WEBVTT

00:08.750 --> 00:11.083
‫پنج، چهار...

00:12.041 --> 00:15.958
‫سه، دو، یک...

00:20.875 --> 00:22.916
‫شانس اوردی که نمی‌تونم
‫بهت شلیک کنم

00:23.583 --> 00:26.208
‫ولی باید بکنی. ولی ماری،
‫راه فراری ندارم

00:26.291 --> 00:27.916
‫داره مد میشه

00:28.791 --> 00:31.125
‫و فقط می‌تونم تا یه جای امن برسونمت...

00:32.125 --> 00:33.750
‫چون فقط من نور دارم

01:05.250 --> 01:09.041
‫مهربونی رو امتحان کردم.
‫حالا بذار منطق رو امتحان کنم

01:10.333 --> 01:14.625
‫جونت در دستان منه. همونطور
‫که جون من در دستان توست

01:14.708 --> 01:17.041
‫دارم دنبال دریای شعله‌ها می‌گردم

01:17.125 --> 01:19.333
‫از کجا در مورد دریای شعله‌ها می‌دونی؟

01:19.416 --> 01:21.166
‫پدرت بهم گفت

01:21.250 --> 01:23.458
‫با پدرم حرف زدی؟

01:23.541 --> 01:26.000
‫بهم بگو کجاست

01:26.083 --> 01:27.666
‫بهم بگو که زنده‌س

01:28.458 --> 01:29.708
‫می‌دونم که زنده‌س

01:30.625 --> 01:32.625
‫صداشو می‌شنوم

01:33.500 --> 01:35.541
‫به صدام گوش کن. بهم گوش بده

01:35.625 --> 01:38.958
‫نزدیک بمونین. خیلی شلوغه.
‫خیلی متاسف، ماری

01:39.041 --> 01:42.250
‫می‌دونم روز تولدته، ولی بازم باید
‫یه کارهایی بکنم. مراقب باش

01:42.333 --> 01:45.416
‫- گفتی که میریم تعطیلات
‫- میریم

01:45.500 --> 01:47.125
‫پس چرا اینقدر عجله داریم؟

01:47.208 --> 01:51.291
‫چون، ماری، متاسفانه آلمانی‌ها روز تولدت
‫رو برای حمله به پاریس انتخاب کردن

01:53.625 --> 01:54.625
‫ببخشید

02:31.250 --> 02:33.208
‫آلمانی‌ها با فرانسه چی کار می‌کنن؟

02:33.291 --> 02:37.958
‫به خاطر خود بزرگ‌بینی یه نفر تمام شهرها رو
‫غارت می‌کنن و هر چیز باارزشی رو برمی‌دارن

02:38.041 --> 02:41.083
‫بیا، میشه کمکم کنی کلید
‫تالار دایناسور رو پیدا کنم؟

02:41.166 --> 02:43.000
‫تو خیلی سریعتر از منی

02:44.833 --> 02:48.541
‫بیا، ماری، باید هر چی می‌تونیم رو نجات بدیم
‫و بعدش خودمونو نجات بدیم

02:48.625 --> 02:50.000
‫یه جعبه سمت راستته

02:50.083 --> 02:52.142
‫- دنیل! هنوزم اینو می‌خوای؟
‫- بله، فوری

02:52.166 --> 02:53.375
‫به محض اینکه بتونم برمی‌گردم

03:01.750 --> 03:04.416
‫ببخشید که اوردمت، ماری، ولی
‫اگه توی آپارتمان میذاشتمت...

03:04.500 --> 03:07.291
‫تضمینی وجود نداشت
‫که بتونم برگردم

03:07.375 --> 03:09.708
‫خیابون‌ها رو می‌بندن و
‫حکومت نظامی اعلام می‌کنن

03:09.791 --> 03:14.208
‫وقتی نازی‌ها به موزه بیان،
‫اولین چیزی که دنبالش می‌گردن همینه

03:18.000 --> 03:21.000
‫- این سنگ‌ها رو با خودمون می‌‌بریم؟
‫- نه، بگیرش

03:21.791 --> 03:25.458
‫به افرادی میدیم‌شون که مطمئنم
‫از پاریس خارج‌شون می‌کنن

03:26.458 --> 03:28.375
‫و اگه اونا گیر بیافتن چی میشه؟

03:30.666 --> 03:31.750
‫مورد آخر

03:41.958 --> 03:45.833
‫وقتی سوار قطار میشیم، کیک می‌گیریم
‫تا تولدتو جشن بگیریم

03:45.916 --> 03:47.833
‫به سمت جنوب میریم،
‫به خونه یه دوست

03:49.916 --> 03:51.208
‫کدوم دوست؟

03:52.458 --> 03:56.875
‫دوستی که می‌تونم بهش
‫تکیه کنم تا مراقب چیزهای ارزشمند باشه

03:59.333 --> 04:00.333
‫مثل تو، ماری

04:02.791 --> 04:04.625
‫بیا، اونطرفش رو برام تا بزن

04:04.708 --> 04:05.708
‫بزن بریم

04:06.416 --> 04:08.416
‫حالا دایناسورها منتظرن

04:09.875 --> 04:12.041
‫دستتو بهم بده و بدو بریم

04:14.041 --> 04:15.541
‫مطمئن شو بهشو بگی فوریه

04:15.625 --> 04:17.125
‫دنیل، خدا رو شکر که برگشتی

04:17.208 --> 04:18.958
‫آلمانی‌ها جلوی در عمومی هستن

04:19.041 --> 04:22.291
‫بهشون گفتیم که تعطیل کردیم،
‫ولی فکر کنم الانه که به زور وارد بشن

04:22.375 --> 04:23.875
‫بذار بیان تو. براشون قهوه درست کن

04:23.958 --> 04:26.208
‫بهشون سیگار بده.
‫پنج دقیقه معطل‌شون کن

04:26.291 --> 04:28.750
‫بهش کلیدها رو بده تا بتونه
‫هر دری که ازش اومدیم تو رو قفل کنه

04:28.833 --> 04:31.083
‫وقتی داری میری بیرون وانمود کن
‫نمی‌تونی کلید درست رو پیدا کنی

04:31.166 --> 04:33.375
‫آدم‌های که فقط از چشم‌هاشون
‫استفاده می‌کنن براشون سخته

04:33.458 --> 04:35.250
‫می‌بینی، دخترم خیلی
‫خوب هوامو داره

04:35.333 --> 04:37.708
‫- شما کجا میرین؟
‫- نگران نباش، چیزی‌مون نمیشه

04:37.791 --> 04:39.166
‫مراقب خودتون باشین

04:42.500 --> 04:44.416
‫آقای دالی، درها رو باز کن
‫و بذار بیان تو

04:44.500 --> 04:47.000
‫- منم الان میام اونجا
‫- بهم بگو جریان چیه

04:47.083 --> 04:49.625
‫از بارونی ده فرانکیم استفاده می‌کنم...

