WEBVTT

00:01.104 --> 00:03.104
...آنچه گذشت

00:03.128 --> 00:04.546
تکون نخورین

00:04.546 --> 00:06.131
ما می‌دونیم که اینجا
یه مشت یهودی رو پنهان کردین

00:06.131 --> 00:08.133
مکس -
به کمکت نیاز دارم -

00:10.052 --> 00:12.054
کسی تکون نخوره

00:12.054 --> 00:13.680
بعد از جنگ، می‌بینمت

00:13.680 --> 00:17.184
نازی‌ها هر روز دارن آدم‌های بیشتری می‌برن

00:17.184 --> 00:19.478
حس بدی بهم دست داده، میپ

00:19.478 --> 00:21.688
نمی‌تونم از شرش خلاص شم

00:21.688 --> 00:22.689
بازش کن

00:24.816 --> 00:27.027
صبر کنین. لطفا، نه

00:27.027 --> 00:28.320
فقط شما دو نفر اینجا هستین؟

00:28.320 --> 00:29.196
صبر کنین

00:29.220 --> 00:31.220
!تو اهل وین هستی

00:31.244 --> 00:31.883
منم اهل وین هستم

00:31.907 --> 00:33.200
چرا داری این کار رو انجام می‌دی؟

00:33.200 --> 00:34.243
خب آخه حالا باید باهات چیکار کنم؟

00:34.243 --> 00:35.953
لطفا، فقط با دخترها
کاری نداشته باشین

00:35.953 --> 00:36.995
می‌تونی بمونی

00:36.995 --> 00:37.996
دارم با این کارم بهت لطف می‌کنم

00:37.996 --> 00:39.331
فهمیدم چیکار باید بکنیم

00:39.331 --> 00:41.375
.بهش رشوه می‌دیم
با پول، فرانک‌ها رو آزاد می‌کنیم

00:41.375 --> 00:43.043
خیلی پول لازم داریم

00:43.043 --> 00:45.921
اگه هرکاری که از دستم
،برمیاد رو انجام ندم

00:45.921 --> 00:49.132
فکر نکنم وجدانم آروم بگیره

00:53.000 --> 00:55.000
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:56.000 --> 00:58.000
این سریال بر اساس واقعیت است
بعضی از حوادث، مکان‌ها

00:58.024 --> 01:00.024
و شخصیت‌ها به‌منظور اهداف نمایشی
خلق شده یا تغییر یافته است

01:10.000 --> 01:12.000
« بارقه امید »

01:26.211 --> 01:27.754
سلام

01:27.754 --> 01:29.506
دنبال یه افسر نازی می‌گردم

01:29.506 --> 01:30.507
به چه اسمی؟

01:30.507 --> 01:32.592
اسم من یا ایشون؟

01:32.592 --> 01:34.428
اسمشون رو نمی‌دونم

01:34.428 --> 01:36.263
موهاشون بلوند مایل به قرمزه

01:36.263 --> 01:37.806
و می‌خواین من چیکار کنم؟

01:37.806 --> 01:40.017
برم رنگ موی همه رو چک کنم؟

01:40.017 --> 01:41.685
،ایشون گفتن که دو روز پیش
مسئول دستگیری یه عده

01:41.685 --> 01:43.312
توی واحد 262 پرینسنگرت بودن

01:43.312 --> 01:44.938
خیلی مهمه که باهاشون حرف بزنم

01:45.000 --> 01:47.000
!قربان. صبح بخیر

01:47.024 --> 01:49.024
کاری هست براتون انجام بدم؟

01:49.048 --> 01:50.048
یه سلول برام آماده کن

01:50.072 --> 01:51.072
داریم یهودی‌های بیشتری میاریم

01:52.096 --> 01:54.096
بهم گفتن که سلول‌های طبقه پایین پر شدن

01:54.120 --> 01:56.120
بله، دارن سعی می‌کنن
کارهای اداری زندانی‌ها رو انجام بدن

01:56.144 --> 01:58.144
تا منتقل بشن

01:58.168 --> 02:00.168
دارن سعی می‌کنن؟

02:00.192 --> 02:01.192
سعی می‌کنن یعنی چی؟

02:01.216 --> 02:03.216
کارهاشون رو انجام بدین برن دیگه

02:03.240 --> 02:05.240
...بله، اشتباه منظورم رو رسوندم

02:19.306 --> 02:21.308
اینجا چیکار می‌کنی؟

02:21.308 --> 02:23.935
می‌دونم که دوستانم رو اینجا نگه می‌دارن

02:24.686 --> 02:28.774
پول زیادی داخل این کیفه

02:29.733 --> 02:32.652
آزادشون کن و این‌ها رو می‌دم بهت

02:39.951 --> 02:43.080
اول، دوستانم

02:43.080 --> 02:44.664
می‌تونم بدم دستگیرت کنن

02:44.664 --> 02:45.832
بعدش باید توضیح بدی چرا

02:45.832 --> 02:47.209
اون روز من رو دستگیر نکردی

02:47.209 --> 02:48.335
چه‌طور جرئت می‌کنی
بیای و این‌طوری باهام حرف بزنی؟

02:48.335 --> 02:50.962
چه‌جوری می‌خوای توضیح بدی؟

02:50.962 --> 02:53.382
ایشون اهل وین هستن، منم همین‌طور

02:53.382 --> 02:55.258
پس، به چشم یه آدم بهش نگاه کردم

02:55.258 --> 02:56.968
بهش رحم کردم

02:56.968 --> 03:00.222
برو بیرون -
به دوستانم رحم کن -

03:00.222 --> 03:02.391
می‌فهمم که برات، ریسک بزرگیه

03:02.391 --> 03:04.017
واقعا می‌فهمم

03:04.017 --> 03:06.144
ولی اون‌ها هم آدم هستن

03:06.144 --> 03:09.147
،اون‌ها چندتا پدر، مادر

03:09.147 --> 03:12.442
و بچه هستن، بچه

03:14.319 --> 03:16.822
،متفقین دیگه تقریبا رسیدن انیجا

03:16.822 --> 03:20.325
و به زودی، این تویی
که قراره دستگیر بشی

03:20.325 --> 03:23.829
،دوست نداری که من
توی محاکمه‌ت ضمانتت رو بکنم؟

03:23.829 --> 03:27.416
درنهایت، این افسر نازی
کار درست رو انجام داد

03:27.416 --> 03:29.918
جون هشت نفر رو نجات داد

03:30.000 --> 03:32.000
سیلبرباور، اسناد انتقال اون هشت‌تا یهودی

03:32.024 --> 03:34.024
که دستگیر کردی، کجان؟

03:35.000 --> 03:37.000
قربان، همین الان داشتم
تکمیلشون می‌کردم

03:37.024 --> 03:39.024
واقعا؟

03:39.048 --> 03:41.048
به نظر من که داری
وقتت رو تلف می‌کنی

03:42.000 --> 03:44.000
تو کی هستی؟

03:45.000 --> 03:47.000
ایشون داشتن می‌رفتن

03:47.024 --> 03:48.024
خوبه

03:48.048 --> 03:51.048
،پس تا یه ساعت آینده
اسناد انتقال رو آماده کن

03:52.000 --> 03:54.000
!چشم قربان

03:59.030 --> 04:00.449
باید بری

04:00.449 --> 04:01.992
دوستانم

04:03.368 --> 04:04.744
نه

04:04.744 --> 04:06.246
بهت التماس می‌کنم

04:06.246 --> 04:07.205
،اون روز دستگیرت نکردم

04:07.205 --> 04:09.332
چون تو هیچی نیستی

04:10.333 --> 04:12.377
یه آدم بی‌اهمیت

04:12.377 --> 04:14.588
حالا برو

04:25.849 --> 04:29.227
قربان، عذر می‌خوام، قربان

04:29.227 --> 04:32.272
شنیدم که گفتین سلول‌ها پر شدن

04:32.272 --> 04:34.399
و فکر کنم بتونم کمکتون کنم

04:34.399 --> 04:36.568
زیردستتون به تازگی یه عده رو آوردن

04:36.568 --> 04:40.739
که من حاضرم با کمال میل
بهتون پول بدم که آزادشون کنین

04:41.156 --> 04:42.491
به هیچکسی هم نمی‌گم

04:42.491 --> 04:44.409
مشکلی براتون پیش نمیاد

04:44.409 --> 04:45.869
ببخشید

04:45.869 --> 04:47.287
گفتین کی هستین؟

04:47.287 --> 04:49.873
من دوست 10 نفر آدم خیلی خوب هستم

04:49.873 --> 04:52.501
که الان طبقه پایین زندانی هستن

04:52.501 --> 04:55.420
یه مشت یهودی؟ -
بیشترشون، آره -

04:55.420 --> 04:58.131
خب، پس آدم‌های خوبی نیستن، مگه نه؟

04:58.965 --> 05:01.843
داخل این کیف، پول زیادی هست

05:01.843 --> 05:02.886
...اگه آزادشون کنین

05:02.886 --> 05:04.804
داری بهم رشوه میدی؟

05:04.804 --> 05:06.723
داری به یه افسر رشوه میدی
تا یه مشت یهودی رو آزاد کنه؟

05:06.723 --> 05:08.391
،یکیشون توی جنگ بزرگ

05:08.391 --> 05:10.977
خودش یه افسر بوده، آتو فرانک

05:10.977 --> 05:13.939
.بهش مدال دادن، مقام ستوان داشت
برو راجع بهش پرس و جو کن

05:16.066 --> 05:18.485
پول رو نشونم بده ببینم

05:26.701 --> 05:28.787
!تو

05:28.787 --> 05:30.664
این زن رو از ساختمون بنداز بیرون

05:30.664 --> 05:32.916
چی؟

05:32.916 --> 05:34.876
وجدان ندارین؟

05:34.876 --> 05:37.212
شرف ندارین؟

05:38.713 --> 05:40.966
!ولم کن

05:43.677 --> 05:44.844
میپ

05:44.844 --> 05:46.012
میپ، بلند شو

05:46.012 --> 05:47.347
...قرار نبود -
عب نداره -

05:47.347 --> 05:49.015
قرار نبود بیای

05:49.015 --> 05:50.809
تو خونه داشتم دیونه می‌شدم

05:50.809 --> 05:52.811
می‌ترسیدم قراره تو رو هم دستگیر کنن

05:52.811 --> 05:54.354
داشتم می‌رفتم تو
دنبالت بگردم

05:54.354 --> 05:56.231
اون‌ها، پول‌ها رو گرفتن

05:56.231 --> 05:58.108
حالا هم دوستانمون رو گرفتن
و هم پول‌هامون رو

05:58.108 --> 05:59.901
گریه نکن

05:59.901 --> 06:01.069
...اون تو هستن -
میپ -

06:01.069 --> 06:02.237
اون تو هستن

06:02.237 --> 06:03.363
نذار ببینن داری گریه می‌کنی، لطفا

06:03.363 --> 06:05.657
نذار ببینن داری گریه می‌کنی. باشه؟

06:05.657 --> 06:07.242
عجله کنین. امروز سه جا دیگه هم باید بریم

06:07.242 --> 06:08.785
بیا بریم خونه -
صبر کن -

06:08.785 --> 06:11.872
کامیون شرکت پولسه

06:12.163 --> 06:13.331
باید بریم و همه چی رو برداریم

06:13.331 --> 06:14.416
قبل از این که اون‌ها برشون دارن

06:14.416 --> 06:16.501
خیلی خب. بیا بریم

06:18.295 --> 06:20.297
!بپ

06:20.297 --> 06:22.215
نمی‌دونستم بیام تو یا نه

06:22.215 --> 06:23.925
کلید‌های خونه پشتی رو داری؟

06:23.925 --> 06:26.177
،می‌دونم که نازی‌ها کلیدها رو بردن
ولی یه جفت دیگه هم درست کردم

06:26.177 --> 06:27.888
دست آقای کلایمن بود

06:27.888 --> 06:28.972
ولی نازی‌ها گفتن نریم بالا

06:28.972 --> 06:30.223
بیا داخل میز کلایمن رو ببینیم

06:30.223 --> 06:32.434
آره

06:34.853 --> 06:37.022
صبرکن. داخل یه پوشه پنهانشون کرده بود

06:37.022 --> 06:39.441
برای خودش یه سیستمی داشت، یادته؟
مسخره‌ش می‌کردیم

06:39.441 --> 06:41.234
...آره

06:41.234 --> 06:47.115
،کلید، کلید قلبش
دایره، یه نمودار دایره‌ای

06:47.115 --> 06:48.366
!فلورانس نایتینگل

06:48.366 --> 06:50.327
!فلورانس نایتینگل

06:50.327 --> 06:51.786
چه‌طور رسیدین به فلورانس نایتینگل؟

06:51.786 --> 06:53.997
فلورانس نایتینگل!، نمودار دایره‌ای رو

06:53.997 --> 06:55.332
اختراع کرد

06:55.332 --> 06:57.709
نمی‌دونم. کلایمن آدم عجیبیه

06:58.710 --> 07:01.171
پیداشون کردم

07:01.171 --> 07:03.632
...ولی نازی‌ها گفتن -
بیا بریم -

07:10.972 --> 07:12.474
نباید اینجا باشیم

07:12.474 --> 07:14.059
باید هرچی وسیله ارزشمندی هست
رو پیدا و مخفیشون کنیم

07:14.059 --> 07:15.393
قبل از این افراد پولس برسن اینجا

07:15.393 --> 07:17.646
،اگه با هم کار کنیم
سریع می‌تونیم کار رو تموم کنیم

07:24.736 --> 07:25.904
من طبقه بالا رو نگاه می‌کنم

07:25.904 --> 07:28.323
شما دوتا هم اتاق‌ها رو

08:31.594 --> 08:36.057
میپ؟ دارم درمورد همه می‌نویسم

08:49.028 --> 08:52.032
کیف آقای فرانک رو خالی کردن

08:52.032 --> 08:56.119
،تا همه وسایل باارزش رو بدزدن
چندان چیز خاصی نمونده

08:56.745 --> 08:59.748
تمام ظروف نقره و پول‌ها رو بردن

09:14.637 --> 09:17.724
صبر کن

09:17.724 --> 09:20.518
این، این دفترچه خاطرات ان‌ـه

09:21.853 --> 09:23.146
داخل کیف آقای فرانک می‌ذاشتش

09:23.146 --> 09:25.607
زودباشین، ورق‌ها رو جمع کنین

09:44.292 --> 09:45.877
بپ، اون رو نخون

09:45.877 --> 09:47.796
.ولی اسمم رو توش دیدم
یه چیزی درمورد من نوشته

09:47.796 --> 09:50.799
آره. احتمال درمورد این که چه‌قدر
آدم فضولی هستی

09:51.841 --> 09:54.886
.مال ان‌ـه
خصوصیه

09:59.682 --> 10:02.685
خیلی خب، در رو بستم

10:06.523 --> 10:09.651
حالا چیکار کنیم؟

10:21.000 --> 10:23.000
[ دو ماه بعد ]

10:23.706 --> 10:26.042
ممنون، بپ

10:26.918 --> 10:29.587
کاترین، این پوشه‌ها، تنها مشتری‌هایی
هستن که برامون مونده

10:29.587 --> 10:31.464
ازت می‌خوام که برامون
مشتری‌های جدید پیدا کنی

10:31.464 --> 10:33.424
آخه چه‌جوری پکتین بفروشم؟

10:33.424 --> 10:35.760
آلمان‌ها جلوی همه تدارکات غذایی
که به آمستردام می‌اومد رو گرفتن

10:35.760 --> 10:37.470
هیچ میوه‌ای نداریم که باهاش مربا درست کنیم

10:37.470 --> 10:38.930
موهام چه‌طوره؟

10:38.930 --> 10:40.306
به نظر خوبه

10:40.306 --> 10:41.516
نه، از خوب هم بهتره

10:41.516 --> 10:43.226
پرپشت و براقه

10:43.226 --> 10:44.686
می‌خوای بدونی چرا؟

10:44.686 --> 10:46.855
،چون این چند وقته، پکتین می‌خوردم
هر روز صبح، یه قاشق چای‌خوری

10:46.855 --> 10:48.773
تازه برای ناخون‌هام هم خوبه

10:48.773 --> 10:50.358
خب، میوه پس نداریم؟

10:50.358 --> 10:51.734
پکتین رو به عنوان یه محصول زیبایی بفروش

10:51.734 --> 10:53.069
بگو در درمان دل درد، کمک می‌کنه

10:53.069 --> 10:54.487
بگو در درمان معده درد، کمک می‌کنه

10:54.487 --> 10:55.488
واقعا در درمان معده درد، کمک می‌کنه؟

10:55.488 --> 10:56.656
!شاید

10:56.656 --> 10:57.782
حرفم اینه که فقط ازت می‌خوام
تا این‌ها رو بفروشی

10:57.782 --> 10:59.701
فقط پنج‌تا مشتری برامون مونده

10:59.701 --> 11:01.536
ازت می‌خوام خونه به خونه بری

11:01.536 --> 11:03.580
شاید وقتشه که دیگه تسلیم بشیم، میپ

11:03.580 --> 11:05.582
کسب و کار رو بفروش بره

11:05.582 --> 11:07.834
شوهرم یه نفر توی آلمان رو
می‌شناسه که شاید بخره

11:07.834 --> 11:10.461
می‌تونیم سود حاصل رو بین
همه‌مون تقسیم کنیم

11:10.461 --> 11:12.547
آقای فرانک رفته

11:12.547 --> 11:14.674
واقعا فکر می‌کنی قراره برگرده؟

11:20.555 --> 11:22.891
.اینم پول پایان کارت
می‌تونی بری

11:22.891 --> 11:24.726
باهات بی رودربایستی حرف می‌زنم
چون بهت اهمیت می‌دم

11:24.726 --> 11:25.852
نه. میشه لطفا بری

11:25.852 --> 11:28.354
قبل از این که به زور بندازمت بیرون؟

11:42.619 --> 11:46.122
کار و بار چه‌طوره، خانم مدیر؟

11:46.122 --> 11:49.292
یه جوری اومد تو
انگار همیشه میومد سرکار

11:49.584 --> 11:52.003
من و کوگلر رو فرستادن
به عنوان زندانیان سیاسی

11:52.003 --> 11:54.839
فرستادن به اردوگاه امرسفورت

11:56.049 --> 11:58.635
،چند روز پیش به خاطر وضع سلامتیم

11:58.635 --> 12:01.262
صلیب سرخ آزادم کرد

12:01.262 --> 12:05.350
،تاحالا به خاطر داشتن زخم معده
این‌قدر خوشحال نبودم

12:07.435 --> 12:10.146
و بقیه؟

12:14.901 --> 12:18.696
از روز دستگیری، ندیدمشون

12:19.072 --> 12:21.866
اردوگاهی که توش بودم، وضعش بد بود

12:21.866 --> 12:25.119
جایی که اون‌ها رو فرستادن رو
نمی‌تونم تصور کنم

12:25.119 --> 12:26.704
نگرانم

12:26.704 --> 12:29.332
واقعا نگرانم

12:29.332 --> 12:31.834
اون‌ها آدم‌های قوی هستن

12:31.834 --> 12:35.213
جدی می‌گم. آدم‌های قوی هستن

12:35.213 --> 12:37.757
تو هم همین‌طور

12:37.757 --> 12:40.802
تونستی اینجا رو سروپا نگه داری

12:40.802 --> 12:44.347
،خب، داریم با بی‌پولی سروکله می‌زنیم

12:44.347 --> 12:47.266
و همین الان هم بهترین فروشنده‌م
رو اخراج کردم

12:47.266 --> 12:49.268
...خب، متفقین

12:49.268 --> 12:50.395
...اگه بگی تقریبا دیگه رسیدن

12:50.395 --> 12:52.855
خفه‌ت می‌کنم

12:52.855 --> 12:54.816
...ببخشید، مسئله اینه که

12:54.816 --> 12:56.484
الان چند ماهه که این رو می‌شنوم و

12:56.484 --> 12:58.403
کلا بیخیال آمستردام شدن و مستقیم

12:58.403 --> 13:00.446
دارن می‌رن سمت آلمان

13:00.446 --> 13:02.532
نازی‌هایی که اینجا موندن
می‌دونن که شکست خوردن

13:02.532 --> 13:04.325
ولی عصبانی هستن
و دارن سر ما خالیش می‌کنن

13:04.325 --> 13:08.955
و غذایی هم نداریم، عملا هیچی

13:08.955 --> 13:11.207
و حالا هم دارن مردان هلندی رو جمع می‌کنن

13:11.207 --> 13:12.917
و می‌فرستنشون به اردوگاه‌های کار اجباری

13:12.917 --> 13:15.378
درنتیجه یان تو خونه می‌مونه

13:15.378 --> 13:18.298
حالا فقط زن‌ها موندن که باید
همه چی رو سروپا نگه دارن

13:18.298 --> 13:23.344
خب، حالا یه پیرمرد مریض داری
که بهت کمک کنه

13:24.053 --> 13:26.389
خوبه

13:29.809 --> 13:32.729
اون‌ها آدم‌های قوی هستن، آقای کلایمن

13:32.729 --> 13:36.149
زنده می‌مونن

13:37.692 --> 13:40.236
حالا ما هم باید زنده بمونیم

13:44.490 --> 13:46.701
ممنون

13:48.244 --> 13:51.122
می‌تونی شروع کنی

14:05.094 --> 14:08.139
خوشت اومد؟

14:10.475 --> 14:12.351
بد نیست

14:12.351 --> 14:14.604
یه نفر بهم گفت که پیاز گل لاله

14:14.604 --> 14:16.481
،بیشتر از سیب زمینی
مواد مغذی دارن

14:20.068 --> 14:23.362
یه نازی این رو بهت گفته؟

14:24.864 --> 14:27.158
خوشت نیومد؟

14:27.158 --> 14:30.703
سوپ پیاز گل لاله است، میپ

14:31.079 --> 14:33.915
می‌دونم که باید یه چیزی بخوریم، ولی

14:33.915 --> 14:37.168
لازم نیست تظاهر کنیم
که ازشون خوشمون میاد، مگه نه؟

14:37.919 --> 14:41.255
من که خوشم اومد

14:45.176 --> 14:47.887
می‌دونی من از چی خوشم میاد؟

14:47.887 --> 14:51.891
از این خوشم میاد که تو رو
تماشا کنم که تظاهر می‌کنی خوشت اومده

14:59.732 --> 15:02.568
وای خدا، مزه خاک میده

15:02.568 --> 15:04.362
واقعا مزه خاک میده

15:04.362 --> 15:08.074
مزه خاکی رو میده
که گندیده

15:08.616 --> 15:11.202
داریم خاک گندیده می‌خوریم

15:14.622 --> 15:16.874
چرا داری گریه می‌کنی؟

15:16.874 --> 15:18.876
میپ

15:19.961 --> 15:23.714
امروز خیلی سعی کردم
که غذا پیدا کنم

15:23.714 --> 15:27.718
چندین ساعت از یه مزرعه
رفتم مزرعه بعدی و بعدش

15:27.718 --> 15:31.097
مجبور شدم چندتا روزنامه بسوزونم

15:31.097 --> 15:32.682
تا این سوپ به شدت مزخرف رو درست کنم

15:32.682 --> 15:37.520
،و حالا حتی نمی‌تونیم آتیش درست کنیم
چون هیزم نداریم

15:38.229 --> 15:40.231
صبر کن

15:41.399 --> 15:42.942
داری چیکار می‌کنی؟

15:45.903 --> 15:47.655
داری چیکار می‌کنی؟

15:47.655 --> 15:48.865
دارم هیزم درست می‌کنم

15:48.865 --> 15:51.033
!ولی این صندلی خانم استاپلمنه

15:51.033 --> 15:53.494
و حالا هم قراره باهاش آتیش درست کنیم

15:53.494 --> 15:55.788
!یان -
نه -

15:55.788 --> 15:58.124
قرار نیست بشینم و یخ زدن
همسرم رو نگاه کنم

15:58.124 --> 15:59.792
به اندازه کافی بد هست که مجبورم
تو خونه پنهان بشم درحالی که تو

15:59.792 --> 16:01.335
باید بری بیرون و برام غذا پیدا کنی

16:01.335 --> 16:02.712
نه. قراره باهاشون آتیش درست کنم

16:02.712 --> 16:04.172
باید یه کاری بکنم

16:04.172 --> 16:06.549
قراره باهاشون آتیش درست کنم

16:17.894 --> 16:20.021
اصلا نمی‌خواستم به خودم زحمت بدم

16:20.021 --> 16:21.272
برم زیر میز پناه بگیرم

16:21.272 --> 16:23.274
دیگه تقریبا دلم می‌خواد
یه بمب آلمانی زندگیم رو تموم کنه

16:23.274 --> 16:24.901
وای خدا

16:24.901 --> 16:27.278
یان، دارم شوخی می‌کنم

16:27.278 --> 16:28.654
بیا داخل، زیر میز پناه بگیر

16:28.654 --> 16:31.032
یه حمله هوایی نیست

16:31.032 --> 16:33.117
ببین

16:33.117 --> 16:34.243
.یه حمله هوایی نیست
بیا بریم، میپ

16:34.243 --> 16:35.203
بیا

16:35.203 --> 16:37.747
!یان

16:37.747 --> 16:40.374
بیا

16:44.212 --> 16:46.589
!متفقینن

16:48.674 --> 16:49.800
!لوبیا

16:49.800 --> 16:51.844
وای خدا. شکر

16:53.679 --> 16:56.557
!شکلات

17:24.335 --> 17:28.881
اونجا

17:28.881 --> 17:30.466
از این طرف -
زودباشین -

17:30.466 --> 17:32.093
زودباشین. بیاین بریم

17:49.318 --> 17:50.861
هیتلر واقعا مرده؟

17:50.861 --> 17:51.904
فکر می‌کنی اگه اون حرومی نمرده بود

17:51.904 --> 17:54.156
آلمان‌ها واقعا تسلیم می‌شدن؟

17:55.157 --> 17:56.701
تو هم فکر می‌کنی واقعا مرده؟

17:56.701 --> 17:57.785
!به شدت

17:59.287 --> 18:00.580
!یان

18:20.725 --> 18:22.310
سلام بر شما

18:23.394 --> 18:26.397
ببخشید. غذای اضافی نداریم

18:26.397 --> 18:29.191
برای غذا نیومدم

18:30.067 --> 18:32.320
اسم من یان گیز هستش

18:32.320 --> 18:35.656
شما تریسا ون دربرگ هستین؟

18:35.656 --> 18:37.116
بله

18:37.116 --> 18:40.328
من با دانشجویان دانشگاه آمستردام کار می‌کنم

18:40.328 --> 18:43.331
گفتن که لیدی کوهن رو اینجا می‌تونم پیدا کنم

18:43.331 --> 18:45.499
نه، ببخشید

18:45.499 --> 18:48.628
شما سرپرستی یه دختر یهودی جوان رو
قبول نکردین؟

18:51.797 --> 18:53.549
اومدین دنبال ساسکیا؟

18:53.549 --> 18:58.054
این کودکیه که دنبالش هستم

18:59.847 --> 19:03.184
این ساسکیاست

19:03.893 --> 19:06.395
مادربزرگش داره برمی‌گرده به آمستردام

19:06.395 --> 19:10.441
...ایشون خیلی دوست داره که، خب

19:10.441 --> 19:14.153
اومدم که برش گردونم خونه

19:20.159 --> 19:21.619
خب، دیگه دیره

19:21.619 --> 19:23.287
!آقای کوگلر برگشته

19:23.287 --> 19:24.955
!داخل یه مزرعه ذرت پنهان شده بود

19:24.955 --> 19:27.249
!آقای کوگلر -
!سلام، میپ -

19:27.249 --> 19:28.376
از دستشون فرار کرد -
آره -

19:28.376 --> 19:29.627
داشت برامون تعریف می‌کرد

19:29.627 --> 19:31.087
لطفا، ادامه بدین

19:31.087 --> 19:33.631
،خلاصه، بعد از این که کلایمن از پیشم رفت

19:33.631 --> 19:35.925
من رو خیلی اینور اونور منتقل کردن

19:35.925 --> 19:37.760
ول کن بابا، به خاطر زخم معده‌م ولم کردن

19:37.760 --> 19:40.680
خلاصه، داخل یه اردوگاه
نزدیک مرز آلمان بودم

19:40.680 --> 19:43.599
و یه روز، ما رو بردن سمت یه جایی

19:43.599 --> 19:46.435
،و با خودم گفتم، در یه چشم بهم زدن
قراره برم تو آلمان هیتلر

19:46.435 --> 19:48.354
و دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم آزاد بشم

19:48.354 --> 19:50.773
،برخلاف آقای کلایمن
من زخم معده ندارم

19:50.773 --> 19:51.774
...بیماری من -
خلاصه -

19:51.774 --> 19:53.651
یه زخم معده واقعیه

19:53.943 --> 19:56.779
خلاصه رفتم پشت گروه

19:56.779 --> 19:58.030
!و داخل یه مزرعه ذرت پنهان شدین

19:58.030 --> 20:00.449
هنوز به مزرعه ذرت نرسیدم

20:00.449 --> 20:02.618
اول، بمباران شدم

20:02.618 --> 20:03.911
وای خدا

20:03.911 --> 20:05.955
:نگهبان‌ها گفتن
!سرتون رو بیارین پایین

20:05.955 --> 20:07.248
!بخوابین رو زمین

20:07.248 --> 20:08.624
پس منم همین کار رو کردم

20:10.292 --> 20:13.170
،و نزدیک یه مزرعه ذرت بودم

20:13.170 --> 20:15.965
...خلاصه همچین حرکتی زدم و

20:15.965 --> 20:18.300
غلت زنان رفتین تو یه مزرعه ذرت؟

20:18.300 --> 20:19.760
!دقیقا

20:19.760 --> 20:21.846
،و بعدش وقتی هواپیماها رفتن

20:21.846 --> 20:24.765
!نگهبان‌ها گفتن: همه بلند شین

20:24.765 --> 20:27.435
و من رو زمین موندم

20:27.435 --> 20:28.853
!رو زمین موندین

20:28.853 --> 20:32.523
و بعدش بالاخره، بلند شدم

20:32.523 --> 20:34.233
بلند شدین

20:34.233 --> 20:38.112
و پیاده رفتم سمت نزدیک‌ترین روستا

20:38.112 --> 20:42.324
و یه دوچرخه پیدا کردم
و تا اینجا باهاش رفتم

20:42.324 --> 20:43.784
وای خدا

20:43.784 --> 20:46.328
این هیجان انگیزترین داستانی بود
!که به عمرم شنیدم

20:46.328 --> 20:48.247
خیلی خوبه که بعد از ماه‌ها نگرانی

20:48.247 --> 20:49.707
یکم خبرهای خوبی بهمون رسیده

20:49.707 --> 20:51.125
در عجبم چرا ما بعد از این همه نگرانی

20:51.125 --> 20:52.501
زخم معده نگرفتیم

20:52.501 --> 20:54.795
محض اطلاعتون، زخم معده‌م واقعیه

20:54.795 --> 20:57.590
آره، حتما -
خیلی خب، فهمیدیم -

20:57.590 --> 21:00.176
!یان -
!ببین کی برگشته -

21:00.176 --> 21:01.594
داخل یه مزرعه ذرت قایم شده بودن

21:01.594 --> 21:03.137
خوش برگشتین -
ممنون -

21:03.137 --> 21:05.473
واقعا از دیدنتون خوشحالم

21:07.433 --> 21:10.978
چیه؟ چی شده؟

21:12.062 --> 21:15.983
رفتم تا لیدی رو بیارم

21:15.983 --> 21:19.987
شیش ماه پیش، تب دیفتری گرفته
و پدر و مادرش زنگ زدن

21:19.987 --> 21:22.615
تا دکتر بیاد خونه‌شون

21:22.615 --> 21:26.202
ولی می‌دونسته، می‌دونسته

21:26.202 --> 21:29.330
که اون دختر اون‌ها نبوده
و اونجا پنهان شده

21:29.330 --> 21:33.459
و حاضر نشد درمانش کنه
...چون اون

21:33.459 --> 21:35.127
یهودی بود

21:35.127 --> 21:37.630
اون مرد

21:39.632 --> 21:42.551
مرد. واقعا متاسفم

21:43.969 --> 21:48.098
ولی، یه خبر خوبی دارم

21:53.354 --> 21:55.356
یان گفت که قطارشون ساعت یک
قراره بوده برسه

21:55.356 --> 21:57.525
و مستقیم میارتشون اینجا

21:57.525 --> 21:59.026
،همین‌طوری اونجا وانستا

21:59.026 --> 22:00.236
عصبیم می‌کنی

22:00.236 --> 22:01.612
بشین

22:01.612 --> 22:04.156
ببخشید

22:06.534 --> 22:08.494
گفتی که مادرخواندش هم داره میاد

22:08.494 --> 22:12.665
احتمالا بهتره چندتا صندلی دیگه بیاریم
و اینجا بچینیمشون

22:16.502 --> 22:19.088
بقیه صندلی‌ها کجان؟

22:19.088 --> 22:20.464
آره. صحیح

22:20.464 --> 22:23.300
این تنها صندلیه که مونده

22:23.300 --> 22:25.761
مجبور شدیم بقیه‌شون رو
به عنوان هیزم استفاده کنیم

22:25.761 --> 22:27.888
باید درک کنین که اوضاع اینجا
چه‌قدر بد بود

22:27.888 --> 22:29.348
،نه غذایی داشتیم
نه آتیشی

22:29.348 --> 22:30.808
واقعا؟ واقعا باید درک کنم؟

22:30.808 --> 22:33.394
چرا من همیشه باید درک کنم؟

22:33.394 --> 22:36.438
بهم می‌گن نوه دختریم لیدی مرده، می‌گن که

22:36.438 --> 22:38.524
باید درک کنی که هرچی
در توان داشتیم رو انجام دادیم

22:38.524 --> 22:39.650
می‌دونم

22:39.650 --> 22:40.901
!نه، نمی‌دونی

22:40.901 --> 22:43.279
نمی‌دونی چه حسی داره
!که همه چیزت رو ازت دست بدی

22:43.279 --> 22:46.907
،دخترم، دامادم، نوه دختریم

22:46.907 --> 22:48.576
می‌دونم که احمقانه است
چون فقط یه تعداد صندلی بودن

22:48.576 --> 22:50.077
ولی اون‌ها صندلی‌های من بودن

22:50.077 --> 22:54.373
مال من. حق نداشتین این کار رو بکنین

23:01.839 --> 23:03.882
دارن میان

23:03.882 --> 23:05.801
عرق کردم، خیلی نگرانم

23:05.801 --> 23:09.763
مجسمه کابوتر اسپلیبی چه‌طوره؟

23:09.763 --> 23:11.015
آلفرد همیشه خیلی از این خوشش می‌اومد

23:11.015 --> 23:12.349
می‌تونه خیلی خب سر صحبت رو باز کنه

23:12.349 --> 23:13.767
اون نوه‌مه

23:13.767 --> 23:15.603
لازم نیست چیزی سر صحبت رو باز کنه

23:15.603 --> 23:17.313
نه، البته که نه

23:17.313 --> 23:19.648
حق با شماست

23:22.109 --> 23:25.112
ببخشید، قطار یکم دیر اومد

23:25.112 --> 23:27.865
ایناهاش

23:33.871 --> 23:37.499
سلام، آلفرد

23:37.499 --> 23:41.003
من رو یادته؟

23:42.630 --> 23:44.131
اسمش رو گذاشتیم یوهان

23:44.131 --> 23:46.592
ولی دوباره به آلفرد عادت می‌کنه

23:46.592 --> 23:48.510
خیلی پسر گلیه

23:48.510 --> 23:51.138
می‌خوای بری سلام کنی؟

23:51.138 --> 23:53.682
من مادربزرگتم

24:01.315 --> 24:06.987
شاید این آقا کوچولو رو یادت بیاد؟

24:06.987 --> 24:10.658
قبلا خیلی دوستش داشتی
باهاش بازی کنی

24:10.658 --> 24:16.455
درواقع، یه روز شکستیش

24:16.455 --> 24:20.334
و ما با هم دیگه
با چسب سرهم کردیمش

24:20.334 --> 24:23.045
یادته؟

24:23.045 --> 24:25.881
بیا، می‌تونی نگهش داری

24:25.881 --> 24:27.966
بفرما

24:27.966 --> 24:29.218
ببین

24:29.218 --> 24:32.846
می‌تونی ببینی کجاش رو
با چسب دوباره سرهم کردیم؟

24:36.433 --> 24:39.603
تو رو یادمه

24:55.911 --> 24:57.663
مادرخونده آلفرد قراره
امشب رو پیشمون بمونه

24:57.663 --> 24:59.790
تا بهش کمک کنه اینجا مستقر بشه

24:59.790 --> 25:05.212
،خب، بیا بریم بیرون
و یکم تنهاشون بذاریم

25:06.213 --> 25:08.298
آره

25:20.144 --> 25:23.814
خدایا

25:29.361 --> 25:32.281
این دست خط خانم ونل پلزه

25:32.281 --> 25:35.284
می‌بینی؟ زیر پنیر خط کشیده

25:35.284 --> 25:39.413
:صداش رو یادمه که می‌گه

25:39.413 --> 25:43.125
یادت نره، میپ. یادت نره پنیر پیدا کنی

25:43.125 --> 25:46.253
خدایا، این زن خیلی پینر دوست داشت

25:46.253 --> 25:49.173
خیلی دوست داشت

25:56.180 --> 26:00.392
یه ماه از زمان آزادسازی گذشته

26:01.226 --> 26:05.522
هر روز، می‌رم سر کار
و با خودم می‌گم امروزه

26:05.522 --> 26:07.983
امروز همون روزه

26:07.983 --> 26:10.569
و در باز میشه و اون‌ها اونجا نیستن

26:10.569 --> 26:13.363
هیچ‌وقت اونجا نیستن

26:13.739 --> 26:15.991
هنوز زوده

26:15.991 --> 26:18.410
تازه قطارها دوباره کارشون رو شروع کردن

26:18.410 --> 26:21.371
خواهی دید

26:21.371 --> 26:24.333
آدم‌های بیشتری قراره برگردن خونه

26:31.298 --> 26:34.092
.از این طرف، لطفا
توی صف بمونین

26:40.766 --> 26:43.811
،برای دریافت مزایا دولتی
لطفا در صف راست واستین

26:46.063 --> 26:47.397
ببخشید؟

26:47.397 --> 26:48.941
سلام، چه کمکی از دستم برمیاد؟

26:48.941 --> 26:51.819
،من توی اردوگاه آشویتس بودم
و بعدش اردوگاه انتقال زندانیان توی کراکاو

26:51.819 --> 26:54.238
گفتن که بتونم نشون بدم
که اینجا زندگی می‌کردم

26:54.238 --> 26:55.614
می‌تونم از خدمات شهر بهره‌مند بشم

26:55.614 --> 26:57.533
خیلی خب. بله -
مدارکی با خودم ندارم -

26:57.533 --> 26:58.951
اشکالی نداره

26:58.951 --> 27:00.619
اهل آمستردام هستین؟

27:00.619 --> 27:02.329
بله

27:02.329 --> 27:06.792
کسی رو می‌شناسین که اینجا باشه؟

27:06.792 --> 27:07.751
نه

27:07.751 --> 27:10.212
مادر و پدرم مردن

27:10.212 --> 27:13.924
عذر می‌خوام

27:13.924 --> 27:16.176
اگه صبر کنین، همکارم لینا می‌تونه

27:16.176 --> 27:19.513
اطلاعاتتون رو ازتون بگیره
و توی سیستممون ثبتتون کنه، باشه؟

27:27.312 --> 27:29.773
عذر می‌خوام

27:29.773 --> 27:34.319
،اگه میشه بپرسم، توی آشویتس
شما خانواده فرانک‌ها رو ندیدین؟

