WEBVTT

00:09.261 --> 00:14.565
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.590 --> 00:19.911
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:36.821 --> 00:39.901
‫ داداش کوچولو، دیرمون شده، بدو دیگه

00:55.027 --> 00:56.827
[رونـدا، اسپانیـا]
سـال 1920

01:07.181 --> 01:08.301
‫کجاست پس؟

01:09.221 --> 01:11.781
‫می‌بینیش؟
‫‫آروم باش بابا، خودش گفت میاد اینجا

01:17.461 --> 01:20.541
‫ببخشید، فکر کنم یه چیزی چسبیده به لباستون

01:26.917 --> 01:28.716
‫جلوتر نیا، لطفاً

01:28.741 --> 01:31.274
‫متأسفانه قرارتون به جای اینجا
سر از میدون گاوبازی درآورده

01:31.299 --> 01:32.489
‫دیگه هم برنمی‌گرده

01:32.950 --> 01:37.013
‫پاکت رو بده به من، مگه اینکه بخوای
به سرنوشت خواهرت دچار بشی

01:37.301 --> 01:39.381
‫مجبور نبودی بکشیش
‫‫نه، نبودم

01:40.221 --> 01:42.652
‫ولی خب، آدم باید توی کارش
یه کم هم لذت ببره دیگه

01:49.101 --> 01:50.517
‫این کل دسترنج زندگی منه

01:50.541 --> 01:54.021
‫مطمئن می‌شیم که زحماتت هدر نره

03:03.449 --> 03:08.947
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

03:08.972 --> 03:12.697
[لنـدن، سـال 1925]

03:19.470 --> 03:21.516
"به یاد "رونالـد چوپـرا دَورو
یکم سپتامبر 1898
‏24ام سپتامبر 1925

03:21.541 --> 03:22.579
!بیچاره

03:23.099 --> 03:25.261
واقعاً آدمِ دوست‌داشتنی‌ای بود

03:25.775 --> 03:27.575
‫باهوش‌ترینِ همه‌مون بود

03:29.301 --> 03:32.155
‫اون‌وقت جنازه‌ش رو
مثل سگی پیدا می‌کنی که تیر خورده

03:35.126 --> 03:36.388
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم، جیمی؟

03:37.541 --> 03:39.787
‫خانواده‌ی تسیجر حرف ندارن، باندل

03:39.812 --> 03:41.330
‫بی‌خیال، خودت که می‌دونی

03:44.861 --> 03:46.310
‫اگه مرگ جری و رونی به کارشون

03:46.335 --> 03:48.259
‫ توی وزارت خارجه ربط داشته باشه چی؟

03:48.718 --> 03:51.420
‫اگه اونجا بو برده باشن که یه سری
کارای خلاف داره انجام می‌شه چی؟

03:56.901 --> 03:58.210
‫نمی‌دونم چی باید فکر کنم

03:59.821 --> 04:03.001
‫اولش فکر می‌کردم لیدی کوت
یه ربطی به مرگ جری داشته، اما

04:03.861 --> 04:06.039
‫بعید می‌دونم به مرگ رونی ربطی داشته باشه

04:07.941 --> 04:09.163
‫ جیمی، گوش کن،

04:09.566 --> 04:13.545
‫آخرین کلماتی که رونی گفت این بود که
"باید بهت بگم "سِون دایِلـز

04:15.261 --> 04:16.439
‫ببخشید، سِون چی؟

04:16.464 --> 04:17.464
دایِلـز

04:17.781 --> 04:18.781
‫عجب

04:20.181 --> 04:22.466
خب حالا از این چی باید بفهمم؟-
نمی‌دونم-

04:23.061 --> 04:26.138
‫ولی حرفش همین بود
"به جیمی تسیجر بگو: سِون دایِلـز"

04:27.501 --> 04:30.117
‫آدم انتظار داره حرفای دم مرگ یه نفر
یه کم واضح‌تر از این باشه

04:30.141 --> 04:31.157
‫اصلاً چرا من؟

04:32.221 --> 04:34.433
‫ما که اون‌قدرها هم با هم رفیق صمیمی نبودیم

04:36.303 --> 04:38.063
‫نه، داشتم به همین فکر می‌کردم

04:42.895 --> 04:45.106
‫حسابی تو خودت رفتی
و داری خودخوری می‌کنی، نه؟

04:53.741 --> 04:56.153
‫خبری برای لورین، خواهر جری داری؟

04:56.781 --> 04:59.117
‫مامان گفت با خونواده‌ش تماس گرفتی
تا خبر رو بهشون بدی

04:59.141 --> 05:00.301
‫آره، دادم

05:00.941 --> 05:02.707
‫کارِ چندان خوشایندی نبود

05:03.621 --> 05:06.741
‫ولی دخترِ جذابیـه، راستش افتخار می‌کنم
که یه کم با هم جور شدیم

05:07.981 --> 05:09.061
‫چرا می‌پرسی؟

05:09.781 --> 05:12.849
‫یه نامه پیدا کردم که جری
قبل از مرگش واسه لورین می‌نوشته

05:12.874 --> 05:14.220
‫ولی آدرس نداشت

05:15.621 --> 05:16.621
‫که این‌طور

05:17.621 --> 05:20.369
‫نظرت چیه
یه قرار ملاقات ردیف کنم؟ سه‌تایی با هم

05:21.223 --> 05:22.479
‫توی اتاق‌های من

05:22.504 --> 05:24.704
‫بدم نمیاد
یه بهونه‌ای داشته باشم که دوباره ببینمش

05:25.461 --> 05:26.997
‫جیمی، تو واقعاً اصلاح‌ناپذیری

05:27.021 --> 05:28.876
‫من واژه‌ی "رومانتیکِ ناامید" رو ترجیح می‌دم

05:30.181 --> 05:33.152
‫توی این فضولی‌ها و سرک کشیدن‌هات
مراقب هستی دیگه، نه باندل؟

05:34.221 --> 05:36.181
‫نباید خودتو هدف بقیه قرار بدی

05:36.974 --> 05:38.212
‫یا حتی منو،

05:38.822 --> 05:40.077
‫اگه بخوایم دقیق‌تر بگیم

05:44.286 --> 05:45.286
...حالا

05:45.981 --> 05:49.026
‫به نظرت اون یارو که
از پشت درختا داره دیدمون می‌زنه کیه؟

05:50.487 --> 05:51.663
‫بازم همونـه

05:51.688 --> 05:52.688
می‌شناسیش؟

05:52.713 --> 05:55.651
‫ هی داره زاغ‌سیاه چوب می‌زنه
و توی دفترچه‌ش یه چیزایی می‌نویسه

05:55.676 --> 05:59.076
‫آره، وقتی با رونی رفتیم سراغ لیدی کوت
داشت تعقیبمون می‌کرد

05:59.101 --> 06:01.597
‫بعدش هم فهمیدم
که داشته به اسکاتلندیارد زنگ می‌زده

06:01.622 --> 06:04.374
‫یا شایدم خودشون باشه یا یه آدم‌فروشِ خبرچین

06:04.399 --> 06:06.399
‫در هر صورت، قصد دارم ته‌وتوی قضیه رو دربیارم

06:07.222 --> 06:08.838
‫نمی‌ذارم برای بار دوم از دستم در بره

06:08.863 --> 06:10.107
‫لورین رو فراموش نکنی!

07:30.141 --> 07:31.301
‫عصر بخیر خانم

07:35.181 --> 07:37.397
‫خانم، شما نمی‌تونین برید اون تو

07:37.421 --> 07:40.221
‫کاملاً در اشتباهی جناب افسر
دقیقاً می‌تونم برم

07:41.381 --> 07:42.381
‫دیدی؟

07:49.669 --> 07:50.941
‫خب، خب

07:51.750 --> 07:54.030
‫باعث افتخاره

07:54.941 --> 07:57.097
‫لیدی آیلین برنت

07:57.122 --> 07:58.456
‫می‌دونم کی هستم

07:59.621 --> 08:01.237
اصلاً تو کی هستی؟

08:01.261 --> 08:03.244
‫و اصلاً چرا داری منو تعقیب می‌کنی؟

08:03.701 --> 08:07.741
‫"بتل" هستم. سرکمیسر بتل

08:08.661 --> 08:10.633
‫اجازه هست با چیزی ازتون پذیرایی کنم؟

08:10.901 --> 08:12.087
‫جین دارین؟

08:12.861 --> 08:14.765
‫راستش بیشتر توی فکر چای بودم

08:14.790 --> 08:16.770
‫خیلی واسه چای خوردن زوده‌

08:18.861 --> 08:20.557
‫چه خدمتی از دستم برمیاد؟

08:20.581 --> 08:23.395
‫می‌تونی بهم بگی چرا همین الان
سعی می‌کردی از دستم در بری

08:24.781 --> 08:26.637
‫من عادت ندارم کسی تعقیبم کنه

08:26.661 --> 08:30.517
‫اگه قراره تعقیب‌بازی‌ای در کار باشه،
ترجیح می‌دم کسی که تعقیب می‌کنه من باشم

08:30.541 --> 08:34.052
‫اصلاً چرا اون دفعه که با رونی دَورو بودم
داشتی زاغ‌سیاه منو چوب می‌زدی؟