04:49.708 --> 04:53.958
‫تا الماس‌ها و جواهراتی که ارزش‌شون
‫از نصف پاریس بیشتره رو ببرم بیرون...

04:54.041 --> 04:57.791
‫و اونا رو با سر تیرانازاروس رکس
‫به ژنو می‌فرستم...

04:57.875 --> 05:01.041
‫این دایناسور یکی از وحشتناک‌ترین هیولاهایی
‫بوده که تا حالا روی زمین وجود داشته...

05:01.125 --> 05:03.541
‫تا اینکه رایش سوم از راه رسید

05:03.625 --> 05:06.833
‫بیا، نزدیکم بمون، یه ستون سمت راستته

05:06.916 --> 05:09.125
‫مراقب باش، مراقب باش. بیا

05:09.208 --> 05:13.083
‫آلمانی‌ها نزدیک شدن.
‫بیا. بیا اینطرف. وایستا، وایستا

05:14.916 --> 05:17.791
‫کیف‌تو بهم بده. باید روی صندوق بشینی

05:17.875 --> 05:19.875
‫برو بالا. بشین

05:21.750 --> 05:22.583
‫بگیر بشین

05:22.666 --> 05:24.500
‫می‌خوام بدوئم. باید بهم اعتماد کنی

05:25.250 --> 05:28.166
‫- بهت اعتماد دارم
‫- بزن بریم. بدو بریم

05:28.250 --> 05:30.333
‫یه چیزو برات تضمین می‌کنم، ماری

05:30.416 --> 05:32.541
‫این تولدت رو هرگز فراموش نمی‌کنی

05:36.791 --> 05:38.125
‫بعدش چی شد؟

05:39.125 --> 05:41.833
‫یه کامیون منتظر جواهرات بود

05:41.916 --> 05:44.625
‫نمی‌دونم اونی که دنبالشی
‫اونجا بود یا نه

05:44.708 --> 05:46.125
‫من می‌دونم

05:49.125 --> 05:50.291
‫اینقدر بهم دروغ نگو

05:50.375 --> 05:52.291
‫می‌دونم پیش بقیه نبوده

05:52.375 --> 05:55.500
‫پدرت برای خودش نگهش داشت.
‫به تو دادش. کجاست؟

05:55.583 --> 05:57.166
‫پدرم کجاست؟

06:02.416 --> 06:05.125
‫ماری، باید یه چیزی رو بدونی

06:05.208 --> 06:07.291
‫تقصیر پدرته که نابینا شدی

06:07.375 --> 06:10.166
‫دریای شعله‌ها برکت داده شده
‫ولی نفرین شده هم هست

06:10.250 --> 06:14.875
‫عزیزان صاحب این جواهر
‫به بیماری‌های وحشتناکی دچار میشن

06:14.958 --> 06:18.333
‫تاریکی هدیه‌ای از طرف
‫بابای عزیزت بوده

07:51.337 --> 07:57.337
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

07:57.338 --> 08:02.338
‫مترجم: Highbury

09:14.083 --> 09:15.291
‫سرجوخه فنیگ

09:19.083 --> 09:22.583
‫یه بار دیگه بمباران خیلی
‫با دقت و هدفمند انجام میشه

09:25.291 --> 09:28.458
‫اومدم اینجا ببینم پیامی
‫به دستت رسیده که...

09:28.541 --> 09:30.333
‫شاید به بمباران کمک کنه

09:31.958 --> 09:36.958
‫ولی به جاش می‌بینم که
‫درگیر کمی...

09:38.458 --> 09:40.208
‫خونه تکونی هستی!

09:43.583 --> 09:46.541
‫کنجکاوم. اشمیت کجاست؟

09:49.208 --> 09:53.333
‫برق‌مون رفت، یه فیوز سوخت،
‫رفتم دنبال فیوز یدک بگردم

09:53.416 --> 09:56.250
‫نگرانم که ممکنه در یه
‫انفجار گیر کرده باشه

09:57.250 --> 10:00.083
‫اینقدر نگرانی که تصمیم گرفتی
‫زمین رو تمیز کنی

10:07.333 --> 10:09.958
‫اگه فیوز سوخته، چرا چراغ‌ها روشنن؟

10:11.250 --> 10:12.500
‫و چرا بیسیم کار می‌کنه؟

10:12.583 --> 10:15.000
‫فیوز یدکی رو توی زیرزمین پیدا کردم

10:15.875 --> 10:18.708
‫اونجا هنوزم خون بود.
‫چکمه‌هام خونی شد

10:18.791 --> 10:20.333
‫تصمیم گرفتم تمیزش کنم

10:21.541 --> 10:22.875
‫ببین

10:22.958 --> 10:24.625
‫یکی داره مخابره می‌کنه

10:30.041 --> 10:33.291
‫بیا ببینیم چی دارن میگن

10:37.666 --> 10:40.125
‫درست مثل قدیم‌هاست...

10:40.208 --> 10:43.458
‫توی دفترم در باغ گیاهشناسی در پاریس...

10:44.333 --> 10:45.333
‫فقط...

10:45.916 --> 10:49.833
‫دوست دارم بدونم منظورت
‫از سال نو مبارک چیه

10:56.125 --> 10:57.125
‫یه دختره

11:03.083 --> 11:06.666
‫دختری که داره پیام مخابره می‌کنه

11:15.708 --> 11:17.708
‫این کد راهنمایی بمب‌هاست

11:18.541 --> 11:20.958
‫ولی از قبل اینو می‌دونستی،
‫مگه نه، فنیگ؟

11:23.041 --> 11:26.083
‫و وقتی اشمیت فهمید، کشتیش

11:30.000 --> 11:31.000
‫چرا؟

11:33.458 --> 11:34.458
‫اسلحه

11:43.416 --> 11:45.416
‫- جاسوسی
‫- نه

11:46.666 --> 11:48.083
‫پس توضیح بده!

