارم متوجه تلاشش
‫برای خفت کردنم نشم

05:46.271 --> 05:49.061
‫احتمالا بدش نمیاد سر
‫قضیه اون خوک باهات گپ بزنه

05:49.062 --> 05:50.396
‫گمون کنم

05:51.479 --> 05:53.728
‫آخه به احتمال زیاد خدا
‫بیخ گوشش زمزمه می‌کنه...

05:53.729 --> 05:56.854
‫که تمام خوک‌های این منطقه
‫باید به خوک اعظم مورمون اعطا بشن

05:57.646 --> 06:00.979
‫نظرت در مورد پدر، پسر، روح القدوس
‫و این چیزها چیه، سمی؟

06:02.187 --> 06:04.604
‫خب، راستشو بگم هیچوقت
‫زیاد بهش فکر نکردم

06:05.396 --> 06:07.145
‫البته نه از وقتی بچه بودم

06:07.146 --> 06:10.271
‫یه مشت چرندیات و مهملات

06:15.437 --> 06:16.770
‫خوش برگشتی، فرماندار

06:16.771 --> 06:18.103
‫آقای بریجر

06:18.104 --> 06:22.061
‫میشه یه کم بهمون وقت بدین
‫تا گفتگوی قبلی‌مونو ادامه بدیم

06:22.062 --> 06:23.562
‫دلیلی نمی‌بینم این کار رو نکنم

06:24.229 --> 06:27.562
‫فقط اجازه بده برم سطل حلبی
‫رو بردارم و شلوارمو پایین بکشم

06:28.896 --> 06:30.396
‫تا از اندام خصوصیم محافظت کنم

06:32.521 --> 06:35.645
‫خب، شنیدم که یه سوتفاهم کوچولو...

06:35.646 --> 06:37.937
‫با افرادم در مورد خوک شما پیش اومده

06:40.312 --> 06:42.645
‫به باور من که افرادت خیلی
‫خوب منظورمو فهمیدن

06:42.646 --> 06:44.811
‫به خصوص برادر بیل وحشی

06:44.812 --> 06:46.020
‫پاش چطوره؟

06:46.021 --> 06:49.770
‫دقیقا سعی دارم جلوی چنین
‫چیزی رو بگیرم

06:49.771 --> 06:53.479
‫ترجیح میدم که اوضاع بین ما
‫ستیز‌ه‌جویانه نشه

06:54.021 --> 06:57.395
‫پس با امید به اینکه به توافق برسیم...

06:57.396 --> 07:00.270
‫این پیشنهاد من برای خرید
‫زمین و ملک شماست

07:00.271 --> 07:03.146
‫و به باورم خیلی منصفانه‌ست

07:13.771 --> 07:16.646
‫به خاطر ساخت این دژ
‫دستهام کلی تاول زد

07:17.896 --> 07:20.562
‫با یه آهنگری و آغل شروع کردیم

07:22.521 --> 07:26.103
‫حالا شده یه توقفگاه رایج برای
‫هر مهاجری که داره به سمت بهشت میره

07:26.104 --> 07:28.728
‫پس، من لزوما موافق نیستم...

07:28.729 --> 07:31.103
‫که پیشنهاد شما منصفانه‌ست، فرماندار

07:31.104 --> 07:34.312
‫پس دقیقا قیمت شما چقدره، آقای بریجر؟

07:36.896 --> 07:39.312
‫باید ببینم با رفتن از اینجا
‫چی برام می‌مونه

07:40.562 --> 07:42.186
‫نیاز میشه دوباره از نو شروع کنم؟

07:42.187 --> 07:46.686
‫متوجه هستین که خرید من
‫شامل این میشه که هیچ دژی رو...

