WEBVTT

01:00.589 --> 01:20.258
اولين سايت زيرنويس چسبيده در ايران ايده اي نو را تجربه کنيد
.::KaranMovie.Co::.

01:26.589 --> 01:29.258
‫کلاشینکف

01:29.258 --> 01:32.261
‫در این فیلم، شخصیت نقش اول را ‫با اسامی مختلفی خطاب
میکنند: ‫میشا، میخاییل، مایکل، ممیشا ، میشکا، میشانیا

01:33.178 --> 01:36.265
‫میشا! میشا!

01:42.605 --> 01:45.524
‫میشا! میشا! بیا بریم.

01:52.072 --> 01:53.616
‫بریم بریم.

01:54.325 --> 01:56.201
‫یالا، بریم.

01:56.493 --> 01:58.078
‫بریم بازی کنیم.

02:06.920 --> 02:08.422
‫نزدیک تر.

02:08.797 --> 02:14.136
‫سال 1941

02:21.935 --> 02:23.771
‫نزدیک تر، کولیا!

02:29.777 --> 02:31.528
‫بزنش!

03:19.451 --> 03:22.454
‫چپ! به چپ بچرخ.

03:31.255 --> 03:33.132
‫گلوله های انفجاری!

03:43.350 --> 03:46.228
‫نشونشون بده،
کولیا! نشونشون بده.

04:42.034 --> 04:45.996
‫صبور باش، صبور باش، عزیزم.

04:53.712 --> 04:56.632
‫- اون به هوش اومده.
‫- آره دارم میبینم.

04:59.426 --> 05:01.887
‫آفرین، راننده تانک!

05:02.471 --> 05:06.183
‫بخواب، بخواب، بخواب...
‫بخواب، بخواب، بخواب. بلند نشو.

05:07.392 --> 05:10.354
‫- بخواب، بخواب. باید
بگیری بخوابی. ‫- «گاپونین»

05:10.854 --> 05:13.649
‫- همه چیز درست میشه.
‫- رفیقام اینجا هستن؟

05:13.774 --> 05:16.360
‫- همه چیز درست میشه.
‫- ستوان ارشد، گاپونین.

05:51.895 --> 05:53.605
‫وایسا.

05:56.817 --> 05:58.986
‫سلام، ستوان. جوخه ی 12 کجاست؟

05:58.986 --> 06:01.113
‫نصف روزه که دارم
دنبالشون میگردم.

06:01.196 --> 06:03.699
‫لعنت بهش، سروان.

06:03.866 --> 06:08.245
‫- حمله دیگه شروع شده. ‫- بچه
ها، ما دنبال جوخه ی دوازدهم هستیم.

06:08.287 --> 06:10.956
‫- ما خبر نداریم. ‫-
ستوان، مراقب باش.

06:10.956 --> 06:13.584
‫هنوز یه سری آلمانی
این اطراف هستن.

06:13.959 --> 06:16.086
‫متوجه شدم، سروان.

06:26.638 --> 06:28.223
‫یالا، یالا، یالا...

06:29.349 --> 06:32.895
‫- دوباره! ‫- یالا!
- یه ذره به خودتون فشار بیارید.

06:33.103 --> 06:35.022
‫بریم. بریم.

06:35.814 --> 06:37.357
‫برو!

06:42.237 --> 06:45.782
‫نه، دیگه نمیشه.

06:47.284 --> 06:49.411
‫گندش بزنن...

07:07.804 --> 07:11.683
‫اونجا یه روستا هست.
‫شاید اسب داشته باشن.

07:20.484 --> 07:22.986
‫باید بریم اونجا.

07:25.197 --> 07:26.907
‫اسمت چیه؟

07:27.491 --> 07:29.451
‫گروهبان یکم، «کلاشینکف».

07:29.576 --> 07:31.161
‫- اسم کوچیکت چیه؟ ‫- «میخاییل».

07:31.161 --> 07:32.746
‫همراه من بیا.

07:49.846 --> 07:52.849
‫اون چیه؟ یه مسلسل جدیده؟

07:53.183 --> 07:56.019
‫آره، دیگه خط تولیدش متوقف شده.

07:56.144 --> 07:59.314
‫میگن دیگه تا چند وقت دیگه، بجای تفنگای
معمولی، ‫همه از اینا میگیرن دستشون.

08:00.607 --> 08:02.609
‫خوبه.

08:03.026 --> 08:04.987
‫چقدر میلرزه؟

08:06.905 --> 08:08.448
‫چی؟

08:08.657 --> 08:10.742
‫چقدر میلرزه؟

08:11.535 --> 08:13.453
‫فقط خدا میدونه.

08:14.204 --> 08:17.624
‫بیا بریم حیاط جلویی. ‫از اونجا
همه چیز رو بررسی می کنیم.

08:26.008 --> 08:28.176
‫تو...راننده تانک...

08:28.510 --> 08:31.304
‫با فاصله ی 50 متری از من بیا.

08:32.180 --> 08:34.141
‫اگه اتفاقی افتاد...

09:12.387 --> 09:17.267
‫- یوحان! یوحان! ‫- پشت سرت!

09:22.981 --> 09:24.608
‫توی آلونک!

09:36.495 --> 09:38.455
‫زنده ای؟

09:38.997 --> 09:43.126
‫اسلحه اتوماتیک امتحانش
رو خوب پس نداد.

09:43.460 --> 09:49.633
‫- در جالب ترین لحظه،
گیر کرد! ‫- آره، دیدم.

10:07.359 --> 10:09.277
‫داخلش آب رفته.

10:09.528 --> 10:14.116
‫گیر کرده اونجا و بخاطر
همین گلوله ها یخ زدن.

10:14.282 --> 10:16.910
‫فنرش هم خیلی ضعیفه.

10:17.327 --> 10:21.832
‫سوزن گلگدن به گلوله ها
نمیرسه. ‫بد درستش کردن.

10:23.500 --> 10:25.585
‫عجب نوآورهایی داریم!

10:26.628 --> 10:31.883
‫- از این چیزا سر در
میاری؟ ‫- آره، در واقع من یه...

10:33.301 --> 10:35.303
‫مخترع هستم.

10:36.596 --> 10:40.725
‫اوه، جدی؟ ‫خب حالا
چی اختراع کردی؟

10:43.812 --> 10:45.564
‫همه چیز.

10:46.898 --> 10:48.984
‫همشون رو که یادم نمیاد.

10:50.443 --> 10:52.821
‫آخرین اختراعت چی بود؟

10:53.071 --> 10:54.948
‫آخریش؟

10:55.198 --> 10:58.368
‫رخت آویز!

10:58.535 --> 11:02.455
‫رخت آویز! عجب آدمی هستی
تو. ‫خیلی باحالی، "راننده تانک"!

11:19.139 --> 11:21.641
‫سلام بر عزیزانم:

11:22.100 --> 11:26.605
‫مامان، خواهرم، خواهرهای کوچیکم.

11:26.688 --> 11:30.442
‫حتی مامان بزرگ «شورا»، خاله
«تاتیانا» ‫و همه ی اقوامی که...

11:30.525 --> 11:35.739
‫نسبت به سرنوشت گروهبان
یکم، کلاشینکف، ‫بی تفاوت نیستن.

11:36.615 --> 11:41.328
‫میخواستم به عرضتون برسونم که ‫تانک
من توی نبرد مورد اصابت قرار گرفت.

11:41.453 --> 11:43.788
‫چند نفر مثل قهرمان ها مُردند.

11:44.247 --> 11:49.544
‫خوشبختانه من زنده موندم.
‫فقط یه مقدار شونه ام آسیب دید.

11:50.003 --> 11:54.090
‫از اونموقع برای درمان،
داخل بیمارستان بودم.

11:54.090 --> 11:55.592
‫سال 1942

11:55.675 --> 11:59.221
‫چون صدمه ای که من دیده بودم به نظر
جدی میومد، ‫دکترم «پاول ایوانویچ»...

11:59.387 --> 12:04.684
‫منو فرستاد خونه، تا
حالم کاملاً خوب بشه.

12:05.769 --> 12:12.525
‫پس من از منطقه خارج
شدم. ‫از طرف «میخاییل».

12:42.514 --> 12:44.432
‫کس دیگه ای هم هست
که زخمی شده باشه؟

12:44.683 --> 12:47.060
‫تویی که دستت
زخمی ـه! بیا اینجا.

12:49.437 --> 12:50.981
‫بیا داخل.

13:37.068 --> 13:40.822
‫- جایی که زندگی میکنی خیلی
دوره؟ گروهبان. ‫- «آلتای».

13:42.449 --> 13:46.202
‫اونجا درس میخوندم.
‫من از قزاقستان اومدم.

13:46.745 --> 13:48.621
‫من اونجا کار میکردم.

13:49.247 --> 13:53.251
‫- میدونی ایستگاه «ماتای»
کجاست؟ ‫- ماتای؟

13:53.835 --> 13:55.670
‫واسه قبل از جنگ ـه.

13:55.879 --> 13:57.881
‫ایستگاه راه آهن بود.

13:58.465 --> 14:00.717
‫به هرحال از اونجا
انداختنم بیرون.

14:01.092 --> 14:02.761
‫برای چی؟

14:02.802 --> 14:06.514
‫خب، یه مقدار شرایط
رو تغییر دادم...

14:07.390 --> 14:10.185
‫و در واقع، مسئولین اونجا
خیلی ازم خوششون نمیومد.

14:12.020 --> 14:14.230
‫چیکار کردی؟

14:14.731 --> 14:21.154
‫از بچگیم به اسلحه ها و
شاتگان ... ‫خیلی علاقه داشتم.

14:21.363 --> 14:26.993
‫حالا دارم به یه جور
اسلحه ی خودکار فکر میکنم.

14:28.370 --> 14:33.792
‫- خودکار؟ ‫- یه
جور مسلسل خودکار.

14:38.296 --> 14:39.881
‫ایناهاش.

14:43.718 --> 14:46.179
‫الان دیگه مطمئنم
کسی اخراجت نمیکنه.

14:46.846 --> 14:53.395
‫اتفاقاً گروهبان یکمِ عزیز، یه چیز باید
ساخته میشد ‫تا ضامنِ سلامتی ما باشه.

14:53.812 --> 14:58.024
‫سرزمین مادریمون همین
الان به اختراع تو نیاز داره.

16:06.176 --> 16:08.678
‫ایستگاه ماتای.

16:12.265 --> 16:14.976
‫گروهبان! داره کجا میره؟

16:33.703 --> 16:39.334
‫مامان، من رو بابت این موضوع
ببخش. ‫ولی فعلاً نمیتونم ببینمت.

16:39.751 --> 16:41.544
‫میخواستم بیام
پیش تو ولی نیومدم.

16:41.544 --> 16:45.298
‫دلم برات تنگ شده.
‫ولی باید رشد کنم!

16:45.423 --> 16:47.467
‫میدونم وقتی توی خونه هیچ مردی
نیست، ‫یه مقدار زندگی برات سخت تره...

16:47.509 --> 16:50.845
‫ولی اگه به خواسته های خودم احترام نذارم،
‫اونموقع چطوری جلوت سرم رو بالا بگیرم؟

16:50.970 --> 16:54.057
‫پات رو میبوسم.
‫دوست دارت، میخاییل.

16:55.642 --> 16:58.811
‫«پاول آندرویچ» کجاست؟

17:02.357 --> 17:04.108
‫- «پاول آندرویچ» ‫-
کی؟ پاول آندرویچ؟

17:04.192 --> 17:05.985
‫- پاول آندرویچ
کجاست؟ ‫- پاول آندرویچ!

17:05.985 --> 17:07.820
‫تو چی میخوای؟

17:07.987 --> 17:10.907
‫گروهبان یکم، کلاشینکف. ‫به علت
آسیبی که دیدم توی مرخصی هستم.

17:11.324 --> 17:15.245
‫کلاشینکف، کلاشینکف...
‫اون فامیلی واسم آشناست.

17:15.245 --> 17:16.871
‫من تو رو میشناسم؟

17:16.913 --> 17:20.166
‫من واستون توی واحد 38 کار
میکردم. ‫بخش دیگ های بخار.

17:20.208 --> 17:24.587
‫- فهمیدم. میتونی چکش
دستت بگیری؟ ‫- نه.

17:24.921 --> 17:29.634
‫- استراحت کن، استراحت کن...وقت منو نگیر. ‫- یه لحظه صبر کن!
- نه دیگه!

17:29.801 --> 17:34.013
‫- پاول آندرویچ! ‫- بهت گفتم برو
استراحت کن دیگه! کاری ندارم بهت بدم.

17:40.270 --> 17:44.190
‫بله. چرا محموله ی من نرسید؟

17:44.274 --> 17:47.026
‫کجا میتونم اون سوپاپ
های لعنتی رو پیدا کنم؟

17:47.360 --> 17:50.905
‫باید شکایت کنم ازتون؟ ‫باشه پس.

17:51.239 --> 17:53.616
‫منتظرم. سریعتر بیاید.

17:59.789 --> 18:02.333
‫پاول آندرویچ!

18:02.333 --> 18:04.836
‫وقتی توی بیمارستان
بودم، با خودم فکر کردم...

18:05.044 --> 18:07.589
‫شرایط خط مقدم اصلاً خوب نیست.

18:07.589 --> 18:10.758
‫آلمان ها خیلی مجهز هستن
و اگه بخوام واضح تر بگم...

18:10.967 --> 18:12.969
‫ما به شدت از اونا عقب تریم.

18:13.344 --> 18:19.142
‫ارتش سرخ به یه مسلسل خوب نیاز داره تا بتونه
‫این جنگ رو پیروز بشه. منم یه ایده هایی دارم.

18:19.392 --> 18:21.227
‫- واقعاً؟ ‫- بله.

18:21.269 --> 18:26.274
‫حالا چرا این اسلحه ی خودکار
رو توی این انبار نسازیم؟ ‫هان؟

18:26.482 --> 18:31.029
‫گفتی خودکار؟ بسازیش؟ اینجا؟

18:31.863 --> 18:35.074
‫الان تو رو یادم اومد، کلاشینکف.

18:35.658 --> 18:41.664
‫- تو همونی هستی که توی محیط کار،
یه سلاح ساخت؟ ‫- دقیقاً خودم هستم.

18:41.706 --> 18:44.375
‫و میدونی دوست من...

18:44.542 --> 18:48.296
‫وقتی اونا اون تفنگ دست ساز رو توی
‫آزمایشگاه لعنتیِ من پیدا کردن چی شد؟

18:48.421 --> 18:51.841
‫دو روز تمام، بازرس ها نذاشتن
‫آب خوش از گلوم بره پایین.

18:51.924 --> 18:55.386
‫«کِی ساختیش؟ کی اجازه
ش رو داده؟ چرا؟ کجا؟»

18:55.637 --> 18:59.641
‫بخاطر اون اعصاب خوردی
ها، 5 کیلو وزنم کم شد!

18:59.932 --> 19:02.894
‫تازه اون تفنگ
اصلاً شلیک نمی کرد.

19:03.269 --> 19:06.898
‫به همین سادگی!

19:07.148 --> 19:11.069
‫چرا میتونی باهاش شلیک کنی.
‫من یه قطعه ش رو برداشته بودم.

19:11.152 --> 19:14.530
‫میخواستم اسلحه بی نقص باشه. ‫اون قطعه
رو برداشتم تا مجبور نباشم زودتر تحویلش بدم.

19:14.614 --> 19:18.451
‫درباره ی بازرس ها
هم باید بگم واقعاً متاسفم.

19:18.576 --> 19:20.620
‫نظرت درباره ی مسلسل خودکار چیه؟

19:22.038 --> 19:24.415
‫بیا امتحانش کنیم! ها؟

19:24.540 --> 19:27.752
‫میدونی چیه، مخترع...

19:29.921 --> 19:32.507
‫گمشو از اینجا برو بیرون.

19:57.031 --> 20:01.953
‫ستوان، ماشین سرهنگ دوم،
«بصار» آماده ست. ‫کجا باید بریم؟

20:02.203 --> 20:05.748
‫- اونو بیار دم دفتر فرماندهی.
خودش بهت میگه. ‫- متوجه شدم.

20:13.339 --> 20:17.176
‫ببینم...یه مهره ی
بزرگ داره میاد؟

20:18.010 --> 20:22.682
‫خیلی خیلی بزرگ! گفتن که امروز صبح،
‫یه بازرس خیلی مهم داره میاد «آلما-آتا».

20:22.765 --> 20:25.309
‫اسمش «خاسانوف» یا «بصاروف» بود.

20:26.269 --> 20:31.065
‫از خط مقدم میای؟ اونجا
اوضاع چطوره؟ هوا داغه؟

20:31.357 --> 20:32.984
‫مثل کوره می مونه.

20:37.155 --> 20:39.574
‫سرهنگ دوم، اجازه هست؟

20:40.158 --> 20:43.828
‫سرهنگ دوم، من گروهبان یکم کلاشینکف
هستم. ‫اجازه میدین یه صحبتی باهاتون بکنم؟

20:45.163 --> 20:47.248
‫تو چرا اومدی
اینجا، "رانند تانک"؟

20:47.331 --> 20:50.752
‫مرخصی استعلاجی گرفتم.
‫میخواستم باهاتون صحبت کنم، سرهنگ.

20:50.835 --> 20:53.838
‫حرفت رو بزن، گروهبان.
من عجله دارم، سریع باش.

20:53.838 --> 20:55.381
‫خب...

20:55.798 --> 20:58.217
‫میدونی، من متقاعد شده بودم...

21:00.011 --> 21:02.638
‫ولش کن. من از سال
1938 توی ارتش بودم.

21:02.680 --> 21:06.350
‫از روزهای اول جنگ توی جنگ
بودم. ‫4 تا تانک رو منهدم کردم.

21:06.517 --> 21:09.687
‫7...نه 8تا ضدتانک
رو منهدم کردم.

21:09.729 --> 21:14.358
‫تازه بیشتر هم میتونستم بزنم ولی خب
دستم اینجوری شد. ‫الانم که اینجا هستم.

21:14.484 --> 21:18.279
‫بعضی وقتا مجبور بودیم با دستای
خالی حمله کنیم ‫و با دشمن بجنگیم...

21:18.362 --> 21:20.698
‫اونوقت اگه یه
آلمان با یه مسلسل...

21:20.782 --> 21:24.035
‫که 80تا گلوله داره بیاد طرف،
‫میتونه در عرض یک ثانیه بهت شلیک کنه.

21:24.118 --> 21:27.288
‫اونوقت ما تفنگی داریم که
باید مدام خشابش رو پر کنیم...

21:27.413 --> 21:30.041
‫- اصل حرفت رو
بزن، گروهبان. ‫- باشه.

21:38.132 --> 21:42.220
‫از طرف بصاروف... ‫تو
خیلی کله شقی! مگه نه؟

21:43.679 --> 21:45.181
‫خیلی خب.

21:50.686 --> 21:52.438
‫منو به «ژیگالوا» وصل کن.

21:53.356 --> 21:57.235
‫«سانیچ»، الان یه نفر به
اسم کلاشینکف میاد پیشت...

21:57.443 --> 21:59.278
‫یه گوشه بهش جا بده.

21:59.278 --> 22:02.949
‫آره، میزکار و ابزار و همه چیز.

22:03.324 --> 22:06.494
‫آره، باشه.

22:52.081 --> 22:55.126
‫نیروی انسانی ندارم بهت بدم. همشون همینا
هستن. ‫همه ی متخصص هامون دارن کار میکنن.

22:55.167 --> 22:58.212
‫پاول آندرویچ، این
موضوع خیلی مهمه!

22:58.379 --> 23:02.174
‫مهمه؟ فکر میکنی ما
داریم اینجا چیکار میکنیم؟

23:02.258 --> 23:06.596
‫مهمه! چی میخوای از جون ما؟ ‫میخوای
مادرت بره روی اون لوکوموتیوها کار کنه؟

23:06.679 --> 23:09.015
‫یه نفرم نمیدم بهت. دیگه هم در
موردش حرف نزن. ‫تموم شد رفت!

23:09.056 --> 23:11.434
‫گوش کن...میخوای
راستش رو بهت بگم؟

23:11.684 --> 23:14.312
‫تو چه جور مخترعی
هستی، کلاشینکف. هان؟

23:14.395 --> 23:17.273
‫قشنگ معلومه که بصاروف
دلش واست سوخته.

23:17.440 --> 23:20.109
‫یه پسره ی مجروح
رو جلوی خودش دیده...

23:20.276 --> 23:23.738
‫اونوقت برگه ای که جلوش آوردی رو
سریع امضا کرده ‫تا از شرت خلاص بشه.

23:25.323 --> 23:29.201
‫نمیخواد کار کنی.
خواهش میکنم از اینجا برو.

23:39.295 --> 23:40.504
‫کلاشینکف.

23:41.881 --> 23:45.801
‫ما اومدیم کمکت. شنیدیم
میخوای تفنگ درست کنی. ‫درسته؟

23:46.510 --> 23:49.513
‫- اونوقت به متخصص
نیاز داری. درسته؟ ‫- بله.

23:49.639 --> 23:53.893
‫ولی پاول آندرویچ گفت... ‫- پاول
آندرویچ گفت در زمان ساعت کاری!

23:54.477 --> 23:56.604
‫بعد از ساعت کاری که میتونیم.

23:56.854 --> 23:59.273
‫ژنیا کراوچنکو.

23:59.482 --> 24:01.025
‫مسئول ماشین آسیاب.

24:01.067 --> 24:04.111
‫دیمیتری کوزمیچ،
تراشکار درجه یک.

24:06.405 --> 24:09.408
‫ماتویچ، ولودکا،
سانیا، عمو میشا...

24:09.951 --> 24:11.535
‫خیلی بزرگ شدی.

24:12.036 --> 24:14.956
‫- اجازه هست؟ ‫- بله.

24:16.624 --> 24:18.417
‫در مجموع، داداش کلاشینکف...

24:18.834 --> 24:22.380
‫هممون خیلی دوست داریم توی
این کار سخت ‫بهت کمک کنیم.

24:22.546 --> 24:26.050
‫- پس... ‫- طرح هایی داری
که جزئیاتش بیشتر باشه؟

24:26.092 --> 24:30.304
‫آره میدونم طراحیم بدرد نخوره.

24:30.554 --> 24:34.600
‫پس باید چشمی درستش
کنیم و خودمون تنظیمش کنیم.

25:54.764 --> 25:57.516
‫مامان، باورت نمیشه که...

25:57.600 --> 26:02.104
‫توی این ایستگاه کوچیک چه
آدمای بزرگی زندگی میکنن.

26:02.271 --> 26:04.607
‫اصلاً نمیتونم فکرش رو بکنم
که ‫بدون اونها چیکار باید میکردم.

26:04.857 --> 26:07.818
‫اگه ایده ی به این
ذهن خلاق من برسه...

26:07.818 --> 26:10.738
‫سریع میرم سراغ بچه های آلما-آتا و ازشون
کمک میگیرم. ‫اونا بهم قول دادن کمکم کنن.

26:11.280 --> 26:15.826
‫متاسفم که بهت جزییات کارم رو نگفتم.
‫این یه راز ـه. ولی کارم خیلی مهمه.

26:15.868 --> 26:19.914
‫اول برای خودم و
بعد برای کشورمون.

26:20.206 --> 26:25.628
‫پاهات رو میبوسم. زنده و سرحال
باشی. ‫دوست دارت، میخاییل.

26:44.063 --> 26:46.398
‫- یوجین، یالا. ‫- یالا!

27:33.612 --> 27:39.034
‫قزاقستان. آلما-آتا.

27:50.171 --> 27:51.714
‫همینجاست؟

27:54.466 --> 27:56.010
‫ممنونم.

27:58.304 --> 27:59.847
‫ببخشید...

28:06.437 --> 28:09.690
‫ببخشید، سرهنگ دوم،
بصاروف کجاست؟

28:09.940 --> 28:14.737
‫- نمیشناسمش. ‫- معاون کمیسر
ارشد ارتش جمهوری رو نمیشناسی؟

28:15.237 --> 28:16.864
‫اینجا چه خبره؟

28:17.072 --> 28:21.702
‫- سلام. من باید با سرهنگ دوم بصاروف
صحبت کنم. ‫- سرهنگ بصاروف خط مقدم هستن.

28:21.869 --> 28:24.538
‫- خط مقدم؟ ‫- درسته.

28:24.788 --> 28:27.583
‫صبر کن...حالا جایگزینش کیه؟

28:27.791 --> 28:29.752
‫چرا دنبالش میگردی؟

28:30.794 --> 28:33.005
‫موضوع در سطح ملی ـه.

28:33.130 --> 28:34.673
‫این.

28:36.383 --> 28:41.305
‫با رفیق هامون انجامش دادیم.
‫توی یه کارگاه توی وقت آزادمون!

28:45.976 --> 28:49.772
‫- آه، دستم! زنگ بزن
ماتای! ‫- همینجا بتمرگ.

28:49.855 --> 28:52.358
‫زنگ بزن ایستگاه ماتای،
رییس اونجا «کروتور» ـه.

28:52.399 --> 28:54.944
‫زنگ بزن، اون همه
چیز رو توضیح میده.

28:55.486 --> 28:57.029
‫هی!

28:58.239 --> 28:59.782
‫هی!

29:06.789 --> 29:09.124
‫مورد اضطراری چیه؟

29:09.375 --> 29:11.543
‫یه راننده تانک، یه
اسلحه خودکار آورده.

29:11.710 --> 29:15.965
‫سعی کرد به زور بره پیش فرمانده.
‫تهدیدمون کرد و ما جلوش رو گرفتیم.

29:16.006 --> 29:19.134
‫- ازش بازجویی کردین؟
‫- منتظر شما بودیم.

29:26.100 --> 29:27.726
‫جالبه.

29:29.561 --> 29:31.563
‫کار کارخونه نیست.

29:33.565 --> 29:35.234
‫دست سازه!

29:35.234 --> 29:38.904
‫میخوام برم مرکز فرماندهی.
‫امروز دیگه برنمیگردم.

29:39.196 --> 29:40.948
‫فردا همه چیز رو بررسی میکنیم.

29:50.666 --> 29:53.168
‫برو به کارگاه «گروخوایا».

29:53.585 --> 29:56.213
‫اونجا فردی به اسم «آندری
ایوانویچ قزاقوف» ‫رو پیدا میکنی.

29:56.422 --> 30:01.093
‫- اینو بهش بده و بگو «لبدف»
گفت آزمایشش کن. ‫- چشم.

30:08.434 --> 30:09.935
‫آتش!

30:25.743 --> 30:27.411
‫برو نگاه کن.

30:31.332 --> 30:33.625
‫- سلام. ‫- سلام.

30:34.460 --> 30:35.961
‫خوبی؟

30:36.628 --> 30:38.630
‫زدم توی 2. بدک نبود،
«آندری ایوانویچ».

30:38.839 --> 30:42.051
‫- گرچه میشه بهتر
از اینم بشه. ‫- بیا.

30:53.312 --> 30:56.357
‫- این معجزه از کجا
اومده؟ ‫- فقط خدا میدونه!

30:56.648 --> 30:58.442
‫دست ساز ـه.

30:58.525 --> 31:01.111
‫سرگرد آوردش.

31:01.195 --> 31:04.990
‫یه مکانیزم بازگشت جالب داخلش
تعبیه کرده. ‫اینطور فکر نمیکنی؟

31:05.783 --> 31:08.786
‫میبینی؟ ‫روشش کاملاً فرق میکنه.

31:08.952 --> 31:10.621
‫میخوای امتحانش کنی؟

31:11.163 --> 31:12.790
‫چرا که نه؟

31:47.741 --> 31:50.411
‫کی ساختتش؟

31:50.744 --> 31:52.287
‫خودمم برام سواله.

31:54.957 --> 31:56.542
‫دارید به چی میخندید؟

31:58.544 --> 32:03.841
‫از دستمون عصبانی نشو، گروهبان.
‫ولی اصلاً بهت نمیاد یه مخترع باشی.

32:04.341 --> 32:08.929
‫عین این بچه دهاتی
های پنج ساله می مونی.

32:09.054 --> 32:10.639
‫اهل روستایی؟

32:12.307 --> 32:13.892
‫توی حومه ی شهر میشینم.

32:14.810 --> 32:17.187
‫- مخترع... ‫- خبردار!

32:17.312 --> 32:19.898
‫سرگرد، در زمان انجام
وظایف من ‫هیچ اتفاقی رُخ نداد.

32:19.940 --> 32:21.733
‫- راحت باش. ‫- چشم!

32:21.900 --> 32:26.113
‫خب، مخترعتون در امن و امان ـه.

32:29.324 --> 32:31.076
‫آزادش کنید.

32:38.667 --> 32:41.253
‫- فامیلی؟ ‫- کلاشینکف.

32:43.213 --> 32:46.925
‫تو آزادی، "مخترع کلاشینکف"

32:47.342 --> 32:50.512
‫- ببریدش. ‫- بیا بریم.

32:56.268 --> 33:00.564
‫ایده ت جالبه ولی
باید یادت باشه:

33:00.606 --> 33:03.859
‫نشونه گیریش رو تقویت کن،
‫ساختنش رو راحت تر کن...

33:03.942 --> 33:07.654
‫خبری از مسابقات دولت شوروی
برای ‫طراحان اسلحه داری؟

33:09.490 --> 33:14.953
‫اگه میخوای تفنگت تولید باشه
‫باید توی اون مسابقه برنده بشی.

33:16.038 --> 33:18.707
‫ما نمونه ت رو تکمیل میکنیم و ‫به
ژنرال «کورباتکین» نشونش میدیم،

33:18.832 --> 33:23.545
‫ایشون فرمانده بخش مرکزی
آسیا هستند ‫و فرد باهوشی اند.

33:24.505 --> 33:29.927
‫اگه اون از اسلحه ت
خوشش بیاد، بهت زنگ میزنه.

33:36.725 --> 33:39.937
‫خب، چی میگی؟

33:40.938 --> 33:43.148
‫چی میتونم بگم؟

33:44.775 --> 33:46.944
‫داشتم به این فکر میکردم
که یه موقع زندان نیوفتم،

33:47.194 --> 33:52.282
‫حالا یهویی دارید بهم پیشنهاد میدید که نشونه
گیریش رو ‫تقویت و ساخت و سازش رو راحت تر کنم؟

33:53.617 --> 33:55.160
‫آره؟

33:57.412 --> 33:59.456
‫معلومه که آره!

34:14.930 --> 34:16.723
‫نگرانی؟

34:26.024 --> 34:27.651
‫اینم از ژنرال.

34:35.909 --> 34:37.536
‫خبردار!

34:53.677 --> 34:55.804
‫فرمانده ارشد...

35:00.225 --> 35:03.937
‫- کلاشینکف کدوم
یکی از شماست؟ ‫- منم.

35:06.857 --> 35:09.610
‫اختراعت رو نشون بده.

35:16.658 --> 35:22.122
‫گلگدن اینجوری باز میشه. ‫گلوله ها
داخلش میرن و جداگونه شلیک میشن.

35:22.164 --> 35:25.000
‫- پس نوبتی میرن اینجا. ‫- توی
هر خشاب چندتا گلوله جا میگیره؟

35:25.125 --> 35:29.630
‫این چهارده تا جا میگیره. اینجوری
میره جا... ‫و اینجوری هم میاد بیرون.

35:29.838 --> 35:34.176
‫میخوایم 70 تا گلوله توی هر خشاب
داشته باشیم ‫ولی فعلاً هنوز آماده نیستیم.

35:35.427 --> 35:36.970
‫بیا بریم.

35:50.484 --> 35:52.027
‫خشاب.

36:08.168 --> 36:09.836
‫دوربین.

36:18.053 --> 36:20.138
‫ژنرال، میخواین چایی بخورین؟

36:24.935 --> 36:26.520
‫کلاشینکف!

36:30.899 --> 36:34.736
‫چرا اینطوری هستی؟ ‫چرا
این یونیفرم قدیمی رو پوشیدی؟

36:36.071 --> 36:37.781
‫من یونیفرم دیگه
ای ندارم، ژنرال.

36:37.823 --> 36:40.909
‫بهشون بگو ژنرال دستور
داده ‫تا بهت یه یونیفرم جدید بدن.

36:41.034 --> 36:44.496
‫تو یه مخترع هستی ولی قیافه ت...

36:44.746 --> 36:46.790
‫- خدا میدونه! ‫- متوجهم.

36:46.873 --> 36:50.961
‫یادت باشه، کلاشینکف.
تو یه مخترع تُرک هستی.

36:51.253 --> 36:55.090
‫ما تو رو به عنوان نماینده ی بخش
خودمون ‫به مسابقه ی ملی میفرستیم.

36:55.257 --> 36:58.260
‫خودم توصیه نامه
ای برات میفرستم.

37:00.470 --> 37:07.269
‫ببین، کلاشینکف. منو ناامید
نکنیا! ‫من بهت ایمان دارم.

37:14.401 --> 37:17.779
‫ممنونم، کلاشینکف!
من بهت ایمان دارم.

37:18.488 --> 37:20.115
‫اون گفت...

37:21.074 --> 37:24.327
‫اگه خدا بخواد به عنوان
یه تُرک میری مسابقات.

37:27.080 --> 37:30.000
‫نمیتونم بگم قبلاً
بهش فکر نکرده بودم.

37:31.168 --> 37:32.753
‫از طبیعت خواستم...

37:33.628 --> 37:35.964
‫تا یه موهبت الهی بهمون بده.

37:36.423 --> 37:39.968
‫نمیدونم از کجا اومد ولی
مطمئنم ‫که این موهبت وجود داره.

37:40.302 --> 37:42.095
‫واقعاً هست.

37:43.764 --> 37:45.891
‫الان روبروی من مردی نشسته که...

37:46.433 --> 37:49.144
‫خدای مهربان،
پیشونیِ اون رو بوسیده.

37:49.644 --> 37:53.982
‫«میخاییل تیموفیچ»، تو
سکه ی طلای ما هستی.

38:00.123 --> 38:02.209
‫متاسفم که خیلی وقته
براتون نامه ننوشتم.

38:02.542 --> 38:04.252
‫مثل یه دانه ی برف
دارم واسه خودم میچرخم.

38:04.294 --> 38:08.215
‫همش توی آسمون غلت میزنم و
غلت میزنم ‫ولی هیچوقت زمین نمیام.

38:08.423 --> 38:11.593
‫خانواده ی عزیزم، واقعاً
میخواستم بیام به دیدنتون...

38:11.802 --> 38:14.012
‫ولی دیگه اختیارم دست خودم نیست.

38:14.095 --> 38:17.891
‫البته میتونم بیام و بغلتون کنم،

38:27.829 --> 38:30.048
‫ولی میترسم که عواقب
بدی برام داشته باشه.

38:30.048 --> 38:30.335
‫ولی میترسم که عواقب بدی برام
داشته باشه. ‫مسکو سال 1943

38:30.335 --> 38:31.046
‫مسکو سال 1943

38:31.171 --> 38:33.178
‫و واقعاً الان نیاز
به دردسر ندارم.

38:34.014 --> 38:37.692
‫زنده و سالم باشید.
‫دوست دارتون میخاییل.

39:19.664 --> 39:24.012
‫- میری «شوکروف پالیگون»؟
- آره. ‫- گروهبان رو اونجا پیاده کن. - باشه.

39:49.556 --> 39:51.771
‫یه ذره نون میخوای؟

39:54.740 --> 39:57.582
‫خب...چی داری؟

39:58.168 --> 39:59.839
‫نشونم بده.

40:04.145 --> 40:07.113
‫- واسه خودته؟ ‫- واسه خودمه.
- چقدر سنگین ـه.

40:09.664 --> 40:12.297
‫120 گرم از یه اسلحه
ی په په شه، سبک تره.

40:12.674 --> 40:15.725
‫120 گرم...چقدر چشمگیر!

40:16.311 --> 40:19.237
‫په په شه هم خیلی سنگین ـه.

40:20.867 --> 40:23.167
‫میشه حداقل بکنیش یک کیلو؟

40:25.341 --> 40:26.887
‫بدون فشنگ؟

40:33.785 --> 40:35.499
‫بدون فشنگ.

40:38.927 --> 40:42.439
‫اگه اونا قبول کردن و خواستن
بسازنش، ‫باید یه نوشیدنی منو مهمون کنی.

40:43.526 --> 40:46.913
‫و اگه واسه منو خواستن تولید
کنن، ‫میری بالا میز و آواز میخونی.

40:47.080 --> 40:48.623
‫قبول؟

40:49.165 --> 40:53.212
‫- تو هم مخترعی؟ -آره.

40:53.253 --> 40:56.590
‫- «الکسی سوداف». ‫-
«میخاییل کلاشینکف».

41:00.136 --> 41:03.474
‫- قشنگ آواز میخونی؟
‫- خیلی خیلی قشنگ...

41:04.100 --> 41:06.393
‫- بازم نون داری؟ ‫- بله.

41:10.107 --> 41:15.195
‫شوکروف پالیگون،
کارگاه «گلوتوین»

41:20.201 --> 41:21.744
‫ممنون.

41:25.499 --> 41:27.041
‫سلام.

41:33.838 --> 41:37.465
‫لطفاً به گروهبان یکم
کلاشینکف در همه ی موارد لازم،

41:37.549 --> 41:43.010
‫برای ساخت طرح خود،
کمک های لازم را برسانید.

41:44.469 --> 41:47.346
‫- بدون آموزش؟ ‫-
دقیقاً. بدون آموزش.

41:47.513 --> 41:51.391
‫- پس نمیخوای آموزش
ببینی؟ ‫- چرا نخوام؟ میخوام.

41:51.515 --> 41:54.184
‫منظورم اینه که من حاضرم.
‫اگه آموزش لازمه، من حاضرم.

41:55.268 --> 41:56.853
‫بیا بریم.

41:58.812 --> 42:01.021
‫توی میدون مطالعه میکنی.

42:01.147 --> 42:03.940
‫اختراعت رو توی مسابقه
ی اصلی قرار میدیم.

42:04.399 --> 42:08.651
‫توصیه نامه ت خیلی
کمکت میکنه. بیا داخل.

42:11.570 --> 42:15.739
‫اینجا جاییه که توش
کار میکنی. ‫سروان.

42:21.576 --> 42:24.452
‫- سرهنگ... ‫-
همدیگه رو بشناسید.

42:24.578 --> 42:27.830
‫مهندس ارشد، «وسیلی فدروویچ».

42:27.955 --> 42:32.041
‫ایشون هم گروهبان کلاشینکف
هستند. ‫مخترع با استعدادی از قزاقستان.

42:32.375 --> 42:35.918
‫شرکت کننده ی جدیده.
‫بهش یه فضای مجزا بده...

42:35.960 --> 42:39.254
‫و حمایتش کن.

42:39.254 --> 42:42.548
‫- چشم قربان. ‫- گروهبان، برو.

42:48.468 --> 42:52.429
‫- اینجا ما کارگاه ساخت سلاح
«اشپاگینا» داریم. ‫- اشپاگینا؟

42:52.971 --> 42:55.347
‫تو چرا تعجب کردی؟ ‫خط مقدم
به یه مسلسل جدید نیاز داره دیگه.

42:55.347 --> 42:57.932
‫بخاطر همین الان همه ی
اسلحه سازها اینجا جمع شدن.

42:58.266 --> 43:00.184
‫اون کورووین ـه،
اون روکاویشنیکوف ـه.

43:00.267 --> 43:02.810
‫اونجا هم کارگاه ساخت سلاح دگتیاروف
ـه ‫که واسه «وسیلی الکسیویچ» ـه.

43:03.895 --> 43:06.522
‫دگ...دگتیاریوف؟

43:07.315 --> 43:09.025
‫آره.

43:10.193 --> 43:14.071
‫ببینم...الان منظورت اینه که مسلسل
من ‫در برابر اون تفنگ ها باید رقابت کنه؟

43:15.281 --> 43:18.618
‫چیزی نیست گروهبان. ‫همه حق
دارن برا خودشون افتخارآفرینی کنن.

43:23.164 --> 43:25.292
‫مثل بقیه، یه سری
امکانات بهت داده میشه.

43:25.751 --> 43:29.254
‫دستگاه تراش خیلی شلوغه
پس باید وایسی تا نوبتت بشه.

43:29.963 --> 43:31.673
‫خب، مسئولیت همه ی
اینا به من محول شده...

43:31.715 --> 43:35.844
‫پس لطفاً همه ی طرح های
پروژه ت رو واسم بفرست.

43:36.720 --> 43:39.640
‫- طرح ها؟ ‫- آره.

43:40.557 --> 43:45.896
‫- خب من هیچ طرحی نکشیدم. ‫-
پس شروع کن به کشیدن. نقاشی بلدی؟

43:47.981 --> 43:49.524
‫خب دیگه.

43:53.445 --> 43:58.784
‫برو مستقر شو.
من دوباره بعداً میام.

44:25.061 --> 44:26.604
‫از غذات لذت ببر.

44:28.273 --> 44:29.899
‫تو کلاشینکف هستی؟

44:30.985 --> 44:32.486
‫اوهوم.

44:37.909 --> 44:39.536
‫«یوکاترینا موسیوا»

44:40.370 --> 44:42.540
‫لنیا ازم خواست تا توی
کشیدن طرح بهت کمک کنم.

44:42.665 --> 44:44.750
‫این اضافه کاری رو قبول کردم...

44:44.875 --> 44:49.256
‫- ولی یه شرط داره. برای من
مزاحمت ایجاد نکن. ‫- ببخشید؟

44:50.674 --> 44:53.177
‫فردا ساعت هشت کارم تموم میشه. ‫با
ساعت هشت و نیم که مشکلی نداری؟

44:53.428 --> 44:55.972
‫- باشه. ‫- امیدوارم که
بتونیم همدیگه رو درک کنیم.

45:04.149 --> 45:09.280
‫منطقه ی «پولیگونو سوروفسکی»

45:29.346 --> 45:30.972
‫هی، گروهبان.

45:32.098 --> 45:33.768
‫سلام، سرگرد.

45:33.893 --> 45:36.812
‫- اسلحه ت اونجاست؟ ‫- بله.

45:37.439 --> 45:39.399
‫ما خوب ازت حمایت میکنیم؟

45:42.653 --> 45:44.155
‫اونا دیگه کی هستن؟

45:47.951 --> 45:49.953
‫اونا گروه اسلحه
ی دگتیاریوف هستن.

45:53.041 --> 45:54.959
‫کدوم یکیشون دگتیاریوف ـه؟

45:55.752 --> 45:59.548
‫داداش، خود طرف
که نمیاد برا تیراندازی.

46:01.467 --> 46:04.513
‫ببین، به نظر میاد
اسباب بازیت گیر کرده.

46:10.520 --> 46:12.105
‫بله بله.

46:19.611 --> 46:21.071
‫سلام.

46:21.154 --> 46:24.157
‫- طبق قرار اومدم. ‫- سلام.

48:16.345 --> 48:18.430
‫اسلحه ها رو بررسی کنید.

48:19.431 --> 48:21.016
‫هدف هاتون رو بررسی کنید.

48:51.919 --> 48:54.088
‫نمیدونم چطور ازت تشکر کنم.

48:55.965 --> 48:58.842
‫نگران نباش اونا بخاطر
این کارها بهم پول میدن.

48:58.968 --> 49:02.555
‫صبر کن! جایی
نرو. ‫الان برمیگردم.

49:22.489 --> 49:25.242
‫بفرما. بگیرش.

49:25.534 --> 49:27.744
‫شیرینی ـه. بگیرش. بگیرش.

49:31.873 --> 49:34.875
‫در ضمن، میشه
امروز دوباره ببینمت؟

49:34.917 --> 49:38.170
‫فردا نتایج رو اعلام میکنن.
‫پس شاید دیگه هیچوقت نبینمت.

49:38.963 --> 49:49.123
‫همراهم بیا.

53:11.026 --> 53:13.489
‫خب فردا نتایج رو اعلام میکنن؟

53:14.879 --> 53:17.461
‫اگه برنده نشی میخوای چیکار کنی؟

53:18.692 --> 53:20.560
‫برمیگردم خط مقدم.

53:26.201 --> 53:27.988
‫برات آرزوی موفقیت میکنم.

53:29.141 --> 53:32.160
‫بابت شیرینی هم ممنون.
‫دخترم عاشق شیرینی جات ـه.

53:34.067 --> 53:35.815
‫آره، من یه دختر دارم.

53:37.204 --> 53:38.635
‫شوهرم داری؟

53:38.754 --> 53:40.701
‫اون توی جبهه ست؟

53:44.713 --> 53:46.500
‫من شوهر ندارم.

54:02.192 --> 54:05.171
‫گروهبان کلاشینکف!
بذار بهت تبریک بگم.

54:05.251 --> 54:08.390
‫صبح بخیر سرگرد. ‫میخوای
شروع کنم واست آواز بخونم؟

54:08.628 --> 54:11.567
‫چی شده رفیق؟ داشتم شوخی میکردم.

54:11.726 --> 54:13.633
‫الان یه مقدار حالم خوش نیست.

54:13.712 --> 54:17.328
‫باید برم «تولا» تا اونجا
اسلحه م رو آزمایش کنن.

54:18.201 --> 54:19.672
‫تبریک میگم.

54:19.711 --> 54:21.578
‫ببین...به همین
راحتی ناامید نشو.

54:21.856 --> 54:24.518
‫تو باختی. کسی هست که نبازه؟

54:25.431 --> 54:27.656
‫نمیدونم چرا ولی بهت ایمان دارم.

54:27.894 --> 54:30.595
‫یه چیزی توی وجود تو هست...

54:32.423 --> 54:33.925
‫بیا.

54:40.558 --> 54:45.940
‫کلاشینکف، من میدونم که بهمون نشون
میدی ‫که واقعاً کی هستی. مراقب خودت باش!

54:52.865 --> 54:55.201
‫- برای کی... ‫- این
بدرد من نمیخوره سرهنگ.

54:55.201 --> 54:56.160
‫ساکت باش!

54:56.285 --> 55:00.123
‫میدونی، کلاشینکف. ‫اینجا
کسی به طور اتفاقی نیومده.

55:01.626 --> 55:03.211
‫سروان.

55:06.131 --> 55:08.509
‫به گروهبان یکم توضیح
بده که ماموریت جدیدش چیه.

55:08.550 --> 55:13.723
‫سه روز توی پاسدارخانه وقت داره.

55:13.848 --> 55:17.603
‫مسابقه ای برای یه
مسلسل سبک اعلام شده.

55:17.687 --> 55:20.482
‫میخوایم توی قزاقستان
شروع به کار کردن بکنی.

55:20.524 --> 55:21.775
‫اونجا اونا قدر تو رو میدونن،

55:21.775 --> 55:23.069
‫و میتونی به آزمایش
هات ادامه بدی...

55:23.069 --> 55:25.613
‫و تغییراتی توی طرحت ایجاد کنی.

55:25.822 --> 55:28.575
‫خب، موافقی؟

55:30.286 --> 55:31.871
‫میشا!

55:36.711 --> 55:38.212
‫میشا!

55:39.171 --> 55:41.133
‫بله، موافقم.

55:42.384 --> 55:46.180
‫قزاقستان، آلما-آتا. سال 1944

55:51.020 --> 55:52.771
‫سلام.

56:05.158 --> 56:06.659
‫بله؟

56:29.888 --> 56:31.389
‫کلاشینکف...

56:31.431 --> 56:32.932
‫- ژنرال... ‫- میدونم.

56:33.058 --> 56:36.811
‫بهم تلگراف شد. مشکل چی بود؟

56:38.063 --> 56:41.023
‫- موفق نشدم. ‫- به اندازه
ی کافی خوب نبودی؟

56:43.067 --> 56:44.610
‫نه به اندازه ی کافی.

56:45.527 --> 56:47.780
‫حالا برای مسلسل سبک خوب میشی؟

56:51.657 --> 56:53.659
‫اعتماد به نفست رو از دست دادی؟

56:53.868 --> 56:56.704
‫خب پس کلاشینکف.
اینجوری به هیچ جایی نمیرسی.

56:56.746 --> 57:01.000
‫این کار به منابع زیادی نیاز
داره. ‫منابع انسانی، مالی...

57:05.879 --> 57:08.298
‫اونوقت تو شونه هات رو واسه من میندازی
بالا. ‫(علامت عدم اطمینان در زبان بدن)

59:07.740 --> 59:11.993
‫سلام. به ساشا بگو «یولیا
آناتولیونا» منتظرشه.

59:25.297 --> 59:29.218
‫نامه ت رو احتمالاً نزدیک
به ده باری بشه که خوندم.

59:29.718 --> 59:31.887
‫معلوم شد نه تنها بلد
نیستی طراحی کنی...

59:31.887 --> 59:34.096
‫بلکه توی نوشتنت
هم ایراداتی داری.

59:34.889 --> 59:39.310
‫ظاهراً وقتی بچه بودی، اختراع
کردن رو ‫به مدرسه رفتن ترجیح میدادی.

59:40.144 --> 59:42.730
‫نوشته بودی که منتظر
این هستی تا منو ببینی.

59:42.897 --> 59:47.734
‫نمیدونم چی جواب
بدم، "گروهبان یکم"!

59:48.610 --> 59:50.654
‫شاید بنویسم...

59:51.530 --> 59:55.366
‫در اسرع وقت مسلسلت
رو بساز و بعدش بیا.

59:58.410 --> 01:00:03.666
‫سروان «لابوف» از امنیت ملی
هستم. ‫دنبال «کالاشکین» میگردم.

01:00:03.707 --> 01:00:07.168
‫خودم هستم. ‫کالاشکین
نیستم، من کلاشینکف هستم.

01:00:07.335 --> 01:00:12.131
‫گروهبان یکم... ‫فکر میکردم
سنِّ تو بیشتر از این حرفا باشه.

01:00:14.384 --> 01:00:16.843
‫این همون چیزیه که
میخوای باهاش مسابقه بدی؟

01:00:18.804 --> 01:00:23.475
‫به قول خودت، "این چیز"
‫توی جبهه خیلی منتظرش هستن.

01:00:23.725 --> 01:00:25.602
‫فکرش رو میکردم.

01:00:25.936 --> 01:00:32.108
‫نگران نباش، گروهبان. این اسباب
بازیت رو ‫در امان تحویل میدیم.

01:00:32.441 --> 01:00:34.027
‫همینجا صبر کن.

01:00:40.327 --> 01:00:41.913
‫کلاشینکف.

01:00:43.874 --> 01:00:45.459
‫کلاشینکف؟

01:00:45.836 --> 01:00:47.546
‫میشان؟

01:00:51.218 --> 01:00:52.928
‫میشانیا؟ آره؟

01:00:53.346 --> 01:00:55.683
‫ساکت شو کوچولو، این برادرمه.

01:00:55.683 --> 01:00:58.061
‫- ویتکا؟ ‫- سلام برادر.

01:00:58.353 --> 01:01:02.400
‫تو...تو اینجا چه غلطی میکنی؟

01:01:03.402 --> 01:01:07.365
‫میشانیا، مامان و آبجی چطورن؟

01:01:08.034 --> 01:01:11.246
‫میشانیا! میشانیا!

01:01:11.455 --> 01:01:14.292
‫میشانیا، چرا ساکتی؟

01:01:15.252 --> 01:01:21.886
‫میبینم که مردم بهت احترام
میذارن. ‫ولی خب من بدشانس بودم.

01:01:22.303 --> 01:01:26.267
‫- از طرف من به مامان سلام
برسون. ‫- مدارک شناسایی.

01:01:26.309 --> 01:01:28.312
‫مدارک شناسایی.

01:01:35.739 --> 01:01:37.532
‫چی شده، گروهبان؟

01:01:43.413 --> 01:01:44.998
‫اون کی بود؟

01:01:46.458 --> 01:01:48.460
‫هیچکس.

01:02:00.847 --> 01:02:03.809
‫یه زن توی قطار
اینو همراهش داشت.

01:02:03.975 --> 01:02:06.770
‫میدونی چقدر واسش
پول دادم؟ ‫اینقدر!

01:02:06.978 --> 01:02:09.857
‫وقتی فهمید اوضاع
ناجوره فرار کرد.

01:02:09.857 --> 01:02:12.694
‫بیا یه حالی به خودمون بدیم.

01:02:13.277 --> 01:02:17.323
‫- ممنون ولی من نمیخوام،
سروان. ‫- ازت درخواست نکردم.

01:02:44.851 --> 01:02:49.355
‫چی شده؟ یه سرباز دلش نمیخواد با یه
افسر از ‫امنیت ملی شوروی هم سفره بشه؟

01:02:51.482 --> 01:02:54.527
‫- من همچین حرفی نزدم. ‫- حرفش
رو نزدی ولی فکرش رو کردی.

01:02:56.070 --> 01:03:01.659
‫فعلاً که اینجا توی این خراب
شده ‫هیچ کاری نمیتونیم بکنیم.

01:03:13.755 --> 01:03:17.384
‫گروهبان، یه دشمن ایدیولوژیک،
از یه آلمانی هم بدتره.

01:03:20.679 --> 01:03:24.099
‫تغییر قیافه میده و تظاهر
میکنه که یکی از ماهاست...

01:03:24.558 --> 01:03:30.481
‫ولی وقتی پشتت رو میکنی...
‫از پشت بهت خنجر میزنه!

01:03:34.026 --> 01:03:35.736
‫گندش بزنن...

01:03:50.834 --> 01:03:54.797
‫هی گروهبان،
چقدر دیگه باید بریم؟

01:03:55.130 --> 01:03:59.842
‫- نمیدونم. ‫- چطور نمیدونی؟
گفتی یک کیلومتر و نیم مونده.

01:04:01.093 --> 01:04:03.930
‫ما رو داری کجا میبری، گروهبان؟

01:04:08.308 --> 01:04:11.228
‫متاسفم سروان، شاید
راه رو اشتباه اومده باشیم.

01:04:11.311 --> 01:04:15.231
‫شایدم از عمد راه
رو اشتباه اومدی!

01:04:18.359 --> 01:04:21.695
‫- منظورت چیه؟ ‫- همون که شنیدی!

01:04:21.987 --> 01:04:25.114
‫اونی که توی ایستگاه قطار
بود، صدات کرد "داداش".

01:04:25.240 --> 01:04:28.076
‫کلاشینکف، من
هیچوقت اشتباه نمی کنم.

01:04:28.076 --> 01:04:31.370
‫وقتی یه دشمن ایدیولوژیک
رو از یه مایلی ببینم میفهمم.

01:04:31.995 --> 01:04:33.789
‫تو کی هستی؟

01:04:34.373 --> 01:04:36.875
‫گروهبان یکم، کلاشینکف.

01:04:37.543 --> 01:04:42.380
‫خیلی خوب فیلم بازی کردی.
‫به طور مثال یه مسلسل ساختی!

01:04:42.463 --> 01:04:44.507
‫ولی نمیتونی منو گول بزنی.

01:04:45.007 --> 01:04:47.051
‫من دهنِ توِ ضدانقلابی رو ...

01:04:47.134 --> 01:04:50.345
‫به کی میگی "ضد انقلابی"، آشغال؟

01:04:53.682 --> 01:04:56.218
‫کلاشینکف.

01:04:59.621 --> 01:05:05.627
‫گروهبان! گروهبان!

01:05:24.581 --> 01:05:27.450
‫حالا چیزی برای گفتن داری؟

01:05:29.319 --> 01:05:32.122
‫حالا چیزی برای گفتن داری؟

01:05:39.196 --> 01:05:45.535
‫تنها گناهی که من دارم اینه که
‫فرزند یه کشاورز بی آبرو هستم.

01:05:45.870 --> 01:05:49.540
‫الان میدونم که طرف
کدوم جناح هستم،

01:05:50.608 --> 01:05:53.878
‫و من مسئولیتی در
قبال برادرم ندارم.

01:05:56.013 --> 01:06:00.952
‫آخرین بار، سال 1936 دیدمش.

01:06:05.290 --> 01:06:09.093
‫اون زنده ست و بخاطر
همین موضوع شکرگذارم.

01:06:12.297 --> 01:06:15.100
‫فراموشش کن.

01:09:22.270 --> 01:09:26.675
‫با توجه به نتایج مسابقه،
کمیسیون تصمیم گرفته:

01:09:26.807 --> 01:09:34.616
‫هیچکدوم از مسلسل های دستیِ
نمونه برای تولید ‫برگزیده نشن...

01:09:36.150 --> 01:09:45.027
‫- چون هیچکدوم از اونها استانداردهای
لازم رو ندارن. ‫- این اصلاً قابل قبول نیست.

01:09:45.293 --> 01:09:48.171
‫ساکت! دوستان. ساکت!

01:09:48.421 --> 01:09:51.676
‫مسابقه تموم شده ولی...

01:09:51.926 --> 01:09:54.679
‫جنگ هنوز تموم نشده.

01:09:54.762 --> 01:10:00.018
‫بنابراین، تک تک فینالیست ها فرصت
دارن ‫تا به کار خودشون ادامه بدن...

01:10:00.144 --> 01:10:02.646
‫و اسلحه های مدل جدید بسازن.

01:10:03.272 --> 01:10:05.649
‫دیگه میتونید برید.

01:10:07.360 --> 01:10:10.780
‫دکتر، بنویس که من حالم خوبه.

01:10:11.072 --> 01:10:14.993
‫خواهش میکنم! من فرمانده ی هدایت
تانک هستم. ‫اصلاً به دستم نیاز ندارم.

01:10:15.076 --> 01:10:17.705
‫چیزی که مهمه اینه که بتونم
درست ببینم ‫و دستورات لازم رو بدم.

01:10:17.788 --> 01:10:20.875
‫میدونی دید من چقدر قویه؟
‫خط آخر رو واست میخونم.

01:10:21.000 --> 01:10:25.172
‫ای، ام، دابلیو، آی، اِن، بی، اِن، کا...
‫(حروف انگلیسی برای معاینه ی چشم)

01:10:25.255 --> 01:10:27.090
‫مشتت رو گره کن.

01:10:27.549 --> 01:10:29.467
‫حالا بازوت رو باز بکِش.

01:10:29.509 --> 01:10:34.891
‫بکِش، بکِش. بیشتر! بیشتر!

01:10:36.058 --> 01:10:38.644
‫خوبه...حالا بیارش پایین.

01:10:40.021 --> 01:10:42.566
‫- سروان... ‫- برو
پی کارت، گروهبان.

01:10:43.734 --> 01:10:45.360
‫بهت میگم از اینجا برو.

01:10:50.200 --> 01:10:53.453
‫میشا! کلاشینکف!

01:10:54.120 --> 01:10:55.788
‫گروهبان!

01:10:57.957 --> 01:10:59.751
‫دکتر چی بهت گفت؟

01:11:01.002 --> 01:11:02.587
‫متوجهم.

01:11:06.673 --> 01:11:08.634
‫بیا بریم یه سیگار بکِشیم.

01:11:14.431 --> 01:11:16.266
‫منم قبول نکردن.

01:11:17.476 --> 01:11:21.104
‫خیلی ساده ست. من نمیتونم از
اینجا برم. ‫اگه برم احساس خفگی میکنم.

01:11:25.399 --> 01:11:28.945
‫به طراحی های مسلسلت نگاه کردم.

01:11:29.987 --> 01:11:33.282
‫یه کارهایی میشه کرد. آره.

01:11:33.699 --> 01:11:36.077
‫از اخلاق کاریت خوشم میاد.

01:11:36.410 --> 01:11:39.664
‫حتی «روخوف» ناراضی نیست
‫که توی دفتر کنار ما کار میکنه.

01:11:42.375 --> 01:11:48.004
‫مطمئن باش که زیر نظر من اگه همه چیز
خوب پیش بره، ‫بهت بخش خودت رو میدم.

01:11:52.676 --> 01:11:55.345
‫نمیخواد با عجله جوابش
رو بدی. بهش فکر کن.

01:11:56.388 --> 01:11:57.973
‫قشنگ فکر کن.

01:12:01.559 --> 01:12:03.228
‫من بهت ایمان دارم.

01:12:03.561 --> 01:12:05.563
‫هممون بهت ایمان داریم.

01:12:07.774 --> 01:12:10.192
‫خودت به خودت ایمان داری؟

01:12:35.133 --> 01:12:41.222
‫بعضی وقتا با خودم فکر میکنم اگه از قطار ماتای
‫نیومده بودم پایین و رفته بودم خونه، زندگیم چطور میشد؟

01:12:45.810 --> 01:12:47.770
‫احتمالاً زندگیِ بهتری میداشتم.

01:12:49.439 --> 01:12:51.816
‫الان فصل قارچ هاست.

01:12:53.192 --> 01:12:56.821
‫دوست دارم یه سبد
قارچ از توی جنگل بیارم.

01:12:57.030 --> 01:13:00.657
‫و همه ی خانواده، کنار
هم بیان تمیزش کنن.

01:13:01.408 --> 01:13:07.039
‫تو، مامان، به آبجی غُر بزنی که
‫چرا قشنگ قارچ رو تمیز نکرده.

01:13:08.165 --> 01:13:15.130
‫و اگه اون نوشیدنی سازه نمُرده بود، کلی بهونه
های مختلف میورد ‫تا یه جور از زیر کار در بره.

01:13:17.007 --> 01:13:19.843
‫اونوقت تو دلت واسش
میسوخت و ولش میکردی که بره.

01:13:26.265 --> 01:13:29.685
‫- میشکا! ‫- دوست
دارم که تمام زندگیم...

01:13:30.561 --> 01:13:33.564
‫- ... در کنار تو بشینم!
‫- اونجا چی قایم کردی؟

01:13:37.485 --> 01:13:39.028
‫کجا؟

01:13:40.488 --> 01:13:42.281
‫بیا، بهت نشون میدم.

01:13:44.158 --> 01:13:45.743
‫چی؟

01:13:46.619 --> 01:13:48.496
‫دوباره داری یه چیز جدید میسازی؟

01:14:11.144 --> 01:14:14.690
‫- به مامانی کمک
میکنی؟ ‫- نمیتونم.

01:14:17.485 --> 01:14:19.362
‫میشا...

01:14:32.625 --> 01:14:34.837
‫مامان، بالاخره
اومدی؟! ‫این میشا ـه.

01:14:35.379 --> 01:14:37.423
‫سلام «گالینا فیودورونا».

01:14:37.714 --> 01:14:39.675
‫سلام، سلام.

01:14:43.345 --> 01:14:45.806
‫امروز نون نخریدم.

01:14:46.014 --> 01:14:48.559
‫خب میشه یه قرص کامل نون گرفت.

01:15:00.029 --> 01:15:01.823
‫اهل کجایی؟

01:15:02.532 --> 01:15:04.033
‫آلتای.

01:15:04.325 --> 01:15:07.245
‫پس اینجا موقتاً پست میدی؟

01:15:09.539 --> 01:15:11.499
‫اینطور به نظر میرسه.

01:15:13.209 --> 01:15:16.504
‫و وقتی که کارت تموم بشه
برمیگردی به خونه ت ‫که توی آلتا ـه.

01:15:16.504 --> 01:15:17.714
‫مامان!

01:15:18.465 --> 01:15:23.387
‫عذر میخوام. شکی
ندارم که آدم خوبی هستی.

01:15:23.929 --> 01:15:28.225
‫من عاشق دخترتون هستم.
میخوام اون همسرم بشه.

01:15:30.311 --> 01:15:33.761
‫کاتیا، باهام ازدواج کن.

01:15:36.238 --> 01:15:42.990
‫پیروزی! پیروزی!

01:15:43.591 --> 01:15:48.618
‫پیروزی، برادران!

01:15:49.442 --> 01:15:53.645
‫- چی شده؟ ‫- پیروزی!

01:15:55.220 --> 01:16:03.323
‫- چی؟ پیروزی؟
‫- پیروزی! پیروزی!

01:16:03.548 --> 01:16:06.474
‫پیروزی!

01:16:07.525 --> 01:16:12.927
‫پیروزی! برادران! پیروزی!

01:16:12.927 --> 01:16:18.329
‫پیروزی، پیروزی، پیروزی!

01:16:19.155 --> 01:16:29.058
‫ برای دست آوردهای فاتحانه
مون ‫ به شما تبریک میگم.

01:16:29.209 --> 01:16:36.781
‫ پیروزی در جنگ بزرگ وطن!

01:18:43.225 --> 01:18:44.934
‫بیا داخل.

01:18:47.976 --> 01:18:49.519
‫سلام، سرهنگ.

01:18:49.727 --> 01:18:51.895
‫اوه، کلاشینکف. بیا بیا.

01:18:52.145 --> 01:18:54.647
‫- بخاطر پیروزی تبریک
میگم. ‫- شما هم همینطور.

01:18:54.729 --> 01:18:56.064
‫چرا یونیفرم رژه ی
خوشحالی رو نپوشیدی؟

01:18:56.064 --> 01:18:57.398
‫ساعت دوازده یه رژه
قراره برگزار بشه.

01:18:57.439 --> 01:19:00.107
‫من هیچوقت از
این لباس ها نداشتم.

01:19:00.982 --> 01:19:03.983
‫- یه سوال داشتم. ‫- میشنوم.

01:19:09.403 --> 01:19:14.114
‫بعد از اون همه زحمتی که کشیدیم...
‫میخوایم الان همش رو بر باد بدیم؟

01:19:15.114 --> 01:19:19.699
‫همه ی امیدم...همه
ی روحیه مون رو؟

01:19:20.324 --> 01:19:22.202
‫چرا میخندین؟

01:19:22.869 --> 01:19:24.706
‫بفرما، بخونش.

01:19:25.415 --> 01:19:27.375
‫امروز رسید.

01:19:27.751 --> 01:19:33.174
‫فرمانده کل: ‫ارتش و ناوگانی
با مجهزترین سلاح ها آماده کن.

01:19:33.300 --> 01:19:38.390
‫در واقع میخواستم
اینو برای همه بخونم.

01:19:38.515 --> 01:19:40.852
‫ولی حالا شخصاً بهت گفتم.

01:19:40.935 --> 01:19:42.813
‫میتونی به کارِت ادامه بدی.

01:19:43.939 --> 01:19:48.404
‫ولی الان یه بخش
مخصوص خودت داری.

01:19:54.537 --> 01:19:56.164
‫اینو نگاه کن.

01:20:02.298 --> 01:20:05.260
‫یه بار دیگه انجامش بده.

01:20:18.527 --> 01:20:21.656
‫- سلام رفقا. ‫- سلام
الکسی ایوانوویچ.

01:20:23.117 --> 01:20:25.120
‫لعنت بهت، کلاشینکف...

01:20:26.371 --> 01:20:27.872
‫عجب پیشرفتی داری میکنی!

01:20:28.789 --> 01:20:31.289
‫- دارم تلاشم رو میکنم. ‫- شنیدم
داری روی یه مسلسل جدید کار میکنی.

01:20:31.289 --> 01:20:33.040
‫بله.

01:20:33.456 --> 01:20:35.165
‫لنیا، بیا یه نگاه به این بنداز.

01:20:35.207 --> 01:20:38.499
‫ای ام کا... هنوز برنده نشدی؟

01:20:38.540 --> 01:20:40.832
‫نه، ولی اگه اونا
پروژه رو تایید کنن...

01:20:40.916 --> 01:20:42.416
‫ساده تر...باید ساده تر باشه.

01:20:42.500 --> 01:20:48.042
‫هر چی شیارهای اینجا بیشتر باشه،
‫استفاده کردن ازش سخت تر میشه.

01:20:49.001 --> 01:20:51.709
‫این تفنگ باید مثل
یه شلیک ساده باشه.

01:20:52.251 --> 01:20:55.839
‫دقیقاً مثل یه شلیک!

01:20:56.465 --> 01:20:59.092
پی.پی.اس تو خیلی عالی ساخته شده.

01:21:05.016 --> 01:21:10.147
‫- اون سفارشی که ارتش
داده رو دیدی؟ ‫- بله.

01:21:10.231 --> 01:21:14.152
‫ماه آینده یه مسابقه برگزار میشه
برای ‫معرفی یه مسلسل جدید.

01:21:14.653 --> 01:21:18.491
‫و این به این معنیه که به قول
تو، ‫اون اسلحه ی عالیِ من...

01:21:19.283 --> 01:21:21.828
‫خیلی زود از موزه سر در میاره.

01:21:24.081 --> 01:21:26.917
‫پیشرفت خودت رو ادامه بده،
کلاشینکف. ‫با چیزی متوقف نشو.

01:21:31.297 --> 01:21:33.675
‫پس ما دوباره با
هم مسابقه میدیم؟

01:21:35.386 --> 01:21:39.223
‫اگه تو برنده بشی، ‫یه بطری
نوشیدنی آمریکایی ازم میگیری.

01:21:47.525 --> 01:21:49.527
‫چرا عصبانی هستی؟
‫فقط یه ساله که اونجایی.

01:21:49.610 --> 01:21:51.113
‫- موضوع این نیست. ‫- پس چیه؟

01:21:52.698 --> 01:21:55.951
‫تراشکاری...کارخونه ی سلاح
سازی... ‫کی اونجا مراقب اوضاعه؟

01:21:56.118 --> 01:21:59.122
‫- ژنرال دگتیاریوف. ‫- مگه چیه؟
- اون رقیبِ منه.

01:21:59.289 --> 01:22:01.499
‫فکر میکنی میذارن تنها
کار کنم؟ ‫فراموشش کن.

01:22:01.666 --> 01:22:04.920
‫اون بهمون یه میز و یه چکش میده
‫و انتظار داره واسش اسلحه بسازیم.

01:22:04.962 --> 01:22:08.258
‫- میشا، تو موفق میشی. تو پشت
کار خوبی داری. ‫- پشت کار؟

01:22:08.884 --> 01:22:11.887
‫تازه بهترین طراح اسلحه
در کل شوروی هستی.

01:22:14.056 --> 01:22:16.183
‫- اینطور فکر میکنی؟ ‫- مطمئنم.

01:22:17.059 --> 01:22:19.521
‫نظرت درباره ی
بهترین توی جهان چیه؟

01:22:21.148 --> 01:22:22.733
‫دیگه خیلی خیالبافی نکن.

01:22:23.441 --> 01:22:28.778
‫کورورف سال 1947

01:22:32.406 --> 01:22:34.824
‫- مدارک شناسایی. ‫- وایسا.

01:22:37.618 --> 01:22:40.786
‫- میتونید برید. ‫- یالا، یالا.

01:22:47.334 --> 01:22:50.461
‫کلاشینکف، سلام.

01:22:50.544 --> 01:22:54.963
‫اونا به من محول کردن تا به کار تو
رسیدگی کنم. ‫السکاندر زایتسف هستم.

01:22:55.631 --> 01:22:58.841
‫اگه مشکلی نداشته باشی
ما قراره با هم کار کنیم.

01:22:59.258 --> 01:23:01.177
‫مشکلی نداری؟

01:23:02.844 --> 01:23:04.471
‫نه اشکالی نداره.

01:23:04.804 --> 01:23:08.890
‫خب من فقط دو هفته ست که اومدم اینجا
‫ولی نگران نباش...دیگه به اینجا عادت کردم.

01:23:08.973 --> 01:23:11.351
‫آره، مدیرها هنوز
منو یادشون نمیاد.

01:23:11.476 --> 01:23:14.186
‫اونا منو به عنوان یه دستیار میبینن.
‫ولی برام مهم نیست، من آدم حساسی نیستم.

01:23:14.645 --> 01:23:16.395
‫اون دیگه کیه؟

01:23:16.687 --> 01:23:18.731
‫خود دگتیاروف ـه.

01:23:21.441 --> 01:23:25.819
‫عجب لیموزینی داره.

01:23:25.945 --> 01:23:27.987
‫خود استالین بهش هدیه داده.

01:23:28.196 --> 01:23:29.906
‫میشناسیش؟

01:23:30.448 --> 01:23:32.201
‫استالین؟

01:23:32.660 --> 01:23:34.703
‫نه، دگتیاروف رو میگم.

01:23:34.870 --> 01:23:38.166
‫نه، فکر کنم به زودی
همدیگه رو ببینیم.

01:24:26.556 --> 01:24:29.642
‫کاتیا، یه خبرایی ـه.
من خیلی خوشحالم.

01:24:29.726 --> 01:24:32.438
‫از درون احساس خوشبختی میکنم.

01:24:32.646 --> 01:24:35.107
‫خبرها رو یواشکی بهت میدم.

01:24:35.190 --> 01:24:36.984
‫به نظر همه چیز داره جور میشه.

01:24:37.360 --> 01:24:40.113
‫جدی میگم.

01:24:40.196 --> 01:24:43.409
‫همه ی کارها داره
میوفته روی غلتک.

01:24:43.492 --> 01:24:47.121
‫سودایوف راست میگفت.
‫همه چیز باید ساده باشه.

01:24:47.246 --> 01:24:48.914
‫مثل یه شلیک ساده.

01:24:49.040 --> 01:24:51.376
‫با خودم فکر کردم و راه
حلش سریع به ذهنم رسید.

01:24:51.501 --> 01:24:54.504
‫به! انگار با یه
تبر زدن توی سرم.

01:24:54.713 --> 01:24:58.009
‫خیلی درست و حسابی خواب
ندارم. ‫میدونی چون نگرانم.

01:24:58.342 --> 01:24:59.927
‫خیلی میترسم.

01:25:00.136 --> 01:25:02.305
‫اینقدر که اینجا
ترسناکه، تانک نبود.

01:25:02.346 --> 01:25:04.474
‫ولی در عین حال، خوشحالم.

01:25:04.807 --> 01:25:07.727
‫منتظر دسته ی اول هستیم.

01:25:39.883 --> 01:25:41.593
‫همه چیز روبراهه؟

01:25:42.260 --> 01:25:45.472
‫- چی؟ ‫- آره.

01:25:46.098 --> 01:25:50.560
‫ولی الان داریم مدل های
وسیلی الکسوویچ ‫رو تست میکنیم.

01:25:50.602 --> 01:25:52.854
‫خب ما هم یه ذره
تیراندازی میکنیم.

01:26:09.286 --> 01:26:11.247
‫چرا در میزنی؟

01:26:11.580 --> 01:26:14.458
‫من مخترع، کلاشینکف، هستم.
‫میخوام تفنگم رو تست کنم.

01:26:14.542 --> 01:26:19.213
‫امروز مدل های ژنرال
دگتیاروف تست میشه.

01:26:21.715 --> 01:26:23.384
‫بهت گفتم که.

01:26:25.803 --> 01:26:27.429
‫باشه.

01:26:31.809 --> 01:26:33.769
‫روز خوشی داشته باشین.

01:26:34.269 --> 01:26:37.480
‫آره، آره، آره...یادم می مونه.

01:26:38.022 --> 01:26:43.360
‫چیه؟ اوه آره. تنها کاری که میتونم بکنم
‫اینه که بذارمت داخل لیست چهارشنبه.

01:26:43.443 --> 01:26:46.612
‫- اون که میشه پس فردا! ‫- آره، پس
فردا میتونی نمونه ت رو تست کنی.

01:26:46.821 --> 01:26:50.866
‫انگار متوجه نیستی. تا وقتی که تستش
نکنم ‫شب ها نمی تونم راحت بخوابم.

01:26:51.074 --> 01:26:55.244
‫مخترع عزیز، تا روز چهارشنبه محوطه
ی تیراندازی ‫در اختیار ژنرال دگتیاروف ـه.

01:26:55.411 --> 01:26:57.454
‫یه مجوز خروج اسلحه بهم بده.

01:26:57.871 --> 01:26:59.873
‫میرم توی جنگل یا توی
معدن سنگ امتحانش میکنم.

01:26:59.998 --> 01:27:02.875
‫بذار برم تست کنم تا ببینم همه
چیز رو ‫درست انجام دادم یا نه.

01:27:03.250 --> 01:27:05.586
‫نمیتونم کمکت کنم.

01:27:06.795 --> 01:27:09.380
‫بیرون بردنِ اسلحه
از اینجا غیر قانونی ـه.

01:27:18.637 --> 01:27:22.849
‫- میتونی یه مقدار مهمات
بهم بدی؟ ‫- مهمات؟ چرا؟

01:27:51.788 --> 01:27:54.041
‫هی، احمقا! دارین چیکار میکنن؟

01:27:54.124 --> 01:27:56.125
‫همین الان تیراندازی
رو تمومش کنین.

01:28:01.546 --> 01:28:03.048
‫میشا...

01:28:09.431 --> 01:28:11.141
‫اسلحه رو بنداز زمین!

01:28:11.808 --> 01:28:13.478
‫اسلحه رو بنداز زمین!

01:28:13.770 --> 01:28:15.605
‫کی شلیک کرد؟

01:28:50.356 --> 01:28:52.024
‫سمت چپ.

01:28:57.531 --> 01:29:01.619
‫ژنرال، گروهبان یکم
کلاشینکوف میخواد شما رو ببینه.

01:29:01.953 --> 01:29:03.622
‫بفرستش داخل.

01:29:14.385 --> 01:29:17.681
‫- سرگرد، شما
میتونی بری. ‫- اطاعت.

01:29:22.812 --> 01:29:26.942
‫تو رو یادم میاد، کلاشینکف.

01:29:35.369 --> 01:29:39.373
‫خب، مسابقات 1943
رو «سودائوف» پیروز شد.

01:29:40.000 --> 01:29:42.669
‫ولی مسلسل تو رو از خاطر نبردم.

01:29:43.045 --> 01:29:48.384
‫قطعاً به عنوان یه مبارز نبرد، راستش
رو بخوام بگم، ‫یه مقدار نقطه ضعف داشت،

01:29:49.553 --> 01:29:54.309
‫ولی مثل یه اثر هنری که به صورت دست
ساز ‫با آهن توی یه آلونک ساخته شده باشه...

01:29:55.101 --> 01:29:57.687
‫منو تحت تاثیر قرار داد.

01:30:01.817 --> 01:30:04.905
‫واقعیت داره که به مدرسه نرفتی؟

01:30:07.075 --> 01:30:09.327
‫درسته. مدرسه نرفتم.

01:30:10.661 --> 01:30:12.289
‫خودت یاد گرفتی!

01:30:13.707 --> 01:30:16.502
‫بشین، گروهبان یکم، بشین!

01:30:25.720 --> 01:30:30.850
‫میخوام اسلحه ت رو قبل از
‫اینکه تستش شروع بشه، ببینم.

01:30:39.235 --> 01:30:41.862
‫- ژنرال... ‫- نگران نباش.

01:30:42.446 --> 01:30:47.368
‫میدونم طراح ها دوست ندارن
‫طرح هاشون رو بهم نشون بدن.

01:30:48.244 --> 01:30:54.251
‫نگران نباش. من ایده های
هوشمندانه ی تو رو نمیدزدم.

01:30:54.418 --> 01:30:59.047
‫اسلحه ی من دیگه سر هم شده و اونا
میخوان ببرنش ‫توی میدون تیر تا امتحانش کنن.

01:31:00.424 --> 01:31:02.510
‫فقط کنجکاوم.

01:31:48.058 --> 01:31:49.727
‫جالبه.

01:32:15.546 --> 01:32:20.384
‫تک تک جزییات در سر
جای خودشون قرار دارن.

01:32:20.927 --> 01:32:25.807
‫فکر میکنم فرستادنِ تفنگم
به میدون تیر، بی فایده باشه.

01:32:26.517 --> 01:32:29.269
‫این محصول خیلی نویدبخش تره.

01:32:29.394 --> 01:32:34.399
‫محصول گروهبان یکم،
کلاشینکف، چشم انداز خوبی داره.

01:32:35.692 --> 01:32:39.530
‫ژنرال، مدل شما رو چیکار کنیم؟

01:32:41.199 --> 01:32:43.535
‫درشون رو ببندید،

01:32:45.203 --> 01:32:48.665
‫- تا کسی نبیندشون. ‫- اطاعت.

01:33:00.427 --> 01:33:02.429
‫مدل بولکین.

01:33:05.808 --> 01:33:07.476
‫حاضر.

01:33:08.561 --> 01:33:10.437
‫تست رو شروع کنید.

01:33:23.700 --> 01:33:25.994
‫روی هدف تمرکز کنید.

01:33:33.585 --> 01:33:36.003
‫فشنگ منفجر نشد.
موفقیت آمیز بود.

01:33:37.212 --> 01:33:39.423
‫آزمایش مقاومت.

01:33:41.925 --> 01:33:44.595
‫- حاضره. ‫- برای تست ببریدش.

01:33:49.057 --> 01:33:50.976
‫روی هدف تمرکز کنید.

01:34:04.405 --> 01:34:07.950
‫مشکل احتراقی
داشت. ‫گلگدن قفل شد.

01:34:08.075 --> 01:34:10.286
‫مدل کلاشینکف.

01:34:21.005 --> 01:34:22.715
‫روی هدف تمرکز کنید.

01:34:43.401 --> 01:34:47.655
‫- بدون نقص کار میکنه.
‫- به تست ادامه بدید.

01:34:58.248 --> 01:34:59.792
‫آتش!

01:35:21.397 --> 01:35:24.456
‫میشا!

01:35:38.647 --> 01:35:40.154
‫خوشحالم.

01:35:44.296 --> 01:35:49.796
‫من حامله ام.

01:36:08.441 --> 01:36:13.652
‫موسکو، کرملین ‫سال 1949

01:36:19.489 --> 01:36:21.364
‫- جایزه گرفت؟ ‫- سلام.

01:36:22.074 --> 01:36:24.116
‫- تبریک میگم. ‫- ممنون.

01:36:24.366 --> 01:36:26.284
‫تبریک میگم.

01:36:26.284 --> 01:36:28.202
‫- تبریک میگم،
گروهبان یکم. ‫- ممنونم.

01:36:28.285 --> 01:36:30.036
‫ورونوف. خبر دار!

01:36:31.369 --> 01:36:33.913
‫ارتشبدِ توپخانه، ورونوف!
‫(بالاترین مقام رسمیِ ارتش)

01:36:34.121 --> 01:36:35.830
‫صبح بخیر، ارتشبد.

01:36:36.247 --> 01:36:38.499
‫- کلاشینکف. ‫- سلام، ارتشبد.

01:36:38.540 --> 01:36:40.541
‫- حالت چطوره؟ ‫- خیلی خوبم.

01:36:40.583 --> 01:36:44.210
‫خوبه که خوبی. کارت عالی بود.

01:36:44.627 --> 01:36:46.753
‫اولین مدال رو هیچوقت
فراموش نمیکنی.

01:36:46.961 --> 01:36:49.296
‫تصمیم گرفتی پولت
رو کجا خرج کنی؟

01:36:50.546 --> 01:36:52.923
‫هنوز بهش فکر نکردم، ارتشبد.

01:36:53.006 --> 01:36:55.174
‫سرهنگ، من گروهبان رو با
خودم میبرم. ‫امشب برش میگردونم.

01:36:55.466 --> 01:36:58.676
‫- متوجه شدم، ارتشبد.
‫- برو داخل ماشین.

01:36:59.843 --> 01:37:01.428
‫برو.

01:37:20.700 --> 01:37:23.996
‫کلاشینکف، وقتشه
که دیگه ترفیع بگیری.

01:37:24.288 --> 01:37:27.375
‫باید از مقام گروهبانی
یه مقام افسری بگیری.

01:37:27.792 --> 01:37:29.544
‫تحصیلاتت در چد حده؟

01:37:30.087 --> 01:37:33.132
‫درس رو تموم نکردم،
ارتشبد. ‫تا کلاس هفتم خوندم.

01:37:33.715 --> 01:37:38.471
‫تو مثل لومونسوف می مونی. ‫از آرخانگلسک تا
مسکو رو پیاده اومدی. ‫(پدر علم و فرهنگ روسی)

01:37:38.596 --> 01:37:41.516
‫- اهل کجایی؟ ‫- آلتای.

01:37:42.267 --> 01:37:44.103
‫خیلی وقته نرفتی شهر خودت؟

01:37:47.189 --> 01:37:50.152
‫اونقدر زیاد که میترسم اگه
مادرم رو ببینم، ‫دیگه نشناسمش.

01:37:51.278 --> 01:37:55.365
‫- پس باید بری. ‫- دیگه
الان کی بهم اجازه میده برم؟

01:37:55.657 --> 01:37:58.202
‫با خودم گفتم مسابقه رو که
برنده بشم، ‫مرخصی میگیرم...

01:37:59.453 --> 01:38:02.456
‫ولی از قضا، برای
ده سال آینده کار دارم.

01:38:02.874 --> 01:38:05.377
‫ما به وطن خدمت
می کنیم، گروهبان.

01:38:05.919 --> 01:38:07.546
‫ما به وطن خدمت می کنیم.

01:38:10.090 --> 01:38:15.054
‫- الان آلتای خیلی
زیباست. مگه نه؟ ‫- عالیه.

01:38:27.027 --> 01:38:32.408
‫هنگ، به صف بشید! خبر دار!

01:38:32.575 --> 01:38:35.328
‫رو به جلو!

01:38:38.665 --> 01:38:40.667
‫ارتشبد توپخانه ی ارتش!

01:38:40.751 --> 01:38:43.880
‫هنگ ترکیبی تفنگ
داران به صف در اومدن.

01:38:43.963 --> 01:38:46.132
‫فرمانده هنگ، سرگرد
ایوانوف هستم.

01:38:49.510 --> 01:38:51.138
‫صبح بخیر سربازها.

01:38:51.305 --> 01:38:55.059
‫صبح بخیر، ارتشبد ارتش!

01:38:55.517 --> 01:39:00.440
‫برای تست موفقیت آمیزِ
اسلحه ی جدید تبریک میگم.

01:39:00.565 --> 01:39:03.442
‫هورا!

01:39:04.235 --> 01:39:07.404
‫ما به طراحان
استثناییمون افتخار می کنیم.

01:39:07.571 --> 01:39:13.158
‫سازندگان سلاح های مدرنی که به ما
کمک کردند ‫تا باهاشون دشمن رو شکست بدیم.

01:39:13.283 --> 01:39:16.036
‫نام سپهبد دگتیاروف...

01:39:16.203 --> 01:39:19.163
‫سازندگان: توکاروف،
سیمونوف و سودایوف...

01:39:19.205 --> 01:39:22.874
‫تا ابد در تاریخ جهان
اسلحه ها ثبت خواهد شد.

01:39:23.208 --> 01:39:25.669
‫ولی امروز میخوام به شما...

01:39:25.752 --> 01:39:28.003
‫مخترعی جوان اما با
استعداد رو معرفی کنم.

01:39:28.170 --> 01:39:32.924
‫کسی که مدال افتخار استالین رو
دریاف کرد، ‫گروهبان یکم کلاشینکف!

01:39:34.092 --> 01:39:38.345
‫سلاح AK-47ئی که اون ساخته،
‫آینده های جهان اسلحه هاست.

01:39:39.346 --> 01:39:41.682
‫بابت خدمتتون ازتون ممنونم.

01:39:41.890 --> 01:39:45.017
‫ما به اتحادیه ی جماهیر
شوروی خدمت میکنیم.

01:39:45.351 --> 01:39:49.729
‫تبریک میگم. حکم
مرخصیت فردا امضاء میشه.

01:39:50.063 --> 01:39:51.686
‫برو خونه، پسر.

01:39:51.862 --> 01:39:54.318
‫از طرف من به مادرت سلام برسون.

01:40:00.328 --> 01:40:03.355
‫- آزاد. ‫- آزاد.

01:41:00.733 --> 01:41:04.944
‫بیش از 200میلیون نسخه
از مسلسل او ساخته شد...

01:41:05.164 --> 01:41:08.497
‫و تبدیل به نمادِ جنگ
افزارِ قرن بیستم شد.

01:41:08.717 --> 01:41:10.735
‫این مایه ی افتخار رییس
جمهورهای بسیاری بود...

01:41:10.735 --> 01:41:12.708
‫که با در دست داشتنِ
این سلاح، عکس میگرفتند.

01:41:12.928 --> 01:41:15.078
‫شاه ها، امیرها و شیخ
ها بسیار شادمان میشدند...

01:41:15.078 --> 01:41:17.226
‫که هدیه ی ارزشمندی معروف
به «کِلاش» دریافت کنند.

01:41:17.446 --> 01:41:21.131
‫او در زندگی خود
تنها یک چیز میخواست:

01:41:21.219 --> 01:41:25.342
‫که وطنی که در آن به دنیا آمد و ‫در
آن بزرگ شد، کاملاً در امن و امان باشد.

01:41:25.956 --> 01:41:29.993
‫این فیلم تقدیم به ...

01:41:30.080 --> 01:41:34.204
‫میخائیل تیموفیویچ
کلاشنیکف می شود.

01:41:34.204 --> 01:41:39.468

اينستاگرام و کانال تلگرام رسانه کاران مووی
telegram.me/KaranMovie
instagram.com/KaranMoviez