11:50.291 --> 11:52.750
‫برای محافظت از یه خاطره انجامش دادم

11:55.166 --> 11:56.500
‫یه بارقه امید

11:58.500 --> 12:00.916
‫تنها چیزی که رایش نتونست
‫نابودش کنه

12:04.458 --> 12:07.333
‫می‌تونم همینجا و الان اعدامت کنم، فنیگ

12:10.791 --> 12:11.791
‫ولی...

12:12.875 --> 12:15.708
‫تنها بیسیم‌چی باقیمونده
‫در سن مالو هستی

12:17.666 --> 12:19.375
‫پس تو و من...

12:20.666 --> 12:24.500
‫میریم جای کسی که داره
‫پیام می‌فرسته رو پیدا می‌کنیم

12:26.541 --> 12:31.375
‫بعدش یه اسلحه میذارم توی دستت
‫و خودت این دختر رو می‌کشی

12:32.166 --> 12:33.541
‫متوجه شدی؟

12:34.916 --> 12:36.125
‫بله، قربان، متوجهم

12:48.125 --> 12:49.416
‫پیام متوقف شد

12:56.708 --> 12:58.125
‫تمام روز وقت داریم

13:01.208 --> 13:02.625
‫بمب‌افکن‌ها رفتن

13:04.041 --> 13:06.125
‫دفعه بعد که پیام بفرسته، پیداش می‌کنیم

13:08.500 --> 13:13.125
‫اشمیت رو پیش تو گذاشتم چون از
‫همون اول بهت شک داشتم

13:14.666 --> 13:18.500
‫دیشب، به فرمانده پاسگاهی
‫که آموزشت داد زنگ زدم

13:18.583 --> 13:22.166
‫گفتش چون یه نابغه بودی
‫برای این کار انتخاب شدی

13:22.958 --> 13:25.375
‫گفتش یکی از بهترین پسران آلمانی

13:28.708 --> 13:30.208
‫تجهیزاتت رو جمع کن

13:32.750 --> 13:33.750
‫راه بیافت

13:39.833 --> 13:41.666
‫پس چطوری کار به اینجا کشید؟

13:53.207 --> 13:55.207
‫[یتیم‌خانه ویکتوریا استراس]
‫[اسن، آلمان]

14:14.208 --> 14:15.916
‫به کارتون ادامه بدین، بچه‌ها

14:25.958 --> 14:28.083
‫احتمالا پلیس رادیوییه...

14:28.166 --> 14:30.916
‫اومده به خاطر گوش دادن
‫به پیام‌های غیرقانونی تو رو بگیره

14:31.625 --> 14:33.708
‫خودت نمی‌دونی چی داری میگی

14:38.333 --> 14:39.500
‫زنده باد هیتلر

14:39.583 --> 14:40.875
‫بچه‌ها

14:43.166 --> 14:44.833
‫زنده باد هیتلر

14:50.583 --> 14:52.583
‫برای چی افتخار این بازدید
‫نصیب ما شده، فرمانده؟

14:56.083 --> 14:58.791
‫چند تا از بچه‌های شما
‫امروز به رادیو گوش دادن؟

15:01.625 --> 15:02.625
‫ها؟

15:06.166 --> 15:08.541
‫اگه به رادیوی ملی گوش می‌دادین...

15:08.625 --> 15:10.708
‫خبر شکوهمند رو می‌شنیدین

15:10.791 --> 15:12.958
‫امروز بعد از ظهر، نیروهای آلمان
‫وارد پاریس شدن

15:14.500 --> 15:17.000
‫فرانسوی‌ها بدون هیچ مقاومتی
‫شهر رو تسلیم کردن

15:19.541 --> 15:22.833
‫فرانسوی‌ها ملت بسیار رو به زوالی هستن

15:29.875 --> 15:31.833
‫بقیه فرانسه هم به زودی
‫دنبال اونا میان

15:33.791 --> 15:36.000
‫با اجاق به اینجا اومد، فرمانده

15:38.458 --> 15:40.583
‫آره

15:46.666 --> 15:51.166
‫امروز هیچکدوم از بچه‌هاتون
‫به چیزی به جز...

15:52.375 --> 15:54.541
‫رادیوی ملی گوش دادن؟

16:00.833 --> 16:04.375
‫تو. تو می‌خواستی دستتو ببری بالا

16:05.625 --> 16:09.333
‫می‌خواست توضیح بده که از زمان
‫برپا شدن آنتن برندنبرگ...

16:09.416 --> 16:12.666
‫هیچ موجی به جز موج رادیو ملی
‫در اینجا دریافت نمیشه، قربان

16:13.791 --> 16:14.875
‫زنده باد هیتلر

16:17.458 --> 16:20.083
‫آره، اصلش باید این باشه...

16:20.958 --> 16:23.166
‫ولی آدم‌های باهوش می‌تونن
‫راهی برای دور زدن پیدا کنن

16:24.250 --> 16:27.750
‫راه‌هایی پیدا می‌کنن تا به
‫پیام‌های خارجی گوش کنن

16:33.541 --> 16:35.250
‫آدم‌های باهوشی مثل تو، پسر

16:38.875 --> 16:41.083
‫- تو ورنر فنیگ هستی، بله؟
‫- بله، خودمم

16:41.166 --> 16:43.791
‫بله. بله، هستی

16:45.000 --> 16:48.541
‫واقعا هستی، و به خاطر تو اومدم اینجا

16:49.708 --> 16:52.125
‫چون خبر تو به گوشم رسیده

16:52.833 --> 16:55.208
‫میگن یه نابغه‌‌ای

16:56.166 --> 16:59.583
‫میگن که نصفت انسان و
‫نصفت فرستنده رادیوییه...

16:59.666 --> 17:04.041
‫که سیم‌هایی داخل سرت داری که می‌تونه
‫امواجی رو از نیویورک دریافت کنه

17:04.125 --> 17:06.958
‫هفته‌هاست که پیام یه خارجی
‫هم گوش نکردم، قربان

17:07.041 --> 17:08.250
‫زنده باد هیتلر

17:08.333 --> 17:10.458
‫- راستش چندین ماه...
‫- خفه شو

17:13.750 --> 17:17.333
‫به خاطر پیام‌های خارجی نیومدم اینجا

17:20.541 --> 17:21.666
‫نه

17:22.166 --> 17:23.166
‫نه

17:23.666 --> 17:24.666
‫من...

