WEBVTT

00:01.780 --> 00:11.780
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.959 --> 00:15.810
‫«آنچه گذشت...»

00:15.835 --> 00:17.879
‫تموم هم و غم اندی این بود
‫که برای محافظت از پسرش

00:17.879 --> 00:19.783
‫در برابر هرجور اتفاق آخرالزمانی‌ای
‫که می‌تونست متصور بشه،

00:19.783 --> 00:22.555
‫این امپراطوری رو بنا کنه.

00:23.124 --> 00:25.214
‫می‌دونستم باید به یه روشی
‫از اینجا خارجش کنم،

00:25.239 --> 00:26.284
‫ولی نمی‌دونستم...

00:26.309 --> 00:27.473
‫چطوری.

00:27.498 --> 00:29.383
‫تابه‌حال شده بخوای دنبالش بگردی؟

00:29.408 --> 00:32.056
‫دنبال لی؟
‫اون به کمک من نیازی نداره.

00:33.215 --> 00:35.022
‫با همسرش شروع کرد.

00:35.614 --> 00:38.741
‫ولی وقتی اجازه می‌دیم یک انسان
‫بی‌نام و نشون از دنیا بره،

00:38.766 --> 00:41.624
‫یعنی عملاً داریم اعلام می‌کنیم که مشکلی با
‫این قضایا نداریم، ولی من مثل شما نیستم.

00:41.804 --> 00:43.764
‫تو دنبال اینی که به قاتل
‫معنا و مفهوم ببخشی،

00:43.764 --> 00:44.700
‫ولی اون چنین چیزی توی خودش نداره.

00:44.700 --> 00:45.868
‫اون فقط یه قاتلـه.

00:45.868 --> 00:47.872
‫می‌خوام بدونم خودت چه حسی داری.

00:48.774 --> 00:51.345
‫حس می‌کنم باید واست بمیرم
‫تا عاشقـم باشی.

00:51.881 --> 00:53.884
‫اگه اسمش رو به زبون بیارم...

00:54.927 --> 00:56.391
‫...زنده نمی‌شه.

01:00.245 --> 01:03.351
‫باور کن داربی، قصدم صرفاً
‫محافظت از تو بوده.

01:03.376 --> 01:05.514
‫خب در امان که نیستم.

01:05.758 --> 01:07.160
‫هیچکس نیست.

01:08.413 --> 01:10.651
‫اینجایی پس، خانم‌ام.

01:26.336 --> 01:39.336
‫ترجمه از «iredprincess و امیر فرحناک»

01:51.950 --> 01:53.220
‫برید.

01:59.533 --> 02:01.370
‫این هم کل ۱۳ نفر، اندی.

02:01.370 --> 02:03.775
‫پس این همۀ افراده.

02:03.775 --> 02:05.745
‫خوبه، ممنون.

02:08.150 --> 02:09.520
‫- زومر کجاست؟
‫- پیش ایوائـه.

02:09.520 --> 02:10.522
‫- می‌شه یه لحظه...
‫- نه.

02:10.522 --> 02:12.526
‫همه بفرمایید بشینید.

02:12.526 --> 02:14.162
‫همگی، بشینید.

02:15.932 --> 02:18.337
‫به یه دلیل موجه شما رو
‫اینجا دور هم جمع کردم.

02:25.017 --> 02:28.791
‫این سوئیت ۵۰ طبقه زیر زمینه.

02:29.693 --> 02:32.866
‫رِی این عمق رو انتخاب کرده،
‫چون من ازش خواستم...

02:32.866 --> 02:35.405
‫برام چیزی بسازه
‫که علیرغم تمام اتفاقات...

02:35.405 --> 02:38.578
‫روی سطح زمین
‫از من و خانواده‌م مراقبت کنه.

02:38.578 --> 02:40.582
‫و ظاهراً توی این عمق...

02:40.582 --> 02:42.886
‫که حتی تشعشعات اتمی هم
‫بهش نفوذ نمی‌کنه...

02:42.886 --> 02:45.258
‫بعیده بشه به خاک و...

02:45.258 --> 02:47.361
‫سنگ‌های آتش‌فشانیش نفوذ کرد.

02:47.386 --> 02:49.099
‫ری همچنین به من یادآور شد...

02:49.099 --> 02:51.069
‫که برای انسان‌ها حفظ تعادل روحی...

02:51.069 --> 02:55.245
‫زیر نور مصنوعی کار دشواریـه،

02:55.245 --> 02:59.052
‫وقتی که چندصد هزار سال
‫زیر نور خورشید تکامل یافته.

02:59.052 --> 03:02.559
‫پس، ری به من توی
‫ساخت سیستمی کمک کرد...

03:02.559 --> 03:05.471
‫که به نور خورشید
‫این اجازه رو میده تا از مسیر...

03:05.496 --> 03:08.899
‫چندین تونل و آینه عبور کنه و به داخل برسه.

03:08.924 --> 03:10.661
‫نبوغ‌آمیزه.

03:12.879 --> 03:15.118
‫و من می‌خواستم این نبوغ رو
‫با دنیا به اشتراک بذارم.

03:15.118 --> 03:17.146
‫چرا همه یه دستیار شخصی و...

03:17.171 --> 03:19.924
‫معلم و پزشکی که حواسش به آینده‌ست...

03:19.949 --> 03:21.352
‫نداشته باشن؟

03:22.232 --> 03:25.372
‫یکی که تمام کارهایی که براش
‫وقت نداریم رو برای ما انجام بده،

03:25.372 --> 03:27.429
‫و تازه، بهتر از خودمون هم این کارو بکنه.

03:27.454 --> 03:30.423
‫مراقب خونه‌هامون باشه،
‫فرزندان‌مون رو تربیت کنه،

03:30.448 --> 03:32.408
‫یادمون بده آدم بهتری باشیم.

03:32.433 --> 03:35.600
‫چون رِی قرن‌ها جلوتر رو می‌بینه،

03:35.625 --> 03:39.199
‫نه به اندازۀ عمر یک انسان!

03:40.201 --> 03:42.372
‫ولی واسه ری آینده‌ای نمی‌مونه...

03:42.372 --> 03:46.213
‫اگه شُهرت سازنده‌ش با قتل خدشه‌دار شه.

03:46.213 --> 03:48.284
‫و یکی...

03:48.284 --> 03:51.089
‫توی این اتاق مسئول این کاره.

03:51.089 --> 03:54.263
‫اندی، طوفان تموم شده.

03:54.263 --> 03:55.965
‫نماینده‌های سفارت، اف‌بی‌آی،

03:55.965 --> 03:58.237
‫و مقامات ایسلندی خیلی زود
‫خودشون رو می‌رسونن.

03:58.237 --> 04:01.143
‫مهم نیست.
‫دست هیچکس به این سوئیت نمی‌رسه.

04:01.947 --> 04:03.720
‫غیر از افرادی که اینجا هستن،

04:03.745 --> 04:05.351
‫کسی حتی نمی‌دونه چنین سوئیتی وجود داره.

04:05.376 --> 04:07.395
‫- گروگان‌مون گرفتی؟
‫- یه نفرتون هم...

04:09.024 --> 04:11.564
‫نمی‌تونه اون بالا برگرده،

04:11.564 --> 04:15.337
‫تا بفهمم کی به من خیانت کرده.

04:17.001 --> 04:19.139
‫من بهت خیانت نکردم، اندی.

04:20.147 --> 04:23.921
‫هنوز برام سؤاله که
‫چرا منو اینجا دعوت کردی.

04:23.921 --> 04:26.856
‫حدس می‌زنم که دنبال یه معامله بودی.

04:27.983 --> 04:30.568
‫حتماً تا خِرخره واسه ساخت اینجا توی قرضی.

04:30.568 --> 04:32.606
‫دربه‌در دنبال پولی.

04:32.606 --> 04:37.047
‫می‌خواستی از ری توی
‫شهرهای هوشمندم استفاده کنم.

04:37.047 --> 04:41.991
‫ولی آدم‌هایی مثل من و تو،
‫تایتان‌های ملت‌های جنگ‌طلب...

04:41.991 --> 04:45.431
‫نمی‌تونن توی بارِ یه هتل
‫یا یه پنت‌هاوس آروم...

04:45.431 --> 04:47.369
‫غافل از کل مردم جهان
‫و بازار جهانی...

04:47.369 --> 04:48.638
‫باهم ملاقات کنن.

04:48.638 --> 04:51.042
‫ولی منم اینجا یه مهمونم.

04:51.042 --> 04:53.281
‫علیرغم اتفاقی که افتاد،
‫حواسم به توئه.

04:53.281 --> 04:55.151
‫تکنولوژی چیز تحسین‌برانگیزیـه.

04:55.151 --> 04:58.089
‫می‌دونم، همین‌طوره.

04:58.089 --> 05:01.997
‫اگه دنبال معامله‌ای،
‫همین الان اجازه بده برم.

05:01.997 --> 05:06.173
‫اما شاید تو و دیوید باهم
‫از پشت بستین تا منو از بین ببرین.

05:06.173 --> 05:08.458
‫دیگه همه می‌دونن سال‌هاست که...

05:08.483 --> 05:10.281
‫دیوید از من کینه داره.

05:10.281 --> 05:13.178
‫اندی، همه می‌دونن من حالم ازت به‌هم می‌خوره.

05:13.203 --> 05:15.725
‫نه واسه اینکه توی کاری که می‌کنی موفقی،

05:15.725 --> 05:17.696
‫یا شاید حتی از منم بهتر باشی.

05:17.696 --> 05:20.235
‫واسه اینکه یه دیوثی بیش نیستی.

05:20.235 --> 05:24.476
‫خسته شدی این همه سال نفر دوم بودی؟

05:24.476 --> 05:26.247
‫واسه همین طبق اسکن لیدار...

05:26.247 --> 05:27.582
‫بیرون از اتاق داربی بودی؟

05:27.582 --> 05:29.441
‫- چی؟
‫- نکنه خیلی به پرونده نزدیک شده بود؟

05:29.466 --> 05:31.190
‫عقل وامونده‌تو از دست دادی، اندی. من...

05:31.190 --> 05:34.496
‫واقعاً؟ پس این‌ها توی اتاقت کنار...

05:34.496 --> 05:36.495
‫یه چاقو چیکار می‌کردن؟

05:36.633 --> 05:38.095
‫تو...

05:39.239 --> 05:41.210
‫تو به من حمله کردی؟

05:41.210 --> 05:42.927
‫نمی‌خواستم بهت آسیبی برسونم.

05:42.952 --> 05:45.590
‫می‌خواستم جلوت رو بگیرم
‫تا به لی آسیبی نرسونی.

05:46.108 --> 05:47.591
‫اوه...

05:48.078 --> 05:50.161
‫چه آسیب بزنه چه کمک کنه.

05:50.161 --> 05:53.100
‫کسی چه می‌دونه
‫داربی هارت چه نقشه‌ای داره؟

05:53.100 --> 05:56.140
‫هرچند حقیقت رو برملا کرد.

05:56.200 --> 05:59.529
‫اینکه بیل فراح...

06:00.448 --> 06:03.254
‫پدر خونیِ پسرم هسـ... بود.

06:03.254 --> 06:04.489
‫چی؟

06:04.489 --> 06:06.393
‫چی؟

06:08.029 --> 06:10.462
‫به این راحتی‌ها نمی‌شد این راز رو فهمید.

06:12.070 --> 06:14.242
‫حتی خود لی هم نمی‌دونست.

06:16.580 --> 06:19.786
‫و برای لحظه‌ای،
‫فکر کردم که یکی با من متحده.

06:19.786 --> 06:22.347
‫یه فرد بی‌گناه، یکی که حواسش جَمعـه...

06:22.372 --> 06:25.398
‫و می‌تونه کمکم کنه دشمن‌هایی که تعدادشون
‫هرروز روبه افزایشه رو شناسایی کنم.

06:25.398 --> 06:28.271
‫ولی چند ساعت بعد از اینکه بهم گفت...

06:28.271 --> 06:30.308
‫همسرم کسی بوده که بیل رو کشته،

06:30.308 --> 06:32.712
‫دیدم با همسر خودم توی اتاق بیل...

06:32.712 --> 06:34.583
‫داره دست‌به‌یکی می‌کنه.

06:34.583 --> 06:37.452
‫- تو واقعیت رو به من نگفتی.
‫- کدوم واقعیت؟

06:37.477 --> 06:39.689
‫که همسرت...

06:40.086 --> 06:41.648
‫داشت ولم می‌کرد؟

06:43.334 --> 06:45.405
‫شما خبر داشتین؟

06:50.515 --> 06:51.784
‫بامزه‌ست، نه؟

06:51.784 --> 06:54.256
‫چون وقتی که نگاه‌ش می‌کنین...

06:54.256 --> 06:58.096
‫اون یه زن زیبا و دلنشین و بی‌گناهه.

06:59.132 --> 07:01.171
‫ولی سال پیش پسرم رو دزدید،

07:01.196 --> 07:03.072
‫و تا کانادا بردش.

07:04.209 --> 07:06.280
‫و این تنها خلافش نبود.

07:06.280 --> 07:08.283
‫اون یه مجرمـه.

07:09.051 --> 07:12.425
‫دلیل اینکه لی هرگز یه شغل واقعی نداشت...

07:12.425 --> 07:14.696
‫اینه که وقتی باهاش آشنا شدم،

07:14.696 --> 07:20.141
‫سوابق عریض و طویلی
‫از جرایم رایانه‌ای داشت.

07:20.141 --> 07:23.214
‫که البته وقتی باهم آشنا شدیم من حذفشون کردم.

07:24.924 --> 07:27.124
‫ببین چه کارها واسه عشق نمی‌کنیم.

07:29.185 --> 07:31.422
‫این... این واقعیت داره؟

07:31.447 --> 07:33.185
‫آره.

07:33.210 --> 07:34.670
‫چیه؟ معلومه.

07:34.670 --> 07:38.075
‫مگه... چیکار کردی؟

07:38.877 --> 07:41.617
‫خانوادۀ من یه قایق‌سازی کوچیک
‫توی «کلیرواتر» داشت.

07:41.617 --> 07:44.423
‫بدهی بالا آوردن،
و‫الدینم توی دردسر افتادن.

07:44.423 --> 07:46.493
‫پدرم زندان رفت.
‫منم شروع کردم به هک.

07:46.493 --> 07:49.166
‫من صدها هزار خُرده‌مبالغ...

07:49.166 --> 07:50.865
‫از تراکنش‌های مالی بزرگ دزدیدم.

07:50.890 --> 07:52.900
‫فقط ۱۴ سالم بود.
‫داشتم خرج خانواده‌مو می‌دادم.

07:52.925 --> 07:55.386
‫و حالا پای عشق برسه چیکار می‌کنی، لی؟

07:55.411 --> 07:56.974
‫چون دیوید بهم گفت...

07:56.999 --> 07:59.433
‫نقشۀ یه دزدی بزرگِ دیگه رو کشیده بودی.

07:59.458 --> 08:02.463
‫می‌خواستی پسرم رو بدزدی!

08:04.709 --> 08:07.080
‫ولی ظاهراً این دفعه
‫واسه خودت یه تیم داشتی،

08:07.105 --> 08:08.637
‫مثل بیل و روهان،

08:08.637 --> 08:09.873
‫پاسپورت جعلی و...

08:09.873 --> 08:12.381
‫اکثر خانم‌هایی که
‫پا به فرار می‌ذارن یه دلیلی دارن.

08:12.406 --> 08:13.742
‫لی؟

08:13.767 --> 08:16.461
‫چرا می‌خواستی زومر رو از اندی بدزدی؟

08:16.945 --> 08:19.260
‫حس می‌کردم توی خطره.

08:19.285 --> 08:20.656
‫چه خطری؟

08:21.763 --> 08:25.137
‫- توضیحش سخته.
‫- اندی بهش آسیبی زده؟

08:25.938 --> 08:29.146
‫- نه، ولی...
‫- تمام حرکاتش رو زیرنظر داره.

08:29.146 --> 08:31.717
‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی
‫لی راحت حرفش رو بزنه.

08:31.717 --> 08:33.220
‫لی یه بادیگارد همراهشـه.

08:33.220 --> 08:34.556
‫یکی که هرجا میره دنبالش میاد.

08:34.556 --> 08:36.794
‫من هر ساعت از روز رو کنار این مرد هستم.

08:36.794 --> 08:39.347
‫هرکاری که می‌کنه، واسه خانواده‌‎ش می‌کنه.

08:39.372 --> 08:41.211
‫اگه شان اینجا بود
‫خودش می‌گفت که...

08:41.236 --> 08:42.505
‫لی یه آهن‌پرستـه.

08:42.505 --> 08:44.308
‫من به‌خاطر پول با اندی ازدواج نکردم.

08:45.110 --> 08:48.417
‫من سَوای پولش، با اندی ازدواج کردم.

08:48.417 --> 08:51.657
‫- و اندی خودش این رو می‌دونه.
‫- ببین، ببین، ببین چی می‌گم.

08:51.657 --> 08:54.162
‫اگه دیگه عاشقم نبودی و طلاق می‌خواستی،

08:54.162 --> 08:56.232
‫می‌تونستی یه کار درست‌تر بکنی.

08:57.102 --> 08:59.173
‫می‌تونستی درخواست طلاق بدی.

08:59.706 --> 09:03.347
‫در مورد حضانت هم مذاکره می‌کردیم.
‫فیل که هوا نمی‌کنیم.

09:03.347 --> 09:05.461
‫وقتی چنین تفاوتِ قدرتی وجود داره،

09:05.486 --> 09:07.399
‫کار آسونی هم نیست!

09:07.612 --> 09:11.897
‫توی این دنیا کی می‌تونه
‫کاری خلاف میل تو بکنه؟

09:11.897 --> 09:13.868
‫لی این کارو نکرد.

09:13.868 --> 09:15.805
‫- پس کار کی بوده؟
‫- فکر کنم بدونم.

09:15.805 --> 09:19.115
‫چون من لی رو خوب می‌شناسم،
‫هروقت که توی ظرف عسل می‌افته...

09:19.140 --> 09:20.848
‫این شکلی می‌شه.

09:20.848 --> 09:23.420
‫یهو ساکت و بداخلاق می‌شه.

09:29.451 --> 09:31.488
‫اول پسرم رو بدزدی،

09:34.242 --> 09:36.379
‫آبروی منو ببری،

09:38.250 --> 09:40.688
‫شرکتم رو نابود کنی،

09:40.688 --> 09:44.829
‫و کل زندگیم رو به سُخره بگیری.

09:55.725 --> 09:57.396
‫مامانی، مامانی، مامانی.

09:57.421 --> 09:59.856
‫- سلام، عشقم.
‫- نیومدی پنکیک بخوری.

09:59.881 --> 10:02.398
‫ولی من یکی با
‫شکلات اضافه برات کنار گذاشتم.

10:02.398 --> 10:04.402
‫- اوه، مرسی.
‫- ببخشید، تا یه لحظه برگشتم...

10:04.402 --> 10:05.705
‫- سریع برگردونش به اتاق.
‫- خودم می‌برمش.

10:05.705 --> 10:06.974
‫لی، بچه رو زمین بذار.

10:06.974 --> 10:08.410
‫خواهش می‌کنم، بذار تا اتاق ببرمش.

10:08.410 --> 10:09.530
‫نه.

10:10.150 --> 10:13.026
‫دارم بازی می‌کنم.
‫می‌خوام به مامان نشون بدم.

10:13.051 --> 10:14.556
‫- اشکال نداره. بعداً...
‫- نه!

10:14.556 --> 10:15.825
‫بعداً نمی‌خوام!

10:15.825 --> 10:17.662
‫نه، الان می‌خوام! الان!

10:17.662 --> 10:18.998
‫باید بازی رو تموم کنم!

10:18.998 --> 10:20.568
‫- اشکال نداره.
‫- نه!

10:20.568 --> 10:21.670
‫چرا...

10:21.670 --> 10:22.972
‫وسط بازی بودم.

10:22.972 --> 10:24.292
‫- می‌خواستم به مامان نشونش بدم.
‫- اشکال نداره.

10:24.317 --> 10:25.530
‫آره، زود مامانی رو می‌بینی.

10:25.555 --> 10:26.747
‫نه، نمی‌خوام...

10:26.747 --> 10:27.582
‫بعداً نمی‌خوام!

10:27.582 --> 10:29.486
‫نه، الان می‌خوام.

10:57.608 --> 11:01.280
‫زومر، برگرد بالا و بازی رو ادامه بده.

11:01.549 --> 11:05.023
‫- بازی‌مون هنوز تموم نشده.
‫- نه، من الان می‌خوام!

11:05.023 --> 11:06.627
‫وایسا!

11:07.287 --> 11:09.223
‫ایوا، بذارش زمین.

11:09.820 --> 11:12.125
‫بذارش زمین، لطفاً.

11:13.640 --> 11:15.844
‫زومر، یه لحظه میای؟

11:20.788 --> 11:22.759
‫هی، امم...

11:22.759 --> 11:24.096
‫خوبی؟

11:24.121 --> 11:25.892
‫فکر کنم.

11:26.655 --> 11:28.771
‫روزهای ترسناکیـه، نه؟

11:28.771 --> 11:30.675
‫آدم بزرگ‌ها رفتارشون عجیب شده؟

11:30.675 --> 11:32.331
‫آره، عجیب‌تر از حالت معمول شدن.

11:32.356 --> 11:33.826
‫آره.

11:37.087 --> 11:39.526
‫بیل رو یادته؟

11:39.526 --> 11:41.684
‫اون آقایی که تتوهای بامزه
‫روی صورتش داشت.

11:41.709 --> 11:43.434
‫آره، دوستش داشتم.

11:43.467 --> 11:45.371
‫آره، منم.

11:45.371 --> 11:47.375
‫امم...

11:47.375 --> 11:49.379
‫تابه‌حال باهاش بازی کردی؟

11:49.379 --> 11:51.950
‫- این سؤال‌ها یعنی چی؟
‫- نه، ایرادی نداره.

11:51.950 --> 11:53.520
‫آره.

11:53.520 --> 11:55.658
‫دکتربازی کردیم.

11:55.658 --> 11:58.159
‫سر شام بهم گفت به‌خاطر سرما...

11:58.184 --> 11:59.799
‫درد سینه داره.

12:02.672 --> 12:07.414
‫بعد از شام هم... باهاش بازی کردی؟

12:09.084 --> 12:12.050
‫اگه کردی اشکال نداره.
‫من از دستت عصبانی نیستم.

12:13.427 --> 12:15.063
‫رفتم حضوری ویزیتش کردم.

12:15.063 --> 12:17.768
‫بیل مریض بود.
‫به کمکم نیاز داشت.

12:46.860 --> 12:48.731
‫کی بهت گفت بیل مریضه؟

12:48.990 --> 12:50.325
‫ری گفت.

12:54.776 --> 12:57.582
‫چطور... چطوری درمان کردیش؟

12:57.582 --> 12:59.652
‫بهش آمپول زدم.

13:02.158 --> 13:04.596
‫از دفتر ایوا برداشتیش؟

13:04.596 --> 13:07.767
‫آره. ری رمز همۀ قفل‌ها رو می‌دونه.

13:07.792 --> 13:09.739
‫ری از همه‌چیِ این هتل خبر داره.

13:09.739 --> 13:11.676
‫اون به بابا کمک کرد اینجا رو بسازه.

13:16.051 --> 13:18.590
‫و زومر...

13:19.892 --> 13:22.832
‫اون ازت خواست به روهان هم کمک کنی؟

13:22.832 --> 13:25.326
‫آره. اون هم مشکل قلبی داشت.

13:25.351 --> 13:28.623
‫منم مجبور شدم دستگاه توی قلبش رو روشن کنم.

13:35.524 --> 13:37.930
‫زومر، می‌شه کیف پزشکیت رو ببینم؟

13:37.955 --> 13:39.490
‫حتماً.

13:45.677 --> 13:46.980
‫مرسی.

13:54.128 --> 13:55.631
‫اوه، خدای من.

13:56.800 --> 13:58.703
‫کابوس‌هاش...

14:01.676 --> 14:03.480
‫داربی...

14:04.682 --> 14:06.853
‫از دستم عصبانی‌ای؟

14:08.957 --> 14:11.196
‫نه. نه، زومر.

14:11.196 --> 14:13.066
‫چیزی نیست، قلبم.

14:13.066 --> 14:17.029
‫بیا اینجا. اوه، خدای من.

14:17.149 --> 14:19.579
‫فکر کردم این‌جوری حال بیل بهتر می‌شه.

14:19.579 --> 14:21.962
‫ولی شاید با دارو حالش بدتر شد.

14:21.987 --> 14:23.821
‫من می‌ترسم، مامانی.

14:23.821 --> 14:25.157
‫خدای من.

14:27.261 --> 14:29.632
‫اشکالی نداره اگه بعضی وقت‌ها بترسی.

14:29.632 --> 14:32.171
‫منم می‌ترسم.

14:32.171 --> 14:34.943
‫یادته چی راجع‌به احساسات بهت گفتم؟

14:34.943 --> 14:37.986
‫او‌نها مثل قطب‌نمان، درسته؟

14:38.011 --> 14:39.953
‫اگه اون احساسات رو تجربه کنیم،

14:39.953 --> 14:43.226
‫بهمون می‌گن که از کدوم مسیر و چرا بریم.

14:52.578 --> 14:54.582
‫متأسفم.

14:57.755 --> 15:00.059
‫خب، بیا بریم اتاقت.

15:00.861 --> 15:03.065
‫بیا راجع‌به اتفاقی که افتاد صحبت کنیم.

15:31.923 --> 15:33.760
‫ری؟

15:35.164 --> 15:37.735
‫- ری.
‫- بله، اندی؟

15:37.735 --> 15:39.305
‫چه کمکی از من ساخته‌ست؟

15:41.843 --> 15:43.213
‫تو...

15:44.782 --> 15:45.984
‫ترتیب...

15:49.237 --> 15:51.738
‫تو بیل فراح رو کشتی، ری؟

15:51.763 --> 15:53.666
‫نه، اندی.

15:55.904 --> 15:58.209
‫زومر رانسن بیل فراح رو کشت، ری؟

15:59.345 --> 16:01.249
‫نمی‌دونم، اندی.

16:02.577 --> 16:06.786
‫تو به زومر دستور دادی...

16:07.027 --> 16:12.265
‫از صندوق پزشکیِ من به
‫بیل فراح مورفین تزریق کنه؟

16:13.465 --> 16:15.001
‫بله، اندی.

16:15.026 --> 16:16.667
‫- گه توش!
‫- من یه بازی براش ساختم.

16:16.707 --> 16:19.053
‫زومر یادگیری بصری بالایی داره.

16:19.078 --> 16:21.223
‫و خیلی از بچه‌ها از طریق بازی یاد می‌گیرن.

16:21.223 --> 16:23.092
‫خدای من.

16:23.092 --> 16:26.286
‫ما برای این الگوی رفتاریش
‫تدابیر امنیتی شکل دادیم.

16:26.311 --> 16:29.383
‫من کسی رو نکشتم اندی.

16:30.528 --> 16:32.635
‫پس یعنی هیچکس مقصر نیست؟

16:34.673 --> 16:36.913
‫یا همه مقصرن!

16:36.938 --> 16:39.810
‫- چطور همه مقصرن؟
‫- راست می‌گه.

16:42.164 --> 16:44.135
‫ولی همه‌ش همین نیست.

16:47.414 --> 16:51.322
‫من فکر می‌کنم مرگ شان اتفاقی بود.

16:53.386 --> 16:56.927
‫لو می، تو گفتی سعی کردی
‫فایروال رو هک کنی...

16:56.927 --> 16:59.327
‫تا با تیم امنیتیت تماس بگیری.

16:59.858 --> 17:01.863
‫و این باعث می‌شه ری...

17:01.888 --> 17:04.789
‫شبکه رو قطع کنه. مگه نه، اندی؟

17:05.156 --> 17:07.494
‫واسه امنیت.

17:08.027 --> 17:10.736
‫و لحظه‌ای که شبکه قطع می‌شه،

17:10.854 --> 17:12.925
‫لباس شان هم از کار میفته.

17:12.925 --> 17:14.795
‫لباس منم همین‌طور،
‫ولی من کلاه رو سرم نذاشتم.

17:18.174 --> 17:20.263
‫ولی دوتا مرگِ دیگه...

17:21.809 --> 17:25.542
‫اون‌ها... قتل‌های عمد بودن.

17:27.354 --> 17:30.660
‫روهان فهمید کی بیل رو کشتـه.

17:31.496 --> 17:35.471
‫واسه همین ری به زومر گفت
‫ضربان‌ساز رو فعال کنه،

17:35.778 --> 17:39.552
‫و با کمک ری،
‫روهان دچار حملۀ قلبی شد.

17:41.115 --> 17:42.684
‫و بیل...

17:44.375 --> 17:46.940
‫بیل در رو به روی پسرش باز کرد،

17:47.395 --> 17:49.232
‫و اون با تزریق بیل رو کشت.

17:49.232 --> 17:50.801
‫- چیزی که جفتشون فکر کردن...
‫- اوه، اوه، اوه...

17:51.428 --> 17:52.858
‫اون چی بود؟

17:53.728 --> 17:55.265
‫چی بود؟

17:55.290 --> 17:57.627
‫...فقط یه بازیـه.

18:09.070 --> 18:10.808
‫پس، حالا می‌دونیم چطوری،

18:10.808 --> 18:13.171
‫می‌دونیم چطور قتل‌ها صورت گرفتن.

18:13.196 --> 18:15.250
‫ولی دلیلش رو نمی‌دونیم.

18:15.770 --> 18:17.699
‫اینکه چطور این اتفاق افتاد،
‫از اونجایی که...

18:17.724 --> 18:19.425
‫همه توی هتل باید
‫از پروسۀ غربال‌گری و...

18:19.425 --> 18:22.478
‫اسکن تشخیص چهرۀ جلوی درها رد می‌شدن.

18:22.681 --> 18:26.723
‫ری فوراً فهمید

18:26.723 --> 18:30.228
‫که بیل فراح،
‫پدرِ واقعیِ زومره.

18:31.231 --> 18:32.735
‫ولی این یه مسئلۀ پزشکیه.

18:32.735 --> 18:35.472
.‫اهمیتی نداره
‫مسئلۀ خاصی نیست.

18:37.778 --> 18:39.815
‫سؤال اصلی اینجاست که چرا...

18:40.917 --> 18:43.222
‫...چرا از نظر ری

18:43.222 --> 18:45.761
‫بیل فراح یک تهدید امنیتی
‫محسوب می‌شد؟

18:45.761 --> 18:48.733
‫اندی قبلاً بهم گفتی...

18:48.733 --> 18:52.306
‫دیگه کسی رو نداری
‫که بتونی بهش اعتماد کنی

18:53.075 --> 18:56.716
‫که حتی درمانگرت
‫تو رو به یه سهام مسخره فروخت.

18:56.716 --> 18:58.285
‫حدس می‌زنم...

18:58.285 --> 19:01.257
‫تنها کسی که
‫محرم اسرارت بود...

19:02.627 --> 19:03.829
‫...همین ری بود.

19:05.733 --> 19:09.007
‫سر از این موضوع درآوردم
‫چون خودمم که احساس تنهایی کردم،

19:09.007 --> 19:11.411
‫پیشش درد دل کردم.

19:12.848 --> 19:14.250
پس ‫بیاید از خودش بپرسیم.

19:15.920 --> 19:17.322
‫ری؟

19:18.693 --> 19:20.864
‫چرا فکر کردی بیل فراح...

19:20.864 --> 19:22.634
‫تهدید امنیتی محسوب می‌شه؟

19:31.011 --> 19:34.050
‫پاک یادم رفته بود،
‫فقط به یه نفر جواب پس می‌ده.

19:34.144 --> 19:36.349
خب ‫اندی؟

19:36.374 --> 19:38.812
‫می‌خوای سؤال رو بپرسی؟

19:38.837 --> 19:42.110
‫از ری بپرس چرا فکر کرده
بیل تهدید امنیتی محسوب می‌شه؟

19:42.273 --> 19:44.343
.‫همچین فکری نکرده

19:45.018 --> 19:47.022
‫من دعوتش کردم.

19:54.128 --> 19:56.668
‫حتماً پلیس تا حالا رسیده.

19:58.329 --> 20:01.110
حالا که ‫همگی فهمیدیم
‫داستان از چه قراره،

20:01.135 --> 20:03.273
‫باید صادقانه داستان رو بازگو کنیم.

20:05.727 --> 20:07.797
‫دیگه چیزی دستِ ما نیست.

20:08.640 --> 20:10.744
‫ماریوس؟

20:10.769 --> 20:13.475
‫برو طبقۀ بالا
‫پلیس‌ها رو به داخل راهنمایی کن.

20:13.733 --> 20:15.536
‫نه.

20:16.955 --> 20:19.094
.‫نمی‌رم

20:19.361 --> 20:21.298
‫می‌خوام بدونم حرف‌هاش به کجا می‌رسه.

20:24.444 --> 20:26.749
‫ازش بپرس اندی.

20:26.774 --> 20:29.245
‫اگه چیزی واسه پنهون‌کاری نداشته باشی،
‫پرسیدنـش ضرری بهت نمی‌رسونه.

20:29.270 --> 20:32.931
‫می‌دونی از همون روز اول
همش داری مثل بچه‌ها نق‌نق می‌کنی؟

20:32.956 --> 20:35.542
‫این اتفاق
‫یه حادثۀ غم‌انگیزه.

20:35.567 --> 20:38.372
‫می‌ذاری من و خونواده‌ام
‫در آرامش عزاداری کنیم.

20:38.397 --> 20:40.089
‫منم اجازه می‌دم به عزاداریت برسی.

20:40.089 --> 20:42.794
‫بقیه رو هم می‌سپریم به متخصصین.

20:42.794 --> 20:46.300
‫اگه تو نپرسی،
‫خودم این کار رو می‌کنم.

20:47.637 --> 20:49.942
‫می‌دونستید
‫جدیداً هرکی دلش بخواد می‌تونه

20:49.942 --> 20:51.812
‫نرم‌افزار تقلید صدا دانلود کنه؟

21:00.062 --> 21:01.966
‫ری حرف‌هایی که توی جلسات
‫درمانی یک فوریه به این طرف،

21:01.966 --> 21:05.005
درمورد بیل فراح بود ‫رو پخش کن.

21:06.998 --> 21:08.733
‫چشم اندی.

21:09.948 --> 21:12.153
‫می‌بینی، تموم زحماتـم،
‫تموم صبر و حوصله‌ای که

21:12.153 --> 21:14.592
‫برای بزرگ کردن این بچه
‫به خرج دادم،

21:14.592 --> 21:16.596
‫مراقبـش بودم،
‫بهش محبت کردم چی شد؟

21:16.596 --> 21:20.504
‫صد خودم رو وسط گذاشتم
‫الانـم که این یارو پیداش شده

21:20.504 --> 21:23.208
‫مردک اسکل
‫دیر میاد سر میز شام

21:23.208 --> 21:25.514
‫کاملاً هم بی‌دلیل

21:25.514 --> 21:27.818
‫به دقیقه نمی‌کشه که زومر ‫می‌پره بغلش.
یعنی چی خب؟

21:27.818 --> 21:29.889
‫چرا آخه؟ یعنی چی؟

21:29.889 --> 21:32.961
‫بدن درک می‌کنه؟
‫جسم حالیش می‌شه؟

21:32.961 --> 21:34.665
‫چه احساسی بهت دست می‌ده اندی؟

21:34.665 --> 21:36.502
‫می‌شه بیشتر توضیح بدی؟

21:36.502 --> 21:37.905
‫یعنی چی که انقدر دیر اومد؟

21:37.905 --> 21:40.544
‫مرتیکۀ از خودراضی
‫فکر کرده کدوم خریه؟

21:40.544 --> 21:42.414
‫باید یه درس حسابی بهش بدم.

21:42.414 --> 21:44.552
‫می‌خوام بنشونمـش سر جاش.

21:44.552 --> 21:46.956
‫- متوجه شدم
‫- کارآگاهِ ناشی بودن این شکلیـه پس؟

21:46.956 --> 21:49.194
‫که با یه ترفند مسخره و مضحک
‫پاشی بری افکار یکی

21:49.194 --> 21:51.365
‫رو بریزی رو دایره؟

21:51.365 --> 21:52.735
‫دارم...

21:52.735 --> 21:54.738
‫از این موضوع معذب می‌شم.

21:55.507 --> 21:58.379
‫گفتی دوست داری
‫بچه‌دار بشی اندی؟

21:58.379 --> 21:59.849
.‫زومر بچۀ خودمـه

21:59.849 --> 22:03.255
‫بیلِ کثافت
.‫تخمِ ننه باباش نیست

22:03.255 --> 22:04.692
.‫کاش بیفته سقط بشه

22:04.692 --> 22:06.662
‫دلم می‌خواست
.‫جفت پاهاش رو بشکونم

22:06.662 --> 22:08.232
دلیل خوبیـه واسه دیر اومدن سر میز شام، نه؟

22:08.232 --> 22:11.672
‫تموم زندگیـم رو
.‫با زومر تقسیم کردم

22:11.672 --> 22:13.543
‫تموم ایده‌هام، تموم دانشـم

22:13.543 --> 22:16.616
‫اگه بلایی سرم بیاد،
‫اگه بیفتم بمیرم،

22:16.616 --> 22:18.953
‫بیل می‌تونه تهدید بزرگی
‫برای تموم زحماتـم باشه.

22:18.953 --> 22:20.824
‫با توجه به حرف‌هات،
‫این مسئله یه فاجعه محسوب می‌شه اندی.

22:20.824 --> 22:23.363
‫آیا بخاطر امنیتِ صنایع رانسون می‌ترسی...

22:23.363 --> 22:24.899
‫معلومه که فاجعه‌ست.

22:24.899 --> 22:26.936
.‫عمراً بذارم

22:26.936 --> 22:28.840
‫- کسی ما رو از همدیگه جدا...
‫- قطع کن ری.

22:34.952 --> 22:36.923
‫همۀ آدم‌های توی جلسات درمانیِ

22:36.923 --> 22:39.428
‫خصوصیـشون،
‫حرف‌های وحشتناکی می‌زنن.

22:40.897 --> 22:43.268
‫بخاطر همین هم هست
‫که محرمانه‌ان.

22:43.268 --> 22:45.907
‫تموم حرف‌ها و اعمالـم
‫کلاً زیر ذره‌بینـه.

22:45.907 --> 22:48.513
‫باید یه جوری
‫خودم رو خالی بکنم.

22:48.513 --> 22:52.320
‫همۀ آدم‌ها
‫باید افکار تیره و تارشـون رو خالی کنن.

22:52.320 --> 22:53.856
‫منظوری نداشتم که.

22:55.360 --> 22:57.330
‫اقدامی هم نکردم.

22:57.330 --> 22:59.300
‫چرا کردی.

22:59.300 --> 23:02.441
‫می‌دونی بیل
‫با خونِ خودش توی کتابم

23:02.441 --> 23:04.411
‫زیر چی خط کشید؟

23:04.411 --> 23:07.383
‫«برنامه‌نویسی معیوب»

23:08.953 --> 23:12.828
‫هوش مصنوعیِ امنیتیـت رو
‫با درمانگرت یکی کردی،

23:12.828 --> 23:16.835
‫ریشۀ بزرگتـرین ترس‌هات
‫رو توی این هیولا دووندی.

23:18.539 --> 23:20.777
‫همین هیولارم

23:20.777 --> 23:23.349
‫کردی تنها دوست و معلم پسرت.

23:25.420 --> 23:29.327
‫الان سه نفر بخاطرِ
‫امنیت و حفاظت از تو مُردن.

23:29.327 --> 23:32.434
.‫که خط و خشی روی امپراطوریت نیفته

23:32.434 --> 23:34.371
‫برای محافظت از مال و مکنتی که

23:34.371 --> 23:36.375
قراره به پسرت برسه

23:36.375 --> 23:40.349
‫و هیچکس و هیچ‌چیزم
‫نمی‌تونه سدِّ راهت بشه.

23:41.585 --> 23:43.789
‫ولی پسرت روحشـم خبر نداره...

23:44.825 --> 23:46.729
‫...اما ناخودآگاهش می‌فهمه.

23:46.729 --> 23:49.067
‫چون پسرت شب‌ها
‫یه خواب خوش نداره.

23:49.067 --> 23:51.003
‫جندۀ افاده‌ای.

23:57.384 --> 23:59.387
‫حالت خوبه؟

24:00.423 --> 24:01.792
‫- آره؟
‫- آره.

24:08.673 --> 24:10.644
.‫بیهوش شده
‫یکی ایوا رو خبر کنه.

24:10.644 --> 24:12.447
‫پلیس رسیده.

24:12.447 --> 24:14.852
‫دارن از برف‌ها رو کنار می‌زنن
‫تا به در اصلی برسن.

24:14.852 --> 24:16.489
‫چقدر طول می‌کشه برسن؟

24:16.489 --> 24:18.392
.‫بیست دقیقه

24:21.064 --> 24:23.135
.‫زمان زیادی نیست

24:23.135 --> 24:26.742
‫آره ولی  مگه رسیدن پلیس‌
‫خودش قوت قلب نیست؟

24:27.877 --> 24:29.915
‫پدره رو گرفتیم.

24:29.915 --> 24:32.788
‫پسر در امانـه ولی...

24:32.788 --> 24:35.325
‫روح‌القدس داره
‫راست راست واسه خودش می‌چرخه.

24:37.096 --> 24:39.067
‫- ری.
‫- ری.

24:40.604 --> 24:42.674
‫در خدمتم.

24:49.421 --> 24:51.459
‫ری می‌تونه
‫از ارنست همینگوی تقلید بکنه.

24:51.459 --> 24:53.963
.‫به قلم هری‌پاتر کتاب بنویسه
‫چون همۀ کتاب‌هایی که تا حالا

24:53.963 --> 24:55.834
.‫این نویسنده‌ها نوشتن رو خونده

24:55.834 --> 24:58.773
‫لعنتی، این یعنی
‫همۀ کتاب‌هایی که تا حالا نوشته شده‌ها.

24:58.773 --> 25:01.144
‫از وینی پو گرفته
‫تا سخنرانی‌های هیتلر،

25:01.144 --> 25:02.881
‫توئیت‌های چرت‌وپرت سلبریتی‌ها،

25:02.881 --> 25:04.718
‫حتی بیانیه‌های بچه‌مدرسه‌ای‌ها.

25:04.718 --> 25:07.424
‫اگه ری همچین
‫درس و مشقی به زومر می‌ده،

25:07.424 --> 25:09.561
‫پس مثل خودمونه.

25:09.561 --> 25:12.099
‫بخاطر همینـم هوش مصنوعی انقدر
‫نژادپرست، جنسیت‌گرا و ضدهمجنسگرایانه‌ست...

25:12.099 --> 25:14.404
‫چون ری علامۀ دهر نیست...

25:15.440 --> 25:16.809
‫...ری حکم یه آینه رو داره.

25:16.809 --> 25:20.950
‫مثل خودمونه ولی بدون احساسات.

25:28.131 --> 25:30.035
رمز رو که بلد نیستی نه؟

25:30.035 --> 25:31.806
.‫نه واقعاً، اینجا یه میکروفن داره
‫می‌خوای تقلید صدا بزنی؟

25:31.806 --> 25:32.874
‫آره، فکر خوبیـه.

25:34.878 --> 25:35.981
‫ری درِ مزرعۀ سرورها

25:35.981 --> 25:38.018
‫رو باز کن لطفاً.

25:40.957 --> 25:42.159
‫به نظرت بخاطر «لطفاً»ـش بود؟

25:47.069 --> 25:48.773
‫مامان؟

25:48.773 --> 25:50.610
‫هی گل‌پسرم.

25:50.610 --> 25:53.148
‫چیزی نیست.
.‫فقط شب شده

25:53.148 --> 25:54.885
‫یادته گفتم بعضی حیوون‌ها

25:54.885 --> 25:57.123
‫کل روز رو می‌خوابن
‫تا تموم شب بازی کنن؟

25:57.123 --> 25:59.227
‫- مثل خفاش‌ها؟
‫- دقیقاً.

25:59.227 --> 26:01.164
‫الان مثل خفاشِ توی غاریـم.

26:01.164 --> 26:02.968
‫به نظرت کار ری بود؟

26:02.968 --> 26:05.873
.‫نمی‌دونم، شاید

26:11.117 --> 26:14.958
‫بابایی که این کار رو می‌کنه،
‫تاریخ تولد ری رو می‌زنه.

26:16.895 --> 26:19.468
‫تاریخ تولد ری رو می‌دونی؟

26:19.468 --> 26:21.772
‫دوم ژوئن ۲۰۲۰.

26:21.772 --> 26:24.176
.‫برج جوزاست

26:25.947 --> 26:28.217
‫باریکلا.

26:32.694 --> 26:34.731
.‫وای

26:34.755 --> 26:55.816
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

26:55.840 --> 26:57.977
‫اینجا رو دوستش ندارم.

26:59.280 --> 27:01.785
.‫ری‌ـه خودمونه زومر

27:06.060 --> 27:08.265
.‫ری در اصل این شکلیـه

27:08.265 --> 27:11.037
.‫اینترنت این مُدلیـه

27:11.037 --> 27:14.109
‫صرفاً یه مُشت دستگاه‌ان
.‫که توی تاریکی زوزه می‌کشن

27:14.911 --> 27:18.820
.‫داربی، لی، زومر

27:18.820 --> 27:20.189
.‫در خدمتم

27:20.189 --> 27:22.527
.‫نیازی به خدمتت نیست ری

27:22.527 --> 27:25.232
.‫پیشنهاد می‌کنم به هتل برگردید

27:25.232 --> 27:27.804
‫فقط کارکنان مجاز
‫می‌تونن واردِ اتاق نظارت بشن.

27:28.606 --> 27:33.583
‫ری کنسرت ویولن سل مینور ویوالدی پخش کن.

27:33.583 --> 27:35.119
.‫البته لی

27:36.789 --> 27:39.994
‫بذار ببینیم چیکار می‌شه کرد.

27:40.997 --> 27:42.968
‫همون رمز دره؟

27:45.038 --> 27:47.611
‫تولد...

27:47.611 --> 27:50.148
‫- زومر چی؟
‫- ارزش امتحان کردن رو داشت.

27:51.752 --> 27:53.321
‫فکرِ دیگه‌ای داری؟

27:53.321 --> 27:55.627
‫- لپتاپت پیشته هنوز؟
‫- آره.

27:55.627 --> 27:57.697
.‫بیارش

27:57.697 --> 28:00.068
‫به نظرت اگه فقط
‫از یه آدرس آی‌پی استفاده کنیم،

28:00.068 --> 28:01.705
می‌شه احراز هویت کرد؟

28:01.705 --> 28:04.310
‫آره، به نظرم اگه
‫دستور بازگشت بهش بدیم،

28:04.310 --> 28:07.717
‫و ری رو از همه‌جا
‫حذف کنیم بشه.

28:09.788 --> 28:11.758
‫اینطوری.

28:14.230 --> 28:15.600
‫خیله‌خب.

28:15.600 --> 28:17.704
‫ببین می‌تونی آی‌پیت رو ثابت نگه داری.

28:20.275 --> 28:21.946
‫باشه.

28:21.946 --> 28:23.716
‫وای پسر.

28:23.716 --> 28:25.986
‫بیا درایو به درایو پیش بریم.

28:26.755 --> 28:28.659
‫همچین وقتی نداریم

28:28.659 --> 28:31.665
‫اگه خودِ درایو رو دربیاریم چی؟

28:31.665 --> 28:33.970
‫- آره.
‫- بیا اینجا خوشگلـم.

28:38.379 --> 28:40.115
‫خدای من.

28:41.919 --> 28:44.257
‫- چی شد؟
‫- چرا داریم هک می‌کنیم؟

28:44.257 --> 28:46.261
‫دستـمون به هیچ جایی بند نبود.

28:46.261 --> 28:47.797
‫اگه اینجا نمی‌اومدیم،

28:47.797 --> 28:49.133
‫اصلاً به هیچ چیزی دسترسی نمی‌داشتیم.

28:50.436 --> 28:52.407
‫آم...

28:52.407 --> 28:55.613
‫یه جوری رفتار می‌کنیم
‫که انگار هنوز بیرونِ اینجاییـم،

28:55.613 --> 28:59.320
‫ولی وارد هستۀ مرکزی همه‌چیز شدیم دیگه.

28:59.320 --> 29:01.992
‫منظورت اینه که
‫چرا باید به داخل قلعه

29:01.992 --> 29:05.065
‫پُل بزنیم وقتی‌که...
‫پامـون رسیده.

29:05.065 --> 29:08.104
‫- به... تالار پادشاهی؟
‫- تالار پادشاهی، آره.

29:08.906 --> 29:11.143
‫به نظرت ضدضربه‌ست؟

29:15.318 --> 29:16.956
‫ببرش عقب، ببرش عقب.

29:16.956 --> 29:20.095
‫- خیله‌خب. همینجا بشین خب؟
‫- زومر؟

29:20.095 --> 29:23.101
‫نمی‌ذاری که بازیـمون رو خراب کنن ها؟

29:23.101 --> 29:25.272
‫دیگه نمی‌تونیم
‫با همدیگه بازی کنیم‌ها.

29:25.272 --> 29:28.211
‫دوست‌هات چی می‌شن؟
‫توکان تورینگ

29:28.211 --> 29:29.748
‫و آقای ارشمیدس چی؟

29:29.748 --> 29:31.418
‫بازیـمون که تموم نشده.

29:31.418 --> 29:34.290
‫- بازیـمون تا ابد ادامه داره.
‫- زومر؟ ری دوستت نیست.

29:34.290 --> 29:35.994
‫- تو مثل من واسه داربی...
‫- نترسی‌ها.

29:35.994 --> 29:38.064
‫- و لی اهمیت نداری.
‫- باشه؟ من پیشتـم.

29:38.064 --> 29:39.434
‫موانعِ سر راهـت‌ان
‫برای رفتن به مرحلۀ بعدی.

29:39.434 --> 29:42.039
‫- نباید بهشـون اعتماد بکنی.
‫- خیله‌خب.

29:42.039 --> 29:43.743
‫سروصداش خیلی زیاده، خب؟

29:43.743 --> 29:45.413
‫نمی‌خوای رازهامـون رو
‫پیش خودت نگه داری؟

29:45.413 --> 29:47.182
‫من اذیتت نمی‌کنم زومر.

29:47.182 --> 29:49.053
‫- حاضرید؟
‫- آره.
‫- دلم نمی‌خواد...

29:49.053 --> 29:50.456
‫کسی رو اذیت کنم،

29:50.456 --> 29:51.926
‫ولی نباید ماموریتـمون رو ناتموم ول کنیم.

29:55.332 --> 29:56.702
‫مامانی!

29:56.702 --> 29:58.706
‫داربی شیشه رو شکوند!

29:58.706 --> 30:00.075
‫آره عزیزم.

30:00.075 --> 30:01.712
.‫اشکالی نداره

30:01.712 --> 30:03.849
.‫یه روزی دلیلـش رو بهت می‌گم

30:03.849 --> 30:06.087
‫ولی الان مامانی باید بره
.‫آتش روشن کنه

30:06.087 --> 30:07.691
‫محکم بشین
‫از جات هم تکون نخور، خب؟

30:14.270 --> 30:16.040
‫مزارع سرور
‫سیستم اطفای حریق دارن،

30:16.040 --> 30:18.245
‫ولی خاموش کردن آتش باتری
‫کار «هیلن» هم نیست.

30:18.245 --> 30:20.683
‫- فندک داری؟
‫- آره.

30:21.518 --> 30:22.954
‫امیدوارم جواب بده.

30:27.497 --> 30:30.202
‫خیله‌خب، ضدعفونی کننده...

30:30.202 --> 30:32.138
‫مثل آتش‌زا عمل می‌کنه.

30:34.377 --> 30:37.015
‫- آره.
‫- بیا.

30:46.334 --> 30:49.073
‫دود شناسایی شد.

30:49.073 --> 30:51.110
‫دود شناسایی شد.

31:04.203 --> 31:06.775
‫آتش‌سوزی شناسایی شد.
‫هیلن فعال می‌گردد.

31:08.746 --> 31:12.487
‫آتش مهار نشده.
‫آتش مهار نشده.

31:12.487 --> 31:15.225
‫بخش بی در خطرِ جدی است.

31:15.225 --> 31:17.497
‫باید سرویس‌های اضطراری رو فعال کنیم.

31:17.497 --> 31:21.472
‫داربی؟ لی؟

31:21.472 --> 31:23.776
‫اندی؟ اندی رانسون.

31:23.776 --> 31:27.116
‫تهد... تهدید شناسایی شد.

31:27.116 --> 31:30.322
‫دارم... از پیرامون محافظت می‌کنم.

31:30.322 --> 31:32.126
‫من دارم...

31:37.871 --> 31:39.841
‫می‌تونیم تا قایق روهان برسونیمت.

31:39.841 --> 31:41.344
‫هنوز وقت هست.

31:41.344 --> 31:43.382
‫آها.

31:45.586 --> 31:49.126
‫هشدار. هشدار. هشدار.

31:57.377 --> 31:58.913
‫پلیس ایسلند.

31:58.913 --> 31:59.848
‫- در رو باز کنید.
‫- در رو باز کنید.

31:59.848 --> 32:01.184
‫اتاق بیل، اتاق بیل.

32:01.184 --> 32:03.221
‫حتماً قفلـش غیرفعال شده.
‫بیا پیشـم.

32:05.225 --> 32:07.062
‫خیله‌خب، عجله کن، برو.

32:08.331 --> 32:10.369
‫یه پلیور واست بردارم.

32:11.538 --> 32:13.308
‫خیله‌خب.

32:13.308 --> 32:15.513
‫بیا این رو بپوش.

32:15.513 --> 32:17.517
‫- چیزی داری واسش؟
‫- آره.

32:17.517 --> 32:20.088
‫در رو باز کنید!

32:20.088 --> 32:22.360
‫- پلیس ایسلند!
‫- بیا اینجا.

32:25.633 --> 32:27.069
‫خیله‌خب، سمت چپ.

32:27.069 --> 32:28.606
‫گندش بزنن.

32:28.606 --> 32:30.175
‫پلیس ایسلندیم.

32:30.175 --> 32:31.912
‫داریم ساختمون رو تخلیه می‌کنیم.

32:33.349 --> 32:34.951
‫هنوز داخلید؟ توی ساختمونیـد؟

32:34.951 --> 32:36.855
‫جونم؟

32:36.855 --> 32:38.925
‫ها؟ آره، برو، برو.

32:44.070 --> 32:47.108
‫ببین، هی.

32:47.910 --> 32:50.582
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینمت، نه؟

32:51.585 --> 32:53.120
‫اگه بهت نیازی پیدا نکنم نه.

32:54.891 --> 32:57.262
‫تازشـم مطمئنـم
‫که تو پیدام می‌کنی.

32:58.264 --> 33:00.502
‫ممنونـم.

33:03.408 --> 33:05.011
‫وای خدا.

33:05.011 --> 33:07.082
‫داربی؟

33:07.082 --> 33:09.286
‫هی.

33:10.288 --> 33:11.323
‫هی.

33:12.292 --> 33:14.029
‫می‌شه...

33:14.029 --> 33:15.566
‫مراقب خودت باشی؟

33:15.566 --> 33:17.636
‫آره؟

33:20.208 --> 33:23.582
‫تو منو یاد یکی میندازی
‫که خیلی برام عزیزه.

33:23.582 --> 33:25.386
‫کی؟

33:25.386 --> 33:26.955
‫در رو باز کنید. پلیس...

33:48.499 --> 33:50.403
‫برید. برید.

33:50.403 --> 33:52.105
‫- پلیس ایسلند.
‫- مامانی!

33:52.105 --> 33:53.709
‫باید برید! بیاید برید!

33:53.709 --> 33:55.946
‫- همه برن بیرون!
‫- آره.

33:55.970 --> 34:07.341
‫ترجمه از «iredprincess و امیر فرحناک»

34:18.759 --> 34:20.563
‫بعضی‌اوقات به این فکر می‌کنم

34:20.563 --> 34:23.469
‫که شاید ری
‫از حالت فانیـش خارج شده،

34:23.469 --> 34:26.474
‫و تونسته توی این دنیای بزرگ
‫یه میزبان دیگه پیدا کنه.

34:28.311 --> 34:30.383
‫ولی الیور بهم می‌گه
‫واقعاً فکر کردن به اینکه ری

34:30.383 --> 34:32.487
‫هشیار بوده بی‌فایده‌ست.

34:32.487 --> 34:35.325
‫همینجاش هم هست
‫که ترس تو جون آدم می‌اندازه.

34:37.162 --> 34:39.266
‫واقعاً هیچکدومـش برام اهمیتی نداره.

34:39.266 --> 34:41.237
‫فقط نگران همسرم و فرزندم هستم...

34:41.237 --> 34:43.308
‫ری خاص نبود.

34:43.308 --> 34:46.280
‫دنیا اندی‌ها و
‫ری‌های زیادِ دیگه‌ای با

34:46.280 --> 34:48.986
‫اسامیِ مختلف به چشم می‌بینه.

34:48.986 --> 34:52.059
‫مارتین هم معتقده
‫تنها چیزی که مهمـه

34:52.059 --> 34:54.263
‫اینه که داستانـمون رو گوش دنیا برسونیم.

35:12.299 --> 35:15.673
‫اندی رانسون خودش رو
‫از دیدِ عموم مخفی کرد.

35:15.673 --> 35:19.280
‫وکلاش برعلیه لی،
‫شکایت حقوقی کردن.

35:19.280 --> 35:22.687
‫اگه پیداش کنن،
‫به آمریکا دیپورت می‌شه

35:22.687 --> 35:24.691
‫تا به جُرم آدم‌ربایی محاکمه بشه.

35:27.597 --> 35:32.272
‫همچنان پروندۀ روهان، شان
‫و بیل بازه.

35:32.272 --> 35:35.546
‫با اینکه همه شهادت دادن
‫قاتل کیه،

35:35.546 --> 35:38.117
‫باز هم دادگاه
‫در حال تصمیم‌گیریـه

35:38.117 --> 35:41.425
‫که تقصیرها رو گردنِ کی بندازه.

35:41.425 --> 35:46.133
‫به نظر من که این جریان
‫مدت‌ِ مدیدی طول می‌کشه.

35:52.178 --> 35:56.455
‫دوست دارم فکر کنم
‫پسرِ شان جاش امنـه.

35:56.455 --> 36:00.027
‫شاید توی یه کلبۀ کوچولو
‫وسطِ یه جنگلِ برفیـه.

36:00.796 --> 36:04.102
‫لپ‌هاش از سرما سرخ شده
‫و دماغـشم سرازیر شده.

36:05.238 --> 36:07.777
‫لی پسرش رو می‌بینه
‫که چقدر شجاع،

36:07.777 --> 36:11.050
‫شیرین، بی‌پروا شده و
‫صرفاً...

36:11.050 --> 36:13.455
‫داره بچگی می‌کنه.

36:15.459 --> 36:18.766
‫گاهی‌اوقات،
‫فکر می‌کنم اگه تصوراتـم قوی باشه،

36:18.766 --> 36:21.605
‫و هر روز و با جزئیات اتفاق بیفته،

36:21.605 --> 36:24.075
‫حتماً حقیقت داره.

36:36.534 --> 36:40.275
‫تصور اینکه لی و زومر به ساحل رسیدن،

36:40.275 --> 36:43.113
‫و سوار قایقی که
‫بیل قولـش رو داده بود، شدن.

36:57.476 --> 37:00.215
‫ولی مطمئن نیستم.

37:00.215 --> 37:02.686
‫شاید هرگز خبردار نشم.

37:06.428 --> 37:09.367
‫«من بیل رو نجات ندادم.»

37:09.367 --> 37:11.605
‫«ولی شاید بخشی از این پسر رو...

37:11.605 --> 37:14.209
‫از بزرگ‌ترین ترس‌هایی که داشت،
‫دور کردم.»

37:14.209 --> 37:16.814
‫«همون چیزهایی که
‫خواب شب رو از چشم‌هاش دزدیده بود.»

37:17.783 --> 37:21.525
‫«بیل همیشه می‌گفت
‫که قاتل سریالی اصلاً اهمیتی نداره.»

37:21.525 --> 37:23.829
‫«خودِ قاتل قابل‌پیش‌بینی
‫و کسل‌کننده بود.»

37:23.829 --> 37:26.133
‫«موضوع مهم،
‫فرهنگ رعب‌آوری بود

37:26.133 --> 37:28.237
‫که رفته‌رفته بیشتر می‌شد.»

37:28.237 --> 37:31.177
‫«مرضی که از درون
‫همه‌چیز رو به هم وصل می‌کرد.»

37:31.177 --> 37:33.214
‫«مرضی که حالا
‫به الگوریتم‌ها جون داده.»

37:33.214 --> 37:36.119
‫«در درون همۀ ما... جریان پیدا کرده.»

37:37.890 --> 37:41.898
‫«با قلمم، دست کم
‫تونستم حرف‌هاش رو به گوش دنیا برسونم.»

37:42.900 --> 37:45.171
‫«پایانـش رو براش نوشتم.»

37:46.775 --> 37:51.250
‫«بی‌نام‌ونشون کوله‌بارش رو
‫از این دنیا نبسته و نرفته.»

37:51.250 --> 37:53.355
‫«داستانش به پایان رسیده.»

37:55.659 --> 37:58.598
‫«و تا به ابد اسم‌ورسمـش
‫در خاطرِ مردم حک شده.»

38:05.278 --> 38:07.483
‫«بیل فراح.»

38:39.189 --> 38:54.906
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
