WEBVTT

00:22.263 --> 00:24.803
"توماس ادوارد برنت"
تاریخ فوت: 22ام آوریل 1915
سن: 18 سال

00:30.360 --> 00:35.681
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:35.706 --> 00:41.043
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:10.698 --> 01:11.781
اون‫ زنده‌ست

01:12.900 --> 01:15.904
‫جیمی! جیمی، فکر کردم مُردی

01:15.929 --> 01:17.974
‫کی این بلارو سرت آورد؟ کی بهت شلیک کرد؟

01:17.999 --> 01:19.682
‫با اجازه‌تون، لیدی آیلین

01:19.707 --> 01:20.801
‫ممنون

01:22.621 --> 01:24.588
‫گرفتیش؟
‫‫کیو آقا؟

01:25.754 --> 01:27.037
‫اون مردِ نقاب‌دار رو

01:27.061 --> 01:28.259
‫نقاب‌دار؟

01:28.544 --> 01:30.960
‫یه صدایی شنیدم و اومدم پایین

01:30.985 --> 01:33.426
‫دیدم داره سعی می‌کنه از پنجره فرار کنه

01:33.754 --> 01:35.860
‫یارو مثل اسب زور داشت

01:36.381 --> 01:37.718
‫دکتر ماتیپ کجاست؟

01:40.061 --> 01:42.221
‫ظاهراً هنوز نیومده پایین

01:44.710 --> 01:47.088
‫لیدی آیلین، صبرکن، وایسا!

01:54.646 --> 01:55.717
‫تموم کرده؟

01:55.741 --> 01:56.781
‫نه

01:59.225 --> 02:00.453
...بیشتر

02:01.068 --> 02:03.876
‫یه بیهوشی خفیفـه تا ضربه‌ای که از پا درش بیاره

02:04.983 --> 02:07.040
‫ همون داروی خواب‌آوریه که جری رو به کشتن داد

02:07.065 --> 02:08.065
هوم؟

02:08.381 --> 02:10.196
‫همونی که لیدی کوت داد به امیلی

02:11.615 --> 02:12.662
‫متوجه نیستین؟

02:13.582 --> 02:15.942
‫یه مسمومیت دیگه و یه سوءقصد به قتل

02:17.101 --> 02:19.904
مشخص نیست چه اتفاقی داره می‌افته؟
‫‫نه، مشخص نیست

02:20.333 --> 02:23.317
‫به نظر من یه سری چیزا
اونجوری که به نظر می‌رسن نیستن

02:23.341 --> 02:25.634
...‫و یه سری چیزای دیگه

02:26.551 --> 02:28.461
‫دقیقاً همونجوری‌ان که به نظر می‌رسن

02:29.061 --> 02:30.640
‫خب این کوفتی یعنی چی؟

02:30.665 --> 02:32.625
‫وسایل دکتر ماتیپ

02:34.101 --> 02:35.447
‫همه‌ش رو دزدیدن

02:41.258 --> 02:46.954
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

02:48.701 --> 02:51.754
‫خانم‌ها و آقایون، تمام ساختمون تحت کنترلـه

02:52.182 --> 02:55.558
‫هیچ‌کس حق نداره
بدون اجازه من از اینجا خارج بشه

02:55.583 --> 02:59.756
‫دکتر به وضعیت آقای تسیجر رسیدگی کرده
و الان هم بالا سرِ دکتر ماتیپـه

02:59.781 --> 03:02.466
‫بتل، نباید بذاری اوضاع همین‌جوری بمونه

03:02.981 --> 03:07.157
‫من به دکتر ماتیپ اطمینان دادم
که این عمارت، امن‌ترین خراب‌شده‌ روی زمینه

03:07.181 --> 03:09.816
‫نخست‌وزیر اگه بفهمه، پوستم رو قلفتی می‌کنه

03:09.841 --> 03:10.997
‫یه غلطی بکن

03:11.021 --> 03:12.717
‫کردم، آقای لوماکس

03:12.741 --> 03:15.277
‫آدم‌هام یه اوباش رو
که سعی می‌کرد بیاد تو، گرفتن

03:15.301 --> 03:17.293
‫بچه‌ها، بیاریدش تو
‫‫چشم قربان

03:24.581 --> 03:25.981
‫لورین؟
‫‫لورین؟

03:26.741 --> 03:29.357
‫سلام جیمی فکر کنم یه کم حماقت کردم

03:29.381 --> 03:30.597
‫این خانم رو می‌شناسی؟

03:30.621 --> 03:32.892
‫هر دوتامون می‌شناسیمش
‫‫به‌خاطر جیمی اومدم اینجا

03:33.661 --> 03:36.532
‫از وقتی جری مُرد
تو تنها کسی بودی که بهم محبت کردی

03:37.920 --> 03:39.502
‫فکر کردم ممکنه تو خطر باشی

03:40.526 --> 03:41.720
نتونستم جلوی خودمو بگیرم

03:41.745 --> 03:43.277
‫لورین، اصلاً روحمم خبر نداشت

03:43.301 --> 03:45.917
‫ببخشید جسارتاً، بدنش رو گشتین؟

03:45.941 --> 03:47.652
‫بله قربان چیزی همراهش نیست

03:47.677 --> 03:49.933
‫مثلاً قراره چه غلطی کرده باشم؟
‫‫من می‌تونم شهادت بدم

03:49.958 --> 03:51.975
‫یه غول بیابونی بود که می‌خواست نفله‌م کنه

03:53.701 --> 03:54.965
‫سِر آزوالد کجاست؟

03:55.807 --> 03:58.463
‫سوال خیلی خوبیه، لیدی آیلین

03:58.488 --> 04:00.339
‫حدس می‌زدم
‫‫مطمئنم که دیدمش

04:01.061 --> 04:04.237
‫نه، با وجود این همه سر و صدا
هنوز نیومده پایین

04:04.262 --> 04:07.788
‫اصلاً بهش نمیاد
معمولاً اولین نفریه که شاکی می‌شه

04:18.432 --> 04:20.083
‫شماها اینجا چه غلطی می‌کنین؟

04:20.489 --> 04:22.419
تا حالا ‫کجا بودی، آزوالد؟

04:22.944 --> 04:24.901
‫رفته بودم قدم بزنم

04:25.455 --> 04:26.640
‫اینو پیدا کردم

04:26.665 --> 04:27.665
!ها

04:31.825 --> 04:32.825
!آه

04:34.101 --> 04:36.237
‫می‌دونی که به یارو شلیک شده دیگه؟

04:36.261 --> 04:37.261
‫آره

04:37.846 --> 04:39.917
‫بله، روی چمن‌ها پیداش کردم

04:39.941 --> 04:42.301
‫بسیارخب، ممنون، بدینش به من

04:43.193 --> 04:44.940
‫از ظاهرش معلومه که "ماوزر"ـه

04:45.421 --> 04:48.197
...‫جسارتاً عرض می‌کنم قربان، عاقلانه‌تر بود

04:48.221 --> 04:50.157
‫که بهش دست نمی‌زدین
و همون‌جوری ولش می‌کردین

04:50.181 --> 04:52.438
‫خب! ببخشید دیگه، چی بگم والا

04:53.480 --> 04:55.680
‫چرا روی چمن‌ها بودین، سِر آزوالد؟

04:56.719 --> 05:00.141
‫خوابم نمی‌برد
زدم بیرون یه چرخی بزنم، اونو دیدم

05:01.701 --> 05:02.861
‫جدی؟
‫‫آره

05:03.623 --> 05:05.863
‫احتمالاً همونیه که به جیمی حمله کرده

05:07.103 --> 05:09.103
‫موقع فرار کردن انداختتش زمین

05:10.570 --> 05:13.181
‫ظاهراً اینجا
یه خبرایی بوده و از غافله عقب موندم

05:14.181 --> 05:17.258
‫اوه یه دختر اضافی هم که داریم. این کیه؟

05:17.283 --> 05:20.397
‫از همه‌تون می‌خوام که برگردین به اتاق‌هاتون

05:20.421 --> 05:24.017
‫تا من و آدم‌هام به کارمون برسیم

05:24.049 --> 05:25.049
...آم

05:25.074 --> 05:27.677
‫آقای لوماکس، من این خانم تازه‌وارد رو

05:27.701 --> 05:31.557
‫موقتاً توی یکی از اتاق‌ها اسکان می‌دم
تحت نظر هم می‌مونه

05:31.581 --> 05:36.445
‫حالا، کل این محوطه
تحت نظارتـه، هیچ‌کس حق ورود یا خروج نداره

05:36.470 --> 05:39.597
‫امیدوارم فردا اول صبح
اطلاعات بیشتری بهتون بدم

05:39.621 --> 05:42.714
‫اما فعلاً، لطفاً تشریف ببرین اتاق‌هاتون

05:43.727 --> 05:48.928
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

06:24.064 --> 06:25.237
‫آقای لوماکس

06:25.261 --> 06:28.896
‫نترس، نگران نباش
همه پلیس‌ها هنوز سرِ پست‌شون هستن

06:31.842 --> 06:33.797
‫می‌بینم که خواب به چشم‌های شما هم نیومده

06:33.821 --> 06:35.581
...‫ما هر دو خیلی

06:36.701 --> 06:39.205
به فرانسوی میگم، دوست‌داشتنی هستیم

06:40.781 --> 06:43.237
‫واقعاً؟
‫‫نترس نیومدم مزاحمت بشم

06:43.261 --> 06:47.277
‫حتی فکرِ جلوتر اومدن هم به سرم نمی‌زنه
البته آدم می‌تونه رویاپردازی کنه