17:26.166 --> 17:29.833
‫اومدم اینجا چون دوستی دارم
‫که رادیوش خراب شده...

17:30.666 --> 17:33.833
‫و می‌خوام تو، ورنر فنیگ، بیای
‫و درستش کنی

17:43.500 --> 17:47.208
‫و در یه لحظه زندگی عوض شد

17:53.750 --> 17:54.916
‫بریم؟

18:15.333 --> 18:17.833
‫زیباترین خونه در اسن

18:17.916 --> 18:21.083
‫از یه یهودی گرفته شد که
‫ناخن‌هاشو دم دروازه جا گذاشت...

18:21.166 --> 18:23.166
‫تا این حد دلش نمی‌خواست بره

18:24.458 --> 18:26.583
‫یه هدیه از طرف خود پیشوا به من

18:44.375 --> 18:47.916
‫عزیزم، موسیقی رو قطع کن
‫و دستگاه خراب رو به این پسر نشون بده

18:59.375 --> 19:00.958
‫می‌خوام رادیوم برگرده

19:01.708 --> 19:03.333
‫فنیگ، درستش کن

19:04.416 --> 19:06.416
‫برای درست کردنش به
‫ابزار نیاز دارم، قربان

19:18.208 --> 19:20.625
‫و قبل از اینکه تو رو سوار کنیم،
‫وارد مدرسه محلی شدیم...

19:21.375 --> 19:23.291
‫و کمدت رو باز کردیم...

19:23.375 --> 19:26.500
‫و ابزاری رو پیدا کردیم که باهاش
‫رادیوهای غیرقانونی درست می‌کنه

19:26.583 --> 19:30.166
‫یکی پیدا کردیم که روی فرکانس
‫موج کوتاه ۱۳/۱۰ تنظیم شده بود...

19:30.916 --> 19:34.250
‫یه ایستگاه ممنوعه که جایی
‫در فرانسه قرار داره

19:35.250 --> 19:37.333
‫داشتی به حرفهای یه پرفسور
‫پیر گوش می‌کردی...

19:37.416 --> 19:41.958
‫که برای بچه‌ها حرف‌هایی از دانش
‫و نور و تخیلات و این چیزها میگه

19:43.750 --> 19:44.833
‫بله

19:45.833 --> 19:48.666
‫فقط از حقیقت و چیزهای
‫زیبا حرف می‌زنه، قربان

19:50.666 --> 19:52.750
‫- زنده باد هیتلر
‫- زنده باد هیتلر

19:54.125 --> 19:58.791
‫بله، حقیقت و چیزهای زیبا،
‫همگی ممنوع هستن، ورنر فنیگ

20:00.125 --> 20:03.666
‫گوش‌هات حرفهای ممنوعه رو شنیده
‫و ذهنت به خودی خود ممنوعه شده

20:05.958 --> 20:06.958
‫حالا...

20:09.666 --> 20:11.500
‫می‌دونیم داشتی چی کار می‌کردی...

20:12.458 --> 20:15.875
‫و می‌دونی که مجازاتش مرگه

20:18.958 --> 20:20.583
‫پس پیشنهاد من اینه...

20:23.666 --> 20:25.500
‫رادیو همسرم رو درست می‌کنی...

20:28.000 --> 20:29.416
‫یا می‌میری

20:33.333 --> 20:34.333
‫زود باش

21:03.666 --> 21:07.041
‫سیمش قطع شده. باید لحیمش کنم

21:07.125 --> 21:09.291
‫اینجا هویه نداریم

21:17.541 --> 21:18.541
‫درستش کن وگرنه می‌میری

21:53.375 --> 21:57.583
‫امروز ساعت یک به وقت گرینویچ، نیروهای
‫آلمانی، تانک و بقیه وسایل...

21:57.666 --> 22:01.166
‫رادیو تعمیر شد، قربان. زنده باد هیتلر

22:02.583 --> 22:04.000
‫خیلی خوبه، فنیگ

22:05.458 --> 22:08.458
‫حالا، کانال کوفتی رو عوض کن
‫قبل از اینکه ذهن همه‌مون مسموم بشه

22:08.541 --> 22:10.541
‫بله، قربان. حتما

22:22.665 --> 22:24.665
‫[ایستگاه قطار گار سن لازار]
‫[پاریس، ۱۴ ژوئن ۱۹۴۰]

22:24.666 --> 22:25.791
‫بیا سمت راستت

22:29.541 --> 22:32.250
‫زود باش، سریعتر، سریعتر.
‫برو روی سکو. بدو

22:33.458 --> 22:36.875
‫مراقب باش. منو محکم بگیر.
‫محکم بگیر، ماری. نزدیکم بمون

22:39.500 --> 22:41.958
‫آخرین قطار از پاریس رفته!

22:42.041 --> 22:44.083
‫دارین وقت‌تونو تلف می‌کنین!
‫برگردین عقب!

22:47.083 --> 22:51.208
‫برگردین عقب! باید برگردین
‫باید از ایستگاه برید

22:52.208 --> 22:53.625
‫از ایستگاه برید!

22:55.375 --> 22:57.583
‫قطار رفته!

22:58.500 --> 23:00.875
‫باید الان از ایستگاه برید

23:21.875 --> 23:22.791
‫باید پیاده بریم

23:22.875 --> 23:24.708
‫- پیاده؟
‫- زود باش، آره

23:25.625 --> 23:26.875
‫چاره‌ای نداریم. بیا

23:26.958 --> 23:30.791
‫ببخشید، ببخشید.
‫بیا، ماری، منو محکم بگیر

23:31.458 --> 23:32.666
‫محکم بگیر

23:47.375 --> 23:49.291
‫ماری، عزیزم، بذار چمدونت رو بگیرم

23:51.541 --> 23:52.750
‫خیلی سنگینه

23:54.291 --> 23:55.500
‫این رادیو توئه؟

23:55.583 --> 23:57.333
‫جایی که میریم شاید رادیو نداشته باشن

23:57.416 --> 24:00.083
‫می‌خوام بدونم نظر پرفسور
‫در مورد این اتفاق چیه

24:00.166 --> 24:02.458
‫ماری. متاسفم، ولی نمی‌تونیم
‫اینو با خودمون ببریم

24:02.541 --> 24:07.125
‫پس میشه بهم توضیح بدی چرا تمام شهر
‫دارن فرار می‌کنن و معلوم نیست کجا میرن؟

24:07.208 --> 24:10.125
‫میشه توضیح بدی چرا یهودی‌ها
‫دارن با سرعت بیشتری فرار می‌کنن؟

24:10.208 --> 24:12.833
‫میشه توضیح بدی چرا یه کشور
‫می‌خواد صاحب یه کشور دیگه بشه؟

24:12.916 --> 24:16.041
‫نمی‌تونم. هیچکدومش رو نمی‌تونم توضیح بدم

24:17.000 --> 24:22.541
‫توی رادیو، میگن که نازی‌ها از
‫هر کسی که متفاوته متنفرن...

