WEBVTT

00:04.729 --> 00:08.551
‫<i>نباید هرگز از این هتل خارج بشی</i>

00:08.551 --> 00:11.220
‫<i>اگر خارج بشی، من منتظرتم</i>

00:14.348 --> 00:16.392
‫<i>وقتی پیدات کردم
‫سنت چندان از اون بیشتر نبود</i>

00:16.392 --> 00:19.062
‫<i>همه‌مون هرکاری برای
‫زنده موندن نیازه انجام میدیم</i>

00:19.062 --> 00:20.646
‫تا عزیزان‌مون بتونن زنده بمونن

00:20.646 --> 00:23.066
‫<i>مامانم برمی‌گرده؟</i>

00:23.066 --> 00:24.776
‫<i>نمی‌دونم، ولی تا وقتی برگرده</i>

00:24.776 --> 00:26.944
‫همین‌جا پیش من می‌مونی

00:26.944 --> 00:28.905
‫حتی تا ابد؟

00:28.929 --> 00:38.929
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:34.790 --> 01:39.190
‫« نـجـیـب‌زاده‌ای در مـسـکـو »

01:39.225 --> 01:43.813
‫اگر دوست پیدا کردن طول کشید نگران نشیا

01:43.813 --> 01:47.817
‫زیاد تلاش نکن
‫ولی گوشه‌گیر هم نباش

01:47.817 --> 01:49.652
‫گوشه‌گیر نباشم. فهمیدم

01:49.652 --> 01:52.363
‫فقط اجازه بده شخصیت جذابت
‫بروز پیدا کنه، متوجه شدی؟

01:52.363 --> 01:54.991
‫آره، آره، می‌دونم بابا

01:54.991 --> 01:57.493
‫- نگران نباش. چیزیش نمیشه
‫- نه نگران نیستم

01:57.493 --> 01:59.203
‫اصلاً چرا باید نگران باشم؟

02:04.000 --> 02:06.335
‫و یادت نره خوش بگذرونیا

02:10.131 --> 02:11.841
‫حتی به پشت سرشم نگاه نکرد

02:24.228 --> 02:26.622
‫عه، اومدی
‫« سال 1947 »

02:26.647 --> 02:29.650
‫بابا، دیگه لازم نیست منتظرم بمونی

02:29.650 --> 02:32.612
‫با این‌حال، منتظرت می‌مونم

02:32.612 --> 02:35.698
‫توی راه خونه گم شدی؟

02:35.698 --> 02:37.742
‫تمام خیابون‌ها رو بسته بودن؟

02:37.742 --> 02:39.744
‫- بحثشو شروع نکن
‫- بحث چیو؟

02:39.744 --> 02:42.205
‫با دوستام بودم
‫قدم زدیم، حرف زدیم

02:42.205 --> 02:44.332
‫عه. بیشتر از قدم زدن...

02:44.332 --> 02:46.000
‫بیشتر از قدم زدن حرف زدیم

02:46.000 --> 02:47.710
‫خیلی قابل‌پیش‌بینی هستی، بابا

02:47.710 --> 02:50.338
‫برای چای عصرونه وقت داری؟

02:50.338 --> 02:52.506
‫شرمنده، مشق دارم

02:52.506 --> 02:55.218
‫باشه، پس می‌ذارم بری به...

02:55.218 --> 02:56.844
‫کارات برسی

02:56.844 --> 02:59.472
‫توی این سن ما، همه‌چی به‌سرعت می‌گذره

03:00.806 --> 03:03.392
‫خبری از آنا نشنیدی؟

03:04.936 --> 03:06.520
‫فکر می‌کردم اولگا

03:06.520 --> 03:07.939
‫خبر رفت‌و‌آمدهاشو بهت بده

03:07.939 --> 03:11.192
‫باهام صحبت نمی‌کنه

03:11.192 --> 03:14.237
‫فکر کنم کار عجولانه‌ای انجام دادم

03:14.237 --> 03:18.074
‫امیدوار بودم بتونی بهم مشورت بدی

03:23.746 --> 03:26.249
‫برید عقب

03:35.591 --> 03:36.592
‫<i>!کلارنس</i>

03:36.592 --> 03:39.553
‫هوشمندانه‌ست
‫خیلی هوشمندانه‌ست

03:39.553 --> 03:41.389
‫آره، قشنگ نیست؟

03:41.389 --> 03:44.475
‫می‌بینی؟ برای همینه که تابه‌حال
‫توی آمریکا انقلاب نشده

03:46.477 --> 03:48.646
‫<i>منو برگردون پیش زن و بچه‌هام</i>

03:48.646 --> 03:51.315
‫همه‌شون شستشوی‌مغزی شدن
‫و رویای آمریکایی رو باور کردن

03:51.315 --> 03:53.234
‫معمولاً، بعد از تموم شدن فیلم

03:53.234 --> 03:55.444
‫در مورد نکات فیلم بحث میشه

03:55.444 --> 03:58.072
‫و با پنج سنت، مردم شستشوی‌مغزی میشن

03:58.072 --> 04:00.658
‫و این دروغ رو باور می‌کنن
‫که اگر شهروندهای خوبی باشن...