06:47.301 --> 06:49.639
‫چیزی می‌خواستی؟
‫‫معلومه، حسش کردی

06:50.061 --> 06:51.324
‫می‌دونستم که می‌فهمی

06:51.349 --> 06:55.469
‫این همون غریزتـه، هرچند خام و تربیت‌نشده‌ست

06:58.899 --> 07:00.917
‫دمِ درِ اتاق من چیکار می‌کنی؟

07:00.941 --> 07:02.436
‫باید برم سر اصل مطلب

07:02.461 --> 07:05.374
‫چیزی که خودت می‌خوای، اصلاً ذاتت همینه

07:07.221 --> 07:10.333
‫رک حرفت رو بزن لوماکس
وگرنه دنیات به آتیش کشیده می‌شه

07:10.741 --> 07:12.011
‫حالت خوبه؟

07:14.342 --> 07:15.569
‫امیدوارم که باشه

07:16.421 --> 07:17.581
‫امیدوارم که باشه

07:18.941 --> 07:21.180
...‫اگه بهم اجازه داده می‌شد که

07:22.901 --> 07:24.021
‫یا خدا

07:25.819 --> 07:27.408
...‫جدی که نمی‌گی منظورت اینه که

07:27.433 --> 07:29.771
‫تو فهمیدی. چقدر هم بهت میاد

07:30.981 --> 07:32.957
‫آقای لوماکس، داری ازم خواستگاری می‌کنی؟

07:32.981 --> 07:33.981
‫بله

07:35.861 --> 07:37.908
‫تنها چیزی که در عوضش می‌خوام

07:38.276 --> 07:42.261
...گوشه‌چشمی به عشق و علاقه‌م به

07:42.914 --> 07:43.914
!اوه

07:45.281 --> 07:46.456
‫لیدی آیلین؟

07:49.943 --> 07:51.223
‫لیدی آیلین؟

07:51.248 --> 07:52.423
آخ

08:09.301 --> 08:11.226
‫صبح بخیر، لیدی آیلین

08:11.251 --> 08:13.547
‫امیدوارم همه چی رو به راه باشه

08:13.821 --> 08:15.381
‫نه، راستش همچینم نه

08:16.301 --> 08:19.177
...‫همین الان با هزار مکافات از پیشنهاد ازدواجِ

08:19.202 --> 08:20.773
‫جورج لوماکس قسر در رفتم

08:21.495 --> 08:22.804
‫نظرت در این مورد چیه؟

08:22.829 --> 08:25.197
‫خب، فکر کنم سوال درست‌تر اینه که

08:25.221 --> 08:26.797
‫خود شما نظرتون در این مورد چیه؟

08:26.821 --> 08:29.637
‫اصلاً دلم نمی‌خواد
بهش فکر کنم، یه ذره هم خوشم نیومد

08:29.661 --> 08:31.158
‫خب، حالا داریم به چی نگاه می‌کنیم؟

08:32.421 --> 08:34.499
‫"ما" به چیزی نگاه نمی‌کنیم

08:34.524 --> 08:36.884
‫سخت در اشتباهی، جناب بازرس

08:37.999 --> 08:40.404
‫لطفاً برام توضیح بده
چرا این‌قدر گیر دادی به این چمن‌ها

08:40.927 --> 08:44.208
‫فکرم درگیرِ مسئله‌ ردپاهاست

08:44.689 --> 08:45.906
‫ردپای سِر آزوالد؟

08:46.448 --> 08:48.008
یا اونی که به جیمی حمله کرد؟

08:50.101 --> 08:51.261
‫نه، یه لحظه وایسا

08:52.661 --> 08:53.861
‫فقط یه جفت ردپا اینجا هست

08:55.615 --> 08:56.615
‫دقیقاً

08:57.322 --> 08:58.650
‫اون جای فرو رفتگی رو

08:59.021 --> 09:00.021
هوم؟

09:02.821 --> 09:04.821
‫سِر آزوالد هفت‌تیر رو همین‌جا پیدا کرده؟

09:05.279 --> 09:06.719
‫لابد همین‌طوره، آره

09:07.581 --> 09:09.941
‫موقع فرار از دست ضاربِ جیمی افتاده

09:12.741 --> 09:14.797
‫ولی اگه کلاً یه جفت ردپا باشه،

09:14.821 --> 09:16.533
‫پس این فرضیه کنسله، مگه نه؟

09:18.301 --> 09:21.261
‫اما سِر آزوالد بهمون گفت
که اسلحه رو روی چمن پیدا کرده

09:22.583 --> 09:24.158
‫حالا فهمیدم چی بدجوری رو مُخت رفته

09:25.459 --> 09:27.035
‫کلاً یه جفت ردپا اینجاست،

09:27.060 --> 09:29.722
‫در حالی که به ما این‌جوری فهموندن
که انگار دو نفر اینجا بودن

09:32.941 --> 09:34.326
‫با هم جور در نمیاد، نه؟

09:36.102 --> 09:37.782
‫خیلی چیزا با هم جور در نمیان

09:40.301 --> 09:42.461
‫هفت‌تیره قشنگ جا انداخته روی زمین

09:44.021 --> 09:45.876
‫این چمن‌های خوشگل رو داغون کرده

09:46.247 --> 09:49.650
‫اگه موقع دویدن همین‌طوری
از دست یکی افتاده باشه، یه کم عجیبه

09:50.621 --> 09:52.741
‫فکر کنم فرضیه‌ی فعلی من این باشه که

09:53.959 --> 09:55.317
‫پرتاب شده

09:56.448 --> 09:58.288
‫اونم از یه فاصله‌ی نسبتاً زیاد

09:59.941 --> 10:01.581
‫و با شدتی که اصلاً شوخی‌بردار نیست

10:07.888 --> 10:09.277
‫نظرت در مورد سِر آزوالد چیه؟

10:09.302 --> 10:10.302
!اوه

10:10.865 --> 10:13.077
‫ببین لیدی آیلین، فکرهای زیادی توی سرمه،

10:13.101 --> 10:17.501
‫اما تا وقتی این فکرها تبدیل به
یقین نشن، ترجیح می‌دم جارشون نزنم

10:18.621 --> 10:20.308
‫عجب رویکردِ نوبرانه‌ای

10:22.741 --> 10:24.269
‫امیدوارم بقیه هم ازت یاد بگیرن

10:28.071 --> 10:33.511
‫به آدم‌هام سپردم...
که همه رو صدا کنن بیان تو

10:34.095 --> 10:35.695
‫خیلی کمکم کردی

10:37.082 --> 10:38.121
‫جدی؟

10:39.271 --> 10:40.386
چطوری؟

10:40.411 --> 10:42.197
‫دو تا گلوله

10:43.039 --> 10:47.119
‫یکی‌ش توی همین اتاق پیدا شد، اون یکی هم

10:48.170 --> 10:49.197
‫بیرون

10:49.221 --> 10:50.237
...‫خب حالا

10:50.243 --> 10:51.883
‫دوشیزه وِید... دوشیزه وِید؟

10:51.907 --> 10:54.750
...‫‫خب، این گلوله شلیک شده از

10:54.775 --> 10:57.399
‫ لیدی کوت، مشکلی پیش اومده؟
‫‫آره

10:58.549 --> 11:00.681
‫انگار یکی از گوشواره‌هات نیست
‫‫جدی؟

11:00.706 --> 11:02.644
‫اگه می‌شه حواسمون رو جمعِ کار کنیم
‫‫دارم همین کارو می‌کنم

11:02.669 --> 11:05.637
‫اینا هدیه‌ی برادرم بودن
حتماً توی اتاقمه، باید برم بیارمش

11:05.661 --> 11:07.957
‫می‌شه یکی از مامورهاتون با من بیاد؟

11:07.981 --> 11:09.413
‫یه لحظه هم طول نمی‌کشه

11:11.181 --> 11:13.821
‫ترنر، راه بیفت، برو پسرم، زود و تند و تیز

11:19.735 --> 11:21.415
‫حالتون چطوره، دکتر ماتیپ؟

11:22.216 --> 11:23.216
بهم خیانت شده

11:23.904 --> 11:26.464
‫من با وعده‌ی امنیت کامل پا شدم اومدم اینجا

11:27.461 --> 11:30.820
‫بهم داروی بیهوشی دادن
حاصلِ کلِ زندگیِ حرفه‌ایم رو دزدیدن

11:31.181 --> 11:33.996
‫و یه نفر توی این اتاق
بیشتر از چیزی که به ما می‌گه خبر داره