24:22.625 --> 24:24.750
‫و از هر کسی که حقیقت رو بگه
‫هم متنفرن

24:24.833 --> 24:27.791
‫- ماری...
‫- بهم گوش کن. گوش کن

24:28.583 --> 24:31.500
‫من متفاوتم. می‌دونم که هستم

24:31.583 --> 24:34.416
‫می‌دونم سعی کردی ازم محافظت کنی،
‫ولی متفاوتم

24:35.958 --> 24:37.458
‫حقیقت رو میگی

24:37.541 --> 24:40.375
‫بله. و ساکت می‌مونم تا
‫تو در امان باشی

24:41.208 --> 24:43.125
‫تنها چیز متفاوتی که داری...

24:43.208 --> 24:46.958
‫اینه که می‌خوای وزن سنگینی رو
‫حمل کنی تا فقط حقیقت رو بشنوی...

24:47.041 --> 24:51.166
‫که یکی از چیز‌های شگفت‌آور
‫بسیار توست، ماری

24:51.250 --> 24:54.125
‫در زندگی هرگز نباید کسی
‫که هستی رو پنهان کنی

24:54.208 --> 24:57.708
‫ولی در جنگ، نامرئی بودن
‫تو رو زنده نگه می‌داره

25:00.166 --> 25:01.541
‫چمدونت رو میارم

25:01.625 --> 25:05.208
‫می‌دونی، پرفسور فقط با
‫جوونا حرف می‌زنه

25:05.916 --> 25:08.958
‫باید دیوانگی در این دنیا رو درک کنیم

25:09.041 --> 25:10.791
‫- خودم بار سنگینم رو به دوش می‌کشم
‫- نه

25:10.875 --> 25:13.291
‫فقط بار تو نیست که به تنهایی به دوش بکشی

25:14.291 --> 25:15.291
‫بیا

25:17.750 --> 25:20.166
‫من اینجام. اینجام

25:33.666 --> 25:39.291
‫خب، ماری، این هتل خاص رو انتخاب کردم
‫چون خدمات اینجا حرف نداره

25:40.041 --> 25:42.875
‫بابا، صدای مرغ‌های زنده رو می‌شنوم

25:44.000 --> 25:47.375
‫درسته، غذاش هم خیلی تازه‌س

25:48.250 --> 25:51.791
‫و پیشخدمت‌ها و سرپیشخدمت...

25:51.875 --> 25:55.375
‫و ندیمه‌ها اینقدر محتاط هستن که
‫حتی متوجه نمیشی اینجان

25:56.708 --> 25:58.708
‫باد سردی رو حس می‌کنم

25:59.875 --> 26:02.625
‫پس روی بالکن هستیم، آره؟

26:02.708 --> 26:05.291
‫بله. و منظره دشت خشخاش
‫خیلی حیرت‌انگیزه

26:06.125 --> 26:09.541
‫امیدوارم که چیزهای معمولی مثل
‫میز و صندلی نداشته باشه

26:09.625 --> 26:13.416
‫نه، حال و هوای ژاپنی داره.
‫همه روی زمین می‌شینیم و غذا می‌خوریم...

26:13.500 --> 26:18.125
‫و سرآشپز مشهور و درجه یک
‫به خاطر ساندویچ‌های کالباسش معروف شده

26:18.916 --> 26:20.625
‫- بیا
‫- ممنونم

26:21.833 --> 26:24.833
‫میشه از یکی از پیشخدمت‌ها
‫بخوای یه شال برام بیاره

26:24.916 --> 26:26.541
‫- آره
‫- یکم سرد شده

26:29.708 --> 26:31.625
‫مرسی. و...

26:32.500 --> 26:35.166
‫شاید به سرآشپز بگی که...

26:35.250 --> 26:39.291
‫نصف یکی از ساندویچ‌های
‫معروفش هم کافیه

26:39.375 --> 26:41.375
‫- چرا؟ گرسنه نیستی؟
‫- نه...

26:42.791 --> 26:44.500
‫باید غذامونو نگه داریم، بابا، من...

26:44.583 --> 26:46.916
‫چون تو نمی‌دونی داریم کجا میریم...

26:47.000 --> 26:49.208
‫نمی‌دونیم چقدر قراره طول بکشه

26:49.291 --> 26:50.708
‫می‌دونم کجا داریم میریم

26:50.791 --> 26:52.916
‫تصمیم گرفتم به سن مالو بریم

26:54.791 --> 26:56.291
‫کنار اقیانوس؟

26:56.375 --> 26:58.791
‫بله، کنار اقیانوس. بخور

27:01.791 --> 27:02.791
‫اوهوم

27:06.916 --> 27:09.333
‫کی رو توی سن مالو می‌شناسی؟

27:09.416 --> 27:10.833
‫اونجا خونواده داریم

27:14.208 --> 27:16.041
‫چطوری باید به اونجا برسیم؟

27:16.791 --> 27:17.875
‫خب...

27:19.000 --> 27:20.833
‫قطاری که نیست

27:20.916 --> 27:24.250
‫هیچکس ما رو سوار نمی‌کنه
‫چون مهربونی مرده...

27:24.333 --> 27:27.875
‫و تمام آدم‌های دنیا همزمان
‫با هم شرور شدن

27:27.958 --> 27:29.833
‫نه همه آدم‌ها

27:38.833 --> 27:40.333
‫ماری، تقریبا ساعت ده شده

27:41.416 --> 27:43.416
‫وقتشه به پرفسورت گوش بدی

27:45.708 --> 27:48.708
‫اگه اون می‌دونه جریان چیه،
‫منم دوست دارم بدونم

27:50.958 --> 27:56.791
‫امشب، گمونم در مورد
‫ماهیت زمان حرف بزنه

27:58.416 --> 28:03.416
‫ولی در مورد هر چی حرف بزنه،
‫همیشه به همه چیز اشاره می‌کنه

28:11.541 --> 28:13.166
‫شب بخیر، بچه‌ها

28:14.083 --> 28:18.375
‫دوست دارم برنامه امشب
‫رو با کلماتی شروع کنم...