07:46.687 --> 07:47.978
‫در این منطقه برپا نکنین

07:47.979 --> 07:51.104
‫خب، پس اینطوری فشار بیشتری بهم میاد

07:52.646 --> 07:56.020
‫صبح از اینجا میرم، آقای بریجر

07:56.021 --> 08:01.062
‫امیدوارم قبل از اینکه راه بیافتم
‫یه جواب درست و حسابی بهم بدین

08:02.146 --> 08:04.686
‫ولی به نظر میرسه وقتی از
‫امید حرف می‌زنین...

08:04.687 --> 08:07.396
‫آخرش باید یه "وگرنه" هم داشته باشه

08:09.271 --> 08:13.604
‫تا صبح مشتاق شنیدن پیشنهاد شما هستم

08:23.396 --> 08:27.271
‫تنها چیزی که از
‫هوش بریگم یانگ نگران‌کننده‌تره...

08:28.146 --> 08:32.312
‫حس درستکاریش نسبت
‫به این سرزمین به اصطلاح موعودشه

08:36.437 --> 08:38.895
‫تمایلش به کنترل دژ بریجر...

08:38.896 --> 08:43.271
‫بازتابی از تمایلش برای کنترل
‫تمام قلمروی یوتاست

08:44.437 --> 08:47.604
‫به محض اینکه دژ بریجر از دست بره،
‫یوتا از دست رفته

08:48.521 --> 08:51.937
‫وقتی یوتا از دست بره،
‫تمام مذهب مورمون پخش میشه

08:52.812 --> 08:58.729
‫اگه اجازه پیدا کنه برنده بشه، این سرزمین
‫بی‌قانون در تاریکی عمیقتری فرو میره

08:59.646 --> 09:04.270
‫از این تاریکی می‌ترسم،
‫چون هیچ مرد، زن یا بچه‌ای...

09:04.271 --> 09:06.187
‫از خشمش در امان نیست

09:26.062 --> 09:27.604
‫قصد نداشتم بخوابم

09:33.271 --> 09:35.271
‫بدتر شده

09:41.896 --> 09:43.979
‫باید یه کار دیگه باشه که انجام بدیم

09:46.104 --> 09:48.187
‫باید یه کار دیگه‌ای باشه

10:08.271 --> 10:09.521
‫چیه؟

10:21.187 --> 10:22.396
‫چی؟ صبر کن...

10:55.646 --> 10:58.520
‫وایستا! گفتم نه! وایستا!

10:58.521 --> 11:00.521
‫دو ماه، وایستا!

10:59.521 --> 11:01.020
‫- چه خبر شده، مامان؟
‫- وایستا!

11:01.021 --> 11:03.021
‫چی شده؟

11:01.979 --> 11:04.229
‫- وایستا...
‫- پاشو قطع نمی‌کنم!

11:11.271 --> 11:13.271
‫زود باش

11:13.979 --> 11:15.271
‫فقط درد می‌گیره

11:15.854 --> 11:17.854
‫فقط درد می‌گیره

11:34.687 --> 11:38.687
‫دیروز، یه خرس گریزلی رو دیدم که موقع
‫طلوع آفتاب از رودخونه کین رد شد

11:41.896 --> 11:45.228
‫شاهد درخشش آفتاب روی
‫خز طلایی پشت گوشهاش بودم...

11:46.354 --> 11:49.146
‫یه هاله طلایی دور
‫سر بزرگش تشکیل شده بود

11:57.729 --> 11:59.728
‫احساس فروتنی و شگفتی کردم...

11:59.729 --> 12:02.853
‫در برابر قدرت و شکوه این
‫موجود باشکوه...

12:02.854 --> 12:04.478
‫این حس تمام وجودم رو پر کرد...

12:04.479 --> 12:07.645
‫که نیروهایی بزرگتر از
‫قدرت تصور ما وجود داره...