11:34.021 --> 11:36.261
که به اونم می‌رسم، دکتر ماتیپ

11:36.821 --> 11:39.917
‫در ضمن، فرمول محاله از محوطه خارج شده باشه

11:39.942 --> 11:42.477
‫من به جناب بازرس ایمان کامل دارم

11:42.501 --> 11:45.237
‫من هنوز نگرانِ اونی‌ام
که دیشب می‌خواست مغزم رو بترکونه

11:45.261 --> 11:47.014
...‫خب
اون ‫‫قراره برگرده؟

11:47.039 --> 11:48.876
...خب
‫یا نکنه همین الان توی این اتاقه؟

11:51.151 --> 11:54.501
‫صاف نشسته پیشِ ما؟ جلوی چشم همه؟

11:55.221 --> 11:56.261
‫چی؟

11:56.901 --> 11:59.517
‫چی؟ منظورت چیه، تسیجر؟
داری تیکه می‌ندازی؟

11:59.541 --> 12:01.717
‫خانم‌ها، آقایون، خواهش می‌کنم

12:01.741 --> 12:03.872
‫هر چیزی سرِ جای خودش

12:03.897 --> 12:06.069
‫داشتم می‌گفتم، دو تا گلوله

12:06.094 --> 12:07.814
‫این دیگه چیه، جناب بازرس؟

12:08.901 --> 12:12.341
...‫لیدی آیلین، واقعاً دلم می‌خواست اول توضیـ
خیلی‌خب، باشه

12:16.367 --> 12:17.581
‫مدرکِ شماره‌ی زِد

12:17.975 --> 12:21.211
‫این، یا بهتره بگم
چیزی که قبلاً بوده، یه لنگه دستکشه

12:21.508 --> 12:23.608
‫توی شومینه پیداش کردیم

12:23.633 --> 12:25.963
تقریباً کامل سوخته، ولی نه همه‌ش

12:26.981 --> 12:29.333
‫کسی مایل هست امتحانش کنه؟

12:36.941 --> 12:38.904
‫اگه بخوای، من امتحانش می‌کنم
‫‫ممنون آقا

12:39.355 --> 12:40.548
‫لطف می‌کنی

12:41.951 --> 12:43.180
‫بفرما

12:44.781 --> 12:46.215
‫لبه‌هاش بدجوری ریش‌ریش شده

12:48.919 --> 12:50.279
‫جای دندونه؟

12:50.901 --> 12:52.777
‫آخه چرا باید جای دندون روش باشه؟

12:54.448 --> 12:55.448
!آه

12:56.381 --> 12:58.557
‫می‌بینین؟ خیلی بزرگه

12:58.581 --> 13:01.331
‫واسه دستِ شما زیادی گشاده، آقا

13:01.356 --> 13:02.416
‫ممنون

13:02.671 --> 13:03.738
‫بسیارخب

13:05.201 --> 13:08.397
‫حالا اگه اجازه بدین
برگردیم سراغ همون قضیه‌ی دو تا گلوله

13:08.421 --> 13:11.837
‫یکی‌ش که توی همین اتاق بود
اون یکی هم بیرون

13:11.861 --> 13:16.935
‫این گلوله از کلت 11 آقای تسیجر شلیک شده

13:16.960 --> 13:19.160
‫لئوپولد
‫‫یه لحظه، ممنون، لئوپولد؟

13:20.381 --> 13:22.477
‫خورده به لبه‌ی قابِ پنجره،

13:22.501 --> 13:25.917
‫و منم تو تنه‌ی اون درخت سرخدار پیداش کردم

13:25.941 --> 13:27.239
...‫درحالی که این یکی

13:28.501 --> 13:31.988
‫از یه ماوزر 32 نیمه‌خودکار شلیک شده،

13:32.013 --> 13:35.837
‫و بعد از اینکه
بازوی آقای تسیجر رو سوراخ کرده

13:35.861 --> 13:37.837
‫بازویی که هنوزم خیلی بهش وابسته‌م

13:37.861 --> 13:40.757
‫بله، ممنون آقای تسیجر
‫‫شرمنده

13:40.781 --> 13:45.917
‫صاف رفته نشسته... وسطِ این مبل

13:45.941 --> 13:50.173
‫از همون اسلحه‌ای شلیک شده
که سِر آزوالد روی چمن‌ها پیداش کرد

13:50.198 --> 13:53.075
‫و تنها اثر انگشتی هم که روشه
مال خودِ ایشونه

13:53.100 --> 13:56.461
‫مگر اینکه اون یکی نفری که
بهش دست زده، دستکش دستش بوده

13:57.501 --> 14:00.501
‫من هنوز تو فکر این جای دندونام
...آخه چرا باید

14:01.101 --> 14:02.861
‫ببخشید معذرت می‌خوام، بفرمایید
‫‫ممنون

14:05.181 --> 14:09.741
‫می‌شه... یکی از آقایون... این اسلحه رو بگیره

14:10.488 --> 14:11.488
...و

14:12.523 --> 14:13.530
‫و پرتابش کنه؟

14:13.555 --> 14:14.955
‫سِر آزوالد، شما چطوره؟

14:16.421 --> 14:18.397
‫من؟
‫‫لطف می‌کنین قربان

14:18.421 --> 14:21.526
...‫خب
‫‫بفرمایید این طرف، جلوی پنجره

14:22.482 --> 14:23.621
‫بیاین، بیاین

14:25.981 --> 14:28.581
‫پرتش کنین وسط چمن‌ها

14:29.261 --> 14:31.277
‫پرتش کنم؟
‫‫اگه زحمتی نیست قربان

14:31.301 --> 14:35.356
‫تا من یه نوک پا می‌رم بیرون
شما یه پرتاب درست و حسابی بکنین

14:39.181 --> 14:41.124
‫مطمئنین این یارو واقعاً پلیسه؟

14:41.701 --> 14:44.677
‫اجازه داره از آزوالد بخواد
همچین چیزایی رو پرت کنه؟

14:44.701 --> 14:46.764
‫لیدی کوت، داریم سعی می‌کنیم
بفهمیم چه اتفاقی افتاده

14:47.301 --> 14:48.372
‫خیلی‌خب

14:48.901 --> 14:50.581
‫بفرما، اینم از این

14:57.553 --> 14:58.873
‫پرتش کن بره

15:09.701 --> 15:11.220
‫عجب پرتابی بود، سِر آزوالد

15:11.944 --> 15:13.720
‫نیازی به تعریف و تمجیدت ندارم، بیتمن

15:13.745 --> 15:15.157
‫ نه قربان، حق با شماست

15:15.181 --> 15:17.043
‫اوضاع یه کم خیط شده، نه؟

15:17.068 --> 15:20.656
‫آدم هنوز فرصت نکرده یه لقمه صبحونه بخوره
باید اسلحه پرت کنه این‌ور اون‌ور

15:24.961 --> 15:27.039
‫خیالت راحت شد، جناب بازرس؟

15:27.064 --> 15:29.718
‫بله ممنون، سِر آزوالد

15:29.984 --> 15:30.984
...عه

15:31.232 --> 15:35.422
‫اسلحه دقیقاً همون‌جوری
روی زمین جا انداخت... که قبلاً افتاده بود

15:36.141 --> 15:39.997
‫هرچند شما تونستین
قشنگ 10 متر دورتر پرتابش کنین

15:40.021 --> 15:42.397
‫خب البته شما
مردِ چهارشونه و هیکلی‌ای هستین

15:42.421 --> 15:43.652
‫مگه نه، سِر آزوالد؟

15:43.970 --> 15:46.317
‫نمی‌فهمم منظورت چیه بتل
داری تیکه می‌ندازی؟

15:46.341 --> 15:48.721
‫نه قربان، جسارت نمی‌کنم
فقط دارم فرضیه‌ها رو چک می‌کنم

15:48.746 --> 15:51.677
‫واسه من که قضیه کاملاً روشنه

15:51.701 --> 15:54.437
‫مهاجم بعد از اینکه ماتیپ رو بیهوش کرده،

15:54.461 --> 15:56.917
‫اسناد رو دزدیده
و از درخت‌های پیچک اومده پایین

15:56.941 --> 15:58.677
‫با تسیجر روبرو می‌شه،

15:58.701 --> 16:02.677
‫یه تیر شلیک می‌کنه، بنگ
تسیجر رو از پا درمیاره

16:02.701 --> 16:04.517
‫بعدم اسلحه رو پرت می‌کنه اون‌ور،

16:04.541 --> 16:06.716
‫توی تراس می‌دوئه و می‌ره سمتِ جاده خاکی

16:06.741 --> 16:11.077
‫اونجا هم لابد گیرِ آدم‌های من می‌افتاد
درست مثل دوشیزه وِید

16:11.101 --> 16:13.581
‫همون دوشیزه وِیدی که هنوز پیداش نیست

16:14.313 --> 16:15.313
ها؟

16:15.575 --> 16:18.427
‫فکر کنم بهتره خودم برم دوشیزه وِید رو بیارم

16:18.716 --> 16:21.124
‫لطفاً همه همین‌جا بمونین

16:21.461 --> 16:23.683
‫افسر! هیچ‌کس حق نداره خارج بشه

16:23.708 --> 16:26.892
‫چشم قربان
‫‫شاید منظورش با من نبود

16:28.425 --> 16:29.503
‫ترنر

16:29.888 --> 16:30.951
‫نه

16:33.341 --> 16:36.164
‫یا خدا، بدجوری ضربه خورده

16:36.189 --> 16:37.709
‫لورین غیبش زده

16:49.181 --> 16:52.316
‫جناب بازرس باز چه خبر شده؟
صدای ماشین شنیدیم

16:52.341 --> 16:54.677
‫متأسفانه ماشینِ شما بود
لورین وِید داشت باهاش فرار می‌کرد

16:54.701 --> 16:56.117
‫چی؟
‫‫بچه‌ها، با من بیاین

16:56.141 --> 16:57.137
‫چی؟

16:57.162 --> 16:59.397
‫یعنی لورین بوده
که توی کتابخونه بهت حمله کرده؟

16:59.421 --> 17:01.194
‫ فرقِ مرد و زن رو دیگه می‌فهمم!