28:18.458 --> 28:21.333
‫که هر جا هستین شاید
‫مناسب زمان و حال بدونین

28:21.416 --> 28:26.875
‫مدت‌ها قبل توسط یه نمایشنامه‌نویس
‫یونانی به اسم سوفوکلس نوشته شدن

28:26.958 --> 28:30.875
‫ولی فکر کنم این کلمات ثابت می‌کنن
‫هیچی واقعا عوض نمیشه...

28:30.958 --> 28:33.166
‫مهم نیست چقدر زمان بگذره

28:34.250 --> 28:35.875
‫در اینجا اینو نوشته...

28:35.958 --> 28:39.458
‫ستم فرزند غرور است...

28:39.541 --> 28:45.041
‫که از لیوان تهوع‌آورش پر از
‫بی‌پروایی و خود بزرگ‌بینی می‌نوشد...

28:45.125 --> 28:47.750
‫تا وقتی که از قله بلند بالایش...

28:47.833 --> 28:51.708
‫به سر به سمت گرد و غبار
‫امید فرو بیافتد

28:51.791 --> 28:54.625
‫می‌دونم که الان زمانه تاریک شده، بچه‌ها...

28:54.708 --> 28:57.750
‫ولی همیشه مطمئن باشین که
‫نور پیروز خواهد شد

28:58.500 --> 29:01.000
‫حرف از نور شد، دوست دارم در مورد...

29:01.083 --> 29:02.708
‫ورنر!

29:04.083 --> 29:07.166
‫گشتاپو اومد تو رو برد و
‫بازم داری گوش میدی؟

29:07.250 --> 29:10.750
‫شده یه ساعت در روز دوست دارم
‫به مهربونی و منطق گوش بدم

29:11.416 --> 29:13.333
‫- درد داره!
‫- باید گوش‌هاتو از جا بکنم

29:13.416 --> 29:14.250
‫دردم گرفت

29:14.333 --> 29:17.291
‫دردش به اندازه یه گلوله توی سرت
‫یا یه طناب دور گردنت نیست

29:19.000 --> 29:21.500
‫ورنر، فقط تو رو دارم

29:21.583 --> 29:25.083
‫تو خونواده‌ی منی. هر چی که دارم.
‫نمی‌تونم از دستت بدم

29:43.166 --> 29:45.541
‫- به خاطر گوش‌هات ببخشید
‫- واقعا خیلی قوی هستی

29:47.750 --> 29:48.958
‫خیلی قوی

29:54.416 --> 29:56.041
‫یه کم شکلات پیدا کردم

30:05.000 --> 30:07.250
‫- خب، پرفسور...
‫- ورنر!

30:08.083 --> 30:09.166
‫سربازها اومدن

30:10.000 --> 30:11.833
‫میگن می‌خوان باهات حرف بزنن

30:28.166 --> 30:30.166
‫ورنر، قرار نیست تو رو ببرن

30:30.250 --> 30:32.958
‫چون خیلی باهوشی انتخاب شدی

30:33.583 --> 30:35.333
‫میگن که زیادی بچه‌ای

30:36.166 --> 30:38.583
‫که مال جایی نیستی

30:38.666 --> 30:40.166
‫که نباید بلندپروازی کنی

30:41.208 --> 30:45.291
‫ولی بهت باور دارم.
‫می‌دونم یه کار بزرگ می‌کنی

30:48.875 --> 30:50.083
‫ممنونم

30:57.541 --> 30:59.750
‫همینطوری می‌مونی، ورنر فنیگ

31:01.541 --> 31:03.666
‫با اینکه اغلب روی مخی

31:04.416 --> 31:07.041
‫- نباید تغییر کنی
‫- دوباره داره دردم می‌گیره

31:10.916 --> 31:12.500
‫نذار تغییرت بدن

31:12.583 --> 31:14.791
‫نذار متقاعدت کنن

31:14.875 --> 31:17.375
‫روحت رو همینطوری نگه دار، باشه؟

31:24.125 --> 31:26.458
‫مثل یکی از همون
‫ایستگاه‌های رادیویی مسخره‌ت

31:31.791 --> 31:33.625
‫فرکانس رو همینطوری نگه دار

31:36.916 --> 31:38.000
‫قول میدم

31:38.833 --> 31:39.833
‫آره

31:40.291 --> 31:41.375
‫قول میدم

31:53.250 --> 31:56.958
‫جوتا، جوتا، جوتا...

31:57.041 --> 31:58.541
‫- قول میدم
‫- جوتا

32:12.291 --> 32:13.375
‫تبریک میگم

32:13.458 --> 32:17.958
‫تعمیر کردن رادیو یه آزمون کوچیک از
‫طرف من بود و با نمره عالی قبول شدی

32:18.041 --> 32:19.708
‫منو کجا می‌برین؟

32:19.791 --> 32:22.958
‫به جایی که یه پسر
‫رو به یه مرد تبدیل می‌کنن...

32:23.041 --> 32:25.041
‫و مرد رو به سرباز

32:26.416 --> 32:27.625
‫زنده باد هیتلر

32:28.458 --> 32:29.541
‫زنده باد هیتلر

33:39.125 --> 33:41.958
‫باشه، بیا بریم، ماری. پاشو بریم

33:42.625 --> 33:45.833
‫برو راست، ماری. برو راست. خودشه

33:45.916 --> 33:47.791
‫باشه. حالا کلاچ رو ول کن

33:47.875 --> 33:49.208
‫- کلاچ چیه؟
‫- کلاچ!

33:49.291 --> 33:51.666
‫پای چپت رو بردار. خودشه

33:51.750 --> 33:55.958
‫آره! خوبه! برو اونطرف! برو

34:00.541 --> 34:02.375
‫حالا ماشین می‌دزدیم؟

34:02.458 --> 34:04.375
‫ماشین نیست، سیتروئنه

34:04.458 --> 34:07.750
‫نمی‌دزدیمش، برای تمام
‫فرانسه آزادش می‌کنیم

34:19.751 --> 34:21.751
‫[مرکز آموزش و پرورش سیاسی]

34:55.250 --> 34:59.083
‫ببین، ورنر فنیگ، خونه‌هایی که تو
‫رو می‌‎برم هر بار بزرگتر میشن

34:59.916 --> 35:02.250
‫مرکز آموزش و پرورش سیاسی

35:03.041 --> 35:04.875
‫برجسته‌ترین مدرسه در آلمان...