04:00.658 --> 04:01.909
‫هیس

04:01.909 --> 04:03.369
‫اگر از حدشون فراتر نرن

04:03.369 --> 04:04.412
‫مزد زحماتشون

04:04.412 --> 04:05.579
‫و مهربونی‌هاشون رو می‌گیرن

04:05.579 --> 04:07.581
‫این کجاش تفکر بدیه؟

04:07.581 --> 04:09.959
‫دروغی برای حفظ کردن وضع موجوده

04:09.959 --> 04:11.002
‫اوه، بازم شروع کرد

04:11.002 --> 04:12.336
‫ده سال

04:12.336 --> 04:14.588
‫رکود آمریکا ده سال طول کشید

04:14.588 --> 04:17.174
‫طبقه‌ی پرولتاریا (کارگر) رو
‫ به امون خدا ول کردن

04:18.175 --> 04:20.386
‫قیام مسلحانه کردن؟ نه

04:20.386 --> 04:23.764
‫نه. نه، رفتن به نزدیک‌ترین سینماشون

04:23.764 --> 04:26.642
‫که توش آخرین خیال‌پردازی‌ها رو
‫جلوشون تکون دادن

04:26.642 --> 04:28.811
‫مثل ساعت جیبی
‫که به یه زنجیر وصل باشه

04:31.147 --> 04:35.151
‫<i>هورا! سلام، بدفورد فالز</i>

04:37.862 --> 04:39.655
‫<i>!کریسمس مبارک</i>

04:39.655 --> 04:41.449
‫<i>کریسمس مبارک -</i>
‫<i>کریسمس مبارک، جورج -</i>

04:41.449 --> 04:42.992
‫<i>کریسمس مبارک، جورج</i>

04:42.992 --> 04:46.620
‫<i>!کریسمس مبارک، سینما</i>

04:46.620 --> 04:49.248
‫<i>!کریسمس مبارک، فروشگاه</i>

04:49.248 --> 04:52.001
‫تمام کسایی هستن
‫که در طی فیلم روشون تاثیر گذاشت

04:54.253 --> 04:57.131
‫باعث میشه به زندگی‌های خودمون فکر کنیم

04:57.131 --> 04:59.216
‫کارهایی که کردیم

04:59.216 --> 05:01.677
‫که اگر ما توی دنیا نبودیم
‫دنیا الان چه شکلی بود

05:01.677 --> 05:03.054
‫<i>سال نوی توام مبارک</i>

05:03.054 --> 05:04.430
‫خاموشش کن

05:04.430 --> 05:06.140
‫خب، دیگه آخراشه

05:11.562 --> 05:13.564
‫فیلم بعدی رو من انتخاب می‌کنم

05:23.366 --> 05:26.535
‫<i>!مری! مری</i>

05:27.578 --> 05:29.789
‫<i>!مری</i>

05:29.789 --> 05:32.541
‫<i>سلام جناب آقای بازرس بانک</i>

05:35.753 --> 05:37.453
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

06:03.406 --> 06:05.282
‫بدون شک از اتفاقی که امروز صبح

06:05.282 --> 06:07.410
‫در راهروی طبقه‌ی سوم افتاد باخبری

06:07.410 --> 06:09.078
‫اتفاق؟

06:09.078 --> 06:11.705
‫- نه، نه، نه، فکر نکنم
‫- ظاهراً

06:11.705 --> 06:13.791
‫دو غاز از قفسی که توی

06:13.791 --> 06:15.991
‫آبدارخانه‌ی بویارسکی بود فرار کردن

06:16.585 --> 06:18.421
‫یا آزاد شدن

06:18.421 --> 06:20.756
‫به‌نظرت ممکنه کار "امیل" بوده باشه؟

06:22.049 --> 06:24.427
‫نه، فکر نمی‌کنم

06:24.427 --> 06:28.556
‫حالا دو تا حیوون یه جایی توی هتل هستن

06:28.556 --> 06:30.256
‫و دارن ول می‌چرخن

06:31.892 --> 06:33.592
‫برات بامزه‌ست؟

06:34.770 --> 06:36.470
‫به هیچ عنوان

06:37.314 --> 06:38.858
‫اگر هرکدومشون رو دیدم

06:38.858 --> 06:41.026
‫فوراً گزارشش می‌کنم

06:41.026 --> 06:43.237
‫پس هیچی در مورد این قضیه نمی‌دونی

06:43.237 --> 06:44.937
‫چرا باید بدونم؟

06:45.781 --> 06:47.616
‫این اتفاقات نشون‌دهنده‌ی رفتاری بچگانه

06:47.616 --> 06:50.953
‫و اطلاع از بخش خدمات هتله

06:50.953 --> 06:54.039
‫سوفیا امروز صبح رفته آشپزخونه؟

06:54.039 --> 06:55.624
‫چطور ممکنه رفته باشه؟

06:55.624 --> 06:58.294
‫امروز صبح مثل همیشه فرستادمش مدرسه

07:00.463 --> 07:02.163
‫آره حتماً

07:03.549 --> 07:05.634
‫خب، اگر کار دیگه‌ای نداری

07:07.052 --> 07:08.554
‫شهرت این هتل

07:08.554 --> 07:11.307
‫برابر با شهرت منه

07:14.018 --> 07:16.479
‫اجازه نمیدم کسی خدشه‌دارش کنه

08:09.198 --> 08:11.367
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

08:16.622 --> 08:18.499
‫ای خدا

08:18.499 --> 08:22.378
‫با اون همه راه رفتن
‫قوزک‌هام قوزک درآوردن

08:22.378 --> 08:24.547
‫یه‌ لحظه فکر کردم
‫قراره تنهایی چای بخورم

08:24.547 --> 08:27.466
‫اوه، خب، مترو بازم خراب بود

08:27.466 --> 08:30.761
‫عه، کوکتل اسپریتز جین. همم

08:32.721 --> 08:35.057
‫جین‌ش بیشتره، اسپریتزش کمتر. حرف نداره

08:38.310 --> 08:40.813
‫آره، خب، واسیلی اصرار داره دستم بگیرم

08:40.813 --> 08:42.439
‫گرچه، حقیقتشو بخوای برای

08:42.439 --> 08:43.983
‫کنار زدن بچه‌ها از سر راهم خوبه

08:43.983 --> 08:46.068
‫اوه، چه قشنگ
‫می‌خواد ازت مراقبت کنه

08:46.068 --> 08:48.654
‫نه، می‌خواد پیر به‌نظر بیام

08:48.654 --> 08:50.781
‫که مردهای دیگه چشمشون دنبالم نباشه

08:51.907 --> 08:55.244
‫دیشب، پیرمرد نادون خواستگاری کرد

08:56.203 --> 08:58.414
‫- خواستگاری کرد؟
‫- همم. مست بود

08:58.414 --> 09:01.041
‫خب، حداقل فکر کنم مست بوده

09:01.041 --> 09:03.085
‫قبول نکردی؟

09:03.085 --> 09:04.795
‫نه

09:04.795 --> 09:07.339
‫خب، اینطوری ازم می‌خواد
‫زیر یک سقف باهاش زندگی کنم

09:07.339 --> 09:09.174
‫اینطوری تکلیف من و تو چی میشه؟

09:09.174 --> 09:11.302
‫حال دخترمون چطوره؟

09:11.302 --> 09:14.054
‫ظاهراً پیانو زدن تو خونشه

09:16.348 --> 09:18.392
‫یعنی چی؟

09:18.392 --> 09:20.644
‫- معنی این کارا چیه؟
‫- اوه، نه

09:20.644 --> 09:21.645
‫بابا

09:21.645 --> 09:23.105
‫سوفیا، برو تو اتاقت

09:23.105 --> 09:24.773
‫من و این آقاپسر حرف داریم

09:24.773 --> 09:26.358
‫فکر کنم سوءتفاهم شده

09:26.358 --> 09:28.485
‫نه، نه، نه، نه، نه
‫کاملاً متوجهم

09:28.485 --> 09:29.862
‫- قضیه چیه
‫- نه نیستی

09:29.862 --> 09:31.363
‫ویکتور داره پیانو زدن بهم یاد میده

09:31.363 --> 09:32.906
‫خب، همه‌شون همینو میگن

09:32.906 --> 09:34.366
‫قدیمی‌ترین روش مخ زدنه، مگه نه؟

09:34.366 --> 09:36.285
‫الکساندر، داری آبروی خودتو می‌بری

09:36.285 --> 09:38.370
‫بهتون قول میدم، جناب
‫به جانم قسم

09:38.370 --> 09:40.497
‫من و سوفیا داشتیم
‫روی گام و سونات کار می‌کردیم

09:40.497 --> 09:42.374
‫گام و سونات؟

09:42.374 --> 09:44.126
‫بابا!

09:44.126 --> 09:46.128
‫حالا دیدی منظورم چیه؟

09:46.128 --> 09:48.881
‫- سوفیا!
‫- ولش کن بذار بره

09:48.881 --> 09:51.467
‫کارم باهات تموم نشده. سوفیا

09:53.510 --> 09:55.429
‫معذرت می‌خوام، ویکتور

09:55.429 --> 09:57.973
‫پیری داره روش تاثیر می‌ذاره

09:57.973 --> 09:59.850
‫دخترجون، صبر کن

10:01.143 --> 10:02.728
‫معذرت می‌خوام

10:02.728 --> 10:05.606
‫اگر ممکنه اشتباه برداشت کرده باشم

10:05.606 --> 10:07.566
‫ممکنه؟

10:07.566 --> 10:09.318
‫اصلاً کسی مثل ویکتور
‫باب میل من نیست

10:09.318 --> 10:10.986
‫مگه به نوع خاصی میل داری؟

10:10.986 --> 10:12.946
‫کاملاً آبروم رو بردی

10:12.946 --> 10:14.740
‫حتی شاید ویکتور دیگه باهام صحبت نکنه

10:14.740 --> 10:16.408
‫چه برسه بخواد بهم یاد بده

10:16.408 --> 10:18.118
‫چرا بهم نگفتی
‫داری پیانو یاد می‌گیری؟

10:18.118 --> 10:20.162
‫قرار بود غافلگیرت کنم

10:20.162 --> 10:21.789
‫برای روز تولدت

10:21.789 --> 10:23.540
‫ولی خرابش کردی

10:29.421 --> 10:31.215
‫تو کی برگشتی؟

10:31.215 --> 10:33.676
‫تور زودتر تموم شد

10:33.676 --> 10:36.845
‫ظاهراً به موقع هم تموم شده

10:36.845 --> 10:38.681
‫میگه نوع خاصی باب میلشه

10:38.681 --> 10:40.724
‫آره، فکر کنم از جین کلی خیلی خوشش میاد

10:40.724 --> 10:42.726
‫آخه چجوری؟

10:44.061 --> 10:46.689
‫متوجه که هستی
‫داره خانومی میشه واسه خودش

10:46.689 --> 10:49.483
‫آره، معلومه
‫منظورم این نیست، ولی...

10:49.483 --> 10:51.360
‫آخه، کسی بهت نگفته بود

10:51.360 --> 10:52.695
‫که بچه‌ها بزرگ میشن؟

10:52.695 --> 10:54.905
‫آره. نه، آخه...

10:54.905 --> 10:56.740
‫نمی‌دونم والا. روحمم خبر نداشت

10:56.740 --> 10:58.575
‫داری در مورد این چیزا
‫باهاش صحبت می‌کنی

10:58.575 --> 11:00.285
‫در مورد چیا؟

11:00.285 --> 11:02.913
‫زن بودن

11:03.914 --> 11:05.791
‫خودت می‌دونی همیشه
‫به سوفیا اهمیت می‌دادم

11:05.791 --> 11:08.210
‫و هرموقع نیاز داشت بهش کمک می‌کردم

11:08.210 --> 11:09.910
‫تا وقتایی که غیبت می‌زنه

11:11.255 --> 11:12.715
‫منظورت از این حرف چیه؟

11:12.715 --> 11:14.466
‫خب، میای اینجا
‫بعد میری اونجا

11:14.466 --> 11:17.845
‫یک ماه اینجایی
‫و بعد دوباره میری تور

11:17.845 --> 11:19.012
‫جانم؟

11:19.012 --> 11:20.556
‫من سرپرستش هستم

11:20.556 --> 11:22.641
‫وظیفه‌ی منه که مراقبش باشم

11:22.641 --> 11:24.727
‫وظیفه‌ی سوفیاست که مراقب خودش باشه

11:24.727 --> 11:26.228
‫و هرگز راهش رو یاد نمی‌گیره

11:26.228 --> 11:27.896
‫اگر مدام حس کنی
‫باید ازش محافظت کنی

11:27.896 --> 11:29.596
‫خب، بعید می‌دونم
‫به تو ربطی داشته باشه

11:31.608 --> 11:33.861
‫از وقتی سوفیا اومد توی این هتل

11:33.861 --> 11:35.946
‫من بخشی از زندگی سوفیا بودم

11:35.946 --> 11:37.548
‫و تو اصلاً قدردان نیستی

11:37.548 --> 11:39.241
‫که مجبور شدم چه کارهایی

11:39.241 --> 11:40.617
‫و چه فداکاری‌هایی بکنم

11:40.617 --> 11:42.369
‫نه فقط برای اون، بلکه...

11:45.622 --> 11:46.582
‫به‌نظرم بهتره بری

11:46.582 --> 11:47.583
‫نه، ببین...

11:47.583 --> 11:49.585
‫ازت می‌خوام بری

11:49.585 --> 11:51.285
‫همین الان

12:09.146 --> 12:10.939
‫سوفیا

12:12.107 --> 12:13.807
‫واقعاً معذرت می‌خوام

13:43.407 --> 13:45.107
‫عه

14:07.071 --> 14:08.891
‫الکساندر، یه اتفاقی افتاده

14:08.891 --> 14:10.591
‫- چی شده؟
‫- سوفیاست

14:11.935 --> 14:13.186
‫- کجاست؟
‫- اینجاست

14:13.186 --> 14:14.886
‫سوفیا!

14:15.230 --> 14:16.940
‫یا خدا! یا خدا!

14:16.940 --> 14:18.984
‫- حالش چطوره؟
‫- الکساندر!

14:18.984 --> 14:20.027
‫دکتر خبر کردیم

14:20.027 --> 14:21.904
‫بیدار نمیشه

14:21.904 --> 14:23.739
‫نه، نه، نه
‫باید بره بیمارستان

14:23.739 --> 14:25.991
‫کمکم کن بلندش کنم

14:27.784 --> 14:29.870
‫وایسا ببینم، کجا داری میری؟

14:29.870 --> 14:31.413
‫الکساندر، نمی‌تونی بری

14:31.413 --> 14:33.081
‫دکتر میاد اینجا. الکساندر!

14:33.081 --> 14:34.781
‫حواسم بهت هست، عزیزدلم

14:45.344 --> 14:47.044
‫در رو باز کن

14:49.598 --> 14:51.266
‫الکساندر، نه

14:54.603 --> 14:57.147
‫وایسا! وایسا!

15:02.945 --> 15:04.237
‫تو رو خدا

15:04.237 --> 15:06.406
‫منو ببر بیمارستان

15:06.406 --> 15:07.407
‫بیمارستان سنت‌انسلم

15:07.407 --> 15:08.992
‫تو رو خدا، زود باش

15:08.992 --> 15:11.578
‫الکساندر، صبر کن!

15:18.293 --> 15:19.795
‫خواهشاً زود باش

15:19.795 --> 15:21.922
‫دارم با تمام سرعت میرم، رفیق

15:23.298 --> 15:24.716
‫چیزی نیست

15:24.716 --> 15:27.010
‫همه‌چی درست میشه
‫بابایی پیشته

15:27.010 --> 15:28.929
‫تو رو خدا، با تمام سرعت برو

15:31.014 --> 15:32.849
‫بله؟

15:34.351 --> 15:37.270
‫ببخشید...

15:37.270 --> 15:38.480
‫یه اتفاقی افتاده

15:38.480 --> 15:41.316
‫یه اتفاقی برای سوفیا افتاده

15:41.316 --> 15:43.151
‫کجاست؟ منو ببر پیشش

15:43.151 --> 15:44.486
‫توی هتل نیست

15:44.486 --> 15:46.446
‫الکساندر بردش بیمارستان سنت‌انسلم

15:46.446 --> 15:47.489
‫الکساندر بردش؟

15:47.489 --> 15:49.189
‫از هتل خارج شد؟

15:49.825 --> 15:51.910
‫باید برم بیمارستان
‫باید پیششون باشم

15:51.910 --> 15:53.495
‫نه، نه، نه
‫باید همین‌جا بمونی

15:53.495 --> 15:54.997
‫مردم تو رو می‌شناسن

15:54.997 --> 15:56.289
‫من میرم

15:56.289 --> 15:57.749
‫مطمئن شو حال سوفیا خوبه

15:57.749 --> 15:59.449
‫ممنون

16:00.502 --> 16:02.462
‫چند نفر دیدنش؟

16:02.462 --> 16:04.673
‫از در جلویی هتل بردش بیرون

16:04.673 --> 16:07.217
‫دیروقت بود، مهمون‌های زیادی نبودن

16:07.217 --> 16:08.844
‫ولی کارکنان...

16:08.844 --> 16:10.387
‫چند نفر؟

16:10.387 --> 16:13.807
‫فکر کنم حداقل ده دوازده تا شاهد بود

16:13.807 --> 16:16.309
‫از جمله جناب مدیر لپلوسکی

16:23.025 --> 16:27.195
‫- لپلوسکی؟
‫- لپلوسکی، بله خودمم...

16:27.195 --> 16:29.740
‫مدیر هتل لپلوسکی هستم، در خدمتم

16:29.740 --> 16:32.492
‫گمونم سروان آباشف هستین، درسته؟

16:32.492 --> 16:33.869
‫پای تلفن صحبت کردیم

16:33.869 --> 16:35.787
‫روستوف کی رفت؟

16:35.787 --> 16:37.372
‫یک ساعت پیش

16:37.372 --> 16:39.374
‫دخترش صدمه دیده بود

16:39.374 --> 16:41.877
‫سوار تاکسی شد، گمونم برای اینکه

16:41.877 --> 16:43.170
‫ببرتش بیمارستان

16:43.170 --> 16:45.672
‫کدوم بیمارستان؟

16:45.672 --> 16:47.841
‫اوه، نمی‌دونم

16:47.841 --> 16:49.134
‫ولی دخترش توی بغلش بود

16:49.134 --> 16:51.053
‫قطعاً صدمه دیده بود

16:52.179 --> 16:54.222
‫همم

16:54.222 --> 16:56.850
‫تمام بیمارستان‌ها رو بگردین

16:56.850 --> 17:01.563
‫دم تمام خروجی‌ها و ورودی‌های هتل
‫نگهبان بذارین

17:02.522 --> 17:04.524
‫اتاقش رو بهم نشون بده

17:04.524 --> 17:06.109
‫با کمال میل

17:06.109 --> 17:07.809
‫فوراً

17:12.657 --> 17:14.357
‫ممنونم

17:16.912 --> 17:18.612
‫بیا بریم

17:20.999 --> 17:22.834
‫اوه، شرمنده

17:22.834 --> 17:24.377
‫سلام

17:24.377 --> 17:25.545
‫کمک لازم دارم

17:25.545 --> 17:28.340
‫کمک لازم دارم. دختر... دخترم...

17:29.549 --> 17:31.676
‫شرمنده
‫تو رو خدا، تو رو خدا کمکم کنین

17:31.676 --> 17:32.719
‫دخترم صدمه دیده

17:32.719 --> 17:34.805
‫دخترم کمک لازم داره

17:34.805 --> 17:36.647
‫تو رو خدا...
‫میشه یه نگاهی بهش بندازین، لطفاً؟

17:36.647 --> 17:37.766
‫چی شده؟

17:37.766 --> 17:39.476
‫افتاد. سرش ضربه خورده

17:39.476 --> 17:41.186
‫نیاز... نیاز دارم یه دکتر معاینه‌ش کنه

17:41.186 --> 17:42.896
‫شرمنده، فعلاً دکتری نداریم

17:42.896 --> 17:43.855
‫- باید صبر کنین
‫- حتماً یکی هست

17:43.855 --> 17:45.107
‫که معاینه‌ش کنه، تو رو خدا

17:45.107 --> 17:46.858
‫یکی باید معاینه‌ش کنه

17:46.858 --> 17:48.110
‫باشه. همین‌جا منتظر بمون

17:48.110 --> 17:50.737
‫باشه. چشم

17:53.573 --> 17:55.273
‫دووم بیار

17:57.577 --> 17:59.955
‫یکی میاد کمکمون می‌کنه

17:59.955 --> 18:01.832
‫یکی میاد

18:01.832 --> 18:04.626
‫چیزی نیست

18:08.255 --> 18:09.297
‫همونطور که می‌بینین

18:09.297 --> 18:11.424
‫توی هیچکدوم از تخت‌ها نخوابیدن

18:13.885 --> 18:16.096
‫آره...

18:17.347 --> 18:19.141
‫کس دیگه‌ای هم رفتنش رو دید؟

18:20.100 --> 18:21.601
‫خب، خودم که دیدم

18:21.601 --> 18:23.603
‫چند تا از کارکنان هم دیدن

18:23.603 --> 18:25.303
‫باشه

18:26.439 --> 18:28.139
‫یک‌جا جمعشون کن

18:39.870 --> 18:41.913
‫<i>درک می‌کنم دارم چه کاری ازتون می‌خوام</i>

18:41.913 --> 18:44.124
‫<i>و اگر نمی‌خواین
‫خودتون رو قاطی کنین درک می‌کنم</i>

18:44.124 --> 18:45.824
‫<i>اگر الکساندر هم بود درک می‌کرد</i>

18:46.835 --> 18:48.712
‫<i>ولی شما تنها امید اون هستین</i>

18:48.712 --> 18:50.547
‫و بابتش به کمک همه‌تون نیاز داریم

19:30.212 --> 19:33.381
‫برام مهم نیست با من چیکار می‌کنی

19:33.381 --> 19:37.385
‫ولی تو رو خدا، تو رو خدا
‫به دخترم کمک کن

19:39.638 --> 19:41.598
‫همراهم بیا

19:43.683 --> 19:44.809
‫باشه

19:44.809 --> 19:46.770
‫بیا بریم، عزیزدلم

19:52.192 --> 19:53.892
‫بیا بریم اینجا، عشقم

19:57.614 --> 20:00.242
‫بخوابونش اونجا لطفاً

20:01.660 --> 20:03.203
‫این کیه؟

20:03.203 --> 20:05.247
‫بهترین جراح کل مسکو

20:07.290 --> 20:09.584
‫از سوفیا مراقبت می‌کنه

20:11.461 --> 20:13.161
‫خیلی‌خب

20:19.094 --> 20:20.929
‫از چه فاصله‌ای افتاده؟

20:20.929 --> 20:22.055
‫از چه فاصله‌ای؟

20:22.055 --> 20:24.015
‫شش متر، شایدم هفت و نیم متر

20:27.394 --> 20:29.312
‫جمجمه‌ش قطعاً ترک خورده

20:29.896 --> 20:32.274
‫به احتمال زیاد هماتوم (خونریزی) مغزی داره

20:32.274 --> 20:34.526
‫این یعنی چی؟
‫چی داری میگی؟

20:40.282 --> 20:42.075
‫مغزش خونریزی کرده

20:43.285 --> 20:45.412
‫صدمه‌ی خیلی جدی‌ایه

20:45.412 --> 20:46.913
‫کار چندانی ازم برنمیاد

20:46.913 --> 20:48.623
‫یا از هر دکتر دیگه‌ای

20:48.623 --> 20:51.251
‫پس هرکاری می‌تونی انجام بده
‫و خوبم انجامش بده

20:51.251 --> 20:53.628
‫باید فوراً عملش کنیم
‫تا فشار رو کاهش بدیم

20:53.628 --> 20:54.838
‫پسر!

20:58.300 --> 21:00.635
‫عزیزدلم. چیزی نیست عزیزم

21:00.635 --> 21:02.053
‫باید بیرون منتظر بمونی

21:02.053 --> 21:03.471
‫نه، همراهش می‌مونم

21:03.471 --> 21:04.472
‫نه، اگر حضورش

21:04.472 --> 21:06.172
‫باعث عفونت شد
‫نمی‌خوام به پای من نوشته بشه

21:06.850 --> 21:08.310
‫حق با اونه

21:08.310 --> 21:10.145
‫باشه. دوستت دارم
‫دوستت دارم، سوفیا

21:14.983 --> 21:16.484
‫الکساندر

21:16.484 --> 21:17.944
‫باید بری

21:17.944 --> 21:19.487
‫نه، نمی‌تونم... نمی‌تونم برم

21:19.487 --> 21:21.489
‫باید قبلش بفهمم سوفیا حالش خوب میشه

21:21.489 --> 21:23.158
‫افرادم تا 15 دقیقه‌ی دیگه می‌رسن

21:23.158 --> 21:24.659
‫باید همین الان بری

21:24.659 --> 21:26.953
‫نمی‌تونم برگردم

21:26.953 --> 21:28.455
‫جلوه‌ی خیلی بدی برام داره

21:28.455 --> 21:30.332
‫اگر بفهمن به یک فراری کمک کردم

21:30.332 --> 21:32.667
‫خب، معضل‌ت رو درک می‌کنم
‫و متاسفم

21:32.667 --> 21:34.669
‫خب، نگران وضعیت خودم نیستم

21:34.669 --> 21:36.463
‫باید به فکر زنم باشم

21:36.463 --> 21:37.839
‫و دخترت

21:37.839 --> 21:40.050
‫پس می‌فهمی چرا تا مطمئن نشدم

21:40.050 --> 21:42.177
حالش خوب میشه یا نه
‫نمی‌تونم از اینجا برم

21:58.026 --> 22:00.403
‫<i>هرچی می‌دونی رو به سروان بگو</i>

22:00.403 --> 22:02.864
‫خب، از کجا شروع کنم؟

22:02.864 --> 22:05.075
‫توی قفقاز به‌دنیا اومدم

22:06.493 --> 22:08.203
‫آخرین باری که دیدمش

22:08.203 --> 22:10.372
‫توی آشپزخونه‌ی بویارسکی بود

22:10.372 --> 22:12.749
‫و داشت با شوهرم بحث می‌کرد

22:14.167 --> 22:16.961
‫<i>به من گفت، به سرآشپز ژوکوفسکی</i>

22:16.961 --> 22:19.547
‫که باید توی سوپ برش

22:19.547 --> 22:21.549
‫جای سرکه از لیمو استفاده کنم

22:21.549 --> 22:25.220
‫حواست باشه داری با کی صحبت می‌کنی

22:26.721 --> 22:28.973
‫همم؟

22:30.767 --> 22:32.644
‫یه مشت دلقکن

22:36.856 --> 22:40.235
‫هرکس بخواد وارد کسب‌و‌کار هتل‌داری بشه

22:40.235 --> 22:42.570
‫خیلی مهمه که این کسب‌و‌کار رو درک کنه

22:42.570 --> 22:44.572
‫برش با سرکه درست میشه...

22:44.572 --> 22:46.741
‫خودش و آندری هرازگاهی
‫یواشکی می‌رفتن اون پایین

22:48.910 --> 22:50.203
‫انبار شراب رو

22:50.203 --> 22:51.579
‫گشتین؟

22:51.579 --> 22:54.040
‫اگر... اگر میشه

22:54.040 --> 22:56.126
‫از بحث منحرف نشیم

22:56.126 --> 22:57.460
‫الکساندر؟

22:57.460 --> 22:58.962
‫بره؟

22:58.962 --> 23:00.797
‫- هرگز همچین کاری نمی‌کنه
‫- نه. هرگز

23:02.090 --> 23:03.800
‫بیا تو

23:05.510 --> 23:08.763
‫سروان، میشه لطفاً باهاتون صحبت کنم؟

23:11.224 --> 23:13.977
‫مربوط به مردیه که دنبالش هستین

23:16.020 --> 23:18.565
‫من...

23:18.565 --> 23:20.191
‫خب...

23:20.191 --> 23:22.277
‫خیلی‌خب، باشه

23:23.319 --> 23:25.613
‫سر یه لیوان مشروب صحبت کنیم؟

23:27.240 --> 23:28.908
‫موضوع خیلی حساسیه

23:28.908 --> 23:31.953
‫و ممنونم که نهایت...

23:31.953 --> 23:34.706
‫دقت رو به‌خرج میدین

23:34.706 --> 23:38.668
‫ولی الکساندر روستوف
‫دیشب هتل رو ترک نکرد

23:40.837 --> 23:42.547
‫از کجا می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

23:44.007 --> 23:45.967
‫چون پیش من بود

23:45.967 --> 23:48.052
‫تمام شب

23:49.471 --> 23:51.306
‫همم؟

23:51.306 --> 23:52.974
‫از اعتراف به این موضوع متنفرم

23:52.974 --> 23:55.560
‫درک می‌کنم که دشمن ملته

23:56.519 --> 23:58.563
‫شاید برای همین اینقدر هیجان‌انگیزه

23:59.856 --> 24:01.983
‫به‌نظرت چیزهای به‌شدت اشتباه نیستن

24:01.983 --> 24:05.277
‫که حس فوق‌العاده خوبی به آدم میدن؟

24:05.277 --> 24:06.696
‫آره

24:06.696 --> 24:09.115
‫حرفتون رو قبول دارم. اوهوم...

24:09.115 --> 24:10.815
‫اوه، اوه، نه. نه

24:17.832 --> 24:19.167
‫همم

24:19.167 --> 24:20.867
‫چه قشنگه

24:22.212 --> 24:23.796
‫میراث خانوادگیه

24:23.796 --> 24:25.882
‫خانواده‌ی کی؟

24:28.635 --> 24:31.513
‫می‌دونم کسی مثل من
‫نباید با امثال این آدم دمخور بشه

24:31.513 --> 24:34.766
‫ولی... عامل حواس‌پرتی جالبیه

24:35.808 --> 24:37.185
‫کسی مثل شما؟

24:37.185 --> 24:39.187
‫دقیقاً

24:40.063 --> 24:42.190
‫ببخشید، ولی من...

24:42.190 --> 24:45.777
‫روحمم خبر نداره شما کی هستی

24:49.405 --> 24:51.491
‫خب، من...

24:51.491 --> 24:53.660
‫من آنا اوربانووا هستم

24:53.660 --> 24:55.203
‫اوهوم

24:55.203 --> 24:57.205
‫آره، گفته بودین

24:57.205 --> 25:00.166
‫آخه می‌دونی، اسمتو می‌دونم

25:00.166 --> 25:02.669
‫چون اینجا نوشتمش

25:03.878 --> 25:06.548
‫فقط... متوجه نمیشم

25:06.548 --> 25:09.551
‫کی هستین، و اینکه چرا اینقدر مهمه

25:12.428 --> 25:16.057
‫الکسی ناچفکو، وزیر فرهنگ

25:16.057 --> 25:17.642
‫از دوستامه

25:17.642 --> 25:19.602
‫باید بهش زنگ بزنی، منو می‌شناسه

25:20.895 --> 25:23.231
‫شهروند ناچفکو، آره، قدیما

25:23.231 --> 25:25.024
‫وزیر فرهنگ بود. اوهوم

25:25.024 --> 25:27.235
‫به کس دیگه‌ای زنگ بزنم؟

25:28.820 --> 25:30.113
‫عه، ناچفکو رفته؟

25:30.113 --> 25:31.239
‫- اوهوم
‫- اوه

25:31.239 --> 25:33.199
‫اوه، آره. برای همیشه

25:33.199 --> 25:35.076
‫گفتی روستوف

25:35.076 --> 25:38.162
‫چه ساعتی اومد اتاقت؟

25:38.162 --> 25:40.415
‫نگفتم

25:44.127 --> 25:46.004
‫بعد از شیفتش

25:46.004 --> 25:48.256
‫ده، ده و نیم

25:49.299 --> 25:51.342
‫حدود ده و نیم

25:52.302 --> 25:54.053
‫می‌دونی...

25:54.053 --> 25:55.722
‫باید بپرسم

25:55.722 --> 25:58.433
‫و شرمنده اگر به‌نظر میاد

25:58.433 --> 26:01.352
‫به حرفت شک دارم، ولی...

26:01.352 --> 26:03.855
‫اگر چیزی که میگی حقیقت داره

26:03.855 --> 26:05.773
‫پس روستوف الان کجاست؟

26:06.816 --> 26:09.110
‫نمی‌دونم

26:10.486 --> 26:12.780
‫به‌نظرم داری دروغ میگی

26:15.617 --> 26:18.870
‫به‌نظرم روستوف از هتل خارج شده

26:18.870 --> 26:21.122
‫همونطور که مدیر هتل گفت

26:23.166 --> 26:26.210
‫و اگر معلوم شد

26:26.210 --> 26:28.254
‫که داری با یک...

26:28.254 --> 26:30.632
‫فراری همکاری می‌کنی...

26:33.760 --> 26:35.887
‫به سیبری فرستاده میشی

26:37.555 --> 26:39.599
‫ولی...

26:39.599 --> 26:41.434
‫می‌خوام بهت

26:41.434 --> 26:44.687
‫یک فرصت دیگه بدم

26:50.360 --> 26:52.487
‫الکساندر تمام شب همراه من بود

26:55.865 --> 26:57.742
‫پس بیا با هم بریم اتاقت رو بگردیم

26:58.701 --> 26:59.827
‫اتاقم؟

26:59.827 --> 27:01.527
‫آره

27:02.080 --> 27:04.165
‫می‌تونی همه‌چیز رو بهم نشون بدی

27:05.124 --> 27:07.168
‫جایی که لخت شدی

27:08.127 --> 27:10.171
‫جایی که باهات خوابید

27:12.882 --> 27:15.009
‫یه چیزی بهم نشون بده

27:15.009 --> 27:17.011
‫و شاید منم

27:17.011 --> 27:19.180
‫در ازاش چیزی بهت بدم

27:22.558 --> 27:24.477
‫هیچکس باهام نخوابید

27:24.477 --> 27:26.587
‫و قرار هم نیست بخوابه

27:32.902 --> 27:34.654
‫باشه

27:34.654 --> 27:36.364
‫خواهیم دید

27:36.364 --> 27:38.491
‫آقایون؟

27:39.826 --> 27:42.870
‫اجازه ندین از جلوی چشماتون جم بخوره

28:34.881 --> 28:36.581
‫روستوف

28:39.051 --> 28:40.553
‫این طبقه رو گشتم

28:40.553 --> 28:42.847
‫تو. تو. زیرزمین رو بگردین

28:42.847 --> 28:45.224
‫برید

28:45.224 --> 28:47.769
‫تو، تو

28:47.769 --> 28:49.645
‫شماها از بالا شروع کنین و برید پایین

28:49.645 --> 28:51.439
‫برید!

29:00.323 --> 29:01.657
‫افرادم اینجان. وقتشه

29:01.657 --> 29:03.618
‫باید بری

29:03.618 --> 29:05.912
‫فکر نکنم بتونم

29:05.912 --> 29:08.539
‫اگر مجبور بشم یکی‌مون رو تحویل بدم
‫ تو رو تحویل میدم

29:09.624 --> 29:12.001
‫مردنت فایده‌ای برای دخترت نداره

29:12.001 --> 29:14.337
‫اینطوری سوفیا هم مجازات میشه

29:14.337 --> 29:16.088
‫چرا؟ اون که کار اشتباهی نکرده

29:16.088 --> 29:18.216
‫اون خانوادته. کار ما همینه

29:23.429 --> 29:25.598
‫از کجا بفهمم چه اتفاقی براش افتاده؟

29:25.598 --> 29:28.559
‫وقتی منو دیدی، می‌فهمی

29:28.559 --> 29:30.520
‫حالا برگرد هتل

29:30.520 --> 29:31.938
‫هماهنگی‌هایی کردم

29:31.938 --> 29:33.397
‫یه ون بیرون منتظرته

29:33.397 --> 29:34.941
‫نانوایی ستاره‌ی سرخ

29:34.941 --> 29:36.641
‫باشه

30:00.591 --> 30:02.134
‫از اون طرف برو

30:02.134 --> 30:04.512
‫- درهای آهنی آخر راهرو
‫- باشه

30:06.722 --> 30:08.683
‫تو، تو، با من بیاین

30:08.683 --> 30:10.768
‫بیاین بریم زیرزمین

30:49.682 --> 30:51.809
‫هتل متروپل بفرمایید

30:58.399 --> 31:00.359
‫بله چشم، رفیق

31:02.570 --> 31:05.406
‫اون اتاق‌ها کنار هم هستن، بله

31:06.532 --> 31:08.743
‫چشم سریعاً انجامش میدم

31:20.379 --> 31:23.591
‫افرادم کل هتل رو گشتن

31:24.967 --> 31:28.095
‫و... اثری ازش نیست

31:31.307 --> 31:33.392
‫پس منتظر می‌مونیم

31:37.897 --> 31:39.398
‫سفارش نون‌ها رسیده

31:39.398 --> 31:41.651
‫نون‌ها که یک ساعت پیش اومد

32:51.387 --> 32:53.222
‫سروان آباشف

32:53.222 --> 32:55.307
‫پیداش کردین؟ روستوف کجاست؟

32:55.307 --> 32:58.227
‫افرادم داشتن هتل رو
‫از بالا تا پایین می‌گشتن

32:58.227 --> 33:00.021
‫دم تمام درها هم سرباز گذاشتیم

33:00.021 --> 33:02.982
‫هیچ راهی برای برگشتن توی هتل نداره

33:02.982 --> 33:05.067
‫به سروان گفتم دیشب دقیقاً چه اتفاقی افتاده

33:05.067 --> 33:06.777
‫و من رفتنش رو دیدم

33:06.777 --> 33:08.446
‫پس، هرکس هرچیم بگه

33:08.446 --> 33:10.865
‫الکساندر روستوف توی این هتل نیست

33:19.498 --> 33:21.167
‫عه

33:21.167 --> 33:23.878
‫صبح بخیر، واسیلی
‫روزنامه‌ی امروز رو داری؟

33:25.379 --> 33:27.006
‫ممنون

33:27.006 --> 33:29.925
‫تو چجوری رفتی اونجا؟

33:31.260 --> 33:34.388
‫عجب سوال جالبی
‫خب، اگر لازمه بدونی...

33:34.388 --> 33:37.224
‫در رو باز کردم، سوار آسانسور شدم

33:37.224 --> 33:39.393
‫دکمه رو زدم، و یهویی اومدم اینجا

33:39.393 --> 33:41.896
‫بهتون... بهتون اطمینان میدم

33:41.896 --> 33:44.899
‫توی اتاقش نبود

33:44.899 --> 33:46.599
‫کجا بودی؟

33:48.611 --> 33:50.905
‫یه نجیب‌زاده هیچوقت این چیزها رو نمیگه

33:50.905 --> 33:52.406
‫بهتون که توضیح دادم

33:52.406 --> 33:57.203
‫بهم گفتین روستوف هتل رو ترک کرده

33:57.203 --> 33:58.903
‫و تو...

33:59.747 --> 34:02.291
‫گفتی رفتنش رو دیدی؟

34:02.291 --> 34:04.293
‫موقع رفتن دیدمش. آره

34:06.170 --> 34:07.922
‫صورتش رو دیدی؟

34:09.298 --> 34:11.050
‫نه

34:11.050 --> 34:13.427
‫قطعاً خودش بود

34:14.595 --> 34:16.472
‫عذر می‌خوام

34:16.472 --> 34:20.768
‫ظاهراً وقتتون تلف شده، فرمانده گلبنیکوف

34:22.561 --> 34:24.261
‫تو

34:25.147 --> 34:26.847
‫بیا باهات حرف دارم

34:56.011 --> 34:57.711
‫بابا؟

35:03.519 --> 35:05.134
‫سعی نکن بلند بشی

35:05.158 --> 35:06.772
‫سعی نکن بلند بشی

35:07.731 --> 35:10.317
‫توی بیمارستانی

35:10.317 --> 35:11.861
‫افتادی

35:11.861 --> 35:14.655
‫- یادم نمیاد
‫- اوه، نه

35:17.241 --> 35:19.285
‫کی منو آورد اینجا؟

35:19.285 --> 35:20.985
‫بابات

35:21.954 --> 35:23.497
‫نگران نباش. جاش امنه

35:23.497 --> 35:25.499
‫الان دیگه برگشته هتل

35:26.917 --> 35:28.617
‫حالت خوبه

35:32.798 --> 35:35.801
‫دیگه هیچوقت بهم اجازه نمیده
‫هیچ‌کاری انجام بدم

35:41.015 --> 35:43.184
‫همه‌مون رو ترسوندیا

35:45.352 --> 35:47.104
‫فقط استراحت کن

35:49.064 --> 35:50.858
‫بابات رو بسپار به خودم

36:00.201 --> 36:02.036
‫اولگا از بیمارستان تماس گرفت

36:02.036 --> 36:03.736
‫- به‌هوش اومده و صحبت می‌کنه
‫- اوه، خدایا!

36:05.331 --> 36:07.031
‫خداروشکر

36:09.335 --> 36:12.296
‫می‌ترسه دیگه اجازه ندی
‫از جلوی چشمات جم بخوره

36:12.296 --> 36:14.757
‫درست فکر می‌کنه

36:14.757 --> 36:16.634
‫ممنونم

36:16.634 --> 36:19.386
‫نمی‌دونم دقیقاً چیکار کردی، ولی ممنونم

36:20.638 --> 36:22.973
‫خب، فقط من نبودم

36:22.973 --> 36:24.673
‫همه کمک کردن

36:26.727 --> 36:28.687
‫همه بخاطر تو این‌کارو کردن

36:31.148 --> 36:33.067
‫معذرت می‌خوام...

36:33.067 --> 36:35.569
‫اگر قبل از این باعث شدم

36:35.569 --> 36:38.739
‫ حس کنی که به‌قدر کافی قدرتو نمی‌دونم

36:38.739 --> 36:40.439
‫"اگر"؟

36:41.700 --> 36:43.869
‫به‌قدر کافی قدرتو نمی‌دونستم

36:45.287 --> 36:47.164
‫که سخت بود
‫نمی‌تونستم جایی برم

36:47.164 --> 36:50.251
‫وقتی تو داشتی تمام کشور رو می‌گشتی

36:54.296 --> 36:56.006
‫تور لغو نشد

36:58.133 --> 37:01.595
‫خودم برگشتم، چون بنا بر دلیل مسخره‌ای

37:01.595 --> 37:03.597
‫دلم برای جفتتون تنگ شد

37:05.557 --> 37:09.103
‫از دوران بچگی
‫ که خونه‌م رو ترک کردم تا الان...

37:09.103 --> 37:11.522
‫فکر یک‌جا موندن هم برام وحشتناک بود

37:14.066 --> 37:15.766
‫تا الان

37:17.861 --> 37:19.561
‫دلم برات تنگ میشه

37:20.698 --> 37:23.284
‫ولی لازم نیست اینطوری باشه

37:23.284 --> 37:26.412
‫می‌تونی همین‌جا توی مسکو بمونی

37:26.412 --> 37:28.914
‫می‌تونی... می‌تونی بیای
‫پیش من زندگی کنی

37:28.914 --> 37:30.666
‫یا خدا، عمراً

37:31.834 --> 37:34.461
‫یه سوئیت توی هتل می‌گیرم

37:35.838 --> 37:37.923
‫بطور دائم

38:02.531 --> 38:03.991
‫- سوفیا...
‫- بابا

38:03.991 --> 38:06.410
‫اوه! دختر عزیزم

38:06.410 --> 38:08.996
‫- بابا، بابا، داری لهم می‌کنی
‫- اوه، معذرت می‌خوام

38:08.996 --> 38:11.123
‫واقعاً معذرت می‌خوام

38:14.752 --> 38:16.712
‫مطمئنی همینو می‌خوای؟

38:16.712 --> 38:19.340
‫چیزیه که برای تو می‌خوام

38:20.591 --> 38:23.510
‫هرگز سال‌هایی که با هم
‫سپری کردیم رو فراموش نمی‌کنم

38:23.510 --> 38:26.096
‫تو راهنمام بودی، مادرم بودی

38:26.096 --> 38:29.683
‫توام مایه‌ی اعصاب‌خردیم بودی

38:32.811 --> 38:35.022
‫اوه، برو دیگه. راحتش کن

38:46.658 --> 38:48.827
‫واسیلی...

38:48.827 --> 38:50.527
‫قبول می‌کنم

38:50.551 --> 39:00.551
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

40:19.668 --> 40:21.420
‫<i>اولگا و واسیلی</i>

40:21.420 --> 40:23.797
‫<i>...پنج سال با خوشبختی کنار هم زندگی کردن</i>

40:24.423 --> 40:28.010
‫<i>تا اینکه کهولت سن
‫ اولگای عزیزمون رو ازمون گرفت</i>

40:28.594 --> 40:31.847
‫<i>برام مثل مادربزرگ بود</i>

40:43.859 --> 40:47.154
‫<i>کارکنان متروپل خانواده‌م بودن</i>

40:49.531 --> 40:53.577
‫<i>تا جایی که یادمه، اون آخرین باری بود
‫که همه‌مون کنار هم بودیم</i>

41:27.736 --> 41:29.436
‫تولدت مبارک

41:29.460 --> 41:39.460
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