08:36.181 --> 08:38.277
‫اون دور و بر یه سری کار داشتم

08:38.301 --> 08:41.901
‫که مربوط می‌شد
به تحقیقات پرونده‌ی مرگ آقای جرالد وید

08:46.468 --> 08:47.611
...‫می‌شه

08:51.528 --> 08:53.078
‫چرا این موضوع برات جالبه؟

08:54.701 --> 08:57.517
‫خیلی چیزها برای من جالبه، لیدی آیلین

08:57.541 --> 09:00.346
‫خب، پس باید اینم بدونی که توی اون
تحقیقات همه‌چیز رو کاملاً غلط فهمیدن

09:00.861 --> 09:03.407
‫جری اصلاً احتیاجی
به داروی خواب‌آور نداشت، اصلاً هم نمی‌خورد

09:03.432 --> 09:05.207
‫قطعا هم خودکشی نکرده

09:05.232 --> 09:07.956
‫بله، متوجه اظهارات‌تون شدم

09:07.981 --> 09:08.981
...آه

09:09.006 --> 09:11.268
‫توی تختخواب شما مُرد، مگه نه؟

09:11.821 --> 09:13.037
‫   همین‌طوره، بله

09:13.061 --> 09:15.677
‫بله و شما همون کسی هم بودید

09:15.702 --> 09:18.892
که جنازه‌ی آقای رونالد دورو رو
‫

09:19.341 --> 09:21.741
بعد از اینکه تیر خورد، پیدا کردید؟

09:23.165 --> 09:24.266
آره، خودم بودم

09:31.298 --> 09:32.298
...داری

09:32.661 --> 09:34.997
‫یه جورایی می‌گی
که توی مرگ اونا دست داشتم؟

09:35.021 --> 09:38.197
‫فکر نمی‌کنم از همچین کلماتی
استفاده کرده باشم، لیدی آیلین

09:38.221 --> 09:41.680
‫علاقه‌ی من فقط و فقط روی حقایقه

09:41.705 --> 09:44.527
‫تعجب می‌کنی اگه بدونی
این حقایق چقدر می‌تونن فرار باشن

09:47.663 --> 09:48.663
...بگو ببینم

09:49.460 --> 09:51.837
‫ توی روزنامه‌ها هیچ خبری از مرگ رونی نبود

09:51.861 --> 09:53.313
‫می‌دونی علتش چیه؟

09:53.338 --> 09:54.781
آه... ‫بله

09:57.501 --> 09:59.089
‫اجازه داری به منم بگی؟

10:00.021 --> 10:02.517
‫شاید ازشون خواسته باشم
خبر رو دیرتر چاپ کنن

10:02.541 --> 10:05.741
‫تا بتونم تحقیقاتم رو
سرِ فرصت و به موقع انجام بدم

10:06.341 --> 10:08.821
‫دنبال ارتباطی بین مرگ این دو نفر گشتی؟

10:09.232 --> 10:11.277
‫از کسی توی وزارت خارجه بازجویی کردی؟

10:11.301 --> 10:12.443
‫یا از خونواده‌ی کوت؟

10:14.581 --> 10:16.497
‫در مورد "سِون دایِلـز" چی می‌دونی؟

10:17.864 --> 10:20.197
...‫حواست هست لیدی آیلین

10:20.221 --> 10:23.877
‫که توی این اتاق
معمولاً من اونیم که سوال می‌پرسه؟

10:23.901 --> 10:26.581
‫پس امیدوارم
از این چرخش جالب اوضاع لذت ببری

10:27.818 --> 10:28.921
‫سِون دایِلـز؟

10:29.819 --> 10:31.157
‫اگه بخوایم دقیق حرف بزنیم،

10:31.181 --> 10:34.332
‫این روزا دیگه جایی به اسمِ
سِون دایِلـز" وجود خارجی نداره"

10:34.357 --> 10:37.930
‫بیشترِ اون منطقه
تخریب شده و از نو ساخته شده

10:38.341 --> 10:42.301
‫هنوزم یه جورایی
پاتوق لات و لوت‌هاست، چطور مگه؟

10:49.245 --> 10:50.245
...جری

10:51.198 --> 10:54.465
‫توی نامه‌ای که شبِ مرگش
می‌نوشته، بهش اشاره کرده بود

10:55.821 --> 10:56.821
‫می‌شه ببینمش؟

11:01.901 --> 11:05.101
‫خیلی وقته این پیشته؟
چرا توی جلسه بازپرسی ارائه نشد؟

11:07.461 --> 11:09.941
‫حس کردم شخصیه
فکر نمی‌کردم ربطی داشته باشه

11:10.625 --> 11:11.625
‫که این‌طور

11:17.673 --> 11:20.049
‫این که گفته "سِون دایِلـز"،

11:20.074 --> 11:21.911
‫فکر می‌کنی منظورش اون منطقه بوده

11:21.936 --> 11:23.438
‫یا کلوبی که توی خیابون هانستنتونـه؟

11:23.463 --> 11:24.475
‫خیابون "هانستون"

11:24.500 --> 11:25.556
‫نه، خیابون هانستنتون

11:25.581 --> 11:27.147
...‫نه، تلفظ درستش

11:28.204 --> 11:30.876
‫بگذریم
‫‫حالا منظورش کدوم بوده؟

11:31.181 --> 11:32.860
‫منطقه یا کلوب؟

11:32.885 --> 11:33.957
‫معلوم نیست

11:33.981 --> 11:37.533
‫من اگه جات بودم دورِ جفتشون رو خط می‌کشیدم
راستی، اشکالی نداره نامه پیش من بمونه؟

11:37.558 --> 11:39.094
‫معلومه که داره

11:39.381 --> 11:40.946
‫خیلی هم اشکال داره

11:40.971 --> 11:43.877
‫بد برداشت نکن، سرکمیسر

11:43.901 --> 11:45.381
‫این تنها چیزیه که ازش برام مونده

11:48.661 --> 11:50.850
لنگه نداشت، بهترین بود-
درک می‌کنم-

11:54.111 --> 11:56.916
اگه نصیحت منو می‌شنوی، لیدی آیلین

11:56.941 --> 11:57.977
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی

11:58.002 --> 12:00.932
‫باید برگردی خونه
و همه‌ی اینا رو بسپاری به حرفه‌ای‌ها

12:01.540 --> 12:02.906
‫یعنی می‌گی من ناشی‌ام؟

12:03.246 --> 12:07.530
‫شما زن جوون باهوش
و تیزبینی هستی، لیدی آیلین،

12:08.181 --> 12:09.721
‫ولی این قضایا خیلی خطرناکه

12:09.746 --> 12:11.677
‫شست‌م خبردار شده، احمق که نیستم

12:11.701 --> 12:14.712
‫یه لحظه هم همچین فکری نکردم، ابداً

12:15.381 --> 12:19.213
‫ولی خواهش می‌کنم
دورِ وزارت خارجه، خونواده‌ی کوت

12:20.010 --> 12:22.714
‫و هر چی که
به "سِون دایِلـز" ربط داره رو خط بکش

12:23.861 --> 12:26.727
‫این بازی... خیلی خطرناکه

12:26.752 --> 12:27.752
هوم؟

12:35.261 --> 12:38.509
‫دقیقاً می‌خوای عکسِ چیزی که
نصیحتت کردم رو انجام بدی، مگه نه؟

12:39.008 --> 12:40.888
‫نمی‌دونم چرا همچین فکری کردی

12:45.357 --> 12:50.747
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

12:56.741 --> 12:59.557
‫نمی‌دونی چقدر از دیدنت خوشحالم
واقعاً عالی شد

13:00.821 --> 13:04.464
‫خب، اوضاع چطوره؟
نمی‌دونم چطوری خودتو سرِ پا نگه داشتی

13:04.489 --> 13:06.734
‫اون از جری بیچاره، اینم از رونی طفلی

13:08.221 --> 13:10.720
...‫اینکه اون‌جوری دمِ مرگ پیداش کردی

13:12.812 --> 13:14.941
واقعاً خیلی ‫وحشتناک بوده

13:16.063 --> 13:17.757
‫آره، سعی می‌کنم بهش فکر نکنم

13:17.781 --> 13:19.821
‫بالاخره باید کم‌کم ادامه بدیم، مگه نه؟

13:21.141 --> 13:23.301
‫رونی قبل از اینکه تموم کنه، چیزی بهت نگفت؟

13:25.080 --> 13:28.445
‫"چیز" که خیلی کلیـه باندل
دقیقاً منظورت چیه؟

13:30.135 --> 13:31.335
‫درباره‌ی جری؟

13:32.381 --> 13:34.117
‫یا اون ساعت‌های لعنتی؟

13:34.141 --> 13:35.221
‫نه، چیزی نگفت

13:42.181 --> 13:43.461
‫به یاد رفقایی که نیستن

13:44.024 --> 13:45.344
‫من که این‌طوری می‌گم

13:53.335 --> 13:55.146
‫از کلوب "سِون دایِلـز" چی می‌دونی؟

13:57.111 --> 13:58.475
‫چیِ کجا؟

13:58.500 --> 13:59.790
‫سِون دایِلـز

14:00.381 --> 14:01.750
‫توی خیابون هانستنتون

14:02.501 --> 14:03.572
‫فکر نکنم بشناسم

14:03.597 --> 14:05.597
‫الکی وانمود نکن که نمی‌فهمی چی می‌گم

14:05.621 --> 14:08.589
‫اون‌قدر می‌شناسمت که بدونم فقط وقتی
از بقیه می‌خوای حرفشون رو تکرار کنن

