WEBVTT

00:10.076 --> 00:11.560
‫آنچه گذشت...

00:11.770 --> 00:12.810
‫چی شد که قدرتت محدود شد؟

00:12.890 --> 00:14.020
‫یه تله بود

00:14.100 --> 00:16.180
‫هنوزم که هنوزه نمی‌دونم چی‌کار کرد

00:16.810 --> 00:18.180
‫بدون جادو، قدرتمـو ازم گرفت

00:18.680 --> 00:20.390
‫می‌دونم مردم چه فکری راجع‌به اون می‌کنن

00:20.470 --> 00:23.470
‫می‌دونستی که اون بچه‌ی خودشـو
‫با «کتاب نفرین‌ها» تاخت زده

00:23.560 --> 00:25.390
‫میگن که هیچکی نمی‌دونه چه بلایی سرش اومد

00:25.470 --> 00:26.970
‫وایسا، واندا و ویژن بچه داشتن؟

00:27.060 --> 00:29.020
‫- دوقلو
‫- اسم‌شون چی بود؟

00:29.520 --> 00:31.140
‫بیلی و تامی

00:31.720 --> 00:33.770
‫فکر کنم توی اون حباب قرمز گیر افتادن

00:33.850 --> 00:35.470
‫مثل باقی چیزهایی که واندا ساخته بود

00:35.560 --> 00:39.100
‫حق نداری بخاطر استعدادی که داری
‫احساس عذاب‌وجدان کنی

00:39.180 --> 00:41.560
‫تو دیدی یه فرصتی وجود داره
‫و دست به کار شدی

00:41.640 --> 00:43.310
‫- تامی!
‫- تو جونِ سالم به‌در بردی

00:43.390 --> 00:46.560
‫همین تو رو زنده نگه داشته
‫و همینه که تو رو یه جادوگر کرده

00:47.350 --> 00:51.100
‫اون همین نزدیک‌هاست. وجودشـو حس می‌کنم
‫فقط نمی‌تونم پیداش کنم
‫« تامی مکسیموف - گم‌شده »

00:54.100 --> 00:55.850
‫نمی‌خوای تو قدرتمندترین حالتم
‫با هم بجنگیم؟

00:55.930 --> 00:57.020
‫خب بیا قدرت منو بگیر

00:57.100 --> 00:59.470
‫بامزه بود. می‌دونی که این‌کار منو می‌کُشه

01:00.680 --> 01:03.560
‫ریو، فرشتۀ مرگ‌ـه

02:04.180 --> 02:05.180
‫دیگه وقت رفتنـه

02:07.600 --> 02:08.600
‫به کجا؟

02:29.350 --> 02:30.350
‫تموم شد؟

02:32.720 --> 02:35.560
‫فقط همین‌قدر... همین‌قدر زمان داشتم؟

02:36.600 --> 02:39.100
‫همه همینو میگن...

02:39.180 --> 02:41.350
‫این نمی‌تونه آخر خط باشه.
‫باید تازه شروعش باشه

02:41.850 --> 02:43.600
‫من بالأخره طلسمم رو شکوندم

02:44.180 --> 02:47.270
‫یعنی الان تازه می‌تونم
‫یه زندگی درست داشته باشم

02:47.850 --> 02:49.220
‫تو یه جادوگر محافظی

02:50.020 --> 02:51.020
‫بله

02:51.890 --> 02:53.834
‫و در حین محافظت از یه نفر، جون دادی

03:10.350 --> 03:11.350
‫آماده‌ای؟

03:14.100 --> 03:15.100
‫نه

03:16.598 --> 03:25.598
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

03:41.289 --> 03:44.937
‫« قسمت هشتم: دنبالم بیا، دوست من
‫تا در نهایت به افتخار برسی »

03:45.220 --> 03:47.520
‫نه! لیلیا! لیلیا!

03:48.020 --> 03:50.720
‫نه! لیلیا!

03:51.310 --> 03:52.770
‫لیلیا! لیلیا!

03:52.850 --> 03:54.140
‫چی شده؟ اون کجاست؟

03:54.220 --> 03:56.350
‫داخلـه. اون داخل مونده که...