35:05.625 --> 35:08.708
‫برای درخشان‌ترین ذهن‌ها
‫و قوی‌ترین بدن‌ها ساخته شده

35:14.958 --> 35:17.708
‫فقط ابرانسان‌ها اینجا زنده می‌مونن

35:26.916 --> 35:29.166
‫آثار فردریش نیچه رو می‌خونی، ورنر؟

35:29.250 --> 35:30.541
‫نه، نمی‌خونم

35:31.666 --> 35:33.458
‫فقط گوش میدم

35:33.541 --> 35:36.958
‫چیزی که ما رو نمی‌کشه، قوی‌تر می‌کنه

35:57.333 --> 35:58.333
‫زنده باد هیتلر

35:59.083 --> 36:00.333
‫کی هستی؟

36:01.458 --> 36:02.875
‫سرهنگ دوم سایدلر

36:03.666 --> 36:06.666
‫از اداره اسن برای تحویل
‫یه گزینه اومدم

36:06.750 --> 36:08.375
‫بهم گفتن اول بیام اینجا

36:08.458 --> 36:09.833
‫چی هست؟

36:11.000 --> 36:12.000
‫یه جادوگر

36:14.791 --> 36:16.125
‫ورنر فنیگ ـه

36:16.208 --> 36:19.208
‫استعداد بسیار خاصی در
‫کار با رادیوها داره

36:22.416 --> 36:24.083
‫بله، خب...

36:25.208 --> 36:29.166
‫در مورد استعداد نپرسیدم، مگه نه؟

36:29.250 --> 36:33.000
‫خیلی واضح پرسیدم چی هست؟

36:33.083 --> 36:34.083
‫یه پسربچه‌س

36:35.708 --> 36:38.333
‫وقتی یکی می‌پرسه چی هستی...

36:38.416 --> 36:40.833
‫منظورش اینه که چه نژادی هستی

36:40.916 --> 36:42.666
‫چیزی که هستی نژادت رو تعیین می‌کنه

36:42.750 --> 36:45.708
‫خب، لطفا بگو چی هست؟

36:46.458 --> 36:48.041
‫یه آلمانی آریایی ـه

36:49.083 --> 36:54.583
‫ولی طبق درخواستی که فرستادی...

36:55.375 --> 36:58.125
‫ورنر فنیگ در یتیم‌خونه پیدا شده

37:00.625 --> 37:02.041
‫پس یه یتیم ـه

37:09.541 --> 37:12.750
‫پدرت کی بود، ورنر فنیگ؟

37:12.833 --> 37:15.291
‫نمی‌دونم پدرم کی بوده

37:18.375 --> 37:19.375
‫قربان

37:20.791 --> 37:21.791
‫قربان

37:23.625 --> 37:24.625
‫مادرت؟

37:26.000 --> 37:26.875
‫مرده، قربان

37:26.958 --> 37:28.083
‫مرده چی؟

37:29.291 --> 37:32.791
‫مرده، قربان، زنده باد هیتلر

37:32.875 --> 37:36.708
‫یعنی مادرت آلمانی آریایی بوده؟

37:37.916 --> 37:38.750
‫بله، قربان

37:38.833 --> 37:42.458
‫ولی پدرت که اومده و رفته
‫ممکنه هر چیزی باشه

37:42.541 --> 37:43.958
‫لباس‌هاتو در بیار

37:44.750 --> 37:48.791
‫اگه پسری مدارک مشخص
‫در مورد اجدادش نداشته باشه...

37:48.875 --> 37:52.833
‫قبل از اینکه حتی بتونه داخل
‫محیط مقدس این مدرسه بشه...

37:52.916 --> 37:54.541
‫باید به طور کامل معاینه بشه...

37:54.625 --> 37:57.500
‫تا از ساختار ژنتیکی
‫و نژادیش مطمئن بشیم

37:57.583 --> 38:00.708
‫گفتم، لباس‌های کوفتی‌تو دربیار!

38:12.333 --> 38:16.166
‫تمام قسمت‌های بدنش رو
‫اندازه‌‌گیری می‌کنم

38:17.083 --> 38:20.458
‫ضخامت لب، زاویه دماغ...

38:20.541 --> 38:23.875
‫تراکم استخوان، رنگ چشم، رنگ پوست...

38:23.958 --> 38:28.583
‫فاصله بین شقیقه‌ها
‫و محیط سرش

38:30.041 --> 38:34.916
‫و اگه بعد از تمام شدن معاینه‌م...

38:35.000 --> 38:38.916
‫هیچ شکی در مورد
‫اینکه آیا خون یهودی داره یا نه نمونه...

38:39.000 --> 38:40.666
‫همه چیزو دربیار

38:41.541 --> 38:43.375
‫پذیرفته میشه

38:52.125 --> 38:55.333
‫آقای سایدلر، ممنون که
‫به فکر ما هستین

38:55.416 --> 38:57.541
‫حالا، لطفا به اسن برگردین

38:57.625 --> 39:01.416
‫ورنر فنیگ الان در دستان ماست

39:04.083 --> 39:05.166
‫زنده باد هیتلر

39:29.375 --> 39:31.500
‫خبرهای خوب، ورنر فنیگ!

39:35.833 --> 39:37.750
‫یهودی نیستی...

39:37.833 --> 39:41.250
‫پس اجازه داری زندگی کنی و...

39:41.833 --> 39:44.541
‫می‌تونی به این مدرسه ملحق بشی

39:45.875 --> 39:46.958
‫ولی اینو بدون

39:47.708 --> 39:50.541
‫پسری که هستی به زودی می‌میره...

39:51.416 --> 39:54.041
‫جاتو یه چیز می‌گیره که فراتر از انسانه

40:11.083 --> 40:12.083
‫خبردار!

40:15.375 --> 40:17.708
‫- زنده باد هیتلر!
‫- زنده باد هیتلر!

40:18.583 --> 40:19.666
‫پسر جدید برای پذیرش اوردم

40:28.208 --> 40:30.041
‫این یونیفورم عادی توئه

40:31.500 --> 40:33.916
‫اینم از یونیفورم ورزشی‌ت

40:34.000 --> 40:36.541
‫بندهاشو از پشت ببند،
‫جلو باید موازی باشن...

