WEBVTT

00:00.814 --> 00:04.504
‫و به همین دلیل ابت
‫همیشه در قلب من می‌مونه.

00:04.505 --> 00:07.132
‫خیلی خب، دیگه حرف‌هام رو تموم می‌‌‌‌کنم.

00:07.133 --> 00:09.801
‫می‌دونی که چه‌قدر می‌تونم حرف بزنم، مگه نه، ایوا؟

00:10.970 --> 00:12.512
‫خوب خبر دارم، دختر.

00:14.432 --> 00:16.433
‫باربارا، از این همه لطف‌تون ممنونم.

00:16.434 --> 00:18.685
‫مل، تمام کارهایی که برام کردی.

00:18.686 --> 00:20.813
‫- نمی‌دونم چطوری...
‫- این کی هست اصلاً؟

00:22.982 --> 00:24.983
‫اسم اون زن رو نمی‌دونم.

00:24.984 --> 00:27.152
‫نه، من می‌دونم. می‌دونم. اسمش... اوه...

00:27.153 --> 00:28.486
‫معلم ورزشه؟

00:28.487 --> 00:30.322
‫با معلم‌های ورزش خیلی قاتی نمی‌‌شم.

00:30.323 --> 00:32.532
‫صداهاشون هیچ‌وقت به قیافه‌هاشون نمی‌خوره.

00:39.207 --> 00:41.208
‫باورم نمی‌شه این آخرین روزیه که پیش ما هستی.

00:41.209 --> 00:43.168
‫تو بهترین معلم هنر داوطلبی بودی...

00:43.169 --> 00:45.503
‫که این مدرسه تا امروز به خودش دیده.

00:45.504 --> 00:46.796
‫و نگاه کن...

00:46.797 --> 00:48.632
‫شورت مدل برمودا، چون...

00:48.633 --> 00:51.301
‫مکان مورد علاقه‌ت واسه تعطیلات، برموداست!

00:51.302 --> 00:52.302
‫خیلی لطف کردی.

00:52.303 --> 00:54.179
‫ممنون!

00:54.180 --> 00:55.847
‫کاری نکردم.

00:58.184 --> 01:01.186
‫باربارا، اسمش چی بود؟

01:01.187 --> 01:12.655
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

01:12.705 --> 01:18.950
‫«کاری از بـهـادر»

01:18.955 --> 01:20.247
‫- جنین.
‫- بله؟

01:20.248 --> 01:21.414
‫تو چت شده؟

01:21.415 --> 01:23.598
‫داری خودت رو تشویق می‌کنی
‫که بیشتر از همیشه خودت باشی؟

01:23.599 --> 01:24.125
‫نه.

01:24.126 --> 01:26.836
‫امروز اولین روز کاریه دوستم، سحره.

01:26.837 --> 01:29.339
‫خب، وقتی شنیدم واسه هنر
‫یه معلم داوطلب جدید لازم داریم...

01:29.340 --> 01:30.840
‫به دوستم سحر زنگ زدم.

01:30.841 --> 01:34.886
‫یه هنرمند موفق محلیه،
‫و خیلی هم باحاله.

01:34.887 --> 01:35.971
‫این‌جا رو ببینین.

01:35.972 --> 01:39.098
‫این‌جا دانشگاه‌مونه که با هم آشنا شدیم.

01:40.101 --> 01:41.601
‫هیچ‌‌‌وقت لکۀ شراب روی دندون‌هاش نمی‌موند.

01:41.602 --> 01:42.936
‫وای، خدا. پسر، شاید باورتون نشه...

01:42.937 --> 01:44.771
‫ولی اون زمان دوست پیدا کردن، برام راحت نبود.

01:44.772 --> 01:45.814
‫دروغ نگو.

01:45.815 --> 01:47.273
‫آره، آره، می‌دونم.

01:47.274 --> 01:49.567
‫ولی سحر من رو از لاکَم بیرون کشید...

01:49.568 --> 01:50.777
‫و مطمئنم برای بچه‌ها هم...

01:50.778 --> 01:51.778
‫همین کار رو می‌کنه، و خب...

01:51.779 --> 01:54.114
‫- اگه فکر می‌کنین من باحالم...
‫- نیستی.

01:54.115 --> 01:56.449
‫- جنین باحاله.
‫- آره، مرسی، جیکوب.

01:56.450 --> 01:57.617
‫پازل درست می‌کنه، بافتنی می‌بافه.

01:57.618 --> 01:58.785
‫خیلی توضیح نمی‌خواد، مرسی.

01:58.786 --> 02:00.829
‫کفش طبی می‌پوشه و آلو می‌خوره.

02:00.830 --> 02:02.122
‫مگه آلو چشه؟

02:02.123 --> 02:04.124
‫- خب...
‫- خیلی میوۀ باحالی حساب نمی‌شه.

02:04.125 --> 02:05.625
‫می‌دونین چه میوه‌ای باحاله؟

02:05.626 --> 02:07.252
‫- کیوی.
‫- دقیقاً.

02:09.130 --> 02:10.797
‫جنین!

02:10.798 --> 02:12.299
‫وای، خدا، سحر!

02:12.300 --> 02:14.217
‫بوس، بوس.

02:14.218 --> 02:15.218
‫اوه، فرانسویه؟

02:15.219 --> 02:17.053
‫صبح همه بخیر. من سحر هستم.

02:17.054 --> 02:19.889
‫خب، تو قبلاً با جنین می‌پریدی؟

02:19.890 --> 02:21.391
‫می‌خواستی براش یه خواهر بزرگ‌تر باشی...

02:21.392 --> 02:22.892
‫یا از این برنامه‌ها بود که آرزوی آدم‌هایی که...

02:22.893 --> 02:24.667
‫دارن از خجالت می‌میرن رو برآورده می‌کردین؟

02:25.438 --> 02:28.648
‫این ایواست. بانمکه.

02:28.649 --> 02:30.817
‫خب، خیلی هیجان‌زده‌ام که این‌‌‌جام.

02:30.818 --> 02:32.694
‫واسه همکاری باهاتون لحظه‌شماری می‌کنم.

02:32.695 --> 02:34.989
‫خب، بریم مدرسه رو بهت نشون بدم. بریم.

02:35.990 --> 02:39.159
‫هر کسی نمی‌تونه سرهمی بپوشه و بهش بیاد.

02:39.160 --> 02:41.328
‫حرفم اینه که «توییچ» از
‫تلویزیون هم بیشتر بیننده داره.

02:41.329 --> 02:43.330
‫در واقع تعداد افرادی که
‫«توییچ» می‌بینن بیشتر از...

02:43.331 --> 02:46.166
‫جیکوب، دارم سعی می‌کنم
‫روی تغذیۀ بچه‌ها نظارت کنم.

02:46.167 --> 02:49.127
‫آره، نه، البته. ببخشید.

02:49.128 --> 02:51.463
‫تو چی، دِ‌‌وین؟
‫استریمرِ مورد علاقۀ تو کیه؟

02:51.464 --> 02:53.340
‫سرم شلوغه، «کایلو».
‫[نام شخصیت کارتونی]

02:53.341 --> 02:55.759
‫دوین همیشگی.

02:55.760 --> 02:58.971
‫باورم نمی‌شه که این‌ها رو به خورد بچه‌ها می‌‌دن.

03:03.476 --> 03:06.644
‫کاهش بودجه.
‫و هر سال هم بدتر می‌شه.

03:07.980 --> 03:09.898
‫اصلاً تو این غذاها سبزیجات هم هست؟

03:09.899 --> 03:11.733
‫آره. هر روز با هواپیما از بروکسل...

03:11.734 --> 03:13.860
‫برامون کلم تازه میارن.
‫(اشاره به کلم بروکسل)

03:13.861 --> 03:16.363
‫اینکه از دوین دلسرد بشی هیچ فایده‌ای نداره.

03:16.364 --> 03:18.094
‫اون‌ها هم دقیقاً مثل ما هستن...

03:18.095 --> 03:19.825
‫با امکاناتی که دارن
‫بهترین کاری که می‌تونن رو می‌کنن.

03:19.925 --> 03:22.494
‫یه کلیپِ «حالا این» دیدم که
‫یه سری معلم در کنتاکی...

03:22.495 --> 03:24.496
‫در مدرسه‌شون یه باغچۀ سبزیجات
‫درست کرده بودن.

03:24.497 --> 03:26.331
‫شرط می‌بندم ما هم می‌تونیم
‫همین کار رو این‌جا بکنیم.

03:26.333 --> 03:27.105
‫ما؟

03:27.106 --> 03:28.334
‫♪ جیکوب و باربارا ♪

03:28.433 --> 03:29.868
‫♪ رویایی‌ترین تیم دنیا ♪

03:29.877 --> 03:33.004
‫جیکوب، این‌جا همچین چیزهایی جواب نمی‌ده.

03:33.005 --> 03:34.839
‫ولی... ولی تو مدارس دیگه جواب داده.

03:34.840 --> 03:37.008
‫و... و بخش مهمش
‫اینه که برای بچه‌ها مفیده...

03:37.009 --> 03:38.843
‫و در ضمن ما هم می‌تونیم باغبونی کنیم...

03:38.844 --> 03:41.679
‫که دیگه اصلاً چی از این بهتر؟

03:41.680 --> 03:44.140
‫حالا این شد یه چیزی که منم باهاش موافقم.

03:44.141 --> 03:45.810
‫وای خدا، ‌واقعاً این کار رو می‌کنیم؟

03:47.394 --> 03:50.230
‫باورم نمی‌شه که می‌خوام این رو بگم...

03:50.231 --> 03:52.690
‫ولی جیکوب، بیا این کار رو بکنیم.

03:54.860 --> 03:55.902
‫می‌دونم که به کسی اختصاص داده نشدن.

03:55.903 --> 03:57.904
‫ما خودمون می‌دونیم کی کجا پارک کنه...

03:57.905 --> 04:00.240
‫و تو جایی که همه می‌دونیم واسه منه، پارک کردی.

04:00.241 --> 04:01.282
‫متوجهی؟

04:01.283 --> 04:02.617
‫اوه، ام... متوجه شد.

04:02.618 --> 04:03.952
‫فهمید.

04:03.953 --> 04:06.121
‫آره، کاملاً... من... واقعاً عذر می‌خوام.

04:06.122 --> 04:07.455
‫دیگه تکرار نمی‌شه، من فقط...

04:07.456 --> 04:08.915
‫هنوز دارم یاد می‌گیرم شرایط این‌جا چه‌جوریه.

04:08.916 --> 04:11.084
‫مشکلی نیست. دیگه تموم شد و رفت.

04:11.085 --> 04:12.752
‫به هر حال واسه این نیومدم باهات صحبت کنم.

04:12.753 --> 04:14.754
‫خب، ولی حرفت رو با این موضوع شروع کردی.

04:14.755 --> 04:16.589
‫شوخی می‌کنم.

04:16.590 --> 04:18.925
‫پس، چیزی که اومدم درموردش صحبت کنم...

04:18.926 --> 04:20.510
‫پروژۀ پیتر خرگوشۀ امساله که...

04:20.511 --> 04:22.679
‫اوه، اوه، اوه، خیلی عالیه.

04:22.680 --> 04:25.014
‫می‌دونی، هر سال، شاگردهای هر دومون
‫کتاب «پیتر خرگوشه» رو می‌خونن.

04:25.015 --> 04:26.850
‫و بعدش با معلم هنرشون...

04:26.851 --> 04:29.686
‫بچه‌‌ها نسخه‌های مخصوص خودشون
‫از پیتر رو با بشقاب‌های کاغذی می‌سازن.

04:29.687 --> 04:32.021
‫پروژۀ بزرگ هنرِ کلاس دومه.

04:32.022 --> 04:33.231
‫عالیه. و امسال...

04:33.232 --> 04:34.732
‫- اوهوم؟
‫- سورپرایز داریم.

04:36.068 --> 04:37.944
‫وای، خدای من.

04:37.945 --> 04:39.112
‫اینا نواَن؟!

04:39.113 --> 04:40.113
‫خودت بگو.

04:40.114 --> 04:42.282
‫باشه، ام... لکۀ شکلات ندارن.

04:42.283 --> 04:43.908
‫کپک هم ندارن.

04:43.909 --> 04:45.743
‫ببین چه‌قدر سفت و محکم‌ان.

04:45.744 --> 04:46.786
‫وای!

04:46.787 --> 04:47.912
‫این‌ها رو از کجا آوردی؟

04:47.913 --> 04:49.956
‫خریدم‌شون.

04:49.957 --> 04:52.792
‫با پول خودت؟ کسی برات جور نکرده؟

04:52.793 --> 04:54.252
‫فقط خودم.

04:54.253 --> 04:57.589
‫اوه، آره، 15 ساله که دارم
‫این پروژه رو انجام می‌دم.

04:57.590 --> 05:00.258
‫از کارهایی که کردم این اولین کاری بود
‫که بچه‌ها واقعاً دوستش داشتن.

05:00.259 --> 05:02.260
‫ام...

05:02.261 --> 05:04.638
‫این واسه سال اولیه که انجامش دادم.

05:06.474 --> 05:08.641
‫یونولیت‌ـه.

05:08.642 --> 05:10.143
‫می‌دونم واسه محیط زیست ضرر دارن...

05:10.144 --> 05:11.644
‫ولی خودتون امتحان کنین
‫ببینین می‌شه تو جکوزی از...

05:11.645 --> 05:14.268
‫بشقاب‌های کاغذی استفاده کرد
‫یا خیس می‌شن می‌رن زیر آب؟

05:14.269 --> 05:16.024
‫- حرف نداره.
‫- آره، عاشقش می‌شی.

05:16.025 --> 05:18.485
‫می‌تونیم بعداً در‌‌مور‌‌د آماده‌سازیش صحبت کنیم.

05:18.486 --> 05:19.652
‫عالیه! خیلی منتظرشم!

05:19.653 --> 05:22.197
‫این پروژه خوراک خودته.

05:22.198 --> 05:23.990
‫مطمئنیم که پیتر خرگوشه بهترین گزینه‌ست؟

05:23.991 --> 05:25.658
‫- اوه؟
‫- تو این فکر بودم که شاید...

05:25.659 --> 05:27.994
‫داستان مناسبت‌تری هم باشه؟

05:27.995 --> 05:31.415
‫خب، ملیسا رفته اون کتاب‌های نو رو خریده.

05:35.127 --> 05:37.253
‫سحر؟

05:37.254 --> 05:38.963
‫فهمیدم، و عاشق این فکرم هستم.

05:38.964 --> 05:40.465
‫- اوه.
‫- داستان رو ارتقا می‌‌دیم.

05:40.466 --> 05:42.800
‫اعماق داستان پیتر خرگوشه رو جست‌وجو می‌‌کنیم...

05:42.801 --> 05:44.969
‫و استعاره‌های مخفی در داستان رو پیدا می‌‌کنیم.

05:44.970 --> 05:47.472
‫اوه، آره. حتماً.

05:47.473 --> 05:49.474
‫آره. منظورم اینه که بیشتر مردم فکر می‌کنن...

05:49.475 --> 05:52.477
‫یه داستان معمولی در‌‌مور‌‌د
‫خرگوشیه که هویج می‌دزده.

05:52.478 --> 05:55.688
‫ولی ما شبیه بیشتر مردم نیستیم.
‫ما معنی درونی رو می‌‌بینیم.

05:55.689 --> 05:58.525
‫این یه داستان در‌‌مور‌‌د
‫زندگی خونگی و نظام سرمایه‌داریه.

05:58.526 --> 06:01.694
‫دقیقاً. منم همیشه همین رو می‌‌گفتم.

06:01.695 --> 06:04.906
‫فقط قبل اینکه با ملیسا
‫صحبت کنی، صبر کن منم بیام.

06:04.907 --> 06:06.074
‫البته.

06:06.075 --> 06:08.409
‫این داستان همیشۀ جنین و سحره.

06:08.410 --> 06:11.412
‫منظورم اینه که دوستش بودن خیلی هیجان‌انگیزه.

06:11.413 --> 06:14.249
‫همیشه کلی کارهای جالب می‌کنیم...

06:14.250 --> 06:16.251
‫مثلاً یه بار خونۀ «تیرا وک» رفتیم پارتی...
‫[رپر آمریکایی]

06:16.252 --> 06:17.544
‫که سحر رفت داخل.

06:17.545 --> 06:19.379
‫راستش... من بیرون وایستادم.

06:19.380 --> 06:22.048
‫و ام... به صداها گوش دادم
‫چون من رو راه ندادن.

06:22.049 --> 06:23.716
‫صداش که خیلی باحال بود.

06:23.717 --> 06:26.511
‫به همه خیلی خوش می‌گذشت.

06:28.347 --> 06:30.682
‫جیکوب.

06:33.018 --> 06:35.186
‫خب، ماها رو نگاه.

06:35.187 --> 06:38.898
‫خب، شما سلیقۀ خوبین دارین، آقای هیل.

06:38.899 --> 06:40.066
‫به همچنین شما.

06:40.067 --> 06:41.568
‫خاستگاه کلاه‌های آفتابی داستان جالبیه...

06:41.569 --> 06:43.444
‫چطوره یه‌کم آهنگ گوش کنیم؟

06:43.445 --> 06:45.613
‫- حتماً.
‫- اوهوم.

06:48.617 --> 06:50.577
‫«بوسا نووا»ست؟

06:50.578 --> 06:51.744
‫آره، اگه بخوای ‌می‌تونم عوضش کنم.

06:51.745 --> 06:52.870
‫نه، نه.

06:52.871 --> 06:54.956
‫عاشقشم.

06:54.957 --> 06:56.457
‫عالیه.

06:56.458 --> 06:58.186
‫بفرمایین.

06:58.211 --> 06:59.272
‫ممنون.

06:59.296 --> 07:01.754
‫من، اوه... یه چند تا
‫گیاهِ از قبل جوونه‌زده خریدم...

07:01.755 --> 07:03.589
‫تا کار سریع‌تر جلو بره.

07:03.590 --> 07:05.925
‫فکرم این بود که یه جا واسه سبزیجات بذاریم...

07:05.926 --> 07:07.385
‫و یه جا واسه میوه‌ها.

07:07.386 --> 07:08.886
‫خب، می‌دونی، منم فکر کردم اگه...

07:08.887 --> 07:11.014
‫یه قسمت مخصوص گل هم
‫داشته باشیم، خوب می‌شه.

07:11.015 --> 07:13.559
‫زودتر فکرش رو کردم.

07:14.560 --> 07:17.228
‫زنبق!

07:17.229 --> 07:20.606
‫مثل فیلم مورد علاقه‌م،
‫«زنبق‌های مزرعه».

07:20.607 --> 07:22.442
‫آه! می‌دونی چیه؟

07:22.443 --> 07:25.403
‫دیگه مردی شبیه «سیدنی پوآتیه» پیدا نمی‌شه.
‫[بازیگر فیلم اشاره‌شده]

07:25.404 --> 07:27.405
‫واقعاً... پیدا نمی‌شه.

07:27.406 --> 07:29.157
‫اصلاً و ابداً پیدا نمی‌‌شه.

07:30.284 --> 07:32.952
‫هی، این‌جا چه‌ خبره؟

07:32.953 --> 07:34.787
‫من و جیکوب داریم یه باغچه درست می‌کنیم تا...

07:34.788 --> 07:36.748
‫برای دانش‌آموزها، سبزیجات پرورش بدیم.

07:36.749 --> 07:39.417
‫وای. چه کار خوبی.

07:39.418 --> 07:41.044
‫اگه خواستی بهمون ملحق شی
‫دستکش اضافه داریم.

07:41.045 --> 07:43.546
‫نه، ممنون، نمی‌خوام.
‫ولی ممنون که پیشنهاد دادی.

07:43.547 --> 07:46.049
‫اصلاً استعداد پرورش دادن گل و گیاه ندارم.

07:46.050 --> 07:48.551
‫در دهۀ 60، پدربزرگم
‫کار محوطه‌سازی رو شروع کرد.

07:48.552 --> 07:49.886
‫شرکت «ادی لاون و مراقبت از گیاهان».

07:49.887 --> 07:52.055
‫و در دهۀ 90، پدرم ادارۀ امور رو به عهده گرفت.

07:52.056 --> 07:53.723
‫و بعدش من 20 سال اول زندگیم...

07:53.724 --> 07:56.392
‫تمام روزهای تعطیلات تابستون رو صرفِ...

07:56.393 --> 07:58.604
‫کاشتن، چمن‌زنی و شن‌کشی کردم.

07:59.772 --> 08:02.148
‫از باغبونی حالم به‌هم می‌خوره.

08:02.149 --> 08:03.669
‫نباید به اون خیلی آب بدی.

08:05.194 --> 08:06.737
‫این‌طوری شنیدم.

08:08.781 --> 08:10.948
‫آمایا، تو در گروه سیارۀ مشتری هستی.

08:10.949 --> 08:12.283
‫انقدر حلقه‌های زحل رو احتکار نکن.

08:12.284 --> 08:13.951
‫منظورت چیه تاریخش ‌گذشته؟
‫تاریخ‌گذشته یعنی چی؟

08:13.952 --> 08:15.453
‫یعنی من تاریخ‌گذشته و پیرم؟

08:15.454 --> 08:16.496
‫- چی... چی تاریخ‌گذشته‌ست؟
‫- نه، نه.

08:16.497 --> 08:18.664
‫فقط این پروژه یه‌کم ‌ابتداییه.

08:18.665 --> 08:20.166
‫معلومه که ابتداییه!

08:20.167 --> 08:21.959
‫- این‌‌‌‌جا هم مدرسۀ ابتداییه دیگه!
‫- باشه، بد گفتم.

08:21.960 --> 08:23.294
‫نباید می‌گفتم «ابتدایی». ببخشید.

08:23.295 --> 08:24.462
‫هی‌، هی‌، هی. چه خبره؟

08:24.463 --> 08:28.299
‫از نظر این خانم که فکر می‌کنه موزۀ هنر مدرن‌ـه،
‫رسم محبوبِ ما برای کلاس دومی‌ها...

08:28.300 --> 08:30.426
‫زیادی «ابتداییه»، واسه همین می‌خواد...

08:30.427 --> 08:32.762
‫به‌ جاش تو کتابخونه یه اثر هنری درست کنه.

08:32.763 --> 08:34.931
‫پروژۀ تو رو کلاً نمی‌ذاریم کنار.

08:34.932 --> 08:37.934
‫فقط... می‌دونی،
‫من و جنین داشتیم با هم حرف می‌‌زدیم.

08:37.935 --> 08:39.602
‫هی، هی، هی، تو هم
‫در این موضوع دست داری؟

08:39.603 --> 08:42.105
‫بیاین همگی یه نفس عمیق بکشیم...

08:42.106 --> 08:43.648
‫و از خودمون بپرسیم...

08:43.649 --> 08:44.982
‫ما می‌خوایم پروژه رو ارتقا بدیم.

08:44.983 --> 08:46.150
‫‌می‌شه انقدر نگی «ما»؟

08:46.151 --> 08:47.652
‫خب، بشقاب‌های خرگوشی رو درست می‌کنیم...

08:47.653 --> 08:49.404
‫همون‌‌طور که همیشه کردیم...

08:49.405 --> 08:50.738
‫و تموم شد و رفت.

08:50.739 --> 08:53.074
‫جنین، به رفیقت بگو خوب حواسش رو جمع کنه...

08:53.075 --> 08:55.159
‫چون نمی‌دونی با کی دراُفتادی.

08:58.706 --> 09:01.541
‫خب، پس... از حرف‌هاش فهمیدم که...

09:01.542 --> 09:02.875
‫‌باید حواست رو جمع کنی...

09:02.876 --> 09:04.836
‫و نمی‌دونی با کی درافتادی.

09:08.841 --> 09:10.550
‫خیلی متأسفم که بحث انقدر بالا گرفت...

09:10.551 --> 09:12.385
‫ولی واسه همین می‌خواستم
‫که منتظر من بمونی...

09:12.386 --> 09:13.720
‫تا دو تایی با ملیسا صحبت کنیم.

09:13.721 --> 09:16.222
‫عذرخواهی لازم نیست.
‫حداقل شور و حرارت داره.

09:16.223 --> 09:17.724
‫درسته، درسته.

09:17.725 --> 09:21.644
‫ولی بازم متأسفم که پروژۀ هنریت کنسل شد.

09:21.645 --> 09:23.521
‫اوه، پروژۀ هنری رو انجام می‌دیم.

09:23.522 --> 09:26.232
‫از کی تا حالا می‌ذاریم یه «نه» جلوی ما رو بگیره؟

09:26.233 --> 09:27.567
‫یه «نه» از ملیسا...

09:27.568 --> 09:30.570
‫مساوی هزار تا «نه» گرفتن از دیگرانه.

09:30.571 --> 09:32.071
‫ملیسا عاشق اثر هنری می‌‌شه.

09:32.072 --> 09:33.406
‫فقط هنوز خودش خبر نداره...

09:33.407 --> 09:34.907
‫چون مثل ما فکر نمی‌کنه.

09:34.908 --> 09:37.410
‫- ما جور دیگه‌ای برنامه‌ریز شدیم.
‫- درسته، کاملاً.

09:37.411 --> 09:39.245
‫فکر می‌کنم «برنامه‌ریزی» درسته، ولی...

09:39.246 --> 09:40.913
‫اون جنین که پارسال برای
‫اعتراض به حداقل دستمزد...

09:40.914 --> 09:44.068
‫کارگرهای بخش حمل‌ونقل عمومی
‫از روی گیت‌های ورودی می‌پرید، چی شد؟

09:44.072 --> 09:45.710
‫راستش واسه رد شدن پول دادم...

09:45.711 --> 09:47.712
‫چون نمی‌تونستم از روی گیت بپرم...

09:47.713 --> 09:48.796
‫و حقوق کارگرها هم از همین پول میاد...

09:48.797 --> 09:50.131
‫پس پریدن از گیت به‌عنوان اعتراض منطقی نبود.

09:50.132 --> 09:51.799
‫بذار ازت یه سؤال بپرسم.

09:51.800 --> 09:55.052
‫معلم شدی تا بتونی بخشی از سیستم باشی...

09:55.053 --> 09:58.222
‫یا واسه اینکه می‌خواستی...

09:58.223 --> 09:59.891
‫- اسمت چیه؟
‫- بریا.

09:59.892 --> 10:02.059
‫دانش‌آموزهایی مثل بریا
‫و دوست‌هاش رو تشویق کنی...

10:02.060 --> 10:04.480
‫که نسل بعدی آزاد‌اندیش‌ها باشن؟

10:09.109 --> 10:10.443
‫کارت رو خوب بلدی.

10:10.444 --> 10:12.445
‫می‌دونی چه‌جوری ذوق‌زده‌م کنی.

10:12.446 --> 10:15.268
‫ولی بازم نمی‌تونیم بدون امضاء ملیسا
‫از کتابخونه استفاده کنیم.

10:15.269 --> 10:17.617
‫چون پروژۀ ملیساست.

10:17.618 --> 10:20.453
‫وقتی دستیار استاد بهمون نمرۀ ناعادلانه می‌داد،
‫چی کار می‌کردیم؟

10:20.454 --> 10:23.080
‫- گریه و قبول کردن نمره؟
‫- با استاد لاس می‌زدیم.

10:23.081 --> 10:26.334
‫نه، من... من... تو این کار رو کردی؟

10:26.335 --> 10:28.611
‫تمام حرفم اینه که باید بریم
‫پیش یکی که بالاتر از ملیساست.

10:28.612 --> 10:30.655
‫خیلی درست می‌گه.

10:30.656 --> 10:32.824
‫بعضی‌وقت‌ها یادم می‌‌ره
‫چرا معلم شدم...

10:32.825 --> 10:34.325
‫ولی سحر این رو از یه روشی یادم آورد...

10:34.326 --> 10:36.327
‫که اصلاً نمی‌دونستم وجود داره.

10:36.328 --> 10:37.495
‫دقیقاً مثل یه انفجار بود!

10:37.496 --> 10:39.497
‫خیلی باحاله.

10:39.498 --> 10:40.998
‫در واقع مادربزرگم بود که...

10:40.999 --> 10:43.167
‫علاقه‌م به باغبونی رو تقویت کرد.

10:43.168 --> 10:44.544
‫و همین‌طور بازیگوشیم رو.

10:45.546 --> 10:48.214
‫رسماً از خنده مردم.

10:48.215 --> 10:50.091
‫باربارا.

10:50.092 --> 10:51.092
‫آخی!

10:51.093 --> 10:53.261
‫آفرین، عزیزم!

10:53.262 --> 10:54.929
‫وای!

10:54.930 --> 10:56.557
‫این رفیق کوچولومون رو ببریم داخل.

10:56.558 --> 10:59.558
‫کاری از بهادر

10:59.559 --> 11:00.852
‫بخشکی شانس.

11:00.853 --> 11:03.187
‫جیکوب و باربارا اصلاً
‫نمی‌دونن دارن چی‌کار می‌کنن.

11:03.188 --> 11:05.690
‫می‌خواست در غرب فیلادلفیا،
‫در خاک با «پ ‌هاشِ» زیر 6.3...

11:05.691 --> 11:08.694
‫نارگیل بکاره.

11:10.028 --> 11:10.961
‫آخه داداش!

11:10.969 --> 11:13.471
‫دوین، رفیق خودم، اینو ببین.

11:13.472 --> 11:16.140
‫شما اساتید چی می‌خواین؟ اون واسه چیه؟

11:16.141 --> 11:17.642
‫واسه خوردن.

11:17.643 --> 11:18.685
‫کدو سبزه.

11:18.686 --> 11:20.520
‫خودم می‌دونم کدو چیه، مرد.

11:20.521 --> 11:22.146
‫می‌خوای باهاش چی‌‌کار کنم؟

11:22.147 --> 11:24.982
‫ما داریم تو باغچۀ جدیدمون
‫واسه بچه‌‌ها سبزیجات می‌کاریم.

11:24.983 --> 11:26.150
‫ما این رو به‌‌دنیا آوردیم.

11:26.151 --> 11:27.318
‫اوه، به‌دنیا آوردینش؟

11:27.319 --> 11:29.654
‫بذار... می‌تونم؟ بذار ببینم.

11:29.655 --> 11:30.822
‫اوه، ببینش، به‌‌دنیا آوردینش.

11:30.823 --> 11:31.823
‫چه گوگولیه!

11:32.825 --> 11:35.660
‫کوچولومون رو نگاه!

11:35.661 --> 11:38.663
‫- سیدنی کوچولوی من!
‫- احترامت کجا رفته!

11:38.664 --> 11:40.832
‫با یه کدوی مسخره چی‌کار باید بکنم؟

11:40.833 --> 11:42.667
‫نصف یه بچه رو سیر کنم؟ بی‌‌خیال بابا!

11:42.668 --> 11:45.169
‫معلومه که نه. فقط یه نمونه
‫از چیزایی بود که قراره پرورش بدیم.

11:45.170 --> 11:46.671
‫وقتی که این گیاه‌ها رشد کنن...

11:46.672 --> 11:48.339
‫تو کدو غرق می‌شیم.

11:48.340 --> 11:50.633
‫اونوقت چی؟ واسه بچه‌ها می‌‌پزیم‌شون؟

11:50.634 --> 11:53.678
‫وقتش رو نداریم.
‫همین‌جوریشم به‌زور به کارهامون می‌‌رسیم.

11:53.679 --> 11:55.848
‫تو وقت آزاد خودتون می‌تونین خاله‌بازی کنین.

11:58.976 --> 12:01.477
‫خب، واکنشی که انتظارش رو داشتم نبود.

12:01.478 --> 12:03.980
‫دوین راست میگه.

12:03.981 --> 12:06.149
‫- داریم خودمون رو گول می‌‌زنیم.
‫- باربارا!

12:06.150 --> 12:09.569
‫باورم نمی‌‌شه که به خودم
‫اجازۀ خیال‌‌بافی دادم.

12:09.570 --> 12:10.778
‫پروژه‌‌های این شکلی...

12:10.779 --> 12:13.740
‫تو مدارس دولتی جواب نمی‌دن.

12:15.117 --> 12:17.577
‫جنین‌بازی درآوردم.

12:17.578 --> 12:19.203
‫هنوز فکر می‌کنم یه راهی هست که...

12:19.204 --> 12:20.538
‫نخیر!

12:20.539 --> 12:23.917
‫- نه!
‫- جواب بده.

12:25.294 --> 12:27.462
‫باید یه راه‌‌حلی باشه، مگه نه؟

12:27.463 --> 12:30.465
‫چون... خب...

12:30.466 --> 12:34.594
‫اگه قرار باشه بدون دوست عزیزم،
‫باربارا به اون باغچه برم...

12:34.595 --> 12:36.596
‫ببخشید.

12:36.597 --> 12:38.931
‫سلام، ایوا.

12:38.932 --> 12:40.683
‫نظرت درمورد این چیه؟

12:40.684 --> 12:42.226
‫وای، خیلی باحاله.

12:42.227 --> 12:44.395
‫از تو نپرسیدم، کوچولو.
‫از سحر ‌‌پرسیدم.

12:44.396 --> 12:46.397
‫با جنین موافقم.
‫به‌‌نظرم خیلی باحاله.

12:46.398 --> 12:48.232
‫واقعاً سلیقه‌ت خوبه.

12:48.233 --> 12:51.861
‫خب، ایوا، ازت یه خواهش کوچولو داریم.

12:54.114 --> 12:57.784
‫صدای منو نمی‌شنوه؟

12:57.785 --> 12:59.285
‫می‌دونی، ایوا...

12:59.286 --> 13:02.121
‫تو پرو که بودم «آیاهواسکا» مصرف کرده بودم...

13:02.122 --> 13:03.790
‫و یکی از الهه‌‌های زمینی اومد پیشم...

13:03.791 --> 13:07.126
‫و نوع انرژیش دقیقاً عین تو بود.

13:07.127 --> 13:08.461
‫زیبا بود.

13:08.462 --> 13:11.297
‫مگه آیاهواسکا آدم رو
‫به اسهال و استفراغ نمی‌‌اندازه؟

13:12.466 --> 13:14.091
‫خیلی بامزه‌‌ای.

13:14.092 --> 13:16.093
‫من و جنین تو این فکر بودیم
‫که اگه بشه از کتابخونه...

13:16.094 --> 13:18.221
‫واسه یه اثر هنری استفاده کنیم.

13:18.222 --> 13:19.806
‫- مثل یه نمایش هنری؟
‫- تقریباً.

13:19.807 --> 13:21.057
‫واسه بچه‌‌هاست.

13:21.058 --> 13:23.392
‫یه‌‌جورایی نسخۀ ارتقایافتۀ پروژۀ ملیساست.

13:23.393 --> 13:26.270
‫ارتقایافته؟ حتماً، من کاملاً موافقم.

13:26.271 --> 13:27.438
‫- عالیه.
‫- عزیزم!

13:27.439 --> 13:29.398
‫خب، روز خوبی داشته باشی، ایوا.

13:29.399 --> 13:30.733
‫نمی‌‌خوام بهم بگی روزم چه‌جوری باشه.

13:30.734 --> 13:32.485
‫چه گستاخ و بی‌‌ادب.

13:32.486 --> 13:34.695
‫هی، ایوا...

13:34.696 --> 13:36.364
‫امیدوارم روز درخشانی داشته باشی.

13:36.365 --> 13:39.158
‫می‌دونی چیه، سحر؟
‫فکر می‌کنم همین‌طورم می‌‌شه.

13:41.703 --> 13:43.871
‫لباست یه‌‌کم خاکیه.

13:43.872 --> 13:46.583
‫اوه... یه بچه روم عطسه کرد.

13:48.736 --> 13:51.406
‫صبح همگی بخیر! باربارا، ببین!

13:53.966 --> 13:55.299
‫کدو!

13:55.300 --> 13:57.093
‫شسته شده، کبابی، آمادۀ خوردن.

13:57.094 --> 13:59.428
‫امکان نداره اون کدو
‫واسه باغچۀ خودتون باشه.

13:59.429 --> 14:01.931
‫- فرض می‌کنم.
‫- درست فرض کردی، گرگوری...

14:01.932 --> 14:03.099
‫چون رفتم بازار کشاورز‌‌ها.

14:03.100 --> 14:04.433
‫یه عالمه کدو خریدم...

14:04.434 --> 14:06.102
‫و عملاً تما‌‌م شب بیدار بودم
‫و داشتم حاضرش می‌‌کردم.

14:06.103 --> 14:09.146
‫‌می‌دونستین قهوۀ غلیظ شده رو
‫باید با آب رقیق کرد؟

14:09.147 --> 14:10.815
‫من نمی‌‌دونستم.

14:10.816 --> 14:12.149
‫انگشت‌های پاهام رو حس نمی‌‌کنم.

14:12.150 --> 14:15.152
‫پس، کل شب بیدار موندی
‫و این‌‌ها رو درست کردی؟

14:15.153 --> 14:17.823
‫آره. دوین گفت وقت درست کردنش رو ندارن،
‫واسه همین خودم درست کردم.

14:18.991 --> 14:21.659
‫جیکوب.

14:21.660 --> 14:23.327
‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

14:23.328 --> 14:24.495
‫اوه!

14:24.496 --> 14:25.830
‫یه کاری کردی که...

14:25.831 --> 14:26.831
‫کسی نتونه رو دستت بلند بشه!

14:26.832 --> 14:27.832
‫آره!

14:27.833 --> 14:29.542
‫اینا دارن چی کار می‌‌کنن؟

14:29.543 --> 14:30.876
‫تو ماشینم بازم هست.

14:30.877 --> 14:33.546
‫ملیسا، من و بچه‌‌ها یه چیزی درست کردیم...

14:33.547 --> 14:34.714
‫که فکر می‌‌کنم عاشقش می‌‌شی.

14:34.715 --> 14:36.382
‫به نفعته بشقاب‌های خرگوشی باشن.

14:36.383 --> 14:38.342
‫اوه، قطعاً بشقاب خرگوشی هم داره.

14:38.343 --> 14:39.677
‫بشقاب خرگوشی هم داره دیگه، مگه نه؟

14:39.678 --> 14:41.137
‫بشقاب خرگوشی داره.

14:41.138 --> 14:43.556
‫و مهم‌تر از اون، شور و اشتیاق داره.

14:43.557 --> 14:45.517
‫بریم هنر رو لمس کنیم.

14:54.026 --> 14:55.693
‫وای!

14:55.694 --> 14:59.238
‫بچه‌‌ها، کارتون خیلی عالیه!

14:59.239 --> 15:00.406
‫- آفرین!
‫- وای، خدای من!

15:00.407 --> 15:02.575
‫واقعاً خیلی قشنگ شدن.

15:02.576 --> 15:04.410
‫وای، خدا.

15:04.411 --> 15:06.954
‫واسه خرگوش‌هامون خیلی زحمت کشیدیم...

15:06.955 --> 15:10.500
‫واسه همین گفتیم
‫حتماً باید براشون خونه بسازیم.

15:13.712 --> 15:17.381
‫- وای، سحر!
‫- وای، خدایا.

15:17.382 --> 15:20.676
‫معمولاً آثار هنریم رو برای دیگران توضیح نمی‌‌دم...

15:20.677 --> 15:23.012
‫و مطمئنم که تو خودت تا الان درک کردی چیه.

15:23.013 --> 15:24.680
‫آره، اصلاً از این واضح‌تر نمی‌‌شه.

15:24.681 --> 15:28.684
‫سحر، باید اعتراف کنم که فوق‌‌العاده شده.

15:28.685 --> 15:31.354
‫پایان‌‌نامه‌م راجع‌به
‫شکستن هنجارهای اجتماعی...