17:01.219 --> 17:02.958
‫لیدی آیلین، این پرونده‌ی منه

17:02.983 --> 17:05.557
‫خب پس بجنب دیگه
‫‫نه، جناب بازرس

17:05.581 --> 17:07.117
‫از اون‌ور نه
‫‫چی؟

17:07.141 --> 17:09.157
‫ماشینتون رو فرستادم اون پشت‌مشت‌ها

17:09.181 --> 17:10.515
‫بدجوری تو چشم بود

17:11.179 --> 17:12.301
‫واقعاً؟

17:17.621 --> 17:20.037
‫من از جاده اصلی می‌رم
چون فکر کنم می‌خواد تخته‌گاز بره

17:20.061 --> 17:22.117
‫می‌گم شاید بد نباشه
یه سری به ایستگاه قطار بزنیم

17:22.141 --> 17:23.459
‫شاید بخواد وسیله‌ش رو عوض کنه

17:23.484 --> 17:25.637
‫جیمی، قشنگ مثل یه تبهکار حرفه‌ای حرف زدی

17:25.661 --> 17:27.097
‫چاکریم ویلیام

17:27.861 --> 17:30.270
‫یواش‌تر باندل!
همه‌ دوست داریم زنده به مقصد برسیم

17:30.295 --> 17:32.397
‫جیمی، از رانندگی من ایراد نگیر

17:32.421 --> 17:34.517
‫همین‌جوریش هم
روزِ سگی و غیرقابل‌تحملی داشتم

17:34.541 --> 17:37.837
‫از قضیه لورین گرفته
تا اون پیشنهاد ازدواج مزخرف

17:37.861 --> 17:41.061
‫چی؟ کی ازت خواستگاری کرد؟
‫‫جورج لوماکس... افتضاح بود

17:41.456 --> 17:43.237
‫ولی تو که نمی‌تونی با لوماکس ازدواج کنی

17:43.261 --> 17:44.597
‫توی این یه مورد با هم توافق داریم

17:44.621 --> 17:46.517
‫خب، اگه زنش بشی
زندگی خیلی خیلی راحتی داری

17:46.541 --> 17:49.621
من زندگیِ راحت نمی‌خوام-
از طرز رانندگی‌ت کاملاً مشخصه-

17:55.061 --> 17:56.896
‫باندل، وایسا، وایسا، وایسا!

18:01.101 --> 18:02.421
‫دیدی؟ چی بهت گفتم؟

18:06.287 --> 18:07.537
‫سکوها رو چک کن

18:09.543 --> 18:11.317
‫برید کنار! وضعیتِ فوق‌العاده‌ست

18:11.341 --> 18:13.493
‫تو این دو تا رو چک کن!
منم می‌رم سراغ سه و چهار

18:14.981 --> 18:17.237
‫همه سوار شن! هشدار آخر

18:17.261 --> 18:18.541
‫نه شرمنده

18:20.581 --> 18:23.301
باندل، اونجاست -
!سکوی یک، داره سوار قطار می‌شه، بدو-

18:23.895 --> 18:25.071
‫باندل!
‫‫برو کنار!

18:25.096 --> 18:26.477
‫ببخشید
‫‫راه رو باز کنین!

18:26.502 --> 18:27.626
‫نه!

18:28.741 --> 18:30.677
‫جیمی
‫‫اومدم. قطار رو نگه دار!

18:30.701 --> 18:32.899
عجله کن دیرمون شده-
دمت گرم رفیق، ممنون-

18:46.421 --> 18:49.557
‫سلام، زنی رو ندیدین که عجله داشته باشه
و یه پاکتِ زرد دستش باشه؟

18:49.581 --> 18:50.917
‫قیافه‌ش تابلوئه که یه غلطی کرده

18:50.941 --> 18:53.420
نه؟-
کسی ندیده؟ هیچ‌کی؟-

18:53.940 --> 18:55.076
‫خیلی هم خوشگله

18:55.101 --> 18:56.877
‫ببین، چطوره برم چند تا واگن جلوتر،

18:56.901 --> 18:58.317
‫تو هم همه‌ی صندلی‌ها رو چک کنی؟

18:58.341 --> 19:00.524
‫این‌جوری الکی
وقتمون رو توی یه جا تلف نمی‌کنیم

19:00.549 --> 19:03.954
‫داداش به نظرت این کار عاقلانه‌ست؟
یادت که نرفته چجوری پلیس رو ضربه‌فنی کرد

19:03.979 --> 19:05.939
‫من که ازش نمی‌ترسم، جیمی

19:07.061 --> 19:08.757
‫بیل، اینو از کجا آوردی؟

19:08.781 --> 19:11.077
‫وقتی تو مهمونی"وایورن"
قشقرق به پا شد، کشش رفتم

19:11.102 --> 19:12.277
‫این مَدرکه آخه!

19:12.301 --> 19:13.981
‫تو نیاز به محافظت داری، باندل

19:19.101 --> 19:23.757
فقط‫ من اینجوری فکر می‌کنم
یا این رفیقمون ویلیام یه کم مشکوک می‌زنه؟

19:23.781 --> 19:25.819
‫چرا اینقدر اصرار داشت جلوتر بره؟

19:26.261 --> 19:27.827
‫منظورت چیه؟ چی می‌خوای بگی؟

19:29.424 --> 19:33.237
‫نکنه بیل ماتیپ رو بیهوش کرده
و بعدش فرمول رو برداشته

19:33.261 --> 19:37.437
‫و انداخته پایین واسه لورین
که همون دور و برها کشیک می‌داده

19:37.461 --> 19:40.781
‫بعدشم به من حمله کرده تا
حواس‌ها رو پرت کنه که اون بتونه جیم شه؟

19:41.501 --> 19:43.197
‫وقتی رفتم تو اتاقش، خالی بود

19:43.221 --> 19:46.237
‫از نقشه‌ی کشیک دادنِ ما خبر داشت
می‌دونست که من کجام

19:46.261 --> 19:48.018
‫و می‌دونست که راهش کاملاً بازه

19:50.301 --> 19:52.850
‫دفعه اولی که رفتم "سون دایلز" هم با من بود،

19:53.141 --> 19:54.607
‫همون موقع که توی اون اتاق حبس شدم

19:56.141 --> 19:59.599
‫پس فکر می‌کنی
اون و لورین دستشون تو یه کاسه‌ست؟

19:59.624 --> 20:02.224
‫فکر می‌کنم باید خیلی حواسمون رو جمع کنیم

20:04.661 --> 20:05.661
‫ببخشید

20:06.242 --> 20:11.802
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

20:21.461 --> 20:23.261
‫بیل؟
‫‫باندل؟

20:24.021 --> 20:25.932
‫اینجام، گرفتمش

20:26.621 --> 20:29.517
‫چه دمِ دست باندل، حواست رو جمع کن

20:29.541 --> 20:32.677
‫نمونه و فرمول پیشش بود
همین ثابت می‌کنه همه‌چی زیر سر خودشه

20:32.701 --> 20:34.637
‫داشتم بهش می‌گفتم که اشتباه می‌کنه

20:34.661 --> 20:36.317
‫می‌تونم همه‌چی رو توضیح بدم

20:36.342 --> 20:37.742
‫باید هم توضیح بدی

20:40.141 --> 20:42.797
‫چرا فرار کردی و فرمول رو برداشتی؟

20:42.821 --> 20:43.867
‫به خاطر جری

20:44.618 --> 20:45.837
‫اون دقیقاً به همین خاطر کشته شد

20:45.861 --> 20:48.661
دارم به خاطر حرمتِ اون این کارو می‌کنم-
یه کلمه هم حرفت رو باور نمی‌کنم-

20:51.769 --> 20:53.780
‫فکر می‌کنی
به همه‌ی اون مردها می‌شه اعتماد کرد؟

20:54.218 --> 20:55.347
جری که این‌طور فکر نمی‌کرد

20:55.372 --> 20:56.708
‫بسه، انقدر اسم جری رو نیار

20:57.344 --> 20:59.624
‫فکر کردی می‌تونی ازش
به عنوان راه فرار استفاده کنی؟

21:05.221 --> 21:08.781
‫تو با همون سمی که جری رو کشت
ماتیپ رو مسموم و بیهوشش کردی

21:09.621 --> 21:12.661
‫فکر می‌کردم کارِ لیدی کوت باشه
ولی الان می‌دونم زیر سر توئه

21:14.376 --> 21:16.291
‫توی اون مهمونیِ "چیمنیز" حضور داشتی

21:18.301 --> 21:19.661
‫تو جری رو مسموم کردی

21:21.227 --> 21:22.705
‫کاملاً داری اشتباه می‌کنی

21:23.726 --> 21:25.726
‫هنوز همه‌ی تیکه‌های پازل رو کنار هم نذاشتم

21:27.061 --> 21:28.530
‫نمی‌تونی همونی باشی که به جیمی حمله کرد

21:28.555 --> 21:30.635
باندل، خودم اوضاع رو کنترل می‌کنم-
بیل، ساکت شو-

21:33.501 --> 21:35.637
‫بلیت‌ت رو بهم نشون بده
‫‫چی؟

21:35.661 --> 21:38.020
‫بله؟ چی گفتی؟
‫‫گفتم بلیت‌ت رو نشون بده!

