WEBVTT

00:01.022 --> 00:04.024
‏‫من کاسیوسم، برادر دوقلوی نیتن.‬

00:04.025 --> 00:06.985
‏‫برای امروز دیگه «بیمارستان عمومی» کافیه، نه؟‬

00:06.986 --> 00:08.612
‏‫اخبار رو بذاریم؟‬

00:08.613 --> 00:11.615
‏‫خاموش کردن صدا هم یه گزینه‌ست.‬
‏‫کنترل دست کیه؟‬

00:11.616 --> 00:13.450
‏‫هوم.‬

00:13.451 --> 00:15.619
‏‫آقای جانسون، کنترل رو ندیدی؟‬

00:15.620 --> 00:18.331
‏‫دیدمش؟ آره، کنترل قشنگیه!‬

00:19.374 --> 00:20.791
‏‫صبح هرچی گشتم پیداش نکردم.‬

00:20.792 --> 00:24.002
‏‫توی گروه تعقیب‌وگریز خودرو پیام دادن،‬
‏‫نتونستم پوشش زنده رو ببینم.‬

00:24.003 --> 00:25.587
‏‫تلویزیون خودش دکمه نداره؟‬

00:25.588 --> 00:28.465
‏‫- بارب، سنت رو لو دادی!‬
‏‫- دکمه‌ها رو حذف کردن.‬

00:28.466 --> 00:30.217
‏‫باشه دوستان، فقط... هیس!‬

00:30.218 --> 00:34.179
‏‫دارم سریالم رو می‌بینم.‬
‏‫جیکوب تو خونه نمی‌ذاره ببینم.‬

00:34.180 --> 00:35.305
‏‫دقیقاً همین‌طوره!‬

00:35.306 --> 00:37.182
‏‫کی هنوز سریال آبکی می‌بینه؟‬

00:37.183 --> 00:39.977
‏‫آدمای خوش‌سلیقه، مثل من.‬

00:39.978 --> 00:41.520
‏‫سریالای آبکی همه‌چی دارن، رفیق!‬

00:41.521 --> 00:45.524
‏‫داستان و توطئه دارن،‬
‏‫هفته‌ای پنج قسمت جدید هم دارن.‬

00:45.525 --> 00:48.110
‏‫بازیگراشون پرکارترین‌های هالیوودن.‬

00:48.111 --> 00:49.736
‏‫عین معلم‌های هالیوودن!‬

00:49.737 --> 00:51.697
‏‫دیگه نه تا این حد!‬

00:51.698 --> 00:54.950
‏‫عجیبش اینه که عین همین بلا سر خاله‌م اومده.‬

00:54.951 --> 00:58.787
‏‫پسرش، نیتنِ قلابی، فهموند که درواقع‬
‏‫برادر دوقلوی نیتنه،‬

00:58.788 --> 01:01.081
‏‫اسمش کاسیوسه و خاله‌م اصلاً نمی‌دونست زنده‌ست!‬

01:01.082 --> 01:03.208
‏‫اسم‌ها فرق داشتن، ولی آره!‬

01:03.209 --> 01:05.252
‏‫باید من رو هم تو این سریال بازی بدن.‬

01:05.253 --> 01:06.420
‏‫اوه، چی داریم نگاه می‌کنیم؟‬

01:06.421 --> 01:07.422
‏‫هیس!‬

01:08.256 --> 01:09.381
‏‫وای خدای من!‬

01:09.382 --> 01:12.134
‏‫شما واقعاً نشستین سریال آبکی می‌بینین؟‬

01:12.135 --> 01:14.136
‏‫وای، شما معلم دبستانین‌ها!‬

01:14.137 --> 01:16.013
‏‫باید عقلتونو به کار بندازین‬
‏‫و این مزخر...‬

01:16.014 --> 01:18.390
‏‫پس نیتن واقعی کجاست؟ کی نقشش رو بازی می‌کنه؟‬

01:18.391 --> 01:20.310
‏‫- همون بازیگر.‬
‏‫- عجب!‬

01:21.021 --> 01:25.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

01:25.051 --> 01:35.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

01:36.701 --> 01:38.660
‏‫خب، دفتر کنج رو گرفتم!‬

01:38.661 --> 01:40.329
‏‫- بد نیست، نه؟‬
‏‫- آره.‬

01:40.330 --> 01:41.788
‏‫- الان میام بیرون.‬
‏‫- باشه.‬

01:41.789 --> 01:45.292
‏‫امسال دو تا نقش دارم، گفتم‬
‏‫دو تا میز هم داشته باشم؛‬

01:45.293 --> 01:47.836
‏‫یکی برای گرگوریِ معلم،‬
‏‫یکی برای گرگوریِ معاون مدیر.‬

01:47.837 --> 01:49.504
‏‫این هفته با همهٔ معلم‌ها جلسهٔ بررسی دارم‬

01:49.505 --> 01:51.340
‏‫و همین الان از برنامه جلوترم.‬

01:51.341 --> 01:54.302
‏‫با خودمم جلسه گذاشتم. عالی پیش می‌ره!‬

01:55.845 --> 01:58.221
‏‫سلام کورتنی. این وقت عصر اینجا چی‌کار می‌کنی؟‬

01:58.222 --> 02:01.308
‏‫- باشگاه پادکست.‬
‏‫- عضو شدی؟ عالیه!‬

02:01.309 --> 02:02.934
‏‫آخی!‬

02:02.935 --> 02:05.187
‏‫صبر کن، امروز باشگاه‬
‏‫پادکست خیلی دیر تموم شد.‬

02:05.188 --> 02:07.606
‏‫خب آقای سی خیلی حرف می‌زنه.‬

02:07.607 --> 02:10.109
‏‫دقیقاً، دختر جان!‬

02:11.986 --> 02:15.739
‏‫باحاله. خب، درس آقای هیل دربارهٔ‬
‏‫اظهار نظر مسئولانه چطور بود؟‬

02:15.740 --> 02:17.450
‏‫- روشنگر بود. خداحافظ.‬
‏‫- اوه.‬

02:19.494 --> 02:20.703
‏‫چه گفت‌وگوی خوبی بود، کورت!‬

02:21.371 --> 02:26.041
‏‫صبح‌به‌خیر، دانش‌آموزای‬
‏‫باهوش و قشنگم!‬

02:26.042 --> 02:28.001
‏‫- سلام.‬
‏‫- سلام!‬

02:28.002 --> 02:30.462
‏‫امسال یه دانش‌آموز تازه داریم به اسم جاستین.‬

02:30.463 --> 02:32.255
‏‫خیلی خوب گوش می‌ده.‬

02:32.256 --> 02:36.885
‏‫عاشق ابرقهرمان‌هاست‬
‏‫و به آلوپسی آره‌آتا مبتلاست.‬

02:36.886 --> 02:42.349
‏‫یه بیماری خودایمنیه‬
‏‫که باعث ریزش بخشی یا همهٔ مو می‌شه.‬

02:42.350 --> 02:47.312
‏‫خب بچه‌ها، وقتی سؤال داریم چی‌کار می‌کنیم؟‬

02:47.313 --> 02:50.983
‏‫درسته، دستمون رو بالا می‌بریم.‬

02:51.609 --> 02:53.069
‏‫بله آقا کوچولو، سؤالت چیه؟‬

02:53.653 --> 02:56.114
‏‫چرا اون اصلاً مو نداره؟‬

02:58.533 --> 03:01.284
‏‫پدر و مادرش خواستن‬
‏‫این موضوع رو تو کلاس مطرح نکنم.‬

03:01.285 --> 03:03.036
‏‫اونا بهتر از هر کسی شرایطش رو می‌دونن.‬

03:03.037 --> 03:06.624
‏‫منم به خواسته‌شون احترام می‌ذارم‬
‏‫و امیدوارم بچه‌ها هم همین کار رو بکنن.‬

03:07.291 --> 03:09.210
‏‫- سلام ملیسا.‬
‏‫- سلام.‬

03:09.836 --> 03:11.295
‏‫این برات آشناست؟‬

03:12.004 --> 03:13.630
‏‫اِ... دستمال کاغذی؟ نه.‬

03:13.631 --> 03:16.883
‏‫نه، نه. چیزی که...‬
‏‫توی دستماله.‬

03:16.884 --> 03:18.720
‏‫- باشه.‬
‏‫- ام...‬

03:19.554 --> 03:20.637
‏‫آدامسه.‬

03:20.638 --> 03:22.764
‏‫بچه‌ها تمام کلاس من دارن آدامس می‌جون.‬

03:22.765 --> 03:25.559
‏‫پرسیدم اصلاً کی اجازه داده‬
‏‫آدامس بذارن تو دهنشون،‬

03:25.560 --> 03:26.852
‏‫و حدس بزن چی شد!‬

03:26.853 --> 03:30.188
‏‫کار هم‌خونهٔ بی‌ملاحظه و‬
‏‫صاحبخونهٔ دردسرساز من بوده،‬

03:30.189 --> 03:32.149
‏‫ملیسا اَن کاترینا شمنتی!‬

03:32.150 --> 03:35.736
‏‫کلی حواسشون پرت می‌شه،‬
‏‫بعدشم آدامس رو دور نمی‌ندازن.‬

03:37.738 --> 03:40.031
‏‫انگار به یه کلاس پر از گاو درس می‌دم؛‬

03:40.032 --> 03:42.033
‏‫فقط به‌جای نشخوار کردن،‬

03:42.034 --> 03:43.994
‏‫آدامس رو می‌چسبونن زیر میزشون. چندشه!‬

03:43.995 --> 03:47.247
‏‫خب چی‌کار کنن جیکوب؟ قورتش بدن؟‬

03:47.248 --> 03:49.207
‏‫هفت سال تو معده‌شون می‌مونه!‬

03:49.208 --> 03:51.918
‏‫- می‌خوام بندازنش تو سطل.‬
‏‫- فکر کردم می‌خوای ترک کنن.‬

03:51.919 --> 03:54.421
‏‫اونم می‌خوام، ولی وقتی تو کلاس تو مجازه،‬

03:54.422 --> 03:55.839
‏‫دیگه به حرف من گوش نمی‌دن.‬

03:55.840 --> 03:59.509
‏‫ببین، اگه باعث می‌شه گوشی‌هاشون رو بذارن کنار‬

03:59.510 --> 04:00.677
‏‫و درس بخونن، معجزه‌ست.‬

04:00.678 --> 04:01.928
‏‫من کی باشم جلوش رو بگیرم؟‬

04:01.929 --> 04:03.346
‏‫اوضاع پیچیده شد!‬

04:03.347 --> 04:05.390
‏‫ملیسا واسه کلاس من احترام قائل نیست.‬

04:05.391 --> 04:07.434
‏‫ای بابا، بی‌خیال!‬

04:07.435 --> 04:10.104
‏‫حتماً گرگوری تو جلسهٔ بررسی مشتاق شنیدنشه.‬

04:10.897 --> 04:12.272
‏‫تو دیگه...‬

04:12.273 --> 04:13.648
‏‫ناز نیستی؟‬

04:18.029 --> 04:21.448
‏‫آره، بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم‬
‏‫اینکه از بچه‌ها خوشم نمیاد‬

04:21.449 --> 04:22.783
‏‫یکی از بزرگ‌ترین نقطه‌قوت‌هامه.‬

04:22.784 --> 04:25.619
‏‫- جدی؟‬
‏‫- اوضاع چطوره؟‬

04:25.620 --> 04:26.703
‏‫خوبه.‬

04:26.704 --> 04:30.416
‏‫- معلم جایگزین نمی‌خوای؟‬
‏‫- نه، نه، خودم حواسم هست. باور کن.‬

04:31.292 --> 04:32.375
‏‫باشه.‬

04:32.376 --> 04:35.128
‏‫من که بهش اعتماد ندارم.‬
‏‫گرگوری هرقدر می‌خواد جلسه بذاره.‬

04:35.129 --> 04:38.548
‏‫این واقعیت رو پاک نمی‌کنه که‬
‏‫معلم هوش مصنوعی استخدام کرده!‬

04:38.549 --> 04:40.967
‏‫مردها وقتی اشتباهشون رو ثابت کنی‬
‏‫مثل هم واکنش نشون می‌دن.‬

04:40.968 --> 04:42.928
‏‫مرحلهٔ اول: تاریخ رو از نو می‌نویسن.‬

04:42.929 --> 04:44.638
‏‫مرحلهٔ دوم: لج می‌کنن.‬

04:44.639 --> 04:47.766
‏‫و مورد علاقهٔ من، مرحلهٔ‬
‏‫سوم: خودشون رو نابود می‌کنن!‬

04:47.767 --> 04:49.935
‏‫آقای ادی، خوندنم تموم شد.‬

04:49.936 --> 04:52.687
‏‫ببخشید، هنوز وقتم تموم نشده.‬

04:52.688 --> 04:55.273
‏‫باشه، آفرین آنتونیو.‬

04:55.274 --> 04:58.568
‏‫برگرد یه بار دیگه بخونش‬
‏‫تا کارم با خانم هافمن تموم شه.‬

04:58.569 --> 05:01.197
‏‫چیزی که ارزش خوندن داشته باشه،‬
‏‫ارزش دوباره خوندن هم داره.‬

05:01.989 --> 05:03.616
‏‫دیدی؟ حواسم هست!‬

05:05.660 --> 05:07.119
‏‫این تو مرحلهٔ دومه.‬

05:08.079 --> 05:12.290
‏‫وای جنین! «زندگی اَبِت» رکورد زد!‬
‏‫هشت نفر!‬

05:12.291 --> 05:14.876
‏‫- وای، امی پولر حواست باشه!‬
‏‫- آره!‬

05:14.877 --> 05:17.671
‏‫می‌دونستم کورتنی واسه باشگاه پادکست عالیه.‬
‏‫انتخاب خوبی بود.‬

05:17.672 --> 05:19.549
‏‫کورتنی عضو باشگاه پادکست نیست.‬

05:20.424 --> 05:23.009
‏‫- نیست؟‬
‏‫- میلیون بار ازش خواستم،‬

05:23.010 --> 05:25.345
‏‫هر بار هم به یه زبون دیگه نه گفته.‬

05:25.346 --> 05:28.223
‏‫یه بار گفت «هاپانا».‬
‏‫یعنی «نه» به سواحیلی.‬

05:28.224 --> 05:29.475
‏‫پس چرا بهم دروغ گفت؟‬

05:33.229 --> 05:35.188
‏‫هوو! یواش، قاتل بادام‌هندی!‬

05:35.189 --> 05:37.232
‏‫دارم واسه جلسهٔ بعدی انرژی می‌گیرم.‬

05:37.233 --> 05:39.651
‏‫من که بی‌صبرانه منتظر جلسهٔ خودمم.‬

05:39.652 --> 05:41.778
‏‫یه مسئلهٔ خیلی مهم دارم.‬

05:41.779 --> 05:44.531
‏‫اشکال نداره همین الان مطرحش کنم‬
‏‫که از سر راه برداریم؟‬

05:44.532 --> 05:45.615
‏‫امروز سرم حسابی شلوغه.‬

05:45.616 --> 05:46.783
‏‫- حتماً.‬
‏‫- باشه.‬

05:46.784 --> 05:48.952
‏‫البته که نه! منم به‌عنوان یه رهبر جامعه،‬

05:48.953 --> 05:50.996
‏‫قدر وقت مدیرای دیگه رو می‌دونم،‬

05:50.997 --> 05:53.833
‏‫ولی رأس ساعت یازده میام دفترت.‬

05:56.711 --> 05:58.628
‏‫چی شده بارب؟‬

05:58.629 --> 06:00.547
‏‫تو که هیچ‌وقت اخم نمی‌کنی.‬

06:00.548 --> 06:02.757
‏‫بچه‌های مهدکودکم دارن دربارهٔ همکلاسی‌شون‬

06:02.758 --> 06:04.801
‏‫که ریزش مو داره سؤال می‌پرسن.‬

06:04.802 --> 06:06.219
‏‫خب، این طبیعیه، نه؟‬

06:06.220 --> 06:08.722
‏‫معمولاً تو همچین موردی خودم وارد عمل می‌شم،‬

06:08.723 --> 06:10.599
‏‫ولی والدینش خواستن چیزی نگم‬

06:10.600 --> 06:12.767
‏‫و نمی‌خوام اوضاع از کنترل خارج بشه.‬

06:12.768 --> 06:15.353
‏‫این پدرومادرها نمی‌دونن توی کلاس چه خبره.‬

06:15.354 --> 06:18.982
‏‫ولی لااقل سؤال می‌پرسن، نه؟‬
‏‫فقط خیره که نمی‌شن.‬

06:18.983 --> 06:20.775
‏‫اتفاقاً خیره هم می‌شن...‬

06:20.776 --> 06:23.111
‏‫- اوه!‬
‏‫- تازه با انگشت هم نشونش دادن.‬

06:23.112 --> 06:26.656
‏‫نمی‌خوام انگشت‌نما بشه.‬
‏‫فقط می‌خوام راحت باشه.‬

06:26.657 --> 06:27.992
‏‫آره، آره.‬

06:28.534 --> 06:30.201
‏‫- چیزی به ذهنم نمی‌رسه.‬
‏‫- هوم.‬

06:30.202 --> 06:31.870
‏‫تو این زمینه تجربه‌ای ندارم.‬

06:31.871 --> 06:32.872
‏‫آره.‬

06:34.040 --> 06:35.583
‏‫ولی یکی رو می‌شناسم که داره.‬

06:38.502 --> 06:40.045
‏‫این کی اومد اینجا؟‬

06:40.046 --> 06:42.340
‏‫تازه‌ست، اولین باره جایزه رو برده.‬

06:43.257 --> 06:44.759
‏‫خیلی بهش افتخار می‌کنم.‬

06:46.969 --> 06:48.803
‏‫آقای هیل گفت کارم داشتی.‬

06:48.804 --> 06:50.056
‏‫آره، داشتم.‬

06:50.640 --> 06:53.600
‏‫چرا دروغ گفتی عضو باشگاه پادکستی؟‬

06:53.601 --> 06:56.478
‏‫لازم نیست چیزی بهت بگم.‬
‏‫تو که معلم من نیستی.‬

06:56.479 --> 06:58.271
‏‫حرف تلخیه، ولی درسته.‬

06:58.272 --> 07:01.650
‏‫اما به‌عنوان یکی از مسئولای مدرسه‬
‏‫همهٔ دانش‌آموزا برام مهمن.‬

07:01.651 --> 07:04.903
‏‫خانم تیگز، دیوون هی بهم می‌گه بدبو.‬

07:04.904 --> 07:06.446
‏‫به‌نظرم بهتره نگران اون باشی.‬

07:06.447 --> 07:07.990
‏‫نه... کورتنی.‬

07:10.326 --> 07:12.161
‏‫باشه، نمی‌دونم چرا دروغ گفتم.‬

07:12.828 --> 07:15.998
‏‫کلی تکلیف داشتم و نفهمیدم این‌قدر دیر شده.‬

07:16.874 --> 07:19.043
‏‫همین. حالا می‌تونم برم کلاس؟‬

07:19.960 --> 07:21.253
‏‫آره، برو.‬

07:24.465 --> 07:28.719
‏‫دیوون، دربارهٔ اون کلمهٔ «ب» چی گفتم؟‬

07:30.096 --> 07:31.639
‏‫گفتم نگو. قشنگ نیست.‬

07:32.848 --> 07:36.518
‏‫روش من هیچ‌وقت روی کورتنی جواب نداده،‬
‏‫ولی همینم موفقیت کوچیکیه.‬

07:36.519 --> 07:38.603
‏‫دروغش رو قبول کرد و الان توی کلاس در امانه.‬

07:39.689 --> 07:43.149
‏‫اجازه بدین برم چند تا خوشبوکننده پیدا کنم.‬

07:43.150 --> 07:45.986
‏‫کلاس دومی‌ها واقعاً «ب» هستن!‬

07:51.242 --> 07:52.284
‏‫کورتنی؟‬

07:53.244 --> 07:55.745
‏‫چی... کورتنی! کورتنی!‬

07:55.746 --> 07:57.455
‏‫کورتنی، کجا می‌ری؟‬

07:57.456 --> 07:59.541
‏‫کورتنی، برگرد مدرسه! کور...‬

07:59.542 --> 08:00.751
‏‫صدام رو نمی‌شنوه.‬

08:04.255 --> 08:05.588
‏‫می‌شه این جلسه رو تموم کنیم؟‬

08:05.589 --> 08:08.800
‏‫فقط زنگ ناهار و ورزش رو آزادم،‬
‏‫کلی به بقیه رو انداختم.‬

08:08.801 --> 08:10.885
‏‫این اولین جلسه‌های بررسی تو تاریخ اَبِته.‬

08:10.886 --> 08:13.847
‏‫می‌خوام هر ده دقیقه‌ش رو استفاده کنم.‬
‏‫حالا دربارهٔ فیش حقوقم...‬

08:13.848 --> 08:16.099
‏‫- گرگوری، یه مشکلی داریم.‬
‏‫- یه لحظه.‬

08:16.100 --> 08:18.059
‏‫وقتم کمه!‬
‏‫نمی‌شه هوام رو داشته باشی؟‬

08:18.060 --> 08:21.020
‏‫پارتی‌بازی؟!‬
‏‫یعنی همین‌جوری نوبت رو رد کنه؟‬

08:21.021 --> 08:22.897
‏‫- تو جلسهٔ خودم مطرحش می‌کنم!‬
‏‫- نه، نه...‬

08:22.898 --> 08:25.150
‏‫بچه‌ها، قرار نیست واسه من استثنا قائل بشه.‬

08:25.151 --> 08:27.026
‏‫- نه، نه.‬
‏‫- مگر اینکه...‬

08:27.027 --> 08:28.194
‏‫نه؟‬

08:28.195 --> 08:30.822
‏‫باشه، مشکلی نیست. می‌رم ایوا رو پیدا کنم.‬

08:30.823 --> 08:32.449
‏‫- بعداً حرف بزنیم؟‬
‏‫- باشه، خداحافظ.‬

08:32.450 --> 08:35.035
‏‫خب تری، کجا بودیم؟‬

08:37.288 --> 08:39.581
‏‫ایوا، می‌شه یه چیزی بگم؟‬

08:39.582 --> 08:40.874
‏‫نه، جلسات بررسی با گرگوریه.‬

08:40.875 --> 08:44.836
‏‫اون سرش شلوغه.‬
‏‫من کورتنی رو دیدم از مدرسه رفت بیرون.‬

08:44.837 --> 08:47.756
‏‫اون شب هم تا دیروقت تو راهروها می‌چرخید.‬

08:47.757 --> 08:49.341
‏‫فکر کنم یه مشکلی داره.‬

08:50.259 --> 08:51.593
‏‫اول از همه، خبرچینی نکن!‬

08:51.594 --> 08:53.094
‏‫دوماً، این خیلی بده‬

08:53.095 --> 08:55.388
‏‫- و اصلاً بهش نمیاد.‬
‏‫- مگه نه؟‬

08:55.389 --> 08:57.223
‏‫با معلمش حرف می‌زنم‬
‏‫و به والدینش زنگ می‌زنم.‬

08:57.224 --> 08:59.225
‏‫عالیه، ممنون. واقعاً لطف کردی.‬

08:59.226 --> 09:01.936
‏‫با کش‌اپ پول بفرست تا ثابت شه!‬
‏‫درخواستش رو فرستادم.‬

09:01.937 --> 09:03.688
‏‫چقدر؟‬

09:03.689 --> 09:05.066
‏‫خودت می‌بینی!‬

09:08.027 --> 09:11.488
‏‫و در آخر، هدفی واسه امسال داری‬
‏‫که مدرسه کمکت کنه بهش برسی؟‬

09:11.489 --> 09:13.532
‏‫نگاهت کن! داره اشکم درمیاد.‬

09:14.408 --> 09:15.992
‏‫و می‌ذارم دربیاد!‬

09:15.993 --> 09:18.244
‏‫اون صف آدمای پشت سرت رو می‌بینی؟‬
‏‫خب هدف تو چیه؟‬

09:18.245 --> 09:19.872
‏‫هدفم اینه ملیسا اخراج شه!‬

09:21.040 --> 09:22.874
‏‫نه، شوخی کردم، شوخی کردم!‬

09:22.875 --> 09:24.959
‏‫ولی دوست دارم قضیهٔ آدامس جویدن رو جمع کنه.‬

09:24.960 --> 09:27.295
‏‫هوو، یواش‌تر!‬

09:27.296 --> 09:30.131
‏‫گوش کن، خنگول!‬
‏‫کلاس من، قانون من.‬

09:30.132 --> 09:31.508
‏‫خب اینجا کلاس منه و همه دارن...‬

09:31.509 --> 09:34.886
‏‫پرسروصداست، غیربهداشتیه‬
‏‫و اگه رک بگم، بی‌کلاسه.‬

09:34.887 --> 09:36.596
‏‫- بی‌کلاس؟‬
‏‫- آره!‬

09:36.597 --> 09:41.810
‏‫زن بی‌کلاس تو اتاقش آب‌نمای‬
‏‫کاپودیمونته نصب می‌کنه؟‬

09:41.811 --> 09:42.936
‏‫مردم منتظرن!‬

09:42.937 --> 09:44.687
‏‫بچه‌ها از ورزش برمی‌گردن‬
‏‫و شلوغ می‌کنن.‬

09:44.688 --> 09:46.314
‏‫- می‌شه فقط...‬
‏‫- ملیسا یه فکر خوب داره.‬

09:46.315 --> 09:48.358
‏‫به همشون کلی آدامس بده، درسته ملیسا؟‬

09:48.359 --> 09:49.484
‏‫- آره!‬
‏‫- وقت تمومه.‬

09:49.485 --> 09:53.030
‏‫باشه، خیلی خب.‬
‏‫بعداً برای جلسه‌م برمی‌گردم.‬

09:54.615 --> 09:55.616
‏‫ببخشید.‬

09:57.076 --> 10:01.788
‏‫آقای جانسون، یه موضوع حساسی هست‬
‏‫که می‌خوام نظرت رو درباره‌ش بدونم.‬

10:01.789 --> 10:03.165
‏‫بالاخره!‬

10:04.250 --> 10:05.750
‏‫پسرمون جاستین چطوره؟‬

10:05.751 --> 10:07.210
‏‫تو از کجا اسمش رو می‌دونی؟‬

10:07.211 --> 10:10.004
‏‫شاید مشکلاتمون فرق کنه،‬
‏‫ولی من هر آدم کچلی رو‬

10:10.005 --> 10:11.339
‏‫که از اون در میاد، می‌شناسم!‬

10:11.340 --> 10:13.717
‏‫والدینش می‌خوان ازش محافظت کنن؛ منم همین‌طور.‬

10:14.426 --> 10:18.138
‏‫ولی نادیده گرفتن سؤال‌های همکلاسی‌هاش‬
‏‫بعید می‌دونم راه درستی باشه.‬

10:18.139 --> 10:19.639
‏‫نیست.‬

10:19.640 --> 10:24.478
‏‫وقتی موهام ریخت کسی نبود راهنماییم کنه‬
‏‫یا الگو داشته باشم.‬

10:25.020 --> 10:27.105
‏‫می‌دونی، فشار از صدف مروارید درمیاره.‬

10:27.106 --> 10:30.609
‏‫مرواریدها هم قشنگن‬
‏‫و معروفن به بی‌مو بودن!‬

10:31.318 --> 10:33.279
‏‫واسه همین قهرمان غواصی آزاد شدم.‬

10:33.904 --> 10:36.614
‏‫بهترین کاری که می‌تونی براش بکنی‬
‏‫اینه که بهش بالهٔ شنا بدی،‬

10:36.615 --> 10:38.701
‏‫به همکلاسی‌هاش هم عینک شنا!‬

10:39.326 --> 10:44.539
‏‫آقای جانسون، خیلی کمکم کردی؛‬
‏‫نه اون‌جوری که خودت فکر می‌کنی.‬

10:44.540 --> 10:46.709
‏‫یا دقیقاً همون‌جوری که فکر می‌کنم!‬

10:47.626 --> 10:48.793
‏‫نه.‬

10:48.794 --> 10:50.670
‏‫بعد هر روز صبح سر میز صبحونه،‬

10:50.671 --> 10:54.591
‏‫جیکوب خاطره‌نویسی می‌کنه؛‬
‏‫با یه صدای وحشتناک بلند!‬

10:54.592 --> 10:57.510
‏‫مگه خاطره‌نویسی قرار نیست توی ذهن آدم باشه؟‬

10:57.511 --> 11:00.096
‏‫نه به روش اون!‬

11:00.097 --> 11:02.682
‏‫ملیسا، چیزی مرتبط با مدرسه داری؟‬

11:02.683 --> 11:04.894
‏‫خب تو گفتی دیگه حرف آدامس نزنیم، پس...‬

11:05.561 --> 11:07.228
‏‫نه، صبر کن!‬

11:07.229 --> 11:08.730
‏‫داره شخصیت من رو ترور می‌کنه، نه؟‬

11:08.731 --> 11:10.773
‏‫- اِی بابا!‬
‏‫- جیکوب، جلسهٔ تو که تموم شده.‬

11:10.774 --> 11:12.275
‏‫ولی ملیسا وسطش پرید!‬

11:12.276 --> 11:15.653
‏‫می‌دونین چیه؟ فهمیدم چی‌کار کنم.‬
‏‫هردوتون برین بیرون!‬

11:15.654 --> 11:18.156
‏‫- پس چرا می‌ذاری بهم دستور بده...‬
‏‫- تنبیهش نمی‌کنی که...‬

11:18.157 --> 11:21.285
‏‫همین الان از دفترم برین بیرون!‬

11:24.371 --> 11:25.789
‏‫گرگوری، این یه کلاسه، نه دفتر!‬

11:26.373 --> 11:27.416
‏‫به خودت بیا!‬

11:31.754 --> 11:34.380
‏‫سلام ایوا، خبری شد؟‬

11:34.381 --> 11:37.967
‏‫می‌خواستم از در مخصوص وی‌آی‌پی بیام‬
‏‫که به تو برنخورم، ولی باشه!‬

11:37.968 --> 11:41.304
‏‫دیا کورتنی رو بیرون پیدا کرد.‬
‏‫الان تو دفترمه.‬

11:41.305 --> 11:43.264
‏‫خب. با پدر و مادرش تماس گرفتی؟‬

11:43.265 --> 11:45.266
‏‫آره، معلوم شد دارن طلاق می‌گیرن.‬

11:45.267 --> 11:48.394
‏‫خیلی افتضاحه. دلم می‌خواست‬
‏‫حرف هر دو طرف رو بشنوم،‬

11:48.395 --> 11:51.148
‏‫ولی فضولی نکردم، اونم قطع کرد.‬

11:52.816 --> 11:54.484
‏‫ببخشید، صبر کن.‬

11:54.485 --> 11:57.904
‏‫می‌خوای با کورتنی دربارهٔ مشکلات‬
‏‫خونوادگیش حرف بزنی یا...؟‬

11:57.905 --> 12:00.865
‏‫نه. بچگی از اینکه بقیه این کار‬
‏‫رو با من می‌کردن متنفر بودم.‬

12:00.866 --> 12:02.492
‏‫مگه چی می‌شه گفت؟‬

12:02.493 --> 12:03.701
‏‫دقیقاً.‬

12:03.702 --> 12:07.581
‏‫آدما ازدواج می‌کنن، بچه‌دار می‌شن، جدا می‌شن.‬
‏‫زندگی همینه دیگه.‬

12:08.249 --> 12:11.000
‏‫کورتنی باهوشه، لازم نیست‬
‏‫من اینا رو براش بگم.‬

12:11.001 --> 12:13.295
‏‫فقط باید یادآوری کنم چی رو ممکنه از دست بده.‬

12:19.635 --> 12:22.637
‏‫- سلام دیا، چطوری؟‬
‏‫- خب، عملم...‬

12:22.638 --> 12:24.639
‏‫عالیه. می‌شه یه لحظه هیس کنی؟‬

12:24.640 --> 12:26.224
‏‫ببخشید، فقط سکوت!‬

12:26.225 --> 12:28.601
‏‫پیچوندن کلاس به هیچ‌کس کمکی نکرده.‬

12:28.602 --> 12:30.979
‏‫کلاس هشتم وقت از دست دادن تمرکز نیست.‬

12:30.980 --> 12:34.899
‏‫تو ستارهٔ درخشان اَبِتی،‬
‏‫ولی توقع‌ها هم ازت بالاست.‬

12:34.900 --> 12:37.026
‏‫ما هم اینجاییم که کمکت کنیم از پسش بربیای.‬

12:37.027 --> 12:40.030
‏‫می‌دونم می‌تونی. خودت هم می‌دونی.‬
‏‫پس انجامش بده.‬

12:41.156 --> 12:43.117
‏‫روی چیزایی تمرکز کن که دست خودته.‬

12:43.993 --> 12:45.536
‏‫این‌جوری از پس هر مشکلی برمیای.‬

12:46.203 --> 12:48.122
‏‫خب، برگرد کلاس.‬

12:57.631 --> 13:00.842
‏‫ببخشید دیا. داشتی دربارهٔ عملت چی می‌گفتی؟‬

13:00.843 --> 13:02.845
‏‫نه، حالا دیگه ادای آدمای دلسوز رو درنیار!‬

13:05.431 --> 13:06.723
‏‫- تازه باعث می‌شه...‬
‏‫- چی گفتی؟‬

13:06.724 --> 13:07.932
‏‫یو، آقای ادی!‬

13:07.933 --> 13:10.184
‏‫شاگردات خیلی باحالن!‬
‏‫تازه این رقص رو یادم دادن.‬

13:10.185 --> 13:12.020
‏‫- و بوش هم مثل...‬
‏‫- الان نه!‬

13:12.021 --> 13:14.647
‏‫بچه‌ها، یه‌کم صبر کنین و بشینین.‬
‏‫ممنون، کیلب.‬

13:14.648 --> 13:18.943
‏‫داشتی دربارهٔ... ساعت‌های آزادت می‌گفتی، نه؟‬

13:18.944 --> 13:21.821
‏‫- آره، پس...‬
‏‫- ببخشید. ممنون!‬

13:21.822 --> 13:24.574
‏‫- ببخشید، ببخشید!‬
‏‫- نمی‌تونی بزنی جلو!‬

13:24.575 --> 13:26.617
‏‫- من باربارا هاواردم.‬
‏‫- الان میام باربارا.‬

13:26.618 --> 13:29.370
‏‫از دست تو و دارودستهٔ کوچولوت خسته شدم!‬

13:29.371 --> 13:33.292
‏‫فکر می‌کنین صاحب این مدرسه‌این، ولی نیستین!‬
‏‫لعنتی، عصبانی‌ام!‬

13:36.670 --> 13:39.255
‏‫باربارا، نوبت گرفتی؟‬

13:39.256 --> 13:41.007
‏‫چون پشت سرت یه صف کامل ایستاده.‬

13:41.008 --> 13:42.341
‏‫- این نمی‌تونه صبر کنه!‬
‏‫- باشه.‬

13:42.342 --> 13:44.469
‏‫چسب نواری مدرسه تموم شده. تو داری؟‬

13:44.470 --> 13:47.055
‏‫- جدی می‌گی؟‬
‏‫- آره، جدی می‌گم.‬

13:47.056 --> 13:49.640
‏‫الان ندارم... چی شده؟‬

13:49.641 --> 13:51.642
‏‫سرم توی صندلی گیر کرده.‬

13:51.643 --> 13:54.562
‏‫فرستادنم پیش مدیر کلمن،‬
‏‫ولی اون فرستادم پیش تو.‬

13:54.563 --> 13:57.356
‏‫- باشه، برو بشین.‬
‏‫- نمی‌تونم.‬

13:57.357 --> 13:59.275
‏‫نه روی اون صندلی!‬
‏‫روی یه صندلی دیگه بشین.‬

13:59.276 --> 14:00.818
‏‫یه‌جا دیگه بشین، بعداً حلش می‌کنیم.‬

14:00.819 --> 14:03.321
‏‫- سلام گرگوری.‬
‏‫- نه، نه، من...‬

14:05.199 --> 14:06.200
‏‫دیگه نمی‌تونم.‬

14:08.077 --> 14:09.161
‏‫نمی‌تونم!‬

14:09.787 --> 14:11.370
‏‫مرحلهٔ سوم: خودویرانگری!‬

14:11.371 --> 14:13.832
‏‫درست سر وقت!‬
‏‫باید درباره‌ش کتاب بنویسم.‬

14:14.541 --> 14:17.418
‏‫نوشتم!‬
‏‫وقتی مچ مردها رو می‌گیری، چی می‌شه؟‬

14:17.419 --> 14:19.212
‏‫از هرجا کتاب الکترونیکی می‌فروشن بخرین.‬

14:19.213 --> 14:21.298
‏‫این تنها نسخهٔ کاغذیشه.‬

14:29.098 --> 14:30.181
‏‫عصر به‌خیر ایوا.‬

14:30.182 --> 14:31.516
‏‫چه کمکی از دستم برمیاد؟‬

14:31.517 --> 14:34.811
‏‫- من تلاش کردم ولی از پس دو شغل برنمیام.‬
‏‫- هر دو رو انجام بده.‬

14:34.812 --> 14:37.106
‏‫- می‌دونم.‬
‏‫- پس چرا زودتر چیزی نگفتی؟‬

14:37.731 --> 14:39.650
‏‫اگه گفته بودم گوش می‌دادی؟‬

14:41.735 --> 14:42.944
‏‫نه!‬

14:42.945 --> 14:44.987
‏‫می‌خوام کار معاونت رو درست انجام بدم،‬

14:44.988 --> 14:46.698
‏‫و وقتی هنوز معلمم نمی‌تونم.‬

14:47.699 --> 14:48.783
‏‫فهرست جایگزین‌ها رو دارم.‬

14:48.784 --> 14:51.035
‏‫تا وقتی یه نفر دائم استخدام‬
‏‫کنیم از اونا استفاده کن.‬

14:51.036 --> 14:53.913
‏‫چند تا گزینهٔ هوش مصنوعی هم قاطیش کردم‬
‏‫ببینم درس عبرت گرفتی یا نه!‬

14:53.914 --> 14:55.289
‏‫ممنون.‬

14:55.290 --> 14:58.460
‏‫به لیگ حرفه‌ای‌ها خوش اومدی،‬
‏‫معاون مدیر گرگوری ادی!‬

15:00.379 --> 15:01.505
‏‫نه!‬

15:05.134 --> 15:07.802
‏‫هی، چسب رو از کجا آوردی؟‬
‏‫فکر کردم تموم شده.‬

15:07.803 --> 15:09.221
‏‫آقای جانسون یه‌کم داره.‬

15:09.972 --> 15:11.931
‏‫می‌شه بپرسم داری چی‌کار می‌کنی؟‬

15:11.932 --> 15:13.516
‏‫خب جنین، دارم از یه خط قرمز رد می‌شم.‬

15:13.517 --> 15:17.270
‏‫- اوه، این‌قدر زود تو سال؟‬
‏‫- سعی کردم این کار رو نکنم،‬

15:17.271 --> 15:21.858
‏‫ولی این‌قدر تجربه دارم که بفهمم‬
‏‫کی باید به حسم اعتماد کنم.‬

15:21.859 --> 15:25.529
‏‫یه دانش‌آموز دارم که نیاز به دلگرمی داره.‬

15:27.239 --> 15:28.698
‏‫هوم.‬

15:28.699 --> 15:29.700
‏‫خب...‬

15:30.284 --> 15:34.371
‏‫اگه دانش‌آموز خودت نبود،‬
‏‫ولی فکر می‌کردی می‌تونی کمکش کنی، چی؟‬

15:35.539 --> 15:36.540
‏‫به غریزه‌ت گوش بده.‬

15:38.292 --> 15:39.793
‏‫- ممنون بارب.‬
‏‫- هوم.‬

15:40.627 --> 15:42.421
‏‫ولی واقعاً داری چه غلطی می‌کنی؟‬

15:44.798 --> 15:48.552
‏‫باز یکی تو جای پارک من وایساده.‬
‏‫یا مسیح، این محله!‬

15:49.094 --> 15:52.556
‏‫وقتی اومدی اینجا زندگی کنی،‬
‏‫این محله برات مشکلی نداشت.‬

15:55.225 --> 15:59.228
‏‫- باز ماکارونی؟‬
‏‫- آره، امروز سخت گذشت.‬

15:59.229 --> 16:01.898
‏‫یه غذای راحت و آشنا می‌خواستم.‬
‏‫مشکلی داری؟‬

16:01.899 --> 16:05.151
‏‫می‌گم منم روز سختی داشتم.‬
‏‫اینجا دیگه هیچی نمی‌شه گفت!‬

16:05.152 --> 16:08.446
‏‫باز شروع شد! اول آدامس، حالا آشپزی من.‬

16:08.447 --> 16:11.324
‏‫تازه بابتش پول اضافه نمی‌گیرم،‬
‏‫غذا توی اجاره حساب شده.‬

16:11.325 --> 16:14.243
‏‫زیاده‌خواهیه یه‌کم تنوع توی شام بخوام؟‬

16:14.244 --> 16:16.204
‏‫- خب خودت بپز!‬
‏‫- من ماکارونی دوست دارم.‬

16:16.205 --> 16:17.622
‏‫- ممنون!‬
‏‫- برو تو اتاق من!‬

16:17.623 --> 16:19.248
‏‫هی، این‌جوری باهاش حرف نزن!‬

16:19.249 --> 16:22.251
‏‫این خونه رو من اجاره کردم؛ هر کاری بخوام...‬

16:22.252 --> 16:24.003
‏‫مرد دیگه‌ای اینجاست؟‬

16:24.004 --> 16:25.546
‏‫آره، رئیس راب!‬

16:25.547 --> 16:26.632
‏‫آهان، یادم رفته بود.‬

16:30.594 --> 16:31.719
‏‫چی به سرمون اومده؟‬

16:31.720 --> 16:33.262
‏‫ما این آدم‌ها نبودیم.‬

16:33.263 --> 16:34.430
‏‫نه.‬

16:34.431 --> 16:37.017
‏‫می‌شه فقط به بچه‌ها بگی‬
‏‫توی کلاس من آدامس نجون؟‬

16:37.726 --> 16:40.687
‏‫باشه، می‌گم قبل از بیرون‬
‏‫رفتن آدامسشون رو بندازن دور.‬

16:42.272 --> 16:43.689
‏‫این ماکارونی واقعاً خوشمزه‌ست.‬

16:47.069 --> 16:51.280
‏‫بعضی‌هامون موهای بلندی داریم،‬
‏‫بعضی‌هامون کوتاه.‬

16:51.281 --> 16:56.077
‏‫بعضی‌ها هم اصلاً مو ندارن،‬
‏‫مثل دواین «راک» جانسون.‬

16:56.078 --> 16:57.161
‏‫بله عزیزم؟‬

16:57.162 --> 16:59.038
‏‫اون کیه خانم هاوارد؟‬

16:59.039 --> 17:01.707
‏‫جاستین، خیلی خوشحالم این سؤال رو پرسیدی.‬

17:01.708 --> 17:05.586
‏‫این کریستوفر ریوئه،‬
‏‫اون آلوپسی داشت،‬

17:05.587 --> 17:08.214
‏‫ولی می‌دونی زمان ما چی صداش می‌کردیم؟‬

17:08.215 --> 17:09.507
‏‫چی؟‬

17:09.508 --> 17:11.217
‏‫سوپرمن!‬

17:11.218 --> 17:13.594
‏‫- اوه!‬
‏‫- اوهوم.‬

17:13.595 --> 17:17.723
‏‫مهم‌ترین چیز این نیست که روی سرت چیه؛‬

17:17.724 --> 17:21.894
‏‫اینه که توی سرت چیه، یعنی مغزت.‬

17:25.857 --> 17:29.235
‏‫وایسا! چرا عکس من بالاتر از جردن نیست؟‬

17:29.236 --> 17:30.904
‏‫من رتبهٔ اِس‌ام بارب!‬

17:31.488 --> 17:32.863
‏‫رتبهٔ اِس!‬

17:32.864 --> 17:35.575
‏‫آقای جانسون، نمی‌دونم یعنی چی،‬
‏‫ولی خوش به حالت!‬

17:35.576 --> 17:38.453
‏‫خانم هاوارد، چرا خودت کچل نیستی؟‬

17:39.746 --> 17:42.165
‏‫خانم هاوارد؟‬

17:43.333 --> 17:45.042
‏‫سلام کورتنی.‬

17:45.043 --> 17:46.961
‏‫- دردسر درست کردم؟‬
‏‫- نه، نه، نه!‬

17:46.962 --> 17:50.131
‏‫می‌خواستم چند تا تغییر تو کلاس جنگلیم بدم‬

17:50.132 --> 17:52.593
‏‫و نظر تو رو هم بدونم.‬

17:53.844 --> 17:55.262
‏‫- باشه.‬
‏‫- خوبه؟‬

18:02.144 --> 18:03.769
‏‫دایناسورا که تو جنگل زندگی نمی‌کردن.‬

18:03.770 --> 18:05.563
‏‫درسته، نمی‌کردن.‬

18:05.564 --> 18:08.858
‏‫وظیفهٔ من نیست فشار بیشتری روی کورتنی بذارم‬

18:08.859 --> 18:11.028
‏‫یا بخوام مشکلات خونوادگیش رو حل کنم.‬

18:11.862 --> 18:14.030
‏‫ولی می‌تونم کنارش باشم.‬

18:14.031 --> 18:17.492
‏‫می‌دونی کورتنی، باور می‌کنی‬
‏‫منم یه زمانی کلاس می‌پیچوندم؟‬

18:18.285 --> 18:21.245
‏‫می‌رفتم موزهٔ هنر.‬

18:21.246 --> 18:23.914
‏‫تو کجا رفتی؟ جای باحالی بود؟‬
‏‫یا برگشتی خونه؟‬

18:23.915 --> 18:27.460
‏‫نمی‌خواستم برم خونه.‬
‏‫رفتم خیابون ساوت.‬

18:27.461 --> 18:29.211
‏‫رفتی کلاب؟‬

18:29.212 --> 18:32.965
‏‫نه، رفتم ایشکابیبل، چیزاستیک خوردم،‬
‏‫یه‌کم قدم زدم.‬

18:32.966 --> 18:35.593
‏‫آهان، غذای خوب و هوای تازه.‬
‏‫درکت می‌کنم.‬

18:35.594 --> 18:37.178
‏‫مدیر کلمن قبلاً درباره‌ش باهام حرف زده.‬

18:37.179 --> 18:38.764
‏‫دیگه کلاس نمی‌پیچونم.‬

18:39.473 --> 18:40.807
‏‫خوبه، خیلی خوبه.‬

18:41.850 --> 18:44.852
‏‫کورتنی، فقط می‌خوام بدونی‬

18:44.853 --> 18:48.398
‏‫اگه یه روز خواستی حرف بزنی،‬
‏‫درِ من همیشه به روت بازه.‬

18:50.150 --> 18:52.444
‏‫این در چطوری بسته شد؟‬
‏‫ببخشید، یه لحظه!‬

18:54.404 --> 18:56.615
‏‫- همیشه بازه.‬
‏‫- همیشه!‬

18:57.824 --> 18:59.033
‏‫- روز خوش!‬
‏‫- خداحافظ.‬

18:59.034 --> 19:00.327
‏‫دارم راه رو باز می‌کنم.‬

19:00.952 --> 19:02.953
‏‫و می‌خوام یه نگاهی هم به دایناسورها بندازم.‬

19:02.954 --> 19:05.706
‏‫انگار بیشتر مضرن تا مفید، پس...‬

19:05.707 --> 19:08.794
‏‫سلام، برای هر دومون آوردم.‬

19:10.796 --> 19:13.047
‏‫نگران نباش گرگوری، عهد‬
‏‫ازدواجمون رو تمدید کردیم!‬

19:13.048 --> 19:14.632
‏‫عالیه. می‌دونستم می‌تونین.‬

19:14.633 --> 19:16.717
‏‫- دیدی چرا دخالت نمی‌کنم؟‬
‏‫- اوهوم.‬

19:16.718 --> 19:19.095
‏‫یه فصل «زوج‌درمانی» رو پشت هم دیدیم‬
‏‫و با هم حرف زدیم.‬

19:19.096 --> 19:21.889
‏‫آره، اون زن‌وشوهرا فکر می‌کنن‬
‏‫ازدواج سخته؟‬

19:21.890 --> 19:24.226
‏‫باید هم‌خونه و همکار بودن رو امتحان کنن!‬

19:25.644 --> 19:27.354
‏‫راستی عاشق ماکارونی منه!‬

19:28.355 --> 19:29.481
‏‫آره.‬

19:31.108 --> 19:32.401
‏‫خب، اینم سهم تو.‬

19:37.572 --> 19:38.573
‏‫سلام.‬

19:40.075 --> 19:42.493
‏‫هنوز پایه‌ای بعد از مدرسه‬
‏‫بریم یه چیزی بخوریم؟‬

19:42.494 --> 19:44.495
‏‫حتماً! کلی منتظرش بودم.‬

19:44.496 --> 19:45.663
‏‫عالیه.‬

19:45.664 --> 19:47.498
‏‫- سلام خانم تیگز.‬
‏‫- سلام کورتنی.‬

19:47.499 --> 19:49.501
‏‫امروز بعد از مدرسه اینجا هستی؟‬

19:50.210 --> 19:51.670
‏‫- آره، هستم.‬
‏‫- عالیه.‬

19:53.839 --> 19:54.840
‏‫بذاریم یه وقت دیگه؟‬

19:56.967 --> 19:58.634
‏‫صبح‌به‌خیر.‬

19:58.635 --> 20:00.512
‏‫اوه!‬

20:01.638 --> 20:04.765
‏‫دیدن اون لبخند روی صورت کوچولوی جاستین،‬

20:04.766 --> 20:08.769
‏‫اینکه می‌دونم تأثیر خوبی گذاشتم،‬
‏‫هیچ‌وقت تکراری نمی‌شه.‬

20:08.770 --> 20:10.271
‏‫اوهوم!‬

20:10.272 --> 20:11.481
‏‫خدایا، چقدر کارم درسته!‬

20:12.274 --> 20:14.483
‏‫خدا هم که همیشه خوبه.‬

20:14.484 --> 20:15.860
‏‫همیشه!‬

20:15.861 --> 20:17.154
‏‫آمین!‬

20:17.988 --> 20:20.656
‏‫شما تو این کلاس به پسرم چی یاد دادین‬

20:20.657 --> 20:23.951
‏‫که فکر کرده باید سرش رو از ته بتراشه؟‬

20:23.952 --> 20:27.705
‏‫فقط می‌خواستم مثل مایک باشم.‬

20:27.706 --> 20:30.249
‏‫دارین به بچه‌ها تبلیغات‬
‏‫شیکاگو بولز یاد می‌دین؟‬

20:30.250 --> 20:34.378
‏‫دارم یادشون می‌دم به هم احترام بذارن‬
‏‫و خودشون رو همون‌طور که هستن دوست داشته باشن.‬

20:34.379 --> 20:37.757
‏‫- راستی عزیزم، خیلی خوش‌تیپ شدی.‬
‏‫- ممنون.‬

20:37.758 --> 20:38.966
‏‫بله.‬

20:38.967 --> 20:42.595
‏‫شاید بهتر باشه ماشین اصلاح رو‬
‏‫جایی بذارین که دست بچه نرسه!‬

20:42.596 --> 20:46.640
‏‫اینم یه توصیهٔ مادرانه‬
‏‫از طرف خودم، باربارا هاوارد!‬

20:46.641 --> 20:48.268
‏‫روز خوش، خداحافظ.‬

20:50.479 --> 20:52.605
‏‫پس سانی می‌خواد سیدول رو بکشه،‬

20:52.606 --> 20:54.356
‏‫چون سیدول دستور قتل سانی رو داده بود.‬

20:54.357 --> 20:55.775
‏‫و پسرخواندهٔ سانی، مایکل،‬

20:55.776 --> 20:58.027
‏‫تو انفجار واسه سانی‬
‏‫نزدیک بود بمیره.‬

20:58.028 --> 21:00.780
‏‫و سانی نزدیک بود اون پسر‬
‏‫دیگه‌ش، دانته، رو بکشه‬

21:00.781 --> 21:02.948
‏‫چون پلیس مخفی بود،‬
‏‫ولی بعد فهمید باهاش نسبت داره.‬

21:02.949 --> 21:04.158
‏‫آره، همه رو پشت سر گذاشتن.‬

21:04.159 --> 21:07.119
‏‫ولی وقتی نوهٔ سانی، جیو،‬
‏‫به عمارت کوارترمین برمی‌گرده...‬

21:07.120 --> 21:09.246
‏‫وایسا، وایسا!‬
‏‫جیو بچهٔ کیه؟‬

21:09.247 --> 21:10.664
‏‫سؤال خیلی جالبیه.‬

21:10.665 --> 21:12.082
‏‫- خب...‬
‏‫- نگاه کنین چی پیدا کردم!‬

21:12.083 --> 21:14.960
‏‫یکی توی جیب شلواری قایمش کرده بود‬
‏‫که دوشنبه پوشیده بودم.‬

21:14.961 --> 21:17.671
‏‫آقای جانسون، ممنون.‬
‏‫کنترل رو پیدا کردی.‬

21:17.672 --> 21:20.174
‏‫- بالاخره می‌تونیم صداش رو زیاد کنیم.‬
‏‫- آره.‬

21:22.093 --> 21:23.385
‏‫هوم!‬

21:23.386 --> 21:24.387
‏‫اوه!‬

21:24.421 --> 21:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
