WEBVTT

00:14.825 --> 00:18.425
‫♪ Yonaka - Seize the Power ♪

00:18.514 --> 00:19.892
‫[سل سینگ]

00:31.534 --> 00:35.043
‫[چه کاری رو تمومش کنه؟]

00:39.785 --> 00:41.732
‫[بین ۱۰:۳۰ الی ۱۲:۵۰ سل کجا بود؟]

00:41.772 --> 00:44.977
‫[کنفرانس پلیس]

00:50.414 --> 00:52.021
‫[نَت داسیلوا]

00:52.046 --> 00:54.111
‫[اِما هاتن]

01:04.893 --> 01:08.973
‫مصاحبه‌ی شماره‌ی سه.
‫اِما هاتن، دوست صمیمی اندی بل

01:09.586 --> 01:14.319
‫ما سه‌تا همیشه باهم بودیم.
‫من، اندی و نَت

01:14.830 --> 01:18.370
‫توی دبستان باهم آشنا شدیم
‫و هیچی نمی‌تونست ما رو از هم جدا کنه

01:18.395 --> 01:21.735
‫اون بامزه و مهربون بود

01:21.760 --> 01:24.200
‫همین کنارش بودن باعث می‌شد
‫حس کنی که منحصربه‌فردی

01:25.200 --> 01:28.040
‫- سل چطور...
‫- سل قند تو دل اندی آب می‌کرد

01:28.460 --> 01:30.899
‫اون با بقیه‌ی پسرهای
‫هم‌سن و سال‌مون فرق داشت

01:30.924 --> 01:32.843
‫از اون عاشق‌پیشه‌های سنتی بود

01:33.720 --> 01:35.900
‫آخه باهم حتی رابطه هم نداشتن

01:35.925 --> 01:37.574
‫سل می‌خواست منتظر بمونه

01:37.672 --> 01:40.009
‫عجیبه که چطور ممکنه
‫یکی رو انقدر اشتباه بشناسی

01:43.120 --> 01:45.120
‫اون‌ها هرگز باهم جر و بحثی هم نکردن

01:46.880 --> 01:49.520
‫گمونم اندی هیچ اشتباهی نکرده بود

01:50.200 --> 01:52.460
‫اگه جر و بحثی هم می‌کردن اندی بهت می‌گفت؟

01:52.560 --> 01:55.080
‫معلومه. ما همه‌چی رو به‌هم می‌گفتیم

01:55.920 --> 01:58.780
‫فقط، من گوشی سل رو چک کردم
‫و توش یه‌سری پیام‌ها دیدم...

01:58.880 --> 02:01.480
‫که نشون می‌داد
‫قطعاً باهم جر و بحث کردن

02:02.520 --> 02:04.520
‫منظورت چیه؟

02:06.239 --> 02:08.239
‫شاید تو بد برداشت کردی

02:08.508 --> 02:13.008
‫به‌نظرم یا داری می‌گی که من دروغگوئم،
‫یا اینکه رفیق صمیمیم رو نمی‌شناختم

02:13.033 --> 02:15.033
‫کدومش حالا؟

02:15.840 --> 02:18.180
‫اصلاً نمی‌دونم چرا دارم
‫این حرف‌ها رو به تو می‌زنم

02:18.280 --> 02:20.420
‫کدوم حرف‌ها؟
‫تو که هیچی بهم نگفتی

02:20.520 --> 02:22.060
‫من دیگه حرفی ندارم

02:22.160 --> 02:24.160
‫اوه، و پیپ...

02:25.000 --> 02:27.000
‫هیچ‌وقت دیگه بهم پیام نده

02:31.573 --> 02:33.358
‫پایان مصاحبه

02:33.453 --> 02:35.111
‫گل کاشتی، پیپ

02:37.134 --> 02:49.134
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

03:18.800 --> 03:20.620
‫پیپ فیتز آموبی باهات صحبت می‌کنه

03:20.720 --> 03:21.955
‫یادته دیگه؟

03:21.980 --> 03:27.300
‫شیرینی مافین، لباس مبدل ستاره‌ای،
‫پروژه‌ی ای‌پی‌کیو و غیره

03:29.640 --> 03:32.300
‫توی پرونده‌ی اندی بل
‫یه‌سری پیشرفت‌ها داشتم که...

03:32.325 --> 03:33.597
‫شاید برات جذاب باشن

03:33.622 --> 03:36.622
‫هروقت وقت داشتی
‫خبرم می‌کنی بیام خونه‌تون؟

03:38.080 --> 03:40.300
‫یادمه بعد از اینکه جسد سل رو پیدا کردن،

03:40.400 --> 03:44.720
‫یه هفته خوابت نمی‌برد،
‫و با سؤال‌هات کلافه‌ام کرده بودی

03:46.400 --> 03:48.440
‫هیچ‌وقت قانع نشدم

03:49.360 --> 03:51.800
‫نیومدی بگی که نمی‌تونم این کارو کنم؟

03:52.280 --> 03:55.180
‫راستش رو بخوای، نگرانم

03:55.280 --> 03:57.280
‫تو همیشه‌ی خدا نگرانی

03:58.575 --> 04:01.795
‫فقط قول بده سراغ
‫خونواده‌ی بل و سینگ نمیری

04:01.820 --> 04:02.827
‫حتماً

04:02.852 --> 04:05.032
‫و نذار مانع کارهای دیگه‌ات شه

04:05.133 --> 04:07.794
‫- مثلاً چه کاری؟
‫- مثلاً این فرم خوشگلی که اینجاست

04:08.800 --> 04:10.100
‫خب، منظورت صفحه‌ی گسترده‌ی...

04:10.200 --> 04:12.260
‫تمام دانشگاه‌های شهر کمبریجه؟

04:12.360 --> 04:15.646
‫اون‌ها رو به ترتیب رده‌ی سنی،
‫تعداد درخواست‌های سالیانه و احتمال...

04:15.671 --> 04:17.293
‫فارغ‌التحصیلی در آینده دسته‌بندی کردم

04:17.318 --> 04:20.815
‫- چقدر خوب
‫- نیونهم به‌نظر خوب میاد

04:20.840 --> 04:24.620
‫جین گودآل، اِما تامسن
‫و کلیر بالدینگ اونجا فارغ‌التحصیل شدن

04:24.720 --> 04:27.360
‫ترینیتی چی؟
‫دانشگاهی که بابات درس خوند

04:28.600 --> 04:31.020
‫آره، ترینیتی هم قطعاً توی لیسته

04:31.045 --> 04:33.065
‫بالای لیسته؟

04:33.240 --> 04:34.460
‫حتماً

04:36.960 --> 04:39.465
‫پدرت اگه اینجا بود
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد، عزیزم

04:47.105 --> 04:50.155
‫[راوی: چرا که نه. اون‌وقت مثل دوتا آدم
‫باشخصیتِ دوره‌ی ویکتوریا باهم صحبت می‌کنیم]

04:53.020 --> 04:56.093
‫[شک نکن]

04:57.586 --> 04:59.509
‫[نظرت چیه اینجا بریم؟]

05:04.400 --> 05:06.780
‫باورم نمی‌شه که باز کار خودت رو کردی!

05:06.880 --> 05:09.420
‫من و تو رسماً قول دادیم
‫توی این پرونده باهم همکاری کنیم

05:09.520 --> 05:12.780
‫اون‌وقت همون اولش میری
‫بدون من با اِما هاتن مصاحبه می‌کنی

05:12.880 --> 05:15.340
‫هیچ حرف جدیدی بهم نزد

05:15.440 --> 05:18.720
‫طبق حرف‌های اِما،
‫سل و اندی هرگز باهم بحث‌شون نمی‌شد

05:19.440 --> 05:21.930
‫کاش نَت جواب پیام‌هامو می‌داد

05:21.955 --> 05:25.335
‫- نَت کیه؟
‫- نَت داسیلوا، اون یکی دوست صمیمی اندی

05:25.360 --> 05:28.880
‫اوه، نَت داسیلوا.
‫همون نَتِ «رسوایی عکس‌های لختی»

05:29.400 --> 05:31.050
‫رسوایی چی‌چی؟
‫(شباهتش به رسوایی واترگِیت)

05:31.075 --> 05:34.181
‫من این لقب رو روش نذاشتم.
‫یکی عکس‌های لختیش رو پخش کرد

05:34.206 --> 05:36.966
‫واسه همه سؤال شده بود
‫چون هیچکس نمی‌دونست کار کیه

05:38.480 --> 05:41.268
‫به‌نظرت اون پیام‌هایی
‫که به اندی داده راجع‌به چیه؟

05:41.293 --> 05:44.775
‫نمی‌دونم، ولی سل و اندی
‫همیشه یه داستانی باهم داشتن

05:44.800 --> 05:47.175
‫فکر کنم پدرش از سل متنفر بود
‫واسه همین توی خونه باهم مشکل داشتن

05:47.200 --> 05:48.460
‫چرا از سل متنفر بود؟

05:48.765 --> 05:51.659
‫فرشته‌ی بلوندش با یه
‫پسر آسیایی تیره‌پوست بیرون بره؟

06:04.040 --> 06:05.821
‫اشکالی نداره یکم از سل بگی؟

06:05.846 --> 06:08.486
‫دوست دارم بگم.
‫خیلی فرصتش پیش نمیاد

06:10.080 --> 06:13.080
‫اندی اونیه که مفقود شده،
‫ولی همه‌جا می‌بینیش

06:14.240 --> 06:16.240
‫سل از طرفی فراموش شده

06:16.760 --> 06:18.760
‫انگار که هرگز وجود نداشته

06:29.920 --> 06:33.400
‫خب. یک، دو، سه

06:36.320 --> 06:38.658
‫بیا دوباره. هرکی سه‌تا پرتابش بهتر بود

06:42.679 --> 06:45.311
‫ببین، بابا مشغول تدریسه.
‫من باید شام درست کنم

06:45.840 --> 06:47.140
‫می‌تونم کمکت کنم

07:16.920 --> 07:18.920
‫خیلی به نائومی سخت گذشت

07:19.846 --> 07:23.423
‫از وقتی مامان فوت کرد
‫و بعدش هم سل

07:25.880 --> 07:27.880
‫می‌دونم، متأسفم

07:28.640 --> 07:30.779
‫ولی با اینحال بازم کار خودتو کردی

07:30.884 --> 07:34.540
‫من فقط...  حس می‌کنم بعضی وقت‌ها
‫ذهنم درگیر یه مسئله‌ای می‌شه

07:34.640 --> 07:36.640
‫و نمی‌تونم به چیز دیگه‌ای فکر کنم

07:38.080 --> 07:40.120
‫حتی چیزهایی که
‫برام بیشتر از همه برام مهم‌ان

07:44.200 --> 07:47.000
‫اگه می‌خوای پرونده رو کنار بذارم،
‫این کارو می‌کنم

07:49.040 --> 07:50.316
‫می‌تونی انجامش بدی

07:50.341 --> 07:53.415
‫- ولی لطفاً دست از سر نائومی بردار
‫- باشه

07:53.440 --> 07:55.440
‫- قول؟
‫- قول

08:02.393 --> 08:04.309
‫تا حالا عکس لختی به کسی دادی؟

08:04.750 --> 08:06.110
‫نه!

08:06.135 --> 08:08.254
‫چرا یهو به عکس لختی علاقمند شدی؟

08:08.279 --> 08:11.185
‫راوی داشت تعریف می‌کرد که
‫عکس‌های لختی نَت داسیلوا پخش شدن

08:11.644 --> 08:14.693
‫خودش که عکس‌ها رو ندید،
‫توی مدرسه واسه همه دست‌به‌دست شده

08:14.718 --> 08:15.936
‫راوی سینگ؟

08:15.961 --> 08:17.781
‫داریم دوتایی روی پرونده کار می‌کنیم

08:17.913 --> 08:20.113
‫می‌گفت کسی نمی‌دونه کی عکس‌ها رو پخش کرده

08:20.840 --> 08:22.655
‫خداروشکر که معلوم نیست کار کیه

08:22.680 --> 08:24.788
‫نَت کسی نیست که بخوای سربه‌سرش بذاری

08:27.120 --> 08:29.810
‫- هنوز باهاش در ارتباطی؟
‫- نُچ

08:29.835 --> 08:31.215
‫من نَت رو می‌شناسم

08:31.240 --> 08:33.418
‫من و اون توی یه باشگاه تنیس‌ایم

08:33.443 --> 08:35.963
‫هفته‌ی دیگه دو به دو باهم بازی داریم

08:37.880 --> 08:40.087
‫سلام، خانم‌های سرآشپز

08:41.360 --> 08:43.360
‫دارین راجع‌به چی حرف می‌زنین؟

08:44.440 --> 08:46.440
‫- تنیس
‫- عکس‌های لختی

08:55.200 --> 08:59.120
‫ما سه‌تا همیشه باهم بودیم.
‫من، اندی و نَت

09:03.609 --> 09:06.007
‫[نت داسیلوا]

09:13.840 --> 09:15.300
‫خوب بود

09:15.475 --> 09:16.775
‫ایول

09:16.800 --> 09:18.500
‫آفرین

09:18.600 --> 09:22.740
‫انت گفت میره برام نوشیدنی بیار
‫و بعدش یه نیم ساعتی غیبش زد

09:22.840 --> 09:25.740
‫منم رفتم دنبالش، دیدم اون و استلا...

09:25.840 --> 09:28.080
‫توی کمد آقا و خانم هیستینگزن

09:28.840 --> 09:29.860
‫می‌دونی دیگه...

09:29.960 --> 09:32.160
‫صفر، ۳۰-۴۰

09:34.120 --> 09:35.940
‫چیکار می‌کردن؟

09:36.115 --> 09:38.335
‫- خودت می‌دونی دیگه
‫- نمی‌دونم

09:38.360 --> 09:39.500
‫سکس می‌کردن

09:39.525 --> 09:42.406
‫هیس! امتیاز آخره.
‫سرویس رو باید داسیلوا بزنه

09:57.520 --> 10:00.800
‫پایان بازی، دست و رقابت.
‫برنده فاکس‌کروفت و وارد

10:02.840 --> 10:05.180
‫فکر کنم داسیلوا یه چیزی می‌زنه

10:05.205 --> 10:07.624
‫لطفاً بازی جوانمردانه رو رعایت کنین!

10:13.167 --> 10:14.973
‫زود برمی‌گردم

10:18.560 --> 10:20.260
‫ببین کی اومده، آفرین

10:20.360 --> 10:22.180
‫- فوق‌ستاره باشد؟
‫- قهرمان

10:22.280 --> 10:23.660
‫تو یه فوق‌ستاره‌ای!

10:23.760 --> 10:25.760
‫- چه حسی داری؟
‫- خوبم

10:47.240 --> 10:49.680
‫- بازی خوبی بود
‫- افتضاح بود

10:50.600 --> 10:52.600
‫تو رو می‌شناسم؟

10:53.280 --> 10:55.640
‫یه چندباری بهت دایرکت دادم

10:56.760 --> 11:00.501
‫پروژه‌ی مدرسه‌ام راجع‌به پرونده‌ی اندی بِله

11:00.526 --> 11:03.646
‫اگه بتونم چندتا سؤال ازت بپرسم...

11:04.680 --> 11:07.291
‫خجالت نکش.
‫دیگه همه این‌ها رو دیدن

11:07.787 --> 11:09.530
‫من ندیده بودم

11:12.360 --> 11:14.360
‫چی می‌خوای بدونی؟

11:20.160 --> 11:22.160
‫اندی چجوری بود؟

11:23.560 --> 11:25.692
‫اندی از اونایی بود که...

11:25.717 --> 11:28.495
‫وقتی پرتوی نورش بهت می‌تابید
‫احساس صمیمیت می‌کردی

11:28.520 --> 11:31.120
‫انگار... انگار که تمام دنیای اون بودی

11:32.840 --> 11:35.240
‫به‌نظرت چرا سل و اندی
‫انقدر باهم بحث می‌کردن؟

11:36.320 --> 11:39.374
‫گمونم وقتی نورش به یکی دیگه تابید
‫اون صمیمیته هم از بین رفت

11:39.399 --> 11:41.399
‫شاید بعد از یه مدت
‫همین روی مخ سل رفت

11:41.640 --> 11:43.340
‫تو و اِما هم اینو احساس کردین؟

11:43.440 --> 11:45.800
‫نه. نه، اون بهترین دوست من بود

11:47.680 --> 11:52.200
‫اگه اندی ایرادی داشت، ایرادش این بود
‫که جذب پسرهای اشتباهی می‌شد

11:54.200 --> 11:58.280
‫با یه نفر جدیدی سکس داشت،
‫و بعدش یهو...

12:01.299 --> 12:03.419
‫ولی با سل که سکس نداشت

12:06.126 --> 12:08.326
‫تو گفتی با یه نفر جدید

12:08.760 --> 12:10.760
‫منظورت کی بود؟

12:19.960 --> 12:22.100
‫تو به‌نظر دختر خوبی میای، پیپا

12:22.200 --> 12:24.200
‫نمی‌دونی دست روی چی گذاشتی

12:25.126 --> 12:27.126
‫حواست رو جمع کن

12:42.280 --> 12:43.980
‫هی، وارد

12:44.080 --> 12:47.300
‫دفعه‌ی بعد روی ضربات
‫دست راست کار می‌کنیم، خب؟

12:47.400 --> 12:48.620
‫حتماً، روبی

12:48.720 --> 12:51.540
‫شاید دفعه‌ی بعد تیمی کار کردیم
‫تا تمام زاویه‌ها رو پوشش بدیم

12:51.640 --> 12:53.460
‫تعطیلات خوش بگذره

12:53.560 --> 12:55.840
‫- برو درت بذار
‫- مرسی

12:56.320 --> 12:59.086
‫قراره یه سفر اکتشافی
‫توی شرایط دشوار بریم

12:59.680 --> 13:01.680
‫واو

13:06.840 --> 13:08.840
‫آفرین، کان

13:09.400 --> 13:11.400
‫می‌شه بریم؟

13:12.080 --> 13:13.625
‫آره

13:37.800 --> 13:40.200
‫بفرما

13:41.501 --> 13:42.965
‫واو، فوق‌العاده شد

13:42.990 --> 13:44.970
‫- چراغ پیشانی رو پیدا کردی؟
‫- یکی بهترشو پیدا کردم

13:44.995 --> 13:48.215
‫- این شیطون باتری نداره
‫- و برقی هم نداره

13:48.240 --> 13:51.380
‫برق داره! بفرما. بگیرش

13:51.480 --> 13:54.378
‫خیلی‌خب، مشکلی نیست.
‫گوشیم هم همراهم هست

13:54.403 --> 13:58.615
‫باشه دیگه، خیلی‌خب.
‫ولم کن، ولم کن، خب؟ فقط یه شب نیستم

13:58.640 --> 13:59.980
‫کی قراره رانندگی کنه؟

14:00.080 --> 14:01.793
‫بهت که گفتم، من

14:01.818 --> 14:04.981
‫مشکلی پیش نمیاد. پیپ مسئولیت‌پذیره

14:05.006 --> 14:08.166
‫وقتی با دوستات سوار ماشینی
‫حواست باید به کجا باشه؟

14:08.760 --> 14:12.700
‫♪ کمربند رو ببند آروم آروم، ♪
‫♪ جوگیر نشو، مسخره‌بازی درنیار، خانم ♪

14:13.225 --> 14:14.610
‫خدایا، تو دیگه نه

14:14.635 --> 14:17.495
‫نه، چون مسخره‌بازی سبب بیشتر...

14:17.520 --> 14:19.568
‫تلفات بین رانندگان نوجوون شده

14:19.593 --> 14:21.833
‫بعید می‌دونم این آمار و ارقام
‫درست باشن، عزیزم

14:22.800 --> 14:26.914
‫خوش بگذره،
‫از طرف منم تولد کارا رو تبریک بگو

14:26.939 --> 14:29.884
‫- دوستت دارم!
‫- منم تا ابد دوستت دارم

14:29.909 --> 14:30.935
‫خدافظ، جاش!

14:30.960 --> 14:33.112
‫- دیوونه
‫- امم... چی گفتی؟

14:49.480 --> 14:53.880
<i>‫تو به‌نظر دختر خوبی میای، پیپا.
‫نمی‌دونی دست روی چی گذاشتی</i>

14:56.600 --> 14:58.170
<i>‫حواست رو جمع کن</i>

14:58.195 --> 14:59.815
‫راست می‌گی، واقعاً عجیبه

14:59.840 --> 15:01.900
‫بعدش هم سوار ماشین همونی شد
‫که توی مهمونی سالگرد دیدم

15:02.000 --> 15:03.620
‫اِما و نَت هنوز باهم در ارتباطن؟

15:03.720 --> 15:05.900
‫فکر نمی‌کنم، اِما رفت شهر.

15:06.000 --> 15:08.000
‫شماره‌شو بده من

15:08.760 --> 15:10.660
‫می‌خوای چیکارش کنی؟

15:10.685 --> 15:11.928
‫خودت می‌بینی

15:29.532 --> 15:34.167
‫[سلام، پارسال دوست امسال آشنا.
‫منم، نَت. شماره‌ی جدیدمه.]

15:36.842 --> 15:39.545
‫[سلام، نت. دلم برات تنگ شده بود.]

15:43.552 --> 15:46.178
‫[زندگی شهری چطوره؟]
‫[اِما: همه‌چی خوبه، عزیزم]

15:49.960 --> 15:52.357
‫- هی!
‫- من که نیستم، مثلاً نَتـه

15:50.782 --> 15:52.782
‫[خب، عسل. اون دختر خل‌وچله
‫راجع‌به اندی بهت پیام داد؟]

15:54.393 --> 15:55.853
‫[آره. سر کار خِفتم کرد. تو چی؟]

16:02.338 --> 16:04.214
‫[منو بعد از بازی پیدا کرد]
‫[اِما: و؟؟؟]

16:08.190 --> 16:12.089
‫[از دهنم در رفت بهش راجع‌به
‫زندگی عاشقونه‌ی پیچیده‌ی اندی گفتم]

16:16.248 --> 16:19.384
‫[بهش راجع‌به اون پسر پنهونیه
‫که سن بالائه گفتی؟]

16:21.172 --> 16:22.496
‫پشمام!

16:29.880 --> 16:33.220
‫از نگاه بقیه، جِلوه‌ی خوبی
‫برای سل نداره، مگه نه؟

16:33.599 --> 16:36.384
‫داستان دوست‌پسر حسود از اون
‫انگیزه‌های قدیمی قتل توی رمان‌هاست

16:36.672 --> 16:39.380
‫آره، ولی اندی دوتا دوست‌پسر داشت

16:39.480 --> 16:43.340
‫که یعنی اون «پسرِ پنهونیِ سن بالا»
‫اولین مظنون واقعی ماست

16:43.433 --> 16:46.163
‫که یعنی الان یه قدم از پلیس هم جلوتریم

16:46.366 --> 16:48.386
‫سل تنها مظنون پلیس بود

16:48.575 --> 16:50.235
‫کارت خوب بود، سرگروهبان

16:50.260 --> 16:51.600
‫سرگروهبان؟

16:51.733 --> 16:54.133
‫خب، هنوز که کارآگاه بازرس نشدی

16:56.607 --> 16:59.328
‫شب‌نشینی توی طبیعت وحشی خوش بگذره

16:59.353 --> 17:02.733
‫من که تصور می‌کنم یه مبارزه به
‫سبک فیلم «بازگشته» با طبیعت داشته باشی

17:02.780 --> 17:06.180
‫پیپ در مقابل طبیعت.
‫کدوم برنده می‌شه؟

17:06.800 --> 17:09.220
‫احتمالاً طبیعت

17:09.245 --> 17:11.245
‫من خیلی اهل کمپ کردن نیستم

17:12.200 --> 17:14.200
‫آره، منم همین‌طور

17:16.560 --> 17:18.420
‫تو قراره چیکار کنی؟

17:18.520 --> 17:21.303
‫چندتا مهمونی، شاید هم برم کلوب

17:21.693 --> 17:24.093
‫- واقعاً؟
‫- نه بابا

17:25.160 --> 17:28.042
‫احتمالاً توی مشروب‌فروشی دو شیفته
‫کار کنم، سوار اتوبوس شم، برگردم خونه

17:28.067 --> 17:30.867
‫بعدش هم تمام شب رو توی اتاقم بازی کنم

17:31.720 --> 17:33.140
‫کارا؟

17:33.240 --> 17:34.700
‫مرسی

17:34.800 --> 17:37.260
‫- من دیگه برم
‫- نه، باید با کارا آشنات کنم

17:37.360 --> 17:39.360
‫- نه، نه. مشکلی نیست
‫- بیا

17:49.240 --> 17:52.660
‫کارا، ایشون راویه. همون‌جوری که گفتم
‫داریم دوتایی روی پرونده کار می‌کنیم

17:52.760 --> 17:55.300
‫راوی، ایشون هم کارائه،
‫از چهار سالگی رفیق صمیمی‌ایم

17:55.325 --> 17:57.325
‫کارا، راوی. راوی، کارا

17:57.760 --> 17:59.780
‫- سلام
‫- سلام

18:00.080 --> 18:03.600
‫- خب، من دیگه برم. سفر خوش بگذره
‫- باشه، مرسی

18:05.646 --> 18:07.646
‫خیلی‌خب...

18:15.759 --> 18:18.790
‫الان چیکار می‌کنه؟
‫مگه ترک تحصیل نکرد؟

18:18.958 --> 18:21.453
‫بیل گیتس هم از هاروارد ترک تحصیل کرد.
‫ببین آخر و عاقبتش چی شد

18:22.286 --> 18:25.531
‫- این چادر خیلی بزرگه
‫- به‌نظر من که یه چادر معمولیه

18:27.250 --> 18:29.505
‫مامانت مجبورت کرد
‫آهنگ رانندگیِ ایمنی رو بخونی؟

18:29.530 --> 18:30.950
‫معلومه

18:30.975 --> 18:33.695
‫هنوز هم به «کمربند رو ببند» بی‌توجهه؟
‫(معنی «دیلدوی کمربندی» هم میده)

18:33.720 --> 18:36.435
‫- آره
‫- بزن بریم، اردونشین‌ها!

18:42.560 --> 18:44.600
‫می‌تونی خودت برداریش!

18:49.520 --> 18:51.520
‫اونجا چی گذاشتی؟

18:52.478 --> 18:57.478
‫♪ Wet Leg - Wet Dream ♪

19:55.200 --> 19:57.540
‫این واسه خوشگلی که تولدشه!

19:57.640 --> 19:59.140
‫- ایول!
‫- آره!

19:59.240 --> 20:02.020
‫و این هم... واسه خودمون

20:02.120 --> 20:04.120
‫ایول!

20:04.948 --> 20:07.745
‫گمونم بعد از مکس هیستینگز
‫و ماجرای «یه شات کوچولو موچولو»

20:07.770 --> 20:10.935
‫دور قانون عدم استفاده از مشروب رو خط کشیدی

20:10.960 --> 20:12.674
‫فرضیاتم رو مورد بررسی قرار دادم

20:12.699 --> 20:15.552
‫و به این نتیجه رسیدم
‫که از همون اول حق با من بود

20:15.577 --> 20:17.473
‫کی قراره یه داستان ترسناک
‫واسه‌مون تعریف کنه؟

20:17.498 --> 20:19.210
‫اوه، پیپ. بگو

20:19.235 --> 20:22.655
‫پنج مظنون اصلی اندی بل رو بهمون بگو

20:22.680 --> 20:24.680
‫یکیش خود تویی

20:25.367 --> 20:28.127
‫خودت ۱۹ آپریل ۲۰۱۹ کجا بودی؟

20:30.880 --> 20:32.540
‫خونه‌ی خودت خوابیدیم

20:32.815 --> 20:34.255
‫آوه، آره...

20:34.280 --> 20:35.780
‫می‌شه تمومش کنی؟

20:35.880 --> 20:38.700
‫موضوع اینه اگه حق با تو باشه
‫و سل اندی رو نکشته باشه

20:38.725 --> 20:40.450
‫پس کار هرکس که بوده
‫همچنان اون بیرونه

20:40.475 --> 20:42.735
‫و اگه بفهمه که دنبالشی،

20:42.760 --> 20:45.480
‫احتمال نداره که سراغ خودت بیاد؟

20:46.720 --> 20:48.380
‫- اینجوری نگو!
‫- ببخشید

20:48.480 --> 20:51.554
‫کسی سراغ یه دختر مدرسه‌ای‌
‫که داره پروژه‌شو انجام میده نمیاد

20:51.579 --> 20:54.339
‫تا حالا کسی راجع‌به قاتل نوارچسبی شنیده؟

20:54.800 --> 20:56.700
‫یه قاتل سریالیه

20:56.800 --> 21:01.037
‫ظاهراً دور صورت قربانی‌هاست نوارچسب می‌پیچه

21:01.084 --> 21:03.484
‫درست قبل از اینکه خفه‌شون کنه

21:04.480 --> 21:06.480
‫- حالم به‌هم خورد
‫- خیلی‌خب

21:12.160 --> 21:13.506
‫وایسین

21:17.240 --> 21:19.240
‫چیکار قراره بکنیم؟

21:19.840 --> 21:21.500
‫قراره «چارلی، چارلی» بازی کنیم

21:21.600 --> 21:24.540
‫- این بازی عاقبت خوبی نداره
‫- روح کیو قراره احضار کنیم؟

21:24.640 --> 21:26.380
‫اندی بل

21:39.880 --> 21:44.920
‫اندی... اینجایی؟

21:48.040 --> 21:49.980
‫خب، عمراً واقعی باشه!
‫[نه]

21:50.005 --> 21:51.585
‫- به‌نظرم قلابیه
‫- بیخیال

21:51.610 --> 21:52.935
‫یه لحظه باد اومد

21:52.960 --> 21:56.140
‫واسه اینکه «نه» هم بگه
‫باید اینجا حضور داشته باشه!

21:56.240 --> 21:58.240
‫به نکته‌ی خوبی اشاره کردی

22:02.720 --> 22:06.600
‫اندی... اندی...

22:08.320 --> 22:10.440
‫باهامون صحبت می‌کنی؟

22:11.886 --> 22:13.886
‫امکان نداره
‫[آره]

22:15.840 --> 22:19.363
‫اندی، جسدت همین‌جا دفن شده؟

22:21.240 --> 22:22.697
‫چیه؟

22:24.520 --> 22:26.660
‫پلیس نتونست جسدش رو پیدا کنه

22:26.760 --> 22:28.760
‫ممکنه هرجایی باشه

22:36.245 --> 22:37.408
‫[آره]

22:39.520 --> 22:41.660
‫خدای من

22:58.960 --> 23:00.960
‫من دستشویی دارم

23:07.600 --> 23:09.600
‫مثل زندگیِ داخل آبگیره

23:10.091 --> 23:13.250
‫من، تو و بقیه نفرات آخری هستیم
‫که بهمون غذا می‌رسه

23:13.275 --> 23:17.815
‫مثل کرم‌های پهن و بچه قورباغه‌ها،
‫انگار که ته آبگیر گیر کردیم

23:17.840 --> 23:22.160
‫انت، روبی و بقیه هم روی آبگیرن

23:22.520 --> 23:25.280
‫مثل قایقران و سنجاقک می‌مونن

23:25.720 --> 23:29.160
‫تنها کاری که از دست ما برمیاد
‫اینه که به روشنایی خیره شیم

23:30.920 --> 23:32.180
‫نظرت رو واسه خودت نگه‌دار

23:32.280 --> 23:34.540
‫- و همچنان ما به چشم‌شون نمیایم
‫- دقیقاً

23:34.565 --> 23:36.861
‫چرا اصلاً براتون مهمه که اون‌ها چی فکر می‌کنن؟

23:36.886 --> 23:39.863
‫چرا داره؟
‫چون می‌خواد مخ روبی رو بزنه

23:42.720 --> 23:45.450
‫آخه چرا می‌خوای مخ
‫روبی فاکس‌کروفت رو بزنی؟

23:45.480 --> 23:48.697
‫- چون رون بی‌نقصی داره
‫- آره، ولی چرا روبی فاکس‌کروفت

23:48.722 --> 23:51.405
‫تو خودت مخفیانه رفتی راوی سینگ رو دیدی

23:51.430 --> 23:52.770
‫چی؟ راوی سینگ!

23:52.795 --> 23:55.095
‫واسه همینه پس مجذوب پرونده‌ی سل شدی

23:55.120 --> 23:56.740
‫واسه این نیست

23:57.275 --> 23:59.690
‫به‌نظرم بهتره فردا راجع‌بهش صحبت کنیم

23:59.715 --> 24:01.095
‫یا نکنیم

24:01.120 --> 24:03.120
‫باشه، ببخشید

24:03.675 --> 24:04.777
‫اوه

24:06.320 --> 24:08.100
‫روی پام شاشیدم

24:13.000 --> 24:15.740
‫هیس، یکی اونجاست

24:18.760 --> 24:20.860
‫پیپ!

24:52.600 --> 24:54.140
‫چیزی نیست!

24:54.240 --> 24:55.240
‫منم

25:01.640 --> 25:03.640
‫یه قاتل سریالیِ کوفتی بود

25:04.425 --> 25:06.845
‫از لحاظ آماری احتمال اینکه
‫توی وان حموم بمیری...

25:06.870 --> 25:08.690
‫بیشتره تا یه قاتل سریالی تو رو بکشه

25:08.715 --> 25:10.237
‫کی بود، پس؟

25:10.840 --> 25:12.840
‫یه رهنوردی که گم شده بود

25:13.640 --> 25:15.460
‫یا شاید هم روح اندی بل بود

25:15.560 --> 25:18.111
‫یا شاید هم یه رهنوردی که گم شده بود

25:18.961 --> 25:20.505
‫جای نگرانی نیست، بچه‌ها

25:20.920 --> 25:23.060
‫من و زک بیدار می‌مونیم و نگهبانی می‌دیم

25:23.562 --> 25:25.649
‫بهت برنخوره، کان،
‫ولی همه‌مون وقتی دیلن...

25:25.680 --> 25:27.419
‫کتاب‌های فیزیکت رو پخشِ زمین کرد دیدیمت

25:27.444 --> 25:29.295
‫بهش می‌گن حالتِ جنین
‫(دوتا پا و دست جمع می‌شن)

25:29.320 --> 25:32.280
‫یه حالت دفاعیه که توی
‫خیلی از مبارزات مختلف استفاده می‌شه

26:10.308 --> 26:12.608
‫[دست روی این قضیه نذار، پیپا]

26:43.960 --> 26:45.766
‫حالت خوبه؟

26:46.200 --> 26:48.840
‫آره، خوبم. برگردیم خونه

26:53.720 --> 26:55.960
‫نه، چیزی نیست.
‫خودم میارم، مرسی

26:56.640 --> 26:58.700
‫- مراقب باش
‫- کوله‌ام بازه. بیا اینجا

26:58.800 --> 27:00.300
‫کانر، کوله‌ی من بازه

27:31.885 --> 27:35.412
‫[راوی: حالا دیگه استاد بقائی؟
‫ادرار خودت رو خوردی؟]

27:37.440 --> 27:39.499
‫باورم نمی‌شه تابستون هم دیگه داره تموم می‌شه

27:39.524 --> 27:41.160
‫بعدش هم سال آخر مدرسه‌ست و...

27:41.185 --> 27:43.185
‫نمی‌خوام راجع‌بهش حرف بزنم

27:45.110 --> 27:47.210
‫هنوز سر ماجرای روبی که دلخور نیستی؟

27:47.235 --> 27:49.335
‫چطور فقط به لورن گفتی که دوستش داری؟

27:49.360 --> 27:51.736
‫- بهش نگفتم، خودش حدس زد
‫- خب، چرا من حدس نزدم؟

27:51.761 --> 27:54.401
‫چون خیلی به این چیزها علاقه‌ای نداری

27:56.160 --> 27:58.397
‫بیخیال، فقط یه کراش مسخره‌ست

27:59.044 --> 28:02.404
‫اون یه سنجاقکه، یادته دیگه؟
‫منم یه بچه قورباغه‌ام

28:03.240 --> 28:05.240
‫تو یه کرم پهنی مثل خودم

28:08.560 --> 28:10.560
‫نگران چی‌ای؟

28:12.480 --> 28:14.760
‫فقط دلم نمی‌خواد چیزی عوض شه

28:16.040 --> 28:19.300
‫بیخیال! من از چهار سالگی تو رو می‌شناسم

28:19.400 --> 28:21.700
‫بین من و تو هیچی قرار نیست عوض بشه

28:21.725 --> 28:23.156
‫- باشه؟
‫- باشه

28:23.791 --> 28:25.791
‫ولم کن

28:58.320 --> 28:59.643
‫آهای!

29:19.636 --> 29:22.777
‫[رفتم خرید، برمی‌گردم]

29:57.091 --> 29:59.051
‫[دست روی این قضیه نذار، پیپا]

30:09.226 --> 30:13.015
<i>‫تو به‌نظر دختر خوبی میای، پیپا.
‫نمی‌دونی دست روی چی گذاشتی</i>

30:13.040 --> 30:15.040
<i>‫«دست روی چی گذاشتی»</i>

30:15.440 --> 30:17.440
<i>‫«دست روی چی گذاشتی»</i>

30:18.735 --> 30:20.809
‫[مظنونین: نائومی وارد، مکس هیستینگز،
‫جیسون بل، دزد دماغ، پسر پنهونیِ سن بالا]

30:29.021 --> 30:30.985
‫[نَت داسیلوا]

30:35.144 --> 30:36.644
‫[کنفرانس پلیس]

30:49.722 --> 30:51.479
‫[مأمور پلیس لیتل کیلتون]

31:12.091 --> 31:13.725
‫فکر می‌کنی دیوونه شدم؟

31:13.750 --> 31:15.610
‫صد درصد

31:15.635 --> 31:18.215
‫ولی لزوماً چیز بدی نیست

31:18.240 --> 31:20.840
‫خب، بگو ببینم چی دستگیرت شده؟
‫دارم به چی نگاه می‌کنم؟

31:23.400 --> 31:26.175
‫این دَن داسیلواست،
‫برادر نَت داسیلوا

31:26.200 --> 31:28.860
‫مأموریه که روی پرونده کار می‌کرد

31:28.960 --> 31:31.900
‫لعنتی، قیافه‌شو یادمه.
‫یه مأمور بیشرفه

31:31.925 --> 31:34.792
‫آره. این همونیه که توی مهمونی
‫بهم هشدار داد بیخیال شم

31:35.008 --> 31:37.188
‫ممکنه این همون
‫«پسرِ پنهونیِ سن بالا» باشه؟

31:37.440 --> 31:38.980
‫آره

31:39.080 --> 31:41.540
‫نمی‌دونم. آخه از طرفی هم نَت بهم گفت:

31:41.565 --> 31:44.108
‫«تو به‌نظر دختر خوبی میای، پیپا.
‫حواست رو جمع کن»

31:44.640 --> 31:46.820
‫ممکنه با این کار
‫خواسته واسه نَت لاپوشونی کنه؟

31:46.920 --> 31:48.920
‫شاید

31:53.486 --> 31:54.595
‫هی!

31:54.620 --> 31:57.361
‫فقط دارم به ترتیب زمان وقوع
‫عکس‌ها رو می‌چسبونم

31:57.386 --> 32:00.386
‫راستش، وقتی دیدم از قبل
‫خودت این کارو نکردی غافلگیر شدم

32:09.160 --> 32:11.700
‫ببین. اندی، اِما، نَت

32:11.725 --> 32:13.130
‫اندی، اِما، نَت

32:13.155 --> 32:15.895
‫اندی، اِما، نَت.
‫تا اینجا کنار همدیگه‌ان

32:15.920 --> 32:18.260
‫آپریل، دو هفته قبل از مفقودی اندی

32:18.360 --> 32:21.740
‫از اینجا به بعد، فقط اندی و اِما هستن.
‫دیگه نَت نیست

32:22.106 --> 32:24.527
‫قطعاً سر یه چیزی به مشکل خوردن

32:26.080 --> 32:27.667
‫عکس‌های لختی کِی پخش شدن؟

32:27.692 --> 32:31.295
‫آپریل بود. یادمه، چون توی
‫رقابت‌های زیر ۱۴ سال ۵-۰ باختیم

32:31.320 --> 32:33.380
‫همه توی برگشت داشتن
‫عکس‌ها رو به هم رد و بدل می‌کردن

32:33.405 --> 32:35.525
‫تو گفتی هیچکس نمی‌دونست کار کیه

32:36.160 --> 32:38.340
‫اگه کار اندی بود چی؟

32:38.440 --> 32:40.580
‫ممکنه این کارو با رفیق صمیمیش کنه؟

32:40.680 --> 32:43.840
‫نمی‌دونم. ولی اگه کار اون بوده باشه،
‫به نَت انگیزه‌ی خوبی میده

32:46.400 --> 32:48.400
‫دوباره به گوشیت نیاز دارم

32:49.520 --> 32:52.040
‫دفعه‌ی بعد باید یه غذای بهتر سفارش بدیم

32:53.600 --> 32:55.580
‫مگه چیپس مشکلش چیه؟

32:55.680 --> 32:58.280
‫زیای صدا میده.
‫باید یه غذای بی‌سروصدا بگیریم

33:00.480 --> 33:02.460
‫مثل دونات

33:02.560 --> 33:04.420
‫اونم به دستت می‌چسبه

33:04.520 --> 33:06.520
‫به فکر اثر انگشت هم باشه

33:07.600 --> 33:09.600
‫درسته

33:09.960 --> 33:11.420
‫مارشمالو چی؟

33:11.520 --> 33:13.820
‫بی‌سروصداترین غذای دنیاست

33:13.920 --> 33:15.920
‫حرف نداره

33:22.194 --> 33:23.134
‫سلام، نَت

33:23.159 --> 33:25.579
‫سلام. اومدم یکی از دوستام رو ببینم،
‫نمی‌تونم خیلی صحبت کنم

33:25.604 --> 33:27.604
‫منظورت اِماست؟

33:29.600 --> 33:31.600
‫اِما ماییم

33:31.920 --> 33:33.890
‫این چه مسخره‌بازی‌ایه؟

33:33.915 --> 33:36.435
‫ما می‌دونیم اندی عکس‌هاتو پخش کرد

33:37.160 --> 33:39.160
‫ببخشید؟

33:45.040 --> 33:47.580
‫تو فکر می‌کنی اندی عکس‌های منو پخش کرده

33:47.680 --> 33:49.680
‫و منم از روی کینه کشتمش؟

33:51.520 --> 33:53.075
‫واو

33:53.675 --> 33:55.415
‫خیلی وحشتناکه

33:55.440 --> 33:57.020
‫اندی دوست صمیمیم بود

33:57.045 --> 33:59.165
‫تو و اندی به مشکل خوردین، نه؟

34:00.760 --> 34:02.760
‫درست قبل از اینکه مفقود شه

34:07.860 --> 34:10.500
‫منم اون شبی که سل مُرد باهاش بحثم شد

34:11.160 --> 34:13.160
‫هنوزم حس بدی دارم

34:18.840 --> 34:20.180
‫اندی عوض شد

34:20.205 --> 34:21.745
‫چطور؟

34:21.920 --> 34:23.660
‫نمی‌دونم

34:23.899 --> 34:26.739
‫قبل از اینکه بمیره،
‫یهو سیم‌پیچی‌هاش قاتی کرد

34:27.240 --> 34:30.840
‫با یه پسره که وصله‌ی ناجور بود می‌چرخید

34:31.768 --> 34:33.928
‫بهش گفتم ازش فاصله بگیره، ولی...

34:35.370 --> 34:37.030
‫به حرفم گوش نکرد

34:37.055 --> 34:38.559
‫کی بود؟

34:41.040 --> 34:42.621
‫مکس هیستینگز

34:42.646 --> 34:44.646
‫پسره قاتی داره

34:51.360 --> 34:53.620
‫ممکنه مکس همون
‫پسر پنهونیِ سن بالای ما باشه؟

34:53.645 --> 34:55.825
‫نَت فقط گفت باهم وقت می‌گذروندن

34:55.850 --> 34:58.450
‫آره، ولی مکس گفته بود
‫حتی باهاش هم‌کلام هم نشده

34:59.240 --> 35:01.659
‫- دروغ گفت
‫- خب، شاید فراموش کرده بود

35:01.798 --> 35:04.895
‫مکس می‌تونه عوضی باشه،
‫ولی همیشه خونه‌مون بود

35:04.920 --> 35:07.040
‫بهم یاد داد چطور دریبلِ پلّه بزنم

35:07.920 --> 35:09.440
‫هنوز هم می‌بینیش؟

35:09.465 --> 35:11.905
‫نه راستش.
‫از بعد از مراسم تدفین ندیدمش

35:12.680 --> 35:14.500
‫خیلی‌خب، من مسیرم این‌طرفه

35:14.600 --> 35:16.180
‫می‌خوای تا خونه باهات بیام؟

35:16.205 --> 35:18.205
‫خودم میرم، ولی ممنون

35:38.000 --> 35:39.140
‫سلام

35:39.240 --> 35:41.020
‫سلام

35:41.120 --> 35:43.200
‫من یکی از دوستای مکس‌ام

35:44.440 --> 35:46.440
‫خوش به حالِ مکس

35:49.223 --> 35:50.883
‫خونه‌ست؟

35:51.160 --> 35:52.755
‫توبی؟

35:54.320 --> 35:56.480
‫باید بری بازم از انبار شراب بیاری

35:58.120 --> 36:01.300
‫مکس بالائه. فقط کافیه
‫بوی «پاکو رابان» رو دنبال کنی

36:01.811 --> 36:03.103
‫مرسی

37:05.715 --> 37:10.215
‫♪ Gil Scott-Heron - Me and the Devil ♪

37:57.680 --> 37:59.680
‫گندش بزنن

38:27.080 --> 38:30.080
‫چه غلطی می‌کنی؟

38:34.040 --> 38:36.560
‫سل می‌دونست با دوست‌دخترش سکس داشتی؟

38:39.360 --> 38:40.740
‫تو خیلی بانمکی

38:40.840 --> 38:43.500
‫مثل یه دوشیزه‌ی عصبی و انتقام‌جو

38:43.969 --> 38:45.969
‫به‌نظر من که ویژگی مثبتیـه

38:48.720 --> 38:50.849
‫من با اندی رابطه نداشتم

38:50.874 --> 38:52.735
‫اون عکس هم توی کلاس پیدا کردم

38:52.760 --> 38:55.928
‫کنار تختم نگه‌ش می‌دارم چون بهم انگیزه میده

38:59.475 --> 39:01.575
‫چون قدردان بدن یه خانم‌ام...

39:01.600 --> 39:04.367
‫دلیل نمی‌شه دوست‌دختر دوست صمیمیم رو بکنم

39:10.960 --> 39:12.960
‫اون‌وقت این‌ها رو چی می‌گی؟

39:19.923 --> 39:22.373
‫[پیام ۱۷ آپریل به اندی: دیگه نمی‌شناسمت.
‫تا تمومش نکنی باهات حرف نمی‌زنم]

39:22.398 --> 39:23.642
‫[۲۰ آپریل: کجایی؟ خوبی؟]

39:23.667 --> 39:26.427
‫پس بالاخره مچ‌شون رو گرفتی

39:30.320 --> 39:32.320
‫اندی مواد می‌فروخت

39:34.320 --> 39:35.860
‫تو از کجا می‌دونی؟

39:35.960 --> 39:37.940
‫منم ازش می‌خریدم

39:38.040 --> 39:40.507
‫معمولاً توی مهمونی‌های «کلامتی» می‌فروخت

39:40.749 --> 39:42.809
‫سل هم از مواد بیزار بود

39:43.000 --> 39:44.460
‫اندی دلالی می‌کرد؟

39:44.560 --> 39:46.580
‫واسه یه دلالِ دیگه کار می‌کرد

39:46.680 --> 39:47.820
‫کی؟

39:48.292 --> 39:50.432
‫- اسمش رو نمی‌دونم
‫- از کجا پیداش کنم؟

39:50.457 --> 39:52.457
‫گمونم توی کلامتی

40:03.040 --> 40:06.940
‫کلامتی یه مهمونی سکسی، خیس و شلوغه...

40:06.965 --> 40:09.910
‫و از هر لحاظِ ناجوری بهترینه

40:11.240 --> 40:13.240
‫تو دختر خوبی هستی، پیپ

40:15.680 --> 40:17.460
‫واقعاً آماده‌ای اونجا بری؟

40:18.005 --> 40:22.955
‫♪ Siobham Sainte - Midnight ♪

40:27.000 --> 40:29.000
‫سلام! عاشقتم!

40:44.094 --> 40:54.594
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