12:07.646 --> 12:09.104
‫که این زمین رو کنترل می‌کنن

12:10.437 --> 12:11.979
‫هر دوی شما رو شکست دادم

12:13.187 --> 12:14.603
‫- تو بُردی
‫- اینم از پول من

12:14.604 --> 12:17.978
‫آره، انگار تمام شب دست تو
‫برنده بوده، اومالی. من دیگه نیستم

12:17.979 --> 12:20.103
‫- من هنوزم هستم
‫- شما پسرها کاغذ باطله دارین؟

12:20.104 --> 12:22.395
‫می‌تونی از کارتهات استفاده کنی، ستوان

12:22.396 --> 12:24.229
‫بیشترشون الانم کثافتن

12:29.396 --> 12:32.186
‫پاسخ‌هایی برای سوالات وجود داره...

12:32.187 --> 12:34.812
‫ولی فعلا این پاسخ‌ها
‫دور از منظر ماست

13:43.771 --> 13:45.978
‫امیدوارم که دنیای...

13:45.979 --> 13:48.479
‫زیبا و آرامش‌بخشی برای
‫همه‌مون باشه

13:52.687 --> 13:55.687
‫امیدوارم زیبایی که در
‫این سرزمین می‌بینم...

13:56.896 --> 13:59.229
‫قدرت بیشتری نسبت به تاریکی داشته باشه

14:00.979 --> 14:05.271
‫سعی کردم بهت بگم، سروان.
‫واقعا سعی‌مو کردم

14:08.729 --> 14:12.895
‫امیدوارم که در تاریک‌ترین
‫و سخت‌ترین روزهامون...

14:12.896 --> 14:15.396
‫این عشق مثل یه پناهگاه امن عمل کنه...

14:16.562 --> 14:19.686
‫و همه ما رو از دوزخ ترس
‫به بیرون راهنمایی کنه...

14:19.687 --> 14:23.604
‫که آدم‌ها رو به گوشه‌های تاریک و
‫وحشی و پر از تنهایی جهنم می‌کشونه

14:25.104 --> 14:28.186
‫امیدوارم که روح بزرگ عشق
‫همه ما رو نجات بده

14:37.562 --> 14:38.729
‫به نظر میاد بهتر شده

14:41.687 --> 14:43.687
‫آره

14:44.229 --> 14:46.229
‫گمونم این یعنی به زودی میریم

14:48.562 --> 14:50.562
‫آره

14:52.104 --> 14:53.521
‫به سمت کروکس اسپرینگز؟

14:54.396 --> 14:56.396
‫اوهوم

14:58.146 --> 15:01.687
‫هر چی نزدیکتر میشیم، ایمانم
‫به کروکس اسپرینگز کمتر میشه

15:09.271 --> 15:11.146
‫میشه ما رو به کالیفرنیا ببری؟

15:16.437 --> 15:18.687
‫شنیدم اقیانوس اونجا زیباست

15:20.104 --> 15:23.562
‫- میشه ما رو به اقیانوس ببری؟
‫- توی کالیفرنیا کاری ندارم

15:25.771 --> 15:27.478
‫به خصوص با یه زن و یه پسر چلاق

15:27.479 --> 15:30.146
‫- منظورم این نبود
‫- پس میریم کروکس اسپرینگز

15:31.062 --> 15:33.854
‫خب، پدرش، واقعا مرد
‫خوب و نجیبی ـه. اون...

15:37.229 --> 15:39.229
‫خب...

15:39.687 --> 15:40.812
‫مردهایی بدتر از اونم می‌شناختم

15:46.437 --> 15:48.729
‫فقط می‌خوام دوین رو ببینه و بخنده

15:50.562 --> 15:52.353
‫بعد از عذابی که اون پسر کشیده...

15:52.354 --> 15:55.396
‫شک دارم نگاه عبوسانه پدرش
‫زیادم بد باشه

15:59.646 --> 16:02.354
‫- شاید بتونی...
‫- میرم یه سر به اسبها بزنم

16:03.271 --> 16:05.562
‫با کالیفرنیا مشکل داری؟

16:07.937 --> 16:09.937
‫نه

16:09.771 --> 16:10.896
‫شنا بلد نیستی؟

16:12.687 --> 16:14.061
‫شنا بلدم

16:40.646 --> 16:42.062
‫ویرجیل، هیچی نمی‌بینم!

