WEBVTT

00:01.921 --> 00:03.525
‫- اووه، چه قشنگه.
‫- اوه، مرسی.

00:03.549 --> 00:05.320
‫یکی از دانش‌آموزهام همینجوری بهم داد...

00:05.344 --> 00:07.157
‫هی، چه پلوور قشنگی.

00:07.181 --> 00:08.952
‫اوه. مرسی، مایلز.

00:08.976 --> 00:10.455
‫اوه، وای.

00:10.479 --> 00:12.250
‫تعریف کرد و مقدمه‌ای
‫واسه مسخره کردن نبود.

00:12.274 --> 00:13.252
‫آره.

00:13.276 --> 00:14.756
‫منتظر بودم بگه،
‫«چه پلوور قشنگی.

00:14.780 --> 00:16.383
‫نمی‌دونستم برت و ارنی حراج کرده بودن.»

00:16.407 --> 00:18.931
‫ولی راستش بچه‌ها اخیرا خیلی خوب شدن.

00:18.955 --> 00:20.851
‫انگار هیجان‌زده‌ان که چیزی یاد بگیرن؟

00:20.875 --> 00:22.270
‫آره.
‫منم همینطور فکر می‌کنم.

00:22.294 --> 00:24.399
‫بدرفتاری نمی‌کنن.
‫نمره‌هاشون بالا رفته.

00:24.423 --> 00:26.488
‫واسه منم گل می‌گیرن.

00:26.512 --> 00:28.742
‫- با خودم میگم، الان خوابم یا بیدار؟
‫- می‌دونی چیه؟

00:28.766 --> 00:31.665
‫فکر کنم بالاخره داریم احترام
‫و شور و اشتیاق‌شون رو بدست میاریم.

00:31.689 --> 00:34.127
‫خب، واسه شور و اشتیاق که امیدوارم،
‫ولی احترام؟

00:34.151 --> 00:35.589
‫فقط میشه آرزو کرد.

00:35.613 --> 00:38.679
‫سلام، ویک، چطور مطوری؟

00:38.703 --> 00:41.350
‫ااای!
‫کوئیزت رو خیلی خوب دادی.

00:41.374 --> 00:42.728
‫انگار یه نفر خوب درس می‌خونه.

00:42.752 --> 00:44.566
‫هر کاری واسه شما می‌کنم، آقای سی!

00:44.590 --> 00:46.820
‫چقدر بانمک بود.

00:46.844 --> 00:48.490
‫صبر کن ببینم.
‫آقای سی کیه؟

00:48.514 --> 00:50.118
‫نمی‌دونم،
‫نمی‌خوام زیاده‌روی کنم.

00:50.142 --> 00:52.247
‫نمی‌خوام رابطه‌ای که
‫الان داریم رو...

00:52.271 --> 00:54.334
‫با پرسیدن سوال‌های زیاد،
‫خراب کنم، می‌دونی؟

00:54.358 --> 00:56.046
‫اوه، پس اینجایی، جیکوب.

00:56.070 --> 00:57.758
‫سگ خاله‌ام، پلوورش رو لازم داره.

01:00.329 --> 01:02.207
‫حالت رو گرفتم.

01:04.713 --> 01:13.237
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

01:13.261 --> 01:17.061
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

01:17.112 --> 01:18.967
‫آفرین، بچه‌ها!

01:18.991 --> 01:20.261
‫همه‌تون ۲۰ و ۱۸ گرفتین!

01:20.285 --> 01:21.931
‫همه فوق ستاره‌این.

01:21.955 --> 01:23.392
‫اوه. خیلی‌خب، بچه‌ها.

01:23.416 --> 01:25.355
‫یواش و آروم.
‫یواش و آروم.

01:25.379 --> 01:28.235
‫سال طولانی با پستی و بلندی زیادی بوده،

01:28.259 --> 01:30.448
‫ولی کاملا ارزشش رو داشت
‫که به اینجا برسیم.

01:30.472 --> 01:33.412
‫انگار یه نفر بالاخره
‫این قضیه تدریس رو یاد گرفته.

01:33.436 --> 01:35.023
‫خیلی‌خب.

01:37.904 --> 01:39.967
‫انگار یکی فراموش کرده
‫کف زمین کجاست.

01:39.991 --> 01:42.454
‫بذارین یه دستمال کاغذی بیارم
‫و تمیزش کنم.

01:44.668 --> 01:47.525
‫صبر کن ببینم.
‫چی...

01:47.549 --> 01:49.529
‫چی...

01:49.553 --> 01:51.347
‫کی این کار رو کرده؟

01:55.230 --> 01:56.626
‫و به همسایه‌ام گفتم...

01:56.650 --> 01:58.337
‫«اگه واسه یه درخت به ۳۱۱ زنگ بزنی،

01:58.361 --> 01:59.966
‫بدون مشورت با یه درختکار...

01:59.990 --> 02:03.222
‫فقط میان از جا می‌کننش.»

02:03.246 --> 02:04.809
‫و بخش خنده‌دار قضیه اینجاست که...

02:04.833 --> 02:06.145
‫نخیر.

02:06.169 --> 02:09.485
‫خنده‌داریش اینجاست
‫که شماره ۳۱۱ اصلا ۳۱۱ نیست...

02:09.509 --> 02:11.597
‫جیکوب، لطفا. بس کن.

02:13.057 --> 02:14.579
‫شرمنده. تقصیر تو نیست.

02:14.603 --> 02:15.998
‫تقصیر من نیست.

02:16.022 --> 02:18.377
‫«جیکوب، بس کن» می‌تونست
‫مثل هر جیکوب گفتنی باشه.

02:18.401 --> 02:21.383
‫آخه اون قضیه مدیر مدرسه شدن...

02:21.407 --> 02:23.220
‫که یه مدت هدف اصلیم بود،

02:23.244 --> 02:25.349
‫و اینکه فهمیدم
‫به این زودی‌ها اتفاق نمیفته...

02:25.373 --> 02:27.103
‫من رو خیلی به فکر فرو برده.

02:27.127 --> 02:28.648
‫نه. می‌فهمم.

02:28.672 --> 02:30.151
‫آره، حالش رو نداری داستان گوش کنی.

02:30.175 --> 02:31.905
‫می‌فهمم.

02:31.929 --> 02:34.702
‫سلام. می‌خواین یه چیز عجیب بشنوین؟

02:34.726 --> 02:36.038
‫جنین، مگه نمی‌بینی؟

02:36.062 --> 02:37.917
‫الان حس و حالش رو نداریم.

02:37.941 --> 02:39.377
‫باشه پس، بهتون نمیگم که...

02:39.401 --> 02:40.798
‫روی میزهای کلاسم، رد کفش دیدم.

02:40.822 --> 02:42.091
‫صبر کن، نه.

02:42.115 --> 02:44.555
‫روی میزهای کلاست،
‫رد کفش پیدا کردی؟

02:44.579 --> 02:46.225
‫آره.
‫عجیبه، مگه نه؟

02:46.249 --> 02:47.728
‫- آره.
‫- صبر کن، ببینم.

02:47.752 --> 02:49.774
‫منم روی میزهای کلاسم،
‫رد کفش پیدا کردم.

02:49.798 --> 02:51.109
‫بهش اهمیتی ندادم.

02:51.133 --> 02:53.072
‫عجیب‌ترین چیزی نیست
‫که روی میزهام پیدا می‌کنم.

02:53.096 --> 02:54.617
‫آره. منم چندتا پیدا کردم.

02:54.641 --> 02:56.078
‫فکر کردم دارم دیوونه میشم.

02:56.102 --> 02:57.413
‫صبر کنین، پس شماها هم...

02:57.437 --> 02:58.583
‫تو کلاس‌هاتون رد کفش پیدا کردین؟!

02:58.607 --> 03:00.086
‫- آره.
‫- آره.

03:00.110 --> 03:02.215
‫خب، توی کلاس من که خبری نیست.

03:02.239 --> 03:04.386
‫میزهای من که تمیز تمیزن.

03:04.410 --> 03:05.806
‫وایستین،
‫اگه این اتفاق واسه همه...

03:05.830 --> 03:07.350
‫به جز باربارا رخ میده،
‫قضیه از چه قراره؟

03:07.374 --> 03:09.271
‫- عجیبه.
‫- واقعا نمی‌دونم.

03:09.295 --> 03:11.985
‫من می‌دونم که قضیه چیه
‫و اصلا هم خوب نیست.

03:12.009 --> 03:14.949
‫راستش رو بخواین،
‫دعا می‌کردم که به مدرسه ما نرسه.

03:14.973 --> 03:16.870
‫- ارواح اومدن.
‫- بهش میگن میزنوردی.

03:16.894 --> 03:18.289
‫یه چالش جدید آنلاینه...

03:18.313 --> 03:20.669
‫که بچه‌ها از روی یه میز
‫به میز دیگه می‌پرن.

03:20.693 --> 03:23.592
‫هفته پیش از طریق شبکه سرایداران فهمیدم.

03:23.616 --> 03:24.969
‫امم.

03:26.793 --> 03:28.793
‫(چالش میزنوردی هیوستون)

03:29.001 --> 03:30.396
‫ویدئوهاش همه جا ریخته.

03:30.420 --> 03:33.027
‫آقای رانسون از دبستان وست آدام گفت...

03:33.051 --> 03:34.947
‫چند هفته است که داره میزها رو تمیز می‌کنه.

03:34.971 --> 03:36.659
‫- اووه.
‫- اوه، خدا.

03:36.683 --> 03:38.454
‫برو! برو! برو!
‫تو می‌تونی!

03:38.478 --> 03:40.249
‫اوه، خداجون!
‫صدتا ویدئو مثل این هست!

03:40.273 --> 03:41.586
‫افتضاحه!

03:41.610 --> 03:43.506
‫ولی اینجا همچین چیزی در جریان نیست،
‫مگه نه؟

03:43.530 --> 03:45.176
‫یعنی بچه‌هامون به ما احترام میذارن.

03:47.872 --> 03:49.727
‫یکی ممکنه واقعا آسیب ببینه.

03:49.751 --> 03:51.188
‫من که ناراحت شدم.

03:51.212 --> 03:52.566
‫من تک تک ترندهای اینترنت رو بلدم.

03:52.590 --> 03:54.152
‫چطور درباره‌ی این نفهمیدم؟

03:54.176 --> 03:56.406
‫باید ته و تو این قضیه رو در بیاریم.

03:56.430 --> 03:58.745
‫می‌دونین چیه؟
‫شرط می‌بندم میشه رد کفش رو پیدا کرد.

03:58.769 --> 04:00.206
‫میزت رو تمیز کردی؟

04:00.230 --> 04:02.251
‫- نه.
‫- ای کثیف.

04:02.275 --> 04:04.446
‫خیلی‌خب، کسی از کفش‌ها سر در میاره؟

04:07.452 --> 04:09.474
‫دوست پسرم، زک،
‫خوره‌ی کفش‌های ورزشیه.

04:09.498 --> 04:11.269
‫اون... کفش‌ها رو بیشتر
‫از هر چیزی دوست داره.

04:11.293 --> 04:14.359
‫خب، البته به جز این آقا پسر.

04:14.383 --> 04:16.262
‫خودم رو میگم.
‫آقا پسر منم.

04:16.972 --> 04:19.578
‫خیلی‌خب. فکر نکنم بتونم
‫توی اینترنت چیزی پیدا کنم.

04:19.602 --> 04:21.456
‫رفیق کفش‌بازت کی میاد؟

04:21.480 --> 04:23.419
‫اه، توی راهه.

04:23.443 --> 04:25.339
‫خب این زک خان،
‫پیش تو زندگی می‌کنه؟

04:25.363 --> 04:27.093
‫آره. ماه قبل نقل مکان کرد.

04:27.117 --> 04:28.596
‫و اوضاع خوب پیش میره؟

04:28.620 --> 04:30.433
‫آره. واقعا حرف نداره.

04:30.457 --> 04:34.006
‫پس تو رو از قبل می‌شناخت
‫و انگار... حالا بیشتر می‌شناسه؟

04:35.383 --> 04:37.740
‫خب، به نظر من که آدم خیلی خوبی میاد،
‫مگه نه؟

04:37.764 --> 04:39.660
‫- اوه، آره.
‫- دقیقا. آره.

04:39.684 --> 04:41.413
‫سلام. اینم از عشق من.

04:41.437 --> 04:42.583
‫سیاه‌پوست؟!

04:42.607 --> 04:44.085
‫راستش «زک» خونده میشه.

04:44.109 --> 04:45.361
‫شما حتما آوا هستین.

04:46.030 --> 04:47.175
‫همه‌تون داشتین بهش فکر می‌کردین.

04:47.199 --> 04:48.343
‫دیدم‌تون.
‫اینجوری بهم نگاه نکنین.

04:48.367 --> 04:50.097
‫ما همیشه اینجوری بهت نگاه می‌کنیم.

04:50.121 --> 04:52.185
‫از دیدنت خیلی خوشحالیم، زک.

04:52.209 --> 04:53.980
‫به به، ملکه‌ی خمیر پیتزا هم که اینجاست.

04:55.423 --> 04:59.032
‫هفته پیش با هم رفتیم بیرون
‫و همه‌ی خمیر پیتزاهاش رو خوردم.

04:59.056 --> 05:00.326
‫خوشم نمیاد غذا حیف و میل بشه.

05:00.350 --> 05:01.746
‫صبر کنین، این رد کفش روی میزه؟

05:01.770 --> 05:02.831
‫آره.

05:02.855 --> 05:04.668
‫ها.

05:04.692 --> 05:06.338
‫ها؟ چیه... منظورت از «ها» چیه؟

05:06.362 --> 05:07.674
‫توی عکس کوچیک‌تر بود.

05:07.698 --> 05:09.720
‫واسه کلاس دومی، خیلی بزرگه.

05:09.744 --> 05:12.308
‫پشت سرمون دارن می‌خندن.

05:12.332 --> 05:14.270
‫اگه کفش ورزشی سایز کوچیک
‫یک آدم بالغ باشه،

05:14.294 --> 05:18.488
‫گزینه‌های ساخت و مدل رو
‫به طرز عجیبی افزایش میده.

05:18.512 --> 05:20.492
‫خیلی باهوشه.

05:20.516 --> 05:22.955
‫هفته پیش توی مسابقه سرگرمی
‫بار اسکار، سوم شدیم.

05:22.979 --> 05:24.082
‫سمت ریتن‌هاوس میفته.

05:24.106 --> 05:25.585
‫به دلایل فنی حذف شدیم،

05:25.609 --> 05:27.296
‫ولی اگه نمی‌دونستین،
‫سریلانکا...

05:27.320 --> 05:29.134
‫عزیزم، این داستان قراره به کجا برسه؟

05:29.158 --> 05:31.556
‫میشه روی مسئله فعلی تمرکز کنیم؟

05:31.580 --> 05:34.060
‫امم. نه، خیلی ببخشید.
‫لطفا ادامه بده.

05:34.084 --> 05:36.983
‫الان جلوی جیکوب رو گرفت
‫که مثل همیشه نباشه؟

05:37.007 --> 05:39.237
‫میشه توی شیشه بذاریمش
‫و هر وقت لازم شد ازش استفاده کنیم؟

05:39.261 --> 05:40.907
‫خیلی‌خب، وقتشه بریم سر کار.

05:40.931 --> 05:43.287
‫میگن که ۴۸ ساعت اولیه،
‫مهم‌ترین زمان ممکنه.

05:43.311 --> 05:45.040
‫وایستا، وایستا، وایستا.
‫صبر کن.

05:45.064 --> 05:47.110
‫اون کفش‌ها، مدل کفی میانی
‫نامتقارن سیاه و خاکستریه؟

05:48.446 --> 05:51.428
‫امروز تصمیم گرفتم ماجراجویی کنم
‫و کفش ورزشی بپوشم.

05:51.452 --> 05:52.890
‫عالین.

05:54.291 --> 05:56.003
‫- خیلی‌خب.
‫- اوکی. ممنون.

05:57.798 --> 05:59.360
‫ازش خوشم اومد.

05:59.384 --> 06:00.947
‫هنوز نمی‌فهمم چطور
‫با جیکوب زندگی می‌کنه.

06:00.971 --> 06:03.160
‫به نظرت گردنش
‫از اون همه سر تکون دادن خسته میشه؟

06:03.184 --> 06:05.122
‫اوهوم.

06:06.524 --> 06:08.880
‫همین الان یه ایمیل از زک واسم رسید.
‫موضوع: «قابلت رو نداشت».

06:08.904 --> 06:10.007
‫- اووه.
‫- اوه.

06:10.031 --> 06:12.261
‫اوه، قراره این پرونده رو به راحتی حل کنیم.

06:12.285 --> 06:14.015
‫اه... اوکی.

06:14.039 --> 06:16.646
‫میگه در حالی که اول فکر می‌کرد
‫جوردن سری ۵ باشه،

06:16.670 --> 06:18.148
‫خط باریک در وسط قوس...

06:18.172 --> 06:20.695
‫نشون دهنده یک مارک نایکیه،
‫نه لوگوی جامپ‌من...

06:20.719 --> 06:21.989
‫خیلی‌خب.
‫برو پایین. برو پایین.

06:22.013 --> 06:24.369
‫- عکس کفشه؟
‫- آره.

06:24.393 --> 06:26.206
‫- اوه.
‫- اووه.

06:26.230 --> 06:27.416
‫خیلی‌خب، عالی شد.

06:27.440 --> 06:29.170
‫حالا باید کفش بچه‌ها رو نگاه کنیم،

06:29.194 --> 06:31.174
‫کاری که معمولا انجام نمیدیم
‫ولی...

06:31.198 --> 06:32.678
‫نه. لازم نیست.

06:32.702 --> 06:34.222
‫چون این کفش رو فقط
‫پای دوتا بچه دیدم...

06:34.246 --> 06:35.850
‫بریانا و استفان.

06:35.874 --> 06:38.063
‫آره، ولی بیاین عجله نکنیم
‫و کسی رو متهم نکنیم.

06:38.087 --> 06:40.174
‫الان میام سراغتون!

06:43.932 --> 06:46.956
‫خیلی‌خب،
‫بیاین جداشون کنیم و به حرف بیاریمشون.

06:46.980 --> 06:49.085
‫شما دوتا برین سراغ استفان
‫و بریانا هم با ما.

06:49.109 --> 06:50.839
‫باشه.
‫پلیس خوب، پلیس بد.

06:50.863 --> 06:52.843
‫می‌دونی، جالب شد که
‫«پلیس خوب، پلیس بد» رو گفتی،

06:52.867 --> 06:54.972
‫چون پلیس توی این کشور
‫اونقدر افتضاح عمل می‌کنه،

06:54.996 --> 06:56.767
‫در واقع بیشتر
‫«پلیس بد، پلیس بد» هست.

06:56.791 --> 06:59.105
‫- جنین، این با تو.
‫- باشه.

06:59.129 --> 07:01.317
‫ببین، استفان.
‫درک می‌کنم.

07:01.341 --> 07:03.113
‫منم یه موقعی بچه بودم.

07:03.137 --> 07:05.117
‫ولی من و تو
‫جفت‌مون می‌دونیم که آخرش چی میشه،

07:05.141 --> 07:06.746
‫بهت بگم که دلت نمی‌خواد...

07:06.770 --> 07:08.165
‫کاسه و کوزه‌ها سرت بشکنه.

07:08.189 --> 07:09.752
‫چون وقتی دوستت شروع کنه
‫به حرف زدن،

07:09.776 --> 07:12.089
‫دقیقا همین بلا سرت میاد.

07:12.113 --> 07:13.425
‫شک نکن
‫مثل فردو کورلئونه فسقلی،

07:13.449 --> 07:14.762
‫همین الان داره تو رو لو میده.

07:14.786 --> 07:16.974
‫پس من اگه جای تو بودم،
‫حرف می‌زدم.

07:16.998 --> 07:18.561
‫چون دلت نمی‌خواد
‫که تو رو بفرستم...

07:18.585 --> 07:20.355
‫بری پیش خانم تیگس
‫و آقای هیل.

07:20.379 --> 07:23.153
‫فکر نکنم خوشت بیاد
‫اونجا چی میگذره.

07:23.177 --> 07:27.913
‫ببین، بعضی وقت‌ها،
‫بعضی اوقات، کار درست خوشگذرونیه.

07:29.022 --> 07:31.169
‫پس چرا بهمون نمیگی
‫که این قضیه رو کی شروع کرده...

07:31.193 --> 07:33.090
‫و کی داره انجامش میده؟

07:33.114 --> 07:34.659
‫می‌دونی، به نظرت جالب نیست؟

07:36.161 --> 07:37.599
‫خیلی‌خب، بچه‌جان.

07:37.623 --> 07:40.187
‫اولین کسی که حرف بزنه،
‫راهش رو میکشه میره.

07:40.211 --> 07:41.732
‫رد اون کفش‌ها
‫چطور روی میز افتادن؟

07:41.756 --> 07:44.153
‫- اسم بگو!
‫- آره، اسمش رو بگو.

07:44.177 --> 07:45.990
‫تیک تاک، توییچ، دیسکورد؟

07:46.014 --> 07:47.243
‫فقط بهم بگو
‫ترند روز کجاست...

07:47.267 --> 07:48.746
‫- منم ولت می‌کنم که بری.
‫- آره.

07:48.770 --> 07:50.332
‫نه. باید ازش اعتراف بگیریم.

07:50.356 --> 07:52.360
‫جیغ بزن و میذارم مثل کامرون
‫از گروه «دیپست» در بری.

07:56.285 --> 07:57.722
‫می‌دونی چیه؟
‫یه لحظه باش.

07:57.746 --> 08:00.728
‫خیلی‌خب.
‫حرف نمی‌زنه.

08:00.752 --> 08:02.691
‫خیلی‌خب.
‫بذار یه چیزی رو امتحان کنم، باشه؟

08:02.715 --> 08:04.402
‫امم...

08:04.426 --> 08:06.866
‫به نظر میاد تشنه‌ای.

08:06.890 --> 08:09.120
‫اوه، ببین چی پیدا کردم.

08:09.144 --> 08:12.042
‫یه آبمیوه‌ی خوشمزه و سرد و دلچسب.

08:12.066 --> 08:13.420
‫شک ندارم آبمیوه دلت می‌خواد.

08:13.444 --> 08:15.550
‫- نمی‌خوام.
‫- اوه، باشه.

08:15.574 --> 08:18.162
‫چون من که تشنه‌ام.

08:22.086 --> 08:24.442
‫نمی‌تونم فرو کنم.

08:24.466 --> 08:26.237
‫شما... باید بپیچونیش.

08:26.261 --> 08:28.390
‫- من می‌تونم...
‫- آره، نه خودم می‌تونم.

08:29.644 --> 08:30.914
‫اه.

08:30.938 --> 08:32.775
‫اوه.

08:35.071 --> 08:36.800
‫جانم، خسته‌ای؟

08:36.824 --> 08:38.303
‫قهوه می‌خوای؟

08:38.327 --> 08:40.432
‫چون کل روز می‌تونم
‫این کار رو بکنم، بچه‌جان.

08:40.456 --> 08:42.979
‫کلی وقت خالی دارم.

08:43.003 --> 08:44.483
‫نخیر، اینطور نیست.

08:44.507 --> 08:46.654
‫بگو ببینم کی این حرکت
‫پرطرفدار رو شروع کرده...

08:46.678 --> 08:47.989
‫وگرنه قسم می‌خورم...

08:48.013 --> 08:49.325
‫پسرجان، نذار نشونت بدم.

08:49.349 --> 08:50.662
‫خیلی‌خب، آوا، وقتشه بریم بیرون.

08:50.686 --> 08:52.188
‫- با من بازی نکن.
‫- همین حالا، آوا.

08:52.815 --> 08:56.005
‫باورم نمیشه که هیچکدومشون حرفی نزدن.

08:56.029 --> 08:57.299
‫راستش یه جورایی افتخار می‌کنم.

08:57.323 --> 08:59.888
‫خیلی‌خب، بذار برن.

08:59.912 --> 09:01.583
‫خیلی‌خب، بریم.

09:04.170 --> 09:06.192
‫ته و تو این قضیه رو در میاریم، بچه‌ها.

09:06.216 --> 09:07.821
‫آره. یکی بالاخره دهن لقی می‌کنه.

09:07.845 --> 09:09.198
‫از کنترل‌تون خارجه، پیرزن‌ها.

09:09.222 --> 09:11.662
‫ابت قراره شماره یک چالش بشه.

09:11.686 --> 09:14.250
‫صبر کن ببینم.
‫می‌خواین مدرسه شماره یک توی کل فیلی بشین؟

09:14.274 --> 09:17.632
‫- توی کل ایالات متحده.
‫- آمریکا!

09:17.656 --> 09:19.385
‫بزرگ‌تر از اونیه که فکرش رو بکنین.

09:19.409 --> 09:21.139
‫بزرگ‌تر از من.
‫بزرگ‌تر از شما.

09:21.163 --> 09:23.018
‫هیچوقت نمی‌تونین جلوش رو بگیرین.

09:23.042 --> 09:24.771
‫- خیلی‌خب. برین سر کلاس‌هاتون.
‫- آره.

09:24.795 --> 09:26.065
‫مشکلی نیست.

09:26.089 --> 09:27.425
‫میزها همونجان.

09:32.101 --> 09:33.831
‫خیلی‌خب، از اونجا که
‫هیچکدوم از بچه‌ها حرفی نمی‌زنن،

09:33.855 --> 09:35.000
‫باید یکیشون رو در حین عمل رو بگیریم.

09:35.024 --> 09:37.839
‫بعدش بچه رو به حرف میاریم
‫تا سردسته‌شون رو پیدا کنیم.

09:37.863 --> 09:39.383
‫کی دلش می‌خواد بریم ماهیگیری؟

09:39.407 --> 09:40.762
‫خیلی‌خب.

09:40.786 --> 09:43.016
‫خب، هیچکس روی میزهای من نمی‌پره،

09:43.040 --> 09:45.897
‫پس به نظر میاد که مشکل شماها باشه.

09:45.921 --> 09:47.984
‫می‌تونم از این قضیه
‫یک «۲۱ جامپ استریت» در بیارم.

09:48.008 --> 09:50.072
‫اگه به خودم زحمت بدم،
‫می‌تونم تا ۱۳ تا میز هم بپرم.

09:50.096 --> 09:51.533
‫فکر نکنم.

09:51.557 --> 09:52.911
‫چطوره کفش‌های لژدار بهت بدیم...

09:52.935 --> 09:54.413
‫- ببینیم می‌تونی به ۱۲ تا برسی یا نه.
‫- باشه.

09:54.437 --> 09:56.000
‫می‌تونم یکیشون رو بگیرم.

09:56.024 --> 09:58.213
‫از اینجور ماهیگیری‌ها چند وقتی هست نکردم.

09:58.237 --> 09:59.883
‫بزن بریم.

09:59.907 --> 10:01.845
‫من داوطلب نشدم.

10:01.869 --> 10:04.266
‫واسه کشیک، به دو نفر احتیاج هست.
‫یه کم فکر کن، پسرجان.

10:04.290 --> 10:06.020
‫وقتی یکی از دو نفر،
‫قراره ساندویچ بخوره،

10:06.044 --> 10:07.524
‫پس کی نگاه می‌کنه
‫که چه اتفاقی میفته؟

10:07.548 --> 10:09.360
‫من...

10:09.384 --> 10:11.114
‫این قضیه رو کلا اشتباه داریم میریم.

10:11.138 --> 10:12.492
‫می‌دونین، وسط یه رود خروشان...

10:12.516 --> 10:13.994
‫نباید بیای سد بسازی.

10:14.018 --> 10:16.207
‫قبل از جایی که آب میاد،
‫باید سد ساخت.

10:16.231 --> 10:18.169
‫- چقدر حکیمانه بود.
‫- چی واسه خودت بلغور می‌کنی؟

10:18.193 --> 10:21.134
‫اگه درباره خطرات میزنوردی
‫و اینکه در واقع باحال نیست...

10:21.158 --> 10:22.887
‫با بچه‌های کوچک‌تر حرف بزنیم،

10:22.911 --> 10:25.058
‫بعدش قبل از وقوع سیل،
‫جلوی میزنوردی رو می‌گیریم.

10:25.082 --> 10:26.562
‫و به نظرم به حرفمون گوش می‌کنن،

10:26.586 --> 10:29.693
‫چون به چشم معلم و دانش‌آموز نگاه نمی‌کنن.

10:29.717 --> 10:32.991
‫امسال رابطه‌ای ساختیم
‫که عمیق‌تر از این حرف‌هاست.

10:33.015 --> 10:34.410
‫- اوه، ولمون کن.
‫- جواب نمیده.

10:34.434 --> 10:36.289
‫- به نظرم ایده خوبی نیست.
‫- اصلا فکرش هم نکن.

10:36.313 --> 10:38.610
‫- خیلی‌خب، باید یکی رو مجبور کنیم لو بده.
‫- آها.

10:39.862 --> 10:42.635
‫از گوشی خودم
‫با آی‌پدم تماس تصویری گرفتم...

10:42.659 --> 10:44.598
‫و تلفنم رو تو کلاس جنین گذاشتم...

10:44.622 --> 10:46.184
‫تا بتونیم صحنه رو بررسی کنیم.

10:46.208 --> 10:48.939
‫- اها.
‫- اولین بارم نیست از این کارها می‌کنم.

10:48.963 --> 10:52.362
‫قبلا هم کشیک داده بودم.

10:52.386 --> 10:53.866
‫بقیه کلاس‌ها رو می‌پایی؟

10:53.890 --> 10:55.536
‫نخیر، مردک هیز.

10:55.560 --> 10:57.832
‫قبلا کاراگاه خصوصی بودم.

10:57.856 --> 10:59.961
‫قبل از اینکه سرایدار بشی،
‫کاراگاه خصوصی بودی؟

10:59.985 --> 11:02.509
‫نه، قبل از اینکه
‫تو نمایش سوارکاری کار کنم.

11:02.533 --> 11:04.011
‫اوه. ببخشید.

11:04.035 --> 11:05.515
‫من فقط... با خودم گفتم که می‌دونی...

11:05.539 --> 11:07.727
‫چی، کل عمرم سرایدار مدرسه بودم؟

11:07.751 --> 11:09.104
‫نه، مرد.

11:09.128 --> 11:10.525
‫من قبلا لوله‌کش،

11:10.549 --> 11:13.112
‫مربی لیگ دسته دوم بیسبال،

11:13.136 --> 11:17.204
‫یک مدل لختی جذاب
‫و فروشنده کاروان در تابستون‌ها بودم.

11:17.228 --> 11:19.440
‫شاید بعد از این یه شغل جدید پیدا کنم.

11:20.819 --> 11:23.509
‫صبر کن، یعنی هیچوقت دلت نخواسته
‫که فقط یه کار رو انجام بدی؟

11:23.533 --> 11:25.095
‫معلومه که دلم خواسته.

11:25.119 --> 11:26.765
‫ولی اینجور خواستن‌ها،
‫می‌تونن به همون راحتی...

11:26.789 --> 11:28.626
‫که هدف حساب میشن،
‫باعث حواس‌پرتی هم بشن.

11:32.801 --> 11:34.321
‫یه اتفاق‌هایی داره میفته!

11:34.345 --> 11:36.284
‫خودت رو نشون بده، بزدل!

11:36.308 --> 11:39.081
‫اا پسر، جنین و جیکوب‌ان.

11:39.105 --> 11:40.751
‫بیا بریم.

11:40.775 --> 11:42.946
‫هیچکس با حضور معلم‌ها،
‫از روی میزها نمی‌پره.

11:45.911 --> 11:48.248
‫خیلی‌خب.

11:49.835 --> 11:52.024
‫جالب شد.

11:52.048 --> 11:57.367
‫خب، دانش‌آموزان عزیز گروه بی،
‫امروز اینجا جمع شدیم...

11:58.770 --> 12:01.125
‫- متوجه شدین؟
‫- ادامه بده. می‌دونستیم ۵۰/۵۰ است.

12:01.149 --> 12:04.507
‫آره. امروز اومدیم اینجا
‫درباره میزنوردی حرف بزنیم.

12:04.531 --> 12:06.302
‫میزنوردی چیه؟

12:06.326 --> 12:07.680
‫اه، چه سوال خوبی.

12:07.704 --> 12:11.395
‫میزنوردی یعنی با پریدن روی میزها،

12:11.419 --> 12:13.274
‫از یه سمت کلاس
‫به اون سمتش برین.

12:13.298 --> 12:14.903
‫تا حالا درباره‌ش نشنیدم.

12:14.927 --> 12:16.155
‫می‌خوام انجامش بدم!

12:16.179 --> 12:17.492
‫داره سر به سرت میذاره...

12:17.516 --> 12:19.078
‫یا اینکه داریم بهشون یاد میدیم چیه؟

12:19.102 --> 12:20.205
‫نه، نه، نه، نه.

12:20.229 --> 12:23.336
‫ببینین، آیا میزنوردی خوشگذرونیه؟

12:23.360 --> 12:25.382
‫معلومه که هست. درسته؟

12:25.406 --> 12:26.802
‫ولی من و رفیق سگیم که اینجاست...

12:28.078 --> 12:29.431
‫نیومدیم اینجا بهتون دروغ بگیم...

12:29.455 --> 12:31.937
‫و تظاهر کنیم که میزنوردی باحال نیست.

12:31.961 --> 12:35.360
‫ولی حدس بزنین
‫چی ازش باحال‌تره؟

12:35.384 --> 12:36.887
‫ها؟

12:39.977 --> 12:42.691
‫خیلی‌خب!
‫سر و صدا رو می‌شنوی؟

12:45.864 --> 12:48.094
‫- همکاری گروهی!
‫- همکاری گروهی!

12:51.584 --> 12:54.566
‫- عالی پیش رفت!
‫- واقعا همینطوره.

12:54.590 --> 12:56.653
‫یعنی تعجب کردم
‫ولی نه اونقدر.

12:56.677 --> 12:58.741
‫- بچه‌ها اشتیاق داشتن...
‫- سلام.

12:58.765 --> 13:00.786
‫سلام، واست یه ویدئو می‌فرستم
‫که باید نگاهش کنی.

13:00.810 --> 13:02.749
‫وایستا، وایستا.
‫چرا تماس تصویری گرفتی؟ سر کارم.

13:02.773 --> 13:04.251
‫چون می‌خوام وقتی بعدا در موردش میگی،

13:04.275 --> 13:05.504
‫توی داستان به من ارجاع بشه.

13:05.528 --> 13:08.051
‫دوستت دارم، خداحافظ!

13:08.075 --> 13:10.723
‫اوه خداجون.
‫زک واقعا واسه اینجور چیزها حرف نداره.

13:10.747 --> 13:12.852
‫می‌دونم.
‫ممکنه یه خرده وسواسی بشه، ولی...

13:12.876 --> 13:15.023
‫- خب، تو هم می‌تونی بشی.
‫- من؟ نه بابا.

13:15.047 --> 13:17.343
‫نه، زک من رو
‫«بیش از حد پرشور عاشقانه» توصیف می‌کنه.

13:18.679 --> 13:20.200
‫می‌دونی چیه؟
‫خیلی هم خوب.

13:20.224 --> 13:22.580
‫اوه خداجون، ویدئوی من و توست،
‫مال همین الانه.

13:22.604 --> 13:23.957
‫اوه! خداجون.

13:23.981 --> 13:25.335
‫مال دو دقیقه پیشه؟
‫چقدر خوب.

13:25.359 --> 13:27.715
‫بچه‌ها به همین سرعت
‫دارن پیام ما رو پخش می‌کنن!

13:27.839 --> 13:32.839
‫(میزنوردی موقع حرف زدن معلم،
‫خفن‌تر از این نمیشه)

13:34.753 --> 13:38.277
‫آره، کاملا درسته،
‫دارن پیام‌تون رو پخش می‌کنن.

13:38.301 --> 13:40.616
‫ای بابا. چرا واسه من از این ویدئوها نمیاد؟

13:40.640 --> 13:41.827
‫هر کاری تونستم انجام دادم...

13:41.851 --> 13:43.246
‫تا گوشیم فکر کنه من ۲۲ سالمه.

13:43.270 --> 13:44.874
‫یه قرنه که از حروف بزرگ استفاده نمی‌کنم.

13:44.898 --> 13:46.920
‫خدای من. باورم نمیشه
‫که به اعتماد ما خیانت کردن.

13:46.944 --> 13:48.381
‫خیلی‌خب، ما باید فقط مطمئن بشیم...

13:48.405 --> 13:49.843
‫که این قضیه همینجا باقی می‌مونه...

13:49.867 --> 13:51.011
‫آره.

13:51.035 --> 13:54.184
‫پناه بر مسیح کوچولو
‫و مسیح بزرگ!

13:54.208 --> 13:56.397
‫میزهای منم میزنوردی شدن!

13:56.421 --> 13:58.192
‫- سراغ شما هم اومدن؟
‫- اوهوم.

13:58.216 --> 13:59.444
‫اوه، خیلی بد شد.

13:59.468 --> 14:00.573
‫تقصیر اوناست.

14:00.597 --> 14:02.367
‫تور تبلیغاتی میزنوردی برگزار کرده بودن.

14:02.391 --> 14:04.897
‫- نه، اه...
‫- چی کار کردین؟

14:06.567 --> 14:07.587
‫خیلی‌خب.

14:07.611 --> 14:08.613
‫بچه‌ها؟

14:10.533 --> 14:12.470
‫ما رو دست انداختن.

14:12.494 --> 14:14.767
‫واقعا فکر می‌کردم که
‫ما رو فراتر از یک معلم،

14:14.791 --> 14:16.061
‫به چشم یک دوست می‌دیدن.

14:16.085 --> 14:18.065
‫شاید مشکل همینجاست.

14:18.089 --> 14:19.736
‫اونقدر از ما خوششون میاد...

14:19.760 --> 14:21.573
‫که یادشون رفته
‫ما صاحب منصبیم.

14:21.597 --> 14:23.994
‫وای.

14:24.018 --> 14:25.831
‫واقعا بیش از حد برای مدرسه باحالیم.

14:25.855 --> 14:28.002
‫حالا این قضیه همه‌جا داره پخش میشه.

14:28.026 --> 14:29.839
‫- کنترل از دستمون در رفته.
‫- هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم.

14:29.863 --> 14:31.533
‫باربارا رو از دست بدی،
‫جنگ رو باختی.

14:34.790 --> 14:36.478
‫شاید یک حرکت مونده باشه.

14:36.502 --> 14:37.897
‫می‌تونیم به ناحیه آموزشی بگیم.

14:37.921 --> 14:39.609
‫این قضیه تو کل شهر داره اتفاق میفته.

14:39.633 --> 14:41.236
‫- کل شهر فیلادلفیا.
‫- آره.

14:41.260 --> 14:43.115
‫واسه همین شدیدا توبیخ می‌کنن...

14:43.139 --> 14:44.577
‫و این قضیه رو تمومش می‌کنن.

14:45.853 --> 14:47.565
‫واقعا دلمون می‌خواد که خبرچین بشیم؟

14:49.443 --> 14:50.947
‫من «قهرمان» رو ترجیح میدم.

14:52.366 --> 14:54.054
‫- پس، حرف گوش دادن؟
‫- آره، خیلی شنوا بودن.

14:54.078 --> 14:55.348
‫دلشون نمی‌خواد وقتی یک بچه...

14:55.372 --> 14:56.851
‫پاش لیز می‌خوره و روی میز میفته،
‫ازشون شکایت بشه.

14:56.875 --> 14:59.231
‫هی، الی... چی کار داری می‌کنی؟

14:59.255 --> 15:00.567
‫مگه نشنیدی؟

15:00.591 --> 15:02.404
‫ناحیه آموزشی ما رو مجبور کرده که...

15:02.428 --> 15:05.201
‫- همه میزها رو از کلاس‌ها ببریم بیرون.
‫- یکی رفته لو داده.

15:05.225 --> 15:07.832
‫طرف رفته به حوزه آموزشی گفته
‫یک ترند خطرناک اینجا پخش شده که...

15:07.856 --> 15:10.294
‫می‌تونه آموزش و پرورش رو
‫در معرض خطر «مجرمیت قانونی» قرار بده.

15:10.318 --> 15:12.717
‫همه‌ش به‌خاطر اینکه من اصلا سعی نکردم
‫مشکل رو حل کنم.

15:12.741 --> 15:15.013
‫کدوم احمقی با خودش فکر کرده
‫که حوزه آموزشی کمک می‌کنه؟

15:15.037 --> 15:17.852
‫ها. چی... آره، کدوم احمق خوش نیتی بوده؟

15:17.876 --> 15:20.356
‫همه میزهاتون رو ببرین توی سالن ورزشی
‫تا این قضیه تموم بشه...

15:20.380 --> 15:21.943
‫یا شاید یه ترند جدید اومده
‫که درباره‌ش خبر ندارم...

15:21.967 --> 15:24.239
‫چون زندگی یه شوخی مسخره است.

15:24.263 --> 15:25.743
‫یالا. عجله کنین.

15:25.767 --> 15:27.621
‫کی می‌دونه اون بچه‌ها ساعت چند میرسن.

15:27.645 --> 15:29.751
‫ساعت ۷:۳۰ میان.

15:29.775 --> 15:31.796
‫هر روز؟

15:31.820 --> 15:32.906
‫چقدر بد.

15:35.787 --> 15:37.600
‫جنین، چند بار باید به خاطر خبرچینی...

15:37.624 --> 15:40.146
‫حالت سر جاش بیاد
‫تا دیگه بس کنی خبرچینی نکنی؟

15:40.170 --> 15:43.570
‫من واسه اینجور کارها خیلی پیر شدم.

15:43.594 --> 15:45.848
‫حداقل کلاس شماها
‫با سالن ورزشی توی یک طبقه‌ان.

15:48.394 --> 15:50.793
‫ببینین، دوستان،
‫می‌دونم که یک ناراحتی جزئی پیش اومده،

15:50.817 --> 15:52.505
‫ولی حداقل جلوی میزنوردی رو گرفتیم.

15:52.529 --> 15:55.384
‫مگه نه؟
‫هورا!

15:55.408 --> 15:58.707
‫یا شاید هم بزرگ‌ترین میدان نبرد میزنوردی که
‫بشر تا حالا به خودش دیده رو درست کردیم.

16:02.799 --> 16:05.113
‫این دیگه چه کوفتیه؟

16:05.137 --> 16:07.432
‫اوه، جنین.

16:11.357 --> 16:13.254
‫مثل پارک تفریحی میزنوردی می‌مونه!

16:13.278 --> 16:15.676
‫درست مثل شیطان،
‫داریم بچه‌ها رو وسوسه می‌کنیم.

16:15.700 --> 16:17.095
‫اوهوم.

16:17.119 --> 16:19.099
‫یعنی در این حد بد شده؟

16:19.123 --> 16:21.688
‫به نظرم اگه یه پسر جوون بودم
‫که به میزنوردی علاقه داشتم،

16:21.712 --> 16:23.608
‫می‌دونی، شاید من رو فرا می‌خوند.

16:23.632 --> 16:25.403
‫همگی آروم باشین.

16:25.427 --> 16:27.198
‫تموم فیدها رو دارم رفرش می‌کنم،
‫هیچ خبری نیست.

16:27.222 --> 16:28.785
‫اصلا راه نداره که
‫بچه‌ها خبر داشته باشن.

16:28.809 --> 16:31.081
‫مطمئنی؟

16:31.105 --> 16:33.419
‫تا آخر هفته،

16:33.443 --> 16:37.260
‫در سالن ورزشی دبستان ابت،
‫میزنوردی می‌کنم.

16:38.411 --> 16:40.266
‫- اوه، نهههه!
‫- نه!

16:40.290 --> 16:42.646
‫- خیلی‌خب.
‫- نه، نه، نه.

16:42.670 --> 16:44.357
‫نگران نباشین، نگران نباشین،
‫چون به نوبت...

16:44.381 --> 16:46.111
‫- از در ورودی نگهبانی میدیم.
‫- نه!

16:46.135 --> 16:47.948
‫چرا اینترنت من
‫چیزهای باحال واسم نمی‌فرسته؟

16:47.972 --> 16:50.411
‫من باید قبل از آقای جانسون
‫همچین چیزی رو می‌دیدم.

16:50.435 --> 16:51.956
‫توهین نکرده باشم، جناب.

16:51.980 --> 16:53.710
‫تلفن تو نیست، آوا.

16:53.734 --> 16:56.966
‫تو یکی از اونا نیستی.
‫یکی از جوجو سی‌بس‌ها نیستی.

16:56.990 --> 16:58.553
‫منظورت جوجو سی‌وا نیست؟

16:58.577 --> 17:00.223
‫نمی‌دونم منظورم چیه، جنین.

17:00.247 --> 17:01.851
‫مسئله همینه.

17:01.875 --> 17:04.105
‫ولی این رو می‌دونم که
‫نباید اینقدر تظاهر کنین...

17:04.129 --> 17:06.109
‫که می‌تونین این بچه‌ها رو درک کنین.

17:06.133 --> 17:09.407
‫چون وقتی این کار رو می‌کنین،
‫فقط ناراحت‌کننده، درمانده...

17:09.431 --> 17:10.827
‫و خجالت‌آور میشین.

17:10.851 --> 17:12.957
‫امم.

17:12.981 --> 17:15.528
‫شنیدین باربارا چی گفت،
‫همه‌تون خجالت‌آورین.

17:20.997 --> 17:24.229
‫می‌دونم نقشه‌اتون چیه.
‫به راهتون ادامه بدین.

17:24.253 --> 17:27.259
‫اون قیافه روی من جواب نمیده.

17:30.516 --> 17:32.036
‫واسه این شیفت به همکار احتیاج نداری؟

17:32.060 --> 17:33.582
‫اوه، نه.
‫مشکلی نیست.

17:33.606 --> 17:36.253
‫فقط واسه کشیک و تعقیب و گریز،
‫به دو نفر احتیاج میشه.

17:36.277 --> 17:39.009
‫درسته.

17:39.033 --> 17:40.887
‫خیلی‌خب، چی می‌خوای؟

17:40.911 --> 17:42.348
‫یادت میاد درباره چی حرف می‌زدیم؟

17:42.372 --> 17:44.102
‫نخیر.

17:44.126 --> 17:46.774
‫درباره اینکه کلی شغل داشتی.

17:46.798 --> 17:48.945
‫تا حالا این تجربه داشتی که
‫دلت یک کار دیگه...

17:48.969 --> 17:50.699
‫غیر از اون کاری که داری رو بخواد؟

17:50.723 --> 17:52.578
‫از کاری که داری،
‫راضی هستی،

17:52.602 --> 17:55.709
‫ولی چون کاری که فکر می‌کردی
‫دلت می‌خواسته، نیست،

17:55.733 --> 17:57.420
‫یه خرده سردرگم شدی؟

17:57.444 --> 17:59.634
‫اگه فکر می‌کنی
‫من یه جور یودای سیاه‌پوستم...

17:59.658 --> 18:03.057
‫هممم، باید بگم که درست فکر می‌کنی، پادوان.

18:03.081 --> 18:06.021
‫باید هر چیزی که زندگی جلوی پات میذاره،
‫با آغوش باز قبول کنی.

18:06.045 --> 18:07.650
‫اگه وقتی هم‌سن تو بودم،

18:07.674 --> 18:09.987
‫فقط واسه یه کار که خیلی دوست داشتم،
‫تمرکز می‌کردم،

18:10.011 --> 18:14.037
‫الان داشتی به یک مدیر عملیات کاملا ناکام...

18:14.061 --> 18:16.918
‫در «لوبیا پخته‌ی عمو بردلی» نگاه می‌کردی.

18:16.942 --> 18:18.546
‫لعنتی، دلم اون کار رو می‌خواست.

18:18.570 --> 18:20.216
‫حتما مزایای خیلی خوبی داشته.

18:20.240 --> 18:22.680
‫- مستقیم بالاترین مقام رو می‌گرفتم.
‫- آره.

18:22.704 --> 18:25.894
‫ولی ببین،
‫اگه رد نمیشدم،

18:25.918 --> 18:28.525
‫هیچوقت چیزهایی که
‫دوست داشتم رو پیدا نمی‌کردم.

18:28.549 --> 18:31.405
‫آره، مرد.
‫واقعا دلم می‌خواست مدیر بشم.

18:33.349 --> 18:35.997
‫ولی این اتفاق نیفتاد و ...

18:36.021 --> 18:38.335
‫حالا فکر کنم عصبانی‌ام.

18:38.359 --> 18:40.799
‫تو هنوز خیلی جوونی.

18:40.823 --> 18:42.301
‫لطفا توجه کنید!

18:44.204 --> 18:47.646
‫واقعا فکر می‌کردم
‫با این بچه‌ها خو گرفتم...

18:47.670 --> 18:49.650
‫و از من خوششون میاد...

18:49.674 --> 18:52.321
‫و با وجود اینکه همچین چیزی رو حس کردم...

18:52.345 --> 18:55.996
‫و با وجود اینکه آوا دلش میخواد باحال باشه،

18:56.020 --> 18:58.000
‫حق با بارباراست.

18:58.024 --> 19:00.922
‫بچه‌ها همیشه فکر می‌کنن
‫که معلم‌ها روی اعصابن.

19:00.946 --> 19:05.097
‫نمی‌تونیم باهاش بجنگیم
‫ولی می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

19:05.121 --> 19:09.355
‫به محض اینکه این کار رو بکنم
‫و بچه‌ها ببیننش،

19:09.379 --> 19:12.260
‫میزنوردی چرند میشه
‫و به آخر می‌رسه.

19:13.346 --> 19:14.825
‫جیکوب، داری فیلم می‌گیری؟

19:14.849 --> 19:16.996
‫بترکون!

19:17.020 --> 19:18.373
‫تو می‌تونی، جنین.

19:18.397 --> 19:20.127
‫- ووهوو!
‫- این حرف رو نزن.

19:20.151 --> 19:21.964
‫- فکر نکنم بتونه.
‫- نه. می‌تونه.

19:21.988 --> 19:23.300
‫خیلی هماهنگ نمیره.
‫الان‌هاست که بیفته.

19:23.324 --> 19:24.595
‫اوه!

19:24.619 --> 19:26.641
‫- خدایا.
‫- افتاد.

19:26.665 --> 19:29.103
‫اوه. اوه، حالم خوبه.
‫نه، چیزیم نیست.

19:29.127 --> 19:31.609
‫آخ. نه، نه، نه.
‫هنوز می‌تونم انجامش بدم.

19:31.633 --> 19:33.613
‫می‌دونین، الان مثل لحظه حیاتی
‫«کری استراگ» هست.

19:33.637 --> 19:35.867
‫نه، الان لحظه «دراز بکش
‫و بذار واست یخ بیارم» هست.

19:35.891 --> 19:37.328
‫خیلی‌خب؟
‫مچ پات ورم کرده.

19:37.352 --> 19:39.123
‫نمی‌تونی راه بری،
‫چه برسه به میزنوردی.

19:39.147 --> 19:40.794
‫ولی یه نفر باید این کار رو بکنه.

19:40.818 --> 19:42.947
‫یک نفر که بچه‌ها فکر کنن
‫خیلی مزخرفه.

19:49.251 --> 19:50.396
‫- تو می‌تونی، جیکوب.
‫- آره.

19:50.420 --> 19:51.858
‫یالا، پسر.

19:51.882 --> 19:54.070
‫سلام.
‫کفش‌های ورزشیت رو آوردم.

19:54.094 --> 19:56.241
‫نمی‌دونین چقدر بهش خواهش می‌کنم
‫این کفش‌ها رو بپوشه.

19:56.265 --> 19:57.828
‫کفش‌های مدل «طالبی» هستن.

19:57.852 --> 19:59.707
‫حالا بعضی‌ها فکر می‌کنن
‫رنگش مثل بطری دریاییه،

19:59.731 --> 20:01.544
‫ولی کاملا تاریخچه‌ش رو نادیده می‌گیرن...

20:01.568 --> 20:03.255
‫عزیزم، عزیزم،
‫مسئله فعلی مهم‌تره.

20:03.279 --> 20:05.259
‫اه. راست میگی.
‫باز شروع کردم.

20:05.283 --> 20:08.641
‫بگذریم، منظورم این بود که
‫کفش‌ها برای راحتی و سرعت درست شدن.

20:08.665 --> 20:10.896
‫به علاوه شورت ورزشیت رو هم آوردم.

20:10.920 --> 20:12.398
‫اوه، مرسی، عزیزم.

20:12.422 --> 20:14.904
‫خب، از روی کنجکاوی می‌پرسم،
‫شما دوتا چطور با هم آشنا شدین؟

20:14.928 --> 20:17.701
‫اووه، من توی صف آخر شب
‫خرید کفش ورزشی بودم...

20:17.725 --> 20:20.582
‫و اونم داشت به شرایط غیرانسانی محیط کاری...

20:20.606 --> 20:22.460
‫در کارگاه ساخت کفش‌های ورزشی،
‫اعتراض می‌کرد.

20:22.484 --> 20:26.259
‫اون روز یک جفت کفش مخصوص
‫«اسموکی-فومز» و یک مرد، گیرم اومد.

20:26.283 --> 20:28.514
‫اوه. حالا می‌فهمم.

20:28.538 --> 20:30.810
‫یادم رفته بود که
‫سیاه‌پوست‌ها هم می‌تونن روی اعصاب برن.

20:30.834 --> 20:33.315
‫چی گفتی؟

20:34.592 --> 20:37.073
‫سلام، بچه‌ها چی نگاه می‌کنین؟

20:37.097 --> 20:39.118
‫یه سفیدپوست توی سالن ورزشی
‫از رو میزها پریده!

20:39.142 --> 20:40.789
‫- نگاه کنین!
‫- وای!

20:40.813 --> 20:42.918
‫کفش‌های طرح طالبی پوشیده.

20:44.361 --> 20:47.426
‫چالش نهایی میزنوردی ابت.

20:47.450 --> 20:49.974
‫به سبک معلم‌ها، انجام شد!

20:49.998 --> 20:51.309
‫- وای، چی...
‫- پف!

20:51.333 --> 20:53.564
‫اون آقای سی نیست؟

20:53.588 --> 20:56.135
‫میزنوردی کنسله.

20:58.159 --> 21:01.959
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

21:02.022 --> 21:04.127
‫باورم نمیشه که ویدئو جواب داد.

21:04.151 --> 21:06.799
‫آره. اون بچه‌ها دلشون نمی‌خواد
‫که مثل ما باشن.

21:06.823 --> 21:08.678
‫می‌دونی، اینکه تونستیم
‫این کار رو به خوبی انجام بدیم،

21:08.702 --> 21:11.809
‫بدون اینکه تاثیری روی ما بذاره،
‫از همون مدل کارهای قدیمی...

21:11.833 --> 21:13.604
‫حرفه‌ای بودن در شغله.

21:13.628 --> 21:15.065
‫آره. حق با توئه.

21:15.089 --> 21:16.861
‫ولی فکرش رو بکن چی میشد...

21:16.885 --> 21:19.932
‫اگه واقعا یه کار می‌کردیم که
‫فکر کنن ما خیلی خفنیم.

21:20.360 --> 21:27.360
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