14:08.614 --> 14:10.464
‫که وقت بخوای
تا فکر کنی چی جواب بدی

14:13.633 --> 14:14.905
واقعاً؟-
اوهوم-

14:15.968 --> 14:18.295
‫لعنتی، باندل
چطوریاست که منو انقدر خوب می‌شناسی

14:18.320 --> 14:20.269
‫ولی خودت واسه من یه معمای کاملی؟

14:20.861 --> 14:23.677
سِون دایِلـز. هر چی می‌دونی رو بگو-
آخه چیز زیادی نیست-

14:23.701 --> 14:25.821
‫وگرنه این شام خیلی زود تموم می‌شه

14:26.712 --> 14:28.892
‫حس می‌کنم یه جورایی تو تله افتادم

14:31.767 --> 14:33.247
‫چیز زیادی واسه تعریف کردن نیست

14:33.744 --> 14:35.619
‫الان دیگه کسی واقعاً اونجا نمی‌ره

14:35.977 --> 14:38.114
‫یه مدتی خیلی روی بورس بود
و همه دیوونه‌ش بودن، اما خب

14:38.621 --> 14:41.517
‫معلوم شد آدم از خوردن ماهیِ
سرخ‌کرده هم بالاخره خسته می‌شه

14:41.541 --> 14:42.917
‫پس یعنی یه جور کلوپ شبانه‌ست؟

14:42.941 --> 14:44.077
‫آره، دقیقاً همینه

14:44.101 --> 14:45.317
‫آدمای جورواجوری میان اونجا

14:45.341 --> 14:46.797
...‫از هنرمند بگیر تا

14:46.821 --> 14:47.861
...‫هر جور

14:49.021 --> 14:50.545
‫زن‌های عجیب و غریب

14:51.290 --> 14:54.568
‫یه سری از هم‌قطارهای ما هم تو وزارت خارجه
و این‌جور جاها پاشون به اونجا باز می‌شه

14:55.903 --> 14:58.297
‫ولی دیگه از دهن افتاده
الان دیگه پرنده هم اونجا پر نمی‌زنه

14:58.574 --> 14:59.734
از اونجا ‫خوشت نمیاد

15:00.781 --> 15:02.907
‫واقعاً خوشت نمیاد
‫‫دوست دارم برم ببینمش

15:03.228 --> 15:04.517
‫نه، باندل
‫‫همین امشب

15:04.541 --> 15:07.730
‫نه، نمی‌شه باندل، اگه پلیس بریزه اونجا چی؟

15:09.542 --> 15:10.702
‫ماشین بگیریم؟

15:17.118 --> 15:22.622
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

15:35.587 --> 15:36.901
آه، ‫شبت بخیر

15:37.621 --> 15:39.798
‫شب بخیر قربان، خوش اومدین

15:41.325 --> 15:42.360
‫آلفرد؟

15:43.061 --> 15:44.557
‫شب بخیر، لیدی آیلین

15:44.581 --> 15:46.837
‫اصلاً فکر نمی‌کردم شما رو اینجا ببینم

15:46.861 --> 15:48.476
‫مگه هنوز توی چیمنیز نیستی؟

15:48.975 --> 15:50.397
آلفرد یکی از پیشخدمت‌های ماست

15:50.421 --> 15:52.517
‫بودم همین اواخر استعفا دادم،

15:52.541 --> 15:54.779
‫درست بعد از اون ماجرای وحشتناک آقای وید

15:56.461 --> 15:57.661
‫من خبر نداشتم

15:58.221 --> 15:59.980
‫با مادرتون به اختلاف خوردم

16:01.621 --> 16:03.114
‫چه جور اختلافی؟

16:03.139 --> 16:05.019
‫حس کردم باید حقوقم رو بگیرم

16:05.661 --> 16:06.901
‫ولی اون زیر بار نمی‌رفت

16:08.461 --> 16:09.861
‫بهم چیزی نگفته بود

16:10.840 --> 16:12.026
...مطمئنین

16:12.379 --> 16:15.318
‫ مطمئنین که جای درستی اومدین؟

16:15.969 --> 16:16.986
‫آره

16:17.011 --> 16:19.397
‫خیلی کلوب‌های دیگه هست
که می‌تونم بهتون پیشنهاد بدم

16:19.422 --> 16:22.444
...‫این یکی ممکنه
اون‌جوری نباشه که بهش عادت دارین

16:23.127 --> 16:24.404
‫امیدوارم همین‌طور باشه

17:11.744 --> 17:13.315
‫گفته بودی اینجا دیگه کسی نمیاد

17:16.741 --> 17:18.317
‫اینجا که جای سوزن انداختن نیست!

17:18.341 --> 17:20.381
‫لابد دوباره افتاده رو غلتک

17:28.421 --> 17:30.437
♪ همه عاشق دلبر منن ♪

17:30.461 --> 17:34.011
♪ ولی دلبرم فقط منو دوست داره، فقط منو ♪

17:34.036 --> 17:35.342
♪ فقط منو ♪

17:36.861 --> 17:39.117
♪ همه دلشون می‌خواد مال من باشن ♪

17:39.141 --> 17:41.861
♪ ولی دلبرم کسی رو نمی‌خواد جز من ♪

17:42.701 --> 17:44.520
♪ مثل روز روشنه ♪

17:45.221 --> 17:49.637
♪هیکلش عین ونوسه ♪
♪ به جونم قسم، غلو نمی‌کنم ♪

17:49.661 --> 17:51.597
♪کسی نمی‌تونه بین ما جدایی بندازه ♪

17:51.621 --> 17:53.517
♪اون سوگلیِ منه و منم سرورش ♪

17:53.541 --> 17:56.277
♪واسه همینه که همه عاشق دلبر منن ♪

17:56.301 --> 17:59.388
♪ ولی دلبرم فقط منو دوست داره، فقط منو ♪

17:59.927 --> 18:01.589
♪ فقط منو ♪

21:00.101 --> 21:02.797
‫از مرگِ رونالد دَورو چه خبری هست؟

21:02.821 --> 21:05.717
‫الان دیگه به عنوان یه حادثه‌ی تلخ ثبت شده

21:05.741 --> 21:07.557
‫پلیس پرونده رو مختومه کرده

21:07.581 --> 21:09.437
‫پس یعنی خبری درز نکرده. آفرین

21:09.461 --> 21:11.517
‫باید بریم سراغ اولویت اصلی‌مون،

21:11.541 --> 21:13.441
‫به دست آوردن فرمول دکتر ماتیپ

21:13.466 --> 21:16.037
‫حیاتیه که این فرمول دست آدمای نااهل نیفته

21:16.061 --> 21:18.477
‫طبق شنیده‌ها، این فرمول قراره کانون توجهِ

21:18.501 --> 21:20.716
‫یه دورهمی توی عمارت وایورن باشه

21:20.741 --> 21:23.837
‫خب شماره هفت، با توجه به
موفقیتی که سرِ قضیه‌ی "دَورو" داشتی

21:23.861 --> 21:28.301
‫وظیفه‌ی توئه که بری عمارت وایورن
و از نتیجه‌بخش بودن کار مطمئن بشی

