WEBVTT

00:11.675 --> 00:15.725
‫«آنچه گذشت...»

00:15.869 --> 00:18.574
‫توی اتاق اندی بودیم.
‫مثل یه پناهگاهـه.

00:18.599 --> 00:20.559
‫کم کم دارم حس می‌کنم که اینجا

00:20.559 --> 00:22.663
‫- اصلاً هتل نیست.
‫- هدفـشون خراب کردنِ منـه.

00:22.663 --> 00:24.541
‫واسـم پاپوش درست کردن.

00:24.566 --> 00:27.319
‫تو هک بلدی، مگه نه لو می؟

00:27.372 --> 00:28.895
‫داشتی چیکار می‌کردی؟

00:28.895 --> 00:30.831
‫نیازی نیست به این مزخرفات جواب بدم.

00:30.831 --> 00:32.520
‫من می‌دونم زومر پسر بیلـه.

00:32.545 --> 00:34.425
‫داربی، تو رفتی اینو به همسرم گفتی؟

00:34.450 --> 00:35.725
‫من عقیم‌ام.

00:36.187 --> 00:38.851
‫ولی به هیچکس نگفتم، حتی به همسرم.

00:38.876 --> 00:41.316
‫اصلاً خوب نیست که
‫این‌همه راز توی دلت باشه.

00:41.341 --> 00:42.822
‫و منم کلی راز توی دلمـه.

00:42.822 --> 00:47.233
‫نمی‌تونم به هیچ کدوم‌شون اعتماد کنم!

00:47.258 --> 00:48.968
‫به نظرم باید برگردیم خونه.

00:48.968 --> 00:51.941
‫حس می‌کنم
‫داری قاتی می‌کنی داربز.

00:51.941 --> 00:54.012
‫من واقعاً فکر می‌کردم
‫با بقیه فرق داری.

00:54.012 --> 00:56.182
‫عملاً حاضری دزدکی واردِ خونۀ
‫یه قاتل سریالیِ تموم عیار بشی،

00:56.182 --> 00:57.785
‫که چی؟ که نجاتـشون بدی؟

00:57.785 --> 00:59.756
‫آخه اصلاً نمی‌تونی.
‫همه‌ـشون مُردن.

00:59.756 --> 01:03.096
‫چرا هر وری که می‌ری،
‫عزرائیلـم دنبالت میاد؟

01:43.313 --> 01:56.855
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

02:02.598 --> 02:22.786
‫ترجمه از «iredprincess و امیر فرحناک»

02:45.000 --> 02:46.569
‫داربی.

02:46.717 --> 02:48.494
‫داربی بدنت رو گرم کنیم

02:48.519 --> 02:50.589
‫و خشکت کنیم.

02:53.337 --> 02:55.468
‫دارم یخ می‌زنم.

02:55.493 --> 02:57.758
‫جلسۀ درمانی اندی
‫تا ۴۳ دقیقۀ دیگه تموم می‌شه.

02:57.758 --> 02:59.963
‫می‌رم طبقۀ بالا که خبرش کنم، ولی...

02:59.963 --> 03:01.332
‫حواست باشه،
‫الان حال‌وحوصله نداره.

03:01.332 --> 03:02.601
‫با... باشه.

03:04.038 --> 03:05.207
‫مراقب باش.

03:05.207 --> 03:06.977
‫باشه.

03:08.795 --> 03:11.686
‫بلندت کنم.
‫می‌خوام بلندت کنم داربی، خب؟

03:11.686 --> 03:14.125
‫خیله‌خب، آفرین.

03:31.292 --> 03:35.733
‫تا دیوید بیاد،
‫باید منتظرش بمونی.

03:39.074 --> 03:42.883
‫تو بودی که
‫واسم کد مورس فرستادی

03:42.883 --> 03:45.387
‫و گفتی اینجا همدیگه رو ببینیم؟

03:45.387 --> 03:49.863
‫معلومه که آره.
‫خط تلفن‌ها شنود می‌شن اینجا.

03:52.969 --> 03:55.140
‫البته توی یه سری اتاق‌ها،
‫بخاطر حریم خصوصی

03:55.140 --> 03:57.011
‫هیچ نظارتی وجود نداره.

03:57.011 --> 03:58.747
‫مثل اتاقـمون و این حموم‌ها.

03:58.772 --> 04:01.644
‫واسه همینـم
‫می‌شه اینجا صحبت کرد.

04:03.056 --> 04:05.929
‫از کجا معلوم که
‫من رو نفرستادی دنبال نخود سیاه

04:05.929 --> 04:07.899
‫تا کرکرۀ استخر رو ببندی؟

04:07.899 --> 04:11.306
‫خدای من، داربی.

04:11.306 --> 04:13.878
‫همون موقع که من رسیدم،
‫کرکرۀ بسته شده بود.

04:13.878 --> 04:17.017
‫گیر کرده بود. بخاطر همینـم
‫رفتم دیوید رو آوردم کمکم کنه.

04:17.017 --> 04:18.753
‫کرکرۀ استخر هوشمنده؟

04:19.813 --> 04:22.602
‫- به نظرت یکی هکـش کرده؟
‫- آره.

04:31.045 --> 04:35.353
‫ای کاش می‌تونستم
‫بهت اعتماد کنم لی.

04:37.224 --> 04:38.326
‫ولی سختـه.

04:38.326 --> 04:42.835
‫با اون پاسپورت جعلی و...

04:42.835 --> 04:44.305
‫فکر کنم اصلاً هیچ موقع

04:44.305 --> 04:48.646
‫درمورد هیچ موضوعی
‫باهام روراست نبودی.

04:53.056 --> 04:55.861
‫هرکسی که در جریان حقیقت بوده، الان مُرده.

04:56.863 --> 04:58.901
‫همه به جُز دیوید.

05:01.706 --> 05:04.712
‫باور کن داربی، قصدم صرفاً
‫محافظت از تو بوده.

05:04.712 --> 05:06.716
‫خب در امان که نیستم.

05:06.716 --> 05:08.954
‫هیچکس نیست.

05:12.794 --> 05:15.066
‫مسئله اندی‌ـه.

05:16.068 --> 05:17.404
‫مگه نه؟

05:17.404 --> 05:19.808
‫داری بخاطرش یه چیزی رو لاپوشونی می‌کنی.

05:23.182 --> 05:25.855
‫لی...

05:25.855 --> 05:28.493
‫تو پاسپورت و کارت بانکیِ
‫جعلی داری.

05:28.493 --> 05:31.799
‫یه کلاه‌گیس و یه کیفِ آماده
‫که همه‌جا با خودت دور می‌دی.

05:31.799 --> 05:33.503
‫شبیه به کسی هستی که

05:33.503 --> 05:35.340
‫جُرمی مرتکب شده.

05:39.348 --> 05:44.058
‫اولـش با چیزهای کوچک شروع شد.