03:58.970 --> 03:59.970
‫لیلیا؟

04:00.560 --> 04:02.470
‫نه. نه

04:04.930 --> 04:06.560
‫نه

04:36.350 --> 04:38.310
‫محفلت داره آب میره ها

04:41.560 --> 04:43.600
‫اولش آلیس، حالا هم که لیلیا

04:44.810 --> 04:46.680
‫ولی دمش گرم که
‫هفت جادوگر سیلم رو با خودش برد

04:47.850 --> 04:50.100
‫همین‌جوری جنازه داره میاد رو جنازه

04:51.430 --> 04:52.930
‫همون‌طور که قول داده بودی

04:53.930 --> 04:54.930
‫شک داشتی بهم؟

04:56.100 --> 04:57.100
‫آره

04:58.180 --> 05:00.470
‫آره. فکر می‌کردم یه دوز و کلکی تو کارتـه

05:02.270 --> 05:03.520
‫که همین‌طورم بود

05:05.640 --> 05:07.310
‫تو داشتی حواسِ منو از اون پسر پرت می‌کردی

05:12.470 --> 05:13.520
‫خودت یه دختر قوی‌ای

05:15.180 --> 05:17.100
‫می‌دونستم بالأخره کشفش می‌کنی

05:17.600 --> 05:18.970
‫اون مایه‌ی ننگـه

05:20.770 --> 05:24.100
‫داره در توازنِ مقدس تداخل ایجاد می‌کنه

05:26.100 --> 05:27.810
‫و من می‌دونم که چه حسی به اون داری

05:28.970 --> 05:30.930
‫جمعش کن بابا. من کلاً دو دقیقه نیست
‫با اون پسر آشنا شدم

05:31.020 --> 05:32.520
‫من زیر نظر دارمت، آگاتا

05:33.600 --> 05:35.720
‫همون‌قدر نزدیک که خودت
‫بقیه رو زیر نظر داری

05:37.520 --> 05:40.890
‫این قدم‌زنی توی جاده
‫با پسر یه زن دیگه

05:40.970 --> 05:42.100
‫- این اصلاً...
‫- بس کن!

05:45.970 --> 05:49.640
‫من تو کل تاریخ تا حالا واسه هیچکس
‫مثل تو پارتی‌بازی نکردم

05:52.430 --> 05:56.470
‫به اون کاری کردی کردی میگی «پارتی‌بازی»؟

05:59.970 --> 06:01.060
‫تو هیچی به من ندادی

06:03.470 --> 06:04.470
‫فقط گرفتی

06:05.770 --> 06:07.020
‫و این معمولاً تکنیک توئه، نه؟

06:12.020 --> 06:14.520
‫چرا اجازه میدی اون‌جوری درباره‌ات فکر کنن، ها؟

06:15.520 --> 06:16.520
‫در رابطه با قضیۀ نیکی؟

06:24.470 --> 06:26.140
‫چون‌که حقیقت زیادی هولناکـه

06:33.890 --> 06:35.310
‫لیلیا خودش می‌خواست اونجا بمونه

06:37.600 --> 06:38.930
‫انتخاب خودش بود؟ مطمئنی؟

06:40.470 --> 06:41.470
‫آره مطمئنم

06:43.520 --> 06:44.560
‫واسه ما اون‌کارو کرد

06:47.810 --> 06:48.810
‫ریو

06:51.140 --> 06:52.810
‫یه جادوگر سبز واقعی

06:54.390 --> 06:56.310
‫همون اول کار بهمون گفت که کی بود

06:57.970 --> 07:01.060
‫جادوی سبز با چرخۀ تمام موجودات زنده ارتباط داره

07:01.890 --> 07:04.140
‫رشد و تباهی‌ای که دائماً در جریانـه

07:06.350 --> 07:07.350
‫منطقیـه

07:07.430 --> 07:12.100
‫پس اِکس آگاتا همون فرشتۀ مرگـه

07:13.270 --> 07:14.430
‫اینم منطق توشـه

07:17.140 --> 07:18.140
‫خود آگاتا کجاست؟

07:23.470 --> 07:25.520
‫چیزی که اون از جاده می‌خواد
‫نقض‌کنندۀ قوانینـه

07:26.850 --> 07:28.270
‫پیدا کردن داداشش؟

07:29.430 --> 07:32.310
‫اون عملاً داره وقت جاده رو تلف می‌کنه

07:32.390 --> 07:33.810
‫داداشش این‌طرفا نیست

07:35.430 --> 07:36.430
‫حداقل، هنوز نیست

07:38.220 --> 07:39.430
‫منظورت چیه؟

07:41.100 --> 07:44.640
‫پسر اسکارلت ویچ یه عمرِ دوباره دزدید

07:46.060 --> 07:48.800
‫من نمی‌تونم اجازه بدم همین کار رو
‫برای داداششم انجام بده. باید با خودم ببرمش

07:49.680 --> 07:52.390
‫خب ببرش

08:03.930 --> 08:04.970
‫نمی‌تونی

08:08.350 --> 08:10.560
‫اگه بیلی کُشته بشه، دوباره زنده میشه،

08:10.640 --> 08:11.810
‫و تو گمش می‌کنی

08:14.100 --> 08:15.100
‫نیاز داری که اون بیاد...

