WEBVTT

00:00.100 --> 00:08.101
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.101 --> 00:12.101
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

00:29.154 --> 00:33.116
‫« شـوالـیـه‌ی هـفـت پـادشـاهـی »

00:33.116 --> 00:34.868
‫مسابقات فوق العاده بود

00:38.247 --> 00:39.873
‫حیف که تموم شد

00:43.335 --> 00:44.935
‫خونه...

00:48.799 --> 00:50.717
‫به‌طرز بی‌رحمانه‌ای خسته‌کننده‌ست

00:53.595 --> 00:55.195
‫ببین...

00:56.265 --> 00:57.865
‫اگر می‌خوای توام باهام بیا

00:59.726 --> 01:01.728
‫آره، شکار و قوش‌بازی و...

01:02.563 --> 01:04.273
‫دریانوردی و عشق‌و‌حال می‌کنیم

01:04.273 --> 01:06.108
‫بهت آموزش میدم که دفعه‌ی بعد

01:06.108 --> 01:08.277
‫اینطوری آبروی خودت رو نبری

01:10.070 --> 01:11.446
‫تابحال رفتی تارث؟

01:11.446 --> 01:14.032
‫- این آقا داره می‌میره، سرورم
‫- ها؟ چی؟

01:14.032 --> 01:17.286
‫زخم‌هاش بافت‌مُرده شدن
‫مداوا کردنش از توان من خارجه

01:17.286 --> 01:18.829
‫بر پدر هرچی "دیگران"ـه لعنت
‫(اسم دیگر وایت‌واکرها)

01:18.829 --> 01:22.958
‫مداوا کردنش...؟ تو حتی نمی‌تونی
‫خارش سوراخ کون رو هم مداوا کنی، داداش

01:22.958 --> 01:24.376
‫برو پی کارت، جادوگر!

01:24.376 --> 01:27.045
‫- برو گم‌شو
‫- چشم سرورم، رفتم

01:27.045 --> 01:30.007
‫بی‌شرف. چیزی نیست، خوب میشی
‫استاد خیلی افتضاحیه

01:32.134 --> 01:33.734
‫ببین

01:36.346 --> 01:40.475
‫باهام بیا استورمز اِند
‫تا مثل یه برادر بهت محبت کنم

01:46.898 --> 01:48.498
‫ای بی‌شرف

01:51.486 --> 01:53.086
‫و اگر نیای...

01:53.739 --> 01:56.950
‫خب، کون لقت
‫مثل یه برادر ازت متنفر میشم

02:03.498 --> 02:05.098
‫پیشنهاد خوبیه، لاینل

02:07.586 --> 02:10.881
‫ولی از من چیزی جز درد و رنج
‫نصیب اطرافیانم نمیشه

02:10.881 --> 02:13.425
‫به قلمرو لطف کردی
‫بالاخره یه روزی متوجه میشی

02:13.425 --> 02:15.594
‫تنها اژدهای خوب، یه اژدهای مُرده‌ست

02:15.594 --> 02:17.194
‫ای خدایان!

02:18.347 --> 02:19.640
‫بیلور برای دفاع از من جنگید

02:19.640 --> 02:21.892
‫جون کوفتی خودشو فدا کرد

02:21.892 --> 02:23.977
‫میشه لطفاً یکم براش احترام قائل بشی؟

02:23.977 --> 02:25.577
‫عمراً، گور بابات!

02:26.730 --> 02:28.649
‫من برای دفاع از تو جنگیدم

02:28.649 --> 02:30.233
‫هاردینگ، بیزبوری

02:30.233 --> 02:32.903
‫اون پسره‌ی سیبی
‫ما برای دفاع از تو جنگیدیم

02:32.903 --> 02:36.698
‫شاهزاده‌ جونت در مقابل کسایی برات جنگید
‫ که قسم خوردن ازش دفاع کنن

02:36.698 --> 02:38.575
‫هیچ خطری به جون نخرید!

02:41.953 --> 02:44.122
‫و خدایان به آدمای متقلب رحم نمی‌کنن

02:49.127 --> 02:51.254
‫پس چرا به من رحم کردن؟

02:52.964 --> 02:54.716
‫این اسمش رحم کردن نیست، این...

02:56.927 --> 02:58.527
‫این مضحکه‌ست

03:00.597 --> 03:02.557
‫جنگی در راهه

03:02.557 --> 03:04.267
‫می‌تونیم با همدیگه خیلی قدرتمند باشیم

03:06.395 --> 03:07.995
‫به پیشنهادم فکر می‌کنی؟

03:10.857 --> 03:13.777
‫خوبه! کاروانم بعد از کباب‌پزون راه میفته

03:15.946 --> 03:18.198
‫بیلورِ خاندان تارگرین

03:19.324 --> 03:21.284
‫شاهزاده‌ی دراگون‌استون

03:22.285 --> 03:24.788
‫وارث بلافصل تخت آهنین

03:26.540 --> 03:28.542
‫دستیار شاه دارنِ نیک

03:29.626 --> 03:31.586
‫اربابِ هفت پادشاهی

03:32.713 --> 03:35.340
‫و حافظ قلمرو

03:38.552 --> 03:40.152
‫باشد که در کنار خدایان آرام گیرد

04:05.120 --> 04:06.720
‫شاهزاده‌ی من

04:08.915 --> 04:10.515
‫پدرتون...

04:12.586 --> 04:14.087
‫مرد بزرگی بود

04:14.087 --> 04:15.687
‫با زره من مُرد

04:19.342 --> 04:22.387
‫پسران زیادی با زره پدرهاشون مُردن

04:25.974 --> 04:28.435
‫تابحال چند تا پدر
‫ با زره پسرهاشون مُردن؟

04:33.440 --> 04:35.040
‫نمی‌دونم

04:43.074 --> 04:44.674
‫هنوز جوون بود

04:46.828 --> 04:49.206
‫می‌تونست شاه بزرگی بشه

04:49.206 --> 04:51.750
‫بزرگ‌ترین شاه قلمرو
‫از زمان اگانِ اژدها

04:57.214 --> 04:59.633
‫چرا خدایان اونو کشتن
‫و تو رو زنده گذاشتن؟

05:04.888 --> 05:06.515
‫همین برای منم سوال بوده

05:13.730 --> 05:15.330
‫از اینجا برو، سـر دانکن

05:28.453 --> 05:30.914
‫سر دانکن. دانک!

05:34.584 --> 05:36.670
‫اومدم دم اردوگاهت ولی نبودی

05:37.754 --> 05:39.354
‫داشتم نگران می‌شدم

05:41.049 --> 05:42.649
‫از مراسم ختم بیلور برگشتی؟

05:44.469 --> 05:46.069
‫باورم نمیشه رفتی

05:46.888 --> 05:48.488
‫فکر کردم در این حد بهش مدیونم

05:53.895 --> 05:55.397
‫همه...

05:55.397 --> 05:58.108
‫همه منو بخاطر مرگش مقصر می‌دونن، مگه نه؟

06:01.862 --> 06:03.462
‫من که مقصر نمی‌دونم

06:21.631 --> 06:23.231
‫خیلی‌خب

06:30.098 --> 06:31.516
‫استفون چادرم رو ازم گرفت

06:31.516 --> 06:33.894
‫گفت با رها کردنش
‫به خاندان‌مون خیانت کردم

06:35.145 --> 06:36.745
‫باورت میشه؟

06:37.772 --> 06:39.149
‫چیز چندانی برام نمونده

06:39.149 --> 06:40.817
‫متاسفم، ریمون

06:40.817 --> 06:43.153
‫نه، نباش. فقط بخاطر باختنش کفری شده

06:43.987 --> 06:45.488
‫توی اولین محاکمه‌ی هفت‌تن
‫در صد سال اخیر

06:45.488 --> 06:48.366
‫لرد استفون فاسووی
‫از پسرعموی کوچولوش شکست خورد

06:49.868 --> 06:52.829
‫بعلاوه، یه سیب سبز نرسیده بودن

06:52.829 --> 06:54.829
‫بهتر از اینه که
‫یه سیب سرخ کرم‌خورده باشی

07:00.003 --> 07:01.713
‫بهت میاد

07:01.713 --> 07:03.548
‫فکر کنم یکی از دنده‌های پسرعموم رو شکستم

07:05.008 --> 07:06.608
‫صبح بخیر

07:12.182 --> 07:13.391
‫صبح بخیر

07:13.391 --> 07:15.769
‫سـر دانکن، این "رووان"ـه...

07:21.066 --> 07:22.666
‫از فاسووی‌های سیب‌سبز

07:24.569 --> 07:26.738
‫- ها؟
‫- زنمه دیگه

07:26.738 --> 07:28.907
‫خوشبختم، سـر دانکن

07:30.325 --> 07:31.925
‫آها! درسته

07:32.369 --> 07:34.788
‫منم خوشبختم، بانو رووان

07:34.788 --> 07:36.331
‫اومد محاکمه رو تماشا کرد

07:36.331 --> 07:38.541
‫گفت عین یه گاو نر وحشی جنگیدم

07:39.209 --> 07:40.809
‫بخصوص با اون وقار و شکوهت

07:49.511 --> 07:52.222
‫خب ملازمی نداشتم
‫زخم‌هام رو مداوا کنه

07:52.222 --> 07:54.474
‫و گفت کمکم می‌کنه
‫زرهم رو دربیارم و...

07:59.646 --> 08:02.023
‫بگذریم، میگه حامله‌ش کردم

08:02.023 --> 08:04.150
‫برای همین با خودم گفتم
‫بهتره ازدواج کنیم

08:07.445 --> 08:09.045
‫حس می‌کنم پسره

08:09.572 --> 08:11.574
‫شنیدی، سـر دانکن؟ پسره

08:14.244 --> 08:16.204
‫خیلی...

08:19.040 --> 08:20.640
‫سـر دانکن

08:21.042 --> 08:22.642
‫شاهزاده میکار می‌خوان باهاتون صحبت کنن

08:23.545 --> 08:25.672
‫- باید باهامون بیاین
‫- هیچ‌جا نمیاد

08:25.672 --> 08:27.799
‫- بقدر کافی عذاب کشیده
‫- اشکال نداره

08:34.556 --> 08:36.156
‫چیزیم نمیشه

08:37.350 --> 08:38.950
‫تبریک میگم

09:08.757 --> 09:10.967
‫دارم اریون رو می‌فرستم شرق

09:13.511 --> 09:18.058
‫شاید اگر چند سالی توی شهرهای آزاد بمونه
‫تبدیل به آدم بهتری بشه

09:26.357 --> 09:29.027
‫بعضیا میگن از عمد برادرم رو کشتم

09:31.821 --> 09:34.866
‫خدایان می‌دونن دروغه
‫ولی تا روز مرگم

09:34.866 --> 09:36.618
‫پچ‌پچ‌هاشون دست از سرم برنمی‌دارن

09:38.286 --> 09:40.997
‫گرز شما به سرش خورد، سرورم

09:43.708 --> 09:46.336
‫ولی شاهزاده بیلور بخاطر من کشته شد

09:47.337 --> 09:49.422
‫پچ‌پچ‌هاشون دست از سر توام برنمی‌دارن

09:50.965 --> 09:52.565
‫پادشاه پیره

09:53.843 --> 09:58.807
‫وقتی از دنیا رفت، هردفعه در نبردی
‫شکست خوردیم یا محصولات خراب شدن

09:58.807 --> 10:01.434
‫احمق‌ها میگن اگر بیلور بود اینطوری نمی‌شد

10:04.979 --> 10:06.940
‫ولی شوالیه‌ی سرگردون کشتش

10:10.110 --> 10:11.820
‫اگر نجنگیده بودم

10:13.863 --> 10:16.116
‫دست و پام رو قطع می‌کردین

10:18.743 --> 10:21.996
‫امروز صبح زیر درخت نشسته بودم

10:23.164 --> 10:25.416
‫و از خودم پرسیدم
‫می‌تونستم بذارم یکیشون قطع بشه؟

10:31.631 --> 10:35.635
‫آخه ارزش یه پا کجا
‫و ارزش جون یه شاهزاده کجا؟

10:37.178 --> 10:39.556
‫درختت چه جوابی بهت داد؟

10:47.230 --> 10:50.150
‫هر روز دم غروب

10:51.317 --> 10:54.821
‫سـر آرلن می‌گفت
‫"نمی‌دونم فردا چی پیش میاد"

10:57.824 --> 11:00.952
‫ممکنه روزی از راه برسه
‫که نیازم به اون پا...

11:00.952 --> 11:05.456
‫نیاز قلمرو به اون پا
‫از ارزش جون یه شاهزاده بیشتر باشه؟

11:08.585 --> 11:10.185
‫بعید می‌دونم

11:11.254 --> 11:14.007
‫توی قلمرو تا دلت بخواد
‫شوالیه‌های سرگردون ریخته

11:23.099 --> 11:26.102
‫به‌نظر میاد پسر کوچیکم
‫ازت خوشش اومده، سـر

11:27.437 --> 11:29.189
‫وقتشه ملازم کسی باشه

11:30.732 --> 11:34.027
‫ولی بهم میگه به هیچ شوالیه‌ای
‫جز تو خدمت نمی‌کنه

11:36.237 --> 11:39.490
‫مطمئنم خودت متوجه شدی
‫که پسر سرکشیه

11:39.490 --> 11:40.950
‫پسر خوبیه

11:40.950 --> 11:43.286
‫فقط نیاز به تربیت سختگیرانه داره، همین

11:46.247 --> 11:47.847
‫می‌ذاری بهت خدمت کنه؟

11:50.919 --> 11:52.253
‫به من؟

11:52.253 --> 11:54.422
‫می‌تونی بیای سامرهال

11:56.216 --> 11:59.761
‫قسم بخور به من خدمت کنی
‫تا اگان ملازمت بشه

11:59.761 --> 12:02.096
‫درحالی‌که بهش آموزش میدی

12:02.096 --> 12:04.641
‫استاد جنگم خودت رو آموزش میده

12:07.268 --> 12:10.730
‫شک ندارم سـر آرلنت
‫با تمام توانش آموزشت داده بوده

12:12.857 --> 12:15.301
‫ولی هنوز خیلی چیزا مونده
‫که باید یاد بگیری

12:23.660 --> 12:25.662
‫عذر می‌خوام، سرورم، واقعاً میگم

12:29.916 --> 12:32.151
‫ولی فکر کنم دیگه از دست
‫هرچی شاهزاده‌ست خسته شدم

12:35.505 --> 12:37.105
‫آره

12:57.485 --> 12:59.085
‫فالگوش وایساده بودی؟

13:02.865 --> 13:04.465
‫نـه

13:13.584 --> 13:15.211
‫خیلی درد دارین؟

13:23.970 --> 13:26.139
‫- سـر؟
‫- نمی‌تونم، اِگ

13:28.308 --> 13:29.908
‫معذرت می‌خوام

13:36.983 --> 13:39.319
‫شاید اون شوالیه‌ای که فکر می‌کردم نیستین

14:00.631 --> 14:02.717
‫تابحال این داستان رو شنیده بودی؟

14:04.886 --> 14:06.179
‫بارها

14:06.179 --> 14:07.972
‫از کی؟

14:10.391 --> 14:11.991
‫از شما

14:12.310 --> 14:13.910
‫آها

14:21.611 --> 14:24.655
‫- سـر، میشه بپرسم...؟
‫- وقتی یه لرد نیروهاش رو فرا می‌خونه

14:24.655 --> 14:27.700
‫و ما آقایون رو می‌فرسته جنگ

14:27.700 --> 14:30.495
‫رسمه که هرکدوم یه پنی رو

14:30.495 --> 14:33.164
‫به درخت بلوط وسط میدون میخکوب کنیم

14:34.165 --> 14:37.001
‫و اگر برگشتیم، درش بیاریم

14:38.336 --> 14:40.338
‫درخت بلوط خیلی بزرگیه

14:41.756 --> 14:43.508
‫با این‌حال...

14:43.508 --> 14:48.179
‫به‌سختی میشه برای میخکوب کردن
‫یه پنی جدید، جای خالی پیدا کرد

14:53.393 --> 14:55.770
‫چرا هیچوقت منو شوالیه نکردین؟

14:58.231 --> 14:59.857
‫فکر کردین تنهاتون می‌ذارم؟

15:02.318 --> 15:03.918
‫هیچوقت تنهاتون نمی‌ذاشتم

15:08.408 --> 15:10.076
‫یا دلیل دیگه‌ای داشته؟

15:16.082 --> 15:17.682
‫سـر؟

15:22.296 --> 15:23.896
‫سـر؟

15:29.929 --> 15:31.529
‫سـر؟

15:55.288 --> 15:58.916
‫برای همین بهش میگن پنی‌تری
‫(درخت پنی)

16:01.502 --> 16:06.299
‫یه شوالیه‌ی حقیقی همیشه
‫داستانش رو به پایان می‌رسونه

16:10.094 --> 16:11.971
‫- به افتخار بیزبوری
‫- و هاردینگ

16:12.805 --> 16:14.932
‫- به یادشون!
‫- به یاد شجاع‌دلان

16:16.017 --> 16:17.768
‫چطوری کاری می‌کنن
‫زنبورها این شکلی جمع بشن؟

16:21.230 --> 16:23.399
‫با جادویی چیزیه؟

16:23.399 --> 16:24.999
‫جادو؟

16:25.401 --> 16:26.694
‫چیه مگه؟

16:26.694 --> 16:28.446
‫خب، ملکه‌شون رو می‌ذارن
‫توی تابوت بیزبوری

16:30.948 --> 16:32.366
‫آها!

16:32.366 --> 16:35.536
‫جادو کجا بوده
‫جنگجوی بیچاره‌ی نازنین خودم

16:35.536 --> 16:38.080
‫از بس جنگیدی
‫مغزت تبدیل شده به پوره‌ی سیب

16:45.338 --> 16:48.216
‫- تسلیم میشی یا نه، فاحشه‌ی اژدهازاده؟
‫- گه بخور، سارا!

16:48.216 --> 16:50.718
‫پیشخدمت! لیوانم رو بیار

17:10.988 --> 17:12.990
‫خجالت نمی‌کشی که اومدی اینجا؟

17:15.535 --> 17:17.912
‫اون افراد بخاطر تو مُردن

17:24.961 --> 17:26.561
‫اِگ رو به عنوان ملازمت قبول می‌کنی؟

17:31.467 --> 17:33.067
‫به پدرت گفتم

17:34.053 --> 17:35.653
‫مسئولیتش گردن من نیست

17:37.223 --> 17:39.267
‫می‌دونی...

17:39.267 --> 17:41.894
‫برادرم همیشه اینقدر هیولا نبود

17:43.604 --> 17:45.204
‫اِگ هیولا نیست

17:45.856 --> 17:46.941
‫فقط یه پسربچه‌ست

17:46.941 --> 17:48.442
‫منظورم اِگ نبود

17:48.442 --> 17:51.612
‫ولی شک ندارم
‫از اونم یه مَرد می‌سازیم

17:55.241 --> 17:59.945
‫شاید همونطور که استادان میگن
‫بذر جنون از شکم مادرهامون در ما کاشته میشه

18:02.373 --> 18:04.458
‫ولی اریون یه زمانی
‫پسر خیلی شاد و شنگولی بود

18:05.710 --> 18:07.310
‫ماهیگیری رو دوست داشت

20:08.708 --> 20:10.376
‫چیه؟

20:10.376 --> 20:13.295
‫سرورم، سـر دانکن
‫می‌خواد باهاتون صحبت کنه

20:28.853 --> 20:31.856
‫می‌خواستم اینو بدونی که بابت خراب کردن
‫روز نام‌گذاریم ازت دلخور نیستم

20:31.856 --> 20:35.484
‫کار خیلی زشتی در حقت کردن
‫و حق داشتی اونطوری جوابشون رو بدی

20:38.571 --> 20:40.171
‫ممنونم

20:46.954 --> 20:49.832
‫حرفتو سریع بزن
‫می‌خوام از این خراب‌شده برم

20:50.958 --> 20:52.543
‫قبل از مرگ برادرتون

20:52.543 --> 20:54.503
‫گفت قلمرو به مردان شریف نیاز داره

20:54.503 --> 20:56.103
‫خب که چی؟

20:56.881 --> 20:58.507
‫اِگ رو به عنوان ملازمم قبول می‌کنم

21:00.092 --> 21:01.692
‫ولی نه توی سامرهال

21:03.429 --> 21:05.681
‫مگه نگفتی
‫از دست شاهزاده‌ها خسته شدی؟

21:05.681 --> 21:07.281
‫اِگ شاهزاده نیست

21:07.975 --> 21:09.575
‫هنوز نیست

21:10.895 --> 21:14.148
‫شاید براش بهتر باشه
‫که دور از قلعه‌ها و قصرها

21:14.148 --> 21:16.609
‫- و خدمتکارها و...
‫- خانواده‌ش بزرگ بشه؟

21:22.698 --> 21:24.298
‫اگر قبول کنین...

21:25.951 --> 21:28.204
‫همراه خودم می‌برمش سفر

21:29.079 --> 21:30.706
‫ملازم بودن رو مثل من یاد می‌گیره

21:31.707 --> 21:34.919
‫توی مسافرخونه‌ها و اصطبل‌ها...

21:36.921 --> 21:40.716
‫و هرازگاهی توی راهروهای
‫عمارت یه شوالیه‌ی زمین‌دار

21:40.716 --> 21:42.316
‫یا لردهای محلی می‌خوابیم

21:44.845 --> 21:46.889
‫شاید اگر مجبور بشیم
‫زیر درخت‌ها بخوابیم

21:46.889 --> 21:49.683
‫اجازه نمیدم مثل رعیت‌ها زندگی کنه

21:50.392 --> 21:52.269
‫خون اژدها در رگ‌های اگان جاریه

21:53.395 --> 21:57.775
‫نمی‌تونه کنار جاده بخوابه
‫و گوشت نمک‌سود بخوره

22:02.029 --> 22:03.906
‫دارِن هیچوقت کنار جاده نخوابید

22:06.867 --> 22:09.078
‫و تمام گوشت‌هایی که اریون
‫تو زندگیش خورد

22:10.162 --> 22:11.789
‫نرم و نیم‌پخت و خونی بودن

22:23.133 --> 22:25.177
‫اون آخرین پسرمه

22:47.783 --> 22:49.383
‫سُـم‌طلا!

22:53.914 --> 22:55.514
‫اینجا چیکار می‌کنی دخترجون؟

22:59.378 --> 23:01.922
‫شنیدم سر لاینل می‌خواد باهاش بری

23:01.922 --> 23:04.174
‫استورمز اِند جای غم‌انگیزیه

23:04.174 --> 23:06.218
‫گفتم شاید یه دوست قدیمی
‫اونجا رو برات شادتر کنه

23:09.388 --> 23:11.181
‫برام اسب خریدی؟

23:16.312 --> 23:17.912
‫قرار نیست با لاینل برم

23:20.608 --> 23:22.359
‫پس می‌خوای چیکار کنی؟

23:22.359 --> 23:23.959
‫کاری که باید از همون اول می‌کردم

23:25.321 --> 23:27.072
‫سوارش بشم و از اینجا دور بشم

23:29.283 --> 23:31.327
‫تو چی؟

23:31.327 --> 23:33.120
‫نمی‌دونم

23:33.120 --> 23:36.457
‫پدرم همیشه حرف از توسعه‌ی
‫ کسب‌و‌کار شراب سیب‌مون میزد

23:36.457 --> 23:38.667
‫که یه بشکه‌سازی جدید باز کنیم

23:40.210 --> 23:41.810
‫شراب سیب؟

23:42.880 --> 23:46.133
‫خب، درهرحال بهتره
‫سم‌طلات پیشت باشه

23:51.764 --> 23:53.364
‫مال من نیست

23:54.266 --> 23:55.866
‫دیگه نیست

23:58.812 --> 24:00.412
‫بعلاوه...

24:01.190 --> 24:02.983
‫به‌نظرم باغ میوه براش جای بهتریه

24:04.485 --> 24:06.403
‫چی؟

24:06.403 --> 24:08.003
‫نمی‌تونم

24:09.365 --> 24:10.965
‫مطمئنی؟

24:12.284 --> 24:14.286
‫حیوون خیلی خوبیه

24:16.205 --> 24:18.874
‫سلام سم‌طلا. سیب دوست داری؟

25:50.090 --> 25:52.384
‫نمی‌دونم شاه‌بلوط
‫اینقدر ازم نپرس

25:55.721 --> 25:57.765
‫اگر سـر آرلن بود الان کجا می‌رفت؟

26:04.438 --> 26:06.038
‫سـر دانکن!

26:09.735 --> 26:11.695
‫پدرم گفت باید به شما خدمت کنم

26:21.497 --> 26:24.083
‫باید بگی "به شما خدمت کنم، سِـر"

26:25.626 --> 26:28.212
‫شاه‌بلوط مال توئه
‫درست باهاش رفتار کن

26:29.630 --> 26:32.508
‫و تا اجازه ندادم حق نداری
‫سوار رعـد بشی

26:35.052 --> 26:36.652
‫قراره کجا بریم، سـر؟

26:37.971 --> 26:39.571
‫نمی‌دونم

26:40.808 --> 26:42.935
‫گمونم می‌تونیم هرجایی از
‫هفت پادشاهی بریم

26:42.935 --> 26:44.535
‫- البته تابحال نرفتم دو...
‫- نه تا

26:46.855 --> 26:49.858
‫- چی؟
‫- نه تا پادشاهی هست، سـر

26:50.984 --> 26:53.403
‫- تو چی؟
‫- توی قلمرو

26:55.405 --> 26:56.782
‫دیوونه شدی؟

26:56.782 --> 26:58.325
‫مگه ربطی داره؟

26:58.325 --> 27:00.702
‫قلمرو هفت تا پادشاهی داره، پسرجون

27:00.702 --> 27:02.204
‫همه اینو می‌دونن

27:02.204 --> 27:05.082
‫- پس همه اشتباه می‌کنن
‫- هوس توگوشی کردی؟

27:05.082 --> 27:08.168
‫کراون‌لندز، وسترلندز
‫استورم‌لندز، ریورلندز

27:08.168 --> 27:10.546
‫جزایر آهنین، شمال، ریچ

27:10.546 --> 27:12.422
‫ویلِ آرین، و دورن

27:16.635 --> 27:18.554
‫نه، آخه...

27:18.554 --> 27:21.473
‫تابحال از کوهستان سرخ اون‌طرف‌تر نرفتم

27:21.473 --> 27:23.725
‫شنیدم نمایش‌های خیمه‌شب‌بازی
‫خیلی خوبی توی دورن پیدا میشه

28:20.449 --> 28:22.049
‫برو! برو!

28:25.871 --> 28:28.290
‫- اگان کجاست؟
‫- ندیدم‌شون، شاهزاده‌ی من

28:28.290 --> 28:29.890
‫از سپتون‌ها می‌پرسم

28:32.961 --> 28:34.561
‫کدوم گوریه؟!

28:36.362 --> 28:44.363
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

28:44.363 --> 28:49.364
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:49.364 --> 28:54.365
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:54.365 --> 28:59.366
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