40:36.625 --> 40:37.916
‫آستین‌هاش روی آرنج...

40:38.000 --> 40:41.000
‫یه چاقو و غلاف در
‫سمت راست کمربند داری

40:41.083 --> 40:43.916
‫نه کتاب، نه سیگار و
‫نه وسایل شخصی

40:46.458 --> 40:47.875
‫اینم از کمدته

40:47.958 --> 40:51.541
‫هیچی به جز یونیفورم، چکمه،
‫چاقو و واکس نباید توی کمدت باشه

40:51.625 --> 40:55.250
‫بعد از خاموشی حرف نمی‌زنی.
‫چهارشنبه می‌تونی برای خونه نامه بفرستی

40:58.791 --> 41:02.208
‫ضعف و بزدلی و تردیدت
‫رو بیرون می‌کشیم

41:02.291 --> 41:04.458
‫آبشاری از گلوله‌های سرگردون میشی

41:04.541 --> 41:07.375
‫آسایش رو کنار میذاری
‫و فقط با انجام وظیفه زندگی می‌کنی

41:07.458 --> 41:09.375
‫کشور می‌خوری و ملت نفس می‌کشی

41:10.666 --> 41:11.916
‫فهمیدی؟

41:12.000 --> 41:13.625
‫بله، قربان. فهمیدم

41:15.208 --> 41:16.458
‫خوبه

41:25.666 --> 41:27.541
‫بهش خوشامدگویی سنتی بگین

41:32.458 --> 41:33.583
‫بدو

41:57.500 --> 41:59.625
‫خواهر عزیزتر از جانم، جوتا...

42:00.416 --> 42:02.708
‫جای خیلی جالبیه

42:03.500 --> 42:07.708
‫کلی جنگل داره و فضا بازه
‫و هوا خیلی تمیزه

42:09.541 --> 42:13.708
‫بقیه پسرها به نظر خوب میان،
‫ولی بیشترشون از من بزرگترن

42:14.583 --> 42:17.375
‫هنوز حتی یه رادیو هم
‫به دستم نرسیده...

42:17.458 --> 42:18.875
‫ولی مطمئنم که بهشون می‌رسم

42:19.750 --> 42:22.041
‫لطفا به خانم الینا بگو نگرانم نباشه...

42:22.708 --> 42:23.916
‫چون خوبم...

42:25.333 --> 42:26.750
‫و از هوای تازه لذت می‌برم

42:32.791 --> 42:34.625
‫امیدوارم همه خوب باشین

42:35.750 --> 42:37.666
‫دوستت دارم و خیلی دلتنگتم

42:38.583 --> 42:41.166
‫با بهترین آرزوها و زنده باد هیتلر...

42:41.250 --> 42:42.250
‫ورنر

42:44.458 --> 42:46.583
‫دیگه کافیه!

42:50.125 --> 42:52.541
‫تو باید پسر جدید رادیویی باشی

42:53.625 --> 42:56.791
‫بلند شو. پاشو، پسر

43:01.750 --> 43:03.250
‫با این یکی مهربون باشین

43:04.750 --> 43:08.500
‫رایش چشم امید بهش بسته

43:11.041 --> 43:12.125
‫زود باش

43:13.791 --> 43:16.208
‫یا مثل یه شیر می‌میری...

43:16.291 --> 43:19.291
‫یا مثل شیر پاستوریزه می‌ریزی

43:21.333 --> 43:23.166
‫پاشو، زود باش

43:31.167 --> 43:34.167
‫[سن مالو، چهار سال بعد]

43:38.250 --> 43:39.458
‫یادت باشه، فنیگ...

43:40.708 --> 43:43.041
‫اگه قصد داری از دستی
‫شکست بخوری...

43:43.125 --> 43:45.125
‫فقط جون تو در خطر نیست

43:46.000 --> 43:48.125
‫فهمیدم یه خواهر داری...

43:50.041 --> 43:51.041
‫جوتا

43:52.833 --> 43:56.916
‫اگه نتونی موقعیت موج
‫کوتاه ۱۳/۱۰ رو پیدا کنی...

43:57.000 --> 43:58.625
‫خواهرت هم می‌میره

44:01.166 --> 44:03.291
‫و خیلی هم ناجور می‌میره

44:14.958 --> 44:18.041
‫بابا، امروز سفرمون
‫رو به یاد میارم...

44:18.125 --> 44:19.125
‫راه بیافت!

44:19.166 --> 44:20.791
‫به سن مالو...

44:20.875 --> 44:22.833
‫با یه ماشین دزدی...

44:22.916 --> 44:27.333
‫چطور در طویله‌ها و حصارها خوابیدیم
‫و توی راه تخم‌مرغ‌ها رو دزدیدیم

44:27.416 --> 44:32.500
‫یادمه که چطور به محض اینکه
‫بنزین تموم کردیم به شهر رسیدیم...

44:32.583 --> 44:35.000
‫از نیم کیلومتری غرب اینجا
‫داره مخابره می‌کنه

44:35.083 --> 44:36.625
‫اینجا برو راست

44:36.708 --> 44:40.833
‫و یادمه اولش که رسیدیم
‫اینجا خیلی نگران بودم...

44:41.500 --> 44:45.583
‫نمی‌دونستم سرنوشت‌مون چی میشه
‫یا با کی آشنا میشیم.

44:46.458 --> 44:49.875
‫ولی فقط با عشق و شادی روبه‌رو شدیم

44:51.916 --> 44:55.708
‫الان تمام اونا خیلی دور
‫از دسترس به نظر میاد

45:00.791 --> 45:01.791
‫بابا...

45:02.791 --> 45:07.625
‫دعا می‌کنم موج این رادیو به
‫هر جا که هستی برسه...

45:07.708 --> 45:11.000
‫چون هرگز، هرگز ناامید نمیشم

45:11.083 --> 45:12.291
‫هرگز

45:14.833 --> 45:16.041
‫با تمام عشقم

45:25.541 --> 45:26.958
‫پیاده شو

46:21.083 --> 46:22.583
‫وقتشه با دوستت آشنا بشی

46:25.708 --> 46:29.125
‫هر کسی هستی، لطفا منو ببخش

46:44.126 --> 46:49.126
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

46:49.127 --> 46:54.127
‫« مترجم: Highbury »