08:17.640 --> 08:18.640
‫خودش رو تحویلت بده

08:26.720 --> 08:27.810
‫من می‌تونم ترتیبشـو بدم

08:29.970 --> 08:34.180
‫می‌تونم برسونمش به خط پایان
‫و تحویلش بدم به تو

08:36.930 --> 08:38.680
‫در ازای...

08:48.140 --> 08:49.720
‫اگر من بیلی رو برات آوردم،

08:52.430 --> 08:54.140
‫تو باید دست از سرم برداری

08:55.970 --> 08:57.390
‫تو که بالأخره یه روز می‌میری

08:59.020 --> 09:01.850
‫- آگاتا
‫- ولی می‌خوام تو دیگه دنبالم نیای

09:03.220 --> 09:05.680
‫می‌خوام دست از جهنمی‌کردنِ زندگی من برداری

09:08.680 --> 09:09.770
‫و زمانی هم که مُردم،

09:11.180 --> 09:16.600
‫که خیلی خیلی خیلی با الان فاصله داره،

09:19.220 --> 09:20.430
‫نمی‌خوام ریخت تو رو ببینم

09:39.350 --> 09:40.430
‫اوکی

10:41.100 --> 10:42.970
‫آخه اصلاً چطوری با هم آشنا شدن؟

10:43.890 --> 10:48.850
‫آم... کنار یه‌سری جنازه، به گمونم

10:48.930 --> 10:51.175
‫بازم دلیل بیشتر که آگاتا هم احساسات داره

10:52.220 --> 10:53.690
‫برداشت تو از این ماجرا، این بود؟

10:54.560 --> 10:56.270
‫من نمی‌فهمم تو چرا انقدر به اون وفاداری

10:56.350 --> 10:58.140
‫مسئله وفاداری نیست. تحلیلمـه

10:58.220 --> 10:59.390
‫عه، ببین کی بزرگ شده

10:59.970 --> 11:01.720
‫من کاملاً درجریانم که آگاتا هارکنس

11:01.810 --> 11:04.060
‫هرگز نمی‌تونه چیزی فراتر از
‫یه جادوگر بی‌محفل باشه

11:04.140 --> 11:05.310
‫ناراحت شدم!

11:08.850 --> 11:10.711
‫بیاین بریم این جاده رو تموم کنیم

11:15.430 --> 11:19.875
‫فقط یک آزمون تا پاداش بزرگ باقی مونده

11:20.560 --> 11:22.770
‫جادوی زمینی، بدون جادوگر سبز

11:23.930 --> 11:25.020
‫برگشتیم سر خونۀ اول‌مون

11:25.140 --> 11:31.640
‫آره ولی هم‌پوشانیِ زیادی بین
‫زمین و معجون‌ها وجود داره، مگه نه جنی کیل؟

11:32.520 --> 11:33.970
‫- یه‌مقداری
‫- برو بابا

11:34.060 --> 11:36.603
‫فامیلی تو اسم نوعی سبزیجاتـه. اونم مزخرف‌ترینش
‫[کِیل = کلم‌برگ]

11:36.890 --> 11:38.270
‫مثل قورت دادنِ رومیزی بافتنی می‌مونه

11:40.350 --> 11:44.520
‫باید باهاتون رو راست باشم.
‫غافلگیر شدم که تا اینجا دووم آوردی، کیل

11:44.600 --> 11:46.000
‫من روی لیلیا شرط بسته بودم

11:47.720 --> 11:52.060
‫چه اتفاقات وحشتناک تازه‌ای در انتظارمونه!
‫هرچی‌نباشه، پایان بزرگـه

11:52.140 --> 11:56.060
‫خودتون رو برای آتیش‌بازی آماده کنین!
‫برای عجایب! برای...