05:44.058 --> 05:48.400
‫اندی همیشه اینطوری می‌گفت:
‫«پسر منه، گل‌پسر خودمـه.»

05:48.400 --> 05:50.771
‫هیچوقتِ خدا نشنیدم بگه پسرمون.

05:50.771 --> 05:54.311
‫ولی واقعاً عاشق زومره، بخاطر همینـم
‫حرف‌هاش زیاد مهم نبود.

05:56.148 --> 05:58.119
‫ولی به مرور زمان همون چیزهای کوچیک

05:58.119 --> 06:02.094
‫خیلی بزرگتـر از پیش شدن.

06:02.094 --> 06:07.071
‫خورد و خوراکِ زومر،
‫تا آخرین گرم اندازه‌گیری می‌شه.

06:07.071 --> 06:09.375
‫مرحلۀ «رِم» خوابـش رو طولانی‌تر کرد.

06:09.375 --> 06:11.779
‫امواج آلفای مغزش رو

06:11.779 --> 06:14.051
‫برای تمرکز بهتر افزایش داد.

06:15.087 --> 06:19.829
‫اندی لحظه به لحظۀ
‫زندگیِ زومر رو کنتر می‌کنه.

06:19.829 --> 06:23.403
‫وقتی که تحتِ فشار
‫ساختن این مکان و «ری» بود،

06:23.403 --> 06:27.011
‫خیلی زود از کوره در می‌رفت.

06:27.011 --> 06:28.413
‫آروم، آروم، آروم.

06:28.413 --> 06:29.515
‫آها، داری خوب پیش می‌ری.

06:29.515 --> 06:31.419
‫حالا اولین باری که اندی

06:31.419 --> 06:34.191
‫این هتل رو نشونـمون داد
‫رو تصور کن،

06:34.191 --> 06:36.262
‫اصلاً اجازه نمی‌داد زومر
‫پاش رو از خونه بیرون بذاره.

06:36.262 --> 06:37.464
‫من رو ببین مامان!

06:37.464 --> 06:40.203
‫می‌ترسید بدزدنـش.

06:40.203 --> 06:42.074
‫بخاطر همینـم زومر
‫توی هتل دوچرخه‌سواری می‌کرد.

06:43.911 --> 06:45.346
‫ولی یه روز زمین خورد.

06:46.115 --> 06:49.255
‫اندی هم بدجور جوش آورد.

06:49.255 --> 06:50.324
‫حالت خوبـه؟

06:50.324 --> 06:52.161
‫بارها و بارها زومر

06:52.161 --> 06:53.998
‫شاهدِ چنین صحنه‌ای بود.

06:53.998 --> 06:55.868
‫سرم خیلی درد می‌کنه.

06:55.868 --> 06:57.939
‫بیا بریم با همدیگه...

06:57.939 --> 07:00.243
‫واقعاً شرمنده.
‫همه‌چیز یهو...

07:04.351 --> 07:05.253
‫مامانی.

07:06.055 --> 07:08.193
‫تموم هم و غم اندی این بود
‫که برای محافظت از پسرش

07:08.193 --> 07:11.532
‫در برابر هرجور اتفاق آخرالزمانی‌ای
‫که می‌تونست متصور بشه،

07:11.532 --> 07:13.904
‫- این امپراطوری رو بنا کنه.
‫- من خوبـم.

07:13.904 --> 07:17.044
‫ولی در واقع باید
‫از زومر در مقابل اندی...

07:17.044 --> 07:18.847
‫محافظت می‌شد.

07:19.983 --> 07:23.257
‫آب ریخته

07:23.282 --> 07:25.720
‫جمع‌شدنی نیست.

07:26.963 --> 07:31.272
‫با خودم گفتم خب
‫وقتی که هتل تکمیل بشه،

07:31.272 --> 07:34.177
‫دیگه کلاً اندی ما رو تو چنگش داره.

07:34.979 --> 07:39.055
‫ما رو می‌بره توی خونۀ زیرزمینیـش
‫و...

07:39.055 --> 07:41.125
‫گیر میفتیم.

07:43.563 --> 07:45.267
‫می‌دونستم باید به یه روشی
‫از اینجا خارجش کنم،

07:45.267 --> 07:49.408
‫ولی نمی‌دونستم چطوری.

07:49.408 --> 07:51.479
‫فکر کردم که به پلیس زنگ بزنم،

07:51.479 --> 07:55.486
‫ولی اندی شمارۀ خودِ رئیس‌جمهور رو داره.

07:57.992 --> 07:59.395
‫حساب‌هام همه مشترک‌ان.

07:59.395 --> 08:02.601
‫همۀ کارت‌های بانکیـم به اسم اونـه.

08:02.601 --> 08:05.273
‫عملاً هیچ پولی ندارم.

08:05.273 --> 08:09.014
‫بعدش یهویی یادِ
‫یکی از بچه‌های بامزۀ دبیرستانـم افتادم،

08:09.014 --> 08:11.887
‫روزنامه‌نگار شده بود
‫و از اینترنت فاصله گرفته بود

08:11.887 --> 08:15.193
‫و توی یه کلبۀ کوچک
‫توی جنگل‌های نوا اسکوشیا زندگی می‌کرد.

08:15.193 --> 08:18.466
‫و تا حالا هیچوقت
‫درموردش به اندی نگفته بودم.

08:20.972 --> 08:23.643
‫یه روز که رفتم
‫زومر رو مثل همیشه

08:23.643 --> 08:25.280
‫از مدرسه برگردونم.

08:28.586 --> 08:30.157
‫مامانی!

08:32.161 --> 08:33.396
‫فردا می‌بینمت بچه‌جون.

08:33.396 --> 08:35.167
‫- سلام عشق من.
‫- سلام مامانی.

08:35.167 --> 08:36.685
‫- مدرسه چطور بود؟
‫- خوب.

08:36.710 --> 08:38.347
‫کمربندت رو بستی؟

08:38.372 --> 08:39.557
‫خیله‌خب.

08:42.481 --> 08:45.153
‫ولی دیگه خونه نرفتم.

08:49.061 --> 08:53.938
‫رفتیم یه جایی که
‫خیلی شلوغ بود.

08:53.938 --> 08:55.942
‫بستنی رام
‫دوست داشتی دیگه، نه؟

08:55.942 --> 08:56.944
‫- نه.
‫- نه؟ شکلاتی؟

08:56.944 --> 08:58.313
‫آره، یکم می‌خوام.

08:58.313 --> 09:00.083
‫خیله‌خب بگو ببینم
‫چرخ و فلک سوار بشیم

09:00.083 --> 09:01.619
‫یا که ترن هوایی؟

09:01.619 --> 09:03.958
‫همۀ دوربین‌های مداربستۀ عمومی

09:03.958 --> 09:06.162
‫قابلیت تشخیص چهره دارن،

09:06.162 --> 09:08.399
‫ولی من یه راهی
‫برای پیچوندنـش بلد بودم.

09:09.201 --> 09:12.608
‫و می‌دونستم که اندی
‫روی گوشیـم یه بدافزار نصب کرده،

09:12.608 --> 09:15.280
‫برای همینـم یه راهی پیدا کردم
‫که واسه یه مدت دنبالِ

09:15.280 --> 09:17.184
‫یکی دیگه باشه.

09:17.184 --> 09:19.021
‫به نظرت تا اونجا می‌تونیم بریم؟

09:19.021 --> 09:21.559
‫- ها؟ خیلی دوره‌ها.
‫- آره.

09:21.559 --> 09:24.031
‫سازمان وسایل نقلیۀ
‫نیوجرسی رو هک کردم،

09:24.031 --> 09:25.667
‫یه خانمی با موهای قهوه‌ای،
‫چشم‌های آبی،

09:25.667 --> 09:30.042
‫هم‌قد و هم‌وزن خودم پیدا کردم
‫که یه پسر کوچک هم داشت.

09:35.019 --> 09:37.157
‫گواهینامه‌اش داشت منقضی می‌شد.

09:38.226 --> 09:39.361
‫برای همینـم
‫درخواست گواهینامۀ جدید دادم

09:39.361 --> 09:40.965
‫و رفتم سازمان وسایل نقلیه

09:40.965 --> 09:43.469
‫تا به جای اون،
‫از من عکسبرداری کنن.

09:46.008 --> 09:47.611
‫ماشین خودمون چی؟

09:47.611 --> 09:49.448
‫این ماشین جدیدمونـه.

09:49.448 --> 09:50.985
‫اون یکی رو بیشتر دوست داشتم.

09:50.985 --> 09:52.721
‫عه واقعاً؟

09:52.721 --> 09:54.491
‫هنوز که توی این ماشین
‫سواری نکردی.

09:54.491 --> 09:57.330
‫از کجا مطمئنی؟

10:04.444 --> 10:06.482
‫۱۸ ساعتِ تموم رانندگی کردم.

10:06.482 --> 10:08.453
‫جرئت نداشتم
‫بزنم بغل یکم بخوابم.

10:08.453 --> 10:10.223
‫فقط پمپ بنزین وامیستادم.

10:11.792 --> 10:13.663
‫تحت عنوان مانیکا چپ‌من و
‫پسرش تامی

10:13.663 --> 10:16.636
‫از مرز رد شدیم
‫و به کانادا رفتیم.

10:18.239 --> 10:21.178
‫۲۱۳ دلار توی حساب خودم داشتم.

10:41.385 --> 10:44.358
‫وقتی که به کلبۀ توی جنگل رسیدیم،

10:44.358 --> 10:47.097
‫خیالـم راحت شده بود.

10:47.097 --> 10:49.134
‫موفق شده بودم.

10:51.706 --> 10:55.547
‫صدای خندۀ دوستـم رو می‌شنیدم
‫که از توی ایوون می‌اومد.

10:57.751 --> 11:01.125
‫و از شنیدن صدای خنده‌اش،
‫خنده‌ام گرفت چون...

11:01.125 --> 11:03.062
‫درست مثل ۱۵ سال پیشش بود.

11:03.062 --> 11:04.732
‫هی لی، بالاخره رسیدی.

11:04.732 --> 11:06.802
‫ولی بعدش جا خوردم
‫دیدم داره با کی خوش و بش می‌کنه.

11:15.353 --> 11:17.590
‫اندی بود.

11:21.398 --> 11:23.736
‫توی راه برگشت، توی هواپیما،

11:23.736 --> 11:26.375
‫اندی فقط یک بار صحبت کرد.

11:27.410 --> 11:29.481
‫تو می‌تونی بری.

11:32.487 --> 11:35.359
‫ولی زومر می‌مونه.

11:48.552 --> 11:52.494
‫راستش رو بخوای داربی،
‫تا همین امروز،

11:52.494 --> 11:54.731
‫هنوز که هنوزه نمی‌دونم چطوری این کار رو کرد.

11:55.700 --> 11:58.639
‫نمی‌شه از دستـش فرار کرد.

12:00.443 --> 12:03.549
‫و خیلی بیشتر از پیش،
‫درگیرِ زومر شده.

12:03.549 --> 12:06.389
‫موفقیت اندی نشات گرفته
‫از تنها چیزیـه که روش متمرکزه،

12:06.389 --> 12:11.332
‫و تمرکز جدیدش روی پسرشـه.

12:11.332 --> 12:15.240
‫پس می‌خواسته با بیل آشنا بشه؟

12:15.240 --> 12:17.444
‫تا بتونه عمیقاً پسرش رو بشناسه؟

12:17.444 --> 12:20.183
‫ممکنه، با عقل جور درمیاد.

12:20.183 --> 12:22.855
‫روحمـم خبر نداشت که
‫بیل پدرِ زومره.

12:22.855 --> 12:25.527
‫فکر می‌کردم اندی
‫بیل رو دعوت کرده بخاطر اینکه

12:25.527 --> 12:27.564
‫می‌خواسته مخالفینـش
‫رو به خودش نزدیک نگه داره.

12:27.564 --> 12:31.439
‫و تعجبی هم نکردم وقتی‌که
‫دیدم بیل دعوتنامه رو رد کرد.

12:31.439 --> 12:33.264
‫صبر کن.

12:33.977 --> 12:36.890
‫بخاطر همین بود که
‫اندی من رو دعوت کرد؟

12:39.488 --> 12:41.291
‫من رو طعمه کرد.

12:42.053 --> 12:43.863
‫و بیل موافقت کرد.

12:44.690 --> 12:46.202
‫وای خدای من.

12:46.202 --> 12:48.473
‫بعد از اینکه بیل
‫دعوتِ اندی رو قبول کرد،

12:48.473 --> 12:50.101
‫دست به دامن بیل شدم.

12:50.126 --> 12:52.581
‫چیز دیگه‌ای به ذهنـم نمی‌رسید.
‫چارۀ دیگه‌ای نداشتم.

12:53.664 --> 12:55.546
‫و به نظرت...

12:55.852 --> 12:58.384
‫دومین شانست برای فرار،
‫بیل بود؟

12:59.837 --> 13:03.043
‫و بیل بهت گفت
‫روهان رو هم بخاطر قایقـش دعوت کنی؟

13:03.335 --> 13:05.306
‫حضور یک اقلیم‌شناس
‫توی چنین شرایطی

13:05.306 --> 13:07.477
‫کسی رو به شک نمی‌انداخت.

13:08.479 --> 13:11.452
‫آره، ولی قایقـم
‫در هر صورت یه مقصدی داره،

13:11.452 --> 13:14.457
‫بخاطر همینـم به پاسپورت
‫و اسم و رسم جدید نیاز داشتی.

13:15.259 --> 13:18.399
‫بخاطر همینـم سراغ کسی رفتی
‫که اندی کمترین شک رو بهش می‌کنه.

13:18.399 --> 13:20.503
‫آرژانتینیـه.

13:20.776 --> 13:23.848
‫که بتونه صحیح و سالم
‫تا بوئنوس آیرس ببرتتـون.

13:24.444 --> 13:28.585
‫دیوید هم خشونتِ اندی
‫رو به چشم دیده.

13:29.387 --> 13:31.893
‫و بخاطر همینـم بود که
‫دیوید اون شب

13:31.893 --> 13:33.529
‫توی اتاق بیل بود.

13:33.529 --> 13:36.235
‫با همدیگه ملاقات داشتن.
‫سه تا فنجوی چای بود.

13:36.235 --> 13:37.671
‫بیل.

13:37.671 --> 13:39.641
‫روهان.

13:39.641 --> 13:41.478
‫دیوید.

13:45.253 --> 13:48.358
‫و از نظرت اندی پشت پردۀ
‫همۀ این جریاناتـه؟

13:50.663 --> 13:52.768
‫ممکنه.
‫ولی اندی باهوش‌تر از این حرف‌هاست

13:52.768 --> 13:56.475
‫که بیل رو به دورهمیـش دعوت بکنه
‫و بگیره بکشتـش.

13:56.475 --> 13:59.348
‫مخصوصاً اگه می‌دونست
‫پدرِ زومره.

13:59.348 --> 14:01.385
‫حتی اگه در این مورد شک می‌کرد.

14:01.385 --> 14:03.523
‫وایسا ببینم، بخاطر همینـم هست
‫که اندی انقدر باهام خوب رفتار می‌کنه.

14:03.523 --> 14:06.930
‫یعنی شاید بهم نیاز داره
‫که سر از این قضیه دربیارم.

14:06.930 --> 14:10.270
‫وای عجب خری بودم
‫که مستقیم فرستادمش دنبال تو.

14:10.270 --> 14:12.975
‫خدای من، خیلی متأسفم لی

14:12.975 --> 14:17.265
‫- بخاطر همۀ بلاهایی که به سرت اومد.
‫- متأسف نباش.

14:17.290 --> 14:19.421
‫من عاشق اندی شدم،

14:19.421 --> 14:21.960
‫و هنوزم که هنوزه یه عشقی

14:21.960 --> 14:24.364
‫نسبت به اندی دارم.

14:25.521 --> 14:28.087
‫ولی نمی‌تونم اجازه بدم
‫زومر هم مثل من توی این عمارتِ درد و عذاب

14:28.112 --> 14:29.355
‫بزرگ بشه.

14:31.612 --> 14:35.420
‫منـم که یه عذرخواهی بهت بدهکارم داربی.

14:35.420 --> 14:39.996
‫واقعاً همۀ این جریانات
‫تقصیرِ منـه.

14:39.996 --> 14:42.266
‫با خودت می‌گی ای کاش
‫به همین‌ سادگی‌ها بود.

14:43.749 --> 14:44.973
‫شان اینطوری بهم گفت.

14:44.973 --> 14:47.344
‫بهم گفت که اغلب مواقع،
‫احساس گناه

14:47.344 --> 14:49.548
‫راحت‌تر از خودِ حقیقت بدست میاد.

14:49.548 --> 14:52.821
‫حقیقت چیه؟

14:52.821 --> 14:57.030
‫همین که فریبت دادن،
‫مثل سایه دنبالت بودن،

14:57.030 --> 15:00.463
‫و به وحشت انداختنت که باعث شد
‫بخوای از صحنۀ روزگار محو بشی.

15:00.488 --> 15:03.442
‫ولی بعدش با
‫یه مردِ قدرتمند آشنا شدی

15:03.442 --> 15:05.440
‫که فکر می‌کردی
‫قراره از همۀ این جریانات

15:05.465 --> 15:07.294
‫نجاتت بده.

15:08.219 --> 15:13.329
‫ولی کاشف به عمل اومد
‫خودشـم با سر و شکلی جدید...

15:13.329 --> 15:15.833
‫درست مثل بقیه بود.

15:26.555 --> 15:28.059
‫با این حال نقشۀ خوبی بود.

15:28.059 --> 15:30.931
‫آخه اگه نقشه درست پیش می‌رفت،
‫کار و بارِ اینجا خیلی شلوغ پلوغ می‌شد،

15:30.931 --> 15:32.500
‫و می‌تونستید با زومر
‫برید و توی دل شب

15:32.500 --> 15:34.972
‫ناپدید بشید.
‫واقعاً یه نقشۀ درست‌وحسابی بود.

15:39.782 --> 15:43.724
‫ولی یکی پیدا شد که کلکِ بیل رو بکَنه
‫تا نقشه‌های تو رو نقش برآب بکنه.

15:43.749 --> 15:45.451
‫و حالام در تلاشه که منو کنار بزنه.

15:46.354 --> 15:49.293
‫ولی به نظرم
‫باید یه سر بریم اتاق بیل.

15:51.425 --> 15:54.566
‫- چرا؟
‫- فکر کنم من...

15:54.913 --> 15:57.919
‫فکر کنم دوباره دارم
‫همون اشتباه بزرگ همیشگیم

15:57.919 --> 16:00.657
‫رو مرتکب می‌شم.

16:00.657 --> 16:02.794
‫اشتباه بزرگ همیشگیت چیه؟

16:02.794 --> 16:05.901
‫اینکه زیادی تمرکزم رو
‫روی قاتل گذاشتم،

16:05.901 --> 16:08.907
‫درصورتی‌که باید سعی کنم
‫قربانی رو درک کنم.

16:08.907 --> 16:11.879
‫چقدر مونده تا اندی
‫درمانـش تموم بشه؟

16:13.449 --> 16:15.353
‫یه ده، پونزده دقیقه‌ای.

16:15.353 --> 16:16.788
‫عالیه.

16:22.467 --> 16:24.370
‫دیوید؟

16:29.081 --> 16:31.085
‫توی دیوید؟

16:31.085 --> 16:33.789
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

16:37.430 --> 16:39.434
‫- حلقه‌م رو غیرفعال کرده.
‫- صبر کن، واسه من رو امتحان کن.

16:40.403 --> 16:42.140
‫لعنتی.

16:43.409 --> 16:45.546
‫لعنتی.

16:58.472 --> 17:01.545
‫الیور.

17:01.545 --> 17:03.197
‫دیوید فرستادتـم.

17:03.222 --> 17:05.023
‫گفت تاد رو سرگرم نگه داشته.

17:11.866 --> 17:15.941
‫- و زومر کو؟
‫- دیوید گفت، خوابیده.

17:15.941 --> 17:18.746
‫من رو فرستاد هردوتون رو
‫ببرم اونورِ راهرو، توی اتاقـم.

17:18.746 --> 17:21.117
‫گفت اونجا در امانیـد
‫تا اندی رو خبر می‌کنه.

17:22.855 --> 17:25.961
‫چه خبر شده دقیقاً؟

17:26.628 --> 17:28.398
‫چرا بریم اتاق تو؟

17:28.423 --> 17:31.429
‫آم، چون کسی دنبال من نیست.

17:33.042 --> 17:34.511
‫راست می‌گه.

17:34.511 --> 17:36.581
‫آم، خب من باید برم اتاق بیل.

17:37.617 --> 17:39.367
‫منم باهات میام.

17:39.392 --> 17:41.191
‫می‌شه منـم بیام؟

17:41.418 --> 17:44.631
‫چند روز پشت‌هم نشستن
‫توی اتاقت و خبر نداشتن

17:44.631 --> 17:47.671
‫از هیچ چیزی،
‫اینکه آیا قربانی بعدی تویی یا نه،

17:47.671 --> 17:49.617
‫واقعاً مضطربم می‌کنه.

17:50.367 --> 17:51.871
‫این دست رو دست گذاشتن‌ها.

17:52.845 --> 17:55.396
‫دیگه نمی‌تونم.

17:58.072 --> 18:00.042
‫خواهش می‌کنم.

18:03.154 --> 18:14.541
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

18:53.136 --> 18:56.496
‫[لیست لوازم «ویلیام فراح»]

18:56.521 --> 18:58.927
‫فکر نکنم دیوید خیلی بتونه...

18:58.927 --> 19:01.632
‫سر اندی رو گرم کنه.

19:01.632 --> 19:03.669
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

19:04.588 --> 19:06.424
‫هنوز نمی‌دونم.

19:44.117 --> 19:45.888
‫چقدر از دوربین‌های روی در می‌دونی؟

19:45.888 --> 19:48.511
‫- می‌دونی حافظۀ پخش مجدد دارن یا نه؟
‫- ندارن.

19:48.644 --> 19:50.203
‫لعنتی.

19:50.228 --> 19:52.233
‫کاش لپ‌تاپم همراهم بود.

19:52.233 --> 19:54.704
‫مدام تصاویر دوربین میاد جلوی چشمم.

19:55.982 --> 19:59.089
‫من نذاشتم تاد همۀ وسایل الکترونیکم رو بگیره.

19:59.114 --> 20:00.750
‫بیا.

20:00.750 --> 20:01.852
‫ایول.

20:03.866 --> 20:05.340
‫می‌دونی به کدوم شبکه وصل شی؟

20:05.365 --> 20:07.572
‫آره، راستش. می‌دونم.

20:07.948 --> 20:10.092
‫از لامپ فهمیدم.

20:17.980 --> 20:19.484
‫امم.

20:21.713 --> 20:23.415
‫شمارۀ ۱۱...

20:24.431 --> 20:26.903
‫یه موضوعی قبل از مرگ بیل هست...

20:26.903 --> 20:28.873
‫که بدجوری آزارم میده.

20:36.321 --> 20:37.723
‫اونجا.

20:39.327 --> 20:40.763
‫این.

20:40.763 --> 20:42.915
‫- یه راهروی خالیه.
‫- نه، ببین.

20:42.940 --> 20:44.911
‫نور تغییر می‌کنه، می‌بینی؟

20:45.273 --> 20:47.277
‫بیل در رو باز کرده.

20:47.277 --> 20:50.183
‫یکی خودش رو از تصویر حذف کرده.

20:50.183 --> 20:53.855
‫آره، ولی خب چرا
‫کلِ اون صحنه رو پاک نکرده؟

20:53.880 --> 20:55.742
‫اون‌وقت می‌فهمیدیم
‫یکی تصاویر رو دستکاری کرده.

20:55.767 --> 20:57.971
‫کار هرکی که بوده،
‫مو لای درزش نمی‌رفتـه.

20:58.165 --> 21:01.071
‫شاید هم بیل فکر کرد صدایی شنیده،

21:01.071 --> 21:03.676
‫در رو باز کرده،
‫ولی کسی رو اونجا ندیده.

21:03.676 --> 21:05.078
‫یه‌بار دیگه پخشش کن.

21:06.067 --> 21:07.671
‫ببین.

21:11.959 --> 21:14.030
‫کتابت اینجاست.

21:15.967 --> 21:18.806
‫- باید دستکش دستت کنی.
‫- اوه، خب...

21:18.806 --> 21:20.676
‫هیچ کدوم‌مون نباید اینجا باشیم،

21:20.676 --> 21:22.914
‫و تو رسماً داشتی
‫لباس یه مُرده رو بو می‌کردی!

21:29.161 --> 21:31.995
‫[آهوی نقره‌ای]
‫[داربی هارت]

21:34.003 --> 21:35.672
‫کلی اثرانگشت بیل روشـه.

21:56.414 --> 22:00.077
‫به بیل مورفین تزریق کردن.
‫از این اتفاق غافلگیر شد.

22:00.102 --> 22:02.105
‫قاتل میره.

22:02.741 --> 22:05.280
‫چیزی نمونده تا بیل متوجه شه...

22:05.305 --> 22:06.866
‫که توی چه دردسری افتاده.

22:07.169 --> 22:10.743
‫بعدش حس می‌کنه که سینه‌ش...

22:10.743 --> 22:13.749
‫می‌خواد منفجر شه و...

22:13.749 --> 22:16.722
‫مغزش از کار میفتـه و...

22:16.722 --> 22:19.309
‫انگشت‌هاش سرد می‌شن.

22:19.334 --> 22:20.906
‫بعدش حس می‌کنه...

22:21.764 --> 22:24.902
‫عملکرد دستگاه‌های اصلی بدنش از کار میفتن.

22:26.408 --> 22:29.882
‫سعی می‌کنه کنار شومینه
‫خودش رو سرپا نگه داره.

22:31.846 --> 22:33.883
‫ولی سرش آسیب می‌بینـه.

22:35.326 --> 22:37.998
‫میفته.

22:37.998 --> 22:40.269
‫بعدش روی زمینـه و...

22:42.941 --> 22:45.379
‫کلی خون اینجا ریخته.

22:48.185 --> 22:49.387
‫همه‌جا خونیـه و...

22:49.387 --> 22:51.992
‫اونم می‌دونه خیلی فرصت نداره.

22:52.894 --> 22:54.998
‫کتاب رو می‌بینه.

22:55.327 --> 22:56.663
‫برمی‌داره.

22:56.688 --> 22:59.960
‫چون می‌دونست تو میای.

23:02.179 --> 23:04.885
‫چون یه چیزی توی کتابه
‫که اون می‌خواد بدونم.

23:05.987 --> 23:07.958
‫من همیشه توی جلسات کتاب‌خوانی...

23:07.958 --> 23:10.196
‫فصل آخر کتابم رو می‌خونم.

23:10.689 --> 23:12.615
‫واسه همه‌مون بخونش.

23:12.640 --> 23:13.878
‫الان؟

23:13.903 --> 23:15.940
‫آره، همین الان.

23:15.965 --> 23:19.239
‫چه زمان محشری رو واسه
‫تأسیس باشگاه کتاب‌خوانی انتخاب کردی.

23:19.264 --> 23:21.026
‫بیل داشت می‌مُرد.

23:21.077 --> 23:22.813
‫می‌دونست که داره می‌میره.

23:22.838 --> 23:24.408
‫و توی آخرین لحظات عمرش...

23:24.433 --> 23:26.761
‫نه سمت تلفن میره نه در.

23:26.786 --> 23:28.824
‫میره اون کتاب رو برمی‌داره.

23:28.849 --> 23:30.652
‫چون یه چیزی توی اون کتاب هست...

23:30.677 --> 23:33.081
‫که می‌خواد داربی بدونـه.

23:36.514 --> 23:38.352
‫بخونش، داربی.

23:38.578 --> 23:40.895
‫سه‌تایی عقل‌مون بیشتر کار می‌کنه.

23:49.120 --> 23:51.224
‫«بعضی وقت‌ها از خودم می‌پرسم...

23:51.917 --> 23:54.789
‫بهتر نبود اگه نمی‌رفتـم؟»

23:55.548 --> 23:58.653
‫«من به چشم امتیاز آخرِ بازی تنیس، یا...

23:58.678 --> 24:00.866
‫شیر یا خط بهش نگاه می‌کنم.»

24:00.952 --> 24:03.812
‫«وقتی بازی، شرط،

24:03.837 --> 24:05.841
‫زندگیت...

24:05.841 --> 24:09.113
‫می‌تونه به دو سمت مختلف بره.»

24:20.990 --> 24:24.107
‫حالا قراره چیکار کنیم؟
‫بریزیم توی...

24:24.132 --> 24:27.183
‫- خونۀ یه قاتل سریالیِ احتمالی؟
‫- خونۀ خالی، بیل. واسه فروش گذاشتنش.

24:27.183 --> 24:29.601
‫- ولی باز قراره دزدکی بریم.
‫- تو با ماشین دزدی اومدی دنبالم.

24:29.626 --> 24:31.018
‫یعنی حالا می‌تونیم بریم به امید...

24:31.043 --> 24:32.401
‫پیدا کردن قربانی اولش
‫خونه‌شو زیر و رو کنیم؟

24:32.426 --> 24:33.955
‫می‌خوای خونه بری، برو.
‫ایرادی نداره.

24:33.980 --> 24:35.842
‫من خودم تنهایی از پسش برمیام.

24:40.849 --> 24:42.045
‫متأسفم.

24:42.311 --> 24:44.985
‫این... احمقانه‌ست.

24:44.985 --> 24:46.744
‫احمقانه نیست.

24:46.769 --> 24:49.027
‫فکر می‌کنم یه‌کم به‌هم ریختی.

24:49.027 --> 24:51.064
‫و اشکالی نداره.

24:51.064 --> 24:52.926
‫- ما کنارتیم.
‫- آره.

24:53.044 --> 24:55.014
‫برو بخش بعدی.

24:55.507 --> 24:57.784
‫آخه من معمولاً...

24:58.204 --> 24:59.990
‫این بخش رو...

25:00.015 --> 25:01.188
‫نمی‌خونم.

25:01.852 --> 25:03.922
‫ولی اون صفحه خونی‌تر از بقیه صفحاتـه.

25:13.675 --> 25:16.584
‫«ما کم‌کم پله‌کان رو باز کردیم...

25:18.084 --> 25:20.857
‫تا جایی که راه برگشتی نبود.»

25:32.999 --> 25:34.171
‫بیل.

26:48.364 --> 26:50.924
‫با همسرش شروع کرد.

26:51.429 --> 26:52.751
‫پاتریشا.

27:27.676 --> 27:29.450
‫پاتریشا بِل.

27:31.617 --> 27:33.587
‫کارمن پرز.

27:34.757 --> 27:36.761
‫لاتیشا جونز.

27:36.761 --> 27:38.398
‫روث کامینسکی.

27:38.423 --> 27:39.633
‫ملیسا چنگ.

27:39.658 --> 27:40.897
‫آلیسون دوپری.

27:40.922 --> 27:42.367
‫مریسا بهاری.

27:45.212 --> 27:46.381
‫بیل...

28:09.761 --> 28:12.474
‫چی؟ صدات رو نمی‌شنوم.

28:12.499 --> 28:15.003
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

28:26.427 --> 28:28.464
‫گوشیم کار نمی‌کنه.

28:35.245 --> 28:37.283
‫می‌تونی کمکم کنی؟

28:37.283 --> 28:39.353
‫بیل؟

28:42.827 --> 28:45.299
‫کمکم می‌کنی؟ به کمکت نیاز دارم.

28:45.299 --> 28:47.038
‫بهم کمک می‌کنی؟

28:47.063 --> 28:48.966
‫آره، امم...

28:53.379 --> 28:55.089
‫- آه...
‫- آره.

28:55.114 --> 28:56.692
‫- آره، آره.
‫- آره.

28:56.717 --> 28:58.925
‫بیا، این طرفش رو بگیر.

28:58.950 --> 29:00.422
‫خب؟

29:01.431 --> 29:02.666
‫خب.

29:45.441 --> 29:48.838
‫[گواهی‌نامۀ رانندگی]
‫[فرانک بِل]

30:28.061 --> 30:29.185
‫آهای!

30:29.981 --> 30:33.387
‫کسی خونه نیست؟ خواهش می‌کنم!

30:34.185 --> 30:35.267
‫متأسفم.

30:35.292 --> 30:36.588
‫دو نفر کشته شدن.

30:36.588 --> 30:38.458
‫و گوشی منم کار نمی‌کنه، می‌شه...

30:38.458 --> 30:40.195
‫چی؟ کجا؟

30:40.195 --> 30:42.800
‫اون‌طرف خیابون، ۳۹۴.
‫می‌شه به پلیس زنگ بزنین؟

30:42.800 --> 30:44.504
‫خونۀ سابق فرانک؟

30:44.504 --> 30:46.474
‫اون که خالیه. واسه فروش گذاشته.

30:46.474 --> 30:49.273
‫خونۀ قدیمیِ فرانک یه عمره واسه فروشه.

30:49.298 --> 30:51.091
‫تازه، اون خودش پلیسـه.

30:51.116 --> 30:52.952
‫داخل خونه پاتریشا بل رو پیدا کردیم.

30:54.351 --> 30:56.057
‫پتی؟

30:56.082 --> 30:57.696
‫آره، گمونم...

30:57.696 --> 31:00.468
‫باقی‌موندۀ جسدش رو زیرِ خونه پیدا کردیم.

31:03.708 --> 31:06.455
‫می‌تونم با تلفن‌تون یه زنگ بزنم؟
‫خواهش می‌کنم.

31:07.583 --> 31:09.128
‫جرج؟

31:09.606 --> 31:12.043
‫برو تلفن رو بیار.

31:19.440 --> 31:21.644
‫۹۱۱، مورد اورژانسی‌تون چیه؟

31:21.644 --> 31:24.191
‫پتی رو پیدا کردن!

31:25.920 --> 31:27.991
‫پاتریشا بل.

31:27.991 --> 31:29.828
‫از شهر نرفته بود!

31:29.828 --> 31:31.798
‫از خونه‌ش هم نتونست بیرون بره.

31:34.684 --> 31:36.188
‫- الو؟
‫- الو...

31:36.213 --> 31:39.313
‫- آره، پاتریشا بل و فرانک بل.
‫- آدرس خونه کجاست؟

31:39.313 --> 31:42.586
‫جفت توی خونه‌شون مُردن.
‫خیابون میپل درایو، ۳۹۴.

31:42.586 --> 31:44.657
‫فرانک بل پلیس بازنشسته‌ست.

31:44.657 --> 31:46.694
‫داخل خونه خودکشی کرد.

31:46.694 --> 31:48.732
‫ما شواهد و مدارکی داریم که...

31:48.732 --> 31:50.837
‫ثابت می‌کنه اون مسئول قتل‌های سریالی...

31:50.837 --> 31:54.325
‫یازده زن توی هفت ایالتـه.

31:55.712 --> 31:58.684
‫ممنونم. ممنون.

32:16.354 --> 32:17.896
‫بیل؟

32:19.128 --> 32:20.473
‫چیه؟

32:30.983 --> 32:33.088
‫می‌خوای بیای داخل وان؟

32:33.088 --> 32:35.658
‫آره، آره.

32:53.595 --> 32:54.998
‫بیا.

33:36.178 --> 33:38.249
‫صورتش رو دیدی؟

33:43.359 --> 33:44.391
‫نه.

33:44.416 --> 33:45.820
‫نه، ندیدم.

33:46.348 --> 33:48.469
‫منم ندیدم.

33:49.371 --> 33:51.976
‫دوست داشتم ببینم چشم‌هاش چه شکلیـه.

33:53.510 --> 33:55.948
‫ببینم از تصمیمش مطمئن بوده یا...

33:55.973 --> 33:57.864
‫هنوز دو به شکه.

33:58.304 --> 34:00.124
‫فکر نکنم اهمیتی داشته باشه.

34:01.664 --> 34:03.668
‫آره خب.

34:08.109 --> 34:10.557
‫حتماً صفحۀ ردیت‌مون رو داشت.

34:10.582 --> 34:12.586
‫یه مدت بود دنبال‌مون می‌کرد.

34:12.898 --> 34:15.479
‫کارمون رو می‌دید و عشق می‌کرد.

34:17.029 --> 34:18.866
‫انگار به نوعی داشتیم...

34:18.866 --> 34:20.977
‫از کارش قدردانی می‌کردیـ...

34:21.002 --> 34:23.105
‫من چنین حسی نداشتم.

34:27.240 --> 34:29.178
‫ولی متوجۀ منظورم هستی دیگه.

34:29.203 --> 34:30.990
‫انگار تموم این کارها رو...

34:30.990 --> 34:33.662
‫- واسه پیدا کردن...
‫- صبر کن ببینم. چی می‌گی؟

34:33.662 --> 34:35.799
‫یارو اسلحه داشت.
‫نزدیک بود ما رو بزنه.

34:35.799 --> 34:37.857
‫فکر کردم دخلمون اومده‌ست.

34:38.454 --> 34:40.080
‫ولی چیزی‌مون نشد.

34:40.789 --> 34:43.293
‫ما چیزی‌مون نشد، اون مُرد.

34:43.561 --> 34:46.527
‫- چون نمی‌تونست ببینـه...
‫- کی به اون اهمیت میده!

34:46.774 --> 34:48.469
‫اون هیچی نیست!

34:48.494 --> 34:50.495
‫اون نتیجۀ یه برنامه‌نویسیِ غلطـه.

34:50.495 --> 34:52.386
‫اون کنسانترۀ میوۀ...

34:52.411 --> 34:54.170
‫نظامیـه که واسه سرپا موندن
‫باید بهش...

34:54.170 --> 34:55.704
‫گوشت قربانی پیشکش کرد.

34:55.729 --> 34:58.244
‫اون مثل اکثر کدهای پایه‌ای،
‫کسل‌کننده و قابل پیش‌بینیـه.

34:58.244 --> 35:00.182
‫و این چرخه انقدر ادامه‌دار می‌شه تا...

35:00.182 --> 35:02.519
‫همۀ زن‌ها نابود شن و دنیا آتیش بگیره...

35:02.519 --> 35:03.856
‫چی...؟

35:03.856 --> 35:05.225
‫- چی می‌گی؟
‫- می‌گم...

35:05.225 --> 35:06.895
‫تو دنبال اینی که به قاتل
‫معنا و مفهوم ببخشی،

35:06.895 --> 35:09.033
‫ولی اون چنین چیزی توی خودش نداره.
‫اون فقط...

35:09.320 --> 35:11.724
‫اون فقط یه قاتلـه.

35:15.194 --> 35:17.024
‫نمی‌دونم، داربی. من...

35:17.049 --> 35:19.157
‫سعی می‌کنم این ماجرا رو هضم کنم،

35:19.182 --> 35:20.737
‫و حسم رو بهت بگم و...

35:20.762 --> 35:22.401
‫تو به فکر پرونده‌ای.

35:24.040 --> 35:26.412
‫می‌خوام بدونم خودت چه حسی داری.

35:32.646 --> 35:34.851
‫من خسته‌ام.

35:36.654 --> 35:38.157
‫فقط خسته‌ام.

36:02.897 --> 36:05.613
‫[مسافرخونه]

37:39.972 --> 37:42.677
‫بیل؟ بیل؟

38:19.911 --> 38:21.462
‫بیل؟

38:35.150 --> 38:39.368
‫[فکر می‌کنم این کارمون افراط و تفریطه.]
‫[ماشین رو برات گذاشتم.]

39:18.607 --> 39:20.834
‫[فنگز]

40:09.912 --> 40:12.392
‫- متأسفم.
‫- اشکال نداره.

40:14.146 --> 40:16.992
‫راستش خیلی خوبه که گریه می‌کنی.

40:16.992 --> 40:19.372
‫نه، نه. حس گهیـه.

40:19.397 --> 40:21.988
‫آره، ولی مثل تهوع می‌مونه.

40:22.261 --> 40:24.390
‫نگه‌ش داری بدتره.

40:24.415 --> 40:27.177
‫اون‌جوری آخرش
‫یه زن گوشت‌تلخِ سلیطه می‌شی.

40:27.958 --> 40:29.345
‫راست می‌گه.

40:29.791 --> 40:31.268
‫فقط...

40:31.293 --> 40:33.062
‫هیچ‌وقت، از...

40:34.347 --> 40:36.384
‫از وقتی نوشتمش،
‫این صفحه رو نخونده بودم.

40:37.333 --> 40:40.229
‫موقع چاپ نسخۀ اولیه رو تأیید کردم، ولی...

40:41.319 --> 40:42.821
‫چرا نخوندی؟

40:47.072 --> 40:49.109
‫گمونم...

40:50.572 --> 40:53.455
‫نمی‌خواستم ببینم چطور...

40:53.480 --> 40:56.916
‫قبل از اینکه اون بذاره بره،
‫من ترکش کردم.

40:59.016 --> 41:01.054
‫نمی‌خواستم باور کنم که...

41:02.782 --> 41:05.021
‫نمی‌تونم عاشق کسی باشم.

41:08.248 --> 41:10.987
‫درکت می‌کنم.

41:11.917 --> 41:13.410
‫منم همین‌طور.

41:15.426 --> 41:16.732
‫اون...

41:16.757 --> 41:19.426
‫حرفی که زد برام خیلی جالب بود.

41:19.451 --> 41:20.982
‫- اجازه هست؟
‫- آره، البته.

41:26.005 --> 41:28.176
‫گفت...

41:28.201 --> 41:31.441
‫قاتل نتیجۀ یه «برنامه‌نویسیِ غلط»ـه.

41:32.498 --> 41:33.691
‫آره، امم...

41:35.136 --> 41:37.852
‫«یه کد برنامه‌نویسی شده که...

41:37.877 --> 41:39.781
‫توی جسم‌های جدید متولد می‌شه.»

41:39.990 --> 41:41.722
‫خب، یعنی چی؟

41:41.747 --> 41:43.577
‫گمونم یعنی بیل...

41:43.670 --> 41:46.957
‫قاتلش رو می‌شناختـه.
‫می‌دونست قاتلش هکر بوده.

41:46.982 --> 41:49.213
‫و می‌خواست این رو به داربی بگه.

41:49.238 --> 41:51.286
‫شاید حق با دیویده.

41:51.486 --> 41:53.212
‫شاید واقعاً کار لو مِیـه.

41:53.237 --> 41:54.472
‫لو می؟

41:54.754 --> 41:56.750
‫می‌دونی که اون بیل رو می‌شناخت؟

41:56.775 --> 41:59.900
‫یا حداقل بیل بدجوری
‫شهرهای هوشمند رو زیر تیغ بُرد.

42:00.320 --> 42:01.900
‫شهرهای هوشمند این‌جوری نیستن که...

42:01.925 --> 42:03.997
‫توش فقط چراغ‌ها
‫خودکار خاموش و روشن شن.

42:04.022 --> 42:06.558
‫شهرهایی‌ان که توشون رد همه زده می‌شه.

42:06.798 --> 42:08.739
‫- همه زیرنظرن.
‫- لعنتی.

42:08.908 --> 42:11.413
‫خب، پس...

42:11.438 --> 42:13.509
‫پس، لو می؟

42:14.180 --> 42:16.327
‫ایوا چطور؟

42:16.352 --> 42:17.789
‫نمی‌دونم، مـ... من...

42:17.814 --> 42:19.694
‫حس می‌کنم که...

42:19.719 --> 42:21.315
‫عاشق اندیـه؟

42:21.340 --> 42:23.377
‫واقعاً هم هست.

42:23.628 --> 42:25.766
‫کسی چه می‌دونه،

42:25.791 --> 42:27.701
‫شاید بعد از اون همه جلسات درمانی،

42:27.726 --> 42:29.857
‫اندی هم عاشقش شده باشه.

42:30.064 --> 42:32.733
‫ولی ایوا بلده گیرندۀ ضربان‌ساز رو هک کنه؟

42:32.758 --> 42:34.662
‫نمی‌دونم، ولی...

42:34.859 --> 42:36.863
‫به مورفین و گیرندۀ ضربان‌ساز...

42:36.863 --> 42:39.234
‫دسترسی داره.

42:39.671 --> 42:41.942
‫شاید دست‌تنها نیست!

42:42.709 --> 42:44.057
‫اندی!

42:44.082 --> 42:46.448
‫تازه اندی بیشترین انگیزه رو...

42:46.448 --> 42:47.878
‫واسه کشتن بیل و...

42:48.479 --> 42:50.858
‫مقصر دونستن تو داره.

42:52.427 --> 42:55.466
‫شاید بهتر باشه تو و زومر
‫رو از اینجا بیرون ببریم.

42:55.466 --> 42:56.902
‫همین الان هم ببریم.

42:56.927 --> 42:59.633
‫خب همه باید از اینجا بیرون بریم.

42:59.976 --> 43:01.817
‫آره، ولی...

43:01.842 --> 43:04.017
‫فکر کنم اون‌ها جون‌شون بیشتر در خطره.

43:04.017 --> 43:06.188
‫حتی اگه پلیس اینجا بیاد.

43:06.188 --> 43:08.399
‫اونی که قاتل واسه‌ش چاقو کشید تو بودی!

43:08.424 --> 43:11.284
‫می‌دونم ولی واسه این بود که
‫نذاره بهت نزدیک‌تر بشم.

43:11.735 --> 43:14.474
‫اگه می‌خواست منو بکشه، کشته بود.

43:14.740 --> 43:17.153
‫ببین، من و شان تا ساحل رفتیم.
‫خیلی دور نیست.

43:17.178 --> 43:18.922
‫شاید ۱۶ کیلومتر به سمت شرق باشه.

43:18.947 --> 43:20.416
‫مهم نیست.

43:20.416 --> 43:22.320
‫بیل همیشه می‌گفت کشتی روهان...

43:22.320 --> 43:25.139
‫هیچ قطعۀ الکترونیکی‌ای نداره،
‫با ستاره‌ها کشتی رو هدایت می‌کنن.

43:25.164 --> 43:27.530
‫چطوری می‌خوایم بهشون خبر بدیم؟

43:27.902 --> 43:29.911
‫نمی‌دونم.

43:29.936 --> 43:33.063
‫ولی هیچ کشتی‌ای بدون ناخداش جایی نمی‌ره.

43:33.142 --> 43:35.680
‫یه قایق نجات و مُنور می‌ذارن.

43:35.885 --> 43:38.591
‫شاید این نزدیکی‌ها منتظرن.

43:41.577 --> 43:43.258
‫لـی!

43:47.370 --> 43:49.341
‫لی، صبر کن.

43:49.366 --> 43:50.576
‫داربی؟

43:51.689 --> 44:00.689
‫ترجمه از «iredprincess و امیر فرحناک»

44:05.506 --> 44:06.943
‫خدای من، دیوید!

44:11.518 --> 44:12.941
‫متأسفم.

44:16.378 --> 44:21.384
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

44:22.233 --> 44:24.270
‫اینجایی پس، خانم‌ام.