16:44.062 --> 16:47.396
‫خب، جایی ندارن که برن به جز بالا

17:15.771 --> 17:18.270
‫همونطور که در اولین گفتگومون مشخص کردی...

17:18.271 --> 17:20.771
‫خدمت در ارتش آینده‌ای نداره

17:22.021 --> 17:23.561
‫به هر حال آینده‌ی خوشی نیست

17:30.687 --> 17:32.687
‫اینجا نیست

17:32.646 --> 17:35.228
‫- زن پرت. اینجا نیست
‫- منظورت چیه؟

17:35.229 --> 17:37.270
‫ببین، اینجا رو زیر و رو کردیم، اینجا نیست

17:37.271 --> 17:40.103
‫رفته. سروان گفت رفته به سمت غرب

17:40.104 --> 17:42.478
‫با سرخپوست‌های قبیله شوشونی
‫خیلی گرم می‌گرفت

17:42.479 --> 17:44.561
‫پس هنوزم مایه دردسره

17:44.562 --> 17:45.979
‫روستاشونو دیدم

17:46.854 --> 17:49.437
‫- فقط زن و بچه اونجان
‫- پر سرخ

17:50.021 --> 17:51.145
‫با اون اومد اینجا

17:51.146 --> 17:53.020
‫قطعا اون آدم زن یا بچه نیست

17:53.021 --> 17:55.812
‫اینقدر سلاح داریم که راحت
‫از پسش بربیایم

17:57.229 --> 17:58.396
‫حالا بذار اینو تموم کنم

17:59.146 --> 18:01.146
‫یکبار و برای همیشه

18:00.104 --> 18:01.646
‫تصمیمش با برادر یانگ ـه

18:02.521 --> 18:03.812
‫نه با تو، نه با من

18:08.104 --> 18:10.437
‫در تلاش‌های آینده‌ت
‫موفق باشی، گروهبان

18:13.979 --> 18:18.771
‫امشب در مورد اینه که به
‫عنوان یه قوم کی هستیم

18:19.771 --> 18:22.187
‫برای چی ایستادگی می‌کنیم

18:24.229 --> 18:26.646
‫می‌دونی، همه در جهنم می‌سوزیم...

18:28.396 --> 18:33.062
‫پروردگار به اونایی کمک می‌کنه
‫که به خودشون برای کار درست کمک می‌کنن

18:44.354 --> 18:45.437
‫آقای بریجر

18:47.729 --> 18:49.729
‫فرماندار

18:52.062 --> 18:56.104
‫شاید یادم رفت بهت بگم
‫که دارم به سالت لیک برمی‌گردم

18:57.312 --> 18:59.103
‫نه، خیلی واضح گفتی

18:59.104 --> 19:02.687
‫و قرار بود بهت رقمی بدم که
‫قیمت منصفانه‌ای باشه

19:03.771 --> 19:06.104
‫اینطور که معلومه، چنین رقمی ندارم

19:06.937 --> 19:10.521
‫پس متاسفانه یه کم بیشتر
‫اسمم رو روی این دژ نگه میدارم

19:13.146 --> 19:16.770
‫و واقعا امیدوار بودم بتونیم
‫به یه توافق خوشایند برسیم

19:16.771 --> 19:18.604
‫دوباره حرف از امید زدی

19:21.604 --> 19:22.686
‫بسیار خب

19:22.687 --> 19:25.686
‫از قاضی لئونیداس شیور...

19:25.687 --> 19:27.687
‫حکم بازداشتت رو گرفتم

19:26.687 --> 19:27.854
‫بخون، برادر

19:28.521 --> 19:30.936
‫به خاطر کمک و یاری رسوندن
‫غیرقانونی به سرخپوستها...

19:30.937 --> 19:33.853
‫و تامین الکل، سلاح و مهمات برای آنها...

19:33.854 --> 19:36.603
‫به قصد ارتکاب به غارت و تاراج...

19:36.604 --> 19:40.145
‫و جنگیدن با شهروندان ایالات متحده...

19:40.146 --> 19:45.187
‫این حکم در اینجا برای بازداشت
‫جیمز فلیکس بریجر صادر می‌شود

19:45.854 --> 19:47.937
‫این قاضی شما خیلی حرف می‌زنه

19:48.854 --> 19:53.103
‫و راستشو بخوای بعد از
‫بازداشت دیگه چیزی نشنیدم

19:53.104 --> 19:54.603
‫خب، خلاصه بگم، میگه...

19:54.604 --> 19:57.895
‫فروختن سلاح به سرخپوستها
‫خیانت به کشور حساب میشه، آقای بریجر

19:57.896 --> 19:59.645
‫و به عنوان فرماندار این قلمرو...

19:59.646 --> 20:02.603
‫قدرت لازم رو دارم تا برای چنین
‫اقداماتی شما رو به دست عدالت بسپرم

20:02.604 --> 20:07.979
‫خب، امکانش هست که چند تا سرخپوست
‫اومده باشن اینجا و یواشکی مست کرده باشن

20:08.562 --> 20:11.603
‫شاید حتی توی ورق بازی شانس
‫اوردن و یه تپانچه هم برده باشن...

20:11.604 --> 20:14.561
‫ولی هر چی که رد و بدل کردن
‫بدون اطلاع من بوده

20:14.562 --> 20:16.353
‫اینو قانون باید تصمیم بگیره

20:16.354 --> 20:19.437
‫قانون اینجا راه متفاوتی
‫برای تصمیم‌گیری داره، فرماندار

20:29.604 --> 20:30.646
‫این بومی‌ها که اینجان؟

20:31.771 --> 20:35.853
‫شاهد این بودن که ما سفیدپوست‌ها
‫مردم‌شونو از صفحه روزگار محو کردیم

20:35.854 --> 20:38.020
‫پس برای خودشون یه سری
‫قانون جدید گذاشتن

20:38.021 --> 20:41.520
‫مردان کوهستان می‌بینن
‫که بقیه میان و...

20:41.521 --> 20:44.437
‫حاصل سالها تلاش اونا رو می‌برن،
‫پس اونا هم برای خودشون قانون گذاشتن

20:45.104 --> 20:47.104
‫و من؟

20:47.062 --> 20:50.146
‫فقط سعی دارم سرمو بندازم
‫پایین و به کار خودم برسم

20:50.729 --> 20:54.561
‫امیدوارم مرد با خدا و
‫صلح‌طلبی مثل شما...

20:54.562 --> 20:58.312
‫بتونه درک کنه بقیه دارن
‫تمام تلاش‌شونو می‌کنن

20:59.729 --> 21:02.478
‫زمین تا 20 کیلومتری رودخونه ادامه داره

21:02.479 --> 21:04.978
‫بعد از اون یه دشت
‫قشنگ و باز هست...

21:04.979 --> 21:06.936
‫برای یه اردوگاه جای خوبی میشه

21:06.937 --> 21:09.145
‫خب، گمونم بد نیست برم یه نگاهی بندازم

21:09.146 --> 21:11.479
‫اگه برای بر پا کردنش کمک خواستی بهم بگو

21:12.646 --> 21:13.979
‫روز خوش، آقای بریجر

21:27.312 --> 21:28.437
‫به نظرت به همینجا ختم میشه؟

21:29.437 --> 21:31.104
‫اصلا امکان نداره، سمی

22:25.604 --> 22:27.146
‫اومدن دنبال من

22:28.354 --> 22:30.187
‫مورمون‌ها همه‌تونو می‌کشن

22:31.146 --> 22:33.146
‫به خاطر من

22:35.187 --> 22:37.187
‫می‌کشن

22:37.312 --> 22:39.312
‫تو رو

22:39.396 --> 22:41.396
‫پسرتو

22:41.187 --> 22:43.396
‫به خاطر من می‌کشنش

22:44.021 --> 22:45.146
‫تمام شوشونی رو

22:46.854 --> 22:48.854
‫می‌کشن

23:10.062 --> 23:12.478
‫نمی‌دونم چه فکری پیش
‫خودم کردم که اوردمش اینجا

23:12.479 --> 23:14.978
‫انتخاب چندانی نداشتی، نه؟

23:14.979 --> 23:18.061
‫انتخاب که داشتم. می‌تونستم
‫یه شهر دیگه در شرق رو پیدا کنم...

23:18.062 --> 23:19.853
‫یه جایی که پیدامون نکنن

23:19.854 --> 23:22.979
‫نه. مهم نبود کجا بری پیدات می‌کردن

23:24.312 --> 23:25.771
‫زیاد از حد می‌ارزی

23:30.729 --> 23:32.354
‫باید کاری رو بکنیم که مجبوریم

23:33.104 --> 23:35.104
‫مگه نه؟

23:39.562 --> 23:41.646
‫حداقل این پسر هنوز کنارته

23:45.229 --> 23:47.229
‫تو پسرتو از دست دادی

23:50.771 --> 23:52.771
‫متاسفم

23:54.396 --> 23:55.479
‫اسمش رو بهم میگی؟

24:02.437 --> 24:04.021
‫چی دیدی؟

24:06.396 --> 24:07.937
‫گرگ‌ها رو

24:09.104 --> 24:10.187
‫چی شده؟

26:17.687 --> 26:18.771
‫آیزاک

26:19.479 --> 26:21.479
‫چی شده؟

26:22.437 --> 26:24.437
‫گرگ‌ها

26:24.354 --> 26:26.811
‫اگه به اندازه کافی جسور بشن،
‫میان اسب‌ها رو می‌خورن

26:26.812 --> 26:29.021
‫- تب دوین هنوزم پایینه
‫- خوبه

26:29.604 --> 26:30.687
‫باید راه بیافتیم

26:31.229 --> 26:32.311
‫با من سوار اسب میشه

26:32.312 --> 26:34.646
‫- الان میریم؟
‫- به محض اینکه بتونیم

26:37.937 --> 26:39.771
‫تا کجای غرب پیش رفتی؟

26:41.646 --> 26:42.812
‫تا دره سالت لیک

26:43.479 --> 26:45.561
‫برای قبیله شوشونی زمین
‫جدید رو می‌گشتیم...

26:45.562 --> 26:48.354
‫ولی وینتر برد نمی‌خواست
‫دوباره روستاشو جابه‌جا کنه

26:49.937 --> 26:51.854
‫برای همین با خونواده‌ت رفتی؟

26:53.021 --> 26:54.479
‫برای همین خونواده‌مو جابه‌جا کردم

26:56.021 --> 26:57.646
‫برای اینکه شانس بقای بیشتری داشته باشم

26:59.104 --> 27:01.603
‫ولی در این دنیا هیچ
‫جای امنی وجود نداره...

27:01.604 --> 27:05.521
‫و خدا یا آفریننده‌ای نیست که وقتی
‫خیلی بهش نیاز داری ازش کمک بخوای

27:07.437 --> 27:08.812
‫واقعا به این حرف باور داری؟

27:10.562 --> 27:11.687
‫می‌دونم که میگم

27:13.437 --> 27:15.311
‫پس به دنیا پشت می‌کنی؟

27:15.312 --> 27:18.103
‫تا هیچوقت دیگه نگران
‫از دست دادن کسی نباشی...

27:18.104 --> 27:19.937
‫که شاید یه موقع بهش دل ببندی؟

27:23.729 --> 27:25.312
‫نقشه همین بود

27:48.229 --> 27:49.811
‫سربازها رو کشتن

27:49.812 --> 27:52.062
‫میان سراغ ما

27:52.646 --> 27:54.229
‫ما هیچ اشتباهی نکردیم

27:54.896 --> 27:57.645
‫میان اونو پیدا کنن و بکشن

27:57.646 --> 28:00.229
‫تا همه ما رو بکشن

28:01.854 --> 28:03.479
‫چند نفر میان؟

28:05.062 --> 28:07.062
‫خیلی زیاد

28:07.896 --> 28:09.479
‫نمیذارم آدم‌های بیشتری بمیرن

28:10.146 --> 28:11.229
‫می‌تونیم به غرب بریم...

28:12.062 --> 28:15.312
‫همونطور که کینی دا دُوان بهمون گفت

28:15.854 --> 28:17.604
‫نمی‌تونین تا ابد فرار کنین

28:18.229 --> 28:21.312
‫سفیدپوست‌ها همیشه
‫پیداتون می‌کنن

28:22.646 --> 28:24.812
‫میرم پیش اونا. خودمو تسلیم می‌کنم

28:25.562 --> 28:27.646
‫نه. الان پیش مایی

28:28.146 --> 28:30.062
‫اگه می‌خوان بجنگن، می‌جنگیم

28:49.687 --> 28:52.187
‫برای سواری حاضری؟
‫که بری توی برف و سرما؟

28:52.896 --> 28:54.896
‫بله، آقا

28:54.271 --> 28:55.478
‫صبح راه می‌فتیم؟

28:55.479 --> 28:57.395
‫نه. امشب

28:57.396 --> 28:59.103
‫زیادی اینجا بودیم

28:59.104 --> 29:01.353
‫بیشتر لازم داری؟ می‌دونم کجاست

29:01.354 --> 29:02.687
‫بیا

29:06.854 --> 29:09.187
‫گمونم حالا چلاق‌ترم میشم

29:10.229 --> 29:11.896
‫اصلا هم چلاق نیستی

29:12.729 --> 29:14.729
‫هیچوقت نبودی

29:37.479 --> 29:40.186
‫- چقدر طول می‌کشه هوا گرمتر بشه؟
‫- به زودی

29:40.187 --> 29:41.687
‫وقتی به زمین‌های پست برسیم

29:42.187 --> 29:44.521
‫- چقدر طول می‌کشه...
‫- هیس!

29:59.812 --> 30:02.479
‫بخوابین!

30:23.604 --> 30:24.978
‫ادامه بدین!

30:24.979 --> 30:26.145
‫زخمی شدی؟

30:26.146 --> 30:27.354
‫زخمی شدی؟

30:28.354 --> 30:30.062
‫- مادرم کجاست؟
‫- هیس

30:43.354 --> 30:45.354
‫بیرونن

30:45.229 --> 30:46.561
‫دارن میان بیرون!

30:46.562 --> 30:48.895
‫- اون حرومزاده رو بزن!
‫- مراقب باش!

30:48.896 --> 30:50.104
‫بگیرش!

30:54.187 --> 30:56.562
‫لعنتی!

31:10.187 --> 31:14.396
‫آقای رید! آقای رید!

31:22.104 --> 31:23.229
‫آقای رید!

31:25.979 --> 31:27.354
‫هر دوشونو می‌کشم!

31:27.937 --> 31:29.479
‫به خدا قسم، می‌کشم‌شون!

31:30.312 --> 31:32.437
‫شروع کن به داد زدن تا بدونم کجایی!

31:39.937 --> 31:41.979
‫هر دوشونو می‌کشم، به خدا...

31:47.187 --> 31:49.187
‫مامانم کجاست؟

31:50.229 --> 31:51.312
‫کجاست؟!

31:52.062 --> 31:53.145
‫مامانم کجاست؟!

31:53.146 --> 31:56.146
‫مامان! مامان!

31:56.937 --> 31:58.021
‫مامانم کو؟!

32:02.812 --> 32:05.228
‫کجاست؟ کجاست؟

32:05.229 --> 32:06.561
‫بگو!

32:06.562 --> 32:09.312
‫بگو کثافت! کجاست؟!

32:09.979 --> 32:11.979
‫بردنش

32:15.980 --> 32:25.980
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