21:41.402 --> 21:43.617
‫وگرنه بیل بهت شلیک می‌کنه، مگه نه بیل؟

21:43.981 --> 21:45.181
‫آره، آره

21:51.461 --> 21:54.068
‫تو واقعاً موجودِ عجیب و غریبی هستی

21:54.093 --> 21:56.397
‫باندل، چک کردنِ بلیت
زمان و مکان خودشو داره

21:56.421 --> 21:58.288
...‫‫نمی‌فهمم آخه چجوری
‫جیمی، گیج نزن، با ما بیا

22:02.624 --> 22:03.984
‫ این‌ها از قبل برنامه‌ریزی شده

22:06.433 --> 22:09.473
‫توی اون عمارت
وقت داشت که نقشه‌ی فرارش رو بکشه

22:11.181 --> 22:13.101
‫هدفش دقیقاً همین قطار بود

22:16.421 --> 22:19.181
‫فکر کردم شاید
...قراره اون‌ورِ خط کسی رو ببینی، اما

22:19.975 --> 22:22.215
‫این بلیت فقط تا ایستگاهِ بعدی اعتبار داره

22:25.600 --> 22:27.680
‫قراره همون‌جا فرمول رو تحویل بدی؟

22:42.119 --> 22:43.573
‫یه کمکی بهم بکن، جیمی

22:46.981 --> 22:48.732
‫جیمی! جیمی، اون اسلحه رو بیار پایین

22:51.301 --> 22:52.517
‫جیمی، نه

22:52.541 --> 22:53.619
‫لورین

22:56.785 --> 23:00.145
‫متأسفم، ولی... تیکه‌ی آخر پازل منم

23:02.408 --> 23:03.888
‫قضیه‌ی اون دستکشِ توی شومینه

23:06.496 --> 23:09.216
‫واسه همین بود که جناب بازرس
انقدر به اون دستکش پیله کرده بود

23:10.928 --> 23:12.368
...‫و اون جای دندون‌ها

23:15.021 --> 23:16.317
‫الان دیگه همه‌چی با هم جور درمیاد

23:16.341 --> 23:17.421
ببخشید، چی؟

23:18.104 --> 23:19.824
‫تو اسلحه رو با دست چپ می‌گیری

23:21.303 --> 23:22.383
‫خب که چی؟

23:24.887 --> 23:26.847
‫توی "عمارت وایورن" هیچ ضاربی در کار نبود

23:28.168 --> 23:29.500
‫همه‌ش صحنه‌سازی خودت بود

23:31.390 --> 23:32.840
...‫به بازوی خودت شلیک کردی

23:33.981 --> 23:35.698
تا صداش به گوش همه‌ی ما برسه

23:36.901 --> 23:38.729
‫توی دست چپت دستکش داشتی

23:39.495 --> 23:41.591
‫دستکشی که برات خیلی بزرگ بود

23:41.616 --> 23:43.352
‫و برای اینکه اثر انگشتی باقی نمونه،

23:43.377 --> 23:44.977
‫با دندون کشیدیش و درش آوردی

23:47.181 --> 23:48.575
‫بعدشم پرتش کردی توی آتیش

23:49.904 --> 23:53.304
‫تو بودی که هفت‌تیر رو
از کتابخونه پرت کردی روی چمن‌ها

23:55.196 --> 23:57.676
‫کار تو بود، نه سِر آزوالد

24:00.481 --> 24:01.666
‫چیزی نمونده بود موفق بشم

24:02.621 --> 24:05.861
‫لعنت بهش، باورم نمی‌شه
دست سِر آزوالد از من پرزورتر باشه

24:06.301 --> 24:08.637
‫اگرهم لوماکس شب‌ها شومینه‌ش رو
درست‌وحسابی روشن نگه می‌داشت

24:08.661 --> 24:10.309
‫الان دیگه اثری از اون دستکش نمونده بود

24:10.334 --> 24:12.375
‫همه‌ی این کارها رو کردی
که حواس ما رو پرت کنی

24:13.341 --> 24:17.261
...تا اون بتونه
به ماتیپ دارو بخورونه و فرمول رو بدزده

24:18.901 --> 24:20.563
‫واقعاً سریع می‌گیری

24:21.615 --> 24:23.058
‫خب، دیگه بازی تمومه

24:24.439 --> 24:26.962
‫اسلحه رو بذار زمین، جیمی

24:27.775 --> 24:29.157
‫بیل!
آه، ‫‫باندل!

24:29.181 --> 24:30.501
‫همون‌جا که هستی بمون، لطفاً

24:31.821 --> 24:32.906
‫ممنون

24:39.941 --> 24:41.351
‫اون جری رو مسموم کرد

24:44.607 --> 24:45.887
‫تو هم به رونی شلیک کردی

24:48.184 --> 24:49.984
تو از نوع آدم‌های خوبی، ‫باندل

24:50.982 --> 24:52.713
...اما زیادی باهوشی

24:53.607 --> 24:55.397
و این یعنی واسه ما دردسری

24:56.941 --> 24:59.077
‫و اگه قراره این فرمول رو رد کنیم بره

24:59.101 --> 25:01.421
‫و از همه مهم‌تر، پولمون رو بگیریم،

25:02.141 --> 25:05.874
‫نمی‌تونیم ریسکِ
هیچ دردسر اضافه‌ای رو قبول کنیم

25:06.177 --> 25:07.177
‫جیمی

25:08.938 --> 25:10.557
‫فقط می‌خوام یه چیزی بگم

25:10.581 --> 25:11.517
‫چی؟

25:11.541 --> 25:12.578
‫بگیرش!

25:19.581 --> 25:22.461
‫بیل، صدامو می‌شنوی؟ بیل

25:25.301 --> 25:26.925
اون ‫بهم شلیک کرد

25:30.701 --> 25:33.030
‫گلوله خورده به قاب ساعت ماتیپ

25:33.055 --> 25:34.935
‫عجب اختراع معرکه‌ایه

25:37.068 --> 25:38.437
‫جونمو نجات داد

25:38.461 --> 25:40.597
‫بیل، می‌رم دنبالِ جیمی فرمول دست اونه

25:40.621 --> 25:42.437
‫نه، بذار من برم دنبال جیمی تو همین‌جا بمون

25:42.461 --> 25:44.877
‫نه، تو باید قطار رو متوقف کنی
نباید به ایستگاه بعدی برسه

25:44.901 --> 25:47.037
.‫نباید بذاریم برسن سرِ قرارشون
‫‫آخه چطوری متوقفش کنم؟

25:47.061 --> 25:48.923
‫نمی‌دونم! بهشون بگو از وزارت خارجه اومدی

25:48.948 --> 25:51.868
‫باندل، ما توی انگلیسیم!
این تو حیطه‌ی وظایف وزارت کشوره

25:58.816 --> 25:59.886
‫ببخشید

26:20.726 --> 26:22.261
‫قطار رو نگه دار بیل

26:30.294 --> 26:31.547
[استفاده نادرست جریمه دارد]

27:02.791 --> 27:04.071
‫بازی تمومه جیمی

27:05.665 --> 27:08.412
‫خیلی‌خب، همه همین الان بزنین بیرون!
همین حالا، همه برین بیرون

27:08.437 --> 27:10.218
‫وگرنه همه‌ رو به رگبار می‌بندم!
!بزنین بیرون

27:10.243 --> 27:12.803
‫زود باشین، یالا! بیرون
‫ بجنبین، برید جلو

27:13.741 --> 27:15.461
‫همین الان گمشین، بیرون یالا!

27:18.381 --> 27:19.861
‫خب، پس می‌خوای بهم شلیک کنی؟

27:20.999 --> 27:22.319
‫مثل کاری که با رونی کردی؟

27:23.287 --> 27:25.139
‫خیلی‌خب، آره. بله

27:26.879 --> 27:27.956
‫کارِ من بود

27:29.401 --> 27:30.951
‫ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

27:31.909 --> 27:33.789
‫زیادی سرش توی حساب‌کتاب بود
فهمیده بود چه خبره

27:34.552 --> 27:36.015
‫هماهنگ کرد که باهام حرف بزنه

27:36.613 --> 27:39.013
‫رونالدِ ما خیلی... وظیفه‌شناس بود

27:39.424 --> 27:40.824
‫البته آخرش هم چوبش رو خورد

27:42.992 --> 27:46.291
‫ولی ناموساً باندل، باید درکم کنی

27:46.656 --> 27:48.552
‫من کاری به کارِ جری نداشتم

27:48.577 --> 27:51.535
‫از جری خوشم می‌اومد. همه‌ش زیر سرِ لورین بود

27:52.221 --> 27:55.581
‫کلِ شب در حالی که داشت بهش لبخندِ ژکوند می‌زد
توی شامپاینش سم می‌ریخت

27:57.919 --> 28:00.718
‫بعدشم بطری رو گذاشت کنارِ پاتختی
...تا این‌جوری به نظر بیاد که

28:01.737 --> 28:03.999
‫تا قضیه یه چیزِ دیگه به نظر برسه
نه اون چیزی که واقعاً بود

28:04.024 --> 28:05.664
‫اون رفیقت بود، جیمی!

28:08.048 --> 28:10.167
‫خب قضیه‌ی ساعت‌های روی شومینه چی بود؟

28:10.584 --> 28:11.731
‫اون کار من بود

28:12.421 --> 28:14.037
‫باید رد رو گم می‌کردم

28:14.061 --> 28:16.811
‫می‌دونستم رونی و بیل
دارن با اون ساعت‌ها ور می‌رن

28:16.836 --> 28:19.126
‫شنیده بودم جری به این قضیه‌ی
سون دایلز" هم یه اشاره‌هایی کرده"

28:19.151 --> 28:20.407
‫و بعدش پشیمون شده

28:20.432 --> 28:22.237
‫واسه همین مثل یه فرصتِ طلایی بود

28:22.261 --> 28:23.946
‫رونی موقع مرگش سعی کرد بهم بگه کار توئه

28:24.821 --> 28:25.997
‫همون موقع که داشت جون می‌داد

28:26.447 --> 28:27.447
...‫بگو

28:27.800 --> 28:28.800
...‫جیمی

28:29.550 --> 28:30.750
...‫تسیجر

28:31.232 --> 28:32.232
...‫سِون

28:33.575 --> 28:34.655
‫دایلز

28:35.407 --> 28:37.047
‫فقط نمی‌فهمیدم منظورش چیه

28:40.112 --> 28:42.376
‫واقعاً حیف شد که الان همه‌چی رو فهمیدی

28:42.630 --> 28:44.188
‫اونم وقتی که این‌قدر به هدف نزدیکیم

28:47.089 --> 28:49.689
‫گمونم اگه بهت پیشنهاد بدم توی سود شریک شی
فرقی به حالت نکنه، نه؟

28:50.280 --> 28:52.049
‫یعنی همه‌ی این‌ها فقط واسه همین بود؟

28:53.103 --> 28:54.117
‫پول؟

28:54.141 --> 28:56.997
‫مگه چیز دیگه‌ای هم هست؟
بدجوری تو مخمصه گیر کرده بودم

28:57.021 --> 28:58.175
...حقیقتش اینه که

28:58.744 --> 29:01.077
بدهی‌هام از دارایی‌هام بیشتره
و هی داره بیشتر می‌شه

29:01.101 --> 29:03.117
‫این‌ها اصلاً توجیه خوبی
واسه کارهایی که جفت‌تون کردین نیست

29:03.141 --> 29:04.597
‫باندل، تو که نمی‌خوای بهم شلیک کنی

29:04.621 --> 29:05.998
‫هیچ‌کس برات عزاداری نمی‌کنه

29:06.319 --> 29:08.837
‫بی‌انصافی نکن
یه کم تنده، شاید مادرم عزاداری کنه

29:08.861 --> 29:10.222
‫چرا نباید بهت شلیک کنم؟

29:11.583 --> 29:12.741
‫به خاطرِ رونی؟

29:13.701 --> 29:14.901
‫یا به خاطرِ جری؟

29:15.821 --> 29:18.837
‫یا به خاطر تمام آدم‌هایی که
با این نقشه‌تون بهشون خیانت کردین؟

29:18.861 --> 29:20.757
‫فکر کردی همچین نقشه‌ای کار من بوده؟

29:20.781 --> 29:21.781
‫باندل

29:22.569 --> 29:25.769
‫فکر کنم جفت‌مون می‌دونیم که من
نه مغزش رو دارم، نه آدم‌هایی که پشتم باشن

29:27.256 --> 29:28.676
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

29:28.990 --> 29:30.870
‫اسلحه رو بذار زمین
تا همه‌چی رو برات تعریف کنم

29:31.415 --> 29:33.591
دروغ بافتن رو تموم کن جیمی-
دارم عین حقیقت رو می‌گم -

29:34.073 --> 29:35.178
اسلحه رو بیار پایین

29:35.203 --> 29:37.560
‫اگه بهم شلیک کنی
فقط یه مهره‌ی پیاده رو از بین بردی

29:37.585 --> 29:39.225
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

29:40.094 --> 29:41.094
‫بگو بهم

29:43.784 --> 29:46.064
‫قرار نبود لورین
توی ایستگاه بعدی کسی رو ببینه

29:47.774 --> 29:49.174
‫نقشه اصلاً این نبود

29:50.494 --> 29:52.907
‫تحویل دادن فرمول
قرار نیست توی ایستگاه بعدی باشه

29:54.311 --> 29:55.760
‫همین‌جا، توی همین قطاره

29:58.632 --> 30:02.065
‫اونی که نقشه‌ی همه‌چی رو کشیده
جلوی قطار نشسته

30:04.945 --> 30:05.953
‫دروغگو

30:05.978 --> 30:08.058
‫توی کوپه‌ی درجه‌یک
نزدیک‌ترین جا به لوکوموتیو

30:09.021 --> 30:11.672
‫قرار بود اونجا
با مغز متفکر پشت این قضایا ملاقات کنیم

30:11.697 --> 30:14.886
‫اون واسطه‌ی ما بود
هم اینجا و هم خارج از کشور نفوذ داشت

30:15.602 --> 30:18.641
‫الان که همه‌چی رو بهت گفتم دیگه نمی‌تونی
بهم شلیک کنی این دیگه خیلی نامردیه

30:23.969 --> 30:25.781
‫به من نگو چی نامردیه و چی نیست

30:29.654 --> 30:32.146
‫ بهت توصیه می‌کنم نری جلو، باندل!

30:32.494 --> 30:33.838
‫واقعاً دارم بهت می‌گم، نرو!

30:34.321 --> 30:35.477
‫تکون نخورین

30:42.661 --> 30:44.117
‫یه آدمِ تحت تعقیب اونجاست

30:44.141 --> 30:46.421
‫اگه یکی بتونه تا رسیدنِ پلیس
نگهش داره، ممنون می‌شم

30:46.645 --> 30:51.878
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

31:11.941 --> 31:15.973
‫نه، نه، نه، دوشیزه وِید
تا وقتی پلیس برسه همون‌جا می‌مونی

31:16.764 --> 31:18.997
‫اندازه‌ش تقریباً با سلولِ زندان برابری می‌کنه

31:19.021 --> 31:22.317
‫پس حسابی وقت داری... که بهش عادت کنی

31:22.341 --> 31:23.381
‫نه!

31:29.061 --> 31:31.557
‫باندل! باندل، باورت نمی‌شه همین الان چی شد

31:31.581 --> 31:33.981
‫همون‌جا بمون، بیل
‫‫باندل؟ باندل!

32:10.744 --> 32:11.744
‫باندل

32:12.781 --> 32:14.570
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫‫مامان؟

32:16.261 --> 32:17.508
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

32:18.671 --> 32:19.805
!اوه

32:20.327 --> 32:22.077
‫ انگار اینجا متوقف شدیم

32:22.101 --> 32:24.501
آم... ‫فکر می‌کنی گاوها اومدن روی ریل؟

32:25.101 --> 32:28.345
‫اوه خدایا ما رو
از شر مزاحمتِ گاو و گوسفندها نجات بده

32:30.542 --> 32:32.482
‫عجب سورپرایزی، بیا بشین

32:46.895 --> 32:48.015
‫سوار قطار شدی

32:49.541 --> 32:50.732
‫بله، همین‌طوره

32:52.413 --> 32:54.013
‫تو که هیچ‌وقت سوار قطار نمی‌شی، مامان

32:56.617 --> 32:57.977
‫تو که از دنیا بیزاری

33:00.535 --> 33:01.935
‫از مردم متنفری

33:03.735 --> 33:05.975
‫همیشه بهم می‌گفتی باید بیشتر برم بیرون

33:06.559 --> 33:08.359
‫بفرما، اومدم بیرون

33:09.421 --> 33:11.375
‫دل رو زدم به دریا و اومدم وسط این جماعت

33:12.784 --> 33:14.544
‫بذار بهت بگم، اصلاً از این وضعیت خوشم نمیاد

33:15.621 --> 33:16.815
‫حتی یه ذره

33:17.733 --> 33:18.813
‫کار تو بود

33:22.530 --> 33:23.740
‫تمام مدت زیر سر تو بود

33:25.936 --> 33:26.971
‫کار خودت بود

33:28.002 --> 33:29.769
‫نمی‌فهمم چی داری می‌گی عزیزم

33:29.794 --> 33:31.514
‫بهم توهین نکن

33:35.341 --> 33:38.317
‫قرار بود جیمی و لورین
فرمول رو توی همین کوپه تحویل بدن

33:38.341 --> 33:39.741
...‫در واقع همون‌جایی که

33:40.981 --> 33:44.420
‫باید ردش می‌کردن
به اون کسی که قراره بفروشتش

33:48.024 --> 33:49.670
‫همون کسی که پشت تموم این ماجراهاست

33:53.989 --> 33:56.549
...‫می‌ترسم بالاخره مجبور شیم

33:57.741 --> 34:00.889
‫یه گفتگوی کاملاً جدی
و مردونه با هم داشته باشیم

34:03.221 --> 34:05.317
‫توقع ندارم درکم کنی

34:05.341 --> 34:07.157
‫نه، حداقل نه الان
‫‫تو جری رو کشتی

34:07.181 --> 34:09.225
‫به هیچ وجه من این کار رو نکردم
کار اون دختره بود

34:11.070 --> 34:12.430
‫خیلی کله‌شق و یه دنده بود

34:13.701 --> 34:17.994
‫فکر می‌کرد
جری از نقشه‌هامون بو برده و لو رفتیم

34:18.019 --> 34:22.619
‫واسه همین دست به یه اقدام نسنجیده زد
خیلی تندتر از چیزی که من می‌خواستم