21:28.861 --> 21:31.381
‫هیچ‌کس و هیچ‌چیز نباید سدِ راهمون بشه

21:32.941 --> 21:34.421
‫موفق باشی، شماره هفت

21:57.101 --> 21:59.197
‫شبیه هیچ‌چیزی نبود که تا حالا دیده بودم

21:59.221 --> 22:00.474
‫یه گروهِ نقاب‌دار؟

22:01.173 --> 22:02.254
اونم توی یه کلوبِ لندن؟

22:02.278 --> 22:03.717
‫می‌دونم باورنکردنی به نظر میاد

22:03.741 --> 22:05.037
‫ اون‌قدرها هم مطمئن نیستم

22:05.061 --> 22:06.557
‫می‌دونی چی پیدا کردی، باندل؟

22:06.581 --> 22:09.141
‫یه انجمنِ مخفی این روزا همه جا هستن

22:09.581 --> 22:11.877
‫فکر می‌کنی اینا
همون‌هایی باشن که جری و رونی رو کشتن؟

22:11.901 --> 22:13.145
‫مطمئنم

22:13.421 --> 22:15.853
‫حتی داشتن درباره‌ی
لاپوشونی مرگ رونی حرف می‌زدن

22:16.341 --> 22:18.189
‫اون شخصی که ماسک شماره هفت رو زده بود

22:18.214 --> 22:20.818
‫داره می‌ره عمارت وایورن تا اون فرمول رو بدزده

22:21.901 --> 22:23.701
‫به کس دیگه‌ای هم گفتی؟
‫‫فقط تو

22:24.701 --> 22:27.077
‫هنوز مطمئن نیستم بتونم به "بیل" اعتماد کنم،

22:27.101 --> 22:29.101
‫چون توی وزارت خارجه برو بیا داره

22:29.621 --> 22:31.976
‫وانمود می‌کرد که
کلوپ "سِون دایِلـز" رو نمی‌شناسه

22:32.001 --> 22:33.532
‫در صورتی که قبلاً اونجا رفته بود

22:33.781 --> 22:35.478
‫خیلی عاقلانه‌ست که احتیاط می‌کنی

22:38.381 --> 22:40.923
‫دوشیزه "وید" تشریف آوردن قربان
‫‫ممنون استیونز

22:41.461 --> 22:44.565
اوه، ‫اون جنتلمن از طرفِ "لویدز" هم
دوباره زنگ زدن قربان

22:45.301 --> 22:46.701
‫خیلی مشتاق صحبت بودن

22:47.023 --> 22:48.117
‫چه خبرِ عالی‌ای

22:48.141 --> 22:50.555
‫یه یادداشت برام بذار که حتماً همین کارو بکنم

22:50.580 --> 22:51.806
‫دوشیزه وید، بفرمایید

22:53.941 --> 22:57.117
‫لورین، دختر بیچاره، چطوری؟

22:57.586 --> 22:59.946
‫ایشون لیدی آیلین برنت هستن

23:01.424 --> 23:04.561
‫متأسفم که توی همچین
شرایط وحشتناکی همدیگه رو می‌بینیم

23:04.925 --> 23:07.580
‫جری برای خیلی از ماها همه‌چیز بود

23:08.181 --> 23:09.264
‫ممنونم

23:09.661 --> 23:12.477
‫بعد از مرگش، انگار کلاً توی این دنیا نیستم

23:12.501 --> 23:14.477
‫آره، فقط تو این‌طوری نیستی

23:14.501 --> 23:16.741
‫متأسفم که قبلاً همدیگه رو ندیده بودیم

23:17.614 --> 23:19.113
‫تو و جری با هم صمیمی بودین؟

23:19.138 --> 23:20.834
‫آره، خیلی با هم جور شده بودیم

23:22.581 --> 23:24.706
‫پدرمون یکی بود، ولی مادرهامون جدا بودن

23:25.381 --> 23:27.861
‫توی ایتالیا بزرگ شدم و کلاً یه ساله برگشتم

23:28.381 --> 23:30.849
‫حس می‌کنم
تقدیر نذاشت اون‌قدری که باید پیشش باشم

23:35.301 --> 23:38.079
‫آخرین بارهایی که دیدمش
خیلی درباره‌ت حرف می‌زد

23:38.673 --> 23:40.461
‫معلوم بود خیلی براش عزیز بودی

23:42.457 --> 23:43.621
‫امیدوارم همین‌طور باشه

23:47.181 --> 23:49.481
‫جیمی گفت یه نامه پیدا کردی؟
‫‫آره

23:54.341 --> 23:57.701
‫انگار همون شب مرگش
شروع کرده بود اینو برات بنویسه

23:58.603 --> 23:59.603
...می‌شه بپرسم

24:00.704 --> 24:02.755
‫ می‌دونی منظورش از "سِون دایِلـز" چی بود؟

24:04.501 --> 24:06.261
‫بهش گفته بودم که می‌خوام برم کلوب اونجا

24:06.794 --> 24:09.516
‫حسابی از کوره در رفت
گفت اونجا جای دخترای مثلِ من نیست

24:09.541 --> 24:12.690
‫هنوزم نمی‌دونم چرا
لابد می‌خواست ازم محافظت کنه

24:12.715 --> 24:15.197
‫یا شایدم از اون انجمن مخفی
که باندل اتفاقی کشفش کرده خبر داشته

24:15.221 --> 24:16.397
‫انجمن مخفی؟

24:16.421 --> 24:19.037
‫جیمی، نباید این حرفا رو همه جا پخش کنیم!
آره، ‫‫باشه

24:19.061 --> 24:21.581
‫لورین وید، کلاً از حافظه‌ت پاکش کن
‫‫دیگه خیلی دیر شده

24:22.341 --> 24:23.381
‫شرمنده

24:25.541 --> 24:27.501
‫یک‌سره دارم با خودم فکر می‌کنم

24:29.021 --> 24:30.644
‫که اگه رونی و جری رو

24:31.222 --> 24:32.598
به خاطرِ این کشته باشن که

24:32.623 --> 24:35.394
‫توی وزارت خارجه یه چیزایی
از این انجمن مخفی فهمیده بودن چی؟

24:37.101 --> 24:40.877
‫و رئیس این انجمن، یعنی شماره هفت
قراره توی عمارت وایورن باشه

24:41.240 --> 24:43.643
‫من معتقدم ممکنه
جری و رونی رو اون کشته باشه

24:43.668 --> 24:45.021
‫و حتی ممکنه بازم آدم بکشه

24:45.046 --> 24:47.001
‫خب، پس نمی‌تونیم بذاریم تنها بری

24:47.026 --> 24:48.557
...آم... آه

24:48.581 --> 24:51.437
‫می‌تونیم از "بیل اِورزلی" بخوایم
که برام یه دعوت‌نامه جور کنه؟

24:51.461 --> 24:54.117
‫اوه! مطمئنم اگه منو
به‌عنوان یه جوون پولدار معرفی کنه که

24:54.141 --> 24:56.651
‫عشقِ نماینده مجلس شدنه
لوماکس" سه سوت وا می‌ده"

24:56.676 --> 24:58.117
‫منم دلم می‌خواد اونجا باشم

24:58.141 --> 25:01.845
آم... ‫این کار نه لازمه و نه به صلاحته

25:02.261 --> 25:04.205
‫تو عزیزتر از اونی که بخوایم به خطر بندازیمت

25:05.261 --> 25:08.914
‫اگه سه‌تایی بخوایم دعوت‌نامه بگیریم
خیلی تابلو و شک‌برانگیزه

25:09.321 --> 25:11.477
‫تازه خودمم هنوز
باید یه جوری دعوت‌نامه جور کنم

25:11.501 --> 25:13.037
‫پس باید برگردم خونه و منتظر بمونم؟

25:13.061 --> 25:14.195
‫این‌طوری امن‌تره

25:15.261 --> 25:16.787
‫و حالا که حرف از امنیت شد

25:19.381 --> 25:22.021
‫فکر می‌کنم این دفعه
نوبت اون طرفیـه که تلفات بده

25:24.251 --> 25:25.510
اوه، ‫استیونز

25:26.661 --> 25:28.573
‫می‌شه بری بیرون و برام یه کلت بخری؟

25:29.261 --> 25:31.267
‫امروز صبح بدجوری تشنه‌ی خونم

25:31.292 --> 25:33.708
‫چه جور کلتی مد نظرتونه، قربان؟

25:35.581 --> 25:37.920
‫از اونا که با سرعت و دقت تیراندازی می‌کنه

25:37.945 --> 25:40.687
‫و دسته‌ش هم خیلی شیک و باکلاسه

25:42.621 --> 25:46.061
‫برای جور کردن دعوت‌نامه‌ی وایورن
از سِر جورج لوماکس، موفق باشی

25:54.661 --> 25:58.157
‫لیدی آیلین عجب غافلگیریِ دل‌نشینی

25:58.181 --> 26:01.271
‫آقای لوماکس، شنیدم که
قراره یه دورهمی توی عمارت وایورن

26:01.296 --> 26:02.946
‫برگزار کنین، درسته؟

26:11.301 --> 26:13.101
‫این اطلاعات چطوری به دستتون رسیده؟

26:14.064 --> 26:17.197
‫لیدی آیلین، ازتون خواهش می‌کنم
این قضیه رو جایی درز ندید

26:17.221 --> 26:19.037
‫منافع ملی‌مون در خطره،

26:19.061 --> 26:22.909
‫و موفقیت این مهمونی
به مخفی موندن کاملش بستگی داره

26:22.934 --> 26:24.055
‫معذرت می‌خوام

26:24.798 --> 26:27.195
‫همین الانشم بدجوری دلشوره دارم

26:27.941 --> 26:30.517
‫با توجه به تجربه‌ای که
توی مهمونی‌های اعیونی داره

26:30.541 --> 26:33.133
مادرم می‌خواد
هر توصیه‌ای که ممکنه برای برگزاری

26:33.971 --> 26:38.575
و آداب‌ و رسوم آخر هفته
مفید باشه، در اختیارتون بذاره‫

26:38.600 --> 26:40.760
‫مادرت پیشنهاد کمک داده؟

26:42.141 --> 26:43.861
‫اصلاً بهش نمی‌خوره

26:43.886 --> 26:45.677
‫آره، همه‌مون خیلی تعجب کردیم

26:45.701 --> 26:49.317
‫ولی واقعیت اینه که
زمان‌بندی‌ش از این بهتر نمی‌شد

26:49.341 --> 26:50.508
‫بله، حتماً

26:50.901 --> 26:55.277
...‫به مادرت بگو
همین الان خودمو می‌رسونم

26:55.301 --> 26:57.327
‫به امید دیدار، لیدی

27:08.941 --> 27:10.077
‫مامان؟

27:10.101 --> 27:12.021
!‫هیس

27:13.101 --> 27:14.344
‫چرا اونجا قایم شدی؟

27:14.966 --> 27:16.261
‫یه مزاحم داریم

27:17.101 --> 27:19.434
‫چطوری اومده تو؟
‫‫تردول راهش داد

27:21.141 --> 27:23.877
‫وقتی می‌گی "مزاحم"