12:03.890 --> 12:04.890
‫کفش‌هامون

12:06.890 --> 12:08.100
‫برگشتیم سر جای اول‌مون

12:09.720 --> 12:11.060
‫جادۀ جادوگران دایره‌ایـه

12:13.850 --> 12:16.020
‫و خط پایان اینجاست؟

12:21.890 --> 12:22.890
‫همین؟

12:31.180 --> 12:32.770
‫همه‌ش همین بود؟

12:33.600 --> 12:35.315
‫خب شاید توی آزمون قبول شدیم

12:36.350 --> 12:40.100
‫پس دقیقاً چه‌جوری از اینجا خارج شیم؟

12:40.180 --> 12:42.970
‫- خب شاید باید...
‫- اگه نمی‌دونی، سکوت کن!

12:58.100 --> 13:00.020
‫باید ادامه بدیم

13:00.770 --> 13:01.770
‫چی؟

13:03.020 --> 13:05.020
‫دوباره می‌ریم. بارِ دوم جواب میده

13:06.140 --> 13:10.140
‫یعنی هیچ‌جوره امکان نداره که
‫من دوباره این بدبختی‌ها رو تجربه کنم

13:10.220 --> 13:12.350
‫به درک! تو اینجا بمون!

13:22.060 --> 13:24.850
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫کفش‌هات رو بُرنزی کنی؟

13:26.390 --> 13:28.640
‫ما برای ادای احترام به جاده
‫کفش‌هامونو درآوردیم

13:29.850 --> 13:30.930
‫گور بابای جاده!

13:54.430 --> 13:55.430
‫آهای؟

13:58.390 --> 14:00.930
‫آهای! کسی هست!؟

14:04.970 --> 14:05.970
‫چی...

14:11.020 --> 14:13.970
‫- اه!
‫- کفش‌ها

14:15.390 --> 14:18.140
‫کمک کنید! این چیه؟

14:18.810 --> 14:21.220
‫- منو بیارید بیرون!
‫- بذار خودش ردیفش کنه

14:21.310 --> 14:23.350
‫می‌خوام بیام بیرون!

14:27.140 --> 14:28.180
‫اینجا کجاست؟

14:28.470 --> 14:34.140
‫آم... عه. زیرزمین منه. کم و بیش

14:35.020 --> 14:36.020
‫واقعاً؟

14:36.600 --> 14:38.430
‫البته اینجا زیاد حسِ کره زمین رو نداره

14:39.430 --> 14:40.520
‫هیچ‌جا خونۀ آدم نمی‌شه

14:41.100 --> 14:42.100
‫مهر و موم شده

14:46.930 --> 14:48.180
‫اینا لامپ مخصوص رشد گیاهـه

14:49.060 --> 14:50.520
‫باید اینجا چیزی پرورش بدیم؟

14:50.600 --> 14:53.430
‫تو مکانی که نه خاک داره، نه آب؟

14:54.600 --> 14:58.430
‫صددرصد که اون سوزش آزاردهنده‌ی
‫آزمون‌های جاده جادوگران رو داره

15:03.020 --> 15:05.470
‫ولی وسایل شخصی‌مون همراهمونـه

15:11.850 --> 15:15.140
‫آخی. بهتر شد

15:20.600 --> 15:22.140
‫به درد نمی‌خوره

15:28.060 --> 15:29.310
‫خب جاده هم باهات موافقـه

15:33.600 --> 15:35.180
‫و شماره‌معکوس از حالا شروع شد

15:40.720 --> 15:41.720
‫خوب ریلکسی

15:41.810 --> 15:42.810
‫معمولاً تو چنین زمانی

15:42.890 --> 15:47.020
‫یا داری بلندبلند غُر می‌زنی
‫یا بلندبلند قاطی می‌کنی

15:47.100 --> 15:48.390
‫دارم فکر می‌کنم

15:48.470 --> 15:49.640
‫عه. راجع‌به چی؟

15:49.720 --> 15:50.970
‫اینکه چطوری نجات‌تون بدم

15:51.060 --> 15:52.270
‫جانم؟

15:54.140 --> 15:55.506
‫من نتونستم لیلیا رو نجات بدم

15:56.520 --> 15:58.104
‫حتی تلاشم نکردم آلیس رو نجات بدم

16:01.810 --> 16:03.600
‫اگه بذارم شما دوتا احمق هم بمیرید
‫خودمـو نمی‌بخشم

16:04.180 --> 16:06.680
‫عجب. چقدر هدفمند

16:06.770 --> 16:09.020
‫حالا بدون قدرت جادویی
‫چطوری می‌خوای این‌کارو بکنی؟

16:09.520 --> 16:10.770
‫جون منو که نجات داد

16:10.850 --> 16:12.430
‫تو رو هم از مسموم‌شدن نجات داد

16:13.520 --> 16:14.770
‫تمام مدت هم قدرتی نداشت

16:18.270 --> 16:19.430
‫شاید اصلاً نیازی بهش نداری

16:22.310 --> 16:25.520
‫خب اگر این‌طور باشه که یعنی
‫صد سال اخیر زندگیم رو به‌کل هدر دادم

16:25.600 --> 16:28.390
‫اون دکتره تو بوستون چیزی ازم نگرفت

16:28.470 --> 16:29.470
‫منم تسلیم شدم

16:34.560 --> 16:35.640
‫آگاتا؟

16:36.850 --> 16:37.930
‫چیزی نیست

16:38.810 --> 16:40.100
‫چیه؟

16:40.680 --> 16:44.310
‫نه، فقط نمی‌دونستم که
‫راهت به اونجا خورده. همین

16:48.430 --> 16:50.270
‫تو قدرت منو ازم گرفتی؟

16:50.350 --> 16:51.470
‫بابا چمیدونم

16:51.970 --> 16:55.100
‫- چی؟
‫- اِی زنیکۀ روانی!

16:55.180 --> 16:56.640
‫تو قدرتِ اونو محدود کردی؟

16:56.720 --> 17:00.100
تو منو صد سال اینجوری نگه داشتی؟

17:00.180 --> 17:01.350
!نمی‌دونستم تویی

17:01.430 --> 17:05.680
.دهۀ 1920 بود
.واسه پول درآوردن طلسم می‌کردم

17:06.220 --> 17:09.350
نمی‌دونم. مردسالاری واسه ساکت
کردنِ یه زن پول خوبی می‌داد

17:09.430 --> 17:10.810
!یا باید محدودت می‌کردم یا خودم می‌سوختم

17:10.890 --> 17:12.810
!صد سال

17:12.890 --> 17:14.020
خیلی ناجور شد

17:15.140 --> 17:19.020
!خدای من! جن، این موی منـه

17:19.100 --> 17:20.770
...چرا داری این کارو می‌کنـ

17:20.850 --> 17:22.890
!ببین کجاییم. جن

17:23.470 --> 17:24.600
آیینِ رفع محدودیتـه

17:26.430 --> 17:28.470
من تسلط تو به خودم رو رَد می‌کنم

17:29.060 --> 17:31.310
باریکلا دختر. آفرین بهت

17:31.390 --> 17:34.220
آگاتا -
تو کنترلی روی من نداری -

17:34.810 --> 17:36.720
از تهِ دل بگو، جن

17:36.810 --> 17:38.600
تو کنترلی روی من نداری

17:38.680 --> 17:41.520
...آره، خب -
تو کنترلی روی من نداری -

17:43.060 --> 17:45.140
تو کنترلی روی من نداری

17:45.640 --> 17:49.470
.تو کنترلی روی من نداری
.تو کنترلی روی من نداری

17:50.060 --> 17:53.810
.تو کنترلی روی من نداری
.تو کنترلی روی من نداری

17:53.890 --> 17:57.930
.تو کنترلی روی من نداری
.تو کنترلی روی من نداری

17:58.520 --> 18:01.430
.تو کنترلی روی من نداری
...تو کنترلی روی

18:03.020 --> 18:04.470
من نداری

18:59.593 --> 19:02.803
چی شد؟ کجا رفت؟
همین الان اینجا بود. آگاتا؟

19:04.850 --> 19:06.810
جاده چیزی که دنبالش بود رو بهش داد و

19:08.140 --> 19:09.140
حالا هم رفته

19:11.640 --> 19:13.744
این قضیه می‌تونه همین الان و
همینجا تموم بشه

19:15.586 --> 19:17.836
من برای قدرت اومدم. تو هم قدرت داری

19:19.060 --> 19:20.140
بزن بیاد ببینم

19:20.220 --> 19:23.060
اونوقت تو چیزی که دنبالشی رو می‌گیری و
من هم همینجا می‌مونم تا بپوسم؟

19:23.140 --> 19:25.470
یا بدتر. همۀ قدرتم رو می‌گیری

19:26.372 --> 19:27.810
نمی‌گیرم -
!دروغگو -

19:28.390 --> 19:29.720
نمی‌گیرم -
دروغگو -

19:34.970 --> 19:36.220
بشین -
چرا؟ -

19:39.470 --> 19:40.720
می‌خوایم برادرت رو پیدا کنیم

19:42.350 --> 19:43.350
چی؟

19:47.850 --> 19:49.470
همینو می‌خوای دیگه، نه؟

19:52.220 --> 19:54.023
تامی اون بیرون منتظرت ننشسته

19:56.390 --> 19:58.060
حداقل توی یه جسم نیست

19:59.850 --> 20:01.720
همین باعث شده ریو گیج بشه

20:03.270 --> 20:05.152
می‌دونه می‌تونی این کار رو براش بکنی

20:05.403 --> 20:06.403
چیکار کنم؟

20:06.430 --> 20:07.980
!یه زندگی دیگه به تامی بدی

20:09.053 --> 20:11.223
یه فرصت دیگه برای زندگی کردن تو این دنیا

20:11.350 --> 20:12.835
فکر می‌کنی می‌تونم برگردونمش؟

20:18.520 --> 20:20.032
نمی‌دونم چطور این کار رو کردم

20:20.573 --> 20:21.772
آدم هیچ‌وقت نمی‌دونه

20:23.470 --> 20:24.640
وقتشـه بزرگ شی

20:36.820 --> 20:38.030
چشمات رو ببند

20:45.443 --> 20:47.403
آخرین لحظاتت با تامی

20:49.100 --> 20:50.757
تعریف کن -
هیچی یادم نیست -

20:50.782 --> 20:51.782
یادتـه

20:52.600 --> 20:54.384
توی ذهنتـه. تلاش کن

20:55.282 --> 20:58.550
ده سالت بود. تو وست‌ویو زندگی می‌کردی

20:59.283 --> 21:00.716
تو و برادرت

21:01.430 --> 21:02.632
...من و مادرت

21:03.503 --> 21:04.919
خیلی بهتون افتخار می‌کنیم

21:05.349 --> 21:08.822
پسرا، ممنون که منو
به عنوانِ مادرتون انتخاب کردید

21:09.776 --> 21:10.776
...من

21:12.383 --> 21:13.463
داشت خوابم می‌بُرد

21:15.350 --> 21:17.428
فهمیدم دارم همزمان با تامی نفس می‌کشم

21:19.930 --> 21:23.275
خر و پف نمی‌کرد ولی اونقدر
بلند نفس می‌کشید که صداش میومد

21:25.890 --> 21:26.890
لذت‌بخش بود

21:29.168 --> 21:31.248
اون حسِ زمانی که بدنت احساس امنیت می‌کنه

21:31.273 --> 21:32.371
باهاش نفس بکش

21:40.970 --> 21:42.020
نفس بکش

21:45.686 --> 21:48.955
صداش مثل صدای بقیۀ چیزها متوقف میشه

21:50.003 --> 21:53.535
.صرفاً مامانت داره دنیاش رو نابود می‌کرد
.چیزی نیست. همه چی مرتبـه

21:53.560 --> 21:54.930
قبلاً خداحافظی کردیم پس

21:54.955 --> 21:56.405
...منطقیـه که

21:56.447 --> 21:57.879
دوباره سلام کنیم

21:58.384 --> 21:59.551
همینجوری نفس بکش

22:04.220 --> 22:05.405
،حتی اگه صداش رو نمی‌شنوی

22:05.430 --> 22:09.350
لازم نیست چشمات رو باز کنی تا
بفهمی چقدر نزدیکـه

22:10.560 --> 22:11.882
با هم نفس می‌کشید

22:18.310 --> 22:21.270
.برای خودت نفس می‌کشی
.برای اون نفس می‌کشی

22:21.295 --> 22:23.262
برای تمام وجودش نفس می‌کشی

22:23.782 --> 22:27.072
همه رو درون خودت نگه می‌داری

22:28.663 --> 22:30.359
ولی نمی‌تونه تا ابد همونجا بمونه

22:30.743 --> 22:33.905
خاطرات. احساسات

22:33.930 --> 22:39.112
.نمی‌تونی نگهشون داری
.هر چی که شد چشمات رو باز نکن

22:43.113 --> 22:44.953
نمی‌تونی نگهش داری

22:45.467 --> 22:47.615
پس بگو ببینم کجا میره؟ -
!نمی‌دونم -

22:47.640 --> 22:48.873
یه بدن براش پیدا کن

22:48.898 --> 22:50.891
همه جا تاریکـه. هیچی نیست

22:51.256 --> 22:53.310
اون شناوره. پایین رو نگاه می‌کنه

22:53.423 --> 22:55.098
چی می‌بینه؟ -
ترسیده -

22:55.390 --> 22:57.060
ولی الان تو پیششی

22:57.140 --> 22:58.520
نمی‌تونم یه بدن براش پیدا کنم

22:58.545 --> 23:02.481
.این چرت و پرتا رو تحویلم نده
.هر دقیقه 120تا بدن خالی میشه

