WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.079
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

00:01.084 --> 00:02.854
‫درود و صد دروووود...

00:02.878 --> 00:04.314
‫امروز حوصله‌ش نیست، جیکوب.

00:04.338 --> 00:05.815
‫همین الانش هم اعصابم خط خطیه.

00:05.839 --> 00:07.734
‫می‌خواستم از توری کج و کوله‌ی
‫یک زنی عکس بگیرم،

00:07.758 --> 00:09.402
‫گوشی از دستم افتاد شکست.

00:09.426 --> 00:11.362
‫ازش خواستم پولش رو بده،
‫گفت الان زنگ می‌زنه پلیس.

00:11.386 --> 00:13.198
‫فقط یه دردسر دیگه پیش بیاد،

00:13.222 --> 00:14.616
‫کل امروز واسم خراب میشه.

00:14.640 --> 00:16.784
‫اوه، منم یه جورایی تجربه کردمش.

00:16.808 --> 00:19.120
‫خب، بذار با یک شیرینی خوشمزه
‫روزت رو بهتر کنم.

00:19.144 --> 00:20.455
‫کلوچه هویجی درست کردم.

00:20.479 --> 00:22.707
‫- منظورت کیک هویجی بود؟
‫- نخیر.

00:22.731 --> 00:25.192
‫کلوچه هویجی... درست شده
‫با هویج و آبمیوه هویج.

00:26.485 --> 00:28.046
‫امم، نه، فقط با نگاه کردن بهشون...

00:28.070 --> 00:29.088
‫حالم بد میشه.

00:29.112 --> 00:30.757
‫- جنین؟ دوست داری بخوری؟
‫- باشه.

00:30.781 --> 00:32.508
‫با باقیمونده تفاله‌های جو دوسر درست کردم.

00:32.532 --> 00:34.093
‫به نظر زنده میان.

00:34.117 --> 00:35.595
‫خب، بله. پروبیوتیک هستن.

00:35.619 --> 00:36.804
‫اه، می‌دونی چیه؟

00:36.828 --> 00:38.598
‫به نظرم بهتره با شکم خالی نخورم، پس...

00:40.999 --> 00:42.268
‫نمی‌دونستم امروز تمرین آتش نشانی داریم.

00:42.292 --> 00:43.353
‫توی برنامه بود؟

00:43.377 --> 00:45.355
‫- اگه بود، من یادم می‌موند و نه.
‫- اوه.

00:45.379 --> 00:48.566
‫تو یک خط برین،
‫اشتعال پذیرترین بچه‌ها جلو باشن...

00:48.590 --> 00:50.401
‫و یادتون باشه... ندووین!

00:50.425 --> 00:51.569
‫همگی برین بیرون!

00:51.593 --> 00:52.904
‫یک آتش سوزی واقعی
‫تو اتاق استراحت معلم‌هاست!

00:52.928 --> 00:55.198
‫آتش سوزی واقعیه!
‫تمرین نیست! هوووتی-هوو!

00:55.222 --> 00:56.908
‫- صبر کن، آوا، کجا داری میری؟
‫- جون خودم رو نجات میدم.

00:56.932 --> 00:59.118
‫آتش نشان‌ها الان می‌رسن.
‫من رفتم!

00:59.142 --> 01:01.037
‫- خیلی‌خب، آتش سوزی واقعی.
‫- امم، خیلی‌خب...

01:01.061 --> 01:03.081
‫- خیلی‌خب، دو، سه، چهار، پنج.
‫- شما از اون طرف برین.

01:04.481 --> 01:06.000
‫- خیلی‌خب، همگی بیاین بیرون.
‫- یالا بچه‌ها.

01:06.024 --> 01:07.418
‫- همینجا وایستین.
‫- در رو بگیر.

01:07.442 --> 01:09.879
‫- تو خیابون نرین.
‫- برو، برو، برو، برو.

01:09.903 --> 01:11.214
‫قرار نیست برگرده، مگه نه؟

01:11.238 --> 01:12.757
‫- نه. خیلی‌خب، بچه‌ها.
‫- باشه.

01:26.253 --> 01:28.147
‫جیکوب، می‌دونی که دوستت دارم،
‫جدی میگم.

01:28.171 --> 01:29.274
‫ولی کار کلوچه‌هات بوده؟

01:29.298 --> 01:31.234
‫نه، اینا بدون پخت درست شدن.

01:31.258 --> 01:33.528
‫واسه محیط زیست و معده‌تون بهتره.

01:33.552 --> 01:35.488
‫- چه مرگته؟
‫- ااه. حالم به‌هم خورد.

01:35.512 --> 01:37.615
‫خیلی‌خب، می‌تونم بگم که
‫کار من نبوده.

01:37.639 --> 01:39.576
‫چون به عنوان کسی که می‌خواسته
‫آتش نشان بشه،

01:39.600 --> 01:40.827
‫از آتش متنفرم.

01:40.851 --> 01:41.869
‫حالم رو بد می‌کنه.

01:41.893 --> 01:43.204
‫دلم می‌خواد باهاش بجنگم.

01:43.228 --> 01:45.248
‫دود و آتش... هوای تازه واسه شیطانه.

01:45.272 --> 01:47.166
‫احتمالا به‌خاطر سیم‌کشی نامناسب بوده.

01:47.190 --> 01:48.418
‫- آره.
‫- صبح همگی بخیر.

01:48.442 --> 01:49.961
‫من کاپیتان رابینسونم.

01:49.985 --> 01:51.754
‫ارتباطی با اسموکی ندارم،
‫بی‌زحمت جوک نگین.

01:51.778 --> 01:52.755
‫همه‌شون رو شنیدم.

01:52.779 --> 01:54.090
‫همم.

01:54.114 --> 01:55.049
‫باید با مدیرتون حرف بزنم.

01:56.575 --> 01:58.052
‫اوه، ببین... چه جالب...

01:58.076 --> 01:59.679
‫راستش همین الان یه ویدئو ارسال کرده.

01:59.703 --> 02:01.723
‫احتمالا داره برمی‌گرده مدرسه.

02:01.747 --> 02:03.224
‫همه پیش آمادگان می‌دونن وقت چیه.

02:03.248 --> 02:04.642
‫وقتشه بریم سراغش.

02:04.666 --> 02:06.728
‫«توی کیف همراهم چیه:
‫نسخه ایمنی آتش سوزی».

02:06.752 --> 02:08.813
‫اول از همه... کبریت.

02:08.837 --> 02:11.524
‫چون من اهل اینم که
‫با آتش در برابر آتش می‌جنگم.

02:11.548 --> 02:13.610
‫- خیلی‌خب.
‫- مدیرمون درگیر کار دیگه‌ای هستن.

02:13.634 --> 02:14.611
‫ولی من خوشحال میشم
‫جاشون رو پر کنم.

02:14.635 --> 02:15.737
‫چه کمکی از دستم ساخته است؟

02:15.761 --> 02:17.363
‫من یک سری واحدهای فاجعه...

02:17.387 --> 02:19.324
‫در آموزش مدیریت گذروندم.

02:19.348 --> 02:21.492
‫من برای جزر و مد،
‫کرش کردن فیسبوک آماده‌ام...

02:21.516 --> 02:23.911
‫دومی واسه معلم‌های میانساله...
‫و همینطور شیوع شپش...

02:23.935 --> 02:25.622
‫واسه معلم‌های سفیدپوست.

02:25.646 --> 02:27.915
‫به نظر میاد
‫آتش به وسیله یک شمع...

02:27.939 --> 02:29.417
‫و این شال درست شده.

02:29.441 --> 02:31.169
‫مورد کلاسیک رویارویی
‫شعله با پارچه.

02:31.193 --> 02:33.546
‫صبر کنین، اون شال باربارا...

02:33.570 --> 02:35.548
‫و شمع بارباراست.

02:35.572 --> 02:37.383
‫اوه، خداجون،
‫یک نفر می‌خواد با پشم کشمیری...

02:37.407 --> 02:39.093
‫و عیسی مسیح،
‫از باربارا اخاذی کنه.

02:39.117 --> 02:41.346
‫- منظورت اینه که پاپوش بدوزه.
‫- با هم مترادفن.

02:41.370 --> 02:43.514
‫من قبلش از اتاق رفتم بیرون
‫که زنگ بزنم.

02:43.538 --> 02:46.142
‫شاید وزش هوا از دریچه...

02:46.166 --> 02:48.853
‫شالم رو سمت شمع بُرده.

02:48.877 --> 02:51.314
‫مسئولیت این اتفاق رو بر عهده می‌گیرم.

02:51.338 --> 02:52.857
‫خب، باید امیدوار بود
‫که دوباره اتفاق نیفته.

02:52.881 --> 02:54.150
‫خوشبختانه هیچکس صدمه ندید.

02:54.174 --> 02:55.485
‫ولی بازم باید طبق...

02:55.509 --> 02:57.695
‫پروتکل استاندارد پس از آتش سوزی
‫پیش بریم.

02:57.719 --> 02:59.530
‫البته، خوشحال میشم کمک کنم.

02:59.554 --> 03:01.115
‫هنوزم باورم نمیشه...

03:01.139 --> 03:04.077
‫که یک ماشین نردبان بلند آوردن.

03:04.101 --> 03:06.019
‫آره... یکی از اون گنده‌هاست.

03:07.521 --> 03:09.707
‫متاسفم که اسباب زحمت شدم.

03:09.731 --> 03:11.584
‫ولی اگه کمکی از دستم ساخته بود،

03:11.608 --> 03:13.836
‫لطفا بهم خبر بدین.

03:13.860 --> 03:16.714
‫من سه الماس ارزشمند
‫با یک فراری تو آتش سوزی از دست دادم.

03:16.738 --> 03:18.132
‫مطمئن نیستم الان زمان درستیه یا نه،

03:18.156 --> 03:19.491
‫ولی به نظرم بهتره درباره بیمه حرف بزنیم.

03:22.536 --> 03:25.556
‫ما همه‌مون مثل پادشاه و ملکه رفتار کردیم.

03:25.580 --> 03:28.601
‫- وظایف رهبر صف بودنم رو جدی گرفتم.
‫- باریکلا، باریکلا.

03:28.625 --> 03:29.727
‫خیلی‌خب، حالا همگی
‫کیف‌هاتون رو بذارین.

03:29.751 --> 03:31.312
‫زیپ کاپشن‌هاتون رو ببندین.

03:31.336 --> 03:32.730
‫قراره به یک گشت و گذار یهویی بریم.

03:32.754 --> 03:34.107
‫گشت و گذار چیه؟

03:34.131 --> 03:35.358
‫چیزیه که شما اون...

03:35.382 --> 03:36.901
‫چشم‌های ناز توله سگی رو بیرون میارین،

03:36.925 --> 03:39.278
‫تا آتش نشان‌ها اجازه بدن
‫که با ماشین‌شون بازی کنیم.

03:39.302 --> 03:41.346
‫- عالی شد!
‫- بزن بریم!

03:43.432 --> 03:45.660
‫آتش نشانی یک دونه تی‌دی‌ای فرستاده.

03:45.684 --> 03:48.746
‫صنعت ماشین‌سازی بهش میگن
‫«ماشین نردبان بلند».

03:48.770 --> 03:50.790
‫واسه من میشه بهترین مدل.

03:50.814 --> 03:52.625
‫از هموناست که عموم می‌روند.

03:52.649 --> 03:56.379
‫شمنتی‌ها در آتش نشانی
‫سابقه‌ی طولانی‌ای دارن...

03:56.403 --> 03:57.487
‫و همینطور مبارزه با دعوا.

03:58.363 --> 03:59.924
‫واو.

03:59.948 --> 04:06.139
‫این... توده... گنده... فلز رو نگاه کنین.

04:06.163 --> 04:07.932
‫دیدین، واسه همین
‫عاشق ماشین‌های آتش نشانی‌ام.

04:07.956 --> 04:10.768
‫من پیر میشم...
‫ولی اونا مثل قبل می‌مونن.

04:10.792 --> 04:12.603
‫هیچی نمی‌تونه ماشین آتش نشانی
‫قرمزرنگ رو شکست بده.

04:12.627 --> 04:14.147
‫- بیاین تو بچه‌ها.
‫- سلام.

04:14.171 --> 04:15.481
‫- عذر می‌خوام.
‫- بله؟

04:15.505 --> 04:17.650
‫جنت التون، مشاور آسیب‌های روحی‌ام
‫که از طرف حوزه آموزشی اومدم.

04:17.674 --> 04:20.111
‫دنبال کفیل گرگوری ادی می‌گردم.

04:20.135 --> 04:21.028
‫- اوه.
‫- مدیر موقت.

04:21.052 --> 04:22.113
‫غیر رسمی ولی کارآمدی.

04:22.137 --> 04:23.865
‫ممنون که اومدین.

04:23.889 --> 04:25.783
‫واو، به حوزه زنگ زدی...

04:25.807 --> 04:27.535
‫و اونا هم سریع یه نفر فرستادن؟

04:27.559 --> 04:29.162
‫خب، مردم واقعا به رهبری من احترام...

04:29.186 --> 04:30.788
‫وقتی زنگ زدین،
‫خودم داشتم میومدم.

04:30.812 --> 04:32.206
‫کجا می‌تونم مستقر بشم؟

04:32.230 --> 04:33.916
‫باید از بالاترین
‫تا پایین‌ترین رده کار کنم...

04:33.940 --> 04:36.294
‫و قبل از جلسه ایمنی آتش سوزی،
‫به همه کلاس‌ها سر بزنم.

04:36.318 --> 04:38.546
‫اوه، چه خوش شانس.

04:38.570 --> 04:40.339
‫از کلاس سومی‌ها بپرس
‫دلشون واسم تنگ شده یا نه.

04:41.406 --> 04:42.324
‫از این طرف.

04:44.534 --> 04:46.429
‫من خانم تیگس‌ام.

04:46.453 --> 04:48.514
‫طبیعیه که شوکه بشید.

04:48.538 --> 04:49.974
‫اگه کسی از شما خواست...

04:49.998 --> 04:52.310
‫درباره اتفاق‌های امروز حرف بزنه،
‫من تا آخر روز همینجام.

04:52.334 --> 04:54.520
‫هم دانش آموزان
‫و هم معلمین.

04:54.544 --> 04:57.106
‫- امم.
‫- در استعاره‌ای من به روتون بازه.

04:57.130 --> 04:59.609
‫ممنون، خانم جنت.

04:59.633 --> 05:01.944
‫همونطور که من همیشه میگم،
‫«وقتی شک دارین، درباره‌ش حرف بزنین».

05:01.968 --> 05:04.113
‫مگه نه، بچه‌ها؟

05:04.137 --> 05:05.948
‫میشه بابت سر زدن شما...

05:05.972 --> 05:08.034
‫به مدرسه ابت،
‫کلوچه هویجی بهتون تعارف کنم؟

05:08.058 --> 05:09.410
‫الان دیگه ظهر شده...

05:09.434 --> 05:10.953
‫ولی ظرف هنوز پُر پُره.

05:10.977 --> 05:12.020
‫نه ممنون.

05:13.939 --> 05:15.249
‫کاملا حواسم بهشون هست...

05:15.273 --> 05:17.376
‫و اگه هر کدوم از دانش آموزها
‫کوچک‌ترین ابراز نگرانی کردن،

05:17.400 --> 05:19.253
‫حتما به شما اطلاع میدم.

05:19.277 --> 05:22.173
‫حال خودتون چطوره، خانم هاوارد؟

05:22.197 --> 05:23.674
‫من؟

05:23.698 --> 05:25.635
‫اوه، حالم خوبه.

05:25.659 --> 05:28.012
‫شمع روشن کردم،
‫بعد به گوشیم زنگ زدن...

05:28.036 --> 05:30.973
‫و از اونجا که آدم خوش اخلاقی هستم،
‫تلفن رو جواب دادم.

05:30.997 --> 05:32.600
‫و...

05:32.624 --> 05:34.727
‫می‌دونی، این قضیه فقط
‫هیاهوی الکی سر هیچ و پوچه.

05:34.751 --> 05:35.794
‫حالم خوبه.

05:39.047 --> 05:40.441
‫داری می‌نویسی که خوبم؟

05:40.465 --> 05:41.984
‫فقط یادداشت‌برداری می‌کنم.

05:42.008 --> 05:44.403
‫خب، واسه «حالم خوبه»
‫خیلی یادداشت کردی.

05:44.427 --> 05:47.240
‫امم، «حالش خوبه»...
‫فقط دو تا کلمه است...

05:47.264 --> 05:49.325
‫و تازه یکیشون ادغامه.

05:49.349 --> 05:51.744
‫می‌دونی، وقتی دریچه‌های هوا باز میشن،

05:51.768 --> 05:53.663
‫مثل یه طوفان می‌مونن.

05:53.687 --> 05:55.206
‫پس اگه تقصیر کسی باشه،

05:55.230 --> 05:56.833
‫باید به‌خاطر باد باشه.

05:56.857 --> 05:58.292
‫باشه، من دیگه میرم...

05:58.316 --> 06:00.628
‫فقط می‌خوام همه جزئیات رو بهتون بگم.

06:00.652 --> 06:03.464
‫چون می‌دونم که ماموریت حقیقت‌یابی داری.

06:03.488 --> 06:06.175
‫من فقط یه مشاورم،
‫بازرس نیستم.

06:06.199 --> 06:09.345
‫بله، ولی به نظر میاد که
‫بازرس احساسات هستی.

06:09.369 --> 06:13.224
‫و می‌خوام بدونی که
‫حالم خیلی خوبه.

06:13.248 --> 06:14.207
‫حقیقته.

06:18.128 --> 06:20.815
‫راستش رو بگم، من اخیرا
‫یه مشکلاتی با خواهرم داشتم.

06:20.839 --> 06:22.733
‫بعضی وقت‌ها درباره مامان‌مون بحث می‌کنیم.

06:22.757 --> 06:23.943
‫تو دنور زندگی می‌کنه.

06:23.967 --> 06:25.736
‫مامانم رو نمیگم، خواهرم رو میگم.

06:25.760 --> 06:28.489
‫امم، خب بگذریم،
‫چند وقتی هست با ماوریس قرار می‌ذارم...

06:28.513 --> 06:31.325
‫نه، منظورم این بود که
‫در رابطه با آتش سوزی، حالت چطوره؟

06:31.349 --> 06:32.660
‫درسته، داشتم بهش می‌رسیدم.

06:32.684 --> 06:35.037
‫با هم رفتیم یک رستورانی
‫و حدس بزن چی شد.

06:35.061 --> 06:37.248
‫- آتش سوزی شد؟
‫- یه گروه ماریاچی اومد.

06:37.272 --> 06:39.500
‫منم گفتم که می‌خوام برم.

06:39.524 --> 06:40.877
‫یه کار کردم فکر کنه
‫از ماریاچی خوشم نمیاد.

06:40.901 --> 06:42.169
‫ولی مسئله اینجاست که خوشم میاد.

06:42.193 --> 06:42.962
‫آخه یه رستوران کوچیک بود...

06:42.986 --> 06:44.297
‫و صداشون خیلی بلند بود.

06:44.321 --> 06:45.673
‫اتفاق ناگهانی.

06:45.697 --> 06:47.258
‫حس می‌کنم آتش سوزی عمدی بوده.

06:47.282 --> 06:50.052
‫از نامزدهای سابقم بپرس.
‫همیشه آتش سوزی عمدیه.

06:50.076 --> 06:51.411
‫همه‌ش تقصیر «در انتظار بازدم» ـه.

06:53.455 --> 06:55.016
‫کی دلش می‌خواد
‫بوق ماشین رو بزنه؟

06:55.040 --> 06:57.143
‫اوه، بی‌خیال،
‫صدای بوقش رو قبلا شنیدن.

06:57.167 --> 06:58.853
‫این شهر پُر از خشونت‌های جاده‌ایه.

06:58.877 --> 07:00.730
‫می‌خوام ابزار نجات هیدرولیکی
‫رو نشون‌شون بدم.

07:00.754 --> 07:02.565
‫خیلی‌خب، نگاه کنین، بچه‌ها.

07:02.589 --> 07:06.068
‫واسه نابود کردن ماشین،
‫از این باید استفاده کنین...

07:06.092 --> 07:08.154
‫یعنی اگه بخواین کسی رو
‫از ماشین بیرون بیارین.

07:08.178 --> 07:10.323
‫هوا سرده.
‫میشه بریم داخل؟

07:10.347 --> 07:12.116
‫آره، ولی فقط هفت نفر
‫تو ماشین جا میشن.

07:12.140 --> 07:13.451
‫کی دلش می‌خواد اول بشینه؟

07:13.475 --> 07:16.329
‫پسر، من فقط دلم می‌خواست
‫بوق ماشین رو بزنم.

07:19.356 --> 07:21.292
‫ممکنه هرم و مخروط رو
‫با هم قاتی کنین،

07:21.316 --> 07:22.543
‫پس حواستون جمع باشه
‫دقت کنین.

07:22.567 --> 07:24.712
‫روی اشکال کار کنین، بچه‌ها.

07:24.736 --> 07:27.089
‫آقای ادی باید با یکی حرف بزنه.

07:27.113 --> 07:28.198
‫لطفا صبر کنین.

07:35.622 --> 07:37.350
‫مدیر موقت گرگوری ادی در خدمت شمام.

07:37.374 --> 07:38.976
‫بعدا در اون مورد حرف می‌زنیم.

07:39.000 --> 07:40.102
‫اول می‌خواستم یه آپدیت بدم.

07:40.126 --> 07:42.063
‫تا الان هیچ نگرانی‌ای
‫در مورد دانش آموزها وجود نداره.

07:42.087 --> 07:44.231
‫با معاینه استاندارد من،
‫تموم کارمندان هم مشکلی نداشتن.

07:44.255 --> 07:46.651
‫همیشه آرزوی پروتکل رو داشتم.
‫امروز بهترین روز زندگی منه.

07:46.675 --> 07:48.569
‫به جز یه نفر که
‫با قضیه خوب کنار نیومده...

07:48.593 --> 07:50.154
‫اصلا.

07:50.178 --> 07:51.614
‫اوه، خب، ببین،
‫جنین ذاتش همینطوریه.

07:51.638 --> 07:52.948
‫من درباره جنین حرف نمی‌زنم.

07:52.972 --> 07:54.867
‫جیکوب؟ خانم سرآشپز؟

07:54.891 --> 07:56.118
‫- اسمش شنی ـه.
‫- به نظر درست نمیاد.

07:56.142 --> 07:57.244
‫اون نیست.

07:57.268 --> 07:58.913
‫پس کی می‌تونه باشه؟
‫آقای جانسون؟

07:58.937 --> 08:01.248
‫ایشون متعادل‌ترین و خوش کردارترین
‫مردیه که تا حالا دیدم.

08:01.272 --> 08:03.834
‫درباره باربارا هاوارد حرف می‌زنم.

08:03.858 --> 08:05.127
‫مطمئنی که منظورت جنین نیست؟

08:05.151 --> 08:07.421
‫مطمئنم.

08:07.445 --> 08:08.673
‫ببین، تا حالا با افراد زیادی...

08:08.697 --> 08:10.216
‫بعد از فجایع و شرایط سخت حرف زدم...

08:10.240 --> 08:11.759
‫حمله قلبی، سیل،

08:11.783 --> 08:13.636
‫افتادن کلاه گیس در مجلس.

08:13.660 --> 08:15.971
‫هیچی بیشتر از آتش سوزی،
‫آدم رو شوکه نمی‌کنه.

08:15.995 --> 08:17.789
‫معمولا یه چیزی در باطن اتفاق میفته.

08:18.873 --> 08:20.434
‫حس می‌کنم اشتباه متوجه شدی.

08:20.458 --> 08:22.103
‫باربارا آروم‌ترین...

08:22.127 --> 08:23.771
‫و خونسردترین آدم این مدرسه است.

08:23.795 --> 08:24.772
‫اشتباهاتی کرده
‫ولی ازشون رد شده...

08:24.796 --> 08:27.441
‫اوه! خانم جنت.

08:27.465 --> 08:29.443
‫پس اینجایی.

08:29.467 --> 08:32.613
‫فقط می‌خواستم تکرار کنم
‫که حالم خوبه.

08:32.637 --> 08:33.656
‫فقط همین؟

08:33.680 --> 08:35.741
‫به علاوه می‌خواستم
‫اضافه کنم وقتی که...

08:35.765 --> 08:38.202
‫اوضاع وفق مراد آدم نیست
‫و مایه شر درست میشه،

08:38.226 --> 08:40.246
‫هیچوقت آهنگ «از میان آتش»
‫چاکا خان رو گوش نمی‌کنم.

08:40.270 --> 08:42.647
‫من آهنگ «هر زنی هستم» رو دوست دارم،
‫دنبال آتش افروزی نیستم.

08:44.315 --> 08:45.501
‫هیچکس همچین فکری نمی‌کنه، باربارا.

08:45.525 --> 08:46.961
‫می‌دونم، فقط می‌خواستم
‫مطمئن بشم...

08:46.985 --> 08:48.087
‫که علنا گفته باشم.

08:48.111 --> 08:49.714
‫می‌دونی، توی اون...

08:49.738 --> 08:51.632
‫دفترچه حقیقت‌یابی کوچولوش ثبت بشه.

08:51.656 --> 08:52.615
‫حقیقت رو میگم.

08:55.535 --> 08:56.804
‫نگران کننده است.

08:56.828 --> 08:58.705
‫ولی بازم فکر می‌کنم بهتره
‫یه نگاهی به جنین بندازی.

09:04.085 --> 09:05.312
‫همه‌چی مرتبه، باربارا؟

09:05.336 --> 09:07.797
‫مگه قبلا این موضوع رو
‫کاملا شفاف‌سازی نکردم؟

09:11.426 --> 09:13.029
‫خب، فقط می‌خواستم بدونی که...

09:13.053 --> 09:14.238
‫اگر احساسی بهت دست داده،

09:14.262 --> 09:16.032
‫می‌تونی به چشم یک دوست،
‫پیش من بیای،

09:16.056 --> 09:18.909
‫یا اگه ترجیح میدی که
‫رسمی‌تر باشه،

09:18.933 --> 09:20.244
‫به عنوان مدیر موقت.

09:20.268 --> 09:22.621
‫تو مدیر نیستی، گرگوری.

09:22.645 --> 09:24.582
‫فقط یه بچه‌ای.

09:24.606 --> 09:26.375
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫که حالت خوبه.

09:26.399 --> 09:28.294
‫از این بهتر نمیشم.

09:28.318 --> 09:30.212
‫حتی میشه گفت عالی‌ام.

09:30.236 --> 09:32.214
‫به علاوه به همه کارمندها سر می‌زنم
‫تا درباره‌ی...

09:32.238 --> 09:33.966
‫جلسه ایمنی آتش سوزی
‫موقع ناهار یادآوری کنم.

09:33.990 --> 09:35.509
‫مرسی، ولی نه ممنون.

09:35.533 --> 09:37.595
‫حضور در جلسه اجباریه.

09:37.619 --> 09:41.557
‫گرگوری، من از نظر روحی
‫اینجا صاحب مقام هستم.

09:41.581 --> 09:45.394
‫برای من دستورات،
‫چیزی جز پیشنهادات پرشور نیستن.

09:45.418 --> 09:47.480
‫آوا اجازه می‌داد که شرکت نکنم.

09:47.504 --> 09:50.340
‫خوشبختانه جسارت نباشه،
‫من آوا نیستم.

09:52.717 --> 09:54.278
‫فکر نمی‌کنی اگه قرار باشه...

09:54.302 --> 09:56.989
‫جلسه ایمنی آتش سوزی داشته باشیم،
‫بهتره تو شرکت کنی؟

09:57.013 --> 09:57.990
‫از اونجا که...

09:58.014 --> 10:01.118
‫ببین، قضیه رو بزرگش نکن.

10:01.142 --> 10:05.748
‫شالم به خاطر یک شمع
‫شیشه رنگی عیسی مسیح آتش گرفت.

10:05.772 --> 10:07.249
‫هیچکس صدمه ندید.

10:07.273 --> 10:10.669
‫پس نظرت چیه که
‫این مصیبت گذشته رو فراموش کنیم...

10:10.693 --> 10:12.588
‫و رو به جلو حرکت کنیم؟

10:12.612 --> 10:14.090
‫- موافقم.
‫- اوه!

10:14.114 --> 10:15.883
‫- بیا رو به جلو حرکت کنیم.
‫- رو به جلو.

10:15.907 --> 10:17.075
‫بعد از جلسه.

10:18.743 --> 10:20.036
‫که حضورش اجباریه.

10:20.995 --> 10:22.580
‫دلم واسه آوا تنگ شده.

10:22.680 --> 10:25.680
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

10:28.920 --> 10:32.191
‫حوصله‌تون سر رفته
‫یا اینکه فقط در فکر فرو رفتین؟

10:32.215 --> 10:35.736
‫یا خدا، این باید تبر توربو ۷ کیلویی باشه.

10:35.760 --> 10:37.488
‫مدل 2018 هم هست.

10:37.512 --> 10:39.782
‫بعد از 2019 دیگه خیلی پر زرق و برق شدن.

10:39.806 --> 10:41.450
‫به تبرم دست نزن.

10:41.474 --> 10:44.370
‫ملیسا، فکر کنم بچه‌هات
‫یه خرده همچین بی‌علاقه‌ان.

10:44.394 --> 10:46.247
‫نه بابا، هنوز دنیای شگفت‌انگیز...

10:46.271 --> 10:47.706
‫اتاقک سکان رو بهشون معرفی نکردم.

10:47.730 --> 10:51.627
‫شرط می‌بندم این ماشین جیگر
‫نشانگرهای چرخی خفنی داره.

10:53.236 --> 10:55.798
‫واو، انگار... به ماشین‌های آتش نشانی
‫خیلی علاقه داره.

10:55.822 --> 10:58.425
‫آره، بهشون میگیم عشق ماشین.

10:58.449 --> 11:00.219
‫دوست دارم واسه یه بار هم که شده
‫یکی من رو...

11:00.243 --> 11:02.162
‫به‌خاطر خودم دوست داشته باشه،
‫نه ماشین، می‌دونی؟

11:04.205 --> 11:06.600
‫آره، یعنی اونقدر مرتبط نبود،

11:06.624 --> 11:08.769
‫ولی بازم همدردی می‌کنم.

11:08.793 --> 11:10.980
‫هی، بابت همه زحمت‌هایی که می‌کشی،
‫تشکر می‌کنم.

11:11.004 --> 11:12.565
‫به عنوان یکی از همکاران خودت...

11:12.589 --> 11:15.526
‫و یکی از قهرمانان متواضع...

11:15.550 --> 11:16.467
‫درکت می‌کنم.

11:18.219 --> 11:19.822
‫احتمالش هست بتونی
‫همکارت رو...

11:19.846 --> 11:20.638
‫از ماشین‌مون دور کنی؟

11:26.102 --> 11:28.747
‫هی، امم... من نگران حال باربارام.

11:28.771 --> 11:29.874
‫اوه، نه، چرا؟
‫چی شده؟

11:29.898 --> 11:31.000
‫چه اتفاقی افتاده؟ کجاست؟

11:31.024 --> 11:32.459
‫- خودش میگه حالش خوبه.
‫- باشه.

11:32.483 --> 11:34.295
‫ولی انگار مشاور فکر می‌کنه...

11:34.319 --> 11:36.213
‫که به خوبی پروسه
‫اتفاق پیش اومده رو نمی‌گذرونه.

11:36.237 --> 11:38.090
‫فکر می‌کنه شاید
‫یه چیز دیگه‌ای در جریان باشه.

11:38.114 --> 11:40.217
‫خب، اون مشاور اصلا نمی‌دونه
‫داره چی میگه.

11:40.241 --> 11:42.970
‫بهم گفت فکر می‌کنه شاید
‫روان درمانی واسه من مفید باشه.

11:45.747 --> 11:47.725
‫درست. ولی شاید نظرش
‫درباره باربارا درست باشه.

11:47.749 --> 11:49.018
‫پس حواست بهش باشه.

11:49.042 --> 11:51.020
‫باشه ولی می‌دونی،
‫باربارا مثل کوه، استواره.

11:51.044 --> 11:52.438
‫حکم کوه من رو داره.

11:52.462 --> 11:53.689
‫می‌دونی، اگه میگه حالش خوبه،

11:53.713 --> 11:56.275
‫- پس حتما حالش خوبه.
‫- باشه.

11:56.299 --> 11:57.610
‫خیلی‌خب، دوستان.
‫وقتشه شروع کنیم.

11:59.427 --> 12:01.739
‫♪ به فکر ایمنی باشید،
‫در کل روز ایمن بمانید ♪

12:01.763 --> 12:05.409
‫اصلا با عقل جور در نمیاد.
‫چرا آخه آتش باید عینک دودی بزنه؟

12:05.433 --> 12:07.077
‫کسی می‌تونه بهم بگه...

12:07.101 --> 12:09.163
‫سه علت اصلی آتش سوزی
‫در مدارس چی هست؟

12:09.187 --> 12:11.874
‫- سی‌آی‌ای.
‫- نه.

12:11.898 --> 12:13.024
‫نمی‌تونی راستش رو بگی، ها؟

12:14.859 --> 12:18.172
‫پخت و پز، اقدام عمدی
‫و سیستم گرمایش.

12:18.196 --> 12:19.715
‫لطفا سوال‌ها رو آخر جلسه مطرح کنین.

12:19.739 --> 12:21.217
‫سوال نیست،
‫بیشتر نظر خودم رو می‌خوام بگم.

12:21.241 --> 12:23.552
‫توی خوابم هم می‌تونم
‫این جلسه رو اداره کنم.

12:23.576 --> 12:25.638
‫خب، همچین کاری لازم نیست،
‫ولی مرسی که پیشنهاد دادی.

12:25.662 --> 12:27.181
‫به موضوع پیشگیری از آتش سوزی برگردیم.

12:27.205 --> 12:30.267
‫آتش نشان مردسالار همیشگی،
‫زن‌ها رو ساکت می‌کنه.

12:30.291 --> 12:31.685
‫اونجا که یه زن هست.

12:31.709 --> 12:32.853
‫آره، خب، چیز جدیدیه.

12:32.877 --> 12:34.813
‫قبلاها زن آتش نشان...

12:34.837 --> 12:37.233
‫اصل مطلب کثیف‌ترین جوکی بود
‫که تعریف می‌کردن.

12:37.257 --> 12:38.609
‫بهم اعتماد کن.

12:38.633 --> 12:40.069
‫با همون جوک، آرزوهام رو به باد دادن.

12:40.093 --> 12:42.363
‫مزخرفات «دخترها نمی‌تون آتش نشان بشن».

12:42.387 --> 12:44.031
‫آره، فکر کنم اختلاف نسل‌هاست.

12:44.055 --> 12:46.641
‫نمی‌تونی آتش نشان رو بدون
‫ضمیر مونث، هجی کنی.

12:48.017 --> 12:50.895
‫یعنی باید حرف «جی»
‫و «تی» رو برداری، ولی...

12:53.314 --> 12:56.335
‫حالا شعله امروز نتیجه‌ی گرمایش بود.

12:56.359 --> 12:58.671
‫یک شمع، منبع گرمایش بود.

12:58.695 --> 13:02.299
‫محرکه این اتفاق، شالی بود
‫که به طور اتفاقی بد گذاشته شده بود.

13:02.323 --> 13:04.426
‫چیزی که می‌تونه واسه هر کسی پیش بیاد.

13:04.450 --> 13:05.928
‫یه اتفاق ساده بود.

13:05.952 --> 13:07.054
‫آره، ما انگشت اتهام رو...

13:07.078 --> 13:08.430
‫به سمت صاحب اون شمع...

13:08.454 --> 13:09.682
‫یا صاحب اون شال نمی‌گیریم.

13:09.706 --> 13:11.016
‫یعنی بدون شک
‫معنیش این نیست...

13:11.040 --> 13:12.685
‫که دارن پیر و فراموشکار میشن،

13:12.709 --> 13:14.103
‫- اگه همچین حسی دارن.
‫- گرگوری.

13:14.127 --> 13:15.104
‫- چه مرگته؟
‫- چی؟

13:15.128 --> 13:16.522
‫ولی اگه همچین حسی داشتن،

13:16.546 --> 13:17.690
‫می‌تونن با یکی حرف بزنن.

13:17.714 --> 13:19.692
‫- ولی اگه همچین حسی ندارن...
‫- گرگوری، بس کن.

13:19.716 --> 13:22.528
‫ببین، فکر کنم منظور گرگوری
‫این بود که...

13:22.552 --> 13:24.238
‫می‌دونین، راه‌های زیادی
‫واسه آتش سوزی هست.

13:24.262 --> 13:25.990
‫مگه نه؟ بله.

13:26.014 --> 13:27.241
‫اتفاقا خود آتش نشان‌ها...

13:27.265 --> 13:28.951
‫آتش سوزی‌های زیادی رو شروع می‌کنن.

13:28.975 --> 13:30.452
‫- ولی خودتون از قبل می‌دونین.
‫- جانم؟

13:30.476 --> 13:31.620
‫یکی از مشهورترین آتش سوزی‌ها...

13:31.644 --> 13:32.997
‫به وسیله یک گاو شروع شده بود.

13:33.021 --> 13:34.832
‫ولی نمی‌بینم کسی از گاو بخواد...

13:34.856 --> 13:36.041
‫به جلسه ایمنی آتش سوزی بیاد.

13:36.065 --> 13:37.710
‫مگه نه، بارب؟

13:37.734 --> 13:39.003
‫ولی دوست دارم همچین چیزی رو ببینم.

13:39.027 --> 13:41.255
‫«موووووو! آتش سوزی شده!»

13:41.279 --> 13:43.132
‫خیلی‌خب دوستان،
‫راستش رو بخواید...

13:43.156 --> 13:44.883
‫اصلا قرار نبوده جلسه تعاملی باشه،
‫خیلی‌خب؟

13:44.907 --> 13:47.720
‫ختم کلام... داخل مدرسه
‫از وسایل اشتعال‌زا استفاده نکنین.

13:47.744 --> 13:50.347
‫عمدی یا غیرعمدی،
‫باعث آتش سوزی میشن.

13:50.371 --> 13:52.266
‫مخصوصا وقتی که سرسری استفاده میشه.

13:52.290 --> 13:55.811
‫عذر می‌خوام، ولی منظورتون
‫از وسایل اشتعال‌زا دقیقا چیه؟

13:55.835 --> 13:58.022
‫مطمئنا استفاده از شمع مشکلی نداره.

13:58.046 --> 13:59.815
‫شمع وسیله اشتعال‌زاست،
‫پس نخیر، مشکل دارن.

13:59.839 --> 14:01.775
‫خب، اینکه مسخره است.

14:01.799 --> 14:03.736
‫من 20 ساله که اینجا...

14:03.760 --> 14:05.696
‫بدون هیچ مشکلی،
‫شمع روشن می‌کنم.

14:05.720 --> 14:07.906
‫- البته تا امروز.
‫- دیگه هم پیش نمیاد.

14:07.930 --> 14:09.658
‫دقیقا، دیگه پیش نمیاد...

14:09.682 --> 14:12.119
‫چون دیگه اجازه ندارین
‫اینجا هیچ شمعی بیارین.

14:12.143 --> 14:13.537
‫یعنی شمع تولد هم نیاریم؟

14:13.561 --> 14:16.290
‫خب، اینکه ناعادلانه است.
‫این مدرسه پر از چیزه‌های مخاطره‌آمیزه.

14:16.314 --> 14:17.541
‫و همینطور جشن تولد.

14:17.565 --> 14:19.835
‫اصلا نمی‌دونین معلم‌های اینجا...

14:19.859 --> 14:22.546
‫با انجام چه مزخرفاتی، مکررا قسر در رفتن.

14:22.570 --> 14:26.717
‫ولی یک بار که واسه آرامش خاطر خودم
‫شمع روشن کردم،

14:26.741 --> 14:29.136
‫بدون اینکه اصلا سابقه‌ای
‫در مشکل‌تراشی داشته باشم،

14:29.160 --> 14:31.305
‫می‌خواین اون رو از من بگیرین.

14:31.329 --> 14:36.643
‫خب، این کار بی انصافی و مسخره است!

14:36.667 --> 14:38.645
‫باریکلا، آتش نشان کوچولو.

14:38.669 --> 14:40.564
‫واقعا کمک کردی که اوضاع آروم بشه.

14:41.714 --> 14:42.900
‫شما هم دیدین؟

14:42.924 --> 14:44.884
‫- بله.
‫- آره، همینجا نشستیم.

14:51.516 --> 14:53.285
‫هی، بارب.

14:53.309 --> 14:54.745
‫هی، نگران اون جلسه نباش.

14:54.769 --> 14:56.538
‫لوده بازی بود.

14:56.562 --> 14:58.957
‫هی، می‌خوای حالت سر جاش بیاد؟

14:58.981 --> 15:01.376
‫این عکس‌هایی که با ماشین
‫آتش نشانی گرفتم رو نگاه کن، ها؟

15:01.400 --> 15:03.378
‫وقتی به این خوبی افتادم،
‫دیگه نمیشه عصبانی بود.

15:03.402 --> 15:05.613
‫رنگ موهات به ماشین میاد.
‫حیرت آوره.

15:07.782 --> 15:09.843
‫می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟

15:09.867 --> 15:11.553
‫حالم خوبه.

15:11.577 --> 15:12.745
‫باشه.

15:15.289 --> 15:16.683
‫درگیر وضعیت جسمانی جرالد بودم.

15:16.707 --> 15:18.185
‫بارب...

15:18.209 --> 15:20.187
‫مشکل غده پروستات داره.

15:20.211 --> 15:21.271
‫اوه، نه.

15:21.295 --> 15:22.648
‫اوه، خداجون. حالش خوبه؟

15:22.672 --> 15:24.983
‫آره، دکتر امروز صبح زنگ زد...

15:25.007 --> 15:26.777
‫گفت که بخیر گذشته.

15:26.801 --> 15:28.237
‫اوه، خدا رو شکر.

15:28.261 --> 15:31.156
‫ولی آمار پروستات خوش‌خیمش بالا بود.

15:31.180 --> 15:32.449
‫می‌دونی، در طول این چند روز...

15:32.473 --> 15:35.410
‫که منتظر اومدن نتایج بودیم...

15:35.434 --> 15:36.954
‫خیلی دلهره‌آور بود.

15:36.978 --> 15:38.622
‫معلومه. خیلی متاسفم.

15:38.646 --> 15:40.290
‫ببخشید نمی‌دونستم.

15:40.314 --> 15:44.086
‫خب، تنها کاری که می‌تونستم بکنم
‫روشن کردن شمع و دعا کردن بود.

15:44.110 --> 15:45.712
‫چی کار می‌تونستم بکنم؟

15:45.736 --> 15:47.172
‫کل روز یه جا بشینم و نگران باشم؟

15:47.196 --> 15:48.715
‫اصلا هیچ فایده‌ای نداره.

15:48.739 --> 15:49.967
‫آره والا، زندگی همینه.

15:49.991 --> 15:51.385
‫همیشه یه بلایی سرت میاد.

15:51.409 --> 15:52.970
‫باید به کارت ادامه بدی.

15:52.994 --> 15:54.429
‫باید ادامه داد.

15:54.453 --> 15:56.306
‫یعنی اگر قرار بود...

15:56.330 --> 15:58.433
‫هر دفعه که زندگی سخت میشد،
‫وراجی کنیم،

15:58.457 --> 15:59.560
‫ما باید مثل...

15:59.584 --> 16:01.728
‫جنین می‌شدیم.

16:04.213 --> 16:05.357
‫اوه، خوشحالم حالش خوبه، عزیزم.

16:05.381 --> 16:07.109
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

16:07.133 --> 16:09.778
‫خب، بهتره برگردم سراغ اون آتش نشان‌ها.

16:09.802 --> 16:11.888
‫باید کمک‌شون کنم
‫کلیدهاشون رو پیدا کنن.

16:16.017 --> 16:17.995
‫خانم، ما دیگه واقعا باید بریم.

16:18.019 --> 16:19.478
‫باید یه جایی آتش سوزی شده باشه.

16:23.024 --> 16:24.960
‫سلام، پسر.

16:24.984 --> 16:27.171
‫تنهایی داشتم یه خرده آلتیمیت بازی می‌کردم.

16:27.195 --> 16:28.714
‫آلتیمیت فریزبی.

16:28.738 --> 16:30.632
‫بازی تک نفره کمک می‌کنه
‫که کالری زیاد بسوزونی.

16:30.656 --> 16:32.301
‫فرصت مناسبیه.

16:32.325 --> 16:34.386
‫بگذریم، فریزبی... وایستین وایستین،
‫بهم نگید...

16:34.410 --> 16:36.180
‫روی اون لبه گیر کرده.

16:36.204 --> 16:38.891
‫چرا از این کلوچه‌ها استفاده نمی‌کنی؟

16:38.915 --> 16:40.100
‫به نظر سنگین میان.
‫فریزبی رو میندازن.

16:40.124 --> 16:41.727
‫اه، نه. امم، نه!

16:41.751 --> 16:42.644
‫اوه، نه، خواهشا!
‫لطفا!

16:42.668 --> 16:44.605
‫دستور پخت 57 مرحله‌ای داشت.

16:44.629 --> 16:46.523
‫می‌دونین، راستش نمی‌خواستم
‫از شما بخوام که...

16:46.547 --> 16:47.774
‫کمک کنین بیارینش پایین.

16:47.798 --> 16:48.925
‫یه فکر دیگه داشتم.

16:50.176 --> 16:51.862
‫با خونواده شمنتی‌ها...

16:51.886 --> 16:53.095
‫اهل فیلادلفیای جنوبی، آشنایین؟

16:55.223 --> 16:58.243
‫سلام، ب به ا به ر به ب...

16:58.267 --> 16:59.494
‫و به ا به ر به ا.

16:59.518 --> 17:01.872
‫سلام، حالت چطوره؟
‫فقط اومدیم یه سری بهت بزنیم.

17:01.896 --> 17:03.248
‫محض خاطر اینکه یه وقت خواستی...

17:03.272 --> 17:05.751
‫می‌دونی، حرف بزنی،
‫ما سر و پا گوش هستیم.

17:05.775 --> 17:07.336
‫جای هیچ نگرانی نیست.

17:07.360 --> 17:10.631
‫طبق دستور حوزه آموزشی...

17:10.655 --> 17:12.591
‫و مدیر موقت مدرسه،

17:12.615 --> 17:14.426
‫دیگه شمعی روشن نمی‌کنم.

17:14.450 --> 17:16.553
‫اوه، حتما باید گفت من دستور دادم؟

17:16.577 --> 17:17.763
‫به نظر خیلی قوی میاد.

17:17.787 --> 17:19.097
‫خب، به هر حال،

17:19.121 --> 17:21.642
‫از این به بعد دیگه شمعی روشن نمی‌کنم.

17:21.666 --> 17:23.393
‫و زندگی همینه، مگه نه؟

17:23.417 --> 17:24.502
‫درسته.

17:31.008 --> 17:34.446
‫خانم هاوارد، آتش سوزی تموم شده؟

17:34.470 --> 17:38.659
‫اوه، عزیزدلم،
‫معلومه که تموم شده رفته.

17:38.683 --> 17:41.328
‫می‌خوای درباره این اتفاق
‫با خانم جنت،

17:41.352 --> 17:43.539
‫همون خانم مهربونی که اومد،
‫حرف بزنی؟

17:43.563 --> 17:44.998
‫چیزی نیست.

17:45.022 --> 17:47.376
‫می‌دونی که اشکال نداره بترسی.

17:47.400 --> 17:49.378
‫لازم نیست تظاهر کنی نمی‌ترسی.

17:49.402 --> 17:51.779
‫تظاهر کردن همه‌چی رو سخت‌تر می‌کنه.

17:53.531 --> 17:57.827
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها
‫خانم هاوارد هم می‌ترسه...

17:59.245 --> 18:00.871
‫و ناراحت میشه.

18:04.667 --> 18:06.186
‫هیچ اشکالی هم نداره.

18:06.210 --> 18:08.045
‫خیلی خب؟

18:13.426 --> 18:14.611
‫فریزبی رو برداشتم!

18:14.635 --> 18:17.072
‫ووهوو! آره!

18:17.096 --> 18:19.866
‫اوه، واقعا مشکل نداره
‫با پاشنه بلند رفته بالا؟

18:19.890 --> 18:21.326
‫کلاه ایمنی داره.

18:21.350 --> 18:22.953
‫هی، میگم چرا نمیری
‫سراغ ورزشی که...

18:22.977 --> 18:25.664
‫توش دل و جرئت می‌خواد...
‫مثل اسکی سرعت.

18:32.194 --> 18:33.672
‫مرسی که گذاشتی این کار رو بکنم.

18:33.696 --> 18:35.799
‫از اونی که تصور می‌کردم هم بهتر بود.

18:35.823 --> 18:37.217
‫قابل نداشت.

18:37.241 --> 18:38.677
‫باید بهم می‌گفتی که شمنتی هستی!

18:38.701 --> 18:39.970
‫- آره.
‫- عموت یک افسانه بود.

18:39.994 --> 18:41.680
‫آتش سوزی هاتورن در سال 95 رو خاموش کرد.

18:41.704 --> 18:43.098
‫اوهوم.

18:43.122 --> 18:45.058
‫هیچوقت نفهمیدیم کی شروعش کرده بود.

18:45.082 --> 18:47.227
‫اون یکی عموم آتش سوزی رو شروع کرد.

18:47.251 --> 18:49.086
‫منم خبرچینی نمی‌کنم.
‫بهش افتخار هم می‌کنه.

18:50.963 --> 18:53.150
‫فهمیدم.
‫یه اتفاق ساده بود.

18:53.174 --> 18:55.819
‫شما هم در سطح آهنگ «خوبِ خوبم»
‫مری جی. بلایج، حالتون خوبه.

18:55.843 --> 18:58.238
‫راستش می‌خواستم ازت تشکر کنم
‫که امروز اینجا اومدی،

18:58.262 --> 19:01.700
‫چون با یه قضیه‌ای
‫در خونه دست و پنجه نرم می‌کنم...

19:01.724 --> 19:05.662
‫و آتش سوزی هم نتیجه مستقیم
‫همون استرس و دلهره بوده.

19:05.686 --> 19:07.647
‫تقریبا مو به موی چیزی که نوشتم.

19:10.066 --> 19:11.752
‫مرسی که حرف دلت رو زدی،
‫خانم هاوارد.

19:11.776 --> 19:14.212
‫می‌دونی، اگه دلت بخواد،

19:14.236 --> 19:16.006
‫می‌تونم یک روز مرخصی واست بنویسم.

19:16.030 --> 19:17.591
‫مرخصی؟

19:17.615 --> 19:19.217
‫واسه چی؟

19:19.241 --> 19:21.345
‫روز مرخصی چون شاید
‫بهش احتیاج داشته باشی....

19:21.369 --> 19:22.554
‫یا اینکه فقط دلت می‌خواد.

19:22.578 --> 19:24.931
‫من فقط موقعی که مریض بودم...

19:24.955 --> 19:28.602
‫یا مسافرت رفتم، مرخصی گرفتم.

19:28.626 --> 19:31.355
‫یک بار هم واسه آرایشگاه گرفتم.
‫مورد اضطراری بود.

19:31.379 --> 19:34.399
‫کرک فرانکلین با خونواده اومده بودن.

19:35.675 --> 19:38.362
‫ولی هیچوقت تا حالا بی دلیل، مرخصی نگرفتم.

19:38.386 --> 19:40.322
‫به نظر میاد یه دلیلی وجود داره.

19:40.346 --> 19:42.532
‫راستش اسمش هست
‫روز سلامت روان.

19:42.556 --> 19:45.077
‫ولی اگه این رو می‌گفتم،
‫قبول نمی‌کرد.

19:45.101 --> 19:47.037
‫این دست آدم‌ها رو بلدم.

19:47.061 --> 19:49.939
‫به نظر میاد که مدیرتون
‫هر وقت دلش بخواد، مرخصی میره.

19:51.524 --> 19:53.085
‫خب...

19:53.109 --> 19:55.796
‫این فرم عذر کاری هست.

19:55.820 --> 19:57.172
‫نمی‌خواد اسمم رو روش بنویسی؟

19:57.196 --> 19:57.988
‫اوه، نوشتم.

19:59.740 --> 20:01.117
‫یه حسی از قبل داشتم.

20:02.952 --> 20:05.514
‫حالا می‌دونم که گفتی
‫حالت خوبه، ولی...

20:05.538 --> 20:08.809
‫♪ تو آفتاب من بودی، تنها آفتاب... ♪

20:08.833 --> 20:09.750
‫♪ تو باربارا نیستی ♪

20:11.043 --> 20:12.437
‫بارب امروز مرخصی گرفته.

20:12.461 --> 20:14.606
‫چی؟ اه، حالش خوبه؟

20:14.630 --> 20:17.109
‫یعنی همه‌چی مرتبه؟
‫از دست من عصبانیه؟

20:17.133 --> 20:18.151
‫فقط به‌خاطر اینکه...

20:18.175 --> 20:19.486
‫یه صورت گرد مثل توپولو‌ها داری،

20:19.510 --> 20:21.053
‫دلیل نمیشه که دنیا حول تو می‌چرخه.

20:22.221 --> 20:23.198
‫باربارا کجاست؟

20:23.222 --> 20:24.783
‫کت رو در بیار ببینم.

20:24.807 --> 20:26.159
‫فکر کردی مدیری چیزی هستی؟

20:26.183 --> 20:27.577
‫معلوم هست اینجا چه خبره؟

20:27.601 --> 20:29.663
‫آوا میگم باربارا چی گفت؟

20:29.687 --> 20:31.164
‫گفت می‌خواد یه استراحتی بکنه.

20:31.188 --> 20:32.666
‫بهش گفتم بره چشمه آب گرمی...

20:32.690 --> 20:34.376
‫که دیروز رفته بودم،
‫حق کمیسیون میدن...

20:34.400 --> 20:36.503
‫ولی گفت دلش می‌خواد
‫«وقتش رو پیش شوهرش بگذرونه».

20:36.527 --> 20:37.671
‫آفرین بهش.

20:37.695 --> 20:40.156
‫واو، هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫این روز رو ببینم.

20:41.407 --> 20:43.719
‫صبر کن ببینم.
‫رفته بودی چشمه آب گرم؟

20:46.746 --> 20:49.141
‫شب خوش.

20:49.165 --> 20:50.726
‫هنوز کلوچه دستت گرفتی؟

20:50.750 --> 20:52.686
‫بی‌خیال، چند روز رد شده.

20:52.710 --> 20:54.187
‫احتمالا از قبل هم بدتر شدن.

20:54.211 --> 20:55.939
‫راستش رو بخوای،
‫بهتر از قبل شدن...

20:55.963 --> 20:58.191
‫اونم به خاطر یک عنصر کلیدی
‫به نام روغن دانه انگور.

20:58.215 --> 20:59.776
‫آره، الکی تعریف نکن.

20:59.800 --> 21:01.611
‫اوه، به نظرم تخمیر رو خوب بلدم.

21:01.635 --> 21:02.904
‫می‌دونی، این روزها یه سری...

21:02.928 --> 21:04.114
‫چیزهای جدید تو کلوچه می‌ریزن.

21:04.138 --> 21:05.657
‫بهش میگن تیکه شکلات.

21:05.681 --> 21:07.284
‫هارهار.
‫فردا می‌بینمت.

21:18.819 --> 21:20.863
‫پشمانم، چقدر خوشمزه‌ان.

21:22.323 --> 21:23.407
‫نوار رو پاک کنین.

21:23.507 --> 21:43.507
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.