27:34.319 --> 27:36.488
آتو و ایدیث فرانک؟

27:36.488 --> 27:38.991
شاید دخترانشون، ان و مارگو؟

27:39.366 --> 27:41.451
نه. متاسفم

27:41.451 --> 27:44.079
ممنون

27:54.464 --> 27:57.217
مکس؟

27:57.217 --> 27:59.386
!مکس

28:00.137 --> 28:01.388
!میپ

28:01.388 --> 28:02.931
!میپ، بیا بیرون

28:02.931 --> 28:05.684
!میپ

28:08.687 --> 28:10.522
!میپ

28:10.522 --> 28:12.357
زودباش

28:12.357 --> 28:14.067
چی شده؟

28:16.570 --> 28:18.655
آتو داره میاد خونه

28:18.655 --> 28:21.950
چی؟ -
آره -

28:21.950 --> 28:23.243
توی ایستگاه قطار، مکس رو دیدم

28:23.243 --> 28:25.162
صبر کن؟ مکس رو؟ -
مکس، مکس استاپلمن -

28:25.162 --> 28:26.830
برگشته

28:26.830 --> 28:29.291
و گفت یه نفر رو توی آشویتس دیده
که می‌شناختش

28:29.291 --> 28:30.751
مکس توی آشویتس بوده؟

28:30.751 --> 28:33.629
آره و یه نفر رو دیده
که آتو رو می‌شناخته و گفته

28:33.629 --> 28:35.255
که زنده مونده و داره میاد خونه

28:35.255 --> 28:36.298
صبر کن. کی؟

28:36.298 --> 28:37.633
مکس کی رو دیده؟

28:37.633 --> 28:39.092
نمی‌دونم، ولی آتو رو می‌شناختن

28:39.092 --> 28:40.552
خب، پس نباید امیدوار بشیم

28:40.552 --> 28:42.804
.نمی‌دونم کی این رو گفته
اطلاعاتش از یه نفر سوم رسیده

28:42.804 --> 28:46.183
.این دفعه دیگه واقعیه
اون داره میاد خونه

28:46.183 --> 28:48.727
داره میاد

29:16.421 --> 29:19.049
آقای فرانک

29:22.344 --> 29:25.889
سلام، میپ. یان

29:28.558 --> 29:31.520
بیاین تو

29:31.520 --> 29:34.147
بیاین تو

29:38.235 --> 29:41.697
داره به کارگران انبار احوال پرسی می‌کنه

29:42.114 --> 29:45.158
ازش چیزی درمورد بقیه نپرسین

29:45.158 --> 29:47.995
چیزی می‌دونه؟
بهت چیزی گفت؟

29:51.999 --> 29:54.835
خانم فرانک مرده

29:56.336 --> 29:59.131
خانم ون پلز هم همین‌طور

29:59.548 --> 30:02.300
دیگه خبری از دکتر ففر و خانم ون پلز پیدا نکرد ولی

30:02.300 --> 30:04.970
،حالشون خوب نبوده
پس به زنده موندنشون خوش بین نیست

30:04.970 --> 30:08.181
ولی به دلایلی، به زنده بودن
دخترها و پیتر امیدوار هستیم

30:08.181 --> 30:09.891
پیتر همراه ایشون توی آشویتس بوده
و درست قبل از آزادسازی

30:09.891 --> 30:12.185
توسط نازی‌ها بردنش یه جای دیگه

30:12.185 --> 30:13.895
،دخترها هم توی برگن بلسن بودن

30:13.895 --> 30:16.064
،که یه اردوگاه کار اجباریه
نه اردوگاه مرگ

30:16.064 --> 30:18.233
خلاصه که این خبر خیلی خیلی خوبیه

30:18.233 --> 30:21.611
و اون‌ها آدم‌های قوی هستن
و ما هم قراره پیداشون کنیم

30:22.029 --> 30:24.156
صلیب سرخ هر روز
کسانی که از اردوگاه‌ها برگشن

30:24.156 --> 30:25.574
رو لیست می‌کنه

30:25.574 --> 30:27.868
و من چندتا رونویس ازشون دارم

30:27.868 --> 30:31.455
بیا بپ، لیستشون رو بررسی کن
و همه کسانی رو که

30:31.455 --> 30:32.956
توی برگن بلسن بودن رو پیدا کن

30:32.956 --> 30:34.499
باشه

30:34.499 --> 30:35.834
تقسیمشون می‌کنیم بین خودمون
و به همه‌شون نامه می‌نویسم

30:35.834 --> 30:37.586
تا ببینیم چیزی درمورد ان و مارگو
می‌دونن یا که نه

30:37.586 --> 30:39.087
یان هم مرتبا ایستگاه قطار
رو بررسی می‌کنه و ما هم

30:39.087 --> 30:41.715
مرتب لیست‌های صلیب سرخ رو بررسی می‌کنیم

30:41.715 --> 30:46.261
،میپ در نبود من
حسابی مثل رئیس‌ها شده

30:46.970 --> 30:50.766
آره. همین‌طورـه

30:52.642 --> 30:54.686
خوبه که برگشتین، قربان

30:54.686 --> 30:56.897
خیلی خوبه

31:06.740 --> 31:11.578
،من دل شکسته‌م و دلم برای خانواده‌م تنگ شده

31:11.578 --> 31:14.998
ولی اینجام

31:16.500 --> 31:20.504
و این به خاطر همه شماست

31:43.902 --> 31:45.237
همین الانش هم ازشون متنفرم

31:45.237 --> 31:47.280
میپ، بس کن. عب نداره -
چرا، داره -

31:47.280 --> 31:48.365
دارن توی آپارتمان شما زندگی می‌کنن

31:48.365 --> 31:50.158
.اونجا مال شماست
باید پسش بگیرین

31:50.158 --> 31:52.452
تو نمی‌تونی کاری کنی؟
شهر باید یه کاری بکنه

31:52.452 --> 31:54.371
داریم سعی می‌کنیم
با آدم‌هایی که دارن برمی‌گردن

31:54.371 --> 31:55.455
چیکار کنیم

31:55.455 --> 31:56.581
بذار بهت بگم چیکار باید بکنین

31:56.581 --> 31:57.707
آپارتمان‌های قدیمی مردم
رو بهشون پس بدین

32:00.794 --> 32:02.045
می‌تونیم کمکتون کنیم؟

32:02.045 --> 32:04.589
سلام، من آتو فرانک هستم

32:04.589 --> 32:05.841
شما توی آپارتمان ایشون
دارین زندگی می‌کنین

32:05.841 --> 32:06.967
میپ

32:06.967 --> 32:08.260
ما شیش ماه پیش
به اینجا نقل مکان کردیم

32:08.260 --> 32:09.636
کسی به ما چیزی نگفته بود

32:09.636 --> 32:10.929
متاسفانه، باید این موضوع رو

32:10.929 --> 32:11.930
با صاحب‌خونه مطرح کنین

32:11.930 --> 32:13.473
نه، سو تفاهمی پیش اومده

32:13.473 --> 32:17.018
.نیومدم که بهتون بگم از اینجا برین
اومدم که یه چیزی ازتون بخوام

32:17.018 --> 32:20.188
این‌ها دختران من هستن

32:20.188 --> 32:23.733
ایشون ان هستن و ایشون هم مارگو

32:24.192 --> 32:26.236
،وقتی برگردن به آمستردام
میان اینجا

32:26.236 --> 32:28.238
چون اینجا خونه‌شون بوده

32:28.238 --> 32:32.742
لطفا، بهشون بگین
که حال بابایی خوبه

32:32.742 --> 32:34.619
پیش میپه

32:34.619 --> 32:37.873
بیاین، بنویسینش
تا یادتونه نره

32:37.873 --> 32:40.584
.حال بابایی خوبه
پیش میپه

33:23.501 --> 33:25.003
ممنون

33:26.630 --> 33:28.131
رز، لطفا

33:28.131 --> 33:30.717
به جز چیزایی که توی این لیست‌ها
هستن، اطلاعات دیگه‌ای نداریم بهت بدیم

33:30.717 --> 33:32.385
ببخشید، این کدوم لیسته؟

33:32.385 --> 33:34.763
کسانی که مرگشون تایید شده

33:36.056 --> 33:38.433
ببخشید

33:45.523 --> 33:47.484
اسم دخترها اینجا نیست

33:47.484 --> 33:49.778
!اسمشون اینجا نیست

33:59.162 --> 34:02.916
،ون پلز، پیتر

34:03.583 --> 34:07.212
پنجم می، 1945، ماتاسون

34:28.400 --> 34:32.279
در ابتدا، هرمن ون پلز همکار کاری من بود

34:32.279 --> 34:36.324
،ولی خیلی زود
به دوستم بدل شد

34:36.658 --> 34:39.869
،آخرین باری که دیدمش
اصلا حالش خوب نبود

34:39.869 --> 34:43.415
،بهش گفتن برو سمت چپ

34:43.415 --> 34:46.876
و من هم سمت راست

34:46.876 --> 34:51.131
،بعد از این که رفت
من خیلی با پیتر صمیمی شدم

34:51.131 --> 34:55.093
اون مثل پدرش از من مراقبت کرد

34:56.261 --> 34:59.931
،چند روز قبل از آزادی، اومد

34:59.931 --> 35:02.475
اون‌ها اومدن تا من رو ببرن

35:02.475 --> 35:05.562
،می‌خواستن همه کسانی که اونجا بودن
از اونجا برن

35:05.562 --> 35:08.106
یه انتقال اجباری

35:08.106 --> 35:10.191
می‌ترسید که اگه بمونم، من رو بکشن

35:10.191 --> 35:14.571
،ولی بهش گفتم که نمی‌تونستم برم
چون خیلی مریض بودم

35:14.571 --> 35:19.159
و با هم دیگه خداحافظی کردیم

35:21.494 --> 35:25.248
پیتر مرد خوبی بود

35:25.957 --> 35:31.880
پسر قوی، شجاع و با محبتی بود

35:32.589 --> 35:35.842
و می‌دونم که پدرش

35:35.842 --> 35:38.845
دوست داشت براش دعا عزاداری بخونیم

35:41.097 --> 35:42.307
نام خداوند بزرگ و مقدس است

35:42.307 --> 35:45.268
در جهاني كه با رضايت خويش خلق نموده و حكومت خود را بر آن قرار داده است، نجات انسانها را فراهم و ظهور ماشيح را تسريع فرمايد

35:45.268 --> 35:49.189
در ايام زندگي شما و در دوران حيات همه يهوديان، به زودي و در زمان نزديك واقع شود و بگوييد

35:49.189 --> 35:50.982
نام بزرگ خداوند در اين جهان و تا ابد، متبارك، ممدوح، مفتخر، بلند مرتبه، برگزيده، مجلل و مورد تهليل است

35:50.982 --> 35:53.568
مقام او از تمام بركات، سرودها، مدحها و تمجيدهايي كه براي او در اين جهان گفته مي شود

35:53.568 --> 35:56.321
بالاتر است و بگوييد آمین

35:56.321 --> 35:57.781
آمین

36:27.811 --> 36:29.688
به چی فکر می‌کنی؟

36:29.688 --> 36:32.690
راستش به تو فکر می‌کردم

36:32.690 --> 36:35.235
چه‌طور؟

36:35.235 --> 36:37.696
به این فکر می‌کردم که نمی‌دونم
رنگ مورد علاقه‌ت چیه

36:37.696 --> 36:39.364
قرمز

36:39.364 --> 36:40.907
فکر می‌کردم زرد باشه

36:40.907 --> 36:42.450
زرد؟ -
آره -

36:42.450 --> 36:44.160
زده به سرت؟

36:44.160 --> 36:46.204
ولی خند‌ه‌داره، مگه نه؟

36:46.204 --> 36:48.081
،این که این همه مدت با یه نفر باشی

36:48.081 --> 36:50.208
،قلب و روحشون رو بشناسی

36:50.208 --> 36:52.836
،قبل از این که به چیزی فکر کنن
،بدونی چیه

36:52.836 --> 36:55.463
ولی ندونی رنگ مورد علاقه‌شون چیه

36:55.463 --> 36:59.259
به چی دارم فکر می‌کنم؟

36:59.884 --> 37:02.095
به این که هنوز نمی‌خوای بری خونه چون

37:02.095 --> 37:06.433
،آقای فرانک اونجاست
و اصلا دوست نداری ناراحت ببینیش

37:06.433 --> 37:08.435
،و الان هم ناراحته

37:08.435 --> 37:12.188
پس دوست داری توی پارک
یه دور دیگه بزنیم

37:15.984 --> 37:17.902
رنگ مورد علاقه تو چیه؟

37:17.902 --> 37:20.613
ول کن. خودت می‌دونی دیگه

37:20.613 --> 37:21.740
تابلوـه

37:21.740 --> 37:23.700
واقعا؟ -
آره -

37:23.700 --> 37:26.870
.فکر و ذکرم این رنگه
همه جا از این رنگ حرف می‌زنم

37:26.870 --> 37:28.496
!این رنگ اصلا بخشی از میراث فرهنگی منه

37:28.496 --> 37:30.415
نارنجی

37:30.415 --> 37:33.168
!آره! من یه هلندی هستم

37:36.421 --> 37:39.299
و یکم هم موهات نارنجی متمایل به قرمزه

37:39.299 --> 37:41.801
!آره

37:41.801 --> 37:44.220
!این‌قدر این رنگ رو دوست دارم

37:44.554 --> 37:46.848
ببخشید

37:47.682 --> 37:49.851
آره، خودتون هستین

37:49.851 --> 37:51.853
شما، به ما کمک کردین

37:51.853 --> 37:53.313
...ببخشید، من

37:53.313 --> 37:55.607
توی کلیسا، شما
برامون یه عکس

37:55.607 --> 37:56.858
از پسرمون ناتان آوردین

37:56.858 --> 38:00.028
اون، خودشه. ناتانه

38:00.028 --> 38:02.447
یه ماه پیش دوباره بهم رسیدیم

38:02.447 --> 38:04.407
خیلی فوق العاده است

38:04.407 --> 38:06.743
خیلی قدردان هستیم

38:06.743 --> 38:10.455
،ببخشید که مزاحمتون شدیم
ولی شما خانواده ما رو نجات دادین

38:10.455 --> 38:13.541
نه، مشکلی نیست. عالیه

38:13.541 --> 38:15.502
خب، ممنون

38:15.502 --> 38:19.672
برای همه چی ممنونیم

38:19.672 --> 38:20.632
،از این که دوباره می‌بینمتون
خیلی خوشحال شدم

38:20.632 --> 38:22.884
ممنون

38:22.884 --> 38:25.011
خداحافظ، ناتان -
خداحافظ -

38:34.187 --> 38:37.190
یه دور دیگه؟

38:41.361 --> 38:42.654
صبح بخیر؟

38:42.654 --> 38:44.113
ببینین چی پیدا کردم

38:44.113 --> 38:46.074
قهوه واقعی

38:46.074 --> 38:47.909
بپ

38:47.909 --> 38:49.327
با پولی که قرار بود
،جوهر دستگاه تحریر بخرم

38:49.327 --> 38:50.912
این رو خریدم

38:50.912 --> 38:52.789
بپ، الان چه‌طور باید صورت حساب بنویسم؟

38:52.789 --> 38:55.291
فوق العاده است، بوش کن

38:55.625 --> 38:57.669
خیلی خب. با دست صورت حساب‌ها رو می‌نویسم

38:57.669 --> 38:59.838
.نه، تو به کارت برس
من قهوه درست می‌کنم

38:59.838 --> 39:01.464
جوری که تو درست می‌کنیش
،رو دوست ندارم، زیادی شیر می‌ریزی

39:01.464 --> 39:03.216
همیشه سردـه

39:03.216 --> 39:04.467
،بعد از همه این سال‌ها
الان دارین این رو بهم میگین؟

39:04.467 --> 39:07.220
آره. دماش خیلی مهمه، میپ

39:10.598 --> 39:11.975
نامه‌ها رو گذاشتم رو میزت

39:11.975 --> 39:13.351
چیزی از صلیب سرخ نیومده؟

39:13.351 --> 39:15.937
نه، فکر نکنم

39:16.896 --> 39:18.231
می‌تونم کمکتون کنم؟

39:18.231 --> 39:20.316
دنبال آتو فرانک می‌گردم

39:20.316 --> 39:22.068
قرار ملاقات باهاش دارین؟

39:22.068 --> 39:23.987
نه

39:23.987 --> 39:26.864
من دخترانشون رو می‌شناختم

39:26.864 --> 39:29.075
توی اردوگاه برگن بلسن

39:29.075 --> 39:34.872
،این نامه به دستم رسید
که اطلاعات می‌خواستین

39:36.249 --> 39:39.669
من اطلاعاتی دارم

39:42.088 --> 39:44.215
...اون‌ها

39:44.215 --> 39:47.975
....داره دم می‌کشه. پنج دقیقه دیگه

40:03.902 --> 40:06.613
تو دوست خوبی براشون بودی

40:06.613 --> 40:09.115
زندگیشون رو بهتر کردی

40:09.115 --> 40:11.034
همه‌مون این کار رو کردیم

40:11.034 --> 40:12.702
و اون‌ها هم این رو می‌دونستن

40:12.702 --> 40:15.663
حداقل این موضوع می‌تونه
بهمون تسکین خاطر بده

40:17.332 --> 40:19.334
برای دو سالی که اینجا بودن، می‌دونستن

40:19.334 --> 40:22.128
که شما بهشون اهمیت می‌دادین

40:22.128 --> 40:25.340
می‌دونستن که اهمیت دارن

40:28.384 --> 40:30.470
،اولین باری که ان اومد به دفتر

40:30.470 --> 40:32.639
فقط پنج سالش بود

40:32.639 --> 40:35.975
روی میزم نشست

40:35.975 --> 40:38.061
و شروع کرد به بازی با دستگاه تحریرم

40:38.061 --> 40:39.145
یادمه

40:39.145 --> 40:41.105
یه کت سفید پشمی تنش بود

40:41.105 --> 40:43.483
نگران بودم که روش جوهر بریزه

40:44.942 --> 40:46.194
...فکر کردم مادرش باید یه چیزی بهش بگه، ولی

40:46.194 --> 40:48.404
نمی‌شد به ان چیزی بگی

40:48.404 --> 40:50.365
...اون همیشه خیلی

40:50.365 --> 40:53.785
ان بود -
آره -

40:53.785 --> 40:56.996
همیشه خیلی ان بود

40:56.996 --> 41:00.291
و مارگو هم همیشه خیلی مارگو بود

41:01.876 --> 41:04.504
مارگو همه جا دنبال مادرش می‌رفت

41:04.504 --> 41:06.673
،خیلی مودب بود

41:06.673 --> 41:09.425
و شیر گرمی که بهش دادم رو خورد
و گفت: ممنون

41:09.425 --> 41:13.137
،با صدای ناز و کوچولوش

41:13.137 --> 41:15.515
درحالی که ان جوری داشت با دستگاه تحریر ور می‌رفت

41:15.515 --> 41:18.601
که انگار باید همه افکارش رو
همون لحظه روی کاغذ بیاره

41:20.728 --> 41:23.856
دفترچه خاطراتش

42:06.024 --> 42:07.442
آقای فرانک

42:07.442 --> 42:10.153
الان نه، میپ

42:10.778 --> 42:12.030
...فقط می‌خواستم که

42:12.030 --> 42:15.908
لطفا. الان نه

42:25.334 --> 42:28.254
این رو نگه داشته بودم

42:28.254 --> 42:31.424
برای خودش

42:31.424 --> 42:34.594
شما باید داشته باشینش

44:29.083 --> 44:31.961
قرار نیست برگردن

44:31.961 --> 44:33.713
همه‌شون مردن

44:49.770 --> 44:53.399
فکر کردم به یه دلیلی
نجات پیدا کرده بودم

44:54.192 --> 44:58.446
فکر کردم شاید به این خاطر نمردم

44:58.446 --> 45:02.783
و به این خاطر مادرم من رو فرستاد
تا بیام اینجا تو آمستردام

45:04.535 --> 45:08.331
فکر کردم شاید باید اینجا باشم

45:08.331 --> 45:11.000
تا دختر زنده بمونن

45:11.000 --> 45:12.335
میپ -
می‌بینی؟ -

45:12.335 --> 45:16.589
همیشه نمی‌دونی دارم به چی فکر می‌کنم

45:16.839 --> 45:19.634
نمی‌دونی که به این فکر می‌کردم

45:19.634 --> 45:23.262
،که باید برگردن
چون بعدش وجود من رو

45:23.262 --> 45:26.057
منطقی می‌کنن

45:30.645 --> 45:34.065
توی ذهنم، منطقی میشه

45:37.276 --> 45:41.238
نمی‌دونیم چرا یه نفر نجات پیدا می‌کنه

45:41.238 --> 45:43.532
و یه نفر دیگه نمی‌کنه

45:43.532 --> 45:49.121
تنها کاری که می‌تونیم بکنیم
اینه که هر روز تصمیم بگیریم

45:49.121 --> 45:52.208
که یه کار خوب انجام بدیم

45:52.208 --> 45:54.710
و تو این تصمیم رو گرفتی

45:54.710 --> 45:57.838
هر روز

45:57.838 --> 46:01.550
این تنها چیزیه که روش کنترل داریم

46:01.550 --> 46:05.012
سیب و هویج

46:05.012 --> 46:07.848
پنیر

46:07.848 --> 46:11.686
و رفتن به طبقه بالا
وقتی شرایط سخت بود

46:19.110 --> 46:21.445
ساعت کاری تموم شده. کجاست پس؟

46:21.445 --> 46:23.072
احتمالا هنوز تو دفتره

46:23.072 --> 46:24.907
اگه خودش رو انداخته باشه توی آبراه

46:24.907 --> 46:26.450
یا جلوی یه قطار برقی چی؟

46:26.450 --> 46:29.662
یا همین‌طور تنها اینور اونور داره میره
،چون دیگه کسی براش نمونده

46:29.662 --> 46:31.288
همه‌شون مردن

46:31.288 --> 46:32.832
،خدایا، نباید دفترچه خاطرات رو می‌دادم بهش

46:32.832 --> 46:34.208
باید صبر می‌کردم

46:34.208 --> 46:38.129
.نه، باید بهش می‌دادیش
کار درستی انجام دادی

46:38.129 --> 46:39.630
کارت مهربانانه بود

46:39.630 --> 46:41.507
و خودش هم این رو می‌دونه

46:44.385 --> 46:46.595
آقای فرانک؟

47:11.495 --> 47:13.998
این رو خوندی؟

47:15.458 --> 47:18.461
هیچ ایده‌ای نداشتم

47:20.755 --> 47:23.924
چیزهایی که درموردشون نوشته بود

47:25.301 --> 47:27.803
،جوری که می‌نویسه
جوری که فکر می‌کنه

47:29.013 --> 47:33.601
...می‌دونستم که دختر زبر و زرنگی بود، ولی اون

47:39.190 --> 47:42.401
حس می‌کنم نمی‌شناختمش

47:46.030 --> 47:50.368
،ما همه‌مون پنهان شده بودیم
ولی اون هم چیزی رو پنهان کرده بود

47:51.243 --> 47:54.538
داشت بخشی از خودش رو پنهان می‌کرد که شاید

47:54.538 --> 47:57.458
نمی‌خواسته من ببینم

47:58.626 --> 48:01.712
ولی خیلی خوشحالم که دیدمش

48:02.880 --> 48:06.175
ممنون، میپ

48:09.220 --> 48:14.642
انگار دوباره تونستم بزرگ شدنش رو ببینم

48:23.234 --> 48:26.153
تو این رو نگه داشتی

48:28.322 --> 48:30.866
تا دادیش به من

48:31.575 --> 48:35.329
ممنون

48:47.550 --> 48:50.094
ممنون

49:05.734 --> 49:08.779
ازتون می‌خوایم که پیش ما بمونین

49:08.779 --> 49:11.907
داریم به یه خونه جدید نقل مکان می‌کنیم

49:11.907 --> 49:14.535
ازتون می‌خوایم
که اونجا با ما زندگی کنین

49:14.535 --> 49:16.704
آره. باید با ما زندگی کنین

49:16.704 --> 49:20.541
،می‌تونیم هرچه‌قدر که شما می‌خواین
،درموردشون حرف بزنیم

49:20.541 --> 49:23.043
ولی به هرحال می‌تونیم

49:24.003 --> 49:26.797
لطفا، آقای فرانک

49:28.591 --> 49:31.719
خب، ممنون

49:31.719 --> 49:33.888
ولی اول، باید من رو آتو صدا کنی

49:36.807 --> 49:39.059
ممنون

49:44.607 --> 49:46.734
چه سبزیجاتی ریختی توش؟

49:46.734 --> 49:48.319
هویج وحشی

49:49.445 --> 49:55.409
آتو فرانک، تنها ساکن خونه پشتی بود
که نجات پیدا کرد

49:58.000 --> 50:03.422
هفت سال آینده را در کنار میپ و یان زندگی کرد

50:06.000 --> 50:13.464
.میپ و یان درنهایت بچه دارن شدن، پاول
آتو تا روز مرگش، ارتباط نزدیکی با آن‌ها داشت

50:16.000 --> 50:24.172
آتو خاطرات ان را چاپ کرد که تمام دنیا را
با پیام امید و مقاومت خود، تحت تاثیر قرار داد

50:28.000 --> 50:32.587
میپ تا 100 سالگی عمر کرد

50:35.000 --> 50:41.378
ا و از نقشش در روایت پیام ان به مردم، لذت برد

50:45.000 --> 50:52.465
،او به خصوص، از گفت و گو با جوانان لذت می‌برد
کسانی که الهام بخششان بود تا برای دنیایی بهتر، مبارزه کنند

51:00.000 --> 51:03.214
:معمولا، سخنانش رو با این نقل قول تمام می‌کرد

51:09.000 --> 51:18.547
حتی یک منشی، زن خانه‌دار یا یک نوجوان ساده هم می‌تونه
به نوبه خودش، بارقه  کوچیکی از نور در اتاقی تاریک روشن کنه

51:30.000 --> 51:35.000
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