27:23.901 --> 27:25.397
‫دقیقاً منظورت "مهمون" نیست؟

27:25.421 --> 27:27.621
فرقی با هم ندارن-
ای بابا، بی‌خیال دیگه-

27:29.383 --> 27:30.743
‫راستی
هوم؟

27:31.941 --> 27:33.997
‫آلفرد کِی رفت؟
‫‫آلفرد؟

27:34.021 --> 27:35.116
‫یکی از پیشخدمت‌ها

27:35.141 --> 27:36.400
‫ما هیچ‌وقت آلفرد نداشتیم

27:36.425 --> 27:39.197
‫چرا داشتیم، چند سالی اینجا کار می‌کرده

27:39.221 --> 27:41.853
‫خب... از تردول بپرس

27:41.878 --> 27:43.125
‫پرسیدم

27:44.021 --> 27:47.517
‫اونم گفت براش غیرقابل‌تصوره که
بخواد درباره مسائل پرسنل با من حرف بزنه

27:47.541 --> 27:48.817
‫و گفت باید از خودت بپرسم

27:48.842 --> 27:50.338
‫نه، نه، نه

27:50.363 --> 27:52.147
...‫من همه‌ی این کارها رو می‌سپارم به

27:52.701 --> 27:55.957
‫راستش مطمئن نیستم به کی می‌سپارم
ولی قطعاً یه نفر هست که این کارها رو بکنه

27:55.981 --> 27:58.581
آم... ‫حالا با این مزاحم چیکار کنیم؟

27:58.815 --> 27:59.998
‫منظورت مهمونه

28:00.741 --> 28:03.637
‫نمی‌فهمم چرا ملت
انقدر اصرار دارن پاشن بیان مهمونی

28:03.661 --> 28:06.895
‫آخه این همه راه رو می‌کوبن میان
تا برسن به دمِ درِ این عمارت

28:06.920 --> 28:08.936
‫با خودشون نمی‌گن یه کمی استراحت کنیم؟

28:11.101 --> 28:13.918
‫دارم به فکر زدنِ یه خندق دور خونه می‌افتم

28:15.381 --> 28:19.021
‫این مهمون نکنه جورج لوماکس باشه؟

28:19.541 --> 28:22.357
‫ از کجا می‌دونی؟
‫‫شنیدم بدجوری مشتاقِ شنیدنِ نصیحت‌های توئه

28:22.381 --> 28:24.445
‫نصیحت؟ اوه، باندل، ابداً

28:24.470 --> 28:29.230
‫اینکه منو همیشه تحت این فشارها
قرار می‌دن، واقعاً غیرقابل‌تحمله

28:30.261 --> 28:34.192
‫مامان، تو واقعاً قصد داری بقیه‌ی عمرت رو
توی این انزوا و تنهایی سر کنی؟

28:34.217 --> 28:36.092
‫من دنیا رو دیدم باندل

28:36.420 --> 28:38.029
اصلاً ‫خوشم نیومد

28:38.861 --> 28:40.073
‫بابا اگه بود اصلاً راضی نمی‌شد

28:40.098 --> 28:42.463
‫ خودش نباید انقدر واسه مُردن اصرار می‌کرد

28:45.653 --> 28:46.837
‫اگه اون بود،

28:46.861 --> 28:51.191
‫شاید منم بیشتر دلم می‌خواست
توی این دنیای بیرون قدم بردارم

28:53.381 --> 28:54.901
‫هنوز منو که داری

28:55.395 --> 29:00.627
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

29:02.461 --> 29:04.237
‫چطوره کمکت کنم تا با هم

29:04.261 --> 29:07.699
‫به استقبالِ قائم‌مقام دائم
وزیر امور خارجه‌ی اعلی‌حضرت بریم؟

29:09.880 --> 29:11.734
‫خب، خیلی حیاتیه که

29:12.110 --> 29:16.566
‫گفتگوی ما کاملاً بین خودمون بمونه

29:18.341 --> 29:23.088
‫نخست‌وزیر وظیفه‌ی میزبانیِ
دورهمی عمارت وایورن رو به من سپرده

29:23.113 --> 29:24.757
‫که برای امنیت آینده‌ی

29:24.781 --> 29:27.917
‫این ملت بزرگمون، بسیار ضروریـه

29:27.941 --> 29:32.237
‫این پروژه... خب دقیقاً چیه؟

29:32.261 --> 29:36.357
‫جلب اعتماد قراردادیِ شخصی به اسم
دکتر سیریل ماتیپ

29:36.381 --> 29:38.437
‫یه مخترع از کامرون

29:40.141 --> 29:41.321
‫چی اختراع کرده؟

29:43.076 --> 29:45.237
‫فقط باید معذرت‌خواهی کنم لیدی آیلین

29:45.261 --> 29:48.637
‫این قضایا ابداً نباید باعث جلب توجه شما بشه

29:48.661 --> 29:50.207
‫نه، کاملاً برعکس

29:51.064 --> 29:53.884
‫دارم واو به واوِ حرفاتون رو می‌بلعم
جناب لوماکس

29:56.191 --> 29:57.460
‫واقعاً؟
اوهوم

29:58.141 --> 30:00.860
‫نه... جداً؟

30:03.781 --> 30:07.773
‫دکتر ماتیپ یه فرآیند ثبت‌شده داره
که روی فولاد پیاده‌سازی می‌شه

30:08.301 --> 30:10.537
‫اون‌قدر مستحکم می‌شه که،

30:10.562 --> 30:14.357
‫یه سیم نازک
به اندازه یه میله فولادی مقاومت داره

30:14.381 --> 30:16.917
‫و اگه دست آدم اهلش باشه و درست به کار بره،

30:16.941 --> 30:19.517
‫توی صنعت تولیدمون انقلاب به پا می‌کنه،

30:19.541 --> 30:22.202
‫دیگه توان نظامی‌مون که جای خود داره

30:22.227 --> 30:23.827
‫و اگه بیفته دست نااهلش؟

30:25.661 --> 30:29.273
‫می‌تونه برای آرمان‌های ملی‌مون
فاجعه‌بار باشه

30:30.141 --> 30:32.461
‫پس به خاطر همینه که نخست‌وزیر پیگیره

30:35.394 --> 30:37.333
...‫بسیار عجیبه که چقدر زود

30:38.341 --> 30:41.971
عمقِ فاجعه رو درک کردین، لیدی آیلین

30:42.341 --> 30:47.117
‫راستش باید اعتراف کنم
که میزبانی اصلاً کارِ من نیست

30:47.141 --> 30:48.260
‫جداً؟

30:48.285 --> 30:53.269
‫چون همسر ندارم و کل زندگیم رو
وقف سیاست و مصلحت اندیشی کردم

30:53.294 --> 30:59.710
‫اون‌قدری که باید با فوت و فن
و ظرافت‌های میزبانی آشنایی ندارم

30:59.735 --> 31:03.631
‫واسه همین هم
مامان این کتاب‌ها رو براتون آماده کرده

31:03.656 --> 31:04.796
‫من؟!

31:04.821 --> 31:05.957
‫شما؟!
‫‫بله دیگه

31:05.981 --> 31:07.236
‫بله، بله!

31:07.261 --> 31:11.119
اوه خدای من، ‫واقعاً روحیه‌م عوض شد

31:11.144 --> 31:12.298
...‫این

31:12.501 --> 31:17.220
‫این بهترین تسکین
بعد از اون نامه‌ی تهدیدآمیزِ لعنتی بود

31:17.741 --> 31:18.997
‫نامه تهدیدآمیز؟

31:19.022 --> 31:20.382
‫اصلاً فرض کنید چیزی نگفتم

31:20.650 --> 31:21.815
از طرف کی؟

31:24.981 --> 31:26.677
‫بدون امضا بود

31:26.701 --> 31:29.093
‫فقط روش نوشته شده بود: "سِون دایِلـز"

31:29.118 --> 31:33.897
‫بهم هشدار داده بود که
ادامه ندم، وگرنه جونم به خطر می‌افته

31:34.261 --> 31:37.157
‫جداً؟ خب، قاعدتاً یه نامه‌ی هشدارآمیز

31:37.181 --> 31:41.043
‫نشون‌دهنده‌ی اینه که رقبایی هستن که

31:41.068 --> 31:43.589
‫چشمشون دنبالِ این اختراعـه

31:43.614 --> 31:44.694
‫بله،

31:45.701 --> 31:49.037
‫تمام کشورهای متمدنِ دنیا،

31:49.061 --> 31:52.581
‫و از همه بیشتر، دوستای آلمانی‌مون

31:53.261 --> 31:56.386
‫نگرانم که نکنه توی مراسم خرابکاری کنن

31:57.171 --> 31:58.717
‫اصلاً باید ادامه بدیم؟

31:58.741 --> 31:59.901
‫البته که بله

32:01.461 --> 32:03.549
‫نمی‌تونین که با یه نامه‌ی خشک و خالی بترسین

32:03.826 --> 32:04.866
‫نمی‌تونم؟

32:05.501 --> 32:07.901
‫نه نه، نمی‌تونم

32:08.861 --> 32:12.918
‫من مردی نیستم که
با چارتا قطره جوهر خودشو ببازه و جا بزنه

32:12.943 --> 32:15.531
‫جورج لوماکس اهلِ این حرفا نیست

32:16.301 --> 32:18.997
‫متوجه هستین که
‫‫بله، دقیقاً همین‌طوره

32:19.021 --> 32:23.197
‫اصلاً فکر نمی‌کردم
انقدر پیگیرِ مسائل روز باشین

32:23.221 --> 32:27.797
‫اما سیاست جذاب‌ترین
موضوعیه که بشر می‌تونه دنبالش کنه

32:27.821 --> 32:32.159
‫کاش بقیه‌ی خانم‌های
هم‌سن و سالتون هم همین حس رو داشتن

32:32.184 --> 32:33.842
‫حق رأی رو
بهمون بدین، اونوقت شاید داشته باشن

32:36.578 --> 32:39.107
‫چیزی که آدم واقعاً دلش لک می‌زنه براش،

32:39.541 --> 32:41.821
‫اینه که سیاست رو از نزدیک ببینه

32:43.661 --> 32:45.061
‫رویدادهای بزرگ

32:45.581 --> 32:47.208
‫سیاست‌مداری‌های هوشمندانه

32:47.233 --> 32:50.877
‫پس باید به عنوان مهمون من
توی عمارت وایورن حضور داشته باشی

32:50.901 --> 32:51.942
‫نه!
‫‫بله

32:51.967 --> 32:53.388
‫چی؟ نه؟
‫‫ابداً حرفش رو هم نزنین

32:54.821 --> 32:56.421
...‫مگه جناب لوماکس همین الان

32:57.061 --> 33:00.037
‫خطر نهفته تو کل این ماجرا رو توضیح ندادن؟

33:00.061 --> 33:02.957
‫نه، نه، لیدی کیت، لیدی کترهام، نگران نباشین

33:02.981 --> 33:06.047
‫لیدی آیلین خونم رو به جوش آورده

33:06.741 --> 33:10.061
‫مراسم برگزار می‌شه
مشتاقانه منتظر میزبانی از شما هستم

33:10.781 --> 33:16.541
‫دیدنِ کسی که انقدر
انقدر عالی تغییر کرده، واقعاً لذت‌بخشه

33:17.421 --> 33:21.477
‫به پیش، به سوی امنیت و شکوفایی!

33:21.501 --> 33:23.301
‫تردول راهنمایی‌تون می‌کنه

33:26.747 --> 33:29.672
[عمـارت وایـورن]

33:34.141 --> 33:35.261
‫بزن

33:39.771 --> 33:41.515
‫خب، همه‌شون که به هدف نمی‌خورن

33:41.540 --> 33:42.540
!آها

33:43.781 --> 33:47.101
‫لیدی آیلین
نمی‌دونی چقدر از دیدنت تو اینجا خوشحالم

33:48.101 --> 33:53.372
‫اجازه می‌دید
آقای جیمز جاناتان تسیجر رو بهت معرفی کنم؟

33:54.581 --> 33:57.237
‫آقای تسیجر خیلی مشتاقه که نامزد مجلس بشه

33:57.261 --> 34:00.397
‫ایشون آینده‌ی درخشانی دارن
آقای اِورزلی سفارش‌شون رو کردن

34:00.421 --> 34:04.317
‫خودِ آقای اورزلی هم الان داخلِ عمارتن و دارن
کارهای اداری و جزئیات نهایی رو ردیف می‌کنن

34:04.653 --> 34:05.813
‫باعث خوشحالیه

34:05.838 --> 34:08.598
‫آقای تسیجر، از دیدنتون خوشبختم

34:11.173 --> 34:14.637
‫خب، البته که قبلاً
با سِر آزوالد و لیدی کوت آشنایی دارید

34:14.661 --> 34:16.517
‫بله، قبلاً خدمت‌شون ارادت داشتیم

34:16.541 --> 34:18.181
‫می‌بینم که اهل تیراندازی هستین

34:18.710 --> 34:19.710
‫زیاد

34:20.167 --> 34:21.607
‫و البته بِیتمن

34:22.639 --> 34:23.819
‫سلام، پونگو

34:24.141 --> 34:26.368
‫فقط منتظر آخرین مهمون‌مون هستیم

34:26.393 --> 34:29.437
‫ آمارِ شلیک‌ها رو می‌گیری؟
‫بالاخره یه نفر باید حساب‌کتاب نگه داره

34:29.461 --> 34:30.981
‫بله، درسته بیتمن

34:33.390 --> 34:36.893
‫خوشحال می‌شی اگه بدونی
اسکاتلندیارد بهترین مامورش رو فرستاده

34:36.918 --> 34:39.156
‫تا از امنیت همه‌مون محافظت کنه

34:43.101 --> 34:45.077
‫چقدر مایه‌ی دلگرمی
‫‫هی!

34:45.101 --> 34:48.614
‫بگو ببینم کوت! درست دیدم؟
با دست چپ شلیک کردی؟

34:48.639 --> 34:49.717
‫بله، کاملاً درست دیدی

34:49.741 --> 34:51.228
‫سِر آزوالد هر دو دستش به یه اندازه قویه

34:51.253 --> 34:53.002
‫مطمئنم پمادی چیزی براش پیدا می‌شه!

34:53.741 --> 34:55.277
‫منظورت چیه تسیجر؟

34:55.301 --> 34:57.661
‫قربان، تسیجر داشت سعی می‌کرد بذله‌گویی کنه

34:57.686 --> 34:59.381
‫هیچ‌وقت شوخی رو درک نکردم

34:59.951 --> 35:01.277
آخه اصلاً به چه دردی می‌خوره؟

35:01.301 --> 35:04.953
‫ درسته، حق با شماست پونگو، یه یادداشت بردار
که ته و توی این قضیه رو دربیاریم، باشه؟

35:10.381 --> 35:12.541
‫ماجرای اون پسر، "وید"، واقعاً حیف شد

35:13.221 --> 35:14.933
‫و اون جوونی که توی وزارت هند بود

35:15.496 --> 35:16.928
‫اسمِ اون رونی بود

35:18.625 --> 35:20.465
‫زندگی واقعاً بی‌رحمه

35:21.461 --> 35:22.941
...‫اجازه بدید

35:23.461 --> 35:24.837
‫می‌شه شما...؟ ممنونم

35:24.861 --> 35:29.483
‫اجازه بدید به همه‌مون یادآوری کنم که
ما برای یک هدفِ جدی اینجا جمع شدیم

35:29.754 --> 35:34.019
‫اینکه مطمئن بشیم دکتر ماتیپ
اختراعش رو به کشور بزرگ ما می‌سپاره

35:34.044 --> 35:37.052
‫خب، برای رسیدن به این هدف
باید در بهترین وضعیت‌مون باشیم

35:37.077 --> 35:37.936
اومد

35:37.961 --> 35:40.580
اومد پس خونسرد باشید، آروم، آروم

35:40.605 --> 35:43.476
...‫همگی، در کمالِ ادب، متین، آروم

35:44.021 --> 35:45.021
و باوقار

35:58.901 --> 36:01.741
‫دکتر ماتیپ، جورج لوماکس هستم

36:02.381 --> 36:05.372
‫به عمارت وایورن خوش اومدید
‫‫ممنونم جناب لوماکس

36:05.397 --> 36:10.036
‫خب، اجازه بدید شما رو
به سِر آزوالد و لیدی کوت معرفی کنم

36:10.061 --> 36:11.197
‫از دیدنتون خوشبختم

36:11.221 --> 36:12.940
‫آقای جیمز تسیجر

36:13.741 --> 36:15.077
‫خوشبختم
‫‫از دیدنتون خوشبختم

36:15.101 --> 36:16.787
‫و لیدی آیلین برنت

36:17.316 --> 36:18.540
‫سلام
‫خوشبختم

36:19.059 --> 36:20.232
از آشنایی‌تون خوشحالم

36:20.257 --> 36:22.313
‫باز هم دارن میان قربان، بسیارخب
‫واو

36:22.338 --> 36:24.923
بسیار‫خب، برای یه قتل‌عامِ دیگه آماده بشید

36:27.581 --> 36:30.055
‫دکتر ماتیپ، شما تیراندازی می‌کنین؟

36:32.381 --> 36:33.441
‫نه

36:34.000 --> 36:35.060
...اسلحه

36:36.148 --> 36:37.172
با روحیه‌ی من سازگار نیست

36:41.663 --> 36:43.060
‫جسارت که نکردیم؟

36:44.221 --> 36:45.531
...اوه، ‫نه، آم

36:46.981 --> 36:50.477
‫اگه بشه می‌خوام قبل از شام کمی استراحت کنم
‫‫البته، البته

36:50.501 --> 36:51.837
‫سروصدا نمی‌کنیم

36:51.861 --> 36:53.397
‫تیراندازی ممنوع!

36:53.422 --> 36:55.877
‫تیراندازی اصلاً ایده مزخرفی بود
نمی‌دونم پیشنهاد کی بود

36:55.902 --> 36:57.403
‫بفرمایید داخل تا راهنمایی‌تون کنم

37:07.861 --> 37:09.266
‫روبراهی دختر؟

37:11.628 --> 37:14.787
‫حواست هست ببینی
این "شماره هفت" آدمکش کیه؟

37:15.081 --> 37:16.406
‫به قفسه سینه رونی شلیک شده بود

37:19.141 --> 37:20.757
‫معلومه که با اسلحه خیلی راحتن

37:20.781 --> 37:22.757
‫البته اینجا همه همین‌طورن

37:22.781 --> 37:25.434
‫به نظر من که فعلاً لوماکس از همه مضطرب‌تره

37:26.988 --> 37:30.461
‫فکر می‌کنم یا لوماکس یا کوت
یکیشون ممکنه همون شماره هفتِ تو باشه

37:30.486 --> 37:32.212
‫و بعدش هم، البته، این یارو هست

37:32.701 --> 37:33.861
‫لیدی آیلین

37:34.821 --> 37:36.317
‫آقای تسیجر

37:36.651 --> 37:37.782
اسمم رو بلده

37:38.131 --> 37:40.021
‫ یه لحظه صبرکن
اصلاً نشونه‌ی خوبی نیست، مگه نه؟

37:41.141 --> 37:45.307
‫می‌بینم که تمامِ توصیه‌ها
و نصیحت‌های منو نشنیده گرفتی

37:45.332 --> 37:47.788
‫من شخصاً توسط جورج لوماکس دعوت شدم

37:48.981 --> 37:51.819
‫هنوز نفهمیدین کی
جری وید یا رونی دَورو رو کشته؟

37:52.781 --> 37:55.381
‫تحقیقات من همچنان ادامه داره

37:56.056 --> 37:57.056
...‫اما حضورِ تو

37:59.061 --> 38:02.757
‫حضورِ تو اینجا
فقط کار رو برای من سخت‌تر می‌کنه

38:02.781 --> 38:04.532
‫من صرفاً به عنوان مهمون اینجام

38:05.501 --> 38:06.585
‫واقعاً این‌طوره؟

38:17.461 --> 38:19.561
‫باید بگم عالی بود

38:19.901 --> 38:22.597
‫یه نمایش خیره‌کننده. کی بود؟

38:22.621 --> 38:24.567
‫ از خانواده‌ی "کوت"؟
کار یکی از شما دوتا بود

38:24.592 --> 38:25.733
‫‫من بودم، لیدی کوت

38:25.758 --> 38:27.798
‫لیدی کوت باید حدس می‌زدم

38:34.247 --> 38:39.543
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

38:50.353 --> 38:52.673
‫امتیازهای نهایی چقدر شد، لیدی ماریا؟

38:55.101 --> 38:57.436
‫خب، حالا که همگی دور هم جمع شدیم،

38:57.461 --> 39:00.094
‫دکتر ماتیپ، جسارتاً ممکنه این افتخار رو بدید

39:00.119 --> 39:02.235
‫و کمی درباره‌ی زندگی و مسیری که طی کردید

39:02.260 --> 39:04.655
‫تا به این میز برسید، برامون بگید؟

39:06.141 --> 39:09.476
‫خانواده‌ی من اهلِ "دوالا"
در جنوب غربی کامرون هستن

39:09.501 --> 39:10.501
!ها

39:11.301 --> 39:14.732
‫زمان تولدم، "دوالا" تحت‌الحمایه‌ی آلمان بود

39:15.981 --> 39:18.221
‫پدرم کدخدای دهکده بود،

39:19.101 --> 39:21.357
‫و مثل خیلی از بچه‌های خانواده‌های تراز اول،

39:21.381 --> 39:24.021
‫منو برای تحصیل به آلمان فرستادن

39:24.913 --> 39:26.314
‫گفتید آلمان؟

39:26.836 --> 39:28.003
‫واقعاً اونجا بودید؟

39:29.421 --> 39:31.364
‫دقیقاً کجای آلمان، دکتر ماتیپ؟

39:32.501 --> 39:35.397
‫در دانشگاه "گوته" فرانکفورت مهندسی خوندم،

39:35.421 --> 39:38.266
‫و دوره‌های کارآموزی هم در منطقه "رور" گذروندم

39:39.861 --> 39:41.381
‫کشور خیلی زیباییـه

39:42.221 --> 39:45.677
‫و کلِ ارتباط شما با آلمان
به همین‌جا ختم می‌شه؟

39:47.471 --> 39:48.471
‫نه

39:50.381 --> 39:51.918
‫ توی جنگ براشون جنگیدم

39:53.059 --> 39:54.888
‫شما برای آلمانی‌ها جنگیدید؟

39:55.261 --> 39:57.661
‫بله... چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

39:59.414 --> 40:00.637
‫کلِ غرب آفریقا

40:00.661 --> 40:04.172
‫درگیرِ نبردهای بین آلمان، فرانسه و انگلستان بود

40:05.581 --> 40:08.379
‫توی کامرون، ما با نیروهایی از نیجریه،

40:08.766 --> 40:10.126
‫کنگوی بلژیک،

40:10.701 --> 40:12.602
‫و آفریقای استواییِ فرانسه روبرو شدیم

40:14.009 --> 40:15.514
‫برای بیش از دو سال،

40:15.796 --> 40:17.997
...آفریقایی‌ها با همدیگه جنگیدن

40:18.022 --> 40:21.418
...‫ به نیابت و تحت فرماندهیِ

40:23.991 --> 40:25.385
‫اروپایی‌های سفیدپوست،

40:25.410 --> 40:26.869
...‫خب، پس ما

40:27.981 --> 40:31.099
‫قدردانِ تمام تلاش‌های اون‌ها و شما هستیم

40:33.461 --> 40:35.341
‫من کلِ خانواده‌م رو از دست دادم

40:37.061 --> 40:39.271
‫هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد
دوباره شاهدِ همچین اتفاقی باشم

40:40.486 --> 40:42.452
‫توی این مورد تنها نیستید، دکتر ماتیپ

40:45.101 --> 40:46.837
‫حالا دیگه کشور من فرانسوی محسوب می‌شه

40:46.861 --> 40:49.690
‫به لطفِ پیمان ورسای

40:49.715 --> 40:53.107
‫ولی از انگلستان ممنونم
که امنیت عبورِ منو فراهم کرد

40:53.132 --> 40:54.979
‫و اجازه داد که امروز اینجا کنار شما باشم

40:55.004 --> 40:57.517
‫ممنونم حالا دیگه خیالتون راحت باشه، چون

40:57.541 --> 41:00.957
‫توی کشوری هستید که می‌تونید بهش اعتماد کنید

41:00.981 --> 41:01.981
‫بله

41:02.461 --> 41:03.461
‫البته

41:06.461 --> 41:08.341
‫ولی خب، شما اینو می‌گید، غیر از اینه؟

41:10.144 --> 41:11.378
‫ببخشید؟

41:11.825 --> 41:13.386
‫منظورتون رو نمی‌فهمم

41:14.041 --> 41:16.174
‫وقتی می‌خوایم کسی بهمون اعتماد کنه،

41:16.501 --> 41:19.301
‫اول از همه بهش اطمینان می‌دیم
که چقدر قابل‌اعتمادیم

41:20.631 --> 41:23.101
‫اما به همون اندازه
اولین حرکت آدم‌های دورو هم اینه که

41:23.126 --> 41:25.941
‫نشون بدن که هیچ وصله‌ای بهشون نمی‌چسبه

41:26.495 --> 41:27.792
‫اینجا انگلستانه

41:28.061 --> 41:29.769
‫حرفِ ما ردخور نداره

41:30.153 --> 41:31.673
‫آلمانی‌ها هم همینو می‌گفتن

41:33.206 --> 41:34.342
‫فرانسوی‌ها هم همین‌طور

41:34.367 --> 41:38.572
‫اگه واقعاً دلت نمی‌خواد
رنگِ یه جنگ دیگه رو ببینی، ما مردِ میدان شماییم

41:39.021 --> 41:41.277
‫مگه نه لوماکس؟
‫‫کاملاً درسته

41:41.301 --> 41:42.301
‫خب،

41:42.981 --> 41:45.416
‫حالا دیگه وقتشه عملکرد این فرمول رو ببینم

41:46.501 --> 41:47.637
‫نمونه‌ای همراهت آوردی؟

41:47.661 --> 41:49.437
‫آزوالد، سر میزِ شام آخه؟

41:49.461 --> 41:52.598
‫تشریفات رو ول کن
بذار ببینیم چی تو چنته داری

41:52.623 --> 41:54.205
‫اون درس‌های آداب معاشرت رو یادت رفت؟

41:54.230 --> 41:56.430
‫شما موافق نیستین، لیدی آیلین؟

41:57.821 --> 41:59.901
‫چرا، منم خیلی مشتاقم که ببینم

42:07.821 --> 42:09.940
...‫بدنه‌ی این ساعت جیبی

42:09.965 --> 42:14.045
‫از فلزی ضدزنگ و غیرمغناطیسیه،

42:15.251 --> 42:19.091
‫که برای تحملِ دماهای بسیار بالا ساخته شده

42:21.221 --> 42:23.941
‫این امن‌ترین راه برای جابه‌جا کردنش بود

42:25.954 --> 42:28.650
‫از پایان جنگ تا حالا، این شده تمام زندگیِ من

42:28.675 --> 42:31.362
‫خلقِ فلزی که اون‌قدر در برابر تخریب نفوذناپذیر باشه

42:33.102 --> 42:35.141
‫که دیگه خود جنگ هم معناش رو از دست بده

42:35.473 --> 42:36.793
...‫این نمونه

42:40.061 --> 42:42.621
‫می‌تونی ثابت کنی
که واقعاً به همون محکمیه که می‌گی؟

42:47.064 --> 42:49.184
‫هنوز اون تفنگ‌های شاتگان رو دارید؟

42:56.520 --> 42:59.884
‫مطمئنیم که این کار خطری نداره؟
‫‫سِر آزوالد دست‌به‌تیرش حرف نداره

43:07.572 --> 43:08.572
!هوم

43:09.287 --> 43:10.287
‫اجازه هست؟

43:10.901 --> 43:11.901
‫بله

43:14.861 --> 43:16.477
‫باورنکردنیه

43:16.501 --> 43:19.301
‫روی بدنه ساعت حتی یه خط هم نیفتاده

43:20.701 --> 43:22.421
‫آفرین جوون، آفرین داری

43:23.741 --> 43:25.221
‫واقعاً تأثیرگذار بود

43:26.861 --> 43:30.917
‫خب، توی اتاقتون یه گاوصندوق هست
که فرمول و مدلِ نمونه رو اونجا بذارید

43:30.941 --> 43:34.117
‫مامورهای پلیس هم
دورتادورِ محوطه مستقر شدن

43:34.141 --> 43:40.394
‫پیشنهاد می‌کنم بعد از این شب بسیار موفق
همگی بریم برای استراحت

43:40.419 --> 43:42.659
‫کارت عالی بود
‫ ‫ممنونم

43:45.541 --> 43:46.581
‫شب خوش

43:46.606 --> 43:47.706
‫متشکرم

43:48.168 --> 43:49.461
‫تبریک می‌گم

43:51.233 --> 43:56.551
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:12.181 --> 44:13.661
‫بیا پیش من، جیمی

44:16.981 --> 44:19.052
‫باندل باندل، باندل!

44:19.077 --> 44:21.077
‫ آخه اینجا چه غلطی می‌کنی؟

44:21.101 --> 44:22.896
‫قرار نبود خودتو قاتیِ این بازی کنی!

44:22.921 --> 44:25.481
‫حالیت هست؟
‫‫من همین الانشم تا خرخره قاتیِ این ماجرام!

44:28.967 --> 44:31.769
‫فکر می‌کنم هر کسی که
جری و رونی رو کشته، همین‌جا توی این عمارتـه

44:33.312 --> 44:36.101
‫و فکر می‌کنم همین الانم دارن
نقشه می‌کشن تا فرمول دکتر ماتیپ رو بدزدن

44:36.695 --> 44:38.575
‫حالا، یا می‌تونی از دستم عصبانی باشی،

44:39.328 --> 44:41.226
‫یا اینکه سه نفری یه نقشه بکشیم

44:41.251 --> 44:44.490
‫تا هم جلوی دزدی رو بگیریم
و هم قاتل رو لو بدیم

44:44.515 --> 44:46.411
‫آره، فکر خوبیه

44:47.541 --> 44:51.192
‫باید مطمئن بشیم که کل شب هیچ‌کس
به اتاق دکتر ماتیپ رفت و آمد نمی‌کنه

44:56.378 --> 44:58.317
‫اینجا بهترین نقطه برای دید زدنِ اوضاع‌ست

44:58.341 --> 45:00.781
‫هر کسی که بخواد وارد یا خارج بشه
راحت دیده می‌شه

45:01.325 --> 45:03.068
‫شب رو به چند نوبتِ نگهبانی تقسیم می‌کنیم

45:04.661 --> 45:06.397
‫شیر بیاد تو اول میری، من دوم

45:06.421 --> 45:07.597
‫خط بیاد، برعکس

45:07.621 --> 45:08.999
‫اینکه کلاً شد دوتا شیفت

45:09.024 --> 45:11.357
‫این کار اصلاً زنانه نیست خیلی خطرناکه

45:11.381 --> 45:15.237
‫خب خط اومد اول من میرم
ساعت سه جامون رو عوض می‌کنیم

45:15.261 --> 45:17.817
‫حتی وقتی نوبتت شد
لئوپولد رو هم بهت قرض می‌دم

45:18.327 --> 45:19.499
‫لئوپولد؟

45:20.381 --> 45:21.437
‫بهترین دوستِ جدیدم

45:21.461 --> 45:23.317
‫باندل! چرا گذاشتی با خودش اسلحه بیاره؟

45:23.341 --> 45:24.680
‫مگه من مامورِ مراقبتشم؟

45:24.705 --> 45:26.177
‫پس نوبتِ نگهبانیِ من چی؟

45:26.202 --> 45:27.797
‫این یارو اصلاً عادلانه بازی نمی‌کنه

45:27.821 --> 45:30.117
‫بذار ما پسرها نگهبانی بدیم، باشه؟

45:30.141 --> 45:33.151
‫بسیارخب، هر کسی بره سرِ جای خودش، بدو

46:26.181 --> 46:28.021
!‫ای بابا! مزاحم

46:32.541 --> 46:33.903
‫چقدر این پیچک‌ها داغونن

46:37.993 --> 46:39.373
‫اتاق دکتر ماتیپ

46:49.007 --> 46:50.341
‫جناب بازرس

46:51.141 --> 46:52.445
‫ترسوندیم

46:53.821 --> 46:57.038
‫من دقیقاً واسه همین اینجام، لیدی آیلین

46:58.221 --> 46:59.557
‫ اینجا چیکار می‌کنین؟

46:59.581 --> 47:02.277
‫دارم چک می‌کنم
کسی که نباید اینجا باشه، اینجا نباشه

47:02.301 --> 47:04.334
‫می‌تونم بپرسم
خودتون بیرون عمارت چیکار می‌کنین؟

47:04.359 --> 47:06.317
‫من؟
‫‫بله، شما

47:06.341 --> 47:08.877
‫شما معمولاً
از پنجره‌ی ساختمون‌ها خارج می‌شید؟

47:08.902 --> 47:09.902
...آه

47:10.733 --> 47:12.342
‫بستگی به ساختمونش داره

47:13.501 --> 47:15.997
‫داشتم... دنبال تراس غربی می‌گشتم

47:16.021 --> 47:17.397
‫تراس غربی؟
اوهوم

47:17.421 --> 47:19.038
‫خب، تراس غربی توی حوزه‌ی استحفاظی منه

47:19.063 --> 47:22.557
‫پس توصیه می‌کنم برگردید به تخت‌خوابتون

47:22.581 --> 47:24.277
‫و وقتی می‌گم "توصیه"،

47:24.301 --> 47:27.397
‫اگه براتون اثرگذارتره، می‌تونین
به عنوان یه دستورِ مستقیم در نظر بگیریدش

47:27.421 --> 47:28.867
‫چون جدی‌تره

47:30.021 --> 47:32.597
‫جناب بازرس
چند وقته که توی اسکاتلندیارد کار می‌کنین؟

47:32.621 --> 47:33.877
...‫من سرِ فرصت

47:33.901 --> 47:36.253
‫رزومه‌ی کاملِ حرفه‌ایم رو در اختیارتون می‌ذارم

47:36.278 --> 47:39.317
‫اما شما توی یه مقطعِ حیاتی
دارید حواسِ منو پرت می‌کنین

47:39.342 --> 47:42.157
‫و بنابراین دارید
خطرِ بازداشت شدن رو به جون می‌خرید

47:42.181 --> 47:45.734
‫مگه اینکه همین الان
هر چی می‌گم فوراً گوش کنین

47:47.937 --> 47:49.097
‫خواهش می‌کنم

47:50.540 --> 47:53.541
‫از همون پیچک‌ها برگردم بالا؟
‫‫آره اگه می‌شه از همونی که باقی مونده برید بالا

47:54.328 --> 47:55.328
‫البته که می‌تونم

47:55.981 --> 47:57.068
‫مثلِ آب خوردن

48:30.021 --> 48:31.261
‫نگهبان‌مون کجاست؟

48:39.311 --> 48:40.311
‫بیل

48:42.981 --> 48:43.981
‫لعنتی!

48:44.925 --> 48:47.118
‫بیل، بیدار شو جیمی پستش رو ترک کرده

48:49.303 --> 48:50.303
‫بچه‌ها؟

48:58.634 --> 48:59.689
‫بیل؟

49:00.621 --> 49:01.741
!زودباش
‫جیمی؟

49:02.861 --> 49:04.181
‫جیمی، خودتی؟

49:05.927 --> 49:07.836
‫نه! جیمی!

49:10.581 --> 49:12.277
‫زود باشین!
‫‫اینجا چه خبره؟

49:12.301 --> 49:14.354
‫پناه بر خدا چی شده؟
‫‫هاسکینز!

49:17.221 --> 49:18.461
‫جیمی
‫‫باندل

49:32.530 --> 49:37.758
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

49:37.783 --> 49:43.031
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

49:43.861 --> 49:49.121
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس
