WEBVTT

00:00.000 --> 00:03.624
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

00:03.629 --> 00:05.231
‫- چی بود؟
‫- هیچی.

00:05.255 --> 00:08.818
‫من که فامیلت رو روش دیدم.

00:08.842 --> 00:10.904
‫برگه تبلیغ شرکت محوطه‌سازی بابامه.

00:10.928 --> 00:14.490
‫آخی. اه، اون داداشته؟

00:14.514 --> 00:15.950
‫نه، راستش من تک فرزندم،

00:15.974 --> 00:17.869
‫ولی اگه به شکل
‫یک کسب و کار خانوادگی ظاهر بشی،

00:17.893 --> 00:19.454
‫مشتری‌ها رو جذب خودت می‌کنی.

00:19.478 --> 00:22.749
‫پس... ببخشید، چیزه...
‫بابات یه نفر رو استخدام کرده...

00:22.773 --> 00:24.876
‫تا نقش پسرش رو بازی کنه،
‫به جای اینکه از تو بخواد؟

00:24.900 --> 00:26.711
‫آره.

00:26.735 --> 00:27.962
‫فکر کنم گیج شدم.

00:27.986 --> 00:29.964
‫نه نشدی.

00:29.988 --> 00:32.425
‫خب، پسر خوشتیپیه.
‫میشه شماره واقعی داداش جعلیت رو بگیرم؟

00:32.449 --> 00:34.427
‫دوست دارم از شجره خونوادگی بالا برم.

00:51.426 --> 00:53.613
‫خیلی‌خب، دستور نوشتن به شرح زیره...

00:53.637 --> 00:57.200
‫یک پاراگراف در مورد یک گربه
‫که یک شغل مسخره داره، می‌نویسین.

00:57.224 --> 00:59.827
‫می‌دونم.
‫مسخره است ولی کیف میده.

00:59.851 --> 01:02.330
‫بعد از اینکه تموم شد باید
‫پاراگرف‌تون رو واسه کلاس بخونین...

01:02.354 --> 01:04.040
‫امم، ببخشید، زارا و جویا،

01:04.064 --> 01:05.542
‫چرا سر صندلی‌های خودتون ننشستین؟

01:05.566 --> 01:07.961
‫به‌خاطر اینکه اون همه‌ش
‫برچسب‌های تو پوشه‌ام رو برمیداره...

01:07.985 --> 01:09.170
‫و روی پوشه خودش میذاره.

01:09.194 --> 01:10.547
‫نخیرم.

01:10.571 --> 01:12.799
‫اون همه‌ش من رو می‌زنه
‫و مدادم رو برمی‌داره.

01:12.823 --> 01:14.175
‫اون مداد خودم بود، خنگول.

01:14.199 --> 01:16.261
‫اوه! خیلی‌خب. نه.

01:16.285 --> 01:17.554
‫دیگه بسه.

01:17.578 --> 01:20.390
‫ما باید با مهربونی
‫با همدیگه رفتار کنیم.

01:20.414 --> 01:22.600
‫حالا لطفا بلند شین
‫و برین روی صندلیتون بشینین.

01:22.624 --> 01:24.769
‫شما تصمیم نمی‌گیرین
‫که کجا بشینین.

01:24.793 --> 01:26.938
‫خب، زارا و جویا خیلی با هم کنار نمیان...

01:26.962 --> 01:29.566
‫و اخیر این قضیه بدتر هم شده.

01:29.590 --> 01:31.985
‫بچه‌ها هر از گاهی با هم مشکل پیدا می‌کنن،

01:32.009 --> 01:34.195
‫ولی چیزی نیست،
‫مشکل نداره.

01:34.219 --> 01:35.697
‫من بلدم چطور از پس‌شون بر بیام.

01:35.721 --> 01:38.575
‫اونقدر ویدئوهای دوستی محال حیوانات دیدم...

01:38.599 --> 01:41.393
‫که اصلا دیگه نمی‌دونم معنی
‫کلمه «محال» چی میشه.

01:42.894 --> 01:46.332
‫لت و پارت می‌کنم.

01:46.356 --> 01:49.043
‫کاملا مطمئنم منظورش این بود
‫که «می‌خوام نورانیت کنم».

01:49.067 --> 01:51.629
‫مشخصه که از طرفدارهای فیلم استار ترکه.

01:51.653 --> 01:54.590
‫می‌خواد با سفینه فضاییش بهش بتابونه.

01:54.614 --> 01:56.199
‫سفینه‌ی دوستیش.

02:11.006 --> 02:13.192
‫بابام واسه یک پروژه
‫محوطه‌سازی بزرگ اومده اینجا...

02:13.216 --> 02:15.737
‫و می‌خواست یه سری بهم بزنه
‫و ببینه کجا کار می‌کنم.

02:15.761 --> 02:17.989
‫احتمالا واسه اینکه بتونه
‫با عشق جلوی روم بگه...

02:18.013 --> 02:20.199
‫که کار من چقدر...

02:20.223 --> 02:21.016
‫نامناسبه.

02:23.810 --> 02:25.079
‫اوه اوه، می‌تونی پلک بزنی؟

02:25.103 --> 02:26.539
‫یکی از اون حرکت‌های استرنجر تینگزه؟

02:26.563 --> 02:30.335
‫آهنگ محبوبت چیه، گرگوری؟

02:30.359 --> 02:32.253
‫بابا. سلام. به ابت خوش اومدی.

02:32.277 --> 02:34.088
‫مرسی که به استقبالم اومدی، پسرم.

02:34.112 --> 02:35.923
‫من سرهنگ دوم، مارتین ادی هستم.

02:35.947 --> 02:37.532
‫- خبر دار.
‫- آزاد باش.

02:39.868 --> 02:41.387
‫این کارت کاری منه.

02:41.411 --> 02:43.181
‫اگه به محوطه‌سازی احتیاج داشتی،
‫بهم خبر بده.

02:43.205 --> 02:44.682
‫«چمن و مراقبت ادی»
‫می‌تونه از پس هر کاری...

02:44.706 --> 02:45.767
‫در هر فصلی بر بیاد.

02:45.791 --> 02:47.560
‫امم.

02:47.584 --> 02:49.729
‫اینجوری بهم نگاه کن.
‫خودش شماره‌ش رو داد.

02:49.753 --> 02:51.254
‫بذار ورودت رو ثبت کنم
‫بعد اطراف رو نشونت میدم.

02:53.799 --> 02:55.985
‫اکانت هات‌میل خیلی شجاعانه است، آقای ادی.

02:56.009 --> 02:59.012
‫اگه یک محوطه‌ساز از یه سرویس ایمیل دیگه
‫استفاده کنه، بهش اعتماد نمی‌کنم.

03:04.518 --> 03:05.828
‫مالیاتت رو انجام میدی؟

03:05.852 --> 03:07.330
‫می‌دونستی گربه‌های ولگرد رو
‫می‌تونی به عنوان وابستگان بزنی؟

03:07.354 --> 03:09.999
‫مالیات؟ مردم هنوز از این کارها می‌کنن؟

03:10.023 --> 03:11.334
‫نه، دارم حساب و کتاب می‌کنم که...

03:11.358 --> 03:13.044
‫بفهمم چرا تیم فوتبال فانتزیم...

03:13.068 --> 03:15.004
‫از تیم آقای جانسون شکست خورده.

03:15.028 --> 03:16.631
‫تقصیر اون گاروپولوی لعنتی بود.

03:16.655 --> 03:19.366
‫آخرین باریه که دیگه بر اساس
‫سکسی بودن، بازیکنی رو انتخاب می‌کنم.

03:22.077 --> 03:23.346
‫چی کار می‌کنی؟
‫قبلا خالیش کردی.

03:23.370 --> 03:25.098
‫دنبال تیم فوتبال فانتزیت می‌گردم،

03:25.122 --> 03:26.641
‫چون آشغال محضه.

03:26.665 --> 03:28.226
‫حالا قراره توی فینال با من روبرو بشی...

03:28.250 --> 03:29.685
‫و من به سالمندها احترام نمی‌ذارم.

03:33.255 --> 03:34.482
‫من فقط از دو چیز می‌ترسم...

03:34.506 --> 03:36.359
‫روبرو شدن با آقای جانسون
‫و اینکه مجبور بشم موقع...

03:36.383 --> 03:37.610
‫آخرالزمان زامبی، مامان بزرگم رو بکشم.

03:37.634 --> 03:39.445
‫می‌دونی، آقای جانسون
‫همیشه اولین نفریه که...

03:39.469 --> 03:41.114
‫یک بازیکن انصرافی رو به تیمش میاره.

03:41.138 --> 03:42.907
‫واسه همین پول پارو می‌کنه.

03:42.931 --> 03:43.991
‫باید اسمش رو بذارن
‫آقای پاروکن جدید.

03:44.015 --> 03:45.284
‫همین الانش هم که کچل هست.

03:46.518 --> 03:49.497
‫اوه.

03:49.521 --> 03:50.832
‫اووه.

03:50.856 --> 03:52.107
‫دردسر اضافه.

03:54.693 --> 03:56.754
‫بابا، ایشون ملیسا هستن.
‫ملیسا، ایشون پدرم هستن.

03:56.778 --> 03:58.947
‫استراتژی مدیریتی خوبی
‫واسه پایان فصل بلدی؟

03:59.823 --> 04:01.074
‫سرم شلوغه.

04:02.659 --> 04:03.719
‫پس اینجا سالن استراحت شماست؟

04:03.743 --> 04:05.012
‫آره. آره.

04:05.036 --> 04:06.472
‫باید چندتا گلدون اینجا بیارین.

04:06.496 --> 04:09.183
‫هواش کثیفه.

04:09.207 --> 04:11.060
‫اه، به ما توجه نکنین.

04:11.084 --> 04:12.395
‫داریم دستمون رو سبز می‌کنیم.
‫(اصطلاحی در پروش گیاه)

04:12.419 --> 04:14.772
‫دنبال ایده خوب توی مجله
‫«باغچه‌ها و محله‌های خوب» می‌گردیم.

04:14.796 --> 04:17.316
‫بابا، ایشون همکارهای من هستن،
‫جیکوب و باربارا.

04:17.340 --> 04:20.111
‫آقای ادی، چقدر از دیدنتون خوشبختم.

04:20.135 --> 04:21.571
‫مراقبان شکوفایی...

04:21.595 --> 04:24.240
‫«باغچه دبستان ابت»
‫به شما خوشامد میگن.

04:24.264 --> 04:26.367
‫اگه اشتباه ندیده باشم
‫گیاه‌های باغچه به کمک...

04:26.391 --> 04:28.536
‫بطری‌های پلاستیکی 2 لیتری برش خورده،
‫از سرما محافظت میشن.

04:28.560 --> 04:30.163
‫یک روش کلاسیک در خونواده ادی‌ها،

04:30.187 --> 04:33.249
‫البته انگار یه نفر طراحیش رو
‫یه خرده بهتر از قبل کرده.

04:33.273 --> 04:34.792
‫گفتی بهتر کرده؟

04:34.816 --> 04:37.295
‫خب، باید بگم که اون شاهکار دوستم بارب هست.

04:37.319 --> 04:38.713
‫البته با کمک نوشابه‌های اسپرایت.

04:38.737 --> 04:40.423
‫اه، نه، نه، آقای هیل.

04:40.447 --> 04:43.342
‫این اختراع مبتکرانه مختص خودت بود.

04:43.366 --> 04:44.886
‫نه... نه، کار من نبود.

04:44.910 --> 04:47.722
‫فکر می‌کردم بعد از ریختن
‫کودهای گیاهی، این کار رو کردی؟

04:47.746 --> 04:49.307
‫ها؟

04:49.331 --> 04:50.767
‫پس اون علامت‌های کوچولوی قشنگ...

04:50.791 --> 04:52.935
‫که نوشته بود هر گیاه چیه، کار کی بود؟

04:52.959 --> 04:55.045
‫کار من نبوده.
‫نمی‌دونم چطور خط شکسته بنویسم.

05:00.008 --> 05:01.611
‫- گرگوری.
‫- همم؟

05:01.635 --> 05:03.887
‫تو مخفیانه از باغچه مراقبت می‌کردی؟

05:05.931 --> 05:06.908
‫آره.

05:06.932 --> 05:08.034
‫از کِی؟

05:08.058 --> 05:10.328
‫از اولش.

05:10.352 --> 05:12.079
‫ولی من نرگس‌ها رو کاشتم.

05:12.103 --> 05:14.415
‫درسته. فقط اشتباه کاشتی.

05:14.439 --> 05:16.250
‫جلوی رشد همدیگه رو می‌گرفتن،
‫واسه همین دوباره کاشتمشون.

05:16.274 --> 05:18.586
‫نگاهش کن، یه خرده ابتکار نشون میده.

05:18.610 --> 05:21.714
‫خب... پس اون کلم سبزهایی
‫که من کاشتم، چی؟

05:21.738 --> 05:24.842
‫اونا اسفناج بودن که اشتباه ساده‌ای نبوده.

05:24.866 --> 05:26.803
‫عدم تحمل بی کفایتی.

05:26.827 --> 05:28.179
‫خوشم اومد.

05:28.203 --> 05:29.263
‫مرسی، بابا.

05:29.287 --> 05:31.265
‫گرگوری چرا مخفیانه بذر کاشتی؟

05:31.289 --> 05:33.392
‫چرا محرمانه هرس کردی؟

05:33.416 --> 05:36.145
‫چرا دزدکی گلچین کردی؟

05:36.169 --> 05:38.231
‫- پنهانی بیل زدی و اینا؟
‫- تموم شد؟

05:38.255 --> 05:40.566
‫باربارا، یکی دیگه بهش بگو.

05:40.590 --> 05:43.510
‫چرا در مورد خاک‌ورزی
‫دهنت رو قرص بسته بودی؟

05:45.220 --> 05:47.240
‫هر چی کاشتیم، دروغ بود؟

05:47.264 --> 05:48.699
‫نه، نه، نه، نه.

05:48.723 --> 05:51.202
‫چندتا از اون علف‌های هرز مال شماست.

05:51.226 --> 05:55.039
‫اوه. پس شما نادونین، ها؟

05:55.063 --> 05:57.416
‫می‌دونستم که هیچی نمی‌تونه
‫تو رو از خاک باغچه دور کنه.

06:02.529 --> 06:05.550
‫و کل این مدت مخفیانه داشته...

06:05.574 --> 06:08.761
‫از باغچه مراقبت می‌کرده،
‫مثل یه جور...

06:08.785 --> 06:10.137
‫بابانوئل گیاهی.

06:10.161 --> 06:13.266
‫مثل یه گیانوئل.

06:13.290 --> 06:15.142
‫اه، جنین، یه دعوایی داره شکل می‌گیره...

06:15.166 --> 06:16.269
‫که باید بهش رسیدگی کنی.

06:16.293 --> 06:18.020
‫آره، اه، زارا و جویا رو میگی؟

06:18.044 --> 06:19.772
‫ازش خبر دارم.
‫روندش داره طی میشه.

06:19.796 --> 06:21.107
‫قبلا با هم مشکل پیدا کردن،

06:21.131 --> 06:23.359
‫واسه همین مجبورشون کردم
‫کل هفته کنار هم بشینن.

06:23.383 --> 06:25.444
‫سپری شدن زمان مفید،
‫باعث تقویت درک و فهم میشه...

06:25.468 --> 06:27.905
‫و می‌دونی، به یک گل زیبا...

06:27.929 --> 06:30.575
‫و شکوفا از رابطه دوستی تبدیل میشه.

06:30.599 --> 06:32.410
‫کلمه «گل» رو گفتم
‫چون داشتیم از باغچه حرف می‌زدیم.

06:32.434 --> 06:35.496
‫فکر می‌کردم به خاطر این بوده که
‫مثل یک گل صد تومانی لباس پوشیدی.

06:35.520 --> 06:37.373
‫بگذریم، به پروسه‌ش باید اعتماد کرد.

06:37.397 --> 06:39.041
‫تو یه چشم به هم زدن،
‫دیگه از هم جدا نمیشن...

06:39.065 --> 06:43.004
‫مثل یک روح در دو بدن...

06:45.030 --> 06:47.592
‫وای! شیری شدی!

06:47.616 --> 06:49.719
‫اوه، نه، نه، نه.
‫نچ، نچ، نچ!

06:49.743 --> 06:50.928
‫نه، نه.

06:50.952 --> 06:52.680
‫آره، فقط به پروسه اعتماد کن.

06:56.750 --> 06:59.145
‫خب، شنیدم یکی از بچه‌هات شیری شده.

06:59.169 --> 07:01.314
‫فقط دارن غبار دوستی‌شون رو کنار می‌زنن.

07:01.338 --> 07:02.857
‫فکر نکنم از همدیگه خوششون بیاد.

07:02.881 --> 07:04.275
‫خیلی‌خب، دوستان، می‌دونین چیه؟

07:04.299 --> 07:05.985
‫این بچه‌ها باید بتونن با هم کنار بیان...

07:06.009 --> 07:07.612
‫و منم می‌تونم این کار رو بکنم.

07:07.636 --> 07:09.989
‫آره. ببینین، مامان و خواهرم
‫همیشه با هم دعوا می‌کردن...

07:10.013 --> 07:11.490
‫و من میانجی‌گری می‌کردم.

07:11.514 --> 07:13.701
‫من هم گروگان بودم، هم مذاکره‌کننده.

07:13.725 --> 07:15.244
‫جک باوئر و جک باوئر بودم.
‫(از سریال 24)

07:15.268 --> 07:16.954
‫حالا از همیشه به هم نزدیک‌ترن.

07:16.978 --> 07:19.206
‫مگه خواهرت توی کلورادو زندگی نمی‌کنه؟

07:19.230 --> 07:21.208
‫از نظر فیزیکی چرا، ولی از نظر
‫احساسی هیچوقت اینجا رو ترک نکرده.

07:21.232 --> 07:22.710
‫نمی‌دونم.
‫بعضی‌ها از همدیگه متنفرن...

07:22.734 --> 07:24.211
‫و مشکلی نداره.

07:24.235 --> 07:26.255
‫درسته. من از جنین خوشم نمیاد
‫و خیلی خوب پیش میره.

07:26.279 --> 07:27.673
‫خب، من صلح طلبم.

07:27.697 --> 07:30.259
‫اگه من در بیفتی،
‫یه مشت توی صورتت خالی می‌کنم.

07:30.283 --> 07:32.178
‫خب، من از هیچکس بدم نمیاد.

07:32.202 --> 07:34.764
‫به جز جیمی دانتل-اندرسون.

07:34.788 --> 07:36.223
‫- شب بخیر.
‫- آره، کلاس ششم...

07:36.247 --> 07:37.350
‫موقعی که داشتم...

07:37.374 --> 07:39.602
‫«مولن روژ جونیور» سولو اجرا می‌کردم،
‫یه مشت انگور سمتم پرت کرد.

07:39.626 --> 07:42.104
‫یکیشون رفت توی دهنم،
‫مستقیم وارد گلوم شد...

07:42.128 --> 07:44.732
‫و مجبور شدم روی خودم
‫مانور هایملیش اجرا کنم.

07:44.756 --> 07:46.609
‫معلم کُر حتی اجرا رو متوقف نکرد.

07:46.633 --> 07:48.444
‫اون فقط...

07:48.468 --> 07:50.095
‫می‌دونی، اجرا باید ادامه داشته باشه.

07:52.138 --> 07:54.575
‫خیلی‌خب، سوفیا، نوبت توئه که
‫گزارش شجره خونوادگیتون رو بخونی.

07:54.599 --> 07:57.995
‫ملیسا، یه مورد اضطراری پیش اومده
‫که باید باهات حرف بزنم.

07:58.019 --> 08:00.456
‫زود برمی‌گردم.
‫چی شده؟

08:00.480 --> 08:02.291
‫در مورد مسابقات قهرمانی فوتبال فانتزیه.

08:02.315 --> 08:03.542
‫چرا اصلا پرسیدم؟

08:03.566 --> 08:05.044
‫آخر خطبه کشیشم شنیدم که گفت...

08:05.068 --> 08:07.254
‫کریستین مک‌کفری شاید
‫این آخر هفته بازی نکنه.

08:07.278 --> 08:08.506
‫بعدش یه مزخرفاتی درباره اینکه...

08:08.530 --> 08:10.508
‫خداوند از قمار خوشش نمیاد، گفت
‫ولی من رفتم بیرون.

08:10.532 --> 08:12.802
‫مک‌کفری بهترین بازیکن آقای جانسونه.

08:12.826 --> 08:15.221
‫دقیقا. اگه اولین بازیکن کمکی‌ش رو بگیرم...

08:15.245 --> 08:16.639
‫مثل یک زن سیاه پوست
‫توی برنامه «وویس»،

08:16.663 --> 08:17.890
‫هیچ شانسی برای پیروزی نداره.

08:17.914 --> 08:20.059
‫انتخاب بازیکن انصرافی ساعت 2 شروع میشه.
‫تو حواسش رو پرت کن...

08:20.083 --> 08:21.227
‫و منم کمکی مک‌کفری رو می‌گیرم.

08:21.251 --> 08:23.020
‫آها. چه نفعی واسه من داره؟

08:23.044 --> 08:24.522
‫چهار درصد از پولی که تو فانتزی ببرم.

08:24.546 --> 08:26.774
‫بیست درصد می‌خوام
‫با قفسه خودت تو یخچال.

08:26.798 --> 08:29.008
‫ای بابا. اونجا سس‌های متنوع
‫خردلم رو نگه میدارم.

08:31.511 --> 08:35.449
‫سیستم دوستی برای جویا و زارا
‫خیلی سطح ابتدایی بود.

08:35.473 --> 08:37.993
‫باید بدونن که در وجود همدیگه چی می‌گذره،

08:38.017 --> 08:39.829
‫کاملا همذات پنداری کنن.

08:39.853 --> 08:42.456
‫واسه همین یه پروژه بهشون دادم که
‫دور بدن هم رو روی کاغذ بکشن...

08:42.480 --> 08:43.958
‫و بعدش اون رو با تموم چیزهایی که...

08:43.982 --> 08:45.167
‫شریک‌شون رو خاص کرده،
‫پُر کنن.

08:45.191 --> 08:47.211
‫پس... آره.

08:47.235 --> 08:49.255
‫آره، آره، آره.

08:49.279 --> 08:50.589
‫به نظر خوب میاد.

08:50.613 --> 08:52.049
‫ای کاش یه نفر این کار رو با من می‌کرد.

08:52.073 --> 08:54.552
‫فکر کنم احتمالا حدود 95 درصد
‫بازپخش «فمیلی مترز» میشدم...

08:54.576 --> 08:57.805
‫با 5 درصد «دانکروس».

08:57.829 --> 09:01.475
‫در نتیجه، خیلی خوشحال شدم
‫که کواگمیر رو شناختم.

09:01.499 --> 09:03.102
‫اسمم کُهیره.

09:03.126 --> 09:04.770
‫باشه. خیلی‌خب، بچه‌ها.
‫خوب بود.

09:07.005 --> 09:08.816
‫خیلی‌خب، می‌دونین چیه؟

09:08.840 --> 09:12.528
‫نفرهای بعدی جویا و زارا هستن.

09:12.552 --> 09:14.095
‫بیاین پای تخته.

09:22.395 --> 09:25.833
‫همونطور که می‌بینین
‫جویا پُر از مدفوع هست،

09:25.857 --> 09:28.586
‫نه فقط جایی که انتظار دارین
‫مدفوع باشه...

09:28.610 --> 09:31.547
‫همه‌جای بدنش پُره،
‫مخصوصا تو اون کله‌ی گنده‌ش.

09:31.571 --> 09:32.965
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه، زارا؟

09:32.989 --> 09:34.133
‫تکلیف‌تون این نبود.

09:34.157 --> 09:37.511
‫بر خلاف زارا،
‫من واقعا تکلیف رو انجام دادم.

09:37.535 --> 09:41.974
‫می‌تونین ببینین که از آدامس، دمپایی انگشتی
‫مارک گوچی و بازی روبلاکس خوشش میاد.

09:41.998 --> 09:43.350
‫خیلی‌خب، این همون چیزی بود که...

09:43.374 --> 09:44.435
‫هنوز تموم نکردم.

09:44.459 --> 09:46.353
‫می‌خوام درباره بیرونش هم حرف بزنم.

09:46.377 --> 09:50.483
‫دهن بدبو، گوزهای بدبو،
‫زیر بغل‌های بدبو،

09:50.507 --> 09:52.777
‫چون بوی گند میده.

09:52.801 --> 09:54.153
‫اوه!

09:54.177 --> 09:56.655
‫می‌دونین چیه؟
‫این دیگه تیر خلاص بود.

09:56.679 --> 09:59.158
‫شما دوتا دوست دارین که فردا
‫«داستان اسباب بازی‌ها» نگاه کنین، ها؟

09:59.182 --> 10:01.619
‫کدوم یکی؟ طاقت فیلم سومی رو ندارم.

10:01.643 --> 10:03.412
‫خیلی‌خب، قرار نیست هیچکدومشون رو ببینین...

10:03.436 --> 10:05.623
‫مگه اینکه یه راهی پیدا کنین
‫این قضیه رو تموم کنین.

10:05.647 --> 10:07.708
‫اگه اونقدر بزرگ شدین که
‫نقاشی منزجرکننده بکشین،

10:07.732 --> 10:09.877
‫پس اونقدرم بزرگ شدین
‫که این قضیه رو فیصله بدین.

10:09.901 --> 10:13.297
‫یه راه حل پیدا کنین وگرنه واسه
‫جمعه سینمایی، باید برین تو کتابخونه بمونین.

10:13.321 --> 10:14.924
‫ما هم قراره قسمت اول
‫داستان اسباب بازی‌ها رو ببینیم.

10:14.948 --> 10:16.509
‫قسمت سوم من رو به گریه میندازه.

10:16.533 --> 10:18.701
‫پس لطفا برگردین سر جاهاتون.
‫ممنون.

10:18.801 --> 10:21.801
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

10:26.000 --> 10:28.604
‫اوه، سلام، بابا.
‫اه، قربان منظورم بود.

10:28.628 --> 10:29.980
‫آره، بامزه‌ای.

10:30.004 --> 10:31.190
‫فقط می‌خواستم بهت بگم که...

10:31.214 --> 10:32.900
‫چقدر بابت اون روش باغبانیت، افتخار می‌کنم.

10:32.924 --> 10:34.527
‫- ببخشید؟
‫- این حرف‌ها چیه.

10:34.551 --> 10:35.986
‫راستش رو بگم،
‫تحت تاثیر قرار گرفتم...

10:36.010 --> 10:38.322
‫که میراث محوطه‌سازی ما رو ادامه دادی.

10:38.346 --> 10:40.866
‫خب، نمی‌تونستم اجازه بدم
‫که اون گیاه‌ها تلف بشن.

10:40.890 --> 10:43.536
‫اگه بیکار بودی،
‫بیا تو این پروژه کمکم کن.

10:43.560 --> 10:45.579
‫یه خرده پول اضافه در بیار،
‫شاید هم بتونی امبر رو...

10:45.603 --> 10:48.541
‫به یک قرار مناسب
‫تو یک رستوران فرانسوی ببری...

10:48.565 --> 10:51.085
‫که نمی‌تونی اسمش رو تلفظ کنی.

10:51.109 --> 10:52.128
‫نظر من رو می‌خوای؟

10:52.152 --> 10:53.671
‫آری، آری.
‫(به فرانسوی)

10:53.695 --> 10:56.173
‫اه، باشه.
‫آره، حتما میام.

10:56.197 --> 10:58.300
‫قبول می‌کنم.

10:58.324 --> 11:01.720
‫پس می‌خوای مهارت‌های باغبانی خودت رو...

11:01.744 --> 11:03.764
‫تو روز روشن به کار ببری،

11:03.788 --> 11:05.516
‫آقای «در سایه‌ها چه می‌کنیم»؟

11:05.540 --> 11:06.684
‫فقط واسه یه کم پول اضافه است.

11:06.708 --> 11:07.417
‫اممم.

11:09.419 --> 11:13.440
‫قیافه‌ات جوریه انگار می‌خوای
‫جلوی لبخندت رو بگیری.

11:13.464 --> 11:14.984
‫جدی؟

11:15.008 --> 11:18.445
‫اوهوم.

11:18.469 --> 11:20.239
‫فکر کنم بابام تا حالا هیچوقت نظر من رو...

11:20.263 --> 11:21.448
‫بابت هیچ چیزی نخواسته،
‫به جز اون...

11:21.472 --> 11:23.183
‫دفعه‌ای که ازم پرسید
‫فکر می‌کنم بامزه‌ام یا نه.

11:25.185 --> 11:26.579
‫مچم رو گرفتین.

11:26.603 --> 11:28.289
‫خوشحالم.

11:28.313 --> 11:29.707
‫گمونم دارم چیزی رو تجربه می‌کنم...

11:29.731 --> 11:31.983
‫که به شادی پسرک سیاه معروفه،
‫با وجود اینکه یک مرد بالغم.

11:35.153 --> 11:37.256
‫دیدین؟ دارن با هم کنار میان.

11:37.280 --> 11:38.424
‫کل صبح هیچ مشکلی ندیدم.

11:38.448 --> 11:40.176
‫هی!

11:40.200 --> 11:42.511
‫تو همون دختری هستی
‫که قراره کتکش بزنم؟

11:42.535 --> 11:43.846
‫یه خرده واسه کلاس هشتم کوچولویی،

11:43.870 --> 11:46.098
‫ولی من تبعیض قائل نمیشم.

11:46.122 --> 11:47.391
‫هی.

11:47.415 --> 11:48.559
‫اوناهاش.

11:48.583 --> 11:50.769
‫همون دختری که گفت
‫می‌خواد کتکت بزنه.

11:50.793 --> 11:52.730
‫شنیدم خواهرت گفته که
‫آبجی من پُر از مدفوعه.

11:52.754 --> 11:54.064
‫صبر کن، هیچکس نگفته که...

11:54.088 --> 11:55.858
‫منم شنیدم خواهرت گفته
‫آبجی من بوی گند میده.

11:55.882 --> 11:57.651
‫خب، انگار کل خونواده‌تون بوی گند میدین.

11:57.675 --> 11:59.403
‫دعوا!

12:06.100 --> 12:08.537
‫- بیا ببینم!
‫- نه، من نمی‌ترسم!

12:08.561 --> 12:09.288
‫پشت یک کلاس هشتمی قایم نشو!

12:09.312 --> 12:10.331
‫نمی‌تونه کمکت کنه!

12:10.355 --> 12:11.582
‫من یک زن بالغم
‫و یه راه بهتر واسه حل...

12:11.606 --> 12:12.541
‫این مسئله وجود داره، دخترها.

12:12.565 --> 12:13.542
‫زیر کمرش بزن، کیکی!

12:13.566 --> 12:16.295
‫مثل شیرم که ترکید، بترکونش!

12:16.319 --> 12:18.255
‫بسه! بچه‌ها!
‫آره، آوا، جلوشون رو بگیر.

12:18.279 --> 12:19.840
‫فقط توی آمریکا اینجوریه.

12:19.864 --> 12:21.884
‫هی، هی، آروم باش.
‫این لباس رو خیاط دوخته.

12:21.908 --> 12:26.722
‫معلوم هست روی این خاک و آب و آتش، چه خبره؟

12:26.746 --> 12:28.349
‫آره، نمی‌دونم.

12:28.373 --> 12:31.060
‫زارا، جویا، من ازتون خواستم
‫که این قضیه رو فیصله بدین...

12:31.084 --> 12:32.519
‫و بهم گفتین که با هم توافق کردین.

12:32.543 --> 12:35.004
‫آره، توافق کردیم که آبجی‌هامون
‫با هم دعوا کنن.

12:37.799 --> 12:40.069
‫چقدر بده که می‌بینم
‫ملکه‌هام با هم دعوا می‌کنن.

12:40.093 --> 12:42.762
‫ولی فکر می‌کردم الان‌هاست
‫که خانم تیگس مچاله بشه.

12:47.558 --> 12:48.994
‫هی، تیژا، بیا اینجا ببینم.

12:49.018 --> 12:50.996
‫میشه یه لطفی در حق خانم شمنتی بکنی؟

12:51.020 --> 12:53.749
‫میشه این تشت آب رنگ کثیف رو ببری...

12:53.773 --> 12:55.459
‫توی سینک سرویس بهداشتی
‫آخر سالن خالی کنی؟

12:55.483 --> 12:57.277
‫شک دارم بتونم،
‫ولی سعیم رو می‌کنم.

13:00.154 --> 13:02.323
‫اوه.

13:03.658 --> 13:06.679
‫عملیات مزاحمت پاشش در حال اجراست.

13:06.703 --> 13:10.432
‫خانم شمنتی، همه جای دستشویی ریخت.

13:10.456 --> 13:11.558
‫شرمنده‌ام.

13:11.582 --> 13:13.418
‫کارت عالی بود، بچه‌جون.

13:19.549 --> 13:22.695
‫قابل توجه سرایدار ابت،
‫یا همون آقای جانسون.

13:22.719 --> 13:25.739
‫موقعیت تی‌کشی پیش اومده.
‫هر کاری می‌کنی رو رها کن و برو تی بکش.

13:25.763 --> 13:27.992
‫هر چه سریع‌تر خودت رو به دستشویی دخترونه...

13:28.016 --> 13:30.327
‫در انتهای سالن شرقی برسون.

13:30.351 --> 13:31.912
‫از قضیه عمارت پلی‌بوی سال 1986...

13:31.936 --> 13:34.147
‫تا حالا همچین خرابکاری‌ای به عمرم ندیدم.

13:38.901 --> 13:41.130
‫خیلی‌خب، همه می‌دونن
‫که اون دستشویی آنتن نمیده...

13:41.154 --> 13:43.090
‫و اونم که هنوز یه تلفن اوبامایی داره.

13:43.114 --> 13:44.466
‫باشه پس زود باش،
‫چون ساعت 2 شده...

13:44.490 --> 13:46.260
‫و در عرض 4 ا.د.د اونجا رو تی می‌کشه...

13:46.284 --> 13:48.012
‫اسکاج در دقیقه.

13:48.036 --> 13:49.138
‫- یعنی چی...
‫- چی شده؟

13:49.162 --> 13:50.222
‫- گرفتیش؟
‫- نیست.

13:50.246 --> 13:51.265
‫بازیکن کمکی رو گرفت.

13:51.289 --> 13:52.975
‫ولی انتخاب بازیکن که تازه باز شده...

13:52.999 --> 13:54.685
‫و اونم جاییه که آنتن نمیده.

13:54.709 --> 13:56.395
‫حتما اون سطل نظافتش
‫اینترنت کابلی داره،

13:56.419 --> 13:57.479
‫چون الان گرفتش.

14:01.090 --> 14:03.009
‫تو فوتبال فانتزی نباید گریه کنی.

14:04.427 --> 14:07.197
‫زمین هنوز یه خرده یخ‌زده است.

14:07.221 --> 14:09.807
‫حواست باشه از اون قدرت عضلانی ادی
‫که بهت ارث رسیده، استفاده کنی.

14:11.184 --> 14:13.287
‫اینقدر سخت کار نکن، پسرم.

14:13.311 --> 14:14.621
‫می‌دونی که چه بلایی سر جان هنری اومد.

14:17.523 --> 14:21.462
‫می‌دونی، یه خرده راجع بهش فکر کردم.

14:21.486 --> 14:24.548
‫نظرت چیه یک «و پسر»
‫به چمن و مراقبت ادی اضافه کنم؟

14:24.572 --> 14:26.091
‫چمن و مراقبت و ادی و پسر؟

14:26.115 --> 14:27.926
‫نه.

14:27.950 --> 14:30.161
‫مراقبت از چمن ادی و پسر.

14:32.622 --> 14:36.435
‫اون پسر جعلیت توی برگه تبلیغ چی میشه؟

14:36.459 --> 14:37.853
‫مدل خیلی خوبی بود.

14:37.877 --> 14:38.937
‫باغبون افتضاحی بود.

14:38.961 --> 14:41.065
‫چی می‌خوای بهم بگی، بابا؟

14:41.089 --> 14:42.107
‫آخه قبلا سر اینکه واست کار کنم،
‫حرف زده بودیم.

14:42.131 --> 14:43.776
‫بهم میگی یه کار انجام بدم
‫و منم انجام میدم،

14:43.800 --> 14:45.611
‫بعدش میگی، «نه، اینجوری نمی‌خوام».

14:45.635 --> 14:48.363
‫بعد درستش می‌کنم و میگی،
‫«نه، هنوز درست نیست».

14:48.387 --> 14:50.407
‫بعدش میگی، «باشه، خودم انجامش میدم».

14:50.431 --> 14:52.367
‫بعدش می‌بینم که دقیقا
‫همون کار من رو می‌کنی...

14:52.391 --> 14:54.578
‫و آخرش میگی «چه پیشرفتی».

14:54.602 --> 14:57.247
‫ازت نمی‌خوام واسه من کار کنی.

14:57.271 --> 14:59.107
‫می‌خوام کنار من کار کنی.

15:00.608 --> 15:02.044
‫چرا الان؟

15:02.068 --> 15:03.504
‫ببین، می‌خوام تو رو وارد کار کنم،

15:03.528 --> 15:06.090
‫چون در نهایت قراره بازنشسته بشم
‫و همه‌چی رو به تو بسپارم،

15:06.114 --> 15:08.425
‫ولی اول باید بدونم که می‌تونی
‫از پس خودت بر بیای...

15:08.449 --> 15:10.177
‫و باید گفت که می‌تونی.

15:10.201 --> 15:11.536
‫تا حالا اینقدر تو رو
‫با اعتماد به نفس ندیده بودم.

15:17.542 --> 15:19.103
‫اووه.

15:19.127 --> 15:22.564
‫چه نقاشی قشنگی از... یک کله گهی.

15:22.588 --> 15:24.691
‫آره. کار اون بچه‌هاست
‫که با هم دعوا دارن.

15:24.715 --> 15:26.235
‫اوه.

15:26.259 --> 15:28.278
‫خب، می‌بینم که واسه یک ساعت
‫مشورت با من ثبت نام کردی.

15:28.302 --> 15:29.404
‫اوه، آره، آره.

15:29.428 --> 15:31.097
‫پس تا یک هفته و نیم دیگه می‌بینمت.

15:33.558 --> 15:34.576
‫دیدی چی شد؟

15:34.600 --> 15:36.161
‫همین الان یه وقت خالی شد.

15:36.185 --> 15:39.414
‫همم.

15:39.438 --> 15:41.250
‫خیلی‌خب.

15:41.274 --> 15:44.461
‫خیلی‌خب، باید بگم
‫از دست خودم ناراحتم که...

15:44.485 --> 15:47.422
‫اوضاع بین زارا و جویا چطور پیش رفته.

15:47.446 --> 15:50.467
‫حس می‌کنم که تموم راه حل‌هام
‫فقط مشکلات بیشتری درست کردن.

15:50.491 --> 15:52.719
‫حس می‌کنم دیگه واقعا این دفعه
‫اشتباه حساب و کتاب کردم.

15:52.743 --> 15:55.514
‫جنین، این که حساب و کتاب نیست.

15:55.538 --> 15:58.767
‫دو نفرشون فقط از همدیگه خوششون نمیاد.

15:58.791 --> 15:59.977
‫مگه چه مشکلی داره؟

16:00.001 --> 16:03.522
‫من... نمی‌دونم چی بگم.

16:03.546 --> 16:06.316
‫اینکه دو نفر با هم کنار نیان،
‫من رو معذب می‌کنه.

16:06.340 --> 16:10.195
‫خب، تا حالا با خودت فکر کردی
‫که چرا اینطور میشه؟

16:10.219 --> 16:12.281
‫نه، ولی یادداشت برداری
‫روزانه رو امتحان کردم.

16:12.305 --> 16:13.490
‫جنین، تا حالا شده که...

16:13.514 --> 16:17.244
‫مجبور بشی کاری به کار
‫یک درگیری و کشمکش نداشته باشی؟

16:17.268 --> 16:19.746
‫خب، آره، مامانم قبلا یه کارهایی می‌کرد...

16:19.770 --> 16:22.624
‫که واقعا خواهرم رو ناراحت می‌کرد...

16:22.648 --> 16:26.670
‫و می‌دونی، یه جورایی وارد جر و بحث میشدن...

16:26.694 --> 16:30.424
‫و منم وسط جر و بحث‌هاشون قرار می‌گرفتم...

16:30.448 --> 16:32.217
‫و ازم می‌خواستن که یکی رو انتخاب کنم...

16:32.241 --> 16:34.386
‫و فقط دلم می‌خواست که
‫جر و بحث‌شون رو تموم کنم.

16:34.410 --> 16:37.264
‫- امم.
‫- افتضاح بود.

16:37.288 --> 16:39.600
‫حتی الان هم وقتی خواهرم میاد دیدنم،

16:39.624 --> 16:41.435
‫دلش نمی‌خواد مامانم خبردار بشه.

16:41.459 --> 16:44.396
‫و اگه خبردار بشه،
‫دوباره دعوایی میشن.

16:44.420 --> 16:47.649
‫هر چقدر هم که سخت به نظر بیاد،
‫باید بهت بگم که...

16:47.673 --> 16:49.234
‫این قضیه سر اونا نبوده.

16:49.258 --> 16:50.694
‫سر خودت بوده.

16:50.718 --> 16:54.698
‫تو باید با شرایط ناخوشایند، خو بگیری.

16:54.722 --> 16:58.243
‫بعضی وقت‌ها دو نفر آدم
‫اصلا از همدیگه خوششون نمیاد،

16:58.267 --> 17:01.163
‫مثل من و خادم کلیسا.

17:01.187 --> 17:04.875
‫هر جا که دلم بخواد، تو کلیسا می‌شینم.

17:04.899 --> 17:06.418
‫- هی، باربارا؟
‫- اهمم؟

17:06.442 --> 17:08.170
‫هفته دیگه واسه ساعت اداری می‌بینمت؟

17:08.194 --> 17:09.630
‫صبر کن ببینم.
‫فکر می‌کردم که امروز...

17:09.654 --> 17:12.507
‫اوه، باربارا.
‫تا اون موقع، کلی مشکل جدید...

17:12.531 --> 17:13.800
‫واسم درست میشه.

17:13.824 --> 17:17.179
‫جنین، کاری نکن به اون کلاس هفتمی بگم
‫بیاد کتکت بزنه.

17:17.203 --> 17:18.931
‫خنده دار نبود.

17:18.955 --> 17:21.850
‫حالا که ظرف شیشه‌ای
‫و دستمال کاغذی خیس داریم،

17:21.874 --> 17:22.976
‫بذر رو برمی‌داریم...

17:23.000 --> 17:24.728
‫و داخل دستمال کاغذی خیس می‌ذاریم...

17:24.752 --> 17:27.356
‫تا بتونه داخل ظرف، جوونه بزنه.

17:27.380 --> 17:29.650
‫ولی یادتون باشه که بذرها
‫خیلی حساس هستن،

17:29.674 --> 17:32.152
‫پس باید ازشون مراقبت خیلی ویژه بکنین...

17:32.176 --> 17:33.695
‫تا مطمئن بشین که رشد می‌کنن.

17:33.719 --> 17:35.930
‫ببینین، آقای ادی،
‫من جیسون شدم.

17:38.266 --> 17:40.494
‫باشه. حالا با حرکت جوردن پیلی
‫از روی صورتت برش دار...

17:40.518 --> 17:42.704
‫تا بتونیم بقیه مراحل جوانه زدن رو طی کنیم.

17:42.728 --> 17:45.332
‫واو، نگاهش کن.

17:45.356 --> 17:46.833
‫با بابا جونت انگشت‌هات رو خاکی کردی...

17:46.857 --> 17:48.943
‫و الهام گرفتی که ریشه‌های خودت رو بپذیری.

17:50.987 --> 17:53.382
‫البته باید بپرسم که همه‌چی
‫با بابات خوب پیش رفت؟

17:53.406 --> 17:55.259
‫راستش ازم خواست که
‫برم باهاش شرکت رو بگردونم.

17:55.283 --> 17:58.011
‫مامانم گفته بود که
‫همچین روزهایی در راهه.

17:58.035 --> 17:59.012
‫من ابت رو ترک نمی‌کنم، جیکوب.

17:59.036 --> 18:01.765
‫جواب منفی دادم.

18:01.789 --> 18:03.183
‫مشخصه. آره.

18:03.207 --> 18:05.435
‫نه، من هیچوقت... فکر نمی‌کردم که بری.

18:05.459 --> 18:08.105
‫راستش بابام توجه کرده بود که
‫چقدر اعتماد به نفسم بالا رفته...

18:08.129 --> 18:09.523
‫و منم گفتم به خاطر اینه
‫که توی ابت کار می‌کنم.

18:09.547 --> 18:11.775
‫اولین باره تو جایی کار می‌کنم
‫که دوستش دارم،

18:11.799 --> 18:13.026
‫کاری می‌کنم که دوست دارم.

18:13.050 --> 18:14.111
‫آره، همراه با کسایی که دوست‌شون داری؟

18:14.135 --> 18:15.445
‫نه، این حرف رو نزدم.

18:15.469 --> 18:17.406
‫ولی این کار به من اعتماد به نفس داده.

18:17.430 --> 18:18.865
‫می‌دونی، قبلا اصلا از باغبانی خوشم نمیومد،

18:18.889 --> 18:21.618
‫ولی الان دوست دارم اینجا انجامش بدم.

18:21.642 --> 18:23.412
‫خب، من به شخصه
‫خوشحالم بدونم که...

18:23.436 --> 18:24.746
‫قراره کنار هم باغبونی کنیم.

18:24.770 --> 18:26.999
‫رفیق‌های سبز دست.

18:27.023 --> 18:29.835
‫آقای ادی، من اتفاقی بذر رو...

18:29.859 --> 18:32.546
‫انداختم توی دهنم
‫و بعدش اتفاقی خوردمش.

18:32.570 --> 18:35.215
‫الان قراره یک درخت لیمو
‫توی شکمم رشد کنه؟

18:35.239 --> 18:36.341
‫خب، بذار درباره‌ش فکر کنیم.

18:36.365 --> 18:38.343
‫دستمال کاغذی خیس رو هم قورت دادی؟

18:38.367 --> 18:39.785
‫آره.

18:42.330 --> 18:44.433
‫خیلی‌خب، بیا بریم پیش پرستار.

18:47.084 --> 18:49.062
‫♪ من دوستت هستم ♪

18:51.464 --> 18:53.233
‫♪ من دوستت هستم ♪

18:54.800 --> 18:57.404
‫واسم سخته که ببینم کسایی که
‫بهشون اهمیت میدم از هم خوششون نمیاد؟

18:57.428 --> 18:59.531
‫معلومه. اگه به من بود،
‫وودی و باز...

18:59.555 --> 19:01.450
‫از همون اول با هم دوست میشدن، آره.

19:01.474 --> 19:02.951
‫ولی باید یاد بگیرم که قبول کنم...

19:02.975 --> 19:05.621
‫چیزی که دانش آموزهام احساس می‌کنن، واقعیه.

19:05.645 --> 19:09.124
‫چون این زندگی واقعیه
‫و پیکسار نیست.

19:09.148 --> 19:10.917
‫♪ راه سختی پیش روست... ♪

19:10.941 --> 19:13.337
‫♪ و تو هم فرسنگ‌ها و فرسنگ‌ها
‫از تخت گرم و نرمت دور هستی ♪

19:13.361 --> 19:15.589
‫اوه.

19:15.613 --> 19:18.216
‫♪ فقط یادت بمونه که
‫دوست قدیمیت چی گفت ♪

19:18.240 --> 19:24.139
‫♪ من دوستت هستم ♪

19:25.748 --> 19:27.351
‫♪ فقط یادت... ♪
‫نمی‌دونم...

19:27.375 --> 19:28.644
‫بقیه متن شعر رو بلد نیستم.

19:28.668 --> 19:30.979
‫می‌بینمتون.
‫اوه.

19:31.003 --> 19:32.189
‫شما دوتا اینجا چی کار می‌کنین؟

19:32.213 --> 19:33.565
‫اومدیم دنبال آبجی‌هامون.

19:33.589 --> 19:35.275
‫اوه.

19:35.299 --> 19:38.195
‫خیلی‌خب، پس خیلی اتفاقی
‫همزمان با همدیگه اینجا اومدین...

19:38.219 --> 19:41.114
‫و شما هم خیلی صمیمانه...
‫با هم کنار اومدین؟

19:41.138 --> 19:42.783
‫صمیمانه؟
‫نه، با هم دوستیم.

19:42.807 --> 19:44.201
‫- آره.
‫- دوست؟

19:44.225 --> 19:46.745
‫آره. بعد از اینکه جلوی دعوامون رو گرفتین،
‫با همدیگه حرف زدیم.

19:46.769 --> 19:48.747
‫انگار نقطه مشترک‌های زیادی داریم.

19:48.771 --> 19:50.207
‫جفت‌مون از پروانه خوشمون میاد.

19:50.231 --> 19:51.166
‫آخی.

19:51.190 --> 19:52.834
‫همینطور کتک زدن مردم.

19:52.858 --> 19:55.295
‫خیلی‌خب. می‌دونین چیه؟

19:55.319 --> 19:56.630
‫خیلی هم خوبه، دخترها.

19:56.654 --> 19:58.256
‫جدی میگم، همینطوره.

19:58.280 --> 19:59.257
‫شب خوبی داشته باشین، باشه؟

19:59.281 --> 20:00.425
‫- شما هم همینطور.
‫- خداحافط.

20:00.449 --> 20:02.952
‫خداحافط.

20:15.339 --> 20:17.150
‫سلام، عایشه هستم.
‫می‌دونین که باید چی کار کنین.

20:18.175 --> 20:19.695
‫سلام، عایشه.

20:19.719 --> 20:22.072
‫منم. امم...

20:22.096 --> 20:23.907
‫می‌خواستم ببینم هنوز هم دوست داری...

20:23.931 --> 20:26.952
‫بیای اینجا یا نه،
‫چون به نظرم بهتره بیای.

20:26.976 --> 20:28.370
‫و نگران نباش.

20:28.394 --> 20:29.705
‫به مامان چیزی نمیگم.

20:29.729 --> 20:31.540
‫قول میدم.

20:31.564 --> 20:35.001
‫پس، یه زنگ بهم بزن.

20:35.025 --> 20:36.569
‫خیلی‌خب.

20:42.158 --> 20:44.219
‫قهرمان اومد.

20:44.243 --> 20:46.388
‫دیگه از این به بعد من رو
‫سر جانسون صدا بزنین،

20:46.412 --> 20:49.516
‫چون ملکه زباله‌ها شخصا من رو
‫تبدیل به شوالیه کرد،

20:49.540 --> 20:54.521
‫یعنی تیم فوتبال فانتزی آوا.
‫اوووه!

20:54.545 --> 20:56.815
‫فقط به‌خاطر اینکه زودتر از من تونستی
‫بازیکن انصرافی بگیری، برنده شدی.

20:56.839 --> 20:58.275
‫حالا که صحبتش شد،
‫اصلا چطور این کار رو کردی؟

20:58.299 --> 20:59.693
‫مگه نرفته بودی کثیف‌کاری رو تمیز کنی؟

20:59.717 --> 21:02.154
‫چرا، توی راهروی سومین بُرد متوالی بودم.

21:02.178 --> 21:04.614
‫- هی، اینم سهم تو.
‫- چی؟!

21:04.638 --> 21:06.283
‫تو داشتی بهش کمک می‌کردی؟

21:06.307 --> 21:08.201
‫پس تو بودی که زودتر از من
‫بازیکن انصرافی رو گرفتی.

21:08.225 --> 21:10.829
‫آره، فکر می‌کردم با ذات مسابقات ان‌اف‌ال
‫مشکل اخلاقی داری.

21:10.853 --> 21:13.373
‫خب در حالی که این مشکلات اخلاقی
‫هنوز سرجاشون هستن،

21:13.397 --> 21:15.691
‫حاضرم هر کاری بکنم
‫تا خنده‌ی رفیقم رو ببینم.

21:15.791 --> 21:35.791
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.
