WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.233
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

00:00.238 --> 00:04.920
‫♪ تولدت مبارک ♪

00:04.944 --> 00:05.796
‫♪ تولدت مبارک... ♪

00:05.820 --> 00:08.048
‫اوج بگیرین.

00:08.072 --> 00:10.801
‫♪ رایان عزیز... ♪

00:10.825 --> 00:15.472
‫♪ تولدت مبارک ♪

00:15.496 --> 00:18.684
‫♪ و چند... ♪

00:18.708 --> 00:20.728
‫♪ سالت شده، رایان؟ ♪

00:20.752 --> 00:21.937
‫دوباره شروع کرد.

00:21.961 --> 00:27.067
‫♪ چند ســــــــــــــــالت شده... ♪

00:27.091 --> 00:28.611
‫♪ رایان؟ ♪

00:28.635 --> 00:33.782
‫♪ چند ســــالت... ♪

00:33.806 --> 00:37.453
‫♪ شــــــــــده؟ ♪

00:37.477 --> 00:38.853
‫شش سالم شده.

00:40.521 --> 00:43.167
‫♪ ایشالله که از خداوند ♪

00:43.191 --> 00:47.379
‫♪ عمر طولانـــــــی بگیری ♪

00:59.832 --> 01:01.018
‫خیلی‌خب، کسی یادش میاد...

01:01.042 --> 01:03.062
‫که قبلا توی محفظه چی بود؟

01:03.086 --> 01:05.022
‫- اوه، اوه.
‫- ارین، جواب بده.

01:05.046 --> 01:06.857
‫یخ. بررر.

01:06.881 --> 01:09.652
‫«من یخ. بررر» رو قبول می‌کنم.

01:09.676 --> 01:12.321
‫حالا قبلا توی این محفظه
‫یک تیکه یخ بود، درسته؟

01:12.345 --> 01:14.073
‫مامان!

01:14.097 --> 01:15.366
‫مایکا، چرا توی کلاس داد می‌زنی؟

01:15.390 --> 01:16.909
‫مامانت مگه اینجاست؟

01:16.933 --> 01:19.411
‫آقای ادی، شما بامزه‌این.

01:19.435 --> 01:21.580
‫نه، نیستم.

01:21.604 --> 01:23.582
‫امم، پس قبلا یک تیکه یخ این تو بود،

01:23.606 --> 01:26.043
‫ولی حالا فقط آب هست.

01:26.067 --> 01:28.379
‫به نظرتون چه اتفاقی واسه تیکه یخ افتاده؟

01:28.403 --> 01:32.007
‫من عاشق بینگوم!

01:32.031 --> 01:34.218
‫اولین بار نیست که
‫مایکا کلاسم رو مختل می‌کنه.

01:34.242 --> 01:35.844
‫تا جایی که فهمیدم،
‫عاشق یک سریال تلویزیونی...

01:35.868 --> 01:37.554
‫درباره سگ‌های استرالیایی شده.

01:37.578 --> 01:39.348
‫یه چیزی توی مایه‌های بلو بود.

01:39.372 --> 01:40.933
‫نمی‌دونم. مهم نیست.

01:40.957 --> 01:42.476
‫مهم اینه هر کار تونستم کرد
‫تا سر به هوایی نکنه...

01:42.500 --> 01:44.144
‫و هیچی جواب نداده.

01:44.168 --> 01:47.231
‫کار به جایی رسیده که حتی
‫هم‌کلاسی‌هاش هم اذیت میشن.

01:47.255 --> 01:49.274
‫می‌دونین چقدر سخته که
‫یک کلاس اولی اذیت بشه؟

01:49.298 --> 01:50.734
‫بینگو! بینگو!

01:50.758 --> 01:53.028
‫بینگو، بینگو، بینگو!

01:53.052 --> 01:54.196
‫امم، همه چشم‌ها اینجا باشه.

01:54.220 --> 01:56.407
‫بینگو، بلویی!

01:56.431 --> 01:57.908
‫«بلویی».

01:57.932 --> 01:59.284
‫اسم سریال «بلویی» بود.

01:59.308 --> 02:02.997
‫بعدش طارق گفت،
‫«وقتشه آماده غوغایی بشیم!»

02:04.272 --> 02:05.666
‫چون شکمم به قار و قور افتاده بود.

02:05.690 --> 02:07.376
‫خنده‌دار بود.

02:07.400 --> 02:09.253
‫اوه، خدا.
‫اونا پوست گوشت خوکن؟

02:09.277 --> 02:11.588
‫خب... می‌دونم.

02:11.612 --> 02:14.049
‫خیلی درباره‌ی دوست پسر سابقم حرف می‌زنم.

02:15.241 --> 02:17.428
‫جیکوب میگه مثل یه لزبین می‌مونم.

02:17.452 --> 02:18.429
‫دارم روش کار می‌کنم.

02:18.453 --> 02:19.430
‫نه. اون نه.

02:19.454 --> 02:22.766
‫یعنی آره، مثل لزبین‌ها می‌مونی،
‫ولی این غذا رو میگم.

02:22.790 --> 02:26.061
‫چیزهایی که می‌خوری،
‫انگار توی زندان کلاس آشپزی رفته باشی.

02:26.085 --> 02:28.689
‫می‌دونی، جالبه که این حرف رو زدی،

02:28.713 --> 02:30.524
‫چون میچی، دوست قدیمیم
‫تازه از زندان آزاد شده...

02:30.548 --> 02:31.692
‫و این رو یادم داد.

02:31.716 --> 02:33.485
‫خیلی خوشمزه و ارزونه.

02:33.509 --> 02:35.321
‫اوه، پس قضیه سر پوله؟

02:35.345 --> 02:37.448
‫چون جوری که من صرفه‌جویی می‌کنم...

02:37.472 --> 02:39.283
‫تا پول بیشتری بمونه...

02:39.307 --> 02:42.328
‫قضیه سر پولش نیست.

02:42.352 --> 02:45.581
‫مامانم هیچوقت به من
‫یا خواهرم آشپزی یاد نداد.

02:45.605 --> 02:47.333
‫پس حالا همه خواهردار شدن؟

02:47.357 --> 02:49.084
‫طارق قبلا آشپزی می‌کرد.

02:49.108 --> 02:50.794
‫عادت داشت می‌گفت،
‫«به من بگو سرآشپز طارق،

02:50.818 --> 02:52.963
‫چون وقتی تو آشپزی می‌کنی،
‫غذا مالی نیست.»

02:52.987 --> 02:54.465
‫می‌دونی هیچکس مجبورت نکرده
‫این چیزها رو بگی؟

02:54.489 --> 02:57.051
‫- می‌دونم.
‫- خیلی‌خب، گوش کن، من می‌تونم...

02:57.075 --> 02:59.803
‫بهت یاد بدم که چطور
‫یه غذای ارزون غیرخجالت‌آور بپزی.

02:59.827 --> 03:01.722
‫شاید پنج روز واست طول بکشه
‫تا تمومش کنی،

03:01.746 --> 03:03.015
‫ولی خوشمزه است،

03:03.039 --> 03:04.391
‫تا روز سوم راحت می‌تونی بخوری.

03:04.415 --> 03:06.185
‫- واقعا؟
‫- آره.

03:06.209 --> 03:08.270
‫اوه، خدا.

03:08.294 --> 03:10.356
‫می‌دونم بعدا پشیمون میشم ولی...

03:10.380 --> 03:12.191
‫امشب بیا خونه‌ام.

03:12.215 --> 03:14.777
‫چه ساعتی؟
‫یعنی میشه منم بیام؟

03:14.801 --> 03:16.695
‫می‌خوام سر جفت کردن شراب با غذا،
‫کمکم کنی.

03:16.719 --> 03:19.490
‫زک خجالت‌زده میشه
‫وقتی از فروشنده می‌خوام،

03:19.514 --> 03:21.325
‫«دومین بطری ارزون قیمت» رو بده.

03:21.349 --> 03:22.701
‫خب، دلیلی نمی‌بینم...

03:22.725 --> 03:24.078
‫که نتونی سریع یاد بگیری.

03:24.102 --> 03:27.331
‫پس آره، گمونم می‌تونی بیای، رفیق.

03:27.355 --> 03:30.334
‫- از شر اینم خلاص میشیم.
‫- ای بابا.

03:30.358 --> 03:32.568
‫هی پسر، میشه یه بسته شکر بهم بدی؟

03:45.581 --> 03:46.892
‫با من درد و دل کن داداش.

03:46.916 --> 03:48.435
‫- دوباره بگو.
‫- فهمیدم.

03:48.459 --> 03:50.395
‫اه، سلام، گرگوری.

03:50.419 --> 03:52.773
‫حرفی هست که بخوای بزنی
‫خالی بشی؟

03:52.797 --> 03:55.526
‫یه بچه‌ای توی کلاسم هست... مایکا.

03:55.550 --> 03:58.403
‫نمی‌تونم جلوش رو بگیرم
‫که همه‌ش کلاس رو مختل نکنه.

03:58.427 --> 04:00.155
‫انگار حس می‌کنه
‫هر موقع که من...

04:00.179 --> 04:01.573
‫احساس کنترل بهم دست میده،

04:01.597 --> 04:03.450
‫مثل یک شاهین کوچولوی بانمک وارد میشه...

04:03.474 --> 04:04.451
‫و من رو لت و پار می‌کنه.

04:04.475 --> 04:05.828
‫ای بابا.

04:05.852 --> 04:08.455
‫منم قبلا توی این موقعیت بودم.

04:08.479 --> 04:11.416
‫همه دانش‌آموزها انرژی مثبت میدن.

04:11.440 --> 04:14.294
‫چپ و راست جواب‌های روشنگرانه میدن.

04:14.318 --> 04:17.840
‫و بعدش یکی میاد حس و حال رو خراب می‌کنه.

04:17.864 --> 04:19.049
‫آره، از همه اون جمله‌ها بدم میاد،

04:19.073 --> 04:20.175
‫ولی چطور کنترلش می‌کنی؟

04:20.199 --> 04:22.594
‫خب، مثلا هفته قبل،

04:22.618 --> 04:24.721
‫هر دفعه که آلیا یه جواب درست میداد،

04:24.745 --> 04:27.391
‫می‌گفت، «حسابت رو رسیدم، آقای سی».

04:27.415 --> 04:28.350
‫هنوز میذاری اینجوری صدات کنن؟

04:28.374 --> 04:29.726
‫اه، از سر عشق و علاقه است.

04:29.750 --> 04:31.228
‫ولی وقتی این حرف رو زد،

04:31.252 --> 04:33.021
‫کل کلاس از خنده روده بر شدن.

04:33.045 --> 04:36.358
‫وضعیت غیرقابل تحملی بود.

04:36.382 --> 04:38.861
‫- واسه همین فرستادمش به دفتر مدیر.
‫- پیش آوا؟

04:38.885 --> 04:40.237
‫با مقیاس هفت...

04:40.261 --> 04:42.156
‫اون زلزله واسه هیچکی مهم نیست.

04:42.180 --> 04:44.599
‫روشنش کن وگرنه یه وضعیت
‫اضطراری ملی دیگه پیش میاد.

04:46.142 --> 04:48.328
‫- این کارت مفید بود؟
‫- آره.

04:48.352 --> 04:50.914
‫باعث شد حس کنم
‫شهردار عذاب وجدانوانیا سفیدپوست‌هام،

04:50.938 --> 04:53.584
‫ولی اه... کمک کرد.

04:53.608 --> 04:57.337
‫ببین، نمی‌تونم اجازه بدم که
‫یک دانش‌آموز، کلاس رو واسه همه خراب کنه.

04:57.361 --> 04:59.214
‫اگه واقعا همه چی رو امتحان کردی،

04:59.238 --> 05:00.656
‫می‌دونی، این راهم امتحان کن.

05:02.825 --> 05:05.679
‫راستش فکر خوبیه.

05:05.703 --> 05:06.722
‫ممنون؟

05:06.746 --> 05:08.915
‫اوه، قابلت رو نداشت.

05:12.335 --> 05:13.353
‫قهوه تو بود.

05:13.377 --> 05:15.397
‫درسته.

05:15.421 --> 05:17.065
‫سلام.

05:17.089 --> 05:18.817
‫اوه، خوبه. فیلمبردارها رو هم آوردی.

05:18.841 --> 05:20.861
‫منم از دیدنت خوشحال شدم، ملیسا.

05:20.885 --> 05:23.739
‫- اوه، وای.
‫- وای.

05:23.763 --> 05:25.949
‫هی، من... این رو با خودم آوردم.

05:25.973 --> 05:27.701
‫فکر کنم بهش میگن «مخلوط»
‫چون انگار...

05:27.725 --> 05:29.411
‫بهترین شراب‌ها رو هم با مخلوط می‌کنن.

05:29.435 --> 05:31.788
‫- اون...
‫- آره، پسر عموم وینیه و اگه تو سرت...

05:31.812 --> 05:33.624
‫توی کار خودت بود، خبردار نمیشدی.

05:33.648 --> 05:36.210
‫حالا چشم‌هات رو ببند
‫و صدام رو دنبال کن.

05:36.234 --> 05:38.444
‫از این طرف.

05:39.695 --> 05:41.423
‫فکر کردین کص گفتم؟

05:41.447 --> 05:43.592
‫- خانم.
‫- چشم‌ها بسته.

05:43.616 --> 05:45.844
‫آره، توی مدرسه حواسم هست
‫که بددهنی نکنم.

05:45.868 --> 05:46.970
‫اینجا خونه خودمه.

05:46.994 --> 05:48.555
‫به تخمم هم نیست.

05:48.579 --> 05:50.140
‫اوه، روی ویدئوست.
‫فکر می‌کردم روی عکسه.

05:50.164 --> 05:52.351
‫اوه، منم همینطور.

05:52.375 --> 05:54.394
‫ولی اشکال نداره.
‫ذخیره‌ش کن.

05:54.418 --> 05:55.979
‫- می‌تونیم آپلودش کنیم...
‫- اوه، خداجون.

05:56.003 --> 05:57.606
‫چی شد که شالت گرفتین؟

05:57.630 --> 05:59.858
‫- چی چی؟
‫- شالت. گفتم پیاز بگیرین.

05:59.882 --> 06:01.193
‫اوه، جنین فکر می‌کرد که...

06:01.217 --> 06:03.111
‫یک پیاز کوچولو و بانمک مثل خودشه،

06:03.135 --> 06:05.030
‫منم کی باشم که
‫بخوام ذهنیتش رو خراب کنم.

06:05.054 --> 06:06.698
‫حالا مگه مهمه؟

06:06.722 --> 06:08.033
‫میگی مهمه؟

06:08.057 --> 06:10.410
‫جنین، بی‌خیال.
‫معلومه که مهمه.

06:10.434 --> 06:12.829
‫اووه! وقتشه که برم
‫با یه فروشنده محلی حرف بزنم.

06:12.853 --> 06:14.331
‫میرم برمی‌گردم.

06:14.355 --> 06:17.543
‫عاشق چونه زدن با مغازه‌دارهای محله‌ام.

06:17.567 --> 06:20.796
‫باید وقتی یه قیمت بالاتر بهشون میگم،
‫قیافه‌شون رو ببینین.

06:20.820 --> 06:24.049
‫تا حالا کلمه بیش‌فروشی رو شنیدین؟
‫خب، من یک بیش‌خریدارم.

06:24.073 --> 06:26.009
‫اگه پیاز سفید بگیری،
‫به خدا قسم بیچاره‌ت می‌کنم.

06:26.033 --> 06:28.637
‫همم.

06:28.661 --> 06:31.515
‫پس در مورد مواد غذایی باید خیلی دقیق باشم؟

06:31.539 --> 06:33.433
‫یعنی می‌خوام بدونم میشه
‫جاشون رو عوض کنم یا نه.

06:33.457 --> 06:36.019
‫آشپزی رو مثل سبک جز می‌دونم.

06:36.043 --> 06:38.272
‫نه، دیزی گیلسپی،
‫اونجوری نمیشه.

06:38.296 --> 06:39.690
‫باید دقیق باشی.

06:39.714 --> 06:41.817
‫خواهرم کریستین ماری با مواد غذایی اشتباه...

06:41.841 --> 06:43.235
‫غذای مخصوص مامان بزرگم رو درست کرد...

06:43.259 --> 06:45.279
‫و همون غذا رو هم به مراسم ختمش آورد.

06:45.303 --> 06:46.512
‫از اون موقع تا حالا باهاش حرف نزدم.

06:47.680 --> 06:50.117
‫خب، شاید در مورد آشپزی چیزی ندونم،

06:50.141 --> 06:51.952
‫ولی یک چیزهایی از خواهر آدمیزاد می‌دونم.

06:55.771 --> 06:58.166
‫خب میگم خواهرت...

07:03.195 --> 07:05.173
‫واقعا صداش بلنده.

07:05.197 --> 07:06.425
‫نمی‌فهمی چرا روشن می‌کنم.

07:06.449 --> 07:07.301
‫حرفت رو بزن.

07:07.325 --> 07:09.344
‫به چی اشاره کردی؟

07:09.368 --> 07:12.973
‫بگذریم، من و خواهرم هم بهم نزدیک نیستیم.

07:12.997 --> 07:14.558
‫یعنی واقعا میگم.

07:14.582 --> 07:17.936
‫چون نمی‌تونست از مامانم مراقبت کنه،
‫پاشد رفت کلورادو.

07:17.960 --> 07:20.004
‫یعنی هنوز با هم حرف می‌زنیم.

07:21.213 --> 07:22.840
‫ببخشید.

07:25.551 --> 07:29.656
‫می‌دونی، سیر باعث میشه... اشک آدم در بیاد.

07:29.680 --> 07:32.534
‫آره، سیر این کار رو نمی‌کنه.
‫اینجوری ریز کن.

07:32.558 --> 07:34.411
‫می‌دونم ملیسا خیلی زود
‫با مردم قطع رابطه می‌کنه.

07:34.435 --> 07:36.038
‫حتی دیگه با آرایشگرش دیگه حرف نمی‌زنه،

07:36.062 --> 07:37.456
‫چون یک بار ملیندا صداش کرده بود،

07:37.480 --> 07:40.334
‫ولی آخه خواهر خودش؟

07:40.358 --> 07:41.835
‫ناراحت‌کننده است.

07:41.859 --> 07:44.296
‫سلام، ملیسا.

07:44.320 --> 07:45.630
‫داشتم به دیشب فکر می‌کردم،

07:45.654 --> 07:47.341
‫وقتی که گفتی با خواهرت حرف نمی‌زنی.

07:47.365 --> 07:50.052
‫خب، می‌تونی بهش فکر نکنی.

07:50.076 --> 07:51.470
‫حتما دلت واسش تنگ شده، مگه نه؟

07:51.494 --> 07:52.721
‫آره، معلومه دلم واسش تنگ شده،
‫ولی اشتباه کرد.

07:52.745 --> 07:54.723
‫باید چی کار کنم؟
‫از خودم عذرخواهی کنم؟

07:54.747 --> 07:56.350
‫خب، شاید... شاید یه دلیلی...

07:56.374 --> 07:57.351
‫واسه موقعیت وجود داشته؟

07:57.375 --> 07:59.102
‫هر داستانی همیشه دو طرف داره.

07:59.126 --> 08:02.105
‫و یکی از اونا طرف درسته که مال منه.

08:02.129 --> 08:03.482
‫خب، تا حالا این رو در نظر گرفتی...

08:03.506 --> 08:06.276
‫می‌دونی، باهاش آشتی کنی؟

08:06.300 --> 08:08.028
‫آره. خیلی خوب میشد،

08:08.052 --> 08:10.447
‫ولی کریستین ماری باید بیاد پیش من،

08:10.471 --> 08:11.823
‫اونم هیچوقت این کار رو نمی‌کنه،

08:11.847 --> 08:13.891
‫پس دیگه درباره‌ش حرف نزنین، باشه؟

08:15.351 --> 08:19.164
‫شاید کریستین ماری نیاد،
‫ولی جنین ماری میاد.

08:19.188 --> 08:21.666
‫منظورت چیه... صبر کن ببینم،
‫اسم میانی تو، ماریه؟

08:21.690 --> 08:23.877
‫نه، نیست.
‫مامانم یادش رفت اسم میانی بهم بده.

08:23.901 --> 08:26.421
‫بنده شاید یک نقشه کوچیکی چیده باشم...

08:26.445 --> 08:28.715
‫تا ملیسا و خواهرش با هم آشتی کنن.

08:28.739 --> 08:30.467
‫جوونی‌های خودم نقشه‌های زیادی می‌چیدم،

08:30.491 --> 08:33.804
‫این نقشه هم قراره به خود هدف بزنه.

08:33.828 --> 08:37.391
‫خیلی‌خب، بارون نمونه‌ای از آب
‫در حالت مایع هست.

08:37.415 --> 08:40.644
‫بلویی از اعماق دریا اومده.

08:40.668 --> 08:42.771
‫مایکا، اگه بازم حواس
‫هم‌کلاسی‌هات رو پرت کنی،

08:42.795 --> 08:43.772
‫چاره‌ای واسم نمیذاری...

08:43.796 --> 08:45.399
‫که بفرستم بری دفتر مدیر.

08:45.423 --> 08:47.275
‫اوووه.

08:47.299 --> 08:51.530
‫حالا از قبل می‌دونستیم که
‫یخ جامده، ولی آب...

08:51.554 --> 08:54.574
‫تا حالا به اعماق دریا رفتی؟

08:54.598 --> 08:58.453
‫مایکا... دلم نمی‌خواست این کار رو بکنم،

08:58.477 --> 08:59.663
‫ولی چاره‌ای واسم نذاشتی.

08:59.687 --> 09:01.623
‫وسایلت رو جمع کن.

09:01.647 --> 09:03.166
‫باید بری مدیر کلمن رو ببینی.

09:03.190 --> 09:06.569
‫اوووووه!

09:09.071 --> 09:12.759
‫خوبه. آفرین، بچه‌ها.

09:12.783 --> 09:14.344
‫سلام.

09:14.368 --> 09:15.887
‫چی شده؟

09:15.911 --> 09:17.514
‫باید این بچه رو ببرم دفتر مدیر.

09:17.538 --> 09:18.306
‫میشه حواست به کلاسم باشه؟

09:18.330 --> 09:19.891
‫دفتر مدیر؟

09:19.915 --> 09:22.769
‫فکر نمی‌کنی یه خرده
‫واسه بچه به این کوچیکی، سختگیرانه است؟

09:22.793 --> 09:26.523
‫یعنی من تا حالا هیچکدوم
‫از بچه‌های خودم رو پیش آوا نبردم.

09:26.547 --> 09:28.150
‫خب، این یه موقعیت خاصه.

09:28.174 --> 09:29.484
‫چطور؟

09:29.508 --> 09:30.986
‫می‌تونی کمکم کنی یا نه؟

09:31.010 --> 09:33.071
‫خب، من فکر می‌کنم
‫شاید گزینه‌های دیگه هم باشه.

09:33.095 --> 09:36.366
‫شما دوتا دعوا می‌کنین؟

09:36.390 --> 09:38.493
‫انگار دارین دعوا می‌کنین.

09:38.517 --> 09:39.870
‫- الان میرم توی کلاست.
‫- مرسی.

09:39.894 --> 09:41.687
‫ممنون. بیا بریم، مایکا.

09:43.647 --> 09:46.084
‫می‌تونی سریع‌تر راه بیای.

09:46.108 --> 09:47.085
‫از موقعی که مایکا رو...

09:47.109 --> 09:48.652
‫فرستادم دفتر مدیر،
‫اوضاع چطور پیش میره؟

09:51.530 --> 09:52.716
‫باید بگم خیلی خوب پیش میره.

09:55.576 --> 09:57.721
‫من اومدم تا مایکا رو بعد از یه مدت کوتاه،

09:57.745 --> 10:00.182
‫اما قابل احترام که در دفترم بود،
‫به کلاس برگردونم.

10:00.206 --> 10:02.309
‫خب، مایکا، حرفی داری که
‫بخوای به بچه‌های کلاس بگی؟

10:02.333 --> 10:04.728
‫- نه راستش.
‫- چی می‌خوای بگه؟

10:04.752 --> 10:06.897
‫می‌خوام عذرخواهی کنه
‫که وقت کلاس رو گرفت...

10:06.921 --> 10:08.482
‫و بگه هیچوقت دیگه تکرار نمیشه.

10:08.506 --> 10:09.441
‫معلومه که بازم تکرار میشه.

10:09.465 --> 10:10.484
‫می‌خوای جلو روت دروغ بگه؟

10:10.508 --> 10:11.777
‫نه.

10:11.801 --> 10:13.987
‫اکسولوتل رو فراموش نکن.
‫(سمندر مکزیکی)

10:14.011 --> 10:16.490
‫هی، مایکا، میگم اکسولوتل
‫توی تعطیلات چیکار می‌کنه؟

10:16.514 --> 10:17.783
‫استراحوتل.

10:17.807 --> 10:19.117
‫می‌دونم که درسته.

10:19.141 --> 10:22.162
‫هی... چرا بهش اسباب بازی دادن؟

10:22.186 --> 10:25.165
‫منم دلم می‌خواد برم دفتر مدیر.

10:25.189 --> 10:26.249
‫منم همینطور!

10:26.273 --> 10:28.919
‫نه. نه. خیلی‌خب. نه.

10:28.943 --> 10:30.986
‫ما... قرار نیست که...

10:32.000 --> 10:34.700
‫بعدش آب نبات چوبی که
‫آوا بهش داده بود رو در آورد.

10:34.730 --> 10:36.885
‫دلم نمی‌خواد حرفت رو قطع کنم
‫ولی اسپاگتی داره سرد میشه.

10:36.909 --> 10:39.388
‫وقتی گفتم آب نبات چوبی رو بده،
‫تف کرد توی دستم.

10:39.412 --> 10:41.515
‫می‌دونین، می‌تونین بخورین و گوش کنین.
‫قبلا دیدم که خوردین.

10:41.539 --> 10:43.559
‫می‌دونی، دانش‌آموزهایی رو دیدم
‫که یه مایع‌هایی تولید می‌کردن...

10:43.583 --> 10:45.352
‫واسه یه لحظه با خودم فکر کنم...

10:45.376 --> 10:47.313
‫شاید یه گونه خاص فضایی باشن.

10:47.337 --> 10:48.689
‫آدم باید اسپاگتی رو داغ بخوره.

10:48.713 --> 10:50.983
‫جنین، اینقدر وسط حرف نپر.

10:51.007 --> 10:52.901
‫تو و جیکوب دیروز کارتون خوب بود.

10:52.925 --> 10:55.487
‫تا سی ثانیه دیگه، همه همین حرف رو می‌زنن.

10:55.511 --> 10:57.072
‫فقط بذار داستانش رو تموم کنه.

10:57.096 --> 10:58.157
‫اوهوم.

10:58.181 --> 10:59.742
‫گفت کارم خوب بوده.

10:59.766 --> 11:02.119
‫مسئله اینجاست که آوا مجبورم کرد
‫از دست بچه آب نبات بگیرم...

11:02.143 --> 11:04.830
‫و هیچ کاری واسه تنبیه مایکا انجام نداد.

11:04.854 --> 11:06.856
‫اوه، آوا بچه‌ها رو تنبیه نمی‌کنه.

11:09.650 --> 11:11.253
‫پس چرا بهم گفتی که
‫بفرستمش پیش آوا؟

11:11.277 --> 11:13.464
‫یادت میاد که بهت گفتم
‫نباید این کار رو بکنی؟

11:13.488 --> 11:15.466
‫ببین، فرستادن بچه پیش آوا...

11:15.490 --> 11:16.967
‫فقط واسه اینه از کلاس بیرون برن...

11:16.991 --> 11:19.219
‫تا بتونی دوباره کنترل بقیه
‫بچه‌ها رو به اختیار بگیری.

11:19.243 --> 11:22.473
‫ولی مشکل رو حل نمی‌کنه
‫و تشویق رفتار مخرب...

11:22.497 --> 11:24.641
‫متضاد کاریه که
‫یک مدیر باید انجام بده، مگه نه؟

11:24.665 --> 11:26.810
‫اوه، صبر کن،
‫حرفی که زدی رو تکرار کن،

11:26.834 --> 11:28.062
‫چون یه لحظه فکر کردم...

11:28.086 --> 11:29.938
‫انتظار داری آوا کار خودش رو بکنه.

11:29.962 --> 11:32.066
‫اینجا چی کار می‌کنین؟

11:32.090 --> 11:34.026
‫ولش کنین. واسم مهم نیست.

11:34.126 --> 11:37.126
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

11:37.970 --> 11:39.406
‫بگو کِی بسه.

11:39.430 --> 11:40.991
‫نظم و انضباط یک بخش خیلی مهم...

11:41.015 --> 11:42.326
‫در رشد و نمو یک بچه است.

11:42.350 --> 11:45.204
‫وقتی من بچه بودم،
‫اگه یه کار بچگونه می‌کردم...

11:45.228 --> 11:48.999
‫داد می‌زدم، دور می‌زدم،
‫کلا اگه شوق زندگی داشتم...

11:49.023 --> 11:50.167
‫تنبیه میشدم که تنها باشم...

11:50.191 --> 11:51.919
‫و من باید این واقعیت را در نظر می‌گرفتم...

11:51.943 --> 11:54.421
‫که مرتکب شکست شخصیتی شدم یا نه.

11:54.445 --> 11:56.256
‫و اینجور تونستم
‫به این مرد سازگاری که...

11:56.280 --> 11:57.758
‫جلوتون واستاده، تبدیل بشم.

11:57.782 --> 12:00.427
‫باربارا، وقتی تو با آوا حرف می‌زنی،
‫بهت گوش می‌کنه.

12:00.451 --> 12:02.846
‫- آره.
‫- و توی کل مدرسه، تو تنها کسی هستی...

12:02.870 --> 12:04.515
‫که می‌تونی وادارش کنی،
‫حتی از راه دور کارش رو بکنه.

12:04.539 --> 12:05.849
‫درست میگی.

12:05.873 --> 12:07.518
‫این موهبت رو داری که می‌تونی از وجودش...

12:07.542 --> 12:08.977
‫گرگوری، چی می‌خوای؟

12:09.001 --> 12:10.354
‫میشه لطفا آوا رو مجبور کنی
‫بچه‌ها رو ادب کنه؟

12:10.378 --> 12:11.814
‫چون من اومدم درس یاد بدم،
‫نه اینکه تنبیه کنم.

12:11.838 --> 12:13.565
‫با آوا حرف می‌زنم،

12:13.589 --> 12:15.984
‫چون این تیپ و قیافه اصلا بهت نمیاد.

12:16.008 --> 12:18.737
‫فکر می‌کردم امروز خوشتیپ شدم.

12:18.761 --> 12:21.514
‫آقای ادی، لطفا به دفتر مدیر بیاید.

12:24.559 --> 12:26.703
‫خیلی‌خب. بچرخین.

12:26.727 --> 12:28.539
‫بچرخین. یالا.

12:28.563 --> 12:30.874
‫بچه‌ها، بچرخین.

12:30.898 --> 12:34.044
‫اووووه.

12:34.068 --> 12:35.838
‫خیلی‌خب دیگه بسه.

12:35.862 --> 12:39.532
‫وقتی کسی از پا افتاده،
‫دیگه بهش ضربه نمی‌زنیم.

12:42.201 --> 12:44.430
‫- می‌خواستی من رو ببینی؟
‫- البته آقای ادی.

12:44.454 --> 12:45.764
‫درسته.

12:45.788 --> 12:47.623
‫البته تحت این شرایط نمی‌خواستم ببینمت.

12:48.749 --> 12:50.644
‫قیافه‌ت رو اینجوری نکن.

12:50.668 --> 12:52.604
‫شنیدم اینور اونور میری
‫درباره مدیریتم شکایت می‌کنی.

12:52.628 --> 12:54.481
‫در حالی که توی این چند هفته گذشته
‫بهشون گفتم...

12:54.505 --> 12:56.316
‫که تو رو «آزار» ندن،
‫بعد اینجوری جواب خوبیم رو میدی؟

12:56.340 --> 12:57.734
‫آوا، با کمبود یک شخصیت قدرتمند...

12:57.758 --> 13:01.155
‫که بهش احتیاج دارن،
‫داری در حقشون اجحاف می‌کنی.

13:01.179 --> 13:03.323
‫بچه‌ها باید از رفتن به دفتر مدیر بترسن.

13:03.347 --> 13:05.117
‫بعد اون رو به تفریح چاک ای.چیز تبدیل کردی.

13:05.141 --> 13:06.785
‫این حرف رو نزن.

13:06.809 --> 13:08.454
‫من با تک تک مراکز تفریحی چارلز چیز...

13:08.478 --> 13:09.913
‫در منطقه بزرگ فیلادلفیا مشکل دارم.

13:09.937 --> 13:11.248
‫میشه برم؟

13:11.272 --> 13:12.666
‫به اندازه کافی تحقیرم نکردی؟

13:12.690 --> 13:14.543
‫حالا فکر می‌کنی یه بچه شش-هفت ساله...

13:14.567 --> 13:16.044
‫چه حسی بهش دست میده
‫پیاده‌روی شرم بره؟

13:16.068 --> 13:17.129
‫موقعی که به دفترم می‌رسن،

13:17.153 --> 13:18.422
‫آب دماغشون روی صورتشون ریخته...

13:18.446 --> 13:20.674
‫و مثل چی‌واوا به خودشون می‌لرزن،
‫بعد چی؟

13:20.698 --> 13:22.134
‫باید مجازاتشون کنم؟
‫بعدش چی؟

13:22.158 --> 13:23.635
‫موقع دیدن سریال «زیر عرشه»...

13:23.659 --> 13:25.637
‫باید یک بچه گریون رو ساکت کنم؟

13:25.661 --> 13:26.972
‫اگه با روش من موافق نیستی،

13:26.996 --> 13:29.123
‫باید خود تنهایی مایکا رو کنترل کنی.

13:30.875 --> 13:33.061
‫آقای ادی رو به کلاسش برمی‌گردونم.

13:33.085 --> 13:34.670
‫امیدوار باشیم که درس عبرت گرفته باشه.

13:36.881 --> 13:39.217
‫بازی بعدی با منه.

13:39.884 --> 13:41.486
‫خجالت بکش.

13:41.510 --> 13:42.863
‫خجالت بکش.

13:42.887 --> 13:44.323
‫خجالت بکش.

13:44.347 --> 13:47.534
‫این شراب سفید محصول ۲۰۲۱ هست...

13:47.558 --> 13:50.829
‫و این خوشتیپ ده دلاری یه رگه‌هایی از...

13:50.853 --> 13:52.748
‫اوه خدا، میشه اینقدر درباره شراب زر نزنی؟

13:52.772 --> 13:53.749
‫اممم.

13:53.773 --> 13:55.083
‫جنین، میشه بری ببینی کیه، لطفا؟

13:55.107 --> 13:56.293
‫- اوهوم.
‫- احتمالا یکی از همسایه‌هامه...

13:56.317 --> 13:58.170
‫فکر می‌کنه شما یک زوج بین نژادی هستین...

13:58.194 --> 14:00.547
‫که می‌خواین محله رو اصیل بکنین.

14:00.571 --> 14:03.217
‫اوه، کریستین ماری!

14:03.241 --> 14:05.052
‫تو رو می‌شناسم، بیلبو بگینز؟

14:05.076 --> 14:06.386
‫ملیسا کجاست؟

14:06.410 --> 14:09.306
‫♪ بریم دنبالش ♪

14:09.330 --> 14:10.432
‫بذارین بگم چی شده.

14:10.456 --> 14:12.434
‫من نوکی، غذای مخصوص شمنتی‌ها رو درست کردم،

14:12.458 --> 14:13.810
‫با یه یادداشت بردم مدرسه‌اش...

14:13.834 --> 14:16.146
‫که فکر کنه از طرف ملیساست
‫و حالا...

14:16.170 --> 14:18.965
‫♪ به هم رسیدن و حس خوبی داره ♪

14:21.968 --> 14:23.552
‫پتیاره خانم می‌خوای من رو مسموم کنی؟

14:26.389 --> 14:29.409
‫مسموم؟ می‌دونی که من
‫هیچوقت کسی رو مسموم نمی‌کنم.

14:29.433 --> 14:32.621
‫اگه قرار باشه کسی رو بکشم،
‫می‌خوام مُردنشون رو تماشا کنم.

14:32.645 --> 14:36.208
‫اصلا توی خونه چه غلط می‌کنی، زنیکه روانی؟

14:36.232 --> 14:37.542
‫خودت خوب می‌دونی اینجا چی کار می‌کنم.

14:37.566 --> 14:40.254
‫سر و کله‌ت محل کارم پیدا شده...

14:40.278 --> 14:42.506
‫می‌خواستی با غذات، من رو مسخره کنی.

14:42.530 --> 14:44.675
‫چی بلغور می‌کنی واسه خودت؟

14:44.699 --> 14:45.717
‫اگه مامان بزرگ خبر داشت...

14:45.741 --> 14:47.636
‫که تو این رو پختی،
‫توی کوزه‌ش به خودش می‌پیچید.

14:47.660 --> 14:50.847
‫اگه مامان بزرگ خبر داشت که تو
‫نوکی رو با سیب زمینی قرمز درست کردی،

14:50.871 --> 14:54.101
‫اون کوزه بدبخت به گه‌دونی تبدیل میشد.

14:54.125 --> 14:58.355
‫من که گفتم میوه فروشی
‫سیب زمینی زنگارگون تموم کرده بود.

14:58.379 --> 15:00.148
‫خیلی‌خب، دیگه بسه!
‫از رویارویی خوشم نمیاد. من...

15:00.172 --> 15:01.733
‫- جیکوب، جیکوب، جیکوب.
‫- می‌دونی چیه؟ خوشحالم که اومدم.

15:01.757 --> 15:04.569
‫چون کاملا مشخصه که
‫عقلت رو داری از دست میدی.

15:04.593 --> 15:07.322
‫چی تو... فیلمبردار توی خونه‌ت راه دادی.

15:07.346 --> 15:09.366
‫غذای فرستاده شده‌ت رو فراموش کردی.

15:09.390 --> 15:11.994
‫می‌دونی، با خودم گفتم
‫این آشغال رو به سگم بدم،

15:12.018 --> 15:14.538
‫ولی سگم رو دوست دارم پس...

15:14.562 --> 15:16.373
‫باید بگم که اون حرفش خیلی ناراحت کننده بود.

15:16.397 --> 15:20.460
‫اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم
‫به این آشغالی درست کنم.

15:20.484 --> 15:21.795
‫اونم همینطور.

15:21.819 --> 15:22.963
‫عه؟ اگه تو این رو درست نکردی...

15:22.987 --> 15:24.214
‫پس کی این نوکی مزخرف رو...

15:24.238 --> 15:25.716
‫جلوی کلاسم گذاشته بوده...

15:25.740 --> 15:26.925
‫و یه یادداشت هم باهاش بود.

15:26.949 --> 15:30.286
‫که نوشته «برای خواهرم»؟

15:31.537 --> 15:33.015
‫ها.

15:33.039 --> 15:33.807
‫همگی بیرون.

15:33.831 --> 15:35.100
‫برو بیرون.

15:35.124 --> 15:37.394
‫واقعا که، یه عذرخواهی نمی‌کنی...

15:37.418 --> 15:40.147
‫می‌خواستی خواهر خودت رو چیزخور کنی.

15:40.171 --> 15:42.089
‫واقعا باریکلا، شمنتی.

15:44.258 --> 15:45.319
‫اوپس.

15:45.343 --> 15:47.612
‫وایستا. صبر کن. بذار من...

15:47.636 --> 15:49.930
‫بذار قبل رفتنت فقط یه چیزی بهت بگم، باشه؟

15:52.099 --> 15:53.184
‫ریشه موهات داره دیده میشه.

15:55.853 --> 15:57.539
‫کافیه.

15:57.563 --> 15:59.166
‫صدات رو عمیق‌تر کن.

15:59.190 --> 16:00.500
‫از اونجا که آوا دلش نمی‌خواد...

16:00.524 --> 16:02.127
‫یکی از عملکردهای اساسی کارش رو انجام بده،

16:02.151 --> 16:04.338
‫من مجبورم که این
‫وظیفه اضافی رو بر عهده بگیرم.

16:04.362 --> 16:06.923
‫برنامه دارم که از انتظارات فراتر برم.

16:06.947 --> 16:09.092
‫که البته هیچ انتظاری وجود نداره.

16:09.116 --> 16:10.844
‫چون این کار من نیست.

16:10.868 --> 16:11.636
‫کافیه.

16:11.660 --> 16:13.096
‫عمیق‌تر.

16:13.120 --> 16:15.474
‫کافیه.

16:15.498 --> 16:17.559
‫دیگه اینجا کاری ندارم.

16:17.583 --> 16:19.353
‫همم. کافیه. کافیه.

16:19.377 --> 16:20.711
‫کافیه.

16:22.588 --> 16:24.274
‫اومدم یه سری بزنم
‫ببینم بعد از گفتگو با آوا،

16:24.298 --> 16:25.567
‫اوضاع چطور پیش میره.

16:25.591 --> 16:26.818
‫افتضاح.

16:26.842 --> 16:28.278
‫هیچ راه دیگه‌ای به جز
‫صدای بابام رو در آوردن،

16:28.302 --> 16:29.946
‫به ذهنم نمی‌رسه که مایکا رو ساکت کنم.

16:29.970 --> 16:33.075
‫خب، صدای بابات که در میومد،
‫روی تو جواب می‌داد؟

16:33.099 --> 16:34.576
‫میشه گفت آره.

16:34.600 --> 16:37.245
‫کار کردن به عنوان
‫یک مرد سیاه‌پوست جوان در ابت،

16:37.269 --> 16:39.081
‫توی یک موقعیت خاص قرار گرفتی.

16:39.105 --> 16:40.165
‫امم.

16:40.189 --> 16:42.376
‫به علاوه در مرحله مهمی از زندگیت هستی.

16:42.400 --> 16:44.211
‫حالا من نمیگم که نظم و انضباط...

16:44.235 --> 16:46.630
‫جایگاه خودش رو نداره،

16:46.654 --> 16:48.632
‫ولی دانش‌آموزها یا ازت می‌ترسن...

16:48.656 --> 16:51.093
‫یا بهت احترام میذارن.

16:51.117 --> 16:52.743
‫نمی‌تونی هر دو رو داشته باشی.

16:53.953 --> 16:55.806
‫احتمالش هست فراموش کرده باشم که...

16:55.830 --> 16:58.475
‫اون نظم و انضباط توی کودکی،
‫چه حس و حالی بهم می‌داد.

16:58.499 --> 17:00.685
‫کم کم به این فکر می‌کنم
‫که به‌خاطر همین قضیه...

17:00.709 --> 17:04.147
‫نتونستم به اون مردی که بهش افتخار کنم،
‫تبدیل بشم.

17:04.171 --> 17:05.816
‫شاید بر خلافش عمل کردم.

17:05.840 --> 17:08.443
‫اووه، ملیسا چه عصبانیه.

17:08.467 --> 17:10.136
‫مطمئنم در اون حد عصبانی نیست.

17:13.389 --> 17:15.158
‫چرا هست.
‫وقتی عصبانیه، اینجوری راه میره.

17:15.182 --> 17:16.576
‫نگاهش کن،
‫زانوهاش خم نمیشن.

17:16.600 --> 17:17.911
‫چون خیلی قد کوتاهی...

17:17.935 --> 17:19.353
‫در تشخیص زبان بدن، افتضاحی.

17:21.897 --> 17:23.041
‫سلام، ملیسا؟

17:23.065 --> 17:25.419
‫سلام. من... متاسفم.

17:25.443 --> 17:27.671
‫فقط می‌خواستم رابطه
‫تو و خواهرت رو درست کنم،

17:27.695 --> 17:29.673
‫نه اینکه یک قسمت
‫از «سوپرانوز» رو بازآفرینی کنم،

17:29.697 --> 17:31.133
‫توهین آمیز بود؟
‫ندیدمش. نمی‌دونم.

17:31.157 --> 17:33.176
‫نه، من می‌دونستم
‫وقتی تو رو به خونه‌ام...

17:33.200 --> 17:35.637
‫دعوت می‌کنم، چه ریسکی می‌کنم.

17:35.661 --> 17:37.723
‫خودم این بلا رو سر خودم آوردم.

17:37.747 --> 17:39.349
‫نمی‌خوام با توضیح بیش از حد رفتارم،

17:39.373 --> 17:40.851
‫عذرخواهی خودم را کمرنگ کنم...

17:40.875 --> 17:42.811
‫معلومه که نمی‌خوای.
‫چی شده، جنین؟

17:42.835 --> 17:46.648
‫من تازگی‌ها خیلی دلم واسه خواهرم تنگ شده...

17:46.672 --> 17:48.650
‫و نمی‌تونم تصور کنم
‫که خواهرم نزدیکم باشه...

17:48.674 --> 17:51.069
‫و سر یک سیب زمینی اشتباهی،
‫باهاش حرف نزنم.

17:51.093 --> 17:52.237
‫می‌فهمم که غذا واستون مهمه.

17:52.261 --> 17:54.489
‫قضیه سر نوکی نیست، جنین.

17:54.513 --> 17:55.949
‫چند نفر از اعضاء خونواده‌ام...

17:55.973 --> 17:58.660
‫هنوز سر اون غذا، باهاش دشمنی خونی دارن،

17:58.684 --> 18:01.079
‫ولی موقعی که مامان بزرگم مریض شد،

18:01.103 --> 18:02.706
‫کریستین ماری خونواده رو تنها گذاشت.

18:02.730 --> 18:04.332
‫گفت، «اوه، نمی‌تونم تحمل کنم...

18:04.356 --> 18:06.251
‫که اینجوری ببینمش»
‫و بعدم ناپدید شد...

18:06.275 --> 18:09.546
‫و من تنها موندم که
‫از مامان بزرگم مراقبت کنم.

18:09.570 --> 18:11.006
‫بعد یه ظرف پلاستیکی در دار...

18:11.030 --> 18:12.591
‫پر از آشغال رو واسه مراسم ختم میاره؟

18:12.615 --> 18:14.426
‫با این کارش دیگه میخ آخر رو زد.

18:14.450 --> 18:16.303
‫استعارتا.
‫مامان بزرگ سوزونده شد.

18:16.327 --> 18:18.597
‫هر چند دلم واسه دیدنش تنگ شده بود.

18:18.621 --> 18:21.308
‫لذت بردم که دوباره اونجوری
‫باهاش خوش گذروندم.

18:21.332 --> 18:22.642
‫واقعا؟

18:22.666 --> 18:24.102
‫آره، می‌دونی.
‫خونواده ما پیچیده است.

18:25.586 --> 18:27.647
‫آره، بدون شک.

18:27.671 --> 18:29.357
‫آره.

18:29.381 --> 18:31.526
‫ای کاش مامانم بهم آشپزی یاد داده بود.

18:31.550 --> 18:33.695
‫هی.

18:33.719 --> 18:35.530
‫نظرت چیه که من و تو یه وقتی خالی کنیم...

18:35.554 --> 18:37.449
‫تا یه کلاس آشپزی دیگه داشته باشیم، ها؟

18:37.473 --> 18:39.242
‫اینجوری به کسی صدمه نمی‌زنی.

18:39.266 --> 18:40.577
‫باشه؟

18:40.601 --> 18:41.977
‫اوه،خبری از جیکوب نباشه.
‫دعوت نیست.

18:43.646 --> 18:45.957
‫اوه، من دعوت نشدم؟

18:45.981 --> 18:49.544
‫حالا تیکه یخ ما ذوب شد
‫و تبدیل به آب شد،

18:49.568 --> 18:53.048
‫ولی این آب رو جلوی خورشید گذاشتیم
‫و تبخیر شد.

18:53.072 --> 18:54.341
‫حالا کسی می‌دونه که...

18:59.787 --> 19:01.973
‫بلویی!

19:01.997 --> 19:03.475
‫ها؟ چی؟

19:03.499 --> 19:04.518
‫چی گفتی، بلویی؟

19:04.542 --> 19:05.852
‫آها. آره.

19:07.837 --> 19:09.272
‫بلویی، از دست تو.

19:09.296 --> 19:11.316
‫اوه، بلویی خیلی بامزه است.

19:11.340 --> 19:13.485
‫ولی گفت که می‌دونی حالت...

19:13.509 --> 19:14.820
‫آب تبخیر شده چیه.

19:14.844 --> 19:16.220
‫کسی می‌دونه؟

19:17.179 --> 19:18.907
‫خیلی‌خب، مایکا، بیا اینجا ببینم.

19:18.931 --> 19:21.642
‫شما که می‌دونین بلد نیست.

19:22.977 --> 19:28.440
‫خیلی‌خب، حالا بگو اون آب
‫حالت جامد، مایع یا گازه؟

19:32.111 --> 19:34.089
‫ااه!
‫اشتباهه.

19:34.113 --> 19:35.423
‫درست نبود، پسر.

19:35.447 --> 19:36.925
‫ولی اشکال نداره.

19:36.949 --> 19:39.052
‫مرسی که تلاش کردی.

19:39.076 --> 19:40.911
‫حالا کس دیگه‌ای هست که
‫می‌خواد جواب بده؟

19:42.496 --> 19:45.016
‫آقای ادی، امروز کسی رو به دفترم نفرستادی.

19:45.040 --> 19:47.352
‫اوه، حس می‌کنم که
‫اوضاع رو تحت کنترل خودم در آوردم.

19:47.376 --> 19:49.187
‫خب، می‌دونی که لازم نیست
‫یه دانش‌آموز بدرفتار داشته باشی...

19:49.211 --> 19:50.480
‫که بخوای به دفترم سر بزنی.

19:50.504 --> 19:52.357
‫همیشه می‌تونی بیای سلام کنی.

19:52.381 --> 19:54.734
‫باید نئشه باشم که همچین کاری بکنم.

19:54.758 --> 19:56.695
‫- بزن قدش.
‫- نه نه.

19:56.719 --> 19:58.029
‫ترکیب شما دو تا رو دوست ندارم.

19:58.053 --> 19:59.823
‫اوه، آوا،

19:59.847 --> 20:02.617
‫یادم رفت که گزارش انضباطی رو بهت بدم.

20:02.641 --> 20:04.160
‫دیگه با آوا محل کار صحبت نمی‌کنی.

20:04.184 --> 20:06.621
‫می‌تونی گزارش رو بذاری روی میزش
‫یا اینکه فردا باهاش حرف بزنی.

20:06.645 --> 20:09.148
‫چطور جرئت می‌کنه.

20:29.585 --> 20:31.587
‫چه خبرها، بابا؟

20:34.048 --> 20:36.318
‫آره، معلومه. بله.

20:36.342 --> 20:38.135
‫متاسفم، سرهنگ دوم پدر جناب.

20:42.389 --> 20:45.035
‫امم. این یکی مال موقعی بود
‫که من و کریستین ماری...

20:45.059 --> 20:46.870
‫رفته بودیم دنیای دیزنی
‫و اگه دقیق نگاه کنین،

20:46.894 --> 20:49.331
‫روی پیشونیم یه برآمدگی می‌بینین...

20:49.355 --> 20:51.249
‫که از کوبوندن در به کله‌ام، ایجاد شده بود.

20:51.273 --> 20:54.252
‫اوه، این یکی... روز ناراحت کننده‌ای بود.

20:54.276 --> 20:57.881
‫این مال موقعی بود که
‫کریستین ماری با گربه‌اش خداحافظی کرد.

20:57.905 --> 21:00.133
‫اسم گربه‌ش رو درست قبل از اینکه خاک کنه،

21:00.157 --> 21:02.093
‫قانونا به ملیسا تغییر داد.

21:02.117 --> 21:03.887
‫پس...

21:03.911 --> 21:04.930
‫وووپ!

21:04.954 --> 21:06.932
‫این یکی خیلی خاصه.

21:06.956 --> 21:09.917
‫این عکس من توی عروسی کریستین ماریه.

21:11.502 --> 21:13.897
‫اوه، نگاه کنین... این یکی رو ببینین.

21:13.921 --> 21:15.839
‫ببینین چقدر خوب با هم کنار میومدیم.

21:21.553 --> 21:22.572
‫ببخشید.

21:22.672 --> 21:42.672
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.