15:31.355 --> 15:33.689
‫با خلق کردن و نابود کردن در آنِ واحد بود...

15:33.690 --> 15:37.026
‫استفاده از چیزی که جلو‌مون رو گرفته
‫برای اینکه به جلو هل‌مون بده.

15:37.027 --> 15:39.028
‫آره، راهش دقیقاً همینه که گفتی.

15:44.451 --> 15:46.452
‫- سحر.
‫- هوم؟

15:46.453 --> 15:47.953
‫این باغ از چی ساخته شده؟

15:47.954 --> 15:49.789
‫بهترین بخشش همینه.

15:49.790 --> 15:52.668
‫از کتاب‌‌های پیتر خرگوشه درست شده.

16:00.217 --> 16:02.177
‫نیسی.

16:04.349 --> 16:06.443
‫-آره، جواب می‌‌ده.
‫- واسه چه کاری؟

16:06.468 --> 16:09.433
‫واسه اینکه وحشیانه بکوبمش تو مغز دوستت!

16:09.434 --> 16:10.935
‫چرا این‌‌جوری واکنش نشون می‌‌دی؟

16:10.936 --> 16:12.436
‫پروژه‌مون خیلی زیبا شده.

16:12.437 --> 16:15.272
‫سحر، کتاب‌‌هایی که خریده رو خراب کردی.

16:15.273 --> 16:16.982
‫- هوم.
‫- متوجه نیستین.

16:16.983 --> 16:18.818
‫کلاً پروژه راجع‌‌به فراتر رفتن از حد و مرزها بود.

16:18.819 --> 16:21.122
‫چطوره من با این کتاب
‫حد و مرز مغرت رو یه تکونی بدم؟!

16:21.123 --> 16:22.489
‫نه!

16:23.990 --> 16:26.368
‫خیلی خب.

16:30.664 --> 16:33.165
‫سحر، این پروژه واسه این بود که بچه‌‌ها...

16:33.166 --> 16:36.168
‫مهارت‌‌‌‌های‌ حرکتی ظریف خودشون رو
‫با روشی خلاقانه تمرین کنن.

16:36.169 --> 16:37.294
‫تو زیاده‌روی کردی.

16:37.295 --> 16:38.504
‫اصلاً همچین چیزی وجود نداره.

16:38.505 --> 16:41.048
‫بعداً بازم می‌‌تونیم کتاب بخریم.
‫کار سختی که نیست.

16:41.049 --> 16:43.175
‫راستش سخته.

16:43.176 --> 16:45.678
‫پس از پول خودم برای مدرسه
‫یه کمک‌هزینۀ تحصیلی درست می‌کنم...

16:45.679 --> 16:48.806
‫که مدرسه بتونه کتاب‌‌های مناسب‌‌تر
‫از پیتر خرگوشه بخره.

16:48.807 --> 16:50.141
‫با پیتر خرگوشه چه مشکلی داری؟

16:50.142 --> 16:51.475
‫خیلی وقته داره استفاده می‌‌شه.

16:51.476 --> 16:53.144
‫دلیل داره که خیلی وقته استفاده می‌‌شه.

16:53.145 --> 16:54.645
‫اصلاً توش یه خرگوش رنگی داره؟

16:54.646 --> 16:56.147
‫بچه‌‌ها دوستش دارن، خب؟

16:56.148 --> 16:57.815
‫فقط چون یه چیزی رو
‫آدم‌های زیادی دوست دارن...

16:57.816 --> 16:59.294
‫دلیل نمی‌‌شه اون چیز بدی باشه.

16:59.985 --> 17:01.986
‫سحر، ما به ملیسا یه عذرخواهی بدهکاریم.

17:01.987 --> 17:04.196
‫وای. می‌دونستم.

17:04.197 --> 17:06.365
‫- می‌دونستم یکی از اون‌هایی.
‫- از کیا؟

17:06.366 --> 17:08.409
‫ترویج‌دهنده‌های معمولی بودن و پیرو بودن.

17:08.410 --> 17:09.744
‫می‌دونی، فکر می‌‌کردم اینکه تو یه مدرسۀ...

17:09.745 --> 17:11.412
‫کم‌‌بضاعت کار می‌کنی، خیلی باحاله...

17:11.413 --> 17:14.749
‫ولی حالا می‌بینم اصلاً انگیزه ایجاد کردن
‫تو بچه‌ها برات اهمیتی نداره.

17:14.750 --> 17:17.042
‫می‌دونی چیه؟ اصلاً دوست ندارم بگم...

17:17.043 --> 17:19.409
‫ولی فکر می‌کنم از اون آدم‌‌های
‫با طرز تفکر سنتّی هستی.

17:21.214 --> 17:24.008
‫می‌دونی چیه؟ می‌تونی گم شی بیرون.

17:25.010 --> 17:27.553
‫در واقع، جنین، تصمیم گرفتم برم.

17:27.554 --> 17:29.513
‫و راستی، بهت دروغ گفتم.

17:29.514 --> 17:31.850
‫اون ژاکت تو تنت زار می‌‌زنه.

17:33.685 --> 17:35.311
‫آره، خب...

17:35.312 --> 17:37.313
‫اسم واقعی تو هم ساراست.

17:37.314 --> 17:39.356
‫تو کُلاژی که با گواهی تولدت
‫درست کرده بودی دیدم.

17:39.357 --> 17:42.359
‫- ولش کن.
‫- نمایش هنری شروع شده؟

17:42.360 --> 17:43.527
‫از نمایش آثار هنری جا موندم؟

17:43.528 --> 17:47.031
‫ملیسا، اصلاً خبر نداشتم
‫می‌‌خواد این کار رو بکنه.

17:47.032 --> 17:48.282
‫من خیلی...

17:48.283 --> 17:51.452
‫نه، اصلاً نباید عذرخواهی کنی.
‫بهت افتخار می‌کنم.

17:51.453 --> 17:54.628
‫فقط می‌‌خواست ادای «زوئی کراویتز» رو در بیاره،
‫کار درستی کردی انداختیش بیرون.

17:54.635 --> 17:56.123
‫سحر رو بیرون کردی؟!

17:56.124 --> 17:58.959
‫از دست تو، جنین!
‫نام کاربریش چی بود؟

17:58.960 --> 18:01.921
‫اصلاً نمی‌‌دونم چرا
‫با همچین آدمی دوست شده بودی.

18:01.922 --> 18:05.257
‫ببین، خب بدون سحر...

18:05.258 --> 18:07.551
‫دانشگاه بهم خوش نمی‌‌گذشت.

18:07.552 --> 18:12.628
‫کاری کرد که حس کنم
‫اگه خودم باشم هم یه جایی تو دنیا دارم.

18:13.058 --> 18:15.392
‫کاری کرد که منفور بودن باحال باشه.

18:15.393 --> 18:19.188
‫انسان واقعی بودن
‫مهم‌‌تر از باحال بودنه.

18:19.189 --> 18:21.900
‫و تو یه انسان واقعی‌‌ای.

18:22.859 --> 18:26.904
‫که تا قبل از سال آینده 75 تا
‫کتاب پیتر خرگوشه باید بهم بده.

18:26.905 --> 18:30.908
‫خب، اگه این قسمت ویژه از سریال تموم شد...

18:30.909 --> 18:32.409
‫جنین، می‌‌شه شمارۀ سحر رو برام بفرستی؟

18:32.410 --> 18:35.372
‫می‌‌خوام آخر هفته برم بیرون.

18:36.456 --> 18:39.125
‫دقیقاً چیزی که لازم دارم...
‫یه مرد که شلوار دست دوم می‌پوشه...

18:39.126 --> 18:40.459
‫برام یه سینی خیارشور آورده.

18:40.460 --> 18:42.795
‫دوین، جیکوب تمو‌‌م شب بیدار مونده تا...

18:42.796 --> 18:45.589
‫این کدوها رو برای ناهار بچه‌‌ها آماده کنه.

18:45.590 --> 18:49.218
‫می‌‌فهمیم که کار خیلی سختی داری.

18:49.219 --> 18:50.886
‫- هوم.
‫- با شرایط پر از استرسی کار می‌‌کنی...

18:50.887 --> 18:54.056
‫ولی بازم برای صدها
‫بچه در روز غذا آماده می‌‌کنی.

18:54.057 --> 18:57.726
‫و منم معذرت می‌‌خوام که به غذات توهین کردم.

18:57.727 --> 18:59.937
‫مطمئنم که... عالیه.

18:59.938 --> 19:02.606
‫خیلی ممنونم و بله، غذام عالیه.

19:02.607 --> 19:04.942
‫- باید یه ‌امتحانی بکنی.
‫- اوه، قبلاً خوردم.

19:04.943 --> 19:06.652
‫نه، با این مایکروفر جدید
‫که گرفتیم امتحان نکردی.

19:06.653 --> 19:10.531
‫داغه داغه. بفرما، امتحانش کن.

19:10.532 --> 19:11.657
‫آره.

19:13.160 --> 19:14.995
‫باشه؟ آره.

19:19.791 --> 19:22.293
‫سیب‌‌زمینی‌‌قلقلی.

19:22.294 --> 19:23.627
‫ناگت مرغه.

19:23.628 --> 19:25.045
‫اوه.

19:25.046 --> 19:27.506
‫خیلی خب، بفرما، آماده واسه سِرو شدن.

19:27.507 --> 19:29.466
‫اوه، آره.

19:31.469 --> 19:32.678
‫این نقض دستورالعمل‌‌های بهداشتیه.

19:32.679 --> 19:34.764
‫نمی‌تونم غذاهایی رو که
‫خونه درست کردین سرو کنم.

19:35.849 --> 19:38.226
‫بفرما، بازم ناگت بخور.

19:43.315 --> 19:44.982
‫این‌ها رو از کجا آوردی؟

19:44.983 --> 19:47.651
‫به نظرم الان چی جور کردم مهمه
‫نه اینکه چه‌‌جوری جور کردم.

19:47.652 --> 19:50.529
‫مشخصه که خودم
‫پول خرید کتاب‌‌ها رو نداشتم...

19:50.530 --> 19:51.822
‫پس باید خلاقیت به خرج می‌‌دادم.

19:51.823 --> 19:53.991
‫پس، چیزی که مشاهده می‌‌کنین...

19:53.992 --> 19:57.494
‫تفسیری از زندگی خونگی و سرمایه‌‌داریه.

19:57.495 --> 20:00.831
‫همچنین جامعه‌گرایی و تبعیض جنسیتی.

20:00.832 --> 20:03.334
‫اگه یه لحظه خوب بهش فکر کنین...

20:03.335 --> 20:06.378
‫هویجه... یا شایدم نیست...

20:06.379 --> 20:09.215
‫به چشم بیننده بستگی داره...

20:09.216 --> 20:10.883
‫به چشم بینندۀ صاحب اون چشم.

20:10.884 --> 20:12.551
‫با چند تا مجموعه‌‌دار آثار هنری تماس گرفتم...

20:12.552 --> 20:14.511
‫که پول واسه توی جوب ریختن دارن.

20:14.512 --> 20:19.016
‫اثر هنری رو فروختم و
‫پول فروشش به خرید کتاب‌‌ها رسید.

20:19.017 --> 20:20.685
‫کارت باحال بود.

20:22.854 --> 20:26.233
‫اوه، آخه کی این لباس‌ها رو با هم ست می‌‌کنه؟

20:27.692 --> 20:30.175
‫بهش می‌گن «تضاد قدرت».
‫[ست کردن لباس‌هایی که با هم جور درنمی‌‌آیند.]

20:30.176 --> 20:31.404
‫باشه.

20:35.061 --> 20:38.689
‫خیلی خب، از دیدنش
‫خیلی ذوق می‌کنی. باز کن.

20:38.690 --> 20:40.858
‫وای!

20:40.859 --> 20:43.360
‫چه‌قدر خوشگل شده.

20:43.361 --> 20:45.362
‫انگار سرزمین خیالی خودمون رو ساختیم.

20:45.363 --> 20:46.613
‫می‌دونی که تو فیلم «آواتار»، وقتی که...

20:46.614 --> 20:47.740
‫نمی‌‌دونم.

20:47.741 --> 20:50.242
‫طوری نیست. گمونم واجب نیست...

20:50.243 --> 20:52.036
‫همیشه تو همۀ زمینه‌‌ها هم‌‌سلیقه باشیم.

20:55.874 --> 20:58.876
‫اوه، بیا بریم.

20:58.877 --> 21:00.961
‫عالیه!

21:01.323 --> 21:06.323
‫«کاری از بـهـادر»

21:06.668 --> 21:08.543
‫داشتن تمام سبزیجات و گیاه‌ها رو نابود می‌‌کردن.

21:08.544 --> 21:10.545
‫به‌نظرم یه دونه بذر هم سالم نمی‌‌موند.

21:10.546 --> 21:12.714
‫نمی‌تونستم دست رو دست بذارم
‫و تماشاشون کنم.

21:12.715 --> 21:14.424
‫بابام هم همیشه همین رو می‌گفت.

21:14.425 --> 21:16.593
‫«یه مرد واقعی ریشۀ مشکل رو نادیده نمی‌گیره.

21:16.594 --> 21:18.721
‫حالا اون بیل رو بردار بیار!»

21:20.056 --> 21:22.073
‫از باغبونی خیلی متنفرم.

21:22.075 --> 21:27.076
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