23:02.506 --> 23:03.796
یکی پیدا کن

23:08.836 --> 23:12.157
.زیر آبـه! یه پسره هست
.یه شوخیـه. گولش زدن

23:15.127 --> 23:16.587
قراره غرق بشه

23:17.403 --> 23:19.946
بدنِ خوبی نیست -
معمولاً همینجوریـه -

23:20.270 --> 23:23.892
و مردم، خانواده، هیچکس نیست که
!دوستش داشته باشه! هیچکس رو نداره

23:24.310 --> 23:28.099
آگاتا، من دارم این پسر رو می‌کشم
تا برادرم بتونه زندگی کنه؟

23:39.060 --> 23:40.060
نه، بیلی

23:53.390 --> 23:54.390
...بعضی‌وقت‌ها

23:57.720 --> 23:59.220
پسرا می‌میرن

24:51.600 --> 24:54.706
...از دلِ مرگ، زندگی

25:16.720 --> 25:17.720
خیلی‌خب

25:18.770 --> 25:20.350
نه. نه

25:21.073 --> 25:23.642
.نه، وقت بیشتری می‌خوام
!وقت بیشتری می‌خوام

25:25.020 --> 25:26.020
لطفاً

25:31.720 --> 25:32.720
لطفاً

25:33.220 --> 25:34.390
لطفاً

25:54.140 --> 25:55.430
اوناهاش

26:12.100 --> 26:14.770
!بذار بیام بیرون
!بذار بیام بیرون

26:14.795 --> 26:17.980
طبق قوانینِ مسخره‌ات بازی کردم و
!آخرین آزمون رو رد کردم

26:18.153 --> 26:20.653
!منو از جاده بیار بیرون

26:48.739 --> 26:50.940
!تبریک میگم، عشقم

26:55.343 --> 26:58.025
شرمنده واست رُبان نبستم

27:01.140 --> 27:02.241
کجاست؟

27:05.350 --> 27:09.857
!جایزه‌ام رو می‌خوام

27:10.616 --> 27:12.996
من هم همینطور

27:14.316 --> 27:18.384
،همونطور که توافق کردیم
!کاری کردم که پسره بره بیرون

27:18.923 --> 27:20.297
اونوقت الان کجاست؟

27:21.763 --> 27:24.444
قرار بود خودش رو تسلیم کنه

27:25.079 --> 27:27.659
این یعنی تو با من میای

27:29.200 --> 27:33.080
تو فکر مرگ با هزار بُریدگی‌ام

27:42.016 --> 27:43.016
اوه

27:45.323 --> 27:46.640
دوباره داره اتفاق میفته؟

27:47.236 --> 27:49.017
نمی‌دونم

27:53.953 --> 27:55.207
مرحلۀ آتیش

28:03.990 --> 28:05.916
این شر رو از من دور کن

28:07.839 --> 28:09.466
داری بهم میگی «شر»؟

28:09.687 --> 28:13.440
من نظم طبیعیِ تمامِ خلقت هستم، عزیزم

28:14.167 --> 28:15.757
و تو عاشقمی

28:21.052 --> 28:24.335
!تو یه ترسویی

28:24.930 --> 28:28.335
،وقتی بهت گفت ترسو»
«خودت رو بنداز زمین

28:34.136 --> 28:35.745
چرا منو نمی‌خوای؟

28:43.299 --> 28:44.379
ها؟

29:41.140 --> 29:42.440
خوش‌تیپ شدی

29:42.796 --> 29:44.006
تو نه

29:47.146 --> 29:48.436
همشو نگیر

30:50.169 --> 30:52.539
چه حسِ خوبی

31:04.283 --> 31:06.993
انگار بالاخره با هم کنار اومدید

31:07.100 --> 31:08.450
پس می‌ذارم تصمیم بگیرید

31:08.956 --> 31:10.478
یکی‌تون با من میاد

31:11.180 --> 31:12.584
اون یکی آزاده که بره

31:31.560 --> 31:33.220
قدرت بهت میاد

31:33.336 --> 31:35.836
عزیزم، همه چی به من میاد

31:40.970 --> 31:42.398
انگار داری خوش می‌گذرونی

31:42.423 --> 31:44.557
کی، من؟

32:04.520 --> 32:06.092
همش بی‌فایده‌ست

32:07.310 --> 32:08.472
خودت هم می‌دونی

32:09.980 --> 32:11.642
نمیشه با مرگ مقابله کرد

32:15.430 --> 32:16.540
باید من باشم

32:18.430 --> 32:19.572
نه

32:21.020 --> 32:22.202
باید من باشم

32:27.350 --> 32:28.485
تو آدم بدی نیستی

32:29.930 --> 32:31.049
تو هم همینطور

32:32.430 --> 32:34.390
فقط تو این نظر رو داری

32:46.270 --> 32:47.557
!من باهات میام

32:48.220 --> 32:49.630
تصمیمم اینـه. من رو ببر

32:58.600 --> 33:00.310
اونو ببر -
چی؟ -

33:00.810 --> 33:03.011
شنیدی چی گفت. پسره

33:03.600 --> 33:05.350
همونطور که قول دادم

33:07.270 --> 33:08.619
تموم شد

33:13.277 --> 33:15.277
حالا حیاطم رو مثل قبل کن

33:15.810 --> 33:18.698
داشتی می‌رفتی یکم آزالیا هم بکار، باشه؟

33:18.723 --> 33:19.946
...ولی

33:22.106 --> 33:24.193
...فکر می‌کردم تو -
چه میشه گفت؟ -

33:24.559 --> 33:26.333
من یه جادوگرِ بی‌محفل‌ام

33:35.810 --> 33:37.640
آگاتا. آگاتا

33:38.720 --> 33:39.720
آگاتا

33:43.220 --> 33:44.793
می‌دونم صدامو می‌شنوی

33:49.356 --> 33:51.811
نیکی اینطوری مُرد؟

36:36.930 --> 36:38.136
می‌تونی بری

38:27.020 --> 38:30.526
ویلیام؟ ویلیام. خدای من

38:31.579 --> 38:33.699
خوبی؟ کجا بودی؟ -
اومد خونه؟ -

38:33.724 --> 38:35.150
!آره، اومد خونه -
ویلیام -

38:35.175 --> 38:36.465
چرا زخمی شدی؟ -
خوبم -

38:36.490 --> 38:38.075
!نه، نیستی. قیافه‌تو ببین -
خوبم -

38:38.100 --> 38:40.059
.بیست و چهار ساعت نبودی
چه اتفاقی افتاد؟

39:28.416 --> 39:30.589
« لورنا وو »

39:52.720 --> 39:54.220
‫منو ببر به جادۀ جادوگران!

39:54.365 --> 39:55.825
‫جادۀ جادوگران وجود خارجی نداره

39:55.850 --> 39:57.533
‫- داری دروغ میگی
‫- مطمئنی؟

40:13.850 --> 40:15.470
‫دقیقاً همون‌طوریه که تصورش می‌کردم

40:18.020 --> 40:19.020
بهت میاد

40:26.220 --> 40:27.600
‫فکر نمی‌کردم جَنَمشـو داشته باشی

40:28.680 --> 40:30.680
‫فکر نمی‌کردی کی جنمِ چی رو داشته باشه؟

40:35.180 --> 40:36.220
تو جادوگری

40:36.770 --> 40:38.020
تواناییِ خیلی بالایی داری و

40:38.680 --> 40:41.560
می‌تونی اهدافت رو به واقعیت تبدیل کنی

40:43.270 --> 40:44.270
وایسا

40:50.220 --> 40:52.560
‫عه این یه خونه‌ست

40:52.640 --> 40:54.100
‫از لیست آرزوهات اومده

40:57.390 --> 41:00.600
حتی با وجود مُهرت، تو و مادرت
با یه حرکت خاص خودتونو لو می‌دید

41:01.140 --> 41:03.310
‫- که چیـه دقیقاً؟
‫- چیزی که بیچاره‌تون می‌کنه

41:05.520 --> 41:06.810
وایسا، وایسا، وایسا

41:10.020 --> 41:11.970
خدایا، الحق که مکسیموفی

41:12.060 --> 41:18.270
وگرنه این ماجرا الکی انقدر گنده نمی‌شد
(تختۀ ویجا)

41:20.583 --> 41:30.583
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

41:33.850 --> 41:36.430
‫تو خیلی شبیه به مادرتی

41:44.350 --> 41:45.600
کار من بود

41:57.883 --> 41:59.263
!پِخ