34:23.328 --> 34:24.835
.‫مهمونی "چیمنیز" هم کار تو بود

34:25.416 --> 34:26.616
...تو راهش انداختی

34:28.134 --> 34:30.449
‫تا درباره فرمول اطلاعات جمع کنی

34:31.944 --> 34:33.064
‫بعدش چی؟

34:34.861 --> 34:36.333
...‫جیمی و لورین رو هم اجیر کردی

34:37.326 --> 34:38.630
تا واسه دزدیدنش کمکت کنن؟

34:38.654 --> 34:41.706
‫همیشه هوش و سرعتِ عملِ بابات رو داشتی

34:41.731 --> 34:44.680
‫مامان، اون فرمول می‌تونه
از این مملکت محافظت کنه

34:46.358 --> 34:48.398
‫اون‌وقت تو می‌خوای به غریبه‌ها بفروشیش؟

34:49.861 --> 34:51.541
‫به کسایی که می‌تونن بهمون ضربه بزنن؟

34:53.708 --> 34:56.821
داری به وطنت خیانت می‌کنی-
وطنِ من بود که بهم خیانت کرد-

34:57.136 --> 34:58.392
‫به همه‌مون خیانت کرد

34:58.417 --> 35:00.772
‫به پدرت، به برادرت، به همه‌مون

35:01.901 --> 35:05.877
‫این خانواده بیشتر از چیزی که
فکرشو بکنی به این مملکت خدمت کرده

35:05.901 --> 35:07.696
‫بیشتر از چیزی که تو اصلاً بفهمی

35:07.721 --> 35:12.557
‫واسه همینم زیر و بم کارشون رو
خیلی خوب می‌شناسم

35:13.503 --> 35:17.343
‫همین مملکت گذاشت برادرت، یعنی پسرِ من،

35:18.847 --> 35:20.887
‫بشه گوشتِ دمِ توپ،

35:22.094 --> 35:28.694
‫اونم با دستور یه ژنرالِ مست و توهمی
که فرستادش به کام مرگ

35:29.501 --> 35:31.322
...‫فکر کردی توی فداکاریش

35:31.347 --> 35:34.252
افتخار یا شکوه یا شرافتی بود، هوم؟

35:34.277 --> 35:36.921
‫بذار خیالت رو راحت کنم، اصلاً این‌طور نبود

35:41.231 --> 35:44.031
‫کشورش ازش محافظت نکرد

35:45.086 --> 35:47.834
‫پرتش کرد وسط یه سلاخ‌خونه

35:50.021 --> 35:54.375
‫جایی که رسماً هیچ تاثیری روی روند جنگ نداشت

35:56.735 --> 35:58.015
‫درست مثل وقتی که

35:59.174 --> 36:01.094
‫هیچ غلطی برای محافظت از پدرت نکرد

36:04.621 --> 36:06.621
...‫به خاطر همین مملکت

36:08.341 --> 36:11.709
‫هر کسی رو که عاشقش بودم... از دست دادم

36:20.544 --> 36:21.639
‫به جز من

36:28.247 --> 36:29.687
‫آره، به جز تو

36:34.341 --> 36:35.341
...‫اما اون

36:36.454 --> 36:37.628
‫پسرکم

36:39.230 --> 36:40.470
‫پسرِ اولِ من

36:41.901 --> 36:42.901
‫عزیزم

36:45.981 --> 36:48.306
‫هیچ دردی مثل این نیست، باندل

36:51.461 --> 36:53.101
‫تو هنوز منو داری مامان

36:58.062 --> 36:59.342
‫مگه من کافی نیستم؟

37:05.223 --> 37:08.066
‫خب، پس چطوری باید زندگی کنیم؟

37:08.501 --> 37:11.120
‫ما، یعنی خودِ من، چطوری باید زندگی کنم؟

37:12.101 --> 37:15.645
‫حالا که نه پدرت هست و نه برادرت
کی قراره از ما مراقبت کنه، هوم؟

37:16.075 --> 37:17.199
...‫همه این‌ها

37:19.150 --> 37:20.670
...‫این همه آدم که مُردن

37:23.621 --> 37:24.597
‫همه‌ش واسه پول؟

37:24.621 --> 37:26.379
‫آره، چون ما هیچی نداریم!

37:26.404 --> 37:28.444
تو هیچی ‫نمی‌فهمی، بچه؟

37:30.821 --> 37:32.589
‫مگه من چی دارم؟ عمارت چیمنیز؟

37:32.614 --> 37:34.390
‫بهم ارث رسیده ولی یه قرون نمی‌ارزه

37:34.415 --> 37:36.295
‫هزینه‌ی نگهداریش از عهده‌ی ما خارجـه

37:37.870 --> 37:40.418
‫اگه از دستش بدیم، بدبخت می‌شیم

37:40.861 --> 37:42.437
‫نه خونه‌ای می‌مـونه، نه اعتباری

37:42.461 --> 37:46.181
‫این... این می‌تونست همه‌ی مشکلات رو

37:46.701 --> 37:48.917
‫یه تنه و یک‌باره حل کنه

37:48.941 --> 37:50.958
‫مامان، اصلاً نمی‌شناسمت
‫ ‫نه

37:52.798 --> 37:54.198
‫من مادر خوبی نیستم

37:55.916 --> 37:56.916
...من

37:58.381 --> 38:01.351
‫نمی‌تونم اون انتظاری که ازم داری رو برآورده کنم

38:02.574 --> 38:03.958
‫پدرت از پسش برمی‌اومد

38:05.421 --> 38:07.941
‫بدون اون، من واقعاً افسارگسیخته شدم

38:16.223 --> 38:18.845
...‫من خودمو مخفی کردم، از دید تو

38:20.168 --> 38:21.541
...‫و بقیه‌ی دنیا

38:22.417 --> 38:23.756
‫اونم واسه یه دلیلِ خوب

38:33.033 --> 38:34.033
...تو

38:35.159 --> 38:36.599
‫باندل شیرین من

38:37.221 --> 38:38.941
...‫ببین، من فکر می‌کردم

38:39.638 --> 38:41.558
‫با بودنِ "تسیجر" و اون دختره،

38:42.168 --> 38:43.342
...ردپای ما

38:44.419 --> 38:48.141
اون‌قدری پاک می‌شه که کسی بهمون شک نکنه

38:48.692 --> 38:49.858
...خب، فکر می‌کردم

38:50.339 --> 38:51.929
واسه کسی اون‌قدرا مهم نباشه

38:54.861 --> 38:58.978
‫اما اصلاً روی قدرت نفوذ تو حساب نکرده بودم

39:02.072 --> 39:03.832
‫الان می‌فهمم چقدر احمق بودم

39:06.655 --> 39:08.295
‫منو دست‌کم گرفتی

39:11.263 --> 39:14.543
...‫همون‌طور که تو تمام عمرت

39:15.376 --> 39:16.735
‫منو بیش از حد بالا بردی

39:20.061 --> 39:22.203
‫حالا، بچه‌ی عزیزم

39:23.751 --> 39:27.141
‫اجازه می‌دی یه سوال ازت بپرسم؟

39:29.061 --> 39:32.983
‫بهم اجازه می‌دی قبل از رسیدن مامورها
بی‌سر و صدا فرار کنم؟

39:40.679 --> 39:41.679
...‫مطمئناً تو

39:42.341 --> 39:44.692
‫تو که به قلبِ مادر خودت شلیک نمی‌کنی، ها؟

39:47.494 --> 39:48.779
‫به قلبش نه

39:51.720 --> 39:53.200
...‫اما شاید به مچِ پاش

39:54.181 --> 39:55.341
‫که سرعتش رو کم کنم

39:59.304 --> 40:00.504
‫واقعاً این کارو می‌کنی؟

40:01.638 --> 40:02.801
‫راستی راستی؟

40:02.826 --> 40:04.386
‫امتحانم کن، مامان

40:15.208 --> 40:17.332
‫آفرین، دختر من

40:18.741 --> 40:19.981
آفرین

40:25.216 --> 40:27.635
‫اوه خدای من، لیدی آیلین

40:28.510 --> 40:30.790
‫لیدی کترهام

40:33.639 --> 40:34.766
‫البته

40:36.888 --> 40:38.288
‫الان دیگه فهمیدم

40:41.553 --> 40:42.838
‫واقعاً متاسفم

40:47.541 --> 40:48.821
‫ شما رو می‌شناسم؟

41:07.637 --> 41:12.970
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

41:35.118 --> 41:40.622
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

43:46.541 --> 43:47.964
‫باعث افتخاره

43:51.581 --> 43:53.461
‫سیریل، لطفاً؟

44:26.168 --> 44:27.302
‫آلفرد

44:29.221 --> 44:30.478
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

44:31.383 --> 44:33.601
‫فرستادنم دنبالتون، لیدی آیلین

44:36.781 --> 44:37.939
‫کی فرستادت؟

44:38.741 --> 44:41.324
...کارفرماهای من می‌خوان که افتخار بدین

44:42.008 --> 44:43.678
‫تو کلوپ "سِون دایِلـز" همراهی‌شون کنین

44:44.458 --> 44:48.301
‫لطفاً عذرخواهیِ صمیمانه‌ی منو
بابت اینکه نمی‌تونم بیام بهشون برسون

44:49.056 --> 44:50.563
‫خیلی اصرار دارن

44:51.021 --> 44:53.421
‫لطفاً سر و صدا راه نندازین یا کمک نخواین

44:56.424 --> 44:58.956
‫بفرمایید توی ماشین، لیدی آیلین

45:02.261 --> 45:05.321
‫این کارِت روی توصیه‌نامه‌ی
شغلیِ آینده‌ت تاثیر خیلی بدی می‌ذاره

45:57.254 --> 45:58.433
‫بشین

46:22.359 --> 46:23.439
‫خب، حالا چی؟

46:25.901 --> 46:27.821
‫می‌خواین منم مثل بقیه بکشین؟

46:30.855 --> 46:33.695
‫اقلاً اون‌قدر شرف داشته باش
که خودتو نشون بدی، شماره 7

46:50.981 --> 46:53.637
‫یه چیزی هست که دلم می‌خواد
باهات در میون بذارم، لیدی آیلین

46:53.661 --> 46:55.338
‫معلومه که باید این کارو بکنی

46:57.701 --> 47:00.994
‫ نمی‌فهمم فکر می‌کردم
همه‌ی این قتل‌ها زیر سر شماست

47:01.019 --> 47:02.257
‫دقیقاً برعکس

47:02.741 --> 47:06.917
‫انجمن "سِون دایِلز"
یه سازمان تبهکار نیست، اصلاً و ابداً

47:06.941 --> 47:10.461
‫کمیسر، لطفاً تمومش کن
امروز واقعاً روزِ طولانی و تلخی بوده

47:14.421 --> 47:19.117
‫این گروه... یه اتحادِ غیررسمیـه

47:19.141 --> 47:21.558
‫که تمام تلاشش رو می‌کنه
...تا توی این دورانِ پرآشوب

47:22.541 --> 47:24.292
‫دنیا رو امن نگه داره

47:28.048 --> 47:30.627
...‫نیروهای تاریکی دارن توی کلِ دنیا

47:31.581 --> 47:32.811
‫قدرت می‌گیرن

47:33.661 --> 47:36.677
‫ما هر کاری از دستمون برمیاد
می‌کنیم تا نذاریم اونا مسلط بشن

47:36.701 --> 47:39.233
‫واسه همینم من توی "وایورن" بودم

47:39.258 --> 47:42.796
‫تا از دکتر ماتیپ و فرمولش محافظت کنم،

47:42.821 --> 47:48.261
‫اونم با وجودِ
تموم تلاش‌های آقای تسیجر و دوشیزه وِید

47:49.272 --> 47:51.132
‫نمی‌دونم چرا داری اینا رو به من می‌گی

47:51.867 --> 47:55.019
‫یا اصلاً چرا با زورِ اسلحه منو کشوندی اینجا
اینم بگم بد نیست

47:55.044 --> 47:58.651
‫فکر کردم شاید در غیر این صورت
برای شنیدن پیشنهادم اینجا نیای

48:00.296 --> 48:01.524
‫شنیدنِ چی؟

48:04.167 --> 48:06.002
‫ما می‌خوایم که به ما ملحق بشی

48:13.221 --> 48:14.608
‫می‌خواین چیکار کنم؟!

48:15.146 --> 48:17.192
‫داشتم زیر نظرت می‌گرفتم و ارزیابی‌ت می‌کردم

48:17.606 --> 48:18.637
‫ارزیابی؟

48:18.661 --> 48:20.557
‫ما به این نتیجه رسیدیم که حضورِ تو

48:20.581 --> 48:23.357
‫می‌تونه یه امتیازِ خیلی بزرگ واسه گروهِ ما باشه

48:23.381 --> 48:25.621
‫پس تمامِ این مدت داشتی همین کارو می‌کردی؟

48:26.335 --> 48:27.645
‫داشتی منو جذب می‌کردی؟

48:29.901 --> 48:34.677
‫ما به جسارتِ خیلی زیادی نیاز داریم، لیدی آیلین

48:34.701 --> 48:36.663
‫چیزی که تا دلت بخواد اونو داری

48:38.237 --> 48:39.437
...‫چند سال پیش

48:39.825 --> 48:42.485
...‫ما یکی از مهم‌ترین

48:43.353 --> 48:45.492
مامورهامون رو از دست دادیم

48:47.326 --> 48:48.425
‫پدرت رو

48:51.061 --> 48:53.741
‫اون همیشه و دقیقاً روی همین صندلی می‌نشست

48:56.463 --> 48:57.783
‫نمی‌فهمم چی می‌گی

49:03.707 --> 49:06.061
‫وقتی مُرد، من پیشش بودم

49:07.141 --> 49:10.459
‫داشت واسه "سِون دایِلز" ماموریت انجام می‌داد

49:11.510 --> 49:13.830
‫رفته بود که دکتر ماتیپ رو ببینـه

49:27.751 --> 49:28.751
‫نه

49:30.206 --> 49:32.477
‫اون خارج از کشور، به خاطر آنفولانزای اسپانیایی مُرد

49:32.501 --> 49:35.397
‫نه، این‌طور نبود
دشمن‌هامون براش کمین کرده بودن

49:35.421 --> 49:39.101
‫اونا از وجود ما و نقشه‌هامون... بو برده بودن

49:39.551 --> 49:40.823
‫تو اونجا پیشش بودی؟

49:41.848 --> 49:43.208
‫دیر رسیدم

49:45.541 --> 49:48.006
‫من سعی می‌کنم از هر کسی که
بهمون کمک می‌کنه محافظت کنم

49:48.694 --> 49:51.294
‫ولی متأسفانه همیشه هم موفق نمی‌شم

49:59.701 --> 50:01.357
‫مامانم از این موضوع خبر داشت؟

50:01.381 --> 50:02.979
‫درباره مرگش نه، اصلاً

50:04.924 --> 50:07.917
‫فکر می‌کنم می‌دونست که
مشغول یه سری کارهای محرمانه‌ست

50:07.941 --> 50:10.913
‫به نظرم توی این چند سال اخیر، از طریقِ

50:11.710 --> 50:15.459
‫نشست و برخاست با رفقای بابات
از قضیه فرمول بو برده بود

50:16.199 --> 50:18.716
‫اگه بتونی خاله زنک‌بازی‌ها رو درست تحلیل کنی

50:19.621 --> 50:21.324
می‌تونی اطلاعات خیلی مهمی ازشون دربیاری

50:21.349 --> 50:22.490
‫البته

50:23.796 --> 50:24.976
لیدی آیلین

50:25.584 --> 50:28.614
پدرِ تو بهترین مامور ما بود

50:29.261 --> 50:32.837
‫اما من معتقدم تو این پتانسیل رو داری که

50:32.861 --> 50:34.941
‫حتی خیلی بیشتر از اون بدرخشی

50:39.381 --> 50:41.397
‫تا حالا کسی بهم یه همچین چیزی نگفته بود

50:41.421 --> 50:43.160
‫تک‌تک کلماتم از رو صداقت بود

50:47.817 --> 50:49.408
‫تو الان سرِ یه دوراهی هستی

50:50.305 --> 50:52.812
‫کمیسر، یه جوری می‌گی "دوراهی"
انگار کارِ خیلی ساده‌ایه

50:53.807 --> 50:54.887
‫مثل همیشه

50:59.421 --> 51:01.581
‫این کار خیلی خطرناکه

51:02.301 --> 51:06.677
‫باید... به جاهای دورافتاده سفر کنی،

51:06.701 --> 51:10.621
‫جاسوسی کنی و با خطرات خیلی زیادی روبرو بشی

51:11.710 --> 51:15.070
‫ما بهت نیاز داریم، لیدی آیلین

51:16.141 --> 51:20.757
‫یه ماموریت فوق‌العاده حیاتی و خطرناک داریم،

51:20.781 --> 51:23.843
‫و می‌خوایم که همین الان کار رو شروع کنی

51:24.821 --> 51:25.954
...‫خب

51:27.576 --> 51:28.749
‫نظرت چیه؟

52:02.577 --> 52:03.897
همه چی رو بهم بگو

52:24.358 --> 52:29.602
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

52:29.627 --> 52:34.865
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

52:35.779 --> 52:41.009
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس
