WEBVTT

00:01.133 --> 00:19.654
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:38.222 --> 01:15.288
‫ترجمه از « iredprincess »

01:15.312 --> 01:16.396
‫نه! نه!

01:19.896 --> 01:20.896
‫نه، تو رو خدا

01:52.562 --> 01:59.479
« آمریکای نخستین »
‫« فصل اول: قسمت سوم »

02:11.521 --> 02:13.937
‫می‌خوای همینجوری بری رو مخم
‫تا از کوره در برم دیگه؟

02:14.812 --> 02:17.187
‫دارم به خدا یادآوری می‌کنم که
ما هنوز اینجاییم

02:17.979 --> 02:19.062
‫برادر پرَت

02:19.896 --> 02:20.854
خودش ‫خبر داره

02:22.646 --> 02:24.645
‫پس چرا آبیش‌ام رو برنمی‌گردونه پیشم؟

02:24.646 --> 02:27.145
‫باز هم دنبال زنت می‌گردیم،

02:27.146 --> 02:29.645
‫اما دیگه کم‌کم باید قبول کنی که

02:29.646 --> 02:32.187
‫هر احتمالی وجود داره

02:40.771 --> 02:42.146
‫آبیشِ من زنده‌ست

02:44.437 --> 02:45.479
‫خودم دیدمش

02:47.812 --> 02:49.646
‫همین دیشب بغلش کردم

02:51.771 --> 02:53.187
‫تو چشماش نگاه کردم

02:57.854 --> 03:00.562
‫برادر ولزی! سراغ شما رو می‌گیرن

03:09.146 --> 03:10.811
‫روز بخیر، آقایون

03:10.812 --> 03:13.229
‫سر راه اردوگاه‌تون رو دیدیم،
‫گفتیم یه سَر بیایم این طرفی

03:14.312 --> 03:18.729
واسه سَرِ یکی جایزه گذاشتن؛
امیدوار بودیم ‫شما یه خبرهایی داشته باشید

03:19.354 --> 03:24.853
تقریباً یک ‫هفته‌ی پیش،
یه زن با پسرش بریجر رو ترک کردن

03:24.854 --> 03:27.103
‫شمال اینجا دیدیم‌شون

03:27.104 --> 03:28.229
کجاها؟

03:28.729 --> 03:31.604
‫چند کیلومتری همینجا. نزدیک تیلور درا

03:37.937 --> 03:39.812
‫« سارا هالوی به اتهام قتل و
‫سرقت تحت تعقیب است »

03:39.896 --> 03:40.729
‫« پاداش ۱۵۰۰ دلاری »

03:43.187 --> 03:44.312
‫فرار کنید!

03:52.729 --> 03:54.771
‫متأسفانه همچین کسی رو ندیدیم، برادر

03:56.521 --> 03:58.479
‫حیف شد

04:00.229 --> 04:01.937
‫والا همچین هم بعید نبود

04:04.146 --> 04:05.146
‫عه

04:06.104 --> 04:07.062
‫بله

04:08.104 --> 04:09.354
‫تو رو یادمـه

04:10.729 --> 04:13.896
‫یادمـه همین چند صباح پیش،
‫داشتی بار و بندیلت رو می‌بستی برگردی بریجر

04:15.646 --> 04:16.521
‫عجب

04:17.312 --> 04:19.728
‫انگار تا دم جهنم رفتی و برگشتی

04:19.729 --> 04:21.354
‫از حمله‌ی سرخپوست‌ها جون سالم به در برده

04:22.687 --> 04:24.104
‫مشخصـه خدا بهش رحم کرده

04:25.479 --> 04:27.853
‫خب، این زنی که ما دنبالشیم،

04:27.854 --> 04:30.436
‫همونیـه که راهنماش که
‫خودش رو به کشتن داد،

04:30.437 --> 04:32.604
‫پا شد اومد بریجر، پیش شما

04:34.812 --> 04:36.396
‫مثل بقیه کُشتنش

04:37.896 --> 04:38.770
‫کِی اونوقت؟

04:38.771 --> 04:39.896
‫تقریباً یه هفته پیش

04:40.604 --> 04:41.437
‫هفته‌ی پیش؟

04:42.479 --> 04:44.687
‫خب، پس حتماً معجزه شده

04:46.479 --> 04:48.978
‫بله، سه روز هم نمیشه که دیدیم‌شون

04:48.979 --> 04:53.021
‫سُر و مُر و گُنده. با پسرش و یه دختر دیگه

04:54.104 --> 04:55.104
‫یه زنِ دیگه؟

04:57.354 --> 04:58.396
‫زن من نبود؟

04:59.146 --> 05:02.271
‫چمی‌دونم والا، یادم نیست
‫خانمت چه شکلی بود

05:04.896 --> 05:05.896
‫خب...

05:06.646 --> 05:09.311
جسدش رو پیدا نکردیم

05:09.312 --> 05:12.271
‫این زنی که دنبالشی هم
از بازمانده‌های همون حمله‌ست

05:12.937 --> 05:14.645
‫شاید با هم همسفر شدن

05:14.646 --> 05:20.603
‫امکانش هست برادر کوک و پرت
همراهتون بیان با هم دنبالشون بگردید؟

05:20.604 --> 05:22.520
‫البته که چشم‌شون دنبال پاداش نیست

05:22.521 --> 05:25.271
‫این زنی که دنبالشید احتمالاً
‫می‌دونه چه بلایی سر خانمش اومده

05:27.854 --> 05:30.646
‫نگفته بود با پسرش کجا می‌خواد بره؟

05:31.396 --> 05:32.561
‫چرا

05:32.562 --> 05:33.854
‫دویست دلار میدم

05:34.854 --> 05:37.021
اگه ‫بذاری برادر پرت و کوک همراهتون بیان

05:38.271 --> 05:39.271
‫دویست هزار دلار

05:41.104 --> 05:43.312
‫خیلی‌خب، قبول می‌کنیم

05:45.896 --> 05:46.937
‫کدوم وَری بریم؟

05:47.521 --> 05:48.521
‫کروکس اسپرینگز

05:49.854 --> 05:51.979
‫مسیرش ناهمواره ها. مطمئنی؟

05:54.187 --> 05:55.812
‫عشق با آدم چه‌ها که نمی‌کنه

06:12.937 --> 06:14.854
‫چشمت به این زنه و پسره افتاد،

06:15.354 --> 06:16.729
‫درجا بفرست‌شون سینه‌ی قبرستون

06:18.146 --> 06:19.771
‫نمی‌دونم تا چه اندازه دیدن

06:20.271 --> 06:22.021
‫مهم نیست چی دیدن و چی ندیدن

06:23.604 --> 06:24.937
‫به خطرش نمی‌ارزه

06:28.854 --> 06:30.479
‫باید این قائله رو ختمش کنیم، برادر

06:31.396 --> 06:32.229
‫می‌فهمی؟

06:32.771 --> 06:33.937
‫آره

06:35.354 --> 06:36.354
‫دوستت دارم

06:38.896 --> 06:39.896
‫برو

07:02.604 --> 07:03.604
‫آقای رید

07:04.771 --> 07:05.771
‫میشه بی‌زحمت...

07:06.354 --> 07:07.979
‫باید بازم هیزم بندازیم توی آتیش

07:09.354 --> 07:11.687
‫بچه‌ها دارن یخ میزنن

07:13.479 --> 07:15.061
‫- ما...
‫- دود می‌کنه، خطریـه

07:15.062 --> 07:17.979
‫به درک که خطریـه،
‫باید همین الان این کار رو بکنیم

07:19.854 --> 07:20.854
‫داریم یخ میزنیم

07:23.771 --> 07:24.646
‫آقای رید

07:26.687 --> 07:27.854
‫آقای رید، خواهش می‌کنم

07:34.479 --> 07:36.104
‫پسرجون، پاشو دنبالم بیا

07:43.812 --> 07:44.896
‫باید سنگ جمع کنیم

07:46.021 --> 07:47.104
‫هر چی صاف‌تر بهتر

07:49.479 --> 07:50.687
‫کوچیک بردار

07:53.812 --> 07:54.646
‫کوچیکتر

07:58.562 --> 07:59.812
‫یه سؤال بپرسم؟

08:03.854 --> 08:05.187
‫- معنی‌شون چیـه؟
‫- معنی چی؟

08:06.354 --> 08:07.479
‫روی دستت

08:12.687 --> 08:14.645
تعداد آدم‌هاییـه که کُشتی؟

08:14.646 --> 08:15.811
‫نه

08:15.812 --> 08:17.937
‫کی بهت یاد داده اونجوری بجنگی؟

08:19.021 --> 08:20.021
‫شوشونی‌ها

08:25.021 --> 08:26.479
‫از مرگ می‌ترسی؟

08:32.646 --> 08:33.687
‫نه

08:35.271 --> 08:36.771
‫نه تا وقتی‌که به‌حق باشه

08:40.771 --> 08:42.187
‫این‌ها رو گرم می‌کنیم

08:43.271 --> 08:45.187
‫بعد چال‌شون می‌کنیم و
‫روشون دراز می‌کِشیم

08:45.854 --> 08:47.396
‫همین گرم نگه‌تون می‌داره

08:49.146 --> 08:51.021
‫اونوقت دیگه می‌تونید غُر زدن رو بذارید کنار

08:57.562 --> 08:59.437
‫اینها برای منـه. برو برای خودتون پیدا کن

09:01.062 --> 09:03.062
‫برای دختره و برای مامانت هم بیار

09:04.437 --> 09:05.271
‫بجنب

09:06.104 --> 09:07.978
‫- برو
‫- چشم، آقا

09:07.979 --> 09:09.062
‫من هم باهات میام

09:11.687 --> 09:12.896
‫باید سنگ جمع کنیم

09:14.354 --> 09:15.603
‫هر چی صاف‌تر بهتر

09:15.604 --> 09:16.687
‫خیلی بزرگ نباشن

09:25.479 --> 09:26.521
‫اون چیـه؟

09:32.229 --> 09:33.271
‫دارو

09:35.729 --> 09:36.854
‫داروی چی؟

09:44.854 --> 09:47.104
‫بابای پسره اصلاً از اومدنت خبر نداره

09:49.354 --> 09:51.436
‫مطمئنی توی کروکس اسپرینگزه؟

09:51.437 --> 09:52.437
‫آره

09:53.104 --> 09:55.021
‫اتفاقاً خیلی هم مرد موفقیـه

09:55.729 --> 09:57.646
‫توی حومه‌ی شهر،
حق استخراج طلا داره

09:58.521 --> 09:59.521
حق استخراج طلا؟

10:01.187 --> 10:02.187
‫آره

10:05.896 --> 10:07.562
حقی که هیچوقت نخواسته
‫باهات سهیم بشه

10:14.104 --> 10:17.812
‫توی سن پایین ول‌مون کرد رفت.
‫دوین خیلی کوچولو بود.

10:20.479 --> 10:21.562
‫فکر کنم ببینه...

10:22.521 --> 10:24.771
‫وقتی ببینه دوین چه گل‌پسری شده،

10:25.979 --> 10:27.228
‫حتماً با آغوش باز می‌پذیرتش

10:27.229 --> 10:28.479
‫

10:30.771 --> 10:31.687
‫امیدِ مادرانه

10:35.937 --> 10:37.896
‫فعلاً تنها چیزی که برام مونده، امیده

10:40.229 --> 10:42.812
‫اگه خودت بچه داشتی،
‫حتماً درکم می‌کردی

10:50.812 --> 10:52.729
‫اون شعله کوچولوهه رو نگاه

10:54.104 --> 10:54.937
‫آره

11:46.729 --> 11:48.104
‫گردنبندم. مال منـه

11:49.562 --> 11:52.062
‫گفتم گردنبندم رو پس بده!

12:08.104 --> 12:09.437
‫گردنبندم رو می‌خوام!

12:10.521 --> 12:12.353
‫مال تو نیست!

12:12.354 --> 12:13.562
‫بدش به من!

12:50.229 --> 12:51.728
‫از کِی تا حالا لنگ میزنه؟

12:51.729 --> 12:54.687
‫نمی‌دونم. مسیر سنگ و کلوخ زیاد داشت و
یکم تعادلش رو از دست داد

12:56.896 --> 12:58.854
‫یه سنگ توی سُمش گیر کرده

12:59.687 --> 13:00.937
‫سوار این اسب نشو

13:01.771 --> 13:04.229
‫پسره رو سوارش می‌کنیم،
‫ببینیم می‌تونه حملش کنه یا نه

13:05.562 --> 13:06.854
‫دوین، وقت حرکتـه

13:09.062 --> 13:09.896
‫یالا!

13:10.812 --> 13:12.729
‫باید اسب‌هامون رو با هم عوض کنیم

13:13.562 --> 13:14.520
چرا؟

13:14.521 --> 13:16.604
‫- چون ناچاریم
‫- چرا خب؟

13:17.229 --> 13:18.104
‫دوین؟

13:19.062 --> 13:20.395
‫- چی شده؟
‫- هیچی

13:20.396 --> 13:22.271
‫- زخمی شدی؟
‫- نه، چیزی نیست

13:47.312 --> 13:48.896
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- از جاتون جُم نخورید

13:49.729 --> 13:51.604
دو ماه، همینجا نگهش دار. جلو نیاید

13:54.104 --> 13:55.062
‫بسپارش به من

13:56.146 --> 13:57.021
‫گم شدی؟

13:57.854 --> 13:58.687
‫سلام

14:00.062 --> 14:01.062
‫اسمت چیـه؟

14:01.812 --> 14:02.812
‫چیزیت شده؟

14:03.771 --> 14:05.354
‫چیزی نیست. ‫ما کمکت می‌کنیم

14:07.937 --> 14:08.811
‫نترسی ها

14:14.604 --> 14:16.187
‫جات پیش‌مون امنـه

14:18.146 --> 14:19.312
‫بابا!

14:20.812 --> 14:22.770
‫بابایی اینجاست؟ پس بریم دنبال بابا

14:22.771 --> 14:23.687
‫خوبـه؟

14:24.354 --> 14:26.021
‫ما اون طرفی نمیریم

14:26.771 --> 14:27.936
‫چی؟ یعنی چی؟

14:27.937 --> 14:30.645
یعنی ‫اونجا چیز خوبی عایدمون نمیشه

14:30.646 --> 14:31.729
‫این بچه چی؟

14:32.271 --> 14:33.396
‫این بچه چی؟

14:34.479 --> 14:36.353
‫میگه خونواده‌ام اونجان

14:36.354 --> 14:39.479
‫اگه واقعاً خونواده‌اش اونجا بودن،
الان از توی جنگل صداش میزدن

14:40.062 --> 14:42.478
آیزک، لاأقل خودمون بریم
‫ببینیم چه خبره

14:42.479 --> 14:43.562
‫ولش کن

14:44.562 --> 14:45.396
‫نه

14:48.062 --> 14:49.061
‫این کیـه؟

14:49.062 --> 14:50.270
‫اسم هم داره؟

14:50.271 --> 14:51.520
‫مامان، این کیـه؟

14:51.521 --> 14:52.771
‫دوست جدیدمونـه

14:53.604 --> 14:54.811
‫قراره باهامون بیاد؟

14:54.812 --> 14:57.062
‫می‌خوایم کمکش کنیم خونواده‌اش رو پیدا کنه

14:57.646 --> 14:59.061
‫ایشون دو ماهـه

14:59.062 --> 15:00.811
‫فکر کنم باید سوار اسب من بشه

15:00.812 --> 15:02.854
‫- همراهمون میاد؟
‫- نه. هی!

15:04.062 --> 15:05.437
‫فکر خوبی نیست

15:06.396 --> 15:09.478
‫یه سؤال؛ اگه تنها بودی،
ولش می‌کردی به امون خدا؟

15:09.479 --> 15:10.646
‫آره

15:13.854 --> 15:15.979
‫پس بگو چرا دارو می‌خوری!

15:53.896 --> 15:54.812
‫

16:26.687 --> 16:27.854
‫ما پیداش کردیم

16:28.437 --> 16:31.561
‫تک و تنها... پیداش کردیم

16:39.396 --> 16:40.353
‫از اسب پیاده نشو

16:40.354 --> 16:41.271
‫خانم

16:41.896 --> 16:43.895
‫خانم، دختر شماست؟

16:49.146 --> 16:51.520
‫آقا؟ دختر شماست؟

16:51.521 --> 16:53.270
‫خیال می‌کردیم گم شده

16:53.271 --> 16:54.603
‫نه. خب، ما پیداش کردیم

16:54.604 --> 16:55.895
‫سارا، سوار اسبت شو

16:55.896 --> 16:58.311
‫- تک و تنها بود
‫- چطوری جبران کنم؟

16:58.312 --> 17:01.395
‫- می‌خواستیم مطمئن بشیم جاش امنـه
‫- نه، باید بمونید

17:01.396 --> 17:04.603
‫خانم، ما چیز خاصی نداریم.
‫بیاید یکمی سوپ بخورید.

17:04.604 --> 17:05.520
‫- دور هم می‌خوریم
‫- نه

17:05.521 --> 17:08.270
‫- نیازی نیست، باید راه بیفتیم
‫- یه سوپـه دیگه. لطفاً...

17:08.271 --> 17:09.521
‫آقای رید!

17:10.937 --> 17:12.229
‫از جات تکون نخور

17:16.271 --> 17:17.271
‫هی

17:19.021 --> 17:20.729
‫آروم باش، سرکار

17:24.396 --> 17:27.312
‫مامان!

17:30.479 --> 17:31.978
‫تفنگت رو بنداز پایین

17:31.979 --> 17:33.104
از اسب پیاده شو

17:34.896 --> 17:36.186
‫پیاده شو وگرنه پسره رو می‌کُشم

17:36.187 --> 17:37.896
‫بسـه. تفنگت رو بنداز، تو رو خدا

17:44.979 --> 17:46.646
‫- پسره رو بکُشید
‫- نه، نه!

17:49.021 --> 17:52.896
‫تفنگت رو آروم بنداز پایین. یالا

17:56.896 --> 17:58.312
‫آروم

17:59.604 --> 18:00.729
‫آها

18:03.979 --> 18:05.937
‫هفت‌تیرت رو بنداز رو زمین

18:06.646 --> 18:07.729
‫آروم

18:10.021 --> 18:11.021
‫حالا

18:13.646 --> 18:17.521
‫باریکلا. پیاده شو و
‫روی شکمت بخواب

18:20.812 --> 18:21.812
‫آروم

18:23.396 --> 18:25.020
‫خوبـه. آره، آفرین

18:25.021 --> 18:26.979
‫آروم، آروم

18:32.812 --> 18:33.687
‫دَمَر

18:35.021 --> 18:35.937
‫روی زمین

18:38.104 --> 18:40.229
‫- بخواب
‫- ببخشید

18:46.604 --> 18:48.479
‫خوبـه، آروم

18:49.104 --> 18:51.896
‫بخواب. صورتت بخوره به خاک.
‫قشنگ دراز بکِش.

18:52.854 --> 18:53.854
‫آها

18:54.479 --> 18:55.311
‫خوبـه

18:57.937 --> 18:59.396
‫چه حسی داره؟ ها؟

19:03.021 --> 19:04.395
‫آهای!

19:07.812 --> 19:09.229
‫دوین!

19:12.979 --> 19:15.937
‫مامان!

19:21.354 --> 19:23.561
‫می‌خوای توله موله‌ها رو بدی بهم؟

19:23.562 --> 19:24.853
‫خوک خوکـه دیگه، جیم

19:24.854 --> 19:27.812
‫اون گوشه‌ای که اصلاً انگار موشی چیزیـه

19:28.771 --> 19:29.646
‫جیم

19:35.354 --> 19:37.896
‫قبل جوش دادن این معامله،
‫یه ترازو برام جور کن، وینکی

19:42.187 --> 19:43.687
‫آقای وایلد بیل هیکمن

19:45.771 --> 19:47.687
‫انتظار نداشتم
دوباره به این زودی ببینم‌تون

19:48.896 --> 19:51.187
‫اون هم با این تعداد از افراد

19:52.271 --> 19:53.271
‫بریجر

19:58.812 --> 20:00.603
‫کله‌گنده‌ها رو هم که آوردی

20:00.604 --> 20:03.603
‫خب، از برادر هیکمن در مورد گفتگوتون شنیدم

20:03.604 --> 20:06.312
فکر کردم لازمـه خودم یه سر بیام

20:06.812 --> 20:09.728
‫آره، ایشالا که خیلی
تو زحمت نیفتاده باشید، فرماندار

20:09.729 --> 20:10.979
حیفـه، این همه راه کوبیدید اومدید

20:13.062 --> 20:15.646
‫مقصد اصلیم اینجا نیست

20:18.104 --> 20:21.061
‫اگه منتظرید یکی بیاد
‫براتون فرش قرمز پهن کنه،

20:21.062 --> 20:23.145
‫باید بگم که متأسفانه
‫اینجا از این خبرها نیست

20:23.146 --> 20:24.604
‫حتی برای زن جماعت

20:27.104 --> 20:28.687
‫دارم یه نگاهی به زمین‌ها می‌اندازم

20:30.229 --> 20:31.062
باشکوهـه

20:31.729 --> 20:32.729
‫اکثراً مسطحـه

20:34.521 --> 20:36.229
‫خیلی هم ارزشمند

20:37.854 --> 20:38.854
‫شکی درش نیست

20:43.771 --> 20:45.104
خودشـه

20:51.646 --> 20:56.062
‫یکمی جا تنگـه، بخاطر همین
‫از بعضی اتاق‌ها بهینه مصرف می‌کنیم

21:05.354 --> 21:07.146
‫همیشه به پسرم، کاترل، میگم...

21:10.229 --> 21:12.520
‫از اونجایی که همسایه‌ایم،
‫باید رک و پوست‌کنده بهش می‌گفتم که

21:12.521 --> 21:14.645
می‌خوام دفترم توی فاحشه‌خونه باشه

21:14.646 --> 21:17.187
‫توی سالت‌لیک‌سیتی،
‫روسپی‌خونه غیرمجازه

21:19.396 --> 21:20.937
‫خب، دلیلش مشخصـه

21:21.562 --> 21:25.145
چند تا زن داشتید شما، آقای فرماندار؟
بیست و دو تا؟

21:25.146 --> 21:29.229
در اصل بیست تاست، اما مطبوعات
‫دوست دارن خبرهای مربوط به من رو تحریف کنن

21:29.896 --> 21:33.521
‫صرفاً برای تحریک کسایی که
‫چشم دیدن مردم‌مون رو ندارن

21:34.604 --> 21:37.603
‫عارضم خدمتتون که،
‫بیشتر زنهای من مُسن هستن و

21:37.604 --> 21:41.479
‫به چشمم بیشتر حکم مادر رو دارن تا همسر

21:42.312 --> 21:44.311
‫اینجوری که داستان به‌کل عوض میشه

21:44.312 --> 21:46.979
‫جوری که بعید می‌دونم
اصلاً با بهترین دخترهای ما قابل قیاس باشه

21:48.604 --> 21:52.978
‫به گوشم رسوندن که
مذاکرات اخیرتون با برادر هیکمن

21:52.979 --> 21:55.271
‫شوربختانه متشنج پیش رفته

21:56.146 --> 21:59.646
‫آدم‌تون، بیل، لحنش جوریـه که
‫اصلاً به دلم نمی‌شینه

22:00.854 --> 22:04.604
‫انگار چشمشون دنبال چیزیـه که
‫بقیه حاضر نیستن تقدیم‌شون کنن

22:05.354 --> 22:09.603
بنده عذرخواهم که شما
‫همچین برداشتی کردید، آقای بریجر

22:09.604 --> 22:12.145
‫بهتون اطمینان خاطر میدم
‫نیت بنده این نیست

22:12.146 --> 22:14.062
‫نیت شما چیـه، آقای فرماندار؟

22:18.521 --> 22:19.854
قلعه‌ات رو می‌خوام

22:21.562 --> 22:23.229
‫جز این بود تعجب می‌کردم

22:24.187 --> 22:28.687
‫اگه دست ارتش بهش برسه که
‫کار شما، مورمون‌ها، تمومـه

22:36.354 --> 22:40.396
‫چی شد که اومدید اینجا، آقای بریجر؟

22:42.687 --> 22:43.562
‫همم...

22:44.937 --> 22:46.062
‫عطش

22:47.271 --> 22:50.645
‫تقریباً یه هفته‌ی تموم،
‫از چنگال دوتا خرس گریزلی و

22:50.646 --> 22:52.271
‫قبیله‌ی بلکفوت فراری بودم

22:53.229 --> 22:55.104
‫روز دوم،
هر چی آب داشتم تموم شد

22:55.771 --> 22:59.353
‫وقتی که گمم کردن،
‫دیگه جونِ شاشیدن هم نداشتم

22:59.354 --> 23:01.562
‫اونجا بود که پام به اینجا رسید

23:02.521 --> 23:04.562
‫رودخونه دور تا دورش رو گرفته بود

23:06.021 --> 23:09.521
‫همین که سیراب شدم،
‫با خودم گفتم دیگه وقتشـه سر و سامون بگیرم

23:11.521 --> 23:15.186
‫گمون کنم من هم به واسطه‌ی عطشم
‫پام به این زمین‌ها باز شده، آقای بریجر

23:15.187 --> 23:17.395
‫اون هم فقط با ۵۰ دلار توی جیبم

23:17.396 --> 23:20.728
‫عطشی که ایمانم رو قوی‌تر می‌کنه

23:20.729 --> 23:22.271
‫حالا جفت‌مون اینجا نشستیم

23:23.396 --> 23:27.103
‫توی یه انباری خاک‌گرفته که
‫سه‌تا اتاق اون‌طرف‌ترش روسپی‌خونه‌ست

23:27.104 --> 23:29.936
‫همگی سیرابیم،
‫اما همچنان تو این فکریم که

23:29.937 --> 23:33.896
‫بهترین راه برای حفظ اون رودخونه
‫برای همیشه چیـه؟

23:38.729 --> 23:42.311
‫باید تا سه روز آینده
‫به مسائل کلیسا رسیدگی کنم، آقای بریجر

23:42.312 --> 23:45.562
‫تموم که شد،
‫باید گفتگومون رو ادامه بدیم

23:46.146 --> 23:47.104
‫من اینجا هستم

23:47.646 --> 23:48.771
‫تحت هر شرایطی

23:51.396 --> 23:53.645
‫خب، نظرتون چیـه
‫تا اونموقع یه چرتکه بندازید و

23:53.646 --> 23:56.436
‫مبلغ معقولی برای فروش ارائه بدید؟

23:56.437 --> 23:58.271
‫رقمی که مورد قبول جفت‌مون باشه

23:59.271 --> 24:00.104
‫آره

24:00.646 --> 24:03.104
‫زیادی از حد به اینجا وابسته شدم

24:03.812 --> 24:05.895
‫الان هم دیگه سنی ازم گذشته و
هم ‫توانی برام نمونده که

24:05.896 --> 24:07.854
‫بخوام برم دنبالِ یه جایی مثل اینجا

24:08.896 --> 24:11.645
‫پس، اگه اشتباه نکنم
‫رقمی که برای من معقول باشه

24:11.646 --> 24:15.021
‫باعث میشه آه از نهاد تو بلند بشه، فرماندار

24:16.604 --> 24:18.771
‫من مرد روزهای سختم، آقای بریجر

24:20.979 --> 24:21.812
‫هر چی شما بگید

24:22.812 --> 24:23.729
‫روز خوش

24:24.854 --> 24:26.396
توی مسیر مراقب باشید

24:27.646 --> 24:30.271
‫شنیدم توی دوران اوج غارتگری هستیم، فرماندار

24:30.812 --> 24:34.187
‫خداوند یار و یاور منـه، آقای بریجر.
‫نگران نباشید.

24:35.396 --> 24:36.229
‫سَمی؟

24:36.896 --> 24:39.978
‫گمونم تا فرصت هست،
بهتره بریم مشروب بزنیم

24:39.979 --> 24:41.187
‫اوهوم

24:41.211 --> 24:51.211
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

25:00.437 --> 25:01.604
‫چرا دارید...

25:03.729 --> 25:06.312
‫دار و ندارمون رو گرفتید دیگه.
‫ولمون کنید بریم.

25:08.396 --> 25:09.604
‫نه همه‌ چی

25:16.729 --> 25:17.979
‫صبح بخیر، سرکار

25:28.104 --> 25:29.312
‫کاریش نداشته باشید

25:39.312 --> 25:40.186
‫ولمون کنید!

25:43.437 --> 25:46.687
‫هر چی کمتر حواسشون بهمون باشه،
‫ما فرصت بیشتری برای فرار داریم

25:52.021 --> 25:53.812
‫می‌خوای چیکارمون کنن؟

26:24.229 --> 26:25.771
‫می‌خواستید صحبت کنید، کاپیتان؟

26:28.354 --> 26:30.771
‫چی از حمله‌ی مِدوز می‌دونی؟

26:33.396 --> 26:35.937
‫تا جایی که من خبر دارم،

26:37.062 --> 26:39.521
بعضی از ‫مردم‌مون رو سلاخی کردن

26:40.187 --> 26:41.646
‫کار سرخپوست‌ها نبود

26:43.812 --> 26:45.936
‫یکی از بازمانده‌هاش پیش ماست و
‫خلافش رو میگه

26:45.937 --> 26:49.479
‫مدعی شده... که کارِ
‫قبیله‌ی گرگ‌هاست

26:51.521 --> 26:53.521
‫از بازمانده منظورت جیکوب پرتـه؟

26:54.937 --> 26:55.771
‫بله

26:56.271 --> 27:00.354
‫می‌خوام از آقای پرت بپرسم
‫ببینم اون شب واقعاً چی شد

27:03.104 --> 27:06.020
‫شرمنده ناامیدتون می‌کنم،
‫اما متأسفانه راهی سفری شده

27:06.021 --> 27:08.521
‫بره همسرش، خواهر آبیش رو که
‫ربوده شده پیدا کنه

27:09.646 --> 27:12.520
‫خب، شنیدیم سفیدپوست‌ها
‫توی حمله دخیل بودن

27:12.521 --> 27:14.354
‫شما هم که جمیعاً سفیدپوست‌اید

27:18.979 --> 27:23.478
‫امیدوارم آقای پرت هنوز عقلش سر جاش باشه که
‫بتونه جزئیات ماجرا رو برامون تعریف کنه

27:23.479 --> 27:24.812
‫

27:25.562 --> 27:29.395
‫خب، متأسفانه پرت یکمکی گیج و ویج شده

27:29.396 --> 27:32.271
‫اما اگه خواستید با چشم‌های خودتون ببینید،

27:33.104 --> 27:35.146
‫مسیرشون سمت سیدار فالز بود

27:36.479 --> 27:39.020
‫من شنیدم قبیله‌ی گرگ‌ اونجا مخفی شدن

27:39.021 --> 27:42.896
‫از اونجایی هم که رد فِدر
‫همه‌شون رو قلع و قمع کرده،

27:43.729 --> 27:45.604
‫گمونم جای خوبیـه برای شروع

27:46.979 --> 27:51.312
‫اگه تو... واقعاً علاقمند بودی
‫از مردمت محافظت کنی،

27:52.062 --> 27:54.061
‫الان اونجا بودی و ‫یه حرکتی میزدی

27:54.062 --> 27:58.229
‫اما الان اینجا وایسادی و با من و
‫افرادم سرِ جنگ داری

27:59.687 --> 28:02.521
‫شما نهاد نظامی نیستید، آقای ولزی

28:03.271 --> 28:04.771
بلکه دار و دسته‌ی مورمون هستید

28:06.354 --> 28:09.270
‫مدرکی مبنی بر دست داشتن‌تون
‫توی این حملات پیدا کنم،

28:09.271 --> 28:12.979
‫دولت ایالات متحده عزم این ارتشی که
ازش دم میزنی رو محک میزنه

28:15.187 --> 28:16.187
‫روز خوش

28:17.521 --> 28:18.521
‫بریم، پسرها

28:30.146 --> 28:32.771
‫احتمالاً درمورد رد فِدر راست میگن

28:34.104 --> 28:36.521
‫آره، یه چندتا پیشاهنگ بفرست سیدار فالز

28:37.479 --> 28:40.271
‫ببین می‌تونن این یارو رد فِدر رو پیدا کنن

29:18.187 --> 29:19.396
‫اسمت چیـه؟

29:21.437 --> 29:22.979
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

29:27.729 --> 29:28.854
‫هی، سرکار

29:30.021 --> 29:31.312
‫اسمش چیـه؟

29:48.937 --> 29:51.103
‫اسم مامانیت چیـه؟

29:51.104 --> 29:52.062
‫دست‌مون رو باز کن

29:53.479 --> 29:55.021
‫پول، خوراک، چی می‌خوای؟

29:55.812 --> 29:57.728
‫اسم مامانت چیـه؟

29:57.729 --> 29:58.646
‫سارا؟

30:09.396 --> 30:11.271
‫هر چی بخواید بهتون میدیم

30:13.646 --> 30:14.562
‫چی می‌خواید؟

30:18.437 --> 30:20.896
‫تو حاضری، سارا؟

30:22.104 --> 30:23.396
‫هر چی خواستیم بهمون بدی؟

30:26.104 --> 30:26.937
‫آره

30:30.354 --> 30:32.478
‫- مامان
‫- چی می‌خوای؟

30:32.479 --> 30:33.811
‫بگو ببینم چی می‌خوای

30:33.812 --> 30:36.353
‫مامان. مامان!

30:36.354 --> 30:37.478
‫بعید می‌دونم

30:37.479 --> 30:38.812
‫- مامان!
‫- ولش کن

30:39.937 --> 30:42.978
‫مامان! مامان! نه!

30:42.979 --> 30:44.686
‫- نه!
‫- ولش کنید!

30:44.687 --> 30:46.687
‫- بهش دست نزن!
‫- مامان، نه!

30:47.354 --> 30:48.687
‫نه!

30:49.979 --> 30:51.354
‫ولش کن!

30:52.646 --> 30:53.521
‫بگیرش!

30:56.771 --> 30:58.646
‫نه!

31:04.396 --> 31:05.937
‫تو رو خدا!

31:06.646 --> 31:09.562
‫نه!

31:20.479 --> 31:23.479
‫بالای اون تپه؟ تپه دومی؟

31:24.771 --> 31:25.687
‫رد فِدر

31:27.604 --> 31:29.145
‫بیاید تا بعد از ظهر صبر کنیم

33:00.854 --> 33:01.854
‫به‌هوش اومد؟

33:03.521 --> 33:04.354
‫نه

33:26.396 --> 33:27.937
‫- آبیش
‫- چه خبر شده؟

33:33.562 --> 33:36.896
‫♪ سپاس خدای را، در آینده ♪

33:38.021 --> 33:40.771
‫♪ دوباره منجی از راه میرسه ♪

33:42.021 --> 33:47.437
‫♪ وقتی‌که زمین شکوفه‌بارون میشه ♪

33:48.479 --> 33:50.520
‫♪ میتونه مأمنی باشه برای قدیس... ♪

33:50.521 --> 33:52.812
‫یه فکری به حال رفیق مورمونیت ببین

33:54.229 --> 33:55.312
‫زخمی شده

33:56.521 --> 33:57.478
‫ناخوشـه

33:57.479 --> 33:59.187
‫خب، بخواد همین وضعی پیش بره
‫من هم ناخوش میشم

33:59.771 --> 34:02.228
‫محض رضای خدا،
‫از وقتی باهامون همراه شده،

34:02.229 --> 34:04.270
‫داره همین کسشعر رو می‌خونه

34:04.271 --> 34:05.436
‫♪ حمد و ستا... ♪

34:05.437 --> 34:06.896
‫بسه دیگه، خدا لعنتت کنه!

34:09.979 --> 34:12.729
‫می‌خوام آبیش بدونه دارم میرم دنبالش

34:14.396 --> 34:17.145
‫اتفاقاً خیلی فکر خوبیـه،
‫اما محض رضای خدا، پرت

34:17.146 --> 34:19.021
‫به بقیه‌مون رحم کن

34:21.562 --> 34:24.936
‫از مناجات خوششون نمیاد.
اما ‫من بدم نمیاد، آقای پرت.

34:24.937 --> 34:30.145
‫اگه قبیله‌ی گرگ برده باشدش، نه الان،
‫نه هیچوقت دیگه صدات رو نمی‌شنوه

34:30.146 --> 34:31.978
‫نیازی نیست بهش بگی

34:31.979 --> 34:33.353
‫همینجوری گفتم

34:33.354 --> 34:37.479
‫خودم شنیدم رد فِدر زن‌های سفیدپوست رو
‫چند روز مداوم شکنجه میده و بهشون تجاوز می‌کنه

34:38.062 --> 34:43.729
‫بدون وقفه، عینهو همین سرود تخمیش

34:44.687 --> 34:46.146
‫حالا اگه دهن وامونده‌ات رو ببندی، پرت

34:47.437 --> 34:49.479
‫احتمال داره صدای جیغ و فریادِ
‫زن خوشگلت رو بشنوی

35:23.646 --> 35:25.645
‫مامان. مامان

35:30.187 --> 35:31.521
‫سرم درد می‌کنه

35:32.312 --> 35:35.104
‫تمرکزت رو بذار روی باز کردن دست‌هات

35:40.937 --> 35:42.396
‫نمی‌دونم از پسش بر میام یا نه

35:47.687 --> 35:49.604
‫قبل اینکه خونه رو ترک کنی،

35:50.646 --> 35:51.896
‫سرگرمیت چی بود؟

35:53.646 --> 35:54.687
‫ماهیگیری دوست داری؟

35:56.354 --> 35:58.229
‫- تابحال ماهیگیری نرفتم
‫- نه؟

35:59.687 --> 36:00.521
‫چرا؟

36:01.187 --> 36:03.479
‫جایی نبود که بشه ماهیگیری کرد

36:22.187 --> 36:24.520
‫قول میدم از اینجا بریم،

36:24.521 --> 36:28.896
‫خودم ماهیگیری بهت یاد بدم،
‫اما باید یه قولی بهم بدی

36:30.354 --> 36:31.896
‫که قوی بمونی

36:33.271 --> 36:34.562
‫عینهو مامانت

36:36.687 --> 36:38.396
‫مامان! مامان!

36:40.604 --> 36:42.478
‫- دست از سرش بر دارید
‫- هی!

36:42.479 --> 36:44.020
‫به یه چیز دیگه فکر کن

36:44.021 --> 36:44.937
‫الیور توئیست

36:46.729 --> 36:48.271
‫مامان! ولش کنید!

36:48.937 --> 36:51.021
‫مامان! ولش کنید!

36:53.979 --> 36:57.020
‫«در نُهمین سالگرد تولد الیور توئیست،
‫وی پسری استخوانی و رنگ‌پریده بود و

36:57.021 --> 36:58.895
‫هم قد و قامت کوچکی داشت.»

36:58.896 --> 37:02.186
‫«در نُهمین سالگرد تولد الیور توئیست،
‫وی پسری استخوانی و رنگ‌پریده بود و

37:02.187 --> 37:03.686
‫هم قد و قامت کوچکی داشت.»

37:03.687 --> 37:06.853
‫«در نُهمین سالگرد تولد الیور توئیست،
‫وی پسری استخوانی و رنگ‌پریده بود و

37:06.854 --> 37:08.771
‫هم قد و قامت کوچکی داشت.»

37:23.104 --> 37:24.478
‫هرزه‌ی الاغ!

38:52.521 --> 38:54.437
‫- می‌خواستم بهت بگم...
‫- نه

38:55.437 --> 38:58.479
‫لطف دارید، آقای رید.
‫اما ترحم‌تون به دردم نمی‌خوره.

39:02.396 --> 39:05.104
‫مُهر تأییدیـه به طرز فکر اونها
‫درمورد ضعیف بودنِ من

39:05.812 --> 39:07.562
‫دیدیم آخر و عاقبت‌شون چی شد

39:12.771 --> 39:16.312
‫تقصیر خودم بود. نباید به اون دختربچه
‫کمک می‌کردیم. من اشتباه کردم.

39:23.896 --> 39:27.645
‫راستش، هر کاری که می‌کنم و
‫همیشه تموم فکر و ذکرم...

39:27.646 --> 39:30.604
‫محافظت از پسرم بوده.
‫اما امروز حواسم پرت شد.

39:32.729 --> 39:35.104
‫یادم رفت. فراموش کردم پسر زندگیمـه و بس

41:52.562 --> 41:57.146
‫رنگِ جنگ روی صورتتـه

41:58.437 --> 41:59.479
‫تا همیشه

42:00.437 --> 42:01.979
‫یه نگاه به اطرافت بنداز

42:03.562 --> 42:05.229
‫جنگ کجا بود؟

42:05.937 --> 42:07.812
‫تو انتخابت اینـه که نبینی

42:08.396 --> 42:10.146
‫هیچوقت هم نخواهی دید

42:12.146 --> 42:17.437
‫اینجا دنبال چی اومدی، رد فِدر؟

42:18.021 --> 42:19.687
می‌خوام چند صباحی اینجا بمونم

42:20.521 --> 42:22.270
‫چون دنبالتن

42:22.271 --> 42:26.687
‫پس دشمن‌هات قراره دنبال ما هم بیفتن

42:27.479 --> 42:29.728
‫دشمنِ من و شما نداره

42:29.729 --> 42:33.479
‫هر موجودِ زنده‌ای با تو دشمنی داره

42:34.229 --> 42:37.396
‫ما از پسشون بر نمیایم

42:38.646 --> 42:42.854
‫هرگز پای پسرم رو به جنگ و درگیری باز نمی‌کنم

42:55.479 --> 42:58.271
‫کاپیتان، ترنر برگشتـه.
‫توی بهداریـه.

42:58.937 --> 42:59.770
‫تنهاست؟

42:59.771 --> 43:02.271
‫میگه تموم همراهانش رو کشتن

43:03.854 --> 43:05.311
‫می‌دونی چی شده؟

43:05.312 --> 43:07.520
‫قبیله‌ی گرگ. احتمال زیاد کار رد فِدره

43:08.646 --> 43:10.103
‫- بر پدرت!
‫- بیرون!

43:19.479 --> 43:20.479
‫چی شد؟

43:22.896 --> 43:23.896
‫چه اتفاقی افتاد؟

43:24.604 --> 43:28.187
‫قبیله‌ی گرگ. تا به خودمون بیایم
‫دیدیم بهمون حمله کردن.

43:32.979 --> 43:34.395
‫بعداً دیدم چند نفری‌شون رو
‫از کنارمون گذشتن

43:34.396 --> 43:36.353
‫کی رو دیدی؟ کی؟

43:36.354 --> 43:38.395
‫رد فِدر، بین‌شون بود

43:38.396 --> 43:40.395
‫داشت کدوم طرفی می‌رفت؟

43:40.396 --> 43:42.728
‫جنوب غربی، به سمت تپه‌های کوچیک

43:42.729 --> 43:45.145
‫خیلی‌خب، خوبـه. احسنت.
‫مراقبش باش، دکتر.

43:45.146 --> 43:47.229
‫اردوگاه وینتر برد اون طرفـه

43:49.187 --> 43:51.686
‫می‌خوام چند تا پیشاهنگ بفرستی
‫اردوگاه شوشونی

43:51.687 --> 43:55.896
‫ببین رد فِدر اونجاست یا نه، خب؟
‫مخفی بمون. نذاری ببیندت ها

43:56.562 --> 43:57.562
‫چشم، قربان

44:04.521 --> 44:07.687
‫هر چه زمان بیشتری صرفِ
‫درک این مکان می‌کردم،

44:10.021 --> 44:11.687
‫بیشتر از همیشه دست و پا می‌زدم

44:17.729 --> 44:21.771
‫حس می‌کنم دارم فرسنگ‌ها از
‫درک و فهم خودم دور و دورتر میشم

44:26.687 --> 44:30.062
‫صلح و معصومیت دارن
‫مغلوبِ نفرت و ترس میشن

44:33.104 --> 44:36.687
‫همواره... صلح رو به زوالـه

44:41.229 --> 44:43.729
اینجا ‫کمتر کسی پیدا میشه که
‫رحم و مروّت سرش بشه

44:50.187 --> 44:52.187
‫مَودت فطری مردم
‫داره کمرنگ میشه...

44:54.812 --> 44:57.812
‫حالا، می‌ترسم از اینکه تا به ابد،
‫از دست رفته باشه

45:03.562 --> 45:04.936
‫دردی عمیق بر من چیره شده

45:04.937 --> 45:08.937
‫دردی که ناشی از فقدان همیشگی و
‫بزرگِ عشق و محبتـه

45:13.146 --> 45:15.312
‫جمعیت قلیلی از این سرزمین
‫بویی از شرافت بردن

45:21.812 --> 45:23.604
‫چیزی جز وحشی‌گری اینجا نمونده

45:27.187 --> 45:31.021
‫جوری با اون یه تیکه پارچه وَر میری که
‫من رو یادِ ور رفتن لوکاس با نرینگیش می‌اندازه

45:31.812 --> 45:33.521
‫گفته بود مال خانمشـه

45:35.187 --> 45:36.771
‫عه، نه بابا! راست میگه؟

45:38.646 --> 45:41.478
‫پرت‌جون، میشه بدی
‫من هم یه دستی بهش بکِشم؟

45:41.479 --> 45:43.146
‫از قوه‌ی تخیلم استفاده کنم

45:44.521 --> 45:47.811
‫بهش توجه نکن، آقای پرت.
‫بدبخت تا حالا هیچکسی رو نداشته.

45:47.812 --> 45:48.978
‫چی چی؟

45:48.979 --> 45:50.479
‫بویی از عشق نبُردی

45:52.187 --> 45:53.271
‫تیلی

45:54.771 --> 45:56.521
‫می‌خوای چیکار کنی حالا؟

45:57.229 --> 45:58.062
‫ها؟

45:59.354 --> 46:01.896
‫- تیلی، تمومش کن
‫- که چی خب؟

46:03.146 --> 46:04.354
‫بی‌خایه

46:05.979 --> 46:06.979
‫بریم جمع کنیم

46:09.229 --> 46:11.229
‫تصمیم با تو نیست، مورمون

46:24.187 --> 46:25.979
وقتش رسیده که راه بیفتیم

46:27.354 --> 46:29.479
وقتش رسیده، ‫اما مسیرِ تو نیست

46:33.104 --> 46:35.312
معطل نمی‌کنیم تا این زن پیدا بشه

46:38.271 --> 46:39.146
‫تیلی

46:39.854 --> 46:40.771
‫بریم

46:40.795 --> 46:50.997
‫ترجمه از « iredprincess »

46:51.021 --> 46:52.271
‫پیداش می‌کنیم

46:55.229 --> 46:56.479
‫تو آدم خوبی هستی، پرت

46:56.503 --> 47:06.491
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
